| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 340 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 103 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول:کلیات
1-1مقدمه................................. 2
1-2ضرورت واهمیت موضوع.................... 4
1-3بیان مسئله............................ 5
فصل دوم:روش تحقیق
2-1روش تحقیق............................. 8
2-2روش انتخاب نمونه...................... 9
2-3روش گردآوری داده ها.................. 10
2-4مشکلات و تنگناها...................... 10
فصل سوم:پیشینه ی تحقیق
3-1تحقیقات انجام شده ی داخلی ........... 13
- سنجش دینداری جوانان وعوامل مؤثربرآن. 13
- فردگرایی و دین داری................. 14
- نظریه ی سکولار شدن................... 15
- عوامل مؤثر بر نگرش های مذهبی.......... 15
- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی برنگرش دینی دانشجویان........................ 16
- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی و جنسیت بردینداری جوانان...................... 16
- بررسی میزان دین گرایی و ایمان دینی در بین دانشگاهیان 17
- بررسی تعریف عملیاتی دینداری در پژوهش های اجتماعی 17
- تأثیردینداری برنگرش های سیاسی......... 18
-
فصل چهارم: یافته های تحقیق
4-1داده های ناظربه واقع................. 20
4-1-1طبقه ی اجتماعی و دینداری........... 20
4-1-2رابطه ی تحصیلات و شغل با دینداری... 25
4-2تجربه های و روابط شکل دهنده ی زندگی.. 25
4-2-1روابط شکل دهنده.................... 25
4-2-2نقش مذهب در شکل دهی پیوندهای اجتماعی 28
4-2-3تجربه های شکست و تنهایی............ 32
4-2-4 محدودیت ها و ممنوعیت ها........... 41
4-2-5 ایجادحس معنا- تزلزل حس معنا....... 46
4-3ارزش ها و التزامات کنونی ............ 49
4-3-1ارزش ها و اعتقادات................. 49
4-3-2هدف زندگی.......................... 66
4-3-3نقش اراده ی انسان.................. 70
4-3-4ناامیدی............................ 73
4-3-5نگرانی ها از آینده ................ 77
4-3-6معنای مرگ.......................... 81
4-3-7چرابرخی بیشتر رنج می برند.......... 87
4-3-8آیا زندگی مطابق با تلاش هرکس به اوپاداش می دهد؟ 89
4-3-9زندگی انسان روی کره ی زمین......... 92
4-4دین.................................. 94
4-4-1وقتی خدارا می پرستید چه احساسی دارید؟... 94
4-4-2رابطه ی دین و اخلاق................. 97
4-4-3 تصویر ایمان بالغ.................. 101
فصل پنجم: نتیجه گیری تحقیق
نتیجه گیری تحقیق ....................... 108
منابع .................................. 114
ضمائم .................................. 116
- متن مصاحبه نامه ...................... 117
- متن پیاده شده 30 مصاحبه ............. 123
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول:کلیات
1-1مقدمه................................. 2
1-2ضرورت واهمیت موضوع.................... 4
1-3بیان مسئله............................ 5
فصل دوم:روش تحقیق
2-1روش تحقیق............................. 8
2-2روش انتخاب نمونه...................... 9
2-3روش گردآوری داده ها.................. 10
2-4مشکلات و تنگناها...................... 10
فصل سوم:پیشینه ی تحقیق
3-1تحقیقات انجام شده ی داخلی ........... 13
- سنجش دینداری جوانان وعوامل مؤثربرآن. 13
- فردگرایی و دین داری................. 14
- نظریه ی سکولار شدن................... 15
- عوامل مؤثر بر نگرش های مذهبی.......... 15
- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی برنگرش دینی دانشجویان........................ 16
- بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی و جنسیت بردینداری جوانان...................... 16
- بررسی میزان دین گرایی و ایمان دینی در بین دانشگاهیان 17
- بررسی تعریف عملیاتی دینداری در پژوهش های اجتماعی 17
- تأثیردینداری برنگرش های سیاسی......... 18
-
فصل چهارم: یافته های تحقیق
4-1داده های ناظربه واقع................. 20
4-1-1طبقه ی اجتماعی و دینداری........... 20
4-1-2رابطه ی تحصیلات و شغل با دینداری... 25
4-2تجربه های و روابط شکل دهنده ی زندگی.. 25
4-2-1روابط شکل دهنده.................... 25
4-2-2نقش مذهب در شکل دهی پیوندهای اجتماعی 28
4-2-3تجربه های شکست و تنهایی............ 32
4-2-4 محدودیت ها و ممنوعیت ها........... 41
4-2-5 ایجادحس معنا- تزلزل حس معنا....... 46
4-3ارزش ها و التزامات کنونی ............ 49
4-3-1ارزش ها و اعتقادات................. 49
4-3-2هدف زندگی.......................... 66
4-3-3نقش اراده ی انسان.................. 70
4-3-4ناامیدی............................ 73
4-3-5نگرانی ها از آینده ................ 77
4-3-6معنای مرگ.......................... 81
4-3-7چرابرخی بیشتر رنج می برند.......... 87
4-3-8آیا زندگی مطابق با تلاش هرکس به اوپاداش می دهد؟ 89
4-3-9زندگی انسان روی کره ی زمین......... 92
4-4دین.................................. 94
4-4-1وقتی خدارا می پرستید چه احساسی دارید؟... 94
4-4-2رابطه ی دین و اخلاق................. 97
4-4-3 تصویر ایمان بالغ.................. 101
فصل پنجم: نتیجه گیری تحقیق
نتیجه گیری تحقیق ....................... 108
منابع .................................. 114
ضمائم .................................. 116
- متن مصاحبه نامه ...................... 117
- متن پیاده شده 30 مصاحبه ............. 123
تاریخ تولد: 22/1/1335 شغل پدر: تراشکار شغل مادر: خانه دار شغل خودتون: خانه دار هستم ولی خیاطی
می کنم دین : اسلام – شیعه اهل: قزوین تحصیلات: سیکل ماشین: یه پراید داریم مسکن: استیجاری درآمد: شوهر مغازه ی کفش فروشی داره درآمدش بد نیست خدا رو شکر بستگی به فروشش داره هزینه ی خانواده در ماه: بالای 500 هزار تومن تعداد اعضای خانواده : 4 نفر
2- در مورد بخش های مختلف زندگی مثل کودکی، نوجوونی، جوونی هر چیزی که به خاطر دارید در مورد شرایط زندگیتون ، اعضای خانوادتون، اتفاقاتی که مهم بوده براتون هر چی به ذهنتون می رسد بگید؟
دوراک کودکی تا اونجا که یادم می یاد خیلی شیطون بودم و همیشه صدای دیگرانو در می آوردم هر چی پول از پدرم یا مادرم می گرفتم همه رو خوراکی می خریدم ومی خوردم ولی خواهرهای دیگه ام یا جمع می کردن یا می رفتن کتاب و مجله اینا می خریدن ولی من یا همه رو می خوردم یا عکس می خریدم، گوگوش اون موقع که ما نوجوون بودیم خواننده ی محبوب همه بود همیشه عکس هاشو جمع می کردم یه دفه آقام خدا بیامرز پیداشون کرده بود همه رو آتیش زد و با من کلی دعوا کرد من تا چند روز لب غذا نمی زدم آخه خانواده ی ما خیلی مذهبی بودن اصلا با این جورچیزا مخالف بودن به خاطر همینم من خیلی باهاشون مشکل داشتم خوب اون وقتا زمان طاغوت بود دیگه همه آزاد بودن ولی پدرما می گفت نه شماها باید حجاب داشته باشید ما هم که جوون بودیم و دلمون می خواست مثل بقیه بگردیم ، دوران سختی رو می گذروندم که با دوست برادرم آشنا شدم چند بار اومده بود خونمون و همدیگرو دیده بودیم، هم من از اون خوشم می یومد هم اون از من بعد از یه مدت رفت و آمد از من خواستگاری کرد و با هم ازدواج کردیم واقعاً که بهترین روزهای زندگیم بود اون چند سالی که با اون خدا بیامرز زندگی کردم واقعاً مرد نمونه ای بود ولی عمرش به دنیا نبود به قول معروف
می گن خدا خوبهارو گل چین می کنه و زودتر می برتشون واقعاً هم همنیطور بود، 5 سال ما با هم زندگی کردیم و یه دختر 4 ساله داشتیم که اون حادثه پیش اومد و در اثر آتیش سوزی تو محل کارش فوت کرد. تولیدی کفش داشتن.
تا 7 سالگی دخترم پیش من بود ولی بعدش خانواده ی شوهرم می خواستن ببرنش پیش خودشون ولی من به هیچ قیمتی حاضر نبودم تا اینکه پیشنهاد دادن که زن برادرشوهرم بشم واقعاً برام سخت بود چون مثل برادرم می موند ولی به خاطر بچه قبول کردم وزنش شدم الان به جز دختر اولیه دو تا بچه ی دیگه همه دارم یه دختر و یه پسر.
3- آدم ها و تجربه هایی که درجریان زندگی برای شما خیلی مهم بوده اند چه کسانی بودند؟
از آدم های مهم زندگیم مادرشوهرم بوده که واقعاً حق مادری به گردنم داشته و خیلی چیز ازش یاد گرفتم و همسر دومم که بردارشوهرم بوده چون فداکاری بزرگی کرد و جوونی خود شو به پای من و دخترم گذاشت.
4- در حال حاضر در مورد خودتان چه طور فکر می کنید؟ و چی باعث می شه زندگیتون معنا پیدا کنه و براتون ارزش پیدا کنه.
در مورد خودم خوب فکر می کنم خودمو دوست دارم و به زندگیم خودم سعی می کنم که معنی بدم خیاطی
می کنم کلاس ورزش می رم، شنا می رم نمی زارم به خودم بد بگذره.
قسمت دوم
1- در حال حاضر کدام روابط از نظر شما در زندگیتون اهمیت بیشتری داره؟
رابطه با اعضای خانواده، روابط غیرخانوادگی رابطه با دوستان یا همکاران یا هر رابطه ی دیگه ای.
اول رابطه با اعضای خانواده چون خانواده ی خوب و صمیمی هستیم وبعد از اون رابطه با دوستان که هر چند وقت یکبار به هم دیگه سر می زنیم و از حال هم با خبریم ، دوست خیلی خوبه آدم با هاش دردو دل می کنه سبک می شه.
2- از وقتی کودک بودین تا الان در مورد پدرتون چه طوری فکر می کردید چه ویژگی های برجسته ای داشتی و به چه چیزهایی علاقه داشتند؟ در مورد مادرتون هم توضیح بدید؟
پدرم مرد خوبی بود خوش اخلاق ، مهربون با محبت علاقه اش بیشتر به بچه ها و نوه هاش بود و خیلی هم مذهبی و اهل نماز و روزه بودن مادرم هم همین طور خیلی خوب و مهربون بود ولی نه اندازه ی بابام بعضی وقتا عصبانی می شد و سر یه سری چیزا خیلی سخت گیری می کرد.
آیا پدر ومادرتون متدین بودند؟
بله ولی پدرم خیلی بیشتر از مادرم بود و بیشتر اهمیت می داد که اطرافیان یا افرادی که باهاشون ارتباط برقرار می کند دین دار هستند یا نه مخصوصاً نسبت به بچه هاش خیلی حساس بود ولی مادرم نه سرش توکار خودش بود، حجابش، نمازش همه چیزش واسه خودش بود.
3- اشخاصی در زندگیتون بودند که در شکل دادن نگاهتون به زندگی تاثیر گذاشته باشند یا تغییرش داده باشد؟
بله بهتون گفتم مادرم شوهرم بودن که من خیلی چیزا تو زندگی ازش یاد گرفتم.
4- آیا شکست ها یا بحران هایی را تجربه کردید که زندگیتون را تغییر داده باشه و یا زنگ خاصی به اون زده باشه؟
بله فوت همسر اولم خیلی رنگ بدی به زندگیم زد ما داشتیم با عشق زندگی می کردیم من تا چند وقت دیوونه شده بودم روزی یکبار باید سرم می زدم با هیچ کس حرف نمی زدم، انقدر گریه می کردم که از هوش می رفتم خیلی روزهای سختی بود برام و فکر نمی کردم دیگه بعدش بتونم ازدواج کنم ولی به خاطر بچه این کارو کردم.
5- آیا لحظاتی رو در زندگی تجربه کردید که تو اون لحظات واقعاً احساس لذت کردین و به وجد اومدین ؟
بله ازدواج دختر بزرگم واقعاً برام لذتبخش بود چون یک مقدار سخت به فرد مورد علاقه اش رسید و من خیلی براش نگران بودم ولی بعدش دیگه خیالم راحت شد.
6- محرومیت ها و ممنوعیت ها در زندگی اولیه تون چه بوده؟ چقدر بر منوال آنها عمل کردید؟ والان این ممنوعیت ها کدام هاهستند؟
ممنوعیت زیاد بوده می گم که پدرم خیلی مذهبی بود یه عقایدی داشت نمی زاشت تنها از خونه بریم بیرون با دوست زیاد رفت و آمد کنیم صبح تا شب تو خونه بودیم و باید کارهای خونه رو می کردیم . خوب ما هم مجبور بودیم هر چی می گن گوش بدیم دیگه، احترام می زاشتیم بهشون. الان دیگه معنویتی وجود نداره در واقع همون نگرانی ها رو من الان درمورد بچه های خودم هم دارم و الان می فهمم که چرا اون وقت اینطوری بوده.
7- آیا شده تجربه هایی در زندگیتون داشتیه باشید که این تجربه ها باعث شده باشه مسائلی که براتون ارزش نداشته و بی معنی بوده براتون اهمیت پیدا کند؟ یا برعکس تجربه هایی که باعث شده مسائل با ارزش براتون بی اهمیت بشه؟
بله یه شخصی بود، یه دوستی من داشتم که خیلی برام مهم و قابل اطمینان بود و من همیشه هر حرفی داشتم بهش می گفتم خیلی با هم صمیمی بودیم ولی من متوجه شدم که این آدم پشت سرمن می شینه حرف می زنه و حتی حرف هایی که من بهش گفته بودم و بین خودمون بود فقط از زبون دیگران شنیدم و خیلی ناراحت کننده بود برام و واقعا دیگه ارزش خودشو پیش من از دست داده و یکی هم اینکه من تو نماز خوندن یه مقدار سست بودم یعنی گاهی وقتا می خوندم گاهی وقتا نمی خوندم ولی الان دیگه سعی می کنم هیچ وقت ترک نکنم.
قسمت سوم
1- ارزش ها و اعتقاداتی که فکر می کنید زندگیتون براساس اونها شکل می گیره و در راهبری زندگیتون براتون اهمیت داره؟ به عنوان مثال مسائل مادی هستند اخلاقه مذهبه یا هر چیز دیگه ای که خودتون فکر
می کنید؟
بله مسائل عادی خیلی مهمه آدم اگر پول داشته باشه آسایش و رفاه هم به دنبالش داره ولی مهم تر از او سلامتیه، اخلاق خوبه و مذهب هم که جای خودشو داره تو زندگی همه
2- هدف زندگیتون چیه؟
اینکه بیشتر از این پیشرفت کنم، موفقیت بچه هامو ببینم و تلاش کنم واسه زندگیشون.
3- آیا به نظر شما اعتقاداتی وجود دارند که همه یا اغلب مردم باید اونها رو باور داشته باشند و به اونها عمل کنند؟
نه اینطوری نیست هر کس یه عقیده و باوری داره و براساس باورهای خودش زندگی می کنه نمی شه گفت همه باید مثل هم فکر کنند.
4- آیا تصاویر یا مراسم خاصی هستند که برای شما مهم اند یا اشیاعی که براتون مفهوم دارند و باارزش هستند؟
بیشتر عکس های قدیمی و یادگاری هایی که از قدیم دارم برام خیلی با ارزشه یاد روزهای خوب زندگیم
می افتم مخصوصاً عکس هایی که با شوهر خدابیامرزم دارم خیلی برام مهم هستند.
5- اعتقادات و ارزش های چقدر براتون مهم هستند و چه زمانی بیشتر در زندگیتون بروز پیدا می کنند به عنوان مثال در زمانهایی که دچار بحران هستید یا تو خطر هستید یا وقتایی که می خواهید تصمیم مهمی بگیرید یا سر دو راهی قرار دارید؟
اعتقاداتم خیلی برام مهم بوده و خیلی جاها کمکم کرده مخصوصاً زمان هایی که تو بحران بودم، مشکل داشتم واتفاق بدی برام افتاده مثل وقتی که همسرم رو از دست دادم یا پدر و مادرم رو یا وقتایی که تو خانواده یه مشکلی پیش ی یاد بحران مالی بوجود می یاد همیشه ازخدا کمک خواستم وخواستم که بهم صبر بده.
6- وقتی شما در زندگی قراره تصمیم مهمی بگیرید چه طوری دست به تصمیم گیری می زنید؟
فکر می کنم ، سبک سنگین می کنم تا زمانی که مطمئن بشم تصمیمی که می خوام بگیرم درسته، با دیگران هم مشورت می کنم با افرادی که تجربه دارن ولی نهایتاً تصمیم آخر رو خودم می گیرم.
7- آیا به نظر شما برای زندگی انسان طرحی از قبل تعیین شده وجود داره یعنی نیروهایی خارج از کنترل انسان روی زندگیش تاثیر دارند؟
بله وجود داره بعضی از اتفاقات هستند که واقعاً کنترلش از دست انسان خارجه و نمی شه کاریش کرد ولی بعضی از چیزها هم به خود آدم بستگی داره تا حد خیلی کمی چون در آخر باز همون چیزی می شه که خدا
می خواد به قول معروف می گن اگر خدا نخواد حتی یه برگ از درخت نمی یوفته.
8- وقتی که به شدت ناامید و دلسرد می شدید چی باعث می شه دوباره امیدتون روبدست بیارید و تجدیدش کنید؟
یاد خدا اول بعدشم اینکه یه اتفاق جدید بیوفته یه خبر خوب بشنوم یه جوری بشه که از حال و هوای خودم بیرون بیام.
می شه یک مثال بزنید؟ مثلا ما چند وقته پیش یک مقدار پول یه جا سرمایه گذاری کردیم ولی بعد از یه مدت پولمون رو خوردن و کلاهبردار از آب در اومدن واقعا ناامید کننده بود چون خیلی به خاطر اون پول زحمت کشیده شده بود و دست رنج چند سال کارکردن بود. از یک طرف به فکر آینده ی بچه ها بودم ازیک طرف به فکر شوهرم که زحمت هاش به باد رفته بود و خلاصه وضعیت خیلی بدی بود.
9- وقتی به آینده فکر می کنید چی باعث می شه که احساس نگرانی بکنید؟ برای خودتون ، برای کسایی که بهشون علاقه دارید برای جامعه یا هر چیز دیگه؟
اول برای بچه هام نگرانم که سالم زندگی کنند وخوشخبت بشن و بعد از اینکه قرار پیر بشم نگرانم چون دوست ندارم از دست و پا بیوفتم دلم می خواد تا لحظه ی آخر عمرم روی پاهای خودم باشم و سربار کسی نباشم همین.
10- مرگ برای شما چه معنایی داره؟ وقتی ما می میریم چی می شیم؟
مرگ معنای جدایی، دوری، دلتنگی خیلی سخته مخصوصاً از دست دادن عزیزان خیلی سخته.
وقتی می میریم می ریم توی یه دنیای دیگه که اونجا باید جوابگوی کارهامون تو این دنیا باشیم.
11- به نظر شما چرا برخی از اشخاص و گروه ها بیشتر از دیگران رنج می برند؟
چون زندگی رو سخت می گیرن و فکر می کنند فقط مشکل خودشون مشکله در صورتی که واسه همه هست یکی از فقر رنج می بره یکی از مریضی یکی از دست بچه هاش فرقی نمی کنه همه رنج می برن ولی بعضی از آدما بامشکلاتشون کنار می یان بعضی ها نه .
12- آیا به نظر شما زندگی مطابق باتلاش هر کس بهش پاداش می ده و کسی که فقیره دلیش اینه که تلاش کمتری واسه زندگیش می کنه؟
بله خوب هرکس هر چقدر تلاش کنه همونقدر هم پاداش می گیره ولی یکی می بینی بلد نیست چه جوری خرج کنه یا خرجش بیشتر از درآمدشه یا بدهکاره یا پس انداز نمی کنه به هر حال زحمت می کشه و همونقدر هم پاداش می گیره ولی طریقه ی استفاده ازش رو نمی دونه و اشتباه زیاد می کنه .
13- آیا به نظر شما زندگی انسان روی کره ی زمین تا زمان نامعینی پیش می ره یا اینکه به پایان می رسه؟
بله بالاخره یه روز تموم می شه ولی زمانش مشخص نیست.
قسمت چهارم
1- آیا شما تجربه های دینی مهمی داشتید؟ مثلا جایی رفته باشید برای زیارت یامراسم خاصی که رو شما از نظر دینی تاثیر گذاشته باشه وتحت تاثیر قرار گرفته باشید؟
نه خیر پیش نیومده البته جاهای زیارتی زیاد نرفتم به جزه مشهد و بعضی از امامزاده ها و اینکه بخواد متحولم بکنه نه نشده ولی خیلی بهم آرامش می ده و سبک می شم.
