فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

دانلود بررسی کاربردهای روانشناسی در محیط کار

بررسی کاربردهای روانشناسی در محیط کار

مقاله بررسی کاربردهای روانشناسی در محیط کار در 17 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی کاربردهای روانشناسی در محیط کار

تحقیق بررسی کاربردهای روانشناسی در محیط کار
پروژه بررسی کاربردهای روانشناسی در محیط کار
مقاله بررسی کاربردهای روانشناسی در محیط کار
دانلود تحقیق بررسی کاربردهای روانشناسی در محیط کار
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 15 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 17

بررسی کاربردهای روانشناسی در محیط کار


کاربردهای روانشناسی در محیط کار

 

 

مقدمه :

در فصل حاضر فهرستی از ابعاد گوناگون کاربرد دانش روانشناسی در کار و در حیطه زمانی برای دانشجویان رشته های مختلف و به ویژه برای مدیران آینده و کنونی سازمانها معرفی شده است . دلیل اینکه مدیران را مخاطب قرار داده ایم آن است که به نظر می رسد جوانه هر گونه تغییر و تحول سازمانی باید در تفکر منطقی , باور داشتها و در عقل سلیم مدیران , خاصه مدیران سطوح بالای سازمانهای دولتی و بخش خصوصی کشورمان بارور شود . اگر بالاترین سطوح مدیریت یک سازمان با دانش روانشناسی و کاربردهای وسیع آن در همه ابعاد حیات سازمانی آشنا نباشد , سرپرست واحد کوچکتر سازمان نیزنمی تواند در تحلیل مشاغل و در آزمایش و انتخاب , آموزش , ارزشیابی و استفاده از نظامهای تشویق و تنبیه , افزایش سطح روحیه و کارآمدی کارکنان تحت نظارت خود , از روشهای علمی شناخته شده استفاده کند .



قلمرو روانشناسی در کار :

روانشناسی که آن را به عنوان مطالعه علمی رفتار و فرآیندهای ذهنی موجود زنده تعریف می کنیم . از دو جنبه علمی و عملی یا حرفه ای مورد توجه قرار می گیرد . وقتی درباره تحقیقات روانشناسی و استفاده از روشهای علمی برای شناخت رفتار آدمی صحبت می کنیم در این صورت با علم روانشناسی سروکار داریم و هنگامی که درباره کاربرد یافته های روانشناسی در ابعاد گوناگون حیات انسانی سخن می گوییم حرفه روانشناسی را مورد توجه قرار داده ایم . یک نفر روانشناس حرفه ای نیز مانند یک فیزیکدان یا زیست شناس با کاربرد یافته های علمی رشته تخصصی خود به منظور حل مشکلات  عملی مردم سروکار دارد . در قلمرو کاربرد روانشناسی در کار رفتار آدمی در رابطه با کار مورد مطالعه قرار می گیرد و هدف اصلی روانشناس مطالعه و کاربرد آن دسته از اصول و یافته های روانشناسی است که در رابطه بین انسان و کار او اثر می گذارد . به اعتقاد بعضی از صاحب نظران , حیطه روانشناسی صنعتی از قلمرو روانشناسی در کار , محدودتر است . در مورد روانشناسی صنعتی رفتار آدمی در همه مراحل تولید , توزیع و مصرف کالاها و خدمات مورد مطالعه قرار می گیرد , بطور کلی می توان گفت که :

       در روانشناسی صنعتی با بررسی رفتار آدمی و کاربرد حقایق       روانشناسی در حل مسایل انسانی در سازمانها سروکار داریم . برای روانشناسی صنعتی یافته های روانشناسی به صورت نظریه ها و روابط علّی       بین محرک و پاسخ مطرح است .

نکته مهم دیگر آنکه روانشناس از این یافته ها برای شناخت رفتار آدمی در رابطه با کار و مسایل انسانی ناشی از کار استفاده می کند , بنابراین می توان قلمرو روانشناسی کار را به عنوان مطالعه رفتار آدمی در آن جنبه از حیات بدانیم که :

1-                با کار پیوندی تنگاتنگ دارد و رفتار آدمی را در رابطه با آن تحت مطالعه و بررسی قرار می دهد .

2-                 برای به حداقل رساندن مشکلات انسانی در کار از قوانین و یافته های روانشناسی استفاده می کند .


در روانشناسی صنعتی کوشش اصلی آن روانشناس آن است که :

1-       هر سازمان تولیدی یا خدماتی به تولید آن دسته از کالاها و خدمات بپردازد که اولاً نیازهای معقول آدمی را تامین کند و ثانیاً در این راه رفاه جسمی و ارزشهای شخصی و انسانی مردم نیز مورد توجه قرار گیرد .           

2-                 کارآیی و خاصه اثر بخشی فعالیت کارکنان سازمانها در تولید و توزیع کالاها و خدمات افزایش یابد .

3-                 شرایطی فراهم شود تا کارکنان سازمانها با اعتقاد و علاقه به فعالیت بپردازند .

4-       ارزشهای شخصی و انسانی کارکنان سازمانها همچنان محفوظ باقی بماند و موجباتی فراهم گردد که ایمنی کارکنان در زمینه های سلامت جسمی و روانی تامین شود .

5-       بهداشت روانی کارکنان سازمانها با تمام ابعاد آن تامین می شود و رشد و بالندگی شخصیت آنان همراه با افزایش کارآیی و اثر بخشی فعالیتشان مورد نظر قرار گیرد .

6-        مسایل انسانی در محیط کار حل شود و اگر بخواهیم واقع بینانه تر بیان کنیم مسایل و مشکلات انسانی در محیط کار به حداقل برسد .

 کاربردهای کنونی روانشناسی در محیط کار :

موفقیت کنونی روانشناس صنعتی چنان است که در آن مطالعه درباره همبستگی ها و کشف روابط علّی موجود بین متغیرهای مستقل ( درجه حرارت , نوع سرپرستی , رنگ و میزان سروصدای محیط کار , حقوق و دستمزد و …) و متغیرهای وابسته ( روحیه کارکنان , اثر بخشی افراد و کـارآیـی سـازمـان ) مورد تایید می باشد . امروزه در رواشناسی صنعتی به پدیده هایی نظیر تفاوتهای فردی , ساخت سازمانی , پاداش و دستمزد , ساخت گروهی در سازمان , نظام تنبیه و تشویق , طراحی وسایل کار , شرایط کار , روحیه کارکنان و نظایر آن توجه دارد و پیش بینی می شود در آینده نیز توجه روانشناس صنعتی سازمانی بجای عوامل منفرد به عمل متقابل رفتار آدمی و عوامل دیگری نظیر سازمان , شرایط کار , بهره وری , آدمکهای مصنوعی و نظایر آن معطوف شود .


زمینه های کاربرد روانشناسی در محیط کار  :

وقتی روانشناس صنعتی یا در حیطه وسیعتر روانشناس علاقه مند به کاربرد روانشناسی در محیط کار در یک سازمان تولیدی , آموزشی , خدماتی , بهداشتی , درمانی و نظایر آن به کار اشتغال دارد , باید از او انتظار ایفای وظایف مقدور و متنوعی را داشت که برخی از آنها در زیر آورده شده است :

1-       تجزیه و تحلیل مشاغل گوناگون یک سازمان که باید در آن از یکسو وظایف متعدد و دقیق هر یک از مشاغل سازمان در همه سطوح سازمانی تامین شود و از سوی دیگر تواناییها و استعدادها , مهارتهای عقلی و کلامی , نگرشها , خصوصیات جسمی , خلقی و شخصیتی لازم برای ایفای موفقیت آمیز وظایف هر یک از مشاغل سازمان دقیقاً مشخص شود .

