فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

مشخص کردن وجود یا عدم وجود رابطه بین سبک‌های تفکر و رویکرد‌های یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان

اصطلاح «تفکر»1 از جمله اصطلاحات یا مفاهیم کلیدی در فرهنگ و ادبیات روانشناسی است که تقریباً همه مردم، اعم از کوچک و بزرگ یا با سواد و بی سواد آن را به کار می‌برند و بسیاری نیز آن را با اهمیت قلمداد کرده و یکی از ویژگی‌های آدمی می‌دانند، طوری که گاهی انسان را «حیوان متفکر» تعریف کرده‌اند (ارسطو، 1650)
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 109 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 119
مشخص کردن وجود یا عدم وجود رابطه بین سبک‌های تفکر و رویکرد‌های یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه

اصطلاح «تفکر»[1] از جمله اصطلاحات یا مفاهیم کلیدی در فرهنگ و ادبیات روانشناسی است که تقریباً همه مردم، اعم از کوچک و بزرگ یا با سواد و بی سواد آن را به کار می‌برند و بسیاری نیز آن را با اهمیت قلمداد کرده و یکی از ویژگی‌های آدمی می‌دانند، طوری که گاهی انسان را «حیوان متفکر» تعریف کرده‌اند (ارسطو، 1650).

روانشناسان در این که تفکر ریشه حل مساله و خلاقیت است، یعنی باید بتوانیم بیاندیشیم یا بتوانیم مسائل را حل کنیم یا خلاقیتی نشان دهیم، اتفاق نظر دارند. تمامی دانش‌آموزان و دانشجویان نیز نیاز دارند، به طور روشن بیاندیشند و نظام‌های تربیتی هم متعهدند که دانش‌آموزان را در فراگیری تفکر راهنمایی کنند.

آنچه در زندگی برای ما اتفاق می‌افتد، نه تنها به میزان درست اندیشیدن، بلکه به چگونگی تفکر ما نیز مربوط است. همینطور یکی از اصول اساسی روانشناسی تربیتی معاصر این است که سطح اندیشیدن دانش‌آموزان، به عنوان یکی از مهمترین پیش‌بینی کننده‌های موفقیت آنها در مدرسه قلمداد می‌شود.

رابرت استرنبرگ[2] (1994)، شیوه‌های متفاوت افراد در پردازش اطلاعات را به عنوان «سبک‌های تفکر»[3] نام‌گذاری کرده است. به نظر او، شیوه‌های تفکر به عنوان شیوه‌های ترجیح داده شده در بکارگیری استعدادها تعریف می‌شود. از نظر وی، سبک تفکر، روش رجحان یافته تفکر است. البته سبک تفکر یک توانایی نیست، بلکه به چگونگی استفاده فرد از توانایی‌هایش اشاره دارد (سیف، 1380).

به عبارت دیگر، انسان در اداره فعالیت‌های خود، شیوه‌هایی بر می‌گزیند که با آن احساس راحتی بیشتری دارد. استرنبرگ معتقد است که شیوه‌ها متفاوت از توانایی‌ها است و مستلزم رجحان و برتری دادن است تا هوشیاری در بکارگیری توانایی‌هایی یک فرد. همینطور، شیوه‌ها به تنهایی با قابلیت‌ها یا توانایی، ارتباط ندارند، بلکه شیوه‌ها، نحوه بیان یا بکارگیری یک یا چند توانایی را نشان می‌دهند (آرم استرانگ،[4] 2000، کانو – کاریکا& هانگس،[5] 2000؛ گریگورن & استرنبرگ،[6] 1997، زانگ،[7] 2000، زانگ & استرنبرگ، 200 و 1998).

از نظر استرنبرگ، تمایز بین سبک و توانایی نیز مهم است. توانایی به از عهده بر آمدن کاری به طور مناسب اشاره دارد، در حالی که سبک، به این که فرد دوست دارد چگونه کار انجام دهد، اشاره می‌کند(1997).

همینطور، شواهدی در دست است که نشان می‌دهد توانایی‌ها از اهمیت قابل ملاحظه‌ای برخوردار است (گریگورینکو و استرنبرگ، 1997). با این وجود، توانایی نمی‌تواند عملکرد تحصیلی را به طور کامل پیش‌بینی کند. به عبارت دیگر، بر مبنای تفاوت در توانایی، نمی‌توان به این سوال که «چرا برخی از دانش‌آموزان در مدرسه نمره عالی می‌گیرند، در حالی که دانش‌آموزان دیگر با همان توانایی در امتحان رد می‌شوند؟» پاسخ داد (استرنبرگ، ویلیامز، 1997).

بر این اساس، با آگاهی از این که تفاوت در توانایی فقط می‌تواند بخشی از تفاوت در عملکرد تحصیلی را تبیین کند، تعداد زیادی از محققان، نقش با اهمیت و پیش‌بینی کننده متغیرهای روان‌شناختی متفاوت و نامرتبط به توانایی را بر پیشرفت تحصیلی سرلوحه فعالیت‌های پژوهشی خود قرار دادند. یکی از این متغیرها نامرتبط به توانایی، سبک‌های تفکر است.

این محققان، نقش سبک‌های تفکر در پیشرفت تحصیلی را در فرهنگ‌های مختلف نظیر هنگ‌کنگ، چین، فیلیپین و ایالات متحده آمریکا مورد مطالعه و بررسی قرار دادند (ژانگ، 2004). چنانچه استرنبرگ و گریگورینکو[8] (1993) و گریگورینگو و استرنبرگ (1997) نقش سبک‌های تفکر را در پیشرفت تحصیلی دو گروه از کودکان تیز هوش شرکت کننده در یک برنامه مدرسه‌ای مورد مطالعه قرار دارند. آنها نشان دادند که سبک‌های تفکر با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه دارد. ژانگ (2001) با مطالعه رابطه بین سبک‌های تفکر و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان چینی نشان داد که سبک تفکر اجرایی با نمرات پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت دارد. همچنین سبک تفکر قضایی نیز با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت دارد.

کانوگارسیا[9] و هاگس[10] (2000) با مطالعه رابطه بین سبک تفکر و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان اسپانیایی نشان دادند که دانشجویان دارای سبک‌های تفکر اجرایی، پیشرفت تحصیلی بیشتر دارند.

متغیر تاثیر گذار دیگر در این مورد، متغیر رویکرد[11] یادگیری است که با توانایی یادگیری دانش‌آموزان ارتباط ندارد. به عبارت دیگر یکی از ویژگی‌های برجسته انسان، توانایی او در یادگیری است. فرق عمده آموختن انسان با آموختن سایر حیوانات نزدیک به او در این است که یادگیری آدمی بسیار پیچیده‌تر و وسیع‌تر و عمیق‌تر از یادگیری سایر حیوانات است. برای انسان، بهتر، برتر و زیباتر ساختن زندگی مطرح است. بنابراین ناگزیر است هر لحظه چیزهای تازه و گوناگون و بیشتر یاد بگیرد.

به گفته اسکینر، نظام تربیتی موثر واقعی را نمی‌توان به وجود آورد، مگر اینکه فرآیند عمل «یادگیری» و «تدریس» کاملاً شناخته و فهمیده شوند.

هرگاه روان‌شناسی بتواند عمل یا فرآیند یادگیری را کاملاً بشناسد و بفهمد شاید جهان آدمی بتواند انیشتین‌ها و ابوعلی سینا و .... متعددی بار آورد.

روش‌های یادگیری افراد با یکدیگر فرق می‌کند. یادگیری بعضی افراد، کلامی است، بعضی دیگر به صورت دیداری، بعضی هم با گوش دادن و عده‌ای با درگیر شدن فعالانه با موضوع مورد یادگیری، بهتر یاد می‌گیرند. رویکرد به یادگیری، متغیری عمده در تفاوت‌های فردی است (کدیور، 1385، ص 289).

رویکرد یادگیری با توجه به دو مولفه در فرآیند یادگیری تعریف شده است:

1- انگیزش

2- راهبردهای یادگیری (بیگز،[12] 1979، 1992).

رینر و رایدینگ[13] (1997) دو رویکرد: درگیری سطحی[14] و عمقی[15] با تکلیف را مطرح کردند. رویکرد عمیق،[16] فهم واقعی مطالب درسی و رویکرد سطحی[17] که در بردارنده باز تولید مطالب آموزش داده شده و رویکرد پیشرفت مدار،[18] که توسط بیگز (1979) و رامسون و انت وسیتل[19] (1981)، بعداً به این دو رویکرد اضافه شد، بیانگر راهبردی است که سبب می‌شود فرد حداکثر موفقیت را به دست آورد.

در سه دهه گذشته، یکی از موارد و موضوعاتی که نظر پژوهشگران را به خود جلب کرد، بررسی رابطه رویکرد یادگیری به عنوان یک متغیر تاثیر گذار در پیشرفت تحصیلی است.

نتایج مطالعات مختلف بر وجود رابطه مثبت بین رویکرد عمیق با پیشرفت تحصیلی و رابطه منفی بین رویکرد سطحی و پیشرفت تحصیلی تاکید می‌کند (انت واستیل، رامسون، 1983، به نقل از دیست،[20] 2003).

همچنین می‌توان گفت سازه (مفهوم) سبک‌های تفکر به عنوان یک متغیر تاثیر گذار دیگر در رویکرد یادگیری بسیار مهم است، زیرا سبک‌های تفکر، تاثیر عمده‌ای بر پیامد‌های یادگیری فراگیران دارد (کدیور، 1385).

بنابراین باید به سبک تفکری پرداخت که مستلزم بکارگیری رویکرد مطالعه خاص است و همپوشی آنها، سبب موفقیت تحصیلی بیشتر شود.

پژوهش حاضر رابطه بین سبک‌های تفکر و رویکرد یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان را مورد بررسی قرار می‌دهد.

بیان مسئله

انسانها در ابعاد مختلف، دارای تفاوت‌هایی هستند که در توانایی‌ها، استعدادها، رغبت‌ها و سرانجام سبک تفکر، نمود پیدا می‌کند. توجه به این تفاوت‌ها باعث می‌شود که افراد در مسیر تحصیلی و شغلی مناسب هدایت شوند. شاید مهمترین مساله‌ای که باید به آن آگاه و هوشیار بود، وجود سبک‌های تفکر متفاوت در افراد است. تحقیقات نشان داده‌اند که توانایی‌های تحصیلی و آزمون‌های پیشرفت سنتی فقط بخش کمی از تغییر‌پذیری تفاوت‌های فردی را در پیشرفت تحصیلی توجیه می‌کنند. (استرنبرگ و ویلیامز[21]، 1997)

لذا مطالعات زیادی درباره نقش مقیاس‌های نامرتبط[22] با توانایی یا عوامل غیر تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی انجام شده است. این عوامل گستره وسیعی از سبک‌های تفکر[23] (ژانگ 2003، 2005، گریگورینکو[24] و استرنبرگ، 1997) رویکردهای یادگیری (ژانگ، 2004، 200، بوساتو،[25] پرنیز،[26] الشوت[27] و هاماکر،[28] 1999، 2000) را در بر می‌گیرد.

استرنبرگ، سبک تفکر را به عنوان طریقی که فرد می‌اندیشد، تعریف کرده است. او در این باره معتقد است که «سبک تفکر یک توانایی نیست، بلکه به چگونگی استفاده از توانایی‌ها اشاره می‌کند».

