فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

دانلود بررسی مقایسه کودکان تیزهوش با کودکان عادی از نظر شخصیت

بررسی مقایسه کودکان تیزهوش با کودکان عادی از نظر شخصیت

مقاله بررسی مقایسه کودکان تیزهوش با کودکان عادی از نظر شخصیت در 49 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی مقایسه کودکان تیزهوش با کودکان عادی از نظر شخصیت

تحقیق بررسی مقایسه کودکان تیزهوش با کودکان عادی از نظر شخصیت
پروژه بررسی مقایسه کودکان تیزهوش با کودکان عادی از نظر شخصیت
مقاله بررسی مقایسه کودکان تیزهوش با کودکان عادی از نظر شخصیت
دانلود تحقیق بررسی مقایسه کودکان تیزهوش با کودکان عادی از نظر شخصیت
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلو
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 35 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 49

بررسی مقایسه کودکان تیزهوش با کودکان عادی از نظر شخصیت

 

فصل اول – طرح تحقیق

 

 

کلیات موضوع تحقیق

1-1: مقدمه

2-1: بیان مساله

3-1: هدف تحقیق

4-1: فرضیه‌های تحقیق

5-1: روش تحقیق

6-1: جامعه آماری

7-1: نمونه آماری و نحوه گزینش

8-1: ابزار جمع‌آوری اطلاعات

9-1: روش آماری

10-1: اهمیت و ضرورت تحقیق

11-1: محدودیتها

12-1: تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق

 

1-1: مقدمه

شتاب دنیای فرا صنعتی امروز هر لحظه افزایش می‌یابد، انسان هر روز راه و روش‌های (تکنولوژی) پیشرفته‌ای برای انجام اغلب کارهای خود می‌یابد و آنها را با صرف انرژی و سرمایه کمتری به انجام می‌رساند و به این ترتیب سطح رفاه مادی زندگی خویش را بهبود میبخشد – با استفاده از روش‌های علمی کاری که قبلا انجام آن مستلزم صدها ساعت کارشان ده‌ها مغز انسان بود، اکنون توسط یکی دو نفر در زمانی بسیار کوتاه به انجام می‌رسد. امروزه با استفاده از تکنولوژی جدید یک انسانی از یک هکتار زمین مقدار محصولی را به دست می آورد، که در گذشته ده‌ها انسان از ده‌ها هکتار به دست می آورند. همین است. اوضاع در عرصه صنعت و بسیاری دیگر از عرصه صنعت و بسیاری دیگر از عرصه‌های زندگی بشر در دنیا پیچیده امروز که شاهد رقابت‌های بسیار فشرده جوامع مختلف در دستیابی به تکنولوژی برتر به مثابه منبع اصلی قدرت هستیم، و اگر، از گرانبهاترین سرمایه‌های هر جامعه و ملتی هستند، اینک جامعه‌ها پیش از هر زمان دیگر نیازمند افراد هوشمند، خلاق و نوآور هستند. هر قدر جهانی که در آن زندگی می‌کنیم پیچیده‌تر می‌شود، نیازمند به شناسایی و پرورش ذهن‌های خلاق و آفریننده بیشتر و تحقیقات مربوط به تیزهوشی و خلاقیت از مهمترین مسائل در قلمرو روان شناسی آموزشگاهی بوده است.

با توجه به اینکه دنیا روز به روز پیچیده تر می‌شود و تکنولوژی با سرعت سرسام‌آوری به پیش می‌رود. سخن از جنگ ماهوارهاست، انسانهای رباتیک پای به عرصه حیات بشری می‌گذارند و لجام گسیختگی‌های فرهنگی هم به شیوه‌های بی‌سابقه فراگیر شده و خواهد شده، اگر محصلان هر جامعه به خصوص تیزهوشان آن جامعه دچار عقب ماندگی فرهنگی خواهد شد، پس باید بچه‌ها را به نوعی تربیت کنیم که از حداکثر ظرفیت هوش خویش بهره‌مند شوند تا در آینده قادر باشند خود و جامعه صنعتی شان را اداره کنند.  دنیای امروز به این نتیجه رسیده است که اگر چه تیزهوشان  از اهمیت بسیار برخوردارند و درست است که انسان‌ها برای ادامه حیات مطلوب خود نیازمند بهره‌گیری از حداکثر ظرفیت هوش خویش هستند، اما در آینده کشورهای قدرتمند و جوامع

پیشرو، جوامعی هستند که به منابع قدرت بیشتری دسترسی داشته باشند و منبع اصلی قدرت یعنی تکنولوژی جدید و برتر به بیان دیگر در دهه اول سال 2000 کشوری که بتواند به تکنولوژی برتر مسلح شود، غنی‌تر و قوی‌تر خواهد بود. بنابراین، شایسته است که از میان افراد تیز هوش جامعه، نوجوانان و جوانانی را انتخاب و تربیت کنیم . که دارای قابلیت‌های آموزشی، آفرینش علمی و هنری هستند. همچنین ، زمینه تفکر و اگر برای آنان فراهم کنیم تا با اختراعات و نوآوری هایشان جامعه آموزش‌های ویژه  برای دانش‌آموزانی است که دارای توانایی‌هایی و استعدادهای برتری هستند.

اولین تحقیق منظم و جدی در زمینه کودکان تیزهوش توسط ترمن انجام گرفت که وی بر ین باور نادرست که کودک تیزهوش دارای شخصیت بیمار و رنجور است و از لحاظ جسمانی دچار ضعف می‌باشد، خط بطلان کشید. ترمن با بررسی طولی بر روی افراد تیزهوش نشان داده که کودکان تیزهوش دارای ویژگی‌های جسمانی بالایی می‌باشند و از لحاظ جسمانی دچار ضعف می‌باشد، خط بطلان کشید. تر من با بری طولی بر روی افراد تیزهوش نشان داد که کودکان تیزهوش دارای ویژگیهای جسمانی بالایی می‌باشند و از لحاظ مشکلات روانی در وضعیت مطلوبی قرار دارند.

در حال حاضر مطرح می شود که کودکان تیزهوش دارای رشد اجتماعی بالاتری می‌باشند و در محور برون گرایی از مقادیر بالاتری برخوردارند.

از این رو، در تحقیق فوق به مقایسه نیمرخ شخصیتی کودکان تیزهوش و عادی می پردازیم و میزان درونگرایی – برونگرایی و همچنین محور با ثبات- بی‌ثبات هیجانی را در افراد تیزهوش و عادی مورد مقایسه قرار می دهیم.

2-1 بیان مسئله

ابهامات گوناگونی در زمینه عوامل تشکیل دهنده، هوش وجود دارد. این وضعیت به جنبه‌های شخصیتی نیز اشاره می نماید که ما هنوز نیز در شناسایی عوامل شخصیتی موثر بر هوش بهر با محدودیت روبرو می‌باشیم ضعف در خلا نظر فوق می‌تواند احساس مساله تحقیق را بارز کند که این خلا نظری در عوامل شخصیتی موثر بر هوش / هوشبهر/ جای دارد ولی با بررسی دقیق‌تر مساله تحقیق باید آن را محدود کرده و آنگاه فقط به عوامل شخصیتی موثر به هوشبهر جای دارد ولی با بررسی موثر بر هوش تاکید کنیم. از این رو مسئله تحقیق اینگونه عنوان می‌شود که آیا بین عوام شخصیتی و هوش بهر ارتباط معنی داری وجود دارد یا خیر ؟ بنا بر این سوالات پژوهش زیر به شرح زیر عنوان می‌شوند:

-         آیا نیمرخ روانی با هوش بهر در ارتباط می‌باشد یا خیر؟

-         آیا افراد تیزهوش در مقایسه با افراد با هوش معمولی از نیمرخ روانی متفاوتی برخوردارند؟

-         آیا افراد تیز هوش در مقایسه با دیگران از میزان برونگرایی- روانگرایی متفاوتی برخوردارند؟

-         آیا افراد تیزهوش در مقایسه با دیگران از میزان ثبات- بی‌ثبات هیجانی متفاوتی برخوردارند؟

3-1: هدف تحقیق

هدف این تحقیق در حیطه تحقیقات بنیادی یا ناب جای می‌گیرد.

زیرا که به شناسایی روابط بین متغیرها معطوف است و تلاش دارد تا به چرایی پدیده‌های پاسخ دهد. از آنجایی که در این تحقیق فرضیه به صورت قیاسی عنوان شده‌اند و هدف این تحقیق کسب نظریه در زمینه روابط بین هوش و ویژگی‌های شخصیتی می باشد، می‌توان  هدف تحقیق را در حیطه تحقیقات بنیادی قرار داد. بنابراین، هدف این تحقیق به توصیف رابطه جزیی بین نیمرخ روانی افراد تیزهوش می‌پردازد و از این طریق به شناسایی عوامل شخصیتی موثر بر تیزهوشی پی برد. تا بتوانیم ارتباط  بین تیزهوشی و برونگرایی- درونگرایی و همچنین با ثبات هیجانی- بی‌ثبات هیجانی را توصیف، تبیین، کنترل و پیش بینی نماییم.

