فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

پاورپوینت طرح مرمتی خانه ی پروین اعتصامی

فایل پاورپوینت بررسی پروژه طرح مرمتی خانه ی پروین اعتصامی،در حجم 72 اسلاید و قابل ویرایش
دسته بندی معماری
فرمت فایل ppt
حجم فایل 8033 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 71
پاورپوینت طرح مرمتی خانه ی پروین اعتصامی

فروشنده فایل

کد کاربری 5979

بخشی از متن:

رفع خطر شامل از بین بردن خطرات ناشی از تخریب ساختمان در طول طرح مرمتی بنا می باشد.
الف: شمع کوبی
ب: جلوگیری ازفرو ریختن نما
استفاده از شمع بندی مایل برای جلوگیری از فرو ریختن نما ، در این نوع شمع بندی بار دیوار تئسط شمع ها یا حائل های مایل به زمین منتقل می شود .
تعیین مکان دقیق شمعها از نظر توانایی تحمل حداکثر بار کف و دیوار مهم است. خط مرکز شمع حایل باید با خط مرکز دیوار یا تکیه گاه کف تلاقی کند.

فهرست مطالب :
فهرست:
فصل اول:
رفع خطر
برنامه استحفاظی

فصل دوم:
بیوگرافی
مطالعات تاریخی

فصل سوم:
مطالعات پلانهای وضع موجود
مطالعات سازه بنا
مطالعات تاسیسات بنا
مطالعات پی
مطالعات پله
الگوهای اتاقها
دسترسی ها
شناخت تزئینات

فصل چهارم:
آسیبهای رطوبتی (صعودی و نزولی )
آسیبهای عناصر الحاقی و حذفی
آسیبهای تاسیساتی و مکانیکی
آسیبهای ترک

فصل پنجم:
مبانی طرح مرمتی
از بین بردن عوامل مخل
تقویت، بهسازی و تعویض
مرمت تزئینات

فصل ششم:
طرح مرمتی بنا (درمان)

فصل هفتم:
طرح احیاء

این فایل با فرمت پاورپوینت در 72 اسلاید قابل ویرایش تهیه شده است.


بررسی فقهی و حقوقی اشتباه در موضوع عقد

این رساله تحت عنوان بررسی اشتباه در موضوع قرارداد است ابتدا تعریف اشتباه از لحاظ لغوی و حقوقی و تفاوت آن با واژه های مشابه مثل خطا و سهو و جهل و تعریف موضوع قرارداد و اینکه در مباحث پراکنده مربوط به ایجاب و قبول، شروط و خیارات در کتب فقهی در بررسی قواعد فقهی مانند العقود تابعه للقصود ، المؤمنون عند شروطهم، اصاله اللزوم استنباط و در حد گنجایش این
دسته بندی حقوق
فرمت فایل doc
حجم فایل 287 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 145
بررسی فقهی و حقوقی اشتباه در موضوع عقد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

مقدمه .......................................... 1

فصل اول: کلیات

1-1- تعریف و تقسیم بندی اشتباه ................. 6

1-1-1- تعریف اشتباه و تفاوت آن با واژه های مشابه. 6

1-1-1-1- تعریف اشتباه............................ 6

1-1-1-1-1- تعریف اشتباه در لغت................... 6

1-1-1-1-2- تعریف اشتباه در اصطلاح حقوقدانان....... 6

1-1-1-2- تفاوت اشتباه با مفاهیم مشابه............ 7

1-1-1-2-1- تفاوت اشتباه با خطا................... 7 1-1-1-2-2- تفاوت اشتباه با جهل.............................. 7

1-1-1-2-3- تفاوت اشتباه با سهو................... 8

1-1-2- تقسیم بندی اشتباه......................... 8

1-1-2-1- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار متعلق آن.... 8

1-1-2-1-1- اشتباه موضوعی ........................ 8

1-1-2-1-2- اشتباه حکمی(حقوقی).................... 9

1-1-2-2- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار کیفیت تحقق آن در ذهن 10

1-1-2-2-1- شبهه مصداقی.......................... 10 1-1-2-2-2- شبهه مفهومی ......................................... 11

1-1-2-3- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار میزان تأثیر آن در عمل حقوقی 11

1-1-2-3-1- اشتباه مانع.......................... 11

1-1-2-3-2- اشتباه معیوب کننده رضا............... 13

1-1-2-3-2- اشتباه بی اثر........................ 13

1-2- کیفیت تأثیر اشتباه در موضوع با اراده....... 14

1-2-1- تحلیل عناصر اراده........................ 14

1-2-1-1- مرحله تصور یا ادراک.................... 14

1-2-1-2- تدبر................................... 15

1-2-1-3- میل نفس................................ 15

1-2-1-4- قصد 15

1-2-1-5- قصد و رضا.............................. 16

1-2-1-6- کدامیک از مراحل اراده تحت اصابت اشتباه قرار می گیرد؟ 18

1-2-2- بررسی اراده باطنی و ظاهری................ 19

1-2-2-1- اراده باطنی و ظاهری در فقه امامیه...... 19

1-2-2-1-1- دلایل طرفداران اراده باطنی............ 20

1-2-2-2 اراده باطنی و ظاهری در قانون مدنی....... 21

1-2-2-2-1- بررسی اشتباه در اراده ظاهری.......... 22

1-2-2-2-1-1- اشتباه در بیان اراده............... 23

1-2-2-2-1-2- اشتباه در انتقال اراده ............ 23

1-3- مبنای اشتباه در موضوع مورد معامله.......... 24

1-3-1- اشتباه ناشی از توهم خود شخص.............. 24

1-3-2- اشتباه ناشی از تدلیس غیر................. 24

1-3-2-1- مفهوم اشتباه ناشی از تدلیس در موضوع قرارداد 24

1-3-2-2- ارکان اشتباه ناشی از تدلیس در موضوع.... 25

1-3-2-2-1- انجام عملیات (عنصر مادی)............. 25

1-3-2-2-2- قصد فریب (عنصر معنوی)................ 27

1-4- تعریف موضوع مورد معامله اقسام و شرایط آن... 27

1-4-1- تعریف موضوع مورد معامله.................. 27

1-4-1-1- موضوع مورد معامله در فقه............... 28

1-4-1-2- موضوع مورد معامله در حقوق ایران........ 30

1-4-1-3- نظریات مختلف در رابطه با موضوع مورد معامله 31

1-4-1-3-1- نظریۀ قصد مشترک متعاملین............. 31

1-4-1-3-2- نظریۀ عرفی بودن...................... 32

1-4-1-3-3- نظریۀ مختلط.......................... 32

1-4-1-3-4- نظریۀ هویت موضوع..................... 32

1-4-2- اقسام و شرایط موضوع مورد معامله.......... 34

1-4-2-1- اقسام موضوع مورد معامله................ 34

1-4-2-1-1- تقسیم مورد معامله از حیث ماهیت....... 34

1-4-2-1-1-1- مورد معامله ممکن است عین باشد...... 34

1-4-2-1-1-2- عمل مورد معامله.................... 35

1-4-2-1-1-3- تحقق تعهد یا سقوط تعهد............. 35

1-4-2-1-2- تقسیم مورد معامله از جهت وضعیت منطقی (کلی و جزئی بودن) 35

1-4-2-1-3- تقسیم مورد معامله از حیث خصوصیات نوعی و شخصی(مثلی یا قیمی بودن)........................................... 35

1-4-2-2- شرایط موضوع مورد معامله................ 36

1-5- تاریخچه اشتباه در معاملات................... 38

1-5-1- اشتباه در معاملات در حقوق رم ............. 38

1-5-1-1- دیدگاه مشائیون......................... 39

1-5-1-2- دیدگاه رواقیون......................... 40

1-5-2- اشتباه در معاملات در حقوق فرانسه.......... 40

1-5-3- اشتباه در معاملات در فقه امامیه........... 42

1-5-4- اشتباه در معاملات در قانون مدنی ایران..... 43

فصل دوم: قلمرو اشتباه در موضوع قرارداد

2-1- اشتباه در موضوع............................ 46

2-1-1- نظریۀ نوعی............................... 47

نقد نظریۀ....................................... 48

2-1-2- نظریۀ شخصی............................... 48

نقد نظریۀ....................................... 51

2-1-2- بررسی نظریه شخصی محض..................... 51

2-1-2-1- تعارض نظریۀ شخصی با اصل ثبوت در قراردادها. 51

2-1-2-2- تعارض نظریۀ شخصی با شرایط اساسی صحت قرارداد 52

2-1-2-3- تعارض نظریۀ شخصی با اصل تنجیز در قراردادها 53

2-1-3- نظریۀ مختلط.............................. 54

نقد نظریۀ....................................... 55

2-1-3-1- حقوق اسلام.............................. 55

2-1-3-1-1- اشتباه در اوصاف جوهری موضوع.......... 55

2-1-3-1-1-1- فقه امامیه......................... 55

2-1-3-1-1-2- فقه اهل سنت........................ 57

2-1-3-1-2- اشتباه در هویت موضوع................. 57

2-1-3-2- حقوق ایران............................. 58

2-1-3-3- حقوق فرانسه............................ 59

2-2- اشتباه در وصف موضوع........................ 61

2-2-1- اشتباه در وصف کیفی موضوع................. 61

2-2-1-1- اشتباه در وصف مذکور موضوع.............. 61

2-2-1-2- اشتباه در وصف ضمنی موضوع(غیر مذکور).... 63

2-2-1-2-1- اشتباه در وصف ضمنی عرفی.............. 64

2-2-1-2-1-1- اشتباه در وصف ضمنی سلامت موضوع...... 64

2-2-1-2-1-2- اشتباه در وصف ضمنی تساوی ارزش دو موضوع 66

2-2-1-2-2- اشتباه در وصف ضمنی طرفینی............ 66

2-2-2- اشتباه در وصف کمّی موضوع.................. 67

2-3- شرایط تأثیر اشتباه در موضوع قرارداد........ 69

2-3-1- اشتباه در علت عمده عقد یا اشتباه اساسی... 69

2-3-2- اشتباه در قلمرو تراضی باشد............... 72

2-4- نظریۀ اشتباه مشترک......................... 75

2-4-1- دلایل پیروان نظریۀ اشتباه مشترک........... 75

2-4-1-1- نظریۀ اشتباه مشترک پشتوانه اصل ثبوت در قراردادهاست 75

2-4-1-2- نظریۀ اشتباه مشترک با عدالت همراه است.. 76

2-4-2- دلایل مخالفان نظریۀ اشتباه مشترک.......... 76

2-4-2-1- نظریۀ اشتباه مشترک با منطق سازگارنیست.. 76

2-4-2-2- نظریۀ اشتباه مشترک با عدالت همراه نیست. 76

2-4-2-3- نظریۀ اشتباه فردی تعارضی با اصل ثبوت در قراردادها ندارد. 76


فصل سوم: اشتباه های موجب خیار فسخ

3-1- اشتباه های موجب خیار فسخ................... 79

3-1-1- مبنای اشتباههای موجب خیار فسخ............ 80

3-1-2- توجیه خیار فسخ بر مبنای نظریۀ اشتباه..... 80

3-2- اشتباه در اوصاف عرفی(فرعی)................. 83

فصل چهارم: اثرحقوقی اشتباه در موضوع قرارداد

4-1- اثر حقوقی اشتباه در موضوع.................. 88

4-1-1- اثر حقوقی اشتباه در اوصاف جوهری موضوع در حقوق اسلام و ایران 88

4-1-1-1- اثر حقوقی اشتباه در اوصاف جوهری در کل قرارداد 88

4-1-1-1-1- نظر عدم نفوذ......................... 88

4-1-1-1-1-1- طرح نظر عدم نفوذ................... 88

4-1-1-1-1-2- بررسی نظر عدم نفوذ................. 91

4-1-1-1-2- نظر بطلان............................. 94

4-1-1-1-2-1- حقوق اسلام.......................... 94

4-1-1-1-2-1-1- فقه امامیه....................... 94

4-1-1-1-2-2- دوم حقوق ایران..................... 95

4-1-1-2- اثر حقوقی اشتباه در اوصاف جوهری در بعض قرارداد 97

4-1-1-2-1- مقدار موضوع قرارداد کمتر از میزان مقرر است. 97

4-1-1-2-1-1- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش مساوی هستند. 97

4-1-1-2-1-1-1- دلیل عرفی(بر بطلان بعض)........... 98

4-1-1-2-1-1-2- دلیل اداره عقود از جانب شارع (بر بطلان بعض) 99

4-1-1-2-1-2- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش متفاوت هستند. 100

4-1-1-2-2- مقدار موضوع قرارداد بیش تر از میزان مقرر است. 101

4-1-1-2-2-1- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش مساوی هستند. 101

4-1-1-2-2-2- اجزای موضوع قرارداد از نظر ارزش متفاوت هستند. 102

4-2- اثر حقوقی اشتباه در هویت موضوع............. 102

4-2-1- حقوق اسلام................................ 102

4-2-2- حقوق ایران............................... 103

4-2-3- حقوق فرانسه ............................. 104

4-3- نتیجه...................................... 105

منابع و مآخذ

فارسی .......................................... 107

عربی .......................................... 109


چکیده

این رساله تحت عنوان بررسی اشتباه در موضوع قرارداد است . ابتدا تعریف اشتباه از لحاظ لغوی و حقوقی و تفاوت آن با واژه های مشابه مثل خطا و سهو و جهل و تعریف موضوع قرارداد و اینکه در مباحث پراکنده مربوط به ایجاب و قبول، شروط و خیارات در کتب فقهی در بررسی قواعد فقهی مانند العقود تابعه للقصود ، المؤمنون عند شروطهم، اصاله اللزوم استنباط و در حد گنجایش این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته است .

کلید واژه : اشتباه ،موضوع مورد معامله


مقدمه

درصحنه اجتماع ، اشتباه همواره یک عذر محسوب نمی شود . و اشخاص نمی توانند بدین بهانه ، خود را از مسئولیت ها و آثار اجتماعی آن رها سازند ،گاه شدت اثر اشتباه آن چنان بالاست که خردمندان جامعه از مکافات به اشتباه افتاده، چشم پوشی نمی کنند، هرچند گاه آنچنان ضعیف است که جای ملامت نیز نمی گذراند.

اشتباه در علم حقوق، باحفظ مفهوم عرفی خود چهره های گوناگون دارد . در روابط قرارداری ، گاه یک طرف یا هر دو طرف به علت تصور نابجایی که از حقیقت در ذهن خود پروارنده ، دچار اشتباه می شوند ، یکی خود را به اشتباه متعهد می داند ، دیگری به اشتباه کالای فروشی را به قصد هبه می پذیرد و سومی بدین پندار که با هنرمندی زبردست روبروست ، اثر عادی وی را بجای یک شاهکار هنری خریداری می کند .

نقطه جنجال برانگیز پدیدۀ اشتباه در تمامی نظامهای حقوقی در راستای ترجیح یکی از دو اصل است که آیا باید همگان را مطیع حاکمیت اراده دانست یا نظم وثبوت در معاملات را محفوظ
دانست .

با توجه به اهمیت نقش اراده در قراردادها، بررسی و تجزیه و تحلیل اراده و مطالعۀ عوامل مؤثر براراده شخص در هنگام انجام اعمال حقوقی، نیز مورد توجه واقع شد. اکنون بررسی عیوب اراده و چگونگی و میزان تأثیرآن در قراردادها از مباحث بسیار مهم حقوق تعهدات است و اشتباه به عنوان عیوب اراده در قوانین مدنی کشورهای مختلف مورد اشاره واقع شده است . اهمیت بحث وقتی روشن می شود که به خاطر آوریم در دنیای داد وستد هر کسی سعی دارد بیشتر بستاند و کمتر بدهد و در این کشاکش معمولاً دو عوض برابر نمی ماند ویکی از طرفین معمولاً بهرۀ بیشتری می برد ، همین مسأله باعث سود تجاری می شود ودادوستد را رونق می بخشد . پس تقریبا در هرمعامله یکی از طرفین می تواند ادعا کند که مرتکب اشتباه شده است . به این ترتیب بررسی این پدیده روانی و تعیین اشتباهای مؤثر در عقد بویژه در دنیای امروز که مبادلات تجاری و دادوستدهای بین المللی توسعۀ روز افزونی پیدا کرده ، اهمیت فوق العاده ای دارد . به مقتضای اصل حاکمیت اراده باید هر عاملی که با این اصل در تعارض باشد نادیده انگاشته شود و یگانه حاکم، ارادۀحقیقی اشخاص باشد.

علی رغم طرز فکر مزبور در حقوق امروز، سعی بر این است که اصل حاکمیت اراده در چهارچوبی منطقی شکل گیرد . از جمله مرزهای معقول اصل حاکمیت اراده ،اصل نظم ، و ثبوت در قراردادهاست در صورتی که آزادی ارادۀ افراد بخواهد با مصلحت ثبوت در قراردادها، تعارض و برخورد داشته باشد ، به ناچار بایستی تا حدی اصل نخست را فدای اصل دوم ساخت . نظامهای حقوقی به منظور حل تعارض دواصل مذکور ، تمهیداهایی اندیشیده اند مواد قانون مدنی ایران در زمینۀ اثر حقوقی اشتباه، مبهم ، معارض وپراکنده است . رویۀ قضایی، در این باره راه حلی ندارد . بسیاری از حقوقدانان با این ادعا که در فقه امامیه ، از اشتباه در موضوع ، سخن به میان نیامده سعی بر آن داشته اند تعارض مواد را بر اساس دکترین و رویۀ قضایی کنونی فرانسه حل کنند هرچند که عنوان اشتباه در موضوع قرارداد در متون فقهی به چشم نمی خورد ، اما در مباحث پراکنده مربوط به ایجاب و قبول ، شروط ضمن عقد و در بحث از برخی قواعد فقهی می توان احکام راجع به آن را مطالعه و استنباط کرد . پس نبود واژه هایی خاص ، نباید سد راه تحقیق شود ، اشتباه پدیده ای نیست که ویژه ی عصری خاص یا فرهنگی خاص باشد . بدون تردید فقیهان دوراندیش ما از این پدیده سخن به میان آورده اند ،منتهی برای حل مشکلات باید در جستجوی مفاهیم بودتا واژه ها ، برای حل مسأله مزبور ،در طول نگارش این پژوهش سعی شده تا سرحد امکان مطالبی که راجع به اختلاف نظر دربارۀ اشتباه و تأثیر آن در قراردادها و مباحثی که در آن مطرح است بررسی شود تا نتیجه ای که از حل مسأله ارائه می شود منصفانه باشد .


طرح تحقیق

الف ) موضوع تحقیق ب) هدف تحقیق ج) روش تحقیق

الف ـ موضوع تحقیق:

موضوع این رساله اشتباه در موضوع عقد می باشد که با اکثریت آراء شورای پژوهشی دانشکده الهیات و معارف اسلامی تهران واحد شمال دانشکده آزاد اسلامی به تصویب رسید .

ب ـ هدف تحقیق:

نویسندگان حقوق در تفسیر اشتباه وتأثیر آن در قراردادها اتفاق نظر ندارند وتعابیر آنان مختلف و گاه متضاد است . وجود همین اختلاف نظرها دربارۀ اشتباه وتأثیر آن در قراردادها وروشن نبودن مفهوم اشتباهات مؤثر ، مثل مفهوم موضوع معامله در قانون گویا نبوده ونیاز به بررسی و دقت دارد وبه همین خاطر باید روشن ساخت که آیا منظور اشتباه در هویت موضوع عقد است یا در جنس موضوع یا آنکه اوصاف جوهری موضوع را نیز در بر می گیرد و یا اینکه آیا اشتباه مؤثر عقد را باطل می سازد یا غیر نافذ ؟ در قانون مدنی ایران تمییز اشتباه های مؤثر در صحت عقود ، اشتباه های موجب خیار فسخ بسیار دشواراست .

در صورتیکه اشتباه قصد و رضا را از بین نبرد و درزمرۀ خیارات نباشد در عقد تأثیری ندارد و یا بحث اشتباه در قانون از جمله اشتباهاتی است که باید آنرا در عقد بی تأثیر دانست .

اما اگر اشتباه در قانون به اشتباه های مؤثر در عقد منتهی شود، نه به واسطه اشتباه در قانون ،بلکه به این دلیل که اشتباهی که روی داده به حکم قانون در عقد مؤثر است، بر صحت عقد تأثیر
می گذارد و چنین مسائل و پرسش هایی اساس این نوشتار را تشکیل می دهد . اساسی و بنیادی بودن این گونه مباحث درسیر اندیشۀ فقهی ـ اجتماعی بیانگر این است که عقود و معاملات از جمله احکامی است که نقش بسزایی در چگونگی روابط انسانها با یکدیگر ایفا می کند تا ازتضییع حقوق جلوگیری شود .


ج ـ روش تحقیق:

دراین تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شده و از منابع موجود در کتابخانه های مجلس شورای اسلامی ، ملی ،مدرسه عالی شهید مطهری و کتابخانه دانشکده بهره لازم را برده ام .

فصل اول

کلیات

1-1- تعریف و تقسیم بندی اشتباه

1-2- کیفیت تأثیر اشتباه در موضوع با اراداه

1-2-1- تحلیل عناصر اراده

1-2-2- بررسی اراده ظاهری و باطنی

1-3- مبنای اشتباه در موضوع مورد معامله

1-4- تعریف موضوع مورد معامله ، اقسام و شرایط آن

1-5- تاریخچه اشتباه در معاملات

1-1- تعریف و تقسیم بندی اشتباه

1-1-1- تعریف اشتباه و تفاوت آن با واژه های مشابه :

1-1-1-1- تعریف اشتباه :

1-1-1-1-1- تعریف اشتباه در لغت :

در اصطلاح لغوی ، اشتباه از «شبه» به معنای مانند شدن یا چیزی را به جای چیز دیگر گرفتن[1] و یا کاری را به غلط انجام دادن است.

1-1-1-1-2- تعریف اشتباه در اصطلاح علم حقوق دانان :

در اصطلاح حقوق دانان اشتباه عبارت است از تصور خلاف واقع از امری به طوری که آنچه را واقعی می پندارد غیر واقعی است و آنچه غیر واقعی است، حقیقت می پندارد.[2]

1- یکی از حقوقدانان فرانسوی در تعریف اشتباه این چنین بیان کرده است : اشتباه ، نمایش نادرست حقیقت است .[3]

2- یکی از فقهاءی امامیه در تعریف اشتباه این چنین بیان کرده است : اشتباه عبارتست از مطابق نبودن اراده ظاهری با اراده باطنی.[4]

3- یکی از فقهاءی اهل سنت در تعریف اشتباه این چنین بیان کرده است : در اشتباه، انگیزه و دافعی که موجب قبول تعهد طرف به اشتباه افتاده شده با آنچه که در خارج است ، متفاوت است.[5]

1-1-1-2- تفاوت اشتباه با مفاهیم مشابه :

1-1-1-2-1- تفاوت اشتباه با خطا :

خطا در لغت به معنای نادرست،[6] گناه غیر عمد[7] واشتباه[8] آمده است.

خطا در صورتی که مقابل عمد باشد ، عبارتست از وصف عملی که فاعل آن دارای قوه تمییز بوده و به علت غفلت یا نسیان یا جهل و بی مبالاتی و عدم احتیاط عملی را بر خلاف موازین اخلاق (خطای اخلاقی) یا قانون، مرتکب می شود.

فاعل عمل خطائی بر عکس فاعل عمل عمدی قصد نتیجه ندارد.[9]

پس بنابر آنچه گفته شد خطا دارایی معنایی اعم از اشتباه است. و خطا محصول اشتباه است و یکی از علتهای خطا، اشتباه می باشد.