همینطور اگر چه ممکن است افراد عملاً در توانایی‌ها مشابه باشند، اما در سبک‌های تفکر از یکدیگر متفاوت‌اند (سیف 1380). افراد دارای سبک‌های تفکر متفاوت، مایلند از توانایی‌هایشان به طرق مختلف استفاده کنند و متناسب با آن تفکر واکنش نشان دهند. از اینرو، بسیاری از دانش‌آموزان و دانش‌جویانی که در کلاس‌های درس ضعیف قلمداد می‌شوند، توانایی موفق شدن را دارند و این معلمان هستند که از تنوع سبک‌های تفکر و رویکرد‌های یادگیری آنها بی اطلاع می‌باشند.

رابطه بین سبک تفکر و موفقیت تحصیلی، توجه زیادی را در طی دو دهه گذشته به خود اختصاص داده است. تحقیقات نشان داده است که برخی شیوه‌های تفکر می‌تواند به عنوان عوامل پیش‌بینی کننده قابل توجهی از پیشرفت (موفقیت) تحصیلی دانشجویان و عملکرد آنها بکار گرفته شود (آلبای‌لی[29] 2006، استرنبرگ 1997، استرنبرگ و اگنر،1992).

ژانگ (2002) در پژوهشی با دانشجویان دانشگاه‌های آمریکا، دریافت که سبک تفکر محافظه کارانه به طور مثبتی معدل نمرات دانشجویان را پیش‌بینی می‌کند، در حالیکه سبک‌های تفکر کلی و آزادی‌خواه (آسان‌گرانه) به طور منفی معدل نمرات دانشجویان را پیش‌بینی می‌کند. همانطور ژانک (2001) و ژانک و استرنبرگ (1998) این تحقیق را بر روی دانشجویان هنگ‌کنگ انجام دادند و دریافتند که سبک‌های تفکری محافظه کارانه (اجرایی، سلسله مراتبی و درونی) به طور مثبت با پیشرفت تحصیلی رابطه دارد و سبک‌های تفکر قانونی و آزادی‌خواه و بیرونی گرایشی منفی به موفقیت تحصیلی دارند.

علاوه بر این، این بررسی در دانشگاه‌هایی در اسپانیا نیز اجرا شد. یافته‌های حاصل از این تحقیق نیز نتایج تحصیلی را که در هنگ‌کنگ اجرا شده بود، تایید کرد‌(گانوگاسیاوهاگس، 2000).

به عبارت دیگر، افرادی که به موفقیت تحصیلی بالاتر گرایش داشتند، افرادی هستند که ترجیح می‌دهند از قوانین و شیوه‌های موجود پیروی کنند (سبک اجرایی) ولی کسانی که ترجیح می‌دهند به تنهایی کار کنند (سبک تفکر درونی) و کسانی که ترجیح می‌دهند برای مسائل، راه حل خلق، تدوین و برنامه‌ریزی کنند (سبک تفکر قانونی) رابطه‌ای منفی با پیشرفت تحصیلی دارند (آلبای‌لی، 2006). در تحقیق دیگر بر روی دانشجویان فیلیپین، برناردو ژانک و کالونگ (2002) سبک‌های تفکر نیازمند‌پیروی (انطباق)، احترام به مراجع قدرت و دارای مفهومی از نظم، به طور مثبت با موفقیت تحصیلی همبستگی دارد. سبک تفکر قضاوتی نیز به طور مثبت با موفقیت تحصیلی دانشجویان فیلیپینی رابطه داشت. در یک تحقیق جدیدتر که ژانگ‌(2004) بر روی دانشجویان هنگ‌کنگی انجام داد، دریافت که تفکر سلسله مراتبی – قضاوتی و سلطنتی به طور معنی دار به پیش‌بینی تحصیلی دانشجویان کمک می‌کند.

بی توجهی به سبک‌های تفکر در موقعیت‌های مختلف منجر به این می‌شود کـه‌مهمتریـن‌و با ارزش‌ترین استعـدادها و سرمایـه‌های بالقـوه حذف و یا نادیده گرفته شوند.

رویکرد یادگیری به عنوان یکی دیگر از منابع تفاوت‌های فردی در عملکرد تحصیلی است، که با توانائی رابطه ندارد و شیوه‌ ترجیحی فرد را در مطالعه و یادگیری مطالب نشان می‌دهد.

هماهنگ با الگوی فرایند، بازده دانکین و بیدل[30] (1974، به نقل از ژانگ و استرنبرگ، 2000) الگوی بیگز که سه مولفه کلاس را مورد توجه قرار داده است: پیش زمینه، فرآیند و بازده.

«پیش‌زمینه» به مولفه‌هایی اشاره می‌کند که قبل از یادگیری حضور دارند. «فرآیند» مولفه‌هایی است که ضمن یادگیری حضور دارند و «بازده» به نتایجی اشاره می‌کند که بعد از یادگیری اتفاق می‌افتد.

در این الگوی سه مولفه، سه رویکرد درباره یادگیری از یکدیگر قابل تمایز است. رویکرد سطحی، که در بردارنده باز تولید مطالب آموزش داده شده، جهت برآوردن حداقل مقتضیات است. رویکرد عمیق، که در بردارنده فهم واقعی مطالب یاد گرفته شده می‌باشد و رویکرد پیشرفت مدار، که در بردارنده استفاده از راهبردهایی است که نمرات فرد را به حداکثر می‌رساند. در این پژوهش از مطالعه رویکرد پیشرفت مدار صرفنظر گردید. ولی در بررسی متون مرتبط با این موضوع، مشخص شد که سه ساختار «انگیزه، کاربرد استراتژی و سبک یادگیری» نیز بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان تاثیر دارد (رامسون و انت وستیل).

کاربرد راهبرد، شامل رفتارهای یادگیرنده در فرآیند یادگیری است. برای مثال در تحقیقات اغلب بین پردازش عمیق و سطحی تفاوت قائل می‌شوند. استراتژی عمیق، مستلزم پردازش اطلاعات جدید بر حسب این امر می‌باشد که چگونه این شناخت، روش برنامه‌ریزی فرد را برای مطالعه مرتبط می‌کند (شکری و همکاران، 1385).

استراتژی سطحی، مستلزم پردازش اطلاعات جدید، از شناخت موجود در یک شکل سطحی و ظاهری است که انسان در جریان مطالعه با آن مواجه می‌شود (همان منبع). در تحقیقی که در این زمینه در مورد دانشجویان مهندسی دانشگاه ایالات متحد ه انجام گرفته است، مشخص شد که کاربرد استراتژی عمیق، یادگیری و موفقیت را ارتقاء می‌دهد. همچنین شواهدی وجود دارد که استراتژی پردازش سطحی شاید یادگیری را با مشکل مواجه کند (دیلون،[31] گرن،[32] 2005).

دانش‌آموزان به سازگاری با کسب راهبردهای مطالعه و یادگیری جدید به منظور موفق شدن و پیشرفت تحصیلی نیاز دارند. (پری و پینز،[33] 1990)

آنها بر این باورند که راهبرد مطالعه ضعیف منجر به عملکرد ضعیف و در نتیجه کنترل ضعیف شده و موجب می‌شود که کیفیت آموزش پایین بیاید.

در شکل‌گیری مشخصه‌های دانشجویان موفق، تحقیقی انجام شده که نشان می‌دهد، روش‌های تدریس (کیربای،[34] 1983، رامسون، 1990)، اعمال ارزیابی (رامسون 1992 و 1983) و برنامه آموزشی (بیگتز، 1990 و رامسون 1998) همه به طور مستقیم بر عملکرد تحصیلی تاثیر می‌گذارند.

وانکیز[35] (1982) تحقیقی را در مورد رابطه بین رویکرد مطالعه و رتبه‌های علمی اهدا شده، گزارش می‌کند. این تحقیق دریافت که شیوه‌های مطالعه غیر سازمان یافته، رویکرد سطحی و نگرش منفی نسبت به مطالعه همواره به طور ثابت با عملکرد تحصیلی مرتبط بوده است.

تحقیقات و مطالعات دیگری که در این راستا انجام شد، به این نتیجه دست یافتند که بین رویکرد یادگیری و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد (واتکینگز[36]، هاتی[37]، 1984، به نقل از زانگ، 2003، سدلر[38]، اسمیت[39]، تسانگ[40]، 1998). به نظر پنتریچ[41] و همکاران (1993) راهبردهای پردازش عمیق از راهبردهای پردازش سطحی برای عملکرد مناسب‌ترند. شونبرگ[42] و کاسوفسکا[43] (1997 و بیکل[44] (1996) نیز دریافتند که رویکرد عمیق با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت دارد.

در زمینه رویکرد یادگیری، تحقیقات زیادی در کشورمان انجام نشده است و اینکه‌آیا‌رابطه بین سبک تفکر و رویکرد یادگیری وجود دارد یا نه، نامشخـص است و یا اینکه رابطه بین این دو متغیر در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان چقدر تاثیر دارد، مبهم‌می‌باشد.

لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخ این سوال اساسی است که آیا بین سبـک‌تفکـر‌دانش‌آموزان و رویـکرد‌های یـادگیری آنها با پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

ضرورت و اهمیت تحقیق

در مورد اهمیت و ضرورت تحقیق باید گفت: تفاوت در شیوه و نحوه اندیشیدن در افراد مختلف این آگاهی را می‌دهد که فکر کردن یک ویژگی فردی است و درهر فردی به نحو خاصی نمایان می‌شود، به طوری که آن را به شکل یک توانایی ظاهر می‌سازد که برای پردازش آن کارهای زیادی می‌توان کرد (دوبونو، 1933، ترجمه صدری افشار، 1382).

سبک‌های تفکر به افراد کمک می‌کند که چرا بعضی افراد در مشاغل انتخابی خود موفقند و برخی موفق نیستند (استرنبرگ، 1998، ترجمه خسروی اهری، 1381).

اساساً چه نوع توانهای ذهنی ناشناخته‌ای در افراد وجود دارد که می‌تواند موفقیت‌های تحصیلی آینده را پیش‌بینی کند.

افراد به شیوه‌های متفاوتی می‌اندیشند. تحقیقات نشان می‌دهد که افراد حتی فراتر از آنچه دیگران درباره شیوه تفکرآنان درک‌می‌کنند، می‌اندیشند. بهمین دلیل است که بین‌همسران، والدین و فرزندان معلمان و دانش‌آموزان، روسا و کارمندان سوء تفاهم ایجاد می‌شود.

درک درست سبک‌های تفکر به افراد کمک می‌کند، مانع بروز این سوء تفاهم‌ها شوند و در واقع درک بهتری نسبت به همدیگر و خودشان پیدا کنند (استرنبرگ، 1998، ترجمه خسروی واهری، 1381).

همانطور که در بیان مسئله عنوان شد، عوامل بسیاری در پیشرفت تحصیلی‌دانش‌آموزان تاثیر دارند که اگر هر کدام از این عوامل به عنوان متغیر بررسی شوند و‌وضوح رابطه آنها با پیشرفت تحصیلی مشخص شود، می‌توان دلایل متقن و محکمی در اختیار متخصصان تعلیم و تربیت قرار دارد و کمک شایانی به موفقیت و پیشرفت دانش‌آموزان کرد.