2- وقتی درمورد خودتون فکر می کنید چه احساسی دارید؟
احساس خوبی نسبت به خودم دارم همیشه سعی می کنم خوش اخلاق باشم و به دیگران کمک کنم تا اونجا که بتونم .
3- ایا خودتون را فرد دین داری می دونید؟ چرا؟
تا حدودی بله در این حد که نمازمو بخونم، روزه بگیرم، حجابم رو رعایت کنم و حلال و از حروم تشخیص بدم بله .
4- وقتی که شما خدارو می پرستید چه احساسی دارید؟
احساس آرامش ، سبکی و خیلی احساس خوبی دارم.
5- آیا شما احساس می کنید نگاه دینی تون درسته ؟ چرا؟
خیلی ها دینشون از من کامل تره ولی من فکر می کنم نگاه دینیم درست باشه چون علاوه بر اون چیزایی که گفتم رعایت می کنم سعی می کنم همیشه کاری کنم که خدا ازم راضی باشه و بنده های خدا رو شادکنم تا این حدش از دست من بر می یاد حالا اگر خدا قبول کنه.
6- گناه از نظر شما چیه و شما چقدر در زندگی احساس گناه می کنید؟
گناه اینه که برخلاف دستور خدا عمل کنی و اینه که مردم رو از دست خودت ناراحت کنی و به برنجونی من یه وقتا احساس گناه می کنم ولی بعدش سعی می کنم هر طور شده این احساس رو از خودم دور کنم چون خیلی احساس بدیه و دردآوره.
7- آیا به نظر شما دین و اخلاق به هم مربوط می شه و اگر دین نباشه اخلاق هم از بین می ره ؟
تا حدودی به هم مربوط می شه ولی من خیلی از آدم ها رو دیدم که دین دار نبودن ولی اخلاق پسندیده ای داشتن نمی شه گفت صد درصد اینطوریه.
8- چه وقت شما احساس می کنید و زندگیتون دارید رشد می کنید یا با اون کش مکش دارید؟ و فکر می کنید تا چه زمانی می تونید رشد کنید؟
دیگه فکر نمی کنم بیش تر از این بتونم رشد کنم هر چقدر می خواستم رشد کنم تا الان کردم الان دیگه امیدم به بچه هاس که خوشبخت بشن و راه زندگیشون رو پیدا کنن.
9- به نظر شما ایمان کامل و رشد یافته چه ایمانیه و چه ویژگی هایی داره؟
اینه که همه ی دستورات خدا مو به مو انجام بشه و همیشه نیت آدم رضای خدای باشه.
تاریخ تولد:13/3/1368 شغل پدر : مغازه دار (کفش فروشی) شغل مادر: خانه دار اهل : تهران دین: اسلام- شیعه تحصیلات: دیپلم
2- در مورد بخش های مختلف زندگی مثل کودکی، نوجوونی، جوونی هر چیزی که به خاطر دارید در مورد شرایطی که داشتید در خانواده، در مورد افراد خانوادتون، دوستانتون ، افرادی که براتون مهم بودن یا اتفاقات خاصی که براتون افتاده؟
دوران کودکی ما تو خونه ی مادربزرگم زندگی می کردیم همش در حال بازی و خنده بودیم ، دوست و همبازی زیاد داشتم همیشه بابچه های دیگر جلوی در کوچه فرش می انداخیتم می نشستیم خاله بازی
می کردیم، عروسک هامون بچه هامون بودن یکی مامان می شد یکی بابا می شد خیلی خوش می گذشت مثلا می رفتیم خونه های همدیگه مهمونی با پفک و بیسکویت از هم پذیرایی می کردیم خیلی خوب بود بهترین دوران زندگی فکر می کنم کودکی باشه.
چون مادربزرگم هنوز از اون خونه نرفتن هنوز هم دوستای دوران کودکی مو می بینم و یاد اون روزها
می افتیم با هم دیگه ، به جز خودم یه برادر و یه خواهر دارم که ازخودم بزرگ ترن چون من خیلی شیطون و پر سرو صدا بودم اونا خیلی حوصله ی منو نداشتن ، باهام زیاد خوب نبودن ولی یواش یواش که بزرگ تر شدم رابطه ام باهاشون بیشتر شد با برادرم که از خودم 2 سال بزرگتره زیاد خوب نبودم همیشه با هم دعوا می کردیم الانم بعضی وقتا اینطوریه ولی باخواهر بزرگتم خیلی خوبیم البته ازدواج کرده ولی خیلی خوبیم. دیگه اتفاق خاص اینکه یک بار از بالکن پرت شدم پایین دستم شکست عمل کردم همین. ولی دوران نوجوونی خیلی دوران بدیه آدم آزاد نیست.
باید اونجوری که دیگران دوست دارن. زندگی کنی، اونجوری که پدر و مادر می گن رفتار کنی، من خیلی به مشکل خوردم مخصوصاً بامادرم خیلی گیر می ده نمی زاره زندگیمونو بکنیم چپ می ری گیره می ده راست می ری گیر می ده خستم کرده ولی فکر می کنم تا زمانی که با اونا زندگی می کنم وضعیت همینه.
3- آدم ها و تجربه هایی که درجریان زندگی برای شما خیلی مهم بودند چه کسانی هستند؟
آدم ها خیلی روم تاثیر گذار بودن مثلا من خیی از کارها رو نمی دونستم اشتباهه ولی وقتی دیگران بهم گفتن روم تاثیر گذاشته و اون کار و دیگه انجام ندادم، بیش تر خواهرم بوده ودختر عمه ام که از من 10 سال بزرگ تره همیشه حرفمامو به این 2 تا می گم باهاشون مشورت می کنم و خیلی کمکم می کنن.
4- در حال حاضر در مورد خودتون چطوری فکر می کنید ؟ و چطوری به زندگیتون معنی می دید؟ چی از همه بیشتر براتون ارزش داره؟
یه آدم معمولی هستم، خیلی خودمو آدم ساده ای می دونم ، حرفای دیگران خیلی زود روم تاثیر می زاره، زودگول می خورم و اصلا نمی تونم به کسی نه بگم نه گفتن واسم خیلی سخته.
آرایش کردن رو خیلی دوست دارم، تمیزی رو خیلی دوست دارم دلم می خواد همیشه همه جا تمیز ومرتب باشه خوردن و خیلی دوست دارم و دلم می خواد با دوستام برم بیرون ولی مامانم نمی زاره.
قسمت دوم
1- در حال حاضر کدوم روابط از نظر شما اهمیت بیشتری براتون داره ؟رابطه با خانواده، با دوستان یا افراد دیگه؟
الان من بیشتر با خانوادم رابطه دارم و با افراد فامیل و فقط با یکی از دوستام در ارتباطم که اونم همه ی خانوادم می شناسنش.
2- در مورد پدرتون از دوران کودکی تا الان چطور فکر می کردید؟چه ویژگی هایی دارن وعلاقه شون بیشتر به چه چیزاهایی هست ؟ در مورد مادرتون هم همین ها رو بگید؟
پدرم خیلی آدم زحمت کشی ، آدم خیلی خیلی خوبیه رابطه ش با من خیلی خوبه رابطه ی منم با اون خیلی خوبه می تونم بگم تنها کسیه که تو خانواده طرفدار منه و همیشه ازم دفاع می کنه خیلی دوستش دارم. به پرنده خیلی علاقه داره مخصوصا قناری. مادرم هم خیلی خوبه و رابطمون با هم دیگر بد نیست می شه گفت خوب ولی خیلی باهم دیگه سر همه چیز دعوامون می شه مادرم اخلاقش طوریه که دلش می خواد همیشه همونی چیزی بشه که اون می گه دلش می خواد حرف اول و آخرو خودش بزنه ولی من اینطوری دوست ندارم.
آیا پدر و مادرتون متدین هستند؟ به چه معنا
بله نماز می خونن، خدا رو قبول دارن مادرم همیشه حجابش رو رعایت می کنه چادر سر می کنه ولی خیلی خشک نیستند در حد معمولی.
3- آیا اشخاصی در زندگیتون بودند که نگاهتون رو نسبت به زندگی تغییر داده باشند؟
نه خیر چنین شخصی نبوده تو زندگیم، بودن کسایی که باهاشون حرف زدم مشورت کردم و به حرفشون گوش دادم ولی کسی که بخواد نگاهمو طرز فکرمو تغییر بده نه نبوده.
4- آیا شکست ها یا بحران هایی را تجربه کردید که روزندگیتون خیلی تاثیر گذاشته و رنگ خاصی به اون زده؟
بله بوده من یه شخصی رو خیلی دوست داشتم برادر دوست صمیمی خودم بود که خیلی اون آدم واسم مهم بود و دوستش داشتم و فکر می کردم که اون هم منو دوست داره دلم می خواست تا آخر عمر همدیگرو دوست داشته باشیم ولی فهمیدم که امکانش نیست و ما نمی تونیم باهم دیگه باشیم و خیلی برام ناراحت کننده بود و می تونم بگم ضربه ی روحی خوردم تو این مسئله و دیگه از اون به بعد دلم نمی خواد به هیچ پسر دیگه ای فکر کنم.
5- آیا در زندگیتون لحظاتی را تجربه کردید که تو اون لحظات واقعاً احساس لذت کردین و به وجد اومدین (برای مثال در طبیعت مثل لذت بردن از آرامش دریا، یا در تجربه های عاطفی و عاشقانه یا از دیدن زیبایی ها یا برقراری یک ارتباط الهام بخش)
بله خیلی بوده مثلا زمانی که فرد مورد علاقه ام رو می بینم حتی شاید از فاصله ی 100 متری ولی احساس لذت می کنم یا زمانی که در کنار دوستام هستم مخصوصاً ندا که صمیمی ترین دوستمه و من بردارش رو دوست دارم یا وقتایی که با خانواده می ریم مسافرت، گردش و از طبیعت هم خیلی لذت می برم از جنگل جایی که سرسبزه باشد.
6- محرومیت ها و ممنوعیت ها در زندگی اولیه تون چه چیزهایی بوده ؟ چقدر شما برطبق اونها رفتار کردید؟ و چقدر این محدودیت ها در زندگی شما تغییر کرده؟
خیلی بوده مثل دانشگاه رفتن که دوست دارم ولی مادرم اصلا دوست نداره و اجازه نمی ده من برم دانشگاه وخیلی چیزای دیگه تنها جایی نباید برم فقط باخودش می رم خونه ی دوستان نباید برم، آرایش نباید بکنم، با دوستام نباید بیرون برم و من دوست دارم همه ی این کارها رو انجام بدم چون هم سن و سال های خودم اینطوری هستند ولی چون خانوادم نمی زاره خوب منم مجبورم که تابع اونها باشم وفکر نمی کنم هیچ وقت تغییر کنه تا زمانی که شوهر کنم البته اگر شوهرمم از مادرم بدتر نباشه.
7- آیا شده تجربه هایی در زندگیتون داشته باشید که این تجربه ها باعث شده باشه مسائلی که براتون ارزش نداشته و بی اهمیت بوده براتون ارزشمند و با معنا شده باشه یا برعکس تجربه هایی که باعث شده مسائل با ارزش اهمیت خودشونو از دست بدن؟
بله همین دوستم ندا خیلی باهم صمیمی بودیم و خیلی برام با ارزش و مهم بود ولی یه کارایی کرد که دیگه عقیده ی منو نسبت به خودش عوض کرد و دیگه اون ارزش سابق رو واسه ی من نداشت ولی بعدش دوباره خودش فهمید که اشتباه کرده و از دلم درآورد.
قسمت سوم
1- ارزش ها و اعتقاداتی که فکر می کنید در راه بری و پیشبرد زندگیتون براتون اهمیت دارند چه چیزهایی هستند؟ به عنوان مثال به مادیات بیشتر اهمیت می دید یا اخلاق یا مذهب یا هر چیز دیگه ای که خودتون فکر می کنید؟
مهم تر نیش درست زندگی کردنه، سالم زندگی کردن و با دیگران خوب رفتار کردن و بعد از اینا مادیات هم خیلی تو زندگی مهمه و نوع زندگی آدم رو تعیین می کنه یعنی اینکه تو آسایش زندگی کنی یا تو سختی.
2- هدف زندگیتون چیه؟
من فکر می کنم هدف همه تو زندگی مردنه چون آخرش به مرگ ختم می شه ولی در حال حاضر هدفم اینکه ازدواج کنم بایه آدم خوب که منو درک کنه ، بچه دار بشم و شاید بعد از ازدواج تازه زمانی باشه که بتونم هدف های زندگیمو تعیین کنم چون الان خانوادم نمی زاره مثلاً شاید درس بخونم و ادامه تحصیل بدم ویا سرکار برم و خیلی از کارهای دیگه که دوست دارم ولی الان نمی تونم انجام بدم.
3- آیا به نظر شما اعتقاداتی وجوددارند که همه یا اغلب مردم باید اونها رو باور داشته باشند و بهشون عمل کنند؟
نه وجود نداره به نظر من هر کس هر عقیده ای که خودش بخواد می تونه داشته باشه و راهی رو که خودش می خواد واسه زندگیش پیدا کنه.
4-آیا تصاویر یا مراسم خاصی هستند که برای شما مهم اند یا اشیاعی که مفهوم باارزشی برای شما داشته باشند؟
من بیشتر به مراسمی که توش شادی باشه جشن باشه دوست دارم اشیاء نه زیاد برام مفهوم ندارند.
6- ارزش ها و اعتقادات شما چقدر برای شما مهم هستند و چه زمانی بیشتر در زندگی شما بروز پیدا می کنند؟ مثلا زمان هایی که در بحران هستید زمان هایی که می خواهید تصمیم گیری کنید و بر سر دو راهی قرارا دارید یا وقتایی که خطر هستید یا هر زمان دیگه ای ؟
نمی دونم عقیده من اینکه که آدم فقط باید انسانیت داشته باشه بامردم خوب رفتار کنه و اخلاقش خوب باشه نخواد سر کسی کلاه بذاره، دوز و کلک نداشته باشه و روراست باشه فکر می کنم خدا هم همین چیزا رو
می پسنده.
7- وقتی که شما در زندگی قرار است تصمیم مهمی بگیرید چطوری دست به تصمیم گیری می زنید؟
بیشتر با دیگران که تجربه شون از من بیشتره مشورت می کنم، مثلا بیشتر باخواهرم و اون بهم می گه که چی کار بکنم.
8- آیا به نظر شما زندگی از قبل طراحی شده و نیروهایی خارج از کنترل انسان در زندگیش تاثیر دارند؟
نه اینطوری نیست خدا به آدم عقل داده، فکر داده که خودش واسه خودش زندگی کنه و از قبل تعیین نشده که مثلا تو فلان روز فلان اتفاق باید بیوفته به نظر من خود آدم زندگیشو درست می کنه.
9- وقتی که به شدت ناامید و سرد هستید چی باعث می شه امیدتون رو دوباره بدست بیارید یا حفظش کنید ؟ مثال بزنید؟
تا وقتی که دوباره یه اتفاق جدید بیوفته، یه چیزی خوشحالم کنه باید خبر خوبی بشنوم یا با دیگران صحبت کنم مثلا وقتایی که با مامانم دعوام می شه سر مسائلی الکی انقدر تو اتاقم می مونم و آهنگ گوش می دم تا یه اتفاق جدید بیوفته یه نفر بیاد خونمون یا جا بریم یا هر چیز دیگه.
10- وقتی در مورد آینده فکر می کنید چی باعث می شه احساس نگرانی و ناآرامی کنید؟ برای خودتون یا برای کسایی که به اونها عشق می ورزید برای جامعه یاهر چیز دیگه ای؟
اینکه نمی دونم در آینده قراره چه اتفاقی بیوفته نگران کننده اس من مثلا با چه کسی ازدواج می کنم، خوبه ، بده، می تونم باهاش کنار بیام با خانوادش می تونم کنار بیام واز این جور چیزا.
11- مرگ برای شما چه معنایی داره؟ وقتی ما می میریم چی می شیم؟
من از مرگ خیلی می ترسم چون آدم وقتی می میره باید عذاب بکشه می ره توی دنیای دیگه وباید سوال و جواب بشه، مجازات بشه، سخته من خیلی می ترسم.
12- به نظر شما چرا بعضی از مردم بعضی از گروه ها بیشتر از بقیه رنج می برند؟
چون زندگی رو به خودشون سخت می گیرن و فکر می کنند همه چیز سخته.
13- آیا به نظر شما زندگی مطابق با تلاش هرکس بهش پاداش یعنی کسی که فقیره دلیلش اینه که تلاش کمتری واسه زندگیش می کنه؟
نه یکی هست می بینی خیلی تلاش می کنه ولی خدا همونجوری که خودش می خواد بهش پاداش می ده به اندازه ای که روز یشه بهش می ده و یا کسی که تلاش کمی می کنه ولی پول زیاد در می یاره حالا از هر راهی.
14- آیا به نظر شما زندگی انسان روی کره ی زمین تا زمان نامعینی پیش می ره یا اینکه به پایان می رسه؟
نه تا زمان نامعینی پیش می ره و فکر نکنم به پایان برسه.
قسمت چهارم
1- شما تجربه ی دینی مهمی داشتید ؟ مثلا جایی رفته باشید که از نظر دینی روتون تاثیر گذاشته باشه یا یه فرد خاصی یا اینکه اصلا خودتون متحول شده باشید؟
خیلی شده ولی کوتاه مدت بوده مثلا یه جای زیارتی رفتم یا اینکه دیدم یه نفر نماز می خونه یا قرآن می خونه روم تاثیر گذاشته و شروع کردم به نماز خوندن ولی بعد از یه مدت دوباره از سرم افتاده
2- وقتی درمورد خودتون فکر می کنید چه احساسی دارید؟
احساس پوچی فکر می کنم آینده ای ندارم چون به هیچ کاری مشغول نیستم وبیشتر وقتم داره هدر می ره احساس خوبی ندارم چون بیشتر اون چیزی هستم که دیگران می خوان نه اون چیی که خودم دوست دارم باشم.
3- آیا خودتون رو فرد دین داری می دونید چرا؟
من خدا رو دوست دارم ولی نه نماز می خونم نه حجاب دارم نه هیچی حالا نمی دونم دین دارم یا نه دینم اسلامه.
4- وقتی که شما خدا رو می پرستید چی احساسی دارید؟
خیلی احساس خوبی دارم حس می کنم تو آسمون ها هستم و سبک شدم.
5- آیا به نظر شما نگاه دینی تون درسته چرا؟
نه نگاه دینی من درست نیست چون من خودمو مومن ودین دار نمی دونم و هیچ کدوم از کارهای دین رو انجام نمی دم.
6- گناه از نظر شما چیه و چقدر شما در زندگی احساس گناه می کنید؟
گناه اینه که به اون چیزایی که خدا گفته عمل نکنیم، من خودمو خیلی گناه کار می دونم وهمیشه احساس گناه می کنم.
7- آیا به نظر شما دین واخلاق به هم مربوط می شه یعنی کسی که دین نداره اخلاقش هم از بین می ره؟
نه من اینو قبول ندارم چون خیلی از آدم ها رو دیدم که به قول خودشون دین داره هستند ولی اصلا اخلاق خوبی ندارن و خیلی از کارهاشونو من قبول ندارم و خیلی از آدما اصلا دین دار نیستند ولی کارهاشون خیلی درست تره.
8- چه زمانی شما در زندگی احساس می کنید که دارید رشد می کنید یا با زندگی کش مکش دارید ؟ و تا چه زمانی شما می تونید رشد کنید؟
زمانی که اونجوری زندگی کنم که خودم دوست دارم و دیگه کسی واسم تعیین تکلیف نکنه واختیار زندگیمو خودم داشته باشم و دیگران به چشم یه بچه به من نگاه نکن و بفهمند که منم بزرگ شدم ومی تونم واسه زندگیم تصمیم بگیریم آدم تا آخر عمر می تونه پیشرفت کنه تا وقتی که سالمه و عقلش کار می کنه.
9- به نظر شما ایمان بالغ و رشد یافته چه ایمانیه و شخص مومن باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟
نمی دونم خودمو در حدی نمی دونم که بخوام به این سوال جواب بدم ولی فکر می کنم همین که آدم به یاد خدا باشه کافیه.