2-       تهیـه و میزان کردن آزمونهای مختلف استخدامی ( آزمونهای هوش , استعداد , شخصیت و نظایر آن ) , آزمونهای عملی و فراهم آوردن امکاناتی که مدیریت سازمان بتواند به سهولت از تخصص روانشناسی صنعتی سازمانی در انتخاب , استخدام , انتصاب و ارتقای کارکنان به نحو موثر و اثر بخش استفاده کند .       ‌‌‌‌

انتظارات مدیران سطوح مختلف سازمانها از روانشناسی :

اکنون موقع آن رسیده است که درباره انتظارات مدیران از کاربرد مفاهیم علمی روانشناسی در حل مسایل انسانی در سازمان سخن بگوییم . در تجزیه و تحلیل وظایف مدیران رده های مختلف مدیریت به این نتیجه می رسیم که بخش عظیمی از وقت آنان صرف برقراری ارتباط با افراد دیگر می شود . مسایـل نـیـروی انسانـی و استـفـاده صحیح از فعالیت های مدیران سطوح پایین تر, نگرانی های عمده ای را برای مدیران عالی ایجاد می کند. برای مدیران سازمان ها این سوال مطرح است که روانشناسی چگونه می تواند در جهت حل مسایل و مشکلات انسانی کمک کند و نیز چه راه حلهایی را برای این مشکلات ارئه دهد . نمونه هایی از این سوالات که مدیران سازمان ها در کارگاه های آموزشی مدیریت می شود در زیر آمده است:

-         چگونه می توان کارکنان سازمان را برای ایفای وظایف خود به نحوی موثر برانگیخت؟

-     چگونه می توان جلسات اثربخشی تشکیل داد و طی آن همکاری اعضای گروه را در جهت حل مشکلات مطرح شده جلب کرد؟

-     اختصاص حقوق و دستمزد پاداش و شیوه های تشویق و تنبیه کارکنان سـازمـان چگونه انجام مـی گیـرد که هم عـدالت ورعـایت شود و هم هدف های سازمانی تامین گردد؟

-     چگونه می توان تضاد موجود بین مدیران سطوح عالی , میانی و پایه را به گونه ای حل کرد که رضایت شغلی آنان نیز تامین شود؟

-          نگرش کارکنان مرد و زن نسبت به وظایف شغلی خود چیست و آثار مثبت و منفی این گونه نگرش ها بر سازمان کدام است ؟

-          چگونه می توان یک مدیر غیر کارآمد را به یک مدیر کارآمد تبدیل کرد؟

-          چگونه می توان از میزان سوانح و حوادث در محیط کار کاست؟

-          خلاقیت چیست و چگونه می توان خلاقیت را در کارکنان سازمان افزایش داد؟

-     آیا فرایند ارزشیابی عملکرد شغلی کارکنان نتیجه یا ثمری نیز برای سازمان دارد , نتایج حاصل چیست و چگونه می توان این گونه نتایج را ارزیابی کرد ؟

-     سلامت روانی کارکنان از چه راهی تامین می شود , آیا رابطه ای از نوع علت و معلولی بین شیوه های مدیریت و سلامت روانی کارکنان وجود دارد ؟ این رابطه را چگونه می توان مشخص کرد ؟


فهرست مطالب

 

مقدمه ۴
قلمرو روانشناسی در کار ۵
کاربردهای کنونی روانشناسی در محیط کار ۸
زمینه های کاربرد روانشناسی در محیط کار ۹
انتظارات مدیران سطوح مختلف سازمانها از روانشناسی ۱۸
پیشنهادات ۲۵
خلاصه ۲۷
منبع ۲۹


دانلود بررسی کاربردهای روانشناسی در محیط کار

دانلود بررسی لکنت زبان

بررسی لکنت زبان

مقاله بررسی لکنت زبان در 18 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی لکنت زبان

تحقیق بررسی لکنت زبان 
پروژه بررسی لکنت زبان 
مقاله بررسی لکنت زبان 
دانلود تحقیق بررسی لکنت زبان
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 18 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 18

بررسی لکنت زبان


مقدمه

لکنت زبان یکی از مهمترین اختلافات گفتاری است که از کهنترین ادوار در میان جوامع بشری شایع بوده است. فردی که لکنت زبان دارد در بیان اصوات، هجاها و یا کلمات، دچارگیر، مکث کشش و تکرار می شود. لکنت زبان معمولاً با حرکات بدنی مانند تکان دادن دست، سر، گردن و ... همراه است

از آنجا که هنوز علت این اختلاف شناخته نشده است، پژوهشگران رشته های مختلف از جمله پزشکی، روانشناسی، تعلیم و تربیت، توانبخشی و بویژه گفتار درمانی به آن پرداخته اند.

در این مقاله کمکهای ارائه شده به فردی لکنتی از جانب یک روانشناس ( نویسنده )، شرح داده می شود در اینجا ابتدا به ذکر چگونگی تشخیص این اختلال می پردازیم و در ادامه ابتدا درمانهای پیشنهادی محققین مختلف ارائه می شود و در پایان چگونگی درمان فرد طی جلسات مختلف بیان می شود.

در اینجا ما از ارائه تاریخچه لکنت زبان خودداری می کنیم ولی علاقه مندان می توانند به کتابهای : لکنت زبان ـ اسماداودیان، لکنت زبان، تولیدـ تالیف عبادی و ...مراجعه کنند.


لکنت زبان

در چهارمین چاپ راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی( DSM- IV ) ، لکنت زبان زیر عنوان اختلالات ارتباطی طبقه بندی شده و با آشفتگی در سلاست طبیعی و تعیین الگوی زمانی تکلم که نامتناسب با سن بیمار بوده و با یک یا چند تا از موارد زیر مرکب است تعریف شده است. تکرار اصوات، طولانی کردن اصوات عبارت تعجبی، مکث داخل واژه ها، جانشین سازی مشهود واژه ها به منظور اجتناب از انسداد کلام و انسداد خاموش یا قابل سمع کلام. اختلال در سلاست از شدت کافی برای تداخل در پسرفت  تحصیلی یا شغلی یا رابطه اجتماعی برخوردار است. در اکثر موارد اختلال در کودکی پدید می آید. میزان لکنت نسبت به موقعیت و کلمات خاص فرق می کند

از لحاظ سبب شناسی، علت دقیق لکنت زبان معلوم نیست امّا انواعی نظریه ها پیشنهاد شده است.

نظریه های یادگیری در مورد علت لکنت زبان مشتمل است بر نظریه معنی زاد ( Sememtogenic ) که در آن لکنت زبان اساساً یک پاسخ آموخته شده در مقابل عدم سلاست هنجاری اوان کودکی است و مدل دیگری که بر شرطی سازی کلاسیک متمرکز است، که در آن لکنت زبان در مقابل عوامل محیطی شرطی می شود.

در مدل سیبرنتیکز، تکلم فرآیندی تلقی می شود که تابع پسخوراند مناسب برای تنظیم است، فرض می شود که لکنت به دلیل گسستگی در حلقه پسخوراند بوجود می آید. مشاهدات جنبی بر این که لکنت زبان در نتیجه نوفه سفید ( White nise ) کاسته می شود و اینکه کندی در پسخوراند شنوایی در افراد عادی لکنت ایجاد می کند، اعتبار بالقوه نظریه بالا را تقویت می کند.

ویژگیهای بالینی

لکنت زبان معمولاً قبل از 12 سالگی، و در اکثر موارد بین 18 ماهگی و 9 سالگی ظاهر می گردد، بین 5/3 – 2 سالگی و 7-5 سالگی صعود ناگهانی در میزان شروع اختلال مشاهده می شود. بعضی از مبتلایان به لکنت زبان سایر مسائل تکلم و زبانی هم دارند، مثل اختلال تلفظ شمرده و اختلال مربوط به رشد در زبان بیانی.

لکنت زبان ناگهانی شروع نمی شود و معمولاً در ضمن هفته ها و ماه ها با تکرار حروف صامت ابتدایی، کل کلمات که معمولاً کلمات اول جمله هستند، با کلمات طولانی ظاهر می گردد. با پیشرفت اختلال، تکرارها بیشتر شده و لکنت مهمترین کلمات یا عبارات را فرا می گیرد. حتی پس از کامل شدن شکل بالینی، لکنت زبان ممکن است ضمن روخوانی، آواز خواندن یا صحبت با حیوانات و اشیاء بیجان از بین برود.

در پیدایش لکنت زبان چهار مرحله با سیر تدریجی مشخص گردیده است.

