| دسته بندی | کتابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 199 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 192 |
کلیات
بیان مسئله
این پایان نامه پژوهشی پیرامون یکی از آثار ادبی ارزشمند به نام « دمیه القصر و عصره اهل العصر » تألیف نام آور ایرانی در قرن پنجم هجری ابوالحسن باخرزی می باشد که در این پژوهش به ترجمه و شرح اشعار ده تن از شاعران ایرانی تازی گوی مندرج در آن پرداخته شد .
اهمیت تحقیق
این پایان نامه سعی دارد زوایای بیشتری ازخدمات ادبی باخزری را به نمایش بگذارد و جنبه های زیبایی ـ شناختی و محتوایی آن را با اشعار دیگر شاعران ایرانی و تازی گوی عرب مورد مقایسه قرار دهد و همچنین استعداد و مهارت ایرانیان در آفرینش آثار ارزشمند و برجسته ادبی به زبان عربی را به نمایش بگذارد .
فرضیه
استعداد ایرانیان و مهارت آنها در آفرینش آثار ادبی به زبان عربی.
محدودیت
به دلیل اینکه تا کنون به شرح و ترجمه اشعار کتاب دمیه القصر پرداخته نشده و تنها به وسیله محققی به نام تونجی گردآوری شده بود از جهت دستیابی به منابع و مآخذ در شرح و ترجمه اشعار محدودیت های فراوانی وجود داشت .
پیشینه تحقیق
تا آنجایی که قبل از نگارش پایان نامه مطالعه نموده ام تا کنون کسی چه به عنوان کتاب و چه به عنوان پایان نامه به ترجمه و شرح اشعار آن نپرداخته است.
روش کار
روش تحقیق در این پژوهش ، کتابخانه ای و با استفاده از کتب، منابع و فرهنگ نامه های معتبر بوده است .
1-1 باخرز
پیش از پرداختن به زندگی نامة باخرزی بهتر است که گزارش کوتاهی دربارة باخرز آورده شود. باخرز یکی از توابع نیشابور در خراسان بوده است. این منطقه پس از استیلای مغولان بر خراسان، آسیب چندانی ندیده است و در سدة هشتم قمری باخرز ولایتی معتبر و آباد بوده و محصولات کشاورزی آن به دیگر نقاط صادر می شد (همدانی ، 1381 ، 11/52 ).
باخرزی در سدۀ نهم قمری (دورۀ تیموریان) از توابع هرات به شمار می رفت و پس از
فرو پاشی تیموریان و در دوران فترت سیاسی ایران و هجوم ازبکان مستقر در ماوراءالنهر به خراسان، رفته رفته منجر به کاهش جمعیت و نابودی کاریزها در منطقه شد و بدین سان، باخرز رو به ویرانی نهاد (همان، 11/53).
اصل آن «بادهرزه» بوده است که معنای آن در زبان پهلوی، محل وزش باد است. این منطقه دارای یکصد و شصت و هشت روستا بوده که از جملة آنها «جوذ قان» و مرکز آن «مالین» است که بازار مرکزی آن بشمار می آید. این استان از مناطق حاصلخیز بشمار می آید و به باغهای خود شهرت دارد و در قرن چهارم هجری از بزرگترین صادر کنندگان حبوبات به شمار می آمد. ادیبان زیادی درآن ظاهر شدند از جمله : احمد الحسین، تاج الدین اسماعیل، سیف الدین مظفر باخرزی و علی بن حسن باخرزی صاحب کتاب «دمیه القصر» که پدرش ادیب فاضل و سرشناسی بود (باخرزی، 1414، 3/1542).
جهانگردانی که در سده سیزدهم از این ناحیه دیدن کرده اند با خرز را ناحیه ای نیمه ویران، کم آب، با جمعیتی اندک توصیف کرده اند. پس از آخرین جنگ ایران بر سر هرات، نزدیک به پنج هزار خانوار از هزاره های اطراف بادغیس توسط حسام السلطنه به ایران کوچ داده شدند و به آنها زمینهایی در حوالی جام و باخرز داده شد تا بر جمعیت این منطقه افزوده شود، ولی بعدها بیشتر آنان به نواحی دیگر کوچ کردند و تنها شماری از آنها در آن منطقه باقی ماندند. با استیلای روسیه بر خان نشینهای ازبک در سدۀ سیزدهم قمری/نوزدهم میلادی، به چپاول و غارت ازبکان در خراسان پایان داده شد اما شدت آسیبهای وارده به این منطقه به حدی بود که بیشتر نواحی جام و باخرزو سرخس تا یک قرن پیش تقریباً خالی از سکنه بود. آثار برجها و کاریزهای ویران که در طول بیابانهای شرقی و غربی و شمالی به چشم می خورد، از رخدادهای هولناک وایام خونریزی و هجوم و ویرانگری مغولان و ازبکها خبر می دهد(همدانی، 1381، 11/53).
1-2 نام، کنیه و لقب او
او نورالدین ابوالحسن علی بن الحسن بن ابوطیب باخرزی است و منسوب به شهر خود «باخرز» می باشد که در آن متولد گردیده، رشد پیدا کرده و بخشی از علوم را در آن فرا گرفته است. کنیة او«ابوالحسن» است این امر در بسیاری از کتب ادبیات و تاریخ که به شرح حال او پرداخته اند، ذکر شده است و همچنین در صفحات اول و آخر نسخه های خطی که در آنها تحقیق کرده ایم آمده است. ولی ما کنیة دیگری برای او پیدا کرده ایم و آن ابوالقاسم است که آن را یاقوت از ابوالحسن بیهقی نقل کرده در حالیکه ابتدا او را ابوالحسن می نامد. چیزی که صحت این کنیه را ثابت می کند خطاب «البارع الزوزنی» به اوست که می گوید:
اٌباقاسمٍ لازلتَ فینا عطیهً من الله لا اٌٌمست یدُ الدّهر مَجذودَه
ترجمه: ابوالقاسم، تو هنوز هم هدیةخداوند برای ما هستی، دست روزگار همیشه بسته نمی ماند.
این بیت را باخرزی در کتاب دمیهٌ خود آورده است. عجیب نیست که باخرزی دو کنیه داشته باشد چون، بارها در کتب شرح حال، دیده ایم که ممکن است یک شخص چند کنیه داشته باشد. حتی ممکن است یک نفر به نام دو تن از فرزندان خود مورد خطاب قرار گیرد و یا اینکه با کنیۀ خاصی بدون داشتن فرزند و یا به نام فرزند بزرگ و یا فرزند مشهور خود مورد خطاب واقع شود. ولی ما فکر می کنیم که کنیة ابوالحسن از نام پدر او «حسن» گرفته شده باشد. وی در دیوان خود در این زمینه گفته است:
لقدکنتُ اٌ عرف با بن الحسن فلقَّبنی العشقُ با بن الحَزَن
ترجمه: من به نام فرزند حسن معروف بودم ولی عشق مرا فرزند حزن واندوه لقب داد.
(با خرزی، 1414، 3/1542و1543).
اورا سنخی نیز گفته اند که سنخ یکی از روستاهای خراسان بوده است و باخرزی در آغاز کارش در زادگاه خودش به کسب علم پرداخت و در نیشابور فقه خواند و در جلسة درس فقه عبدالله بن یوسف جوینی(متوفی 438ق) حضور یافت و سپس به ادب و نویسندگی علاقمند شد(فروخ، 1989، 3/170).
منابعی که در شرح احوال او می شناسیم، چندان متعدد نیست و کهن ترین آنها کتاب خود او، دمیه القصر است که در جای جای کتاب به ویژه در مقدمه پرتصنع آن به مراحل زندگی خود اشاره کرده، هرچند که شیفتگی به آرایه پردازی، گاه این اطلاعات را گنگ ساخته است.(باخرزی،1412،2/791 ).
درتاریخ و فرهنگ ایران، باخرزی از آن جهت اعتباری می یابد که وضعیت زبان و ادب عربی را در جامعة ایران سدة پنجم قمری باز می نماید، به ویژه که او در سلسلة یتیمه-دمیه- خریده حلقة میانی است. هرگاه این آثار از دیدگاه ادبی- جامعه شناسی- تاریخی مورد بررسی قرار گیرند و با آثار فارسی به ویژه لباب الالباب اثر عوفی(628ق) قیاس شوند، آنگاه می توان دربارة تاریخ ادب در سرزمین گستردة ایران، طی شش سده هوشمندانه تر اظهار نظر کرد.
1-3 پدر او و مقام و منزلت وی
باخرزی در خانواده ای مرفه متولد شد کتابهایی که دربارة باخرزی سخن گفته اند همگی به اتفاق می گویند که پدرش شیخ ابوعلی حسن بن ابوطیب می باشد تنها یکی از شاعران به نام ابو علی الحسن عبد الله العثمانی، او را در یکی از اشعار خود، با کنیة ابواحمد خوانده است :
اِنَّ کلامَ اُبی احمدَ الحسن أُسا کلام الهموم و الحزن
ترجمه: سخن ابو احمدالحسن، سخن غم انگیز و کلام اندوه و حزن است.
ولی باخرزی چیزی در این مورد نگفته است پس معلوم میشود که پدر نیز مانند پسر دارای دو کنیه بوده است. از شرح حال جامع و کلی که باخرزی دربارة پدرش در شعر و نثر خود آورده است معلوم می شود که او شاعر فاضل و سرشناس و دارای مقام و منزلت ادبی و آشنا به پدیده های عصر خود بوده است. در لا به لای کتاب الدمیه قطعات زیادی از اشعار او را می بینیم که فرزند او به همراه اشعار برخی از شعرای عصر خود آورده است. تنها ثعالبی در مورد پدر او چنین گفته است : «جوانی است که خداوند فضائل و نیکیهای او را زیاد کرده و شمایل او را نیکو گردانیده است صورت او زیباست و نعمت صالحی او را نگه می دارد، خلق و خوی او عظیم و والاست و ادبیات برتر آنرا زینت می بخشد نثروی دارای بلاغت است و همة نظم او نیکو و درخشان است.» (تتمه الیتیمه، 1403،2/37)
باخرزی در شرح حال پدر تنها بیست و چند قطعه در وصف وی گفته است با وجود این که در مورد پدرش گفته است که او در مدح گفتن بخل می ورزد ولی شیوة غالب بر این قطعات، مدح
می باشد.(باخرزی، 1414، 3/1542 و 1543).
خانهُ او در نیشابور، در همسایگی خانة ثعالبی قرار داشت و باخرزی به دوستی آن دو افتخار
می کرد به ویژه که او در دوران کودکی و نوجوانی نامه های آن دو ادیب را که در باب اخوانیات به هم می نوشتند به هردو می رساند(آذرنوش،1381، 11/53).
1-4 دانش و اخبار او
پدر چون آثار استعداد را در پسر مشاهده کرد به تربیتش همت گماشت و به گفتة باخرزی بهترین معلمان شهر را برای آموزش او فرا خواند. نخستین کتابی که آموخت قرآن کریم بود و سپس صرف و نحو و فقه وحدیث و ادب را نزد استادانی چون امام موفق نیشابوری، ابو محمد عبدالله جوینی(438ق) مدرس بزرگ و شیخ شافعیه در نیشابور بعد از 407 به بعد،ابو عثمان صابونی(449ق) ملقب به شیخ الاسلام، امام جماعت نیشابور از 407 به بعد ، ابو الفضل میکالی(436ق) ادیب مشهور نیشابور، و عمید ابوبکر قهستانی فرا گرفت. باخرزی که گویی به ادب مایل تر بود تا فقه، بنابر تأئید ابوالحسن بیهقی به فن نویسندگی و سپس به دیوان نامه نگاری و امور مربوط به آن روی آورد.
کارهایی که باخرزی در آغاز به عهده گرفته اندکی مبهم است و اشارات منابع را گاه نمی توان با اطلاعات تاریخی منطبق ساخت. در هر حال وی دیر زمانی در کار تحصیل بود تا بی شکیب شد و در 434 ق، تصمیم گرفت با وجود کمی سن، در طلب دانش یا شغل بار سفر ببندد. وی در مقدمة دمیه به بزرگانی که در شهرهای گوناگون دیده اشاره کرده است مهم ترین شهرهایی که وی در نور دیده است عبارتند از: نیشابور، هرات، جرجان، مرورود، بلخ، ری، اصفهان، همدان، بغداد، بصره، واسط و جزء آنها.
درست پیدا نیست که باخرزی کار دیوانی را از کجا آغاز کرد، اگرچه خدمت او در دیوان رسائل عمید الملک کندری اندکی روشن تر است. کندری در نیشابور به خدمت طغرل- که در کشاکش جنگ با غزنویان بود- درآمد و سال 447 ق همراه او به بغداد رفت. در روایات دقیقاً روشن نیست که باخرزی کجا به او پیوسته است؛ اما اگر دو روایت عمده ای را که در این باب نقل کرده اند با یکدیگر بسنجیم چند نکته آشکار می شود. نخست آنکه باخرزی و کندری در جوانی(434 ق) نزد امام موفق نیشابوری درس می خواندند. با خرزی جوان که شعر سرایی آموخته بود، سه بیت هجای شوخی آمیز برای کندری سرود که بیشترین منابع نقل کرده اند. همدرسی این دو جوان، بر همسالی تقریبی آن دو نیز دلالت دارد. حال اگر کندری در 415 ق متولد شده باشد، می توان تاریخ تولد باخرزی را نیز همین سال یا یکی دو سال بیشتر یا پس تر قرار داد. روایت دوم که او خود نقل کرده و در ادبای یاقوت تکرار شده است حکایت از آن دارد که کندری- پس از ماجراهایی که میان او و طغرل گذشت- و حتی به خصی شدنش انجامید- دوباره نزد پادشاه سلجوقی اعتبار یافت و همراه او در مقام وزارت به بغداد رفت. می دانیم که این امر بنابه گفتة ابن اثیر در رمضان 447 رخ داده است. باخرزی خود می نویسد که وی تازه در دیوان رسائل به کار مشغول شده بود که روزی وزیر آمد و پرسید که آیا او همان گویندة «اَقبلَ» (نخستین کلمه از سه بیتی با خرزی که حدود سیزده سال پیش در هجو او سروده بود) است؟ این سوال نشان می دهد که در فاصلة این سیزده سال- بر خلاف ادعای برخی- هیچ گاه نزد کندری نرفته است. در هر حال وزیر به نیکی از او استقبال می کند . «اَقبل» را به فال نیک می گیرد. بنا بر روایت یاقوت فردای آن روز بود که باخرزی دالیة بزرگ خود را در مدح وزیر خواند این قصیده که مجموعاً چهل بیت از آن باقی است باعث شد که وزیر، نزد امیران عرب به این شاعر عجم بنازد و او را صله ای هزار دنیاری ببخشد(همان،11/54)
فردای آن روز بود که باخرزی دالیة بزرگ خود را در مدح وزیر خواند. این قصیده که مجموعاً چهل بیت از آن باقی مانده است، باعث شد که وزیر، نزد امیران عرب به این شاعر عجم بنازد و او را صله ای هزار دیناری ببخشد. با این همه و به رغم آنکه وی انتظار داشت به لطف وزیر، مراتب عالی یابد، هیچ گاه از دبیری دیوان پا فراتر ننهاد.سفر او به بصره و کار دیوانی، در آنجا نیز گویی پس از دیدار وزیر در بغداد رخ داده است. اگر این گزارش درست باشد ناچار باید پذیرفت که کندری چندان عنایتی به او نداشته و نمی توان باور کردکه وی پیوسته به امید عنایت کندری بوده است، زیرا در دیوان باخرزی به غیر از دالیه معروف، فقط یک قصیده در ستایش او وجود دارد. دو قطعۀ دیگر، یکی در دلداری اوست پس از سمتی که طغرل بر او روا داشت و دیگر، رثا گونه ای است که به پراکندگی جسد او در سرزمینهای گوناگون اشاره دارد پس از قتل وزیر باخرزی خطاب به
الب ارسلان شعری می سراید که یاقوت سخت آن را زیبا می پندارد. باخرزی که در اواخر کار کندری یعنی در 455 ق، در بغداد بود، کوشید به درگاه خلیفه نفوذ کند و سرانجام توانست بائیه ای را که بیست و نه بیتش در دیوان گردآمده است، به او تقدیم کند. باخرزی شیفتة قصیده خویش بود و حتی آن را در صدر دیوان «خطی» قرار داد. قصیده از نظر فنی بی عیب است اما بر تکلف و تهی از ذوق شاعرانه نیز هست. با این همه، روایت یاقوت را دربارة آن نباید باورداشت؛ بنابراین روایت، مردم بغداد شعر او را سست خواندند، زیرا درآن «برودت عجمی» احساس می کردند.
باخرزی نیز ناچار چندی در کرخ بغداد زیست تا زبان و ذوقش قوام یافت و مورد قبول بغدادیان قرار گرفت. ظاهراً مدح خلیفه در به روی او نگشود، زیرا اندکی بعد، او را در نیشابور
می یابیم خود می گوید که در آنجا به دیدار کندری که در خانۀ حاکم زندانی بود رفته و با او به گفتگو نشست.
از آن پس تا زمان گوشه گیری، از زندگی او اطلاع روشنی نداریم. بعید نیست که در دستگاه طغرل و نظام الملک به کاردبیری مشغول شده باشد زیرا می بینیم که طغرل را در یک قصیدۀ بزرگ و یک قطعۀ کوچک، و نظام الملک را در سه قصیده مدح گفته است و در دمیه بارها در بزرگداشت این وزیر سخن گفته و اساساً دمیه را به او تقدیم داشته است. باخرزی را در بسیاری شهرهای دیگر همراه با بزرگان ادب می یابیم؛ و نیز می دانیم که وی با ادیب یعقوب بن احمد نیشابوری صاحب نخستین فرهنگ عربی- فارسی همنشینی داشته است. اما به آسانی نمی توان برای این سفرها ترتیب زمانی روشنی یافت. در 464 ق باخرزی به دلیلی که بر ما پوشیده مانده از هر کار کناره جست و از آن پس در شهر خود باخرز کاری جزتألیف و نیز خوشگذرانی نداشت.(همان،11/55)
1-5 مقام و ادبیات او:
باخرزی یکی از ادیبان دورة عباسی سلجوقی قرن پنجم به شمارمی آید که به دو زبان عربی و فارسی تسلط داشت و زبان عربی او قویتر و دارای دستاوردهای بیشتری بود. می گویند باخرزی دارای خلق و خوی نیکو، رتبة بالا و صورت زیبائی بود. اوادیبی فاضل، درخشان و دارای طبع لطیف بود. در میادین فصاحت و بلاغت و بخشندگی وارد شد او در زمان خود از نظر بخشش و هوش یگانه و بی نظیر بود و در نظم و نثر از همگان جلوتر و در نگارش و انشاء و نویسندگی از همه بالا تر بود. باخرزی دارای مذهب تسنن بود و از غزنویان و سلجوقیان معاصر خود پیروی می کرد و به سنّی بودن خود تعصب نداشت.
از لابه لای دمیة او چیزهایی را در حمایت از مذهب تسنن می بینیم ( با خرزی ، 1414 ، 3/1546).
1-6 چگونگی قتل او:
زمانی که باخرزی در یکی از مجالس تفریحی بود یک غلام ترک با چاقویی به او حمله می کند که باعث مرگ وی می شود هویت قاتل شناخته و علت قتل شناخته نشد. قزوینی داستانی را دربارة علت قتل وی روایت می کند که رنگ و بوی خیال بافی دارد یعنی همان ویژگی کتب تاریخ و جغرافیایی آن زمان. خلاصة داستان آن است که سلجوقیان حکومت باخرز را به یک امیر دادند وزنی از قبیلة بنی سلجوقیان را به عقد او در آوردند آن زن هنگامیکه ابوالحسن را دید گفت: «رسول خدا(ص) را در خواب دیدم که با همین شکل و شمایل ظاهر شده بود.» پس جاه و مقام نزد آنان پیدا کرد و آخر الامر به سبب همین زن کشته شد چرا که زیبایی او وبال وی گردید. اینگونه وقایع گاهی اتفاقمی افتد ولی بعید به نظر می رسد که بانوی امیر عاشق مردی شود که پنجاه و چند سال عمر داشته و رونق جوانی از صورتش رخت بربسته و شاید برخی از حسودان بخاطر رابطۀ او با نظام الملک و سلجوقیان او را به قتل رساندند و همانطور که می دانیم سلجوقیان، دشمن اسماعیلیان بودند(همان،3/1542).
دکتر ذبیح الله صفا در جلد یک کتاب «تاریخ ادبیات ایران» درباره سرانجام او چنین نگاشته است: «باخرزی در جوانی کاتب سلطان رکن الدین طغرل سلجوقی بود لکن انزوا اختیار کرد و دست از کار بکشید و روز و شب با حریفان اهل و ظریفان با فضل به معاقرت عقار و معاشقت دلدار مشغول شد وقتل او هم در یکی از همین مجالس اُنس به دست ترکی به سال 467 یا 468 اتفاق افتاد.»(صفا،1374، 1/374 و 376).
1-7 رشد علمی و استادان او:
در کتابها بجز مطالب اندک، چیزی درباره رشد علمی و استادان او نیامده است. مثلاً یاقوت اشاره ای به شیخ امام موفق نیشابوری می کند ولی در این خبر، نوع استفاده و مدت حضور در حلقه درس او نیامده کتابهای شرح حال نیز در مورد ماهیت این امام و نوع فرهنگ آن سخنی نگفته اند تا بتوانیم علوم موثر روی شخصیت باخرزی را بشناسیم. شیخ ابومحمدعبدالله بن یوسف الجوینی از برجسته ترین اساتیدی است که باخرزی در نیشابور نزد آنها تحصیل نمود باخرزی فقه شافعی را از او فرا گرفت و حدیث و ادبیات را استماع نمود.(ابن خلکان،ب.ت.3/475) در کتاب الدمیه آمده است که پدرش اولین استاد او بوده است لذا می بینیم پدرش چون نشانه های تمایل فرزند به علم و دانش و استفاده از انواع دروس را در او می بیند خود اقدام به تربیت او نموده و اساتیدی را برای تعلیم و ارشاد او پیدا می کند. ولی این سوال مطرح می شود و آن اینکه باخرزی چه نوع دانشی را به دست آورده است؟ و پدرش کدام اساتید را برای او بکار گرفته است؟ و پدرش چه چیزی را به به او آموزش داده است؟ ما نمیدانیم چگونه باید به این سوال پاسخ دهیم ولی کورسوئی در این راه وجود دارد آنجا که خود باخرزی می گوید که از حفظ قران فارغ گردید و آن مرحله اول آموزش بود و پس از آن تحصیلات خود را در مکتب خانه ها و نزد اساتید آغاز نمود و بعد از آن به مطالعات خاص خود پرداخت. اگر به متون دمیه خوب توجه کنیم این کورسو روشن تر می شود بدین ترتیب که پدرش با بهترین ادبای آن زمان در ارتباط بود و بسیار اتفاق می افتاد که پسر حلقه وصل بین آنها
می شد،پس نوشته های شعری و برادرانه را حمل می نمود و یا در مجالس ادبی آنان شرکت می نمود. بنابراین می بینیم که باخرزی ادبیات را نزد همنشینان پدرش مانند ثعالبی فرا می گرفت لذا این جو ادبیات بر روح باخرزی اثر می گذاشت داستان دمیه نیز سرشار از تاثیر پذیری او از رفت و آمدهای مکرر به کتابخانه ثعالبی و اطلاع از چک نویس های او بوده است. ولی باخرزی که در سال 434 هجری آماده مسافرت بوده شیوه تحصیل علم خود را بر ما مسدود نموده است . ما موفق شدیم دو نوع فرهنگ او را پس از مسافرت به دو بخش تقسیم کنیم اول آن که بخشی است که از استادان فرا گرفته و دوم از ادیبان و اندیشمندانی است که به دیدار آنان رفته و اشعاری را که روایت کرده اند گرفته و یا راویانی که چندین بار به دیدار آنان رفته تا محفو ظاتشان را منتقل نماید، کافی است اسامی ادیبانی را مطرح کنیم که در هنگام تدوین دست آوردهایشان به دیدار آنان رفته است تا نوع استفاده و بهرۀ او را ارزیابی کنیم از جمله این افراد: ثعالبی، ابن فارس، عبد القاهـر جرجانی، ابن برهان و ابن کرام می باشند چنین تاثیراتی در کتاب دمیه ظاهر گردیده است خواننده پیگیر می تواند گرایشهای نقدی، ادبی، بلاغی، لغوی، نحوی او را از آموخته هایش به وضوح در نوشته هایش مشاهده کند و نقش ادیبانی که ذوق و قریحه او را صیقل دادند و شناخت او را با شعر و نثر خود آراسته نمودند ببیند. اهمیت کتابخانه هایی که استفاده کرده و ذخایر عربی موجود در آنها و دوستانی که در شغل نویسندگی با او همراه بوده اند را نباید فراموش کنیم. باخرزی به فرزندانش اهمیت
می دهد و بر تربیت و پرورش آنان نظارت می کند و چند استاد را برای آنان بکار می گیرد. چنین چیزی بر شناخت موقعیت ادبی و اهتمام وی به فرهنگ و پرورش فرزندان دلالت دارد و فرهنگ وژرف نگری او را نشان می دهد. از آنچه گفته شد می توان بطور مختصر به پرورش علمی او قبل و بعد از مسافرتش پی ببریم و مهمترین استادان او را که زمانه به او داده بود نام بردیم ولی نتوانستیم نام استادی را که همواره با او همراه بوده است بشناسیم و یا اینکه از چه کسی پیروی کرده و یا تاثیر گرفته است و همین امر باعث می شود آموزش و یادگیری عمومی را در ورد او بکار ببریم و آن به علت کثرت نقل و انتقال او در شهرها و کشورها بعد از آغاز مسافرت می باشد ولی شکی نیست که او از هر هنری بهره ای برده و کلیه علوم مشهور عصر خود را جمع آوری کرده و در ذهن خود ذخیره نموده است که نتیجه علمی، شعری و ادبی آن در دمیه آشکار است.(باخرزی،1414،3/1549 و 1550)
1-8 گشت و گذار علمی او:
اسامی کشورهایی که به آنها سفر کرده و انسان فاضل و یا راوی را در آنها ملاقات کرده و یا به یکی از کتابخانه های دیوان آن مراجعه نموده را جمع آوری کنیم می بینیم که تعداد آنها نوزده شهر و روستا خواهد بود راویان زیادی بوده اندکه اشعار این مناطق را بر او عرضه داشتند برخی از این شهرها را چندین بار مسافرت کرده مانند نیشابور، زوزن، خراسان و ری. گویی که باخرزی به بلاد شام، مصر، الجزیره و حجاز نرفته است چون حتی یک نام از آنها برده نشده است. سال تولد او دقیقاً مشخص نیست ولی از کلامش مشخص است که سفر او در سال 434 هجری آغاز گردیده و در سنین نوجوانی و زیر بیست سال بوده است و اگر برنامۀ سفرهای خود را در سال 464 هجری پایان داده باشد نتیجه می گیریم که مدت سی سال را در سفر بوده و توقفی نداشته است مگر آنکه خستگی به وی روی آورده و سالمندی او را از پای انداخته است.
باخرزی نقشه منظمی را از مهمترین شهرهای خود ترسیم کرده و اشخاصی را که در آن شهرها با آنان دیدار نموده را نام برده است. پس از آن، گروه دیگری از افراد که آنان را ملاقات نموده است را نام می برد. اگر این اسامی را با یکدیگر مقایسه کنیم نتیجه می گیریم که ابتدا افراد مشهور را نام
می برد و پس از آنها افرادی که اهمیت کمتری از لحاظ دستاورد علمی و جاه و مقام بوده اند را نام برده است گاهی می بینیم اسامی اشخاص را با قید تاریخ دیدار نام می برد این امر( باوجود اندک بودن) بسیاری از امور مربوط به سفرهایش را روشن می سازد مثلاً در بغداد در سال 425 هجری با ابن برهان نحوی و در سال 466 هجری در نیشابور با ابو سعید دیدار داشته است. در سال 425 هجری در نیشابور، عبدالصمد طبری را زیارت کرده است او می گوید در برخی از شهرها علاوه بر بزرگان و شاعران از کتابها و کتابخانه ها دیدار داشته است. این امر، شیوه تحقیقات و اقتباس و اهتمام او به اینگونه امور را نیز روشن می سازد. سفرهای او در اصل جهت جمع آوری اطلاعات و مقارنه شخصیتها و افراد سرشناس بوده است ولی سفر نیاز به گنج بی پایان دارد و باخرزی از جمله افراد و خانواده های متمول نبوده است لذا می بینیم که از شهری به شهر دیگر منتقل می شود و در آنجا کار می کند وسعی و تلاش خود را برای خدمت به بعضی از امیران و حاکمان به کار می گیرد خواه در دیوان دربار و یا کتابخانه و یا اینکه بصورت نسخ برخی کتابها مشغول می گردید. همچنین می بینیم که در رکاب برخی امیران به سفر می رفته به ویژه به همراه نظام الملک (همان،3/1554).
