| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 81 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 79 |
مقدمه
نوشته های روی خودروها یا همان caresticyes شاید زیرکی نگاه روشنفکران را نداشته باشد اما چیزی بیشتر از تصور ماست. نظریه هویت ایرانی که عموماً نام هویت مردم عامه بر روی آنها می گذاریم و بیشتر اوقات خارج از فرهنگ گروه روشنفکر و تحصیلکرده قرار می گیرد در خور توجه است. از آن جا که نه تنها از گیرایی و زیبایی خاص خود برخوردار است. بلکه روح این عبارات علاوه بر اندیشه و احساس می تواند به عنوان شمایی از هویت ایرانی مورد مطالعه قرار گیرد. دلایل چنین انتخابی در طول بررسی زیر مشخص خواهد شد. به این استفاده اشعار و نوشته های پشت کامیون ها و وانت ها و دیگر خودروهای جاده به خاطر تخیل و زیبایی خود ادبیات و به مناسب مکان ، ادبیات جاده ای نامیده می شود و باز به تناسب مخاطب و مصرف کننده هایش دسته ای از ادبیات عامه است.
در تعریف ادبیات گفته اند: زبان به اضافه ذوق وهنر بشری، یعنی وجه تمایز زبان با ادبیات در دلاویزی و لطافت آن است ولی گاهی این تشخیص مقداری دشوار می نماید. زیرا زبان با ادبیات رابطه بسیار تنگاتنگی دارد و حتی در آنجا که نوشته ای ادبی نیست علاقه و ذوق مطرح است و آن به نوعی به درون مایه سخن ادبی بر می گردد.
شاید بارها بیت یا عباراتی بر روی خودرویی در جاده ها شما را به خود خوانده باشد و به دلیل گیرایی و زیبایی این نوشته ها احتمالاً تعدادی از آنها را جمع آوری کرده اید، با توجه به روح این عبارات ، یعنی تخیل، اندیشه و احساس و با نظر به تعریف نوشته ادبی می توان آنها را هم بخشی از ادبیات داشت.
مقایسه آنها با دیگر بخشهای ادبی ما را متوجه خصوصیات ویژه این بخش می نماید به طوری که در صدد انتخاب عنوانی برای آن می شویم، مانند: ادبیات روان، ادبیات جاده ای و ...
گاه دیدن ابیات و عباراتی ممتاز آن هم از زبان عامه ما را بر آن می دارد که در صدد یافتن جایگاه آنها در میان دیگر بخشهای ادبی بر آییم و سرانجام به این نتیجه می رسیم که گویی این جملات مراحل محاوره و نوشتار را طی کرده و حتی از مرحله ادبی هم گذشته اند از خود می پرسیم آیا می شود افرادی حتی سخن گفتنشان کاملاً تحت پوشش عناصر اصلی ادبیات باشد؟
خیلی وقتا شده که سوار بر خودروتون در جاده و خیابون ها ، مطالب نوشته شده در عقب خودروی جلویی توجهتونو جلب میکنه.... خیلی وقتا مطالبش آموزنده است اشعاری که که حتی روحتونو تلطیف میکنه یا شما رو به فکر میندازه... ادبیات جاده ای بررسی همین اشعار و جملات پشت کامیونها و سایر خودروهای سواریه تا به حال این اشعار رو دیدید؟ براتون جالب بوده؟ جالبترین شعری که دیدی چی بوده؟
از عشق تو لیلی... خوردم به تریلی
رادیاتور عشق من از برایت جوش آمده ! باور نداری بر آمپرم بنگر
تمام عمر اگر در بیابان سرگردان شوی
به که یک شب محتاج نامردان شوی
کار صد عیسی کند یک یا علی
هیشکی ندیدم تو نخت نباشه...
" ادبیات جاده ای » به بررسی اشعار ونوشته هایی می پردازد که صاحبان مرکب های آهنین بر مرکب خود می نگارند ، این عبارات بیانگر عشق و ناکامی، غربت و تنهایی، شکوه و فریاد، پند و اندرز ، تمنا و مناجات و ... است.
احمد باوند سواد کوهی نویسنده ی کتاب ادبیات جاده ای می نویسد :
« ... هنگامی که روی صندلی خودرو آرمیده ای ، نظاره گر خودروهایی هستی که از مقابلت می گذرند و تو در این مدت به دنبال هر چیزی می گردی تا درازای سفر و مسیر راهت را کوتاه کنی... اما در همین جاده کتابی نهفته است بی نظیر. کتابی پر از اشعار ، تمثیل ها و... کتابی که هر ورق و نوشته آن را پشت تریلی ، نیسان ، کامیون و ... می توانی بیابی و بخوانی.»
در غم عشق لیلی راندم تریلی
بیاد انیشتن نیوتون زکزیای راضی خودم و بقیه دانشمندان
مانده ام در جاده های بی کسی سنگ قبرم را نمیزارد کسی
به حرمت اشک مادر توبه کردم
دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
بوق نزن شاگردم خوابه
"منمشتعلعشقعلیمچهکنم یعنی" من مشتعل عشق علیم چه کنم
خوش باخ خمار گز (ترکی)
بر چشم بد لعنت ... بیشمار
تو برو من میام
مدعی خواست از بیخ کند ریشه ما / غافل بود خدا هست در اندیشه ما
ای کاش زندگی هم دنده عقب داشت
مگر چه نوع رابطه ای میان این گویندگان و زبان آنها وجود دارد؟
از ا«جا که هدف، معرفی ادبیات جاده ای است ، بنا را بر خلاصه گویی گذاشته ام و می خواهم جملات و ابیات مختلف را که بر روی خودروها نوشته شده بشناسم . چون معتقدم از طریق شناخت این ابیات و جمله می توانم روحیه راننده آن خودرو را بشناسیم ، در واقع راننده حرف دلش را بر خودروی خود نوشته است و بدین وسیله می توان به فرض مثال به علاقه مندی او به زادگاه ، مادر ، زندگی ، عشق ، دنیا، خودرو و ... پی برد.
پیشنه تحقیق
به نظر می رسد نخستین بار در اواخر دهه 80، جواد جلیلی ، مبادرت به جمع آوری اطلاعات در این باره کرده و کتابی تحت همین عنوان به چاپ رسانده است . در این باره آقای احمد باوند سواد کوهی هم در سال 84 کتابی چاپ نموده اند که گزارش چاپ آن در روزنامه شرق تاریخ 17 اسفند 84، آمده است. بنابر قول اساتید ( دکتر جلال الدین رفیع فر ، دکتر ابراهیم فیاض ) مطالعات انسان شناسی هم توسط دانشجویان صورت گرفته است که اینجناب علی رغم تلاش هایی چند،هنوز نتوانسته ام به آن تحقیق ها دسترسی پیدا کنم.
پرسش های تحقیق
1- آیا می توان مصارف ادبی قشری که لزوماً توانایی شناساندن نیازهای خود به صاحبان -قدرت و منزلت در جامعه را درست به علت نداشتن این ابزارها ندارند شناخت؟
2-آیا نباید به عنوان یک جامعه شناس یا انسان شناس از خود سوال کرد که آنها چه می خوانند و چه می خواهند؟
3- مواد و خط مورد استفاده ، تناسب با نوع و کهنگی ماشین، تناسب با قسمت های قابل نوشتن ( دید ساختاری )، تغییرات در طول زمان ، ( دید تطوری) ، چگونگی گسترش جغرافیایی (دید اشاعه گرا) ، چگونه است؟
یافته های تحقیق
1- از چه مواردی استفاده می کنند ؟ بیشتر با رنگ روغن می نویسند برای خطاط نوشتن روی قسمت های چوبی و فلزی راحت تر است خطاط ها در جاده ها نزدیک غذا خوری ها یا در دکه ها مستقر هستند ؛ سخت ترین قسمت از نظر نوشتن برای خطاط ، گل پخش کن هاست؛ زیرا باید ساعت های متمادی زیر ماشین سینه خیز شوند؛ به علاوه چون جنس این قسمت از ماشین پلاستیک نرم است و این بر سختی خطاطی می افزاید.
2- روی چه قسمت هایی از ماشین چه اشعاری بیشتر می نویسند ؟ روی گل پخش کن ها اشعار دو مصرعی مینویسند ؛ قسمت بالای ماشین که از پشت روی اتاق دیده می شود یک صلوات یا یک جمله مذهبی خواهد بود؛ اما این کافی نیست زیرا هنگام بار داشتن ماشین اصلاً دیده نمی شوند ؛ بنابراین به بغل نویسی هم می پردازند؛ و در این جا عموماً جملات تک کلمه ای می نویسند.
3- با چه خطی می نویسند؟ بیشتر خط نستعلیق ، از شکسته نستعلیق به خاطر نا خوانایی و پیچیدگی استفاده نمی شود. از خط تیتر به علت عدم سازگاری با مضامین و به اصطلاح " حس و حال" هم استفاده نمی کنند.
4- چه تیپ هایی چه اشعاری را بیشتر می نویسند ؟ آیا بین نوع و مدل ماشین با تیپ اشعار تناسبی وجود دارد؟ بله ، میتوان از این همبستگی سخن گفت : بطور کلی بر اساس مشاهدات محقق هر چه ماشین سنگین تر و باری تر بالتبع مسافت بیشتر و از خانواده دورتر؛ نوع اشعار خشن تر و به اصطلاح " داش مشی تر" می شوند؛ این در حالی است که پشت نوشته ها بین وانت ها و نیسان بارها هم فراوانی کمتری دارد هم اشعار کوتاه تری دارند؛ و این حالت در ماشین های سواری به حداقل می رسد و استفاده از رنگ روغن جای خود را به حروف شبرنگ می دهد که تمیز تر و استفاده از آن راحت تر است.از طرفی روحیه اتوبوس دارها کاملاً متفاوت است زیرا آنان چند روز یکبار خانواده خود را می بینند ؛ در راه هم تنها نیستند بلکه با شوفر و شاگرد خود همراه هستند بنابراین روحیه ی رقیق تری دارند و اشعار و بیشتر جملات مذهبی می نویسند . ماشین های سازمانی ( تاکسیرانی ، جهاد سازندگی و ...) به هیچ وجه حق نوشتن هیچ گونه نوشته ای با هر مضمونی ندارند ؛ البته تاکسی پیکان های تا تولید 60 از این امر مستثنا هستند و کلمات کوتاه روی نوار نارنجی پشت ماشین می نویسند؛ اما تاکسی های جدید ( روا، سمند، پراید و...) جز یک مورد دیده نشد.