مرحله 1 در ضمن دوره پیش از مدرسه طاهر می گردد. اوائل، مساله دوره ای بوده و به مدت چند هفته یا ماه با فاصله طولانی تکلم طبیعی ظاهر می شود. درصد بهبود از این مرحله بسیار بالا است. ضمن این دوره کودکان بیشتر در موارد هیجان یا عصبانیت، وقتی گفتنی زیاد دارند، و سایر شرایط دارای فشار مکالمه ای، دچار لکنت زبان می گردند.

مرحله 2 معمولاً در سالهای ابتدائی مدرسه روی می دهد. اختلال مزمن بوده و دوره های بهبود اگر هم دیده شود بسیار کم است. چنین کودکانی از مساله لکنت خود آگاهی پیدا کرده و خود را زکلن می شناسند. در این مرحله لکنت در قسمت های عمده تکلم ـ اسم ها، افعال، صفات و قیدها ظاهر می گردد.

مرحله 3 معمولاً پس از هشت سالگی شروع شده و تا بزرگسالی ادامه می یابد. اکثراً در اواخر کودکی و اوائل نوجوانی ظاهر می گردد. ضمن این مرحله، لکنت بیشتر در ارتباط با موقعیت های خاص، مثل صحبت کردن در سر کلاس درس، مکالمه با بیگانه ها، موقع خرید از مغازه ها، و یا هنگام صحبت تلفی ظاهر می گردد و برخی از حروف و کلمات دشوارتر از بعضی دیگراست. مرحله 4 بطور تیپیک در اواخر نوجوانی و در بزرگسالی دیده می شود. شخص الکن پیش بینی آشکار و هراس آلودی از لکنت زبان دارد. این افراد از کلمات، اصوات و موقعیت ها ترس دارند.




درمان پیشنهادی دکتر بلومل

در مورد اختلال گفتاری کودک، درمان شامل رفع استرسهای موقعیتی است. این درمان هم در مورد ناروایی و هم در مورد اختلال گفتاری بکار می رود. در اغلب موارد: کاهش خستگی و تحریک زیاد و افزایش میزان خواب و استراحت ضرورت دارد. گفتار می تواند بوسیله اشکال ملایمی از بازی درمانی همراه با آموزش شنیداری بهبود یابد.

این نظریه که درمان می تواند گیر را بر طرف کند و منجر به کشف یک الگوی گفتاری طبیعی نهفته شود، اشتباه آمیز است تعداد اندکی از لکنتی ها برای همیشه روان صحبت می کنند درمان در مورد لکنت باید در جهت باز سازی گفتار طبیعی باشد. برنامه درمان، شامل آموزش تفکر آرام و روشن است و این تنها نوع تفکری است که کودک می تواند آنرا به کلمات گفتاری انتقال دهد. این برنامه اساسی است و باید قبل از توجه کودک به گفتارش انجام شود.

موقعی که فرد گفتار ذهنی را به خوبی تمرین کرد، می تواند کلمات را در حرکات گفتاری صامت یا گفتار نجوایی و سپس در گفتار صدا دار برونسازی کند. او می تواند در هر نقطه ای از گفتار کلامی، به گفتار پانتومیم یا گفتار ذهنی برگردد. چون الگوی گفتار درونی در اثر گیرد ( موتیسم و اسپاسم ) آسیب نمی بیند. کار گروهی بهتر از کار فردی است. و از نظر اقتصادی هم مقرون به صرفه تر است.

در لکنت ثانویه، تقلای گفتاری با روشهای پذیرفته شده آرامبخشی کاهش می یابد. انتقال درمانی برای خنثی کردن تنفر از گفتار و ترس به کار می رود. انتقال درمانی، عبارت از ترکیب موقعیتهای گفتاری آسان با موقعیتهای دشوارتر است این برنامه اقدامی در جهت در جهت غیر شرطی کردن است. افراد بزرگسال می دانند که تبدیل شدن به گوینده های ماهر و ورزیده، کاری غیر ممکن است، زیرا از دروان کودکی با نقص گفتاری بار آمده است. بنابراین، کوشش می کنند که به میزان رضایت بخشی از کنترل گفتاری دست یابند.

موثرترین درمان در دوران کودکی صورت می گیرد. مدارس باید در سالهای نخست، توجه بیشتری به رشد گفتار طبیعی داشته باشند. برای کودک در مدرسه، هیچ چیز بهتر از آموختن گفتار که در طول زندگیش از آن استفاده می کند، مفید نخواهد بود.

لکنت زبان صرفاً یکی از واکنشهای روانی ـ عصبی است که از استرسهای موقعیتی ناشی می شود.

درمان پیشنهادی دکتر بوم

لکنت زبان را می توان بوسیله آرامش بخشیدن و ایجاد سازگاری روانشناختی درمان کرد، نخستین هدف درمان دفع فشار روانی بیمار است. فرد می تواند با کسب مهارتهای آرام سازی عضلانی، به تدریج آرامش خاطر بیشتری کسب کند، اعتماد به نفس بیابد و در نتیجه، بر ترس خود غلبه کند. روش آرام سازی باید بوسیله افراد آموزش دیده که قادرند خودشان را آرامش بخشد: انجام شود. سلامت عمومی و ثبات عاطفی لکنتی ها به مجرد شروع این تمرینات بهبود می یابد. بدین ترتیب، لکنت آخرین نشانه ای است که به درمانش پرداخته می شود. بعضی از بیماران تصور می کنند که هرگز بهبود نمی یابند، از همین رو درمان را قطع می کنند، در حالیکه از نظرما کلیه افراد لکنتی درمان پذیرند.

از آنجا که لکنتی ها بعلت مکانیسم گفتار خود: ناگزیر از لکنت کردن هستند باید توجهشان را از لکنت زبان منحرف کرد. بطور کلی تمرینات غیر مجاز مربوط به اندامهای گفتاری و تمرینات بخشی عمیق مناسب نیست و هنگامی بیمار یاد گیرد عضلاتش را آرام سازد و به جای فشار بر مکانیسم تنفسی اش بطور عادی عمل کند، گفتارش جریان صحیح خود را باز می یابد. و این همان عمل اتوماتیک است. قبل از درمان لازم است با انجام معاینات کامل در صورت امکان نقائص فیزیکی موجود اصلاح شود. پس از آنکه درمانگر درمانگر، تاریخچه فردی بیمار و رفتار عمومی اورا مطالعه کرد، شیوه های مناسب برای سازگاری روانی او را انتخاب می کند.

تلقین در درمان لکنت زبان موثر است. تلقین نه تنها در درمان گروهی بلکه برای تغییر ذهنیت بیمار نیز کار برد دارد.

درمان پیشنهادی دکتر دو نلاب

لکنت، عادی است که می توان آنرا با استفاده از تمرین منفی بر طرف کرد. از لکنتی نمی توان خواست که لکنت نکند. اما می توان او را به شیوه خاصی آموزش داد. او باید با استفاده از همین عادت ناخواسته به هدف دلخواه خود برسد.

دانلود بررسی لکنت زبان

دانلود بررسی مسئله زبان خصوصی

بررسی مسئله زبان خصوصی

مقاله بررسی مسئله زبان خصوصی در 23 صفحه ورد قابل ویرایش 2500

دانلود بررسی مسئله زبان خصوصی

تحقیق بررسی مسئله زبان خصوصی 
پروژه بررسی مسئله زبان خصوصی 
مقاله بررسی مسئله زبان خصوصی 
دانلود تحقیق بررسی مسئله زبان خصوصی
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 20 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 23

بررسی مسئله زبان خصوصی

 

زبان خصوصی

 

اهمیت مسئله « زبان خصوصی» و رابطه آن با نظریه « معنی»

مسئله زبان خصوصی یکی از مهمترین مباحث پژوهشهای فلسفی است که درباب آن نظریات مختلفی مطرح گردیده است. اکثر مفسران معتقدند که ایدة عدم امکان « زبان خصوصی» محصول نظریه جدید ویتگنشتاین در باب معنی و فهم آن است در پژوهشها معنی به عنوان کاربرد معرفی می شود به عبارت دیگر معنی یک واژه عبادت است از کاربرد آن در حوزة عمل اجتماعی و در نتیجه این معادل سازی، معیار و ملاک فهم معنا عبارت است از قابلیت و توانایی کاربرد واژه و جملات بر مبنای « قواعد» کاربرد آنها در صورتهای خاصی حیات اجتماعی. از نظر ویتگنشتاین تنها در صورتی می توانیم بگوییم زبانی را فرا گرفته ایم ومعنای واژه های آن را دریافته ایم که قواعد استفاده از واژه ها را رعایت کرده باشیم( پژوهشها بند 81) اصولاً از نظر ویتگنشتاین زبان برای اینکه معنایی داشته باشد از بعضی قواعد پیروی کند و از آنجا که قواعد بوسیله جامعه و بر اساس توافق افراد جامعه ساخته می شود و پیروی از قواعد نیز جنبه اجتماعی دارد و لذا نتیجه می گیرد چیزی به نام زبان خصوصی وجود ندارد.