1-9 نشانه های فرهنگی او:
پس از پرداختن به شیوه پیشترفت علمی و آشنائی با اصول فرهنگی سابق او این سوال مطرح می شود: این موضوع چه تاثیری در دمیه اوداشته است؟ آیا چیزی هست که علوم به دست آمده او را روشن نماید؟ بدهی است فرهنگهایی که یک نویسنده گردآوری می کند هنرهای زمان خود را در دستاورد خود منعکس می نماید. نخستین چیزی که در دمیه با آن روبرو می شویم آن است که نویسنده آن حافظ قرآن وحدیث بوده و نسبت به ادبیات جاهلی و اسلامی اطلاع داشته است علاوه بر ادبیات عصر خود که با آن زندگی کرده و آن را منتقل نموده و مردم نیز از زبان او منتقل نموده اند. از طرفی او یک ناقد، لغت شناس، ادیب و صاحب بلاغت می باشد چون فرهنگ ادبا در دوره عباسی آن است که از هر علمی گوشه ای را برگیری، پس از نگاه به دمیه متوجه می شویم که باخرزی یک ادیب سرشناس و خبره می باشد و با صنعت شعری آشنائی داشته و به نیازهای ادبی عصر خود آگاه بوده است. همچنین نتیجه می گیریم که باخرزی قدرت نگارش علوم خود را به خوبی داشته که آنها بطور مستقیم ارائه نموده و گاهی بصورت نثر غیر مستقیم به رشته تحریر در آورده است. او به آیات قرآنی یا ابیات شعری یا اخبار استناده می کند و مواردی را به عنوان شاهد ذکر می کند و یا به آنها اشاره می نماید زیاده روی او در این زمینه نشان دهنده قدرت درخشان یا تعهد و یا تظاهر او می باشد. گاهی می بینیم که یک سرقت ادبی یا اقتباس و یا تضمین را در آثار دیگران کشف می کند مثلاً در مورد بیت زیر:
تفثُ المرءِ حیثُ یُقضی حلالٌ و جَمالٌ یحقُ أن نَقتَنیهِ
ترجمه: گاهی به انسان روزی حلال و زیبایی می دهند که شایسته است برگرفته شود. باخرزی می گوید: چه نیکو اقتباس کرده است.
قدرت اکتشافات او تنها در قرآن نیست بلکه در عموم ادبیات، شعر، نثر و اخبار او وجود دارد. او زمانیکه می خواهد موضوعی را بنویسد یا شرح حال یکی از ادیبان را به رشته تحریر در آورد بسیاری از مثلهای عربی را ذکر می کند مثلاً می گوید: «به بهترین وجه آنرا راه برده است بگو کمان به دست کمانگر افتاده است» که در آن از مثل «کمان را به دست کمانگر بدهید» استفاده کرده است. و یا اینکه در حین معرفی یکی از شعرا چنین نمی گوید که او شاعر غزل سرائی است که هوش از سرآوازه خوانان می برد، بلکه می گوید: او مانند ابن ربیعه است و یا اگر مداح مشهوری باشد او را به حسان تشبیه می کند و این چنین مورد ستایش قرار می دهد مسلماً این امر نشان دهندۀ آگاهی وسیع وی از کتابخانه نظامی نیشابور یا دارالعلم بغداد و یا کتابخانه های خصوصی برخی از بزرگان که به دیدار آنها رفته و شرح حال آنان را نوشته و مطالبی را از تالیفات آنان انتخاب کرده است، می باشد. باخرزی گاهی اوقات به اشعار شاعران استناد می کند بدون اینکه نام شاعر را ذکر کند و یا به آن اشاره کند و بدین ترتیب کار ما را دشوار می کند که چگونه آنان را پیدا کنیم و آیا این اشعار از خود او بوده و یا از شاعران دیگر است(همان،3/1556).
1-10 منابع باخرزی
باخرزی در طی سفر های علمی خود توانست کتابهایی را پیدا کند که روزگار آنها را فراموش کرده بود و دیوانهایی را یافت که زمانه آنها را مفقود کرده بود قضا و قدر چنین خواسته بود که باخرزی و مانند او را به ماهدیه کند تا کتابها و دیوانها را به ما معرفی نماید و کتابخانه های بزرگی که اغلب آنها فعلاً از بین رفته اند را به ما بشناساند. از مهمترین کتابهای مورد استناد باخرزی دو کتاب هستند که شامل نمونه های بیشماری از شعر و شعرا می باشند لذا شایسته است که این دو کتاب را در زمره کتابهای ادبیات و شرح حال دسته بندی کنیم: کتاب اول«جونة النّد» تالیف یعقوب بن احمد نیشابوری و دوم «قلائدالشرف» تالیف ابوعامراالفضل بن اسماعیل جرجانی است هر دو مؤلف و هر دو کتاب از نخستین راویان مورد اعتماد باخرزی بوده اند، او کتاب «طراز الذهب علی و شاح الادب» تالیف ابو المطهر را نیز مورد مطالعه قرار داده است. هر سه کتاب متاسفانه مفقود شده اند.(باخرزی، 1414،3/1556).
باخزری از کتابخانه هایی نام می برد که دیوانهای شاعران را درآنها مطالعه کرده است. این امر ، میزان توجه او را به تحقیق و همینطور توجه و عنایت به ادیبان را در مورد تأسیس کتابخانه های خصوصی و توجه امیران در مورد تأسیس کتابخانه های عمومی را نشان می دهد. از مهمترین کتابخانه هایی که به آنها رجوع کرده ودر آنها مشغول شده است بیت الحکمه، دارالعلم ، خزانۀ عمید الملک ، خزانۀ نظامی در نیشابور و کتابخانۀ ناصح الدوله فندورجی می باشند. بنابراین می توان گفت نخستین منابع باخرزی در تحقیق عبارتند از : کتابخانه ها، نوشته ها و ارتباط مستقیم با ادیبان یا راویان آنها استفاده از دو زبان عربی و فارسی (همان ، 3/1557)
1-11 کشورها در کتاب دمیه:
باخرزی با معرفی شهرهایی که بازدید کرده یا شهرهای مورد انتساب شاعران، بر کمال دمیه خود افزوده است با وجود اینکه شرح او در مقایسه با اسامی صدها کشور مورد نیاز ما بسیار اندک
می باشد ولی همین تلاش او قابل ستایش می باشد چون اغلب این اسامی، شهر های کوچک یا روستاهای دور افتاده می باشند که سفر به آنها برگردشگران محال بوده و یا اینکه به موقعیت آنها توجه نکرده اند در حالیکه باخرزی را می بینیم که جغرافیا و موقعیت آنها را در نوشته های خود شرح داده است. این شرح او بسیار مختصر است و از چند کلمه تجاوز نمی کند. مثلاً می گوید: «ولاز: از روستای خواف است» و «قلندوش: از نواحی سرخس است». گاهی اوقات باخرزی از اختصار دوری کرده و در شرح طبیعت برخی کشورها مطالبی را در چند سطر یا صفحه می نویسد و آب و هوا، مناطق زیبا، دانشمندان آن مناطق یا اراضی آنها را شرح می دهد مثلاً در مورد زوزن، بخارا و نیشابور، او برای شرح مزایای این شهرها مطالب را دسته بندی می کند و به اشعار و سخنان بزرگان استناد می نماید. وی می گوید که هزار رساله در شرح احوال اراضی نیشابور نوشته و آنرا «غالیه السکاری» نامیده و بخش کوچکی از آنان را در دمیه آورده است.(همان،3/1557)
1-12 نظام الملک و دمیه:
نظام الملک در طول وزارت خود که سی سال ادامه داشت به این عنوان شناخته شد که شدیداً به اهل علم و دین تعلق خاطر دارد. مجلس او همواره مملو از فقها و صوفیان بوده است و به آنان انعام بسیار عطا می کرد لذا کتاب دمیه که در زمان او نوشته شد سرشار از قصایدی است که فضل و کرم و دانش او و توجه وی به علما را مورد ستایش قرار می دهند. نظام الملک از زمینه های ادبی دور نبود او در ابتدای امر نویسنده دیوان دربار بود و اشعار و متون نثری از خود به جای گذاشته است. باخرزی در دوره درخشش ادبی عصر سلجوقیان، عصر طغرلبک و الب ارسلان و نظام الملک، ظاهر گردید و شخصاً متوجه عنایت و توجه نظام الملک به ادبا و علما گردید. او می گوید عنایت و توجه او کمک فراوانی به کشف این ادبا نمود لذا باخرزی دمیه خود را در آن زمان تالیف نمود و آنرا به وی تقدیم کرد. در مورد نخستین صله باخرزی در این زمینه اطلاع نداریم ولی به یقین می دانیم که نظام الملک هیچیک از ادیبان را از فضل خود محروم نساخته و در مورد باخرزی نیز کوتاهی نکرده به ویژه اینکه در مراسلات دیوان با او همراه بوده و از وی پیروی می نمود. باخرزی شرح حال همه شاعرانی را که در مدح نظام الملک شعر سروده اند ذکر کرده که تعداد آنان بیش از 50 شاعر است و در شرح شعر نظامی نیز مطالبی نوشته است. مهمترین صفاتی که شعرا،در مورد او ذکر می کنند توجه او به ادبیات، تأسیس مدارس، توجه او به مشهور ساختن شعرا، عملیات قهرمانانه جنگی، حسن مدیریت و حکومت، تفکر بسیار و پر کردن کتابخانه ها از کتابهای نفیس می باشد. از جمله کسانی که نظام الملک را می ستاید ابو غالب قمی است که می گوید:
|
اقامَ علی شطِّ الفراتِ کانّما |
|
یباری طوافَی مائهِ بعطاءِ
|
ترجمه:
در شط العرب اقامت کرده گوئی با بخشش و عطای خود به آن رود آب می دهد.
فضل و بخشش او به مال در همه جا وجود دارد حتی اگر فرات آب فراوان داشته باشد.
سرور همگان است و تنها به دین اختصاص ندارد.امیر همه اهل زمین است و تنها مختص وزیران نمی باشد.
با شعر و مدح خود تورا شکر می گویم شعری که در آسمان درخشش داشته و مانند گیاهان در زمین منتشر خواهد بود.
دوست داشتیم باخرزی شرح حالی از نظام الملک می نوشت همانطورکه برای وزیر پیش از او کندری نوشته است. ظاهراً باخرزی به این علت در مورد کندری نوشته است که او زبان عربی را
می دانست و برای نظام الملک مطلبی ننوشت چون هیچ دستاوردی به زبان عربی نداشته است. (همان، 3/1559-1558)
1-13 آثار باخرزی
دیوان، این اثر باخرزی شهرت گسترده ای داشته و غالب نویسندگان آن را به شهرت و نیکویی و صف کرده اند. احتمالاً کهن ترین نسخه آن، نسخه موزه بغداد است که در 472 ق یعنی تنها 5 سال پس از قتل او فراهم آمده است وبا مدح خلیفه قانم آغازمی شود.باخرزی خود این دیوان را گرد آورده بود و شاعری به نام ابو العلاءبن غانم هروی در نیشابور آن را نگاشته بود. این دیوان گزیده هایی نیز داشته است:
یکی از آنها الملتقطات (گزیده ها) نام دارد که به یکی از نسخه های دمیه منضم، و همراه با آن توسط طباخ چاپ شده است؛ دیگر الاحسن فی شعر علی بن الحسن برگزیده ابو الوفاء اخسیکتی است که در موزه بریتانیا نگهداری می شود. اما برو کلمان و آقابزرگ نام این کتاب را اختیار الکبر من التیّب... نیز آورده اند. قزوینی اشاره می کند که الاحسن هزار بیت است و باخرزی خود آن را برگزیده است عوفی نیز چگونگی جا به جا شدن آن را در خزاین وزیران نقل کرده است.(آذرنوش،1381،11/56)
محمد قاسم مصطفی در «رساله الطرد» پیوسته به دیوان دو جلدی چاپ خود که در قاهره
(1970م) آماده کرده است، ارجاع می دهد. این دیوان ظاهراً شامل اشعار فارسی، ترجمه هایی از اشعار فارسی و ملمعات نیز هست. آنچه تونجی در بنغازی منتشر کرده (1975م)، مختصری است 160 صفحه ای که در اتریش یافته و ادعا می کند که نسخه احمدیه را هم دیده است. اما هیچ اثری از آن نسخه در دیوان پیدا نیست. آنچه را هم که از منابع گردآورده، ناقص است؛ از جمله اشعار فارسی باخرزی که به روایت عوفی منحصر می گردد و آثاری چون مجمل فصیحی، مجمع الفصحای رضا قلی هدایت، هفت اقلیم امین احمدرازی و ریاض الجنۀ زنوزی را هم ندیده است.
2- در کتابخانه ثوپکاپی سرای، مجموعه منحصر به فردی موجود است که ظاهراً دیوان کامل باخرزی رادربر دارد. در آن دو الروز نامجه نقل شده که بیشتر ذکر مجالسی است که در زمان عبدالحمید بن یحیی (441-443 هـ) در زوزن تشکیل می شده است.
3- همچنین در مجموعه موجود در توپکاپی سرای رساله ای منثور در نخجیرگانی به نام «رساله الطرد» نقل شده که در 1975 م به کوشش محمد قاسم مصطفی در مجله معهد المخطوطات العربیه به چاپ رسیده است.
4- دمیة القصر. این کتاب بارها به چاپ رسیده است، از آن جمله در حلب(1930م)، به کوشش محمدطباخ که بسیار ناقص، و بیش از نیمی از آن ساقط گشته است؛ چاپ عبدالفتاح در قاهره(1968-1971م، در 2 مجلد)؛چاپ سامی مکی عانی در بغداد1971-1973م،در2مجلد)؛چاپ تونجی(در3 مجلد).
اهمیت دمیه، به خصوص برای ادبیات عرب در ایران، در آن است که مجموعه پربهای ثعالبی را به مجموعه های پس از خود و بویژه خریده القصر عمادالدین کاتب پیوند می دهد. دیدیم که باخرزی رابطه ای سخت استوار با ثعالبی داشت، چندان که او را پدر دوم خود خوانده است؛ بی گمان تاثیر یتیمه ثعالبی بود که وی را به تدوین دمیه برانگیخت. او خود شرح داده(1/32) که نسبت به یتیمه و شرح حال آن چه موضوعی اتخاذ کرده است. عمادالدین نیز خود گفته است که دمیه را در کتابخانه تاج الملک در اصفهان دیده، و مطالعه کرده و به نوشتن دنباله آن تشویق شده است. دمیه با آنکه به اندازه یتیمه یا خریده مورد توجه نویسندگان بعد از باخرزی قرار نگرفته، سخت مورد علاقه باخرزی بوده است وگروهی دیگر نیز به شعر یا به نثر آن را ستوده اند. (آذرنوش، 1381،11/56).
چند کتاب بعنوان ذیل بردمیه نگاشته شده است: نخست و شاح الدمیه است که ابو الحسن علی بیهقی(؟-565- قـ) فراهم آورد.(ابن خلکان، ب.ت،3/475). سپس تکلمه ای به نام دره الوشاح بر آن افزود و بخشی از این کتاب به صورت خطی موجود است. دیگر کتاب زینه الدهر تالیف خطیرای(د 568 ق) است.
آثار یافت نشده: 1- شعراء باخرز، می تواند نام کتابی باشد که او در نوجوانی تدوین کرده است.
2- غالیة السکاری، کتابی بوده در احوال نیشابور که باز او خود در دمیه، در آغاز بخش شعرای نیشابور به آن اشاره کرده است.
3- باخرزی خود در دمیه به رساله ای در تفضیل البرد اشاره می کند که در معارضه با وزیر ابو العلا محمد بن علی ابن حسول نگاشته است.(باخرزی، 1414، 1/421).
4- اربعون فی الحدیث.
5- طرب نامه، که مجموعه ربا عیات او بوده است عوفی این کتاب را در کتابخانه سرندیبی دیده و چند رباعی از آن را که به یادش مانده بود، آورده است.(عوفی،1361، 70) ونیز خوب است اشاره کنیم که یک نسخه از الامثال السائره صاحب ابن عباد به خط باخرزی موجود است.(آذرنوش ، 1381، 11/57).
1-14 تحلیلی بر اثر باخرزی:
عوفی برخی از اشعار فارسی او را در لباب الالباب نقل کرده و از آن جمله یک رباعی را به او نسبت داده که در دم مرگ سروده است.(عوفی ، 1361 ، 1/71 - 69)
آثار باخرزی پیوسته مورد ستایش نویسندگان قرار گرفته بعضی منابع اورا یگانه زمان و جادوگر روزگار خود و صاحب شعر بدیع دانسته است اما عشق به آرایه های لفظی چون جناس، ابهامات ملال انگیز، مضامینی کلیشه ای و تقلیدهای پایان ناپذیر، از او دانشمندی نظم پرداز ساخته است، مضامینی چون وصف سرما مانند این بیتها که حکایت از ریزبینی و نکته سنجی او دارند:
کم مؤمنٍ قَرَصَتهُ اَطفارُ الشتا فغدالسُکّانِ الجحیمِ حَسودا
ترجمه: چه بسا که ناخنهای سرما مومنی را زخمی کرد به گونه ای که او به اهل دوزخ رشک برد.
وتری طیورَ الماءِ فی وُ کُناتِها تختارُحرّ النار و السَّفّودا
ترجمه: پرندگان آبزی را می بینی که از فرط سرما در آشیانه هایشان هستند و حرارت آتش و کشیده شدن به سیخ کباب را بر وضع موجود ترجیح می دهند.
و اذارَمیتَ بفضلِ کا سِکَ فی الهوا عادت علیک من العقیق عُقودا
ترجمه: و درآن سرمای شدید هرگاه ته مانده جامت را به هوا پرتاب می کردی، یخ
می بست و مانند گردنبندی از عقیق به نزد تو باز می گشت.
یا صاحبَ العُودَینِ، لاتُهمِلهُما حَرّک لنا عُوداً و حَرِّق عُوداً !
ترجمه: ای کسی که دو ساز داری، آنها را بدون استفاده نگذار: یکی را برای ما بنواز و دیگری را آتش بزن : (فروخ، 1989، 3/171).
دیوان عربی باخرزی بسیار زبانزد شد اما اثر مشهورش کتاب معروف و ارزشمند او« دمیة القصر و عصرة اهل العصر» می باشد که ازجمله مشهورترین کتابها در شرح احوال و آثار ادبیان تازی گو است و به منزله ذیلی است بر«یتیمة الدهر» اثرثعالبی. و علی بن زید بیهقی کتاب «وشاح الدمیه» را به عنوان ذیل آن به نگارش درآورد.
کتاب دمیه القصر افزون برجمع آوری سرودهای شاعران ایرانی، در بسیاری موارد خلاصه ای از شرح حال این شاعران را قبل از روایت اشعارشان در بر دارد که همین امر یکی از عوامل موثر در نگارش تاریخ ادبیات بشمار می رود و بسیار اهمیت دارد و جالب توجه اینکه در کتاب «تاریخ ادبیات زبان عربی» تالیف حناالفاخوری به کتاب دمیه القصر در این زمینه اشاره شده است:
«تاریخ ادب به معنی امروزی اش چیز تازه ای است که اروپائیان در عصر رنسانس شناخته اند. ایتالیایی ها در این فن پیشقدم بوده اند و ملتهای دیگر به ویژه فرانسویان در پی آن گام برداشتند.پیشینیان قوم عرب نیز تاریخ ادب را به معنی امروزی اش نمی شناختند، شیوه آنان جمع آوری شرح حال شاعران و نویسندگان و بیان محاسن و مساوی و استشهاد به برخی از اقوال آنان بود و سخنانشان به هم پیوسته و کامل و فراگیرنبود و نمی توانست تصویری کلی از ادب در یک دوره یا دوره های متعدد به دست بدهد و نیز تعلیل و تحلیل در میانشان چندان رواج نداشت. از این رو آثار این بزرگان تنها می تواند منابع و مصادر تاریخ ادب به حساب آید تاریخ ادب از جمله این آثار است: طبقات الشعراء از محمد بن سلاّم جمحی،الشعر والشعرا از ابن قتیبه ، قلائد العقیان و مطمح الانفس از فتح بن خاقان اندلسی، معجم الشعرا از مرزبانی، یتیمة الدهرفی شعراء العصر از ابو منصور ثعالبی، الذخیره فی محاسن اهل الجزیره از ابن بسام اندلسی، دمیه القصر از ابو الحسن باخرزی، سلافة العصرفی محاسن الشعراء بکل مصر از صدرالدین مدینی و ریحانة الالباب از شهاب الدین خفّاجی»(الفاخوری، 1383، 38).
این کتاب از ویژگی روایت هم برخوردار است زیرا روایت اشعار از آغاز روی کارآمدن عباسیان به صورت جدّی آغاز شد. این امر از آنجا مهم دانسته می شود که مادر نظر داشته باشیم که حدیث نبوی تا زمان خلافت عمربن عبدالعزیز به نوشتار در نیامده بود و این خلیفه اموی با دانشمندان مشورت کرد و آنگاه دستور داد تا نوشته و تدوین شود.(حبیب اللهی، 1346، 5).
از نیمه دوم هجری دانشمندان در زمینه تدوین شعر جاهلی به کار خود که از اوایل قرن دوم هجری آغاز شده بود سرعت بیشتری بخشیدند تا سرانجام در اواخر قرن سوم و به ویژه در قرن چهارم می توان گفت که تا حدودی تدوین نهایی انجام شد و قطعاً این روند در قرن پنجم به تکامل بیشتری رسیده بود که در همین قرن کتاب دمیه القصر در چهارچوب چنین تکاملی به نگارش درآمد(همان،7).
متن عربی کتاب دمیه به فصاحت و جاذبه زبان عربی به عنوان نخستین زبان جهان اسلام باز
می گردد زیرا از زمانی که ایرانیان با طیب خاطر اسلام را پذیرفتند به فراگیری زبان عربی همت گماشتند و در این زمینه شگفتی ها از خود نشان دادند و در دو زمینه نظم و نثر آثاری در خور از خود باقی گذاشتند که عبدالله بن مقفّع و ابن العمید و بدیع الزمان همدانی صاحب مقامات و طغرایی که قصیده لامیه العجم سروده او در مقابل لامیة العرب سروده شنفری شهرت عالمگیر دارد؛ نمونه برجسته در این زمینه هستند. آنچه در آثار با خرزی به ویژه کتاب دمیه جلب توجه می کند همانا مقایسه میان فضاهای فرهنگی و ادبی به دو زبان عربی و فارسی است . در این زمان ، زبان فارسی سخت در تکاپوی هویت جویی و استقلال بود و پیوسته در کشمکش جانکاه با زبان قدرتمند عربی به سر می برد. آرزوی پژوهشگر آن بود که از خلال آثاری چون یتیمة الدهرثعالبی و مکمل آن دمیه القصر، به فرآیند این کشمکش و اسرار پیروزی فارسی در واپس راندن عربی طی سده های بعد پی ببرد. باخرزی نیز چون ثعالبی با اصرار فراوان از فارسی گریزان بود با آنکه خود به فارسی شعر
می سروده و حتی عوفی به طرب نامه(رباعیات فارسی) او اشاره داشته است،(عوفی ، 1361، 1/70) حتی یک بیت شعر فارسی هم نقل نکرده است حال آنکه در کتاب او تقریباً همه شاعران، ایرانی نژادند و بیشترشان «ذواللسانین» بوده اند(آذرنوش، 1381، 11/55).
چند نکته جالب توجه از دمیه می توان استخراج کرد. بخش اعظم کتاب به مدایحی که برای نظام الملک سروده شده اختصاص دارد همان گونه که یتیمة الدهر به صاحب بن عباد اختصاص یافته است. تقریباً همه راویان با خرزی، نسبت از یکی از شهرهای ایران گرفته اند: جرجانی، توزی، زوزنی، قهستانی، شیرازی و ...؛ نام گروهی از شاعران، نامهای خالص ایرانی است، مانند مهیار بن مرزویه، الکیا الا صفهدوست، ابو علی ابزون مجوسی که اصلاً اهل عمان بوده و دیوان شعرش در دارالکتب نیشابور موجود است. بر خلاف نظر تونجی، واژه های فارسی در دمیه فراوان نیست این امر بی گمان عمدی بوده است. مجموعه واژههای فارسی آن 82 واژه است که تقریباً هیچ کدام درعربی نوین نیستند ؛ دو سه عبارت فارسی هم در قالب شعر در دمیه آمده است که عبارتند از: مردی عرب به نام ابو الفرج درباره غلام خود که اسمش کرندی است، می گوید : «انّ الکرندی روشناخرّه»؛ شاعری دیگر به نام مشطّب که از ابن حجاج تقلید می کند، به عشق ورزی با دختر دربانی پیر
می رود، دختر از ترس فریاد می زند«اَبا با زود تا ما برهانی»، پدر از دیدن آن منظره بانگ میزند و جمله ای فارسی در شعرش به کار می برد که بی تردید در متن تحریف شده است و معنای ناپسند دارد(همان،11/56). البته فراموش نکنیم که بومی گرایی نیز در کتاب دمیه برای خود جایی دارد مثلاً در اشعار ابو نصر که مورد شرح و ترجمه قرار گرفته- به راههای پر دست انداز و گل آلود نیشابور اشاره دارد که در قالب طنز پردازی، واقعیت ها را بسیار فراتر از خودشان با گزافه پردازی مورد اشاره قرار داده تا جایی که برخی از آن دست اندازهای سرشار از گل ولای را به دریاهایی ژرف تشبیه
می کند. ( باخرزی، 1414، 1/434)
زندگی نامه
محمد بن علی بن الحسن، ابوالعلاء بن حسول یکی از نویسندگان و شاعران این دوره است که اشعاری شیوا و سرشار از حکمت سروده است . زادگاهش همدان است اما در ری بزرگ شد و از محضر بزرگانی همچون صاحب بن عبّاد واحمد بن فارس صاحب «المجمل» در لغت استفاده برد و در ری عهده دار دیوان رسائل شد و در حکومت سلجوقی پر آوازه گشت . کتاب «تفضیل الاتراک علی سائر الاجناد» را به نگارش در آورد که مقدمه آن در مجلۀ تاریخی ترکیه به چاپ رسیده است . نوشته هایی از او بر ضد ابوالمعالی محمد بن علی عُقیلی و ابوالبدر مظفر بن علی القصری، و ابومسلم محمد بن علی بن مهرزاد ، ابو سعد محمد بن احمد بن ابی الفتح البختکینی و علی بن الحسن
باخرزی و مرتضی مطهر بن علی ؛ در مجموعۀ نسخی خطی در کتابخانۀ واتیکان دیده شده است. (الزرکلی ، 1085،6/276 ؛ صفدی، 1414، 4/132-135).
اشعار فراوانی در تتمه المختصر[1] جلد دوم ص 107 از او آمده است . او در سال 450 هجری مطابق با 1058 میلادی از دنیا رفت پدرش در نویسندگی و بلاغت ضرب المثل بود و او در نزد چنین پدری پرورش یافت و به ادیبی بزرگ مبدل شد (ابن شاکرکتبی ، 1951 ،2/239 ؛ باخرزی ، 1414، 1/411)
ترجمۀ متن و شرح آن
ابوالعلاء محمد بن علی بن حسول از نویسندگان بزرگ و از جمله ره یافتگان به عرصۀ انواع فضل و دانش است. در این راستا سخن، عسلی است فراهم آمده و خط و نگارش زیوری است آشکار. و از زمانی که در میان بلیغان فرود آمده همچون اسبی پیشانی سفید در میان اشتران تیره رنگ آشکار و پر آوازه است.
این فرصت به من دست داد که او را در ری و در خانه اش در کوی زاد مُهران دیدار کنم، و از این رو از محضرش گلهایی از دانش و فضیلت را چیدم و قصیده ام را درباره اش سرودم از این قرار:
|
یا حادِیَ العیرِ رفقاً بالقواریر |
|
وقِف، فلیسَ بعارٍ وقفة العیرِ |
(بسیط)
حادی: حدی خوان، آواز خوان ساربان، منادای مضاف.
العِیر: ج عِیَرَات وَعِیرَات، کاروان الاغها (مونث است)، هر کاروانی از شتر یا قاطر و یا الاغ که مواد غذایی را بار کرده باشند، مضاف الیه.
رفقاً: مصدر ثلاثی مجرد از رَفَقَ، یَرفُقُ، به معنای نرمی و مدارا کردن یا چیزی که از آن کمک
می جویند.
علت نصب آن در بیت مذکور، مفعول مطلق است برای فعل محذوف در اصل اینگونه بوده است: اُرفُق رفقاً.
بالقواریر: جار و مجرور و متعلق به رفقاً، مفرد آن قاروره، سبوهای شراب.
ِقف: فعل امر ثلاثی مجرد، مثال واوی، حرف علّه به جهت اعلال حذف گردیده است.
ترجمه: ای آواز حدا خوان برای شتران! مراقب سبوهای باده باش و درنگ کن، زیرا ننگ و عاری در توقف شتران نیست.
شرح: حادی منادای مضاف است و منصوب. این واژه اسم فاعل ا زریشۀ حُدا می باشد آوازی بود که برای شتر می خواندند تا سریعتر برود و خسته نشود این واژه در اشعار زیادی یا به صورت صریح ویا کنایه به کار رفته است. وزنهای شعر عرب از همین آواز به وجود آمده و رفته رفته شکل کامل به خود گرفت.
شیخ سعدی در کتاب بوستان و گلستان بدون اشارۀ صریح به لفظ حُدا اما به صورت ضمنی به تاثیر این آواز در روحیه و رفتار شتر می پردازد:
نبینی شتر بر نوای عرب که چونش به رقص اندر آرد طرب
(سعدی، 1380، 226)
اُشتر به شعر عرب در حالت است و طرب گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری
(سعدی، 1344، 194)
همچنین بشاربن بُرد[2] شاعر دورۀ عباسی و اموی که یکی از پیشتازان فرقۀ شعوبیه بودو با نژاد پرستی عربها مخالفت می کرد با توجه به این گرایش و برای رویارویی با فخر فروشی عربهای آن روزگار، سابقۀ آنها را با اشاره به همین واژه حدا چنین به شعر در آورده است:
و لا حَدی قَطُّ اَبی خَلفَ بعیرٍاَ جَربِ و لا شَوَینا و رَلاً مُنضِّضاً بالذَّنَبِ
ترجمه: پدر من هرگز پشت شتر گر آواز حُدا نخوانده و ما سوسمار را در حالی که دمش را تکان می داد کباب نکرده ایم. (حموی، 1996، 1/344)
به هر حال وزنهای شعری بر مبنای موسیقی حُدا و راه رفتن شتر به وجود آمد و به سرعت مورد پذیرش و فطرت بی آلایش عرب دورۀ جاهلی قرار گرفت و همین آغاز ساده عرصه ای گسترده وشکوهمند وشگفت انگیز برای اشعار عربی و سپس برای اشعار فارسی در پی داشت.
|
واحلُب مآقِیَ عِینٍ طالما قَصُرت |
|
حُمرَ الدُّموعِ علی البیضِ المقاصیرِ |
احلُب: بدوش، جاری کن، فعل امر ثلاثی مجرد.