تاریخ تولد: 5/1/1332 شغل پدر : پدر نداشتم از 3سالگی ما رو گذاشت رفت شغل مادر: خانه دار بود شغل خودتون: قبلا تو مهدکودک مربی بودم الان خانه دار اهل: افشاریه (طرف قزوین) تحصیلات: تا کلاس 6 قدیم مسکن : شخصی ماشین: بله پراید داریم
2- در مورد بخش های مختلف زندگی مثل کودکی، نوجونی ، جوونی تا الان هر چیزی که به خاطر دارید در مورد شرایط زندگیتون، افراد خانوادتون، وضعیت زندگیتون هر چی به ذهنتون می رسه بگید؟
دوران کودکی ما تهران زندگی می کردیم شرایطمون هم از الان خیلی بهتر بود تو کودکی من نه خواهری داشتم نه برادری نه پدری من بودم ومادرم زیاد نمی تونم بگم توچه خانواده ای زندگی می کردم مادرم می گه وقتی من 3 سالم بوده پدرم گذاشته رفته و من تا چشم باز کردم دیدم نیست و هیچی راجع به پدر نمی دونم چون محبتی ندیدم و فکر می کنم همه ی پدرا بدن الان یکی می گه من پدرمو خیلی دوست دارم تعجب می کنم چون از محبت پدر دختری چیزی نفهمیدم. مشکلات اقتصادی مثل الان نبود هر چند ما تو شرایط سخت بزرگ شدیم ولی از الان خیلی بهتر بود تو دورن نوجوونی هم که ازدواج کردم سن 15 سالگی بودم که واسم خواستگار اومد و ازدوج کردم ولی تا چند سال بچه دار نمی شدم به خاطر همینم خیلی ناراحت بودم ولی بعدش خدا بهم یه پسر داد بچه ی دومم پسر و سومی دختر شد خلاصه زندگی کردیم تا الان که دیگه بچه ها بزرگ شدن و هر کدوم زندگی خودشونو دارن دخترم تازه عقد کرده ، یه پسرم سربازه و اون یکی هم سرکار می ره، خدا روشکر بچه های خوبی هستن.
3- آیا آدم ها با تجربه هایی بودن که تو زندگی شما خیلی مهم بوده باشن؟
تجربه ی خاصی که نبوده ولی عمو حسن یکی از دوستای قدیمی شوهرمه که مثل برادر بزرگتر تو زندگی واسم ارزش داشته یه موقعی یه اشکالی چیزی داشتیم راهنماییمون می کرد یا می خواستیم تصمیم بگیریم از اون کمک می خواستیم همیشه بهمون کمک کرده.
4- در حال حاضر در مورد خودتون چطوری فکر می کنید؟
یه آدم خوب، کاری به کار کسی ندارم، دورو نیستم، دوست ندارم پشت کسی حرف بزنم به کار کسی دخالت کنم روی هم رفته خودمو آدم مثبتی می دونم.
چی باعث می شه زندگی براتون معنی پیدا کنه یعنی چی تو زندگیتون از همه چیز بیشتر براتون ارزش داره؟
الان دیگه فقط بچه ها من که خوشبخت بشن اینا برام با ارزش داره دیگه چیز دیگه ای نیست.
قسمت دوم
1- در حال حاضر رابطه با چه کسانی در زندگیتون اهمیت بیشتری داره براتون ؟ با اعضای خانواده با دوستان، همکاران یا هر افراد خاص دیگه.
با خانوادم با دوست زیاد رابطه ندارم الان همه چیزم شده همین خانوادمو بچه هام
2- در مورد پدرتون که خوب توضیح دادین، در مورد مادرتون از دوران کودکی تا الان چطورفکر می کردین چه ویژگی هایی دارن مادرتون و به چه چیزهایی علاقه دارن؟
مادرم تا دلتون بخواد خوب بود ، زن خوب، فداکار به خاطر من یدونه بچه نه شوهر کرد نه چیزی تا منو بزرگ کرد و شوهر داد برعکس پدرم هر چه مادرم مهربونو فداکار بود پدرم بدجنس . مادرم بیشتر به خیاطی علاقه داشت و به من از همه چیز بیشتر علاقه داشت.
آیا مادرتون متدین بودن؟ بله خیلی اهل نماز و روزه و حجاب بودن حتی دامادش هم تا حالا موها شوند ندبده، خیلی ساده می گشت و خیلی زن ساده ای بود.
3- آیا شخص یا اشخاصی تو زندگیتون بوده که نگاهتون رونبست به زندگی تغییر داده باشه؟
نه خیر اصلا نبوده.
4- آیا شکست ها یا بحران هایی تو زندگیتون بوده که زندگیتون رو تغییر داده باشه؟
نه خوب از وقی ازدواج کردم زندگیم خوب بوده شوهرمم خوب بوه اونطوری نبوده که اذیت کنه، ناراحتی توش نبوده. البته سختی هم تو همه ی زندگی ها هست ولی من خودم آدمی ام که زیاد به مشکلات توجه نمی کنم اصلا بهشون اهمیت نمی دم و مشکل بزرگی هم تا حالا تو زندگیم بیش نیومده خدا روشکر گذری بوده.
5- آیا تو زندگیتون لحظاتی رو تجربه کردی که تو اون لحظات واقعاً احساس لذت کردین و تو اوج بودین؟
بله به دنیا اومدن بچه هام مخصوصاً پسر اولم چون بعد از 10 سال خدا بهم داد و به دنیا اومدن دخترم که آخرین بچه اس چون دختر خیلی دوست داشتم علاقه ی عجیبی به دختر داشتم.
6- محرومیت ها و ممنوعیت ها در زندگی اولیتون کدوم ها بوده و الان این ممنوعیت ها هستند یا خیر؟
بچگی هام مادرم یه ذره سخت گیر بود خونه ی دوست نمی زاشت برم، بیرون نمی زاشت برم چون قدیمی بود دیگه دوست نداشت اصلاً از جلو چشمش برم اون ورتر.
7- آیا شده تجربه هایی تو زندگیتون داشته باشید که این تجربه ها باعث شده باشه مسائلی که براتون ارزش نداشته (بی معنی بوده براتون ارزشمند و با معنا بشه یا تجربه هایی که باعث شده مسائل با ارزش و با معنا براتون بی اهمیت بشه؟
نه نشده اصولاً من نه کاری به کی دارم نه چیزی برام اونقدر مهم نبوده که بعد بخواد اهمیش رو از دست بده.
قسمت سوم
1- ارزش ها و اعتقاداتی که فکر می کنید تو راه بری و پیشبرد زندگیتون اهمیت داره و زندگیتون براساس اونها شکل می گیرد؟ مثلا اخلاق، معنویات، مادیات یا هر چیز دیگه ای.
اول صداقت و روراست بودن تو زندگی مهمه اینکه کسی بهت دروغ نگه وبه کسی دروغ نگی و بعد از اون مادیات هم خیلی مهمه چون درسته که پول خوشبختی نمی یاره ولی بی پولی صددرصد بدبختی می یاره .
2- هدف زندگیتون چیه ؟
هیچی دیگه من الان چه هدفی می تونم داشته باشم جز بزرگ بچه هام و به ثمر رسوندن اونها.
3- آیا به نظر شما اعتقاداتی وجود داره که همه یا اغلب مردم باید اونها رو باور داشته باشن و به اونها عمل کنند؟
بله خوب باید باشه اگر نباشه که نمی شه اون وقت هر کس هر جوری دلش بخواد زندگی می کنه هر کاری دلش بخواد انجام می ده نمی شه همه باید قوانین و مقررات رو اجرا کنند به خدا اعتقاد داشته باشن باعث آزار و اذیت دیگران نشن.
4- آیا تصاویر با مراسم خاصی هستند که برای شما مهم اند یا اشیاعی که مفهوم با ارزشی براتون داشته باشن؟
سفره ی ابوالفضل رو خیلی دوست دارم و بعضی از مراسم های روزه و ختم انعام و اینجور چیزارو.
5- ارزش ها و اعتقادات شما چقدر در زندگیتون مهم هستند و چگونه تو زندگی تون بروز پیدا می کنند؟ مثلا در زمان هایی که تو بحران هستید یا زمان هایی که سرد و راهی قرار گرفتید و می خواهید تصمیم بگیرید یا مواقعی که تو خطر هستید یا هر زمان دیگه ای )
بیشتر تو زمان هایی که مشکل دارم یا یه چیزی می خوام و می بینم هرکاری می کنم نمی شه در اون زمان از خدا می خوم که کمکم کنه.
می تونید یه مثال بزنید؟ مثلا یکبار پسرم تصادف کرده بود و توی بیمارستان بود و من خودم شخصاً هیچ کاری از دستم برنمی یومد که انجام بدم به خاطر همینم واقعاً از ته دل خدا رو صدا کردم و ازش خواستم پسرمو به من برگردونه و خدا درخواست منو بی جواب نذاشت.
7- وقتی که شما تو زندگیتون قراره تصمیم مهمی بگیرید چطوری دست به تصمیم گیری می زنید؟
اگر مربوط به خودم باشه به تنهایی ولی بیشتر اوقات با شوهرم و بچه هام مشورت می کنم و با هم دیگه تصمیم می گیریم.
8- آیا به نظر شما زندگی انسان از قبل تعیین شده و نیروهایی خارج از کنترل انسان روی زندگیش تاثیر دارن؟
به نظر من خودانسانه که می تونه زندگی خودش رو درست کنه، تقدیر هم هست ولی خود آدم هم باید همت داشته باشه و کوشش کنه.
9- وقتی که به شدت نا امید و دلسرد می شوید چی باعث می شه امیدتون رو بدست بیارید و تجدیدش کنید؟
با گذشت زمان دیگه مجبورم فراموشش کنم، یا مثلا پیش خودم می کم شاید اشتباه بوده ، شاید خدا خواسته یا قسمت بوده و به هر حال یه جوری فراموشش می کنم.
مثال می زنید؟ می گم که مشکلی نداشتم که اونقدر بزرگ باشه یا شاید ازنظر من بزرگ نبوده ولی خوب همون چیزایی که تو زندگی همه هست مثل مریضی، بعضی اوقات مشکل مالی بوده ولی خوب خدا روشکر الان دیگه هیچی نیست.
10- وقتی درباره ی آینده فکر می کنید چه چیزی باعث می شه که شما احساس نگرانی بکنید برای خودتون یا کسایی که بهشون عشق می ورزید یا برای جامعه و یا هر چیز دیگه ام.
اولیش مادیات چون با این وضعیتی که داریم پیش می ریم فکر می کنم تا چند سال دیگه مجبوریم از گرسنگی بمیریم، بیشتر نگران آینده ای بچه هام که با این وضعیت چطوری می خوان تشکیل زندگی بدن واقعا سخته امیدوارم فقط خدا کمکشون کنه.
11- مرگ برای شما چه معنایی داره؟ وقتی ما می میریم چی می شیم؟
مرگ یه تقدیر الهی دیگه هر وقت آدم قسمتش باشه باید بره دیگه هیچ کس نمی مونه تو این دنیا بمونه.
ولی بعد از اینکه می میریم نمی دونم چی می شیم که من میگم هر چی هست آدم تو این دنیا می کشه حالا شاید یه دنیای دیگه ای هم باشه ولی من می گم آدم خوبی وبدی رو تو همین دنیا تقاصش رو پس می ده و
می ره .
12- به نظر شما چرا برخی از اشخاص و گروه ها بیش تر از دیگران رنج می برن؟
فکر می کنم به خاطر نداشتن وضع خوب و مادیات باشه یامریضی خیلی ناجور تو خانوادشون دارن ولی در کل از پول نداشتن آدم خیلی عذاب و سختی می کشه.
13- آیا به نظر شما مردم تو جامعه هر کدوم مطابق با تلاششون پاداش می گیرین یعنی کسی که فقیره دلیلش اینه که تلاش کمتری واسه زندگیش می کنه؟
خوب اونم شرط ولی شانس هم هست مثلا یه نفر اصلا زحمت نکشیده ولی خوب از اول توی یه خانواده ی پول دار به دنیااومده ولی بعضی ها هم هستند که واقعاً از نداشتن به همه جا رسیدن و از صفر شروع کردن.
14- آیا به نظر شما زندگی انسان روی کره زمین تا زمان نامعینی پیش می ره یا اینکه به پایان می رسه؟
فکر می کنم ادامه داشته باشه حالا می گن امام زمان ظهور می کنه کوه ها از هم می پاشه و همه چیز از بین
می ره ولی فکر نکنم تموم بشه هر نسلی که می یاد همینا رو می گن ولی هیچ اتفاقی هم نمی یوفته، من فکر
می کنم ادامه داشته باشه.
1- آیا شما تجربه ی دینی مهمی داشتید؟ مثلا جایی رفته باشید برای زیارت یا تو مراسمی شرکت کرده باشید که از نظر دینی روتون تاثیر گذاشته باشه؟
خوب مکان های زیارتی یا هر مراسمی که شرکت می کنم خیلی روم تاثیر می زاره بهم آرامش می ده ولی اینکه بخواد از نظر دینی متحولم کرده باشه نه نشده.
2- شما وقتی درمورد خودتون فکر می کنید چه احساسی دارید؟
احساس می کنم همین که هستم خوبم چون تلاش خودم رو کردم و چیزی که نذاشتم وهمه کاری رو که فکر می کردم باید انجام بدم انجام دادم.
3- آیا خودتون رو فرد دین داری می دونید؟ چرا؟
دین دار نسبت به اونا که انقدر مومن هستند نه که همش نماز بخونم جلسه ی قرآن برم نه ولی تا اونجا که بتونم سعی می کنم یه سری چیزها رو رعایت کنم.
4- آیا شما خدا رو می پرستید؟
بله دیگه همه چیز رو از خدا می خوایم دیگه نمی شه که نپرستیم باید بپرستیم.
وقتی خدا رو می پرستید چه احساسی دارید؟
احساس خوبی دارم احساس می کنم خدا رو دوست دارم و خدا هم منو دوست داره و هرچی می خوام از خدا می خوام.
5- آیا شما احساس می کنید نگاه دینی تون درسته؟ چرا؟
از نظر خودم بله درسته ولی از نظر دیگران نه چون دیگران همه چیز رو تو ظاهر می بینن اگر ظاهر من شبیه آدم های مومن نباشه از نظر اونا کافرم. ولی از نظر خودم هستم چون کارایی رو که خدا گفته نکن رو سعی
می کنم انجام ندم ولی اینکه بخوام خیلی متعصب باشم و ظاهر ساز باشم نه نیستم.
6- گناه از نظر شما چیه؟ و شما چقدر در زندگی احساس گناه می کنید؟
گناه هم همون چیزایی که خدا گفته نکنیم، دزدی کردن، مال مردم خوردن، با مردهای نامحرم دوست شدن اینا همه گناه.
سعی می کنم کمتر گناه کنم ولی اونقدر هم احساس گناه نمی کنم یه وقتا مثلاً چون نماز نمی خونم احساس گناه می کنم ولی معمولی نه خیلی زیاد.
7- آیا به نظر شما دین و اخلاق به هم مربوط می شه یعنی اگر دین نباشه اخلاق هم از بین می ره؟
بله بالاخره آدم از رودنیش اخلاقش رو درست می کنه چون دین به آدم می گه این کار رو بکن او کارو نکن و از رودین آدم روش زندگیشو انتخاب می کنه اگر دین نبود که هر کس هر کاری دلش می خواست انجام می داد.
8- چه وقت شما احساس می کنید در زندگیتون دارید رشد می کنید و چه زمانی احساس می کنید با زندگی کش مکش دارید و دست به گریبان هستید؟
خلاصه می شه تو بچه هام هر وقت اونا پیشرفت می کنن اونا خوشحالن منم احساس خوبی دارم ولی اگر خدای نکرده به عکسش باشه و یه مشکلی داشته باشن منم ناراحتم.
9- ایمان کامل و رشد یافته از نظر شما چه ایمانیه؟ باشخص مومن باید چه ویژگیهایی داشته باشه؟
ایمان کامل ایمانی که به خاطر خدا باشه و شخص مومن شخصیه که مردم آزاری نکنه، دروغ نگه، غیبت نکنه، به قول معروف می گن می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن من اینو خیلی قبول دارم.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 330 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 272 |
چکیده
حکیم نظامی گنجوی به عنوان یکی از ارکان ادب فارسی در تاریخ ادبیات ایران مطرح است. اما در کتابهای ادبی تنها به بیان خصوصیات شعری و همچنین توصیفات، مبالغه، صورخیال و... در اشعار او پرداخته شده و کمتر از عرفان و آرای عرفانی او سخن به میان آمده است. در این رساله سعی شده آرا و آموزههای عرفانی او در حد بضاعت نگارنده مورد بررسی قرار گیرد.
نخستین بابی که برای رسیدن به موضوع اصلی رساله، گشوده شده؛ آشنایی مختصری است با نام و نسب و زندگی و آثار او که به پنج گنج معروف است. نظامی از شاعرانی است که در ضمن اشعار خود به وقایع مهم زندگی مانند ازدواج، فرزندش محمد، فوت پدر، مادر، دایی و همسرش اشاره کرده است. بنابراین در مورد بیشتر حوادث مهم زندگی وی نکات مبهی وجود ندارد.
هرچند نام استادان نظامی از نکات پوشیده و نامعلوم زندگی اوست؛ اما مقام علمی و ادبی او بر کسی پوشیده نیست. او تا حدود سن سی سالگی به دنبال کسب علم و دانش بوده و پس از آن که دقایق و نهانیهای علوم را یکایک بازجسته است؛ گوشهگیری و عزلت را انتخاب نموده و به ریاضت و تربیت نفس همت میگمارد؛ تا این که به معرفت حقیقی میرسد. درباب دوم ضمن این که به بیان این مطالب پرداخته شده، تاثیر سنایی و شاعران دیگر بر نظامی مدنظر قرار گرفته است.
او علاوه بر این که سخت به مایههای عقیدتی شعر سنایی و ناصر خسرو معتقد است؛ به ظرافتهای شعری و اظهار دانش و فضل خود در علوم مختلف و به ویژه علوم ادبی در شعر خویش، اهتمام میورزد. شعر نظامی از نظر درون مایه عقیدتی، دنبالهرو آثار اخلاقی ـ عرفانی سنایی، و سخن حکمی ـ اخلاقی ناصر خسرو و از نظر گرایش به مفاهیم علمی برای خلق مضامین، پیروانوری است.
نظامی در بیان مفاهیم الهیات و به ویژه در مناجات و راز و نیازهایش از تغزل و توصیف استفاده نمیکند. بنا به گفته علامه محمد تقی جعفری گویا این روش از قرن هفتم به بعد رایج شده است.
اما تأثیر نظامی بر شاعران بعد از خود نیز واضح و آشکار است. حتی شاعران بزرگی چون مولوی، سعدی و حافظ از این تأثیر مصون نبودهاند و این مطلب، مقام بلند علمی و ادبی او را مینمایاند.
باب سوم این رساله تأملی بر افکار و عقاید اوست. عدهای براساس برخی از ابیاتش او را شافعی و اشعری میدانند؛ اما اشعار دیگری از او نشان میدهد که وی معتقد به نوعی تقیه در ابراز افکار و عقاید بوده و نمیتوان به طور قاطع راجع به عقاید او اظهار نظر کرد.
نظامی حکیم است و حکیم به حکم حکتمش، سخاوتمندانه و دلسوزانه به هدایت و راهنمایی خلق میپردازد و از طرفی دیگر ادبیات فارسی، ریشه در اندیشه و دیدگاه توحیدی دارد و در این دیدگاه پند و اندرز و احساس مسئولیت در برابر دیگران وظیفه هر انسانی و به ویژه انسان آگاه و خردمند است. بنابراین او که از شجره طوبای بالنده و تنومند اسلام بهره برده و به این سخن گرانبار مولا علی (علیه السلام) «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»؛ تأسی نموده، خود را مسئول و موظف میداند که به نصیحت دیگران بپردازد. نصایحی که پشتوانهای قرآنی و روایی دارد. گاه ابیات و اشعار او ترجمانی از یک آیه یا روایتی از ائمه معصومین علیهم السلام است. برای بیان پند و اندرزها و بهرهگیری از آنها، در باب چهارم به جایگاه پند و اندرز در ادب فارسی و به ویژه در آثار نظامی پرداخته شده است.
اما در باب پنجم که قسمت اصلی و شالوده این رساله بر آن نهاده شده؛ مباحثی در عرفان نظری و عملی انتخاب شده و ضمن معرفی مختصر آن مبحث، آیاتی از کلام الله مجید و احادیثی از ائمه معصومین علیهم السلام؛ به عنوان سرچشمه و منبع اصلی عرفان ناب و همچنین بیان سخن و یا اشعار فحول عرفان؛ ابیاتی از حکیم نظامی نیز آورده شده است.
مطلبی که یادآوری آن در این قسمت لازم است؛ این که مشخصات دقیق منابع و مآخذ مانند سال و محل نشر و نام انتشارات که در پاورقی به آن اشاره نشده؛ در بخش فهرست منابع و مآخذ آورده شده است. اما نکته بدیهی در این رساله کاستیها و کمبودهای بیشمار آن است که به بضاعت مزجاه نگارنده و گستردگی مباحث باز میگردد؛ بنابراین از اساتید گرانقدر و خوانندگان محترم پذیرفتن عذر تقصیر را خواهانم.
مقدمه
ماندگارترین، دلانگیزترین و زیباترین آثار ادبی جهان همان هایند که با رنگ خدایی شکل گرفتهاند و از درون عارفان برآمدهاند و همین امتیاز ادب فارسی است که به ادبیات و شعر فارسی شخصیتی خاص بخشیده و آن را از برجستهترین و پرجاذبهترین آثار ادبی جهان قرار داده است.
شعر و نثر فارسی به دلیل وجود شاعرانی عارف و حکیم، محل تجلی فطرت کمالجوی آدمی است. انسان سازی و پرورش عقل و دگرگونی حال در جهت رسیدن به کمال، رسالت خطیر شاعران این مرز و بوم است. آنان در اشعار خود سعی نمودهاند فهمی والا درباره «انسان آن چنان که هست.» و «انسان آن چنان که باید.» به دست دهند و راه و روش رسیدن به آن چه که باید بود؛ را نیز ارائه دهند.