در بیان این پژوهش‌ها، می‌توان رابطه بین سبک تفکر دانش‌آموزان در پیشرفت‌تحصیلی دانش‌آموزان و رابطه بین رویکرد‌های یادگیری آنان در پیشرفت تحصیلی‌دانش‌آموزان را نشان داد. به علاوه با توجه به اینکه سبک تفکر به شیوه‌های‌ترجیحی‌افراد در استفاده از توانایی‌های فردی دانش‌آموزان اشاره دارد (استرنبرگ،‌1997) و همچنین سبک تفکر بر نظریه خود مدیریتی ذهنی (استرنبرگ، 1997،‌1998) استوار است و مطرح می‌کند همان گونه که برای مدیریت یک جامعه راه‌های‌متفاوتی وجود دارد، افراد نیز برای بهره‌گرفتن از توانایی‌های خود از شیوه‌هـای‌متفاوتی استفاده می‌کنند.

بنابراین، هدف پژوهش حاضر، یافتن سبک تفکری است که بر پیشرفت تحصیلی اثر مثبت دارد و به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا به موفقیت تحصیلی نایل گردد.

از آنجا که رویکرد یادگیری نشان دهنده انگیزش و راهبرد‌های متناظر با آن هستند که فرد برای برآوردن تقاضای مطالعاتی خود، از آن استفاده می‌کنند. بر این اساس، رویکرد عمیق با هدف درک واقعی مطالب به کار می‌رود و راهبرد‌های متناظر با این رویکرد، شامل ارتباط بر قرار کردن بین ایده‌ها و استفاده از شواهد است و انگیزه غالب نیز علاقه‌مندی به ایده‌های بدیع است (شکری همکاران، 1385).

در مقابل، رویکرد سطحی به تولید مجدد مطالب به کمک راهبرد یادگیری طوطی‌وار‌اشاره دارد و انگیزه اصلی در این رویکرد، ترس از شکست است. (همان‌منبع)‌بنابراین با توجه به با اهمیت بودن این متغیر در پیشرفت تحصیلی تحقیق حاضر‌در‌پی آن است که با شناخت این متغیر رابطه آن را با پیشرفت تحصیلی تبیین کند.‌با‌تایید رابطه رویکرد یادگیری با سطوح (عمیق و سطحی) با پیشرفت تحصیلی‌در‌این‌پژوهش، می‌توان کمک شایانی به سیستم تعلیم و تربیت و معلمیـن‌و‌دانش‌آموزان کرد تا رویکردی را برای مطالعه انتخاب کنند، تا به موفقیت تحصیلی آنها کمک کند.

اهداف پژوهش

هدف کلی

مشخص کردن وجود یا عدم وجود رابطه بین سبک‌های تفکر و رویکرد‌های یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان.

اهداف خاص

مشخص کردن وجود رابطه بین سبک تفکر با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان

مشخص کردن وجود رابطه بین رویکرد‌های یادگیری با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان

مشخص کردن وجود رابطه بین سبک‌های تفکر و رویکرد‌های یادگیری

فرضیه‌ها

1- بین سبک‌های تفکر و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.

1-1- بین سبک تفکر اجرایی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.

2-1- بین سبک تفکر قانونی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.

3-1- بین سبک تفکر قضایی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.

2- بین رویکرد‌های یادگیری و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.

1-2- بین رویکرد عمیق و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.

2-2- بین رویکرد سطحی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد.

3- بین سبک‌های تفکر و رویکرد‌های یادگیری رابطه وجود دارد.

1-3- بین رویکرد عمیق و سطح تفکر اجرایی رابطه وجود دارد.

2-3- بین رویکرد عمیق و سطح تفکر قضایی رابطه وجود دارد.

3-3- بین رویکرد عمیق و سطح تفکر قانونی رابطه وجود دارد.

4-3- بین رویکرد سطحی و سطح تفکر اجرایی رابطه وجود دارد.

5-3- بین رویکرد سطحی و سطح تفکر قضایی رابطه وجود دارد.

6-3- بین رویکرد سطحی و سطح تفکر قانونی رابطه وجود دارد.

تعاریف و اصطلاحات و واژه‌ها

تعاریف نظری

دیویی، (1932) سبک تفکر را جریانی مشتمل بر دو مرحله: الف) ابتدایی که مرحله شک و ابهام است و مرحله ب) انتهایی که فرد به نتیجه و جواب دست می‌یابد، تقسیم کرده است.

هریسون و برامسون (1982) سبک تفکر را در 5 گروه دسته‌بندی کرده‌اند:

1- سبک ترکیبی: این افراد مستعد و آماده چالش و بحث کردن می‌باشند.

2- سبک ایده‌آلیسم: نقطه مقابل افراد ترکیبی هستند و از تعارض پرهیز می‌کنند و سعی در سازگاری دارند.

3- سبک پراگماسیسم: اغلب خوش طبع هستند و با نظرات دیگران سریع موافقت می‌کنند.

4- سبک آنالیسم (تجزیه گرا): افراد خونسرد، ساعی و مشتاق در درس با اشکالاتی در خواندن.

5- سبک رئالیسم: قوی و با شخصیت، رک گو و غیره...

هویتر، (1995) سبک تفکر را فرآیند ذهنی پیچده‌ای می‌داند که شامل ادراک و یادآوری دانش، پردازش آگاهانه اطلاعات و سازماندهی مجدد ساختارهای ذهنی، به منظور ارائه مفاهیم شخصی بر اساس تجربه خود شخص می‌باشد و نیاز به مهارت خاص دارد.

سبک‌های تفکر شیوه ترجیحی افراد در استفاده از توانایی‌های فردی آنها است (گریگونیکو و استرنبرگ، 1997)

استرنبرگ شیوه‌های متفاوت افراد در پردازش اطلاعات را سبک‌های تفکر نامگذاری کرده است (استرنبرگ، 1994)

سبک‌های تفکر به نظریه خود مدیریتی ذهنی استرنبرگ (1997، 1988، به نقل از ژانگ، 2004) استوار است و مطرح می‌کند همان گونه که برای مدیریت یک جامعه راه‌های متفاوتی وجود دارد، افراد نیز برای بهره‌گرفتن از توانایی‌های خود از شیوه‌های متفاوتی استفاده می‌کنند. این نظریه 13 سبک تفکر را توصیف می‌کند که در پنج بعد از یکدیگر متمایز می‌شود.

کارکردها،[45] شکل‌ها،[46] سطوح،[47] حوزه‌ها[48] و گرایش‌ها[49].

کارکردها: برای خود مدیریتی ذهنی سه کار کرد می‌توان تصور کرد که عبارتند از: قانونی، اجرایی، قضایی.

سبک تفکر قانونگذار: فرد در ایجاد و اختراع و طراحی و انجام کارها از روش خود استفاده می‌کند (استرنبرگ، 1994).

سبک تفکر اجرایی: به تمایل فرد در پیروی از دستورات و آنچه به او گفته می‌شود، اشاره دارد (استرنبرگ، 1994).

سبک تفکر قضاوتگر: به تمایل فرد در قضاوت و ارزیابی افراد و کارها اشاره دارد‌(استرنبرگ، 1994).

رویکرد یادگیری: یکی دیگر از متغیرهایی است که با توانایی یادگیری دانش‌آموزان ارتباط ندارد. هماهنگ با الگو فرآیند، بازده دانکین و بیدل[50] (1974، به نقل از ژانک و استرنبرگ، 2000)، مدل بیگز[51] سه مولفه کلاس درس را مورد توجه قرار داده است. «پیش زمینه» به مولفه‌هایی اشاره می‌کند که قبل از یادگیری حضور دارد. «فرآیند» به مولفه‌هایی اشاره می‌کند که ضمن یادگیری حضور دارد و «بازده» به نتایجی اشاره می‌کند که بعد از یادگیری اتفاق می‌افتد.

مارتون و سالجو (1976) بیان کردند که دانشجویان به طور کلی می‌توانند دو رویکرد مختلف را در مطالعاتشان اتخاذ کنند که آنها آن را رویکرد «عمیق و سطحی» نامیدند.

سولسون (1982) دریافت کسانی که یک رویکرد عمیق را به کار می‌گیرند،‌تمایل‌به‌مطالعه برای مدتهای طولانی دارند. از آنجاییکه به دنبال درک و فهم مطلب بودن، کار را برایشان جالب‌تر می‌کند و کسانی که یک رویکرد سطحی را به کار می‌گیرند، یکنواختی و خستگی (ملامت) یادگیری طوطی‌وار دارند و دقت کمتری برای مطالعه اختصاص می‌دهند.

رویکرد سطحی[52]: در بر دارنده باز تولید مطالب آموزش داده است و در جهت برآوردن حداقل مقتضیات تلاش می‌کند.

رویکرد عمیق[53]: فهم واقعی مطالب یاد گرفته شده را در بر می‌گیرد.

رویکرد پیشرفت مدار[54]: در بر دارند ه استفاده از راه‌بردهایی است که نمرات فرد را به بالاترین حد می‌رساند.

پیشرفت تحصیلی: سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدفهای‌آموزشی از پیش تعیین شده به منظور تصمیم‌گیری در این باره که آیا فعالیت‌های‌آموزش معلم و کوشش‌های یادگیری دانش‌آموزان به نتایج مطلوب رسیده است (سیف، 1383).

تعریف عملیاتی

سبک‌های تفکر: سبک‌های تفکر (قانون‌گذار، اجرایی، قضاوتگر) بر اساس عملکرد فرد در آزمون سبک‌های تفکر استرنبرگ _ واگز و نمره‌ای که برای هر آزمون از پاسخگویی به این پرسشنامه به دست می‌آید، سنجیده می‌شود.

رویکرد یادگیری: رویکرد یادگیری (عمیق و سطحی) با پرسشنامه فرآیند مطالعه، بیگز و همکاران (2001) فرم دو عاملی تجدید نظر شده «پرسشنامه فرآیند مطالعه» (SPQ) را برای استفاده معلمان در ارزیابی رویکرد یادگیری دانش‌آموزان ارائه می‌کردند. این ابزار با استفاده از 20 سوال با مقیاس لیکرت پنج درجه‌ای فقط رویکرد عمیق و سطحی (در حالی که هر رویکرد خود از دو بعد انگیزه و پیشرفت تشکیل شده) را ارزیابی می‌کند.

پیشرفت تحصیلی: معدل نمرات سال گذشته دانش‌آموزانی که در سال تحصیلی 87 – 86 در دبیرستانهای منطقه یک مشغول تحصیل هستند، مورد نظر است که از طریق دفتر دبیرستان‌های مورد مطالعه، جمع‌آوری شده است.


بررسی و مطالعه مسائل جغرافیای سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه

موضوع امنیت سیاسی و امنیت ملی از جمله موضوعات مهم و حیاتی برای هر کشوریست در این راستا و برای دستیابی به امنیت ملی و امنیت سیاسی همه جانبه ، بایستی به طرح مسئله در ابعاد کوچکتر پرداخت که بحث جغرافیای سیاسی و امنیتی مناطق و استان ها این جا منشاء می گیرد
دسته بندی علوم سیاسی
فرمت فایل doc
حجم فایل 229 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 186
بررسی و مطالعه مسائل جغرافیای سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

1- 1- طرح مسئله:

موضوع امنیت سیاسی و امنیت ملی از جمله موضوعات مهم و حیاتی برای هر کشوریست. در این راستا و برای دستیابی به امنیت ملی و امنیت سیاسی همه جانبه ، بایستی به طرح مسئله در ابعاد کوچکتر پرداخت که بحث جغرافیای سیاسی و امنیتی مناطق و استان ها این جا منشاء می گیرد.

