فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

دانلود بررسی حافظه و انواع آن

بررسی حافظه و انواع آن

مقاله بررسی حافظه و انواع آن در 93 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی حافظه و انواع آن

تحقیق بررسی حافظه و انواع آن
پروژه بررسی حافظه و انواع آن
مقاله بررسی حافظه و انواع آن
دانلود تحقیق بررسی حافظه و انواع آن
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 63 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 93

 بررسی حافظه و انواع آن

 

بخش اول

 

حافظه

حافظه شامل آن دسته از فعالیتهایی است که بصورت حفظ، یادآوری، تشخیص و انجام آنچه در گذشته آموخته شده است ظاهر می گردد. بعضی حافظه را یکی از اشکال یادگیری می دانند. دسته ای آنرا نتیجه و دلیل یادگیری فرض می کنند. پاره ای از روانشناسان حافظه را فعالیتی می دانند که در عین ارتباط با یادگیری جدا از آن نیست.

به نظر این دسته فرد ابتدا باید چیزی را یاد بگیرد، آنگاه آنرا حفظ کند و در موقع معین بخاطر آورد و بالاخره تشخیص دهد که این امر را در گذشته آموخته است. حافظه از یادگیری جدا نیست و از جهتی عین یادگیری می باشد. خصوصیت عمده حافظه حفظ و نگهداری است. یادآوری، تشخیص و اجرا، آثار و نتایج حفظ می باشند. آنچه درباره یادگیری گفته می شود در مورد حفظ نیز قابل بحث می باشد روی این اصل نمی‌توان این دو جنبه از فعالیت ذهن را جدا از هم فرض نمود.

چنانچه در مورد یادگیری بیان نمودیم ثورندایک و پیروان او یادگیری را نتیجه ارتباطات عصبی می دانند و اصل تمرین و تکرار را پایه و اساس این جریان قرار می دهند.

بعضی از روانشناسان حفظ را نیز نتیجه برقراری ارتباطات عصبی فرض می کنند و تحقق آنرا نتیجه تمرین و تکرار می دانند. بنظر این عده یادگیری و حفظ یک جریان است. همانطور که دیدیم تمرین و تکرار شرط اساسی یادگیری نیست. ممکن است امری را یکمرتبه انجام داد یا مطالعه کرد و آنرا یاد گرفت و بدون تکرار و تمرین بعد از زمان طولانی آنرا بخاطر آورد و دوباره انجام داد. با اینکه در جریان حفظ و یادگیری دستگاه عصبی دخالت کامل دارند و وقتی پوشش مغزی دچار لطمه و آسیب شود عمل یادگیری و حفظ را م ختل میسازد معذلک نمیتوان تغییرات عصبی را پایه و اساس حفظ و یادگیری قرار داد.

آن دسته از روانشناسان که پایه و اساس یادگیری را تداعی معانی یا برقراری عکس العمل مشروط می دانند حفظ را نیز نتیجه همین جریان فرض می کنند. به نظر ایندسته مشابهت و مجاورت، اساس حفظ را تشکیل می دهند. یادآوری و تشخیص نیز در اثر تداعی واحد بدون اراده یا از طریق ایجاد نداعیهای متعدد و با دخالت اراده انجام میشود.

پیروان گشتالیت عقیده دارند وقتی در جریان یادگیری کل موقعیت و کل موضوع مورد توجه شخص یادگیرنده باشد جریان یادگیری و حفظ به نحو کامل انجام میشود.

چنانچه خواهیم دید عوامل مؤثر در یادگیری در جریان حفظ و یادآوری نیز تأثیر دارند. خلاصه آنچه سبب یادگیری میشود در حفظ و یادآوری نیز تأثیر دارد روی همین زمینه این دو  جریان از هم جدا نیستند.

انواع حافظه

Garrett مؤلف کتاب روانشناسی عمومی دو نوع حافظه را مورد بحث قرار می دهد:

1- حافظه زبانی Verbal که حفظ و یادآوری نامها و تاریخها و مانند اینها را انجام میدهد.

2- حافظه عضلانی یا عملی که طرز کار و روش انجام امری را که در گذشته فرد آموخته است حفظ می نماید؛ مثلا طرز ماشین نویسی، رانندگی ، شنا که فرد در گذشته آموخته و بعداز مدتی متار که دوباره انجام میدهد. در هر دو مورد فرد عکس العملهایی را که در گذشته آموخته است دوباره به وجود می آورد.

Sperling مؤلف کتاب روانشناسی ساده شده آنچه را که مربوط به طرز کار و روش انجام امری است به عادت ارتباط می دهد و  حفظ و یادآوری اینگونه امور را نتیجه تشکیل عادت تلقی می کند به نظر او کار حافظه کسب و حفظ کلمات، علامتها و تجربیاتی است که فرد از روی آگاهی تحصیل می نماید.

خلاصه، او امور زبانی را به حافظه نسبت می دهد و امور غیرزبانی را مربوط به عادت میداند. امور زبانی مثل بیان امری که در گذشته رخ داده است از امور غیرزیانی یا از مهارتهای بدنی جدا نیست چنانچه شهادت درباره امری مستلزم سخن گفتن یا نوشتن است. به همین طریق امور و فعالیتهای غیرزبانی مثل رانندگی، ماشین نویسی از فعالیتهای زبانی که غالباً بصورت درک مفاهیم و بیان آنها نیز ظاهر میگردد مجزا نیست.

عادات شامل اعمال قابل مشاهده مثل لباس پوشیدن، رانندگی، ماشین نویسی و اعمال غیرقابل مشاهده از قبیل با خود صحبت کردن در موقع مطالعه و انجام اعمال اصلی حساب در ذهن نیز می شود.

جنبه های مختلف حافظه

برای حافظه مراحل مختلف یا جنبه های گوناگون ذکر کرده اند:

Garrett چهار جنبه برای حافظه بیان می نماید:

(1) توجه Fixation که آنرا به تحصیل و کسب Acquisition نیز تعبیر می نماید (2) حفظ Retention (3) یادآوری Recall و (4) تشخیص Recognition.

بعضی پنج جنبه برای حافظه ذکر می نمایند: (1) فراگیری یا کسب (2) تشخیص (3) یادآوری (4) تولید مجدد Reproduction و (5) اجرا Performance.

1- توجه یا فراگیری

برای اینکه امری رد خاطر باقی بماند ابتدا فرد باید آنرا فرا گیرد. حفظ مهارتها یا عادات، تمایلات و ادراکات مستلزم فراگرفتن آنهاست.

افرادی که نمی توانند دقت یا توجه خود را به امر خاصی معطوف دارند، در کسب و فراگرفتن آن امر دچار اشکال می شوند. معمولا بیماران روانی نمی توانند امر معینی را مورد توجه قرار دهند.

پیرمردها نیز در جریان توجه یا دقت با اشکال روبرو هستند. بعضی این امر را نتیجه پژمردگی بافتهای مغز یا از دست رفتن خاصیت ارتجاعی مراکز عصبی می دانند ولی اشخاصی هستند که در دوران کهولت نیز به آسانی امور را فرا می گیرند در هر حال تمایلات ا شخاص پیر واشتغالات ذهنی آنها ممکن است در انصراف ذهن ایشان از شیء معین م ؤثر باشد. بچه ها نیز در اثر کم حوصلگی یا بواسطه تمایلات متنوع کمتر دقت و توجه خود را روی امر خاصی متمرکز می سازند.

معمولا افراد در مقابل محرکهای مختلف قرار دارند. وقتی محرک خاصی روی فرد اثر می گذارد که توجه او را به خود جلب کند و محرکهای دیگر را از نظر او دور بدارد. تعدد محرکها مانع جلب توجه فرد به هر یک از آنها می شود. در شرایط خاصی فرد نمی تواند وقت خود را به طرف امر معینی معطوف دارد.

افرادی که دچار هیجانات شدید میشوند در این حالت نمی توانند شیء معینی را مورد توجه قرار دهند و در موقع دوا خوردن یا نوشیدن مشروبات الکلی غالباً دچار اینوضع میشوند.

اشخاص الکلی از درک امور جدید عاجز هستند و گاهی تمایل به دروغ گفتن و مبالغه کردن، در تضعیف حافظه آنها تأثیر دارد. ضرباتیکه در اثر حوادث و صدمات به مغز وارد می‌آید فرد را از درک واقعه یا آنچه قبل از آن یا بعد از آن بلافاصله اتفاق می افتد بازمیدارد.

2- حفظ :

حفظ چنانچه گفته شد اساس حافظه را تشکیل می دهد. بعضی حفظ را عین یادگیری می دانند و عقیده دارند آنچه را که فرد می آموزد حفظ می کند بنابراین مهارتها، تجربیات حسی و آنچه را که فرد از خواندن یا در اثر تعلیمات دیگران فرا می گیرد همه حفظ و نگاهداری می شوند و اثر آنها در ذهن باقی می ماند. خاطراتی که خود به خود به قسمت روشن ذهن بر می گردد، آنچه را که فرد در اثر هیبنوتیسم به خاطر می آورد و اینکه در یادگیری مجدد امری وقت کمتری صرف می کند همه دلیل بر باقیماندن آثار اموری است که قبلا فرد آموخته و در ذهن او جایگزین شده است.

 

 

 

شناخت حافظه

در تعریفی از حافظه، می توان آن را دستگاهی دانست که بوسیله آن نگهداری و بازیابی مطالب صورت می گیرد. پس حافظه دو عمل به خاطر سپاری نکات حال و به خاطر آوری نکات گذشته را به عهده دارد. نکات حال مطالبی را شامل می شود که هم اینک با آن روبرو هستیم و آگاهانه و یا ناآگاهانه در حافظه نقش می بندد. نکات گذشته در برگیرنده مطالبی است که در حافظه نقش بسته اند و در صدد بازیابی آگاهانه آن بر آمده ایم و یا ناخود آگاهانه به ذهن تداعی و متبادر می گرد و ممکن است چند ثانیه و یا چندین سال از زمان نخستین حضور آن در حافظه، سپری شده باشد.

آنچه درباره جایگاه حافظه می توان با قاطعیت بیان داشت، این است که ستاد عملیاتی حافظه در مغز قرار دارد، اما نظر قاطعی مبنی بر آن که بخش خاصی  از مغز را به عنوان جایگاه حافظه قلمداد کنیم، ارائه نشده است و تحقیقات درباره آن و دنیای شگرف و پیچیده مغز همچنان ادامه دارد.