4-1: فرضیه‌های تحقیق

فرضیه‌های این تحقیق که به صورت فرض خلاق یا مقابل بدون جهت تدوین شده‌اند به شرح زیر می باشند:

-         میزان درونگرایی- برونگرایی افراد هوش دی عادی متفاوت است.

-         میزان بی‌ثبات هیجانی- با ثبات هیجانی افراد تیزهوش با افراد عادی متفاوت  است.

5-1: روش تحقیق

درونگرایی – برونگرایی:

بر طبق نظریه آیزنگ و نظریه یونگ برونگرایی را می توان کنشی از شخصیت محسوب نمود که با فعالیت‌های اجتماعی در ارتباط است در حالی که درونگرایی یا حالتهای همچون تفکر نسبت به خویشتن و گوشه عزلت طلبید همراه است.

با ثبات هیجانی – بی‌ثبات هیجانی:

افرادی که دارای ثبات هیجانی هستند از گرایش‌های روان نژندی و اختلالات هیجانی کمتری برخوردارند و می توانند کنترل بیشتری را نسبت به خویشتن اعمال دارند در حالی که افراد بی ثبات هیجانی نقطه مقابل این وضعیت را دارند.

موفقیت در آزمون استعدادهای درخشان:

عبارتست از قبولی در آزمونی که سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان ایران با همکاری وزارت آموزش و پرورش در دو مرحله برگزار می کند. شرط موفقیت نهایی ورود به این مراکز، قبولی در هر دو مرحله است.

تیزهوش موفق (پیش آموز):

تیزهوش موفق کودکی است که در مدرسه کار کرد خوبی دارد و انتظارات معلم را بر آورده می‌کند. این کودک همه کارهایش را به خوبی انجام داده، نمرات خوبی کسب می‌کند و لایق مفهوم کلی دانش آموز خوب کودک یا بهره هوشی او مطابقت دارد.

 

تیزهوش ناموفق (کم آموز):

تیز هوش ناموفق به کودکی گفته می  شود که کار کرد مدرسه‌ای او با برآورد معلم از توانایی یادگیریش تطبیق نمی‌کند یا به جای نظر معلم ممکن است نمره IQ املاک متفاوت قرار گیرد. به این ترتیب، از کودکی با IQ نسبتاً بالا انتظار می ورد که در خواندن یا انجام دادن سایر درون نیز عملکردی متناسب با آن IQ داشته باشد. این توقع ناشی از رابطه آماری بین IQ بالا و کار کرد در مواد درس از قبیل رو خوانی توانایی تخمین بالا، عملکرد خوبی در مدرسه ندارد در چنین مواردی باید علت مغایرت را جستجو کرد، تا مشخص شود که مثلا آیا احتمال علل جسمانی، اجتماعی، یا عاطفی مانع فراگیری کودک می شود. بنابراین، والدین باید بین عدم موفقیت واقعی که می‌تواند معلول مسائل جدید که نیازمند به توجه باشد، و استفاده غلط این واژه در مورد کودکانی که صرفا مانند (همه مردم) عملکرد عادی دارند تمایز قایل شوند.

تیزهوشان سر آمد:

تیز هوشان سرآمد یک تصور ذهنی است. اگر کودکی در سطح بالاتر از آنچه که ما طور معمول Over Achiver-1   انتظار داریم، عمل نماید تخمین‌های ما اشتباه بوده نه عملکرد کودک، کودکانی هستند که با حداکثر ظرفیت خودکار می کنند و کارشان این تلاش آنها را منعکس می سازد، آنها ممکن است به مثبتی بر انگیخته به وسیله جاه طلبی والدین به تلاش غیرعادی سوق داده شوند. اما، دلیل هر چه باشد، عملکرد نمی تواند از ظرفیت تجاوز کند.

نابغه:

در محافل آموزشی اصطلاح نابغه به ندرت مورد استفاده قرار می‌گیرد. این اصطلاح مخصوص انسان‌های نادری است. که دانش و توانایی هایشان بی‌انتهاست و به نحو باور نکردنی بر جسته و درخشان به نظر می رسند، ما می توانیم این اصطلاح را برای هنرمندان، موسیقیدانان ، نویسندگان و شاعران نظیر میکل آنژ، بهتون و شکسپیر به کار ببریم و گاهی به دانشمندان

 1- Geinivs

 سهم ارزنده ای در دانش بشری داشته‌اند نسبت دهیم، نظیر انیمیشن اینها افراد برجسته‌ای هستند که دستاوردهای آنها منحصر به فرد است. آنها تیزهوشان موفق هستند. کارشان تعلیم و تربیت زمانی اصطلاح نابغه را به هر کودکی که دارای بهره‌هوشی یا نمره‌ای بالاتر از 140 در آزمون ویژه‌ای به نام آزمون هوش استنفررد بینه بود نسبت  می‌دادند، کاربرد این واژه صرفا به این دلیل بود که لویس تورمن این اصطلاح را در مورد 1000 کودک تیزهوش مورد مطالعه‌اش در کتاب مشهورش تحت عنوان مطالعات ژنتیکی نابغه به کار برد، که این کتاب برای اولین بار در سال 1926 منتشر شد. ناگفته نماند که تعریف نابغه معنای واقعی خود را در سومین چاپ فرهنگی بین‌المللی جدید و بشر یافته است: (شخصی با برتری ذهنی، نیروی ابداع و ابتکار، توانایی برتر از حد معمول . . . . شخصی با بهره هوشی بالا معمولا در حدود 140 یا بالاتر، مترادف . . . . . . موهبت).

قبلا از اینکه تعاریف به کودکانی که دارای نمرات در سطح بالایی بوده‌اند بچه‌ها (ترمن) گفته می شد. این علت تحقیقات وی در زمینه انطباق آزمون‌ های بینه سیمون از زبان فرانسوی با کار خود بود.

در زیر نمونه‌هایی از تکالیف شناختی ابتدای مطرح شده‌اند:

1- تکالیف صورت بندی ادراکی این آزمون مستلزم آن است که آزمودنی محرک‌های مبهم را تفسیر یا بازشناسی کند و به عنوان مثال کلمه‌هایی که بعضی از آنها حذف شده ‌است با درجه‌های مختلف ابهام ارائه می‌شود و آزمودنی باید آنها را بازشناسی کند در این آزمون تعداد پاسخ‌های درست و زمان واکنش هر دو اندازه‌گیری می شود.

2- ابهام ها در این تکلیف عبارت‌هایی به آزمودنی‌ ارائه می‌شود و او باید درست  یا غلط بودن آنها را تشخیص دهد. مثال درست (سگ پا دارد) غلط کتاب بال دارد)، مبهم (شصت یک ع دد است).

اگر آزمودنی از کلمه (شصت) عدد شصت را در حافظه خود بازیابی کند  آن را درست و اگر انگشت را بازیابی کند آن را غلط تشخیص می‌دهد. این تکلیف توانایی فرد را در سرعت بازیابی معانی مختلف اندازه‌ می گیرد اگر سرعت بازیابی کند باشد آزمونی معنای متداول کلمه را به یاد می ‌آورد و جمله مبهم را درست تشخیص می‌دهد. اگر سرعت بازیابی معانی لغات زیاد باشد، معنای کمتر متداول را غلط تشخیص می دهد این تکلیف ارزشیابی و تصمیم را اندازه‌گیری می‌کند.

به طور کلی، ملاحظه می‌شود که روان شناختی الگوهای تفکر و حل مسأله را کار کرد مغز می‌داند که با داشتن ذخایر عظیمی از اطلاعات در حافظه، محرک ماه دریافتی را پرورش کرده و آنها را سازمان می دهد و انواع برنامه‌ها و راهبر دمای پیچیده در خزانه حافظه اندوخته شده‌اند که هر یک از آنها با محرک درون داد خاصی فرا خوانده می‌شود. بنابراین، روان شناسان شناختی هوش را بر حسب متغیرهایی مانند گنجایش‌اند ورزش، سرعت انجام عملیات اساسی، سرعت دستیابی به محتوی خزانه حافظه و تعداد و تنوع برنامه‌های ذخیره شده در حافظه تجزیه و تحلیل می‌کنند.

 

 

فهرست مطالب

 

عنوان                                                                                         صفحه

فصل اول (طرح تحقیق)

کلیات موضوع تحقیق.........................................................................................................................

مقدمه......................................................................................................................................................

بیان مساله ............................................................................................................................................

هدف تحقیق ........................................................................................................................................

فرضیه‌های تحقیق ..............................................................................................................................

روش تحقیق ........................................................................................................................................

جامعه آماری ........................................................................................................................................

نمونه‌ آماری نحوه گزینش ................................................................................................................

ابزار جمع‌آوری اطلاعات ...................................................................................................................

روش آماری ..........................................................................................................................................

اهمیت و ضرورت تحقیق .................................................................................................................

محدودیتها .............................................................................................................................................

تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق .................................................................................................

فصل دوم (ادبیات و پیشینه تحقیق)

درونگرایی و برونگرایی .......................................................................................................................

تیز هوش موفق (پیش آموز) ...........................................................................................................

تیز هوش و با استعداد........................................................................................................................

فصل سوم (روش تحقیق)

روش تحقیق ........................................................................................................................................

جامع آماری ..........................................................................................................................................

نمونه آماری و نحوه گزینش داده‌ها ...............................................................................................