( بر این مگی. فلاسفه بزرگ. صص 557و556) قبل از هر چند ابتدا باید مشخص کنیم که مواد و منظور ویتگنشتاین از مد زبان خصوصی، چیست، توجه با سخنان و می توان گفت که زبان خصوصی زبانی نیست که انسانها در تک گویی های خود بکار می برند زیرا با این امکان وجود دارد که شخصی دیگری بتواند زبان آنها را به زبان ما ترجمه بکند بلکه منظور او زبانی است که اصولاً  غیر قابل اشتراک و آموختن است زیرا واژه های این زبان به چیزهایی دلالت می کند که فقط برای متکلم آن زبان قابل شناخت است یعنی به تجربه های شخصی و مستقم او دلالت دارد: « اما آیا می توانیم زبانی را هم تصور کنیم که در آن شخص بتواند تجربه های درون خود- احساسها، حال و هوا و غیرعه.. را برای کاربرد شخصی خود بنویسد یا به آن بیان شفاهی ببخشد... واژه های منفرد این زبان قرار است به آنچه فقط برای شخص سخن گو می توانند دانسته باشد ارجاع دهند.» ( پژوهشها بند 243) از نظر پیرس این بند و طرحی کلی از  « زبان خصوصی است که بر اساس آن زبان خصوصی، زبانی است که تنها مبتکر این زبان
می تواند واژه های آن را بفهمد و هیچ شخص دیگری قادر به فهم آن نیست. از نظر پیرس ویتگنشتاین، دلایل اثبات می کند که حتی مبتکر این زبان نیز قادر به کاربرد این زبان نیست زیرا هیچ معیار و محک عملی برای تشخیص صحت یا سقم کاربرد واژه های آن زبان وجود ندارد.(David pears False prison , p.p328-329)

نظر رایج درباب زبان خصوصی

اغلب مفسران بند 243 پژوهشها را به عنوان آغاز بحث زبان خصوصی می دانند و معتقدند که این بحث مربوط به زبان حسی و واژه های مربوط به احساسات می باشد و به همین اساس در تعریف زبان خصوصی می گویند زبانی است که واژه های آن برای بیان تجارب طنی و خصوصی همچون درد، خارش، سوزش و ..... به کار می روند و لذا اسامی این تجارب تلقی می گردند. به نظر آنها که ویتگنشتاین در زمینه« زبان خصوصی» به آن مخالفت می کند این است که زبان خصوصی یک نوع بازی تسمیه نیست یعنی زبانی نیست که حاوی اسامی احساسات باشد زیرا واژه هایی که معرف چنین احساساتی اند شرایط لازم تسمیه را ندارند یکی از این شرایط قابل تشخیص بودن است علائمی که به عنوان اسم احساسات بکار می روند این شرط را بر آورده نمی کنند( هارت ناک، ویتگنشتاین، صص 116-115و111-110) ویتگنشتاین برای اثبات این امر می گوید فرض می‌کنیم که من احساسی را حاصل می کنم و علامت «S» را بریا تعیین آن بکار می‌بریم و هر روز که این احساس را پیدا کردم علامت«S»را در ردفترچه یادداشت ثبت می کنم ویتگنشتاین می پرسد در اینجا چگونه تشخیص می دهم که احساسات بعدی من همان احساسی است که اولین بار تجربه کرده ام و آن را « S» نامیدم آیا تشخیص من و« S» نامیدن این احساسات درست و صحیح است یا نه؟ از نظر ویتگنشتاین سخن گفتن از تشخیص درست و صحیح متظمن ملاک و مناط صحت است اما این ملاک نیز باید ملاکی بیرونی باشد بطوریکه برای دیگران قابل فهم باشد« پس کاربرد این واژه نیاز به توجیه دارد که همه کس بفهمد» ( پژوهشها بند 261) « توجیه عبادت است از توسل به چیزی مستقل» ( پژوهشها بند 265) به همین خاطر می گوید این سخن که « به نظر می آید که همان احساس است» ملاک صحیحی نیست «آدمی می خواهد بگوید. هر آنچه قرار است به نظرم درست بیاید درست است و این فقط یعنی اینجا نمی توانیم دربارة «درستی» سخن بگوییم لذا از نظر ویتگنشتاین صرف عقیده من به اینکه چیزی چنان است نمی توان ملاک و معیاری برای تعیین صحت تشخیص من باشد علاوه بر این از نظر ویتگنشتاین حافظه نیز نمی تواند ملاک صحت کاربرد واژه های مربوط به احساس باشد از نظر او اگر ما در برخی موارد به حافظه خود توسل می جوییم اما در این موارد ملاک مناطی وجود دارد که به موجب آن صحت  و نادرستی حافظه معلوم می شود به عنوان مثال زمانی که ما می خواهیم بدانیم ساعت حرکت قطار چه ساعتی بوده است می‌توانیم، با اعتماد به حافظه خود ساعت حرکت قطار را نجاط آوریم اما در اینجا صحت تصویر ذهنی جدول زمانی حرکت قطارها را می توان با یک ملاک بیرونی سنجید در صورتیکه طبق برنامه قطار در ساعت مورد نظر حرکت کند حافظه من درست بوده است در غیر اینصورت نادرست بوده اما در مورد احساسات اینگونه نیست و اگر بخواهیم برای صحت تشخیص احساس مان به حافظه توسط جوییم و هیچ ملاک بیرونی و مستقل نداشته باشیم عمل نادرست همانند کسی خواهد بود که چند نسخه از یک روزنامه را ؟؟ تا مطمئن بشود آنچه نوشته شده است راست است» ( پژوهشها 265) از آنجایی ک ما در تعیین درستی یا نادرستی تشخیص احساسات درونی خود ملاک و مناطی نداریم لذا میان این او جمله تفاوتی نخواهد بود که: در همان احساس است که قبلاُ داشتیم« « همان احساسی نیست که قبلاً داشته ام.» قضیه ی که چنان صورت یافته است که صدق و کذبش یکی است اصلاً قضیه نیست پس علامت  « S» اصلاً اسم چیزی نیست که اشتباهاً به جای اسم گرفته شده بود اسمی که برای بکار بردنش ملاک و ماطی نباشد یعنی قاعده ای برای استعماش نداشته باشیم اسم نخواهد بود جزء هیچ یک از  «بازی های زبانی یا لغوی» نیستو عمل و وظیفه ای ندارد که انجام دهد» ( هارت ناک، ویتگنشتاین، ص 114) از نظر ویتگنشتاین کسی که امکان زبان خصوصی را می پذیرد منطق زبان را به درستی نفهمیده است فلسفه مدرن که از زمان دکارت امکان چنین زبان خصوصی را از پیش فرض گرفته اند دچار این سوء تفاهم شده اند منشأ این سوء تفاهم دو تصور غلط می باشد: اولاً همه کلمات اسم می باشند و معنی آنها مدلول یا مسمای آنها می باشد یعنی ابژه ای که آن واژه نمایانگرآن است ثانیاً بر طبق این مدل در مورد اصطلاحات روانشناسانه باید گفت که آنچه این واژه ها نمایانگر آنند پدیده های ذهنی اند که صرفاً برای شخص قابل فهم و در دسترس است از آنجایی که پدیده های ذهنی همچون احساسات و تجارب . ... انتقال ناپذیرند لذا از لحاظ معرف شناسی خصوصی می باشند بدین جهت گفته می شود که هیچ کس نمی تواند درد من را داشته باشد