مَآقِیَ: گوشه های چشم که مجرای اشک است، مفرد آن مَأقِیَ ، منصوب به نزع خافِض (مِن مآقی).
طالما: دیر زمانی است. حرف «ما» کافه است زیرا فعل طالَ را از داشتن فاعل باز می دارد،
مفعولٌ فیه و محلاً منصوب.
جملۀ «طالما قَصُرَت» صفت برای عینٍ می باشد و محلاً مجرور، توضیح اینکه جمله های بعد از اسم نکره صفت برای آن اسم به شمار می روند.
حُمرَ: مفعول به برای احلُب، جمع مکسر، مفردش اَحمَر، رابطۀ دموع با حُمر، رابطۀ موصوف و صفت است.
علی البیض: جار و مجرور و متعلق به احلب، بیض جمع مکسر و مفردش ابیض، در اینجا به معنای زنان سیم تن است یعنی صفتی که جانشین موصوفش شده است.
المقاصیر: صفت برای البیض، مفردش مقصوره، چندین معنا دارد اما در اینجا به معنی زنان خانه نشین می باشد.
ترجمه: به خاطر زنان سیم تنی که در خانه ها زندانی شده اند، اشکهای خونبار از گوشه های چشمی که دیر زمانی است در فشاندن اشک کوتاهی کرده است، از دیده تان جاری کن.
شرح: در بیت مذکور، استعارۀ بالکنایه به کار رفته است از این قرار که اشک به شیر تشبیه شده است و شیر که مشبه به می باشد محذوف است و دوشیدن که از لوازم آن به شمار می آید، مورد اشاره قرار گرفته است.
در اینجا خالی از لطف نیست که بگوئیم یکی از ساده ترین و زیباترین شواهد مثال برای استعارۀ بالکنایه یا مکنیّه، این بیت از منوچهری است. ( منوچهری ، 1385، 57)
شبی گیسو فرو هشته به دامن پلاسین معجر وقیر ینه گرزن
در این بیت، شب به زن تشبیه شده و زن که مشبه است حذف شده و از لوازمش گیسو ذکر شده است.
در نتیجه ابن حسول از آن خوشش آمد و آن را پسندید و گفت: اگر زانویم دچار ضعف نبود با شعر نسیبش[3] می رقصیدم. بنابراین چنین سخنی سراسر عطرآگین است و درد زانو طبیب و درمان کننده ای ندارد. آن گاه اوضاع و احوال ما را به فضایی برد که در آنجا رقابت بر سر تصنّع، دردوستی ایجاد کدورت نمود پس همانگونه که شخص ردای بلند خود را از تن در می آورد، آن را کنار نهادیم و ماجرایی که میان من و او رخ داد این بود که وی رساله ای در برتری گرما بر سرما نوشت و من با نگارش رساله ای به مقابله با آن برخاستم، آن گاه به من گفت: تنها کسی که سرد مزاج است سرما را ترجیح می دهد، من هم گفتم: و همچنین کسی که مزاجش گرم است گرما را ترجیح می دهد. سپس مات و مبهوت شد و سکوت اختیار کرد و من هم با او خشونت نکردم و به کدورت دامن نزدم و منصفانه بزرگی های او را ستودم و نیش و کنایه به او نزدم. از جمله چیزهایی که در کتابخانه ری در شوّال 443 برایم سرود، شعری است که در آن برخی از خود بزرگ بینی ها را مورد هجو قرار داده است:
|
دَخَلتُ علی الشیخِ فیمن دَخَل |
|
فَغَر بلَ عُصعُصَه و انتخَل |
(متقارب)
فیمن: جارو مجرور و متعلق به فعل محذوف.
دَخَل: جمله فعلیه وصله است برای مَن، و محلی از اعراب ندارد.
غَربَلَ: الک کرد و غربال کرد، فعل ماضی رباعی مجرد.
عُصعُص: استخوان بیخ نشیمنگاه، مفعولٌ به برای غَربَلَ.
اِنتَخَلَ: غربال و الک کرد یعنی نخاله ها را جدا کرد، در اینجا یعنی صاف نشست، فعل ماضی ثلاثی مزید از باب افتعال، معطوف به غربَلَ.
ترجمه: همراه دیگران بر شیخ وارد شدم، آنگاه نشیمنگاه خود را تکان داد و صاف نشست.
|
وأظهر مِن نَخوَةِ الکبریا |
|
ءِمالَم اُقدِّر و مالم أخَل |
نَخوة: تکبّر.
الکبریاء: عظمت و بزرگی، تکبر، مضاف الیه.
ما: اسم موصول مشترک.
لم اُقدَّر: فعل مجزوم از باب تفعیل، این جملۀ فعلّیه، صله برای ما است.
لم اَخَل: جملۀ صله برای «ما» دوم.
ترجمه: تکبّری از خود نشان داد که فکرش را نمی کردم و در تصوّرم نمی آمد.
شرح: چنین بیتی را مدّور گویند زیرا یک واژه از آن (کبریاء) به دو قسمت شده و جزئی از آن در پایان مصرع نخست و جزء دیگرش در آغاز بیت دوم است.
|
فَقُلتُ لَه مُؤثراً نُصحَهُ |
|
و قدیُقبَلُ النُّصحُ ممَّن بَخل |
مؤثِراً: ترجیح دهنده، حال و منصوب.
نُصحَ: پند، مفعولٌ به برای اسم فاعل مؤثر.
قَد: حرف تقلیل که بر سر مضارع می آید و معنای تقلیل به آن می دهد.
یُقبَلُ: مضارع مجهول و النُّصحُ نایب فاعل آن.
ممَّن: جار و مجرور (مِن + مَن) متعلق است به فعل یُقبَلُ.
بَخَل: جمله فعلیه، صله است برای مَن و محلّی از اعراب ندارد.
ترجمه: با او سخن گفتم در حالی که مقصود اصلی ام پند دادن به او بود زیرا گاهی شخصی بخیل نیز پند پذیر است.
|
اِذا کنتَ سیِّدَنا سُدتَنا |
|
و إن کنتَ للخالِ فاذهَب فَخل |
اذا: ظرف زمان، از ادات شرط غیر جازم.
سَیِّدَ: سرور، در اصل سَیوِد بود، حرف واو قلب به یاء شد و دو یاء درهم ادغام گردید و سَیِّد به دست آمد، خبر کنتَ و منصوب.
سُدتَ: فعل ماضی ثلاثی مجرد، اجوف واوی که حرف علّه اش به واسطۀ التقاء ساکنین حذف شده است، جملۀ «کنتَ سیِّدنا سُدتَنا» مضاف الیه برای اذا و محلاً مجرور است چون اذا ظرف زمان و دائم الاضافه است و همیشه به جملۀ بعد از خودش اضافه می شود.
إن: حرف شرط.
کُنتَ: فعل شرط و محلاً مجزوم.
للخالِ: خبر برای کنتَ و محلاً منصوب، اجوف یائی.
فَ: حرف جواب که اگر جواب شرط جملۀ انشائی باشد و جوباً بر سر آن می آید.
اِذهَب: فعل امر و جواب شرط و محلاً مجزوم، انشاء طلبی است، در اینجا فعل امر به معنای تهدید به کار رفته است یعنی برو و تکبر کن تا عاقبتش را ببینی.
توضیح اینکه فعل امر، انشاء طلبی است و یکی از معنای غیر اصلی امر، تهدید است یعنی دیگران را با لفظ امر از عاقبت کار بیم می دهند مانند فرمودۀ خداوند بلند مرتبه:
«قَل تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصیرَکُم إلیَ النّارِ». (ابراهیم، 30)
(تهدید برای مشرکان) بگو: (در این چند روز دنیایتان) برخوردار شوید که حتما بازگشتتان به سوی آتش است.
فَخَل: فـَ :حرف عطف، خَل: معطوف به اِذهب ومحلاً مجزوم.
ترجمه: هر گاه تو سرور ما باشی بر ما بزرگی خواهی کرد و اگر اهل تکبر هستی برو تکبّر کن.
|
فَقالَ: اغتَفِر زلَّتی مُنعِماً |
|
فَاِنِّیَ نَغلٌ بِزَیتٍ وخَل |
جملۀ « اغتَفِر زلَّتی...» تا پایان بیت، مفعولٌ به برای قالَ ومحلاً منصوب.
إغتَفِر : فعل امر از باب افتعال، بیامرز، درگذر، ببخش.
زلّة: مصدر ثلاثی مجرد، مضاعف، مفعولٌ به برای اغتَفِر و تقدیراً منصوب، زیرا به ضمیر یاء متکلّم اضافه شده است.
مُنعِماً : اسم فاعل ثلاثی مزید از باب افعال، حال و منصوب.
فَاِنِّیَ : حرف تفریع باضافه حرف مشبهه و اسم انّ.
نَغلٌ : فاسد (المحیط) «ح»، خبرانَّ.
بِزَیتٍ : جار و مجرور و متعلق به محذوف، صفت برای نغلٌ و محلاً مرفوع، روغن.
خَل: معطوف به زیتٍ، سرکه.
ترجمه: پس گفت: در حالی که بر من منّت روا می داری از لغزش من در گذر زیرا که من با روغن و سرکه فاسد شده ام.
شرح: یاء در «اِنّیَ» به خاطر هماهنگی وزن عروضی مفتوح شده است.
|
و کَم مِن وزیرٍ کبیرٍ عَرا |
|
هُ عندَ (قضاءِ الحُقوقِ) البَخَل |
کَم: اسم کنایه و مبنی بر سکون، مبتدا و محلاً مرفوع.
من وزیرٍ: جار و مجرور و متعلق به محذوف، وزیرٍ تمیز برای کَم ومحلاً منصوب.
کبیرٍ: صفت مشبهه، صفت برای وزیر.
عَرا: فعل ماضی ثلاثی مجرد، ناقص واوی، دچار شد.
قضاءِ: مصدر ثلاثی مجرد، ناقص واوی، مضاف الیه.
البَخَل: مصدر ثلاثی مجرد، فاعل مؤخّر برای فعل عرَا و مرفوع.
ترجمه: چه بسا وزیر بزرگی که در هنگام ادای حقوق مردم به بخل دچار شد.
|
اَخَلَّ بحقِّ دُهاةِ الرّ ِجالِ |
|
فمازالَ یصفعُ حتی اَخلّ |
اَخَلَّ : فعل ماضی ثلاثی مزید از باب افعال، تباه کرد، کوتاهی کرد.
دُهاة: جمع مکّسر، مفردش داهی، مضاف الیه، تیز هوش، زیرک.
الرِّجالِ: مضاف الیه و مجرور، اما در واقع موصوف است برای دُهاة یعنی اضافه صفت به موصوف.
مازالَ: فعل ناقص، همیشه، همچنان.
یصفعُ: فعل مضارع مجهول و نایب فاعلش، ضمیر هو مستتر در آن می باشد و این جملۀ فعلیه خبر برای مازال است و محلاً منصوب.
حتّی: حرف انتهائیه و غیر عامل.
ترجمه: در حق مردان زیرک تباهی روا داشت از این رو همچنان سیلی می خورد تا خودش تباه شود.
قصیده ای از خود برای من سرود که با ابن الجبّان[4] ادیب عراق که حنا بسته بود شوخی کرده بود:
سـنِّی کسِـنِّ أدیـبِ العِـراق زَینِ الظِّـرافِ
(مجتث)
زینِ: بدل برای ادیب.
ترجمه: من هم سن و سال ادیب عراقم که زینت ظریفان و نکته گویان است.
|
سِتُّ و ستونَ عاماً |
|
مابَینَنا من خِلافِ |
ستٌّ و ستونَ : عدد معطوف، خبر برای مبتدای محذوف و مرفوع.
عاماً: تمیز برای عددمعطوف و منصوب.
ما: حرف شبیه به لیس و بَینَ خبر مقدم و خِلاف اسم مؤخر و حرف جّر«من» زائد است.
ترجمه: هر دو شصت و شش سال داریم و اختلافی میان ما نیست.
شرح: در بیت دوم، مصرع نخست ایجاز حذف به کار رفته است یعنی «سنُّنِا» که مبتدا است حذف شده است. دیگر اینکه عدد «سِتٌّ» به جای مونث بودن به صورت مذکر آمده تا وزن شعری حفظ شود زیرا عام مذکر مجازی است و عدد سه تا ده برای چنین معدودی باید به صورت مونث به کار برود.
و از اوست در گله مندی:
|
لکنَّ شیبیَ بادٍ |
|
و شَیبُهُ فی غِلاف |
لکّن: حرف مشبهه بالفعل و عامل.
|
شیبی: اسم لکّن و تقدیراً منصوب، ضمیر یاء متکلّم مضافٌ الیه و محلاً مجرور.
بادٍ: اسم فاعل از بَدا یَبدو، اصلش بادِوٌ بوده و بعد از آنکه واو در آن قلب به یاء شد با دِین تبدیل شد و سپس اعلال به حذف صورت گرفت و به بادٍ تبدیل شد، تنوینش عوض از حرف محذوف است، خبر برای لکّن و تقدیراً مرفوع و به معنی آشکار.
ترجمه: اما پیری من آشکار و پیری او پنهان است.
توضیح اینکه در این بیت صنعت طباق یا تضاد به کار رفته است یعنی میان «بادٍ» یعنی آشکار و «فی غِلاف» به معنای پنهان رابطۀ تضاد وجود دارد.
أسـامَتنی و ذَنـبُ المَشـیبِ فیهِ اقتِـرافی
أسامَت: فعل ماضی از باب افعال، اجوف واوی، به چراگاه برد، در اینجا به دنبال کشانیده است.
إقترف الذَّنبَ: مرتکب گناه شد،اِقتراف به معنای مرتکب گناه شدن و یا جمع آوری مال است مانند: اقتَرَفَ المالَ: مال را جمع کرد.
و: واو حالیّه و ذنبُ مبتدا و مرفوع و جملۀ «فیه اقترافی» خبر برای ذنبُ و همۀ جملۀ بعد از واو، جملۀ حالیّه است و محلاً منصوب.
ترجمه: مرا به دنبال خود کشانید در حالی که گناه من، پیری وسالخوردگی بود.
|
مِن الظِِّباء العَواطی |
|
الی الضِّباعِ القَوافی |
ظِباء: مفردش ظَبی یعنی آهو، مِن الظباء: جار و مجرور و متعلق به فعل محذوف.
العواطی: صفت برای ظِباء و تقدیراً مجرور، جمع عاطِیَه از عطا یَعطُو، در اصل به معنای عطا کردن است اما در اینجا یعنی حیوانی که گردنش را به سوی چیزی دراز کرده است (المحیط).«ح»
الضِّباع: کفتارها، مفردش ضَبُع، الی الضباع: جار و مجرور و متعلق به فعل محذوف.
القوافی: صفت برای ضباع، دنبال کننده ها، مفردش قافیه، که البته قافیه در شعر به علت تکرار وزن پایانی این عنوان را گرفته است.
ترجمه: از آهوانی که به سوی شاخه های درخت گردن دراز کرده اند به کفتارهای دنبال کننده بدل شده ام.
در توضیح قافیه باید بگوییم که عبارت است از واژه های غیر تکراری در پایان بیتها و مصرعها به گونه ای که این واژه ها به صورت کامل یا ناقص با هم هماهنگ باشند و آخرین حرف اصلی آنها نیز یکسان است. البته این تعریف برای قافیه فارسی و عربی هر دو تا حد زیادی مشترک است اما در عروض عربی در تعریف قافیه گفته اند: آخرین جزء بیت که میان دو ساکن قرارگرفته و پیش از آن یک حرف متحرک آمده باشد و این حرف متحرک با آن جزء محصور، در میان دو ساکن روی هم قافیۀ عربی را تشکیل می دهند مانند این بیت از ابوالقاسم شابّی، شاعر معاصر تونسی:
اِذا الشَعبُ یوماً اَرادَ الحیاة فلابُدَّ اَن یَستَجیبَ القَدَرَ
در این بیت جزء «بَ القَدَر» قافیه است.
فراموش نکنیم که قافیه در شعر فارسی حد و مرز دقیقی ندارد و هماهنگی کلی مد نظر است مانند گریز و تیز:
وقت ضرورت چو نماند گریز دست بگیرد سر شمشیر تیز
(احمدنژاد، 1366، 6)
میان واژه های ظِباء و ضباع رابطه جناس لاحق یا مضارع برقرار است.
و نیز از خودش برای من چنین سرود:
|
یا فَتی ضَبَّةَ الّذی |
|
هُو بَدرُ الدُّجُنَّةِ |
فتی: منادای مضاف و تقدیرا منصوب.
ضبَّةَ: مضاف الیه و محلاً مجرور، چون غیر منصرف است به جای کسره، فتحه می گیرد، در اصل به معنای آماس در سینۀ شتر است اما در اینجا به معنای تنومند است.
الذی: صفت برای فتی و محلاً منصوب، توضیح اینکه صفت باید مشتق باشد اما اگر صفت اسم موصول باشد جامد خواهد بود.
هُو: ضمیر صدر صله، مبتدا.
بَدرُ: خبر و دُجُنَّه مضاف الیه و مجرور و این جملۀ اسمیه صله است برای الذی.
دُجَنَّة: تاریکی.
ترجمه: ای جوان تنومندی که مانند شب چهاردهم در دل تاریکی است!
هُوَبَدرُ... تشبیه بلیغ است زیرا وجه شبه و ادات تشبیه در آن محذوف است، و این به قصد بیان اوج همانندی میان دو طرف تشبیه است.
|
بأبِی وَجهُکَ الّذی |
|
فیه ناری وَجنَّتی |
(مجزوء الخفیف)
بِأَبی: ب حرف جرّ برای سوگند، أب تقدیراً مجرور، یاء مضافٌ الیه.
وَجهُ: مبتدا و الذی خبر آن.
فیه: خبر مقدم برای نار.
نار: مبتدای موخر و تقدیراً مرفوع.
جنَّتی: معطوف به ناری
ترجمه: به جان پدرم سوگند که چهرۀ تو همان است که جهنم و بهشت من در آن قرار دارد.
شرح: از نار یعنی آتش به جهنم تعبیر شده است و این یک مجاز مرسل است با علاقۀ حالیّه یعنی آتش در جهنم حلول دارد و جهنم محل آتش است.
مصرع دوم جملۀ صله است برای الذی و محلّی از اعراب ندارد.
1- با توجه به گفتۀ ابن شاکر کتبی در کتاب فوات الوفیات و گفته باخرزی در دمیه ، اشعار ابن حسول در تتمه المختصر آمده است و کتاب تتمه المختصر فی اخبار البشر (تألیف ابن الوردی) و همچنین تتمه الیتیمه (تألیف ثعالبی) جستجو شد اما اشعار ابن حسول را در آن نیافتم.
[2] -بشار بن بُرد (96 – 168 هـ) شاعر دورۀ عباسی و اموی و پدرش از موالی بود. او نابینای مادرزاد بود و در جوانی به گمراهی و الحاد گرایید. از این رو فقیهان بصره در سال 127 هـ اورا از بصره بیرون کردند و سرانجام به اتهام زندقه به قتل رسید. (الفاخوری، 369)
[3] - نسیب آن گونه غزلی است که مقدمۀ قصائد قرار می گیرد وسیله ای است برای هدفی که شاعر در نظر دارد اینگونه تغزلها سخن بر یک منوال است حدیث اطلال و دمن و گریستن شاعر بر آنها ( الفاخوری، 246).
به معنی سخن عاشقانه سرودن است پیش آهنگ قصیده و زمینه سازی شاعر برای ورود به اصل مقصود و مقدمه ای برای زیباییهای محبوب ، حکایت عشق و عاشقی ، وصل و رنج ،هجر وفراق یا وصف مناظر طبیعت می باشد ( احمدی و دیگران ، 148)
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 194 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 146 |
فصل اول
کلیات تحقیق
1 – 1- مقدمه :
یکی از دو پدیده ذاتی جمعیت ( در کنار ولادت ) مرگ و میر است . که برعکس ولادت در حرکت زمانی جمعیت نقش منفی و کاهنده دارد . هم چنین واقعه ای تجدیدناپذیر و دارای شمول عام که کلیه افراد جامعه را در بر می گیرد و هیچ موجودی را از این واقعه گریزی نیست . تنها تفاوتی که میان مرگ و میرهای مختلف می توان یافت نوع از دنیا رفتن ، علت مرگ و میر و طول عمر می باشد .
ولی انسان برای گریز از مرگ و میر و به تاخیر انداختن آن همواره در تلاش و تکاپو بوده است . مرگ و میر در مقایسه با سایر وقایع جمعیتی ، اولین موضوعی است که اذهان بشر را همواره به خود معطوف داشته است . ( شرایاک، 1975، 221 ) لذا تلاش برای کاهش مرگ و میر و اعمال تمهیداتی در راستای آن موضوعی است که مورد پذیرش تمام فرهنگ ها و ایدئولوژی ها
قرار می گیرد و در این زمینه مقاومتی وجود ندارد . ( میرزایی،1375 ،16 ) .
مرگ پدیده ای صرفاً زیستی نیست و جنبه های اقتصادی – اجتماعی مهمی در آن نهفته همین جا بود که شناخت ویژگی های مختلف و بررسی جنبه های افتراقی این پدیده مورد توجه واقع شد و موضوع بررسی های علمی مختلفی قرار گرفت.
امروزه مرگ یکی از سنجه های توسعه به شمار می آید و مطالعه آن به منظور سرعت بخشیدن در این فرایند از اهمیت زیادی برخوردار است . ( کاظمی پور ، 1382،2) .
تعداد مرگ و میر ، نوع و شدت آن ، توزیع سنی و جنسی فوت شدگان ، امید زندگی به هنگام تولد و سایر مسائل مرتبط ، از مهمترین شاخصهای بهداشتی و بالاتر از آن از اساسی ترین شاخصهای توسعه انسانی در جوامع شمرده می شود ، زیرا تمامی تلاش های جامعه انسانی برای توسعه و تعالی فرد فرد اعضای خود است یا باید باشد . و در این میان آنچه که بیشتر از همه اهمیت پیدا می کند طول عمر و فزودن بر آن است ، چه بشر از گذشته های دور همواره به دنبال آب حیات و اکسیر جوانی بوده است و امروزه به یاری پیشرفتهای شگرف علم پزشکی ، بهداشت ، تغذیه و علم وراثت، عمر متوسط انسان فزونی یافته است . اما تفاوتها همچنان باقی است چون توزیع این همه وسایل و امکانات بهداشتی و درمانی و تولیدات موادغذایی و پروتئینی نه بر اساس نیاز و احترام به ارزش انسان ، بلکه بر پایه توسعه نابرابر شمال و جنوب در سطح ملی و بین المللی و افزودن بیش از پیش سرمایه ها و انباشت آن در بانکهای معتبر جهانی صورت می گیرد . ( تمنا، 1375، 162) .
اکثریت جمعیت دنیا که در فقر به jسر می برند و سرزمین هایی که قادر به تامین غذای کافی برای مردم خود نیستند علت آن ناسازگاری آب و هوا و قهر نیروهای اسرارآمیز طبیعت نیست . بلکه عامل اصلی ، اقدامات هماهنگ و موزیانه طبقات مسلط در کشورهای پیشرفته و کمپانیهای چند ملیتی است و مادام که این شیوه ها حاکم بر سرنوشت کشورهای جهان سوم باشد مردم این نقاط و فرزندانشان همچنان از گرسنگی و کمبود موادغذایی رنج خواهند برد . (جرج، 423،1363) که در نتیجه بسیاری از این کشورها باید شاهد میزان های بالایی از مرگ و میر چه نوزادان و کودکان و مادران و .... باشند .
با وجود این که کشورهای در حال توسعه سهم قابل توجهی از رشد جمعیت را به خود اختصاص می دهند پس مطالعه در زمینه مرگ و میر و کاهش آن در این گونه از کشورها امری ضروری است ، که خود این امر به برنامه ها و سیاست گزاریهای جمعیتی آنها بستگی دارد . به طوری که با مطالعه و پژوهش در این زمینه می توانند راهی به سوی توسعه کشورهای خود باز کنندزیرا همانطور که می دانیم شدت مرگ و میر از شاخص های مهم درجه توسعه یافتگی در جوامع است .
به طوری که مطالعات مستمر در زمینه شاخص های حیاتی به محققین و برنامه ریزان کمک می کند تا روندها و تغییرات را نیز مورد ارزیابی قرار دهند و چگونگی تحولات جمعیتی و اقتصادی را بررسی کنند . علاوه بر این ، بررسی تغییرات اپیدمیولوژیکی در کشور سبب خودنمایی اولویت های جدیدی در برنامه های مرتبط با سلامتی و برنامه های توسعه اقتصادی – اجتماعی می شود و جهت تداوم و اصلاح فعالیت های گذشته و ایجاد استراتژی های جمعیتی و فرهنگی و توسعه اجتماعی و امور مرتبط با سلامتی ضروری است . ( نقوی ،1381 ، 120 )
با مطالعه و پژوهش در زمینه شناخت دقیق مرگ و میر می توان به نتایجی دست یافت که راهگشای بسیاری از مسائل باشد و زمینه را برای فرایند توسعه فراهم سازد و راه را برای دست اندرکاران و برنامه ریزان اجرایی هموار سازد . کشور ما ، ایران که اکنون در حال گذر در مسیر توسعه است ، پژوهش در حیطه مرگ و میر می تواند مفید و مثمرثمر باشد . بنابراین در این تحقیق سعی بر آن داریم ، ابتدا ضمن ارائه یک سری مباحث نظری مرتبط با این پژوهش و نیز بررسی ویژگی های جمعیتی فوت شدگان ، به برآورد سطح مرگ و میر و محاسبه برخی از شاخص های مرگ و میر و ساختن جدول عمر و بررسی عواملی که با علل مرگ و میر مرتبطند ، و به طور کلی اثبات فرضیه های تحقیق در جامعه موردنظر بپردازیم و نهایتاً هم یک جمع بندی و نتیجه گیری از آنچه که بدست آوردیم داشته باشیم .
امید است این پژوهش با تمام نقایص و کاستی هایش چارچوبی برای برنامه ریزان و دست اندرکاران اجرایی فراهم سازد که زمینه ساز ارائه راهکارهای مناسب مدیریتی ، بهداشتی ، اسکان و استقرار جمعیت و اشتغال و به تبع آن زمینه ساز تناسب لازم میان رشد جمعیت و رشد اقتصادی و اجتماعی به طور اعم کشور و به طور اخص استان ( بویژه نقاط روستایی این استان ) باشد .
1-2- بیان مساله تحقیق :
مرگ و میر یکی از دو یا سه عامل اصلی جمعیتی است که ثبات یا تغییر آن در جریان زمان سبب تغیییر در حجم جمعیت ، توزیع جمیعیت یا ترکیب جمعیت می شود . و به واسطه این تغییرات واقعه مرگ و میر از اهمیت خاصی برخوردار می باشد . در واقع نوسانات مرگ و میر در کنار ثبات نسبی باروری نقش اصلی را در افت و خیز جمعیت ها ایفا کرده است .
شاخص مرگ و میربه عنوان یک عامل موثر در تغییرات جمعیتی متاثر از شرایط اجتماعی اقتصادی و بهداشتی و فرهنگی و به عبارت دیگر بسیاری از عوامل خارجی نظیر غذا ، بهداشت مسکن ، توسعه صنعتی ، پیشرفت فرهنگی .... می باشد که در چند دهه اخیر تفاوتهای زیادی کرده است . و به دنبال تحولات یاد شده در اغلب جوامع جهانی اعم از صنعتی و غیرصنعتی نسبت
مرگ و میر مشتمل بر مرگ و میر اطفال ، افراد میانسال ، زنان ( در حین زایمان ) تا حد زیادی کاهش یافته و طبعاً باعث افزایش جمعیت ، افزایش طول عمر و در موارد زیادی نسبت جمعیت سالمند شده است . ( شیخی، 12،1375 )
میزان های مرگ طی سالهای 1355 تا 1385 ه.ش طبق جدول زیر است :
جدول 1-1- میزانهای مرگ و میر ( در هر هزار ) و شاخص امید زندگی در بدو تولد ( به سال )، ایران، 1385-1355 ه.ش
|
سال |
میزان مرگ و میر اطفال |
میزان مرگ و میر کودکان |
میزان مرگ و میر خام |
امید زندگی در بدو تولد |
|
|
مردان |
زنان |
||||
|
1355 |
114 |
- |
5/11 |
6/57 |
4/57 |
|
1365 |
64 |
70 |
8/8 |
5/58 |
3/59 |
|
1370 |
53 |
42 |
7 |
4/62 |
2/62 |
|
1375 |
34 |
33 |
8/5 |
67 |
8/69 |
|
1380 |
30 |
- |
- |
69 |
71 |
همانطور که مشاهده می شود مرگ و میر در کشور یک روند کاهشی و امید زندگی یک روند افزایشی دارد . از طرفی دیگر به دلیل کاهش مرگ و میرهای ناشی از امراض عفونی و پیری جمعیت که پیامد کنترل باروری بوده است و در مدت زمانی که انتقال جمعیتی صورت می گیرد در سیمای سلامتی جمعیت تغییراتی به وجود می آید . در خلال این تغییرات مفهوم انتقال بیمارشناختی معنی می یابد ، به بیان روشن تر به دنبال انتقال جمعیت شناختی در مقیاس ظریف و دقیق علل مرگ و میرها و ابتلا به بیماری ها نیز دگرگون می شود . بنابراین برای تشخیص و ترسیم تصویر سلامتی جمعیت مورد مطالعه علل دقیق مرگ و میر ، ابتلا به بیماری های بسیار مهم است .