روش آماری ..........................................................................................................................................

فصل چهارم (یافته‌ها و تجزیه و تحلیل داده‌ها)

جدول توزیع فراوانی ..........................................................................................................................

تفسیر .....................................................................................................................................................

فصل پنجم (خلاصه تحقیق و پیشنهادات

خلاصه و نتیجه‌گیری ........................................................................................................................

محدودیتها..............................................................................................................................................

پیشنهادات تحقیق...............................................................................................................................

 

دانلود بررسی مقایسه کودکان تیزهوش با کودکان عادی از نظر شخصیت

دانلود بررسی ناکامی در به دست آوردن امنیت

بررسی ناکامی در به دست آوردن امنیت

مقاله بررسی ناکامی در به دست آوردن امنیت در 14 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی ناکامی در به دست آوردن امنیت

تحقیق بررسی ناکامی در به دست آوردن امنیت
پروژه بررسی ناکامی در به دست آوردن امنیت
مقاله بررسی ناکامی در به دست آوردن امنیت
دانلود تحقیق بررسی ناکامی در به دست آوردن امنیت
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 30 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 14

بررسی ناکامی در به دست آوردن امنیت


سندرم انطباق عمومی

تحقیقات ( هانس سلیه) چگونگی تأثیر استرس ( فشار روانی ) را برعمکرد غدد درون ریز و تأثیر مواد مترشحة غدد دورن ریز بر عملکردهای بدنی و رفتار آشکار ساخته است.

سلیه (1945م. ) نشان داد که تحت استرس یک نشانگان انطباق عمومی

(General Adaptation Syndrome ) پدید می‌آید.

هورمونهای قشر غدد فوق کلیه ( Adreal Gland  ) مسئول این واکنش فیزیولوژیک هستند. سلیه، حیوانات متعدد را در آزمایشگاه در شرایط فشار روانی قرار داد. او دریافت که وقتی آسیبهای محیطی یا بدنی این حیوانات را تهدید می‌کند، عملکرد غدد مترشحة درونی افزایش می‌یابد. بدین معنی که رنگ غدة فوق کلیه از زرد به قهوه‌ای تغییر می‌کند، حجیم می‌شود، شروع به رهاسازی مواد ذخیره‌ای خود یعنی ( استروئیدها‌ ) می‌نماید، وقتی که وضعیت استرس‌زا از میان می‌رود، ظاهراً غدة آدرنال به حالت عادی بازگشته و عملکردهای عادی خود را آغاز می‌کند. اما این حالت موقتی است، زیرا چند هفته پس از آنکه حیوان بار دیگر در معرض استرس شدید و طولانی مدت قرار می‌گیرد، غدة آدرنال مجدداً بزرگ شده، ذخیره استروئید خود را از دست می‌دهد و سرانجام حیوان به دلیل این تخلیه می‌میرد ( آزاد، 1379، به نقل از سادوک، حسن رفیعی و همکاران 1382 و میلانی فر 1382 و ساراسون و ساراسون، به نقل از بهمن نجاریان و همکاران، 1382؛ کارلسون، به نقل از مهرداد پژهان، 1380؛ سادوک و سادوک، 2003؛ سلیه و تاک وبر، 1977 ).

سلیه استرس را واکنش غیر اختصاصی بدن به هر گونه خواسته و نیازی می‌دانست که به وسیلة شرایط لذت بخش یا ناخوشایند ایجاد شده است.

سلیه معتقد بود که طبق تعریف مذکور، ضرورتی ندارد که استرس همیشه ناخوشایند باشد، او استرس ناخوشایند را استرس ( رنج و عذاب Distress ) نامید. پذیرش هر دو نوع استرس مستلزم تطابق است. ( سادوک و سادوک، به نقل از حسن رفیعی و همکاران، 1382؛ سادوک و سادوک، 2003).

استرس بنا به تعریف فوق، شامل هر چیز می‌شود ( اعم از واقعی، نمادین یا تصوری) که بقای فرد را با خطر و تهدید مواجه می‌کند. واکنش بدن به استرس به معنای یاد شده ـ شامل به راه انداختن مجموعه‌ای از پاسخ‌ها است که تلاش می‌کنند تا اثر عامل استرس‌زا را کاهش داده و تعادل بدن را به حالت اولیه باز گردانند.

دربارة پاسخ فیزیولوژیک به استرس حاد اطلاعات زیادی به دست آمده است. ولی آنچه که دربارة پاسخ به استرس مزمن می‌دانیم بسیار کم است.

 بسیاری از عوامل استرس‌زا در طول یک مدت زمان طولانی رخ می‌دهند و یا عواقب دیر پا و دراز مدتی دارند ( سادوک و سادوک، به نقل از حسن رفیعی و همکاران،1382؛ و سادوک و سادوک، 2003 ).

تأثیر عوامل استرس‌زا بستگی به ظرفیت جسمی هر فرد، برداشت‌ها و واکنش پذیری وی دارد ( کارلسون، به نقل ازمهرداد پژهان، 1380 ).


واکنش‌های فیزیولوژیک به استرس

واکنش‌های فیزیولوژیک به استرس طبق نظر سلیه دارای سه مرحله هستند:

1-    مرحلة اعلام خطر ( Alarm reaction  ) و هشیاری بدن که خود شامل دو مرحله است:

الف) مرحله شوک ( Shock  ): که شامل مجموعه علایمی است که از تغییرات تعادل بدن به علت بی‌کفایتی گردش خون در اثر کولامپوس عروق محیطی ناشی می‌شود و همیشه با سه علامت اصلی نقصان ( Hypo  ) توأم است. نقصان در فشار خون شریانی ( Hypotension  )، نقصان درجه حرارت بدن ( Hypothermic ) و نقصان حس

) Hypoesthesis).

ب) مرحلة ضد شوک: که مرحلة فعال یا ترمیم هومئوستازی است.

(در مقابل مرحله قبل که مرحلة غیر فعال یا مرحلة اعتدال هومئوستازی بود )

2-    مرحلة مقاومت یا سازش و تسلط ( Stage of  Resistance ).

3-    مرحلة خستگی و از بین رفتن تعادل و فروپاشی ( Stage of exhaustion  ).

(میلانی فر، 1382؛ و سادو ک و سادوک، 2003 ).

اثر عوامل روانی به خصوص استرس بر سیستم ایمنی باعث شده است تا مبحث تازه‌ای به نام ایمنی شناسی عصبی ـ روانی ( Psychoneuroimmunology ) به وجود آید که نشاندهندة ارتباط بیولوژیک بین سیستم عصبی و سیستم ایمنی است ( گلاسر و همکاران، 1987؛ و فاین بام و همکاران، 1979؛ از منت ولستر، 2001؛ و هامل و همکاران، 2001 ).

حرکت به سوی امنیت

هر فرد در زندگی واکنش‌های گوناگونی در برابر محیط بیرونی و درونی خویش برای به دست‌آوردن امنیت ابراز می‌نماید. به عبارت دیگر، هر فرد برای رسیدن به سطح بهینة ادراکی احساس امنیت دایماً با محیط خویش ( درونی و بیرونی ) در تعامل و تبادل است. این تعامل و تبادل واکنش‌های دوسویگی محسوب می‌شوند.

چون اصولاً هم فرد و هم محیط با هم در تعامل متقابل هستند و نظریة دوسویگی (ارتباط فرد با محیط ) ( آتکینسون و همکاران، به نقل از محمد تقی براهنی و همکاران، 1379؛ کاپلان، به نقل از مهرداد فیروز بخت، 1382؛ و ماسن و همکاران، به نقل از مهشید یاسایی، 1380 ).  اگر فرد در این تعامل توانایی ایجاد تأثیر تصوری مقتضی روی محیط داشته باشد در نتیجه احساس برتری، کنترل و تسلط بر محیط را در خود درک می‌کند که این ادراک کنترل داشتن بر محیط موجب بالا رفتن عزت نفس و احساس خود کار آمدی و در نتیجه احساس امنیت می‌گردد. ( هامل و همکاران، 2001 ؛ ازمنت و لستر، 2001 ) انتظارات فرد از توانایی‌های خویش و احساس خود کارآمدی وی می‌باشد. ( ریو، به نقل از یحیی سیدمحمدی، 1381 ).

واکنش فرار می‌تواند اینگونه باشد که فرد، ادارک کارآیی و خود کارآمدی بیشتر را در محیط و زمان دیگری برای خود ادارک می‌کند. پس بافرار در حقیقت به خود فرصت ارزیابی مجدد و شرایط جدید و بسیج نیروهای خویش را می‌دهد و امیداور است که بتواند به نوعی احساس تسلط و در نتیجه امنیت خود را در مکان و زمان دیگری بازیابد. البته در این مورد به بررسی‌های بیشتری نیاز است.

رفتارهای فرد برای بدست آوردن احساس امنیت مجدد

از بحث فوق نتیجه می‌شود که عملاً فقط سازگاری و جنگ ( مقابله) موجب ادراک احساس برتری و تسلط تصوری بر محیط می‌گردد. در این راستا فرد امید به این دارد که با توجه به ادراک خود از خودکارآمدی و توانایی‌هایش بتواند حداقل تغییری  نسبی در شرایط و محیط ایجاد نماید که به ادارک تصوری تسلط در وی بیانجامد. در اینجا به بررسی برخی از راهکارهای موجود برای به دست آوردن مجدد احساس امنیت تصوری می‌پردازیم.