1-1-1-2-2- تفاوت اشتباه با جهل :

جهل در لغت به معنای نادانی و نادان بودن است. [10]

جهل در مقابل علم است و به دوقسم جهل مرکب و جهل بسیط تقسیم می شود .

جهل بسیط عبارتست از عدم آگاهی و نداشتن هیچ گونه صورت ذهنی از امری و جهل مرکب آن است که انسان یک تصور ذهنی از امری دارد و آن تصور خلاف واقع باشد با این تفصیل به سادگی می توان تشخیص داد که مراد از اشتباه همان جهل مرکب است ، زیرا ، جهل مرکب و اشتباه هر دو آگاهی و علم به امری بر خلاف حقیقت است[11]. بنابراین هر اشتباهی مبتنی بر جهل است ولی هر جهلی ضرورتاً در بردارنده اشتباه نیست.

1-1-1-2-3- تفاوت اشتباه با سهو :

سهو در لغت به معنای فراموش کردن ، خطا کردن و خبط کردن آمده است.[12]

سهو اشتباهی است ناشی از غفلت[13] یا فراموشی[14]، به طوری که با کوچکترین یادآوری شخص آگاه می گردد . بنابراین هر سهوی اشتباه است ولی هر اشتباهی سهونیست زیرا اشتباه تصور خلاف واقع از چیزی است ، خواه به کوچکترین چیز آگاه گردد خواه نه.[15] یعنی از لحاظ منطقی رابطه عموم و خصوص مطلق میان این دو مفهوم حاکم است.

1-1-2- تقسیم بندی اشتباه :

1-1-2-1- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار متعلق آن :

1-1-2-1-1- اشتباه موضوعی :

این نوع اشتباه در مورد واقعیتهای خارجی است و به عبارتی از این نوع اشتباه فرد در خصوص متعلق حکم قانون، دچار تصور خلاف واقع می گردد و در حالی که از اصل حکم قانونی مطلع
است ، در این موضوع که آیا مورد پیش آمده همان متعلق حکم است یا نه، دچار جهل یا تردید
می باشد.[16] مانند این که شخص در یک مهمانی مایعی را که نمی داند شراب و مسکر است می نوشد. در حالی که واقعاً آن مایع شراب بوده و شخص هم ازاینکه شارع اسلام شرب خمر را حرام کرده اطلاع دارد.

در فقه اسلام ازاشتباه موضوعی تحت عنوان شبهه موضوعی بحث می کنند مثال حقوقی مطلب آن است که شخص گلدانی را به تصور اینکه عتیقه است ؛ می خرد و حال آن که گلدان مزبور ساختۀ زمان حاضر است، اشتباه موضوعی در واقع اشتباه در موضوعات است.(در مقابل اشتباه در احکام قانون)

1-1-2-1-2- اشتباه حکمی(حقوقی) :

مراد از این نوع اشتباه که در فقه به شبهه حکمیه مشهور است. و معنایی نزدیک به جهل به حکم دارد، عبارتست از اشتباهی که در یافتن حکم قانون بر انسان عارض می شود. در این نوع از اشتباه دو حالت متصور است ، به این صورت که یا انسان در تشخیص حد و مرز و شرایط قانون و مفاد قواعد حقوقی دچار تردید می شود و تفسیر نادرستی از آن ارائه داده و آن را درست می پندارد یا اصلاً از وجود قانون در موردی بی خبر است ، کما اینکه تصور وجود قانونی را بنماید که اصلاً وجود ندارد.[17]

موارد شبهه حکمی محدود به اوامر قانونگذار نبوده بلکه در نواهی او نیز مورد عمل دارد .

در خصوص کیفیت تأثیر هر یک از این دو نوع اشتباه در اعمال حقوقی ، بعضی بر این عقیده هستند که چون هیچ کس جاهل به قانون فرض نمی شود بنابراین اشتباه حقوقی (بر خلاف اشتباه موضوع) در عقود تأثیری ندارد ؛ زیرا پذیرفتن این ادعا که شخص در وجود و مفهوم یک قاعده حقوقی و قانونی در اشتباه بوده است با اعتبار و ضرورت اجرای همگانی بودن قانون منافات دارد.

اما حقیقت آن است که در فرض آگاه بودن تمام جامعه از قانون ، اشتباه حقوقی خلاف واقع
است . چرا که اگر اجرای قوانین به طور ضروری منوط به آگاهی اشخاص از مفاد آن شود هیچ قاعده ای بدرستی اجرا نمی گرد و جز معدودی ، مشمول تکالیف قانونی قرار نمی گیرد، لذا برای حفظ اعتبار قانون و مصونیت بخشیدن به اجرای آن لزوماً باید پذیرفت، که جهل به قانون رفع مسئولیت نمی کند ، بنابراین نباید بین اشتباه حکمی و اشتباه موضوعی از نظر معلول نمودن اراده فرقی وجود داشته باشد ، زیرا وقتی که مبنای تأثیر، تصور نادرست (اشتباه) باشد، چه تفاوتی می کند که این تصور ناشی از جهل به موضوع باشد یا جهل به قانون ؟ لذا عقیده عمومی بر این است که اشتباه حقوقی مؤثر در عقد بوده و اراده را فاسد می کند. با این حال نباید چنین پنداشت که اشتباه حکمی خود مستقلاً یکی از اشتباهات مؤثر در عقد است ، بلکه از نظر اصولی باید دامنه اشتباه را منحصر به همان موارد مصرحه در قانون یعنی اشتباه در خود موضوع معامله و اشتباه در شخص طرف قرارداد داشت و اشتباه حکمی نیز صرفاً در صورتی که منتهی به یکی از این دو گروه گردد مؤثر در اعتبار عقد خواهد بود .[18]

1-1-2-2- تقسیم بندی اشتباه به اعتبار کیفیت تحقق آن در ذهن :

برا ین مبنا یکی دیگر از تقسیمات شبهه عبارتست از شبهه مصداقی و شبهه مفهومی .

1-1-2-2-1- شبهه مصداقی :

مراد از شبهه مصداقی آن است که در تطبیق یک ماهیت (فقهی ، حقوقی ) برمصادیق و موارد مختلف تردید پیش آید ، مثل اینکه مفهوم « غنا » را بدانیم اما در تطبیق آن بر آنچه درحال اجرا است تردید کنیم ویا اینکه آیا اصطلاح خواسته مالی شامل دعوای ورشکستگی هم می شود یانه ( با اینکه مفهوم خواسته مالی به طور دقیق حتی بر عوام روشن است) این یک شبهه مصداقی است [19].

سؤال مطرح این است که وجه تفاوت و تمایز شبهه مصداقی با شبهه موضوعی در چیست ؟ در پاسخ مختصری میتوان گفت که دربحث شبهه مصداقی ، در مرحله تطبیق واقع یعنی موجود خارجی با یک مفهوم ، اشتباه رخ می دهد ، چنانکه فرد ، مایعی را که خمر نیست تطبیق بر مفهوم خمر تطبیق می دهد و احیاناً در مرحله بعد حکم خمر را در مورد آن جاری می کند . اما درشبهه موضوعی، شبهه در خصوص آن موضوع ، عوارض و صفات آن رخ می دهد و بحث تطبیق آن بریک مفهوم در مرحله بعد قرار دارد (ویا ممکن است اصلاً چنین مرحله ای مطرح نباشد) به عنوان نمونه در مثال فوق ، در مرحله قبل از تطبیق مایع خارجی با مفهوم خمر ، فرد باید آن مایع خارجی و خصوصیات آن را بشناسد و به عنوان نمونه بحث مسکر بودن یا نبودن آن را جویا شود حال چنانچه در این بررسی ها اشتباهی رخ دهد چنانکه مایع مزبور را که مسکرنیست، اشتباهاً مسکر بپندارد شبهه، شبهه موضوعی است و چنین شبهه ای ممکن است منتهی به شبه مصداقی گردد ، یعنی با توجه به شناخت نادرستی که فرد از واقع خارجی دارد در مرحله تطبیق آن بر یک مفهوم هم دچار اشتباه شده و نتیجه این که شبهه مصداقی رخ می دهد. بنابراین شبهه موضوعی ممکن است بعضاً منتهی به شبهه مصداقی گردد.

آنچه قابل تذکر است این که به جهت نزدیکی این دو نوع شبهه به هم و در هر دو مورد ، واقع خارجی رکن و محور تلقی می گردد و بعضاً از روی مسامحه آن را به جای هم به کار می برند.

1-1-2-2-2- شبهه مفهومی :

احتمال دارد که مفهوم یک اصطلاح فقهی و حقوقی روشن نباشد ، به طوری که ذهن در تصور مفهوم آن دچار شک و تردید شود ، مثالی که در فقه مشهور است شک و تردید در مفهوم غنا است ، غنا به چه چیزی گفته می شود . در باب قراردادها هم می توان به عنوان مثال« احوال شخصیه» را در نظر گرفت که آیا شامل جهیزیه هم می شود یا خیر؟ برخی از حقوقدانان هم اشتباه را در یک معیار کلی از دو نوع خارج ندانسته اند: اشتباه در قانون واشتباه در واقع.

1-1-2-3- تقسیم اشتباه به اعتبار میزان تأثیر آن در عمل حقوقی:

از آنجا که مبنای عمل حقوقی[20] را اراده تشکیل می دهد ، لذا تأثیر اشتباه بر عمل حقوقی هم از همین زاویه یعنی از راه تأثیر بر اراده خواهد بود. تأثیرگذاری اشتباه بر اراده همواره یکسان نیست، بلکه گاهی تأثیر آن به حدی است که تراضی را به طور کلی از بین برده و اراده را معیوب می سازد و گاهی منجر به معلول شدن اراده می گردد . به گونه ای که با اقدامات ترمیمی بعدی قابل تصحیح است ، گاهی هم کیفیت تأثیر اشتباه براراده، به قدری ضعیف وسطحی است که عرفاً به آن توجهی نمی شود. لذا از این دیدگاه سه نوع اشتباه قابل تصور است.

1-1-2-3-1- اشتباه مانع :

عبارتست از اشتباهی که تأثیرش بر اراده به حدی است که قصد را به طور کلی از بین برده لذا با فقدان قصد ، عقدی هم منعقد نمی گردد ؛ به تعبیر دیگر این نوع اشتباه مانع انعقاد عقد می گردد. و لذا عمل حقوقی انجام شده باطل خواهد بود و از این روست که این نوع اشتباه را اشتباه مانع یا مبطل عقد نام نهاده اند.[21]

اشتباه مانع در واقع ماهیت و اصل وجود عقد را تحت تأثیر قرار می دهد، برای مثال شخصی به دیگری مبلغی به عنوان قرض بدهد و او آنرا به عنوان هبه قبول کند و در اینجا چون توافق اراده وجود ندارد، لذا تراضی وجود نداشته و به طور طبیعی چون مبنای وجود عقد ، تراضی است ، عقدی هم بوجود نخواهد آمد ؛ چنین اشتباهی مربوط به اصل وجود تراضی است و ارتباطی به صحت آن پس از فرض وجود واقعی آن ندارد و بر این اساس است که پاره ای اساتید به شمار آوردن «اشتباه» را در زمره عیوب اراده در حقوق ایران را مبتلا به اشکال می دانند.

برخی هم گفته اند اشتباه مانع در مواردی رخ می دهد که بین دو طرف عقد ، سوء تفاهم رخ داده و هرکدام مقصود دیگری را که انگیزه اصلی او در تصمیم گرفتن است را به اشتباه
می فهمد ، بنابراین چون در اینجا اصلاًً توافقی وجود ندارد جمع زیادی از نویسندگان این نوع اشتباه را در زمره عیوب رضا نیاورده اند ، در حقوق ایران چون چنین اشتباهی به عنوان عیب رضا پیش بینی نشده است ، لذا می توان نتیجه تأثیر آن را بربطلان مطلق عقد دانست .

حقوق دانان عموماً از سه قسم زیر تحت عنوان اشتباه مانع نام می برند:

  • · اشتباه در ماهیت عقد : چنانکه یکی به عنوان قرض ایجاب کند و دیگری به عنوان هبه قبول نماید .
  • · اشتباه در سبب تعهد : نظیرآنکه ورثه متوفی مالی را با موصی­­­­ لهم تقسیم نمایند و سپس بطلان وصیت نامه یا رجوع از آن احراز گردد.

در این موارد چون توافق دو اراده برعنصر اساسی ( رکنی از ارکان عقد ) وجود ندارد بنابراین عقد باطل یا منعدم است . البته به شمار آوردن اشتباه در سبب تعهد در ردیف اشتباهات مانع مورد انتقاد هم قرارگرفته است .

  • · لزوم مطابقت ایجاب و قبول (درحقوق) : یکی ازعناوین مهمی که در ابتدا درمباحث فقهی مطرح بوده وسپس به نوشته های حقوقدانان هم راه پیدا نموده و به وضوح تبیین کننده نوع اشتباهاتی است که از آنها تحت عنوان« اشتباه مانع » نام می برند بحث مهم « لزوم مطابقت ایجاب و قبول » در انعقاد عقد است .

مطابق این نظر اجماعی و اتفاقی ، در ا نعقاد عقد و به عبارت بهتر در پیدایش تراضی لازم است که قبول مشتری به طور دقیق مطابقت با ایجاب موجب داشته باشد . عموم حقوق دانان بر این مسأله اتفاق نظردارند و اهمیت قضیه به حدی است که موضوع وارد قوانین مدنی کشور ها نیز شده است . در ماده 194 ق.م ایران آمده است . الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعامیلن بوسیلۀ آن انشاء معامله می نمایند باید موافق باشد به نحوی که احد طرفین همان عقدی را قبول کند که طرف دیگر قصد انشاء را داشته است و الا معامله باطل خواهد بود [22]

1-1-2-3-2- اشتباه معیوب کننده رضا :

مراد از این نوع اشتباه ، اشتباهی است که اگرچه رضا را به طور کلی از بین نمی برد ولی آنرا معیوب می سازد . ساختمان عمل حقوقی که برچنین رضایی بنا نهاده شده باشد نیز معیوب بوده ، منتها این عیب قابل رفع و جبران است . در این فرض دو طرف معامله بر سر ارکان اساسی معامله که قبلاً بیان شد یعنی نوع عقد ، هویت موضوع معامله و جهت تعهد به توافق رسیده اند ولی رضای آنها ناشی از پندار نادرستی است که از حقیقت داشته اند .

از جمله اشتباهات معیوب کننده رضا میتوان اشتباه را در اوصاف ذاتی موضوع معامله و اشتباه شخص طرف عقد (درجائی که علت عمده عقد است) را نام برد.

1-1-2-3-3- اشتباه بی اثر :

اشتباهی را گویند که تأثیر در رضا ندارد و لذا عقد از همان ابتدای انعقاد از صحت و استحکام کافی برخوردارد است ؛ از قبیل اشتباه درداعی ، اشتباه در محاسبه ، اشتباهات قلمی ، اشتباه در اوصاف فرعی و عرفی مورد معامله (وقتی که وارد قلمرو قرارداد نشده باشند) ، اشتباه در شخص طرف عقد (وقتی که علت عمده عقد نیست) ، اشتباه ناشی از جهل به قانون ، اشتباهی که موجب کمال می شود ، اشتباه در ارزش مورد معامله ، (درصورتی که متضمن غبن نباشد) و... اینگونه اشتباهات باید تصحیح شود و نمی توان به استناد آنها مدعی بطلان یا عدم نفوذ عقد شد.

1-2- کیفیت تأثیر اشتباه در موضوع با اراده

1-2-1- تحلیل عناصر اراده :

اشتباه نمایش نادرست واقعیت در ذهن انسان و در شمار پدیده های ذهنی روانی
به شمار می آید ، پس در بررسی چگونگی تأثیر اشتباه بر اراده لازم است از آن مراحل مختلف ذهنی که به اراده منتهی می شوند مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد .

باید دید اشتباه در کدامیک از این مراحل اراده تأثیر می گذارد ؟ پس لازم است روشن شود که آیا اشتباه مؤثر در عقد ، اشتباهی است که در قصد واقعی و نیت درونی فرد روی می دهد یا چنانچه در بیان اراده و اعلام آن و انتقال اراده به دیگری نیز اشتباهی روی دهد بر عقد و صحت آن اثر می کند ؟ چنانچه یکی از متعاملین ، از گفته دیگری تغییری در ذهن داشته باشد که با منظور گوینده مخالف با شد و آن شخص براین مبنا در رابطه قراردادی وارد شود ، چه تأثیری درعقد خواهد داشت و سرنوشت عقد چگونه است؟

از نظر روانشناسان و حقوقدانان مراحل تکوین اراده در کارهایی چون اعمال حقوقی چهار مرحله می دانند.

1-2-1-1- مرحله تصور یا ادراک :

در این مرحله همۀ عناصر عقد مورد نظرو نتایج آن در ذهن نقش می بندد و به ویژه موضوع تعهدهایی که از آن بوجود می آید مورد توجه قرار می گیرد . برای مثال درمورد عقد بیع ، مبیع و ثمن در ذهن تصور می شود و همین تصور محرک اراده برای انعقاد عقد می شود. بنابراین مرحله «تصور» نخستین مرحله زیربنای انجام فعل ارادی است . در این مرحله هرگاه اشتباهی درتصور ارکان اصلی عقد رخ دهد آن را باطل یا دست کم غیر نافذ می کند ، بطور مثال اگر فروشنده دو واحد مسکونی داشته باشد یکی در تهران ودیگری در اصفهان ، او قصد فروش خانه خود در تهران را داشته باشد و به انشای بیع اقدام کند و خریدار منزل اصفهان را در ذهن خود مجسم می کند و آن را بپذیرد ، چنین عقدی به واسطه تصور غلطی که وجود دارد هرگز ایجاد نمی شود .

وقایع گوناگونی در خارج روی می دهد و همانها باعث می شود که شخص بتواند چیزی را بخواهد یا نخواهد ، وقایع و شرایطی که ذهن را متوجه امکان انجام عمل و آثار آن می سازد داعی نامیده می شوند[23] و همین وقایع است که مبنای تصور می شود.


بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام

مساله در پژوهش حاضر عبارت است از بررسی جایگاه تربیتی دختران دردین اسلام ،که در این رابطه باید گفت تربیت دختران دارای نکات لطیفی می باشد روش استفاده شده در این تحقیق بصورت کتابخانه ای ،توصیفی،تحلیلی می باشد که برقرآن کریم وسنت نبوی (ص) مبتنی است سوالات عنوان شده در این تحقیق عبارت است از 1 جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است ؟ که نتیجه می گیریم
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 240 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 90
بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

تقدیم به :

دو موجود مقدس،

آنانکه ناتوان شدند تا من به توانائی برسم، موهای شان سپید شد تا من در اجتماع روسپید شوم و عاشقانه سوختند تا روشنگر راهم باشند و گرمابخش وجودم.

پدر و مادرم

و نیز تقدیم به همسر عزیزم که در این مسیر همراهم بود و دخترانم که دلسوزانه مشوق من بودند.

سپاس و قدردانی:

به روایت آیه ی شریفه «من لم یشکر المخلوق، لم یشکرالخالق»

لازم و ضروری است که مراتب دین و امتنان خود را نسبت به این عزیزان اعلام نمایم؛

استاد ارجمند سرکار خانم دکتر مهشید ایزدی که عالمانه در جایگاه استاد راهنما مرا از هدایت و راهنمائی هایشان جهت تدوین و گردآوری این رساله بهره مند ساختند.

استاد گرانقدر سرکار خانم دکتر فهیمه انصاریان که در دو عرصۀ علم و اخلاق از الطاف ایشان بهره مند گشتم و مشاورۀ ایشان روشنگر راهم بود جهت تهیه این رساله.

و جناب آقای دکتر حمیدرضا رضازاده که با دقت بینی و در عین حال حسن نظر در سمت استاد داور این پایان نامه بودند.

بسمه تعالی

تعهد نامه اصالت پایان نامه کارشناسی ارشد

اینجانب اکرم لطفی زاده دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه تعلیم وتربیت با شماره دانشجوئی 860006612 اعلام می نمایم که کلیه مطالب مندرج درپایان نامه با عنوان : بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام حاصل کار پژوهشی خود بوده وچنانچه دستاوردهای پژوهشی دیگران را مورد استفاده قرارداده باشم، طبق ضوابط و رویه­های جاری،آنرا ارجاع داده و در فهرست منابع و مآخذ ذکر نموده ام .علاوه برآن تاکید می نماید که این پایان نامه قبلاً برای احراز هیچ مدرک هم سطح، پایین تر یا بالاتر ارائه نشده وچنانچه درهر زمان خلاف آن ثابت شود، بدینوسیله متعهد می­شوم، درصورت ابطال مدرک تحصیلی ام توسط دانشگاه، بدون کوچکترین اعتراض آنرا بپذیرم.

تاریخ وامضاء

بسمه تعالی

در تاریخ:15/5/88

دانشجوی کارشناسی ارشد خانم اکرم لطفی زاده ازپایان نامه خود دفاع نموده و با نمره 5/19 به حروف نوزده و نیم و با درجه عالی مورد تصویب قرار گرفت.

امضا استاد راهنما

بسمه تعالی

دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تهران مرکزی

دانشکده: روانشناسی و علوم اجتماعی

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

(این چکیده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهیه شده است )

نام واحد دانشگاهی : تهران مرکزی کد واحد : 101

کد شناسایی پایان نامه : 10160619871014

عنوان پایان نامه : بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام

نام ونام خانوادگی دانشجو : اکرم لطفی زاده

شماره دانشجوئی : 860006612

رشته تحصیلی : فلسفه تعلیم و تربیت

تاریخ شروع پایان نامه : 8/10/87

تاریخ اتمام پایان نامه : 15/5/88

استاد / استادان راهنما : دکتر مهشید ایزدی استاد / استادان مشاور : دکتر فهیمه انصاری

آدرس: پیروزی، خیابان مقداد، فلکه دوم، کوچه امیرعزیزی، پلاک 8، واحد 6.

تلفن :33055532

چکیده پایان نامه ( شامل خلاصه ، اهداف ، روشهای اجرا و نتایج به دست آمده ):

مساله در پژوهش حاضر عبارت است از بررسی جایگاه تربیتی دختران دردین اسلام ،که در این رابطه باید گفت تربیت دختران دارای نکات لطیفی می باشد . روش استفاده شده در این تحقیق بصورت کتابخانه ای ،توصیفی،تحلیلی می باشد که برقرآن کریم وسنت نبوی (ص) مبتنی است . سوالات عنوان شده در این تحقیق عبارت است از :1- جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است ؟ که نتیجه می گیریم جایگاه دختران به صورت عام و خاص و اخص تعریف شده است. 2- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوتهایی احساس می گردد؟ آزادی در تصمیم گیری ، اعطای حقوق دختران ، مقام و مرتبت درصحنه سیاسی و حکومت ، تمایز تربیت دختران با پسران ،آزادی شکوفایی استعدادهای دختران نتایجی است که از این سوال بدست می آید . 3- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجوددارد ؟ پرورش عاطفی ،فرهنگی ،اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ،دینی و اخلاقی دختران راه کارهای موثر می باشد . 4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد؟ تفاوت ازنظر جسمی و عقلی و روانی و فزونی جنبه ی عاطفی زن برمردو همچنین عدم تشابه حقوق دختران با پسران دلایل این تمایز می باشد . 5- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند ؟ معاشرت درست و پسندیده ، حس مسئولیت پذیری ایمان به خدا و احترام به والدین وتلاش و کوشش برای تحصیل علم رامی توان از توقعات والدین برشمرد . 6- ارزش شخصیت و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟ اعتقاد به حقایق و تعالیم الهی و معرفت به حق و عادت دادن دختران به پایبندی فضائل و مقاومت در مقابل خواسته های نا مشروع از جمله مواردی است که موجب کمال و رشد دختران می شود .