شعر و ادب فارسی با عرفان، پیوندی ناگسستنی دارد پیوندی که ریشه در درون، روان و عواطف انسان دارد. اصولاً شعر هنگامی شکل میگیرد که شاعر در درون خود لحظههایی عاطفی را تجربه میکند زمانی که این لحظهها تکرار شود شاعر با تجربههای درونی بسیاری روبهرو میشود و به تدریج در خود این آمادگی را احساس میکند که میتواند این تجربهها و احساسات را به دیگران منتقل کند و عرفان نیز تجربهای درونی و کشف و شهودی باطنی است. این تجربیات اگر در وجود شخصی که درد و داغی نهفته در دل دارد ایجاد شود؛ شعری میسراید ناب و آن چه را در دل دارد، بر زبان آورده و آن چه را که در درون مییابد به بیرون انتقال میدهد.
عرفان علاوه بر این که تجربهای درونی است؛ درد و داغی درونی، تب و تابی باطنی و شور و سوزی فطری است پس طبیعی است که درد و سوز و شور و شوق درونی اگر با زبان دل که زبان شعر است بیان شود اثری جاودانه بگذارد و ارتباطی بسیار نزدیک و تنگاتنگ با خواننده خود برقرار کند.
از این جهت بیشتر عارفان و دلآگاهان برای آشکار کردن و بیان کشف و شهودهای باطنی خویش و دید و دریافت درونی و فوران درد و داغ وجودی خویش از شعر مدد گرفتهاند و آزمونها و تجربیات و نکات عرفانی را به صورت آموزههایی بسیار والا در شعر درآوردهاند و چنین است که چنین میراث گرانقدری در ادب فارسی، مشحون و مالامال از نکات عرفانی در دسترس ما قرار گرفته است.
نکته دیگر اینکه تجربههای عرفانی احساس را اوج میدهد. لطف و صفا و پاکی خاصی به دل میدهد و باعث عروج عاطفه میشود و در یک کلام زمینه را برای صعود دریافت و شکوفایی شعور و شناخت آن چه از حیطه عقل برتر است، فراهم میکند بنابراین طبیعی است که چنین افرادی هنرمندانه حکمت و هنر و عقل و احساس را به تصویر کشند و چنان استادانه مضامین والای عرفانی را در پس کلمات قرار دهند که در ذهن خواننده اعجاز کند.
زبان فارسی جولانگاه هنرنمایی شاعران بزرگی همچون حافظ، مولوی، عطار، سعدی، نظامی و... بوده است. از میان این شاعران، حکیم نظامی که از ارکان مهم ادب فارسی به شمار میآید، نادره حکیمی است که به دلیل فطرت توحیدی و بینش عمیق و معلومات وسیع، اشعاری نغز همراه با آموزههای اخلاقی دارد. کلک هنرآفرین او داستانهایی زیبا را به نظم کشیده که خواننده را شیفته و مجذوب کرده و ضمن جذب و ایجاد علاقه در خواننده نصایح بسیار ارزشمند خود را سخاوتمندانه به همگان تقدیم میدارد.
هنر او نه تنها در روانی کلام و به کارگیری کلمات در موقعیتهای مناسب و سلاست و استحکام به جلوه درآمده که عالیترین معانی و مفاهیم حکمی، عرفانی و اخلاقی را نیز به زیبایی به نظم کشیده است. از هنرنماییهای او همین بس که اشعاری بزمی ترتیب داده و مجالس بزم خود را زیرکانه به رعایت اصول اخلاقی، عفت، حیا و حتی بیان مفاهیم عرفانی آذین بسته است.
چنان که در لیلی و مجنون او میبینیم عشقی پاک، مقدس و الهی را عرضه میکند و در خسرو و شیرین انزجار و نفرت خود را آشکارا و نهانی از لجام گسیختگی و شهوترانی اعلام داشته و جانبداری خود را از فضیلت عفت مرتباً گوشزد میکند و با بیان پرهیزکاری شیرین و ادامه داشتن این پرهیز و رعایت کردن حدود تا زمانی که منجر به ازدواجی سالم شود بسیار زیبا، عفت و پاکدامنی را القا میکند. عناصری که باعث حفظ عفت میشود بر مبنای آن چه از بیانات نظامی بر میآید خداترسی، پرهیزکاری، شرم، حیا، صبر، اعتقاد به حلال و حرام است که آنها را از مؤلفههای سعادت آدمی میداند.
عفت قلم از ویژگیهای شخصیت نظامی است آثار نظامی به جز مخزنالاسرار صحنههای عاشقانه فراوانی دارد. اما هرگز زبان و قلم را به ایجاد صحنههای رکیک سوق نداده است و در چنین مقاطعی مانند ملاقات خسروپرویز با شکر و یا شیرین یا اسکندر با کنیزان و یا حضور بهرامگور در هفت گنبد با کنیزان، از حدود نزاکت و اخلاق خارج نشده است لذا مطالعه اشعار او، نظامی را شاعری عفیف، صبور، با ادب، باگذشت و قانع معرفی میکند که این همه نتیجه حکمت اوست.
نظامی حکیم است و حکیم کسی است که حکمت میداند و حکمت از نظر لغوی دانایی، علم، دانشمندی، عرفان ومعرفت معنا شده است. لفظ حکمت در قرآن کریم در مورد علم دین و حقیقت و گاه در معنی کلام خدا و قرآن به کار رفته است. اما حکمت به هر یک از معانی فوق که در نظر گرفته شود بدون تربیت نفس به دست نمیآید. بنابراین میتوان گفت حکیم نظامی مانند هر حکیم دیگری عارف است و به یاری خدا سعی شده در فصل پنجم این مطلب با آوردن اشعار این شاعر عارف بررسی گردد.
نام و نسب و ولادتگاه نظامی:
حکیم جمالالدین ابومحمد الیاسبن یوسفبن زکیبن مؤید نظامیگنجهای از استادان بزرگ و از ارکان شعر فارسی است. نام و نسب او را در کتب و مآخذ قدیم مشوش نوشتهاند. عوفی او را «الحکیم الکامل نظامیالگنجهای» نوشته وشرحی دیگر از اسم و نسب او نداده است. او خود نام و نسب خویش را در بعضی ابیات آورده و بنابر آن اشارات، نام او الیاس بوده است:
در خطّ نظامی ارنهی گام بینی عدد هزار و یک نام
و الیاس کالف بری زلامش هم با نود و نه است نامش
زاینگونه هزار و یک حصارم با صد کم یک سلیح دارم[1]
(نظامی=1001=اسماءالله. الیاس ـ الف=99=اسماءحسنی، پس وی از یک طرف در حصار اسماءالله و از طرف دیگر در پناه اسماءحسنی و از آفات محفوظ است.)[2]
نام اصلی نظامی چنان که باخر (دکتر ویلهلم باخر آلمانی اولین کسی که به تحقیق در مورد نظامی پرداخته است) نشان میدهد الیاس بوده و کنیهاش ابومحمد و لقبش نظامالدین که نظامی از آن مشتق شده است، میباشد. در مورد لقب نظامی برخی نیز گفتهاند چون پدر اندر پدر حکیم نظامی همگی نظامی و لشکری بودهاند، وی تخلص نظامی را برای خود برگزیده است. در نسخهای لقب نظامی جمالالدین ضبط شده است. در مورد نام شاعر نیز برخی او را محمد و پارهای الیاس و هدایت و احمد نامیدهاند و نیز در نسخههای قدیمی خمسه «ویس» نوشته شده و در چند نسخه خطی و چاپی خمسه «کهویس» و «کاویس» ضبط گردیده است. مرحوم وحید دستگردی در حاشیه لیلی و مجنون میگوید که در بیت:
یارب تو مرا که ویس نامم در عشق محمدی تمامم[3]
منظور شاعر این است که اویسوار عاشقم اما تصریح شاعر به نام خود همان الیاس است.
پدرش یوسفبن زکی مؤید در دورانی که شاعر هنوز جوان بوده در گذشته است:
گرشد پدرم به سنت جد یوسف پسر زکی مؤید
با دور به داوری چه کوشم دور است نه جور چون خروشم؟[4]
او در جایی دیگر در مرگ پدر چنین مینالد:
درین سیلاب غم کز ما پدر مرد پسر چون زنده ماند چون پدر مرد
چو نامد در جهان پاینده چیزی همه ملک جهان نرزد پشیزی[5]
به نظر میرسد بعد از مرگ پدر نظامی، مادرش نیز که از خانواده یکی از اشراف کُرد بوده مدت زیادی زنده نبوده است:
گر مادر من رئیسه کُرد مادر صفتانه پیش من مُرد
از لابهگری که را کنم یاد تا پیش من آردش به فریاد[6]
نظامی برعکس بسیاری از شعرا به مطالب مهمی از زندگی خویش در اشعارش هنرمندانه اشاره کرده است. مانند نام پدر و مادر و مرگ آنها که در بالا اشاره شد و همچنین مرگ دایی خود و راجع به فرزندش محمد و همسرش به نام آفاق و دو زن دیگرش در اشعار خود مطالبی آورده است. در مرگ دایی خود سروده:
گر خواجه عمر که خال من بود خالی شدنش وبال من بود
از تلـــخ گــواری نوالهام در نای گلو شکست نالهام[7]
به عقیده باخر به احتمال زیاد این دایی پس ازمرگ پدر نظامی سرپرستی او را به عهده گرفته است.
نظامی به فرزندش نیز در بیت زیر اشاره دارد:
فرزند محمد نظامی آن بردل من چو جان گرامی[8]
تاریخ ولادت نظامی معلوم نیست. باخر که غالباً اطلاعات خود را به بهترین منبع موجود یعنی به اشارات ضمنی خود شاعر درباره زندگیاش منحصر کرده است؛ سال ولادت او را در سال 535 و در گنجه میداند. محل تولد شاعر را اکثر تذکرهنویسان گنجه دانستهاند اما بعضی از تذکرهنویسان به دلیل ابیاتی از خود شاعر اصل او را از قهستان قم دانستهاند:
چو دُر گرچه در بحر گنجه گمم ولی از قهستان شهر قمم[9]
به تفرشدهی هست «تا» نام او نظامی از آنجا شده نامجو[10]
مورد دیگری که عدهای دلیل عراقیالاصل بودن نظامی میدانند این است که: «او در اشعار خود جای جای به یاد عراق است و به زندگی در گنجه علاقهای ندارد. در حالی که یک کلمه ترکی که زبان مردم گنجه در آن زمان بوده است به کار نبرده، اما کلمات عراقی فراوان است»[11] و اشعار زیر را به عنوان شاهد ذکر میکنند:
بانگ برآورد جهان کای غلام گنجه کدام است و نظامی کدام؟[12]
عراقیوار بانگ از چرخ بگذاشت به آهنگ عراق این بانگ برداشت[13]
من آن بلبلم کز ارم تاختم به باغ تو آرامگه یافتم[14]
«او در اشعارش که حدود پنجاه هزار بیت (سی هزار بیت در خمسه و بیست هزار بیت در دیوان) است؛ کمتر کلمهای به ترکی که زبان رایج آن زمان در گنجه بوده آورده و این علاقه شدید او به نیاکانش بوده است.او گاهی حتی به ترکان تعرض میکند و به نسب بلند خود که ایرانی است افتخار میکند.
ترکی صفتی وفای ما نیست ترکانه سخن سزای ما نیست
آن کز نسب بلند زاید او را سخن بلند باید[15]
تقیالدین کاشی در خلاصهالاشعار و زبدهالافکار ترجمهای از نظامی دارد که شیخ علی نقی کمرهای آن را این گونه تلخیص کرده است: ذکر سلطانالمحققین شیخ نظامی علیهالرحمه اصل وی از ولایت قم است اما مولدش در گنجه واقع شده.[16]
لازم به یادآوری است که در بررسی آثار نظامی به کلماتی ترکی بر میخوریم که در آن ایام متداول بوده و او از آنها در اشعارش استفاده کرده و ادعای بعضی که در پنجاه هزار بیت نظامی حتی یک کلمه ترکی به کار نرفته، نوعی مبالغه به نظر میرسد.
«لطفعلی بیگ آذربیگدلی در مقدمه یوسف و زلیخای خود گفته است:
دگر سرو دیار قم نظامی کزو ملک سخن دارد تمامی
ز خاک تفرش است آن گوهر پاک ولی در گنجه مدفون است در خاک[17]
محمدعلی تبریزی معروف به مدرس در ریحانهالادب فی تراجمالمعروفین میگوید:«نظامیگنجوی مطرزی قمی تفرشی فراهانی کنیهاش ابومحمد و لقبش جمالالدین و نظامالدین. موطن ومدفنش شهر گنجه از بلاد آذربایجان روسیه، شهرتش نظامی و اصلش تفرش قم یا به نوشته بعضی فراهان قم است.»[18]
خانواده نظامی:
نظامی سهبار ازدواج کرده است. اولین ازدواج او با آفاق کنیزی قبچاقی بوده که ملکفخرالدین بهرامشاه به پاس تقدیم مخزنالاسرار به او پیشکش میکند. از او صاحب فرزند پسری به نام محمد میشود. گفتهاند لیلی و مجنون را به خواهش همین فرزند که محمد نام داشت؛ آغاز کرده و در آن کتاب به محمد پندواندرزهایی بسیار زیبا و آموزنده داده است که در فصلهای بعد به آن اشاره میکنیم.
آفاق، اولین همسر نظامی عمر کوتاهی داشته و خیلی زود نظامی را در عزای خود مرثیهخوان کرده است:
به حکم آن که آن کم زندگانی چو گل بر باد شد روز جوانی
دراین افسانه شرط است اشک راندن گلابی تلخ بر شیرین فشاندن
سبک رو چون بت قبچاق من بود گمان افتاد خود کآفاق من بود[19]
پس از مرگ آفاق، نظامی به تنهایی به تعلیم و تربیت یگانه فرزندش همت میگمارد و او را به خدا میسپارد:
چو ترکان گشته سوی کوچ محتاج به ترکی داده رختم را به تاراج
اگر شد ترکم از خرگه نهانی خدایا ترک زادم را تو دانی[20]
نظامی دوبار دیگر ازدواج میکند اما همواره معتقد به داشتن یک همسر است و برای این باور دلیل میآورد:
یکی جفت تنها تو را بس بود که بسیار کس مرد بیکس بود
چو یکرنگ خواهی که باشد پسر چو دل باش یک مادر و یک پدر[21]
او در ضمن ازدواجهای مکرر خود عفت و محجوب بودن خود را نیز حفظ کرده، زیرا هرگز دو زن در کنار هم نداشته و حتی اوضاع و احوال بد روزگار و تربیت نادرست فرزندان را نتیجه بیعفتیها و زیادهخواهیها و عدم توانایی بر امیال و غرایز میداند:
از آن مختلف رنگ شد روزگار که دارد پدر هفت و مادر چهار[22]
مقام ادبی نظامی:
در کتاب تاریخ ادبیات ایران آمده است: «نظامی از شاعرانی است که بیشک باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم این زبان دانست. وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توانست به ایجاد یا تکمیل سبک و روش خاصی توفیق یابد.
اگر چه داستان سرایی در زبان فارسی به وسیله نظامی شروع نشده و چنان که دیدهایم از آغاز ادب فارسی سابقه داشته است؛ لیکن تنها شاعری که تا پایان قرن ششم توانست این نوع از شعر یعنی شعر تمثیلی را در زبان فارسی به حد اعلای تکامل برساند، نظامی است. وی در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص، تازه و ابداع و اختراع معانی و مضامین نو و دلپسند در هر مورد و تصویر جزئیات و نیروی تخیل و دقت در وصف و ایجاد مناظر رائع و ریزهکاری در توصیف طبیعت و اشخاص و احوال و به کاربردن تشبیهات و استعارات مطبوع و نو در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری نیافته است.
عیبی که بر سخن او میگیرند آن است که به خاطر یافتن معانی و مضامین جدید، گاه چنان در اوهام و خیالات غرق شده و یا برای ابداع ترکیبات جدید، گاه چندان با کلمات بازی کرده است که خواننده آثار او باید به زحمت و با اشکال، بعضی از ابیات وی را که اتفاقاً عده آنها کم نیست، درک کند. ضمناً این شاعر بنا بر عادت اهل زمان از آوردن اصطلاحات علمی و لغات و ترکیبات عربی وافر و بسیاری از افکار فلاسفه و اصول و مبانی فلسفه و علوم به هیچ روی کوتاهی نکرده و به همین سبب آثار او حکم دایرهالمعارفی از علوم و اطلاعات مختلف وی گرفته و در بعضی موارد چنان دشوار و پیچیده شده است که جز با شرح و توضیح قابل فهم نیست. لیکن حق در آن است که بگوییم این شاعر سلیمالفطره، دقیقالنظر در عین مبالغه در استفاده از اطلاعات ادبی و علمی خود و یا افراط در تخیل و مبالغه در ایجاد ترکیبات نو، ملاحتی در سخن و لطافتی در بیان و علّوی در معانی دارد که این نقص و نقایصی از آن قبیل را به کلی از نظر خواننده پنهان میسازد.»[23]
جمالالدین ابومحمد الیاس گفته است:«... (او) بنابر عادت اهل زمان از آوردن اصطلاحات علمی و لغات و ترکیبات عربی وافر و بسیاری از اصول و مبانی حکم و عرفان و علوم عقلی به هیچ روی ابا نکرده و به همین سبب و با توجه به دقت فراوانی که در آوردن مضامین و گنجانیدن خیالات باریک خود در اشعار داشته، سخن او گاه بسیار دشوار و پیچیده شده است. با این حال مهارت او در ایراد معانی مطبوع و قدرتش در تنظیم و ترتیب منظومهها و داستانهای خود، باعث شد که آثار او به زودی مورد تقلید قرار بگیرد و این تتبع از قرن هفتم تا روزگار ما ادامه یابد.»[24]
نبوغ او در میان شعرای ایران کمتر رقیب داشته و شخصیتش نیز. او زاهدی متقی و به دور از تعصب و خرافهپرستی بوده است و به قول ادوارد براون ترکیبی است از یک نبوغ عالی و شخصیتی معصوم در حدی که با هیچ کدام از شعرای ایرانی که زندگیشان مورد تحقیقی انتقادی قرار گرفته باشد، قابل قیاس نیست.
همچنان که باخر اشاره میکند نظامی از هدف و وظیفه شاعری تصوری بالاتر از تصورات شعرای بیشمار مداح و درباری از نوع انوری داشته است و چنان که شواهد رسمی و ضمنی نشان میدهد او از مداحی بیزار بود و از دربارها دوری میجست.
نیروی تخیل شگفتآور نظامی در تصویر صحنهها و به کارگیری کلمات و لفظها در کمال زیبایی و آوردن تشبیهات و استعارات قوی فوقالعاده است. نزدیک به پانصد مورد ترکیبات کنایی در آثار نظامی آمده است که قدرت ترکیبسازی و ایجاز و تسلط بر واژگان را نشان میدهد. امتیاز بزرگ نظامی در داستانسرایی اوست و اگر چه پیش از وی این امر سابقه داشته است اما نظامی داستانسرایی را به چنان قله رفیعی رساند که پس از او هیچ کس نتوانست بر آن صعود کند.
مورد دیگری که در شخصیت ادبی او قابل توجه و احترام است این که شعر و شاعری را شغل و وسیله امرار معاش خود قرار نداده و در کنار فعالیتهای ادبی خود شغل دیگری داشته و به این مورد در اشعارش اشاره کرده است:
این چار هزار بیت اکثر شد گفته به چار ماه کمتر
گر شغل دگر حرام بودی در چارده شب تمام بودی[25]
آثار نظامی:
میدانیم که نظامی شاعری پرکار با نبوغی عالی است. اما امتیاز بزرگ نظامی در داستانسرایی اوست. نظامی داستان غنایی را به چنان قله رفیعی رساند که هیچ کس پس از او نتوانست بر آن صعود کند. آثار او که به پنجگنج معروف شد، آن قدر محبوب اهل ادب و شعر شد که بعد از او قرنها رسیدن به آن درجه ومقام و توانایی تقریر چنین آثاری از آرزوهای بزرگ عدهای از شاعران شد. به گونهای که حدود 60 تا 70 اثر، نظیر پنجگنج تصنیف کردند. مشهورترین این شاعران عبارت بودند از: امیرخسرو دهلوی، جامی، وحشیبافقی، سلمان ساوجی و خواجویکرمانی.
ارزشمندترین آثار او پنج منظومه است به نام مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر و اسکندرنامه که در اسکندر نامه به آنها اشاره میکند:
سوی مخزن آوردم اول بسیج که سستی نکردم در آن کار هیچ
وزو چرب و شیرینـی انگیختـم بـه شیـرین و خسـرو در آمیختم
و زانجـا سراپرده بیرون زدم در عشـق لیلی و مـجنـون زدم
وزیـن قصـه چون باز پرداختم ســوی هفــت پیـکــر فــرس تاختم[26]
الف) مخزنالاسرار
دکتر صفا دربارة آثار نظامی مینویسد:«مثنوی اول از پنجگنج، مخزنالاسرار مشتمل بر حدود 2260 بیت در بحر سریع که شاعر آن را به نام فخرالدین بهرامشاهبن داوود پادشاه ارزنگان که از متابعان قلج ارسلان پادشاه سلجوقی آسیای صغیر بوده و به سال 622 در گذشته است، نامیده. بنابر آن چه ابنبیبی آورده فخرالدین بهرامشاه در برابر این تحفه پنج هزار دینار و پنج سراستر رهوار، نظامی را جایزه فرمود.