1) براندازی مانع ایجاد شده.

2)در آمیختن با مانع.

عملاً در محیط تلفیقی از دو حالت فوق روی می‌دهد.

در هر کدام از حالات فوق فرد می‌تواند به 2 صورت عمل کند.

1)تغییر مسیر ارضای نیاز.

2)حفظ میسر ارضای نیاز.

فرد در این وضعیت نیز تلفیقی از اقدامات و مکانیسم‌‌های فوق را به کار برد.

در « براندازی » فرد سعی می‌کند که مانع را از سر راه بردارد. اما در « آمیختن فرد با مانع» فرد ظاهراً سعی در براندازی مانع ندارد بلکه با آن در می‌آمیزد و آن را بخشی از خود می‌کند.

راه‌های براندازی  یا عملی هستند  یا ذهنی. در براندازی ذهنی که بیشتر در مواقع ناکامی انسانی روی می‌دهد فرد به حذف ذهنی منبع ناکامی و انکار تسلط آن می‌پردازد. در براندازی عملی‌فرد به صورت ملموس با منبع ناکامی در می‌آویزد و سعی در حذف آن می‌نماید. واکنش شایع در براندازی « پرخاشگری » است. در درآمیختن فرد می‌تواند منفعل یا فعال باشد. در فعال بودن نوعی تغییر در منابع ناکامی‌های انسانی یا غیرانسانی پیش می‌آید که باعث ارضای نیازها یا هموار شدن راه ارضای نیازهای فرد ( احساس امنیت ) می‌شود. ولی در انفعال چشم فرد به دست منابع ناکامی‌زا است که شاید به او مرحمتی کنند.

پیشنهادهای راهبردی برای فرد درگیر با ناکامی و فاقد احساس امنیت

1)درک درست منبع ناکامی یا عدم احساس امنیت.

2)شناخت درست از ناکامی یا احساس عدم امنیت.

3)ادارک درست توانایی‌ها و کارآمدی‌های فرد در شرایط موجود.

4)رفع فاعلی ناکامی‌ها و احساس عدم امنیتی که وجود بیرونی ندارند.

5)تصحیح شناخت فرد  نسبت به ناکامی‌ها و احساس عدم امنیت تصوری.

6)جرأت ورزی و توانایی مقابله با منابع ناکامی و احساس عدم امنیت. 

7)فرا شناخت فرد نسبت به مکانیسم عواملی که باعث ادارک ناکامی و احساس عدم امنیت در وی می‌گردند.

دانلود بررسی ناکامی در به دست آوردن امنیت

دانلود بررسی نظرات مختلف دربارة انسان شناسی

بررسی نظرات مختلف دربارة انسان شناسی

مقاله بررسی نظرات مختلف دربارة انسان شناسی در 49 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی نظرات مختلف دربارة انسان شناسی

تحقیق بررسی نظرات مختلف دربارة انسان شناسی 
پروژه بررسی نظرات مختلف دربارة انسان شناسی 
مقاله بررسی نظرات مختلف دربارة انسان شناسی 
دانلود تحقیق بررسی نظرات مختلف دربارة انسان شناسی
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 39 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 49

بررسی نظرات مختلف دربارة انسان شناسی



واژه شناسی

درباره واژه نفس آمده است.

نفس (بر وزن فلس) در اصل به معنی ذات است. طبرسی ذیل “و ما یخدعون الا انفسهم” بقره : 9 فرموده : نفس سه معنی دارد یکی بمعنی روح ، دیگری به معنی تاکید مثل “جائنی زید نفسه” سوم بمعنی ذات و اصل همان است.

نفس در قرآن مجید نیز به چند معنی به کار رفته است .

1)     روح مثل “الله یتوفی النفس الا نفس حین موتها” خدا ارواج را در حین موت از ابدان می‌گیرد و روحی را که بدنش نمرده در وقت خواب قبض می‌کند ، آنگاه روحی را که در خواب گرفته نگاه می‌دارد. اگر مرگ را بر صاحب آن نوشته باشند و دیگری را تا وقتی معین به بدن می‌فرستد.

2)     ذات و شخص . مثل “واتقو یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا” بقره : 48 بترسید از روزیکه کسی از کسی کفایت نمیکند.

3)     در آیاتی نظیر “و ما ابری نفسی ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی” یوسف : 53 . “و نفس و ما سواها . فالهمها فجورها و تقویها” شمس: 7و8 . میشود منظور تمایلات نفسانی و خواهشهای وجود انسان و غرائز او باشد که با اختیاری که داده شده میتواند آنها را در مسیر حق یا باطل قرار دهد.

4)     قلوب و باطن . در آیاتی نظیر “واذکر ربک فی نفسک تضرعا وخیفه” اعراف : 205. و تخفی فی نفسک مالله مبدیه احزاب : 37 .  مراد از نفس و نفوس در این آیات باید قلوب و باطن انسانها باشد.

5)     نفس به معنی بشر اولی در آیاتی مانند “یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء” سوره نساء : آیه 98 : انعام – 189 : اعراف


واژه الله

الله : ] ال لا[ (اخ) خدای سزای پرستش (مهذب الاسماء) (ترجمان علامه تهذیب عادل) . علم است برای ذات واجب الوجود. (متن الفه) نام خداوندی تبارک و تعالی ، اصل این کلمه الاه (= اله) بود. علم است که به معبود حق دلالت دارد. چنانچه جامع معانی همه اسماء الحسنی می‌باشد ، نامی ازنام‌های خدا . لفظ جلاله. 1

باید دانست که در این کلمه صفت بخصوص از صفات حق تعالی منظور نیست و آن فقط علم ذات باری تعالی است ، ولی التزاما بجمیع صفات خدا دلالت می‌کند و شاید از این جهت گفته‌اند : الله نام ذات واجب الوجودی که جامع تمام صفات کمال است و این لفظ مبارک مجموعا دو هزار و هفتصد و دو بار در قرآن مجید آمده است و پنج بار “اللهم ” و بقیه “الله” (المعجم المفرس) وجود حق تعالی و توحید قرآن تعریف نکرده است و نشان نداده است. 2


واژه عدّو

عدو : دشمن که در قلب به انسان عداوت دارد و در ظاهر مطابق آن رفتار می‌کند “ان الکافرین کانوا لکم عدوا مبینا” نساء : 101 .

ان الشیطان للانسان عدو مبین) یوسف : 5

به قول راغب دشمن 2 جور است یکی آنکه بشخص عداوت دارد و بقصد دشمنی است مثل : “فان کان من قوم عدو لکم” نساء : 92

دیگری آن که به قصد عداوت نیست بلکه وی حالتی دارد که شخص از آن متاذی می‌شود چنانکه از کار دشمن ، مثل “فانهم عدو لی الا رب العالمین”

بعضی موارد از عداوت دشمنی ظاهر و از بعضا عداوت و کینه قلبی است گرچه عداوت بمعنی تجاوز قلبی است در اقرب موارد گفته : عداوت به معنی خصومت و دوری است بقولی آن اخص از بغضاء است که هر عدو مبغض است و گاهی آنکه دشمن نیست مبغض است.3

در آیه “و لا تعاونوا علی الاثم والعدوان” مائده 20 : عدوان چنانچه از راغب نقل شده است و در المنار ذیل آیه فوق گفته عدم رعایت عدالت در رفتار و معامله با دیگران لذا بهتر است آن را ظلم معنی کرد یعنی در گناه ظلم همدیگر را یاری نکنید.


خودشناسی و اصطلاحات آن

اصطلاحاتی که برای شناخت خود باید مورد توجه قرار گیرد عبارتند از:

1-حیات : عالی ترین محصولی که کارگاه طبیعت تولید می‌کند ، این پدیده با قطع نظر از ماهیت شگفت انگیزی که دارد ، دارای مختصات عمومی و روشنی است که آن را از سایر اجزاء عالم طبیعت مشخص می‌نماید. مانند احساس ، لذت و الم ، آماده نمودن محیط برای زیست تولید نسل ، مقاومت در مقابل عوامل مزاحم و .. همه جانداران در این پدیده مشترک می‌باشند.

2-جان : مانند خمیر مایه حیات برای جانداران است ، یا حیات در چهره احساس ملایم و ناملایم جان نامیده می‌شود.

3-خود : عامل مدیریت حیات است که تنظیم روابط حیات را با محیط طبیعی و با سایر موجودات پیرامون خود بعهده می‌گیرد.

4-من : از آنهنگام که خود مورد آگاهی قرار می‌گیرد و می‌تواند از “جز خود” تفکیک شود. من و خود باعتبار ابعاد و کیفیات مختلف ، با توصیفات گوناگونی متنوع میگردد ، مانند من اجتماعی ، من برتر ، من طبیعی ، من ایده آل، من مجازی و من حقیقی …

5-روان : اصطلاحی است برای آن حقیقت واحد درونی که دارای فعالیت‌ها و خواص و نمودهای مخصوص می‌باشد که در علوم گوناگون روانی مورد بحث و تحقیق قرار می‌گیرند.