( سید میرزایی،1380،44-45)
مرگ و میر مانند بسیاری پدیده های جمعیتی ممکن است در مناطق مختلف در نقاط شهری و روستایی حتی در نواحی مختلف یک شهر متفاوت باشد . این تفاوت بیش از هر چیز به شرایط تکوینی و تغذیه ای ، تفاوت های قومی و نژادی ، سطح فرهنگ و آگاهی های اجتماعی و عوامل متعدد دیگر مربوط است که هر یک از آنها می توانند مطالعات مرگ و میر را به جهت خاص سوق دهد و متشابهات و تمایزات آن در شرایط مختلف بررسی کند . ( زنجانی ، 1376، 48 )
هر چند نتایجی که از این مطالعات بدست می آید متفاوت است و هر کدام از این پژوهشها هدف های گوناگونی را دنبال می کنند ولی از لابه لای آنچه که از آنها بدست می آید می توان این نکته را دریافت که همه آنها در یک چیز مشترکند و آن توجه به اهمیت مساله مرگ و میر در روند توسعه کشور هاست .
رساندن مرگ و میر به حداقل سطح ممکن ، افزایش طول عمر و امید زندگی و دست یابی به شیوه های نوین برای مبارزه با امراض مختلف و بهبود وضع بهداشتی - درمانی و سطح توسعه اقتصادی – اجتماعی با توجه به آنچه که بیان شده است ، کشور ایران نیز به عنوان یک کشور در حال توسعه و با توجه به گامهایی که در زمینه سلامتی و تندرستی افراد جامعه ، بهداشت و رفاه و رساندن مرگ و میر به حداقل سطح ممکن و افزایش امید زندگی برداشته است . و نسبت به دیگر کشورهای در حال توسعه دارای تفاوتهایی در خصوص مرگ و میر می باشد و در مقایسه با آنها نسبتاً موفق بوده است . و نیز با توجه به شرایط آب و هوایی و جغرافیایی و پراکندگی جمعیت و تخصیص منابع و امکانات ، هر کدام از استانهای کشور نیز برآوردهای مختلفی از سطح مرگ و میر و نیز امید زندگی در جامعه ی خود دارند، بویژه استان مازندران که به دلیل شرایط مناسب آب و هوایی ، رفاه نسبی و امکانات طبیعی زندگی ، در مقایسه با بسیاری از استانها امید زندگی بالاتری دارد . و نیز به دلیل این که میزان دسترسی افراد به امکانات بهداشتی و درمانی و سایر خدمات اجتماعی ( بویژه در شهرها ) بیشتر است سبب افزایش امید زندگی،شده است.بیشتر روستاهای این استان ( با توجه به این که بخش قابل توجهی از مردم استان ساکن روستاها هستند ) نیز با پیشرفت رو به رشد در زمینه بهداشت و خدمات اجتماعی از این قاعده مستثنی نمی باشند . شهرستان ساری که مرکز استان مازندران می باشد و تمام مراکز تصمیم گیری در آن مستقر می باشند و نیز با توجه به سابقه تاریخی طولانی آن از اهمیت خاصی برخوردار می باشد و از آنجا که در حدود 221388 نفر ساکن روستاهای این شهر می باشند که نسبت به دیگر شهرهای استان سهم بالایی از جمعیت روستایی را به خود اختصاص داده است . لذا با توجه به مطالب فوق آنچه که مطرح می شود این است که« سطح مرگ و میر در نقاط روستایی شهرستان ساری درسال 1386ه.ش چگونه است ؟ وچه عواملی بر مرگ و میر نقاط روستایی شهرستان ساری در سال 1386 ه.ش موثر میباشند؟»
1-3-اهداف تحقیق :
در فرهنگ عمید واژه ی هدف اینگونه تعریف شده است :نشانه، غرض،نشانه ی تیر ،اهداف جمع قدم گذاشتن در هر مسیری بدون هدف نمی تواند معنا داشته باشد . بویژه آنکه ، انجام کارهای تحقیقی باید با هدف و انگیزه ی خاصی صورت گیرد . زیرا هدف است که ، ما را به آنچه که
می خواستیم و در پی آن هستیم ، رهنمون می سازد . در این تحقیق ، هدف شناخت سیمای مرگ و میر در نقاط روستایی شهرستان ساری در سال 1386ه.ش و ارائه پیشنهادات به برنامه ریزان امور اجرایی ، جهت پیشبرد مقاصد خود می باشد . به عبارتی ، دستاوردی داشته باشیم از وضعیت مرگ و میر در نقاط روستایی این شهرستان و محاسبه میزان های مرگ و میر و عواملی که این پدیده جمعیتی را تحت تاثیر قرار می دهند و نیز به نقش ارتباط توسعه اقتصادی – اجتماعی با مرگ و میر و تحولات اپیدمیولوژیکی آن پی ببریم ، تا حتی المقدور با شناسایی این عوامل زمینه را برای بهبود نسبی عوامل تاثیرگذار براین پدیده از سوی دست اندرکاران امور برنامه ریزی ، فراهم نمود و شرایط را برای داشتن یک توسعه همه جانبه در کشور مهیا نمود .
با توجه به آنچه که آمد هدف های اصلی این پژوهش عبارتند از :
1. بررسی شاخص های مرگ و میر در نقاط روستایی شهرستان ساری در سال 1386 ه.ش
2. بررسی عوامل موثر بر مرگ و میر جمعیت روستایی شهرستان ساری در سال 1386 ه.ش
و اهداف فرعی تحقیق نیز عبارتند از :
1-1- محاسبه میزان خام مرگ و میر .
1-2- محاسبه میزان های مرگ و میر ویژه سنی به تفکیک جنس .
1-3- محاسبه میزان مرگ و میر کودکان .
1-4- برآورد جدول عمر جمعیت روستایی شهرستان ساری به تفکیک جنس .
2-1- بررسی رابطه عوامل جمعیتی و علل مرگ و میر فوت شدگان در نقاط روستایی شهرستان ساری .
2-2- بررسی رابطه عوامل محیطی و جغرافیایی و علل مرگ و میر فوت شدگان .
2-3- بررسی رابطه عوامل اقتصادی و علل مرگ و میر فوت شدگان .
2-4- بررسی رابطه عوامل آموزشی و علل مرگ و میر فوت شدگان .
1-5- ضرورت تحقیق :
با توجه به اهمیتی که خود مرگ و میر به عنوان یک واقعه جمعیتی تجدیدناپذیر دارد و سرنوشت هر انسانی به این واقعه ختم می شود بی شک نمی توان پژوهش و مطالعه در خصوص این واقعه را ضروری ندانست .
در واقع بررسی این پدیده در جمعیت شناسی به دو دلیل حائز اهمیت است :
1- به دلیل نقش آن در میزان رشد و افزایش جمعیت
2- به دلیل اثرپذیری آن از عوامل غیرجمعیتی (6 زنجانی، 156،1370 )
همانطور که قبلاً بیان شده است مطالعات مستمر و مداوم در زمینه تعیین سطح مرگ و میر و علل موثر بر آن و آگاهی از تحولات اپیدمیولوژیکی ، جهت برنامه ریزی دقیق تر برای بهبود وضع بهداشتی – درمانی و سطح توسعه اقتصادی – اجتماعی کشور ( و به طور اخص استان خصوصاً نقاط روستایی آن ) و نیز افزایش طول عمر انسان ها امری ضروری است .
مرگ و میر به دلیل اهمیت خاص خود یکی از موضوعات مورد علاقه جمعیت شناسان است و با توجه به این که شاخص های مرگ و میر از جمله شاخص های پویایی جمعیتی و همواره در تغییر و تحولند ، سنجش آنها به مطالعات مستمر و مداوم نیاز دارد .( میرزایی،31،1386)
مرگ و میر که با کاهش خود زمینه ی افزایش رشد جمعیت را فراهم نمود به طوری که در ایران در حوالی سال 1365 ه. ش در شرایطی که سطح باروری تقریباً ثابت مانده است کاهش میزان مرگ و میر عمومی سبب افزایش میزان رشد جمعیت شد . این کاهش تا آن حد مهم و تعیین کننده است که توانسته است مدت دو برابر شدن جمعیت کشور را از 173 سال در حوالی1280 ه.ش به حدود 20 سال در سنوات اخیر تقلیل دهد .( زنجانی ،1370 ،156 )
بعلاوه مرگ و میر با کاهش خود ( در کنار افت میزان باروری ) روند پیری جمعیت را هم سرعت بخشید ، به طوری که اکنون در کشورهای صنعتی به دلیل برخورداری از تکنولوژی بالا و پیشرفتهای پزشکی اقشار جمعیتی 65 ساله و بیشتر کمتر با مرگ و میر مواجه می شوند و نهایتاً نسبت جمعیتی آنها در جامعه بیشتر از هر زمان دیگری در گذشته می گردد . در حالی که در جوامع رو به توسعه نیز با استفاده از تکنولوژی بالا مرگ و میر کودکان که رقم بالایی را در گذشته به خود اختصاص می داد به مرگ و میر افراد سالمند و مسن تر منتقل شود . ( شیخی،41،1375) و از آنجا که در اکثر کشورهای در حال توسعه به دلیل نابرابری در تخصیص امکانات و خدمات اجتماعی و رفاهی میزان مرگ و میر روستاییان بیشتر از شهرنشینان است و از امید زندگی کمتری برخوردارند که همه این عوامل نیاز به نگرش و سنجش و بررسی دارد .
پس با توجه به آنچه که بیان شده است و نیز لازمه ی هر نوع توسعه اقتصادی ، اجتماعی سیاسی و فرهنگی برنامه ریزی صحیح و اجرای درست آن می باشد و تنظیم هر نوع برنامه ریزی نیاز به شناخت وضع موجود دارد و اینکه شناخت ساختار تحول و حرکات جمعیت در زمان و مکان پایه و اساس هر نوع برنامه ریزی است و مرگ و میر نیز به عنوان یکی از شاخص های تحول و حرکات جمعیت از اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار می باشد . می توانیم با درک اهمیت مساله مرگ و میر و انجام پژوهشها در خصوص این واقعه جمیعتی چشم اندازی را به سوی توسعه و آبادانی کشور و ایجاد تناسب لازم میان رشد جمعیت و رشد اقتصادی – اجتماعی بگشاییم .
1-6-محدوده زمانی و مکانی مورد مطالعه :
از آنجا که پژوهش حاضر به بررسی مساله مرگ و میر می پردازد و با توجه به این که مطالعه مرگ و میر عمدتاًبه شیوه ی اسنادی و گذشته نگر ( با استفاده از آمار متوفیان ) صورت می گیرد پس محدوده زمانی مورد نظر ( سوای زمان انجام تحقیق ) در سال 1386 ه.ش می باشند . به عبارت دیگر مطالعه و بررسی بر روی مرگ و میرهایی که در سال 1386 ه.ش اتفاق افتاده اند .
محدوده مکانی نقاط روستایی شهرستان ساری می باشد . شهرستان ساری به مساحت 3/3685 کیلومتر مربع ،یکی از شهرستانهای استان مازندران است و مرکز آن شهر ساری است که از بزرگترین و پرجمعیت ترین شهرهای استان مازندران می باشد که طبق سرشماری سال 1385ه.ش این شهرستان در حدود 492069 نفر جمعیت دارد که از این تعداد 221388 نفر در نقاط روستایی ساکن می باشند .
1-7- قلمرو مطالعاتی تحقیق :
از آن جا که مرگ پایان زندگی است و دامنگیر همه موجودات می شود و در پس خود مسائلی چون مرگ پایان هستی ، جدا شدن روح از بدن ، پلی به سوی آخرت ، افزودن عمر ، مبارزه با بیماری ، افزایش امید زندگی ، جلوگیری از رشد بی رویه ی جمعیت و توسعه همه جانبه و .... را مطرح می سازد سبب شده است که اذهان بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان را به سوی خود جلب کند و هر کسی که بر اساس علم و دانش خویش تا جایی که این پدیده به آن مربوط می شود به بررسی این مساله بپردازد . به بیان دیگر ، مرگ از جنبه های مذهبی ، فلسفی ، روان شناسی ، پزشکی ، اپیدمیولوژیکی ، جمعیت شناسی ، جامعه شناسی ، علم اقتصاد و... توسط بسیاری از متفکران صاحب نظر در این حیطه ها مورد بررسی قرار گرفته است .
اما از آنجا که مرگ و میر در این تحقیق بیشتر به حیطه جمعیت شناسی مربوط می شود پس قلمرو مطالعاتی هم بیشتر در محدوده منابع جمعیت شناسی و تا حدودی پزشکی و بهداشتی و جامعه شناسی می باشد .
فصل دوم
چارچوب نظری تحقیق
2-1- مقدمه:
تئوری ( نظریه ) ، در لغت به معنی اندیشیدن و تحقیق آمده که از تئوری یای یونانی گرفته شده است . با گسترش علوم ، مفهوم این واژه نیز توسعه یافته و به اندیشیدن و تحقیق درباره هر مساله ای اطلاق شده است . ( توسلی ، 1382 ، 24 )
نظریه مجموعه ی قانونهایی است که بر مبنای قواعد منطقی با یکدیگر در ارتباط بوده ، مبین بخشی از واقعیت باشند . به این ترتیب رکن اساسی نظریه قانون ( قانونمندی ) است . به بیان دیگر نظریه گفتاری است که بیانگر رابطه علت و معلولی پدیده هاست . (همان منبع، 25 )
در تعریفی دیگر که به حقیقت نظریه نزدیکتر است ، اینگونه آمده است :
« نظریه همنگری جامع قضایای متعدد در قالب یک مجموعه ی پیوسته و منطقی است که به کمک آن می توان برخی از پدیده ها را تبیین کرد .» نظریه به صورت مفروض مورد قبول دانشمندان است . ( همان )
اهمیت نظریه در این است که هدایتگر تحلیل است ، قضایایی از نظریه برمی خیزند که محور اصلی تحلیل داده ها را تشکیل می دهند . نظریه زمینه و بستری فراهم می کند که مشاهدات خاص را در آن قرار می دهیم و به این ترتیب به درک معنا و اهمیت احتمالی مشاهدات کمک می کنند . نظریه ها به ما کمک می کنند تا به طرح مسائل جدی بپردازیم و از مسائل خاصی نیز آگاه شویم و موارد دیگر . ( دواس ، 1383 ، 34 )
معمولاً نظریه های را به کار می گیریم که بیشتر از جهان ذهنی خود ما برنخاسته اند ، بلکه از جای دیگری اقتباس و اخذ شده اند ، یعنی اغلب خود ما واضع نظریه نیستیم ، هر چند که وجهی از نظریه پردازیها را در وجود خود داریم و گونه های خاصی از انواع نظریه پردازیهای جامعه شناختی روان شناختی ، اخلاقی و سیاسی را در فعالیت های عملی روزانه خود به کار می گیریم . به طور کلی هر فرد انسانی که به تجربه ، تعمیم ، پیشگویی ، انتخاب و تصمیم گیری می پردازد متکی به نظریه است و این یک قانون عام و همگانی است . ( توسلی ، 1382، 28-27 )
در باب رابطه نظریه ها و تحیقیات عملی باید گفت که نظریه ها در اطراف موضوعاتی رشد کرده اند که می توان آنها را مسائل نظریه ای نامید . موضوعاتی نظیر جرم و جنایت در شهرها کاهش میزان موالید و... توجه به چنین موضوعاتی در اوضاع کنونی دارای اهمیت عملی و نظری است و این خود موجب توجه و علاقه اولیه نسبت به این مسائل می شود . ( همان )
فواید نظریه در این است که می تواند افکار جدیدی را در روند حل مسائل نظری برانگیزد ممکن است الگوهایی از موضوعات و مسائل مورد بحث ارائه دهد ، به طوری که بتوان یک توصیف جامع و طرح گونه از آنها عرضه کرده ، تجزیه و تحلیل و نقد هر نظریه ممکن است . به نظریات تازه ای منجر گردد ، و سرآخر این که الهام بخش فرضیات علمی تازه ای باشد . ( همان منبع، 29)
به طورکلی که با توجه به آنچه که بیان شده است ، نظریه ها محقق را متوجه می کنند که در جستجوی معرفت نظام یافته باید به دنبال چه چیزهایی بگردد ، و از چه چیزهایی اجتناب کند . یکی از کارکردهای اصلی نظریه ، تنظیم تجربیات به کمک مفاهیم و انتخاب جوانب و داده های مربوط در میان کثرت زیاد امور واقع است . نظریه راهنمایی است که به محقق می گوید به چه چیزهایی توجه کند ، و چه چیزهایی را نادیده بگیرد . ( آقاجانی ،1387،23) .
پیروی از این سبک که هر تحقیقی با هر موضوعی باید یک چارچوب نظری داشته باشد چارچوبی که محقق را در رسیدن به مقاصد خویش یاری کند یک امر اجتناب ناپذیر است . زیرا انسان به آنچه که در جستجوی آن است ، زمانی دست خواهد یافت که بر مبنای نظریه ایی که با پدیده مورد مطالعه مرتبط است، تدوین شده باشد . مباحث نظری سرنخهایی را در جستجوی چیزها به ما می دهند ، به عبارتی چه عواملی را سرلوحه ی کار خویش قرار دهیم؟ در واقع این نظریه ها بر این که چه واقعیاتی را مربوط و مهم بدانیم و چگونه آنها را تفسیر کنیم؟ ، اثر می گذارند که بر اساس آنها سوالات مختلفی را مطرح می سازیم و به مشاهدات مختلفی حساس می گردیم .
در این تحقیق که به دنبال تبیین سطح مرگ و میر و عوامل موثر بر آن می باشیم و برای مشخص ساختن این امر که در این تحقیق در پی چه هستیم ؟ توجه ما به چه چیزهایی باشد ؟ و از چه چیزهایی اجتناب کنیم ؟ و به طور کلی در چه راهی قدم بگذاریم که به هدف ما نزدیک تر باشد؟ نیاز به یک چارچوب نظری داریم . اما نظریات در خصوص مرگ و میر ( به ویژه وقتی که به عنوان یک واقعه جمعیتی مورد توجه قرار می گیرد ) به فراوانی نظریاتی که در خصوص باروری و یا ازدواج و طلاق ( که بیشتر به عنوان پدیده های اجتماعی به نظریات جامعه شناسی مربوط می باشند) وجود دارد ، نمی باشد . این نظریات بیشتر به یک سری مباحثی که از سوی برخی اندیشمندان در رابطه با مرگ و میر بویژه با کاهش آن صورت گرفته ، محدود می باشد . در کنار رهیافت های نظری در خصوص تبیین سطح مرگ و میر و تحولات آن ، نظریه ارتباط و توسعه اقتصادی – اجتماعی با مرگ و میر و نظریه انتقال اپیدمیولوژیک از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند که در این تحقیق بیشتر نظریات به این دوسمت می باشد . در این فصل ابتدا به بررسی یک سری تحیقاتی که مرتبط ( و بعضی تا حدودی ) با موضوع تحقیق می باشند ، پرداخته شده ، سپس ضمن اشاره به وضعیت مرگ و میر در جوامع ابتدایی ، کشاورزی و صنعتی ، دیدگاه های افرادی که در خصوص مرگ و میر به ارائه نظریه پرداخته اند توجه شده است . بویژه دو نظریه ای که از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند و سرانجام با توجه به آنچه که بیان می شود چارچوب نظری تحقیق انتخاب و سایر مراحل هم پیگیری می شود .
2-2- پیشینه ی تحقیق :
هر پژوهشی که در خصوص پدیده های مختلف صورت می گیرد اگر تداوم و استمرار یابد زمینه ساز ارتقای دانش بشری می گردد . و هر بار سبب رفع نقایص و مشکلات تحقیقاتی می گردد که در شرف انجام می باشند . پژوهشهای در حال انجام ضمن اینکه در پس خود می توانند دستاوردهای مختلف و یافته های تازه ایی داشته باشند و روشهای دقیق تر و بهتری را در شناخت پدیده به کار گیرند و تا حدودی عاری از نقایص تحقیقات گذشته باشند ولی با این وجود باید متکی به دست آوردهای پیشین باشند ، زیرا با مراجعه به این تحقیقات هم زمینه بهبود و ترقی مراحل کار خود را تامین و هم زمینه رفع نقایص و کمبودهایش را فراهم می سازند . « هر مطالعه لزوماً باید از حاصل کار دیگران سود جوید و خود نیز در جهت تداوم آنان پیش رود. معنای این نکته این است که هیچ تحقیقی نباید تکرار ناشی از جهل و بی خبری از تحقیقات دیگران باشد و شبکه پیوسته تحقیقات موجبات ارتقاء دانش را فراهم می سازند . » ( ساروخانی ، 1381 ، 106 )
در اینجا نیز هر چند مختصر به چند مورد از مطالعات و بررسی هایی که با موضوع تحقیق مرتبط می باشند پرداخته شده است . ولی با توجه به کمبود این مطالعات سعی شده است از مطالعاتی که به طور کلی با موضوع مرگ و میر مرتبط و از جهاتی به موضوع تحقیق مربوط می باشند
استفاده گردد .
2-2-1- مطالعات خارجی :
در مطالعه ای که توسط ساموئل پرستون و ورنی نلسون در مورد 165 جامعه جهان در فاصله سالهای 1861 تا 1964 م. روی 11 علت مرگ صورت گرفت ، نتایج جالبی به دست آمد . میانگین میزان مرگ از علل بیماری های تنفسی ، عفونی وا نگلی ، نئوپلاسم ، قلبی ، آنفولانزا و برونشیت اسهال ، بیماری های مادرزادی ، بیماری های نوزادان ، سوانح و سایر بیماری ها برای زنان و مردان در 165 جامعه جهانی نشان داد .
پنج علت مهم مرگ و میر بر اساس مقدار میانگین در هر هزار نفر به شرح زیر می باشد :
زنان :
1- امراض قلبی : 56/3
2- سایر بیماری ها : 77/2
3- آنفولانزا و برونشیت : 41/1
4- سرطان و تومورها : 30/1
5- بیماری های عفونی و انگلی : 65/0
مردان:
1- امراض قلبی : 33/4
2- سایر بیماری ها : 34/3
3- آنفولانزا و برونشیت : 74/1
4- نئوپلاسم : 51/1
5- بیماری های تنفسی : 76/0
همچنین در این بررسی نتیجه گرفته شد که برای زنان و مردان بدون در نظر گرفتن میزان مرگ از سایر موارد ، امراض آنفولانزا و برونشیت ، عفونی و انگلی ، سل و بیماری های تنفسی و اسهال بیشترین تاثیر را در میزان مرگ از کلیه علل دارند و کنترل و مبارزه با این بیماری ها بیشترین کاهش را درمیزان مرگ از کلیه علل ایجاد می کند . (Sammuel H.Preston, 1985 ) .
در بررسی ایی که تحت عنوان نسبت جنسی در مرگ و میر انجام شده است . محقق در پیشینه تحقیق اینگونه بیان می کند که سطح مرگ و میر در کل موارد در بین جمعیتها مختلف است و آن در بیشتر کشورها در دهه ی گذشته هم برای مردان و هم برای زنان کاهش پیدا کرده است . اگرچه اختلاف در نسبت جنسی مرگ و میر در بین جمعیت ها وجود دارد و روندهای آن دوره ای است علت این اختلاف روشن و واضح نیست .
کستلوت نسبت جنسی ناشی از کل موارد مرگ و میر و عامل های اصلی مرگ و میر
( بیماری های مغزی و عروقی و سرطان ها ) برای 30 درصد جمعیت در 27 کشور در سال 1988م. را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و نتیجه ی حاصل اختلاف وسیعی را در نسبت جنسی متوفیان در جمعیت های مورد مطالعه نشان می دهد . همچنین اختلاف معنادار مثبتی و افزایش برجسته ای در نسبت جنسی فوت شدگان ناشی از سرطان ها و بیماری های مغزی و عروقی در بیشتر کشورها طی دهه اخیر مشاهده شده است . اختلاف در نسبت جنسی مرگ و میر در روندهایشان بین جمعیت ها به وسیله فاکتور ژنتیکی شرح داده نمی شود ، بلکه این اختلاف می تواند به سبک زندگی نسبت داده شود . فاکتورهای خطر در بیماری های مغزی ، عروقی و سرطان به عنوان عامل اصلی اختلاف مرگ و میر در دو جنس می باشد . (Hugokestloot, abstract, 1988.(
در پژوهشی با عنوان سنجش مرگ و میر بر حسب علت در میان مهاجران مراکشی مقیم فرانسه به بررسی وضعیت مرگ و میر بین مهاجران مراکشی و فرانسوی ها می پردازد . ( ابتدا محققین مبادرت به ارزیابی کامل پوشش و تنظیم مرگ با ثبت پایین از طریق کاربرد یک روش غیرمستقیم کردند . ) هدف از این تحقیق مقایسه مرگ و میر در بین مهاجران مراکشی و در کل فرانسه و تجزیه و تحلیل دو طرفه ای از داده های تنظیم شده و نشده که نمایانگر دو دسته از نتایج بود ، یکی در جهت تمایزات مشاهده شده یعنی مرگ و میر بالا یا پایین مراکشی ها در مقایسه با فرانسوی ها و دیگری اهمیت آماری آنها نسبت مرگ بر حسب علل شناخته شده بیماری در مهاجران بالاتر بود. که این عمل ، محققین را به تقسیم مرگها در میان گروههای مشخصی از علل سوق داد . شماری از مرگها بر حسب علل برای یک دوره کاملاً طولانی ( 13 سال ) قابل دسترس بود . که یک تجزیه و تحلیل مفصلی از مرگ بر حسب علت را امکان پذیر می ساخت . و نیز مدل سازی خطی ( طولی )- لگاریتمی از تفاوت های خلاصه شده
( دیفرانسیل ) میزان های مرگ به واسطه فراهم نمودن تخمینی از نسبتهای مرگ و میر بالا و پایین مربوط به جمعیت فرانسه از طریق دوره و گروه سنی و دلیلی از اهمیت آماری مشاهدات مختلف مراکشی ها در فرانسه از لحاظ جغرافیایی متمرکزند و بیشتر در حومه های پاریس ساکن و عمدتاً جز کارگران یدی هستند . هر چند که به طور کلی نمایانگر متغیر ( اقتصادی – اجتماعی ) نیستند و آنچه که از این مطالعه بدست آمد این است که مردان و زنان مراکشی مقیم فرانسه میزانهای مرگ و میر پایین تری نسبت به کسانی که ساکن خود مراکش اند و نیز نسبت به خود فرانسوی ها دارند . از یک طرف به دلیل امکانات اقتصادی و بهداشتی بهتر در فرانسه و از طرف دیگر به دلیل تنظیم داده ها چون از زمانی که گواهی فوت در طبقه اجتماعی – شغلی اشخاص بازنشسته ثبت نمی شد و اکثر مرگها در سن بازنشستگی رخ می داد و علاوه بر این مراکشی ها موقعیتی را در جامعه فرانسه به خود اختصاص
می دادند که عموماً با مرگ و میر بالا همراه بود . در حالی که با تنظیم داده ها و این بررسی حداقل برای مردان ضد و نقیض بود . با محاسبه این متغیر ( یعنی با انجام این بررسی ) مرگ و میر پایین برای مردان مراکشی تقویت شد. به طوری که به استثنای مرگ های ناشی از آسیب دیدگی و مسمومیت مردان مراکشی نسبت به مردان فرانسوی در خصوصص مرگ های ناشی از ناهنجاریهای مادرزادی و بیماری سل مرگ و میر بالاتری دارند . و برای مرگ های ناشی از سرطان بویژه ریه و روده و بیماری های مربوط به سیستم گردش خود میزان های پایین تری دارند. زنان مراکشی هم به علت ناهنجاری های مادرزادی و بیماری سل ، سرطان ها از جمله ریه و رحم ، دیابت ، بیماری های ناشی از سیستم گردش خون و اندامهای تناسلی بیشتر از زنان فرانسوی می میرند . و نسبت به سرطان های روده و سینه کمتر در معرض خطرند . ( به دلیل باروری ) . با توجه به علل خارجی ، آسیب دیدگی و مسمومیت بزرگسالان مراکشی ( 25 سال به بالا ) در هر دو جنس کمتر از فرانسوی ها مرتکب خودکشی می شوند . مرگ و میر پایین مردان مراکشی می تواند نتیجه ی مجموعه ای از گزینش مهاجرت از مناسب ترین عوامل ، الگوهای تغذیه ای سالم در مصرف پایین مشروبات الکلی باشد ، در حقیقت زنان مراکشی نسبت به مردان حق امتیاز کمتری دارند . آنها که به خاطر اینکه در کنار هم باشند مهاجرت می کنند بر خلاف مردان از مراقبتهای پزشکی کمتری برخوردارند . 1996)، Coarbage (Khlat &
گاوریل وسیمون اوا در بررسی تحت عنوان روند اخیر مرگ و میر در روسیه به بررسی اخیر مرگ و میر در روسیه بر اساس سن ، جنس ، و منطقه با استفاده از اطلاعات اداره آمار، طی سال های ( 1991-2000 م. ) پرداخته اند . نتایج این تحقیق گویای آن است که طی دهه گذشته روسیه دو بحران مرگ و میر را در سال 1992 و 1998م. تجربه کرده است و کاهش امید زندگی در روسیه بعد از سال 1998م. ادامه داشته است . جدیدترین اطلاعات مرگ و میر در سال 2001 م. تغییراتی در جهت عکس گذشته برای مرگ و میر در میان گروه های سنی جوان و میانسال و سالمند را نشان
می دهد . بطور کلی مرگ و میر در میان جوانان ( سنین 30-20 سالگی ) ظاهراً رو به کاهش گذاشته شده است . در صورتیکه مرگ و میر در میان سنین میانسالی و سالمندی بعد از سال 1998م .