5-چگونه این اشعار را انتخاب می کنند ؟ در بین تمام مواردی که توسط مشاهده گر بررسی شد؛ شیوه انتخاب ، ادبیات شفاهی بود؛ زیرا موارد مورد مطالعه هیچ گونه شعر مکتوب به دیوان شعری در دست نداشتند . به طور کلی تابلو نویس ها هم آنها را ثبت نمی کنند ؛ بلکه با نشستن دور هم و در گفتگو های روزمره یا شنیدن ابیاتی از رادیو و تلویزیون یا کمک گرفتن از تابلو نویس به این مهم می پردازند . بنابراین تاثیر گروه بر فرد در این جا کاملاً به چشم می آید.
6- تغییرات آن در طول زمان چگونه بوده است ؟ اگر با کمی اغماض از عدم جزمی بودن تیپ سازی در واقعیت و مشاهدات نه چندان گسترده مشاهده گر، به تیپسازی دست بزنیم؛ می توانیم بگوئیم تا پیش از انقلاب اشعار " لاتی کاباره ای" استفاده می شده است( ترانه های هایده ، سوسن کوری و ...) و بعد از انقلاب تحت تاثیر جریان های دینی گرایش آنها هم به مذهب بیشتر شده است؛ البته با درک خاص خود از این مفاهیم ، که میتوان نام " لات مذهبی" بر آن نهاد.
این روزها می توان گفت به سمت کارهای اصطلاحا ، " زبان پریشی" پیش رفته اند؛ یعنی از طریق در هم ریختگی و گسیختگی زبان به نوعی معما و چیستان رسیدن که مخاطب ( همکار دیگر در جاده ) را به فکر فرو ببرد. مثل:
4030( چلسی: تیم فوتبال لیگ انگلیس ، نشانه طرفداری از تیم هم هست .
باظعصط ( روی اتاق کامیون باز است)
یا تحت تاثیر خط فینگلش اس. ام. واسی استفاده از حروف انگلیسی زیاد شده است:I am tanha
روش شناسی
در این تحقیق سعی ما بر این بوده که ترکیبی از روش های مختلف اسنادی و شفاهی شامل مصاحبه و مشاهده کار پارچه نویس ها، تابلو نویس ها، راننده ها استفاده کنیم. اما بنابر ماهیت موضوع با مشکلاتی مواجه هستیم.
- اول اینکه کمتر این موضوع جدی گرفته می شود حتی از جانب خود تابلو نویس ها و راننده ها ، و ما در ابتدای مصاحبه با جملاتی چون ، چه ارزشی داره ، شما می خواین چیکار؟ روبه رو شدیم.
- دوم در دسترس نبودن موارد مصاحبه و شکاف از فضای آکادمیک بود و ثبت نشدن این اشعار در دفتری خاص.
- و نیز امکان کمتری برای یادداشت سریع آنها در جاده یا نمونه گیری از آنهاست. اما یادآوری این نکته ضروری است که هر آنچه هست اعم از خوب یا بد جمع آوری شده و هیچ گونه تغییری در جملات داده نشده است.
فصل اول
کارکرد اجتماعی شعر و ادبیات
الف) آمیختگی کلام روزمره با سخن ادبی
ب) ادبیات مختص گروه سنی خاصی نیست
ج) همه اقشار جامعه به نوعی با ادبیات سر و کار دارند
د) ادبیات گره گشا ست
هـ ) شعر و ادبیات متحول کننده است
و) شعر وبهترین ابزار آموزش
ز) شهر بهترین وسیله ابزار احساسات
1- کارکرد اجتماعی شعر و ادبیات
هنر از آنجا که زاییده اندیشه و احساس آدمی است، قدمتی به درازای خلقت بشر دارد. این ویژگی که گوهری بی بدیل از وجود عالی تمایز آدمی از نوع حیوان است و و از این منظر، معجزه بزرگ آفرینش است که خداوند به واسطه آن بر خود آفرین فرستاده، بدان مباهات می کند ( تبارک الله احسن الخالقین) ادبیات نیز که می توان آن را عالی ترین مظهر تظاهرات هنری دانست از چنین قدمتی بهره واقعی وافی دارد و همگام با خلقت و رشد عقلی، اجتماعی و فرهنگی انسان شانه به شانه تاریخ سائیده است. کسی به حقیقت نمی داند اولین جملات ادبی را کدامین بشر و در کدام عصر ابراز نمود؟ اما آیا آدم ابوالبشر در نیایش های تضرعانه خویش نکوشیده است تا با کلامی زیباتر و متفاوت از کلام معمول، خداوند را بستاید و عذر گناه خویش طلب کند؟ از آن که انسان اولیه به غارها روی آورد و کوشید تا منویات خود را بر دیوارهای سنگی نقاشی کند، می دانست که باید ابزاری موثرتر برای ابزار آنچه در درون او می گذشت بیابد و این نیاز مشق اولیه هنر و به تبع آن ادبیات بود.
"ویل دورانت" در خصوص پیدایش ادبیات می گوید : " ابتدای مرحله انسانیت را باید هنگام پیدایش کلمه و کلام دانست. با همین وسیله بود که انسانیت انسان آشکار شد... ادبیات علی رغم آنچه از خود این کلمه بر می آید و دلالت بر نوشته و حروف می کند، در اغاز پیدایش بیشتر کلماتی بوده که گفته می شده ، نه حروفی که نوشته می شد. ادبیات از آوازها و ترانه های دینی و طلسم های ساحرانه سرچشمه می گیرد که معمولاً کاهنان آن را تلاوت می کرده اند و از دهنی به دهنی انتقال می یافت." با تشکیل اولین اجتماعات بشری و رشد روابط عقلی و عاطفی انسان ، ادبیات نیز به صورت های مختلف رخ نموده تا حاصل دغدغه های درونی آدمی باشد. کلام ادبی که از سرودهای موزون دینی آغاز گردیده بود به تدریج نسج و گسترش یافت و در طی قرون، شقوق مختلف ادبیات را نظیر داستان، ضرب المثل، افسانه های دینی و حماسی، نثرهای ادبی و بالاخره شعر که عالی ترین نوع از انواع ادبی است پدید آورد و هر یک از این انواع، جایگاه مستحکمی در میان اقشار مختلف جامعه به دست آورند و انچنان با زندگی روزمره بشر گره خوردند که گویی با ملزومات حیات نظیر آب، غذا، مسکن و هوا همراهی و همتایی می کنند و شعر و کلام منظوم در این میان گویی سبقت را از سایر انواع ربوده است. با نگاهی اجمالی به تاریخ ادبیات، ردپای شعر را در تمامی قرون و اعصار و در میان تمامی اقشار جامعه به وضوح می بینیم. از مسجد و کلیسا و کنیسه گرفته تا قهوه خانه و بازار و دربار سلطان، همه جا شعر با کارکرد خاص خویش حضور دارد. از سیر تحول شعر و فراز و نشیب های تاریخی آن که بگذریم، در خصوص جایگاه ادبیات در اجتماعات امروزی و کارکردهای مختلف آن موارد بسیاری را می توان بر شمرد که در ذیل نمونه هایی از آن را می آوریم؛
الف) آمیختگی کلام روزمره با سخن ادبی:
ادبا وجه تمایز کلام ادبی بخصوص شعر را با سخن معمول، خیال انگیزی و بهره مندی آن از آرایه ها و زیبایی های ادبی می دانند، احساس و اندیشه متمایزی که بر روح ادبیات حاکم است، کلامی را پدید می آورد که با سخن روزمره متفاوت است اما امروزه مرز میان دو به باریکی مویی است و شاهد ان، کثرت استعمال ابیات و مصراع هایی است که در طول زمان به صورت ضرب المثل در آمده و در محاورات مختلف استفاده می شود.
نظیر:
آن دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
(حافظ)
ره نیکمردان آزاده گیر
چو ایستاده ای دست افتاده گیر(سعدی)
زلیخا گفتن و یوسف شنیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن(سعدی)
از تنگی چشم فیل معلوم شده
آنان که غنی ترند محتاج ترند
شیشه نزدیک تر از سنگ ندارد خویشی (صائب تبریزی)
سعدیا چند خوری چوب شترداران را
می توان صرف نظر کرد شتر دیدی؟ نه (سعدی)
ما نمانیم و عکس ما ماند
کار دنیا همیشه برعکس است
ضرب المثل ها و داستان های کوتاه نیز کاربردهای خاص خویش را در سخنان روزمره را در سخنان روزمره دارند و به وفور مورد استفاده قرار می گیرند.
ب) ادبیات مختص گروه سنی خاصی نیست:
این موضوع را می توان از شاخه های مختلف به وجود آمده در ادبیات مانند " ادبیات کودکان و نوجوانان، ادبیات برگسالان، شعر بانوان و ..." یافت. کودکان از دوران طفولیت به وسیله لالایی ها، مثل ها، افسانه ها و داستان های شیرین کودکانه با دنیای رنگین ادبیات آشنا می شوند و در صورت علاقه در تمامی مراحل سنی اعم از نوجوانی، جوانی و کهنسالی همواره اشعاری متناسب با سن و نوع اندیشه و ذوق خویش می یابند و هرگز کمبودی از این حیث وجود نخواهد داشت.
ج) همه اقشار جامعه به نوعی با ادبیات سرو کار دارند:
هیچ طبقه و قشری از اجتماع نیست که از شعر ، ضرب المثل و داستان بهره خاص خویش را نبرده باشد. رانندگان خودروها همواره در پشت خودرو خود اشعار خاصی را می نویسند که نمایانگر نوع بینش این طبقه است و در صورت گردآوری می توان بدان ادبیات جاده ای نهاد . کارگران و بناها ، اشعار مخصوصی را در هنگام کار زمزمه می کنند. به همین ترتیب طبقات دیگر نظیر ملوانان ، کشاورزان ، ماهیگیران ، نمدمالان و ... هریک اشعاری متناسب با نوع شغل و نوع نگرش خود دارند. جایگاه شعر در میان طبقات بالای اجتماع و افراد باسواد نظیر علما، وعاظ ، محصلات ، مدرسان ، اهل سیاست و غیره نیز که اظهر من الشمس است و نیاز به اطاله کلام نیست.