سیر تاریخی درباره جایگاه حافظه طی قرون از دل ( قلب) آغاز و به مغز ختم می شود. هر یک از نظریات درباره مغز تحت عنوان جایگاه حافظه، بخشی خاص از آن را جایگاه حافظه قلمداد می کرد، اما بررسی ها نشان داد که با برداشته شدن آن بخش از مغز، حافظه همچنان پایدار می ماند، پسی چنین نتیجه شد که حافظه در تمامی بخشهای مغز پراکنده است. در مقایسه ای که میان مغز موجودات مختلف و بویژه انسانها صورت گرفت، تفاوت مغزها در سطوح آنها آشکار گردید. این بررسی ها نشان داد مغزهایی که سطوح پیچیده تر و شیارهای بیشتر و عمیقتری دارند، به کسانی تعلق دارد که از اطلاعات بیشتری برخوردارد می باشند. پس می توان گفت از آنجا که شکل سطوح مغز، ارتباط با میزان اطلاعات و دانش فرد دارد و کسب اطلاعات بیشتر به تغییر شکل مغز- هر چند نامحسوس- می انجامد، که سرانجام مغزی پدید می آید که متفاوت از مغز انسانهای کم دانش است، سطح مغز جایگاه حافظه تواند بود. بیان این نکته ضروری است که اطلاعات، منحصر به دانش و اطلاعات حاصل شده از طریق مطالعه و تحصیل و تحقیق نمی باشد و هرگونه اطلاعاتی که از طریق حواس پنجگانه کسب گردد، در حافظه تأثیر می گذارد و ثبت می گردد، اما میزان اثر گذاری آنها متفاوت است. میزان و چگونگی استفاده از اطلاعات، عامل دیگری است که تفاوت در تأثیر گذاری بر حافظه و شکل سطح مغز را موجب می شود.

حافظه در تشبیه

برای درک چگونگی کارکرد حافظه و یافتن شیوه هایی که تقویت حافظه و افزایش بازدهی را به همراه داشته باشد، به کشف کارکرد حافظه از طریق مقایسه و تشبیه آن با عناصر و عواملی که دارای وجوه مشترک با حافظه می باشند، می پردازیم. بر مبنای این مطالعه تطبیقی، مبانی و نظامهای تقویت حافظه، ارائه و تدوین می گردد.

الفـ حافظه و عضله

وجه تشبیه حافظه و عضله، تشابه در نیتجه اعمالی است که ورزیدگی و تقویت حافظه و عضله را درپی دارد. تقویت و ورزیدگی عضلات و اعضای بدن، در گروی به کارگیری بیشتر آنهاست، هرچه فعالیت یدی انسان بیشتر شود و عضلات و ماهیچه ها بیشتر به کار گرفته شود، ورزیده تر و پیچیده تر می گردد. این ارتباط مستقیم، در مورد حافظه نیز صادق است بدین معنا که هر چه حافظه بیشتر به کار گرفته شود، قوی تر و ورزیده تر می گردد. مبنای فعالیت بیشتر عضلات و ورزیدگی آنها، در حرکت است و مبنای به کارگیری بیشتر حافظه و تقویت آن، افزایش داد و ستد اطلاعات است. هر گونه اطلاعاتی که از طریق حواس پنجگانه کسب و در حافظه به منظور بازیابی و استفاده های بعدی، ثبت گردد، در این داد و ستد اطلاعات با حافظه نقش دارد و هر چه اطلاعات دقیق تر و جزیی تر باشد، اثر گذاری آن در راستای تقویت حافظه بیشتر است، چه دقت برای کشف روابط میان مفاهیم و طبقه بندی آنها، و همچنین تشدید دقت بر اثر افزایش تمرکز حواس منتج از دقت، به فعال شدن مغز و بویژه نیمکره راست می انجامد که به معنای افزایش یادگیری و بازدهی است و با توجه به آنکه از جمله معیارهای یادگیری، به خاطر سپاری کامل مطالب و به خاطر آوری ( بازیابی) آن می باشد، می توان گفت افزایش فعالیت مغز موجب تقویت حافظه و آمادگی بیشتر آن می گردد. همانگونه که اطلاعات دقیق تر و جزیی تر، تأثیر ملموس تر و برجسته تری را بر حافظه دارد، عضله نیز با رعایت برخی اصول و اجرای شیوه های خاص پرورش اندام، ورزیده تر می گردد.

پس در مقام تشبیه حافظه به عضله می توان گفت: هر گاه درصدد انتقال اطلاعات به حافظه برای بازیابی آن برآییم، گامی در جهت تقویت حافظه برداشته ایم، به همانگونه که حرکت بیشتر به ورزیدگی و تقویت عضله می انجامد.

ب- حافظه و انبار

تشبیه حافظه به انبار بر مبنای ویژگی ذخیره سازی در انبار و حافظه است. همانگونه که مواد و قطعات مورد نیاز برای استفاده های بعدی در انبار ذخیره می شود، حافظه نیز به ذخیره سازی اطلاعات برای استفاده در مواقع مورد لزوم می پردازد. در این ذخیره سازی دو اصل مد نظر می باشد که عدم رعایت آن اصول، امر ذخیره سازی و استفاده از مواد ذخیره شده را با اشکال مواجه می سازد و گاه به کلی امکان بهره برداری از آن منابع را سلب می کند. آن دو اصل عبارتند از:

1-   نظم و طبقه بندی

2-    شرایط و فضای مناسب

تردیدی در این امر نیست که بدون طبقه بندی مواد ذخیره شده و جای دادن هر مورد در جای خویش، امکان استفاده مطلوب و بهینه از انبار و مواد ذخیره شده در آن فراهم نخواهد بود. به طور مثال می توان چند کتاب را بدون رعایت اصول طبقه بندی و نظم، به هر ترتیبی در گوشه ای جای دارد، اما با افزایش تعداد کتابها نمی توا اصل نظم و طبقه بندی را نادیده گرفت و در موقع لزوم و در هر بار به جستجوی میان کتابها برای یافتن کتاب مورد نظر پرداخت. همچنین نمی توان در انبار یک کارخانه کوچک یا بزرگ، که هزاران قطعه در انواع مختلف نگهداری می شود، اصل نظم و طبقه بندی را نادیده گرفت. در انبارهای مدرن برخی کارخانه ها، که از ابزار پیشرفته و رایانه برای جای دهی و جابجایی قطعات سود جسته می شود، قطعات با چنان نظمی طبقه بندی و در جای خود قرار داده شده است که رباط ها با دریافت فرمان، با عبور از ریلها ویا نقاله ها، به برداشتن قطعه مورد نظر و تحویل آن در نقطه فرمان داده شده، می پردازد. عدم رعایت اصل نظم و طبقه بندی منجر به اتلاف منابع و صرف زمان و امکانات بیهوده می گردد که با کاهش شدید بازدهی، به مقابله با بهره وری- به دلیل عدم تناسب محصول و هزینه- پرداخته می شود. بر مبنای تشابه حافظه و انبار در ذخیره سازی، و لزوم اجرای اصل نظم و طبقه بندی در انبار، می توان به استخراج این اصل پرداخت که شرط ذخیره سازی اطسلاعات در حافظه برای بهره برداری بهینه در مواقع مورد نیاز، طبقه بندی اطلاعات و ذخیره سازی آن توام با نظم است و چنانچه اصل نظم و طبقه بندی اطلاعات رعایت شود، امکان بازیابی بهینه از اطلاعات ذخیره شده فراهم خواهد بود. طبقه بندی، شکلی از برجسته سازی است، چه موارد به گونه ای نمایان و برجسته در معرض دید قرار می گیرد و در هنگام بازیابی، با به یاد آوردن نقاط برجسته که بیانگر طبقه های مختلف مطالب است، بازیابی تمامی مطالب هرطبقه صورت می گیرد. بازیابی اطلاعات که در پی به خاطر سپاری آن حاصل می شود، به معنای داد و ستد اطلاعات می باشد که تقویت حافظه را به دنبال خواهد داشت. پس:

اصل دوم در ذخیره سازی در انبار، فراهم آوردن شرایط و زمینه و فضای مناسب برای دخیره سازی است. به طور مثال چنانچه به ذخیره سازی میوه در سردخانه می پردازیم، می بایست درجه برودت سردخانه را در حد مطلوب برای نگهداری میوه ها برسانیم و فضایی مطبوع و به دور از هر گونه آلودگی را برای ذخیره سازی فراهم آوریم و یا از افزایش رطوبت بیش از حد استاندارد در انبارهایی که نگهداری قطعات الکترونیکی و فولادی در آن صورت می گیرد، جلوگیری به عمل آوریم. در چنین شرایطی امکان بهره برداری از انبار مطابق با انتظاری که از انبار وجود دارد، فراهم خواهد گردید.

بر مبنای اصل تشابه حافظه و انبار، اصل فراهم آوردن شرایط و زمینه مناسب برای ذخیره سازی اطلاعات در حافظه نیز لازم الاجراست. در میان شرایطی که برای مطالعه ارائه گردید، برخی از آن مباحث به اصل شرایط و فضای مناسب برای فعالیت مغز و ذخیره سازی اطلاعات در حافظه ارتباط دارد.

