فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

پاورپوینت تأثیر مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان در سازمان (مطالعه موردی؛ منطقه آزاد تجاری و صنعتی ارس خدا آفرین)

پاورپوینت تأثیر مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان در سازمان (مطالعه موردی؛ منطقه آزاد تجاری و صنعتی ارس خدا آفرین)

این پاورپوینت در 26 اسلاید با ظرافت و گرافیک و متن قوی با رعایت اصول اجرای سمینارهای دانشگاهی جهت ارائه در مقاطع ارشد و کارشناسی مدیریت آماده گردیده است

دانلود پاورپوینت تأثیر مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان در سازمان (مطالعه موردی؛ منطقه آزاد تجاری و صنعتی ارس خدا آفرین)

پاورپوینت تأثیر مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان در سازمان (مطالعه موردی؛ منطقه آزاد تجاری و صنعتی ارس خدا آفرین)
دسته بندی مدیریت
فرمت فایل ppt
حجم فایل 1273 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 26

پاورپوینت تأثیر مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان در سازمان (مطالعه موردی؛ منطقه آزاد تجاری و صنعتی ارس خدا آفرین)

 

بیان مسأله

همانطور که بخش خدمات به سمت دوره خدمات الکترونیک حرکت می‌کند، سازمانهای خدماتی با بهره‌گیری از ابتکارات توانمندسازی و مدیریت دانش به سازمانهای مبتنی بر دانش تبدیل می‌شوند و موفقیت سازمانهای خدماتی تا حد زیادی بستگی به آنها دارد. در این تحقیق تلاش می‌شود عوامل کلیدی در اجرای مدیریت دانش و توانمندسازی در سازمان منطقه آزاد تجاری و صنعتی ارس خداآفرین شناسایی گردیده...

منطقه آزاد تجاری ـ صنعتی ارس  خداآفرین در استان آذربایجان شرقی و شمال غرب ایران واقع شده ‌است. این منطقه که در مجاورت سه کشور جمهوری خودمختار نخجوان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان قرار گرفته، دارای وسعت ۵۱000 هکتار است. منطقهٔ آزاد ارس در ۱۳۷ کیلومتری شهر تبریز ـ که یکی از قطب‌های عمدهٔ دانشگاهی و صنعتی ایران است ـ قرار داشته و با شهر تهران نیز ۷۶۱ کیلومتر فاصله دارد. با توجه به مطالب ذکر شده  در مورد عنوان پژوهش این سؤال به وجود می‌آید که بکارگیری مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان در منطقه آزاد تجاری و صنعتی ارس خداآفرین چه تأثیری بر عملکرد کارکنان خواهد داشت؟

اهمیت و ضرورت تحقیق

اگر چه بسیای از سازمانها پرسنل را در بسیاری از مهارتهای مدیریتی یا کار تیمی آموزش می‌دهند، ولی هنوز در نوآوری مستمر دچار مشکل هستند. سازمانها ممکن است در بهره‌برداری کردن از دانش موجود در کوتاه‌مدت مؤثر باشند، اما ایجاد دانش و یادگیری بلندمدت کمتر اتفاق می‌افتد. مهارتهای ایجاد دانش بسیار مهم هستند، بخصوص اینکه برای ایجاد فرآیندها و محصولات جدید یا ارتقای دانش موجود مورد نیاز هستند. علت وجودی یک سازمان ایجاد دانش به طور مستمر است. بر خلاف همه صحبتها دربارة مدیریت دانش فهم کمی در مورد اینکه سازمانها واقعاً چگونه دانش را ایجاد و مدیریت می‌کنند، وجود دارد

اهداف تحقیق

سنجش میزان تأثیر توانمندسازی بر بهبود عملکرد کارکنان.

سنجش میزان تأثیر مدیریت دانش بر بهبود عملکرد کارکنان.

سنجش میزان تأثیر تفویض اختیار بر بهبود عملکرد کارکنان.

سنجش میزان تأثیر تشویق و اعطاء پاداش بر بهبود عملکرد کارکنان.

سنجش میزان تأثیر اجرای نظام پیشنهادات بر بهبود عملکرد کارکنان.