مثنوی مخزنالاسرار در حدود سال 570 هجری ساخته شد و این معنی از بیت ذیل که خطاب به حضرت ختمی مرتبت است، مستفاد میشود:
پانصد و هفتـاد بس ایـامِ خـواب روز بلنـد است بـه مجلس شتاب[27]
این مثنوی که نخستین منظومه شاعر است و آن را اندکی قبل از چهل سالگی خود ساخته است، از امهات مثنویهای فارسی و مشتمل است بر مواعظ و حکم در بیست مقاله.[28]» این دفتر مشتمل بر مواعظ و حکم و از ستایش پروردگار ونعت رسول اکرم و بیست مقاله و همچنین با حکایات تمثیلی است به سبک حدیقه سنایی یا مثنوی مولوی بعد از او.
ب) خسرو و شیرین
مثنوی دوم منظومه خسرو و شیرین است. این منظومه را نظامی به سال 576 به پایان برده و گفته است:
گذشته پانصد و هفتاد و شش سال نـزد بـر خط خـوبان کس چنین فال[29]
«خسرو و شیرین در 6500 بیت به بحر هزج مسدس مقصور و محذوف است و راجع به داستان عشقبازی خسروپرویز با شیرین ساخته و به اتابک شمسالدین محمد جهان پهلوانبن ایلدگز (568ـ581) تقدیم شده و بعد از سال 576 نیز شاعر در آن تجدید نظرهایی میکرده است و علاوه بر جهان پهلوان، نام طغرلبن ارسلان سلجوقی (573ـ590) و قزل ارسلانبن ایلدگز (581ـ587) نیز در آن منظومه آمده است.»[30]
نظامی به مقایسه بین مخزنالاسرار و خسرو و شیرین میپردازد و خسرو و شیرین را در برابر مضامین حکیمانه مخزنالاسرار، هوسی بیش نمیداند.
مــرا چــون مخزنالاسرار گنجـی چـه باید در هوس پیمود رنجی[31]
آنطور که از بعضی ابیات خسرو و شیرین بر میآید هنگامی که نظامی سرگرم سرودن خسرو و شیرین بوده است، همسر خود آفاق را از دست میدهد و این مطلب در ابیات عزاداری فرهاد بر خبر مرگ شیرین به خوبی نمایان است.
جهان خالـی شد از مهتاب و خورشیـد چـمن خالی شد از شمشاد و از بید
چو مرغ عالـم افروز از جهان شد نـه شیرین، کافتاب از من نهان شد[32]
ج) لیلی و مجنون
«مثنوی سوم، منظومه لیلی و مجنون است که نظامی آن را در سال 584 به نام شروانشاه ابوالمظفر اخستانبن منوچهر ساخته است.
آراستـه شـد بـه بهتـریـن حـال در سلـخ رجب بـه ثـی و فی دال
تـاریـخ عیــان کـه داشت بـا خَود هشتـاد و چهـار بعـد پـانصد[33]
لیلی و مجنون را نظامی در چهار هزار وهفتصد بیت و در مدتی اندک (کمتر از چهار ماه) سرود:
ایـن چـار هـزار بیت اکثــر شــد گفته بـه چـار مـاه کمتـر
گــر شغل دگـر حــرام بـودی در چارده شب تمــام بــودی[34]
گویا بعداً نیز در آن تجدید نظرهایی کرده و این کار را در حدود سال 588 به پایان برده است.»[35]
داستان لیلی و مجنون از داستانهای قدیمی اعراب است و عدهای به این داستان اشاراتی دارند. اما به گفته همگان کلام نظامی گوی سبقت از همگان ربوده است.
گفتهاند: «ابوالمظفر شروانشاه اخستان از نظامی خواهش میکند که داستان لیلی و مجنون را از عربی به فارسی بپردازد و بسراید. اما نظامی زیر بار نمیرود تا اینکه فرزندش محمد که در این هنگام چهارده ساله است نیز از او خواهش میکند و باز نظامی از این کار سرباز میزند تا بالاخره اصرار محمد در او کارگر میافتد و چنان در این راه عزم جزم میکند که در مدت کمتر از چهار ماه بیش از چهار هزار بیت میسراید و به کمال و زیبایی، داستانی ملالآور را چنان میآراید که هیچ اندوهی به دل نمیآورد.»[36]
این مثنوی را نظامی در بحر هزج مسدس اخرب مقبوض سروده است.
د) هفتپیکر
«مثنوی دیگر، بهرامنامه یا هفتپیکر یا هفتگنبد است که شاعر به سال 593 به نام علاءالدین کرپ ارسلان پادشاه مراغه در پنج هزار و یکصد و سی وشش بیت ساخته و به وی تقدیم داشته است. این منظومه راجع است به داستان بهرامگور (بهرام پنجم ساسانی 420ـ 438 میلادی) که از قصص معروف دوره ساسانی بوده است. در این منظومه نخست نظامی شرحی از سرگذشت بهرام را در کودکی و جوانی تا وصول به سلطنت و کارهای به نام او آورده و آنگاه به داستان او با هفت دختر از پادشاهان هفت اقلیم اشاره کرده است که برای هر یک گنبدی به رنگی خاص ساخته بود و هر روز از هفته مهمان یکی از آنان بوده و قصهای از هر یک شنیده است. این هفت داستان که نظامی از زبان هفت عروس حصاری آورده، حکایت غریبه دلچسبی است که هر یک منظومه خاصی شمرده میشود. بعد از این داستانها نظامی از پریشانی کار ملک بر اثر غفلت بهرام از کارها و حمله مَلِک چنین به ایران و داستان ظلمهای وزیر و انتباه بهرام و سرگذشت او را تا آنجا میآورد که در دنبال گور به غاری رفت و دیگر بازنگشت.»[37]
این مثنوی در بحر خفیف سالم مخبون مقطوع است که قبل از او سنایی حدیقه را بر این وزن سروده بود. قبل از نظامی، فردوسی این داستان را به نظم درآورده است. البته خود نظامی یادآور میشود که سخنان حکیم طوس را تکرار نکرده است:[38]
آن چه از او نیم گفته بد گفتم گــوهـر نیــم سفتــه را سفتــم
وانچه دیدم که راست بود و درست مــانـدمش هــم بـرقــرار نخـست[39]
هـ) اسکندرنامه
پنجمین مثنوی از پنجگنج، اسکندرنامه است. این کتاب مجموعاً در 10500 بیت و شامل دو قسمت است که نظامی قسمت نخستین را «شرفنامه»و دومین را «اقبالنامه» نامیده است.
نظامی خود درباره شرفنامه چنین گوید:
ازین آشنا رویتر داستـان خنیـده نـبـاشـد بـر راسـتـان
از آن خسـروی میکـه در جـام اوست شــرفنـامـه خـسـروان نـام اوست[40]
و نیمی از داستان اسکندر را در آن گفته و باقی را در نیمه دیگر آورده و درین باب چنین سروده است:
چو شد نیمی از این بنا مهره بست مرا نیمه عالم آمد به دست
دگـر نیمه را گر بود روزگار چنان گـویم از طبع آموزگار
کـه خـواننده را سـر بـرآرد زخـواب بـه رقص آورد ماهیـان را در آب
و در باب اقبالنامه چنین آورده است:
کـنـون بـر بسـاط سخـن گستـری زنــم کــوس اقـبـال اسـکنـدری[41]
«کتاب شرفنامه» را نظامی به نام اتابک اعظم نصرهالدین ابوبکربن محمد جهان پهلوان از اتابکان آذربایجان درآورده و بدو تقدیم کرده است.
نظامی در کتاب شرفنامه آنچه از داستان اسکندر پسر فیلفوس را که فردوسی ناگفته گذاشته بود به رشته نظم درآورد. شرفنامه حاوی داستان اسکندر از ولادت تا فتح ممالک و بازگشت به روم است و در اقبالنامه سخن از علم و حکمت و پیغامبری اسکندر و مجالس او با حکمای بزرگ و انجام زندگانی وی و انجام روزگار حکمایی است که با او مجالست داشتند. شاعر در ترتیت این دو منظومه از مآخذی در باب داستان اسکندر خاصه از اسکندرنامهها با نقل اشتباهات تاریخی آنان استفاده کرده و در همه آنها به اقتضای نظم مطالب تصرفاتی نمود.
نظامی بنابر ابیاتی که در اسکندرنامه میبینیم در نظم این داستان قصد پیروی از فردوسی داشت و در حقیقت کار خود را دنباله کار آن استاد در داستان اسکندر از شاهنامه قرار داد و با آن که در بعضی از موارد خواست به مقابله استاد طوس رود، اما با همه استادی و توانایی خویش نتوانست در آن موارد با آن شاعر چیرهدست زبانآور، همسری کند و عجب در آن است که گاه عیناً فکر یا لفظ راهنمای خود را نقل کرده است.[42]
«از جمله ابتکارات نظامی و اختصاصات اسکندرنامه آن است که در ابتدای هر یک از ابواب شرفنامه دو بیت ساقینامه و چند بیت اندرز ساخته و سپس وارد متن حکایت میشود.
مرحوم وحید دستگردی با اعتقادی خللناپذیر این مثنوی (شرفنامه) نسبتاً ضعیف را از شاهنامه فردوسی برتر میداند که این ادعای مرحوم وحید از علاقه شدید وی به نظامی ناشی شده و با حقیقت وفق ندارد.
او در موقع سرودن اسکندرنامه عمرش به شصتمین مرحله رسیده و ناگزیر شکفتگی و ظرافت و شوخ و شیرینی و شورانگیزی طبعش روی به تنزل نهاده بود و قادر به ساختن مثنویهایی نظیر خسرو و شیرین و لیلی و مجنون و هفتپیکر نمیباشد.
البته درست است که این منظومه با حماسه فردوسی برابری نمیکند اما گاهی ابیات بسیار بلند و مضامین خیلی دقیق در آن دیده میشود.»[43]
البته خود شاعر مدعی است که تازگی سخنش مانند جوانی او همان شور و زیبایی ارزشمند را دارد، میگوید:
بلـی گـر چه شد سال بر من کهن نشد رونق تازگیم از سخـن
هنوز هم کهن سرو دارد نـوی همـان نغز خنگم کند خوشروی
هنوزم بـه پنجاه و هفت از قیـاس صدم در ترازو نهد حق شناس
هنوزم زمانه بـه نیروی بخت دهد دُر به دامان و دیبا به تخت
به شصت آمد اندازه سال من نگشت از خود اندازه حال من[44]
آثار دیگر:
به جز پنجگنج حکیم نظامی اشعار دیگری مانند رباعی و ابیات فرد نیز داشته که از تذکرهها و مجموعهها جمعآوری شده است.
دولتشاه سمرقندی میگوید:«دیوان شیخ نظامی ورای خمسه قریب بیست هزار بیت باشد و غزلیات مطبوع و موشَّحات مصنوع بسیار دارد.»[45]
اما متأسفانه دیوان بیست هزار بیتی نظامی هم اکنون در دسترس نیست. هر چند که باخر با توجه به بیتی از لیلی و مجنون معتقد است که شاعر دیوانش را در همان ایامی که آن شعر را مینوشته، تنظیم کرده است.
«نظامی همچنان که قبلاً گفتهایم غیر از پنجگنج، دیوان قصائد و غزلیاتی هم داشت. عوفی که معاصر شاعر بوده، گفته است جز مثنویات شعر از او کم روایت کردهاند و فقط از یک راوی در نیشابور غزلها و مرثیهای ازو درباره پسر خود شنید که آنها را در لبابالالباب نقل کرده است. لیکن مسلماً نظامی را قصاید متعدد بود که به پیروی از سنایی در وعظ و حکمت سروده است و همچنین غزلهای بسیار ازو روایت کردهاند. مجموع این قصائد و غزلها، دیوانی را پدید آورده بود که بر اثر الحاقات بعدی شماره ابیات آن فزونی یافت. چنان که به قول دولتشاه به بیست هزار بیت میرسید. لیکن بعدها پراکنده شد و اکنون قسمتی از آنها در مجموعهها در دست است که بعضی را مرحوم وحید دستگردی با جدا کردن اشعار منسوب به نظامی در گنجینه گنجوی گرد آورده است.»[46]
مقام علمی نظامی:
یکی از مواردی که درباره نظامی در پرده ابهام است علاوه بر محل تولد و دوران کودکی؛ تحصیلات و معلمین اوست. در تذکرهها نامی از معلم یا معلمین نظامی نیست اما آن چه مسلم است این که نظامی مردی درس خوانده و معلم دیده بوده است و ممکن نیست همه علوم را بدون معلم فرا گرفته باشد. اما معلمین او گمنام بودهاند. او چنان که خود میگوید تن در طلب علم و هنر رنجه داشته و با تحمل رنج و سختی، در علوم و فنون مختلف عصر خود مهارت پیدا کرده است:
به بازی نبردم جهان را به سر که شغلی دگر بود جز خواب و خَور
نخفتم شبی شاد در بستری که نگشادم آن شب زدانش دری[47]
و درجایی دیگر از خود به دلیل داشتن علوم مختلف این گونه تعریف و تمجید میکند:
که دیدهست بر هیچ رنگین گلی زمن عالی آوازتر بلبلی
زهر دانشی دفتر آراسته به هر نکتهای خامهای خواسته
پذیرفته از هر فنی روشنی جداگانه در هر فنی یک فنی[48]
او حکیمی دانا ومنجمی آشنا به سیارات است:
منم دانسته در پرگار عالم به تصریف و به نحو اسرار عالم
همه زیج فلک جدول به جدول به اصطرلاب حکمت کردهام حل
که پرسید از من اسرار فلک را که معلومش نکردم یک به یک را[49]
او در جوانی شاعری حکیم و دانشمندی آگاه بود و فیلسوفی بزرگ. او عقاید فلسفی مهمی را در اشعارش ابراز کرده اما با وجود علم فراوان و حکمت، گاهی دچار حیرت میشود و این تحیر را چنین ابراز میدارد:
مرا حیرت بر آن آورد صدبار که بندم در چنین بتخانه زنار[50]
و چون فردی حکیم است و دانشمند و فرزانه؛ میداند که اگر عنایت الهی به مدد او نیاید با همه علم و آگاهی و قوه تعقل راه به جایی نمیبرد و ممکن است با وجود آن همه معلومات به بیراهه کشیده شود و اگر اکنون باقی و جاوید است و در راه مستقیم، این هدایت که ثمرهاش زندگانی جاوید است از جای دیگری به او هبه شده است:
ولی چون کرد حیرت تیز گامی عنایت بانگ برزد کای نظامی
مشو فتنه بر این بتها که هستند که این بتها نه خود را میپرستند
همه هستند سرگردان چو پرگار پدید آرندة خود را طلبکار
تو نیز آخر هم از دست بلندی چرا بتخانهای را در نبندی
نموداری که از سرتا به ماهی است طلسمی بر سر گنج الهی است[51]
اما در حد علوم معمول و متداول زمان تصوراتی این چنین نیز دارد:
خبرداری که سیاحان افلاک چرا گردند گرد مرکز خاک[52]
نظامی اطلاعات وسیعی در علوم قرآنی دارد و جالب این است که اکثر آیات مورد استفاده نظامی به صورت فارسی سلیس و روشن آمده است. او با وجود آشناییاش به زبان عربی مانند شعرای دیگر چون مولوی، سعدی و حافظ به اشعار عربی نپرداخته است.
او همانطور که از اشعارش بر میآید از کودکی مشغول تحصیل و فراگیری علم بوده است:
چوسال آمد به شش چون سرو میرست رسوم شش جهت را باز میجست
چنان قادر سخن شد در معانی که بحری گشت در گوهرفشانی
چو از باریک بینی موی میسفت به باریکی سخن چون موی میگفت
چو بر ده سالگی افکند بنیاد سر سی سالگان بر باد میداد[53]
پس از رسیدن به سی سالگی و کسب دانش و علوم زمانه گوشهگیری اختیار کرده است. چنان که خود میگوید:
سیگذشت از عمر بر خیز ای نظامی گوشهگیر من نصیحت کردمت باقی تودانیها و هان[54]
او تلاش و کوشش برای کسب علم را شبانهروزی دنبال کرده است و چنان که خود میگوید تن در طلب علم و هنر رنجه داشته و با تحمل رنج و سختی در علوم و فنون مختلف عصر خود مهارت پیدا کرده است.
به بازی نبردم جهان را به سر که شغلی دگر بود جز خوابوخور
نخفتم شبی شاد در بستری که نگشادم آن شب زدانش دری[55]
اما این جد و جهد و سعی و تلاش را برای رسیدن به دقایق و اسرار تا زمانی ادامه میدهد که:
هر چه هست از دقیقههای نجوم با یکایک نهفتههای علوم
خواندم و سرّ هر ورق جستم چون تو را یافتم ورق شستم[56]
و هنگامی که به معرفت حقیقی رسیده و او را مییابد؛ باقی علوم را به کناری نهاده و مستغرق در او میشود.
سبک شعری نظامی
برای یافتن سبک شعری نظامی گنجوی باید علوم ادبی دوره زندگی شاعر و خصوصیات شعری آن ایام مورد مطالعه قرار بگیرد و همچنین برای آشنایی با سیر و سلوک این حکیم بزرگوار باید جریان فکری تصوف و عرفان در قرن ششم بررسی شود. برای آگاهی یافتن از این موارد از جلد دوم کتاب تاریخ ادبیات دکتر صفا استفاده نموده و مطالب را از جای جای قسمت علوم ادبی از صفحه 326 تا 365 به یکدیگر پیوند دادهام.
شعر فارسی در قرن ششم از هر جهت در مراحل کمال و مقرون تنوع و تحول بوده است. در اوایل قرن پنجم و اوایل قرن ششم شعر فارسی هنوز تحت تأثیر سبک دوره اول غزنوی قرار داشت و حتی گاه شاعرانی میکوشیدند که سبک سامانی را احیا کنند.
در اوایل قرن ششم نیز هنوز تتبّع دیوانهای شاعران اوایل قرن پنجم متداول بود. ولی این امر از آوردن طریقههای جدید جلوگیری نمیکرد. این دوره، دوره تغییر سبک گویندگان است و این ابتکار باعث تفاخر شاعران بوده است. شاعران این قرن با دقت فراوان در خیال و اصرار درآوردن مضامین دقیق و باریک در کلام مزین، خو گرفتند.
در این میان روش سنایی در اشعار زاهدانه و عارفانه در قرن ششم مورد تقلید قرار گرفت و شعرا میکوشیدند برای تشبه به این شاعر، قصاید و غزلیات او را تقلید کنند. نظامی نیز در وعظ و اندرز یکی از پیروان سنایی است و میکوشید در قصایدش همان لهجه، همان افکار و همان تعبیرات را تقلید کند. زیرا سنایی نه تنها در غزل و قصیده سبک تازه و شیوه بیسابقه آورده است، بلکه در ایجاد مثنویهای عرفانی و اجتماعی هم موفق شده که مکتب تازهای ایجاد کند و مثنویهای او بعد از وی مورد تقلید قرار بگیرد.
نظامی همچنین در اشعار خود دارای افکار بسیار دقیق و باریک و اصرار فراوان به آوردن مضامین جدید و معانی و ترکیبات بدیع، بیسابقه و ایراد لغات و ترکیبات عربی بسیار است و این عوامل باعث شده که اشعار او بدون دقت دریافته نشود و حتی گاه قطعاتی از کلام او لاینحل بماند.
«ایرادی که بعضی از ناقدان بر کلام خاقانی و نظامی وارد میکنند و برخی از ترکیبات و یا تعبیرات آنان را غلط یا نارسا میپندارند به کلی باطل است. زیرا آنان که با لهجه دری آشنایی یافتهاند؛ میخواهند شعر شعرای آذربایجان را که با لهجه آذری خو گرفته و طبعاً هنگام شاعری مغلوب عادت خود بودهاند؛ از دید یک تن از ایرانیان خراسان یا ماوراءالنهر ببینند و تحلیل و تجزیه کنند. حال آن که برای فهمیدن فکر و سخن نظامی و خاقانی اول باید لهجه آذری قدیم و محیط معنوی آذربایجان آن روز را شناخت و آن گاه درباره اشعار این دو استاد بزرگ اظهار عقیده کرد.»[57]
در نیمه دوم قرن ششم حوزه ادبی عراق (اصفهان، همدان، ری) در ایجاد شیوه خاص در شعر فارسی موثر بود. تکمیل و توسعه مکتب عراق بیشتر به وجود شاعرانی است که بعد از حمله غزان و کساد بازار شعر و ادب در خراسان از آن سامان مهاجرت کردند و به خدمت سلاطین و امرای عراق و آذربایجان درآمدند.
نیمه دوم قرن ششم و اوایل قرن هفتم سبک عمومی شعرا با آن چه در نیمه اول قرن ششم بود؛ تفاوت عمده داشته است. باید بگوییم که سبک شاعران نیمه دوم قرن ششم در قصیده و غزل مقدمه ظهور سبک عراقی در شعر فارسی بوده است.