 

فهرست مطالب 

 

حافظه ۴
انواع حافظه ۵
جنبه های مختلف حافظه ۶
۱- توجه یا فراگیری ۷
۲- حفظ ۸
روشهای اندازه گیری حفظ ۹
(۱)‌ روش اندازه گیری حدود حفظ ۹
(۲) روش یادگیری مجدد ۱۰
(۳) اندازه گیری حفظ از راه تشخیص ۱۰
(۴) اندازه گیری حفظ از طریق تولید مجدد ۱۰
(۵) یادآوری اموری که با هم درک شده اند ۱۰
۳- یادآوری (Recall) 11
4- تشخیص ۱۳
فراموشی (Forgetting) 15
دخالت (Interference) 16
عقب راندن (Repression) 18
عوامل موثر در حافظه ۱۹
۱- محرک ۱۹
۲- با معنی بودن ۲۰
۳- کل و جزء ۲۱
۴- نقل ۲۳
۵- اجرای تمرین در وقت غیرمتمرکز یا پراکنده ۲۴
۶- سرعت یادگیری ۲۵
۷- زمینه عاطفی ۲۶
حافظه ۲۸
شناخت حافظه ۲۹
حافظه در تشبیه ۳۰
الفـ حافظه و عضله ۳۰
ب- حافظه و انبار ۳۱
ج- حافظه و پول ۳۴
د- سیستم ۳۶
مبانی و شیوه های تقویت حافظه ۴۱
انواع حافظه ۴۵
نظام یادگیری ۴۸
حافظه در روانشناسی اثر هاری لورین ترجمه مشفق همدانی ۵۲
فصل اول ۵۲
روح خلاقه فطری است ۶۵
استعداد خلاقه خود را پرورش دهید ۶۸
فعالیت خلاقه، نیروی هوش خلاقه را پرورش می دهد ۶۹
آیا میل دارید عادات را ریشه کن کنید؟ ۷۳
تمرکز فکری رمز موفقیت است ۷۷
یادآوری نام ها بدون استفاده از خاطره صورت ۸۱
چگونه می توان به وسیله صورت نام را به یاد آورد؟ ۸۴
پیش بینی بی مورد نکنید ۸۸
دلهره های روانه را چگونه باید تلقی کرد؟ ۹۴
برای دیگران درد دل کنید ۹۶
دیگر از چه چیزهایی دلهره دارید؟ ۹۸

 

دانلود بررسی حافظه و انواع آن

دانلود بررسی خود شناسی (انسان شناسی)

بررسی خود شناسی (انسان شناسی)

مقاله بررسی خود شناسی (انسان شناسی)در 50 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی خود شناسی (انسان شناسی)

تحقیق بررسی خود شناسی (انسان شناسی)
پروژه بررسی خود شناسی (انسان شناسی)
مقاله بررسی خود شناسی (انسان شناسی)
دانلود تحقیق بررسی خود شناسی (انسان شناسی)
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 39 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 50

بررسی خود شناسی (انسان شناسی)



چکیده

در مقاله حاضر به بررسی خود شناسی و ویژگی های انسان کامل را بیان می کند.
یکی از وجوه شگفت آور نهج البلاغه معانی و معارف والای الفاظ و جملات انسان می‌باشد. بگونه‌ای که مضامین کلام امام پیوسته در حال آموزش جوامع بشری می‌باشد.
انسان در نهج البلاغه موجودی است دارای فطرت الهی ، خداشناس و خداپرست ، آفریده‌ای که گرایش به خوبی و فضیلت دارد ، خیرخواه و نوع دوست است و از سوی دیگر عجول و شتابگر ، طماع و حریص ، تن پرور و لذت جو است.
حقیقت آن است که انسان از سویی دارای گرایش‌های متعالی برتر است و از سوی دیگر تمایلات حیوانی و تب دارد.
در حقیقت انسان مجمع گرایش ‌های متفاوتی باشد. او دارای دو من است : من سفلی (فرودین) و من علوی (متعالی).
انسانیت انسان را همان من علوی و متعالی او تشکیل می‌دهد به گونه‌ای که انسان با از دست دادن آن خود را باخته است و کسی که من علوی و مقتضیات آن را به فراموشی سپارد خود واقعی و راستین خویش را فراموش کرده است از جمله فطریات انسان که شالحه خود واقعی را تشکیل می‌دهد و پیامبران اولیای الهی بر وجود آن تاکید دارند فطرت خداگرایی و خداپرستی است آتش سوزانی که با فراهم آمدن زمینه مناسب به تدریج شعله ور گشته و سراسر وجود آدمی را به تسخیر در می‌آورد و چنان میل و اشتیاقی در درون او برمی‌انگیزد که برای رسیدن به آن مطلوب حقیقی با چشم پوشی از همه لذات در شوق وصال محبوب از سر جان می‌گذرد تا از جرعه وصال سرمست گردد و در جوار دلدار بیارامد بنابراین عمده تلاش انبیای الهی رهایی انسانها از بندگی غیر خدا ، از جهالت و ضلالت و به طور کلی از اسارت من فرودین بوده است . حضرت علی (ع) درباره اهداف خود چنین فرموده است :
“با شما به نیکویی به سر بردم و به قدر طاقت از هر سو نگهبانی‌تان کردم و از بندهای خواری و یوغ زبونی آزادتان ساختم و از زنجیرهای ستم و بیداد رهایتان نمودم.”۲۴
آن حضرت با توصیه به تقوی و ترس از خدا درهای وصول به تربیت حقیقی را به روی انسانها می‌گشاید. و با هرگونه نادانی و بیگانگی معرفتی مبارزه می‌فرماید. زیرا منشا عداوت با خویشتن و خصومت با مقام ربوبی است.
در تعلیمات نورانی آن حضرت ضرورت دشمن شناسی و نوع برخورد با آنان نیز مورد تاکید قرار گرفته است زیرا در طول تاریخ بشر و به ویژه در مبارزات پیامبران و اولیای الهی با جبهه‌های کفر و ظلم دشمنان فراوانی وجود داشته‌اند.
روش آن حضرت در شناخت دشمنان و باورهای آنان ، روشن ساختن سیاستهای شیطانی افرادی مانند معاویه و عمرو عاص توجه به روانشناسی ناکثین و شیوه‌های شیطانی سران قاسطین و مارقین و کشش توطئه آنها و سرانجام جنگ‌های متعدد ایشان نمایانگر هدف آن حضرت در جهت استقرار عدل و برانداختن انحراف ، آزادی مستضعفین و در هم کوبیدن شورشیان و منحرفین و اصلاح رفتار آنان می‌باشد.
واژه های کلیدی: خود شناسی، انسان ، نهج البلاغه، خداشناسی، دشمن شناسی


واژه شناسی

درباره واژه نفس آمده است.

نفس (بر وزن فلس) در اصل به معنی ذات است. طبرسی ذیل “و ما یخدعون الا انفسهم” بقره : 9 فرموده : نفس سه معنی دارد یکی بمعنی روح ، دیگری به معنی تاکید مثل “جائنی زید نفسه” سوم بمعنی ذات و اصل همان است.

نفس در قرآن مجید نیز به چند معنی به کار رفته است .

1)     روح مثل “الله یتوفی النفس الا نفس حین موتها” خدا ارواج را در حین موت از ابدان می‌گیرد و روحی را که بدنش نمرده در وقت خواب قبض می‌کند ، آنگاه روحی را که در خواب گرفته نگاه می‌دارد. اگر مرگ را بر صاحب آن نوشته باشند و دیگری را تا وقتی معین به بدن می‌فرستد.

2)     ذات و شخص . مثل “واتقو یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا” بقره : 48 بترسید از روزیکه کسی از کسی کفایت نمیکند.

3)     در آیاتی نظیر “و ما ابری نفسی ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی” یوسف : 53 . “و نفس و ما سواها . فالهمها فجورها و تقویها” شمس: 7و8 . میشود منظور تمایلات نفسانی و خواهشهای وجود انسان و غرائز او باشد که با اختیاری که داده شده میتواند آنها را در مسیر حق یا باطل قرار دهد.

4)     قلوب و باطن . در آیاتی نظیر “واذکر ربک فی نفسک تضرعا وخیفه” اعراف : 205. و تخفی فی نفسک مالله مبدیه احزاب : 37 .  مراد از نفس و نفوس در این آیات باید قلوب و باطن انسانها باشد.

5)     نفس به معنی بشر اولی در آیاتی مانند “یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء” سوره نساء : آیه 98 : انعام – 189 : اعراف


واژه الله

الله : ] ال لا[ (اخ) خدای سزای پرستش (مهذب الاسماء) (ترجمان علامه تهذیب عادل) . علم است برای ذات واجب الوجود. (متن الفه) نام خداوندی تبارک و تعالی ، اصل این کلمه الاه (= اله) بود. علم است که به معبود حق دلالت دارد. چنانچه جامع معانی همه اسماء الحسنی می‌باشد ، نامی ازنام‌های خدا . لفظ جلاله. 1

باید دانست که در این کلمه صفت بخصوص از صفات حق تعالی منظور نیست و آن فقط علم ذات باری تعالی است ، ولی التزاما بجمیع صفات خدا دلالت می‌کند و شاید از این جهت گفته‌اند : الله نام ذات واجب الوجودی که جامع تمام صفات کمال است و این لفظ مبارک مجموعا دو هزار و هفتصد و دو بار در قرآن مجید آمده است و پنج بار “اللهم ” و بقیه “الله” (المعجم المفرس) وجود حق تعالی و توحید قرآن تعریف نکرده است و نشان نداده است. 2


واژه عدّو

عدو : دشمن که در قلب به انسان عداوت دارد و در ظاهر مطابق آن رفتار می‌کند “ان الکافرین کانوا لکم عدوا مبینا” نساء : 101 .

ان الشیطان للانسان عدو مبین) یوسف : 5

به قول راغب دشمن 2 جور است یکی آنکه بشخص عداوت دارد و بقصد دشمنی است مثل : “فان کان من قوم عدو لکم” نساء : 92

دیگری آن که به قصد عداوت نیست بلکه وی حالتی دارد که شخص از آن متاذی می‌شود چنانکه از کار دشمن ، مثل “فانهم عدو لی الا رب العالمین”

بعضی موارد از عداوت دشمنی ظاهر و از بعضا عداوت و کینه قلبی است گرچه عداوت بمعنی تجاوز قلبی است در اقرب موارد گفته : عداوت به معنی خصومت و دوری است بقولی آن اخص از بغضاء است که هر عدو مبغض است و گاهی آنکه دشمن نیست مبغض است.3

در آیه “و لا تعاونوا علی الاثم والعدوان” مائده 20 : عدوان چنانچه از راغب نقل شده است و در المنار ذیل آیه فوق گفته عدم رعایت عدالت در رفتار و معامله با دیگران لذا بهتر است آن را ظلم معنی کرد یعنی در گناه ظلم همدیگر را یاری نکنید.


خودشناسی و اصطلاحات آن

اصطلاحاتی که برای شناخت خود باید مورد توجه قرار گیرد عبارتند از:

1-حیات : عالی ترین محصولی که کارگاه طبیعت تولید می‌کند ، این پدیده با قطع نظر از ماهیت شگفت انگیزی که دارد ، دارای مختصات عمومی و روشنی است که آن را از سایر اجزاء عالم طبیعت مشخص می‌نماید. مانند احساس ، لذت و الم ، آماده نمودن محیط برای زیست تولید نسل ، مقاومت در مقابل عوامل مزاحم و .. همه جانداران در این پدیده مشترک می‌باشند.

2-جان : مانند خمیر مایه حیات برای جانداران است ، یا حیات در چهره احساس ملایم و ناملایم جان نامیده می‌شود.

3-خود : عامل مدیریت حیات است که تنظیم روابط حیات را با محیط طبیعی و با سایر موجودات پیرامون خود بعهده می‌گیرد.