بنظر می‌رسد که تفاوت چهره من و روان در وضع پویایی روان است که عبارت است از تحرک دائمی و دگرگونی مستمر که در من حکمفرما است. اگر اولین استعمال کنندگان این اصطلاح باین معنای پویایی من توجه داشته و آن را روان اصطلاح کرده‌اند ، توجهی فوق العاده با ارزش داشته‌اند. جلال الدین مولوی در توضیح اندیشه و امعان که بمعنای دقت در تفکر است ، چنین می‌گوید:

چیست امعان ؟ چشمه را کردن روان    چون ز تن وارست گویندش روان

6-روح : جنبه عالی روان که وابستگی آن را به جهان مافوق طبیعت محسوس نشان می‌دهد ، روح نامیده می‌شود. البته دو اصطلاح روح و روان گاهی بطور مترادف بجای یکدیگر هم بکار برده می‌شوند.

7-ذات : اصطلاحی است دارای معنای عمومی که در مقابل جهان عینی بکار می‌رود و اغلب مترادف با ماهیت است.


لوازم ایمان ، عمل صالح است.

والذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک اصحاب الجنه هم فیها خالدون

کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند ، اهل بهشت هستند و برای همیشه در آنجا به سر خواهند برد.

انسان مومن باید دست به هر کار و فعلی که می‌زند از انگیزه الهی برخوردار باشد ، یعنی عمل خود را به قصد قرب به خدا انجام دهد.

“گفتار نیک و پندار نیک” : نه تنها اعمال و افعال انسان مومن باید حساب شده و دقیق باشد ، بلکه گفتار و پندار او نیز باید درست و صحیح باشد. انسان مومن نباید سخن لغو و بیهوده بر زبان جاری سازد ، هم چنان که نباید شهادت ناحق و دروغ بدهد. قرآن کریم به هنگام برشمردن صفات “عبادالرحمان” در مورد آنها چنین می‌گوید :

والذین لا یشهدون الزور اذا مروا باللغو مروا کراما

(عبادالرحمن) کسانی هستند که شهادت ناحق و دروغ ندهند چون بر امور ناپسندی بگذرند با بزرگواری گذر کنند. (فرقان 72)

انسان نمونه قرآن فردی است که از میان آراء و نظرات مختلف نیکوترین آنها را انتخاب می‌کند. به بیان دیگر او حتی به اقوال مخالفان خود نیز با بزرگواری گوش فرا داده و سخنی را که حق است می‌پذیرد.

فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه

بشارت ده بی‌کسانی که وقتی کلامی را می‌شنوند بهترین و نیکوترین آن را انتخاب می‌کنند. (زمر 19)

“راستی” و صداقت نیز از برجسته ترین صفات و کمالات انسان مومن است. چنین انسانی هیچ گاه سخن دروغ و سخن زشت را بر زبان خود جاری نمی‌سازد، حتی اگر با جاهلان و فرومایگان نیز برخوردی داشته باشد با زبان خوش پاسخ آنها را می‌دهد.

و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما

(عباد الرحمان) کسانی هستند که هرگاه مردم جاهل آنان را خطاب کنند با سخن ملایم پاسخ دهند (فرقان 6)

“مردم گرایی” : انسان نمونه قرآن انسانی اجتماعی و مردم گراست. او حق ندارد که دور از جامعه در گوشه عزلت به سر برده و احساس هیچ گونه تعهد و مسئولیتی نکند. انسان مومن باید به دردها و گرفتاریهای افراد جامعه خود اندیشیده و راه درمانی برای آن پیدا کند ، چرا که از نظر قرآن کریم افراد مومن در حکم یک پیکر بوده و میان آنها رابطه برادری برقرار است.


عنوان : خداشناسی در کلام حضرت علی (ع)

در کتاب نهج البلاغه با استناد به کلام امیر مومنان علی (ع) واقعیات و حقایق با اهمیتی در رابطه با موضوعات خدا و انسان مورد بحث قرار گرفته که در 4 بخش کلی آن اشاره می‌گردد.


بخش اول :

بیان مختصات مقام شامخ خداوندی است که در حقیقت بازگو کننده اوصاف جمال و جلال آن ذات اقدس است. که بدون آنها ، خدایی مطرح نیست و راه شناخت این مختصات ، توجه همه جانبه به مفهوم کامل مطلق است که ضروری ترین صفت اوست ، مانند :

الحمدالله الذی علابحوله و دنا بطوله مانح کل غنیمه و فضل و کاشف کل عظیمه و ازل.15

سپاس مرخدای راست که به قدرت و سلطه ربوبیش بالاتر از همه جهان هستی است و با احساس و عنایت پروردگاریش به همه موجودات نزدیک است. اوست بخشنده هر سود و فضل ، و برطرف کننده هر حادثه بزرگ و تنگنای سخت.

الاول الذی لم یکن له قبل فیکون شی قبله و الاخر الذی لیس له بعد فیکون شی بعده.16

خدا آن ذات اول است که برای او هیچ قبلی نبوده است تا پیش از ذات اقدس او چیزی وجود داشته باشد ، و آن آخر است که برای او بعدی وجود ندارد تا چیزی بعد از او وجود داشته باشد (یعنی آن ذات واجب مافوق هر ابتدا و انتهاست که تصور شود.)

الحمدالله  المتجلی لخلقه بخلقه و الظاهر لقلوبهم بجحته .17

سپاس مر خدای را که به وسیله خلقتی که فرموده ، به مخلوقاتش تجلی نموده و با حجت درونی در دلهای آنان آشکار است.

همچنین است در جملات دیگر از نهج البلاغه که علم مطلق و قدرت مطلقه خداوندی را با بیانات روشن توصیف می‌کند و چنانکه می‌‌دانیم ، این توصیفات از قبیل تعریفات منطقی معمولی نیست که منظور از آنها ، توضیحی درباره ذات خداوندی باشد ، زیرا هم از نظر عقلی و هم با نظر به جملات نهج البلاغه که در موارد متعدد آمده است ، ذات اقدس الهی قابل شناخت نیست. بلکه رابطه انسانهای رشد یافته با خدا همان طور که امیرالمومنین علیه السلام فرموده است، تجلی اوست در دلهای شایسته با نیروی ایمان. از آن جمله :

و لا تقدر عظمته الله سبحانه علی قدر عقلک فتکون من الهالکین هو القادر الذی اذا ارتمت الاوهام لتدرک منقطع قدرته و حاول الفکر المبرا من خطرات الوساوس ان یقع علیه فی عمیقات غیوب ملکوته و تولهت القلوب الیه لتجری فی کیفیه صفاته و غمضت مداخل العقول فی حیث لا تبلغه الصفات لتنال علم ذاته ردعها و هی تجوب مهاوی سدف الغیوب متخلصه الیه سبحانه فرجعت اذ جبهت معترفه بانه لا ینال بجور الاعتساف کنه معرفته .18

عظمت خداوندی را به اندازه عقل خود اندازه گیری مکن ، زیرا از هلاک شوندگان خواهی گشت. خداوند آن توانای مطلق است که هرگاه اوهام انسانی بخواهد نهایت قدرت او را درک کند و فکر تجرید شده و خالص از جریانات وسوسه‌ها بخواهد در اعماق غیوب ملکوت الهی ذات او را دریابد و دلها با اشتیاق برای دریافت کیفیت صفات او به فعالیت بیفتند و عقول انسانی با دقیق ترین راهها با نفوذ بسیار ظریف و دقیق بخواهند برای شناخت ذات او به مقامی که اوصاف توانایی رسیدن به آن را ندارد ، وارد شوند ، آن عقول را بر می‌گرداند در حالی که در مهلکه‌های تاریکیهای غیوب سرگردانند. این عقول که برای شناخت ذات خداوندی حرکت کرده بودند ، در حالی که دست رد به پیشانی آنها زده شده است ، برمی‌گردند و اعتراف می‌کنند که با تعدی تکلف آمیز نمی‌توان به کنه معرفت او نایل گشت.


فهرست

 

عنوان                                                                            صفحه

چکیده .............................................................................................................................................

مقدمه ..............................................................................................................................................

واژه شناسی ...................................................................................................................................

خودشناسی و اصطلاحات آن ...................................................................................................

تفسیر از خود بیگانگی و انواع آن ............................................................................................

آشنا ساختن انسان با خویشتن ................................................................................................

اهمیت خودشناسی در قرآن کریم .........................................................................................

انسان و شناخت های کاذب و فریبنده ..................................................................................

انسان و خداشناسی .....................................................................................................................

ارزش و مقام انسان ......................................................................................................................

ویژگی‌های انسان کامل در قرآن ..............................................................................................

خداشناسی در کلام حضرت علی (ع).....................................................................................

نگاهی به سیمای انسان کامل و ویژگیهای او از دیدگاه نهج البلاغه .............................

انسان و دشمن شناسی ..............................................................................................................

دشمن داخلی ................................................................................................................................

ناکثین و شیوه حضرت علی (ع) در برخورد با آنان ............................................................

سیمای ناکثین ..............................................................................................................................

نتیجه گیری ...................................................................................................................................

پی نوشتها .......................................................................................................................................

فهرست منابع ................................................................................................................................