د) ادبیات ، گره گشاست:
گاه در روند روزمره زندگی ، مشکلاتی پیش می آید که کلام ادبی در حل آن ، مشارکت مستقیم یا غیر مستقیم دارد. نظامی عروضی در "چهار مقاله" داستانی را نقل می کند که خلاصه ای از آن خالی از لطف نیست؛ امیر نصربن احمد سامانی که معاصر رودکی است. سالی به هرات سفر می کند تا فصلی را در آنجا اقامت نماید . آب و هوای خوش و نعمت های فراوان باعث می شود تا پادشاه سامانی بازگشت خویش را به تاخیر افکند و با دفع الوفت، چهار سال در هرات بماند. لشکریان و همراهان خسته از فراق خانواده و شهر و دیار، در حالی که هیچ یک جرات درخواست مراجعت از پادشاه را ندارند به رودکی ، شاعر بزرگ دربار سامانی متوسل می شوند تا در ازای دریافت پنج هزار دینار پادشاه را مایل به بازگشت به بخارا کند. از این جا به بعد داستان از زبان نظامی شنیدنی است؛ " رودکی قبول کرد ، او می دانست که نثر در امیر اثر نکند، به نظم روی آورد. قصیده ای بگفت و به وقتی که امیر به شراب نشسته بود درآمد و به جای خویش بنشست ، چنگ برگرفت و در پرده عشاق این قصیده آغاز کرد:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
رود آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
ای بخارا شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
چون رودکی بدین بیت رسید، امیر چنان منفعل گشت که از تخت فرود آمد و بی کفش، پای در رکاب اسب آورد و رو به بخارا نهاد چنانکه کفش و اسباب او را دو فرسنگ در پی امیر بردند و آنجا در پای کرد و عنان تا بخارا هیچ جای بازنگرفت.
مشابه این واقعه البته به صور دیگر شاید در زندگی اغلب ما وجود داشته باشد. چه بسیار اختلافاتی که با سخنان حکمت آمیز یا نصایح ادبی بزرگی برطرف می شود و در این میان شعر، داستان های حکمی ، سرگذشت ها و ضرب المثل ها نقش تعییین کننده ای دارند.
هـ) شعر و ادبیات ، متحول کننده است:
سرگذشت بزرگان علم و ادب مشحون از حوادثی است که در شخصیت و نگرش آنان رخ داده است و بسیاری از این تولد های دوباره با یک شعر یا نکته ادبی آغاز می شود. گاه بیتی یا جمله ای ، چنان تاثیری عمیق در جان آدمی به جای می گذارد که زمینه ساز تحولی بزرگ در شخص می شود. سرگذشت بزرگانی همچون سنایی غزنوی ، ناصر خسرو، فضیل ایاز و ... شواهدی است بر این مدعا ، در احوالات ناصر الدین شاه آورده اند که در هنگام خشم ، فرمان های ناروا صادر می کرد و پس از فروکش کردن خشم، نادم و پشیمان می گشت. روزی از درویشی علاج کار خواست و درویش انگشتری به او داد که بر نگین آن این جمله زیبا نقش بسته بود: " این نیز بگذرد" از آن پس پادشاه هرگاه خشمگین می شد با نگاهی به کلام منقوش انگشتر بر خشم خویش فائق می آمد.
و) شعر بهترین ابزار آموزش:
شعبات مختلفی از علوم ادبی و معرفتی ، شعر را بهترین ابزار آموزش خویش یافته اند. عرفای بزرگ همچون مولانا، حافظ ، عطار و دیگران ناب ترین آموزه های عرفانی خود را به رشته نظم کشیده اند و شیخ اجل سعدی، تلخی نصایح اخلاقی و اجنماعی را با شهد شعر به مذاق طالبان ، شیرین و گوارا نموده است. در برخی موارد صاحبان ذوق حتی علوم دیر یاب و مشکل نظیر صرف و نحو عربی را به صورت شعر دراورده اند مانند " الفیه ابن مالک " که لغات و اصطلاحات عربی را در قالب شعر فارسی آموزش می دهد. در علم نجوم نیز به اشعاری این گونه بر می خوریم چنان که شاعری دوازده برج فلکی را دربیتی این گونه آورده است؛
چون حمل چون ثور چون جوزا و سرطان و اسد
سنبله ، میزان و عقرب ، قوس و جدی و دلو و حوت
و یا شاعر دیگری ، ماه های رومی را این گونه به نظم در آورده و یادگیری آن را آسان نموده است؛
دو تشرین و دو کانون و پس آنگه
شباط و آذر و نیسان ایار است
حریزان و تموز و آب وایلول
نگهدارش که از من یادگار است
ناگفته پیداست که شعر هرگاه به کمک آموزش آمده ، فراگیری علوم را سهل و راحت نموده است.
ز) و بالاخره شعر بهترین وسیله ابراز احساسات:
شعر ، زبان حالات گوناگون بشر است. چندانکه می توان از ابیاتی نشاط انگیز بر زبان می راند و این گونه خرسندی خویش را ابراز می کند و یا برعکس، در لحظه های اندوه و غم ابیات حزن انگیز و محزون. این حرکت در واقع نوعی تخلیه انرژی مثبت و منفی است و به صورت یک کنش طبیعی در اغلب افراد اجتماع دیده می شود. گاه حتی از طریق اشعاری که شخص بر زبان می آورد می توان به سطح فکر، شخصیت ، میزان اعتقادات و یا حتی طبقه اجتماعی فرد پی برد. پس می توان به راحتی عنوان نمود که شعر بهترین معرف شاعر خود و یا کسی است که آن را قرائت می کند.
آنچه گذشت تنها گوشه ای از کارکرد اجتماعی شعر و ادبیات و نقش و جایگاه این هنر شریف و اساطیری در میان لایه های مختلف اجتماع است که حکایت از پیوندی گسست ناپذیر با زندگی روزمره بشر دارد و بی شک موارد بسیار دیگری را می توان بر آن افزود که باعث اطاله کلام خواهد شد و پسندیده نیست . اما به حکم " مشت نمونه خروار" و " در خانه اگر کس است یک حرف بس است" به همین مختصر قناعت می شود. باشد که مطابق سنت دیرینه ادبیات که همانا زاییدگی آن است، روز به روز برخلق نوبران این ودیعه الهی افزوده گشته و بزرگان متعهد، با خلق آثار ارزشمند همچنان به رسالت انسان سازی خویش ادامه دهند چرا که:
مثل مرد هنرمند به شمعی ماند
که شب و روز برای دگران می سوزد
فصل دوم
موضوعات ادبیات جاده ای و علت یا بی گرایش به سوی آنها
الف) مناسبات کاری
ب) دوستی بزرگان دینی و مذهبی و حب اهل بیت
ج) توصیف خودرو
د) مادر
ه) تعریف عشق
و) زندگی و نوعی تقدیرگرایی
ز) دوست
ک) علاقه به زادگاه و نمودهای اختلالات قومی
ل) زندگی و رویا
م) رندانه ها و دندانه ها
ن) ریسک
ح) مردم سالاری
ط) متفرقه
الف) مناسبات کاری
در اینجا سخنانی آمده که بر گرفته از نوعکار است و گویی خاص جماعت راننده می باشد. سفر و ترک یار و دیار یک هنر است و تردد بین شهرها ، کشورها و نیز بیابانگردی به شکل امروزی آن شما در نزد این جماعت یافت می شود. یک راننده در آن واحد باید دو عمل برعکس انجام دهد. دل بردارد و دل بندد.دل بر می کند از چیزی که نسبت به آن علاقه ای در کار است، یعنی خانه و فرزندان و دل می بندد به چیزی که پایدار نیست، یعنی صحرا و بیابان.گویی اینجا داشتن یک علاقه و عشق ورزیدن به آن هنر نمی باشد. دارای دو وطنند یکی در حضر ودیگری در سفر،وقتی در شهرند از بیابان سخن می گویند و چون روی در بیابان می گذارند گویی نیمه ای از وجود خویش را جا گذاشته اند و تنها دلیلش ناچاری است.
خواهی که رسی به منزل خود با نشاط احتیاط کن احتیاط کن احتیاط
داداش ! مرگ من یواش امان از دست گلگیر و نقاش
تکیه بر بالش غربت زده ام در همه عمر تا که از بهر دو نان منت دو نان بزم
به غربت می فرستد چرخ گردون بی سبب ما را نمی دانم پی روزی فرستد یا اجل ما را
جز توکل بر خدا سرمایه ای در کار نیست هر که را باشد توکل کار او دشوار نیست
روز و شب در جاده ها کار من است از خطر باکی ندارم چون خدا یار من است
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
من نمی رفتم به غربت تو فرستادی مرا گر بمیرم من به غربت آه من گیرد تو را
خواهی که رسی به منزل خود با نشاط احتیاط کن احتیاط کن احتیاط
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای سرپیچ سبقت نگیر جانا! مگر دیوانه ای
پروانه صفت گرد جهان گردیوم تا مردم اگر مرد به دوران دیدم
داداش! مرگ من یواش امان از دست گلگیر ساز و نقاش
می کنم رانندگی دارم توکل بر خدا از خطر محفوظ از همت شاه رضا
مواظب باش رفتارت منطقی باشد مباد سبقتت پایان زندگی باشد
فرمان را گرفتم به نام خدا علی با محمد مرا راهنما
جون من داداش بخورد و بخواب کارمه یه خورده یواش الله نگهدارمه
آهسته برانید سلامت برسانید خود را به زمین خانه و زندان نگشایند
احتیاط کن التماس نکن
اسیرتم غارغارک
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای سر پیج سبقت نگیر جانا ! مگر دیوانه ای
به غربت می فرستد چرخ گردون بی سبب ما را نمی دانم پی روزی فرستد یا اجل ما را
روز و شب در جاده ها کار من است از خطر باکی ندارم چون خدا یار من است
ب) دوستی بزرگان دینی و مذهبی
در این قسمت ما از نوشته هایی که توسط بعضی از شرکت های خودروسازی روی اتاق آنها طراحی شده است سخن نمی گوییم بلکه از عباراتی سخن می گوییم که خود مردم در آنجایی که به فردیت خود بر می گرداند بیان کرده اند.