4-من : از آنهنگام که خود مورد آگاهی قرار می‌گیرد و می‌تواند از “جز خود” تفکیک شود. من و خود باعتبار ابعاد و کیفیات مختلف ، با توصیفات گوناگونی متنوع میگردد ، مانند من اجتماعی ، من برتر ، من طبیعی ، من ایده آل، من مجازی و من حقیقی …

5-روان : اصطلاحی است برای آن حقیقت واحد درونی که دارای فعالیت‌ها و خواص و نمودهای مخصوص می‌باشد که در علوم گوناگون روانی مورد بحث و تحقیق قرار می‌گیرند.


ارزش و مقام انسان

از نظر قرآن کریم انسان موجودی با ارزش و والامقام است. قرآن تا آنجا برای انسان ارزش قایل است که او را جانشین خود بر روی زمین می‌داند. او را موجودی می‌داند که فرشتگان او را سجده کرده‌اند ، همه آسمانها و زمین مسخر اویند و موجودات جهان آفرینش سر تمکین در برابر او فرود آورده‌اند. قرآن انسان را چونان مکاتب مادی مطرح نمی‌سازد. او را موجودی در عرض سایر موجودات به شمار نمی‌آورد. برای انسان ارزشی بالاتر از همه موجودات جهان آفرینش قایل است. وی را موجودی می‌داند که حیات او تا ابدیت ادامه دارد. قرآن انسان را موجودی می‌داند که توانسته بار امانت الهی را که آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها از پذیرش آن سر باز زده‌اند به دوش گیرد. قرآن انسان را موجودی می‌داند که خدا او را گرامی داشته و او را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری داده است.

از دیدگاه قرآن ، انسان موجودی است که خداوند او را گرامی داشته و به او استعدادهایی داده است تا به واسطه آن بر بسیاری از مخلوقات برتری پیدا کند.

و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا

“ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم. او را در خشکی و دریا به حرکت درآوردیم و به آنها از روزی‌های پاکیزه بخشیدیم و بر بسیاری از مخلوقات خود او را برتری دادیم (اسری 70)

آیه فوق می‌گوید که خداوند بر نوع بشر منت نهاده و به او دو چیز اعطا کرده است : یکی کرامت و دیگری برتری بر بسیاری از مخلوقات. منظور از تکریم انسان اعطای نیروی عقل است که در دیگر موجودات نیست و مراد از تفضیل و برتری نیز اعطای خصوصیاتی به انسان است که انسان با آن در دیگر موجودات شریک است ولی انسان به نحوه اکمل از آن برخوردار است.

انسان از دیدگاه قرآن از آن چنان ارزش و مقامی برخوردار است که به فرمان خداوند همه موجودات جهان آفرینش مسخر او هستند و خدا نیز انسان را به گونه‌ای آفریده است که بتواند همه نیروهای طبیعت را تسخیر کند و از آنها به نفع خود استفاده کند. انسان به مدد نیروهای خدادادیش می‌تواند نهرها را به تسخیر درآورد ، ماه و خورشید را به تسخیر خود درآورد. زمین و آسمان را مسخر خود ساخته و از آنها استفاده کند.

الله الذی خلق السموات و الارض و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لکم و سخر لکم الفلک لتجری فی البحر بامره و سخر لکم الانهار.

“خداوند است که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان باران فرو فرستاد تا به وسیله آن میوه‌ها برای روزی شما به ثمر برسد و کشتی‌ها را به امر خود بر روی دریاها جاری ساخت و نهرها را مسخر شما گردانید. (ابراهیم 32)

آری انسان در جهان بینی اسلامی دارای آن چنان ارزشی است که خداوند همه موجودات جهان آفرینش را مسخر او قرار داده است و در جهت نفع رساندن به انسان آنها را خلق کرده است. خورشید برای انسان نورافشانی می‌کند، میکروبها را می‌کشد و از پرتو نور خود گیاهان را رشد و نمو می‌دهد. نهرها در خدمت انسان هستند و مزرعه‌ها را برای وی آبیاری می‌سازند تا از محصولات آن انسان استفاده کند.


ویژگی‌های انسان کامل :

انسانی را که قرآن کریم به عنوان یک انسان نمونه و کامل معرفی می‌کند دارای ویژگی‌های فراوانی است که به برخی از آنها اشاره می‌گردد .

“ایمان به خدا” : اولین نشانه و ویژگی انسان نمونه قرآن ایمان به خداست ، یعنی اعتقاد به این موضوع که جهان را خالقی باشد خدا نام. انسان مومن نه تنها به خدا ایمان دارد ، بلکه به جز او هیچکس و هیچ چیز را قابل ستایش و پرستش نمی‌داند. تنها سر به آستان او فرود آورده و از او مدد می‌گیرد. چنین انسانی هیچگاه از رحمت بی‌پایان الهی ناامید نشده و همواره چشم امید به دریای بیکران فیض او دارد.

و لا تیاسوا من روح الله انه لا ییاس من روح الله الا القوم الکافرون

از رحمت خدا ناامید نشوید ، زیرا جز کافران کسی از رحمت الهی مایوس نمی‌‌شود. (یوسف 87)

انسان مومن تنها به خدا توکل داشته و با اتکا به او دست به انتخاب و عمل می‌زند.

قل حسبی الله علیه یتوکل المتوکلون

بگو خدا بس است و تمام متوکلان فقط بر او توکل می‌کنند. (زمر 38)

انسان مومن همواره به یاد خدا بوده و هیچ گاه او را فراموش نمی‌کند، چرا که ذکر خدا موجب می‌شود تا آدمی نظارت او را بر خود همواره بیاد آورده و مرتکب عملی که مانع رشد و کمال او می‌شود نگردد.

واذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفه و دون الجهر من القول بالغدو والاصال و لاتکن من الغافلین

و پروردگارت را در دل خود از روی تضرع و خوف و آهسته و آرام ، صبحگاهان و شامگاهان یاد کن و از غافلان مباش. (اعراف 205)

“ایمان به انبیا” : دومین ویژگی انسان نمونه قرآن ایمان و اعتقاد به انبیاست. و در واقع در پرتو چنین اعتقادی است که انسان هدف آفرینش خویش را یافته و به سوی آن گام برمی‌دارد. این تنها وظیفه و رسالت پیامبران است که به انسان بگویند از کجا آمده ؟ برای چه آمده ؟ به کجا می‌رود ؟ و چه باید بکند؟

ربنا و ابعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیم آیاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمه ویزکیهم

ای پروردگار ما در میان آنان رسولی از خود آنان بفرست تا آیات الهی تو را برای آنان بخوانند و کتاب و حکمت به آنان تعلیم نمایند و آنان را تزکیه و پاکیزه گردانند . (بقره 129)

“ایمان به رستاخیز” : ایمان به جهان غیب و عالم پس از مرگ از دیگر ویژگی‌های انسان نمونه قرآنی است. در آغاز سوره بقره به هنگام یادآوری نشانه‌های افراد متقی چنین می‌خوانیم :

والذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالاخره هم یوقنون

و آنان کسانی هستند که به آنچه بر تو (پیامبر) نازل شده و آنچه بر (پیامبران) قبل از تو نازل شده است ایمان می‌آورند و به روز رستاخیز هم یقین دارند. (بقره 4)

“تسلط بر نفس” : انسان نمونه قرآن تسلط بر نفس دارد ، زیرا یکی از بزرگترین وجه امتیازات انسان بر حیوان کنترل نفس اماره است : نفسی که آدمی را به سوی بدیها و زشتی‌ها سوق می‌دهد.


فهرست

 

عنوان                                                                            صفحه

چکیده .............................................................................................................................................

مقدمه ..............................................................................................................................................

واژه شناسی ...................................................................................................................................

خودشناسی و اصطلاحات آن ...................................................................................................

تفسیر از خود بیگانگی و انواع آن ............................................................................................

آشنا ساختن انسان با خویشتن ................................................................................................

اهمیت خودشناسی در قرآن کریم .........................................................................................

انسان و شناخت های کاذب و فریبنده ..................................................................................

انسان و خداشناسی .....................................................................................................................

ارزش و مقام انسان ......................................................................................................................

ویژگی‌های انسان کامل در قرآن ..............................................................................................

خداشناسی در کلام حضرت علی (ع).....................................................................................

نگاهی به سیمای انسان کامل و ویژگیهای او از دیدگاه نهج البلاغه .............................

انسان و دشمن شناسی ..............................................................................................................

دشمن داخلی ................................................................................................................................

ناکثین و شیوه حضرت علی (ع) در برخورد با آنان ............................................................

سیمای ناکثین ..............................................................................................................................

نتیجه گیری ...................................................................................................................................

پی نوشتها .......................................................................................................................................

فهرست منابع ................................................................................................................................

 

دانلود بررسی خود شناسی (انسان شناسی)

دانلود بررسی رفتار درمانی و تغییر اصلاح و رفتار

بررسی رفتار درمانی و تغییر اصلاح و رفتار

مقاله بررسی رفتار درمانی و تغییر اصلاح و رفتار در 32 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی رفتار درمانی و تغییر اصلاح و رفتار

تحقیق بررسی رفتار درمانی و تغییر اصلاح و رفتار 
پروژه بررسی رفتار درمانی و تغییر اصلاح و رفتار 
مقاله بررسی رفتار درمانی و تغییر اصلاح و رفتار 
دانلود تحقیق بررسی رفتار درمانی و تغییر اصلاح و رفتار
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 25 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 32
بررسی رفتار درمانی و تغییر اصلاح و رفتار

رفتار درمانی و تغییر و اصلاح رفتار

تاریخچه :تاریخچه به کارگیری رویکرد رفتاری را می توان به سه بخش تقسیم کرد. جزء اصلی رویکرد رفتاری شرطی سازی کلاسیک  یا شرطی سازی پاسخگو نام دارد که بر پایة کارهای پاولف (1940) و هال ( 1943) مبتنی است (ساعتچی ، 1379) کاربرد اصلی شرطی سازی کلاسیک در روان درمانی اصطلاحاً رفتار درمانی نامیده می شود (شفیع آبادی 1378) و پیگیری جریان رشد رفتار درمانی و یا تاریخچه آن شبیه تعقیب رودخانه‌ای است با انشعابات فراوان که از پایین به طرف سرمنشأ در حرکت است . چون جریانهای زیادی به این رودخانه ملحق می شوند. بعد از مدتی تشخیص اینکه کدام جریان اصلی رودخانه است مشکل می شود ( کورسینی 1973، ترجمة شفیع آبادی 1378).ذیلا به چند مورد از این جریانها اشاره شود.