دانلود پاورپوینت تأثیر مدیریت دانش و توانمندسازی کارکنان در سازمان (مطالعه موردی؛ منطقه آزاد تجاری و صنعتی ارس خدا آفرین)

دانلود مقاله بررسی رویکردها و مدل‌های نوین توانمندسازی کارکنان و مدیران در سازمان‌ها و رشته مدیریت

مقاله بررسی رویکردها و مدل‌های نوین توانمندسازی کارکنان و مدیران در سازمان‌ها و رشته مدیریت

مقاله بررسی رویکردها و مدل‌های نوین توانمندسازی کارکنان و مدیران در سازمان‌ها و رشته مدیریت در 85 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود مقاله بررسی رویکردها و مدل‌های نوین توانمندسازی کارکنان و مدیران در سازمان‌ها و رشته مدیریت

تحقیق بررسی رویکردها و مدل‌های نوین توانمندسازی کارکنان و مدیران در سازمان‌ها و رشته مدیریت
پروژه بررسی رویکردها و مدل‌های نوین توانمندسازی کارکنان و مدیران در سازمان‌ها و رشته مدیریت
مقاله بررسی رویکردها و مدل‌های نوین توانمندسازی کارکنان و مدیران در سازمان‌ها و رشته مدیریت
دانلود تحقیق بررسی رویکردها و مدل‌های نوین توانمندسازی کارکنان و مدیرا
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 61 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 85

مقاله بررسی رویکردها و مدل‌های نوین توانمندسازی کارکنان و مدیران در سازمان‌ها و رشته مدیریت در 85 صفحه ورد قابل ویرایش 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                              صفحه

چکیده.........................................................................................................................

مقدمه..........................................................................................................................

تعاریف واژه ها و اصطلاحات....................................................................................

1- سبک رهبری.........................................................................................................

2- ساختار.................................................................................................................

3- انگیزش.................................................................................................................

4- آموزش.................................................................................................................

5- رضایت شغلی.......................................................................................................

6- ارائه و تبیین الگوهای توانمندسازی کارکنان.......................................................

فهرست منابع..............................................................................................................

چکیده

در مقاله حاضر موضوع توانمند سازی کارکنان و مدیران مورد بررسی قرار گرفته است ابتدا تعاریفی از توانمند سازی ارائه گردیده و سپس عوامل مؤثر بر توانمندسازی در سازمان که عبارتند از سبک رهبری، ساختار، انگیزش، آموزش و رضایت شغلی مورد بررسی قرار گرفته است. و تأثیر عوامل ذکر شده بر توانمندسازی کارکنان تعیین گردیده است. در انتها چند مدل توانمندسازی ارائه گردیده پس از جمع بندی و نتیجه گیری بحث پیشنهادات محقق ارائه گردیده است.

واژه های کلیدی

توانمندسازی      Empowermet

سبک رهبری     Leadership style

ساختار            Structure

انگیزش            Metivation

رضایت شغلی   Job Satisfaction

امنیت شغلی      Job security

 

1-           مقدمه:

سازمانها امروزه در محیطی کاملاً رقابتی که همراه با تحولات شگفت انگیز است باید اداره شوند. درچنین شرایطی مدیران فرصت چندانی برای کنترل کارکنان در اختیار ندارند و باید بیشترین وقت و نیروی خود را صرف شناسایی محیط خارجی و داخلی سازمان نمایند و سایر وظایف روزمره را به عهده کارکنان بگذارند. کارکنان زمانی می توانند به خوبی از عهده وظایف محوله برآ‎یند که از مهارت، دانش، توانایی و انگیزه لازم برخوردار و اهداف سازمانی را به خوبی بشناسند. ابزاری که می‌تواند در این زمینه به کمک مدیران بشتابد فرآیند توانمند سازی است در این فرآیند نیروی محرکه از برون انسان به درون او منتقل می‌شود و به او آگاهی می دهد، اهداف کار را روشن می سازد، بطوری که به جای اینکه به افراد بگویند که چه انجام بدهند و چگونه و کی انجام بدهند باید به آنها توانایی ببخشند که خود مشکلات خود را حل کنند و برای خود تصمیم بگیرند. بدین ترتیب:

توانمندسازی فرآیند قدرت بخشیدن به افراد است در این فرآیند به افراد کمک می‌کنیم تا بر احساس ناتوانی و درماندگی خویش چیره شوند، تواناسازی در این معنی به بسیج انگیزه های درونی افراد منجر می‌شود. (وتن و کمرون، 1378)