نظر استاد راهنما برای چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است تاریخ وامضا:

مناسب نیست

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

فصل اول:کلیات پژوهش

مقدمه.................................................................................................... 2

بیان مسئله.............................................................................................. 4

ضرورت و اهمیت تحقیق............................................................................ 6

اهداف تحقیق........................................................................................... 6

سوالات تحقیق......................................................................................... 7

تعریف واژه ها و اصطلاحات....................................................................... 7

تعریف جایگاه.......................................................................................... 7

مفهوم تربیت........................................................................................... 7

تعریف دین اسلام...................................................................................... 8

تعریف قانون........................................................................................... 9

مفهوم فقهی............................................................................................. 9

مفهوم حقوقی........................................................................................... 9

تعریف دختران........................................................................................ 9

فصل دوم: پیشینه پژوهش

مقدمه................................................................................................... 11

منزلت دختران در اسلام............................................................................. 13

سیمای دختران در قرآن ............................................................................ 13

فضیلت دختران در آینه ی روایات................................................................. 17

وجود دختر برکت می آورد......................................................................... 17

دختر نشانه ی سعادت خانواده...................................................................... 17

ثواب تربیت دختر.................................................................................... 17

ثواب سرپرستی دختران............................................................................. 18

ثواب شاد کردن دختر................................................................................ 18

پاداش تربیت دختر................................................................................... 18

دختران حسنات اند................................................................................... 18

خداوند به دختران مهربان تر است................................................................ 19

1- برای زدودن جهل ذاتی.......................................................................... 19

2- برای تداوم حیات................................................................................. 19

3- برای رعایت بینش اسلام........................................................................ 19

4- برای ادای حقوق................................................................................. 19

5- برای حیات اجتماعی............................................................................ 19

6- برای زندگی خانوادگی.......................................................................... 19

7- برای تربیت نسل................................................................................. 19

8- برای حیات سیاسی............................................................................... 20

دختران بهترین فرزندان ............................................................................ 20

دختر سپر آتش جهنم................................................................................. 21

بهترین دختران....................................................................................... 21

تقدم دختران در هدیه دادن........................................................................... 21

مقام دختر در نگاه امام خمینی (ره)................................................................ 21

ارزش دختر از دیدگاه اسلام........................................................................ 22

اسلام و فرزند دختر.................................................................................. 22

طرز تفکر اسلام درباره ی دختران................................................................ 23

عدم نقص.............................................................................................. 23

عدم ضعف............................................................................................ 23

عدم مذمت............................................................................................. 24

وجود خیر واحسان................................................................................... 24

عنایات اسلام درباره ی دختران.................................................................... 24

نجات او از قهر پدران............................................................................... 24

احترام به دختر........................................................................................ 24

توجه به تربیت دختر................................................................................. 25

اعطای امنیت اقتصادی.............................................................................. 25

استقلال دختران....................................................................................... 25

تشویق به حمایت از دختران........................................................................ 26

اهمیت دختران........................................................................................ 26

توصیه های اسلامی درباره دختران............................................................... 26

کفه عنایت............................................................................................. 27

درتربیت دختران..................................................................................... 27

دو جنسی بودن تربیت............................................................................... 27

دلایل دو جنسی بودن تربیت........................................................................ 27

اسلام و دو گونگی تربیت........................................................................... 29

دختر و حق تربیت................................................................................... 30

ضرورت و اهمیت تربیت دختران................................................................ 31

1- از لحاظ ادای حق ................................................................................ 31

2- از لحاظ خود فرد................................................................................. 31

3- از لحاظ عضویت جامعه........................................................................ 32

4- از جهت پرورش نسل .......................................................................... 32

5- در جنبه اصلاح جامعه.......................................................................... 32

6- از لحاظ فرهنگی................................................................................. 33

زیان عدم توجه به تربیت دختران.................................................................. 33

اصولی در تربیت دختران........................................................................... 34

در جنبه پذیرش....................................................................................... 34

در جنبه پرورش...................................................................................... 35

رعایت شوون......................................................................................... 35

توجه به اخلاق و عاطفه............................................................................. 36

اعطای اطلاعات لازم................................................................................ 36

در جنبه شرعی....................................................................................... 37

در سازندگی و هدایت................................................................................ 37

مساله روابط و ارتباطات دختران.................................................................. 37

حد و مرز آن.......................................................................................... 38

ضرورت آگاهی برای دختران..................................................................... 39

به گفته«لومبروزو»................................................................................. 40

ضوابطی برای روابط .............................................................................. 40

1- مراقبت در محیط اجتماعی..................................................................... 41

2- مراقبت در آمد و شد و خلوتها.................................................................. 41

3- در معاشرتها...................................................................................... 41

معاشرتها در سنین بلوغ............................................................................. 42

عوارض بی قیدی در روابط و مراقبت........................................................... 43

تربیت و سازندگی دختران.......................................................................... 44

غرض ما در سازندگی .............................................................................. 44

1- در آموزش وظایف خاص زن.................................................................. 45

2- وظیفه در برابر جنس او........................................................................ 46

3- در رشد و عزت نفس او......................................................................... 47

4- در آموزش موضعگیری ها..................................................................... 47

5- در مطالعات و سرگرمی ها..................................................................... 48

تربیت و بازسازی دختران.......................................................................... 48

امکان باز سازی ..................................................................................... 49

شناخت علل........................................................................................... 49

طریق درمان و اصلاح دختران.................................................................... 50

1- آگاهی ............................................................................................. 50

2- ایمان و عقیده..................................................................................... 50

3- استفاده از پند و اندرز............................................................................ 50

4- استفاده از ملاحظات............................................................................. 51

5- قهر و ملامت..................................................................................... 51

6-تهدید و اخطار..................................................................................... 52

7- تنبیه................................................................................................ 52

8- طرق دیگر........................................................................................ 52

تداوم بازسازی ....................................................................................... 53

هشدارها............................................................................................... 53

اهمیت روابط در تربیت دختران................................................................... 54

رابطه با پدر........................................................................................... 55

تربیت و مصالح فرزندان........................................................................... 55

کار پدر در تربیت.................................................................................... 56

حرمت گذاری پدر.................................................................................... 56

رعایت عدالت......................................................................................... 57

جنبه الگوئی پدر...................................................................................... 57

در رابطه با همسر................................................................................... 58

در ابراز عاطفه....................................................................................... 59

در اجرای انضباط.................................................................................... 59

پدران مستعفی........................................................................................ 60

لغزش های پدر....................................................................................... 60

نکته ها................................................................................................. 61

رابطه مادر با دختر.................................................................................. 62

نقش و نفوذ مادر...................................................................................... 62

نقش اخلاقی او........................................................................................ 63

نقش معنوی مادر..................................................................................... 63

رفتار و اخلاق مادر.................................................................................. 64

روابطش با همسر.................................................................................... 64

مادر و موضع گیری ها............................................................................. 65

در آموزش ها......................................................................................... 66

در محبت و نوازش.................................................................................. 66

مادر و اسرار دختر.................................................................................. 67

چند نکته............................................................................................... 67

فصل سوم: روش پژوهش

روش شناسی تحقیق.................................................................................. 70

مقدمه................................................................................................... 70

جامعه و نمونه پژوهش.............................................................................. 70

روش اجرای پژوهش................................................................................ 71

ابزار اندازه گیری و نحوه اجرای آن.............................................................. 71

طرح پژوهش......................................................................................... 72

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه................................................................................................... 74

الف) تحلیل توصیفی ................................................................................ 74

ب) تحلیل استنباطی.................................................................................. 82

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

مسأله، روش و یافته ها به صورت خلاصه...................................................... 88

پیشنهادات محقق...................................................................................... 90

الف) برای پژوهش گران آتی...................................................................... 90

ب) برای دست اندرکاران امر تربیت............................................................. 90

محدودیت ها در تحقیق.............................................................................. 92

الف) محدودیت های در اختیار پژوهش گر...................................................... 92

ب) محدودیت های خارج از اختیار پژوهش گر................................................. 92

چکیده

مساله در پژوهش حاضر عبارت است از بررسی جایگاه تربیتی دختران دردین اسلام ،که در این رابطه باید گفت تربیت دختران دارای نکات لطیفی می باشد . روش استفاده شده در این تحقیق بصورت کتابخانه ای ،توصیفی،تحلیلی می باشد که برقرآن کریم وسنت نبوی (ص) مبتنی است . سوالات عنوان شده در این تحقیق عبارت است از :1- جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است ؟ که نتیجه می گیریم جایگاه دختران به صورت عام و خاص و اخص تعریف شده است. 2- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوتهایی احساس
می گردد؟ آزادی در تصمیم گیری ، اعطای حقوق دختران ، مقام و مرتبت درصحنه سیاسی و حکومت ، تمایز تربیت دختران با پسران ،آزادی شکوفایی استعدادهای دختران نتایجی است که از این سوال بدست می آید . 3- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجوددارد ؟ پرورش عاطفی ،فرهنگی ،اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ،دینی و اخلاقی دختران راه کارهای موثر می باشد . 4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد؟ تفاوت ازنظر جسمی و عقلی و روانی و فزونی جنبه ی عاطفی زن برمردو همچنین عدم تشابه حقوق دختران با پسران دلایل این تمایز می باشد . 5- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند ؟ معاشرت درست و پسندیده ، حس مسئولیت پذیری ایمان به خدا و احترام به والدین وتلاش و کوشش برای تحصیل علم رامی توان از توقعات والدین برشمرد .

6- ارزش شخصیت و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟ اعتقاد به حقایق و تعالیم الهی و معرفت به حق و عادت دادن دختران به پایبندی فضائل و مقاومت در مقابل خواسته های نا مشروع از جمله مواردی است که موجب کمال و رشد دختران می شود .

فصل اول

کلیات پژوه


مقدمه

در برهه ای از زمان به سر می بریم که از سوی دین ستیزان و کسانی که دین و دینداری را بزرگترین مانع در برابر امیال شیطانی و منافع مادی خویش می دانند، با طرح پروژه ی تقدس زدایی مانند: جدایی دین از سیاست، مشروعیت بخشیدن به پلورالیزم دینی، با شبه آفرینی و سکولار نمودن مفاهیم ارزشی و حیاتی، همچون ایجاد تردید و خدشه وارد نمودن به مسأله بسیار مهم و مقدس ولایت فقیه که متضمن استمرار خط انبیاء و سعادت جوامع انسانی است، قصاص که به صراحت قرآن، مایه ی حیات و امنیت فردی و اجتماعی انسان ها است، به عنوان حکم خشونت آمیز مطرح نمودن، و یا شهادت سالار شهیدان را نتیجه ی خشونت جداد بر شمردن و همه ی اینها بیانگر وجود یک توطئه ی خزنده ی فرهنگی برای خارج کردن پایانه های احکام نظری و عملی اسلام از صحنه ی زندگی جامعه ی بشری است.

در چنین شرایطی بر اهل قلم و اندیشمندان متعهد و متدین که مرزبانان معارف الهی اند، فرض است که در برابر مجسمه ی شبه افکنان که دانسته یا ندانسته ارکان دین خدا را هدف قرار داده اند، قلم هدایت اندیشه ها از نیام برکشیده و برای رفع غبار به شهادت از چهره ی گوهر دین و اذهان و افکار مردم به ویژه نسل جوان از هیچ کوششی دریغ نکنند.

البته این امر زمانی تحقق می یابد که شبه زدایی های منطقی و صحیح در قالب متد ها و روش های نوین جوان پسند تهیه و عرضه گردد(قائمی، علی.1371).

به رغم گذشت قرن ها از عصر جاهلیت و بی خبری مردم در بعضی جوامع باستانی، جای تعجب و تأسف است که بگوییم در عصر اتم و در اوج تکنولوژی و مدرنیسم و با وجود
پیشرفت های شگرف در فرهنگ ها و تمدن ها هنوز شاهد برخی بینش ها و تفکرات خرافی نسبت به نوزادان دختر هستیم.

اگر نگوییم که دختران مورد بی توجهی و گاه بی مهری برخی پدران قرار می گیرند اما یک نکته مسلم است و آن این که کم نیستند پدران و مادرانی که فرزند پسر را ترجیح می دهند و دختر را مورد کم مهری و کم توجهی قرار می دهند.

دختر و پسر هر دو انسانند و فضیلت و برتری هر انسان به مراتب انسانیت او بستگی دارد. هر کس در کسب کمالات انسانی به نقطه ی مطلوبی رسیده باشد در حقیقت چنین کسی می تواند انسان برتر جانشین خدا در زمین باشد.طرز تفکر دیگری که اکنون برخی روشنفکران و دگر اندیشان غربزده، هویت باختگان و یا مغرضان در پی اشاعه ی آن هستند، این است که اسلام را مخالف آزادی فعالیت زنان و دختران معرفی نمایند و بگویند: حقوق زنان و دختران در اسلام مورد غفلت قرار گرفته و ارزش آنان کمتر از مردان انگاشته شده است. هر چند هر انسان منصفی با اندکی آشنایی با معارف اسلام، بی پایگی این ادعاهای موهوم را در می یابد، روزی که دست توانا و هنرمند خالق هستی بر خاک نقش آفرینی کرد و آدم ابولبشر به عالم ناسوتی آورد و او را خلیفه ی خود خواند همسرش را نیز آفرید تا مایه ی آرامش و سکون وی باشد و در قلب هایشان مودت و رحمت را جایگزین ساخت و بدین سان اولین خانواده در تاریخ بشریت بر پایه ی مهر و الفت بنا گردید. از آن روز تا عصر حاضر که میلیاردها زن و مرد از نژادها و مذاهب و جوامع مختلف، به سبک ها و شیوه های گوناگون در این عالم زندگی می کنند و پیشرفت های عظیم بشر در صنعت و فن آوری و علوم و ارتباطات، بسیاری از موازنات طبیعت بر هم زده است، روابط زن و مرد دوران های مختلفی را پشت سر گذاشته است. مطالعه ی سیر تاریخی تحولات و تغییرات در جایگاه هر یک از زن و مرد نسبت به دیگری و رقابت در کسب برتری هر جنس بر جنس مخالف مسلما حاوی نکاتی جالب و درس آموز برای نسل امروز خواهد بود تا بدانند آنچه که امروز زن و مرد به اصطلاح متمدن بدان دست یافته اند پس از طی چه مراحلی صورت پذیرفته است و هر یک ار آنها تا چه اندازه ای به جایگاه واقعی و در خور شأن خود نزدیک و یا از آن دور شده اند.

بررسی نظر دین مبین اسلام بر منزلت اجتماعی دختران در دورانهای بیش از اسلام بهتر می توان دریافت که آنچه اسلام به عنوان کامل ترین آیین آسمانی و دستور زندگانی برای بشر سرگردان به ارمغان آورده است، تنها راهی است که می تواند انسان را به منزلگاه نهایی رهنمون کند. منزلگاهی که آزادی، عشق،ایمان، اخلاق، و تمام ارزش ها را یکجا در خود دارد.

ندای ملکوتی و آسمانی « اِنی جاعلٌ فیِ الاَرضِ خَلِیفَته » و بسیاری از آیات دیگر که سخن از شأن والای انسان در نظام آفرینش را مطرح کرده است، بدون شک متوجه جنس زن یا مرد به طور خاص نیست، بلکه در طی مراتب والای کمال انسان، آنچه موجب موفقیت و قرب بیشتر به آستان مقدس ربوبی و حیات طیبه مطلوب می باشد پروا پیشگی و عمل صالح است و هر کس به انجام وظیفه ی الهی و انسانی خویش پایبند تر باشد به مقصد نزدیک تر است. خداوند در قرآن کریم
می فرماید:

« مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکِرَ أو اُنثی و هُوَ مُؤمِنُ فَلَنُحیِیَنَهُ حَیاةً طَیبَةً »

یعنی : هر کس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدا به جای آورد، ما او را در زندگانی خوش و با سعادت می گردانیم و اجری بسیار بهتر از عمل نیکی که انجام داده، به او عطا می کنیم.

1-1 بیان مسئله :

در تربیت دختران نکات و لطایفی است که هر ولی و مربی مسئولی باید بدان توجه کند به ویژه در تربیت اسلامی آنان که اصل تفاوت بر تربیت بر مبنای جنسیت است، و روزی باید راهی طریقی شود که در آن دو گونه تربیت را با دو گروه از ویژگی های زیستی، فطری و عاطفی عرضه کند نظامی برای تربیت پسران و نظامی دیگر برای دختران ما در این بحث توجه جدید و بیشتری به تربیت دختران و ساختن آینده ی آنان عرضه خواهیم داشت (قائمی، علی.1362).

گمان بر این است که اگر بخواهیم جامعه سر و سامان داشته و به سوی رشد و حرکت باشد چاره ای نیست جز این که به تربیت دختران بپردازیم و حتی امر تربیت آنان را بر پسران مقدم داریم.

این نسل است که باید افراد شریف، متعهد، مؤمن، آگاه و خدمتگزار به جامعه بسازند و تحویل دهد رهبران جامعه، متفکران، مخترعان، افراد پاک و مسئول، مردان و زنان شایسته و عفیف دامن زنها برخاسته اند و این امر قابل تحقق نبوده و نیست، جز در تربیت اولیه شان و اعطای آن چیزی که می خواهیم از آنان بازگیریم.

برای پدران و مادران آگاه، طبقه حکمران مسؤول و پرورشکاران متعهد راهی جهت سازندگی و هدایت جامعه نیست جز راه تربیت و به پیروی این نسل و به کار انداختن قدرت فکری آنها در طریق خیر و صلاح و ایجاد رشد و مهارت و آگاهی عملی در این طبقه و در این امر باید سریعاً اقدام و تأکید کرد.

این نکته ی هشدار دهنده و دردآوری است همه ساله گروهی از کودکان به علت آشنا نبودن مادران به فنون تربیتی و قوانین طبیعت و ساختمان جسم و روان و خلقت او تلف می شوند، در حالی که در حالت حیوانات چنین وضعیتی نیست و یا رقم آمار تلفات آن کمتر است. این امر بدان خاطر است که حیوان در سایه ی هدایت الهی اش به پیش می رود و بشر باید بر اساس تعالیم الهی نسل خود را بسازد و به عمل آورد و طبیعی است که مسامحه و غفلتها و جهل ها زمینه ساز چنین شرایطی است. صدمه این امر بیشتر از آن جهت است که برخی از والدین و مربیان از دو جنسی بودن تربیت و فنون مربوط به تربیت دختران آگاهی ندارند.

اگر در جامعه ای فساد است ، انحطاط است ، لغزش و انحراف است، سیر رو به زوال ملکات و فضایل است ، بخشی از آن بدان خاطراست که دختران دیروز همسران خوب، مادران مؤمن و آگاه وسنگردارانی وفادار تربیت نشده اند.

و اگر بخواهیم در جامعه ای رشد و حرکت باشد، شرافت و نجابت حکومت کند، باید به دنبال مادران و دختران رویم و از آنها بخواهیم که چنین اهدافی را در خود پدید آورند و تثبیت نمایند. به گفته « فوریر » « تغییر در یک دوره تاریخی همیشه به وسیله ی پیشرفت و ترقی زنان تعیین می شود» مادران نا آگاه فرزندانی زنده به دنیا می آورند، با فطرتی خدا آشنا و گرایش به خیر و حسن، ولی به علت جهل و غفلت عامل مرگ روانی آنها می شوند و یا فطرتشان را در زیر توده هایی از خاکستر های گوناگون قرار می دهند.

این امر بدان خاطر است که به تربیت صحیح و اسلامیشان توجهی نشده است و راه نجات بازهم در بازگشت از وضع موجود به وضع مطلوب است. بنابراین مسئله در پژوهش حاضر، بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام است.

1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق:

اگر دختران در جامعه اصلاح شوند می توان امید داشت که نقش فوق العاده در بنیاد های یک جامعه ی متحرک داشته باشند و هدیه ای به بشریت عرضه کنند.تربیت درست زمینه ساز وقار و آرامش زن است و این در شرایط سیاسی جامعه فوق العاده مؤثراست. به گفته آقای ایرانشهر:(اگر ازمن بپرسند که راهی برای تاسیس صلح بین المللی هست یا نه، می گویم هست و آن راه، تربیت زنان عالم است، به شرطی که همه زنان عالم به یک نحو صحیح تربیت شوند).

1-3 اهداف تحقیق :

بیان جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام از مهمترین اهدافی است که در تحقیق دنبال
می شود و این جایگاه ویژه را می توان با استفاده از روایات کلام ائمه استنباط نمود.

در این تحقیق هدف جلب توجه والدین و مربیان به امر تربیت دختران و جایگاه آنان
می باشد که همانا این دختران هستند که سازندگان واقعی جامعه و نسل آینده می باشند و سعادت یا انحطاط جامعه ای به نحوه تربیت و رشد امروزشان وابسته است. اهداف این پ‍‍ژوهش عبارتند از:

1- بررسی جایگاه دختران در دین اسلام.

2- راه گشائی برای بررسی جنبه های مختلف تربیتی در دین اسلام.

3- ارائه راه کارهای مناسب برای تربیت بهینه ی دختران بر اساس دیدگاه اسلامی.

1-4 سؤالات تحقیق :

1-جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است؟

2- ارزش شخصیت و تمام و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟

3- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند و حدود روابطشان یا آنها چگونه باشد؟

4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد ؟

5- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوت هایی احساس می گردد ؟

6- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجود دارد ؟

1-5 تعریف واژه ها و اصطلاحات :

1-5-1 تعریف جایگاه:

- جایگاه از نظر لغوی به معنای محل توقف، محل، مقام، موقعیت می باشد.

- جایگاه به مقام و محلی گفته می شود که بسیاری از مسائل بیرونی در تعیین آن نقش دارند و گاهاً جایگاه بسیاری افراد در مراتب اجتماعی بی تناسب با توانایی های آنان است.

- در مورد مفهوم جایگاه این مفهوم دارای خصلت عینی و ساختاری است که گویای مقام و موقعیت و جایگاه هر یک از عناصر و عوامل متعلق به حوزه های مختلف می باشد.

1-5-2 مفهوم تربیت :

- تربیت از نظر لغوی به معنای پروردن، پروراندن، آداب و اخلاق را به کسی آموختن، تهذیب کردن، توجیه نمودن سیاست و رهبری کردن و تغذیه دادن است .

- تربیت عبارت است از فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب.

- تربیت به معنای ایجاد تغییرات مطلوب در انسان و به عبارت دیگر و بهتر تحولات ثمر بخش در محیط زندگی انسان به منظور ساختن و شکوفایی استعدادهای آدمی و یا تربیت عبارت است از پروردن قوای جسمی و روحی انسان برای وصول به کمال مطلوب و انتقال طرز تفکر و احساس و عمل یک جامعه آیندگان.

از دیدگاه دکتر باقری به رغم دامنه ی محدودی که کلمه ی تربیت از(رب و) داشت، ماده ی (رب ب) و استعمال و مشتقات آن در ارتباط با انسان، فراخنای وسیعی از آیات قرآن را در بر گرفته است.