دوستداران حضرت علی ( ع ) بیشتر از همه هستند و جالب آنکه دسته خاصی از رانندگان علاقه بیشتری به ایشان دارند،ادای احترام به آن ها حضرت بیشتر از زبان رانندگان ماشین سنگین است ولی نه هر ماشین سنگینی، بلکه ماشین هایی که راننده آنها در جاده ها تنها یا با افراد کمتری سفر می کند مانند اکثر ماشین های باری : خاور، تریلی و ... اینان گویی مشترکاتی بین خود و تنهایی های آن حضرت در اواخر عمرشان ، یعنی فاصله بین حرکت رسول اکرم (ص) تا خلافت آن حضرت یافته اند و خوب تشخیص داده اند:
- از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان منزه از دغل
شراکت با ابوالفضل
- مولای درویشان علی است.
برای خود ارزشی قائلند و خویش را دوست دارند برای آن است که مولایشان علی است:
- هر کس به کسی نازد ما هم به علی نازیم
-در این مثال وجودشان چنان با وجود آن حضرت به هم آمیخته که نزدیک است او را خدا بدانند ولی ناگزیر و گفته اند:
- ما علی را خدا نمی دانیم از خدا هم جدا نمی دانیم
تمام اشعاری را که تا به حال در ستایش حضرت می گرفته شده می توان نزد جماعت راننده یافت:
- علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ما سوی فکندی همه سایه هما را
تنها به کسی حق سبقت و ورود می دهند که خصم علی نباشند:
- بر خصم علی ورود ممنوع
اعتقاد به این خاندان تا حدی است که خود را به واسطه آنها در برابر خطر بیمه می کنند باور دارند که با چنین بیمه ای خطری در کار نخواهد بود:
- بیمه ابوالفضل
- شراکت با ابوالفضل
- چو خواهی شوی از خطر در امان پناهنده شو بر امام زمان
- می کنم رانندگی دارم بر خدا از خطر محفوظ مانم از شاه رضا
حتی از چنین عباراتی به نوعی معما ساخته اند هر چند با گذشت زمان صورت پیچیده خود را از دست داده است.
منمشتعلعشقعلیمچکنم ( من مشتعل عشق علیم چه کنم)
- یا امید عرب
- السلام علیک یا فاطمه الزهرا
- دختر نبودت همسر ولایت مادر امامت
- الحسود لا یسود
- امیر المومنین ! ای شاه یزدان دل تا شادما را شاد گردان
- ایحجتخدا
- ای دل غمین مباش که مولایمان علی است.
- بابا حیدر
- تا زبان باز نمودم به تکلم شب و روز نام نامی علی ورد زبانم باشد
- جهان در انتظار عدالت ، عدالت در انتظار مهدی (عج)
- دلهای همه خدا پرستان کانون محبت حسین است
- علی سلطان قلبهاست
- فرزند بزرگ روزگار است علی با مردم رنج دیده یار است علی
- ماه تابانم رضا
- شاید این جمعه بیاید شاید
- یا ابوالهول
- محمد شمع جمع آفرینش
- هزار آتش اگر بر پوست داری نسوزی گر علی را دوست داری
- اگر مهر علی در سینه ات نیست بسوزی گر ز آهن پوست داری
- هشگیم یخ فقط الله ( هیچ کس فقط خدا )
- یا سلطان خراسان
- یا ضامن آهو
ج) توصیف خودرو
چه بسیار نوشته هایی را می توان یافت که توصیف ماشین و یا مجموعه ماشین و سرنشینان آن است ترکیباتی که از زندگی روان و بیابنگردی تراوش کرده است. آنانکه بعد از مدتها انتظار تازه موفق به خریدن وسیله نه چندان تازه شده اند توانسته اند شوق خود را پنهان سازند و واقعیت امر را بپذیرند . ماشین را تمیز نگه می دارند و روی آن می نویسند و به توصیف آن می پردازند . رانندگان بعضی از ماشین ها هم که بیشتر عمر خود را در بیابان گذرانده اند خود را از مردم و زندگی اجتماعیشان جدا نمی دانند و با نوشتن این ترکیبات می خواهند دیگران به آنها توجه داشته باشند و بگویند که ما هم هستیم:
- رخش بی قرار
- پرنده طلایی
- ستاره شب
- پرستوی تشنه
- شبرنگ
- ببر بنگال
- رعد صحرا
- طوفان
- زرد قناری : پشت فولک زرد رنگ
- عروس شب: پشت مینی بوس سفید و بسیار تمیز
- سوپر عشقی : پشت سه چرخه باری که صاحبش زندگی محدودی دارد و با آن معاش خود را تامین می کند.
- عروس بندر
-ئ گل گمگشده
- شتر بی ساربان
- گرگ بیابان ، عروس خیابان
- پبرمرد خیابان ، جوانمرد بیابان
- عروس حجله رنگین کمان
- سالار صحرا
- داغلار مارالی
- آهوی تنهای دشت
- اتوبوس من غصه نخور من یه روزی بزرگ می شم( ژیان)
- اغنیا بنز سوارند من مسکین خاور جان به قربون تو خاور! که بنز فقرایی
- ای آهنین پیکر از سنگینی حق ناله مکن
- بپر بالا گیر نمی آید
- در دیزی بازه اتوبوس 100 تا میره؟!
- دلاور نخوری به خاور
- ژیان جون غصه نخور تو هم یه روزی بزرگ می شی
- ژیان ساندویچ من است
- ژیان عشقت مرا بیچاره نمود ز شهر خانه آواره بنمود
- سر پایینی پرنده سربالایی شرمنده ( ژِیان)
- عشق من اسکانیا
- گلگیرم ولی گل نمی گیرم
- گاز دادن نشر مردی عشق آنست که برگردی
- کوسه جنوب
- گوشت قربانی موجود است( تریلی)
- نازش بده گازش بده
اقتضای مکانی بارز ترین خصوصیت آنهاست ، یعنی ترکیب با توجه به نوع ماشین و محیط حاکم بر آن ساخته شده است. مثلاً روی ماشین کوچکی ننوشته اند:
« شکارچی» این توصیف مخصوص خودروهای سنگین است که در تصادفات همیشه شکار می کنند و یا « اسیرتم غارغارک » روی ماشین باری و قدیمی نوشته شده است، ماشینی که هم دود می کند و هم صدای غار غار موتور آن همه جا را فرا گرفته است.
د) مادر
کسانی که بیشتر تنها به سر می برند و در تنهایی خود می اندیشند به نتایج نابی می رسند که دیگران از آن عاجزند ، کسی که در این تنهایی به سراغ آنها می آید کس حقیقت آنهاست . یکی از این حقیقت ها پاکی و صداقت مادر است. شاید او تنها کسی باشد که از همه چیز به فکر فرزند بیابانگرد خویش است ، چرا فرزند در = تنهایی و شمارش فرصت به او نیندیشد. ارتباطی که در آن هر دو همزمان پرنده خیال خود را به سوی هم به پرواز در می آورند و بر این پیوند گره دیگری می زنند یا یکی چون محرکی دیگری را از قفس تن رهایی می دهد تا دوستی در اوج معصومیت همچنان برقرار باشد. مناظر شناخته شده ذیل که با خط زیبای نستعلیق اکثرا در بالای اتاق کامیون ها نقاشی شده اند حاکی از این صمیمیت است:
- رفیق بی کلک مادر
- رفیق گریه هاتم مادر
- سلطان قلبها مادر
- ترا می ستایم مادر
- گلی گم کرده ام در باغ هستی گلم پیدا شده مادر مادر! تو هستی
- امید قلبم مادر چراغ راهم پدر
- فدای همت والای مادر که به زیر پای مادر
- مادر شمع فروزان است
- تنها غمخوار خانه تویی مادر
- همی نالم که مادر در برم نیست شکوه سایه او بر سرم نیست
- مرا گر عالمی دولت ببخشند برابر با نگاه مادرم نیست
- ای مادرم تا در نگاهت خورشید پاک مهربانی است نتوان گریخت
- من گلی را به لحظه ای دوست دارم ولی مادر تو را برای همیشه دوست دارم
- نوکرتم ننه
- گه به مامانت نگفتم
- برمی گردم به خاطر اشک مادر
- به مادرت رحم کن کوچولو
- به خاطر اشک مادر احتیاط کن سالار
- گدای محبت توام مادر
- مادر خوشه مهر
- مادر یک نگاه تو را به عالمی نفروشم
یا شاسین آنا ( زنده بمانی مادرم )
هـ) تعریف عشق
عشق یعنی دوست داشتن در حد افراط ، عشق در اصطلاح چه تعریفی دارد؟
می توان تعریفی مانع و جامع از آن به دست آورد ؟ جالب اینکه برای اصطلاحی با این عظمت انواعی هم ذکر کرده اند در حالی که اطلاق انواع بر آن در واقع انکار آن است . از دیدگاه فلاسفه، عرفا، رندان، مقیدین و ... ت
عشق به صورتهای گوناگون مورد بحث قرار گرفته است. در عشق یکی به آن عرشی نگریسته و دیگری فرشی با یکی آن را همسر می داند و دیگری به داشتن آن فخر می ورزد، یکی خود را بنده آن دانسته و دیگری خود را خدای عشق نامیده. حال ببینیم این بندگان آزاد از چه دریچه ای به آن نگریسته اند؟
- عشق گذشتن از مرز وجود است
- عشق جوشش کوری است که از سر نابینایی حاصل می شود
- عشق میکروبی است طبیعی که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند
- زندگی بدون عشق مثل شلوار بدون کش است( اشاره به عدم فساد در عشق)
- زندگی بدون عشق مانند ساندویچ بدون نوشابه است
- فقیران در زندگی حق عاشق شدن ندارند
- بر دریچه قلبم نوشتم ورود مطلقا ممنوع عشق با آن همه عظمتش آمد و گفت: من بیسوادم
- عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
- عشق من عاشقم باش
- عاشق بازیچه دست معشوق
- عشق آخرین مصرع شعر زندگی است
- عشق من کویر حماسه هاست
- عشق من شهر من
- عشق خطهای موازی را به هم می رساند
- عشق یعنی مست یک لیلا شدن همچو مجنون دردل صحرا شدن
- عاقبت با حیله سوداگران عشق هم کالای هر بازار گشت
- عاشقت گشتن تو گفتی عاشقان دیوانه اند عاقبت عاشق شدی دیدی خودت دیوانه ای
- پول عاشقی یورولماز ( عاشق راه خسته نمی شه)
- پول عاشقی یول گوزلر ( تنها عاشق راه انتظار می کشد)
- عشق گذشتن از مرز وجود است.