اکنون اغلب کشورهای در حال توسعه، با توجه به تمامی مشکلات سرمایه گذاری در بخش نیروی انسانی، پی برده اند که علت عقب ماندگی این کشورها تنها کمبود سرمایه فیزیکی نیست، بلکه کمبود سرمایه های انسانی مانند مهارتهای فنی و حرفه‌ای و همچنین عدم توجه کافی به رشد مداوم نیروهای شاغل مانع بزرگی است که بر سر راه صنعتی شدن و توسعه یافتن این کشورها قار دارد. زیرا کمبود یا ضعف نیروهای انسانی منجر به کاهش ظرفیت های تولیدی اقتصاد می‌شود و در نتیجه اقتصاد قادر نخواهد بود از سرمایه های فیزیکی موجود استفاده کامل و مناسبی ببرد. به این دلیل به عقیده بسیاری از اقتصاد دانان تمرکز و تقویت بنیه سرمایه های انسان عامل مهمتری از تمرکز سرمایه های مادی و فیزیکی در جریان توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه است. در حقیقت بدون اصلاح و بهبود کیفیت نیروی انسانی، پیشرفت اقتصادی و اجتماعی ناممکن است. مطالعات صورت گرفته نشان می‌دهد که سرمایه گذاری انجام شده در این خصوص یکی از مهمترین عوامل تضمین کننده رشد

کشورهای توسعه یافته است، بطوری که هر یک دلار سرمایه گذاری در آموزش و پرورش، درآمد ملی را به مراتب بیش از یک دلار سرمایه گذاری در ایجاد جاده ها، سدسازی، کارخانه ها یا دیگر کالاهای سرمایه ای افزایش می‌دهد.

6-7 ارائه و تبیین الگوها ی توانمند سازی کارکنان:

نخستین دیدگاه، دیدگاه عقلانی به توانمندسازی است که برمبنای واگذاری اختیارات و پاسخگویی بنا شده است.

در دیدگاه دوم قدرت به معنای نیرو است و بنابراین توانمندسازی می‌تواند به معنای نیروبخشی باشد با این نگرش توانمندسازی فرآیند تقویت احساس خود اثربخشی در بین اعضا سازمان از طریق شناسایی وضعیت هایی که احساس بی قدرتی را در افراد می دمند و حذف آنها به همراه ایجاد مجرای انتقال احساس خود اثربخشی است. (کانگرو کاننگو، 1988)

مدلهای متفاوتی که توسط صاحبنظران در خصوص توانمندسازی مطرح گردیده است به دو دسته مدلهای عام و اقتضائی دسته بندی شده اند.

1- مدل توماس و ولتوس: ایشان در یک پژوهش ارزشمند چهار بعد از توانمند سازی روانی را در یک مدل مفهومی مشخص کرده اند:

1- تأثیر    2ـ عزم شخصی   3- شایستگی   4- معنا داشتن.

2- مدل باون ولاونر: در این مدل دسترسی به اطلاعات نقش مهمی در تصمیم گیری ایفا می‌کند که موجب توانمندی می‌شود این صاحبنظران عامل توانمندی را در چهار جزء سازمانی می دانند:

-         اطلاعات درباره عملکرد سازمان

-          پاداش برمبنای عملکرد سازمانی

-          قدرت در اخذ تصمیمات مؤثر بر جهت سازمان

-          قدرت در اخذ تصمیمات مؤثر بر عملکرد سازمانی

3-مدل کوئین و اسپرتیزر: اینشان نگرش به توانمند سازی را به به دو دیدگاه ایستا و پویا تقسیم بندی می‌کنند در دیدگاه ایستا اعتقاد بر این است که توانمند سازی تفویض تصمیم گیری در یک چارچوب روشن است. پاسخگوئی تفویض می‌شود و افراد در برابر نتایج مسئول هستند اما در یک نگرش پویا توانمند سازی پذیرش ریسک، رشد، تغییرات، درک نیازهای کارکنان، مدل سازی رفتار توانمندساز برای آنها، تیم سازی و ترغیب رفتار همکارانه، تشویق ریسک پذیری هوشمندانه و اعتماد کردن به افراد در اجرا کار است. بهر حال هر یک از دو دیدگاه ایستا و پویا دارای نقص است و ترکیبی از این دو مورد نیاز است و در نهایت توانمندسازی باید در عباراتی شامل اعتقادات اساسی و گرایشات شخصی تعریف شود.