با افزایش رو به رو بوده است . امید زندگی برای مردان از 8/62 به 7/56 سال و برای زنان این کاهش از 4/74 به 2/71 که همراه با بحران اقتصادی و کاهش دستمزدهاست به وجود آمده است . و این افت در امید زندگی را هیچ کشور صنعتی تجربه نکرده است . یافته های این محققین به این موضوع اشاره دارد که روند اخیر مرگ و میر در روسیه به افزایش استرس و خشونت در جامعه مرتبط است . مهمترین عام مرگ و میر در جوانان قتل و خودکشی و سل است و در میان سالمندان قتل و بیماری های مغزی و عروقی و بیماری های گوارشی و سل می باشد . مهم ترین عامل مرگ و میر در جوانان 24-20 سال مرد ، خودکشی و در زنان همین گروه ، قتل است . ( Gavrealova and etal , abstract, 2003 )
در یک بررسی تحت عنوان تاثیر بحران اقتصادی بر مرگ و میر ساکنان ماداگاسکار بویژه شهر آنتانینارو ( پایتخت این کشور ) که طی دوره های 2000 -1976م. صورت گرفت . که به تاثیر بحرانهای اقتصادی بر روی کل جمعیت مربوط می باشد . و با استفاده از داده های مرگ و میر و علل آن از سال 1976م. که ساکنین فشار زیادی از جانب بحرانهای اقتصادی – حداکثر آن در سال 1986م. که با یک کمبود غذایی شدید همراه بود – مواجه بودند که در نتیجه آن( به علت سوءتغذیه و بیماری های واگیردار ) مرگ و میر زیادی واقع گردید . و نیز در این بررسی با مقایسه توزیع مرگ و میر بر حسب علت بر اساس شواهد سالهای 1978-1976-1988-1984 م. ( به علت فقدان آمارهای منظم مشاهده روندهای مرگ و میر بر حسب علت از طریق تجزیه و تحلیل دفاتر ثبت BMH مفید واقع گردید . ) به این نتیجه رسیدند که بیماری های عفونی و تنفسی و سوءتغذیه نقش بزرگی را در مرگ و میر در طول سالهای بحران ایفا کرده اند . در حال حاضر علی رغم بهبود نسبی امکانات اقتصادی و سیاسی اثرات بحران بر روی وضع بهداشتی مردم نسبتاً از بین رفته است . و امید زندگی بهبود یافته و اخیراً به میانه سطوح دهه ی 70 برگشته است . توزیع علل مرگ به طور چشمگیری بین سالهای 1978- 1976- 2000-1997م. تغییر یافته است . با تقلیل وخامت بحران بیماری های کودکان شامل بیماری های مادرزادی و ژنتیکی و بیماری های عفونی و تنفسی کاهش و در عوض بیماری های مزمن بویژه بیماری های قلبی و عروقی و بیماری های اجتماعی ( مرگ های خطرناک و ناگهانی ) افزایش یافتند . ( Waltisperger & mesle. 2005 )
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 93 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 123 |
فصل اول
کلیات
موضوع تحقیق :
تفاوت زندگی نامه ی دینی دو نسل
(بررسی نمونه ای از فرزندان دهه ی شصت و والدین آنها)
1-1مقدمه
نخستین بار اصطلاح شکاف نسل ها در دهه ی 60در کشورهای غربی مطرح شد که به نحوی اختلافات فرهنگی میان فرزندان و والدینشان را تشریح می کرد. این در حالی است که طی سالهای اخیر تفاوت قابل توجهی میان ارزشهای جوانان با والدینشان مشاهده می شود. اینکه چه عواملی باعث بروز این شکاف می شوند موضوع بحث ما خواهد بود. چالش دین با مقتضیات زمان همواره یکی از مهمترین دغدغه های صاحب نظران و اندیشمندان هرعصری و نسلی بوده است. در واقع مکاتب مختلف در طول تاریخ بشر محصول این تقابل و زاییده ی این فرایند بوده و نواندیشی دینی در این راستا معنا و مفهوم پیدا می کند که در فرایند تقابل دین و مقتضیات زمان نه دین رها گردد و نه نیازهای زمان نادیده گرفته شود. ازاین رو صاحب نظران از ابعاد مختلف روان شناسی، جامعه شناسی، علوم تربیتی و سایر علوم مرتبط که این پدیده می توانست درآن حوزه قرار گیردبه تبین و تحلیل این امر پرداخته اند و همچنین در دهه های اخیر موج مدرنیزاسیون که به همراه خود آموزش همگانی، گسترش رسانه های جمعی و بسیاری موارد دیگه را به همراه آورد. موجب افزایش دانستنیها وآگاهیهای عمومی نسل جدید شد. و حوزه ی ارتباطات انسانی و اجتماعی آنها را وسیعتر نمود. طبیعی ترین نتیجه این فرایند این بود که نسل جدید نسلی شد که اولاً بسیار با شتاب اجتماعی می گردید، و ثانیاً در راه اجتماعی شدن، تنها منبع ارزشگذار او دیگر خانواده و سنت حاکم برخانواده نبود . زیست جهان متفاوت نسل نو و تجربیات دیگرگون آنها. که به سبب تحولات صنعتی و سپس اجتماعی- فرهنگی به وجود آمد، بین جهان بینی نسل جدید و نسل قدیم شکاف انداخت ، و ازاین مهمتر، امکان ظهور و بروز این شکاف را در زبان و رفتار گروه جدید، فراهم ساخت . هم اکنون در این تحقیق قصد بررسی شکاف نسل ها باتوجه به رویکرد دین و دینداری در بین جوانان دهه ی شصت و والدینشان را خواهیم داشت.
1-2ضرورت و اهمیت موضوع
چنانچه علل عدم تفاهم بین والدین و فرزندان ریشه یابی گردد و نسخه ای جهت ایجاد تفاهم بین آنها ارائه گردد می توان از بروز بسیاری از ناهنجاری ها در بین جوانان و در جامعه پیشگیری نمود.
انسان دارای نیازهای متعدد و متنوعی است ،نیازهای مادی و معنوی ، فردی و اجتماعی و یکی از نیازهای او نیاز به دین است و از آنجا که یکی از نیازهای اصلی انسان نیاز به دین است بحث خود را در رابطه با والدین و فرزندان بیشتر معطوف به زندگی نامه ی دینی آنها کرده ایم تا روشن شود میزان دین داری ، کمبود آن در زندگی و یا بی توجهی نسبت به آن چه اثراتی را در زندگی فردی و اجتماعی و روحی و روانی انسان ها باقی می گذارد . باتوجه به اینکه جامعه در حال تغییر و پیشرفت روز افزون است، نیازها و خواسته های جوانان نیز مطابق با آن درحال تغییر است. بنابراین آگاهی از این نیازها و شناخت تفاوت هایی که بین فرزندان و والدین شان وجود دارد باعث می شود تا والدین بتوانند با درک نیازها و خواسته های جوانان و سعی در برطرف نمودن آنها، افکار و القائات خود را در هر زمینه ای و به خصوص در زمینه ی دین و مذهب، به فرزندان خودطوری منتقل کنند که باعث آزارو یا دلزدگی آنان نشود به طوری که آنها با آغوش باز پذیرای آن شوند و افکار و اعتقادات خود را در تضاد با والدین خود ندانند.از سوی دیگر برای فرزندان نیز این امکان به وجود می آید که نسبت به گذشته و شرایط زندگی والدین خود شناخت و آگاهی پیدا کنند و میزان اهمیت و ابزار ارادت والدین خود را نسبت به مسائل گوناگون دریابند.
رابطه ی بهتری با والدین خود برقرارکنند. بیشتر به آنها احترام بگذارند و تا حدودی خود را باشرایط و عقاید خانواده هماهنگ سازند.
1-3بیان مسئله
خانواده بنیادی ترین نهاد جامعه است و می توان ریشه ی بسیاری از نا آرامی ها و نا امنی ها را در وجود آن جستجو کرد.چرا که خانواده اولین محیطی است که فرزند پس از تولد در آن پرورش می یابد و از آن تاُثیر می پذیرد و این تاُثیر در طول زندگی فرد در خانواده و حداقل تا سن بلوغ و جوانی وجود دارد و پس از آن نیز به طور کلی قطع نمی شود . در این میان تاُثیر پذیری از محیط اجتماع بیرون از خانه ممکن است تضادهای با القائات درون خانواده داشته باشد . و گرایش فرزند به القائات محیط خارج وگریز او از برخی القائات داخل خانواده می تواند به عدم تفاهم بین الدین و فرزندان منجر شود این عدم تفاهم نشانه ی آن است که والدین در القای تفکرات و رهنمود های خود به فرزندان توفیق کاملی بدست نیاورده اند این عدم توفیق می تواند ناشی از استفاده از ارزش ها و منش های غیر صحیح در برخورد با فرزندان باشد . بررسی علل این عدم تفاهم می تواند ما را در یافتن روش هایی برای پرورش صحیح فرزندان یاری دهد .تحولات و تغییر اجتماعی در دنیای جدید نگرش ها ، افکار ، احساسات و ارزش های آدمیان را تغییر می دهد . این تغییرات ممکن است در تضاد با نگرش ها ، افکار ،احساسات و ارزش هایی باشد که از نسل های پیشین به اعضای جدید منتقل شده است .بنابر این یکی از مسائل مهم جامه ی ما در حال حاضر تصادم و تضاد ارزشی است این تحقیق می خواهد این موضوع را بررسی نماید .
فصل دوم
روش تحقیق
2-1 روش تحقیق
در ابتدا موضوع تحقیق خود را که تفاوت زندگی نامه ی دینی بین 2 نسل است پس از گفتگو با استاد راهنما انتخاب نمودم. مناسب ترین روش برای گردآوری داده ها در مورد چنین موضوعی روش تحقیق کیفی است. و ابزار آن نیز مصاحبهی عمیق است. فرم و محتوای مصاحبه از محقق نظریه پرداز برجسته در حوزهی رشد و تحول ایمانی جیمز فولر و با ترجمه ی استاد راهنما در اختیار من قرار گرفت که متن آن در بخش ضمایم آمده است. پس از آن با افراد مختلف با طبقه ی اجتماعی ، شغل و تحصیلات مختلف مصاحبه کردم. مصاحبه شوندگان از بین متولدین دهه ی 60 و والدین آنها انتخاب شدند. بدین شکل که من در ابتدا در مورد زندگی نامه ی افراد از دوران کودکی تا به امروز، در مورد تحصیلات، درآمد، شغل و سر گذشت زندگی آنها و افراد مهم و تأثیر گذار در زندگی شان سوالاتی را مطرح کردم. در قسمت دوم مصاحبه روابط شکل دهنده ی زندگی افراد، شکست ها و ناکامی ها، تجربه های اوج یا توفیق، محدودیت ها و ممنوعیت ها، و به طور کلی تجربیاتی که فرد در زندگی خود به دست آورده است، به طوری که زندگی و شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار داده باشد، مورد سوال قرار گرفت و در قسمت سوم ارزش ها و اعتقاداتی که فرد در زندگی خود مهم و با ارزش می داند، در مورد آینده و گذشته ی زندگی کنونی، اهداف زندگی و ... به طور کلی مسائلی که برای فرد مورد اهمیت است سوالاتی مطرح شد و در قسمت آخر در مورد دین و دین داری، نگاه و طرز فکر هر شخص در مورد دین ، احساس و طرز فکر فرد نسبت به خودش و نسبت به خدا و تصویری که در مورد ایمان کامل و رشد یافته دارند سوالاتی مطرح شد. پس از انجام مصاحبه با 30 نفر (15 نفر دهه ی شصتی و 15 نفر از والدین آنها) و ضبط آن ها، مصاحبه ها روی کاغذ آورده شد.
2-2روش انتخاب نمونه
روش انتخاب نمونه آزاد و با توجه به افراد در دسترس صورت گرفته است. با توجه به این که رساله ی من در مقطع کارشناسی نوشته می شود با هماهنگی با استاد راهنما جزئیات دقیق انتخاب نمونه رعایت نشده است و فقط تدکید بر انتخاب نمونه ی کوچکی از دو نسل بوده است: نخست نسلی که در دههی شصت به دنیا آمده است و در دوران پس از انقلاب جامعه پذیر شده و رشد یافته است و تجربه ی زندگی در نظام جمهوری اسلامی را داشته است و نسلی که در دوران قبل از انقلاب جامعه پذیر شده، رشد یافته و سپس تجربه ی انقلاب را از سرگذرانده است.
2-3روش گردآوری داده ها
برای انجام مصاحبه و پیاده کردن مصاحبه ها و تنظیم نهایی آن ها وقت زیادی صرف شد و از این رو، تمدید مدت رای انجام پایان نامه ضرورت یافت. اصل محتوای مصاحبه ها به تأکید استاد راهنما در بخش ضمایم آمده است تا شاید برای استفاده ی دیگر دانشجویان یا محققانی که به چنین موضوعی علاقهمند اند بکار آید. ممکن است بتوان نکات مهم دیگری از این مصاحبه ها دریافت، که احتمالا من بدان ها توجه نکرده ام. در نهایت به مقایسه ی بین آنها یعنی در درجه ی اول مقایسه بین دهه ی شصتی ها و دریافتن شباهت ها ی آنها و سپس مقایسه ی بین والدین و در یافتن شباهت های بین آنها و در نهایت مقایسه هر دو یعنی دهه ی شصتی ها و والدین شان با یکدیگر انجام شد. بدین ترتیب تفاوتی که بین والدین و فرزندان که از دو نسل متفاوت هستند دریافته شد و نتایج تحقیق به صورت مکتوب درآمد.
2-4مشکلات و تنگناها
از آنجا که روش تحقیق از طریق مصاحبه انجام شده است، بنابراین مشکلات بسیاری بر سر راه قرار داشت از جمله پیدا کردن افراد برای انجام مصاحبه چرا که مضمون محاسبه به گونه ای بود که هر فرد می بایست در مورد مسائل شخصی و خصوصی زندگی خود توضیحاتی را اراده می کرد و از آنجا که همه ی افراد مایل به بازگو کردن مسائل خود نبودند در بسیاری از موارد وقت زیادی صرف اطمینان دادن و جلب نمودن رضایت افراد برای انجام مصاحبه می شد و از آنجایی که برای انجام مصاحبه مجبور به ضبط کردن صدای افراد بودیم مشکل بعدی این بود که افراد تمایلی برای ضبط شدن صدایشان نداشتند و خیلی با اکراه و وسواس زیاد به سوالات پاسخ می دادند .
مسأله ی بعد تعداد افراد بود که چون تعداد افراد زیاد بودند و باید به صورت جفت جفت بین والدین و فرزندان مصاحبه انجام می گرفت گاهی برای پیدا کردن وقت مناسب به طوری که هم فرزند و هم مادر در منزل باشند، دچار مشکل می شدم و چون که اکثر مصاحبه شوندگان شاغل بوده اند پیدا کردن وقت مناسب مشکل بود .
مسأله ی بعدی طی کردن مسیرهای طولانی برای انجام مصاحبه و وقت گیر بودن آن چه در مرحله ی مصاحبه چه در مرحله پیاده کردن مصاحبه ها و چه در مرحله ی مقایسه بین آنها بود. ولی در کل انجام مصاحبه در آخر هم برای افراد مصاحبه شونده و هم برای مصاحبه کننده جالب و مفید بود.
فصل سوم
پیشینه ی تحقیق
3-1تحقیقات انجام شده داخلی
سنجش دینداری جوانان و عوامل موثر بر آن (دانش آموزان سال سوم و پیش دانشگاهی).پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی
در این تحقیق براساس مدل گلاک و استارک ابعاد دین داری بررسی شده است. براساس نظریه ی آنها 4 بعد برای دین داری متصور شدیم: بعد اعتقادی، بعد تجربی، بعد پیامدی، و بعد مناسکی. نتایج این تحقیق نشان می دهد که میانگین دین داری جوانان در هر بعد متفاوت است و نشان دهنده ی قوی و یا ضعیف بودن ابعاد دین داری آنها است. میانگین بعد اعتقادی پاسخ گویان 70/4 می باشد که نسبت به ابعاد دیگر از میزان بالایی برخوردار است. در بعد تجربی میانگین دینداری جوانان9/3، در بعد پیامدی 08/3 ، و در بعد مناسکی 90/2 بوده است. بنابراین اگر با احتیاط علمی ( روش شناسانه) نتایج این پژوهش را بپذیریم مشاهده می شود که وضعیت دین داری جوانان بحرانی و اسفناک نیست. (ضعیف ترین بعد دینداری بعد مناسکی است که میانگین آن نزدیک به 3 است یعنی در حد متوسط.) با این حال، به نظر می رسد که احساس ناخشنودی و نگرانی بسیاری از مسئولین فرهنگی و متدینین از وضعیت اعتقادی و مذهبی جوانان بیشتر متکی بر برخی شیوه های رفتاری مغایر با ارزش ها و موازین اجتماعی و مذهبی ابراز شده از طرف جوانان باشد. در واقع بسیاری از افراد با مشاهده ی برخی رفتار های اجتماعی نابهنجار از طرف جوانان چگونگی اعتقاد و تعلقات مذهبی این گروه را استتنباط نموده و بر اساس آن وضعیت دینداری آنها را بحرانی و فاجعه آمیز تلقی می نمایند. در صورتی که وقتی نتیجه گیریها و استنباط های خود را در خصوص دین داری جوانان فقط براساس برخی رفتارهای آنان (مثل نحوه ی آرایش، الگو های لباس و ... ) بنا سازیم نه بر اساس اطلاعات و شواهدی که از پژوهش های تجربی بدست می آید تصویری نسبتا گمراه کننده از وضعیت دینداری جوانان به دست خواهیم آورد. شیوه های رفتاری جوانان هر چند نابهنجار باشد باز هم جانشین سنجش های مستقیم اعتقادات و تعلقات دینی نیست.
فرد گرایی و دین داری. عاطفه توکلی به راهنمایی دکتر آزاده. استاد مشاور : دکتر سید سراج زاده. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا، دانشکده علوم اجتماعی 1385.
فرد گرایی به عنوان مفهومی مدرن از شاخصه های اصلی مدرن شدن محسوب می شود و در مقابل جمع گرایی جامعه سنتی قرار می گیرد. در ارتباط میان فردگرایی – جمع گرایی و دینداری مشاهده می کنیم روحیه ی جمع گرایی با دینداری رابطه دارد؛ به این معنا که کسانی که جمع گراتر هستند دینداری بیشتری دارند. جمع گرایی با ابعاد مختلف اعتقادی تجربی پیامدی و مناسکی دین داری رابطه دارد. هر چه افراد جمع گراتر باشند به ابعاد مختلف دینی بیشتر ملتزم اند زیرا روحیه ی جمع گرایی پذیرش گروه فرمانبرداری و از خودگذشتگی را برای گروه مطلوب می داند و همواره بر پیروزی از هنجارهای گروه تاکید می کند.
"نظریه ی سکولار شدن"،تحقیقی است که سراج زاده بر روی جوانان دختروپسر 16و17سالهتهدانی در سال 1375 انجام داده است، حکایت از گرایش و علایق دینی بالا در افراد مورد مطالعه دارد.همچنین نشان می دهد، گرایشات دینی در میان نوجوانان طبقه ی اجتماعی پایین بیش از گرایشات دینی در نوجوانان طبقه ی اجتماعی بالاست.که درواقع رابطه ی معکوس میان طبقه و دینداری را اثبات نموده است.بدین معنی که گرایش طبقه ی اجتماعی پایین به دین است.در این تحقیق گرایش به ابعاد متعدد دینداری به تفکیک مورد بررسی قرار گرفته است(سراج زاده:1375).
"عوامل مؤثر بر نگرش های مذهبی"کار بعدی است که صباغ پور بر روی جمعیت نمونه ای از دانش آموزان تهرانی انجام داده است.وی در این تحقیق عوامل مؤثر برنگرش های دینی را، پایگاه اجتماعی، میزان استفاده از رسانه های گروهی رسمی و غیر رسمی، میزان پذیرش و رعایت ارزش های اجتماعی، ومیزان پایبندی به گروههای مرجع دانسته است(صباغ پور:1373).
"بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی اجتماعی بر نگرش دینی دانش جویان"تحقیق دیگری است از امراله کشاورز در حوزه ی جامعه شناسی دین. وی در کار خود نگرش دینی را به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته،وتاثیر متغیر های اجتماعی را بر آن مورد سنجش قرار داده است.نتیجه ی این تحقیق نیز نمایانگر رابطه ی معکوس میان پایگاه اقتصادی و نگرش دینی است(کشاورز:1379).
"بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی اجتماعی و جنسیت بر دینداری جوانان"تحقیقی است که توسط امیری بر روی دانشجویان دانشگاه شیراز در سال 1383،انجام شده، وسنجه های آن، با استفاده از تقسیم بندی گلاک و استارک از ابعاد دینداری صورت گرفته است.نتیجه ی تحقیق نشان می دهد بطور کلی زنان از میزان دینداری بیشتری نسبت به مردان برخوردارند.همچنین میان پایگاه اقتصادی اجتماعی جوانان و میزان دینداری آنان، رابطه ی معکوس وجود دارد(امیری:1383).
"بررسی میزان دین گرایی و ایمان دینی در بین دانشگاهیان"تحقیقی از مرجایی است، که نمونه ی خوبی از تحقیقات انجام شده در داخل است، پایه نظری پژوهش خویش از دینداری را،مبتنی بر تعاریف موجود متکلمین اسلامی از اعتقاد دینی وایمان، قرار داده است.این تحقیق در سال 1378دردانشگاههای تهران انجام پذیرفته است.نتایج این تحقیق بیانگر آن است که78%دانشجویان دانشگاههای دولتی و آزاد تهران به لحاظ اعتقادات دینی،یعنی رعایت شعایر و مناسک دینی که بر جنبه ی فردی دینداری دلالت دارد، در سطح متوسط به بالا ارزیابی شده است؛ ولی در بخش جهت گیری دینی تفاوت ها قابل توجه است؛ به طوری که جهت گیری سکولاریستی دانشجویاندر تعامل میان دین و سیاست حدود 36%،دین و دنیا 16%، دین وعلمای دین5/43%و تکثرگرایی دینی 6/48%بوده است(مرجایی:1378).
"بررسی تعریف عملیاتی دینداری در پژوهش های اجتماعی" مطالعه ی اسنادی دیگری است که در رابطه با تعاریف دین و دینداری، و همچنین روش های سنجش دینداری در تحقیقات انجام شده ی اجتماعی است، که اغلب با بهره مندی از تقسیم بندی های دین به ابعاد مختلف انجام شده است. نتیجه ی این مطالعه نشان می دهد تحقیقات دینداری در داخل جامه ی ایران، با استفاده از تعاریف و تقسیم بندیهای نظریه پردازان خارجی، لزوماً نیاز به تغییر و انطباق با ویژگی های جامه ی ایران دارد(سراج زاده:1380).
"سنجش دینداری جوانان" کار تحقیقی طالبان است که دینداری را در سه بعد:اعتقادات دینی،مناسک دینی و تعهد دینی یا اهمیت دین در زندگی،مورد سنجش قرار داده است.وی در یک نمونه گیری به طریق سهمیه ای از پنج منطقه ی تهران جمعیت نمونه ی خود را انتخاب نموده است.این محقق نیز دینداری نوجوانان بین 18-13 سال را به تفکیک ابهاد سه گانه ی دینداری مورد سنجش قرار داده است، ودر پایان یک شاخص، دینداری را به سه حالت ضعیف،متوسط و قوی تقسیم نموده، و چنین نتیجه گیری نموده است که 83 درصد جمعیت نمونه دارای دینداری قوی بوده اند(طالبان:1378).
"تأثیر دینداری بر نگرش سیاسی"تحقیقی است که دلبری بر روی دانشجویان انجام داده است، دینداری به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده، وتاثیر آن بر نگرش سیاسی سنجیده شده است. در ایت تحقیق از تقسیم بندی پنج بعدی گلاک واستارک برای سنجش دینداری دانشجویان دانشگاه شیراز استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد میتن میزان کل دینداری، مدت حضور در دانشگاه، سن، جنس ومحل سکونت دایمی افراد، با نگرش آنان نسبت به دموکراسی رابطه ی معناداری وجوددارد(دلبری:1383).
| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 72 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 118 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
2-2 طرح مسئله
3-1 روش تحقیق
4-1 فرضیات تحقیق
5-1 سوالات تحقیق
6-1 ساختار تحقیق
7-1 منابع تحقیق و محدودیتها
فصل دوم : ادبیات تحقیق
1-2 جغرافیای انسانی ایران
2-2 جغرافیای طبیعی ایران
3-2 جایگاه و ویژگیهای ژئو پولیتیکی ایران
4-2 کلیات جغرافیای سیاسی ایران
فصل سوم : یافته های تحقیق
1-3 تعاریف مختلف از مفهوم امنیت
2-3 ژئواکونومی، تعریف و واژه شناسی
3-3 قرن بیست و یکم و پدیده ای بنام ژئواکونومی
4-3 قابلیتها و برتریهای ژئواکونومی ایران
5-3 باز تعریف تعاملات نظام بین الملل بر مبنای ژئواکونومی
6-3 انرژی ابزار اعمال قدرت در قرن بیست و یکم
7-3 تحلیل ژئواکونومیک برخی از بحرانهای جهان معاصر
8-3 ژئواکونومی و تعامل آن با امنیت ملی ایران
9-3 حوزه کارکردی وسیع ژئواکونومی در معادلات سیاسی معاصر
فصل چهارم: ارزیابی و اثبات فرضیات
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات
1-5 جمع بندی
2-5 نتیجه گیری
3-5 پیشنهادات
4-5 فهرست منابع
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
انتخاب موضوع ژئواکونومی و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران از جنبه های گوناگونی قابل بررسی و تعمق می باشد.اما بدون شک یکی از دلایل آن تبیین و آشکار کردن زوایای پنهان نظام بین الملل و تعاملات اقتصادی آن در دوران حاضر و نیز نقش عوامل تاثیر گذار در حوزه های مختلف جغرافیایی می باشد. ارزیابی بسیاری از حرکات بین المللی و توجیه دیپلماتیک و ژئو پولیتیکی آنها بدون شناخت تغییرات قواعد بازی و ورود پارامتر ها و متغیر های جدید به این عرصه مانند اقتصاد و انرژی کاری بس دشوار و ممکن است تبعات منفی را متوجه منافع و امنیت ملی کشور ها نماید. اگر بتوانیم این متغیر ها را درک کرده و از آنها در جهت تبدیل تهدید ها به فرصت بهره بهنگام برده و زیر بنای گرایشات و اختلافات بین المللی را در یابیم شاید بتوان گفت به نقطه ی عطف و سرنوشت سازی رسیده ایم که امکان بهره وری بهینه از تمام مزایای ژئوپولتیک و منابع انرژی کشور خود در راستای رسیدن به اهداف امنیتی و پایدار را پیدا کرده ایم و ضمن شرکت فعالانه در روند تحولات جهانی نقش مثبت و منحصر بفرد خویش را ایفاء نماییم. این رساله نخست بدلیل وسعت حوزه ی موضوع و دوم کمبود منابع موجود در کشور نمی توانست خالی از اشکال باشد و نیست اما امید که در این قلمرو نو توانسته باشد روشنگری هرچند در مقیاس اندک و در حد توان کرده باشد . نکته آخر اینکه در نگارش این رساله بر توجه به عدم ورود به حوزه های موضوعی مشابه و جلوگیری از پراکندگی مطالب برای تلخیص و حصول نتیجه ی مشخص تاکید خاصی شده است.
در پایان لازم و فرض می دانم مراتب قدر شناسی و سپاس ویژه ی خود را به محضر استاد ارجمند جناب آقای دکتر عزت الله عزتی بخاطر راهنماییهای هوشمندانه و الهام بخش ایشان در کلیه مراحل تحقیق و تدوین و نگارش این پایان نامه ابراز دارم.
2-1 طرح مسئله:
ضرورت درک و شناخت مناسبات نظام جهانی بمنظور تامین منافع و امنیت ملی تبدیل به گفتمان غالب صاحبنظران و فعالان عرصه ی علم و دانش و سیاست در قرن حاضر شده است و در این میان استفاده از ژئواستراتژیهای اقتصادی برای رسیدن به اهداف سیاسی و نظامی و پیدایش ژئواکونومی در جهان معاصر و تاثیر و تاثر متقابل این پدیده بر روی منافع و امنیت ملی کشور ایران بعنوان یک کشور ویژه و ممتاز در عرصه ی ژئوپولیتیک و منابع انرژِی و به تبع آن ژئواکونومیک جهان ضرورتی انکار ناپذیر دارد بر این اساس ابتدا باید درک و شناخت و تحلیل علمی از علم ژئواکونومی بدست داده و سپس نقش و نوع استفاده از آن مورد بحث و تدقیق وافر قرار گیرد تا در تصمیم گیریهای منطقه ای و کلان جهانی و نظام بین الملل و مرز بندهای پنهان و آشکار و تصمیم سازی های این عرصه ی جدید حضور و نقش کشور ایران نه تنها نادیده انگاشته نشود بلکه با حضور فعالانه ضامن بقا و تامین منافع و امنیت کشور ایران شود.
3-1 روش تحقیق:
روش تحقیق در این رساله بصورت توصیفی – تحلیلی می باشد در این مدل کارکردی ابتدا چگونگی شکل گیری پدیده ها و روابط میان متغیر های اجزاء موضوع تحقیق و توصیف و تعریف جامع و مانع آنها مورد توجه قرار گرفته و سپس در یک فرآیند کلی روابط متقابل پدیده ها و تاثیر و تاثر آنها مورد بررسی قرار می گیرد لذا روش و چهارچوب عمده توصیفی و تحلیلی می باشد . البته فقدان و کمبود منابع برای گردآوری اطلاعات در چگونگی عملیاتی شدن این روش موثر اما سعی شده است با استفاده از فصلنامه ها و ماهنامه ها و رجوع به مقالات موجود در نشریه ها و سایت های مختلف این ضعف پوشانده شود.
4-1 فرضیات تحقیق:
● بنظر می رسد تامین امنیت ملی در دراز مدت بدون توجه به راهبرد ژئواکونومی دشوار است.
● بنظر می رسد در قرن بیست و یکم اهداف ژئواکونومی و راهبرد های آن جایگزین اهداف ژئواستراتژیک نظامی شده است.