- هفت شهر عشق را عطار گشت
- هر که را در سر نباشد عشق یار بهر او افسار و پالان را بیار
- هر جوانی که عشق ندارد بدلی است
- وصال مدفن عشق است
- منم عاشق مرا غم سازگار است
تو معشوقی تو را با غم چکار است
- کشتی شکسته عشق هرگز به ساحل نخواهد رسید
- کشتی عشق است یا رب! نا خدا باش
- گریه کن عاشق ولی اشک نریز
- فرجام عشق مرگ است
- کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد
تا که هر بی سر و پایی نشود یار کسی
- قلب من جایگاه عشق توست زیرا فقط عشق می تواند از درهای بسته وارد شود
- فقر که از در بیاید عشق از پنجره بیرون می رود
- غم عشقت بیابان پرورم کرد فراقت مرغ بی بال و پرم کرد
- دلبرم عاشق شدن کار دل است دل که دادی دل گرفتن مشکل است
- در مصرف عشق صرفه جویی کنید ........ شوخی کردم!
- خدایا عاشقم عاشق ترم کن سراپا آتشم خاکسترم کن
- چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
- چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خونفشان دارد
- پرنده طلایی عاشق شدی بلایی
- بیایید دوستی ها را جمع، غمها را تفریق و شادیها را تقسیم کنیم. عشق ها را به توان برسانیم و خلاصه همدیگر را تنها نگذاریم
- بیا ای ساقی میخانه عشق
دمی مستم کن از پیمانه عشق
- به عشقت شهره شهر و دیارم
مکن ترکم مرو صبر و قرارم
- از طعنه این و آن غمی نیست مرا
جز عالم عشق عالمی نیست مرا
- آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم
می کشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم
و) زندگی – تقدیر گرایی
در بعضی خودروها ابیات و جملاتی درباره زندگی نوشته است هر چند که هیچ کس منکر زندگی نشده ولی برداشت ها از آن متفاوت است. یکی آن را خاطر دانسته. دیگری آن را خون دل خوردن . به طور کلی دید قشری که مورد بحث ما هستند از زندگی منفی است. شاید بتوانید ماشینی را بیابید که روی آن نوشته اند:
« زندگی زیباست ، اما برای بی نیازان
مثال ها دیگر:
- زندگی چیست؟ خون دل خوردن اولش رنج و آخرش مردن
- زندگی طنابیست پیچ در پیچ اولش هیچ و آخرش هم هیچ
- زندگی خاطره ای بیش نیست
- زندگی چیست؟ خون دل خوردن پشت دیوار آرزو مردن
- زندگی مانند یک صفحه دوربین است که شما در مقابل آن هستید، پس لبخند بزنید.
- اسیر زندگی
- زندگی را دوست دارم به خاطر غوغایش
مرگ را دوست دارم به خاطر سکوتش
- زندگی تکثیر ثروتی است به نام محبت
- زنگی چیست؟ اسبی است در حال دویدن
- زندگی یعنی خستگی ندانستن
- زندگی آیینه شکسته ای است به نام دل
- زندگی افسانه ای بیش نیست
- زندگی بازی شطرنجی است در دو کلام کوتاه : کیش و مات
- زندگی بدون عشق مثل ساندویچ بدون نوشابه است
- زندگی به دو نیمه است، نیمه اول به امید نیمه دوم و نیمه دوم به حسرت نیمه اول می گذرد
- زندگی چیست ؟ آهی است در حال کشیدن
- زندگی چیست؟ اشکی است در حال کشیدن
- زندگی زندانی است. در زندان چرا؟
- زندگی زیباست اما ......
- زندگی زیباست اما نه به اندازه چشمان تو
- زندگی سیب سرخی است که باید آن را گاز زد با پوست
- زندگی طلوع آرزوهاست
- زندگی غروب آرزوهاست
زندگی گل زردی است به نام غم
تقدیر گرایی: شاید تجربه چند ساله و تصادفات پیاپی به آنها نشان داده که بعضی از امور خارج از اراده آنهاست.
- آنچه دلم خواست نه آن می شود آنچه خدا خواست همان می شود
- عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد.پس چرا ؟ دهر را که اگر به وفا نیست گل باره
- کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کردی تا هر بی سر و پایی نشود بار کسی
- آنکه دانم هوس سوختن ما می کرد کاش میامد واز دور تماشا می کرد
- شد شد نشد نشد
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 180 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 103 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات پژوهش
- مقدمه.............................. 2
- اهداف تحقیق........................ 4
- بیان مسأله ........................ 5
- اهداف پژوهش........................ 7
- انگیزه یا انگیزه های پژوهشگر....... 8
- فرضیه یا فرضیه های پژوهش........... 9
- متغیرهای مورد مطالعه............... 10
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش
الف) مبانی نظری پژوهش.................. 13
- نظریه آنومی دورکهایم............... 13
- نظریه آنومی و اغراق مرتن........... 17
- نظریه اشتوتزل و نظریه هیجان جمعی... 19
- نظریه وندالیسم هوبر................ 20
- اریش فروم.......................... 22
- نظریه روان پویایی ریچارد جنکنیز.... 23
ب)پیشنه های پژوهش...................... 25
- ادبیات تحقیق....................... 25
- نظریه ها........................... 27
- افرادی که در رابطه با این پدیده تحقیقاتی انجام داده اند 27
فصل سوم: فرآیند پژوهش
- روش پژوهش.......................... 35
- جامعه آماری........................ 36
- نمونه ها و روش نمونه گیری.......... 37
- سه نوع روش نمونه گیری غیر احتمالی.. 39
- انواع نمونه گیری احتمالی........... 39
- روش جمع آوری اطلاعات................ 40
- روش تجزیه و تحلیل داده ها.......... 41
فصل چهارم: یافته های پژوهش
- مقدمه.............................. 43
- جداول یک بعدی...................... 44
- نمودارها........................... 69
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
- بحث و نتیجه گیری................... 95
- محدودیتها و مشکلات پژوهش............ 98
- پیشنهادها.......................... 99
- فهرست منابع....................... 101
ضمائم
- نمونه پرسشنامه.................... 104
- تصاویر وندالیسم
فهرست مطالب
عنوان صفحه
جداول یک بعدی
جدول شماره 1: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب فراوانی جنسیت 44
جدول شماره 2: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سن 45
جدول شماره 3: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت مسکن 46
جدول شماره 4: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان درآمد 47
جدول شماره 5: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب فرزند چندم
خانواده................................ 48
جدول شماره6: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت اشتغال
مادر................................... 49
جدول شماره7: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان تحصیلات
مادر................................... 50
جدول شماره8: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت اشتغال
پدر.................................... 51
جدول شماره9: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان تحصیلات
پدر.................................... 52
جدول شماره10: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مطالعه کتاب 53
جدول شماره11: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب تماشای برنامه های تلویزیون............................... 54
جدول شماره12: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب گذراندن اوقات
فراغت.................................. 55
جدول شماره13: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب تعداد دوستان 56
جدول شماره14: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب صمیمیت با افراد خانواده................................ 57
جدول شماره15: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب لذت از کارها 58
جدول شماره16: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب انگیزه خودنمایی در بین نوجوانان........................ 59
جدول شماره17: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب قرار گرفتن در جمع دوستان ................................ 60
جدول شماره18: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سن بلوغ 61
جدول شماره19: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب کمبود محبت در بین نوجوانان............................... 62
جدول شماره20: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب نشان دادن اعتراض در بین نوجوانان........................ 63
جدول شماره21: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سرگرمی در بین نوجوانان............................... 64
جدول شماره22: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مشکلات خانوادگی در بین نوجوانان........................... 65
جدول شماره23: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مشکلات
اقتصادی................................ 66
جدول شماره24: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب افت تحصیلی 67
جدول شماره25: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب احساس اجحاف در بین نوجوانان........................... 68
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار1: فراوانی جنسیت ................ 69
نمودار 2: فراوانی سن................... 70
نمودار3 : فراوانی وضعیت مسکن........... 71
نمودار4 : فراوانی میزان درآمد.......... 72
نمودار5 : فراوانی فرزند چندم خانواده... 73
نمودار6 : فراوانی میزان اشتغال مادر.... 74
نمودار7 : فراوانی میزان تحصیلات مادر.... 75
نمودار8 : فراوانی وضعیت اشتغال پدر..... 76
نمودار9 : فراوانی میزات تحصیلات پدر..... 77
نمودار10: فراوانی مطالعه کتاب.......... 78
نمودار11 : فراوانی تماشای تلویزیون..... 79
نمودار12 : فراوانی گذراندن اوقات فراغت. 80
نمودار13 : فراوانی تعداد دوستان........ 81
نمودار14 : فراوانی افراد صمیمی در خانواده 82
نمودار15 : فراوانی لذت بردن از کارها... 83
نمودار16 : فراوانی انگیزه خودنمایی..... 84
نمودار17 : فراوانی بودن در جمع دوستان.. 85
نمودار18: فراوانی سن بلوغ.............. 86
نمودار19 : فراوانی کمبود محبت.......... 87
نمودار20: فراوانی نشان دادن اعتراض..... 88
نمودار21 : فراوانی سرگرمی.............. 89
نمودار22 : فراوانی مشکلات خانوادگی...... 90
نمودار23 : فراوانی مشکلات اقتصادی....... 91
نمودار24 : فراوانی افت تحصیلی.......... 92
نمودار 25: فراوانی احساس اجحاف......... 93
مقدمه:
وندالیسم در زمره ی آن دسته از انحرافات و بزهکاری هایی است که در جامعه به وجود آمده است. آنچه در تئوریها و پژوهش های مربوط به رفتارهای انحرافی اهمیت دارد. درک بهتر جهت فهم و چگونگی بسط و دوام و استمرار رفتارهای انحرافی در جامعه است. روشی که در این تحقیق استفاده شده است. روش پیمایشی است.