وقتی ما بتوانیم تمام مولف های امنیتی و عوامل سیاسی هر منطقه را به صورتی مجزا بررسی نمائیم، باعث می گردد که بتوانیم به یک الگوی درست و منطبق با هر استان دست پیدا کنیم. لذا داشتن یک الگوی صحیح و درست سیاسی، امنیتی یعنی رسیدن به یک ثبات سیاسی و امنیتی پایدار.

از طرفی دیگر استان کرمانشاه منطقه ایست استراتژیکی و مهم، که می توان آن را سرحد سکونت قوم ایرانی از غیر ایرانی دانست. وجود قومیت های مختلف از جمله کردها در این سو و آن سوی مرز استان کرمانشاه، فقر، بیکاری، درگیرهای و اختلافات مرزی باعث شده این منطقه گریبانگیر مشکلات و درگیرهای عدیده ای چه در داخل و چه در خارج مرز گردد که می توان به جنگ ایران و عراق و تأثیر آن در استان کرمانشاه اشاره نمود.

لذا شناخت مؤلفه ها و توانمندیهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی منطقه و برنامه ریزی درست می تواند باعث کاهش این تنش ها و درگیرها گردیده و از انتقال آن به سایر نقاط کشور جلوگیری کرد. با توجه به اینکه کشورهای استعماری در منطقه به دنبال رخنه در سیاست، امنیت و اقتصاد کشورمان بوده و هستند، را نا امید و مأیوس سازیم.

1- 2- ضرورت و اهمیت مطالعه:

همانطوریکه در بخش طرح مسئله بیان نمودم علت انتخاب موضوع جغرافیایی سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه، پی بردن به یک سری زیر ساخته هایی است که در بعد سیاسی و بعد امنیتی استان تأثیر داشته و باعث ثبات و بی ثباتی سیاسی و امنیتی استان می گردد.

این زیر ساخته ها یا به عبارتی عوامل امنیت به پنج گروه تقسیم می گردد: امنیت اقتصادی- امنیت نظامی- امنیت سیاسی امنیت فرهنگی، اجتماعی و امنیت زیست محیطی.

اینجانب جهت بیان ضرورت و اهمیت مطالعه جغرافیای سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه به یکی از این عوامل اشاره نموده و ضرورت و اهمیت مطالعه را تشریح می نمایم. یکی از عوامل امنیت که در بالا ذکر نمودیم امنیت اقتصادی است که این عامل خود دارای زیر مجموعه هایست، یکی از این زیر مجموعه های عامل اقتصادی در مناطق مرزی ، وجود و یا ایجاد بازارچه های مرزیست که می تواند نقش و تأثیر به سزایی در ثبات امنیتی و سیاسی منطقه داشته باشد.

لذا تأثیر این عامل با توجه به حجم بالای بیکاری به لحاظ عدم سرمایه گذاری در این بازارچه های باعث گردیده که حداقل توانسته تا حدودی مشکل بیکار ی را رفع نمایدبرای مثال: پرویز خان در مرز خسروی- بزرگترین مرز زمینی صادر کننده کشور حدود 2000 نفر به عنوان کارگر این بازارچه مشغول کار هستند که به طور حتم با بسته شدن این بازارچه علاوه بر بیکار شدن این افراد بیش از سه هزار نفر نیز به طور غیر مستقیم آسیب خواهند دید. از طرف دیگر در حال حاضر بخش زیادی از کالاهای مورد نیاز کشور عراق ازاین مرز به داخل این کشور ترانزیت می شود و مسدود شده آن امکان استفاده دیگر کشورهای منطقه از جمله ترکیه را از بازار مستعد عراق را به ضرر تجار و بازرگانان ایرانی فراهم خواهد کرد.

امنیت استان های مرز هم جواور با عراق (پنج استان خوزستان- ایلام- کرمانشاه- کردستان- آذربایجان غربی) نیز در چارچوب اصل و قاعده فوق تابعی از امنیت ملی ایران در حوزه امنیت داخلی و خارجی است لذا امنیت استان های مرزی ترکیبی از متغیر های موجود در چهار حوزه ذیل است:

1- متغیرهای امنیتی درون استانی

2- متغیرهای امنیتی بین استانی

3- متغیرهای امنیتی در سطح ملی

4- متغیرهای امنیتی در سطوح منطقه ای و فرا منطقه ای.

نکته مهم در این میان جایگاه تجارت مرزی در رشد و توسعه مناطق مرزی و به تبع آن تقویت امنیت این مناطق است. در شرایطی که پنج استان مرزی غرب و جنوب غربی کشور در جریان جنگ تحمیلی دچار خسارات سنگینی شده و بسیاری از زیر ساخت های اقتصادی آن ها تخریب شده است، هنوز به صنایع و سرمایه گذاران انگیزه و رغبت کافی را برای استقرار در این مناطق دارند و نه کشاورزی و دامداری آلوده به مین و خطرآن هاکفاف معیشت شان رامیدهد.درچنین شرایطی مردم ساکن در مناطق مرزی راه بیشتر روی ندارند یا باید به سمت قاچاق و فعالیت های غیر قانونی بروند یا به سمت تجارت مرزی قانونمند. به طبیعی بسیاری از مردم مناطق به این دلیل که ایرانی اند و تابع قانون و هم به این دلیل که فعالیت تجاری قانونی با آرامش بیشتر و خطر کمتر همراه است تمایل دارند تجارت مرزی قانونمند ی را انجام دهند.

ایجاد بازارچه های مرزی در سالهای گذشته و نقش مفید و مؤثر آن ها در جذب مردم به فعالیت تجاری و اقتصادی قانونمند باعث شد بسیاری از مردم این مناطق کار در بازارچه ها را حتی با درآمد اندک و غیر مستمر، مبنای زندگی و معیشت خود قرار دهند.

در واقع بازارچه هم کمک میکندمردم منبع درآمدی برای معیشت خود بیابند واز سر معیشت به سمت قاچاق نروند و هم به گرایش مردم به سوی تجارت مرزی، به طور منطقی گرایش به سوی قاچاق و عبور و مرور غیر قانونی از مرز کاهش یابد و زمینه تقویت امنیت کوتاه مدت و دراز مدت نیز فراهم شود زیرا در کوتاه مدت، عبور و مرور غیر مجاز و درگیریهای ناشی از آن کاهش می یابد و در دراز مدت نیز مردم مناطق مرزئی به سکونت در مرز پایبندتر می شوند که این یکی خود مبنا و رکن دفاع در برابر تهدیدات خارجی و در آمایش سرزمین مناطق مرز ی است.

1- 3- محدوده مورد مطالعه

استان کرمانشاه با مساحتی حدوداً 24361 کیلومتر مربع و تقریباً 5/1 درصد از کل مساحت کشور ایران و در غرب آن بین 33 درجه و 40 دقیقه تا 35 در جه و 11 دقیقه عرض شمالی و 45 در جه و 24 دقیقه تا 48 درجه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد.

این استان از شمال با استان کردستان، از شرق با استان همدان، از جنوب شرق و جنوب با استان های لرستان و ایلام، و از غرب با کشور عراق محدود می گرددو کر مانشاه در بشترین طول و عرض خود به ترتیب حدود 200 و 122 کیلومتر است.

ارتفاع استان کرمانشاه از سطح آب های آزاد 1420 متر فاصله هوایی آن تا تهران 413 کیلومتر است. این استان دارای 14 شهرستان به نام های: اسلام آباد غرب- دالاهو- سنقر- صحنه- کنگاور- هرسین- پاوه- جوانرود- روانسر- ثلاث باباجانی- گیلانغرب- سرپل ذهاب- قصر شیرین و کرمانشاه می باشد. دارای 28 شهر، 29 بخش و 85 دهستان می باشد.

1- 4- اهداف اصلی مطالعه

بررسی و مطالعه مسائل جغرافیای سیاسی و امنیتی استان کرمانشاه

1- 5- سئوالات تحقیق

1- آیا تحولات کشور عراق می تواند باعث به وجود آمدن تحولاتی در مرزهای غربی ایران شود؟

2- آیا ارتباط و اتصال مجدد استان کرمانشاه در بعد اقتصادی با کشور عراق می تواند تأثیری در رونق اقتصادی داشته باشد؟

3- آیا شناسایی مؤلفه های امنیتی در برنامه ریزی های کلان در سطح منطقه می تواند نقش اساسی داشته باشد؟

1- 6- فرضیات تحقیق

1- با توجه به تحولات عراق به نظر می رسد که مرزهای غربی ایران دچار تحولاتی شود.

2- ا حتمالا" ارتباط و اتصال مجدد استان کرمانشاه با کشور عراق در بعد اقتصادی تأثیر مهمی در رونق اقتصادی استان دارد.

3- شناسایی مؤلفه های امنیتی در برنامه ریزیهای کلان در سطح منطقه نقش اساسی دارد.

1- 7- روش شناسی تحقیق :

الف: مطالعات کتابخانه ای

ب: طبقه بندی اطلاعات جمع آوری شده

ج : مطالعه و تجزیه و تحلیل

-8-1پیشینه تحقیق :

درباره امنیت و زیر مجموعه های آن تحقیقاتی صورت گرفته و در کتب دیگر از جمله کتاب کرمانشاهان وتمدن دیرینه آن نیز در باره سیاست و امنیت در کرمانشاه مطالبی و جود دارد ولی بااین عنوان و به صورت تخصصی پیشینه ای ندیدم.

1- 9- ساختار تحقیق :

این تحقیق در 5 فصل تدوین شده است

فصل اول:به طرح مسئله و فرضیات و سئوالات اصلی تحقیق و همجنین روش های تحقیق ، محدوده مورد مطالعه و ... می پردازد

فصل دوم:به موضوع جغرافیایی طبیع استان کرمانشاه پرداخته ام که در آن به موقعیت ، ا رتفاع، کوهها، و... پرداخته ام.

فصل سوم:به بررسی جغرافیایی انسانی و اقتصادی کرمانشاه پرداخته ام و آن را به دو بخش انسانی و اقتصادی تقسیم نموده ام .

در بخش انسانی سابقه تاریخی ، ویژگی ها ی جمعیتی ، اشتغال،بیکارو علل آن و... موردبررسی قرار گرفته ودر بخش اقتصادی، به صنایع ( ماشینی و دستی ) معادن و بازارچه ها اشاره شده است.

فصل چهارم:نیزازدو بخش جغرافیای امنیتی و سیاسی تشکیل شده . در بخش امنیتی اول به تعریفی از امنیت ، ا نواع آن ، عوامل امنیتی در استان و معبر نفوذی و محورهای ارتباطی و ... پرداخته و در بخش سیاسی ، کرمانشاه را در ادوار مختلف مورد بررسی قرارداده ، نهضتهای ، اوضا ع استان در جنگ های جهانی اول و دوم و شناسنامه سیاسی روستاها و جغرافیایی انتخابات را مورد بررسی قرار گرفته .

فصل پنجم:نیز به نتیجه گیری ، محدودیتهای پژوهش و پیشنهادات را شامل میشود.