● بنظر می رسد در عصر ژئواکونومی کشور ایران می تواند اهمیت و اثر بخشی خود را با توجه به توانهای بالقوه و پتانسیل بالای خود تداوم بخشد.
5-1 سئوالات تحقیق :
● چه ارتباطی بین ژئواکونومی و تامین منافع و امنیت ملی کشور ها وجود دارد ؟
● آیا پس از دوران جنگ سرد و پایان نظام دو قطبی دوران ژئواکونومی و توجه مسائل اقتصادی برای مقاصد سیاسی و نظامی آغاز شده است؟
● آیا کشور ایران مانند ادوار گذشته سیاسی و تاریخی و نظامی در دوران ژئواکونومی می تواند جایگاه خود را حفظ کرده یا بهبود و ارتقاء بخشد؟
6-1 ساختار تحقیق :
در این قسمت سعی شده است که با تبیین ژئواکونومی د رعصر حاضر به شناخت محدودیتها و تواناییها و تهدیدها و فرصت های عصر حاضر پرداخته شود و نقش موثر و کارآمد آن در عرصه بین الملل روشن شود و پس از ارتباط بین ژئواکونومی و امنیت و منافع ملی کشور ایران مورد بررسی قرار گیرد و در این میان آشکار شود آیا ایران در این دوره نیز مانند ادوار گذشته می تواند نقش آفرین بوده و با شناخت دقیق قواعد بازی بعنوان یک بازیگر مهم در این عرصه ظاهر شده و ضمن تامین و تضمین منافع حداکثری خود امنیت ملی پایدار خود را نیز تحقق بخشد و بعنوان یک بازیگر هوشنمد در این عرصه ظاهر شود و ...
در فصل اول ابتدا کلیات تحقیق یعنی مقدمه و هدف از تحقیق و حوزه موضوعی تحقیق بیان شده و سپس مسئله یا موضوعی که استنتاج آن مطلوب و مورد نظر است گفته شده و در قسمت بعدی روش تحقیق یعنی شیوه گردآوری و جستجوی اطلاعات در این راستا اشاره شده و پس از فرضیات تحقیق که این رساله در پی اثبات علمی آنهاست آورده شده است. در بخش بعدی با طرح سؤالات تحقیق فرضیات قبلی مورد نقد قرار گرفته و به چالش کشیده شده اند در قسمت ساختار تحقیق توضیح و نمایه یا شمای کلی و اجمالی ساختار و محتوای فصول پایان نامه ذکر شده و به منابع کلی بدون مشخصات دقیق آنها اشاره شده است.
در فصل دوم یعنی ادبیات حوزه موضوع تحقیق اطلاعات و داده هایی در مورد کشور ایران در جغرافیای انسانی و طبیعی از قبیل ترکیب قومی و جمعیتی و ساختمان سنی و جنسی و آب و هوا و مرز و موقعیت نسبی و خصوصی و ... که شناخت هر چه بیشتر ا زحوزه مورد تحقیق را بدست دهد ارائه شده است.
در فصل سوم : یافته های تحقیق ارائه شده است. ابتدا تعاریف واژگان کلیدی بحث و متغیرهای تحقیق بیان شده و سپس ارتباط و تعامل بین دو متغیر اصلی یعنی ژئواکونومی و امنیت ملی ایران مورد بحث قرار گرفته است. امنیت و مفهوم آن و ژئواکونومی و واژه شناسی و تعریف آن و بررسی تطور یا دگرگونی واژگانی مانند ژئواستراتژی و ژئوپولیتیک و پیدایش ژئواکونومی بررسی شده و سپس قابلیتها و برتریهای ژئواکونومیکی ایران بیان شده و بعد از نمای کلی از تعاملات بین المللی بر اساس ژئواکونومی و تاثیر انرژِی در این دوره و زیر بنای ژئو اکونومیکی برخی از بحرانهای جهان معاصر و پس از آن ارتباط و تعامل ژئواکونومی با امنیت ملی کشور ایران مورد بحث قرار گرفته و به تناوب آن حوزه کارکردی و حوزه نفوذ وسیع ژئواکونومی در دنیای پر تنش کنونی مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است.
در فصل چهارم در مبحث ارزیابی و اثبات فرضیات سعی شده است با روشی صرفاً علمی و بر مبنای توصیفی – تحلیلی ارتباط بین مطالب فصل سوم یعنی یافته های تحقیق در جهت ردّ یا اثبات فرضیات فصل اول رساله بدون پیش داوری و پیش فرض منحصراً بر اساس مطالب ذکر شده در فصل سوم مورد استناد یا اثبات گردد و انصاف علمی یا بیطرفی در آن مورد توجه اکید واقع شود.
در فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات تلاش نگارنده بر آن بوده که با توجه به مطالب فصل چهارم ( که آن نیز ملهم از فصل سوم و فصول قبلی می باشد) و اثبات فرضیه ها در جهت کاربردی شدن تحقیق و پایان نامه پیشنهادات عملی و ملموس و عینی در جهت تحقق این امر ارائه دهد و جمع بندی و نتیجه گیری از کل تحقیق و رساله را با رعایت مطالب و ساختار تحقیق و بطور جامع بیان نماید و در پایان نیز منابع مورد استفاده در تحقیق بیان شده است.
7-1 منابع تحقیق و محدودیتها:
موضوع تازه و قلمرو نو و جدید موضوع تحقیق طبعاً و تحقیقاً باعث کمبود منابع نوشتاری و کتابخانه ای در کشور ما می باشد در جهت جبران این نقیصه و معضل در این رساله سعی شده است از فصلنامه ها و ماهنامه های مرتبط با موضوع تحقیق و مقالات چاپ شده در آنها یا سایت های مربوطه استفاده شود و از منابع نوشتاری و کتابخانه ای موجود استفاده بهینه بعمل آید.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
1-2 جغرافیای انسانی ایران :
در ظرف 170 سال گذشته جمعیت سیاره زمین از چیزی حدود یک میلیارد نفر در سال 1830 به دو میلیارد نفر در سال 1930 و به چهار میلیارد نفر در سال 1975 و 5 میلیارد نفر در سال 1987 و بیش از 6 میلیارد نفر در سال 2000 رسیده است.
در 70 سال اخیر جمعیت ایران چند برابر شده و طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 جمعیت ایران بالغ بر 60.055.488 نفر بوده که از این تعداد 61.3 درصد را جمعیت شهرنشین و 38.35 درصد روستایی و 0.35 عشایری تشکیل می دهد. میزان رشد مطلق جمعیت در کشور در سال 1365 به 9/3 درصد رسید که جزء نرخ رشد های بسیار بالا بود اما با اقدامات برنامه ریزان کشور و اتخاذ سیاستهای جمعیتی و آگاهی مردم در حال حاضر به 5/1 درصد کاهش یافته است .
( سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 40:1375)
هرم سنی جمعیت ایران مانند سایر کشورهای در حال توسعه هرمی با قاعده پهن می باشد که نشانگر موالید یا رشد جمعیت بالاست. ساخت سنی کشور ایران جوان است بطوری که در همه سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن درصد جمعیت کمتر از 15 سال ایران بیش از 42٪ درصد بوده است در صورتی که جمعیت کهنسال کشور بین ٪5-4٪ می باشد.
توزیع جمعیت در ایران بسیار نا همگون است و تراکم جمعیت در کشور ایران نامتعادل است و به 37 نفر در هر کیلومتر مربع می رسد. عواملی مانند ریزش های جوی و دسترسی به منابع آب و آب و هوا و نوع خاک و نیز عوامل انسانی مانند مرکزیت سیاسی و امکانات زیرساختی نظیر راهها و استقرار صنایع و قطب های صنعتی در چگونگی توزیع و تراکم جمعیت در کشور ایران مؤثر بوده است. مهاجرت از روستاها به شهرها بیشترین و پر حجم ترین نوع مهاجرت در دهه های اخیر بوده است بطوریکه در سال 1300 فقط 20٪ درصد جمعیت ایران را شهرنشین تشکیل می داد که این میزان در سال 1375 به 3/61 درصد رسیده است.
(مرکز آمار ایران)
در سال 1335 از جمعیت بالای 6 سال کشور تنها 4/15 درصد باسواد بوده اند که این نسبت در سال 1375 به 5/79 درصد افزایش یافته است و میزان باسوادی در طی 40 سال 5 برابر گردیده است و میزان باسوادی در مردان همواره بیشتر از زنان و در شهرها بیشتر از روستاها بوده است.
(حافظ نیا، 1381: 130)
ترکیب دینی جمعیت ایران حاکی از آن است که در سال 1375 میزان و درصد مسلمانان 58/99 درصد از کل جمعیت را شامل شده و در دوره های بعدی بترتیب مسیحیان و زرتشیان و یهودیان و سایر ادیان با درصدهای ناچیزی قرار دارند.
(حافظ نیا، 1381: 132)
علاوه بر زندگی شهری و روستایی زندگی عشایری نیز در کشور ایران وجود دارد که وجود دو رشته کوه البرز و زاگرس و دامنه های آنها شرایط مساعدی را برای کوچ نشینی و دامپروری آنها فراهم کرده است. اقتصاد در عشایر متکی به دام بوده و سه ایل پر جمعیت کشور یعنی بختیاری و قشقایی و ایل سون (شاهسون) در اقتصاد کشور نقش مهمی دارند که البته با تحولات اجتماعی و سختی این نوع زندگی تعداد کوچ نشینان عشایر در سالیان اخیر رو به کاهش بوده و عشایر به شیوه زندگی یکجانشینی تمایل پیدا کرده اند.
2-2 جغرافیای طبیعی ایران:
کشور ایران در جنوب منطقه معتدل نیمکره شمالی و در منطقه خاورمیانه در قاره آسیا واقع شده و به خط استواء نزدیک می باشد مدار 25 درجه شمالی از جنوب کشورمان و مدار 39 درجه شمالی از شمال آن می گذرد.نصف النهارهای 44 و 63 درجه شرقی نیز به ترتیب در غرب و شرق آن قرار دارند و وسعت کشور ایران حدود 1648195 کیلومتر مربع است.
(علایی طالقانی،1382: 5)
فلات ایران و سرزمین ایران از نظر هندسی بصورت یک چهار ضلعی نسبتاً منظم و تقریباً شبیه لوزی مایل می باشد حداکثر طول آن از شمالغربی به جنوبشرقی یعنی به خط مستقیم از پای آرارات (مرز بازرگان) تا خلیج گواتر (مرز پاکستان) حدود 2250 کیلومتر و حداکثر پهنای آن در جهت شمالشرقی – جنوبغربی یعنی از سرخس (مرز پاکستان) تا دهانه اروندرود (آبادان) حدود 1400 کیلومتر می باشد . میانگین طول و عرض آن نیز در امتداد نصف النهار 54 درجه شرقی و مدار 32 درجه شمالی تقریباً برابر و در حدود 1225 کیلوتر است.
(علایی طالقانی،1382: 5)
سرزمین ایران در مجموع سرزمین نسبتاً بلند و ناهمواری است که در مفهوم پیکرشناسی فلات نام دارد فلات ایران با مساحت حدود 5/2 میلیون کیلومتر مربع علاوه بر محدوده سیاسی ایران قسمتهایی از کشورهای افغانستان و پاکستان را هم شامل می شود.
فلات ایران تحت تأثیر مراحل مختلف چین خوردگی آلپی در ادوار زمین شناسی بتدریج شکل گرفته و سرانجام به دنبال عملکرد آخرین مرحله کوهزایی آلپی در پلیو- کواترنر استقلال خود را به دست آورده است . حاشیه خارجی آنرا دریاها و سرزمین های پست و همواری مانند دره رودکورا، دریای خزر و دشت ترکمنستان در شمال، خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، جلگه سند و پنجاب در مشرق در بر گرفته و بدین ترتیب استقلال جغرافیایی آن کاملاً متمایز شده است.
فلات ایران را حصارهای کوهستانی بلند از هر طرف فرا گرفته اند. حصارهای کوهستانی به گونه ای در حاشیه فلات امتداد یافته اند که اگر با خطوط مستقیم آنها را بهم وصل کنیم تقریباً شکل مثلث پدید می آید. قاعده مثلث در کشورهای پاکستان و افغانستان بوسیله رشته کوههای سلیمان با امتداد جنوبی- شمالی محدود شده است. سد عظیم کوهستانی البرز همراه با رشته کوههای کوهستانی خراسان و آذربایجان در ضلع شمالی آن کشیده شده اند و از جهات جنوبی و جنوبغربی نیز رشته کوههای مکران و زاگرس بعنوان ضلع دیگر مثلث آن را احاطه کرده اند. در مورد زاگرس و دیوار جنوبی فلات گر چه ارتفاع آنها در مجموع به ارتفاع کوههای البرز نمی رسد لیکن برخی از آنها ارتفاعی بیش از 4000 متر دارد.
این کوهستانها از لحاظ زیست محیطی و آب و هوایی دو اثر متضاد در محیط طبیعی ایران بر جای گذاشته اند از یک سو اثرات خشکی ناشی از پر فشار جنب حاره ای را در قلمروهای خشکی تعدیل کرده و با تغییر در عناصر آبی و حرارتی موجبات تنوع آب و هوایی در ایران را فراهم نموده اند و از سوی دیگر با جلوگیری از نفوذ رطوبت، خشکی نیز در ناحیه داخلی را شدت بخشیده اند. از لحاظ ژئومورفولوژِی نیز حصارهای کوهستانی ، محیط شکل زایی در سرزمین ایران را پر انرژی ساخته و در نتیجه به قدرت فرآیندهای فرسایشی در این سرزمین افزوده اند از این رو به جرأت می توان گفت که سرزمین ایران یکی از متنوع ترین سرزمین ها از لحاظ ویژگیهای جغرافیای طبیعی به ویژه اشکال ناهمواریهای حاصل از فرسایش می باشد. حصارهای کوهستانی حاشیه، واحد جغرافیای مشخص و مستقلی در بخش داخلی این سرزمین بوجود آورده اند که از آن بنام فلات داخلی یاد می شود. فلات داخل ایران از نظر زمین شناسی و زمین ساختی ( تکتونیک) از تعداد زیادی چاه های مستقل و نیمه مستقل تشکیل شده است که بوسیله رشته کوههای منفرد از هم جدا شده اند. چاله های داخلی یا رسوبهای حاصل از فرسایش کوههای اطراف را در خود جای می دهند یا به عنوان حوضه انتهایی رود های فصلی و اتفاقی عمل می کنند.
ارتفاع میانگین تمامی کشور حدود 1250 متر و ارتفاع میانگین فلات داخلی نزدیک به 900 متر است. ارتفاع متوسط فلات داخلی از شمالغربی بطرف جنوبشرقی بتدریج کاهش می یابد بواقع فلات داخلی به مانند یک میز مایل می باشد که در قسمت شمالغربی بالا آمده و در قسمت جنوبشرقی فرو نشسته است.
(جداری عیوضی، 1374)
پراکندگی خاکها و حیات زیست مانند پوشش گیاهی و زندگی جانوری و همین طور پراکندگی حیات انسانی در ایران بشدت تحت تاثیر پراکندگی کوهها و وزش بادهای مرطوب می باشد. تنها جای ایران که از خاک عمیق و حاصلخیز و جنگل انبوه پوشیده شده و به اصطلاح یک منطقه ی فعال زیستی (بیوستازی[1]) را تشکیل داده است دامنه های شمالی البرز و شرقی تالش و زمینهای واقع بین این کوهها تا ساحل خزر می باشد. از نظر حیات انسانی هیچ کجای جلگه خزر خالی از جمعیت نیست این ناحیه با آنکه 27/1 مساحت کشور را در بر می گیرد حدود 9/1 جمعیت آنرا د رخود جای داده است و تقریباً در تمام طول سال از رطوبت دائمی و دمای ملایم با نوسان کم روزانه و سالانه برخوردار است. همین عوامل موجب پیدایش خاک زراعتی سرشار از مواد آلی و پوشش گیاهی پیوسته و ممتد و مشتمل بر جنگلهای انبوه ، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناور در این ناحیه شده است.
بغیر از ناحیه ی خزری در بخش اعظم سرزمین ایران ناهماهنگی شرایط زیستی (رگسسیتازی[2]) حکمفرماست و اثر مستقیم تخریب فیزیکی و تولید رسوبهای تخریبی و در نتیجه عدم پیدایش خاک مناسب و پوشش گیاهی انبوه ، از مشخصات آن بشمار می آید.
( علایی طالقانی ، 12:1382)
بدلیل نقش بادهای غربی در تامین رطوبت ایران و اثر ارتفاع در تغییر عناصر آب و هوایی از مغرب و شمالغربی به مشرق و جنوبشرقی ، ناهماهنگی شرایط زیستی شدت می یابد.
بطوریکه به استثنای سواحل دریاهای جنوبی و مناطق کوهپایه ای ، حیات زیست در ناحیه داخلی با دو مساله مهم « سختی[3]» « بی ثباتی[4]» محیط زیست مواجه می باشند.
سختی محیط زیست در ناحیه داخلی ایران تنها ناشی از سرمای حاکم بر کوهستانهای بلند آن نیست بلکه در موارد زیادی گرمای سوزان به خاطر خشکی هوا و شدت تابش به مراتب بیش از سرماهای غیر قابل تحمل زیست را برای حیات زیست سخت کرده است.( بیابانهای مرکزی)
در کنار این شرایط سخت محیطی ، بی ثباتی محیط زیست نیز مزید بر علت شده است. نوسان شدید درجه حرارت به کمبود رطوبت و همچنین کمبود با زندگی بخصوص تغییر پذیری زیاد آن از سالی به سال دیگر ، شرایط زیست را در مقیاس وسیعی برای حیات زنده سخت و ناپایدار کرده است و گاهی مشارکت توأم این دو عامل ( سختی و بی ثباتی ) سرزمینی بوجود آورده که حیات در آن معنی و مفهوم پیدا نکرده است( لوت مرکزی).
علاوه بر سختی و بی ثباتی ، دو عامل فراوانی نهشته های تخریبی و تبخیری و هم چنین وزش بادهای مداوم و تند نیز از مسائل و مشکلات محیط طبیعی داخلی ایران محسوب می شوند. بیشتر نهشته های دوران سوم ایران را رسوبهای تخریبی و تبخیری تشکیل داده اند و فراوانی لایه های ضخیم گچ و نمک باعث شده تا با شستشوی آنها و رسوبگذاری در مناطق گود و فرو افتاده کفه های نمک یا کویر پدید آیند. به علاوه از لایه های رسی ، مارنی این نهشته ها با دخالت عوامل مختلف تخریبی ، مواد ریز دانه فراوانی تولید می شوند که به آسانی قابل حمل توسط آب و باد می باشند. این مواد توسط جریان سیلابها به حوضه های انتهایی کشانده شده و سپس با دخالت باد در تشکیل تپه های ماسه ای شرکت می یابند. این ویژگیها چهره ی زمین در ناحیه داخلی ایران را بصورت بیابان درآورده که دخالت عوامل جانبی مانند انهدام پوشش گیاهی سبب گسترش روز افزون آن شده است. بیابانهای داخلی حدود 34 میلیون هکتار از سطح کشور را پوشانده اند.از این مقدار حدود 5/3 میلیون هکتار آنرا تپه های ماسه ای و بخش قابل توجهی را نیز کویر و شوره زار تشکیل داده است.
در چنین محیطی ، شرایط زیستی نسبتاً فعال و در عین حال بسیار حساس را در ارتباط با شیب زمین و حضور منابع آب زیر زمینی و وجود خاک و وزش بادهای مرطوب به صورت موضعی در مجاورت بیابانها و کوهپایه ها می توان مشاهده کرد.
حیات انسانی هم در قالب شهر ها و روستاها تنها به صورت واحه هایی پدیدار شده اند که بیشتر حاصل سخت کوشی ساکنان آن می باشد.
یکی دیگر از مناطق نسبتاً مساعد زیست محیطی ناحیه کوهستانی جنوبغربی و مغرب کشور ( زاگرس ) است. در اینجا صرفنظر از سراشیب های تند و جاهای سنگلاخ ، هرجا امتداد کوهها در مقابل ورزش بادهای مرطوب غربی و مدیترانه ای قرار گرفته اند ، از ریزش نسبتاً مناسب بارش برخوردار شد ، ( بین 400 تا 1000 میلی متر ) و در آنها جنگل پدید آمده است. جنگلهای زاگرس عموماً از درختان بلوط تشکیل شده و در اکثر جاها تنک هستند ولی خاک زمینهای آن از نوع قهوه ای استپی است و زمینهای مرتعی تقریباً مناسب بوجود آورده اند.وسعت جنگلهای زاگرس حدود 75/4 میلیون هکتار بر آورد شده است.
(علایی طالقانی ، 13:1382)
بی مبالاتی بشر در بهره داری غیر اصولی و غیر منطقی از این جنگلها شرایط زیستی و تعادل محیطی این ناحیه را به مرز بحرانی کشیده است . در ناحیه خوزستان نیز در اثر آبرفت گذاری رودهای کارون ، کرخه ، دز و ... خاکهای آبرفتی حاصلخیزی پدید آمده است. لیکن شرایط آب و هوایی از تشکیل یک پوشش جنگلی انبوه در این ناحیه جلوگیری کرده است و بطور کلی در ناحیه ساحلی جنوب کشور نیز حاکمیت با شرایط بیابانی است اما آنچه این ناحیه را از بیابانهای داخلی متمایز ساخته رطوبت موجود در هوا و رطوبت فیزیکی خاک است. از این رو در امتداد سواحل خلیج فارس و دریای عمان گاهی می توان به پوشش گیاهی جنگلی نیز دست یافت با این حال خاک منطقه بویژه خاکهای جلگه خوزستان به دلیل بافت ریز و عدم چسبندگی لازم ، حساس بوده و با کمترین بی توجهی دستخوش فرسایش خواهند شد.
بررسی وضعیت مرزهای ایران در ادوار گذشته نشان می دهد که مرزهای دولت در آن زمان از نوع سرحدی و منطقه ی مرزی بوده است و مرز سیاسی در ایران دارای ریشه ی مدنی و انعکاس وضعیت فکری و حقوقی و اداری مردم یکجا نشین بوده است و در واقع باید گفت : « مرز ویترین یک کشور است » ( هر نوع تحولی ابتدا در مرز رخ می دهد ، دکتر عزتی ، همایش ژئوپولیتیک و مرز ، تهران : تیرماه 1386)
در تاریخ ایران بدلیل وجود حکومتها و دولتهای متعدد با سطوح مختلف قدرت ما شاهد انواع قلمروها و حریم ها ، پیشرویها و عقب نشینیهای جغرافیایی هستیم. در دوره ی حکومت ایلام ( عیلام ) در هزاره ی دوم قبل از میلاد مرزهای سیاسی ایران از غرب به رودخانه دجله ، از جنوب به کرانه های خلیج فارس و بوشهر ، از شمال به همدان و از شرق به کوههای بختیاری و لرستان محدود می شد و محدوده ی مرزی آن به طول حدوداً 2 هزار کیلومتر بود.
( اطلس تاریخی ایران )
در دوره ی مادها ( 708 – 550 ق.م) مرزهای سیاسی از غرب به رود فرات و آسیای صغیر ، از جنوب به کرانه های خلیج فارس و دریای عمان ، از شمال به جیحون ، دریای خزر و قفقاز و از شرق به هند محدود می شد و طول مرزهای آن در دوره ی اوج خود به حدود 12 هزار و 675 کیلومتر می رسید. در دوره ی هخامنشیان (550-320 ق.م) مرزهای سیاسی ایران به وسیعترین حد خود در تاریخ ایران رسید بطوری که بخشهایی از سه قاره ی آسیا ، آفریقا و اروپا را در بر می گرفت و طول مرزهای آن به حدود 25 هزار کیلومتر می رسید. قلمرو هخامنشیان از شرق به پامیر و انتهای شرقی فلات ایران و جلگه سند و پنجاب ، از شمال به شرق سیحون و آرال، دریای خزر ، ماورای قفقاز تا دریاهای سیاه و آدریاتیک ، از غرب به لیبی ، سودان و تنگه عدن و از جنوب به شبه جزیره ی عربستان و سواحل جنوبی خلیج فارس و دریای عمان محدود و منتهی می شد.
( حافظ نیا ، 302:1381)
در دوره ی سلوکیه (320-250 ق .م) مرزهای ایران محدودتر شد و طول آن به حدود 19 هزار کیلومتر رسید که شامل قلمرو دوره ی هخامنشی و فلات آناتولی و شبه جزیره ی بالکان بود. در دوره ی اشکانیان (250 ق. م- 226 م ) مرزهای سیاسی از غرب به رود فرات و بین النهرین ، از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان ، از شرق به رود سند و پنجاب و از شمال به ماوراءالنهر ( تا سیحون) ، دریای خزر و قفقاز محدود می شد. در این دوره مرزهای سیاسی ایران با مرزهای طبیعی مطابقت داشت.
در دوره ی ساسانیان (226-652 م) مرزهای سیاسی از غرب به بین النهرین و رود فرات ، از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان ، از شرق به رود سند پنجاب ، از شمال به ماوراءالنهر ( تا جیحون ) ، دریای خزر و قفقاز محدود می شد. در این دوره نیز مرزهای سیاسی منطبق بر مرزهای طبیعی بود.
پس از ظهور اسلام و تصرف ایران به دست مسلمانان انسجام سیاسی – تاریخی فلات ایران درهم ریخت و ایران بصورت قلمرو تابع دولت اسلامی که مرکزیت آن در شبه جزیره ی عربستان و ساحل مدیترانه قرار داشت، درآمد. در این دوره به مدت حدود دو قرن ایران ، مرزهای سیاسی شفافی نداشت و دولتها و حکومتهای محلی و منطقه ای مستقل یا تحت الحمایه خلیفه برای خود مرزهای خاص تعیین کردند.
اولین حکومت فراگیر ( نسبتاً ) بعد از اسلام سامانیان ( 279-389 ه. ق) بوداین دولت مرزهای خود را از شمال به ماوراء النهر ، خراسان ، طبرستان ، از شرق به افغانستان و سیستان ، از غرب به ری و قزوین و از جنوب به کویر مرکزی ایران گسترش داد.
غزنویان (451-582 هـ.ق) یک حکومت فراگیرتر بود که مرزهای خود را از شمال به ماوراءالنهر خوارزم و دریای خزر ؛ از غرب به ری ، همدان و اصفهان ، از شرق به افغانستان ، سند و پنجاب و از جنوب تا بلوچستان و دریای عمان گسترش داد.
سلجوقیان (429-590 هـ.ق ) مرزهای سیاسی خود را گسترش دادند و از شمال به ماوراءالنهر (سیحون ) خوارزم ، خزر و قفقاز و دریای سیاه ، از جنوب به قهستان و خلیج فارس؛ از شرق به هرات و سیستان و از غرب به بین النهرین ، بغداد ، انطاکیه و آناتولی رساندند. خوارزمشاهیان (490-616 هـ.ق) مرزهای سیاسی خود را تا ماوراء فلات ایران ، ماوراءالنهر ، خوارزم ، و بخشی از افغانستان و سند و پنجاب رساندند. پس از این تاریخ بدلیل دو تهاجم بنیان کن از سمت آسیای مرکزی یعنی مغولان و تیموریان کشور به مدت حدوداً 3 قرن دچار هرج و مرج و تحت حکومت و استیلای بیگانه بود و مرزهای سیاسی یکپارچه و شفافی نداشت. در این دوره ابتدا ایلخانان و سپس تیموریان مرزهای خود را در برخی مناطق تثبیت کردند.
با ظهور دولت صفویه (907-1148 هـ.ق) مرزهای ایران به یکپارچگی جغرافیایی دست یافته ولی همواره از سوی قدرتهای پیرامونی یعنی روسیه ، عثمانی ، پرتغال ، ازبکها تهدید می شد و در مواضع مختلف گاهی پسروی و زمانی در حال پیشروی بود. در اوج این دوره مرزهای سیاسی حریمی به طول تقریبی 14 هزار 500 کیلومتر را در بر می گرفت که از شمال به آسیای مرکزی و دریای خزر و قفقاز و از جنوب به دریای عمان و کشور عمان و بحرین ، از شرق به تمامی افغانستان و سیستان و از غرب به بین النهرین و قسمتی از آسیای صغیر منتهی می شد.
(اطلس تاریخی ایران)
در دوره ی افشاریه ( 1148-1210 ه.ق) محدوده ی مرزهای ایران بویژه در زمان نادر شاه به حدود 18 هزار و 250 کیلومتر می رسید که از شمال به خوارزم ، دریای خزر و قفقاز ، از جنوب به دریای عمان ، ساحل جنوبی خلیج فارس و بحرین ، از شرق به کشمیر و پنجاب تا دهلی و از غرب به رود فرات و آذربایجان کشیده می شد.
در دوره زندیه (1172-1209 هـ.ق) نیز محدوده ی مرزی ایران دچار انقباض و پسرفت شد و طول مرزها به حدود 6 هزار 900 کیلومتر رسید که از شمال به دریای خزر و آذربایجان ، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس ، از شرق تا خراسان و از غرب تا فرات کشیده می شد.
در دوره ی قاجاریه (1210-1344 ه.ق ) مرزهای ایران دگرگونیهای شدیدی یافت. در این دوره دو مرحله ی متمایز از حیث گسترش محدوده های مرزی ایران وجود دارد: مرحله ی اول که به دوران آغا محمد خان موسس این سلسله مربوط می شود مرحله ی انبساط مرزها است . در این مرحله محدوده ی مرزی ایران به حدود 11 هزار کیلومتر رسید که از شمال به بخارا ، خوارزم ، دریای خزر ، قفقاز و گرجستان ، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس ، از شرق به شبه قاره ی هند، از غرب به خوزستان و آذربایجان محدود می شد.