دراین تحقیق تئوریهای مختلفی جهت تبیین و فهم بهتر پدیده ی وندالیسم مطرح شده است. در این پژوهش جامعه ی مورد نظر نوجوانان منطقه 10 تهران می باشند. فرضیاتی که در تحقیق مطرح است عبارتند از: بررسی رابطه بین سن بلوغ و رفتار نابهنجار.
- بررسی رابطه بین جلب توجه مردم و رفتار نابهنجار، بررسی رابطه بین عصبانیت و رفتارنابهنجار بررسی رابطه بین گذراندن اوقات فراغت و رفتار نابهنجار (وندالیسم)
جا انداختن موضوع تخریب برای افراد در سنین کودکی شاید کار خیلی سختی نباشد و بسیاری از ما پذیرفته ایم کودکان و نوجوانان مقداری شیطنت باید داشته باشند ولی همه اینها باید کنترل شده باشد جامعه باید بپذیرد نوجوانان نیز دارای انرژی هایی هستند که باید از زمان و مکان معین تخلیه شود ولی نحوه تخلیه آنها بسیار مهم است و زمینه و بستر مناسب را برای ارضا نیازهای نوجوانان توسط جامعه باید مشخص شود اگر این توان و انرژی این هیجان احساس در یک مسیر قرار نگیرد شاید همانند یک سیل، ویرانگری کرد و عوارض فردی و اجتماعی داشته باشد.
بسیاری از پدیده های اجتماعی، فرهنگی و حتی تاریخی جامعه ما متأثر از گزینش های متفاوت نسل هایی است که از پی هم می آیند و می روند. این پدیده در جامعه ما برجسته تر است چرا که تفاوت ها و تمایزات موجود بین باورها، تفکرات، تصمیمات و مهمتر از همه ملاک های گزینش های نسل های مختلف در جامعه ما محسوس تر و ژرفتر است. درونی شدن آن باورها، نهادی شدن همان رفتارها و بازنشستن همین گزینش ها است که ماهیت و تحول هر یک از پدیده های اجتماعی و فرهنگی جامعه ما را رقم می زند.
پدیده نابه هنجاری متداول است که همواره در هر جامعه ای بین نسل های مختلفی وجود دارد که همواره از مقداری تعارض و کشمکش نیز برخوردار است و شکاف بین نسل از تمایزاتی قطبی و شدید بین نسلی حکایت دارد که تنها صورت برونی آن می تواند به شکل تعارضات و کشمکش های نسلی بروز کند.
اهداف تحقیق:
1- شناخت علل گرایش جوانان به اعمال وندالیستی.
2- بررسی ابعاد اجتماعی مختلف پدیده وندالیسم.
3- عوامل بروز و گسترش پدیده وندالیسم.
بیان مسأله:
درشرایطی که همبستگی متقابل فرد و جامعه از میان برود و فرد نتواند به کمک مکانیزم ها و ابزارهایی که جامعه در اختیارش قرار می دهد به اهدافش دست یابد. در نتیجه از راه های دیگری که خلاف است سعی می کند به آن اهداف برسد در نتیجه می گوییم که فرد نا به هنجار شده است. و وقتی این حالت به صورت عام در جامعه شیوع پیدا می کند می گوییم جامعه دچار آنومی یا نا به سامانی شده است با از بین رفتن ارزشها و هنجارها یا ضعف شدن هنجارها و ارزشها، اعضای جامعه، دیگر ارزشها و اهداف مشترکی را قبول ندارند . به نظر مرتن(فرجاد، 1382: 12) بی هنجاری هنگامی به وقوع می پیوندد که فرد قادر نباشد با وسائلی که جامعه مشخص کرده به اهداف خود دست یابد و عکس العمل طبیعی این وضعیت روی آوردن به این انحراف است. نا به هنجاری ها در قالبهای مختلفی: سرقت، اعتیاد، فرار از خانه، سرقت، فحشا که ناشی از طلاق اختلاف والدین، ستیزخانوادگی و ... یکی از این نابه هنجاری ها گرایش جوانان به تخریب می باشد که تخریب در نوع خود می تواند شامل تخریب اموال عمومی، فضای سبز جاده ها، دیوارها و... باشد چنین فردی را در اصطلاح جامعه شناسان وندال می گویند و گرایش به این گونه تخریب ها وندالیسم نامیده می شود. از سوی جوانان و نوجوانان دارای عوارض و پیامدهای مادی و معنوی می باشد. اما در نگاه دقیق تر به این قضیه می توان ابعاد عوارض انسانی را بسیار فراتر دید با توجه به این که به دفعات شاهد تخریب اموال عمومی مانند کیوسک تلفن، اتوبوس ها، کندن جاده ها، خراب کردنه دیوارها، شکستن شیشه های مغازه و به هم ریختن ورزشگاهها از سوی جوانان و نوجوانان بوده ایم(پاتریس رانورن، ص 28) وندال ها درعین حال در یک گروه سنی معین واقع اند. در نوجوانان و جوانان بین 10 تا 25 سال بیشتر از دیگر گروه های سنی به چشم می خورد. (محسنی تبریزی، 1383: 267)
اهداف تحقیق:
- در جهت فهم علت روی آوردن به پدیده وندالیسم بررسی انجام
می دهیم.
- از جمله اهداف پژوهش عبارتند از:
1) شناخت علل گرایش جوانان به اعمال وندالیسمی.
2) بررسی ابعاد اجتماعی پدیده وندالیسم.
3) عوامل بروز و گسترش پدیده وندالیسم.
انگیزه یا انگیزه های پژوهشگر
بررسی وضع موجود وندالیسم در تهران و ابعاد و آثار آن اپیدمیولوژی (همه گیر شناسی) و ایتولوژی (سبب شناسی) وندالیسم در تهران با شناخت ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی و فردی و شخصیتی وندالها و پی بردن به علل وندالیسم این طرح می کوشد راههای پیشگیری و درمان این معضل اجتماعی را پیشنهاد دهد.
فرضیه یا فرضیه های پژوهش
- آیا مشکلات اقتصادی خانواده سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان می شود؟
- آیا احساس بی عدالتی سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان می شود؟
- آیا افت تحصیلی سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان
می شود؟
متغیرهای مورد مطالعه:
متغیرهایی برای بررسی پدیده وندالیسم مطرح است که عبارتند از:
مشکلات اقتصادی، بی عدالتی، افت تحصیلی
(تعریف نظری وتعریف عملیاتی واژه ها)
1) مشکلات اقتصادی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر نداشتن خانه، نداشتن کار، نداشتن پول، برای گذراندن زندگی قابل بررسی است.
2) خانواده: گروهی از افراد که برای تامین نیازهای یکدیگر کنار هم زندگی می کنند و هدف مشترکی را دنبال می کنند که تشکیل شده از پدر، مادر، فرزندان.
3) روی آوردن: پدیده ای است که افراد را به شکل های مختلف به خود جلب می کند و افراد از روی میل و رغبت درونی به آن کشش نشان می دهند.
4) وندالیسم: تخریب کردن اموال عمومی زمانی که نیروی جمعی در افراد جمع می گردد و افراد بر روی اموال عمومی خود نمایی انجام می دهند.
5) نوجوانان: نوجوانی به مرحله ای اطلاق می شود که یک سری تغییرات فیزیکی، فکری، رفتاری درفرد ایجاد می شود.
6) بی عدالتی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر فرق گذاشتن، فقر اقتصادی، کم محبتی قابل بررسی است.
7) افت تحصیلی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر علت افت، پایه ی افت تحصیلی، مشکلات خانوادگی قابل بررسی است.
الف) مبانی نظری پژوهش
تعریفی که دورکهایم از بزهکاری و نابهنجاری ارائه می دهد اولا کلی است و دربرگیرنده همه صور و اشکال بی هنجاری از جمله وندالیسم است ثانیاً با آنچه که بسیاری از جرم شناسان و جامعه شناسان در تفسیر آرای وی
گفته اند تفاوت بسیار دارد. به نظر دورکهایم کژرفتاری و بزهکاری یک واقعیت اجتماعی است و از این رو بهنجار است و نه نابهنجار. اما این مراد در هر وضعیت اجتماعی درست نیست. جنایت در واقع تعیین کننده مرزهای وجدان اجتماعی و اخلاق جمعی است بدینگونه جنایت به وجدان جمعی بستگی دارد. اگر وجدان جمعی دگرگون شود و تحول باید مفهوم جنایت و بزهکاری نیز دگرگون می شود. بدین ترتیب بزهکاری با دگرگونی اجتماعی بستگی دارد و در مواردی دارای پیامدهای مناسب برای تحولات اجتماعی است. چه بسا که جنایتکاران امروز نوآوران و پیامبران فردا باشند.(اشرف).
بدینگونه به نظر دورکهایم بزهکاری همیشه و در هر شرایطی آسیب شناسانه نیست بلکه در مواردی پیامدهای مناسب برای تحولات اجتماعی در بردارد و آن در صورتی است که نظام اجتماعی و وجدان جمعی آسیب شناسانه بوده و دگرگونی در آن ضروری باشد.
در تعریف دورکهایم آنومی اشاره به نوعی بی سازمانی، اختلال، اغتشاش، گسستگی، بی هنجاری درنظام جمعی دارد. او بی هنجاری را به مفهوم فقدان اجماع درباره اهداف اجتماعی و انتظارات جمعی و آنچه جامعه بعنوان قواعد و الگوهای عمل برای اعضای خود متصورشده است بکار می برد. به نظر او روان و رفتار آدمی عمدتاً به وسیله مغز یا ذهن گروهی هدایت و کنترل می شد. کنش فرد بر واقعیتی بنام هنجار قرار داد.