 

« شباهت خانوادگی»

اصطلاح شباهت خانوادگی یکی از مهم ترین مفاهیم فلسفه ی دوره ی دوم ویتگنشتاین می باشد که آن را در اعتراض به نظریه ی سنتی در باب ارائه ی تعاریف دقیق بر حسب ذلت یا خصوصیات مشترک مطرح می کند. از نظر او نظریه ی سنتی در این زمینه دچار یک اشتباه فلسفی شده است: « تمایل بر جستجوی چیزی مشترک برای تمامی چیزهایی که معمولاً تحت یک اصطلاح کلی می گنجانیم.» ویتگنشتاین این تمایل را به عنوان بخش مهمی از « عطش میل کلی گویی» توصیشف می کند که منشأ بسیاری از خطاهای فلسفی است.(Early Analytic philosophy, p.75)

این عطش کلی گویی در دوره های مختلف وجود داشته می توان گفت که عمری به درازای عمر فلسفه دارد. در دیاگوگ های سقراط چنین تمایلی وجود دارد. زیرا سقراط همواره از مخاطب خود می خواهد تا تعریف دقیقی را در باب موضوع بحث( معرفت زیبایی و.....) ارائه کند. در مذاکره ای مخاطب سقراط در پاسخ به درخواست او برای توضیح « معرفت» به ذکر موارد متعددی می پردازد که در آنها معمولاً گفته می شود که
« می‌دانیم». اما سقراسط این گونه پاسخ ها را نمی پذیرید و می‌گوید بهترین راه، بیان ذات« دانستن» در یک تعریف دقیق است. ( فلسفه تحلیلی- دکتر احمدی ص 26) ویتگنشتاین نیز در رساله چنین گرایش جوهر گرایانه یی دارد. اما در دوره ی دوم تعمیم و کلیات بخشی رساله را درباب زبان فرضی نادرست می داند و معتقد است فرض یک عامل مشترک میان کاربردهای گوناگون فرض غلطی است زیرا نمی‌توان عامل مشترکی میان کاربردهای گوناگون یافت که آن قدر وسیع باشد که هر علاقه و رابطه ای را در بر گیرد و شامل تنوع کثیر میان موارد آن باشد. ویتگنشتاین برای نمی‌توانیم بیابیم. چون شباهت های گوناگون بین اعضای یک خانواده.... به همین طریق هم پوشانی و تقاطع دارند.... و خواهم گفت: « بازی ها، یک خانواده را تشکیل می دهند.» ( پژوهشها بند 66و67)

شباهت خانوادگی میان بازیها را می توان بدین گونه نشان داد.

روابط میان خصوصیات اعضای یک خانواده نیز بدین گونه است در میان اعضای یک خانواده نمی توان چیز مشترک و واحدی یافت که داشتن آن خصوصیات واحد ایجاب کند که هر یک از آن به عنوان عضو آن خانواده تلقی گردد بلکه صرفاً شبکه پیچیده ای از شباهت ها که تقاطع و هم پوشانی پارکینسون در توضیح آن می گوید اگر ما واقعاً نگاه کنیم و ببینیم که چگونه واژه‌ها و مفاهیم ما در طول زمان بسط می یابند ملاحظه خواهیم کرد که بسط مفاهیم درست مانند یافتن ریسمان است یعنی همانطور که یافتن ریسمان چیزی جز پیچاندن رشته ای بود رشته ای دیگر نیست و قدرت ریسمان نیز در هم پوشاندی و تداخل رشته های متعدد است واژه ها و مفاهیم نیز همین گونه اند میان آنها نیز می توان « شبکه پیچیده ای از همانندی ها را می بینیم که هم پوشانی و تقاطع دارند» ( بند66 پژوهشها) همانطور ک در ریسمان آنچه باعث وحدت می شود یک « نخ واحد» نیست که « نخ واحد» نیست که دو سرتا سر همه موارد جریان داشته باشد بلکه یک هم پوشانی از رشته ها و تارهای  متفاوت است وضعیت کاربردهای واژه ها و مفاهیم نیز همینگونه است نمی توان ذات واحدی را میان آنها ملاحظه کرد ( بند67 پژوهشها) (Parkison son, Encyclopeadia of philosophy pp 41-42) بنابراین می توان گفت که ویتگنشتاین در نهایت روش سنتی سقراط را کنار می‌گذارد و در عوض داده تتئوس را می‌پیماید و وجود رابطه ی ذاتی میان کاربردهای مختلف واژه را رد می کند

دانلود بررسی مسئله زبان خصوصی

دانلود بررسی مشکلات دانشجویی خوابگاهها و امکانات و ...

بررسی مشکلات دانشجویی خوابگاهها و امکانات و ...

مقاله بررسی مشکلات دانشجویی خوابگاهها و امکانات و در 34 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی مشکلات دانشجویی خوابگاهها و امکانات و ...

تحقیق بررسی مشکلات دانشجویی خوابگاهها و امکانات و 
پروژه بررسی مشکلات دانشجویی خوابگاهها و امکانات و 
مقاله بررسی مشکلات دانشجویی خوابگاهها و امکانات و 
دانلود تحقیق بررسی مشکلات دانشجویی خوابگاهها و امکانات و
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 29 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 34

بررسی مشکلات دانشجویی خوابگاهها و امکانات و ...

بعضی ها به این دخمه‌ها، خوابگاه دانشجویی می‌گویند.

اینجا بزرگترین شهر خوابگاهی ایران است؛ ایرانی کوچک در تهران، کارگر شمالی، امیرآباد.

چهار هزار سکنه جوان که قرار است چهار سال و شاید کمی بیشتر را در اتاق‌های کوچک و شلوغ آن به صبح برسانند. می‌گویند ساختمان شماره یک روزی خوابگاه سربازان آمریکایی در جنگ جهانی دوّم بوده است. صدای موسیقی آرام، و گاه سرفه‌های خشک یا سوت گزنده باد و ناله درهای نیمه باز با هم می‌آمیزد.

لباسهای آویزان بالکن‌ها به زحمت خود را روی طناب نگه می‌دارند. ساختمان‌های زوار در رفته و پیر، هر از گاه به تکانی بزرگ می‌اندیشند که روزی دلشان را تکان می‌دهد و هری فرو خواهند ریخت. و آن وقت خیلی‌ها همراه با آنها  خواهند مرد! می‌گویند 2 میلیارد و 500 میلیون تومان آن هم برای متعادل سازی کوی دانشگاه، هزینه لازم است. سیستم برق اینجا 75 درصد مستهلک اعلام شده است و 400 میلیون تومان هزینه می‌خواهد. دست روی هر جا که بگذاری، همین طوری است. سیستم‌های گرمایشی، ایزوگام ساختمان، مخابرات و سیستم اتوماسیون ورود و خروج دانشجویان و … امّا با این حال 140 میلیون تومان برای تعمیرات کوی اختصاص یافته است.

اتاق‌های 6 نفره، بهترین شرایط درس خواندن را برایت جفت و جور کرده‌اند. بوی تند جورابها، ظرفهای نشسته و سطلهای آشغال چشم انتظار که دوست دارند روزی خودشان را تخلیه کنند و خرناسهای کشدار مصطفی، سوسک های کپل و چاقی که هر از چندی شاخک‌های فر نزده‌شان را از توی سوراخ‌های دستشویی برایت تکان می‌دهند یا صدای صادق که با لهجه غلیظ ترکی‌اش، قربون و صدقه مادرش در میانه می‌شود و …

خدا پدر تابستان را بیامرزد! چمن سبزی بود که دور از این همه آشفتگی می‌توانستی چند دقیقه‌ای دستی به سر و روی کتابهایت بکشی.

400 دانشجو در پردیس مرکزی کوی، 2800 نفر در چهار ساختمان خوابگاهی شهید چمران، 2500 دانشجو در خوابگاه‌های فاطمیه، 1200 دانشجوی دختر و در 4 ساختمان پراکنده در اطراف دانشگاه تهران و 1300 دانشجو در یک ساختمان دیگر در اطراف دانشگاه ساکن این اتاق‌های 6 نفره‌اند.