رب ب (که در صورت مضاعف،رب) می شود و عنصر معنایی دارد، مالکیت و تدبیر پس رب به معنای مالک مدبر است، یعنی هم صاحب است و تصرف در مایملک از آن او و هم تنظیم و تدبیر مایملک در اختیار او است.

در المفردات، رب در معنای مصدری معادل تربیت گرفته شده است، یعنی گرداندن و پروراندن پی در پی چیزی تا حد نهایت است.

1-5-3 تعریف دین اسلام :

-دین در لغت به معنای مختلف از جمله عادت، روش، قهر و غلبه و ریاست و فرمانبرداری آمده است.

- دین به معنای وسیع آن عبارت است از شناختن خدا و دانستن وظایف آدمی در برابر او و انجام آنها و دانستن تکالیف شخص نسبت به وجود خود و همنوعان خود است.

- دین به معنای حکم و داوری کردن، فرمانبرداری، کیش و شریعت می باشد.

فقط تعریف دین اسلام است که جامع تمام ادیان الهی است و به عبارت دیگر کامل ترین مرتبه از دین الهی به شمار می رود و آن عبارت است از مجموعه ی معارف، احکام و دستورالعمل هایی که منشأ الهی دارد و برای هدایت انسان و وصول به سعادت دنیایی و آخرتی به دست بشر می رسد.

منظور از اسلام، موارد مطرح شده در ثقل اکبر(قرآن کریم) و ثقل اصغر( روایات مستند بدست آمده از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین (ع) می باشد).

1-5-4 تعریف قانون:

- قانون در کتب لغت به معنای رسم، قاعده، روش،آیین می باشد.

- قانون امری است کلی که بر همه جزئیاتش منطبق می گردد و احکام جزئیات از آن شناخته می شود.

- قاعده ای است که مقامات صلاحیت دار آن را وضع و ابلاغ می کنند.

آنچه از اصول تعیین شده و جاری در جامعه که به صورت قراردادی و یا غیر قراردادی علاوه بر تعیین و تبیین نیازمندی ها به شرح توانمندی های جامعه پرداخته وموجب ایجاد تعادل و توازن ما بین نیازمندیها و توانمندیهای موجود در جامعه می گردد.

1-5-5 مفهوم فقهی:

- فقه به معنای دانستن یا فهمیدن است در معجم المقاییس اللغه می خوانیم فقه دلالت
می کند بر ادراک چیزی و علم نسبت به آن.

- در مجمع البحرین آمده است که معنای فقه فراتر از مطلق دانستن است و منظور از فقه علم و دانستنی است که همراه با دقت نظر و استنباط باشد.

- فقه به معنای علم و آگاهی دقیق نسبت به علوم دین و احکام دینی می باشد.

1-5-6 مفهوم حقوقی:

- حقوق جمع حق یعنی راستی ها، بهره ها، مواجب، اموال

- امتیاز و قدرتی که یک فرد در مقابل دیگران در زندگی اجتماعی دارد و از آن می تواند استفاده کند مثل حق آزادی، حق مالکیت، حق رأی.

- حقوق مجموعه قواعد الزامی حاکم بر روابط افراد جامعه می باشد.

1-5-7 تعریف دختران:

- دختر(دت)، فرزند مادینه انسان، بنت، ابنه.

- دختر مقابل پسر که فرزند نرینه ی آدمی است.

فصل دوم

پیشینه پژوهش

2-1 مقدمه:

اسلام بیش از همه مکاتب و فلسفه ها درباره زن نظر داده و از او حمایت کرده است. این مسئله صرفا ادعا نیست. نگاهی ولو اجمالی در منابع اسلام و در مباحث مربوط به زنان دعوی ما را ثابت می کند. این خطاست که بعضی ها گفته اند اسلام دین مردان است.اسلام دین انسان هاست و در آن زن و مرد مطرح نیست.

در بعضی از خانواده ها شوق داشتن پسر بیشتر از دختر است و بدین نظر دختران را به دیده تحقیر می نگرند. اما این امر بر اساس یک سابقه ی تاریخی و از جهاتی دارای ریشه های اقتصادی و اجتماعی است. بازمانده ای از افکار جاهلیت راجع به پسر و دختر است نه نظر اسلام در مورد زن.

اسلام از همان آغاز با این افکار پوچ و بی اساس مبارزه کرده و دختران را همانند پسران را مورد حمایت قرار داده است. اسلام زن را موجودی ناقص نمی داند که مثلا یک دنده از مرد کمتر داشته باشد بلکه موجودی تام الخلته اش می شناسد.

اسلام دختر را چون گلی در خانه مایه رحمت، زیبایی و احسان خداوند می داند مایه رحمت الهی است و در بزرگی و زندگی عامل پناه شوهر است و سبب سکون او تجسم و لبخند او رمزی از رمزهای الهی و مهر خداوندی است و حاکی از صدق و صفای اوست که آرامش بخش است.

اسلام به والدین دستور داد به فرزندان خود احترام کنید و عنایت خود را بیش تر به دختر معطوف می دارد.

پیامبر بزرگوار اسلام ختم المرسلین حضرت محمد(ص) می فرماید: (آنکس که صاحب ارزش و احترام و فردی محترم است به زن احترام می کند و تنها فرد پست و لئیم است که به زن اهانت روا می دارد.)

اسلام به تعلیم و تربیت دختران همت گماشت و تربیت او را به عنوان حقی ذکر کرد. اسلام زنان را مستقل کرد و از حالت تملک بودن رهایی شان داد و برای زنان حق مالکیت قائل شد. به زن حق رای داد و آزادش گذاشت که خود بتواند سرنوشت خود را تعیین کند. فردی که به خواستگاریش آمد مورد ارزیابی قرار دهد اگر خواست پاسخ مثبت به او بدهد و اگر نخواست پاسخ منفی و کسی حق ندارد او را به ازدواج مجبور کند.

از نظر اسلام وظیفه والدین نسبت به کودکان دختر، دشوارتر از پسران است چون انحراف از قانون فطرت و آیین صحیح، خانواده و بقای نسل شریف را در معرض خطر قرار می دهند. از این رو تعلیم و تربیت دختران باید دقیق تر انجام گیرد تا نهال وجودشان از راه فطرت منحرف نشود، بویژه هنگامی که تمایلات جنسی آنان شکفته می شود به حکم لطافت طبع ممکن است در معرض ناپاکی و بی عفتی قرار گیرند.

از آنجایی که دختران و پسران هر دو انسان محسوب می شوند و متعلق به یک نوع از موجودات هستند قاعدتا شیوه های تعلیم و تربیت(اعم از تربیت مذهبی یا غیر مذهبی) مشترکند.) البته ملاحظاتی ممکن است به ظهور برسد که بعضی از این شیوه ها را اختصاصی هم بکند. این عوامل می تواند جنسی، تاریخی و اجتماعی باشد. مثلا فرض کنید در جنبه جنسی با توجه به ساختار تقریبا متفاوت روانی و انگیزشی و هیجانی دختران نسبت به پسران، ایجاب می کند که بعضی از شیوه های تربیتی هم اختصاصی شود. مثلا اعتماد به نفس که یکی از ابعاد تربیتی است نیاز آن در دختران دارای قوت بیشتری است. چون اگر یک موجودی از احساسات قوی تری برخوردار باشد، دارای حساسیت بیشتری بوده و در نتیجه نیازش برای استواری و اعتماد به نفس هم بیشتر خواهد بود. در این صورت ما می توانیم بگوئیم که در تربیت دختران یکی از اموری که در اولویت خاص قرار می گیرد، رشد مضاعف اعتماد به نفس است. البته این امر بدان معنا نیست که پسرها به اعتماد به نفس نیاز ندارند. با توجه به اینکه سن بلوغ در دختران زودتر رخ می دهد به این ترتیب لازم است که ما زمینه های بیشتر قوی تر و زودتر در آنان فراهم کنیم. دختران در سنین نوجوانی به دلیل قوی تر بودن عواطف در آنان نیاز به ثبات شخصیت بیشتری برای محافظت از خود دارند.

اگر والدین در جریان تربیتی خود نسبت به فرزندان به صورت یکسویه عمل کنند و نظرهای خود را با روش های اجباری یا امتناع به دختر یا پسرشان اعمال کنند، این نوع تربیت یک نوع تربیت متزلزلی خواهد بود و الگو پذیری فرزندان دوام چندانی نخواهد آورد. چرا که وقتی جوانان با مشکلات جدید دیگری در تربیت مواجه می شوند، الگوی خانوادگی خود را کنار می گذارند و چه بسا شما می بینید که در مسئله حجاب، اگر حجاب مادر برای دختر یک الگوی فقط شکلی و تقلیدی باشد، بعد از اینکه او با توجه به شرایط سنی، ارتباطات اجتماعی اش گسترده تر می شود و اشکال دیگر حجاب را ملاحظه می کند که افراد در آن شکل ها راحت تر هستند و ارتباطشان قوی تر است آن را انتخاب می کنند و این الگوی تقلیدی دوام چندان
نمی یابد.

پس به این ترتیب در مجموع می توان گفت انتظار می رود که پاره ای از شیوه ها و اصول تربیتی خاص دختران در جامعه نیاز به تدوین و بحث و طرح در جامعه دارد که به دقت و مطالعه محققان در روابط اجتماعی- خانوادگی و بازشناسی و خنثی کردن روابط ناعادلانه بستگی دارد. ولی لزوما نبایستی منجر به ستمی معکوس نسبت به جنس مذکر گردد.

2-2 منزلت دختران دراسلام

2-2-1 سیمای دختران در قرآن

قرآن کریم، معجزه ی جاودانی حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی ( ص) ضمن اشاره به این اوضاع رقت بار ، بارها عمل پلید و زشت دختر کشی را مورد مذمت قرار داده و از آن جنایات هولناک پرده بر می بردارد.مثلا در سوره تکویر پس از بیان نشانه های روز قیامت

می فرماید:

« وَ اِذُ المَوؤُدَةُ سُئِلَت بِأیَ ذَنبٍ قُتِلَت »

یعنی : در روز قیامت از زنده به گور شدن دختران سؤال خواهد شد که :به چه گناهی کشته
شده اند؟(تکویر/8)

این مطلب روشن است که مقصود آیه از دختر ، دختر مسلمان نیست. چون این عمل وقیح زمانی معمول بود که مردم از مکتب اسلام آگاهی نداشتند. بلکه آنچه از نظر قرآن کریم محکوم است بی عاطفه بودن و سنگ دلی پدران است. زیرا در برخورداری از نعم الهی همچون امنیت و آرامش و حق زندگی فرقی بین مسلمان و غیر مسلمان نیست، هرچند اسلام سعادت دنیوی و اخروی انسان را تضمین نموده است و اسلام آوردن هر مرد و زن ، او را بر مردان و زنان کافر برتری می بخشد. در آیه ی دیگری ، به نگرش اعراب جاهلی به دختران اشاره کرده،
می فرماید:

« و إذَا بُشَرَ أحَدُ هُم یا الاُ نثی ظَلَ وَجهُهُ مُسوَداً وَ هُوَ کَظِیمٌ »

یعنی: هنگامی که به یکی از مشرکین مژده ی تولد دختری داده می شد، از شدت ناراحتی و غضب، رخسارش سیاه می گردید و او ( در حالی که سخت دلتنگ می شد) خشم خود را فرو
می برد.(نحل/58)

آثار این باورها و رسوم جاهلی حتی پس از اسلام نیز در بعضی از تازه مسلمانان به چشم
می خورد . در روایتی وارد شده که مردی در حضور پیامبر اکرم بود، وقتی خبر تولد فرزندش را به او دادند، رسول خدا (ص) دید که چهره ی او دگرگون شد.فرمود:چه اتفاقی افتاده که تو را چنین متغیر کرده؟

عرض کرد: خیر است. پیامبر فرمود: بگو چه شده است ؟ عرض کرد: به من خبر داده اند که زنم دختر بدنیا آورده است، پیامبر فرمود: او بر روی زمین و زیر آسمان زندگی می کند و خداوند روزی را می دهد. او یک ریحانه است، او را ببوس و به او محبت کن. پس آن حضرت رو به اصحاب کرد و فرمود:

« هرکس یک دختر داشته باشد، آن دختر برای او حجابی از آتش جهنم است و و هرکس دو دختر داشته باشد، بهشتی است و هرکس سه دختر داشته باشد، جهاد و هر چیز ناگوار از او برداشته می شود و هرکس چهار دختر داشته باشد، پس ای بندگان خدا ! او را یاری کنید و به او قرض دهید و به او رحم کنید.»(شیخ حر عاملی،محمد.1374)

در آیات دیگری، خداوند ضمن بر خورداشتن مردم از کشتن فرزندان، وعده ی روزی دادن آنان را بیان می دارد. و اعراب جاهل را که از ترس فقر و تنگ دستی ، فرزندان خود را با دست خود به قتل می رساندند، مورد ملامت قرار می دهد:

« وَلا تَقتُلُو أو لا دَکُم خَشیةَ اِملاقٍ نَحنُ نَرزُقُکُم وَ إیاهُم »

هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل نرسانید که ما رازق شما و آنها هستیم.(اسراء/30)

منزلت دختران در سیره و سخن پیامبر اکرم (ص)

در روزگاری که سایه ی جهل بی سوادی جهان را در ظلمت خود فرو برده بود، قتل و غارت و تجاوز در جامعه ی عرب تبدیل به یک ارزش و افتخار شده بود، خشونت و سنگ دلی جایی برای مهر و عطوفت در دلها باقی نگذاشته بود و انسانیت در پرتگاهی از آتش قرار گرفته بود، در این حال خداوند متعال پیامبر را مبعوث کرد « رَحمَةٌ لِلعالمین » بود.

او آمد تا انسانیت را از هلاکت و سقوط نجات دهد.

او آمد با گل هایی معطر از محبت و رأفت در دست.

او آمد تا تمام حقوق تضییع شده را به صاحبانشان باز گرداند و به ندای مظلومیت زنان و دختران پاسخ او با افکار پلید کسانی که دختر داشتن را ننگ و عار می شمردن ، مبارزه کردو چنین اندیشه ای را محکوم نمود.پیامبر اکرم (ص) این رسالت را به دو شکل انجام داد:

الف_تبلیغ کلامی : رسول اکرم (ص) مردم را از تبعیض قائل شدن بین دختران و پسران نهی کرد و آنان را به مراعات عدالت بین فرزندان دعوت نمود. بدین سان، آن حضرت با کلام خویش جایگاه و مقام دختر را در جامعه متذکر گردید بی مهری کردن به دختران را مورد نکوهش قرار داد.

ب_سیره ی عملی :پیامبر اسلام (ص)، علاوه بر دعوت زبانی ،در سیره و عمل نیز مردم را به محبت و مودت نسبت به دختران دعوت نمود. در جامعه ای که مردم داشتن دختر را ننگ می دانستند پیامبر (ص) خم می شد و دست دخترش فاطمه ی زهرا (س) را می بوسید و
می فرمود « فِداع أبُوع» یعنی پدرش فدای او باد.(دهقان،احمد.1380)

تعظیم و تکریم پیامبر(ص) نسبت به حضرت فاطمه (س) تأثیر شگرفی بر اذهان اعراب گذاشت.آنها می دیدن که وقتی پیامبر (ص) قصد سفر می کرد، حضرت زهرا (س) آخرین کسی بود که پیامبر از او خداحافظی می کرد و در بازگشت از سفر هم پیش از هرکسی دیگر به دیدار وی می شتافت و می فرمود:

« بوی بهشت را از دخترم فاطمه استشمام می کنم » و با این روش یگانه دختر خویش را مورد مهر و محبت قرار می داد.

اگرچه یکی از انگیزه های مهم پیامبر اکرم (ص) از این تکریم بی نظیر حضرت زهرا (س) شناساندن عظمت و منزلت رفیع اهل بیت و عطرت طاهرین(ع) در میان مردم و یادآور این نکته بود که سلسله ی امامت و ولایت حقه ی اسلامی از طریق ذریه ی آن حضرت امتداد خواهد یافت، اما به یقین انگیزه ی دیگر آن حضرت این بود که به تمامی بشریت در تمامی تاریخ ثابت کند که زنان و دختران از نظر اسلام از کرامت و شرافت ویژه ای برخوردارند.

کار دیگری که آن حضرت در باب دفاع از حقوق زنان انجام داد، این بود که با زنان بیوه و
بی سرپرست ازدواج کرد تا در جامعه ی بشری به دیده ی حقارت به آنها نگریسته نشود.

البته برخی از همسران آن حضرت نیز از دختران سرشناس قبایل بودند و این وصلت ها با انگیزه ی جذب قبایل مختلف به اسلام انجام می شد.(کلینی،محمد.1366)

پیامبر گرامی اسلام در چهارده قرن پیش و تنها به فاصله ی کمی از روزگار جاهلیت ، کامل ترین و متعالی ترین نمونه ی جامعه ی مدنی را در تمام جهان بنا نهاد. جامعه ای که در آن ، زن جایگاه واقعی خویش را بدست آورد و از زیر بار نگاه های حقارت آمیز خارج گردید.

دین اسلام دختران و زنان را مانند مردان به عنوان خلیفه ا... در زمین و دارای جایگاه بلند انسانیت معرفی کرده است. انسانی که ایفاگر نقش یک مادر در برابر فرزندان و یک همسر در برابر شوهر و یک زن در اجتماع خویش می باشد و در مقابل فرزندان به او با دیده احترام می نگرند و شوهر او را دوست دارد و جامعه او را یک انسان و دارای تمام حقوق اجتماعی و قانونی می داند.

سردمداران و منادیان دروغین حقوق بشر که امروزه فریاد آنان در دفاع از زنان گوش فلک را کر کرده است و اسلام را متهم به تبعیض بین مرد و زن می نمایند، طی همایش های مختلف می خواهند به این نتیجه برسند که آیا زن انسان است یا خیر؟

از آنجا که قرآن کریم از جاهلیت قبل از اسلام به عنوان «جاهلیت اولی » یاد می کند پس بسیار مناسب است دوران کنونی را یک جاهلیت جدید بنامیم. زیرا اگر در جاهلیت اولی وجود دختر را مایه ی ننگ می دانستند، امروزه نیز زنان و دختران در کشور های به اصطلاح مترقی و متمدن صرفا به عنوان وسیله اشباع غریزه ی جنسی و همچنین وسیله ی تبلیغ کالاهای اقتصادی و بهره کشی در کارهایی قرار می گیرند که انسان از بیان آن شرم دارد.(شیخ الاسلام،سید جعفر.1375)

به عبارت دیگر اگر جاهلیت اولی وجود ظاهری زن را دفن می کرد ، جاهلیت جدید نیز شخصیت انسانی و گوهر عفت و حیای زن را مدفون هوس های خود ساخته می کند.

2-3 فضیلت دختران در آینه ی روایات:

2-3-1 وجود دختر برکت می آورد :

پیامبر اکرم (ص) فرمود: « خانه ای که در آن دخترانی وجود داشته باشند، هر روز دوازده برکت و رحمت از آسمان نازل می شود و رفت و آمد ملائکه از آن خانه قطع نمی شود وبرای پدر دختران در هر روز و شب عبادت یک سال را می نویسند.» (سبزواری،محمد.1374)

2-3-2 دختر نشانه ی سعادت خانواده :

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :

« از نشانه های سعادت و خوشبختی زن آن است که اولین فرزندش دختر باشد.»

(مجلسی،محمد باقر.1364)

2-3-3 ثواب تربیت دختر:

از معصومین روایت شده است که: « دختر داشتن مایه ی محنت است و پسر نعمت. خداوند بهشت را در قبال محنت می دهد نه نعمت.

کسی که دختر داشته باشد و او را از خود نراند امانتش نکند و پسران را بر او ترجیح ندهد، خداوند متعال او را وارد بهشت می کند.(نوری،محدث.1376)

پیامبر اکرم (ص) فرمود: چون شب معراج از سدرۀ المنتهی گذاشتم از جانب پروردگار خطاب آمد:

« ای محمد! به دختر داران بگو از این نو نهالان غمگین و دلتنگ نباشند. من چنان که آفریده ام، روزی می دهم». (نوری،محدث)

2-3-4 ثواب سرپرستی دختران

پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی عهده دار مخارج و سرپرستی سه دختر و یا سه خواهر باشد و صبر کند تا ازدواج کنند یا بمیرند من و او در بهشت مانند دو انگشت سبابه و وسطی با هم خواهیم بود.(مجلسی،محمد باقر.1364)

2-3-5 ثواب شاد کردن دختر

پیامبر اکرم (ص) فرمود: « کسی که از بازار هدیه ای بخرد و آن را برای خانواده ی خود ببرد مانند کسی است که صدقات را برای افراد بی بضاعت میبرد، پس باید هنگام تقسیم هدیه ، دختران را مقدم بدارد. چون هرکس دخترش را شاد کند مانند آن است که برده ای از فرزندان اسماعیل (ع) را خریده و در راه خدا آزاد کرده است. (شیخ حر عاملی، محمد.1374)

2-3-6 پاداش تربیت دختر :

امام صادق (ع) فرمود: کسی که مرگ دخترانش را آرزو کند ، از اجر و پاداش تربیت آنها محروم خواهد شد و در حالی که در نزد خداوند، عاصی و گناهکار است، از این دنیا خواهد رفت.» (مجلسی،محمد باقر.1364)

2-3-7 دختران حسنات اند

امام صادق (ع) فرمود: پسران نعمت خداوند هستند ولی دختران حسنات الهی می باشند.

خداوند از نعمت سؤال می کند و به حسنات پاداش می دهد.(شیخ حر عاملی،محمد.1364)

2-3-8 خداوند به دختران مهربان تر است

نبی اکرم فرمود: به درستی که خدای متعال بر زنان و دختران مهربان تر از مردان است.

2-3-9 دختران بهترین فرزندان

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: بهترین فرزندان شما دختران هستند.(نوری،محدث.1376)

2-3-10 دختر سپر آتش جهنم

نبی اکرم (ص) فرمود: کسی که سه دختر داشته باشد و در برابر دشواری های آنها صبور باشد ، این صبر خود حجابی در برابر آتش دوزخ برای این افراد است.(شیخ حر عاملی،محمد.1374)

امام صادق (ع) فرمود: « رسول خدا (ص) اشرف مخلوقات عالم پدر چند دختر بود.»

2-3-11 بهترین دختران

پیامبر اکرم (ص) فرمود: بهترین دختران آنانند که دارای گرمی و جاذبه و لطافت معنوی هستند، آماده ی خدمت و مونسند، مایه ی برکت و رحمتند، پاکیزگی را دوست دارند و صبر می کنند و تحمل پلیدی را ندارند.(کلینی،محمد.1366)

2-3-12 تقدم دختران در هدیه دادن

پیامبر اکرم (ص) فرمود: هدایا را در میان فرزندان به عدالت تقسیم کنید. اگر من می خواستم فضیلتی را در نظر بگیرم، دختران را مقدم می داشتم.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: « کسی که یک دختر را سرپرستی کند خداوند آنرا برایش حجابی از آتش در روز قیامت قرار می دهد و به خاطر دو دختر بهشتی اش می کند و جهاد و صدقه را از او برمی دارد.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: هرکس یک دختر داشته باشد برای او از هزار حج مستحبی و هزار جنگ و جهاد مستحبی و انفاق هزار شتر و یا گاو و هزار میهمانی دادن در راه خدا بهتر است. (مجلسی،محمد باقر.1364)

2-4 ضرورت و اهمیت تربیت دختران :

برای تربیت دختران و تحصیل علم و دانش شان ضرورتهایی است که برای نمونه به چند مورد آنها اشاره می شود:

2-4-1 برای زدودن جهل ذاتی :می دانیم کودک به همراه ولادت دارای دو دسته از آگاهی های فطری و غریزی است. در آنچه مربوط به زندگی و مصداقهای حیات می شود او کاملا خالی و جاهل است، و ناگزیر باید آگاه و عالم گردد و این تربیت می خواهد.