«هنجارها» اشاره به سیستم پاداش ها و مجازاتهایی می کند که اجرای اصول و قواعد رفتاری جامعه را تضمین می نماید. زیرا زندگی اجتماعی در صورت وجود نظمی خاص امکان پذیر است. در روابط متقابل، انسانها لازم می دانند که رفتار طرف مقابل و به طور کلی پیش بینی کنند تا به موازات این اعمال خود را تنظیم نمایند. در حقیقت آنها هنجارهایی را شناخته و بر پایه آن فرض می کنند که دیگران هم آنان را مراعات خواهند کرد.
به عقیده دورکهایم حدود خواسته های فرد در جامعه تاریخ هنجارهای خاصی است و از طریق این ضوابط است که شخص می تواند تمایلات، خواهشها و خواسته های خود را محدود و در حدی معتدل و عملی تنظیم کند. در صورتی که هنجارهای جامعه دچار شکستگی و گسستگی (آنومی) شوند و وضع نابسامانی پیش آید، فرد دیگر قادر نیست رابطه منطقی بین خود و جامعه برقرار و در متابعت از قوانین، هدفها و رفتار خود را تنظیم کند. در چنین شرایطی است که فرد ضوابطی برای رفتار خود ندارد و در حالت نابسامانی بسر می برد. این نابسامانی در رفتار و کنش او متجلی و منعکس است و احتمال اینکه فرد در چنین شرایطی دست به رفتاری بزند که از نظر اجتماعی هنجار شکنی و انحراف شناخته شود زیاد است. بنابراین بر اساس این تئوری، عدم وفاق در مورد هنجارهای اجتماعی و عدم یگانگی و یا همبستگی اجتماعی عامل بروز انحراف است. در واقع انحراف پاسخ و واکنشی به لجام گسیختگی اجتماعی است و هر چه میزان بی هنجاری و عدم وفاق در مورد هنجارها بیشتر شود انحراف و کجروی نیز افزایش می یابد.
دورکهایم مفهوم آنومی و بی هنجاری اجتماعی را در دو سطح فردی و اجتماعی به کار برده است. آنومی در سطح فردی، نوعی نابسامانی فردی است که منجر به گسستگی و شکستگی انسان و معیار رفتار وی می شود. و به تعبیری: نوعی احساس فردی از بی هنجاری است و نشانگر حالتی فکری که در آن احساسات فرد نسبت به خود وی سنجیده می شود. چنین حالتی همراه با اختلالات و نابسامانی هایی درسطح فردی بوده، و فرد نوعی احساس
بی هنجاری، پوچی و بی قراری را تجربه می کند. آنومی در سطح اجتماعی نشانگر نوعی اختلال، اغتشاش و بی هنجاری در نظام جمعی است که در آن احساسات فرد با توجه به سیستم اجتماعی سنجیده می شود. زمانی که توازان اجتماعی وجود ندارد فرد فاقد وسیله لازم جهت تنظیم رفتار خود و تطبیق آن با معیارهای مقرره و همچنین فاقد احساس حمایت جمعی و پشتیبانی اجتماعی است. در چنین حالتی فرد ممکن است دست به رفتاری نابهنجار زده و در نهایت خود را از عضویت جامعه خلع کند.
بطور کلی سه نوع کجروی در آثار دورکهایم می توان یافت:
1- کژ رفتاری زیستی و روانی: که تنها نوع کژرفتاری در اجتماع کامل و
بی عیب و نقص است. این نوع کژرفتاری نمونه کردار فرد بیمار در جامعه سالم است.(جامعه سالم، فرد بیمار)
2- کژرفتاری انقلابی: که برای دگرگونی وضع نابسامان اجتماعی پدید
می آید و چنانکه اشاره شد بهترین نمونه آن سقراط است که برای دگرگونی اخلاق آتنی به پاخاست و سرانجام به اتهام جنایت و کجروی محکوم به مرگ شد و جام شوکران نوشید(جامعه بیمار،فرد سالم).
3- کژرفتاری چوله: که نمایانگر کردار افرادی است که هم تربیت اجتماعی مناسب نیافته اند و هم در جامعه بیمار زندگی می کنند(جامعه بیمار، فرد بیمار)
این نوع کژ رفتاری یا از خودپرستی یا از بی هنجاری سرچشمه می گیرد و از این کژ رفتاری خودخواهانه و کج رفتار بی هنجار نامیده می شود.
بدین ترتیب اگر جامعه سالم باشد دو نوع رفتار در آن دیده می شود:
1- رفتار عادی که همان همرنگی با اخلاق جمعی است.
2- کژ رفتاری که ناشی از عیبهای زیستی و یا اختلالات روانی است.
در مقابل اگر جامعه بیمار باشد. دو نوع کژ رفتاری نیز در آن مشاهده
می شود:
1- کژ رفتاری انقلابی
2- کژ رفتاری ناشی از خودپرستی
به نظر مرتن احساس واقعی سرخوردگی، درماندگی، بیعدالتی، به تنهایی از هیچ یک از این عوامل بر نمی خیزد بلکه از روابط خاص میان آنها پدید می آید. برغم مرتن بریدگی میان اهداف، قواعد و وسایل نهادی شده ممکن است به دو صورت پدید آید:
1- به خاطر وسعت یافتن شتابان هدفها
2- بواسطه محدود شدن تعریف راههای مشروع برای دست یافتن به آنها
لکن برای گسیختگی میان اهداف و وسایل هیچکدام از این جنبه های فرهنگی و اجتماعی لازم نیست دگرگون شوند.
اگر توزیع واقعی امکانات و فرصتها دگرگون شود.(همچون زمان رکود اقتصادی) رفتارهای همساز با قواعد اجتماعی که زمانی موجب نیل به اهداف می شده است دیگر فرد را به پاداشهایی که در انتظار آنهاست رهنمون
نمی شود.
بدین ترتیب کنش متقابل میان این متغیرها که ساخته و پرداخته شرایط اجتماعی است موجب ناراحتی و فشار بر فرد می شود.(همان : 171).
بدین ترتیب مرتن انحراف و کژرفتاری را ناشی از گسستگی و انفصال بنیادی بین هدفهای فرهنگی و وسایل نهادی شده جهت نیل بدانها می داند. از این رو انحراف از شخصیتهای مرضی ناشی نمی شود و لذا نه یک مسأله خاص فردی بلکه بعنوان امری اجتماعی و برخاسته از ساخت اجتماعی است.
توجه ویژه مرتن به فرهنگها و جوامع است که تأکید زاید الوصفی بر ارزشها و اهداف فرهنگی داشته و در مقابل اسباب و وصول به آن اهداف کمتر تأکید و مشخص شده است. از این رو، به واسطه عدم تناسب بین هدف و وسیله، تشکل و یکپارچگی فرهنگی بوجود نیامده حالتی از احساس بی هنجاری یا آنومی در جامعه حاکم است.(محسنی تبریزی، 1370: 60).
مرتن تأکید خاصی نیز بر روی توزیع فرصتها بین افراد مختلف یک جامعه دارد و عدم توزیع مساوی فرصتها در دسترسی به اهداف و وسایل را عامل مهمی در انحراف می داند. بدین گونه که معتقد است تمام اعضای یک جامعه در ارزشهای مشترک اجتماعی سهیم اند، امااز آنجایی که اعضای جامعه از نظر ساختارهای اجتماعی در شرایط گوناگونی قرار دارند و برای فهم ارزشهای مختلف از فرصتهای مساوی برخوردار نیستند، چنین وضعی ممکن است موجب انحراف گردد.
از نظر اشتوتزل اعمال خشونت آمیز جمعی اموری نهادی است نه خود به خودی بنابراین، دارای معنی و کارکرد اجتماعی است. و از طغیان نیروهای غریزی ناشی نمی شود.
با این همه آنچه بطور عینی و از بررسی های گسترده درباره وضع انبوههای مردم بدست می آید این است که در وضع نفسانی و رفتارهایی که با اوضاع و احوال اجتماعی معینی مربوط است، تفاوتهای بسیار زیادی مشاهده می شود.
در اوضاع و احوال انبوهی برخلاف تصور معمول، جنبه افرادی اشخاص از میان نمی رود بلکه آمادگی های قبلی آنان پیوسته آثار نمایانی را در رفتارشان ایجاد می کند.
منظور این نیست که اثبات وجود مراحل منظم رفتار در اوضاع مختلف انبوهی امکان ندارد، چنانکه در مواردی چون سوانح دیده شده است. رفتارهای فردی همگی به یک صورت نیستند اما تجزیه و تحلیل به روشنی نشان می دهد که این رفتارها دارای ادوار و مراحلی است و واکنشهایی وجود دارند که به نحو معینی یکی پس از دیگری ظاهر می شوند.
از نظر جامعه شناسی تفکیک و تمیز افرادی که نقشهای مختلفی را در اوضاع و احوال جمعی به عهده دارند مستلزم وجود پیش آمادگیهای روانی ضمنی متفاوت است. اشتوتزل این پیش آمادگیها را نه در اعمال خشونت آمیز بلکه در وضعی که جنبه شور و هیجان عمومی داشت روشن ساخته است.(محسنی تبریزی، 1374: 195-194)
بدین ترتیب اشتوتزل اعمال خشونت آمیز جمعی نظیر رفتارهای وندالیستی گروهی را اعمال و اموری نهادی می داند که نه خود به خودی، بلکه دارای معنی و کارکرد اجتماعی است، مع الوصف وضع رفتار و خصوصیات نفسانی کنشگران جمعی از یک سو و محرکهای بیرونی و کیفیات آنها (از نظر تحریک کنندگی شور و هیجان عمومی و یا حزن و اندوه و خشم) از سوی دیگر
می باید مورد توجه قرار گیرد.
نظریه هوبر در باب وندالیسم عمدتاً مبتنی بر تحقیقات وی در زمینه خشونت و وندالیسم در وسایل حمل و نقل عمومی در اروپاست. هوبر در این تحقیقات عوامل متعددی را در بروز رفتارهای وندالیستی مطرح می سازد که از شایع ترین آنها جلب توجه بواسطه کمبود محبت، خودخواهی، احساس عدم تعلق به وسایل نقلیه خودکار، احساس خودباختگی، احساس غلبه ماشین بر انسان، حس انتقامجویی و داشتن شخصیت ضد اجتماعی است. به نظر هوبر در خانواده هایی که کودکان نمی توانند نیاز به تأیید و منظور شدن خود را از سوی دیگران برآورده سازند از یکسو دچار ناکامی سرخوردگی گردیده که در اثر آن شخصیتی پرخاشگر پیدا می کنند و ازسوی دیگر اینگونه کودکان، بواسطه آنکه از دیگران توجه و محبتی دریافت نمی دارند، خود جای والدین
بی توجه را گرفته، خود، خود را عزیز می دارند که این امر احساسات خود خواهی و خود پرستی را در آنان تقویت می کند. از طرفی توسعه و تکوین «من اجتماعی» در بستری خاص مجال بروز خودپنداره و عزت نفس را در این کودکان سلب کرده، خودشناسی و هویت یابی آنان دستخوش اختلال و اغتشاش می گردد، به طوری که در این کودکان احساس از خودبیگانگی و بحران هویت به شدت مشهود است.