دکتر محدث، مدیر کل امور دانشجویان داخلی کشور می‌گفت: وظیفه دانشگاه فقط آماده ساختن امکانات پژوهشی و علمی است و هیچ آیین‌نامه‌ای هم دانشگاه را ملزم نمی‌کند خوابگاه رایگان به دانشجویان بدهد.

دانشگاه تهران، آن هم در بخش متأهلان، سه خوابگاه جلال آل احمد با 190 واحد مسکونی، 16 آذر با 20 واحد مسکونی و خوابگاه فرهنگ با 48 واحد مسکونی را شامل می‌شود. در مجموع دانشگاه تهران 1400 اتاق برای دانشجویان مجرد دختر و پسر و 270 واحد مسکونی برای دانشجویان متأهل دارد.

آن سوی این شهر و در هر گوشه‌ای از آن، ساختمان‌های ریز و درشتی را می‌توان یافت که تنها به بهانه چند تخت آهنی، پیژامه‌های آویزان روی آن و لابد کتابهای قطور چیده شده روی میز کنار پنجره اتاقهایشان، نام خوابگاه دانشجویی به خود گرفته‌اند.

250 هزار دانشجوی شهرستانی، حتی همین سرپناه با چنین امکاناتی را هم ندارند.

دکتر محدث معتقد است: از آنجا که مطابق قانون، دستگاه‌ها ملزم به تأمین خوابگاه دانشجویان نیستند، در هیچ یک از برناماه‌های 5 ساله توسعه کشور هم تعهدهایی برای احداث و توسعه خوابگاه‌ها پیش بینی نشده است. «پانسیون در خانه»، یکی از برنامه‌های جدید معاونت دانشجویی است بر اساس این طرح که به گفته مدیران دانشجویی وزارت علوم جدید (تازه از تنور طرح‌ها بیرون کشیده شده است) چندان هم داغ و تازه نیست، ساکنان اطراف دانشگاه‌ها در صورت تمایل می‌توانند اتاق‌های اضافی منزل خود را به دانشجویان اجاره دهند!

کاشانی‌ها، خوزستانی‌ها، بروجردی‌ها، مشهدی‌ها، مازندرانی‌ها و بسیاری دیگر، این سوی و آن سوی شهر، پولهایشان را روی هم گذاشته‌اند تا پول رهن چند صباحی دانشجویی را به حساب صاحبخانه‌ها بریزند. خانه‌ای که جوان دانشجوی مشهد در یکی از کوچه‌های خیابان پیروزی، با پول پیش یک میلیون تومانی و اجاره 40 هزار تومانی اجاره کرده، یک سوئیت 20 متری است که صاحب خانه بخشی از خانه 80 متری‌اش را با نئوپان مجزا کرده و در اختیار او قرار داده است. صدای جیغ محمّد علی و محمدرضا، فریاد علی آقا و همسرش و گاه صدای میهمانان آن ها، عرصه را بر او تنگ می‌کند. فکر دردسرهای پیدا کردن خانه‌ای مناسب‌تر، دغدغه‌های اسباب کشی و … چاره‌ای جز این را برای او باقی نمی‌گذارد. صادق همکلاسی دیگر او نیز سوئیتی 30 متری را در خیابان سپاه اجاره کرده است. مسافت زیاد محل سکونت او تا دانشگاه، بهانه‌های هر روز صاحبخانه و … او را نیز به فکر تخلیه انداخته است.

در حال حاضر، دانشجویان شهرستانی بیش از 60 درصد دانشجویان را تشکیل می‌دهند و در برخی شهرستان‌ها این میزان به 90 درصد هم می‌رسد. مدیر کل امور دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف می‌گوید: برای برطرف کردن مشکلات موجود در خوابگاه‌ها، قبل از افزایش ظرفیت سالانه دانشگاه‌ها باید ظرفیت دانشگاه‌ها برای پذیرش دانشجو بررسی شود تا هر سال با آغاز سال تحصیلی، شاهد بروز مشکلات خوابگاهی نباشیم. وی اضافه می‌کند: یکی از مهمترین راه‌های اداره خوابگاه‌ها، به صورت پانسیون و پیمانکاری است. باید خوابگاه‌ها به بخش خصوصی واگذار شود و در مقابل هزینه‌ها هم میان دانشجو و وزارت علوم تقسیم گردد. دکتر حبیبی اضافه می‌کند: راهکار دیگر، اداره خوابگاه‌ها به صورت صد درصد خصوصی است که هزینه خوابگاه‌ها را دانشجویان غیر واجد شرایط دانشگاه پرداخت می‌کنند. عضو شورای برنامه ریزی دفاتر وزارت علوم هم می‌گوید: کمبود امکانات خوابگاهی و نامناسب بودن محیط، به شکل فزاینده‌ای بر روحیه دانشجویان ساکن در خوابگاه‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. اتاق‌های با ظرفیت دو نفر، گاهی تا 6 نفر را در خود جای داده‌اند و این مسئله، محیط پر تنشی را برای آنها  به وجود آورده است. رامشت می‌افزاید: تحمّل وضعیت نامناسب فضای خوابگاه‌ برای دختران که به لحاظ عاطفی به خانواده وابستگی بیشتری دارند، به مراتب دشوارتر از پسران است.

زندگی خوابگاهی یا زندگی در دخمه‌های تاریک و نموری که عده‌ای نام خانه‌های دانشجویی را به آن می‌دهند! تهران یا مشهد یا بیرجند و یا آن سوتر، در اندیمشک و اهواز ، فرقی نمی‌کند؛ مهم آن است همان طور که بسیاری تعهدی برای اشتغال دانشجو پس از تحصیل نمی‌یابند، همان طور هم عده‌ای مسئولیت فراهم ساختن امکانات رفاهی دانشجو را از خود سلب می‌کنند و البته، فرقی هم نمی‌کند این دانشگاه و این دانشجو، دولتی باشد یا غیر دولتی!

رسانه هاو هویت فرهنگی

ما همگی تحت تأثر رسانه‌ها هستیم. لذا اگر رسانة های ارتباطی را در جامعه به عنوان دستگاه عصبی تلقی کنیم، باید برای فهم و درک رسانه‌ها به نحوه زندگی در قرن بیستم مراجعه کنیم. همه ما به نوعی تحت نفوذ رسانه ها هستیم پس رسانه‌ها می‌توانند فرهنگ و هویت ما را شکل دهند.

به عنوان مثال، وقتی در انگلیس مردم عصبانی می‌شوند نوع عصبانیت آنها  به شکل یکسانی بروز می‌کند زیرا آنها  این نوع رفتار فرهنگی منفی را از بازیهای فوتبال آموخته‌اند. پس رسانه‌ها، یک نوع عادت رفتاری می‌آموزند که خود ما هم متوجه آن نیستیم.

امروزه در دنیای صنعتی 50 تا 80 درصد از نیروی کار فعال در بخش ارتباطات مشغول هستند، علاوه بر آن مردم کشورهای توسعه یافته بیش از 6 تا 7 ساعت از وقت خود را صرف ارتباطات می‌کنند. امّا متأسفانه ارتباطات در کشور ما اینگونه نیست و به شکل سنتی ادامه دارد، لذا با توجّه به آن چه که گفته شد پس کی می‌خواهیم به سوی مدرنیته پیشرفته گام برداریم؟

در حال حاضر، اغلب کشورهای توسعه یافته در عرصه رسانه‌های ارتباطی خود تولید کننده اطلاعات هستند و از پیشرفت‌های رسانه‌ای نیز برای تولیدات خود بهره می‌جویند،

 

 

 

از حضور شما در این گفتگو سپاسگزارم.

من هم از شما متشکرم.

بعضی از روابط عمومی‌ها فکر می‌کنند «رپرتاژ آگهی» اداره شان خبر است!

در رشد و تکوین روابط عمومی‌ها سه دوره قابل تشخیص است؛ عصر قدیم که حاکمان می‌کوشیدند با امتناع و تأثیرگذاری بر روی اندیشه و روحیه افراد، مخاطبان را با خود همراه و همسو کنند، به وجود آمدن واحدهای روابط عمومی در ادارات و مؤسسات آمریکا که شامل یک ارتباط یک سویه است و تنها کار این واحد نشان دادن یک منظر زیبا از مؤسسه به مخاطب می‌گردید و بالاخره مرحله کنونی که روابط عمومی‌ها با در نظر گرفتن شرایط عصر ارتباطات و تسلط بر افکار عمومی بر روی محیط اجتماعی به یک ارتباط دو سویه و برگرفته از بازخوردها تکیه کرده است بویژه آنکه می‌کوشد باتعامل با رسانه‌ها به اهداف خود تسریع بخشد.