یکی از این جریانها انزجار درمانی نام دارد. کانترویچ   (1929) اغلب بعنوان اولین استفاده کننده از این رویکرد مبتنی بر یافته های آزمایشگاهی معروف است . او با بکارگیری مدل شرطی سازی متقابلی بیمار الکلی را درمان کرد. بدین ترتیب که الکل را با شوک قوی الکتریکی همراه کرد و موجب ایجاد بازتابهای امتناع بدنی و تنفر از الکل شد (کورسینی ، 1973).

دومین جریان بوسیلة کسانی شکل گرفت که تلاش کردند تا سیستم های گسترده نظریة شخصیت و رواندرمانی را در چارچوب نظریة یادگیری بیان کنند. برجسته ترین تلاشها در این حیطه بوسیلة دولارد میلر ( 1950) صورت گرفت (کورسینی ، 1973) آنها که سعی کرده اند نظریة روانکاوی را در قالب واژه های یادگیری به کار گیرند معتقدند که رفتار نوروتیک بریک کشمکش عاطفی ناآگاه مبتنی است که معمولا از دوران کودکی سرچشمه می گیرد . به اعتقاد آنها کشمکشهای روان نژندی به وسیلة والدین و در موقعیتهای تغذیه ،آموزش نظافت ، آموزش جنسی و … آموزش داده می شود و کودکان آن را فرا می گیرند ( شفیع آبادی ، 1378).

جریان دیگری که بنظر می رسد بطور مستقیم به توسعه درمان مبتنی بر نظریة یادگیری منجر شده است «نوروز تجربی »  نام دارد. این امر اولین بار بوسیلة بارلوف ( 1927) و در آزمایشات انجام شده بوسیلة وی بر روی سگها گزارش شده است که در نتیجة ایجاد  مشکل برای  تمییز محرکهای شرطی آزار دهنده و خوشایند ، رفتارهای عجیب و غریبی مانند امتناع از ورود به آزمایشگاه یا رفتارهای تهاجمی در سگها بوجود آمد. دیگر روشهایی که موجب بوجود آمدن رفتار آشفته می شود عبارتند از : تاخیر تقویت (گات،1944) ،تغییر سریع محرکهای شرطی منفی و مثبت (لیدل ،1934 ) . محرک آزار دهنده ای که رفتار شرطی شده را متوقف می کند ( دیمینک و دیگران ، 1939) و محرک آزار دهندة‌ که به تنهایی بکار می رود ( ولپی ، 1958) ؛ (مایر ، 1949) (کورسینی ، 1973).

چهارمین جریانی که در تاریخچه رفتار درمانی اهمیت خاصی دارد ( به کار ولپی (1958) بر می‌گردد که با بکارگیری شیوه های شرطی سازی تقابلی یک رویکرد جدید به درمان ایجاد کرد. براساس شرطی سازی تقابلی ، ولپی سعی کرد پاسخ هایی را در انسان بیابد که بتواند از آنها برای بازداری اضطراب استفاده کند . برهمین اساس استفاده از آرمیدگی عمیق برای جلوگیری از اضطراب مبنای حساسیت زدایی منظم شد ؛ استفاده از پاسخ های جسورانه برای جلوگیری اضطراب اجتماعی مبنای جرات آموزی شد و استفاده از انگیختگی جنسی برای جلوگیری از اضطراب مبنای رویکردهای جدید به درمان جنسی شد ( پروچاسکا و نورکراس 1999، ترجمة‌سید محمدی ؛ 1381).

دومین جزء رویکرد رفتاری ، شرطی شدن عامل ( کنش گر) نام دارد. این جزء مبتنی بر کارهای اسکینر (1953) است و در مواردی که آن را در عمل بکار می گیریم به آن تغییر و اصلاح رفتار گفته می شود (ساعتچی ، 1379) .اسکینر که کارهایش بیشتر در زمینه قانون اثرثرندایک است . از مهمترین پیشروان رفتارگرایی است . او در سال 1930 پیش فرضیهایی را مطرح کرد که تا چهل سال بعد افکارش را به خود مشغول داشت .اسکنیر اصول شرطی شدن فعال ، یا وسیله ای را که در قالب قانون اثرثرندایک مطرح شده بود توسعه داد و باردیگر براثرات پاسخ تاکید کرد (شفیع آبادی ، 1378) .

سومین و تازه ترین جزء رویکرد رفتاری که پیشینه و رهبری چندان روشنی ندارد ، آن دسته از رفتارگرایانی را معرفی می کند که بسیار مایل هستند برای ایجاد تغییر در رفتار از تبیین ها و فنون شناختی استفاده کنند. این درمانگران که به رفتارگرایان شناختی معروف هستند از روشهای گوناگونی چون توقف فکر ، بازسازی شناختی ، و مسئله گشایی منظم استفاده می کنند. البته مرز مشخصی برای متمایز کردن درمان شناختی – رفتاری از درمان شناختی وجود ندارد و این تمایز در حقیقت نوعی تمایز نظری است ( پروچاسکا و نورکراس ، 1999؛ ترجمة‌ سید محمدی ، 1381).

رفتار درمانی کاربرد و اصول نظریه های یادگیری برای تغییر یا اصلاح رفتار است که در این بحث فقط نظریه های شرطی سازی کلاسیک ( پاولفی ) و شرطی سازی عامل ( اسکینری ) مدنظر خواهد

1)                            غرقه سازی :

غرقه سازی به تعدادی روش گفته می شود که هدف تمامی آنها ایجاد خاموشی به طور اجباری است . ویژگی مشترک همة‌این روشها آن است که شخص را برای مدتی نسبتا طولانی در معرض محرک ترس آور یا اضطرابزا (محرک شرطی) با شدت تمام قرار می دهند. اما این محرک درغیاب محرک غیرشرطی ظاهر می شود . همچنین در این روشها تدابیری به کار می روند که شخص نتواند از موقعیت محرک اجتناب کند:یعنی مجبور می شود با محرک اضطرابزا که با شدت تمام ارائه می شود ، روبه رو گردد. بنابرای اصطلاح غرقه سازی را باید برای آن دسته از اشکال رویارویی به کار برد که هیجان شدید تولید می کنند. این رویارویی بامحرک اضطرابزا می تواند بصورت واقعی باشد یا اینکه شخص آن را بطور خیالی تجسم کند از این رو روشهای غرقه سازی را می توان به دو دسته غرقه سازی واقعی و غرقه سازی خیالی تقسیم کرد.

الف : غرقه سازی واقعی :

روش غرقه سازی واقعی هم برای درمان هراسها و هم برای درمان اختلالات وسواسی به کار می رود. هرچند که ما در اینجا غرقه سازی واقعی را بعنوان روش برخاسته از خاموشی پاسخگر (پاولفی ) به حساب آوریم . اما حقیقت امر این است که در این روش ترکیبی از خاموشی پاسخگر و خاموشی کنشگر دخالت دارد، چون یادگیری پاسخهای اجتنابی آمیزه ای از شرطی شدن کلاسیک و شرطی شدن کنشگر است که در نظریة دو عاملی ماور به آن اشاره شده است .

ب : غرقه سازی خیالی یا تجسمی :

یکی از مشکلات روش غرقه سازی واقعی این است که در بعضی موارد، رویارویی مستقیم مراجع با محرک اضطرابزا به عوض اینکه ترس او را کاهش دهد ، موجب افزایش ترس می شود. دراین روش از مراجع خواسته می شود تا به عرض روبه رو شدن با محرک اضطراب آور بطور واقعی ، آن را در پیش خود بطور خیالی تجسم کند. مثلا به شخصی که از مار می ترسد گفته می شود تصور کند ماری را از زمین بلند کرده به دست می گیرد. می بیند که مار به دور دستش می پیچد و به پشت آن دست می کشد . عامل مهمی که در کاربرد این روش باید مورد توجه قرار گیرد طول مدت تجسم محرک اضطراابزاست . چنانچه این مدت خیلی کوتاه باشد . اضطراب به جای کاهش یافتن افزایش می یابد. پژوهشهای انجام شده دراین باره نشان داده اند که هر چه محرک اضطرابزا شدیدتر باشد به همان نسبت جلسات درمانی با روش غرقه سازی خیالی نیز باید زیادتر باشند.

پ :غرقه سازی خیالی اغراق آمیز:

این تکنیک شباهت زیادی به غرقه سازی خیالی که قبلا توضیح داده شد دارد. اما تفاوت این دو روش در آن است که در روش غرقه سازی خیالی از مراجع خواسته می شود تا صحنه های واقعی مربوط به اضطراب را تجسم کند. در حالی که در روش غرقه سازی خیالی اغراق آمیز مراجع وادار می شود تا صحنه های غیرواقعی را مجسم کند که در آنها موقعیت ترس آور تاحد وحشتناکی اغراق آمیز ، جلوه داده شده است . استامپفل ولویس (1967) که روش غرقه سازی خیالی اغراق آمیز را ابداع کرده اند آن را شکل خاصی از خاموشی پاسخگر می‌دانند. در این روش مراجع درحد بالایی از اضطراب نگه داشته می شود تا اینکه یک کاهش خودبخودی در خواص اضطرابزایی صحنه های تخیلی ایجاد شود ( سیف ، 1378).

5)انزجار درمانی :

انزجار درمانی یا درمان اجتنابی به نوعی کاربرد اصل منع متقابل است به منظور از بین بردن عادات شرطی در زمینه تفکر و حرکات . این تکنیک همراه کردن یک محرک نامطبوع است با پاسخهای ناسازگار و غیرعادی . انزجار درمانی تکنیکی نیست که حتما به منزله اولین انتخاب درمانگر مورد استفاده قرار گیرد. معمولا هنگامی که نتوان مشکلی را با استفاده از تکنیکهای دیگر حل کرد باید به این تکنیک متوسل شد ( شفیع آبادی ، 1378).

انزجاردرمانی یکی از روشهای درمانی است که عمدتا برای درمان الکلیسم ، سیگار کشیدن اعتیاد به مواد مخدر، انحرافات جنسی و پرخوری بکار می رود. در درمان معتادان به الکل ، محرکهای تهوع آور بعنوان محرک آزاردهنده ارائه می شود. در حالیکه برای اصلاح رفتار پرخوری محرک آزاردهنده ، بوهای نامطبوع و در درمان انحرافات جنسی محرک آزار دهنده شوک برقی است ( سیف ، 1278).


فهرست

 

عنوان

صفحه

تاریخچه................................................................................................................................................... 1

مفاهیم بنیادی نظیریة رفتار درمانی............................................................................................... 4

نظریة شخصیت..................................................................................................................................... 4

ماهیت انسان......................................................................................................................................... 5

مفهوم اضطراب و بیماری روانی....................................................................................................... 7

ماهیت رواندرمانی در رفتار درمانی................................................................................................. 8

فرآیند درمان......................................................................................................................................... 9

ارزیابی در رفتار درمانی...................................................................................................................... 13

تکنیکهای رفتار درمانی.......................................................................................................................