ا

دانلود مقاله بررسی رویکردها و مدل‌های نوین توانمندسازی کارکنان و مدیران در سازمان‌ها و رشته مدیریت

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع توانمندسازی کارکنان

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع توانمندسازی کارکنان

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع توانمندسازی کارکنان

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع توانمندسازی کارکنان

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع توانمندسازی کارکنان
مبانی نظری و پیشینه  با موضوع توانمندسازی کارکنان
مبانی نظری و پیشینه پژوهش توانمندسازی کارکنان
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل docx
حجم فایل 43 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 29

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع توانمندسازی کارکنان

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

سازمان ها می توانند بهره وری را از طریق فرایند توانمندسازی کارکنانشان بهبود و ارتقاء بخشند. درعصرحاضر توانمندسازی به یکی از مسائل اصلی در سازمان ها تبدیل شده است. توانمندسازی به مانند ابزاری شناخته شده است که مدیران به آن وسیله قادر خواهند بود سازمانهای امروزی را به شکلی کارآمد اداره کنند. از نظر هال       ( 1994 ) تغییرات محیط کار، سازمان ها را مجبور نموده که به منظور بقای خود در دنیای متلاطم امروزی، در سیستم های مدیریت خود بازبینی و بازنگری کنند و در این جا است که توانمندسازی کارکنان به موضوع اصلی در ارتباط با عملکردهای رهبری و مدیریت تبدیل می گردد و برای سازمان ها این امکان را فراهم می آورد که رقابتی تر عمل کنند. زیرا نیروی انسانی به عنوان با ارزش ترین منابع سازمانی در اعتلای اهداف و آرمان های سازمان به شمار می روند. منابع انسانی به سازمان معنا و مفهوم بخشیده و زمینه های تحقق اهداف سازمانی را فراهم می کنند. توانمندسازی به نیروی کار فرصت بیشتری برای آزادی، توسعه و بکارگیری مهارت ها، دانش و پتانسیل های بالقوه در جهت خیر و صلاح خود و سازمان شان اعطا می کند. توانمندسازی اصطلاحی است که برای اولین بار توسط توماس و ولت هاوس[1] درمطالعاتی که بر رهبری تمرکز داشتند مورد استفاده قرار گرفت. تاریخچه اولین تعریف اصطلاح توانمندسازی به سال 1788 برمی گردد که در آن توانمندسازی را به عنوان تفویض اختیار[2] در نقش سازمانی خود می دانستند که این اختیار بایستی به فرد اعطا یا در نقش سازمانی او دیده شود. توانمندسازی ابزاری پیچیده و ارزشمند محسوب می گردد که تحقیق و پژوهش های طولانی اثبات نموده است که به کارگیری مناسب آن می تواند تأثیرات شگرفی درعملکرد شغلی، بهره وری و رضایت شغلی داشته باشد (نیکودیم و همکاران[3]، ۱۹۹۴: ۴۵).

۱-۳-۲: تعاریف توانمندسازی                                                                                                         

مفهوم توانمندسازی[4] نخستین بار در دهه 1980 معرفی شده است. اما در دهه 1990 علاقه زیادی به این مفهوم در میان پژوهشگران، دانشگاهیان و دست اندرکاران مدیریت و سازمان بوجود آمد. اندیشمندان و محققان سازمان مدیریت تا دهه 1990 توانمندسازی نیروی انسانی را به معنی اقدامات و راهبردهای مدیریتی مانند تفویض اختیار و قدرت تصمیم گیری به رده های پایین تر سازمان، سهیم کردن کارکنان در اطلاعات و دسترسی آنان به منابع سازمانی دانسته اند. به عنوان مثال، فوی[5](1997) توانمندسازی را توزیع قدرت تصمیم گیری به افرادی که آن را ندارند تعریف کرده است. باون و لاولر[6] (1992) توانمندسازی را سهیم کردن کارکنان خط مقدم سازمان در چهار عنصر اطلاعات، دانش، پاداش و قدرت می دانند. به زعم بلانچارد و همکاران[7] (1999) توانمندسازی عبارت است از سهیم شدن کارکنان در اطلاعات، تشکیل گروهها و طراحی ساختار سازمانی مناسب. کوین و اسپریتزر[8](1997) این نوع نگاه به توانمندسازی را رویکرد مکانیکی نامیده اند. اما از دهه 1990 به بعد نظریه پردازان و صاحبنظران روانشناسی سازمانی، توانمندسازی منابع انسانی را مفهومی پیچیده و چند بعدی   می دانند و بین ویژگی های موقعیتی(اقدامات مدیریتی) و ادراک کارکنان نسبت به این ویژگی ها تفاوت قائل شده اند (توماس و ولثوس[9]، ۱۹۹۰).