 

دانلود بررسی نظرات مختلف دربارة انسان شناسی

دانلود بررسی نقش روانشناسی در ادبیات

بررسی نقش روانشناسی در ادبیات

مقاله بررسی نقش روانشناسی در ادبیات در 19 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی نقش روانشناسی در ادبیات

تحقیق بررسی نقش روانشناسی در ادبیات 
پروژه بررسی نقش روانشناسی در ادبیات 
مقاله بررسی نقش روانشناسی در ادبیات 
دانلود تحقیق بررسی نقش روانشناسی در ادبیات
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 18 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 19

بررسی نقش روانشناسی در ادبیات


 

چکیده مقاله:

این مقاله در مورد نقش روانشناس در ادبیات است که کل مفهوم آن این است که امروز با رشد وتکاپوی جامعة ادبیات هم رشد داشته است و به غیر از مفاهیم اخلاقی و زیباشناسی یک فهم جدید به نام روانشناسی در آن وارد شده است.

 و رابطه روانشناسی و ادبیات در عصر امروز یک امر حیاتی است چون خوانندگان فهم آنها بالاتر رفته و نگرش جدیدی بر نوشته ها دارند.

خلاصه مقاله این است که رابطه ادبیات با روانشناسی را می توان از نوشته و افکار نویسنده در کرد که چه رابطه ای را ایجاد کرده است و یک آثار خلق کرده که مخاطبان فراوانی دارد.

این تحقیق روش آن میدانی یا کتابخانه ای است که از چند کتاب گرفته شده است و از مقالات اینترنتی هم استفاده شده است و مترمکز به افکار کتاب و مقالات می باشد. چکیده این تحقیق در واقع می خواهد بگوید که ادبیات امروز خارج از روانشناسی  نمیباشد چون هر نوشته ای که خلق می شود باید دارای روح و تازگی باشد که آن روح را روانشناسی می گوییم تا شخص بتواند با افکار سالم آن اثر را بخواهد و از آن لذت برد.

 

مقدمه :

عنوان نقش روانشناس در ادبیات معاصر

در این تحقیق رابطه بین روانشناس و ادبیات بحث شده است البته این تحقیق همة آن تحت تأثیر کتاب و منابع نیست بلکه خود نویسنده افکار خود را بیان کرده است اگر چه افکار نویسنده کوتاه می باشد ولی خدشه ای به خود تحقیق وارد نکرده است. و تحقیق دارای چند بخش است که بخش اول آن در مورد تعریف روانشناسی و تاریخچة آن و تعریف ادبیات می باشد بخش دوم در مورد روانشناسی هنری و عرفانی و بخش دیگر آن دارای روانشناسی و رابطة آن با ادبیات می باشد و در آخر در مورد یک آثار ادبی معاصر سهراب از نظر روانشناسی صحبت شده است.

هدف از این تحقیق در مورد روانشناسی در ادبیات این است که بدانیم امروزه این عامل اصلی کی اثری در خواند مربوط به دانستن روانشناسی است، که اثر ان را در جامعه پایدار به ماند. به طور کلی امروز هر کس ناخودآگاه متن را می خواند برای فهمیدن درون خود می کوشد او با باز تولید متن در آن دخالت می کند ولی بداین مداخلات با تردیدی می نگرد و کنش خواندن را مورد تحلیل قرار می دهد نه نویسنده یا خواننده کشاکش میان خوانن و ظرفیت های نهفته‌ی متن را آشکار می کند تا خوانندة حرفه ای به عنوان پرسشگر در برابر متن باقی بماد و این امر در ساختار روانکاری صورت می گیرد.

 

تعریف و تاریخچه روانشناسی و تاریخچة آن:

برخی روانشناسان، روانشناسی را به این صورت تعریف می کنند : مطالعة علمی رفتار و فرایندهای ذهنی اما همة روان شناسان این تعریف را قبول ندارند و روان شناسی را تنها علم مطالعة رفتارهای قابل مشاهده می دانند.

برخی روانشناسان، از جمله رفتار گرایان، معتقدند که فرایند های ذهنی قابل مطالعه نیست. روانشناسی با این که تاریخی بسیار طولانی دارد و می توان گفت که با خلقت خود انسان بد وجود آمده است، علم تازه ای به حساب می آید. برخی روانشناسان، تاریخ شروع آن را به سال 1860 نسبت می دهند: سالی که گوستا و تئودور فیخنر آلمای کتاب اصول سایکو فیزیک را منتشر کرد. اما بیشتر روانشناسان، تولید روانشناسی را به عنوان یک عالم، به سال 1879 نسبت می دهند؛ یعنی سالی که ویلهلم وونت، اولین آزمایشگاه روانشناسی را در شهر دینپزیک آلمانی بنا نهاد.

روانشناسی در ایران

روان شناسی ایران، از قرنها پیش با عنوان عالم النفس یا اخلاق، مورد توجه دانشمندان بوده است. اما رونشناسی جدید در ایران، با تلاشهای دکتر علی اکبر ساسی، دکتر محمد باقر هوشیار، دکتر محمد صناعی و عده ای دیگر از روان شناسان شروع شده است. دکتر علی اکبر ساسی و دکتر محمد باقر هوشیار. هر یک اولینکتاب علمی خود را در سال 1317 شمسی با عناوین علم ونفس یا روان شناسی علمی انتشار دادند. با این همه، شکوفای واقعی روان شناسی علمی در ایران، پس ازسالهای 1340 صورت گرفت، زیرا در این سالها بود که روان شناسی به عنوان یک رشتة مستقل دایر شد و ترجمة کتاب اصول روانشناسی به وسیلة دکتر محمود صنای رونق خاصی به آن بخشید.

 

 

 

دومین بحث مطرح شده «رابطه رنگ و روان شاعر معاصر» است:

چو هدف شعر و ادبیات امروز، دست یافتن به شناخت عینی و جزئی تازه ای از «خود» و «جهان» است تا مردم بتواند برای تحقق بخشیدن به نظم مطلوب عصر خویش از آن یاری جویند» رنگ می تواند بهترین عنصر در این شناسایی باشد. از آنجا که هرانسانی از محیط طبیعی خویش متأثر است و بسته به روحیه یا مسلک و اندیشه خویش به رنگی خاص علاقه دارد و بدان عشق می ورزد یا از رنگی دیگر متنفر است، انعکاس این تمایل با تنافر همواره در تمام عرصه اعمال و گفتار و نوشتار او جلوه می نماید.

اساساً نگاه شاعران معاصر، جنبشی از درون به بیرون است؛ یعنی آنان می کوشند تا با استفاده از عناصر عینی گرا چون طبیعت و محیط پیرامون به تداعی تصورات ذهنی و روحیات شخصی بپردازند. برای همین است که بیشتر تصاویر شاعران معاصر، شخصی و برگرفته و برخاسته از محیط، اجتماع و حوادث شخصی زندگانی آنان است.

از آنجا که شعر امروز حاصل تجربیات شخصی و اجتماعی و متأثر از روحیات و عواطف روانی شاعران است: شناخت فراز و نشبه ای زندگانی شاعر امروزی تقریباص ضروری؛ چرا که شاعر امروزی به دلیل پیروی نکردن از سنت گرایی کهن، تقریباً مستقل از دیگران عمل می کند و از او شعر به عنوان ابزاری برای بیان عقاید و احساسات خود و حتی ابزاری به منظور رسیدن به اهداف سیاسی و اجتماعی استفاده می کند. لذا تأثیرات سیاسی و اجتماعی و زندگانی شخصیت شاعر معاصر با گزینش واژگان، به ویژه رنگها در ارتباط مستقیم است.

در بخش سوم مقاله، نویسنده تحت دو عنوان دیگر به « تحلیل روانشناسی رنگ در آثار سپهری می پردازد.

برای این منظور نخست بسامد واژگانی که به طور صریح به رنگ اشاره داشته اند در جدولی نشان داده شده، سپس بسامد صفات تداعی کننده رنگ در دیوان سپهری در جدولی دیگر ارائه شده است.

همان گونه که درجامعه آماری مشاهده می شود، رنگ سبز پرکاربدترین رنگی است که در هشت کتاب سپهری جلوه می کند و به دنبال آن، رنگ سیاه – که بیشترین نقش آن در دو اثر اولیه او، یعنی مرگ رنگ و زندگی خوابهاست- آبی از بیشترین بسامد برخوردار است. اما همان گونه که بیان شد، رنگ سیاه در جهان بینی او چندان مطلوب نیست و اصلاً مایه تنفر سهراب است. واقعیت این است که شخصیت آرام، مطمئن، مصلح و آرمانخواه سپهری در تحلیل روانشناسانه رنگهای سبز و آبی دیوان او نهفته است.

 

فهرست

 

عنوان

صحفه

1- چکیده مقاله................................................................................................................................................

2- مقدمه............................................................................................................................................................

3- تعریف روانشناسی و تاریخچة آن..........................................................................................................

4- روانشناسی و ادبیات..................................................................................................................................

5- مفهوم هنر...................................................................................................................................................

6- رابطة ادبیات و روانشناسی......................................................................................................................

7- روانشناسی هنر و ادبیات عرفانی است................................................................................................

8- مثال روانشناسی در ادبیات و اشعار سهراب سپری ( شاعر معاصر) ..........................................

9- نتیجه گیری................................................................................................................................................