2-4-2 برای تداوم حیات : در این جهان وسیع و پهناور چشم بسته نمی توان به پیش رفت، چشم و گوشی باز لازم است و اطلاعی وسیع، همه آنچه را که لازم حیات فردی است نمی توان از طریق والدین و مربیان کسب کرد، باید کلید علم و اطلاع را در اختیار فرزند قرار داد که خود به کسب آگاهیهای لازم پردازد.(قائمی،علی.1371)

2-4-3 برای رعایت بینش اسلام :از نظر اسلامی جنس افراد نمی تواند زمینه ساز محرومیت، رشد، طبقه و ...

باشد و چیزی را برای فردی اثبات یا رد نماید. اگر بنای آن باشد که تربیت را عاملی برای این امر بدانیم که زنان و مردان خود را در سایه ی آن تحت نظم و قاعده ی منظمی در می آورند، این امر برای دختران هم ضروری می شود. زیرا اسلام می خواهد زنان و دختران جامعه هم داری روحیه ی وظیفه شناسی و نظم و اعتماد به نفس باشند.

2-4-4 برای ادای حقوق :روایات بسیاری در اسلام داریم که تربیت را برای فرزندان حق و برای والدین دهیژ به حساب آورده اند و ابعاد تربیت را برای فرزندان ذکر کرده اند که شامل تعیین نام نیکو، آموزش قرآن، خواندن و نوشتن، تأمین امنیت و ... است. در بینش اسلامی مسائل تربیتی و انسانی مربوط به فرزندان فوق لعاده اهمیت دارد و آن کس که خواستار فرزندی صالح است باید تربیت او را امری ضروری بداند. (قائمی، علی.13)

2-4-5 برای حیات اجتماعی: زندگی اجتماعی نیاز دارد به آگاهی و فنونی که اساس آن دارادی جنبه ی اکتسابی است. بخشی مهم از عدم تجانسها، برخوردها و تصادف ها در زندگی بدان خاطر است که از اداره و رسم آن را نیاموخته اند و یا برای حیات اجتماعی آن چنان گه لازم است پرورش نیافته اند. برای اینکه آنها به حقوق و تکالیف اجتماعی خود آگاه شوند، در انجام آن مجاهدت نمایند، در برخوردها و تصادفها مظلوم واقع نشوند، ضروری است تربیت یابند.

2-4-6 برای زندگی خانوادگی : به گفته ی « اسمایلز » زنی که خوب تربیت شده و تعلیمات عالیه را دیده است دارای وسعت فکر و هوش و فراستی خواهد شد که در خانه داری و انجام امور خانواده فوق العاده به او کمک خواهد کرد و قوه ی دو بینی و مآل اندیشی را در وی ایجاد می نماید که بتواند حوادث و وقایع غیر مترقبه را پیش بینی کند.

2-4-7 برای تربیت نسل : دختران امروز مادران فردای ما هستند اگر اینان درست تربیت شوند مردان و زنان آینده ساخته خواهند شد و هم اگر دختران امروز از نظر اخلاق و عفت پرورش یابند، فرزندان آینده ی جامعه نیز از این بابت مصونیت خواهند داشت.

به گفته ی « امام خمینی » « زن مربی جامعه است و از دامن اوست که انسانها پیدا می شوند » و اگر او پرورش نیافته باشد چگونه می توان به رشد و پرورش نسل اطمینان داشت. این که بخواهیم مردانی برجسته، عاقل، شریف، پاک و با ایمان تربیت کنیم ،نیاز داریم به دخترانی که از اصول این تربیت سر درآورند.

2-4-8 برای حیات سیاسی : از آنجا که کیفیت اخلاقی ملل مربوط طرز تربیت خانوادگی افراد است، تربیت دختران را باید از قضایای ملی دانست دادن حق رأی و انتخاب مشکل هیچ جامعه ای را حل نمی کند، اصل بر این است که آنها درست تربیت شوند و آنگاه رأی بدهند. (قائمی، علی.1371)


2-5 مقام دختر در نگاه امام خمینی (ره)

امام خمینی (ره) احیاء گر اسلام ناب حضرت محمد (ص) در عصر حاضر بود. همچنان که پیامبر اکرم (ص) عصر جاهلیت، برای احقاق حقوق انسان، پرچم عدالت بر افراشت و با آوردن دین مبین اسلام دریچه ای روشن به جهانی برتر از آنچه چشمان کوته بین بشر آن روز قادر به دیدنش بود فرا روی او گشاده ام راحل نیز در زمانی که تیرگی ظلم و هوس و مادیات ، قدرت دیدن حقایق را از بشر سلب کرده است، آمد تا پرده و نقاب از چهره ی منور دین الهی بردارد. او مقام و منزلت از دسته رفته ی زن را به او برگرداند و فضیلت ها و ارزش های فراموش شده را احیاء نمود. در شرایطی که جامعه و حاکمان فاسد به تقلید از فرهنگ مبتذل غرب سعی داشتند زن را مانند کالایی مصرفی در خدمت شهوات و تمایلات افسار گسیخته و ابزاری برای کسب درآمد در تجارت و اقتصاد و عامل تهییج و گمراهی جوانان از طریق هنر آلوده درآوردند و نهایتا زن و مرد را به منجلاب سقوط و تباهی بکشانند، امام با انقلاب مقدس اسلامی آمد و روح مسئولیت، ایمان ، تقوا و تعهد را در جان ها و جوامع دمید.(احمد دهقان)

2-6 ارزش دختر از دیدگاه اسلام

اسلام بیش از همه ی مکاتب و فلسفه ها درباره ی زن نظر داده و او را حمایت کرده است. این مسئله صرف ادعا نیست نگاهی ولو اجمالی در منابع اسلامی و مباحث مربوط به زنان دعوی مارا ثابت می کند ذکر این نکته ضروری است که اسلام در عنایتی که نسبت به دختران و اصولا طبقه ی نسوان روا داشته است نخواسته که بی حساب گروهی را بالا برده و یا بی حساب گروهی دیگر را پایین بیاورد.این عنایت بخاطر اهمیت وجود آنها و نقشی است که آنان در پرورش و هدایت نسل ایفا می کنند.

این خطا است که برخی گفته اند اسلام دین مردان است. اولا اسلام دین انسانهاست و در آن زن و مرد مطرح نیست. و ثانیا اگر از نظر توجه و عنایت نسبت به طبقه ای بخواهیم آنرا ببینیم باید اذعان کنیم که کفه ی ترازوی عنایت در جنبه زنان سنگین تر است.(خمینی،روح ا....1369)

2-7 اسلام و فرزند دختر

می دانیم هنوز در برخی خانواده ها شوق و علاقه به داشتن پسر به مراتب بیشتر از داشتن دختر است و بدین نظر دختران را به دیده تحقیر می نگرند. این امر بر اساس یک مسابقه ی تاریخی و از جهاتی دارای ریشه های اقتصادی و اجتماعی است. بازمانده ای است از افکار جاهلیت راجع به پسر و دختر .

اسلام از همان آغاز با این فکر مبارزه کرد و دختران را نه تنها همانند پسران بلکه بیشتر از آنها مورد مرحمت قرار داد و این مرحمت فزونتر برای فرونشاندن تب پسر خواهی بسیار مؤثر افتاد.

2-8 طرز تفکر اسلام درباره ی دختران

اسلام درباره ی دختران و به طبع طبقه ی زنان عقیده ی مترقی و زنده ای دارد و بر خلاف بعضی فکر ها و فلسفه ها درباره ی آنها نقص و مذمتی قائل نیست.(قائمی،علی.1362)

2-8-1 عدم نقص:

اسلام زن را موجودی ناقص نمی داند که مثلا یک دنده از مرد کمتر داشته باشد. موجودی تان الخلقه اش می شناسد. آنچنان نمی اندیشد که روح او ناقص و فنا پذیر است. بلکه او را نیز ماننند مرد دارای روح جاودانه و خالد می شناسد. زن را فاقد قوای دماقی و عقلی نمی داند که که بر اثر آن به عنوان فردی وابسته در سرپرستی مرد قرار گیرد.

بلکه او را صاحب عقل و رأی دانسته و تبعیت او را از مرد بخاطر دادن امکانی به او
می شناسد که در سایه آن به انجام وظایف سنگین تری بپردازد.

2-8-2 عدم ضعف:

اسلام درباره زن قائل به ضعف و ناتوانی نیست که او هم برای اداره ی نسل و خود از قدرتی برخوردار است و در صورت فقدان شوهر به هر صورتی هست می تواند فرزند را اداره کند و او را به مرحله ی رشد و کمال مقدر برساند. او را عقب مانده و کوته فکر نمی داند که اجازه دهد دیگران به جای او تصمیم گیرند.

اگر در امر ازدواج اجازه ی پدر را شرط دانسته بدان خاطر است که پدر به تناسب سن وحیات اجتماعی _سیاسی اش از تجربه و آگاهی بیشتر برخورد دار است و تازه همین اجتزه در چارچوب منافع و مصالح دختر است و پدر از این اختیار و اجازه نمی تواند سوء استفاده کند.

2-8-3 عدم مذمت:

اسلام درباره ی زن مذمتی ندارد. و اگر در بعضی از آثار مذمتی به چشم می خورد درباره ی زنان معتوم الحالی است که پای از مرز خود بیرون گذاشته و شؤون خود و اسلام ، پاکدامنی و انجام وظیفه را رعایت نکرده اند. قرآن به همان گونه که درباره همسر لوط از روی نوشتی سخن گفته از زنان پاکدامنی چون مریم مادر عیس و آسیه همسر فرعون هم سخن به نیکی گفته است.

2-8-4 وجود خیر و احسان:

اسلام وجود دختر را مایه ی خیر و نشانه ی از احسان خدا می شناسد. تعبیرات اسلامی نشان می دهند که دختر چون گلی است در خانه و مایه زیبایی و خیر و احسان است. او آیت خدا و رحمت اوست. مایه رحمت الهی است و در مراحل بعدی رشد و زندگی عامل پناه برای شوهر است و سبب سکون اواست. تبسم و لبخند او رمزی از رمز های الهی و مهر داوند است و حاکی از صدق و صفای اوست که آرامش بخش است.(مکنون،ثریا.1374)

2-9 عنایات اسلام درباره ی دختران

2-9-1 نجات او از قهر پدران :

اسلام دختران را از قهر و خشم پدران و نارضایی مادران انجام داد. جلوی زنده بگور شدن آنها را گرفت. به پدر و مادر تفهیم کرد که او را به عنوان پاره ای از پیکر خود و بخشی از وجود خود بپذیرند. انتظار و چشوداشت اقتصادی از فرزند و فقدان مؤونه برای اداره دختر که عضوی مولد نبود سبب آن نشود که او را طرد کنند. اصولا فرزند را به عنوان امانت خدا قبول کنند چه دختر و چه پسر.

(قائمی،علی.1362)

2-9-2 احترام به دختر:

اسلام دستور داد به فرزندان خود احترام کنید و عنایت خود را به دختر بیشتر معطوف دارید رعایت حال و عاطفه اش را بنمائید، با مهرورزی و حمایت از او دلگرمش کنید مبادا او را برنجانید و مبادا او را در فشار و رنج قرار دهید.

پیامبر اکرم (ص) فرمود : (ما اکرم النساء الاکریم و ما اها نهن الا الئیم.) آنکس که صاحب ارزش و احترام و فردی محترم است به زن احترام می کند و تنها فرد پست و لئیم است که به زن اهانت روا می دارد.

2-9-3 توجه به تربیت دختر :

اسلام بیش از هر مکتب و مسلکی به تعلیم تربیت دختران همت گماشت و تربیت او را به عنوان حقی ذکر کرد، حقی که برای والدین از دیدی بدهی است و این حق در زمانی مطرح شد که زن در طول تاریخ از تربیت محروم بوده و از این بابت برای او ارزش قائل نبوده اند و تاریخ اسلام نشان می دهد که در سایه ی این اعطای حق زنانی پدید آمده اند که در مراتب فضل و کمال به درجاتی رسیده اند و صاحب تخصص و حتی مجتهد شده اند.(اکبری،محمود.1379)

2-9-4 اعطای امنیت اقتصادی :

در آن روزگار که زن را چون برده ای به کار می گرفتند و حتی ریسمان بر او و بر ابزار شخم می بستند تا زمین را شیار کند اسلام به زن امنیت اقتصادی داد. او را از تهیه هزینه زندگی و تأمین نفقه خود معاف داشت. و حتی می توان از دیدی گفت که مرد را خدمتگذار زن قرار داد و از او خواست کار و تلاش کند و خود را مخاطره بیاندازد تا زندگی خود و همسر و فرزندانش را تأمین کند و زن با آرامش و فراق بال به اداره ی خانه و تربیت نسل بپردازد.(مطهری،مرتضی.1359)

2-9-5 استقلال دختران:

اسلام زنان را مستقل کرد و از حالت تملک بودن رهایی شان داد و حتی برای آنها حق مالکیت قائل شده به زن حق رأی و بیعت داد و آزادش گذاشت تا خود بتواند سرنوشت خود را تعیین کند. فردی را که به خواستگاریش آمده مورد ارزیابی قرار دهد و اگر خواست پاسخ مثبت به او دهد و اگر نخواست پاسخ منفی و کسی حقی نداشته باشد او را به ازدواج مجبور کند. اسلام در این استقلال تمام انواع حقوق را برای آن قائل شده، از حقوق اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و طبعا با این استقلال او را از وسیله اطفاء شهوت بودن رهایی بخشد.

2-9-6 تشویق به حمایت از دختران:

اسلام با همه احوال به حمایت از آنها مردان را تشویق کرد. با اعلام تأمین اجر اخروی و با بالا بردن منزلت اجتماعی دختر ، پدر ومادر را واداشت که او را بپذیرند و ازاو حمایت کنند.

پیامبر اسلام (ص) فرمود: دختران پاکدامن و عفیف چه خوب فرزندانی هستند. هرکس یک دختر داشته باشد خداوند او رابه عنوان حائلی بین او و دوزخ قرار می دهد که آتش قیامت نسوزد. و هرکس دو دختر را سرپرستی کند او را وارد بهشت گرداند و هر کس سه دختر یا سه خواهر را سرپرستی کند خداوند جهاد و صدقه را از او برداشته است.(اکبری،محمود.1379)

2-9-7 اهمیت دختران:

اینکه خداوند دختران را تا این اندازه مورد لطف و عنایت قرار داد بدان خاطر نبوده که بخواهد تبعیض بین دختر و پیر معمول دارد. بلکه بدان خاطر است که نقش دختران در عهده داری و انجام وظایف بعدی مهم است. دختران در آینده عهده دار تربیت نسلی شجاع ، راستگو، مؤمن و با هدفند. سبب سکون و آرامش زندگی هستند و پایه و رکن خانواده ی فردا.

اگر آنها ساخته و پرورده شوند اجتماع آینده پرورش یافته است. اگر اینان مورد احترام باشند نسل بعدی لایق احترام است وو اگر اینان طرد و عقده ای شوند همین بلا و عقوبت برای نسل بعدی خواهد بود. اسلام بر اساس دو گونگی ساخت و آفرینش آنها و دو گونگی وظیفه شان برای پسران و دختران اهمیتی دو گونه قائل شده است. دختر را از همه مزایا و امکانات بر خوردار می سازد تا او بتواند بعدی را از آن برخورد سازد.(اکبری،محمود.1379)

2-10 توصیه های اسلامی درباره دختران:

اسلام به والدین توصیه می کند که دختر خود را بپذیرند و او را مورد عنایت و محبت قرار دهند. دل آنان را نشکنند و اشک آنان را جاری نسازند.

اگر احیا نا افسرده بودند و نگران ، دل شان را بدست آورند. اگر دچار ناراحتی هستند از آنها دل جوئی نمایند.بعضی از پدران در اثر شوق خواهندگی به پسر تقاضای مرگ دختر را کرده اند. امام صادق (ع) در این باره به پدری فرمود: آگاه باش اگر تمنای مرگ دختر کنی و او بمیرد نه تنها در این زمینه پاداش و اجری نمی گیری بلکه در روز قیامت خدا را در حالی که گناهکاری ملاقات خواهی کرد.

اسلام توصیه می کند که دل دختر را بدست آورید و این سخن پیامبر است که فرمود: کسی اگر وارد بازار شود و هدیه ای برای اهل خانه بخرد بمانند کسی است که در راه خدا جهاد کرده است و ضروری است که ابتدا آن هدیه را به دختر بدهد.(صانعی،مهدی.1375)

2-10-1 کفه عنایت

کفه عنایت اسلام بطرف دختران سنگینی می کند و همانگونه که پیامبر فرمود: ان الله تبارک وتعالی علی النساء ارأف منه علی الذکور. خداوند با زنان بیش از مردان مهربان است. این نکته قابل به ذکر است که اگر در مواردی سختگیری ها و یا سهل انگاری هایی درباره زنان روا داشته می شود از اسلام نیست بلکه از مسلمانان بی توجه به مسائل و دستورات اسلامی است وگرنه اسلام مترقی تر از آن است که زن را به دیده تحقیر بنگرد.(قائمی،علی.1362)

2-10-2 در تربیت دختران

تربیت دختران به عنوان یک حق و رعایت آن اهمیت بسیاری دارد.

تربیت از نظر اسلام دو جنسی است و برای زن و مرد تفاوت هایی دارد زیرا از نظر علمی بهترین نوع تربیت آن تربیتی است که شرایط فطری و طبیعی موضوع تربیت در آن ملحوظ باشد.

برخی از مردم به علت گرفتاری و پای بندی به تعصب های کورکورانه امر تربیت دختران را نادیده گرفته و برای آن اهمیتی قائل نبودند.

پرورش دختران به مراتب از پرورش پسران مهمتر است زیرا با توجه به وظایف بعدی دختران می توانیم بگوییم که دوشیزه ی خردسال امروز مادر فردای اجتماع است و پرورش نسل آینده در اختیار و عهده اوست. اگر او درست تربیت نشود امیدی به خیر و صلاح جامعه نخواهد بود.

2-11 دو جنسی بودن تربیت:

اینکه بین دختر و پسر از جهات گوناگون تفاوت و اختلافی وجود دارد یا نه پاسخ مثبت بود و مسئله جدید این است که آیا این تفاوت و اختلاف در این دو گروه موجب اختلاف در نظام و روش تربیت هم خواهد شد یا نه؟

در بیان پاسخ به سؤال می گوییم اکثر مربیان و صاحبنظران وجود تفاوت بین دختر و پسر را حتی در جنبه های روانی و عاطفی و استعدادها و زمینه های ذهنی قبول دارند و می گویند که از این دید آنها دو دنیای متفاوت را در عالم پدیده ها و آفریده ها که کاملا از هم جدا هستند تشکیل
می دهند ولی اساسا مسأله ایجاب نمی کند که درباره امر تربیت آنها تفاوت هایی را قائل گردیم.(نوابی ن‍ژاد،شکوه.1378)

2-11-1 دلایل دو جنسی بودن تربیت :

ما می گوییم تربیت باید دو جنسی باشد، نوعی از آن زنان را شامل گردد و نوعی دیگر مردان را. ضمن اینکه در کلیات تربیت و در آنچه که مربوط به انسانیت انسان می شود این دو شریکند. اما آن دلایل عبارتند از :

1- تفاوت در جسم: در زن ومرد تفاوتهایی از نظر اعضای بدن دیده می شود که هر کدام از آنها نشان دهنده ی نوع کار و وظیفه ای است که برای آن ساخته شود.

در تربیت آنجا که مربوط به زن است جنبه زنانه قضیه و آنجا که مربوط به مرد است باید جنبه مردانه ی قضیه مورد نظر یاشد همینکه او دختر است و پسر نیست در آینده ای دور یا نزدیک لااقل بر اساس ساختمان بدن به دنیایی از تفوتها برخورد خواهد کرد که باید بتواند در برابر آنها موضعی صحیح اتخاذ کند.

دنیای بلوغ پسر و دختر یکسان نیست، مسأله رشدشان در آن مرحله جداً مسئله است تمنیات و خواسته هایی که در اثر رشد برای این دو نسل پدید می آید جداً متفاوت است. و طبعاً این دو وظیفه تربیت است که به هر کدام مسئله مربوط به خود را بیالموزد. و جه بسیار مسائلی هستند که آگاهی از آنها برای یک دختر ضروری است در حالی که برای پسر نه تنها ضروری نیست بلکه حتی قابل فهم هم نیست.

2- تفاوت در روان : در دنیای زن و مرد تفاوت های زیادی از نظر روانی به چشم می خورد.چه بسیارندخصلت هایی که در زن وجود داربد و در مرد یا نیست و یا بدان درجه شدت نیست. نوع استعداد هایی که در یکی وجود دارد در دیگری با درجات شدت و ضغف است. از آن بابت که آفرینش درباره هر کدام نظری خاص داشته است.

3- وجود تفاوت در وظایف: بر اثر نهضت های آزادی طلبانه زنان در غرب فرصت تشابه در انجام وظایف برای آنها پدید آمد و عملاً دیدیم زنان کارهای مردانه می کنند. در کارخانه ها، صنایع سنگین، در امور نظامی و سیاسی و حتی قضایی وارد شده و سر گرم تلاش شده ند.

بررسی نشان داده است که خلط وظیفه برای مرد و زن شکست و نا کامی پدید می آورد و بدین نظر در عین پذیرفتن اصل تربیت برای این دو قبول حقوق مساوی برای مرد و زن، نمی توانیم برای شأن تربییت مشابه و همانند را بپذیریم. نوع وظایفی که اینان در آینده بر عهده خواهند گرفت تعیین کننده نوع تربیتی است که درباره آنها باید ملحوظ گردد.( طباطبایی، محمد حسین.1360)

2-12 اسلام و دو گونگی تربیت

مراجعه به آثار اسلامی و منابع فقهی نشان می دهد که اسلام این دوگانگی را پذیرا است. تربیتی را برای پسران و دختران قائل است که با طبیعت فطری و اجتماعی آنان معارض نباشد این نکته ضروری است که این دو گونگی در تربیت دلیل بر امتیاز یکی بر دیگر ی نیست . ما میگوییم با در نظر گرفتن شرایط و امکانات و مقتضیات فطری و طبیعی آنها و بر اساس نظام اسلامی و وظایفی که در این نظام بر عهده هر کدام است به هرکس آنچه را که لایق اوست عطا گردد.

فلسفه دو گونگی تربیت بر اساس دو جنس مربوط می شود به مقصد و آمال تربیت و انجام وظایفی که از هر یک از این دو جنس در آینده بر عهده خواهند گرفت.

اینکه بگوییم زن و مرد در حقوق باید شبیه هم باشنند و همانند هم تربیت شوند سخنی دور از اعتدال است و از نظر ما آنان که مسأله تساوی را با تشابه مخلوط می کنند و اصرار دارند که این دو نسل بمانند هم و عین هم تربیت گردند حقوق هر دو را نادیده گرفته و به نابودی تلاش هر دو اقدام کرده اند.(حجتی،محمد باقر.1360)

2-12-1 دختر و حق تربیت:

دختر قبل از آنکه دختر باشد انسانی است که در سایه تربیت و عمل، عبادت و تقوا می تواند خلیفه خدا گردد و بدرجه ای برسد که خداوند او را عزیز خود حساب آورد و بر بسیاری از
انسان های دیگر برتری بخشد.