در مرحله ی دوم که همزمان با پایان عمر این سلسله بود مرزهای ایران دچار انقباض شد و مرتباً بخشهایی از خاک ایران در شمال و شرق از آن جدا شد تا جایی که قلمرو آن بر مرزهای کنونی منطبق شد. مرزهای کنونی کشور ایران در دوره های پهلوی و بعد از آن همچنان ثابت مانده و از حالت سر حدی و منطقه ی مرزی به خطوط مرزی دقیق و تعریف شده با مختصات جغرافیایی و قراردادها و پروتکل های مرزی تغییر یافته و به شکل مرزهای رسمی بین المللی در آمده است.
درباره طول مرزهای ایران اقوال متعددی وجود دارد و محاسبات انجام شده درباره ی محیط ایران که در واقع بیانگر طول مرزهای ایران است تفاوتهای چشمگیری با هم دارند و این امر لزوم محاسبه جدید بر اساس پیشرفته ترین تکنیکهای محاسباتی را اثبات می کند کتب جغرافیای نظامی ایران طول مرزهای ایران را 7 هزار و 704 کیلومتر می داند ( عزتی ، 18:1366)
اما بعضی دیگر طول مرزها را تا 8 هزار و 731 کیلومتر دانسته اند (جعفری ، 3:1374) بطور کلی مرزهای شمالی ایران جمعاً به طول 2670 کیلومتر که شامل مرز با قفقاز و ترکمنستان بوده و مرزهای شرقی ایران جمعاً به طول 1923 کیلومتر که شامل مرز با دو کشور افغانستان و پاکستان و نیز مرزهای جنوبی (آبی) ایران به طول 2043 کیلومتر که شامل کرانه های ایران از خلیج گواتر تا بندر عباس در دریای عمان بطول 1259 کیلومتر می باشد.
مرزهای غربی ایران جمعاً بطول 2095 کیلومتر می باشد که شامل مرز با ترکیه و عراق است. به بیان دیگر حدود 31% از مرزهای ایران مربوط به کرانه های دریایی در خلیج فارس و دریای عمان و دریای مازندران است و حدود 9/20 درصد مربوط به مرزهای رودخانه ای ایران با همسایگان و حدود 1/47 درصد را مرز های خشکی با همسایگان و 1% هم مربوط به مرزهای دریاچه ای و باتلاقی با کشورهای مجاور را تشکیل می دهد.
3-2 جایگاه و ویژگیهای ژئوپولیتیکی ایران :
عواملی که در ژئوپولیتیک موثرند به دو دسته کلی « عوامل ثابت » و « عوامل متغیر تقسیم بندی می شوند. در بررسی جایگاه و ویژگیهای خاص کشور ایران در این مبحث هر دو دسته عوامل یاد شده لحاظ شده اند. موقعیت گذرگاهی ایران اهمیتی مضاعف به آن داده و در کنار تنگه های مهم هم از لحاظ نظامی و هم از لحاظ اقتصادی قرار گرفته است. کشور ایران دارای 3 ویژگی و امتیاز موقعیتی است : اولاً این کشور متصل به موقعیت برّی اوراسیاست ثانیاً به سبب دارا بودن سواحل طولانی در خلیج فارس و دریای عمان از موقعیت بحری برخوردار است ثالثاً به لحاظ در اختیار داشتن تنگه استراتژیک هرمز حدود 65% درصد ذخایر شناخته شده ی نفت جهان در حوزه خلیج فارس قرار دارد و بیش از 60% درصد نفت منطقه ی خلیج فارس از تنگه هرمز صادر می شود. اهمیت هرمز دلایل اقتصادی و بازرگانی نیز دارد.
(اطاعت ، جواد ، 38:1376)
از حیث نظامی نیز اتصال کشورهای حاشیه ای خلیج فارس به دریای عمان و اقیانوس هند باعث شده که این حوزه به صورت یک منطقه عملیاتی در سیاستهای نظامی مورد توجه قرار گیرد.
(عزتی ، عزت الله ،144:1366)
جایگاه ایران در این منطقه و نقش ارتباطی آن دراستراتژیهای برّی و بحری از مهمترین عواملی است که اقدامات سیاسی و نظامی آن را نسبت به همسایگان و قدرتهای جهانی تحت تاثیر قرار می دهد. این موقعیت به مثابه ی پلی بین خاورمیانه و جنوب و غرب آسیا و بین روسیه و خلیج فارس و هم چنین بوسیله تنگه ی هرمز بین روسیه و خلیج فارس و دریای عمان و دریای عمان و دریای عرب برقرار می کند.
کشور ایران با وسعت قابل ملاحظه خود و وسعت قلمرو یک کشور تاثیر گذار در منطقه می باشد و در معادلات امنیتی منطقه به لحاظ وسعت ارضی و برخوردار بودن از سواحل طولانی در خلیج فارس نقش مهمی بر عهده دارد به گونه ای که امریکا در دهه ی هفتاد میلادی نقش فعالی را در منطقه برای کشور ایران تعریف نمود یا در حال حاضر نیز بدلیل اهمیت ایران بارها به حضور موثر ایران در برنامه های امنیتی و معادلات سیاسی برای دسترسی به امنیت پایدار در منطقه اعتراف و اذعان کرده است. شکل کشور ایران نیز تقریباً چهار ضلعی نامنظمی است که باعث یکپارچگی و پیوستگی این سرزمین شده است (بجز جزایر ایرانی خلیج فارس ) و چگونگی قرار گرفتن جزایر ایرانی در خلیج فارس موقعیت برتری را از لحاظ سیاسی به ایران داده است.
یکی از مهمترین عوامل ژئو پولیتیک انسان است جمعیت ایران رشد بالایی داشته و هرگاه افراد بین سنین 20 تا 65 سال بیش از 35 درصد کل جمعیت یک کشور را تشکیل دهند چنین سرزمینی از بهترین و مطلوبترین عوامل ژئوپولیتیک برای حفظ امنیت و ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی برخوردار است و از این عامل به عنوان پشتوانه ی استراتژی نام برده شده است. که بنظر می رسد در حال حاضر تا حدودی به این الگو نزدیک شده است.
در کشور ایران منابع نفت و گاز عظیمی وجود دارد. در حوزه ی خلیج فارس ایران اولین کشوری بود که در مسجد سلیمان نفت را کشف و استخراج کرد. ایران در منطقه ای از جهان واقع شده که بیش از 65% درصد ذخایر نفت جهان در آن وجود دارد. از طرفی کشور ایران حدوداً 15% درصد ذخایر نفت خلیج فارس و حدوداً 50% درصد گاز خلیج فارس را در اختیار دارد.
از نظر منابع غذایی نیز کشور ایران امکانات بالقوه ی مناسبی را در اختیار دارد و منابع آب فراوان و رودهای پر آب موقعیت برتری را نسبت به سایر کشورهای منطقه جنوبغربی آسیا ایجاد کرده است که با استفاده بهینه می توان انرژی برق و آب آشامیدنی کشورهای همسایه مخصوصاً کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس را تامین کرد.
در دوران معاصر در قلمرو جغرافیایی ایران دگرگونیهای سیاسی عمده ای رخ داده است که هر یک بنوبه ی خود ژئوپوتیلیک این کشور را تحت تاثیر قرار داده است. در این زمینه می توان از نهضت مشروطیت ، کودتای سوم اسفند ، جریان ملی شدن صنعت نفت و رخداد انقلاب نامبرد که هر یک از آنها منطقه ی خلیج فارس و خاورمیانه را با تحولات ژئوپولیتیکی مواجه کرد. در دوران مختلف تاریخی نیز علائق ژئو پولیتیک قدرتهای جهانی به کشور ایران دستخوش تغییر و تحول شده است اماهیچگاه فروکش نکرده است. چنانکه ایران در دوره ی قبل از جنگ جهانی اول نقش حائل بین قدرتهای روسیه و انگلستان را بعهده داشت و بعد از فروپاشی امپراطوری تزاری در روسیه و وقوع انقلاب بلشویکی با اتخاذ سیاست سد نفوذ انگلستان سعی کرد از نفوذ همسایه شمالی ایران به مناطق دیگر و توسعه طلبی آنها جلوگیری کند اما با عملی نشدن قرار داد 1919 انگلستان با طرح و اجرای کودتای سوم اسفند و تلاش برای برقراری یک حکومت مقتدر مرکزی راه بر نفوذ روسیه ببندد و در دوران جنگ جهانی دوم ایران به اشغال کشورهای متفق درآمد تا ایران تبدیل به کانال ارتباطی استراتژیهای بحری و برّی شود. در دوران نظام دو قطبی نیز بعلت همجواری ایران با ابر قدرت شرق به عنوان یکی از حلقه های محاصره ی امنیتی اتحاد جماهیر شوروی عمل کرد و نقش ژاندارم منطقه را ایفاء نمود.
بنابراین تحولات داخلی و بین المللی ژئوپولیتیک ایران را دگرگون ساخته اما در تمامی این دوره ها ارزش و جایگاه ویژه ژئو پولیتیک ایران محفوظ مانده و همین امر تعامل دائمی کشور ایران با قدرتهای جهانی را ناگزیر می سازد که البته باید با استفاده از آن در چهارچوب یک تعامل دو سویه برای تامین منافع و حفظ امنیت پایدار استفاده نمود.
4-2 کلیات جغرافیای سیاسی ایران :
نام ایران دارای شهرت ، قدمت ، شمول کاربرد ، انطباق جغرافیایی و فرهنگی و وضوح و روشنی است. آریاییها که نام ایران از آنها اخذ شده است به آریانها ، آرینها و آریاها نیز معروفند. خاستگاه ایرانیان آریایی بر اساس اوستا مکانی است که ائیر یانم و ئجو در زبان اوستایی و ایرانویج در زبان پهلوی نامیده شده است. این مکان چنانکه در اوستا آمده سرزمین سردی بوده که ساکنان آن مجبور به کوچ از آن شده اند برخی از باستان شناسان این مکان را منطقه قره باغ در آذربایجان (قفقاز) می دانند که همان اران دوران کهن است و خود این واژه نیز از ریشه ی کهن ائیریه در زبان اوستایی مشتق شده که به معنی ایران است. گروهی دیگر نیز ایرانویچ را منطقه ای در آسیای مرکزی ، حوالی خوارزم در جنوب دریاچه ی آرال معرفی می کنند که سرزمینی آباد بوده و ساکنان آن پس از بروز سرما و هجوم اقوام زرد پوست شمال سرزمین خود را ترک کرده و به سوی فلات ایران رهسپار شده اند. واژه ی ایران در زبان اوستایی بصورت ایئریه [5] در فارسی باستان اریه [6] و در سانسکریت آریه [7] به کار رفته است ایئریه در زبان پارتی آریان[8] و در زبان پهلوی ساسانی اِران[9] خوانده شده است.
واژه های آریا و ایئریه و ایران نه تنها در بین سکنه ی فلات ایران رواج داشت بلکه شاخه ی دیگر آریاییها که به شبه قاره ی هند رفتند نیز تا مدتها خود را آریایی می خواندند پس از آنکه اقوام پراکنده ی آریایی متحد شده و دولت ماد را در فلات ایران پدید آوردند هنوز به آریایی شهرت داشتند چنانکه هرودت که در قرون بعد می زیست اظهار داشته است که همگان در گذشته مادها را آریایی می نامیدند. در عین حال یونانیان کشور ایران را پرسیس[10]( به معنی مسکن پارسیان) می نامیدند. البته این نامگذاری ممکن است از این جهت باشد که اسکندر مقدونی و یونانیان مهاجم با دولتی روبرو بودند که خاستگاه آن قوم پارس (فارس ) بود در واقع هخامنشیان که قرنها پس از سرنگونی حکومت مادها حاکمیت بر ایران را در اختیار گرفته و امپراطوری بزرگ جهان آن روز را تشکیل داده بودند متعلق به قوم پارسی یکی از اقوام مهاجر آریایی بودند. واژه پرسیس از طریق زبان یونانی به سایر زبانهای اروپایی رسوخ کرد و در زبان انگلیسی به صورت پرشیا[11] و در زبان فرانسه بصورت پرس[12] در آمد واژه ی ایرانی و ایران نیز از دوره ساسانی رواج یافت و پس از اسلام بطور گسترده استفاده شد. این وضعیت دوگانه در اطلاق واژگان ایران و پرشیا (پارس) که مدتها ادامه داشت باعث شد که دولت ایران در زمان رضا شاه پهلوی رسماً نام ایران را برای کشور برگزیند و بکارگیری آن را بجای واژه پرشیا از جامعه ی بین المللی خواستار شود این تصمیم که از 21 مارس 1935 اتخاذ شد برای ایرانیان که با واژه ایران مأنوس بودند تازگی نداشت ولی بسیاری از کشورهای دیگر که این کشور را با نام پارس و پرشیا می شناختند ایران را با نام جدید کشوری یافتند که تازه متولد شده و فاقد پیشینه و گذشته تاریخی و فرهنگ کهن است.در حال حاضر نام رسمی کشور جمهوری اسلامی ایران است که در عرف بین المللی از آن به عنوان ایران یاد می شود نکته ای که در اینجا لازم است به آن اشاره شود این است که در مقایسه با واژه پرشیا یا پارس واژه ایران و نام ایران فراگیرتر است و ظرفیت بیشتری را برای اینکه همه ی ملت ایران از اقوام و گروههای مختلف را در بر گیرد داراست بنابراین کارکرد وحدت آفرین و یکپارچه ساز واژه ایران از واژه پارس بیشتر است.
| دسته بندی | کتابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 64 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 98 |
چکیده:
کتاب درسی که یکی از مهم ترین مراجع و منابع یادگیری دانش آموزان در نظام های آموزشی محسوب می شود ،در نظام آموزشی کشور ما نیز نقش مهمی دارد. به لحاظ این اهمیت و همچنین به سبب نقش محتوای کتاب درسی در برانگیختن و تامین نیازها و نیز تسهیل امر یادگیری دانش آموزان ، در این پژوهش ، محتوای کتب درسی دوره ی اول راهنمایی از نظر پرداختن به ( سازه ی انگیزه ی پیشرفت ) و مؤلفه های آن مورد بررسی قرار گرفته است.
در ابتدای پژوهش پیشینه ی نظری و تجربی ارائه شده است. ابزار پژوهش دارای ده مؤلفه اصلی و مؤلفه های فرعی است و پاپایی آن بر اساس نسبت مؤلفه های مورد توافق به کل مؤلفه ها به دست آمده است.
مقدمه
بیان مساله
ضرورت و اهمیت تحقیق
اهداف تحقیق
تعریف نظری متغیرها
تعریف عملیاتی متغیرها
مقدمه
مفهوم انگیزه پیشرفت
تاریخچه
انتخاب محتوا و سازماندهی محتوا
برنامه ریزی چیست؟
تعاریفی از برنامه ریزی درسی
جایگاه انتخاب محتوا و سازماندهی آن در فرایند برنامه ریزی درسی
محتوا چیست و قبل از انتخاب محتوا چه باید کرد؟
چه نیازی به انتخاب محتوا داریم؟
چگونه محتوا را انتخاب کنیم؟
معیارهای انتخاب محتوا کدامند؟
مروری بر معیارهای انتخاب محتوا
سازماندهی محتوا چیست؟
معیارهای سازماندهی محتوا کدام است؟
ارتباط عمودی وافقی چیست؟
محتوا چیست؟
چرا محتوا را تحلیل کنیم؟
تحلیل محتوا چیست؟
انواع روشهای تحلیل محتوا
روش ویلیام رومی در تحلیل محتوای کتاب درسی
ارزشیابی متن درس
ارزشیابی تصاویر و اشکال
ارزشیابی سئوالات
تفسیر نتایج در روش تحلیل محتوای ویلیام رومی
مروری بر تحقیقات انجام یافته به روش ویلیام رومی
خلاصه و جمع بندی فصل دوم
مقدمه
روش تحقیق
ابزارهای جمع آوری اطلاعات
ابزار اندازه گیری
تصاویر
فعالیت
روش جمع آوری اطلاعات
فرمول اعتبار ویلیام اسکات
شیوه ی اجرا و مراحل آن
روش های تحلیل داده ها
مقدمه
جدول های آماری
مقدمه
نتیجه گیری
پیشنهادهای پژوهش
محدودیتهای پژوهش
داخلی
خارجی
پایان نامه
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه :
نظام آموزش و پرورش هر کشور مجموعه تدابیر سازمان یافته ای است که امکانات بالقوه انسانها را تحقق می بخشد و شرایط مناسبی را در قالب برنامه ها و فرصتهای آموزشی در اختیار فراگیران قرار می دهد تا امکان آشنا شدن با برنامه های فرهنگی و تجربه های شان را پیدا کنند و بتواند استعدادهای ذاتی خود را از قوه به فعل دراورند.
آموزش ابتدایی- راهنمایی و متوسطه به عنوان جزیی از آموزش و پرورش به منزله پایه ای برای آن محسوب می شود زیرا این آموزش در واقع نقطه شروع یک حرکت طولانی و مهم در زندگی فرد است آنها پس از چندی که تجربیاتی را در خانواده و جامعه کسب می کنند وارد مدرسه می شوند و اولین تجربه آموزشی رسمی را در مدرسه کسب کنند.
گرایش به یادیگری مادام العمر در خانواده و در شکل وسیعتر در مدرسه شکل می گیرد در این مرحله است که جرقه خلاقیت در زندگی روشن و یا خاموش می شود . دستیابی به دانش به واقعیت می پیوندد و یا عملی نمی شود.
اینجاست که همه ابزارهایی برای توسعه خود ،منطق و تحلیل ، قضاوت و حسن مسئولیت ،کسب می کنند و می آموزند که در مورد نیازهای پیرامون خود کنجکاو باشند .
برنامه درسی به عنوان عامل مهم آموزش و پرورش در این دوره شامل کلیه فعالیتهای فرا گیران ، انواع وسایل آموزشی و شرایط اجرایی برنامه ها می باشد از میان مواد آموزشی مود استفاده در دوره راهنمایی کتاب درسی به دلیل انتخاب شیوه تدریس و محتوای آموزشی مهمترین عنصر محسوب می گردد.
زیرا شامل مجموعه ای سازمان یافته مبنای برای تعیین برنامه درسی و همچنین حاوی اطلاعات زیادی می باشد. کتاب درسی به منزله تربیون رسمی هر کشور می باشد که برای تمام افراد و مخصوصا « کودکان » لازم است انتشار یابد.
با توجه به اهمیت کتابهای درسی ضروری است که آنها همواره مورد تجزیه و تحلیل ، نقد و بررسی و تغییر و تحول قرار گیرند تا بتواند مطابق زمان پیش رفته و از هر حیث مفید واقع شوند.
دانش آموزان بیش از همه باید اندیشه یادگیری پیدا کنند برای نیل به این مقصود باید فلسفه درست فکر کردن را به دانش آموزان آموخت.
ارزشیابی از آموزش دین و زندگی که بر اساس اصول علمی و با استفاده از روشهای آماری صورت گرفت نشان داد که متاسفانه آنچه به دست آمده از آنچه می بایست به دست می آمد فاصله بسیار دارد.( رئیس دانا . فرخ لقا ص 102- 1371)
و همچنین یکی از اهداف عمده موسسات آموزش و پرورش قوه تفکر منطقی دانش آموزان است حال جای این سئوال باقی است که آیا نظام آموزش و پرورش رسمی کشور ما به گونه ای طراحی شده است که شاگردان را صاحب خلاق کرده ومنطقی بار آورد؟
در این زمینه کتابهای درسی در پرورش خلاقیت نقش به سزایی دارند و به دلیل همین اهمیت در این تحقیق سعی بر این است که روشن شود آیا محتوای کتاب درسی در جهت منطقی بار آوردن دانش اموزان تدوین شده است یا نه؟
آیا سازماندهی متن به تصاویر به پرسشها و فعالیت ها به گونه ای است که دانش اموزان درگیر فعالیت ساخته و به سوی پژوهش دعوت ککند؟
بعهده مدرسه است که در راه آماده کردن فرد برای آینده ،کودکان و نوجوانان را افرادی خلاق بپرورند به دانش آموزان درنحوه آن به عقیده گلیلفورد تا وقتی انسان به مشکلی برخورد نکند زندگی او از روی عادات و یا بر مبنای دور زدن مشکلات سپری شود خلاقیتی در کار نخواهد بود ولی همین که با مشکلی برخورد کرد و خواست آن را حل کند آن فرایند فکری و اعمالی که متعاقب آن برای حل مشکل ایجاد می شود خلاقیت نام دارد.
اگر بخواهیم زمینه پژوهش خلاقیت بچه ها فراهم شود ضرورت دارد. در برنامه ریزی درسی و هنگام تنظیم محتوا ،محتوای کتاب به گونه ای سازماندهی شود که در یادگیری مفاهیم و پرورش آنها با یادگیرنده خود با توجه به فعالیتهایی که برای او تحت عنوان فعالیتهای یادگیری تدارک دیده می شود به امر یادگیری اقدام کند.
چرا که تکیه به فعال بودن دانش آموزان در جریان یادگیری کلاسی یا خارج از آن سبب می شود که فرد اصلاحات بیشتری در اختیار داشته باشد و هم زمینه رشد اتکا به نفس و استقلال فکری و عدم وابستگی را به دیگران را فراهم کند.
بیان مسئله :
از آن جایی که کتاب درسی در ایران یکی از مهم ترین نقش ها را در آموزش و پرورش کشور ایفا می کندو معلمان تمام فعالیتهای خود را بر محور کتاب درسی متمرکز می سازند و در جهت تحقق اهداف از پیش تعیین شده در کتاب ، جریان یادگیری دانش آموزان را هدایت می کنند، بنا بر تالیف ، کتاب درسی بر اساس موازین و اصول برنامه ریزی درسی و مبتنی بر اصول و یافته های علمی باید انجام گیرد و هدایت شود.
رسیدن به هدف های واقعی آموزش و پرورش که به ایجاد تغییرات مهمی در رفتار و نگرش دانش آموزان منجر می گردد و به کسب مدارج علمی پرورش فکر منتهی می شود نیاز به برنامه ریزی های گوناگون و همه جانبه دارد که فقط یکی از آنها مربوط به تهیه و تعلیم کتاب درسی مطلوب است بنابراین یکی از مراحل اساسی برنامه ریزی در این انتخاب محتوای آن است.
اهمیت و ارزش محتوا از این بعد که به ماهیت فلسفی محتوی برنامه درسی می پردازد بیشتر ناظر بر این امر است که محتوای ارائه شده تا چه حد برای فراگیر سودمند و مفید است و میزان اثر گذاری آن بر ذهن و درک دانش آموز چقدر است؟
یا به عبارت دیگر آیا مطالب و محتوای برنامه درسی ارزش فرا گرفتن را دارد یا خیر؟
این بررسی ها و تحلیل ها به برنامه ریزان و مؤلفان کتابهای درسی کمک می کند تا در هنگام تهیه ،تدوین و یا انتخاب کتاب درسی برای دوره های تحصیلی و از جمله در مورد کتابهای دوره ی راهنمایی که موضوع بحث این پژوهش است تصمیم های صحیحی را اتخاذ نمایند.
نوعی از تحلیل که برای برنامه ریزان درسی ،مولفان و تصمیم گیرندگان بسیار مفید و ضروری است .( تحلیل و محتوا)است یعنی نوعی از تحلیل که کمک می کند تا مفاهیم ، اصول ،انگیزه ها ، نیازها ،نگرش ها و کلیه اجزای مطرح شده در محتوای آموزش و پرورشی کتاب ها مورد بررسی علمی و عملی قرار گرفته و با اهداف برناخه های درسی دوره ی راهنمایی مقایسه شوند.
این پژوهش به صورت واضح و مشخص به دنبال دستیابی پاسخ این مسئله است که ...
نحوه ارائه مطالب چگونه می باشد ؟ آیا به درگیری دانش آموز با متن می انجامد یا نه؟ محتوای کتاب درسی دورة راهنمایی ،به لحاظ پرداختن به سازه ی انگیزه ی پیشرفت و مؤلفه های آن مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
( یکی از مسائل مهم در تعلیم و تربیت واقعی چنانکه گفته شده فهم و درک مطالب است. این مسئله ارتباط نزدیکی با فعالیت دانش آموز دارد و فعالیت دانش آموز در حد قابل توجهی تحت تاثیر نوع و چگونگی ارائه مطالب و تجاربی است که به صورت برنامه درسی برای او فراهم شده است.
هر چند نقش معلم و روش تدریس او دراین میان قابل چشم پوشی نیست اما شیوه ارائه مطالب حتی بر روش تدریس معلم نیز اثر می گذارد. بر این اساس با توجه به اهمیت فعالیت دانش آموزان لازم است ، روش ارائه محتوای به گونه ای باشد ه برانگیزاننده فراگیر شود.
بنابراین در این پژوهش ،به دلیل اهمیت شیوه ارائه مطالب و محتوای برنامه درسی به میزان انگیزه و فعالیت فراگیر و همچنین در اندیشیدن و دنبال کردن مسائل کتب دوره ی راهنمایی از حیث چگونگی ارائه مطالب ،محتوای کتاب مورد بررسی قرار می گیرد تا میزان ایجاد درگیری دانش آموز با متن و تفکر بر مطالب و فعالیت در جهت حل مسائل تعیین گردد. مطالب و محتوای کتب می تواند به گونه ای ارائه شود که همه اطلاعات را به دانش آموز ارائه دهد و فراگیر به چیزی بیش از حد آنها نیازمند نباشد از طرف دیگر در ارائه مطالب می توان از شیوه فعال کمک گرفت و مطالب و محتوی را به گونه ای ارائه کرد که فراگیر ناچار از تفکر و تجزیه و تحلیل مطالب باشد و درگیر با مسائل گردد.
بنابراین مسئله اصل این که آیا این شیوه ارائه مطالب و محتوی برنامه درسی مطلوب است و قاعدتا منجر به کشف و مضموم سازی می شود و آیا کتب درسی باید به چنین شیوه هایی در ارائه مطالب متوسط گردند؟ یا به زبان واضح تر میزان فعالیت متون ، تصاویر،جمع آوری شده در کتب چقدر می باشد و چه پیشنهادهای مناسبی برای تغییر وضعیت آن میتوان بیان نمود؟)
ضرورت و اهمیت تحقیق
هدف تعلیم و تربیت تفهیم مطالب و محتوای برنامه درسی به دانش آموزان است و تفهیم مطالب رابطه مستقیم به میزان فعالیت های یادگیری دانش آموز دارد و فعالیت یادگیری متاثر ازعوامل متعددی ا زجمله چگونگی ارائه مطالب و محتوای برنامه درسی است.
زیرا شیوه ارائه مطالب و محتوای به شوق ورغبت دانش آموزان اثر دارد. و رغبت مستقیما به میزان فعالیت اثر می گذارد و همچنین در نظام آموزشی ایران مهمترین رکن آموزش و پرورش برنامه درسی محدود به کتاب درسی است که به صورت مرکزی تهیه می گردد و در اختیار دانش آموز و مدرسه قرار می گیرد و از آنجا که ارزشیابی از عملکرد تحصیلی دانش آموز و همچنین برنامه کار معلم و مدرسه مبتنی بر آن است از اهمیت بسزایی برخورداری است از آنجا که یکی از ابزارهای مهم کتاب درسی می باشد و نقش محوری و مهمی را در جریان آموزش ایفا می کند در تدوین و تفهیم محتوای آن باید دقت و ظرافت خاص مبذول گردد. اهمیت این پژوهش با استناد به این دلایل می باشد.
1-در کشور ایران به دلیل کمبود منابع اطلاع رسانی و وجود تعداد دانش آموزان زیاد کتاب درسی مهمترین نقش را در جریان آموزش ایفا میکند بنا بر این لازم و ضروری است می باشد که هر چند وقت کتابهای درسی به دقت مورد بررسی و ارزشیابی قرار گیرد.
2-کتاب درسی که عمده ترین منبع یادگیری دانش آموزان است در صورتی که محتوای کتابهای درسی همسویی مستقیم با اهداف درسی نداشته باشد تحقق آن نیز غیر ممکن خواهد بود بنابراین ضرورت دارد مورد ارزشیابی دقیق قرار گرفته و نواقص مشخص شود. بازنگری اصلاح و در صورت لزوم تغییرات لازم صورت گیرد.
3-دوره راهنمایی به عنوان پیشتاز ،راهنمایی و مشاور و پایه برای تحصیلات متوسطه است بنابراین برنامه های درسی این دوره به خصوص کتب درسی آن پیوسته مورد ارزشیابی و تجدید نظر قرار گیرد.
4-در کشور ما هر سال مبلغ قابل توجهی به چاپ آنها اختصاص داده می شود پس با توجه به هزینه های مصرفی لازم است تدوین و چاپ آنها هر چند سال یکبار مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و بدینوسیله از طرفی هزینه های اضافی و نابجا جلوگیری می شود.
5-برای بازسازی همه جانبه اقتصادی ،اجتماعی ،و فرهنگی هماهنگی میان مقاطع وگسترش تدارک آموزش مادام العمر به منظور توجه به هدایت نسل جوان به سوی مهارتهایی جهت دسترسی به دانش ضرورت دارد. پس لازم است محتوای کتاب های درسی از لحاظ اصول سازماندهی مورد ارزشیابی قرار گیرد.
6-در صورتی که دانش آموز در تجارب یادگیری سهیم گردد و یادگیری او عمیق و بهتر معنا دار صورت خواهدگرفت پس لازم است چگونگی شیوه ارایه محتوا با روش فعال مشخص گردد تا آموزش طراحی گردد که به عنوان آزمایشگاهی برای یادیگری چگونه آموختن باشد.
7-کشورهای پیشرفته به طور مرتب و مستمر در خصوص محتوای کتاب های درسی دوره های مختلف به ارزشیابی و تحقیق پرداخته و بر اساس همین تحقیقات مواد ،محتوا و روش های تدریس ها تغییر می دهند.