10- منابع .........................................................................................................................................................

 

دانلود بررسی نقش روانشناسی در ادبیات

دانلود بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین

بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین

مقاله بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین در 27 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین

تحقیق بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین
پروژه بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین
مقاله بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین
دانلود تحقیق بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 23 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 27

بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین

 

بر همین اساس ابتدا به هستی شناسی فلسفه وینگنشتاین می‌پردازیم که در آن یک نگرش اتمیتی را، تحت تأثیر راسل ارائه کرده است. اما قبل از آن باید متذکر شویم ک هستی شناسی ویتگنشتاین متضمن یک رشته قضایای تجربی ریست بلکه این قضایا بر خاسته از نگرشهای شهودی اویند که از ساختار و ماهیت زبان استتاج کرده است. این قضایا بیانگر این مطلب هستند که اگر قرار است قضیه یا جمله خبری با معنایی وجود داشته باشد، در آنصورت عالم باید چگونه باشد به عنوان یکی از مهمترین عناصر هستی شناسی فلسفه ویتگنشتاین، این یا ابژه های بسیط هستند که نهای ترین و بسیط ترین مؤلفه های عالم را تشکیل می‌دهند. ویتگنشتاین هیچ نمونه ای از این اعیان را ذکر
نمی‌کند و به جهل خود نسبت به چگونگی و ماهیت آنها اعتراف می‌کند. اما معتقد است که وجود آنها لازم و ضروری است و این ضرورت وجود آنها را از ماهیت زبان و تعیین معنای گزاره ها استنتاج می‌کند به این ترتیب که در تعلیل گزاره ها برای کشف صورت منطقی حقیقی آنها و کشف معنای آنها، تعلیل یابد به پایانی برسد، امکان ندارد که تحلیل تا بی نهایت ادامه یابد. از آنجا که هر تحلیلی به گذاره های بنیادین منتهی می‌شود که مرکب از اسامی‌یا نامهایند، لذا باید چیزهای بسیطی وجود داشته باشد که، این نامها مطابق باشند. حال اگر این اعیان بسیط وجود نداشته باشد در آنصورت این گزاره ها بدون مرجع و در نتیجه بی معنا خواهند بود. از سوی دیگر از آنجایی که معنای همه گذاره ها در نهایت مبتنی بر معنای گذاره های بنیادین است. حال اگر گزاره های بنیادین بدون مرجع و بی معنا باشد و در آنصورت همه گذاره ها بی معنا خواهند بود و هیچ گزاره معنا درای وجود نخواهد داشت اما این نادرست است لذا ایمان باید وجود داشته باشند مهمترین مشخصه  هستی شناسی ویتگنشتاین نگاه اتمیتی او به عالم است، همانطور که این نگاه اتمیمتی را در باب زبان نیز دارد. در واقع سعی و تلاش اصلی ویتگنشتاین این ایت که همه عالم و هم زبان را به عناصر و مؤلفه های بنیادینشان تقلیل دهد و بر اساس نظریه تصویری، تناظر یک به یکی میان عناصر عالم و زبان بر قرار سازد که بر طبق این متناظر، عناصر و مؤلفه های زبان بیانگر و تصویگر عناصر و مؤلفه های عالمند. بر اساس نگرش اتمیتی ویتگنشتاین عالم به مجموعه واقعیتها(فاکتها) یا واقعیتها تقلیل می‌یابد (گزاره ارساله) به جای نظریه اتمیتی  و سنتی در مورد عالم که عالم را مجموعه ای از ابژه می‌داند فاکتها (واقعیتها)، حالتهای امور واقع موجود هستند. (رساله. Z) و حالتهای امور واقع به نوبه خود ترکیبهایی از ابژه ها هستند این ابژه مابسقرین عنصر را تشکیل دهنده عالم می‌باشند ک به روشهای گوناگون و معینی با یکدیگر ترکیب می‌شوند و حالتهای امور واقع را ایجاد می‌کنند اما ترکیب آنها با یکدیگر بر طبق خصوصیات منطقی و ذاتی شان صورت می‌گیرد و به واسطه خصوصیات منطقی و ذاتی است که امکانات و احتمالات ترکیب با ابژه های دیگر تعیین می‌شود

ویتگنشتاین توضیح این نگرش امنیتی را در ابتدای رساله آورده است که بر طبق آن، عالم را «مجموعه تمام چیزهایی که واقعیت دارد» (گذاره ارساله) تعریف می‌کند و در توضیح این گزاره می‌گوید: «جهان مجموعه واقعیتها است و نه مجموعه ی چیزها.» (رساله منطقی - 1/1) در اینجا تطابق ساختار زبان و ساختار عالم کاملا هویدا است زیرا همانطور که ویتگنشتاین جهان را مجموعه واقعیتها می‌داند و نه مجموعة چیزها، زیان را نیز مجموعه گزاره ها می‌داند و در نظریه زبانشناختی خود واحد بنیادی معنا را جمله می‌داند نه واژه، «واقعیت از واقعیت امر تشکیل شده است و انباشته از «چیزها» نیست یعنی جهان فراهم آمده از چیزهای پراکنده و بی ربط و جداگانه نیست بلکه مجموعه اشیای به هم مرتبط است بنابراین به جای جستجو از مدلول اسامی‌باید به نسبت میان آنها توجه کنیم و از سازگاری و ناسازگاری قضایای به وی در بر دارنده این سنتها با عالم خارج سخن بگوئیم.»

بنا به گفته وی علت آنکه  عالم را مجموعه واقعیتها می‌داند، این است که در این کل واقعیتها نیز که هر آنچه را که مورد است، مشخص می‌کنند، و نیر هر آنچه را که مورد نیست ها وارد، ونیز یکی از مفسران رساله منطقی مختلفی در کتبابش با عنوان در آمدی بر رساله درباره علت اینکه ویتگنشتاین عالم را مجموعه امور واقع می‌داند، نه مجموعه اشیاء می‌گوید:« اگر بگوییم عالم مجموعه ای از اشیاء است، نحوه تألیف وجود شکل اشیاء را سکوت گذاشته ایم. اشیاء فقط به صورت عناصر مقدمه امور واقع وجود دارند.. به همین دلیل است که عالم نه فقط از اشیاء تشکیل شده است و به اعتباری نه فقط مجموعه ای از امور واقع است بلکه عبارتست از امور واقع منطقی.» همانطور که ملاحظه کردیم، ویتگنشتاین در تعریف عالم میان «امر واقع « و «شی» یا ابژه قائل می‌شود. اما باید بگوییم که هر چند او میان آنها تمایز قائل می‌شود و امر واقع را بین شی نمی‌داند با این حال ارتباطی میان آنها بر قرار است. برای فهم بهتر این امر باید آنچه که ویتگنشتاین از این دو واژه در نظر دارد توجه کرد. منظور ویتگنشتاین از«شیء» هما اشیاء عادی و فیزیکی که موضوع تجربه روزمره هستند. از قبیل میز، سنگ، تخته و .... نیست زیرا طبق نظر ویتگنشتاین «شیء یا عین» که جزء متناظر آنها و زیان همان اسامی‌یا نامها هستند، بسیط می‌باشند مرکب از اعیان دیگر نیستند و برای درک معنای آدم آنها نیازی به اسامی‌ساده تری نیست و اسامی‌این اعیان بسیط را می‌توان بی واسطه دریافت، در حالی که اشیاء و اعیان فیزیکی پیرامون ما که موضوع توبه روز مره ما هستند، از نظر ویتگنشتاین مرکب هستند و اسامی‌آنها را می‌توان با اسامی‌ساده تری توصیف و تحلیل کرد و معنایشان را به این اسامی‌ساده باز گرداند. ویتگنشتاین معتقد است که این اشیاء بسیط را نمی‌توان توصیف کرد، تنها شیوه ای که می‌توانیم زبان را برای مکاتب از آنها استعمال کنیم نامیدن آنها ست علت اینکه نمی‌توانیم آنها را توصیف کنیم این است که اگر بخواهی آنها را وصف کنیم، باید به مولفه هایشان یا اسامی‌خاص دیگر تحلیل کنیم، اما این امکانپذیر نیست زیرا آنها بسیط هستند و مرکب نمی‌باشند در زبان نیز عنصری زیانی متناظر  با ابژه ها که همان اسمها یا نامها هستند، نیز بدین گونه اند. این عنصر ابتدای زیان تعریف ناپذیر است و این تعریف ناپذیری آن نشان می‌دهد که این عنصر صرفاً به واسطه ی ارتباطش با چیزی که معرف و بیانگر آن است معنا دارد و در کسب معنا نیازی به اسامی‌دیگر ندارد.