2- 1- موقعیت جغرافیایی، حدود و وسعت:

استان کرمانشاه در غرب ایران قرار گرفته که از شمال با استان کردستان از شرق با استان همدان از جنوب شرق و جنوب با استان های لرستان و ایلام و از غرب با کشور عراق (با سیصد و سی کیلومتر مرز بین المللی) محدود شده است. استان کرمانشاه با مساحت 24361 کیلومتر مربع تقریباً 5/1 درصد از کل مساحت ایران را وبه خود اختصاص داده و بین 33 درجه و 40 دقیقه تا 35 درجه و 11 دقیقه عرض شمالی و 45 درجه و 24 دقیقه تا 48 درجه طول شرق نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد (12).

ارتفاع استان کرمانشاه از سطح دریا 1420 متر و فاصله هوایی آن تا تهران 413 کیلومتر است. کرمانشاه در بیشترین طول و عرض خود به ترتیب 200 و 122 کیلومتر است. (2)

شهر کرمانشاه مرکز استان کرمانشاه، با وسعتی حدود 5615 کیلومتر مربع، 8/22 درصد مساحت استان را به خود اختصاص داده است. از شمال به استان کردستان از طرف جنوب به استان لرستان از شرق به شهرستان های صحنه و هرسین و از غرب به شهرستان های دالاهو و اسلام آباد غرب منتهی می شود این شهرستان دارای 4 بخش مرکزی شهری و 13 دهستان و 769 آبادی می باشد.

2- 2- ناهمواری های استان کرمانشاه:

ناهمواریهای استان از لحاظ ساختاری و شکل ظاهری زمین (توپوگرافی) به سه واحد کو ه، دشت و تپه ماهور تقسیم می شوند. (10)

2- 2- 1- کوه ها

2- 2- 2- دشت ها

2- 2- 3- تپه ماهور

2-2-1- کوه های استان کرمانشاه:

کوههای استان کرمانشاه را با توجه ارتفاع و موقعیت ، به سه دسته تقسیم می کنند:

2-2-1- الف:شاهو،پرآو، بیستون، دالا خانی ، و امروله با ارتفاع بیش از 3000 متر که به آنها زاگرس مرتفع می گویند.

2-2-1-ب:کوه سفید ، دالاهو ، قلعه قاضی ، آتشگاه و... باارتفاع بین2000تا3000متر این قسمت به زاگرس چین خورده معرف است.

2-2-1-ج:بازی دراز ، آق داغ، دانه خشک و... که غالبا"قله هایی با کم ترااز2000متر ارتفاع دارند.

2- 2- 2- دشت های استان کرمانشاه:

با توجه به موقعیت ناهمواری ها و نیز ارتفاع، دشتهای استان کرمانشاه به دو دسته مرتفع و کم ارتفاع تقسیم می شوند.

2- 2- 2- الف: دشتهای مرتفع: مانند ماهیدشت، سنجابی، کلیایی، کرمانشاه، بیونیژ، حسن آباد، دینور و ... (10)

2- 5- 2- ب: دشتهای کم ارتفاع: مانند: دشت ذهاب، سومار و گیلان غرب، دیره و ... (10)

2- 2- 3- تپه ماهورها:

بخشی از ناهمواری های استان که در قسمت جنوب غربی واقع شده اند از نوع تپه ماهور هستند، مانند: تپه ماهورهای اطراف قصر شیرین و سومار (لازم به ذکر است که نواحی دامنه ی ارتفاع آن ها کم تر از 600 متر از سطح دریا باشند را تپه ماهور می گویند).

2- 3- آب و هوای استان کرمانشاه

2- 3- 1- مقدمه:

آب و هوای استان کرمانشاه، بر اساس مطالعات و نظریات هواشناسان و ضبط آمار و ارقام سالیانه، آب و هوای معتدل کوهستانی است. کوپن، منطقه باریکی از زاگرس غربی را که تقریباً شامل جلگه ها و کوهستان های بین کرمانشاه و شیراز می شود، دارای آب و هوای CSB یا آب و هوای بحر الرومی می داند که از مشخصات آن، تابستان های خشک و ز مستان های نسبتاً معتدل و باران کم است.(2).

2- 3- 2- در جه حرارت:

در نواحی کوهستانی کرمانشاه، سرما از آذر ماه و تا اسفند ماه ادامه می یابد. چندین ماه از سال، برف در ارتفاعات می ماند بر اساس آمار حداقل مطلق در دیماه 1386 شهرستان سنقر 5/24- درجه سانتی گراد که سردترین شهرستان استان بوده و حداکثر مطلق در مرداد ماه 1386 در شهرستان سر پل ذهاب، گیلان غرب و قصر شیرین 5/45 درجه سانتی گراد گزارش شده است و در شهرستان کرمانشاه حداکثر مطلق 41 درجه سانتی گراد و حداقل مطلق 5/18- درجه سانتی گراد به ثبت رسیده است. (11)

1- ناحیه کوهستانی ومر تفع، که دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است.

2- ناحیه پست و کم ارتفاع، که عمدتاً منطبق بر نوار مرزی است و دارای آب و هوای گرم و نیمه خشک است. (10)

2- 4- آب ها:

2- 4- 1- آب های سطح الارضی (روی زمین)

وزش بادهای مرطوب که از سوی اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه می وزد، موجب بارش برف و باران فراوان و ذخیره آب های زیر زمینی و همچنین جریان رودخانه های متعددی در نواحی مختلف کرمانشاه گردیده که تمام آن ها نهایتاً به سوی خلیج فارس جریان پیدا می کنند. (2)

2- 5- جنگل ها و مراتع استان کرمانشاه

2- 5- 1- جنگل ها:

جنگل های این منطقه عموماً از جامعه بلوط بومی ایران تشکیل یافته و در حدود 60 درصد از جامعه را گونه های مختلف بلوط و 25 درصد آن را گونه های مختلف پسته وحشی (بنه- ون) و حدود 5 درصد انواع بادام کوهی (ارژن) و 10 درصد بقیه نیز دیگر گونه ها، پوشش جنگلی این استان را تشکیل می دهد.

2- 5- 2- مراتع

2- 5- 2- الف : تعریف مرتع:

زمینی است که حداقل مدتی از سال دارای پوششی از گیاهان مرتعی خودرو باشد. بنابراین، در کشور ما هر زمین یا سرزمینی که دارای حتی مختصر پوشش گیاهی است که دام می تواند برای مدتی در آن بچرد، مرتع یا چراگاه نامیده می شود.

2- 5- 2- ب:انواع مراتع:

مراتع یا چراگاه را می توان از دیدگاه مختلف به انواع مختلف تقسیم کرد.در درجه اول از این که مراتع دارای گیاهان طبیعی خودرو باشد یاانسان آن ها را به وجود آورده باشد، به هفت نوع: 1- انواع مراتع بر اساس طبیعی یا غیر طبیعی بودن 2- انواع مراتع بر اساس فصل استفاده و یا گرمسیر و سرد سیر بودن آن ها3- انواع مراتع بر اساس عوارض طبیعی یا شکل زمین4-مراتع براساس چرای دام 5- انواع مراتع براساس نوع گیاه 6-انواع مراتع بر اساس ظرفیت چرای دام و مرغوبیت و تولید علوفه (14)

2-6- کشاورزی و دامداری

2-6-1- کشاورزی

استان کرمانشاه با آب و هوای متنوع و منابع آب و خاک ، از امکانات بالقوة بسیار بالایی برای توسعة کشاورزی برخوردار است .

دشتهای وسیع کرمانشاه در نواحی سرد ، معتدل و گرم گسترده شده است . تولید محصولات سردسیری و نیمه گرمسیری چون خرما و مرکبات ، از ویژگیهای استان می باشد . خاک در هیچ یک از دشتهای استان جز مقدار اندکی در نواحی گرمسیری نفت شهر و سومار عامل محدود کنندة توسعه کشاورزی نیست .

استان کرمانشاهان دارای دو اقلیم سردسیری و گرمسیری است : ناحیة گرمسیری نیمه کوهستانی با دشتهای وسیع و حاصلخیز در شمال ،شرق و جنوب استان قرار گرفته است .

نواحی گرمسیری کرمانشاهان قابلیت کشت غلات ، علوفه، جالیز و صیفی را دارد و در قسمتی از این نواحی مرکبات و نخیلات به عمل می آید و نواحی سردسیری استان مساعد برای کشت غلات ،حبوبات،علوفه،چغندرقند،دانه های روغنی ، سبزیجات ، باغ و ... است .

میوه هایی از قبیل : گردو،بادام،انار،سیب،گلابی،انجیر،مرکبات،خرما و ... در این استان به عمل می آید که از معروفیت خاصی برخوردارند.

2-6-2- دامداری

استان کرمانشاهان با موقعیت اقلیمی و جغرافیایی از لحاظ میزان بارندگی ،چشمه سارها ، مراتع طبیعی و پوشش گیاهی که از دیر باز داشته ، مرکز پرورش دام و دامداری بوده و یکی از مراکز مهم و مشهور دامداری ایران زمین است .

نگهداری و پرورش دام در سطح استان به طریق سنتی و به علت دو ناحیة سردسیر و گرمسیر به صورت ییلاق و قشلاق انجام گرفته و به هر حال دامداری در این منطقه از دیر باز به کشاورزی غلبه داشته و روی همین اصل زراعت و باغداری در حد مطلوب پیشرفتی نداشته و دنباله رو دامداران بوده است . دامداری در استان کرمانشاهان به صورتهای زیر انجام می شود:

1- دامداری در روستاها .2- دامداری ایلات و عشایر

3-1- جغرافیای انسانی واقتصادی استان کرمانشاه

3-1-1- جغرافیای تاریخی کرمانشاه

سرزمینی که امروز استان کرمانشاه را در خود جای داده است ، با توجه به شرایط طبیعی و موقعیت جغرافیایی و نیز به واسطه هم جواری با تمدن های ایلامی ، کاسی و دیگر تمدنهای بین النهرین ، از دیرباز مهمد تمدن های کهن و نیز مورد توجه حکومتهای مقتدر زمانه بوده است.(10)

کرمانشاه ، بزرگترین وسیله ارتباط مردم فلات ایران با ساکنان جلگه بین النهرین بوده است و به همین علت از تمدن هر دو قوم بهره گرفته و برای مردم فلات ایران به منزله کلیه دنیای متمدن آن زمان محسوب شده است .

قدمت آثار مکشوف در ناحیه گنج تپه بین 8500 تا 7000 سال پیش از میلاد مسیح میرسد

3- 1-2- کرمانشاه در ادوار مختلف تاریخی

3-1-2- الف : کرمانشاه در زمان عیلامیان ، لولوبیان، گوتیان ،کاسیان

عیلامیان :

از اوایل هزاره 4 ق م . در سرزمین عیلام ، به ویژه در دشت سوزیان که امتداد طبیعی دشت بین النهرین می باشد، زندگی شهرنشینی آغاز شده و شهر شوش پایتخت کشور عیلام بوده است.

حکومت عیلام، اصولاً حکومت فدارال و به بیان دیگر حکومت ملوک الطوایفی بوده است ، که هر یک ایالتهای آن، دارای حکومتهای جداگانه بوده اند. عیلام و همسایگان شمال و غربی اش در دامنه های سلسله جبال زاگرس و دشت بین النهرین ، در تماس بسیار نزدیک و دایمی بوده اند، که گاه این تماس ها دوستانه و مسالمت آمیز و گاه خصمانه و شدید بود، که در هر حال موجب مبادلات فرهنگی و نفوذ تمدنی ،خواه از این ممالک به عیلام وخواه زمانی چند از عیلام به این مناطق ، از جمله کرمانشاه بوده است .