در عین حال عده‌ای معتقدند بخش اخیر بویژه در مواجهه با رسانه‌ها، گروه‌های متعددی دارد که حتی بعد از گذشت این همه به قوت خود باقی است.

دکتر داود زارعیان رئیس متخصصان روابط عمومی و مدیر کل روابط عمومی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ضمن گفت و گو با ما به تشریح برخی از این مشکلات پرداخته است.

جناب آقای زارعیان، در عین اختلاف در ماهیت رسانه‌ها و روابط عمومی‌ها آیا می‌توان نقاط اشتراکی را برای این دو در نظر گرفت؟

نقطه اشتراک میان رسانه‌ها و روابط عمومی‌ها را می‌توان در دو مقوله اساسی بیان کرد؛ اطلاع رسانی، با ذکر اینکه یکی از ابزارهای مهم روابط عمومی‌ها مجموعه رسانه‌هاست و دیگر آنکه یک روابط عمومی گاه کارکرد رسانه‌ای نیز پیدا می‌کند، به عنوان مثال امروزه در بسیاری از روابط عمومی‌ها می‌توان شاهد انتشار نشریات مختلف بود.

در این تقسیم بندی وظیفه نخست از ن جهت حایز اهمیت است که مراد ما از نشریات، نشریات پرتیراژ می‌باشد و بدون تردید انتشار مطالب در این گونه نشریات بدلیل بازخورد گسترده‌تر آن، تأمل بیشتری را نسبت به گروهی که در اختیار خود روابط عمومی‌هاست می‌طلبد.

چقدر با این فرض که رابطه بین مطبوعات و روابط عمومی‌ها در هیچ دوره‌ای شفاف نبوده است، موافقید؟

من این رابطه را«غیر شفاف» نمی‌دانم. در حوزه مطبوعات خطوط قرمزی وجود دارد که در صورت انتشار آن و عدم رعایت این خطوط با مشکلات حقوقی مواجه خواهند شد. این موارد در روابقط عمومی‌ها نیز وجود دارد. در کشور ما مطبوعات عموما آزاد و غیر دولتی اند، لذا در موارد خاص چنانچه خلاف قانون عمل کنند بازخواست خواهند شد. امّا روابط عمومی‌ها دولتی‌اند. یعنی مسئول روابط عمومی توسط مدیری منصوب می‌شود که ناگزیر است توصیه‌های همان مدیر را گوش کند. اینجاست که روابط عمومی‌ها باید بیش از مطبوعات احتیاط کنند.

مشکل وقتی پیش می‌آید که مطبوعات در کسب خبر اصرار زیادی می‌ورزند و هویت اخبار محرمانه را نادیده می‌گیرند.

تصور غیر شفاف بودن از همین موضوع نشأت می‌گیرد و گرنه من به عنوان مدیر روابط عمومی مایلم بیشترین کارم با رسانه‌ها باشد، به شرطی که بتوانیم به یک تفاهم مشترک با یکدیگر برسیم.

اصراری که روابط عمومی ها برای چاپ برخی از اخبار کم ارزش خود دارند چقدر ناشی از فشار مدیران سازمان بر روی آن هاست؟

بسیاری از مدیران ما چاره‌ای جز این ندارند، وقتی مدیر روابط عمومی توسط یک مدیر بالاتر منصوب می‌شود و همان مدیر قادر است اگر خلاف خواست او عمل کرد با وی برخورد کند مدیر روابط عمومی چه کار می‌تواند بکند.

ایفای دو نقش همزمان مدیر روابط عمومی و مدیر دفتر ریاست را هم می‌توان به این تأثیر و تأثرها اضافه کرد؟

در بخشنامه دولت تأکید شده است که روابط عمومی باید مستقل و زیر نظر بالاترین مقام دستگاه باشد. بنابراین در تمامی دستگاه‌های بزرگ این اتفاق افتاده است و تداخل وظایف رئیس دفتر مدیر عامل و مدیر روابط عمومی در این دستگاه‌ها وجود ندارد، برای آنکه مدیر روابط عمومی قادر نخواهد بود هیچ کدامش را به خوبی انجام دهد چون حجم کار در هر دو حوزه بسیار بالاست.

اگر مدیر روابط عمومی زیر نظر بالاترین مقام دستگاه باشد و بتواند ارتباطات خود را تسهیل کند هیچ ایرادی ندارد امّا در دستگاه‌هایی دو تا یکی بودن! خوباست که اولاً نسبتاً کوچک باشد و ثانیاً روابط عمومی بر دفتر ریاست ارجحیت داشته باشد، یعنی به جای اینکه بگوییم دفتر ریاست و روابط عمومی، بگوییم دفتر روابط عمومی و ریاست.

به هر حال پیشنهاد ما این است که به هیچ عنوان ادغام نباشد چون وظایف آن کاملاً جداست. امّا اگر مبنا بر ادغام است باید دفتر روابط عمومی و ریاست مورد تأکید قرار گیرد.

ارتقای جایگاه روابط عمومی‌ها به سطح معاونت راه بهتری نیست؟

در این خصوص کار دقیق کارشناسی صورت نگرفته است ولی من معتقدم جوابگو نیست. برای اینکه معاونت باید چندین زیر مجموعه برای خود تعریف کند. همین که معاونی چند اداره کل را تحت نظر داشته دچار مشکل می‌شود. مثلاً برای معاون ارتباطات در یک سازمان باید مدیران روابط عمومی، انتشارات، بین الملل و … هم تعریف کرد. ایده‌آل ترین روش این است که یک اداره کل ستادی زیر نظر بالاترین مقام دستگاه وجود داشته باشد. در حالت معاونت، مدیر کل روابط عمومی برای ارتباط با یک رسانه باید از یک معاون هم اجازه بگیرد.

 

دانلود بررسی مشکلات دانشجویی خوابگاهها و امکانات و ...

دانلود بررسی معلولیت های جسمی،ناشنوایی

بررسی معلولیت های جسمی،ناشنوایی

مقاله بررسی معلولیت های جسمی،ناشنوایی در 20 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی معلولیت های جسمی،ناشنوایی

تحقیق بررسی معلولیت های جسمی،ناشنوایی
پروژه بررسی معلولیت های جسمی،ناشنوایی
مقاله بررسی معلولیت های جسمی،ناشنوایی
دانلود تحقیق بررسی معلولیت های جسمی،ناشنوایی
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 19 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 20

بررسی معلولیت های جسمی،ناشنوایی

 

مقدمه

بیش از نیم میلیارد ازجمعیت در سراسر جهان به علت نارسایی های ذهنی ،جسمی و حسی معلول به شمار می آیند.این نارسایی ها وبرخی موانع فیزیکی و اجتماعی آنها را همواره از اجتماع دور نگه می دارد.معلولان اغلب از اساسی ترین موقعیت های آموزشی محروم بوده و مشاغلی بی اهمیت با دستمزدی بسیار پائین به آنها محول میگردد. نگرش اجتماعی نسبت این گروه  آنها را از زندگی فهنگی و روابت عادی اجتماعی به دور می دارد.امروزه در کشورهای مختلف برنام های متعددی برای جلوگیری از معلولیت، وتقویت برنامه های توانبخشی به منظور اطمینان ازشرکت کامل معلولان در زندگی فرهنگی، اجتماعی، واتصادی در دست اجرا است.