روشها و فنون برخاسته از شرطی سازی پاسخگر....................................................................... 15

حساسیت زدایی منظم....................................................................................................................... 15

آموزش جرأت ورزی............................................................................................................................ 16

مواجهة تدریجی.................................................................................................................................... 18

غرقه سازی............................................................................................................................................. 18

انزجار درمانی......................................................................................................................................... 20

روشها و فنون برخاسته از شرطی سازی کنشگر.........................................................................

روشهای افزایش رفتارهای مطلوب موجود.................................................................................... 21

روش تقویت مثبت............................................................................................................................... 21

روش تقویت منفی............................................................................................................................... 22

اقتصاد ژتونی.......................................................................................................................................... 23

قرارداد رفتاری....................................................................................................................................... 24

روشهای ایجاد رفتارهای تازه.............................................................................................................

روش شکل دهی رفتار........................................................................................................................ 25

روش زنجیره سازی رفتار................................................................................................................... 26

روشهای کاهش و حذف رفتارهای نامطلوب.................................................................................

روشهای مثبت کاهش رفتار.............................................................................................................. 26

روشهای منفی کاهش رفتار............................................................................................................... 28

کارآیی رفتاردرمانی برای اختلال های ویژه ................................................................................ 30

فهرست منابع........................................................................................................................................ 34

 

دانلود بررسی رفتار درمانی و تغییر اصلاح و رفتار

دانلود بررسی روش تدریس ایفای نقش

بررسی روش تدریس ایفای نقش

مقاله بررسی روش تدریس ایفای نقش در 14 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی روش تدریس ایفای نقش

تحقیق بررسی روش تدریس ایفای نقش
پروژه بررسی روش تدریس ایفای نقش
مقاله بررسی روش تدریس ایفای نقش
دانلود تحقیق بررسی روش تدریس ایفای نقش
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود پژوهش
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود تحقیق
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 13 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 14

بررسی روش تدریس ایفای نقش


 

مقدمه

« می شنوم فراموش می کنم، می بینم به خاطر می آورم. انجام می دهم درک می کنی»

به نقل از :Mark Sutcliffe

« یکی از روشهای خلافی که در فعالیتهای یا دادن برای یاد گرفتن به کار می رود، روش ایفای نقش یا وانمود سازی است. این روش علاوه بر این که یادگیری کودکان و نوجوانان را عمیق و پر بار می کند. بسیار دکش و ذوق آفرین نیز هست. روش وانمود سازی از زندگی واقعی انسان ها، به ویژه زندگی شعف انگییز کودکان و نوجوانان گرفته شده است. همه دوست دارند در قالب شخصیت های دیگر در آیند و به بازی نقش بپردازند. انسان ها در زندگی روز مره خود همواره از شخصیت هایی که دوست دارند یا از آنها خوششان می آید تقلید می کنند و می کوشند دفتار و منش آنها را به خود نسبت دهند، یا آرزو می کنند کاش می توانستند همچون آنان باشند. گاه آنان از روی تفریح یا طنز رفتار و کردار کسانی را تقلید می کنند که سبب خنده و شادمانی اطرافیان می شود. کودکان و نوجوانان بیشتر از  بزرگسالان این  گونه تقلید های صوری را دوست دارند آنان وقتی از کسی یا از  رفتار و گفتار کسی به واقع خوششان بیاید خود را در هیأت و سطوت او فرو می برند و خویش را همانند او می  پندارند،‌و نیز وقتی از کسی بدشان بیاید، یا از رفتار و گفتارش دلزده شوند فوری در نقش او ظاهر می شوند و ادا و اطواری در می آورند که سبب تحریک دیگران نیز می شود. گاه این « دیگر شدن» به قدری طبیعی و جدی ظاهر می شود که آنان حیرت بزرگسالان را بر می انگیزند. ماند گارترین یادگیری ها با شیوة  ایفای نقش صورت می پذیرند.چون ایفای نقش تنها شیوه ای است که یاد گیرندگان از خود مایه می گذارند. خود را در معرض مطالب یادگیری قرار می دهند. و همان طور که می خواهند و می توانند مطالب را دروی  می کنند و برونی ابزار می دارند.» علی رؤوف ماهنامه رشد تکنولوژی آموزشی. 1382 ص16.

هدف اساسی

« ایفای نقش به مثابه یک روش تدریس ریشه در دو بعد شخصی و اجتماعی فرد که مورد تأکید آموزش وم پرورش است دارد. در قالب روش تدریس حاضر تلاش می شود به یاد گیرندگان یاری گردد تا معنا و مفهوم خویش را در درون فضای اجتماعی که در آن زندگی می کنند، بیابند و نکات مبهم تصورات خود  را در بارة وجود خویش با یاری گرفتن در گروههای اجتماعی روشن سازند. روش حاضر ایجاد می کند که در آن یادگیرندگان در تحلیل موقیعتهای اجتماعی به صورت همیار و مشترک فعالیت می کنند، به ویژه یادگیرندگان راه حل مسائل بین شخصی را در این روش می یابند و شیوة آزا د منشانه برای پرداختن به انواعی از موقعیتهای اجتماعی را به وجود می آورند.» محمد احدیان، راهنمای روش های نوین تدریس: 1378ص،256 . « این نوع یادگیری ها سبب می شود تا یادگیرندگان خود را همراه و همگام با موضوعات درسی، و در متن زندگی فردی و اجتماعی خویش ببینند و آن چه را در تفکر و پندار دارند به طرقی غییت ببخشند و با سازگاری هایی که از عهده شان بر می آید توانمندی های خویش را درک کنند، در تقویت آنها بکوشند یا تصمیم بگیرند تلاش های بیشتر و بیشتری را به ثمر برسانند.»  علی رؤوف،  ماهنامه رشد تکنولوژی آموزشی ، 1382ص،16.

مفهوم نقش

مرحلة‌پنجم: اجرای بازی

در این مرحله است که بازیگران به ایفای نقش می پردازند و معلم آنها را هدایت می کند. مثال: در این مرحله بازیگران را به ایفای نقش فرا می خواند،‌ به آنان  یاد آوری می شود که با توجه به توافقهای انجام شده اقدام به عمل کنند. از آنجا که مدت زمان نقش کوتاه است حاشیه رفتن سبب دوری از هدف خواهد شد. معلم تا زمانی اجرای بازی را مجاز می شمارد که محتوای ارائه شده: اهداف را پوشش دهد. در مثال این روش، بازی تا زمانی گسترش می یابد که تأکیدات لازم بر همکاری،  رعایت نظم ، دوری از تکروی و پذیرش مسئولیت انجام شده باشد.

مرحلة ششم: بحث و ارزشیابی

اجرای بازی سئوالاتی را در اذهان به وجود می آورد. معلم، ایفا گران نقشها و تماشاگران همه سئوالاتی را مطرح می کنند. برای سئوالات طرح شده و با توجه به سئوالاتی که معلم برای بازیگران مشخص کرده است. بحث سازمان داده می شود.

مثال:‌معلم از تماشاگران می خواهد نظر خودشان را دربارة بازی انجام گرفته، ارائه دهند . معلم دیدگاهها را به دو سمت سوق می دهد: به نحوة اجرای بازی و به اهداف مورد نظر. تماشاگران سئوالات و نظرات خودشان را دربارة‌ چگونگی ایفای نقش و کمیت آنها متمرکز می سازند. نظریابی از این دست از سوی آنها ارائه می شود: رهبر گروه بیش از پیش اعضای گروه را محدود می کرد معاون یا دستیار گروه به دیدگاههای رهبر اعتماد نداشت و ... بازیگران که ایفای نقشها را به عهده داشتند می گویند. به نظر ما پیش از هدایت گروه باید تواناییهای هر کس به صورت واقع بینانه مشخص شود و بر اساس آن مسئولیت داده شود. معلم هم با ارائه سئوالاتی نظریات پیشنهادی و انتقادی را طلب می کند، برخی سئوالهای معلم عبارتند از:

1- نظرتان دربارة الگوی رفتاری بازیگران نقش ها چیست؟

2- چه پیشنهادی برای بهینه سازی رفتار ها دارید؟

3- عملکرد مطلوب گروهی چه نقشی د تحقیق اهداف دارد؟و....

 

فهرست مطالب

 

عنوان

صفحه

مقدمه...................................................................................................................................................................

هدف اساس........................................................................................................................................................

مضموم نقش......................................................................................................................................................

افرادی که در روش ایفای نقش شرکت دارند...........................................................................................

مراحل اجرای روش تدریس ایفای نقش....................................................................................................

محاسن و محدودیتهای روش ایفای نقش..................................................................................................

منابع و مآخذ.....................................................................................................................................................

 

دانلود بررسی روش تدریس ایفای نقش

دانلود بررسی شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان

بررسی شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان

مقاله بررسی شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان در 61 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان

تحقیق بررسی شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان
پروژه بررسی شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان
مقاله بررسی شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان
دانلود تحقیق بررسی شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان
پروژه
پژوهش
مقاله
جزوه
تحقیق
دانلود پروژه
دانلود
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 52 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 61

بررسی شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان


مقدمه

آسیب ناشی از خشونت شوهران از فشارهایی است که بر زنان وارد می شود . نگاهی سریع و گذار به به تاریخ نشان دهندة عظمت آلام و مصائبی است که به واسطه خشونت مردانه ایجاد شده است . اینگونه خشونت در جنگها ، شکنجه ها و ارتکاب ضرب و شتم مردان در حق مردان زنان ، و کودکان نمود دارد . ضرب و شتم زنان در عین ارزش تلقی شدن در جوامع متداولترین شکل خشونت فیزیکی ، خشونت روانی ، خشونت اجتماعی ، خشونت اقتصادی و خشونت جنسی ، برداشتهای خشونت آمیز نسبت به زن بازتابی است از ارزشها و عقاید اعضا اجتماع که اغلب چندین نسل را در بر می گیرد . و محصول سنتها ، آداب و رسوم : عقاید مذهبی ، قوانین حقوقی و به عبارتی دیگر محصول فرهنگ جامعه است . از عواملی که تبیینهای خشونت مردانه مورد توجه قرار گرفته است .  اقتصاد ، مذهب ، خانواده عوامل شخصی بیولوژیکی می باشد .