در زمان پادشاهی شیلهک این شوشیناک (1156-1151ق.م.) فتوحات عیلام به نقاط دور دست کشیده شد، سپاهیان وی در شمال از ناحیه دیاله گذشتند و به نواحی کرکوک رسیدند، و آشور را به نقاط دورتر راندند و سراسر دره های دجله ، قسمت اعظم کرانه خلیج فارس، و سلسله جبال زاگرس ، از جمله منطقه کرمانشاه تحت تسلط عیلام درآمد.

آشور بانیپال به عیلام حمله کرده ، شاه عیلام را کشت و عیلام را به دو بخش تقسیم کرد و به دو تن از امرای عیلام سپرد. وی بالاخره توانست با حمله مجدد به عیلام در سال 640 ق.م. شوش ، پایتخت مملکت عیلام به دست آشوریها تسخیر و به خاک و خون کشیده شد. لولوبیان

آخرین دسته از ساکنانی که پیش از مادها ، در غرب فلات ایران مستقر شدند، اقوامی به نامهای لولوبی ، گوتی ،کاسی و... بوده اند که در میان اقوام قبلی و یا بومی مستحیل شده و سرانجام ، رشته امور را به دست گرفتند و بنیاد حکومتهایی را گذرانده و هر یک تازمان نسبتاًدرازی بر اقوام تابع ،فرمان راندند .

از شاهان معروف قوم لولوبی، آنوبانی نی بود، که ظاهراً در سده 22ق.م. سنگ نبشته ای از او بر صخره سرپل ذهاب نزدیک شهر ذهاب هنوز وجود دارد . کوتیان

کوتیان یا گوتیان در شرق ، شمال و شمال غربی لولوبیان و احتمالاً در آذربایجان، کردستان و کرمانشاه کنونی زندگی می کردند. کوتیان در سده 23 ق.م در زمان سلطنت نارام سین ،پادشاه آکد، در صحنه تاریخ پدید آمدند. طبق روایان آکدی، نارام سین ظاهراً در اواخر سلطنت خویش در اثر جنگ با کوتیان از پای درآمده است . سرانجام گوتیان توانستند طی جنگهای فرمانروایی عالیه دو رود بین النهرین را به دست آورند .

کاسیان

کاسیها ، قومی آسیایی نژاد بودند که در نیمه اول هزاره دوم قبل از میلاد ، در دامنه های سلسه جبال زاگرس، از جمله استان کرمانشاه بسر می بردند. عیلامها به این قوم کوسی ، و آشوریان آنان را به نام کاشو می شناختند.

کاسی ها ، حدود شش سده بر اراضی دو رود بین النهرین و مرکز کوهستان زاگرس، از جمله منطقه کرمانشاه فرمانروایی کردند. پژوهشگران ، زمان اینان را حدود 1925 تا 1171 ق.م ذکر کرده اند .

رشید یاسمی ، مولف کتاب کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او بر این باور است که ارتباط میان کاسیها و اقوام هندو اروپایی ، از جهات بسیاری مورد تایید است ، از جمله پرستش اسب به عنوان مظهر الهی میان این دو ، همچنین از نام بعضی خدایان کاسی پیداست که ارتباط خاصی میان کاسیها و نژاد هندو اروپایی وجود داشته است .... از آثار نفوذ هندو اروپایی در میان کاسیها واژه بوگاش (بغاش)، به معنی خداست .

از سده 12ق.م. سلسله کاسی رو به ضعف نهاد و بالاخره به دست عیلامیان منقرض شد .

3-1-2- ب: کرمانشاه در زمان مادها

مادها قومی آریایی نژاد بودند که در آغاز سده هفتم یا پایان سده هشتم پیش از میلاد، دولت ماد را تشکیل دادند . مادها چون نتوانستند بر دولت مقتدر آرارات پیروز شوند ، سرزمینهایی را اشغال کردند که امروزه استانهای آذربایجان ، کردستان ، کرمانشاه و ... را تشکیل می دهند . کرمانشاهان در زمان مادها، یکی از ایالتهای غربی آن دولت بود و در زمان کیاکسار، جز و ساتراپ نشین دهم مملکت ماد بود که به نام بیت هامبان ، از آن یاد شده است . بدین ترتیب سلسله ماد ، پس از 158 سال حکومت ، در سال 550 ق . م . کوروش منقرض شد .

3-1-2-ج:کرمانشاه در زمان هخامنشیان

پارس ها ،یکی از شاخه های اصلی قوم آریایی بودند که همزمان با مهاجرت اقوام دیگر آریایی ، وارد فلات ایران شدند . تاریخ ورود آنان به فلات ایران روشن نیست ، چنانکه گفته شد ، به عقیده گیرشمن در سالهای اول هزاره پیش از میلاد، و به قول دومرگان در هزاره دوم پیش از میلاد، وارد فلات ایران شدند.

کوروش اول ،در سال 6000 ق.م. در گذشت و پسر دومش کامبیز (کمبوجیه)،به سلطنت رسید. (پسر اول کوروش آروککو، بعنوان گروگان جنگی به نینوا فرستاده شد و احتمالاً در همانجا درگذشت .)

در این زمان ،مادها هنوز قدرت و نفوذ داشتند . از این رو کمبوجیه با ماندان، دختر آژ دهاک ، پادشاه ماد ازدواج کرد . این وصلت به وحدت و تحکیم قدرت قوم پارس کمک کرد و فرزندی به وجود آورد که همان کوروش کبیر است. کوروش کبیر (559-530 ق.م.) ، تا دوازده سالگی در دربار ماد نزد پدر بزرگش آژدهاک پرورش یافت ، زیرا مادرش پس از زاییدن او درگذشت. وی از ابتداء بسیار شجاع بود،همین امر، پادشاه مستبد مادر ابران داشت ، تا او را به پارس نزد پدرش بفرستند. کوروش در سال 550 ق.م. به هگمتانه (همدان) رفت و پس از تصرف مملکت ماد، از جمله کرمانشاهان، پارتها را نیز شکست داد و ظاهراً سایر ایلاتهای شرقی را که قبلاً جزء حکومت ماد بودند، تحت تسلط و تصرف خویش در آورد.

اسکندر مقدونی در نبردهای که با ایرانیان کرد ایران و کشورهای تابع آن را متصرف شد و سلسله هخامنشی ، پس از دویست و بیست سال حکومت منقرض شد.

3-1-2-چ:کرمانشاهان در زمان مقدونیان

پس از کشته شدن اردشیر سوم به روی کار آمدن داریوش سوم، حکومت هخامنش رو به اضمحلال گذاشت و برعکس دولت جوان مقدونی به رهبری فیلیپ دوم یا فیلقوس (359-366ق.م.) با سرعت در شاهراه پیشرفت و ترقی قرار گرفتند .

پس از کشته شدن فیلیپ (فیلیپ در راس لشکریان سرگرم تهیه مقدمات جنگ با ایرانیان بود که در توطئه ای به سال (336ق.م.) به قتل رسید )،پسرش اسکندر (336-323 ق.م.) در بیست سالگی به تخت سلطنت نشست .

استان کرمانشاه در زمان اسکندر مقدونی ، جزو ساتراپ نشینهای علیای تحت سلطه او یعنی تابع ساتراپ ماد بود است .

پس از درگذشت اسکندر مقدونی در سال 323 ق.م. هرج و مرج در سراسر کشور آغاز شد و تا ده سال ادامه یافت .

به هر حال در زمان اسکندر مقدونی و جانشینان ، سرزمین کرمانشاه به علت داشتن مراتع سرسبز برای پرورش اسبان تیزتک که از عوامل موفقیت در سپاه رانی دنیای قدیم بود،نظرها را جلب کرد تا آنجا که یونانیان این نواحی پر نعمت را به خدایان اساطیری خود نسبت دادند و به آن نیسا یا نیشا نام نهادند .

3-1-2-ر:سلوکیان

بنیان گذار این سلسله سلوکوس و به یونانوی نیکاتور (فاتح) پسر آنتیو خوس،سردار فلیپ دوم ، پدر اسکندر مقدونی بود. چنانکه گفته شد ،پس از مرگ اسکندر،جنگهای خونینی بر سر ممالک تابع او رخ داد . در این جنگها سلوکوس بر آنت گون،والی کیلیکیه غالب شد و خوزستان و ماد از جمله کرمانشاه را ضمیمه حکومت بابل کرد و در سال 312 ق.م. دولت سلوکی را در ایران تشکیل داد و در سال 306 ق.م رسماً خود را شاه خواند .

سلوکوس در زمان اسکندر،با آپاما، دختر سپیامن، سردار ایرانی ازدواج کرد . وی پس از 31 سال سلطنت درگذشت .

جانشینان سلوکوس دوم، سلوکوس سوم یا سوتر،آنتیوخوس سوم. مولون نامی حاکم ماد از جمله کرمانشاه بوده است .

3-1-2-ز - کرمانشاه در زمان دولت اشکانی

پس از درگذشت اسکندر مقدونی و تقسیم میراث او بین سردارانش، طوایف رشید و آزاده پارت، علیه حکومت جانشینان اسکندر قیام کردند و به رهبری ارشک اول،برحکام محلی سلوکیان درپارت شوریدند و پی از غلبه بر عمال آنان از دولت سلوکی جدا شدند و حکومت جدیدی به شیوه ایرانی در آن سرزمین بنیاد نهادند که به دولت اشکانی موسوم گشت.

پس از تیرداد اول پسرش اردوان اول که بردارش بود به سلطنت رسید،مهرداد پس از مبارزه سرسختانه ای سرزمین ماد ، از جمله کرمانشاه را به سال 155 ق.م. تصرف کرد.در زمان اشکانیان، سر زمین کرمانشاه به دو ایالت کرینا که با کرند کنونی منطبق میدانند و کامبادنه یا ناحیه کرمانشاه تقسیم شده بود.

3- 1- 2- ل: کرمانشاه در زمان ساسانیان

اردشیر (ارتخشترا) پسر دوم بابک که در شهر دارا بگرد، شهر ایالتی پارس، مقام نظامی ارگبد (قلعه بیگی شهر) را داشت. پس از مرگ پدر، از به رسمیت شناختن پادشاهی برادرش شاپور، امتناع ورزید. از این رو جنگ میان آنان اجتناب ناپذیر بود.

اردشیر بعد از جنگ های متوالی به سال 226 م رسماً تاجگذاری کرد و به عنوان شاه شاهان ایران را اختیار کرد. اردشیر پس از مراسم تاجگذاری، به کمک ارتش منظم خود، دشمنان و مخالفان خود را یکی پس از دیگری ازپای درآورد و منطقه نفوذ خود را از فرات تا مرو، هرات و سیستان وسعت بخشید. کرمانشاه در زمان سلطنت اردشیر جزو غرب بود.

بعدازاردشیر پسرش شاپوراول به سلطنت رسید، وی در پیشرفت وآبادانی ایالت های ایران،از جمله کرمانشاه کوشش بسیار کرد و همچنین در زمان این پادشاه بود که مانی ظهور کرد و آیین جدید خود را آشکار نمود و مورد توجه قرار گرفت.