نظامی مانند سنایی و ناصرخسرو سرگرم وعظ و تحقیق بوده و یا قسمتی از اوقات خود را وقف این کار میداشته است. نظامی از کسانی است که دارای طبعی بلند بوده و سخن خود را ارزان نمیفروخته ودست تکدی نزد این و آن دراز نمیکرده است.
وعظ و حکمت از اواخر قرن چهارم خاصه در شعر کسایی مروزی به مراحلی از کمال رسیده بود؛ اما کمال واقعی آن در قرن پنجم و ششم و هفتم است.
سنایی بزرگترین شاعری است که در اوایل قرن ششم وعظ را در اشعار خود به نهایت کمال و علو مرتبه رسانید. وی معانی حکمی و عرفانی مخلوط به اندرز و نصحیت را با عبارات فصیح و خیالات عالی و تعبیرات کم نظیر خود همراه کرده و در بسیاری از موارد چنان با بیان شیوا و معجزهآسای خود موثر ساخته است که کمتر میتوان قصیدهای از این گونه قصاید او را خواند و بیتأثیر به پایان رساند. او در همان حال که به نکات عرفانی توجه داشته، متمایل به وعظ و نصیحت و راهنماییهای اجتماعی نیز بوده است. مهمترین کسی که در اواخر قرن ششم در این راه توفیقی یافت؛ نظامی در مخزن الاسرار است.
اشعار عاشقانه و غنایی در شعر فارسی از اواسط قرن سوم شروع شد. اما دوره کمال آن (اشعار غنایی) از قرن چهارم آغاز شد که شاعران به سرودن نوع خاصی از شعر که غزل مینامند، پرداختند. نظامی نیز غزلهای خوب و لطیف بسیار دارد که غالباً چاشنی عرفان نیز در آن محسوس است.
داستان سرایی که از آغاز شعر فارسی دری مورد توجه بوده به وسیله نظامی به حد اعلای کمال رسید.
قدرت نظامی در نقل داستانها و مهارت او در وصافی و دقتی که در کلام خود به کاربرده است؛ باعث شد که منظومههای وی مورد توجه و تقلید شاعران بعد از او قرار بگیرد.
نظامی در اسکندر نامه، متروک ماندن داستانهای حماسی را که به دلیل تسلط غلامان قبایل زرد پوست بر ایران ایجاد شده بود؛ جان تازهای بخشید.
سبک گفتار عرفانی
نظامی یکی از شخصیتهای بارز تاریخ معرفت بشری است و حقایق و معارف بسیاری را در عالم علم و دانش در قالب شعر به دیگران آموخته است و با توجه به علم و معرفت و حکمتی که در این شاعر توانا وجود داشته است؛ به یقین، عرفان خود را نیز همانند هنر شاعری، به گونهای خاص در اختیار دیگران قرار داده است. البته روش ارائه حقایق عرفانی او با دیگر شعرا تفاوتهایی دارد.
علامه جعفری میگوید: «نظامی در مناجاتها و به طور کلی در آن ابیات که سخنی از الهیات به میان آورده است؛ از تغزل و توصیف به وسیله مفاهیمی از قبیل می، دلبر، شاهد، خرابات و زیباییهای محسوس استفاده ننموده است. بنابر تحقیق بعضی از صاحبنظران، تغزل در توصیف خداوندی و صفات و افعال آن مقام شامخ و هم چنین مناجاتها و نیایشها با آن مقام ربوبی از قرن هفتم به این طرف رایج شده است. البته رواج این روش در میان عرفا و حکمایی که از مفاهیم و احساسات ادبی بیشتری برخودار بودهاند؛ مشاهده شده است و میگویند پیش از این، از این روش خبری نیست.»[58]
ایشان علت اصلی نیاز به تغزل و توصیفات محسوس را عدم بلوغ مغزی و روانی اکثریت انسانها میداند و معتقد است کسانی که نمیتوانند حقایق معقول را آن چنان که هستند درک و دریافت نمایند، به هیچ روی نمیتوانند مفاهیم و حقایق الهی که مافوق معقولات معمولی است؛ بفهمند. علت عمده رواج تغزل و توصیفات با زیباییهای محسوس درباره امور ماورای طبیعی حتی خداوند، موثر بودن این گونه محسوس گرایی بوده است و مولوی و مغربی و... با کمال صراحت این مطلب را بیان نمودهاند.
مطلب دیگر این که برای ارائه کردن حقایق ماورای طبیعی و مفاهیم الهی قالب تغزلی بسیار نارساست و نمیتواند حق مطلب را ادا کند. به همین دلیل باید برای انتقال این حقایق راه تازهای جست.
آن جامه کز حروف بود تار و پـود آن بــرقــامت رســای نگارم رســا نبـود
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 186 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 95 |
فهرست مطالب
|
چکیده ......................................................................................................................................................... الف |
|
فصل اول: کلیات ................................................................................................................................. 1 |
|
مقدمه ....................................................................................................................................................... 2 |
|
بیان مساله .............................................................................................................................................. 6 |
|
هدف پژوهش ...................................................................................................................................... 7 |
|
اهمیت و ضرورت پژوهش ............................................................................................................... 8 |
|
فرضیههای پژوهش ........................................................................................................................... 11 |
|
متغیرهای پژوهش ............................................................................................................................. 12 |
|
تعاریف عملیاتی: ................................................................................................. 12 فصل دوم: ادبیات وپیشینه پژوهش آموزش و پرورش و تاریخچه آن در ایران .................................................................... 15 اهمیت آموزش و پرورش ............................................................................................................. 18 اهداف آموزش و پرورش ............................................................................................................. 19 مقاطع تحصیلی ................................................................................................................................. 22 مقطع ابتدایی ..................................................................................................................................... 24 اهمیت و ضرورت آموزش و پرورش دوره ابتدایی ....................................................... 25 اهداف دوره ابتدایی ............................................................................................................... 27 ویژگیهای معلم دبستان .............................................................................................................. 28 |
|
تاریخچه جنسیت ........................................................................................................................... 32 الگویابی جنسی .......................................................................................................... 35 هویت ، نقش و تفاوتهای جنسی ........................................................................................... 37 پیشرفت تحصیلی ....................................................................................................... 39عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی ............................................................................................ 40 سایر عوامل موثر در پیشرفت تحصیلی ................................................................................. 40 انگیزه و اثر آن در پیشرفت تحصیلی ....................................................................... 42معیارهای پیشرفت تحصیلی ...................................................................................... 46آزمون معلم ساخته در مقابل آزمون تجاری ......................................................................... 47 آزمون های پیشرفت در مقابل آزمونهای استعداد ................................................... 48نقش معلم و جنسیت در آموزش و پرورش ............................................................... 48 تاثیر گرمی و صمیمیت معلم در پیشرفت تحصیلی دانش آموز ......................... 50 پیشینه پژوهش.................................................................................................................................. 52 جمع بندی پژوهشها مربوط به معلم مرد در دبستان................................................................ 56 پژوهشهای انجام شده در مورد برتری معلم زن در دبستان.................................................... 61 فصل سوم: روش اجرای پژوهش روش پژوهش ............................................................................................................ 66 ابزار اندازه گیری پژوهش........................................................................................................... 66 روش اجرای پژوهش................................................................................................................... 67
|
|
جامعه آماری پژوهش........................................................................................................................ 67 نمونه آماری و نحوه انتخاب آن ................................................................................. 69 مدل های آماری .......................................................................................................................... 69 فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها توصیف داده ها ......................................................................................................................... 71 استنباط دادهها..................................................................................................... 72 فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری نتیجه گیری کلی .................................................................................................................... 80 نتیجه گیری فرضیه به فرضیه................................................................................................ 84 محدودیت های پژوهش ....................................................................................................... 89 پیشنهادهای پژوهش ............................................................................................................. 90 منابع و مآخذ ........................................................................................................................... 92 |
مقدمه :
برای دست یافتن به نتایج مورد نظر در یادگیری ، تعیین و طبقه بندی اهداف آموزشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت برای طبقه بندی اهداف آموزشی طرحهای مختلفی ارایه کرده اند . یکی از طبقه بندیهای مشهور در زمنیه اهداف آموزشی ، طبقه بندی بلوم (1965) است . وی اهداف آموزشی را به سه حیطه «شناختی» ، «عاطفی» و «روانی ـ حرکتی» تقسیم میکند . حیطه شناختی شش طبقه دانش ، نگهداری ، کاربستن ، تحلیل یا تجزیه ، ترکیب و ارزشیابی را در بر میگیرد و حیطه عاطفی بیشتر با مقوله های انگیزشی و هیجانی ، نگرش و قدردانی، ارزش دادن و نظایر آن سرو کار دارد . این طبقه بندی می تواند راهنمای تدریس و یادگیری باشد و می توان گفت که شناخت و عاطفه دو عنصر اساسی در یادگیری هستند .
اعتبار و ارزش بسیاری از پژوهشها انجام شده در موقعیتهای یادگیری به بررسی فرآیندهای شناختی در ارتباط با فرآیند انگیزشی دارد . عده زیادی از پژوهشگران فرآیندهای شناختی و انگیزشی دانشآموزان و رابطه آنها را با عملکرد تحصیل را هم به صورت مجزا و هم در ارتباط با یکدیگر مـورد پـژوهش قـرار داده اند . مرتبط کردن پژوهشها انجام شده بر روی انگیزش تحصیلی و مطالعات انجام شده بر روی شناخت دانشآموزان از کارهای مهم و ارزشمند روانشناسی تربیتی است (کرتور و دور کمپر 1985) .
در نظر عامه ، غالب معلمان و حتی برخی بررسی ها تمام مسئولیت شکستهای تحصیلی و در بعضی موارد پیشرفتهای تحصیلی بر عهده خود دانشآموزاست و به استناد داوریهای بدوی اتهام را تنها متوجه هوش یا همت دانشآموزمیکند . لذا سخنانی نظیر : «استعدادش کافی نیست» ، «در حد امکان کوشش نمیکند» ، «باهوش است ولی کار نمیکند» شنیده میشود. پس هوش یا شخصیت کودک بـدون تحلیل و توضیح و بدون آن که ارتباطهای مقابلشان روشن شود و بدون این که پرسشی درباره ریشه هـای عـدم کفایت یا فقدان آنها مطرح شود ، سخت در معرض اتهام قرار میگیرند و این خود شاهـدی بر فقـر آشکار روانشناسی و زندانی بـودن آموزش ها در چنین چاله ای است (توگال ترجمه شجاع رضوی 1380) .
برای برطرف کردن این مشکل باید به مسئولیت خطیر معلمان نیز پرداخته شود ، تعداد کثیری از معلمان آموزش ابتدایی برای تلاش آموزشی خود آماده نشده اند . لذا تجربه ثابت کرده است که صرفنظر برخی از استعدادهای شخصی و موقتی ، آوختن حرف معلمی آهنگی آرام دارد و بیشتر از مطالعات نظری از را سرمشق گرفتن دقیق و توضیحی از کلاسهای رسمی و با مدیریت مطلوب آموخته میشود.
پس استمداد از علم یا دانشی که روش آموزش مناسب را تعیین کند بدون تردید نخستین راه چاره خواهد بود . اما به رغم تلاشهای مقطعی و پراکنده ، این دانش (روانشناسی تربیتی) از دید کثیری از دست اندرکاران پنهان مانده است . واقعیت این است که در مورد بسیاری نکتههـا، روانشناسی تربیتی هنـوز ناگزیر به کنـار هم قـرار دادن نظـریه هـای آموزشی و روانشناسی بـه صورت مجمـوعه های نامنسجمی است که در عمل به دشواری در قلمرو یکدیگر جای میگیرند و مبـادله میشوند (نت 1979) .
معلمان خوب ، خوب به دنیا نمی آیند ، بلکه ساخته میشوند . نمی توان فرض کـردکـه هـرکس می تواند تدریس کند . بر این مهم، به دانش و مهارت وسیعی نیاز است تا آموزش و یادگیری دانشآموز تضمین شود، خود را در اختیار یک پزشک ، وکیل و ... قرار نمی دهیم مگر آن که حداکثر اعتماد را به مهارت او پیدا کنیم . بنابراین نباید تصور کرد که بدون آن که مهارت خود را اثبات کنیم . کودکان به ما اعتماد پیدا خواهند کرد . هیچ کس مایل نیست تحت آموزش معلمی قرار گیرد که فاقد کفایت است .
مـا اغلـب ، دربـاره این که معلمان برجسته چگونه مهارتهای خود را به دست می آورند و کامل میکنند فکر نمی کنیم . البته ، معلمان خوب ، غیر از مهارتهایی که در تدریس دارند از صفات فراوان دیگری نیز برخوردارند . آنها درباره دانشآموزان خود اطلاعات زیادی دارند . از کار با دانشآموزان لذت می برند و درباره موضوع درس خویش مطلع اند و به تدریس علاقه دارند . روانشناسی تربیتی برای این به وجود نیامده است که شما در یک موصوع درسی خاص صاحب تخصص شوید .
حرفه پیچیده و دشوار معلمی احتیاج به هنرمندی و اطلاعات علمی دارد . تدریس هنرمندانه مسلماً با عواطف و ارزشها ، و همان طور که برخی گفته اند با روح معلم خوب آمیخته است . برخی از معلمان چنان در کار خود غرق میشوند که به نقاشان درحالت خلق آثار هنری، شباهت پیدا میکنند . معلمان خوب خلاق هستند و مشکلات خود را با ابداع روشهای تدریس و تدوین مواد آموزشی مناسب حل میکنند . تعلیم و تربیت درمقام علم از روانشناسی ، جامعه شناسی ، مردم شناسی ، عادت شناسی و بسیاری علوم دیگر بهره میگیرد تا موجبات تدریس کارآمد را فراهم سازد. معلمان در فرآیند تدریـس از روش هـای علمـی متعددی مانند تولید فرضیه ، آزمایش فرضیه و مشاهده نتایج استفاده میکنند . در تدریس خوب ، علم و هنر به طور پیچیده در هم تنیده اند .
تدریـس خـوب فقـط ایـن نیسـت کـه توانائی های ذهنی دانشآموزان رشد داده شود (اورتسون و اسمیلای 1987) . معلمان کارآمد می توانند از آغاز کار رابطه خوبی با دانشآموزان خود برقرار سازند . آنها با آزادی و به آسانی با عضای کلاس برخورد میکنند و دانشآموزان ، آنها را معلمانی صمیمی و قابل اعتماد می یابند (راجرز 1983) . آنها به جای رقابت ، بر همکاری که تجارب یادگیری مثبت تری را برای دانشآموزان در بردارد تأکید میکنند به جای محصول یادگیری ، فرآیند یادگیری مورد تأکید آنهاست (جانسون 1988) . هدف کلی و مهم معلمان کارآمد بهبود رابطه بین دانشآموزان و رشد دایمی عزت نقس در ایشان است . معلمان کارآمد رشد خود پنداره را در دانشآموزان خـود درک میکنند و فعالیتهای کلاس را به نحوی سازمان میدهند که موجب شکل گیری خود پنداره مثبت در ایشان شود .
از سوی دیگر علاوه برخود دانشآموزان و معلمان آنها مسایل دیگری هم هست که بر یادگیری تأثیر می گذارد مسایلی که در سالهای اخیر بیشتر بدان پرداخته میشود . مواردی از قبیل نابرابریهای اجتماعی و فرهنگی ، محیط داخلی مدارس ، محیط مدارس ، محیط اجتماعی کودک در آن مشغول یادگیری است و ... که از آن جمله است رابطه ای که کودک و معلم با یکدیگر برقرار می سازند .
پژوهشها مختلفی به بررسی رابطه میان فرآیندهای شناختی و همچنین ارتباط آنها با پیشرفت تحصیلی مبادرت کرده اند . بین درجه بندی که معلمان از آفرینندگی دانشآموزان به عمل آورده اند با همجنس بودن معلم رابطه داشته است (هولند 1959) و پژوهشها دیگری نشان می دهد که معلمان دانشآموزان همجنس خود را بهتر ارزیابی کرده اند ، البته در حیطه عاطفی (کروپلی 1967) . از طرف دیگر به نظر می رسد که فعالیتهای شناختی نظیر تبادل کلامی اطلاعات ، درک مطلب و ... بین دانشآموزان و معلمان همجنس او بهتر صورت میگیرد . از سوی دیگر کودکانی که دارای مشکلات عاطفی و روان شناختی بوده اند ، بهتر توانسته اند در مقابل معلمان همجنس پاسخهای خود را ارایه کنند تا معلمان غیر همجنس .
الف ـ بیان مساله :
موفقیت تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان در طی پژوهشها و پژوهشهای مختلفی که تاکنون صورت گرفته است به عوامل مختلفی چون: رابطه معلم با دانشآموزان ، برنامه درسی ، محتوی ، روش تدریس و از این قبیل نسبت داده شده است . اما در این میان رابطه دانشآموزان با معلم در این پژوهش بیشتر مورد بررسی قرار دارد .
شاید نظریه قدیمی گماردن معلمان زن برای تمامی دانشآموزان مقطع ابتدایی ، امروزه خیلی کاربرد نداشته باشد و این پژوهش در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی با کدام یک از معلمان مرد یا زن بهتر پیشرفت تحصیلی نشان میدهند و آیا بهتر است که در آینده برنامه درسی این افراد به گونه ای طراحی شود که معلمان همجنس به تدریس بپردازند و یا معلمان غیر همجنس .
هدف پژوهش :
در چند سال اخیر که فکر تجدید نظر در برنامه های تحصیلی و روش اجرای آنها به میان آمد همواره این نکته در مد نظر بود که چه عواملی در مرحله اجرای برنامه های آموزش و پرورش باید وجود داشته باشد تا هدف های نهایی تعلیم و تربیت در تمام جهات به نحو مطلوب تأمین شود .
در جست و جوی این عوامل آن چه بیش از همه جلب توجه میکند وجود معلم بوده است زیرا به هیچ تردید کلیه دستگاههای فرهنگی مصروف بر این است که دو رکن مهم مدرسه یعنی «معلم» و «شاگرد» در شرایط مناسبی در برابر هم قرار گیرند و شاگرد به راهنمایی و همکاری معلم خود به سوی اهداف نهایی تعلیم و تربیت سوق داده شود .
پس در این نکته خلافی نیست که معلم قوی ترین عامل اجرای برنامه است و اوست که می تواند یک برنامه ناتمام و ناقص را برای شاگردان خود جالب و سودمند کند و هم اوست که به سبب بی خبری با عدم علاقه ممکن است بهترین برنامه را به بدترین صورت اجرا کند .
اعتقاد راسخ به این حقیقت راقم این سطور را در کنار مسئولان تربیت قرار داده و بر آن می دارد که هر برنامه ای را با نمونه هایی از روش صحیح تعلیم تربیت مختلف همراه ساخته تا مجریان برنامه را سریع تر آسانتر به هدف مطلوب برسانند . بنابراین هم در محیط های آموزشی و تربیتی (به خصوص کودکستان و مدرسه) آموزگاران و مربیان این کلاسهای مهم تربیتی باید افراد لایق و شایسته باشند تا امر تربیت و تعلیم بدون هیچ مشکلی و به نحو مطلوب تحقق یابد . از آن جا که نقش و تأثیر مثبت زن در امور تعلیم و تربیت به خصوص در مقطع کودکستان و دبستان روشن میشود .
بنابراین ضروری میکند که این موجود فرشته خو که جلوه ای از جمال و جلال خداوند و مایع آسایش و آرامش جامعه کوچک (خانواده) و جامعه بزرگ مدرسه را فراهم میکند در جایگاه خود گمارده و مسئولیت تعلیم و تربیت در مقطع دبستان (ابتدایی) بیشتر به دوش بکشد درواقع مسئولان باید سعی کنند از وجود این موجود فرشته خو و بی ادعا که امور تعلیم و تربیت را با جان دل پذیر است . بیشتر در مقطع ابتدایی استفاده کنند تا جامعه انسانی به سوی تعالی و تکامل و سعادتمندی هر چه بیشتر نزدیک تر شود .
هدف از بررسی حاضر شناسایی تأثیر جنسیت معلمان بر روی پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر دوم ابتدایی است تا با نتایج به دست آمده راهکارهای اجرایی برای گسترش و یا عدم توسعه حضور یکی از دو جنس برای تدریس پسران ارایه داد .
اهمیت و ضرورت پژوهش :
اگر بخواهیم اهمیت ضرورت پژوهش را دریابیم لازم است به اهمیت تعلیم و تربیت اشاره کنیم . در این جهت کافی است روز اول مهر را در نظر بگیریم که آن روز چگونه چهره شهر عوض میشود و در شهر غوغایی برپا میشود همه خانواده ها در تلاش هستند که اولین روز مدرسه فرزندشان سر وقت در مدرسه حاضر شود . چه بسیار پدران و مادرانی که امروز برای اولین بار فرزند خود را به مدرسه می فرستند و چشم نگران امروز و فردا و آینده او هستند .
شاید اندک باشند کسانی که به امر آموزش و پرورش بی توجه اند ، و اکثریت قریب به اتفاق پدرها و مادرها ، بر خود فرض و واجب می دانند که فرزندشان حتماً به مدرسه رفته و تحصیلات متوسطه را تا آن جا که امکانات و توانایی وجود دارد بخواند تا برای خود چیزی شود و از قبل این خیری نیز به جامعه خود برساند .