از سوی دیگر، این اعیان بسیط هیچگونه خصومت و ویژگی ندارند که بر اساس آنها، بتوان آنها را وصف کرد. زیرا اگر خصوصیتی داشتند در آنصورت نمی‌توانستند بسیط باشند و از آنجایی که هیچگونه خصومتی ندارند لذا تفسیری در آنها نسبت به این خصوصیات صورت نمی‌گیرد حتی نمی‌توان فرض کرد که این ابژه از مزبور به عدم تغییر می‌کند زیرا وجود ابژه از قبل در کاربرد نام متناظر با آن فرض می‌شود بر اساس همین بساطت و عدم تکرب ابژه از خصوصیات است که یکی از مفسران اندیشه های ویتگنشتاین، دانالدهاوسون می‌گوید:« ظاهراً هر ارزشی از شیء همان است.که ارسطو از جوهر نقتیس اراده می‌کرد، جوهر بر اساس این نظر، ضرورتی منطقی، جوهر یک چیزی همان است که همه ی اوصاف آن چیزی عارض آن اند. هر آنچه درباره «X » بتوان گفت...... منطقاً متمایز است از «  X فی نفسه» یعنی همان ناشناخته و جوهری بود در عالم واقع، که ما به ازاء اسم « X» در زبان است. ویتگنشتاین در مورد «بساطت ایمان» دقت بسیار زیادی داشت و حتی از راسل دقیقتر بود، به نظر او « به اعتباری می‌توان گفت ابژه ها بدون رنگ هستند»( رساله ( 0232/2) اما راسل جملاتی همچون « این سفید است» را قضیه ای بنیادین می‌داند ک متضمن یک فاکت بسیط است، ویتگنشتاین این نظیریه ی راسل را نمی‌پذیرید و معقتد است رنگها نمی‌توانند بسیط باشند زیرا بر اساس نظر وی، فاکتهای اتمی‌که مرکب از اعیان بسیط هستند« منتقل از یکدیگر هستند، و از بوریابنور یکی وضعیت امر نمی‌توان بوریانبور وضعیت امر دیگری را استنتاج کرد.» (رسالاه 2-061/2 ) اما این شرط در مورد رنگها تحقق نمی‌یابد زیرا از گزاره ی « این سفید است» می‌توان گزاره ی « این قرمز نیست» را استنتاج کرد ( رساله 3571/6 ) و این نشان می‌دهد که رنگها بسیط نیستند و قضایایی که در مورد آنهاست نیز به طور کامل هنوز تحلیل نشده اند. خود ویتگنشتاین هیچ نمونه ای را از این اعیان بسیط و همچنین گزاره های ابتدایی که مرکب از اسامی‌متناظر با این ایمان  بسیط است. ارائه نمی‌کند و در زمان نگارش عقیده داشت که هر چند در وجود این اعیان شکی نیست اما نمی‌توان ماهیت و چگونگی آنها را فهمید همانطور که قبلاً گفتیم وجود آنها را بطور پیشینی نه تجربی از ماهیت زبان و تعیین معنای گزاره ها استنتاج می‌کند« تعیین» ؟؟ این امر است که «ایمان و واقعیت نیز در این سطح اسامی‌] قسمت میان ای ساده و اعیان بسیط [ قرار می‌گیرد.»

اما هر چند ویتگنشتاین معتقد است که نمی‌توان درباره چگونگی اعیان بسیط سخن گفت، اما این اعیان بسیط و ثابت را جوهر عالم می‌داند( رساله 021/2 که از ترکیب این عناصر ثابت، صور خارجی متغییر، یعنی حالات و اوضاع امور پدپد می‌آیند« احتمال دارد که ویتگنشتاین این امور را به عنوان یک شرط ضروری وجود بقایا و اوضاع و حالات اشیاء که قضایا با آنها صادق و کاذب می‌شوند، درک و استنباط کرده باشد با این «امور» است که ثبات تفدیین می‌شود، ثباتی ک اگر نبود نمی‌توانستیم هیچ چیز درباره ی عالم بگوئیم.»

رد روش تجزیه و تحلیل

بارد نظریه جوهر گرایانه، نه تنها اولیه  ویتگنشتاین دربارة زبان مورد تحول و دگرگونی قرار گرفت بلکه روش مورد نظر رساله، ضعیف، روش تجزیه و تحلیل نیز مورد حمله قرار گرفت زیرا « آن نوع تجزیه و تحلیل همیشه در پی ارائه ی تعریف است. اما فرض این که همیشه معنا را می‌توان در تعریف گنجاند. مرتکب شدن یکی از آنه دو خطاست که او در جوهر گرایی تشخیص داد. چون فرض بر این است که اشیایی که کلمه ای بر آنها دلالت می‌کند، دارای عامل مشترکی هستند نه این که، مانند چهره های اعضای یک خانواده به هم شبیه باشند. برای سنجیدن اثر این حرکت دوم ضد جوهر گرایی کافی است ببینیم تا چه حد تبین اختلاف ها و شباهت های میان چیزهایی که مردم می‌گویند با تعمیم این تبین به تعریف ها و هم ارزی های منطقی از دست می‌رود مثلاً اختلافی وجود دارد بنی همانستی در حوزه اعیان با همانستی در حوزة احساس. ام این معیارها طبیعتاً در تعریفات «احساس» و «عین مادی» ملحوظ نیستند.» یکی از مفسرین ویتگنشتاین معتقد است از آنجا که ویتگنشتاین در بندهایی از پژوهشها (بند 90 و91 ) می‌گوید که گاهی  سود فهم ها را «می‌توان به وسیلة جایگزین کردن یک صورت بیان به جای صورت دیگر، برطرف کرد. این را می‌توان« تحلیل صور بیا نمان خواند» ( بند 90) بنابراین تحلیل در برخی از موارد مفید است اما آنچه که ویتگنشتاین آن را مورد نقد قرار می‌دهد«صور بیشتر تحلیل شدة» یک بیان را می‌توان بیشتر و بیشتر تحلیل کرد تا جایی که ما به یک « تحلیل نهایی» برسیم که بیان در آن کاملاً روشن گردیده و همة ابهامها زدوده می‌شوند.» در واقع می‌توان گفت که تحلیل مورد نقد، تحلیلی است که در نهایت به یک حالت دقیق بدون کامل خواهد رسید که بر اساس آن معنای هر گزاره را می‌توان گزاره های مرکبی که امور واقع مرکب را توصیف می‌کنند به بسیط ترین فاکتها را توصیف می‌کنند. در ضمن روند تحلیل نه تنها در مورد جملات و روشن تر کردن معنای آنها همواره کار ساز نیست، بلکه در مورد واژه ها و مفاهیم مرکب نیز این گونه است زیرا همواره این گونه نیست که بتوان در مورد مفاهمی‌و واژه های مرکب، تحلیلی را بر حسب واژه ها و مفاهیم بسیط تری اجرا کرد زیرا به عنوان مثال مجموعه هیی از قبیل «معنی» «تفکر» گزاره ، عدد، بازی و .... را نام برد که چون صریحاً بسایط را نامگذاری نمی‌کنند لذا باید آنها را لاز جمله امور مرکب به شمار آورد. اما درست نیست که چنین محمولهایی باید تحلیلی بر حسب محمولهای بسیط تری داشته باشند. خود ویتگنشتاین پس از بازگشت مجددش به فلسفه اعتراف می‌کند که عقیده اولیه ی وی در باب  روش تحلیل و امکان تحلیل کامل هر گزاره به گزاره های بنیادین عقیده نادرست بود و در گفتگویی با شلیک و وایزخان(1931) به این نکته اعتراف می‌کند« (من تشخیص دادم که ما نمی‌توانیم دربارة صودر گزاره های بنیادین، فرضهای پیشینی بسازیم، ولی با وجود اینکه فکر می‌کردن که ارائه ی فهرستی از گزاره های بنیادین زمانی ممکن خواهد بود. تنها در سالهای اخیر است که خود را از این اشتباه رهانیده ام..» ویتگنشتاین در کتاب پژوهشهای فلسفی در بندهای مختلفی ناکارایی روشن تحلیل در همة موارد را با مثال توضیح می‌دهد از نظر او نه تنها روش تحلیل در مورد همه گزاره ها برای تعیین معنای آن گزاره ها کاربرد ندارد بلکه چه بسا تحلیل یک گزاره به گزاره های بسیط تر با عص صعب فهم معنای آن گزاره می‌شود. (بند 6  پژوهشها) او مثال
« جا روی من آن گوشه است» را ذکر می‌کند و صریحاً اعلام می‌کند که این عقیده که جمله تحلیل شده یک گزاره شکل بنیادین آن گزاره است و فقط همان نشان می‌دهد منظور همان نشان می‌دهد منظور از گزاره اول چیست، یک عقیده نادرست است. ( بند 63 پژوهشها) علاوه بر این می‌گوید نه تنها همواره تحلیل معنا را روشن نمی‌سازد بلکه حتی گاهی اوقات معنا را از بین می‌برد مثلاً یک پرچم را در نظر بگیرید. به عنوان مثال پرچم کشور خودمان  سه رنگ است. ترتیب این رنگها برای خود خصلت کاملاً ویژه ای دارد. حال اگر بخواهیم آن را به اجزاء و عناصر آن تحلیل کنیم، خصلت و معنای ویژه خود را از دست می‌دهد و یا ویتگنشتاین در همان بند 94  مثال بازی ای را که قبلاً خصوصیت آن را گفته بود، ذکر می‌کند و معتقد است که اگر بخواهیم آن را تحلیل کنیم دیگر آن بازی نخواهد بود بلکه در صورت تحلیل، یک بازی زبانی دیگری خواهد بود هر چند که با باریی اول مربوط باشد.

دانلود بررسی هستی شناسی از نظر وینگشتاین