یکی از اهداف اساسی این برنامه ها برخورداری مساوی معلولان از مزایا وپیشرفت های اجتماعی است، که مربوط به تمام کشورها صرف نظر از درجه توسعه یافتگی آنها می شود. این برنامه همچنین تاکید بر اهمیت شرکت مستقیم معلولان در برنامه ریزی ، اجرا وارزیابی فعالیتهای مربوط به آنها را دارد.تخوین زده می شود که 80درصد معلولاندرکشورهای در حال رشد زندگی می کنند که چندان تعجب برانگیز نیست،یرا اغلب معلولیت ها ناشی از جنگ ، سوءتغذیه، فقر و عدم مراقبت های صحیح بهداشتی و آموزشی و سایر عواملی می شود که ناشی از توسعه نیافتگی این کشورهاست. ازدیاد روز افزون جمعیت وفقدان منابع مالی کافی، برنامه های توانبخشی را در این کشورها با مشکلات فراوان مواجه نموده است، به طوری که معلولان در این کشورها احتیاج به توجه ویژه دارند  .  

اطلاعاتی برای ارائه خدمات به جامعه ناشنوایان

اصطلاحات

پنج عامل اصلی برای ناشنوایی مشخص شده است. یک، وراست. دو. بیماری، سه. تصادف و حوادث، چهار. آلودگی صدا، پنج. کهولت.

فرهنگ و بستر ناشنوایی را این گونه تعریف کرده است: ((ناشنوایی عبارت است از فقدان و یا محرومیت از شنیدن، چه به صورت کامل و یا جزئی)).

((جامعه)) به گروهی از افراد اطلاق می شود که ارتباط آنها از طریق خط مشی، تاریخ، اقتصاد و علایق سیاسی مشترک باشد.

جامعه معلولان ناشنوا با توجه به نیازهای ویژه کتابخانه ای و ارتباطی که دارند به گروههای زیر تقسیم بندی می شوند.

الف: گروهی که قادر به صحبت کردن هستند.

ب: افراد مسن نا شنوا

ج: افرادی که در اثر کهولت ناشنوا شده اند.

د: گروهی که به سختی صحبت می کنند.

ه: کسانی تا حدودی قادر به شنیدن هستند ( سنگینی در گوش در اثر ضایعات وارده به گوش )

و: اعضای خانواده آنها با شنوایی معمولی

در هر یک از این گروها ممکن است افراد نابینا و یا با معلولیت های دیگر نیز وجود داشته با شند.

مشخصات نیازهای کتابخانه ای و اطلاعاتی جامعهء ناشنوابان

                                                                   (وسترلاند،1990،ص106)

این صراحت، زمانی که درمانگر نیز ناشنوا باشد، چه بسا سبب شود مراجع ناشنوا تصور کند که در رابطه درمانی نیز، مرزها، همان گونه روشن و صریح اند. بر عکس، ممکن است این معنا را نیز در بر داشته باشد که بسیاری از مراجعان بالقوه و نیازمند یاری، از جستجوی درمانگر منع شوند؛ زیرا در وضعیت اضطراب زای ناشی از موقعیت های دشوار، آن ها به مضمون و ماهیت شایعه و افکار بی اساس حساس تر می شوند و برای کاستن از بار اضطراب خود، از آن اجتناب می ورزند (آنتونی، 1992). مراجع ناشنوایی در این مورد می گفت:

(( ناشنوایان غالبأ به حدی با یکدیگر آشنایی نزدیک دارند که در صورت مراجعه به یک اتاق خاص، یا حتی مرکز خاص، دیگر ناشنوایان گمان می کنند آنان مشکلی دارند. بنابراین، بسیاری از ناشنوایان، از رفتن به نزد مشاور می هراسند. مگر اینکه واقعأ وعمدأ نام آنها محفوظ باقی بماند، اما در مورد خودم، من هرگز در چنین وضعیتی به نزد مشاور نرفته ام… زیرا نمی خواستم این واقعیت که در مورد مشکلات یا احساساتم، یا هر چیز دیگری صحبت می کنم، در میان افراد پخش شود)).

                                                      ( بر گرفته از کتز، 1993 ، ص 32 )

 تمام درمانگرانی که با ناشنوایان کار می کنند، از پیچیدگی های این موضوع آگاهند؛ زیرا ریشه ای فرهنگی دارد. هم چنین، در مرحله آماده سازی باید زمانی را صرف صحبت در این مورد کنیم که مراجع در صورت بر خورد با درمانگرش در خارج از محیط مشاوره، دوست دارد عکس العمل ها چگونه باشد. من در تجربهء خود با مراجعانی چون جیم متوجه اهمیت یک آماده سازی دقیق شدم. او مرد ناشنوایی بود که برای مشاوره روان پویای کوتاهی آمده بودو مشکلاتی زیادی داشت که مربوط به مسائل مربوط به هویت او به عنوان فردی ناشنوا بود. او در یک مدرسه تلفیقی تحصیل کرده بود و بهBSL ،- روش ارتباطی مورد نظرش- خیلی مسلط بود. به طور اتفاقی یک بار در جمعی، یکدیگر را دیدیم. او خیلی محبت آمیز به من سلام کرد می خواست از من تصویر یک دوست صمیمی را ارائه کند. اما من، گرچه با ادب و خوش مشرب بودم، حس کردم نمی توانم به همان شیوه به او پاسخ دهم. جلسه بعد او گفت، تا آن جا که متوجه شده است، من خود را بالاتر از او در نظر گرفته و سعی کرده ام او را در سطحی پایین تر نگهدارم واو دیگر مایل نیست به این رابطه ادامه دهد و آن را خاتمه داد. شاید علت این بوده که مرحله آماده سازی جیم کامل نبوده است.

 مورد دیگر زن ناشنوایی بود که پس از چند ماه به روابطمان خاتمه داد؛ زیرا حس می کرد زمانی که در اجتماعات گوناگون با یکدیگر رو به رو می شویم، قادر نیست با آن چه که ((نادیده گرفتن او)) از طرف من تلقی می کرد، کنار آید. این در حالی بود که در مرحله آماده سازی، ما در مورد این که میل دارد در جامعه چگونه با یکدیگر بر خورد کنیم، بحث کرده بودیم و و او گفته بود که تنها یک ((سلام)) کوتاه کافی است، طوری که وانمود کنیم همدیگر را نمی شناسیم و رابطه دوستانه ای نداریم، اما زمانی که این گفته به عمل در آمد، سبب از بین رفتن روابط ما شد. این موارد حاکی از ابعاد فرهنگی خاص این گروه است. در واقع جمع های ناشنوایان در اصطلاحات مربوط به حدود، تفاوت هایی با شنوایان دارند و جوانب آن چه که می توان حرفه گرایی تلقی کرد، در فرهنگ های شنوایان و ناشنوایان دیدگاه های متفاوتی را در بر می گیرد. مسئله حرفه گرایی یکیاز مسائلی است که برخی از ناشنوایان با آن مشکل دارند. اگر مراجع ناشنوایی درمانگر خود را با گروهی از مردم ببیند که مست کرده یا رفتاری غیر معمول دارد، برای او بسیار مشکل خواهد بود که این تصویر را در طی درمان از ذهن خود پاک کند. از این رو، ناشنوایان در بعضی موضوعات خاص نیازمند آماده سازی هستند، اما بعضی از مشکلات اجتناب نا پذیرند. به عنوان مثال، بیمار ناشنوایی داشتم که حدود یک سال با یکدیگر کار می کردیم. وی به دلیل مشکلاتی که با برخی موقعیت های تنش زا داشت و روش های منفی که در مقابله با آن ها به کار می برد، برای درمان به من ارجاع داده شده بود. معمولأ زمانی که او به نزدم می آمد، برای استقبال از او از اتاق خارج می شدم که با یکدیگر وارد اتاق شویم. در هنگام خداحافظی هم، او را مشایعت می کردم. در یکی از جلسات، زمانی که من بنا به عادت، همراه با وی اتاق را ترک کردم، او را در راهرو به طرف من چرخید و گفت، در نوجوانی مورد تجاوز قرار گرفته است. بیان این مطلب در خارج از جلسه درمانی، برای هر دوی ما پیچیدگی هایی به همراه آورد. من احساس کردم، از آن جا که جلسهء ما به پایان رسیده است، نمی توانم به او پاسخ دهم.او آهسته با هوا سخن گفته بود، اما هنگامی که هفته بعد به آن موضوع اشاره کردم، او فراموش کرده بود که آن را به من گفته است.

 

دانلود بررسی معلولیت های جسمی،ناشنوایی