امروز چه بسیار پدر و مادرانی هستند که از دهان خود زده ، تا فرزند بیاموزد و چگونه ادب و آداب آموخته و راه و رسم زندگی را فراگرفته ، گرمی و سردی چشیده و خلاصه مرد زندگی شود . و در راه تعالی و تکامل گامهای مثبتی بردارد و اگر انسان در جهت تکامل گام بردارد و در جایگاه خود (یعنی مدار انسانیت) قرار بگیرد ، زمانی است که سعادت کل جامعه تأمین میشود و به خصوص این که آن زمان همه هستی به کمال رسیده است .
چون که در جهان بینی اسلامی انسان مقام بسیار بالایی دارد . نماینده خدا بر زمین ، مسجود فرشتگان و گل سرسبد عالم خلقت است .
اینها همه به خاطر استعداهایی است که خداوند در درون انسان به ودیعت نهاده اگر در حیات او شکوفا شود از فرشته بالاتر خواهد بود .
شکوفایی استعدادها تنها در سایه تعلیم و تربیت صحیح میسر است و اصولاً برای تربیت تعریفی بهتر از شکوفا کردن استعدادهای درونی نیست و از این جا معلوم میشود نقش تربیت و نهادهای تربیتی و مربی در زندگی انسان ها چه حد مهم است و در این خصوص زن جایگاه ویژه ای دارد . (ناصر مکارم ، بهمن ماه 1370) .
تربیت و آموزش و پرورش اگر به معنی واقعی خود اعمال شود در دوران کودکی و با دلبستگی و اخلاص و ایمان همراه باشد بدون شک در تعالی و تکامل روحی و جسمی و اجتماعی انسان مؤثر خواهد بود . به خصوص این که مسایل و مطالب آموزشی و تربیتی با علوم عصر تطبیق داده شود و با اصول مبانی تربیت اسلامی همراه باشد بدون شک این شیوه در دل و جان تربیت شونده مؤثر خواهد بود و او را به تعالی و تکامل و سعادت ابدی خواهد رسانید . اولیاء و مربیان و نهادهای آموزشی باید به این نکته توجه داشته باشند تا امر تربیت و تعلیم بدون هیچ مشکلی به نحو مطلوب تحقق یابد . و در این جهت هماهنگی بین عوامل متعدد تربیت و تعلیم که غالباً از خانواده آغاز شده، یعنی نیازهای عاطفی کودک را خانواده تأمین میکند . مدرسه و محیط های آموزشی به امور علمی و فرهنگی اهمیت میدهند و محیط های اجتماعی دیگر نیازهای اجتماعی را تأمین میکند هر یک از این عوامل برای خود راه خاصی را طی میکند .
اگر بین برنامه های تربیتی و قوانین طبیعت و نیازهای فطری کودک از یک سو و بین عوامل مختلف مانند خانواده و مدرسه و محیط اجتماعی از سوی دیگر هماهنگی باشد هیچ مشکلی در مسیر تربیت پیش نخواهد آمد و این نکته را زنان بیشتر در می یابند . از آن جا که برای دانشآموزمقطع ابتدایی دور بودن از محیط خانه و خانواده تا حدودی غیر قابل تحمل است و خلاء زیـادی را حـس میکند ، گماردن زنان در مقطع ابتدایی این خلاء را پر میکند و محیط خشک مدرسه را تبدیل به محیط گرم خانوادگی میکند و انگیزه آموزشی را در دانشآموزان بیشتر میکند و به علاوه این که در بهداشت و سلامتی جسم و جان دانشآموزان نقش مؤثر ایفا میکند و امنیت روانی را در مدرسه حاکم میکند در نتیجه تأثیر مثبت حاصله از این به جامعه تزریق میشود و جامعه به سوی سعادت رهنمون میشود. بنابراین پی بردن به این نکته که نقش زنان در پیشرفت جامعه چقدر است ، مشت نمونه خروار است ، و نتیجه بررسی های این پژوهش ، این حقیقت را روشن میکند و این مساله از اهمیت بالائی برخوردار است .
فرضیه های پژوهش :
الف : فرضیه اصلی :
بین پیشرفت تحصیلی دانشآموز پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم مرد با پیشرفت تحصیلی دانشآموز پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم زن درجامعه آماری تفاوت معنی داری وجود دارد .
ب : فرضیه های فرعی :
1ـ بین پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم مرد در درس املا و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم زن در همان درس درجامعه آماری تفاوت معنی داری وجود دارد .
2ـ بین پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم مرد در درس ریاضی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم زن در همان درس درجامعه آماری تفاوت معنی داری وجود دارد.
3ـ بین پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم مرد در درس جمله نویسی و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان پسر مقطع دوم ابتدایی دارای معلم زن در همان درس درجامعه آماری تفاوت معنی داری وجود دارد.
متغیرهای پژوهش :
ب : متغیر وابسته :
پیشرفت تحصیلی
پ : متغیر کنترل :
مقطع تحصیلی دانشآموزان (ابتدایی)
تعاریف عملیاتی:
1ـ پیشرفت تحصیلی :
منظور از پیشرفت تحصیلی در این پژوهش نمرات تحصیلی (معدل کل و نمرات درس به تفکیک) دانشآموزان است که در صورت بالا بودن از 17 آن را برجسته تلقی کرده بین 14 تا 17 را متوسط و کمتر از 14 ، ضعیف ارزیابی میشود .
2ـ مقطع ابتدایی :
مقطع ابتدایی در نظام آموزش و پرورش مقطعی است که بالاتر از کودکستان و پائین تر از راهنمایی قرار دارد و جایی است که در آن نوشتن و خواندن به کودک می آموزند و هدف این مقطع در کنار تعلیم و تربیت آماده کردن اطفال برای زندگی است . به نحوی که قوای بدنی و روحی و دماغی طفل به طور کامل برای زندگی پرورش یابد .
3ـ دانشآموز:
دراین پژوهش دانشآموزکسی است که در مدارس ابتدایی دولتی سطح شهر تهران در سال تحصیلی 83 ـ 82 مشغول به تحصیل بوده است .
4- معلم :
در این پژوهش کسی است که در سال تحصیلی 83 ـ 82 با ابلاغ رسمی آموزش و پرورش در جامعه آماری در مقطع ابتدایی مشغول به تدریس بوده است .
| دسته بندی | مکانیک |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 9312 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 206 |
فهرست :
معرفی کلی
روش کاری سیستم های CNC
بخش های اصلی CNC
اجزای کنترل موقعیت و سرعت دستگاه CNC و سیستم های کنترلی
کنترل های مورد استفاده
تجهیزات الکتریکی
حافظه
اجزای مکانیکی
برنامه نویسی
کالیبراسیون
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 497 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 143 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات پژوهش
1-1 مقدمه .................................
1-2 بیان مسئله ............................
1-3 ضرورت و اهمیت پژوهش ...................
1-4 هدف پژوهش .............................
1-5 فرضیات پژوهش ..........................
1-6 تعاریف نظری و عملیاتی مفاهیم و اصطلاحات
فصل دوم : پیشینه پژوهش
2-1 قسمت اول ( هیجانها) ...................
2-2 کرکردهای هیجانی .......................
2-3 نظم هیجانی ............................
2-4 هوش هیجانی ............................
2-5 ابراز گری هیجانی ......................
2-6 تفاوتهای فردی در ابراز گری هیجانی .....
2-7 نقش فرهنگ و قواننین در نمایش ابراز گری هیجانی
2-7 تفاوتهای جنسی در ابراز گری هیجانی .....
2-9 سبکهای ابراز هیجان و خصوصیات شخصیتی ..
2-10 ابراز گری هیجانی و کارکرد اجتماعی ....
2-11 تنیدگی تجارب آسیب زا ، روشهای مقابله و ابرازگری هیجانی ...........................................
2-12 اهمیت ابراز و افشای آسیب هیجانی در سلامت
2-13 کنترل هیجانی .........................
2-14 کنترل خوش خیم ........................
2-15 کنترل پرخاشگری .......................
2-16 بازداری هیجانی .......................
2-17 نشخوار ...............................
2-18 آکلسی تیمیا ..........................
2-19 دوسوگرایی در ابزار گرایی هیجانی ......
2-20 دوسوگرایی در ابزار گری هیجانی و سلامت روانی
2-21 دو سوگرایی درابراز گری هیجانی و عملکرد اجتماعی
2-22 دوسوگرایی در ابراز گری هیجانی و سالمت جسمانی
2-23 خود پندره ............................
2-24 ویژگی های افراد دارای خود پنداره مثبت و منفی
2-25 عوامل موثر در شکل گیری خود پنداره ...
2-26 مفهوم خود پنداره .....................
2-27 اجزاء خود پنداره ....................
2-28 انواع خود پنداره .....................
2-29 تعاریف مختلف درباره خود پنداره .......
2-30 رشد خویشتن پنداری ....................
2-31 سلسله مراتب خویشتن پنداری.............
2-32 الگوهای رشد خویشتن پنداری ............
2-33 خود پنداری های جسمانی و روانی ........
2-34 ثبات خویشتن پنداری ...................
2-35 اثرات خود پنداره بر رفتار ...........
2-36 چگونگی تشکیل خود پنداره ..............
2-37 تعریف مفهوم و تکامل خود از دیدگاه راجرز
2-38 فرار .................................
2-39 انواع فرار ...........................
2-40 ویژگی های افراد فراری ................
2-41 علل و انگیزه فرار ....................
2-42 نمونه تحقیقات انجام شده ..............
2-43 نتیجه گیری ...........................
فصل سوم : روش پژوهش
3-1 طرح پژوهش .............................
3-2 جامعه آماری پژوهش......................
3-3 گروه نمونه و شیوه انتخاب آن ...........
3-4 ابزار و مقیاس های پژوهش ..............
3-5 شیوه جمع آوری اطلاعات ..................
3-6 روش تجزیه و تحلیل داده های آماری ......
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل داده های آماری
4-1 مقدمه .................................
4-2 تحلیل توصیفی ..........................
4-3 تحلیل استنباطی ........................
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهاد ها ........
5-1 بحث بر اساس یافته های یافته های تحقیق
5-2 نتیجه گیری ............................
5-3 پیشنهادها .............................
5-4 محدودیت ها ............................
ضمائم و پیوست ها ..........................
منابع
فصل اول
کلیات
١– ١- مقدمه :
یکی از مسائل و معضلات مهم اجتماعی،فرهنگی که هم اکنون جامعه ما با آن دست به گریبان است موضوع دختران فراری است ( معظمی،١٣٨٢ ). معضل گریز دختران از خانه و خانواده مشکلات عدیده ای را برای آنها،خانواده ها و جامعه ایجاد کرده است،هر چند پسران نیز به نسبت دختران و شاید بیشتر از آنان از خانه می گریزند،اما فرار دختران به علت قرار گرفتن آنان در حالت و وضعیت خطرناک در خانواده در بین مسولان و صاحبنظران و افکار عمومی حساسیت و واکنش شدیدی را ایجاد می کند. پرداختن به مبحث آسیب های اجتماعی به ویژه در خصوص دختران و زنان آسیب دیده بهره گیری از نگرشی را می طلبد که توانایی شناسایی تار و پود ناسازگاریهای اجتماعی را داشته باشد. پدیده فرار دختران از منزل یک معلول چند علتی است که ریشه های آن را می توان در فقر اقتصادی،طلاق یا جدایی عاطفی والدین،اعتیاد،دوستان ناباب و ... جستجو کرد. فرار دختران از خانه در حقیقت نوعی واکنش به شرایط نامساعد و تنیدگی زای درون خانه می باشد. به طور کلی تنیدگی جزء زندگی آدمی و غیر قابل اجتناب است در عین حال که مقدار کمی از تنیدگی می تواند مفید باشد و در فرد ایجاد انگیزه کند،تنیدگی زیاد می تواند پیامد های ناگواری را به دنبال داشته باشد.همانطورکه اشاره شدیکی از ریشه های فرار می تواند تنیدگی بیش از حد برای یک نوجوان باشد ولی ارزیابی فرد از تنیدگی و نحوه مقابله با آن بسیار مفید است. انسانها از نظر نحوه کنترل و تحمل مشکلات با هم متفاوتند،عوامل تنیدگی زا و شیوه های مقابله با آنها در سراسر زندگی مهم است اما دوره نوجوانی که یکی از مراحل مهم زندگی است با عوامل تنیدگی زای فراوانی همراه است ( بازیاری میمندی،١٣٨١ ) و احتمال بیشتری دارد که به طو منفی تحت تأثیر هیجان ها قرار گیرند،زیرا آنها هیجان خواهی بیشتری را نست به نوجوانان غیر فراری در سطوح گسترده زندگیشان متحمل می شود. بیشتر آنها با دست زدن به فعالیت هایی که افراد کم هیجان خواه جرٲت انجام دادن آنها را ندارند دیگران را متحیر می کنند.
و هیجان های خود را بی پرده ابراز می کنند،در روابط خود با دیگران جسور هستند،ناهمرنگ با جماعت هستند و خطرپذیری و ریسک پذیری بالایی دارند،آنها قتل از قراردادهایی اجتماعی و نیازها و نگرشهای دیگران عمل می کنند مسئله مهم در این برقراری رابطه فکری عاطفی با نوجوانان است و آن نیز در گروه آشنایی با اسرار و رموزی است که اگر پدر و مادر،مربی با این اسرار و رموز آشنا نباشد
نمی تواند به عالم نوجوانان راه پیدا کنند و پیوند فکری و روحی با او برقرار کنند و اگر خانواده نتواند این وظیفه را به درستی انجام دهد فرزندان از حوزه جاذبه خانواده خارج می شوند و در معرض جذب عوامل محیطی قرار می گیرند و به سادگی راه انحراف را پیش می کشاند ( سادات،١٣٨٣).
همچنین خانواده به عنوان مرکز اولیه و اصل تربیتی و یادگیری و پایگاه مهم عاطفی و ایمنی و حمایتی نقش ریشه ای تری دارد،این خانواده است که می تواند با تصدیق های بجا و به موقع از همان دوران کودکی و ادامه آن تا دوره نوجوانی باعث شکل گیری خودپنداره مثبت در آنها شود و خودپنداره فرد تعیین کننده،اهداف انتخابی،چگونگی ارزیابی او از پیشرفت در رسیدن به این اهداف و تأثیر موفقیت و شکست بر رفتار هدفمند اوست. فروید (١٩١٥) معتقد است که منع وسرکوبی هیجان همواره مستلزم صرف انرژی است.رویکرد کار کردی -اجتماعی،هیجانات را به عنوان یک مرکزسازمان یافته ونیروی برانگیزاننده ای که شالوده شخصیت را تشکیل می دهد در نظر می گیرد و بررسی می کند. هیجانات،فرایندها پردازشهای شناختی و تمایلات عملی را از طریق شکل دهی تعاملات اجتماعی و براساس روشهای سیستماتیک ، شکل می دهند بنابراین تفاوتهای فردی در تمایلات وگرایشهای هیجانی که به نظر می رسد در همان اوایل رشد وجود دارد،باید با ساختارهای شناختی، گرایشات و تمایلات فردی و سبکهای بین فردی که خصوصیات شخصیتی را تعریف می کند ،ارتباطی داشته باشد .
طبق تعریف بنیس١1(١٩٨٣) والدین یکی از مهمترین منابع شکل گیری تصویر خود و احساس ارزش به خود می باشد،کودکانی که طرد می شوند،احساس بی ارزشی می کنند و تصویر و پنداره هر فرد از خود وابسته به تصویری است که دیگران از او داشته اند.
بررسی حاضر در پی مقایسه سبکهای ابراز هیجان و خودپنداره در دختران فراری و غیر فراری می باشد و هر فرد مجموعه ای از سبکهای ابراز هیجان و خودپنداره متفاوت از دیگری را دارد که به متخصصان در تعیین نوع آسیب شناسی کمک می کند و امکان پیش بینی فرایند درمانگری را بر اساس تغییرات سبکهای ابراز هیجان فراهم می آورد.
1-2 بیان مسئله :
پدیده فرار دختران از منزل که در طی سالهای اخیر در جامعه رو به فزونی نهاده یکی از مقوله های آسیب اجتماعی است که مهار آن به مدیریت قوی اجتماعی و حضور مداخله جویانه در روند آسیب های اجتماعی نیازمند است ( بازیابی میمندی،١٣٨١ ).
سازمان مرکزی بهداشت و خدمات انسانی١ 1( HHS ) واژه فراری را به صورت زیر تعریف می کند : زمانی به یک جوان فراری گفته می شود که او ( دختر یا پسر ) از خانه بدون اجازه والدینش یا قیم قانونی خارج شده و از خانه یا محل اقامت قانونی خود شبانه و بدون اجازه غایب باشد
( اسپرینگر،٢٠٠١).
Hبرخی از مؤلفان معتقدند که بی خانمان ها در نتیجه شیوه زندگی خود دچار آسیبهای روانی
می شوند و برخی دیگر معتقدند بیماری روانی باعث بی خانمانی و فرار می گردد. در واقع بیماری روانی به طریق مختلف با بی خانمانی و فرار تعامل دارد. در بررسی وضعیت روانی - اجتماعی افراد بی خانمان دو مقوله از اختلالات را می توان مشاهده کرد: مشکلات مربوط به درونی سازی و مشکلات مربوط به سازگاری. مشکلات مربوط به درونی سازی در این افراد به مشکلات هیجانی یا درونی سازی همچون اضطراب، احساس گناه، احساس بی ارزشی،تنهایی،تنفر از خود و افسردگی اشاره دارد. ( اردلان،١٣٨٢).
واندرپیلوگ و اسچولت (١٩٩٧) در دیدگاه خود تحت عنوان تئوری رانده شدن عنوان می کنند که فرار و بی خانمانی فرایندهایی هستند که در طول زمان رخ می دهند و به تدریج نوجوان را به سمت فرار سوق می دهند. خانواده در این مورد نقش اساسی دارد چرا که از یک سو واجد تضاد، درگیری،کودک آزاری،پرخاشگری و کشمکش است و از سوی دیگر در آن از حمایت احساسی، اجتماعی و امنیت روانی برخوردار نیستند. در مورد پرورش کودکان نیز ابعاد دلبستگی بین والدین و فرزندان و مشاهده رفتار والدین توسط کودکان نیز حائز اهمیت است. هر یک ازاین ابعاد دارای دو قطب است،بعددلبستگی احساسی بین والدین وفرزندان دارای قطب های پذیرش و طرد و بعد الگوی رفتاری نیز دارای دو قطب کنترل و خودمداری می باشد.
شارلین و موربراک (١٩٩٢) در پژوهش های خود به رویکرد انگیزشی موثر در فرار اشاره می کنند. در رویکرد انگیزشی هومر (١٩٧٣) بر اساس تحقیقی که بر روی ٢٠ دختر فراری در یک مرکز درمانی انجام داد کاربرد این دیدگاه را در زمینه فرار دختران مطرح نموده و آنها را به دو گروه کلی تقسیم کرد : الف - فرار از : مثل فرار از مشکلات خانوادگی یا مدرسه و ب - فراربه : مثل فرار برای دستیابی به روابط رمانتیک و گشت و گذر کردن و ... .
به این ترتیب این مطالعه به دنبال مقایسه سبکهای ابراز هیجان و خودپنداره در دختران فرار و غیر فراری بوده است و در صدد پاسخ به سئوالهای زیر می باشد :
سبکهای ابراز هیجان مورد استفاده دختران فراری چه تفاوتی با دختران غیر فراری دارد؟
خود پنداره دختران فراری چه تفاوتی با دختران غیر فراری دارد؟
1-3 ضرورت و اهمیت پژوهش
نوجوانی یکی از مهمترین و حساس ترین دوران زندگی انسان به شمار می رود.دختران در دوره نوجوانی در مقایسه با پسران تنیدگی بیشتری را حس می کنندو در مقابله با این تنیدگی ها معمولا"به صورت هیجان محور پاسخ می دهند.یکی از آسان ترین راههای هیجان مدارانه برای مواجهه با تنش ها فرار است (معظمی،١۳۸٠).فرار دختران فرایند یک مکانیسم روانی و ذهنی در نوجوانان است که برای رسیدن به یک امنیت درونی و رهایی از سلطه والدین،زندگی خانه بدوشی را برمی گزینند .
پدیده فرار دختران از منزل که در سالهای اخیر در جامعه رو به فزونی نهاده ،یکی از مقوله های آسیب اجتماعی است که مهار آن به مدیریت قوی اجتماعی و حضور مداخله جویانه در روند آسیب های اجتماعی نیازمند است .پرداختن به مبحثهای آسیب های اجتماعی به ویژه در خصوص دختران و زنان آسیب دیده بهره گیری از نگرشی را می طلبد که توانایی شناسایی تارو پود ناسازگاریهای اجتماعی را داشته باشد .علل پدید آیی آسیب های اجتماعی را با مطالعه و بررسی می توان تشخیص داد.جامعه شناسان بیشتر از آنکه روی مسائل روانی و فردی در زمینه آسیب های اجتماعی تأکید کنند،عوامل اجتماعی را مدنظر قرار داده و معتقدنداگر محیطهای اجتماعی سالم و بالنده بوجود آید می توان مصونیت و پیشگیری قابل ملاحظه ای را در کاهش آسیبهای اجتماعی بوجود آوردولی در کنار این عوامل،ویژگیهای شخصیتی و انگیزه فردی نیز در ایجاد این معضل نقش بسیار مهمی بازی
می کند(بازیاری،میمندی،١۳۸٠).