تحقیقات هوبر همچنین نشان می دهد که در وندالها احساس انتقامجویی و خصومت نسبت به جامعه بالاست. آنها همچنین پیچیدگی وسایل نقلیه مدرن،کیفیت، سرعت و قدرت آنها را از یک سو و خودکار بودن این وسایل را از سوی دیگر که دخالت و کنترل انسان را به حداقل تقلیل می دهد علت احساس غلبه ماشین بر انسان قلمداد کرده قیام بر علیه این وسایل را که با تخریب و صدمه زدن به این وسایل همراه است توجیه می کنند(هوبر، 1991: 22-19)
هوبر در طرح واره ای بطور شماتیک این عوامل را که بر تمایلات فرد به بروز رفتارهای وندالیستی تأثیر می گذارند نمایش داده است.
بنظر فروم در جامعه صنعتی و تحت روابط اجتماعی تولید نظام سرمایه داری انسان قادر به ایفا و تأمین رضایتمندانه بسیاری از این نیازها نیست. به جای آنکه از یگانگی با طبیعت مسرور و شادمان باشد از بیگانگی با آن و ازتنهایی و انزوا و پریشانی خاطر اندوهناک است. با آنکه توانمند به تغییر طبیعت است، قادر به نمایش خلاقیت خود و ارضاء این نیاز نمی باشد.خود را نمی شناسد، از طبیعت خود جدا افتاده است، به خویشتن خود راهی نیست و نمی داند چه هست و چه باید باشد. و از بحران هویت رنج می برد. سرگشته ای است در وادی حیرت.
فروم نیز منشأ ریشه کژ رفتاری را در ناهمسازی انسان و نیازهایش با ساختارها و نهادهای مسلط در جامعه سرمایه داری می داند و معتقد است اولاً نظام اجتماعی با ارزشهای فرهنگی و قواعد رفتار هنجاری های پذیرفته شده پایه و مایه انحرافات و مسایل اجتماعی هستند. از این رو مسأله اساسی در نظامات طبقاتی و سرمایه داری در سلطه هنجارهایی است که با نیازهای آدمی در ستیزند، هنجارهایی که از فرهنگ طبقه توانمند و زور آور سرچشمه
می گیرد و هر گونه انحرافی از آنها را به شدت مجازات می کند.
ثانیاً از خود بیگانگی انسان که محصول ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نظام سرمایه داری و صنعتی است مانع تحقق هدفهای فردی و گروهی می گردد. زیرا نظام اجتماعی همراه با ارزشهای فرهنگی و قواعد رفتار و هنجارهای پذیرفته شده آن اموری در نظر می آیند که از وجودانسان سرچشمه گرفته اند، از آن بیگانه شده اند و در برابر وی قرار گرفته اند و وجود خویش را بر آدمی تحمیل کرده اند. از این رو در بسیاری از موارد رفتارهای ناهنجار انسانی در شکل وندالیسم، خشونت و رفتارهای ضد اجتماع بخاطر همسازی و همرنگی آدمی با شرایط محیط اجتماعی است. که از سوی طبقات و گروههای حاکم و پاسداران نظام اجتماعی بر افراد و گروههای انسانی تحمیل شده است و افراد جامعه نیز بدان رفتارها گردن نهاده اند.
جنکینز معتقد است عیبهای فراخود می توانند به چند صورت ظاهر شوند:
1- عدم رشد و نمو فراخود یا وجدان اجتماعی که پی آمد آن شخصیتی است بی بند و بار بی توجه به نظر دیگران نسبت به اعمال و رفتار خود.
2- فراخودی که سهل گیر و گاهی بی تفاوت است.
3- فراخودی که نسبت به گروه خودی سختگیر و نسبت به گروه غیرخودی سهل گیر است.
4- فراخودی که نسبت به برخی از رفتارها سختگیر و نسبت به برخی دیگر سهل گیر است.
5- فراخودی که ذاتاً نادرست و ضد اجتماعی است و انجام برخی از انواع نابهنجاری ها را واجب یا مستحب و یا مباح می داند.
ب) پیشنه های پژوهش
ادبیات تحقیق
وندالیسم مشتق از واژه وندال است. وندال نام قومی که از قوام ژرمن- اسلا وبه شمار می رفت که در قرن پنجم میلادی در سرزمین های واقع در میان دو رودخانه او در ویستول زندگی می کردند آنان مردمانی جنگجو، خون خوار و مهاجم بودند که به کرات به نواحی و سرزمین های اطراف قلمرو خود تحظی و تجاوز کرده به تخریب و تاراج مناطق و آبادی های متصرفه
می پرداختند روحیه ی ویرانگرانه ی قوم وندال سبب گردیده است که درمباحث آسیب شناسی کلیه ی رفتارهای بزهکارانه ای که به منظور تخریب آگاهانه اموال، اشیا و متعلقات عمومی و نیز تخریب و نابودی آثار هنری و دشمنی با علم و صنعت وآثار تمدن صورت می گیرد به گونه ای با وندالیسم منتسب
می گردد.
پاتریس ژانورن در وجه تسمیه واژه و تاریخچه وندالیسم می نویسد:
روزگاری در سرزمین های واقع در میان دو رودخانه بزرگ در ویستول قومی به نام وندال زندگی می کرد در عهد سلطنت یکی از پادشاهان این قوم به نام ژانسریک یا گنسریک که از 428 تا 477 میلادی سلطنت می کرده است وندال ها که پیشتر سرزمین های گل (فرانسه امروز) و اسپانیا را به تعریف خود آورده بودند به متصرفات روم در آفریقا حمله کرده، کارتاژ را گرفته و بر مدیترانه مستولی گردیدند آنان بر سر راه از آبادی و آبادانی هر چه دیدند نابود و تاراج کرده چیزی بر جای باقی ننهاده همین شهرت تاریخی سبب شده که امروز وندالیسم را به معنی ویرانگری و وحشی گیری و خرابکاری به کار برند.
هر ساله در سراسر جهان، میلیون ها دلار صرف تعمیر و جایگزینی چیزی می شود که وندال ها کمر به نابودی آنها بسته اند. در روسیه گزارش شده است که اعمال عمومی وندال ها، شامل شکستن لامپ ها وشیشه ها،پرتاب سنگ به قطارهای درحال تردد و خراب کردن تلفن های عمودی و نابود کردن سنگ قبرها در قبرستان های روسیه می باشد. یادبودهای درهم شکسته ی روی قبرها یک منظره ی عمومی است در آلمان غربی و سوئد، آسیب رساندن و تخریب علائم جاده ها و خیابان ها، صندلی اتوبوس ها و وسایل حمل و نقل وکیوسکهای تلفن شایع است. (موبر، 1991: 134)
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 1779 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
عنوان: پاورپوینت بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن(همراه با مثالهای تشریحی)
دسته: حسابداری- مدیریت مالی(ویژه ارائه کلاسی درسهای مهندسی مالی- مدیریت سرمایه گذاری - تصمیم گیری در مسائل مالی- مدیریت مالی 2)
فرمت: پاورپوینت (PowerPoint)
تعداد اسلاید: 39 اسلاید
این فایل در زمینه " بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن" می باشد که در حجم 39 اسلاید همراه با نمودارها، توضیحات کامل و همچنین مثالهای تشریحی با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درسهای مهندسی مالی، مدیریت سرمایه گذاری، تصمیم گیری در مسائل مالی و مدیریت مالی 2 رشته های حسابداری و مدیریت مالی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:
مقدمه
بودجه بندی سرمایه ای در وضعیتهای نامطمئن
ریسک و بازده
ریسک در چهارچوب بودجه بندی سرمایه
مفروضات بودجه بندی سرمایه ای
مفروضات رفتاری
روشهای آماری برای محاسبه ریسک و بازده
ارزش موردانتظار یک جدول توزیع احتمالات
ارزش مورد انتظار توزیع احتمالات جریانهای نقدی
واریانس و انحراف معیار
ضریب تغییرات توزیع احتمالات
ریسک ، بازده و ارزش فعلی خالص طرح
ریسک صاحبان سرمایه و شرکت
بازده و ریسک سرمایه گذاران
ریسک مجموعه سهام و بازده سرمایه
خرید انواع سهام و کاهش ریسک
تجزیه ریسک پرتفوی
بتا (β) : شاخصی برای تعیین ریسک سیستماتیک
ارزش فعلی خالص طرح بر مبنای نرخ تنزیل تعدیل شده
نتیجه گیری
پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.
| دسته بندی | مواد و متالوژی |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 3287 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 275 |
Concise Dictionary of Materials ScienceStructure and characterization of polycrystalline materials
نویسنده Vladimir Novikov:
| دسته بندی | صنایع غذایی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 99 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 49 |
واژه فرآورده های سوخاری سیب زمینی به طور عمده به چیپس و فرنچ فرایز (خلال سوخاری) اتلاق میشود.
چیپس یک واژه آمریکایی است که به برش نازک سیب زمینی در چربی یا روغن گفته میشود، در انگلستان نام" کریسپ" را بر روی این فرآورده گذاشته اند.
چیپس تا رطوبت 2 درصد در روغن سرخ میشود. رنگ زرد روشن با طعم و مزه مطلوب و بافت ترد دارد. علاوه بر این چیپس باید کمتر از 15 درصد تاول و کمتر از 10 درصد عیوب جزئی و کمتر از 5 درصد عیوب عمده داشته باشد و میزان چربی آن نیز باید بین 40-32 درصد باشد. ودر ادامه مطالب به ریز تحقیقات و بررسی می پردازیم