اگر تربیت حقی برای انسانیت به حساب آید ادای آن برای دختر ضروری تر است. از آن بابت که اگر زن تربیت شود در حقیقت مردم در دامان او تربیت خواهد شد و برعکس اگر او تربیت نیابد پسر تربیتی نخواهد یافت.

از سوی دیگر او انسان است و باید در امور مربوط به حیات اجتماعی شرکت داشته باشد. نقش مشارکت او به مراتب مهم تر از نقش مشارکت مرد است.

روایات اسلام در توصیه به تربیت دختران بسیار است. پیامبر (ص) فرمود :آنکس که دختری دارد باید او را تربیت کند.

دختر به مانند امانتی در نزد والدین است که باید رشد کند و پرورش یابد، استعداد او باید در جهت خیر و صلاح به کار افتد، عدم اعتنای به او و به سرنوشت او علاوه بر اینکه عقوبت الهی را در پی دارد و لطمه ای به وضع و موقعیت دختر است، موجب صدمه ای برای اجتماع هم خواهد بود. این خطا است که نیمی از وجود جامعه و پیکر اجتماع را نادیده بگیریم و مردم را از داشتن مادرانی با تقوا و فضیلت محروم سازیم. و در همه حال فراموش نکنیم شأن دختر در آفرینش در درجه ای است که درباره ی دوشیزه ای چون مریم خداوند خود تربیت او را عهده دار می شود. (اکبری، محمود .1379 )

2-13 ضرورت واهمیت تربیت دختران

برای اینکه از مغزهای خام امروزی کودکان ثمره ای برای فردای جامعه داشته باشیم برای اینکه جامعه بشری در طریق انسانیت و خیر گام بردارد ضروری است امروز دختران را دریابید، به آنها در امروز چیزی بدهید تا فردا بتوانند به اضعاف مضاعف از آنان چیزی بستانید یک دختر امروز مادر چند کودک فردا است ؟ همسر و همدوش کیست؟ آیا عضویتی در جامعه انسانی فردا را خواهد داشت یا نه؟ چگونه و چه صورت؟ از او برای فردایش چه توقعی دارید؟ می خواهید او چه نقشی را برای شما ایفا کند؟

چه تغییر و تحولی را در جامعه پایه بگذارد؟ آیا حاضرید سرنوشت خود و نسل خود و خانه و زندگی خویش را بدست هر کس بسپارید؟ یا برای آن ضوابطی را قائلید؟

کار تربیت این است که آن ضوابط و ویژگی مورد نظر از طریق تربیت باید به او منتقل شود و تربیت از این دید برای دختران مهم است.

ضرورت تربیت دختران از دیدگاه های دیگر نیز باید مورد بررسی قرار گیرد که اهم آنها از قرار زیر است:

2-13-1 از لحاظ ادای حق:

تربیت برای همه کودکان و از جمله دختران است و در ازای آن برای والدین بدهی و مسئولیت است. این مسئولیت به عنوان تکلیفی از جانب پروردگار و هم از لحاظ عرف و اجتماع بر دوش ماست.

ما در سایه این تکلیف است که وظیفه داریم دختر را بوجهی شایسته بپرورانیم و او را در مسیر هدایت و مصلحت قرار دهیم. این تکلیف بین پدر ومادر مشترک است و اجتماع هم از معلم و مدیر و افراد دیگر با جهت دهی و نظارت های خویش باید وسایل و امکانات را در انجام آن فراهم کنند.

2-13-2 از لحاظ خود فرد:

دختر انسانی است چون دیگر انسانها ، دارای زمینه ها و امکانات گوناگونی جهت رشد و تکامل است این استعداد ها باید شکوفا گردند، رشد و پرورش یابند و به مرحله ثمر دهی برسند.

سهل انگاری در تربیت دختر نه تنها سبب نادیده گرفتن ظرافتکاری هایی است که خداوند درآفرینش او به کار برده است، بلکه سبب پدید آمدن حالات سخت و شدید تری خواهد شد که زندگی را برای خود ودیگران دشوار خواهد ساخت.

2-13-3 از لحاظ عضویت جامعه:

دختر امروز عضوی از جامعه فردا است و باید برای پذیرش این عضویت آماده گردد.

نگه داشتن دختر در تاریکی بی توجهی و سهل انگاری و همگامی و درک و فهم و مسئولیت اجتماعی برای او نباشد. به طور همیشگی ضعیف و مستضعف بماند، لایق تحقیر و استخفاف باشد و در این امر نه عادلانه است و نه وجود زن درخور این استضعاف است.

توصیه این است که حتی در عین نادیده گرفتن مکتب . مذهب دختر تربیت یابد، وارد نور و روشنایی هدایت مربیان قرار گیرد، تا عضویت لایق و اندیشیده ای برای اجتماع داشته باشد.

2-13-4 از جهت پرورش نسل:

از بین دو جنس زن ومرد این زن است که خداوند امر آفرینندگی مجدد و حفظ و پرورش امانت خود را فرزند است به او عطا کرده است.

باید دختر را رشد و پرورش داد تا بتواند نسل خود را رشد و پرورش دهد.

اسلام برای تربیت فرزتدان مادران آگاه ، مؤمن و پرهیز کار می خواهد، وجود پرورش یافته ی آن را رکن اساسی و نیرومند سعادت جامعه ی بشری می داند و قائل است که اثرات تربیتی او برای همیشه و تا پایان عمر در اذهان خواهد ماند . بدین نظر برای تربیت او اهمیت قائل است و توصیه می کند که زمینه را برای صلاحیت و لیاقت او فراهم کنیم.

2-13-5 در جنبه اصلاح جامعه:

تربیت دختران و اصلاح وضع آنها نقش فوق العاده ای در اصلاح جامعه خواهد داشت شکست دنیای امروز در عرصه حیات اجتماعی و کثرت مفاسد و تبهکاری ها، درگیری ها و نابسامانیها تا حدود زیادی مربوط می شود به کمبود مادرانی فهمیده و آگاه که به مسائل وظیفه خود روشن و نسبت به انجام آن متعهد باشند


موقعیت طبیعی و جغرافیایی اصفهان

شهرستانهای استان اصفهان عبارت انداز اصفهان، لرستان، برخوار و میمه، خمینی شهر، خوانسار، سمیرم، شهرضا، فریدن، فریدون شهر، فلاورجان، کاشان، گلپایگان، لنجان، مبارکه، نائین، نجف آباد و نطنز که در رابطه با آنها توضیح مختصری داده خواهد شد
دسته بندی جغرافیا
فرمت فایل doc
حجم فایل 110 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 61
موقعیت طبیعی و جغرافیایی اصفهان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول:موقعیت جغرافیایی و تقسیمات شهری

فصل اول:موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان

استان اصفهان با مساحتی حدود 105.937 کیلو متر مربع بین 30 درجه و43 دقیقه تا34 درجه و27 دقیقه عرض شمالی خط استوا و49 درجه و36 دقیقه تا55 درجه و31 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. این استان که در مرکز ایران واقع شده،از شمال به استانهای مرکزی،قم و سمنان؛از جنوب به استانهای فارس و کهکیلویه و بویراحمد؛از شرق به استانهای خراسان و یزد؛و ازغرب به استانهای لرستان و چهار محال و بختیاری محدود است.

بر اساس آخرین تقسیمات کشوری،این استان دارای17 شهرستان،60 شهر،37 بخش و116 دهستان،و مرکز آن شهر اصفهان است.

شهرستانهای استان اصفهان عبارت انداز: اصفهان، لرستان، برخوار و میمه، خمینی شهر، خوانسار، سمیرم، شهرضا، فریدن، فریدون شهر، فلاورجان، کاشان، گلپایگان، لنجان، مبارکه، نائین، نجف آباد و نطنز که در رابطه با آنها توضیح مختصری داده خواهد شد.

موقع طبیعی و جغرافیایی

اصفهان منطقه نسبتاً کوهستانی وسیعی به مساحت 197،403 کیلو متر مربع است(به انضمام چهارمحال و بختیاری) که در مرکز فلات ایران واقع شده. از شمال محدود است به نواحی کاشان و گلپایگان، از جنوب به آباده و بهبهان، از مشرق به شهرستان یزد، از مغرب به نواحی بختیاری و حدود خوزستان. طول آن از زردکوه در خاک بختیاری که منبع زاینده رود است تا دریاچه گاو خونی[1] تقریباً سیصد کیلومتر و عرض آن را از کوههای قهرود که حد شمالی آن است تا قریه امین آباد که حد جنوبی آن و در خاک فارس واقع است240 کیلومتر ذکر کرده اند.[2] وسعت استان اصفهان و شهرستانهای تابعه آن به تفکیک به شرح زیر است:[3]

استان اصفهان به استثنای چهارمحال وبختیاری 170،396 کیلو متر مربع

شهرضا 9،256 «

شهر اصفهان 24،212 «

اردستان 14،240 «

فریدن 7،140 «

نائین 46،720 «

نجف آباد 3،604 «

شهر اصفهان امروز در جلگه سبز و خرمی در کنار زاینده رود واقع شده و طول آن از مشرق به مغرب 18 کیلومتر و عرض آن از شمال به جنوب12 کیلومتر است(ما فروخی اصفهانی در قرن پنجم هجری طول و عرض این شهر را چهارده فرسنگ در شش فرسنگ با هشت دروازه ذکر کرده و گفته است که هشتصد پاره دیه و مزرعه دارد.)[4]

طول و عرض جغرافیایی ـ قدما اصفهان را به حسب طول و عرض از اقلیم سوم گرفته اند. طول آن را از جزایر خالدات(عوم) و عرض آن را از خط استوا(لب) ذکر کرده اند. طول و عرض جغرافیایی آن بر حسب اندازه گیری بین المللی امروز از این قرار است: طول شرقی آن از نصف النهار گرینویچ51 درجه و39 دقیقه و40 ثانیه و عرض شمالی آن از خط استوا32 درجه و38 دقیقه و30 ثانیه است.

ارتفاع اصفهان از سطح دریا بین 1،475 تا 1،584 متر ضبط شده است.

حداکثر ارتفاع استان اصفهان در شهرکرد2،066 متر و حداقل آن در یزد 1،233 متر است.

جلگه اصفهان در حدود 300 متر از تهران بلندتر است و اختلاف ساعت آن با تهران 20 ثانیه است.

پستی وبلندی ـ اصفهان در مرکز فلات ایران واقع شده و منطقه ای است نسبتاً کوهستانی که از سمت مغرب در طول دره وسیعی که بستر زاینده رود است به وسیله کوههای مرتفع محصور شده. ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1475 متر و کوههای آن از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده.

ارتفاع کوههای اطراف اصفهان در حدود 3000 متر است و مهمترین رشته آن در جنوب غربی واقع شده که جنس سنگهای آن آهکی است و نقاط صعب العبور دارد. سرچشمه رودخانه های کارون و زاینده رود در این قسمت است.

سلسله کوههای منطقه اصفهان از زردکوه بختیاری که آن نیز از شعبات کوههای لرستان است منشعب می شوند. کوه منگشت به ارتفاع 1500 تا 3000 متر مانند دیواری ییلاق بختیاری را از قشلاق جدا می کند و شعبه آن سبزکوه بین پشتکوه و چهارمحال قرار دارد. ارتفاع کوههای فریدن از دو تا سه هزار متر است که به موازات یکدیگر مانند پنجه ای از جنوب به شمال امتداد یافته و به کوههای خونسار می پیوندند. کوههای کرون در مغرب اصفهان از مغرب به مشرق ممتد هستند و فواصل آنها به طور متوسط از 24 تا 30 کیلومتر است. بدنه کوههای این قسمت عاری از آب و اشجار است و فقط در چند نقطه آب و درختی مشاهده می شود. دالان کوه حد غربی ناحیه کرون را تشکیل می دهد. از شاه کوه لنجان که امتداد آن شمالی و جنوبی است دو رشته کوه از مغرب به مشرق منشعب می شود که جاده اصفهان به شهرضا را قطع می کند. یکی کوههای کلاه قاضی است و دیگری کوههای مهیار که گردنه و تنگ چالشتر و ارچینی در آن واقع است.

ارتفاعات نزدیک شهر ـ دنباله ارتفاعات شاه کوه لنجان در جنوب اصفهان به دو رشته کوه کم ارتفاع صفه و بابا سعید متصل می شود که جهت آنها از جنوب به مشرق است. ارتفاع کوه صفه در جنوب شهر اصفهان به 2400 متر می رسد. این رشته کوه با تضاریس زیادی که دارد و به علت نزدیکی آن به شهر، بر زیبایی موقع طبیعی اصفهان افزوده است. در 25 کیلومتری شمال غربی اصفهان کوههای سید محمد واقع شده که از کنار جاده شوسه اصفهان شروع می شود و به کوههای کرون و قمیشلو و علوی اتصال می یابد. این کوه دو سه چشمه کم آب دارد و یکی از آنها به نام چشمه منظر در بین اهالی شهرت دارد و از گردشگاههای شهر به شمار می رود.

ارتفاعات شمال اصفهان به منزله تپه های خاکی محسوب می شوند که به گردنه مادر شاه در سه راه اصفهان به تهران متصل شده، به کوه چاله سیاه در 35 کیلومتری شمال غربی اصفهان ختم می شود.

اندکی دورتر شمال جلگه اصفهان را کوههای نطنز و قمرود کاشان محدود می کند و کوه معروف کرکس به ارتفاع 3350 متر به خط مستقیم در پنجاه کیلومتری شمال اصفهان واقع شده که اغلب از برف پوشیده است و به واسطه ارتفاعی که دارد از دور به خوبی نمایان است.

تنگ و گردنه ـ گردنه های معروف اطراف شهر عبارت است از: گردنه گاومیش، گردنه رخ و تنگ بیدکان که در سر راه اصفهان به بختیاری واقع شده اند. تنگ بیدکان به طول 12 کیلومتر در کوه بیدکان واقع شده و در مدخل آن آب بسیار گوارایی جریان دارد و راه شوسه اصفهان به شهرکرد از این تنگ می گذرد. گردنه رخ در شمال غربی کوه رخ واقع شده و راه شوسه جدید الاحداث اصفهان به شهرضا و شیراز از آن می گذرد.

تنگ لاشتر(عامه مردم این تنگ را لارشتر می نامند) به طول شش کیلومتر بین کوه کلاه قاضی و کوه لاشتر که راه شوسه اصفهان به شهرضا و شیراز از آن می گذرد از گردنه های خیلی نزدیک به شهر است.

گردنه گاو پیسه، تقریباً در یک فرسخی جنوب باغ وحش و گردنه آب نیل بین اصفهان و قریه پیر بکران از گردنه های سهل العبور اصفهان در جنوب غربی این شهر و در بلوک لنجانات واقع شده است.

دیگر از گردنه های معروف گردنه مورچه خورت در شمال اصفهان و تنگ اشترگان، دیزی از دهات لنجان علیا و دهکده اشترگان است.

گردنه هایی که از شهر فاصله بیشتری می گیرد، بیشتر در ناحیه کوهستانی چهارمحال و بختیاری و فریدن واقع شده اند و مشهورترین آنها عبارتند از: از گردنه خراجی که از قهمرخ به شلمزار می رود و گردنه مردارکش بین شلمزار و پشتکوه و گردنه تل بین پشتکوه و ایذه(مال امیر سابق) و گردنه ساطعی و گردنه بازفت بین خاک اصفهان و گرمسیر.

گردنه های امامزاده و گاو جفت و بارز و آب ملخ در کوههای فریدن واقع شده و محل عبور طایفه موگویی و چهارلنگ به پشتکوه است. گردنه های دیگر عبارتند از: گردنه دزدان در کوههای آخوره علیا، گردنه سرخ و آب گرم سرراه کرون به چادگان فریدن. گردنه آب پونه و گردنه فوده در سرراه شهرضابه لنجان.

دشت ها

ـ دشت برخوار

دشت مسطح برخوار در جهت شمال شرقی به رشته کوههای مرکزی در جنوب غربی اردستان ختم می شود و دارای آب و هوایی نیمه بیابانی، گرم و خشک در تابستان و سرد و خشک در زمستان، است.

ـ دشت آبرفتی کاشان

این دشت، دشتی نسبتاً هموار است که طرف جنوب به ارتفاعات کرکس و از طرف شمال به نوار ریگ بلند(در محلی به نام بندریگ) ختم می شود.

ـ دشت مبارکه

دشت مبارکه در شهرستان مبارکه به وسیله رشته کوه های متعدد احاطه شده است که از معروف ترین آن ها می توان به کوه های خولنجان، طالخونچه، کوه زرد، کوه قلعه بزی اشاره نمود.

آبشارها

جاذبه های طبیعی؛

1- آبشار شالورا:

این آبشار در 65 کیلومتری غرب اصفهان و در نزدیکی روستای جومیهن قرار دارد.

2- آبشار کرد علیا:

این آبشار که در 90 کیلومتری غرب اصفهان و در ارتفاعات دالانکوه قرار دارد، از آب شدن برف های دالانکوه بوجود آمده است و در بهار منظره بسیار زیبایی ایجاد می کند.

3- چشمه آب معدنی ورتون:

در 43 کیلومتری جاده اصفهان به یزد جاده ای فرعی وجود دارد که پس از طی 18 کیلومتر به ناحیه ورتون می رسد. بعد از ورتون در فاصله 12 کیلومتری، چشمه های معدنی ورتون قرار گرفته اند. در این منطقه حمام هایی به سبک دوره صفویه است که اکثر‌اً مخروبه اند و برخی از آنها که سالم است مورد استفاده مردم قرار می گیرد آب گرم ورتون از دسته آبهای مکروه بی کربناته و سولفاته گرم است. خواص درمانی استحمام در این آب عبارتست از: تسکین دهندگی دردهای عصبی و رماتیسمی. این آب در صورت نوشیدن باعث ازدیاد ترشح معده می گردد به سبب وجود سولفات سدیم در ترکیب آن، این آب خاصیت ملین دارد و سرانجام وجود آهن در ترکیب.

رشته کوه ها

استان اصفهان

ـ رشته کوههای قمیشلو در بخش مرکزی و دنباله بیدگان در غرب، رشته کوههای زردکوه، کوه کالخونی و سفیدکوه در مرکز، کوه قاضی در شمال شهرستان شهرضا.

ـ کوه بهوروز، چالقفا، پشم کن و کوه باغک در سمیرم.

ـ رشته کوههای اردستان از انشعابات کوه کرکس در کاشان.

ـ کوه سراش، محمدیه و زردکوه از مهمترین ارتفاعات شهرستان نائین.

ـ کوه دنیار، الجوق، دنباله زردکوه و قمیشلودر سمیرم.

ـ بلندترین قله کوههای سلسله جبال مرکزی ایران که از شهرستان گلپایگان می گذرد در این ناحیه قله حاجی تارا به ارتفاع 3560 متر می باشد.

رودها:

مهمترین رودخانه های این استان عبارتند از:

1- زاینده رود که از ارتفاعات زردکوه بختیاری در شهرکرد سرچشه میگیرد، جهت جریان آن از غرب به شرق است آب این رودخانه بخصوص پس از حفر تونل کوهرنگ در کوه کارکنان با طول 160 کیلومتر و با انشعابات کوچک خود کلیه قراء و مزارع اطراف را مشروب مینماید و سیلاب آن به باتلاق گاوخونی منتهی میگردد .

سرچشمه زاینده رود نزدیک سرچشمه اصلی رود کارون است و حد فاصل این دو رود از زیرکوه در حدود سه کیلومتر میباشد.

2- رودخانه مرغاب از کوههای داران سرچشمه گرفته نجف آباد را مشروب و در نزدیکی آبادی جوزدان به زاینده رود منتهی میشود.

3- رودخانه های گندمان، شمس آباد، حنا در سمیرم واقع و به رودخانه خرسان ملحق میگردند.

4- رودخانه قبله از کوههای جنوبی خوانسار سرچشمه گرفته وارد قسمت مرکزی شهرستان گلپایگان گشته و پس از مشروب کردن این ناحیه و گذشتن از گلپایگان با نام رودخانه لعل یار به جریان خود ادامه میدهد.

5- رودخانه کرون از ارتفاعات نبله و داران و شعبه دیگر آن نیز از کوه صالح و مکه سرچشمه گرفته پس از آبیاری دهستانهای اطراف خود در شمال جوزدان به زاینده رود میریزد.

آب و هوا ـ شهر اصفهان در جلگه واقع شده. اراضی آن رسی است و در نقاط مختلف آن به تفاوت از 75 سانتیمتر تا یک مترو نیم به قشری محکم از رس می رسد که سخت و غیر قابل نفوذ است. پی منازل و ساختمانهای معمولی بر روی همین قشر رس بنا می شود. دیوارهای گلی قدیمی که حصار باغات داخل و خارج شهر را تشکیل می دهد بر روی همین قشر رس ترکیب شده و بعضی از آنها حتی چند صد سال دوام کرده است. خشت خامی که از این خاک رس ساخته می شود به اندازه آجر پخته استحکام دارد و در بیشتر بناهای قدیم چندین صد سال دوام کرده است. دوام نوع مخصوصی از این خشت خام در آثار کهن آتشگاه حتی به دو هزار سال می رسد. رشته کوههای محلی اصفهان در اطراف شهر از مغرب و جنوب به سوی مشرق کشیده شده و با ارتفاع یکنواخت و تضاریس قلل آنها، هماهنگ آثار تماشایی داخل شهر منظره ای طبیعی و تماشایی به وجود آورده است. منظره زیبای کوههای اطراف اصفهان از فراز عمارت عالی قاپو در میدان نقش جهان و از قله کوه آتشگاه به خوبی نمودار می شود. چون به غیر از نواحی نجف آباد و دهستانهای برخوار و کوهپایه بقیه بخشهای اصفهان در کنار رودخانه پر برکت زاینده رود واقع شده، آب و هوای آن معتدل و فصول چهار گانه آن منظم است. شمال اصفهان تا نود کیلومتر باز است و بادهای خنک شمالی از این طریق می ورزد، اما جنوب آن از سه کیلومتری بسته می شود.(جغرافیادانانقدیم عرب گفته اند که اصح مساکن و بلاد شهری است که شمال آن گشاده و جنوبش گرفته باشد) وبه طوری که ذکر شد اصفهان دارای چنین موقعیتی است و چون جنوب و غرب آن کوهستانی و شمال و شرق آن جلگه است دارای اختلاف هوا و بارندگی است، چنانچه در فریدن و چهارمحال که در مغرب واقع شده و کوهستانی است بارندگی زیاد و در مدت زمستان کلیه اراضی آن نواحی مستور از برف است و قسمت عمده زراعت آنان دیم است و به واسطه سردی هوا محصول صیفی به ندرت به عمل می آید. بالعکس در شمال و مشرق که عموماً جلگه و شوره زار است بارندگی کمتر و بی دوام می باشد و کشاورزان زراعت تابستانی خود را با آب قنات و چاه مشروب می کنند. هوای این قسمت خیلی خشک و در تابستان بسیار گرم است. اراضی شرقی به واسطه مجاورت با باتلاق گاوخونی و ریگزار و کویر هنگام روز به واسطه تابش آفتاب بی اندازه گرم و در شب خیلی سرد است.