یکی دیگر از پادشاهان ساسانی بهرام چهارم بود که بنای شهر کرمانشاه را به او نسبت می دهند که به عنوان حکمران ولایت کرمان به کرمانشاه ملقب شده بود، اما به احتمال بسیار شهری که او بنا کرد شهر کوچک کرمانشاه بود که میان یزد و کرمان قرار داشت.

در دوران سلطنت یزدگرد سوم جنگ های بین ایران و اعراب رخ داد از جمله می توان به جنگ های قادسیه، حمله اعراب و تسخیر سلوکیه، تسخیر تیسفون، جنگ جلولاء، جنگ حلوان و جنگ نهاوندرخ داد.

3- 1- 3- ق:کرمانشاه در زمان اعراب

عرب ها پس از انقراض سلسله ساسانی توانستند در سال 21 هـ. ق. حلوان را متصرف و کرمانشاه را به صلح متصرف شوند.احمدبن یحیی بن جابربلاذری، در کتاب فتوح البلدان خود می نویسد:

«جریر بن عبد الله بجلی حلوان را به صلح گشود، بر این قرار که از آنان دست بردارد و بر جان و مال امانشان دهد. سپس سعد، جریر را همراه عزره بن قیس بن غزیه بجلی بر حلوان گمارد و آن گاه جریر رهسپار دینور شد، لکن آن را فتح نکرد و قرماسین (کرمانشاه) را به صلحی همانند صلح حلوان بگشود. »

3- 1- 3- ف: کرمانشاه در زمان صفاریان، آل زیار ، آل بویه

صفاریان

یعقوب لیث بنیان گذار سلسله صفاری در سیستان علم استقلال بر افراشت و نخستین دولت مستقل ایرانی را پایه گذاری کرد و برخی نقاط کشور را نیز به کانون آزادیخواهان ایران تبدیل کرد.

پس از مرگ یعقو لیث در شاه آباد دزفول، برادرش عمرو لیث به پادشاهی رسید. وی نامه ای به معتمد خلیفه بغداد فرستاد و ظاهراً اظهار دوستی و مودت کرد و در خوزستان ماند تا اینکه احمد بن اب الصبع، فرمان حکومت فارس، کرمان، اصفهان، زنجان، ماسبذان، جبال (کرمانشاه جزو جبال بود)، ری، قم، گرگان، تبرستان، سند و سیستان را به انضمام فرمان شرطگی بغداد و حرمین (مکه و مدینه) را برای وی درآورد.

آل زیار

یکی از پادشاهان آل زیار به نام مرداویج پس از استیلا بر تبرستان و گرگان، سپاهی گرد آورد و به قصد توسعه قلمرو خود در سال 319 هـ. ق. به همدان لشکر کشی کرد و پس از تسخیر آن ناحیه به کرمانشاه هجوم برد و کنگاور، دینور و کرمانشاه را متصرف شد و اصفهان را پایتخت خود قرار داد.

پس از مرداویچ، برادرش وشمگیر زمام امور را به دست گرفت. وی به علت مخالفت های مختلف به امیر نوح سامانی پناهنده شد و سرانجام در اول محرم هنگام لشگر کشی از اسب افتاد و در گذشت. پس از وشمگیر پسرش بیستون (بهستون) به جای پدر به حکومت پرداخت. ولی زکاوس (قابوس) با او به مخالفت برخواست و بر گرگان مسلط شد وی به دست لشگریان خویش به هلاکت رسید و در بنایی که امروز به گنبد قابوس معروف است به خاک سپرده شد.

پس از مرگ قابوس، پسرش منوچهر به حکومت رسید و پس از منوچهر حکومت به ترتیب به انوشیروان پس منوچهر و کیکاوس پسر اسکندر بن قابوس ملقب به عنصر المعالی رسید و پس از او گیلانشاه جانشین وی شد. وی آخرین امیر این سلسله است که در سال 470 هـ. ق. به دست سلاجقه از حکومت خلع و سلسله آل زیار منقرض گردید.

آل بویه

ماهیگری به نام بویه، پسر فناخسرو از اهالی دیلم به خدمت ماکان بن کاکی، سردار سپاه امیر نصر سامانی در امدو پس از مدتی به سپاهیان مردانویج زیاری پیوست و مورد توجه وی قرار گرفت.

پس از درگذشت مرداویج، فرزاندان بویه به نام های: حسن و احمد صاحب قدرت شدند. علی (عماد الدوله) در سال 323 هـ. ق. فارس را تصرف کرد و حسن (رکن الدوله) نیزدر همین سال اصفهان، ری، همدان و کرمانشاه را فخر الدوله، پسر رکن الدوله (حسن) در ری، همدان، و کرمانشاه حکومت داشت و چون در سال 387 هـ. ق. فوت کرد، همسرش سیده خاتون پسر چهار ساله او رسم را با لقب مجدو الدوله به امارات ری و شمس الدوله پسر دیگرش را به حکومت همدان و کرمانشاه منصوب کرد. حکومت آل بویه توسط طغرل سلجوقی سرنگون و سلسله آل بویه به سال 447- 448 هـ. ق. منقرض شد.

3-1-2-د:کرمانشاه در زمان خوارزمشاهیان، مغولان، ایلخانان

خوارزمشاهیان

پس از درگذشت برکیارف، پاد شاه سلجوقی، قطب الدین محمد به سال 498 هـ. ق. خود را خوارزمشاه خواند. خوارزمشاه که فتوحاتی در نواحی مرکزی ایران به دست آورده بود، اراده دیار جبال کرد و چون حاکم همدان در مقابل او ایستادگی کرده بود سپاه وی به کشتار و غارت پرداخت و از همدان تا دینور و کرمانشاه را کوبید و خراب کرد.

مغولان

چنگیز خان مغول در سال 616 هـ. ق. به ایران حمله کرد و چون سلطان محمد خوارزمشاه شکست خورد و فراری شد، ولایات ایران یکی پس از دیگری در مقابل مغولان سقوط کردند. کرمانشاه نیز چون شهرهای دیگر ایران در زیر سم ستوران مغولان افتاد.

سلطان محمد به جزیره آبسکون در دریای مازندران پناه برد و در آن جزیره درگذشت. پسرش جلال الدین منکبرنی برای مقابله با مغولان از مازندران به خوارزم رفت و سپس به خراسان آمد و سپاهی فراهم کرد ولی شکست خورد. وی به هند رفته دوباره قشونی آماده کرده و پیروزی های درخشانی در غرب ایران شهرتی یافت. ولی در آذربایجان مورد حمله ناگهانی سپاهیان مغول قرار گرفت و به کردستان رفته در آن حدود به دست افراد ناشناسی کشته شد و سلسله خوارزمشاهیان منقرض شد.

ایلخانان

پس از مرگ چنگیز خان مغول در سال 641 هـ. ق. امیر ارغوان از دبیران اوگتای، حکومت کلیه ایران از جمله کرمانشاه را به دست آورد. حکمرانی ارغوان در ایران تقریباًطی پانزده سال طول کشید. تا این که هولاکو خان به ایران آمد و دامنه فتوحات مغولان را توسعه داد و سلسله ای به نام ایلخانان را تشکیل داد.

پس از فتوحات مغولان و حکومت ایلخانان، ولایت جبال به دو بخش نا مساوی تقسیم شد: بخش بزرگ تر در مشرق به عراق عجم معروف شد و بخش کوچکتر در مغرب کرمانشاه را شامل می شد به کردستان شهرت یافت.

3-1-2-ذ:کرمانشاه در زمان تیموریان

تیمور گورکان معروف به تیمور لنگ از نژاد مغول و از سوی مادر از اعقاب چنگیز خان مغول بود، توانست در اثر نشان دادن لیاقت و رشادت، قوایی به دور خود جمع کند و به تدریج بر بخش هایی از ماوراء النهر تسلط یابد. تیمور در یورش های خود اصفهان، فارس، بوشهر، آذربایجان، عراق عجم، کرمانشاه و عراق عرب را ضمیمه متصرفات خود کرد و در مدت 15 سال بر سراسر ایران مسلط شد و مانند چنگیز خان به قتل و غارت و وحشیگری پرداخت.

تیمور در مدت اقامت در سلماس، ملک عزالدین حاکم آن ناحیه را مورد توجه قرار داد و علاوه بر سلماس، اداره مناطق کردستان، کرمانشاه را نیز به وی سپرد.

3- 1- 2- ق: کرمانشاه در زمان صفویه

پسر قطب الدین معروف به امین الدین جبرائیل در تمام دوره زندگی خود، مردم را به تقوی ترغیب کرد.و شیخ صفی الدین پسر وی که در طریق ارشاد از پدر پیروی می کرد، یکی از بزرگان تصوف و مشایخ عرفا وبود و مریدان بسیار داشت. با ظهور شیخ صفی الدین ، کار این خاندان بالا گرفت و این سلسله به مناسبت نام او به صفویه معروف شدند.

یکی از پادشاهان صفویه شاه اسماعیل بود . در سالهای نخستین حکومت شاه اسماعیل صفوی سلطان مراد آق قویونلو با هفتادهزارسپاهی ، نواحی کرما نشاه و همدان را اشغال کرد. شاه اسماعیل در 38سالگی در گذشت .پس از در گذشت پدر ، شاه تهماسب پسر یازده ساله اش به حکومت رسید. وی بعد از چند سلا مجبورشدبه جنگ با ابراهیم پاشا برود که او یکی از دست نشانده های دولت عثمانی بود. ابراهیم پاشا با سپاه عثمانی در نواحی همدان و کرمانشاه رفته و خود سلطان سلیمان قانونی نیزبا سپاه ابراهیم پاشا ملحق گردید.

بعد از شا ه اسماعیل دوم ، سلطان محمد خدابنده و بعد شاه عباس اول به حکومت رسیدند.

در سال 1034.ه.ق. حسن خان استاجلو ، والی همدان و امیر الامرای قلمرو علی شکر پس از 25سال حکومت در گذشت .برخی از خانهای محلی پیرامون کرمانشاه به استحکام قلاعی مانند قلعه لک در ذهاب و قلعه مندلی در حدود هارون آباد(شاه آباد سابق واسلام آباد کنونی)پرداختند و سر از اطاعت پادشاه صفوی کشیدند. از این رو شاه عباس در این سال به غرب کشور لشکر کشی کردو پس از تنبیه متجاوزان و منهدم کردن قلاع آنا ن آماده فتح بغداد شد.

در زمان شاه صفی نیز کرمانشاه به وسیله شاهرخ بیگ که میر آخور بود به حکومت سنقر، هرسین، کرمانشاه، بیستون وکلهر منصوب شد.در زمان سلطنت شاه عباس دوم نیز ،استان کرمانشاه در تیول شیخ علی خان زنگنه بود .وی از سوی شاه عباس دوم به وزارت اعظم برگزیده شد. بعد از شاه عباس دوم ، شاه سلیمان ،شاه سلطان حسین، شاه تهماسب دوم، به حکومت رسیدندو آخرین پادشاه صفویه شاه عباس سوم بود.

3- 1- 2- ن: کرمانشاه در زمان قاجاریه

هجوم مغول به ایران راه ورودجمعی از قبایل ترک و تاتار ازجمله ایل قاجار را به ایران گشود. ایل قاجار یکی از هفت ایل ترکمن از سپاه صفویه در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول بود .قاجارها به دو دسته تقسیم شده بودند و به تناسب موقعیت جغرافیایی آنان را یوخاری با ش و اشاقه باش نامیدند.