کانگر و کانانگو[10] (1998) مطرح کرده اند که اقدامات مدیریت فقط مجموعه ای از شرایط هستند که می توانند کارکنان را توانمند سازند، اما لزوماً این طور نخواهد بود. تفویض اختیار و قدرت تصمیم گیری از سوی مدیران مافوق به کارکنان رده پایین به معنی توانمندسازی نیست. اخیراً پژوهشگران از منظر باورها و احساسات کارکنان به آن توجه کرده اند. کوین و اسپریتزر(1990)، توماس و ولتهاوس(1990)، فورد و فوتلر[11](1995) و وتن و کمرون[12](1998) اذعان دارند توانمندسازی مفهومی چند بعدی است و برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. کوین و اسپریتزر(1997) این نوع نگاه به توانمندسازی را رویکرد ارگانیکی نامیده اند.

براساس رویکرد ارگانیکی، توانمندسازی کاری نیست که مدیران باید برای کارکنان خود انجام دهند؛ بلکه طرز تلقی و ادراک کارکنان در باره نقش خویش در شغل و سازمان است. به نظر کانگر و کانانگو(1988) توانمندسازی ریشه در نیازهای انگیزشی افراد دارد. هر راهبرد یا عملی که بتواند نیاز به خودکارآمدی یا خودباوری[13] را در کارکنان تقویت کند، توانمندسازی را در پی خواهد داشت. آنان با الهام از نظریه خودکارآمدی آلبرت باندورا[14] (1997) فرایند تقویت احساس خودکارآمدی کارکنان را از طریق شناسایی و حذف شرایط سازمانی که موجب بی قدرتی و ناتوانی در آنان شده است ، توانمندسازی می نامند. توماس و ولتهاوس(1990) معتقدند که این مفهوم نمی تواند با یک بعد تعریف شود. آنان "توانمندسازی روانشناختی"[15] را فرایند افزایش انگیزش درونی شغل می دانند که شامل چهار حوزه شناختی یعنی احساس تأثیرگذاری[16]، شایستگی[17]، احساس معنی دار بودن[18] و حق انتخاب[19] می شود و اولین بار مفهوم توانمندسازی روانشناختی را وارد ادبیات مدیریت نمودند(عبداللهی،1382).

نویسندگان مختلف از اصطلاحات گوناگونی برای تعریف توانمندسازی استفاده کرده اند. در زیر به تعدادی از تعاریف توانمندسازی که توسط نویسندگان مختلف عنوان شده است، اشاره می گردد:

- توانمندسازی عبارتست از اقدامات سازمانی که بر اساس آن خودمختاری، آزادی عمل و مسئولیت تصمیم گیری بیشتری به کارکنان واگذار می گردد.

- توانمندسازی عبارتست از فرصت و توانایی لازم را برای قضاوت و تصمیم گیری صحیح و همچنین فرصت برای انجام آن چه که صحیح می باشد.

- توانمندسازی شیوه ای است که برای ایجاد روحیه مشارکت در کارکنان از طریق فرآیند دخالت و واگذاری مسئولیت به آنها انجام می شود. توانمندسازی کارکنان را تشویق می کند که خود تصمیم بگیرند و امکان کنترل بیشتری بر کار خود داشته باشند.

- توانمندسازی تنها به معنای دادن قدرت به کارکنان نمی باشد، بلکه موجب می شود کارکنان با فراگیری دانش، مهارت و انگیزه بتوانند عملکردشان را بهبود بخشند. توانمندسازی فرایندی ارزشی است که از مدیریت عالی سازمان تا پایین ترین رده امتداد می یابد.

توانمندسازی به مجموعه تکنیک های انگیزشی اطلاق می شود که بدنبال افزایش سطح مشارکت کارکنان به منظور بهبود عملکرد آنان است (بودنر، ۲۰۰۳: ۳-۵).