متأسفانه در سالهای اخیر،فرارنوجوانان از منزل رو به افزایش است.این پدیده اگرچه در نگاه اول یک اقدام فردی است،اما نتایج وپیامدهای مرتبط با آن منجر به یک پدیده اجتماعی می گردد(حمیدی،١۳۸٠).
باتوجه به افزایش آمار فرار دختران در ایران،نیاز مبرمی به تحقیق و بررسی روی این پدیده و تلاش در جهت شناسایی و رفع علل مؤثر در آن احساس می شود .شکی نیست که در بروز فرار عوامل مختلفی مؤثر بوده و هر محققی از زاویه و منظر خاصی به بررسی و علت یابی آن پرداخته است.با توجه به تحقیقات گذشته ضرورت بررسی نقش سبکهای ابراز هیجان و خود پنداره در فرار دختران از خانه اجتناب ناپذیر است.
1-4 - اهداف پژوهش
هدف کلی از پژوهش حاضر ، مشخص کردن وجودییا عدم وجود رابطه بین سبکهای ابراز هیجان و خود پنداره ی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی و نیز مقایسه این دو گروه با یکدیگر است.اهداف خاص این تحقیق عبارت اند از :
١- مشخص کردن تفاوت بین ابراز گری هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و و دختران عادی ؛
٢- مشخص کردن تفاوت بین کنترل هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی ؛
٣- مشخص کردن تفاوت بین دوسو گرایی درابراز گری
هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی ؛
٤- مشخص کردن تفاوت بین خود پنداره دختران آسیب دیده ی اجتماعی و دختران عادی؛
1-5 - فرضیات پژوهش
١- بین ابرازگری هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی تفاوت وجود دارد.
٢- بین کنترل هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی تفاوت وجود دارد.
٣- بین دوسو گرایی در ابرازگری هیجانی دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی تفاوت وجود دارد.
۴- بین خود پنداره دختران آسیب دیده اجتماعی و دختران عادی تفاوت وجود دارد .
1-6- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش
١ – ۶ – ١ - تعریف فرار :
سازمان مرکزی بهداشت و خدمات انسانی (HHS) واژه فراری را به صورت زیر تعریف می کند : " زمانی به یک دختر جوان فراری گفته می شود که او (دختر یا پسر) از خانه بدون اجازه والدینش یا قیم قانونی خود شبانه و بدون اجازه غایب باشد (اسپرینگر،٢٠٠١). فرار به معنی دور شدن از منزل به مدت ٢٤ ساعت یا بیشتر است که بدون اطلاع والدین و یا بر خلاف میل آنها می باشد.( شارلین ،موربراک ، ١٩٩٢ ).
١ – ۶ –۲- تعریف ابرازگری هیجانی 1
به نمایش بیرونی هیجان بدون توجه به ارزش مثبت یا منفی یا روش (چهره ای کلامی و حالات بدنی) اطلاق می شود.
١– ۶ – ۳ - تعریف عملیاتی ابرازگری هیجانی
در این پژوهش،ابرازگری هیجانی نمره ای است که آزمودنی از طریق پرسشنامه ابرازگری هیجانی
( EEQ ) کینگ وامونز(١٩٩٠)کسب می کند و شامل ابرازگری هیجانی در سه بعد ابراز هیجان مثبت،ابراز صمیمیت و ابراز هیجان منفی است .
١– ۶ –۴ - تعریف اصطلاحی کنترل هیجانی 1
گرایش به بازداری در ابراز پاسخهای هیجانی است .
١– ۶ – ۵ - تعریف عملیاتی کنترل هیجانی
در این پژوهش ،کنترل هیجانی نمره ای است که آزمودنی از طریق پرسشنامه کنترل هیجانی(ECQ) راجر و نجاریان) ١٩٨٩ ( کسب می کند و شامل باز داری هیجانی،تمایل به بازداری و سرکوب هیجان تجربه شد ه، مرورذهنی،تکرار رویدادهای هیجانی ناراحت کننده ، کنترل پرخاشگری وکنترل خوش خیم وکنترل تکانه های آشفته کننده درطی انجام کارمی باشد.
١- ۶ –۶ - تعریف اصطلاحی دو سو گرایی در ابراز گری هیجانی
تمایل به ابرازهیجان،ولی قادرنبودن،ابرازهیجان،بدون تمایل واقعی ویاابراز کردن وبعداًپشیمان شدن راشامل می شود .
١– ۶ –۷- تعریف عملیاتی دوسوگرایی در ابرازگری هیجانی
پرسشنامه دو سوگرایی در ابرازگری هیجانی (AEQ) (کینگ وامونز،١٩٩٠). کسب می کند.
١ – ۶ –۸- تعریف اصطلاحی خود پنداره 1
خود پنداره عبارت است از تصور و پنداری که فرد درباره ی کل وجود خود دارد. این تصوروپندارتمام ابعاد جسمانی،ذهنی،اجتماعی،عاطفی اخلاقی را شامل می شود (به نقل از شفیع آبادی١٣٧٠)
١– ۶ –۹- تعریف عملیاتی خود پنداره
درپژوهش حاضرنمره ای که فرد ازمقیاس مفهوم خود پنداره( پیرز- هریس) بدست می آورد ارزیابی می شود .
فصل دوم
گستره نظری و پیشینه پژوهش
٢- ١- هیجان ها
تعریف هیجان : در خاستگاه اولیه ،فلاسفه تلاش نمودند که هیجان ها را به طور مجزا تعریف کنند، که با موفقیت های کمی همراه بود،تقریبا ١٥٠ نظریه وجود دارد که منشاً،شدت،ماهیت و هدف هیجان ها را مد نظر قرار می دهند(استرونگمن١، ١٩٩٦ ).( به نقل از باومن ،٢٠٠١ ). علی رغم این همه گمانه زنی ،برخی از هیجانات شناخته شده نیستند و هیچ تعریف درستی وجود ندارد که قادر باشد بین آنچه هیجان است و آنچه هیجان نیست، تمیز قائل شود . اگر چه نوشته های علمی معمولا از نامگذاری هیجان های ویژه اجتناب می کنند، ولی درمورد وجود داشتن برخی از هیجان های اولیه توافق دارند،به عنوان مثال هیجان های ترس،غم،خشم و لذت که درپستانداران موجوداست و اهمیت ویژه ای در حفظ سلامت آنها دارد. ( باومن ٢،٢٠٠١).
کلین گینا ٣(١٩٨١)؛به نقل از فرانکفن٤،(١٩٩٤)هیجان را نتیجه تعادل عوامل درونی عوامل محیطی و فرایند های عصبی / هورمونی می دانند و معتقدند که هجان ها : الف) با تجارب عاطفی مانند احساس لذت یا عدم لذت همراهند . ب)تفسیرهای شناختی وا می دارند . ج) باعث به کار افتادن برخی تغییرات درونی مانند افزایش خون می شوند . د) رفتارهایی را فرا می خوانند که اغلب ابرازگر انطباق و جهت گیری شده،به سوی هدف هستند، هیجان ها به وسیله افکار،رفتارو فیزیولوژی می پذیرند و بر آنها اثر می گذارند ، برخی از هیجان ها مثبت و خوشایند هستند،مانندشادی و عاطفه و برخی از هیجان ها منفی هستند مانند خشم واسترس . (سارافینو١،١٩٩٤).
٢ - ٢ - کار کردهای هیجانی:
کارکردهای هیجان بسیار با اهمیت هستند به اعتقاد آلکمن ۲(١٩٨٤) کارکردهای اصلی هیجان شامل ارزیابی مداوم از محرک درونی و بیرونی بر حسب ارتباطشان با جاندار و آمادگی برای واکنش های رفتاری است که ممکن است به عنوان پاسخ به آن محرک نیاز باشد یک کارکرد مستقیم تسهیل یادگیری است. علاوه بر اینکه هیجان ها به جانداران دیگر اجازه می دهند که محتمل ترین رفتار جاندار هیجانی را پیش بینی و رفتارشان را مطابق با آن طرح ریزی کنند،همچنین در مورد واکنش احتمالی دپگران به عمل یک ابرازعمدی پسخوراند می دهند و بنابراین برای تغییرات مناسب در برنامه های رفتاری به شخص کمک می کند .
داروین به نقل از آلکمن (١٩٨٤)ز اولین کسانی بودند که اهمیت رفتار هیجانی را برای رفتاراجتماعی نشان داد و روی این واقعیت تاًکید کرد که انواع ویژه ابراز کارکردی هیجان برشکل حرکات عمدی ممکن است به طور انتخابی در دوره تکامل به منظور ارتباط رشد یافته بماند به اعتقاد آلکمن در جرع کارکردهای هیجان شامل ارزیابی محیط،تنظیم بدن آمادگی تصمیم ارتباط عمدی ، بازتاب و نظارت است.
٢- ٣- نظم هیجانی١
نظم هیجانی به فراخوانی افکار یا رفتارهایی اطلاق می شود و در این مورد که افراد درچه زمانی هیجان داشته باشند و چگونه آن هیجان ها را تجربه یا ابراز کنند،تاثیر می گذارد(ریچارد و گروس۲،٢٠٠٠).
مطابق نظریه تعاملی- تحولی ۳(باک١٩٩٤)؛به نقل از امونزوکلبی،(١٩٩٥)،نظم هیجانی،شامل توانایی انتقال درست حالت های عاطفی شخص به دیگران است. بیش از نیمی از اختلالهای غیر اساسی مربوط به محور و همه اختلالهای شخصیتی محور طبقه بندی تشخیصی و آماری اختلالهای روانی انجمن روانپزشکی آمریکا شامل برخی بد نظمی های هیجانی هستند،به عنوان مثال اسکینروفرنی نوع آشفته به وسیله پاسخهای هیجانی نامناسب و اختلال شخصیت هیستریایی به وسیله هیجان افراطی مشخص
می شوند(گروس و لونسون،١٩٩٧).
یک شکل از نظم هیجانی،بازداری هیجانی یا مخفی کردن هیجان است، که در آن، شخص احساس می کند . بازداری هیجانی درمقایسه با دیگر روشهای کنترل هیجانی به افزایش برپایی فیزیولوژیکی منجر می شود. این برپایی فیزیولوژیکی می تواند در بیماریهای مختلف نقش داشته باشد(باتلر،٢٠٠١). شکل دیگر نظم هیجانی ،نشخوار یا مرور ذهنی رویدادهای هیجانی ناراحت کننده است که با چند اختلال روانی و جسمانی مانند اضطراب و افسردگی،همراه است. (گارنفسکی و همکاران،٢٠٠١) .
٢- ٤ - هوش هیجانی
سالووی١ و مایر۲ (٩٠/١٩٨٠به نقل از بارون و همکاران،٢٠٠٠)، طبق کار گاردنر(١٩٨٣)هوش هیجانی را گسترش دادند و آن را به عنوان "توانایی درک و ابراز،جذب،فهم و مهار هیجان ها" تعریف نمودند. به نظر می رسد که الگوی "هوش غیر شناختی" بارون، قابل فهم ترین و جامع ترین مفهوم سازی از ساختارهوش هیجانی باشد.هوش غیر شناختی به عنوان مجموعه ای از توانایی های هیجانی،شخصی و اجتماعی تعریف می شود و مهارتهایی ست که روی توانایی فرد برای مقابله با تقاضاها و عوامل کلیدی در این الگو عبارتند از :
1- توانایی درونی فرد(توانایی فهم و درک خود و هیجان های خودوتوانایی ابرازاحساسات و عقاید شخصی )؛
٢- مهارتهای بین فردی (توانایی فهم و درک احساسات دیگران و ایجاد و حفظ رضایت دو طرفه ارتباط مسئول با دیگران )؛
۳- انطباق پذیری (توانایی تغییر احساسات شخصی با نشانه های بیرونی عینی و ارزیابی درستی از موقعیت فوری،انعطاف برای تغییر احساسات و افکار شخصی با تغییر موقعیت ها و حل مسائل فردی و بین فردی).
۴- راهبردهای مهار تنیدگی (توانایی مقابله با تنیدگی و کنترل هیجان های شدید).
٥- عوامل خلقی کلی و انگیزشی (توانایی خوشبین بودن،لذت بردن از خود و دیگران و ابراز احساسات مثبت (بارون و همکاران،٢٠٠٠).
سالوی و همکاران (٢٠٠٠) معتقدند که ابراز کلامی تجارب آسیب زا، فرایند مقابله را آسان می کند و افشای هیجانی راخانه تکانی شناختی می دانند ومعتقدند که هوش هیجانی فرد باید قادر باشد که
مؤثرترین ابزار مقابله را شناسایی و پیگیری کند.
٢- ٥- ابرازگری هیجانی
ابرازگری هیجانی به عنوان یک مؤلفه اصلی هیجان ها،به نمایش بیرونی هیجان، بدون توجه به ارزش (مبثت یا منفی) یاشیوه (چهره ای،کلامی و رفتاری) اطلاق می شود(کرینگ و همکاران،١٩٩٤).
اکمن وفریزن(١٩٧٤به نقل از لویس،٢٠٠٠).ابراز هیجان را ظواهر حالتهای هیجانی با درونی شامل مجموعه های ویژه ای ازتغییرات در فعالیت های زیستی–عصبی تشکیل می دهد.
هالبرستدت١(١٩٩١به نقل از بویام٢ و پارکر۳،١٩٩٥ )ابرازگری هیجانی را شامل ترکیبی از حالتهای هیجانی،دانش قوانین نمایش و انگیزش و توانایی کنترل ابراز هیجان فرد می داند.(داروین،١٨٧٢ به نقل ازباومن، ٢٠٠١). با انتشار کتاب "ابرازهیجان ها در انسان و حیوان" نقش مهمی در زمینه مطالعه هیجان ها ایفا کرده است مشاهدات داروین موجب شد که وی سه اصل اولیه را در ابرازهیجان دخیل بداند که عبارتنداز ١ - خوگیری٤: فعالیتهای به اجرا در آمده ارضا کننده،خواه سودمند باشد یا سودمند نباشد؛
٢- تضاد ٥:فعالیتهای متضاد به اجرا در آمده تحت تکانه های متضاد؛ ٣- نیروی عصبی : کنش مستقیم دستگاه عصبی تهیج کننده در تن، مستقل از اراده .
به اعتقاد لویس(٢٠٠٠)،ابراز های هیجانی ،به تغییرات سطحی بالقوه قابل مشاهده،در چهره،صدا و بدن وسطح فعالیت منجر می شود. در ابتدا،به ابرازهای هیجانی بر حسب حرکات و فعالیت بدنی بویژه کودکان کمتر توجه شده است ،اگر چه به نظر می رسد که آواگری ها رساننده های مهم حالتهای هیجانی باشد،ولی از کم شناخته ترین جنبه های ابراز هستند .ابرازهای کلامی بیشتراز حد قدرتمند هستند و ممکن است بتوانند حالت های هیجانی مشابه را در دیگران فراخوانند، بنابراین، ابراز هیجان به شیوه آواگری ممکن است مسری تر از ابرازهای هیجان به شیوه بدنی یا چهره ای باشد. به عنوان مثال وقتی فیلم ها با افرادی تماشا می شوند که با صدای بلند می خندند،خنده تر از زمانی است که خود فرد به تنهایی آن را می بیند.به دلیل ماهیت مسری آواگری،ابراز کلامی ممکن است هدف تلاشهای اجتماعی اولیه باشد(لویس،٢٠٠٠).
حرکت ،ممکن است یک شیوه دیگر ابراز هیجان ها باشد، : به عنوان مثال گریختن از چیزی ویا آمدن به سوی آن،پاسخ های حرکتی همراه با هیجان های مثبت و منفی هستند.
در واقع ،اغلب دورشدن نوزاد از یک اسباب بازی یا شخصی نا آشنا، مستقل از ابراز چهره ای ، بر ترس او مرتبط است.کاملا واضح است که ابرازهای هیجانی مجزا ممکن است در نوزادان و در سنین خیلی پایین تر مشاهده شود.در ابتدا،بین حالتهای هیجانی و ابراز هیجانی تمیز قائل شد، به عنوان مثال ،کودک وقتی رفتارگریه کردن را تحت کنترل در می آورد که والدین اورا به گونه ای تربیت می کنند که هنگام آشفتگی یا نیاز گریه نکند.
٢ - ٦- تفاوتهای فردی در ابراز گری هیجانی
یک مسئله در ارتباط با فعالیت های هیجانی این است که آنها بلافاصله قابل پوشیده شدن و به وسیله فرد قابل کنترل هستند. بنابراین ممکن است حالتهای هیجانی با ابراز هیجانی متفاوت شوند و گاهی نیز تمیز دادن حالتهای هیجانی از ابرازهای هیجانی مهم است(لویس،٢٠٠٠).
تصویر ٢- ١ یک الگوی ابرازگری هیجانی را نشان می دهد که به عنوان چهارچوبی برای فهم تفاوتهای فردی در رفتار ابرازگرهیجانی به کار می رود . طبق این الگو،هیجان وقتی روی می دهد که درون داد درونی و بیرونی به شیوه ای پردازش می شود که یک برنامه هیجانی مانند (غم و شادی) به کار بیفتد. به محض به کار افتادن برنامه هیجان، گرایشهای پاسخ،شامل تغییرات فیزیولوژیکی،(احساسات ذهنی و تکانه های رفتاری)ایجاد می شود و جاندار را برای پاسخ انطباقی به چالشها و یا فرصتهای محیطی آماده می کند.هیجان ها ما را وادار نمی کنند که به شیوه مخصوص عمل کنیم،آنها فقط کاری را به ما پیشنهاد می کنند، به همین دلیل،احساس، همیشه آشکار کننده نیست. گرایشهای پاسخ١ هیجانی ممکن است به عنوان یک تکانه رفتا ر٢ قابل دیدن ابراز شوند یا ابراز نشوند(گروس وجان،١٩٩٧) .
تصویر٢-١-روابط فرض شده بین یک الگوی هیچان-تولید (سطح حالت تحلیل و سه بعد پرسشنامه ابراز گری بر کلی (سطح صفت تحلیل )اقتباس از گروس و جان ،١٩٩٧).
تفاوتهای فردی در ابرازگری هیجانی ممکن است در چند مرحله در فرایند تولید هیجان رخ دهد.اولاً،تجارب مردم روز به روز به طور گسترده ای تغییر می کند،در نتیجه درون داده های متفاوت،بسیار زیادی برای برنامه های هیجان آنها آماده می کنند. ثانیاً این درون داده های متفاوت ممکن است به وسیله شیوه ارزیابی فرد کم یا زیاد شود.ثالثاً،بررسی و خلق نشان می دهد که تفاوت های فردی مهمی هم درآستانه فعالیت برنامه های هیجان وهم درپی آن درگرایشهای پاسخ هیجان وجود دارد (گلداسمیت [1]،١۹۹۳ وکاجان و سیندمن۲،١۹۹۳).
نهایتاً ممکن است مهارتهای فردی مهمی در تعدیل کنندگی(صافی برون داد)آن باشد که تفاوتها در این است که چگونه هرگرایش پاسخ هیجانی به رفتار تبدیل می شود.(گروس و جان١٩٩٧ ).
به اعتقاد (گروس و جان،١٩٩٧)،اگر چه تفاوتهایی در ابرازگری هیجان ممکن است هریک از این مراحل در فرایند هیجان- تولید رخ بدهد آنها روی دو مشخصه رفتار ابرازگر هیجانی که به اعتقاد آنها مقدم است،تمرکز می کنند: ١)فعالیت گرایشهای هیجانی- پاسخ؛ ٢ )تعدیل بعدی آنها تفاوتهای فردی در گرایشهای هیجان - پاسخ، یک تعدیل کننده مهم تفاوتهای فردی در ابرازگری هستند. اگرچه گرایشهای هیجان - پاسخ برای آشکارنمودن هیجان - رفتار ابرازگر ضروری هستند،ولی کافی نیستند،زیرا افراد ممکن است گرایشهای پاسخ خود را تعدیل کنند.از این رو، اینکه آیا و چگونه گرایشهای پاسخ به طور رفتاری ابراز می شوند؟ می توان گفت که این تعدیلی ممکن است برای وفق دادن با(قوانین نمایشی)فرهنگ مربوط به ابرازهیجان (مانند گرایش به بازداری هیجان های منفی در مکان عمومی به کار می رود (فام،٢٠٠٠). یا به دلایل شخصی (مانند عدم تمایل به ضعیف به نظر رسیدن از طریق ابراز احساسات)صورت بگیرد .بنابراین دومین مشخصه مهم تفاوتهای فردی درابرازگری،ممکن است تفاوتهای فردی در تعدیل هیجان باشد. این تفاوتهای فردی در حدی است که گرایش پاسخ از هر نوع و نیروی مفروض به طور رفتاری ابراز می شوند (گروس و جان،١٩٩٧).