به طور کلی در هر موقع از سال در این شهر وزش باد جریان دارد، ولی عموماً بادها از سمت جنوب غربی می وزند و به همین سبب است که ابر باران نیز از همین سمت نمایان می شود. بادهای موسمی اصفهان که از مغرب به مشرق می وزد در دو موقع از سال شروع می شود. یکی از نیمه اول اسفند تا نیمه اول اردیبهشت که بادهای سرد می وزد و دیگری از اوایل شهریور تا اواسط مهر که بادهای خزانی نسبتاً گرم می وزد. در بعضی سالها شدت فشار و سرعت باد زیادتر از حد معمول می شود ولی کمتر شنیده شده که بادهای شدید در اصفهان خساراتی ببار آورده و زندگی مردم را فلج کرده باشد.

تقسیمات آب و هوایی

استان اصفهان در مرکز فلات ایران است و به علت گستردگی زیاد، شامل بخشهای متعدد کوهستانی و جلگه ای است. این نواحی عبارتند از:

1- ناحیه کوهستانی اردستان؛ که شهرستان اردستان را به وسیله دو رشته کوه: یکی در غرب از حوزه زاینده رود و دیگری در شرق از کویر لوت جدا می سازد. این ناحیه کوهستانی به وسیله یک رشته از کوه های کم ارتفاع به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می شود. قسمت شمالی شهرستان های نائین، اردستان، کاشان و قسمت جنوبی شهرستان یزد را که در دامنه شیرکوه واقع شده است، در بر می گیرد.

2- ناحیه کوهستانی شمال شرقی و شرق؛ که شهر نطنز نیز در دامنه بلندترین قله آن یعنی کوه کرکس کوه قرار گرفته است.

ناحیه کوهستانی غرب که شهرستانهای فریدن و فریدون شهر را در بر می گیرد.

3- قسمت جلگه ای؛ که از آبرفت های زاینده رود به وجود آمده و با شیب ملایمی به باتلاق گاوخونی در جنوب شرقی اصفهان منتهی می گردد.

آب و هوای استان اصفهان به طور کلی معتدل خشک است، اما با توجه به تأثیر بادها و دوری و نزدیکی به منطقه کوهستانی غرب و دشت کویر در شرق و جنوب شرقی، می توان آب و هوای آن را به 3 بخش متمایز تقسیم کرد.

4- آب و هوای بیابانی؛ که شمال شهرستان نائین، حوزه بیابانک و انارک تا شمال اردستان را در بر می گیرد. مشخصه ویژه آن تغییر شدید و سریع درجه حرارت، کمی بارش باران و وزش بادهای تند در طول سال است.

5- آب و هوای نیمه بیابانی؛ که شهرستان اصفهان را در بر می گیرد و خشکی هوا و کمی بارندگی از مشخصات این نوع آب و هواست. رودخانه زاینده رود به طرز چشمگیری بر روی آب و هوای این ناحیه تأثیر مثبت دارد و آن را تعدیل می کند.

6- آب و هوای نیمه مرطوب سرد؛ که قلمرو غرب و جنوب غربی اصفهان را در بر می گیرد. به نسبت افزایش ارتفاع، میزان بارندگی افزایش می یابد و از درجه گرمای هوا کاسته می شود.

شهر چهار فصل ـ از لحاظ نظم و تربیت فصول چهارگانه سال،هیچ یک از شهرهای ایران با اصفهان برابری نمی کند. روز اول فروردین و اول تیر و اول مهر و اول دی، شروع چهار فصل بهار و تابستان و پاییز و زمستان را اعلام می دارند و تغییرات استثنایی به ندرت دیده شده است.

در اواسط میزان(ماه مهر) هوا اندکی میل به سردی می کند. شب هفدهم مهر را رعا یا از قدیم جلبند می نامند و احتمال می رود که از آن شب به بعد بعضی از حاصلها را که به درخت باشد یا نرسیده باشد سرما آسیب برساند. اواخر میزان تا اواسط عقرب(آبان) شروع خزان و فصل برگریزان اصفهان است و در آن وقت دیگر میوه ای به درخت یا مزرعه نمی گذارند و همه را چیده و انبار می کنند. از اوایل آبان معمولاً بارندگی شروع می شود و در اول قوس (ماه آذر) تمام برگ درختان ریخته و درختها به مانند چوب خشک می شوند. در اواخر آذر هوا کاملاً سرد شده و احتمال باریدن برف می رود، از اول جدی(دی) تا دهم دلو(بهمن) اوج سرما و باریدن برف و یخبندان است و آن را چهله بزرگ می نامند و از دهم دلو تا اول حوت(اسفند) سردی هوا بی اعتبار است مگر در سالهای استثنایی که سردی زیاد باشد و آن را چهله کوچک می نامند. از اوایل اسفند هوا رو به گرمی می رود و در اول اول ثور(اردیبهشت)، هوا گرم و معتدل است و در اول جوزا، (خرداد) گرمی هوا زیاد می شود ولی طاقت فرسا نیست و این ماه شروع میوه های اصفهان است تا اوایل سرصان(تیر) که هوا به اوج گرمی خود می رسد.

هوای اصفهان اکثراً صاف و آفتابی است و پیوسته باد معتدل(نسیم) در آن وزان است. معمولاً هوا چنان صاف و شفاف است که ستاره زهره ؟؟

درجه حرارت

بر اساس گزارش ایستگاه سینوپتیک شهر اصفهان در سال 1373، حداکثر درجه حرارت6/40 درجه سانتیگراد، حداقل درجه حرارت 6/10- درجه سانتیگراد و متوسط درجه حرارت سالانه 7/16 درجه سانتیگراد ثبت شده است. طبق همین گزارش، تعداد روزهای یخبندان استان 76روز و متوسط میزان بارندگی سالانه آن 9/116میلی متر است.

بادهایی که در استان اصفهان می وزند، عموماً بادهای غربی و جنوب غربی اند. وزش بادهای جنوب غربی زمان خاصی ندارد و این بادها در اغلب ایام سال وی وزند‍؛ اما بادهای غربی معمولاً در دو موقع از سال، یکی از نیمه اسفند تا نیمه اردیبهشت، و دیگری از اوایل شهریور تا اواسط مهر، می وزند.

روی هم رفته بادهای شدید فقط در نواحی بیابانی استان می وزند و ساز بادهای استان معمولاً به صورت نسیم و بادهای خفیف محلی اند.

شهر اصفهان از نظر آب و هوا ممتاز، و فصول چهارگانه آن بسیار نامنظم است؛ چنانکه آغاز و پایان هر فصل به خوبی مشهود است.(کتاب استان اصفهان- حسن زنده دل)

؟؟؟؟

حداکثر درجه حرارت اصفهان در تابستان در اول مغرب و در سایه بعدازظهر به 30درجه سانتیگراد می رسد و حداقل آن در بعضی سالها ده درجه زیر صفر است. گرمای تابستان طاقت فرسا نیست و به علت وفور آب و اشجار فراوان بدون احساس ناراحتی قابل تحمل است. اغلب شبهای تابستان هوا خنک است و خوابیدن در هوای آزاد بدون پوشش کافی امکانپذیر نیست. زمستانهای خیل یسردهم به ندرت اتفاق می افتد و معمولاً هو معتدل است. استثنائاً در زمستانهایی که تمام فلات ایران در معرض جریان هوای بسیار سرد قرار می گیرد، اصفهان هم از سردی هوا مستثنی نبوده و به شدت سرد می شود، معذلک سرمای آن غیر قابل تحمل نیست.

مؤلف کتاب(الاصفهان) نوشته است که در مدت سی سال فقط یک شب درجه حرارت به 20درجه زیر صفر رسیده است و دو شب قبل و بعد آن 16درجه بوده. وی نوشته است که این سرما درختهای مو و انار را خشکانید و می گوید آن را که به هوا می پاشیدیم موقع فروریختن روی یخهای زمین صدای آتشبازی می کرد. آب رودخانه و نهرها چون از عمق یخ می بست روی یکدیگر منجمد شده و بالا آمده مملو می شد و از اطراف جریان پیدا می کرد و به عمارتها و دیوارهای آن صدمه می زد. حیوانات را خیلی تلف کرد.

میزان بارندگی

در اصفهان بارندگی منحصر به زمستان است و در پاییز و بهار به ندرت بارندگی می شود و اگر در موقع بهار ابرهایی در آسمان ظاهز شود با بادهایی که در این فصل می وزد پراکنده شده مانع بارندگی می شود.

میزان بارندگی سالیانه در اصفهان زیاد نیست و متوسط ارتفاع باران که از آبان تا اواخر اردیبهشت در این شهر می بارد بین 100 تا 150 میلیمتر بیشتر نیست.

بعضی سالها از 30 تا 40 میلیمتر هم تجاوز نمی کند و بر روی هم خشکسالی بیش از سالهای مرطوبی است. اتفاق افتاده است که چند سال استثنایی چهل روز متوالی آسمان این شهر ابری بوده و برفهای سنگین باریده است. اما میزان بارندگی در ارتفاعات مغرب اصفهان که سرچشمه زاینده رود است خیلی بیشتر است. زرد کوه و کوهرنگ و ساز کوههای بختیاری معمولاً از برف پوشیده می شود و این کوهها اصلی آب و سرچشمه رودخانه اصفهان است.

چنانکه ذکر شد در اصفهان معمولاً تغییرات شدید آب و هوا و انقلابات جوی کمتر دیده شده است و اگر استثنائاً در سالی انقلاب جوی رخ دهد، نیز بسیار محسوس و قابل توجه است، چنانچه از اواخر آبان تا آخر نیمه اول آذر ماه سال 1333 برای مدت بیست روز متوالی بارانهایی بارید که مسلماً در تاریخ پانصد سال اخیر این شهر نظیر نداشته است و به خانه های مسکونی و ابنیه شهر و بناهای باستانی که برای مقاومت در مقابل چنان بارانهای بیسابقه آماده نبودند، خسارات فراوان رسانید و رعب و وحشتی عجیب مردم را فرا گرفت. بارنهای مزبور در مدت 20روز به میزان 5/167 میلیمتر رسید و مردم فقیر و ساکنین قسمت های قدیمی شهر که خانه های گلی آنها را آب باران فرا می گرفت و خراب می شد به شبستانهای مساجد بزرگ و تاریخی پناه بردند و به دنبال ریزش این بارانها زاینده رود در روزهای شانزدهم و هفدهم آذر 1333 طغیان بیسابقه ای کرد و شهر اصفهان مورد تهدید واقع شد.

زاینده رود ـ مهمترین رودخانه ای که در مرکز ایران جای است زاینده رود می باشد که از ارتفاعات زردکوه بختیاری و از رشته ای به نام کوهرنگ سرچشمه گرفته و از مغرب به مشرق تا باتلاق گاوخونی جریان دارد.

طول این رودخانه را با پیچ و خمهای آن 400 تا 480 کیلومتر نوشته اند، ولی این فاصله به خط مستقیم 270 کیلومتر است، عرض بستر رودخانه تا 200 متر کم و زیاد می شود. قلل چهل چشمه و کوهرنگ در خاک بختیاری سرچشمه این رودخانه است و بیشتر ایام سال مستور برف است. بستر این رودخانه از سرچشمه تا مصب از خود زایش آب می کند و به همین جهت زاینده رود نام دارد. قسمت اولیه مجرای زاینده رود پیچ و خمهای زیاد دارد ولی هرقدر پایینتر می آید پیخ و خم آن کمتر می شود تا می رسد به کوه قلعه بزی که در انحنایی به مسافت 12 کیلومتر و بر خلاف مجرای اصلی از مشرق به مغرب جریان پیدا می کند و از پل فلاورجان تا شهر اصفهان از مغرب به مشرق24کیلومتر مسافت را به شکل مارپیج طی می کند و در وسط این مسافت کوه آتشگاه واقع است که از قله آن پیچهای رودخانه دیده می شود که به شکل مار پیچد و شاید به همین سبب بوده است که این کوه را ماربین و به این مناسبت دهات اطراف این کوه را ماربین نامیده اند و هم اکنون نیز ماربین نام دارد و از لحاظ وفور میوه و سرسبزی و صفا مهمترین بلوک اصفهان است.

باتلاق گاوخونی

جلگه ای است ناهموار که قریب سی کیلومتر طول و عرض آن است و وسعت آن با افزایش و نقصان آب رودخانه تغییر می کند.

این باتلاق از طرف جنوب و مشرق محدود می شود به تپه هایی از ماسه و شن که بلندی آنها متجاوز از 200متر است. بالای آن تپه ها ابتدا جرقویه علیا و بعد دشت وسیعی است به طول چندین فرسخ از ماسه و شن به سمت ابرقو تمام جرقویه علیا از چشمه های زاینده رود مشروب می شود.

تقسیم آب زاینده رود

تقسیم آب زاینده رود طبق طومار معروف شیخ بهایی

مختص- یعنی همه آب زاینده رود از پانزدهم اردیبهشت تا آخر آن و از 15آذر تا آخر برج، مخصوص بلوک رودشتین است(رودشت علیا و سفلا آخرین قسمتهای آبخور زاینده رود است).

مشترک- یعنی آب زاینده رود از آخر اردیبهشت تا شش ماه به طور مشترک در اختیار بلوک پایین رودخانه است.

آزاد- یعنی از آخر آذرماه تا پانزدهم اردیبهشت آب زاینده رود آزاد است و همه آبادیها می توانند از آن استفاده نمایند.

طبق طومار شیخ بهایی آب رودخانه به 33 سهم تقسیم می شود که به وسیله نهرهایی که از رودخانه منشعب می شود و آنهار امادی می نامند آب را به قراء ودهات می رسانند. سهام مزبور به قرار زیر است:

1- بلوک لنجان شش سهم

2- بلوک النجان چهار سهم

3- بلوک ماربین چهار سهم

4- بلوک چی شش سهم

5- بلوک کرارج سه سهم

6- بلوک رودشتین شش سهم

7- بلوک برآآن چهار سهم

مادیها

کلمه مادی در اصفهان اصطلاح محلی است و به معنی نهر آب است.

چندین مادی از زاینده رود منشعب می شوند و مزارع و باغات و خانه های اصفهان را مشروب می سازند. مادیهای مشهور عبارتنداز:

1- مادی نیاصرم- بیشتر نزدیک رودخانه است.

2- مادی فرشادی- که محل انشعاب آن بالاتر از نیاصرم و در کنار قریه ناجوان(ناژوان) ماربین است آب آن مادی نیاصرم است.

3- مادی شاه- یا جوی شاه، که خاصه عمارات و باغهای شاهی بوده است.

4- مادی فدین- چون بعضی از سلاطین شاخه ای از این نهر را فدای نفس خود کرده و اکثر آن را وقف شهر نموده بودند به مادی فدا مشهور بوده است، ولی امروز آن را مادی فدین می گویند.

5- مادی تیران- که در منتها الیه حد غربی


بررسی تأثیر هوش هیجانی در موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

بی شک معطوف شدن نگاههای والدین و جامعه ی آموزش کشور به برآورده ساختن نیازهای علمی دانش آموزان سبب شده است تا نیازهای روحی آن دسته از افراد در بین مشکلات گوناگون کم رنگ شود اگر خصوصیاتی نظیر گذشت، همدلی، شوخ طبعی، کمک به دیگران درک ضعف خود و دیگران ، عدالت خواهی، رازداری، کنترل خشم و احساسی بودن را از جمله ویژگیهای هوش هیجانی یا هوش اجتماعی بدانیم
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 61 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 61
بررسی تأثیر هوش هیجانی در موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044


مقدمه:

بی شک معطوف شدن نگاههای والدین و جامعه ی آموزش کشور به برآورده ساختن نیازهای علمی دانش آموزان سبب شده است تا نیازهای روحی آن دسته از افراد در بین مشکلات گوناگون کم رنگ شود اگر خصوصیاتی نظیر گذشت، همدلی، شوخ طبعی، کمک به دیگران درک ضعف خود و دیگران ، عدالت خواهی، رازداری، کنترل خشم و احساسی بودن را از جمله ویژگیهای هوش هیجانی یا هوش اجتماعی بدانیم ضرورت دارد که سازمان آموزش و پرورش کشور دانش آموزان مستعد و مدیران آینده کشور را تربیت کند. بررسی های انجام شده در تعیین هوش هیجانی نشان داده است که هوش هیجانی در دانش آموزان خودنمایی می کند. و به همین علت است که در طول سالیان دراز مدارس جهت توجه به این نیازهای درونی اقداماتی مانند المپیادهای ورزشی، طرح پژوهش های دانش آموزی، ابداعات و خلاقیت در زمینه های علوم انسانی در برنامه های مدارس گنجانده شده است. تحقیقاتی در زمینه توضیح رابطه هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی در دنیا و در ایران به عمل آمده است و اغلب معنادار بودن رابطه را نشان داده است. هوش هیجانی خود به تنهایی تولیدکننده ی موفقیت نیست اما واقعیت این است که اسنادهای مثبت در درازمدت می تواند عامل پیش بینی کننده ی خوبی برای موفقیت باشد (سیارویی و همکاران، 1384)

بیان مسئله پژوهش

مسئله اصلی در این پژوهش تأثیر هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع دبیرستان است. تأثیر هوش هیجانی بر پیشرفت تحصیلی در واقع سازه هایی هستند مستقل اما با یکدیگر ارتباط بسیار دارند. وجود هوش هیجانی و احساس در انسان واقعیتی انکار ناپذیر است و در انسان نیم کره ی راست مغز مربوط به هوش هیجانی است هوش هیجانی که مواردی از قبیل علاقه به شادی، ترس از تحقیر و غیره. هوش هیجانی توانایی آگاه بودن از خود، درک و فهم خود و دیگران توانایی مواجه شدن با هیجانات شدید و مدیریت خود و .... است. جان انیل، 1996 هوش هیجانی را چنین تعریف می کند: هوش هیجانی نوع دیگری از هوش است این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویشتن و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیم های مناسب در زندگی است توانایی اداره ی مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تکانش هاست عاملی است که به هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف در خود ایجاد انگیزه و امید می کند هم حس یعنی آگاهی از احساسات افراد پیرامون شماست. نظریه پردازان می گویند که هوش هیجانی در واقع به ما می گوید که چه کار می توانیم انجام دهیم هوش هیجانی یعنی داشتن مهارت تا بدانیم چه کسی هستیم و چه افکار، احساسات، عواطف و رفتاری داریم یعنی شناخت عواطف خود و دیگران تا بتوانیم بر اساس آن رفتاری مبتنی بر اخلاق و شایستگی داشته باشیم.

اهمیت پژوهش

در واقع انجام این پژوهش در راستای تربیت نیروی انسانی برای آینده کشور و رشد سرمایه های اجتماعی دارای ضرورت بنیادی است و همچنین شناخت هوش هیجانی و ابعاد هوش هیجانی است و پی بردن به ارتباط هوش هیجانی و پیشرفت دانش آموزان است و در صورت و جود این رابطه آن را به صورت علمی، عینی و آماری نشان دهیم.

اهداف پژوهش

در این پژوهش اولویت با بررسی تأثیر هوش هیجانی در موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان هدف تعیین شده است. هوش هیجانی یک مهارت اجتماعی است و شامل همکاری با سایر مردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد و توانایی کنترل حالتهای اضطراب و کنترل واکنش هاست.

(گلبرگ و همکاران، 2005) نشان دادند که آموزش همدلی در دانش آموزان، هوش هیجانی و عملکرد اجتماعی آنها را افزایش می دهد.

(شرما، 2004) اظهار داشت دانش آموزات که یادگیری پایین دارند. در تطابق هوش هیجانی و تحمل فشارهای روانی دچار مشکل می شوند.

فرضیه های پژوهش

بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع دبیرستان ارتباط معنادار وجود دارد.


1- هوش منطقی:

1-1 مفهوم کلی هوش:

هوش یکی از مباحث اصلی و مهم در روان شناسی است. در تعریف آن (لغوی و اصطلاحی)، گفته شده است «هوش یا هش در لغت به معنای فهم، شعور، درک، آگاهی، بیداری، بجابودن حواس، متمایز کردن، زیرکی، زرنگی، عقل و خرد استعمال شده است. و اما بررسی مفهوم اصطلاحی هوش نشان می دهد که علی رغم تعاریف گوناگون و متنوع از آن، مراد چیزی جز تعبیر ادبی و تاریخی "جوهر دانایی" و یا "توانایی یادگیری" نیست. هرگاه فرد در حوزه های خاص از توانایی یادگیری فوق العاده باشد، اصطلاحاً می گوییم وی فردی مستعد است و در آن زمینه از استعداد خاص برخوردار است» (کاظمی حقیقی، 1376: 1). ارائه ی تعریفی جامع که بتواند تمامی ابعاد "هوش" را در نظر بگیرد مشکل است زیرا اصولاً هوش صفتی فرضی و مفهومی انتزاعی است که از روی عملکرد افراد قابل تشخیص است. واژه ی هوش زیاد به کار می رود، ما پیوسته هم نوعان خود، به خصوص کودکان را تیزهوش، یا کم هوش یا بی هوش می نامیم یا در فکر خود یکی از صفات را به آنان نسبت می دهیم. با این وجود اگر از ما بپرسند که هوش چیست؟ در پاسخ به زحمت می افتیم علت این است که اولاً مسلم نیست که هوش به وجه مطلق و خالص و به صورت استعداد مستقل وجود داشته باشد، ثانیاً به فرض وجود داشتن، بتواند مستقیماً و به روش عینی و علمی مورد مطالعه قرار گیرد (پیازه، 1367). آلفرد بینه و سیمون که اولین آزمون هوش به نام آن هاست معتقد بودند «هوش یک قوه ی ذهنی بنیادی است که تغییر یا فقدان آن بیش ترین اهمیت را در زندگی علمی آدمی دارد. این قوه ذهنی، همان قضاوت است که گاه از آن تحت عنوان عقل سلیم، عقل عملی، ابتکار و توانایی تطبیق باشرایط یاد می شود: درست قضاوت کردن، درست درک کردن و درست استدلال کردن و اینهاست فعالیتهای بنیادین هوش» (بینه و سیمون، 1905، به نقل از هلیگارد، 1380: 47 و 48). در سال 1916، ترمن شاخص مناسبی برای هوش ارائه داد که نخستین بار توسط روان شناس آلمانی؛ ویلیام اشترن (1838- 1817) پیشنهاد شده بود. این شاخص هوش بهر نامیده می شود که در زبان انگلیسی به (IQ) شهرت دارد و هوش بهر را به صورت نسبت سن ذهنی به سن زمانی بیان می کند (همان منبع).