الگوهای فرهنگی تاریخی نه تنها خشونت مردان را تحریم نکرده بلکه آن را تشویق نموده است هر چه از نظر فرهنگی خشونت پذیرفته تر باشد و مورد تشویق قرار گیرد در نتیجه این نگرش در مردان برای اعمال خشونت تقویت می شود و نتیجه آن اعمال خشونت توسط مردان در انواع گوناگون علیه زنان می باشد . تا زمانی که فرهنگ جامعه تغییر نکند و نگرش مردان نسبت بر خشونت علیه زنان تغییر نکند پدیدة خشونت علیه زنان ادامه خواهد داشت .

متأسفانه  در جامعه کنونی ما هنوز خشونت علیه زنان به وسیلة آداب و رسوم ، نگرشهای سنتی و تفاسیر مذهبی توجیه می شود تا حد زیادی این واقعیت پنهان نگه داشته می شود . حتی خود زنان نیز بر اثر فشارهای سنتی هزاران ساله این واقعیت را به عنوان سرنوشت گریز ناپذیر خود پذیرفته اند و برای بسیاری از زنان این مسئله عادی تقلی می شود .

بنابراین در درجة اول باید فرهنگ ما تغییر کند و بالتبع آن نگرش افراد نسبت به خشونت علیه زنان تغییر کند .

در این تحقیق به این سؤال پرداخته شده است که نگرش  مردان معلم شاغل شهر تویسرکان نسبت به خشونت علیه زنان چگونه است ؟


بیان مسئله

پدیدة خشونت علیه زنان در خانواده بخشی از مجموعه عناصری است که در جامعه شناسی تحت عنوان رویة تاریک زندگی خانوادگی مورد بحث قرار می گیرد . از واژه تاریک دو مفهوم مستفاد می شود . اول مجموعه عناصری نامطلوب در این نهاد بنیادی جامعة بشری که در مقابل مزایای بی شمار خانواده قرار می گیرند و متأسفانه آنها نیز بی شمارند ، به همین علت یک رویة سکّة درخشان خانواده را تاریک می کنند . مواردی چون تبعیضهای ناشی از جنسیت بالحاظ کردن جنبه های فیزیولوژیک ، بیولوژیک ، فرهنگی ، اجتماعی  شامل بی مهری ، پیمان شکنی ، مشاجرات مزمن ، اعمال خشونت به طرق مختلف من جمله ضرب و شتم فیزیکی زنان در این زمره اند . مفهوم دوم واژة تاریک در سایه قرار گرفتن و دور از دید واقع شدن این پدیده های نامطلوب است . به طور نسبی از خانواده به عنوان حریم مقدس و کانون گرم یاد می شود که پاسخگوی بسیاری از نیازهای اساسی بشر است و شاید به سبب همین ویژگیها « حرمت و تقدس » جنبه های آزار دهندة آن در مقایسه با دیگر معضلات بشری کمتر بیان شده است و در نتیجه کمتر مورد بحث قرار گرفته است .

عوامل گوناگون به خشونت علیه زنان دامن می زند .

بسیاری از بدرفتاریها نه برای مردان و نه برای زنان و نه حتی برای قانون گذاران ، بدرفتاری محسوب نمی شود . بلکه حق مرد بر زن به حساب می آید . از جمله اجازه کار زن و تحصیل و ازدواج بیرون رفتن از خانه و … که چنین نگرشی از عوامل موثر در گسترش بدرفتاری و خشونت علیه زنان می باشد . چرا که بر اساس چنین نگرشی مرد حق دارد که مانع از کار تحصیل رفت و آمد زن با سایرین شود و زن حق مخالفت با مرد را ندارد چرا که تصمیم گیرنده اصلی مرد خانواده ا ست . هر چه او بگوید باید اجرا شود و اگر به حرفهایش گوش داده نشود و از اوامر او سرپیچی شود مرد حق دارد اعمال خشونت کند . و هیچ کس او را از این کار منع نمی کند چرا که از دید دیگران زن مقصر است . زن باعث عصبانیت شوهر شده و مجازات  او اشکالی ندارد . چنین نگرشی در طی قرنها به مردان اجازه داده است که بر سونوشت زن حاکم باشند و اگر زن خلاف ارادة او رفتار کرد مستحق کتک  است و باید آن را متحمل کند و دم بر نیاورد و آبروی شوهر را حفظ کند و به حرفهای شوهر اگر چه ظالمانه باشد گوش دهد . تقویت نگرشهای سوختن و ساختن و تقبیح مقابله زن با شرایط تحمیلی زندگی و نافرمانی در برابر مرد باعث افزایش قدرت مرد و تشویق و تأیید او برای اعمال خشونت می باشد که ریشه این نگرشها را باید در فرهنگ جامعه جستجو کرد . فرهنگها از جمله عواملی هستند که در تقویت این نگرشها مؤثرند .

در این تحقیق به بررسی نگرش مردان نسبت به خشونت علیه زنان پرداخته شده است تا مشخص شود که آیا نگرش مردان جامعه آماری ( معلمان ) نگرشی خشونت آمیز است یا خیر . به این دلیل جامعه آماری معلمان را در نظر گرفته ایم چرا که معلّمان قشر تحصیل کرده جامعه می باشند و انتظار می رود که نگرش آنان نسبت به خشونت نگرشی منفی باشد یا دست کم نگرشی معتدل باشد .

اهمیت موضوع

از آنجا که خانواده هسته اصلی تشکیل دهندة جامعه می باشد و از آنجائی که سلامت و بقاء جامعه بستگی به سلامت و بقاء خانواده دارد . پس محیط خانواده باید محیطی سالم و عاری از خشونت نسبت به زنان و کودکان باشد چرا که زنان پایه و بقای زندگی خانوادگی می باشند و آسیب رساندن به آنان به معنای تقویت پایة خانواده و بالتبع جامعه خواهد بود خشونت نسبت به زنان ناشی از نگرشهای سنتی و اقتدار گرایانه می باشد و تا زمانی که این پدیده ناشناخته باشد نمی توان به حل خشونت علیه زنان کمک کرد . شناخت و آگاهی نسبت به نگرش مردان دربارة خشونت علیه زنان به ما کمک می کند که بفهمیم که آیا هنوز جامعه ما فرهنگ ما ساختار اقتصادی و آموزش و پرورش ما این نگرش را در مردان تقویت می کنند و تأیید می کنند یا این نگرش را تعدیل
کرده اند .

 

هدف از انجام تحقیق

شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت نسبت به زنان

 

فایدة عملی تحقیق

آگاهی از نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان به ما تصویری از نگرش فرهنگی حاکم بر جامعه می دهد که در واقع نگرش حاصل اعتقادات و ارزشها ، آداب و رسوم و عرفهایی هستند از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اند . بنابراین با شناخت نگرش مردان در جهت ارائه الگوهای جدید فرهنگی به ایجاد نگرشهای مثبت نسبت به زنان و از بین بردن پدیدة خشونت می توان کمک کرد .

تاریخچه خشونت علیه زنان در جهان

این واقعیت تلخ ریشه در اعماق تاریخ بشریت دارد . تاریخ زندگی انسان گویای آن است که در طی قرون و اعصار متمادی ، زنان همواره قربانیان اندیشة « پست نگری » در همة ادوار و در نزد ملل و جوامع مختلف بوده اند و همیشه تلاش بر این بوده است که با انکار نقش محوری زنان در جامعه و ارزیابی نادرست از تواناییها و قابلیتهای او ، با تقسیم کار ناعادلانه و ساختاری ، زنان را به سوی مشاغل پست یا درجه دوم سوق دهند . بدون تردید ریشه تمام این تبعیضها و سنتها، عقاید قالبی و پیشداوریهای نادرست را باید در تکوین جوامع اولیه جستجو کرد که متکی بر قاهریت توان جسمی و نوعاً عاری از تفکر و ظرافت و احساس بوده است . بدیهی است که در این روند ، زنان با ویژگیهای خاص جسمی ، رفتاری و عاطفی از جایگاه چندان مستحکمی برخوردارنبوده‌اند . 

تحقیر و کوچک شمری زن که داستانی دراز دارد ، منحصر به منطقه فرهنگ خاص نیست و بسیارند جوامع پدرسالار که زن را شرّی می دانند که از بخت بد قابل اجتناب نیست و به همین علت که نمی توان از او گذشت مردان می کوشند تا حوزة اقتدار ویرا هر چه تنگتر کنند و از زن تصویری معکوس تصویر خود بسازند تا آنجا که مرد ، آفریدة خداوند و تجسّم خیر می شود و زن مخلوق شیطان معرفی می شود . 

در ادوار گذشته همواره این اصل مطرح بوده است که زن موجب شقاوت و بدبختی است و هیچ نقش مثبتی در جامعه ندارد . ارسطو را ناقص می دانست و معتقد بود آنجا که طبیعت از آفریدن مرد ناتوان است ، زن را می آفریند و زنان و بندگان از روی طبیعت ، محکوم به اسارت هستند .

اقوام یهود نیز زن را مایه بدبختی و مصیبت می دانستند و وجود او فقط از آن رو قابل تحمل بود که یگانه منبع تولید سرباز به شمار می رفت . یهودیان قدیم به هنگام تولد دختر شمع روشن نمی کردند و مادری که دختری به دنیا می آورد ، می بایست دو بار غسل کند ، اما پسر که به عهد خود با یهود ( که آفریننده تصوّر و خیال قوم یهود بود ) می بالید ، همیشه در نماز خود تکرار می کرد : « خدایا ترا سپاسگزارم که مرا زن و کافر نیافریده ای » . در سرتا سر شرق زنان تا پسری نزاده بودند منفور بودند و اگر پسری می زادند ، تا در میدان جنگ کشته نمی شد ، مورد  احترام واقع نمی شدند حتی افلاطون که با جدیّت و تهوّر فراوان از ورود زن به هر کاری و از برابری زن و مرد در همة موقعیتها پشتیبانی می کرد ، خدا را شکر می کرد که مرد آفریده شده است . » 

در شریعت بودا زن موجودی شریر معرفی شده است که برای فاسد ساختن مرد در درون وی نیرویی تعبیه گردیده است و در آیین هندو ، زن ملک افراد مذکر بوده و پس از مرگ شوهر نیز همواره سوزانیده می شده است . 