توانمندسازی مفهومی است که به منظور بهبود روش استفاده سازمان از افراد خود به کار می رود. امروزه برای پاسخ به تغییراتی که در محیط رخ می دهد سازمانها به کارکنانی توانمندتر از گذشته نیاز دارند. توانمندسازی عبارت است از تقویت عقاید افراد و ایجاد اعتماد به نفس در آنها نسبت به خودشان و تلاش در جهت اثربخشی فعالیتهای سازمانی. ویژگی اصلی توانمندسازی کارکنان همسو نمودن اهداف فردی و سازمانی می باشد. در سازمان هایی که به توانمندسازی کارکنان خود اهمیت می دهند، کارکنان می توانند با احساس مالکیت، افتخار و مسئولیت، افکار خود را خلاقانه پیاده کنند.

 2-3-2: رویکردهای توانمندسازی

به طور کلی سه دیدگاه کلی در مورد توانمندسازی مطرح شده است. این سه دیدگاه عبارتند از رویکرد رابطه ای[20]، رویکرد انگیزشی[21] و رویکرد روانشناختی[22] .

رویکرد رابطه ای: در این رویکرد توانمندسازی زمانی تحقق می یابد که سطوح بالای سلسله مراتب سازمان قدرت خود را با سایر افراد در همان سلسله مراتب سازمانی به اشتراک گذارند. در این رویکرد مدیران و رهبران نقش های متفاوت و مهمی ایفا می کنند. این نقش ها عبارتند از: ایجاد هدف مشترک، تأکید بر تلاش کارکنان و تقدیر از آن ها و تمرکز بر استراتژی هایی که استقلال و خودگردانی را در تصمیم گیری ها مورد توجه قرار می دهند.

رویکرد انگیزشی: از این جنبه توانمندسازی به معنای "توان افزایی"[23] بوسیله ایجاد انگیزش از طریق ارتقای خود باوری یاد می شود. توان افزایی عبارت از ایجاد شرایط لازم برای ارتقاء انگیزش افراد در انجام وظایفشان از طریق پرورش خود باوری[24] و یا کاهش احساس بی قدرتی[25] در آنها است. برخلاف رویکرد ارتباطی که هدف آن قدرتمندسازی و استراتژی آن توزیع قدرت در سازمان می باشد، در رویکرد انگیزشی، هدف توانمندسازی و استراتژی آن تقویت کفایت نفس می باشد. توانمندسازی به عنوان یک سازه انگیزشی با افزایش کفایت نفس افراد، آنها را ترغیب می کند که انگیزه، منابع شناختی و مجموعه اقدامات لازم برای اعمال کنترل در رویدادها را در خود بسیج کنند.

رویکرد روان شناختی: این رویکرد بر ادراک کارکنان از توانمندسازی متمرکز می باشد و بر چگونگی ادراک توانمندسازی از سوی کارکنان توجه دارد. رویکرد روان شناختی به عنوان فرآیندی ارگانیک و پایین به بالا نیز مطرح می باشد. محققانی که رویکرد روان شناختی را مورد مطالعه قرار داده اند، معتقدند که توانمندسازی تنها زمانی محقق می گردد که حالات روان شناحتی، ادراک توانمندسازی را در کارکنان ایجاد کنند. به عبارت دیگر  طبق این نگرش، توزیع قدرت الزاماً منجر به توانمندسازی کارکنان نمی گردد، چرا که کارکنان ممکن است چنین تصوری نداشته باشند (پرز[26]، ۲۰۰۲: ۲۶-۲۷).

 


1.Thomas and Velthous

2. Delegation of authority

[3] Nykodym et al

4. Empowerment

5. Foy, 1997

6. Bowen & Lawler, 1992

7. Blanchard et al, 1999

8. Quinn&Spreitzer, 1997

[9] Thomas&Velthouse

10. Conger & Kanungo,1998

1. Ford & Fottler, 1995

2.Whetten & Cameron, 1998

3. Self-efficacy

4. Bandura, 1997

5. Pscychological empowerment

6. Impact

7. Competency

8. Meaningfulness

9. Choice

1. Relational

2. Motivational

3. Psychological

4. Enabling

5. Self – Efficacy

6. Powerlessness

[26] Perez

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع توانمندسازی کارکنان