1-2 عامل وراثت و محیط- تأثیرگذار بر هوش:

«هم وراثت و هم محیط (فرصت های یادگیری) عوامل تعیین کننده ی مهمی در توانایی (به فعلیت رساندن) هوش هستند. وراثت، دامنه یا حداقل و حداکثر هوش یک فرد را مشخص می کند، در حالی که محیط تعیین می کند فرد در کجای این دامنه باشد. برای مثال، وراثت مشخص می کند که هوش بهر یک فرد بین 80 تا 110 باشد، ولی این که فرد اکنون چه میزان بهره هوشی [هوش بهر] از این دامنه را دارد، محیط تعیین می کند. به عبارت دیگر، اگر این فرد در محیطی غنی و سرشار از محرک و تحریک بزرگ شده باشد، دارای بهره ی هوشی [هوش بهر] 110 خواهد بود (از آن بیش تر نخواهد بود) و اگر در محیطی بسیار فقیر (از لحاظ محرک ها و عواطف و غیره) هم بزرگ شده باشد دارای بهره ی هوشی (هوش بهر) 80 خواهد بود (کم تر از آن نخواهد بود). نکته ی حائز اهمیت آن است که اکثر ما متأسفانه به خاطر شرایط محیطی، از آن حداقل دامنه ی بهره ی هوشی [هوش بهر] که وراثت مشخص کرده، استفاده می کنیم» (بیابانگرد، 1384: 114 و 113). «یک کودک، به هنگام تولد، مقداری از توانائی های لازم برای رشد ذهنی را داراست. اما اگر محیط مناسب نباشد این توانایی به فعل در نمی آید. امکان دارد که توانایی بالقوه ی رشد ذهنی یک کودک در سطح پائینی باشد، در آن صورت هیچ محیطی نمی تواند ضریب هوشی بالایی را برای او فراهم آورد؛ بنابراین، توارث محدودیتی را بر این رشد ایجاد می کند. از طرف دیگر، اگر کودکی مغز بسیار مستعدی را به ارث ببرد، به طوری که امکان کسب ضریب هوشی [هوش بهر] بسیار بالا برای او میسر باشد، اما در محیط متغیر [فقر ارتباطی و ادراکی و ...] قرار گیرد درست همان حالت را خواهد داشت که مغز کاملی را به ارث نبرد» (گنجی، 1371: 125).

1-3- هوش منطقی (هوش بهر)

«هرمن ابینگهاوس[1] روان شناس آلمانی، اولین بار هجاهای بی معنی را اختراع کرد. این وسیله اجازه داده است تا حافظه ی آزمودنی، از طریق شمردن تعداد هجاهایی که مدتی بعد از حفظ کردن آن ها را به خاطر می آورد، اندازه گیری شود. نفر دوم، آلفرد بینه[2] روان شناس فرانسوی است (1905) که توانست تعدادی سؤال و مسایل آسان تهیه کند و آن ها را در اختیار کودکان قرار دهد و با مقایسه نتایج با یکدیگر، هوش [هوش بهر] آن ها را اندازه بگیرد. مسائل مطرح شده در واقع بسیار ساده بود و با تجربه های روزمره ی کودکان ارتباط داشت و به جرأت می توان گفت کارهایی که بعدها در این زمینه انجام گرفته، چیزی جز کاربرد فکر اولیه نبوده است. انواع سؤالاتی که برای اندازه گیری هوش به کار می رود به این صورت می تواند باشد که مثلاً از کودک بپرسند؛ کبریت به چه درد می خورد؟ در چه ساعتی از روز خورشید در سمت مغرب است؟ مفهوم این ضرب المثل چیست؟ "انسانی که به دو زبان صحبت می کند به اندازه ی دو نفر ارزش دارد". بینه چنین فرصتی را فراهم آورد و آن را آزمون هوشی نامیده است. او با اجرای تست خود توانسته است میانگین نتایج کودکان 3 ساله، 4 ساله، 5 ساله و ... را پیدا کند. مثلاً زمانی که یک کودک 6 ساله امتیاز کودکان 5 ساله را کسب می کرد، بینه میدانست که او از نظر رشد ذهنی عقب ماندگی دارد و سن عقلی او 5 سال است. یا اگر نمره او با میانگین نمرات کودکان 7 ساله یا 8 ساله مطابقت می کرد، مفهومش این بود که رشد ذهنی کودک نسبت به سن او پیش رسی دارد و دارای سن عقلی 7 یا 8 سال است. مرحله ی بعدی در اندازه گیری هوش این است که ضریب هوش[3] تعریف شود. این کار توسط ویلهم اشترن[4] روان شناس آلمانی انجام گرفت. اگر سن عقلی را به N.A و سن تقویمی را به C.A نشان دهیم، ضریب هوشی [هوش بهر] یک کودک به ترتیب زیر بدست خواهد آمد:

به این ترتیب، اگر کودک 8 ساله دارای سن عقلی 6 سال باشد ضریب هوشی (هوش بهر) او 75 خواهد بود، اما اگر سن عقلی او 10 سال باشد ضریب هوشی او 125 خواهد بود. بنابراین، ضریب هوشی [هوش بهر] 100 نشانه ی رشد متوسط، 95 نشانه ی کندی مختصر، و 90 نشانه ی کندی بیشتر و ... خواهد بود.

2- هوش هیجانی

2-1- تعریف هیجان:

دانیل گلمن می گوید «واژه ای که تحت عنوان هیجان به آن اشاره می کنم، اصطلاحی است که روان شناسان و فلاسفه بیش از یک قرن در باره ی معنای دقیق آن به بحث و جدل پرداخته اند. در فرهنگ لغات انگلیسی آکسفورد، معنای لغوی هیجان چنین ذکر شده است: «هر تحریک یا اغتشاش در ذهن، احساس، عاطفه، هر حالت ذهنی قدرتمند ی تهییج شده». من لغت هیجان را برای اشاره به یک احساس، افکار، حالت های روانی و بیولوژیکی مختص آن و دامنه ای از تمایلات شخص برای عمل کردن بر اساس آن به کار می برم. تعداد هیجان های شناخته شده با در نظر گرفتن ترکیبات، گوناگونی ها، تحولات و اختلالات جزیی میان آن ها به صدها نوع می رسد. در واقع، هیجان های ظریف بی شماری وجود دارند که برای بیان آن ها واژه ای نداریم. در میان پژوهشگران، بحث بر سر این که آیا اصولاً می توان بعضی از هیجان ها را اصلی تلقی کرد- هیجان هایی که به مثابه ی رنگ های اصلی؛ آبی، زرد، قرمز باشند که سایر ترکیبات از آن ها سرچسمه بگیرند- و این که این هیجان ها کدامند، بحثی دنباله دار است. تعدادی از نظریه پردازان، چندین هیجان مشابه را در مجموعه ای واحد جای می دهند، اما جملگی آنان بر این مطلب اتفاق نظر ندارند. عنوان برخی از این خانواده های اصلی و برخی از اعضای آن ها از این قرار است:

خشم: تهاجم، هتک حرمت، تنفر، غضب، اوقات تلخی، غیظ، آزردگی، پرخاش، خصومت، اذیت، تندمزاجی، دشمنی و شاید در بدترین حالت تنفر و خشونت آسیب شناختی.

اندوه: غصه، تأثر، دلتنگی، عبوسی، مالیخولیا، دلسوزی به حال خود، احساس تنهایی، دل شکستگی، ناامیدی و در سطح آسیب شناختی، افسردگی شدید.

ترس: اضطراب، بیم، ناآرامی، دلواپسی، بهت، نگرانی، توهم، ملاحظه کاری، تردید، زودرنجی، ترسیدن، ترس ناگهانی (شوک)، وحشت، و از نظر آسیب شناسی روانی هراس (فوبی) و وحشت زدگی.

شادمانی: شادی، لذت، آسودگی، خرسندی، سعادت، شوق، تفریح، احساس غرور، لذت جسمانی، به هیجان آمدن، وجد خشنودی، رضایت، شنگولی، بوالهوسی، از خود بی خود شدن، و در نهایت شیدایی (مانی).

عشق: پذیرش، رفاقت، ا عتماد، مهربانی، هم ریشگی، صمیمیت، پرستش، شیفتگی، مبهوت شدن.

شگفتی: جاخوردن، حیرت، بهت، تعجب.

نفرت: تحقیر، اهانت، خوار شمردن، اکراه، بیزاری، بی رغبتی.

شرم: احساس گناه، دست پاچگی، حسرت، احساس پشیمانی، احساس پستی، افسوس، دل شکستگی و توبه.

فهرست مذکور، یقیناً نمی تواند کلیه سؤال های مربوط به نحوه ی طبقه بندی هیجان را پاسخ دهد. برای مثال، حسادت را، که گونه ا ی از خشم آمیخته با اندوه و ترس است، چگونه می توان طبقه بندی کرد؟ جایگاه محاسنی هم چون امید و ایمان، شهامت و بخشندگی، یقین و متانت یا معایب ناپسندی هم چون شک، خودپسندی، تنبلی و بی حالی – یا ملال کدام است؟ پاسخ روشنی موجود نیست، مجادله ی علمی بر سر نحوه ی طبقه بندی هیجان ها هم چنان ادامه دارد. این استدلال که چند هیجان محوری وجود دارد تا حدودی وامدار کشفیات پل اکمن[5] استاد دانتشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو است. وی معتقد است افراد متعلق به فرهنگ های مختلف در سراسر دنیا، از جمله افرادی که به فرهنگ های نانویسا[6] تعلق دارند و به احتمال زیاد از سینما یا تلویزیون تأثیر نپذیرفته ا ند، می توانند حالت های چهره حاکی از چهار هیجان (ترس، خشم، اندوه و لذت) را تشخیص دهند- و همین امر جهان شمول بودن این هیجان ها را نشان می دهد. اکمن تصاویری از چهره ی افراد را که با دقت تکنیکی زیاد، نشانگر حالت های روحی آنان بود، به افرادی نشان داد که به فرهنگ های بسیار دورافتاده ای هم چون قبیله ی فور[7] در گینه ی نو تعلق داشتند- قبیله ای منزوی که در ارتفاعات دوردست در وضعیت عصر حجر زندگی می کنند- و دریافت ساکنان تمام دنیا همان چند هیجان پایه را تشخیص می دهند. شاید بتوان گفت اولین بار، داروین به موضوع جهان شمول بودن حالت های بیانگر چهره در ابراز هیجان ها توجه کرد و وی این امر را گواهی بر این امر می دانست که نیروهای تکامل، این نشانه ها را در سیستم عصبی مرکزی انسان ثبت کرده اند. من در جست و جو برای یافتن هیجان های پایه ای از اکمن و دیگران پیروی می کنم که هیجان را به صورت چند خانواده یا بعد مطرح می کنند، و خانواده های اصلی - خشم، اندوه، ترس، لذت، عشق، شرم و امثال آن – را مواردی در نظر می گیرم که برای اشاره به جزئیات بی شمار زندگی هیجانی بشر لازمند. هر کدام از این خانواده ها، دارای یک هسته ی هیجانی پایه اند که نقشی محوری دارند و دیگر وابستگان آن ها با گونه گونی های بی شمار خود، از آن مرکز نشأت می گیرند. حالت های روحی در حلقه های بیرونی جای دارند و به زبان فنی، خموش ترند و نسبت به یک هیجان خاص، دوام بسیار بیشتری دارند (برای مثال اگر چه بسیار نادر است فرد یک روز تمام در اوج خشم قرار داشته باشد، اما داشتن حالت روحی گرفته و تحریک پذیر در تمام مدت روز، چندان نادر نیست، که در این میان، وهله های کوتاه مدتی از خشم هم به آسانی پیش می آیند). در مرتبه ی بعد از حالت روحی، باید از خلق و خو صحبت کنیم که آمادگی ابراز یک هیجان یا حالت روحی مشخص است که افراد را مالیخولیایی، ترسو یا شادمان می سازد و ورای این حالت های هیجانی باید از اختلالات هیجانی آشکار مانند افسردگی بالینی یا اضطراب مداوم نام برد که بر اثر آن فرد احساس می کند به صورتی مستمر، در یک حالت روحی مسموم کننده گرفتار شده است» (گلمن، 1383: 387 و 388 و 389).

2-2- ظهور و پیدایش هوش هیجانی:

«هوش عاطفی (هیجانی) آخرین تحول و ابداع مهم، در درک رابطه بین تفکر و عاطفه است. برخلاف عقاید قبلی، بهترین و منحصر به فردترین کمکی که این سازه کرده، این است که عواطف و افکار را با هم سازگار می داند و هوشمندانه آن ها را با هم ترکیب می نماید. همان گونه که بلایس پاسکال در جمله ای مشهور می گوید: "قلب، استدلال خاص خودش را دارد که چرا استدلال ها را نمی پذیرد". در سازه ی هوش عاطفی، ادعا می شود که تفکر و عاطفه، آن گونه که قبلاً فرض می شد، جدای از هم نیستند. امروزه هوش عاطفی دارای دو حوزه و طیف گسترده است. یکی از طیف ها، روان شناسی است که هوش عاطفی را به عنوان یک ویژگی یا خصیصه ی شخصیتی به حساب آورده و طیف دیگر، پژوهش های تجربی هستند که به صورت دقیق و جامع و آن را مورد مطالعه قرار داده و روش های ارزیابی معتبری برای سنجش آن ارائه نموده اند» (سیاروچی و همکاران، 1384: 10 و 11)

دانیل گلمن نیز معتقد است که هوش هیجانی هم شامل عناصر درونی است و هم بیرونی. درونی شامل میزان خودآگاهی، خودانگاره، استقلال، خودشکوفایی و جرأت مندی می باشد. عناصر بیرونی شامل روابط بین فردی، هم دلی و مسئولیت اجتماعی است. گلمن، هوش هیجانی را نوع دیگری از هوش می داند که این نوع هوش به ما نمی گوید که در دوران تحصیل چه نمره ایی بگیریم، بلکه بیش تر به این نکته می پردازد که ما چگونه می توانیم شرایط را سنجیده و به نمرات خوب دست یابیم.

و استفاده از آن ها برای راهنمایی کردن رفتار، تا چه حد اهمیت دارد» (برادبری/ گریوز، 1384: 31). رابطه ی انکار ناپذیری بین هیجانات و عمل انسان از یک سو و بین هیجاناتی که از نظر پدیدار شناختی مثبت، منفی و خنثی اند مانند؛ علاقه، شادی، ترس، خشم، انزجار و تعجب و فیزیولوژی بدن برقرار است «تمام هیجان ها، در اصل تکانه هایی برای عمل کردن هستند، برنامه هایی فوری برای حفظ زندگی که تکامل در وجود ما به تدریج به ودیعه گذارده است. ریشه ی اصلی لغت (emotion) (هوش هیجانی) فعل لاتین (motere) به معنای حرکت کردن است که اضافه شدن پیش وند (e) به آن، معنای ضمنی «دور شدن» را به آن می بخشد و نشان می دهد که در هر هیجان، گرایشی به عمل کردن نهفته است. منجر شدن این هیجان ها به عمل، بیش از همه هنگام مشاهده ی حیوانات یا کودکان آشکار می شود» (گلمن، 1383: 29).

2-3- تأثیر هوش هیجانی در زهدگی و موفقیت ها:

درک و کنترل و مدیریت هیجان ها در حل مشکلات زندگی اثرات شگرفی دارد. همان گونه که بی توجهی و یا سرکوب هیجانات، اثرات مخربی مانند استرس، اضطراب و تنش های روحی به دنبال دارد «در سال های اخیر نتایج پژوهش ها نشان داده است که بین هوش هیجانی و آمادگی برای مبتلا شدن به انواع بیماری ها هم بستگی بالایی وجود دارد. استرس، اضطراب و افسردگی دستگاه دفاعی بدن را تضعیف و متوقف می کند و باعث آسیب پذیری در مقابل همه ی بیماری ها از سرماخوردگی معمولی تا سرطان می شوند. مهارت های هوش هیجانی بازگشت به سلامت را نیز سرعت می بخشند. کسانی که بیمارند ولی در طول مداوا روی مهارت های هوش هیجانی خود کار می کنند و آن ها را رشد می دهند از بسیاری از بیماری ها از جمله کشنده ترین بیماری ها(بیماری های قلبی و سرطان) زودتر رها می شوند» (برادبری/ گریوز، 1384: 31). به بیانی، مفهوم زندگی سالم و با نشاط رابطه ی نزدیکی با رضایت خاطر و آسودگی روحی دارد «هوش هیجانی تأثیر بسیار زیادی بر شادی و رضایت مردم دارد. کسانی که هوش هیجانی خود را به کار می گیرند، با محیط اطراف خود سازگاری بیشتری دارند، اعتماد بالایی نشان می دهند و از توانایی خود آگاهند. رابطه ی مستقیم بین هوش هیجانی و زندگی خوب و سالم نشان می دهد که توجه به هیجان ها، آگاه بودن و آگاه ماندن از آن ها و شور و شوق لازم را برای انجام هر کاری که فرد در پیش رو دارد و تلاش در جهت دست یابی به اهداف گوناگون را فراهم می آورد» (گلمن، 1383: 30 و 31).

بدین ترتیب احساس می شود جریان زندگی و زیستی انسان چیزی جز نمود و جریان پدیدارهای هیجانی و هوش هیجانی نیست و این واقعیت درحیات روانی و ذهن انسان نیز ساری و جاری است «در واقعیت امر ما دو ذهن داریم، یکی که فکر می کند و یکی که احساس می کند. این دو راه اساساً متفاوت شناخت، در کنشی متقابل حیات روانی را می سازند. ذهن خردگرا، همان نظام درک و فهم است که نوعاً به آن آگاهیم.

این دو ذهن هیجانی و خردگرا در اکثر موارد بسیار هماهنگ عمل می کنند و برای راهنمایی ما در دنیا راه های بسیار متنوع کسب آگاهی را در هم می آمیزند. در بسیاری مواقع یا شاید در اکثر مواقع، این دو ذهن هماهنگی فوق العاده ای با هم دارند، احساس، لازمه ی فکر و فکر، لازمه ی احساس است. اما زمانی که هیجانها به غلیان در می آیند، این تعادل به هم می خورد. در این موارد، ذهن هیجانی در مکان برتر قرار می گیرد و بر ذهن خردگرا مسلط می شود» (گلمن، 1383: 32 و 33). این تفاصیل به خوبی نشانگر این موضوع است که در ظاهر، مسیر زندگی افراد را عقل و منطق مشخص می کند حال آن که در واقع عمیق ترین هیجانات و به بیانی هوش هیجانی است که رهبری را بر عهده می گیرند و نوع بشر، زندگی انسانی و انسانیت خود و ادامه ی حیات و تعاملات انسانی خود را مدیون این هیجانات است. اساساً کشف آگاهی های انسان که تمامیت وجودی فرد در گرو آن است، از تعامل این دو ذهن به دست می آید، به این صورت که هیجان ها اطلاعات لازم را در اختیار ذهن خردگرا قرار می دهند ودر مقابل، ذهن خردگرا، آن هیجان ها را پالایش می کند. و اگر قدرت هیجان ها سلب شود، تفکر نیز مختل می شود و بر این مبنا نوجوانان و جوانانی که در معرض عدم موفقیت های تحصیلی و شکست در آن و یا انواع بزه های اجتماعی قرارمی گیرند بیش از نقص توانایی فکری، از آسیب دیدگی ذهن هیجانی شان دچار مشکل می شوند و هوش منطقی، در مواقع بروز بحران یا فرصت هایی که در زندگی جهت صعود و نیل به اهداف در اختیار انسان می گذارد، فاقد توان و آمادگی است.

«هوش هیجانی آن قدر برای موفقیت ضروری است که 60 درصد عملکرد در همه ی انواع شغل ها را شامل می شود. هوش هیجانی به تنهایی بزرگ ترین عامل برای پیش بینی عملکرد فرد در محیط کار و قوی ترین نیرو برای رهبری و موفقیت است» (برادربری/ گریوز، 1384: 33).

3- پیشرفت تحصیلی

3-1- تعریف مفهویم پیشرفت تحصیلی:

«پیشرفت ، در بر گیرنده ی استعداد و توانایی و کار دانش آموز و چند بعد است. به گونه ای بسیار ظریف به رشد جسمی، اجتماعی، شناختی و عاطفی مربوط است و منعکس کننده موجودیت دانش آموزان است. این عنصر به یک مورد خاص ارتباط ندارد بلکه در طی زمان و در طی زندگی دانش آموزان در مدارس عمومی و در سال های دانشگاه و زندگی کاری خود را نشان می دهد» (استنبرگر، 1993، به نقل از اسماعیلی، 1376).

"وبستر" موفقیت را کیفیت و کمیت کار یک دانش آموز تعریف می کند. میزان دانش و مهارت هر فرد در موضوع خاص در زمان معین است که با نمرات کسب شده در آزمون های واقع شده طبق اهداف و ضوابط آموزش و پرورش هر کشور تعیین می شود. پیشرفت تحصیلی یک مفهوم عام است و بر یک پروسه اطلاق می گردد که در ابتدای بازه ی آن "یادگیری مواد درسی" و در انتها "ارزشیابی" از مواد آموخته شده قرار دارد «بازده های یادگیری دانش آموزان بسیار متنوع هستند، این بازده ها رفتارها و توانایی های زیادی از این قبیل را شامل می شوند: حفظ مطالب، درک و فهم مفاهیم، کسب مهارت ها و توانایی ها، کاربرد اصول و فنون، فراگیری توانایی های آفریننده، و کسب علایق و نگرش ها از سوی دانش آموز و دانشجو» (سیف، 1371: 10 و 11). در پیشرفت تحصیلی این فرض وجود دارد که تمام دانش آموزانی که در یک دوره ی تحصیلی ثبت نام می نمایند.

در تعریف افت تحصیل گفته می شود «کاهش عملکرد تحصیلی و درسی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب است. توجه به این تعریف نشان می دهد که مقایسه و سنجش سطح عملکرد تحصیل قبلی و فعلی دانش آموز بهترین شاخص افت تحصیلی است (افروز، 1375: 101) معتقد است زمانی می توان از افت تحصیلی صحبت کرد که فاصله ی قابل توجهی بین توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعالیت های درسی و پیشرفت تحصیلی مشهود باشد. مفهوم افت تحصیلی صرفاً در مردودی و شرکت در امتحانات مجدد (تجدیدی) خلاصه نمی شود و می توان شامل هر دانش آموزی و دانشجویی شود که آموخته های آموزشگاهی او کم تر از توان بالقوه ی او و حد انتظار از اوست. بر اساس این تعریف، دانش آموزان تیز هش [هوش بهر بالا] نیز ممکن است دچار افت تحصیلی و کم آموزی باشند» (بیابانگرد، 1384: 10 و 11). با توضیحات فوق معلوم می شود، اولاً "پیشرفت تحصیلی" ، یک مفهوم مستقلی از هوش است و زمانی می توان از پیشرفت تحصیلی و طی موفقیت آمیز پایه های تحصیلی سخن گفت که فاصله بین توان بالقوه (هوش) و توان بالفعل فرد در فعالیتهای درسی رخ ندهد، ثانیاً در پیشرفت باید " حد انتظاری" بیان و تعریف شود که پیشرفت و توقف در تحصیل با آن حد سنجیده و اندازه گیری شود. در آموزش و پرورش کشور، حد انتظار در پیشرفت تحصیلی، کسب نمره مورد نظر در ارزشیابی یا امتحان نهایی است.

3-2- کم آموزی و پیشرفت تحصیلی

کم آموزی، نقطه مقابل پیشرفت تحصیلی محسوب نمی شود اما به لحاظ گستره آن در بین دانش آموزان از عمومیت برخوردار است و دقیقاً رفع آن می تواند زمینه ساز پیشرفت تحصیلی باشد. کم آموزی عارضه ای است که حتی دانش آموزان دارای استعدادهای درخشان [هوش بهر بالا] هم از آن رنج می برند. در تعریف آن آمده است «افرادی که استعدادهای بالقوه خود را نشناخته اند و به عبارت دیگر توانایی انجام بسیاری از کارها را دارند و لیکن بنابر دلایل عملکرد ضعیفی نشان می دهند (مجله استعدادهای درخشان، شماره).

«پورکی از اولین افرادی بود که در مورد کم آموزی فعالیت نمود اعتقاد وی بر آن است که پنج علت عمده در عدم موفقیت این افراد مؤثر هستند؛ فقدان اعتماد به نفس، مشکل تعاملات اجتماعی، فقدان پشتکار، عدم کفایت در ابراز خود، فقدان فلسفه قوی (پورکی، 1969)» (مجله استعدادهای درخشان).