بنابراین لازمه یادگیری فعال،پویا و خلاق ،مستلزم دگرگونی در روش ها ، نگرش ها و راهبردهای آموزشی در کلاس درسی و کتاب های درسی می باشد. بر این دگرگونی باید از تجربیات و یافته های تحقیقی و علمی و عملی دیگر کشورها که در این زمینه موفق بودهاند ونتایج آزمون های مطالعات بین المللی ریاضی و همچنین از منبع موثق و سودمند علمی کتاب های الگوی تدریس ( بهرنگی ص 260-1371).
می توان از نتایج ارزشیابی کتاب های درسی بهره جست و تغییرات مطلوب در کتاب های درسی و در کتاب های دوره ی راهنمایی ایجاد نمود.
از مؤلفه های سازه پیشرفت: 1- سطح آرزوی بالا 2- رفتار ریسک کردن پایین 3- ارتقا طلبی
4- پشتکار 5- میل به انجام کار متوقف شده 6- داشتن ادراک پویا از زمان 7- آینده نگری 8- کاری را به خوبی انجام دادن 9- توجه به ملاک شایستگی در انتخاب دوست ،همکار و الگو
10- رفتار موفق و تمایل به خوب انجام داده کارها نام برد.
اهداف تحقیق:
با توجه به این که امروزه در جوامع نیاز به ابداع و نوآوری و پیشرفت در زمینه ها و ابعاد مختلف روز به روز بیشتر احساس می شود اگر هدف به وجود آوردن انسان های مستقلی است که توانایی آفرینش و تولید را داشته باشند و دنباله رو دیگران نباشند.
باید از آموزش و پرورش و برنامه های درسی و مدرسه شروع کرد. نظر به اینکه در میان عوامل گوناگون مؤثر در نظام آموزشی کشور کتاب درسی جایگاه ویژه ای دارد و از نظر بسیاری از دست اندر کاران آموزش و پرورش ،تنها مظهر فعالیت های مربوط به برنامه ریزی درسی است . در همین راستا هدف های کلی این تحقیق به شرح زیر ارائه می گردد.
هدف اصلی مطالعه بررسی
این کتاب ها را به سازه ی انگیزه پیشرفت برای پیشرفت کشور و مؤلفه های آن بررسی کنیم و از تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ی راهنمایی ایران میزات توجه این کتاب ها را به سازه ی انگیزه پیشرفت برای پیشرفت کشور ومؤلفه آن بررسی کنیم و از هدف تحقیق این امر است که کتاب درسی مذکور تاچه حد دانش آموز را به درگیری به متن کشانده وموجبات پیشرفت آنها را مهیا می کند و او را به فعالیت متفکرانه و اکتشفاتی وا می دارند.
هدف کلی:
تعیین میران توجه محتوای کتابهای درسی دوره ی راهنمایی نسبت به سازه ی انگیزه پیشرفت و مؤلفه های آن
اهداف جزیی:
1-تعیین میزان محتوای کتابهای دینی و قرآن سال اول دوره ی راهنمایی نسبت به سازه انگیزه پیشرفت و مؤلفه های آن.
2-تعیین میزان محتوای کتابهای فارسی سال اول دوره ی راهنمایی نسبت به سازه انگیزه پیشرفت و مؤلفه های آن.
3-تعیین میزان محتوای کتابهای ریاضی سال اول دوره ی راهنمایی نسبت به سازه انگیزه پیشرفت و مؤلفه های آن.
4-تعیین میزان محتوای کتابهای علوم تجربی سال اول دوره ی راهنمایی نسبت به سازه انگیزه پیشرفت و مؤلفه های آن.
5-تعیین میزان محتوای کتابهای تعلیمات اجتماعی سال اول دوره ی راهنمایی نسبت به سازه انگیزه و پیشرفت و مؤلفه های آن.
تعریف نظری متغیرها:
1-تحلیل: برشکستن مطالب به اجزاء تشکیل دهنده آن و یافتن روابط بین اجزاء و نحوه سازمان یافتن آنها اطلاق می شود.
2-محتوا: عبارت است از مجموعه مفاهیم و مهارتها و گرایش هایی که از سوی برنامه ریزان انتخاب و سازماندهی می شود. در عین حال محتوا آثار حاصل از فعالیت های یاددهی یادگیری معلم و شاگرد را نیز در بر می گیرد ( نیکس 1363، ص 62) و به عبارت دیگر محتوا همان پیام های آموزشی است ( سیف، علی آبادی 1368، ص 157).
3-تحلیل محتوا: یک روش پژوهشی است که به صورت منظم و عینی برای توصیف مقداری محتوای آشکار ارتباطات به کار برده می شود. ( دلاور 1374 ، ص 275).
4-ارائه فعال : شیوه ای که دانش آموز خود در یادگیری فعالیت مستقیم دارد.
5-ارائه غیر فعال : شیوه ای که دانش آموز خود در یادگیری فعالیت مستقیم ندارد.
6-واحد تحلیل: آنچه باید به عنوان مقوله مورد بررسی و تجربه قرار گیرد.
تعریف عملیاتی متغیرها:
1-تحلیل : تفکیک جمله های متن – پرسش ها – تصاوی رو فعالیت ها به مقوله های فعال و غیر فعال
2-محتوا: در این پژوهش جملات- تصاویر – پرسشها – فعالیتها – بعنوان محتوا قابل بررسی در نظر گرفته شده است.
3-تحلیل محتوا: تفکیک مقوله ها به فعال و غیر فعال است.
4-ارائه فعال : در این تحقیق مقوله های (e-f-g-h) درمتن (c-d) در پرسش ها و b... تصاویر نشانگر شیوه فعال در هر قسمت می باشد.
5-ارائه غیر فعال: در این روش مقوله های (a-b) در پرسش ها و مقوله (a) در اشکال بوده است.
6-واحد تحلیل: بزرگترین واحد تحلیل در این تحقیق کتاب و کوچکترین واحد تحلیل جمله است. در متن به صورت جملات خبری و پرسشی در پرسش ها به صورت پرسش و در اشکال به موارد استفاده دانش آموزان از تصاویر اطلاق می شود.
متن : مجموع جملاتی که به صورت خبری یا پرسشی برای ارائه حقایق در درس اصلی کتاب آورده شده است.
پرسش: در روش ویلیام رومی (1968) منظور از پرسش سوالاتی است که در پایان در درس با فصل به منظور ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان مطرح شده است.
شکل: دراین تحقیق هر یک از تصاویر کتاب هندسه یک برای توضیحات درسی موردنظر است.
شاخص درگیری: نسبت به کارگیری مقوله های فعال به کل مقوله ها غیر فعال به متن اشکال و پرسشها و فعالیت های کتاب.
روش ویلیام رومی: منظور کاربرد ابزاری است که به وسیله ویلیام رومی ساخته شده است و در این تحقیق از آن به عنوان ابزار اصلی استفاده می شود با استفاده از این روش می توان متن و تصاویر پرسشها و فعالیت های کتاب دوره ی راهنمایی را در دو مقوله فعال و غیر فعال دسته بندی و ارزشیابی کرد.
فصل دوم : ادبیات و پیشینه مطالعاتی
مقدمه :
به منظور تغییر واصلاح کتاب درسی مقاطع تحصیلی تلاشهای صورت پذیرفته است. و برای تدوین کتابها جوانب متعددی مورد توجه بوده است . انجام تغییرات اصلاحی و کتابها امری بس مهم وکاری بس دشوار است که در این خصوص برنامه ریزان درسی به موازات آن کل دست اندرکاران نظام آموزشی بایستی اقدامات لازم را مبذول نمایند.
مفهوم انگیزه پیشرفت
انگیزه پیشرفت ،میل و اشتیاق یا تلاش و کوششی است که فرد برای دستیابی به یک هدف با تسلط بر اشیاء ، امور ، اندیشه ها و یا یک معیار متعالی ،از خود ابراز میدارد (ویلدر ،[1]1989)
به اعتقاد مواردی ( به نقل از هجل [2] وزیگر[3]، 1992) انگیزه پیشرفت به مفهوم انگیزه غلبه بر موانع و مبارزه با آنچه که به دشواربودن شهرت دار می باشد.
کورمن [4](1977) معتقد است که انگیزه پیشرفت ، عبارت است از آرزو برای پیشی گرفتن بر یک رفتار ویژه که به صورت ملاک یا معیار درآمده باشد ( کورمن ، ترجمه شکرکن ،1370)
رابینز[5] (1993) معتقد است که انگیزه پیشرفت ،گرایشی برای پیشی گرفتن از دیگران و تلاش برای دستیابی به موفقیت و پیشرفت با توجه به ملاک های مشخصی ، می باشد.
به طور کلی انگیزة پیشرفت در برگیرندة الگویی از برناه ریزی ، فعالیت ها ، و احساس هایی است که با تلاش برای دست یابی به نوعی برتری ،مرتبط می باشد. جدول 1 این ویژگی ها را به تفکیک نشان میدهد.
جدول 1- ویژگی های شخصیتی افراد دارای انگیزه پیشرفت و فاقد انگیزة پیشرفت.
|
ویژگی های افراد دارای انگیزة پیشرفت |
ویژگی های افراد فاقد انگیزه پیشرفت |
|
برای دستیابی به موفقیت انگیزه دارند. |
برای دوری از شکست انگیزه ندارند. |
|
موفقیت مدارند. |
شکست مدارند. |
|
تکالیفی با دشواری متوسط را انتخاب می کنند. |
تکالیفی با دشواری آسان یا سخت را انتخاب می کنند. |
|
دارای اعتماد به نفس هستند. |
مضطرب هستند. |
|
مستقل هستند. |
وابسته به بازخورد و هدایت هستند. |
|
با پشتکار و پی گیر هستند. |
بی میلی و ناراحتی دارند. |
|
شکست را نتیجة فقدان تلاش تلقی می کنند. |
شکست را نتیجةفقدان توانایی تلقی می کنند. |
|
اهداف طولانی مدت دارند. |
اهداف کوتاه مدت دارند. |
|
با اشتیاق و بلندپروازند. |
بی تفاوتند. |
|
از آنچه انجام می دهند احساس غرور می کنند. |
از آنچه انجام می دهند احساس شرم می کنند. |
برای آنکه مفهوم انگیزةپیشرفت روش تر شود در زیر برخی نظریه های مهم در مورد انگیزةپیشرفت را مرور می کنیم:
1-نظریة هنری مورای
مورای اولین کسی بود که مفهوم نیاز ها را برای توجیه انگیزش و جهت رفتار به کاربرد و آنها را از مطالعة گستردةآزمودنی های بهنجار و با روش های مختلف به دست آورد.
همانطور که گفتیم ،به اعتقاد مورای ( به نقل از هجل وزیگلر،1992) انگیزة پیشرفت به مفهوم انگیزةغلبه بر موانع و مبارزه با آنچه که به دشوار بودن شهرت دارد می باشد. وی در توصیف نیازهای روان زاد[6] ،نیاز به پیشرفت را در ارتباط با انجام دادن کارهای دشوار ،مهارت یافتن ، دستکاری کردن یا سازمان دادن موضوعات – اعم از موضوعات فیزیکی ،انسان ها و یا اندیشه ها – به گونة مستقل و سریع چیره شدن بر موانع ،به دست آوردن معیارهای بالا ، بهبود بخشیدن به خود و بالاخره برتری جستن ،رقابت و هم چشمی با دیگران تعریف می کند.
2-نظریةدیوید مک کللند
مک کللند (1965) به چگونگی پیدایش انگیزة پیشرفت و پیامدهای اجتماعی آن علاقه داشت و کوشش وی بر آن بود که در درجةاول ،انگیزه ای را که باعث می شود فردی نسبت به فرد دیگر تمایل بیشتری برای کارکردن داشته باشد شناسیایی نماید، آنگاه مشخص نماید که آیا می توان چنین انگیزه ای را در افرادی که رغبتی به کار کردن ندارند به وجود آورد.وی پس از انجام بررسی ها ومطالعات نظری فراوان در این زمینه اصول زیر را برای تعریف این نیاز تبیین نمود:
1-افراد از لحاظ درجه ای که پیشرفت را تجربه ای رضایت بخش تلقی کنند با هم تفاوت دارند.
2-افرادی که نیاز شدید به پیشرفت دارند،موقعیت های زیر را ترجیح داده و در آن به سختی کار میکنند:
الف: موقعیت های مخاطره آمیز در حد متوسط ، زیرا در مواردی که مخاطره ای وجود ندارد و یا اندک است تمایل به پیشرفت در حداقل خواهد بود و در مواردی نیز که به شدت مخاطره آمیز است احتمالا پیشرفتی حاصل نخواهد شد.
ب: موقعیت هایی که در آن ها امکان آگاهی از نتایج وجود دارد ؛ فردی که انگیزه زیادی برای پیشرفت دارد مایل است بداند که آیا پیشرفت قابل حصول است یا نه.
پ: موقعیت هایی که در آنها مسئولیت فردی فراهم می شود؛ شخصی که گرایش به پیشرفت دارد می خواهد مطمئن شود که کسی جز او برای پیشرفتش امتیاز نمی گیرد.
3-افرادی که انگیزةپیشرفت زیادی دارند غالبا به حرفةافراد کار آفرین به صورت مادام العمر ،جذب می شوند( کورمن ، ترجمه شکر کن 1370).
3-نظریه اتکینسون
اتکینسون (1964) مطالعات مک کللند در زمینه انگیزه پیشرفت را گسترش داد. به اعتقاد او ، افراد مختلف ممکن است به دو روش برانگیخته شوند؛ عده ای با جست و جوی موفقیت و عده ای با اجتناب از شکست. او دریافت که در بعضی از افراد ،اجتناب از شکست موجب برانگیختگی بیشتری می شود ( اجتناب کنندگان از شکست) درحالی که در افراد دیگر جست و جوی موفقیت موجب برانگیختیگی می شود ( جست و جو کنندگان موفقیت).
یکی از ویژگی های بارز اجتناب کنندگان از شکست ، میل آن ها به انتخاب تکالیف خیلی آسان و یا خیلی مشکل است . برای مثال انکینسون و لیتوین[7](1960) دریافتند که اجتناب کنندگان از شکست در بازی پرتاب حلقه ، فواصلی را انتخاب می کردند که نسبت به هدف یا خیلی دور و یا نزدیک بود در حالی که جست وجوی کنندگان موفقیت ،فاصلةمتوسطی را انتخاب میکردند( کدیور،1380)
4-نظریه برنارد واینر
واینر[8](1943) در تبیین انگیزة پیشرفت ، بر مفهوم علت یابی در دو زمینة« موفقیت » و « شکست » تاکید نموده و م یگوید : اسنادی که افراد از علت موفقیت یا شکست خود دارند. عامل مهمی است که تعیین کنندةرفتارهای پیشرفت گرا و انتظارات آتی آن ها از عملکرد خودشان می باشد . وی چهار علت عمدةزیر را برای تبیین موفقیت و شکست شناسایی نموده است.
الف : توانایی ( یا عدم توانایی) ب: تلاش ( یا عدم تلاش)
پ: دشواری ( یا سادگی ) تکلیف ت: شانس ( خوب یا بد)
وی هر یک از چهار علت فوق را در جنبة، به شرح زیر ، طبقه بندی نموده است.
الف: جایگاه مهار
« توانایی » و « تلاش» علت های درونی اند زیرا از درون فرد نشات می گیردند و تحت کنترل خودش هستند اما « دشواری تکلیف» و « شانس »علت های بیرونی هستند،زیرا غالبا از اختیار و کنترل فرد خارج اند.
بنابراین می توان گفت که اگر فرد احساس نماید که موفقیت یا شکست او ،از درون خودش کنترل می شود احتمال بیشتری دارد که برای موفق شدن ، تلاش نماید ( ماسن وهمکاران ، ترجمةیاسایی ،1370)
ب: جنبة ثبات و عدم ثبات
« توانایی» و « دشواری تکلیف» ویژگی های ثابتی هستند که به سادگی تغییر نمی کنند، ولی « تلاش» ویژگی ثابتی نیست و تغییر می کند. بنابراین ، اگر افراد موفقیت یا شکست خود را ناشی از علت های پایدار بدانند ،این امر ، در انتظاری که آنها از آینده دارند ، تاثیر بیشتری می گذارد تا زمانی که موفقیت یا شکست خود را نشای از علت های پایدار بدانند( ماسن و همکاران ، ترجمه یاسایی،1370).
اسپنس و هلمریچ (1978) این فرضیه را که انگیزةپیشرفت ساختار واحد است رد کردندو اظهار داشتند که انگیزه پیشرفت ،دارای ساختاری چند بعدی به شرح زیر می باشد:
الف- سوگیری کار : به معنی تمایل فرد به انجام بیش ترین تلاش در هر نوع فعالیتی که می پذیرد.
ب- تسلط: به معنی پایداری و پشتکار در به انجام رساندن تکالیف ( مخصوصا تکالیف دشوار)
پ- رقابت جویی: به معنی لذت بردن از چالش رقابت کردن در انجام تکالیف.
ت- بی توجه بودن به نظر دیگران: به معنی سوگیری خودانگیخته در مورد این که دیگران ،نسبت به پیگیری پیشرفت شخصی ،چه فکر می کنند( ریو[11]، ترجمه سیدمحمدی ،1376).
6- نظریةانگیزه پیشرفت دو گانه
فلد[12] رولاند[13] و گلد[14](1979) و روبل [15] از مطالعات خود چنین نتیجه گیری نمودند که انگیزةپیشرفت ممکن است بردو نوع درونی یا بیرونی باشد:
الف – انگیزة پیشرفت درونی [16] یا خود مختار[17]: درانگیزة درونی ، فرد برای ارضای تمایلات درونی با استفاده از معیارهای درونی خود و بدون این که فکر کند که دیگران در مورد او چگونه فکر می کنند ، راجع به عملکرد خود می اندیشد و آن را با عملکردهای قبلی اش مقایسه می کند، این انگیزه غالبا در اوایل زندگی رشد می کند.
ب- انگیزةپیشرفت بیرونی [18] یا اجتماعی: که در آن ،فرد ، برای این که تعیین نماید که کارش چگونه است ،عملکرد خود را با عملکرد دیگران مقایسه می نماید. این انگیزه که غالبا تحت تاثیر مقایسه های اجتماعی رشد می کند و هدفش جلب توجه و تایید دیگران است،غالبا از حدود سال دوم مدرسه بروز می کند ( گیج و برلاینر ، ترجمه خوی نژاد و همکاران ،1374)
7- نظریةپارسونز[19]
پارسونز و همکاران پنج عامل مهم را ، به شرح زیر ، تعیین کنندةسطح انگیزش پیشرفت کودکان می دانند.
الف- میزان ارزشی که کودک برای دستیابی و نیل به موفقیت ، درزمینه خاصی ، قائل است.
ب- توجیه نمودن کودک در علت موفقیت یا شکست خود.
پ- معیارهای مورد قبول کودک برای مقایسه و ارزیابی عملکرد خود.
ت- میزان انتظار کودک برای موفقیت در انجام تکالیف مورد نظر.
ث- ارزش ها و انتظارات والدین کودک در مورد موفقیت کودک.
8- نظریة مسیر- مرحله ( راینور[20]- انتین [21])
راینور وانتین (1983) اظهار داشتند که پیش بینی ویژگی های یک مسیر، میزان موفقیت آیندة فرد است . به این ترتیب که برخی از موقعیت های پیشرفت ،بر تلاش های آیندة فرد برای پیشرفت اثر می گذارند. در حالی که برخی دیگر فقط برای زمان حال تاثیر دارند.
به عنوان مثال ،برای مورد اول ،دونده ای که سعی دارد در مسابقه ای پیروز شود ،نه تنها در این مسابقه فرصت دستیابی به احساس غرور و شایستگی ناشی از موفقیت را دارد بلکه تلاشی مضاعف می نماید تا با پیروزی در این مسابقه بتواند در مسابقات مهم تر دیگر در آینده شرکت نماید و همین امر ، سبب افزایش انگیزه پیشرفت او دراین مسابقه می شود.
راینور(1970) اشاره میکند که هر هدف پیشرفتی که از نظر زمانی دور دست باشد ، از هدفی که در آیندةبسیار نزدیکی قرار دارد ، اهمیت کم تری را کسب می کند. به عبارت دیگر،می توان گفت که « رفتار پیشرفت » شامل مجموعة گام ها در مسیری است که در آینده به پیامدی مطلوب منجر می شود و عملکرد افراد موفقیت گرا ، هم زمان با کاهش فاصلةزمان روان شناختی ، برای دستیابی به هدف افزایش می یابد( ریو ،ترجمه سید محمدی ،1376).
8-نظریه هرمنس[22]
هرمنس (1977) بر مبنای دانش نظری و تجربی موجود دربارة نیاز به پیشرفت ،و با بررسی بیشتر پژوهش های مربوط به آن ، ده ویژگی بارز افراد دارای انگیزةپیشرفت بالا را ، درمقایسه با افراد با انگیزة پیشرفت پایین تعیین نمود این ده ویژگی به شرح زیر است:
1-سطح آرزوی بالا 2- انگیزة قوی برای تحرک به سوی بالا؛ 3- داشتن پشتکار یا مقاومت طولانی در روبه رور شدن با تکالیف با سطح دشواری متوسط؛ 4- میل به انجام کار متوقف شده ؛ 5- داشتن ادراک پویا از زمان و احساس این که امور به سرعت روی می دهد؛ 6- آینده نگری؛ 7- کاری را به خوبی انجام دادن ؛ 8- توجه به ملاک شایستگی در انتخاب دوست ، همکار و الگو؛ 9- بازشناسی از طریق عملکرد خوب در کار و 10- رفتار ریسک کردن پایین . هر منس بر این اساس پرسش نامه سنجش نیاز به پیشرفت را ،که یکی از رایج ترین پرسش نامه های مداد – کاغذی است تهیه نمود. ( هومن ،1380)
مادر پژوهش خود ،با توجه به نظریه های گوناگون مذکور در فوق ،ده مؤلفه سازه انگیزه پیشرفت را به شرحی که در سنجش ( روش تحقیق ) آمده است مورد مطالعه قرار داده ایم.
تاریخچه :
تحلیل محتوا بعد از جنگ جهانی دوم متداول گردیده است . هنگام جنگ بسیار از پیام ها وگفتارها ، مورد سنجش و ارزشیابی ونهایتا تحلیل قرار می گرفتند و از آن پس این روش در سطح جهانی گسترش یافته و روز به روز بر وسعت و اهمیت آن افزوده گردیده است.
پس از ارزیابی پیامها با توجه به متن اصل پیام و تحلیل جزء به جزء آن رسیده که به تدریج شامل سایر موضوعات و مسایل نوشتاری گردیده و کتابهای درسی را نیز در برگرفت.
تحلیل محتوا مراحل سه گانه زیر را پیموده است.
1-توجه به تحلیل متن از نیمه 1930 به بعد
2-تکامل تحلیل محتوا
3-تصاویر و پیشرفت تحلیل محتوا
انتخاب محتوا و سازماندهی محتوا
- برنامه ریزی درسی چیست؟
- تعاریفی از برنامه ریزی درسی
- جایگاه انتخاب محتوا و سازمان دهی آن در فرایند برنامه ریزی درسی
- محتوا چیست و قبل از انتخاب آن چه باید کرد؟
- چگونه محتوا را انتخاب کنیم؟
- معیارهای انتخاب محتوا کدامند؟
از نظر هیدا تابا ،از نظر سیلور، الکساندر و لوئیس ، از نظر آیزنر ، از نظر لوئی
- اصول حاکم بر انتخاب و ارائه محتوا:
1.رابطه محتوا و هدف
2.رابطه محتوا و رغبت
3.رابطه محتوا وتوان مخاطب
4.رابطه محتوا و زمان
5.رابطه محتوا و سودمندی
- چند نمونه از معیار های انتخاب محتوا
- مروری بر انتخاب محتوا
- سازماندهی محتوا چیست؟
- معیارهای سازماندهی محتوا کدام است؟
1.توالی
2.تداوم
3.وسعت
4.تعادل
5.ارتباط عمودی و افقی
- ارتباط افقی و عمودی چیست؟
- فعالیت در این کارگاه
در این قسمت به یکی از مهم ترین بخشهای برنامه درسی اشاره می شود. اگر چه این موضوع از اهمیت سایر بخشها نخواهد کاست اما به دلیل نقشی که در زمان تولید محتوا به عنوان عینی ترین جلوه برنامه درسی خواهد گذاشت نیاز به مراقبت بیشتری خواهد داشت.
برنامه ریزی درسی چیست؟
تعاریفی از برنامه درسی:
برنامه درسی (1) از لحاظ مفهومی اشاره به یک فرایند دارد که حاصل یا نتیجة آن برنامه درسی است . این واژه از ریشه لاتین (2) به معنای میدان حرکت و مسابقه یا فاصله و مقدار راهی است که افراد باید طی کنند تا به مقصد مورد نظر دست یابند.
غالبا آنچه در ادبیات این رشته علمی متداول است واژه با عنوان Curriculum است و از رشته تحصیلی خاصی به نام ((برنامه درسی)) نام برده می شود.
علیرغم روشن بودن معنی و مفهوم برنامه درسی ، ما شاهد دو رشته تعریف و تبیین از این دانش هستیم ، دسته اول برداشت تک بعدی از این رشته است و شامل موارد زیر می باشد:
- برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از دروس یا برنامه ای برای مطالعه.
- برنامه درسی به عنوان فهرست رئوس مطالب درسی.
- برنامه درسی به عنوان محتوای یک درس یا مجموعه ای از دروس.
- برنامه درسی به عنوان برنامه زمانی معین برای تدریس و یادگیری دروس.
- برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از اهداف و مقاصد.
- برناه درسی به عنوان مجموعه ای از تجارب و فعالیت های یادگیری.
همان گونه که از تعاریف برمی آید ، این عبارات نشان دهنده برداشتی محدود و تک بعدی از برنامه درسی است . و تنها به بخشی یا جزئی از فعالیت های مربوطه اشاره می کند.
دسته دوم تعاریفی است که صاحبنظران این علم مطرح نموده اند که عبارتند از:
- برخورد یادیگرنده با جنبه های متنوع محیط که تحت هدایت و راهنمای مدرسه طرح ریزی شده است.
- محتوا و جریان رسمی و غیر رسمی که از طریق آن یادگیرنده تحت نظارت مدرسه معلومات و شیوه فهمیدن را کسبت می کنند ، مهارتها را فرا می گیرند،نگرش ها و ارزش گذاری وارزش ها را تغییر میدهند.
- فرصت های انتخاب شده برای یادگیری یا طرح مجموعه ای از فرصت های یادگیری جهت افرادی که باید تحت تربیت قرار گیرند.
- یک سلسله وقایع آموزشی طراح شده که به قصد تحقق نتایج آموزش برای یک یا چند شاگرد پیش بینی شده است.
- برنامه درسی مجموعه وسیعی از شیوه های تفکر درباره تجربیات بشر است یا ( به عنوان شیوه تفکر در مسائل)
- برناه درسی به محتوای رسمی و غیر رسمی ، فرآیند محتوا آموزشهای آشکار و پنهان اطلاق می گردد که به وسیله آنها فراگیر تحت هدایت مؤسسه آموزشی دانش لازم را به دست می آورد ،مهارتها را کسب می کنند و گرایشها ،ارزش ها را در خود تغییر می دهد.
بنابراین تعاریف فوق نشان می دهند که برناه درسی در پی آن ست شرایط ،موقعیت و وسایل مورد احتیاج را در حیطه تعلیم و تربیت برای فراگیران با شرایط فعلی و نیازهای مشخص آنان فراهم سازد و زمینه تربیت و رشد همه جانبه آنان مهیا گردد. به عبارتی طرح برنامه درسی در یک نگاه متفاوت ، هسته مرکزی ((تربیت)) را شکل می دهد و موثرترین وسیله جهت هدایت رشد همه جانبه افراد و تغییر در نگرش و رفتارهاست است.
برای رسیدن به این مقصود برنامه ریزی درسی وظایفی بر عهده دارد و فعالیتهایی انجام می دهد. یعنی اقداماتی صورت میگیرد تا بر میزان دانش و معلومات شاگرد تاثیر بگذارد در نتیجه بر گستردگی نسبی و عمق (درک) آن تاثیر می گذارد. در نتیجه این تغییر زیربنایی ، نوع نیازها و علائق، احساسات ، دیدگاهها و نوع برداشت ( نگرش ) تحول و
دگرگونی لازم پیدا می کنند وزمینه تغییر در رفتارهای عینی ( فردی و سازمانی) ایجاد می گردد.
عمدهترین فعالیتهای برنامه ریزی درسی به سر فصل های زیر مربوط می شود که روی هم رفته مانند فرشی بر کف و سطح ساختمان تربیت گسترانده می شود تا زمینه (( رشد)) فرد را در ابعاد شناختی ، عاطفی ، اجتماعی و جسمی فراهم سازد.به عبارت دیگر موقعیتی مناسب برای تغییر در طرز تفکر، تغییر نگرش به زندگی و شیوه برخورد مسائل و یادگیری در جوانب یادگیری در جوانب گوناگون فراهم می گردد.
جایگاه انتخاب محتوا و سازمان دهی آن در فرایند برنامه ریزی درسی:
در مورد تعداد عناصر تشکیل دهنده برناه ،میان برنامه ریزان درسی اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی آن را به چهار عنصر اساسی ( هدف ، محتوا ، روش و ارزش یابی) محدود می کنند و برخی دیگر مانند فراسیس کلاین آن را تا 9 عنصر توسعه می دهند.9 عنصر مرود نظر کلاین عبارتند از : اهداف ، مواد آموزشی ، فعالیتهای یادیگری ، راهبردهای یاد دهی – یادگیری – ارزشیابی ، گروه بندی ، زمان و فضا.
در فرایند برنامه ریزی درسی این عناصر به صورت یک سیستم و در ارتباط متقابل با هم در نظر گرفته می شوند در فرایند برنامه ریزی درسی پس از نیاز سنجی و تعیین اهداف ، موضوع انتخاب محتوا مطرح می شود و پس از آن سازماندهی محتوا قرار میگیرد. در نمودار زیر جایگاه این دو عنصر را در می یابید.