 

خشونت علیه زنان به یونان

زن در نظر یونانیها پست ترین موجود به شمار می آمد به طوری که آقای گوستاولوبون فرانسوی در کتاب تاریخ  تمدن اسلام و عرب به آن اشاره می کند : « یونانیان عموماً زن را موجودی پست می دانستند که تنها برای ادامه نسل و کارهای خانه به درد می خورد زن در قوانین یونان اصلا از خود اختیار نداشت در کوچکی مطیع پدر و در نوجوانی مطیع شوهر و در بیوگی مطیع پسران و اگر پسری نداشته باشد باید مطیع خویشان باشد یعنی نمی شود اختیارش را به دست خودش واگذار نمود . در قوانین یونان هیچ گونه حق وارثی برای زن منظور نشده است . وی در مورد مظلومیت زن در طول تاریخ و حقوق مدنی زوجین این طور می نویسد : زن به هیچ وجه شریک زندگی مرد محسوب نمی شد چون او را دارای قوای کامل بشری نمی دانستند و بیشتر متفکران یونانی معتقد بودند که زن دارای روح جاوید انسانی نیست و بدین جهت حق ندارد بعد از وفات شوهر زندگی کند .



 

تحقیقات عملی داخلی

1 ـ خانم شهلا اعزازی در یک تحقیق کیفی به بررسی وضعیت زنان کتک خورده در شهر تهران ( 77 ـ 1376 ) پرداختند . این تحقیق که با روش کیفی انجام شد بر اساس مصاحبه نیمه استاندارد و با زنانی صورت گرفت که از  شوهران خود کتک می خوردند و جامعه آماری از زمانی که بیشترین مراجعه به مراکز مشاوره و پیش گیری بهزیستی در زمینه مسائل خانوادگی داشتند انتخاب گردید . با 53 نفر از زنان یک مصاحبه عمیق 2 تا 3 ساعته انجام گرفت چارچوب نظری تحقیق با توجه به نظریة ساختار اقتداری مطرح شده است به طور خلاصه به شرح زیر است : ساختار جوامع کنونی بر اساس اقتدار پدرسالارانه بنا شده است . در این ساختار اجتماعی مرد بیشتر از زنان به منابع کمیاب اجتماعی مانند ثروت ، قدرت ، اعتبار دسترسی دارند ، در نتیجه سلسله مراتبی در جامعه بوجود آمده و جهان بینی های حاکم بر جامعه نیز به نوعی شکل گرفته اند که تضمین کنندة سلسله مراتب برتری مردان بر زنان اند . این جهان بینی ها بر سازمانهای گوناگون جامعه حاکم است ، در قوانین آن وجود دارد و مدارس و رسانه ها نیز در مورد آن تبلیغ می‌کنند و به این ترتیب ، اعضای جامعه نیز به برتری مردان نسبت به زنان عقیده پیدا کرده اند و بازتاب این تفکر را در زمینه برقراری رابطه با فرزندان از طریق جامعه پذیری، مشاهده می کنیم . مردان در جامعه اقتدار بیشتری دارند و این رابطه باید در خانواده هم پا بر جا بماند . حال اگر در خانواده وضعیتی تنش آفرین به وجود آید که سبب شود رفتار زن و فرزند از نظارت خارج شود و یا رفتاری از آنها سر بزند که تهدیدی برای اقتدار مرد باشد او باید برای حفظ اقتدار خود اقدام کند . از آنجا که ساختار جامعه دارای خشونت است  ارزش گذاری اجتماعی و فردی نیز آن را تا حدودی تحمل کرده است و در مواردی جایز می شمارد ، یکی از ساده ترین راهها برای حفظ و مقام و موقعیت مرد در سلسله مراتب اقتداری خانواده و  اعمال نظارت بر رفتار دیگران ، توسل به خشونت است . از اینها گذشته مردان از طریق خانواده های جهت یاب خود دریافته اند که ساده ترین   راه پایان بخشیدن به تعارضات خانوادگی ، بهره گیری از خشونت است . خانم اعزازی در پایان تحقیق خود به این نتیجه گیری می رسد که خشونت خانوادگی در برگیرنده ، طیف گسترده ای از افراد با ویژگیهای متفاوت اجتماعی ، اقتصادی است . در میان زنان هم زنان با سواد هم  بیسواد کم سواد خانه دار یا دارای شغل پایین  زنان دیپلمه و لیسانسه وجود داشت . زنان شاغل بیشتر در مشاغل میانی جامعه و در سطوح معلمی و کارمندی فعالیت می کردند . مردان خشن بی سواد و کارگر تا دیپلمه و لیسانسه و فوق لیسانس و پزشک متخصص بودند .

از نظر درآمد ، درآمد مردان به مراتب بیشتر از زنان بود . خصوصیات دیگر فردی مانند پرخاشگری عمومی اعتیاد به مواد مخدر یا مصرف مشروبات الکلی در مردان و خانه دار بودن یا شاغل بودن زنان و حاملگی آنان نشان دهندة ارتباط خاصی با خشونت خانوادگی نبود سن ازدواج زنان و مردان را می توان در ردیف ازدواج در سنین پایین ، متوسط و بالا رده بندی کرد .

در ایجاد خشونت عوامل متعددی دخالت دارند که شامل موارد زیر است :

نگرشهای احتمالی در مورد خشونت : برخی موقعیتهای اجتماعی یا خانوادگی امکان استفاده از خشونت را به افراد می دهد .

-         استفاده از خشونت در جهت نظارت بر رفتار دیگری ( تربیت) مجاز است .

-         اگر خشونت خیلی شدید نباشد جامعه آن را می پذیرد .

-         آشنا نبودن با راه حلهای دیگر حل تعارضات خانوادگی سبب استفاده از خشونت می شود .

-         قربانی در ایجاد خشونت مقصّر قلمداد می شود .

   نگرش نسبت به زنان

-         موقعیت زنان در خانواده پایین تر از مردان است .

-         زن باید تحت سرپرستی مرد قرار بگیرد .

-         اعتبار اجتماعی برای زن از طریق وابستگی او به مرد حاصل می شود .

-         زنان باید خود را با خصوصیات اخلاقی و درخواستهای شوهران منطبق سازند و یا در جهت خواست آنها تغییر کنند .

    نگرش نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده

-         ازدواج به خودی خود مهم است .

-         در خانواده مرد مسئول مسائل اقتصادی و زن مسئول فراهم آوردن امکاناتی برای رفاه و آسایش خانواده است .

-         خانواده مکانی خصوصی دور از دخالت دیگران است .

شرایط اجتماعی موجود در ایران

-         ناتوانی سازمانهای رسمی برای کمک رسانی

-         ساختار مردانة‌ سازمانهای رسمی

-         نبود حمایتهای اقتصادی اجتماعی

-         ناآگاهی زنان از امکانات

- گروه نظر سنجی روزنامه ایران یک نظر سنجی تحت عنوان « بررسی ناهنجاری همسر آزاری » در سال 1378 در شهر تهران که پاسخگویان آن را زنان تشکیل می دادند انجام دادند و به نتایج زیر دست یافتند :

46 درصد از پاسخگویان مورد آزار و اذیّت همسر خود قرار  گرفته بودند و 54 درصد مورد آزار قرار نگرفته بودند که در میان قربانیان خشونت 24 درصد آزار روانی ، و فیزیکی و 5 درصد مورد آزار فیزیکی قرار گرفته بودند .

در مورد دلایل همسر آزاری 43 درصد از پاسخگویان نداشتن دید درست و منطقی مردان نسبت به همسرانشان ، 20 درصد حس خود خواهی و برتری جویی ، 14 درصد عدم تربیت صحیح و آگاهی  ناکافی مردان ، 5 درصد عدم برخورد جدی مسئولان ، 4 درصد باور غلط مردسالاری ، 5 درصد فقر اقتصادی و 9 درصد سایر موارد را ذکر کردند .

در مورد اقدامات لازم برای جلوگیری از بروز همسر آزاری از سوی مردان ، 39 درصد از پاسخگویان عدم محدودیت قانونی و حمایت از زنان و برخورد با مردان ، 30 درصد از آنان به آگاهی از حقوق مردان و همسرانشان ، 27 درصد به داشتن ایمان و اعتقادات مذهبی و 4 درصد به سایر موارد اشاره کرده اند .

 

فهرست مطالب

 

مقدمه ۴
بیان مسئله ۶
اهمیت موضوع ۷
هدف از انجام تحقیق ۸
فایدة عملی تحقیق ۸
ادبیات موضوع ۹
تاریخچه خشونت علیه زنان در جهان ۱۰
خشونت علیه زنان به یونان ۱۱
خشونت علیه زنان در اسپانیا ۱۲
جایگاه زن در میان اعراب ( خشونت علیه زنان ) ۱۳
خشونت علیه زنان در فرانسه ۱۶
خشونت علیه زنان در انگلستان ۱۷
خشونت علیه زنان در آمریکا ۱۸
تاریخچه خشونت در ایران ۱۹
جامعه کنونی ایران ۲۵
۱ ـ حوزه خصوصی ۲۵
۲ ـ حوزه عمومی ۲۷
پژوهشهای خارجی انجام شده در زمینة خشونت ۲۸
مطالعات و تحقیقات داخلی ۳۴
مطالعات و تحقیات نظری ۳۴
تحقیقات عملی داخلی ۳۷
نگرش نسبت به زنان ۳۹
نگرش نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده ۳۹
تحقیقات دانشگاهی ۴۲
بررسی وضعیت خشونت نسبت به زنان در خانواده های تهرانی ۴۳
نتیجه گیری از تحقیقات داخلی ۴۷
نظریه های مربوط به تحقیق ۴۹
۱-نظریه فرهنگی ( هماهنگی فرهنگی ) ۴۹
۲ ـ نظریه خرده فرهنگ خشونت ۵۱
۳ ـ نظریه نظارت اجتماعی ۵۳
۴-نظریه کارکرد گرایی ۵۶
۵ ـ نظریه یادگیری اجتماعی ۵۸
۶ ـ نظریه ساختار قدرت ۶۱
نظریه های فمینیستی ۶۲
نظریه ستمگری جنسی ۶۴
نظریه نابرابری جنسی ۶۴
نظریه فمینیستم رادیکال ۶۵
چار چوب نظری ۶۸
روش تحقیق ۷۲
جامعة آماری ۷۲
فرد مورد مشاهده ۷۲
نحوه نمونه گیری ۷۲
ابزار جمع آوری اطلاعات ۷۲
پایایی و اعتبار پرسشنامه ۷۳
تکنیک تحلیل داده ها ۷۳
سؤالات تحقیق ۷۴
تعاریف نظری ۷۵
گویه ها ۷۷
تعاریف نظری و عملی مفاهیم ۸۱
تعاریف نظری و عملی متغیرها (مشخصات فردی ) ۸۴
تعریف نظری تحصیلات ۸۵

 

دانلود بررسی شناخت پیدا کردن نسبت به نگرش مردان در مورد خشونت علیه زنان