پادشاهان قاجاریه

1-آقا محمد خان

آقا محمد خان با برادرانش پس از مرگ کریم خان زند ازشیراز فرارکردندوبه مازندران رفته وبا سران قاجار متحد شدند و دعوی سلطنت کرد . سرانجام پس از حدود ده سال نبرد بر تمام ایران از جمله کرمانشاه مسلط شد و سلسله قاجار را تشکیل داد.

2- فتحعلی شاه

فتحعلی شاه در سال1212.ه.ق.پسر بزرگش محمد علی میرزای دولتشاه رابه حکومت عراق عرب و عراق عجم منصور کرد و ایالت کرمانشاه تا حدود بغداد از سرحد بصره تا خرم آباد را به وی واگذار کرد و ابراهیم خان دولوو محمد خان شامبیاتی راملتزم رکاب او داشت.

پس از محمدعلی میرزا دولتشاه پسرش محمد حسین میرزا حشمت الدوله در سال 1237.ه.ق. به حکومت غرب و سر حدداری عراق عجم و عراق عرب از جمله کرمانشاه و بخش شمالی خوزستان منصوب شد. وی در سال 1245.ه.ق. به تقاضای مردم کرمانشاه ، بار دیگر محمد حسین میرزا حشمت الدوله به حکومت کرمانشاه تعیین گردید.

3- محمد شاه

درسال 1250.ه.ق. محمد شاه ، بهرام میرزا معزالدوله برادر خود را به حکومت کرمانشاه منصوب کرد و میرزا تقی قوام الدوله آشتیانی را نیز به وزارت وی گمارد.

در سال 1257 .ه.ق. حاجی خان شکی به فرمان محمدشاه قاجار به حکمرانی کرمانشاه و خوزستان منصوب گردید. حاجی خان مردی شجاع و از اهل سنت وجماعت بود وبرخی از عشایر و طوایف کرمانشاه را که اهل حق هستند و برای حضرت علی(ع) ارادت و ا حترام ویژه ای قایل هستند، بر انجام اموری که خلاف شریعت آنان است وادار می کرد. ازاین رو عشایر و طوایف اهل حق ساکن در کرندو پیرامون آن شورش کردند.

در همین سال عبدالاحسین خان جوانشیر که نسب به ابراهیم خان می برد ، از سوی محمدشاه قاجار به حکومت کرمانشاه منصوب گردید.وقتی به حکومت خبر رسید که جوانشیر در نظم اداره حکومت کوتاهی نموده از طرف دارالخلافه منوچهر خان را به کرمانشاه فرستاد تا اوضاع را کنترل و نظم دهد .منوچهر خان معتمد الدوله ، محب علی خان سرتیپ ماکویی را با لشکری به کرمانشاه فرستاد و دارالخلافه نیز حکومت وی رادرایالت کرمانشاه تایید کرد.


بررسی سلامت روان افرادی است که ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن

هدف از پژوهش حاضر ، بررسی سلامت روان افرادی است که ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن داشته اند به منظور بررسی و رسیدگی به این مهم در فصل 1 این پژوهش سوالاتی مطرح شد و در راستای رسیدگی به این سوالات و پاسخدهی به آنها یک نمونه 30 تایی از جامعه مورد پژوهش ( منطقه 2 تهران ) را انتخاب کردیم و روش اندازه گیری ما در این تحقیق پرسشنامه GHO ( سلامت روان )
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 1001 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 50
بررسی سلامت روان افرادی است که ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده

هدف از پژوهش حاضر ، بررسی سلامت روان افرادی است که ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن داشته اند . به منظور بررسی و رسیدگی به این مهم در فصل 1 این پژوهش سوالاتی مطرح شد و در راستای رسیدگی به این سوالات و پاسخدهی به آنها . یک نمونه 30 تایی از جامعه مورد پژوهش ( منطقه 2 تهران ) را انتخاب کردیم و روش اندازه گیری ما در این تحقیق پرسشنامه GHO ( سلامت روان ) و یک پرسشنامه محقق ساخته بود و نیز استفاده از روش تحلیل استنباطی (کروسکال والیس ) .

در انتها به بحث و نتیجه گیری در مورد نتایج بدست آمده پرداخته و مشخص شد که تفاوت معناداری بین سلامت روان این 3 گروه وجود نداشت و تنها رضایت از زناشویی در بین گروه سنتی بالاتر بود که شاید به دلیل بالا بودن مدت زمان تاهل این افراد بود که در سطح معناداری قرار داشت .

فصل اول

مقدمه

بدون شک سلامت افراد جامعه اهمیت بسزایی دارد جوامع انسانی بدون حفظ سلامت و رعایت بهداشت نمی توانند بقا و استمرار خود را حفظ کنند. بیماری و ناتوانی روابط انسانی را مختل می کند در نتیجه احساس امنیت و همبستگی را از انسان سلب می کند . پس طبیعی است که علم طب با هدف دستیابی به اطلاعات جدید همواره در حفظ و بهبود سلامت جامعه تلاش می کند ، حفظ سلامت جسمانی افراد یک جامعه یعنی جلوگیری از شیوع یا ریشه کن ساختن بیماریهایی که باعث از کار افتادن یا نابودی انسان می شوند .

همانگونه که بهداشت به عنوان وظیفه علم طب و در حیطه علوم پزشکی از اهمیت بسزایی برخوردار است و حفظ سلامتی جسمانی افراد بدان وابسته است بهداشت و سلامت روانی فرد فرد جامعه نیز مورد توجه خاص متخصصین و دست اندرکاران قرار گرفته است . ( شهیدی ، 1381 ، ص 7) در نظام آفرینش و در حیات پدیده ها و سیر حرکت آنها ، اگر با دیدی عمیق و عارفانه بنگریم جلوه وحدت و محبت آن را می بینیم که این جلوه در میان انسان ها از عوامل انس و روابط انسان است . دست آفرینش میان زن و مردچنین جلوه ای را مبلغی ساخت تاآن دو را به هم پیوند دهد و در کنار هم آرامش گیرند و بنیان اصلی خانواده را تشکیل دهند .

به درستی هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند ، چنانچه از خانواده هایی سالم برخودار نباشد . بی هیچ شبهه ، هیچ یک از آسیب های اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده پدید آمده باشد . لذا ما در این پژوهش بر آنیم تا یکی از فاکتورهای مهمی را که در تعیین سلامت روان خانواده نقش بسزایی دارد که در واقع نحوه شروع و آغاز رابطه زوجین با یکدیگر است را بررسی می کنیم . ما در این پژوهش 3 شیوه ارتباط و آشنایی را که مورد بررسی قرار می دهیم که عبارتند از :

1) سنتی 2) نیمه سنتی 3) مدرن

در فصل 1 این پژوهش : ما سوالات و مفروضاتی را که در ذهنمان یا در ذهن سایر مردم وجود دارد را مطرح ساخته و انواع متغیرها را تعیین کرده و تعریف می کنیم .

در فصل 2 این پژوهش : ادبیات و پیشینه موضوع مورد تحقیق را اعم از سلامت روان و ازدواج را مطرح می کنیم .

در فصل 3 ما جامعه آماری ، نمونه ، روش نمونه گیری ، ابزار تحقیق و... را مد نظر قرار خواهیم داد .

در فصل 4 داده های بدست آمده از پرسشنامه ها را تحلیل توصیفی و استنباطی خواهیم کرد .

در فصل 5 نتیجه گیری کرده و محدودیت های پژوهش را عنوان خواهیم کرد و نتیجه پژوهش را با دیگر پژوهش هایی که در این زمینه انجام شده است مقایسه کرده و در آخر منابع را ذکر می کنیم .

ضرورت پژوهش :

می دانیم که خانواده رکن بنیادی و اساسی جامعه است و برای داشتن جامعه ای سالم باید افراد سالمی داشته باشیم ، لازمه برخورداری افراد( کودکان ، نوجوانان ، جوانان ) از سلامت روان ، داشتن والدینی است که خود از سلامت روانی بالایی بهره مندند . برای اینکه یک زوج احساس رضایتمندی کرده وسلامت روانی مطلوبی داشته باشند ، علل و شرایط مختلفی دخیل است . از جمله : وضعیت اقتصادی ، نوع اشتغال ، وجود تفاهم در علائق ، در فرهنگ ، تفاوت سنی که بینشان وجود دارد و پیشینه ای که در زمان تجردی و زندگی با پدر و مادرشان تجربه کردند و...

ولی از آنجایی که یکی از فاکتورهای مهم واساسی در تضمین سلامت روانی زوجین نحوه آشنایی و شیوه همسرگزینی آنهاست ، لذا ضرورت ایجاب می کند تا ما در این پژوهش این مهم را بررسی نماییم .

در این تحقیق ماسه شیوه همسرگزینی را مدنظر قرار داده ایم :

1)آشنایی و دوستی قبل از ازدواج ( بدون دخالت اولیه خانواده ها ) = مدرن

2)آشنایی به هنگام خواستگاری ( گذراندن مدت زمانی بیش از 6 ماه به عنوان نامزد با نظارت و آگاهی خانواده های هر دو طرف و آزادی در مورد قطع یا ادامه ارتباط) = نیمه سنتی

3)آشنایی به هنگام خواستگاری ( و در مدتی کمتر از 6 ماه عقد و عروسی کردن)= سنتی

سوالات پژوهش

1- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « سنتی – مذهبی » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟

2- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « نیمه سنتی – مدرن » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟

3- سلامت روانی افرادی که با استفاده از دیدگاه « غیر سنتی – مدرن » ازدواج کرده اند چگونه توصیف می شود ؟

4- آیا سلامت روانی افرادی که ازدواج سنتی » داشته اند و افرادی که « ازدواج غیر سنتی و مدرن » داشته اند تفاوت معناداری با یکدیگر دارد ؟

5- میزان رضایت شغلی ، رفاه اقتصادی ، اعتقادات مذهبی و... در این 3 گروه افراد با ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن چگونه توصیف می شود ؟

فرضیه های پژوهش :

1)سلامت روانی افرادی که ازدواج سنتی داشته اند و افرادی که ازدواج غیر سنتی داشته اند تفاوت معناداری دارد .

2)افرادی که ازدوج « نیمه سنتی » داشته اند نسبت به دو گروه دیگر از سلامت روانی بیشتری برخوردارند .

تعیین متغیرها :

متغیر مستقل ß ( انواع ازدواج ) 1)سنتی – مذهبی 2)نیمه سنتی

3)غیر سنتی- مدرن

متغیر وابسته ß سلامت روان در زندگی زناشویی

متغیرهای مزاحم ß جنسیت ، تحصیلات ، مدت تاهل، عقاید مذهبی ، شغل رفاه مالی –داشتن و نداشتن فرزند

متغیر کنترلßسن (افراد 35-20 ساله ) ،منطقه سکونت(منطقه 2 تهران)

تعاریف مفهومی

1)ازدواج : ازدواج از نظر لغوی بعضی جفت کردن و شوهر کردن و با یکدیگر جفت و قرین شدن و نکاح اما به طور کامل رابطه حقوقی است که به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد ایجاد می شود ( معین ، 1375 ).

2)ازدواج مدرن : در این پژوهش عبارت است از : مراوده و تعامل بین دو جنس مخالف که همراه با « رابطه عاطفی » است و بعضا می تواند با رابطه جنسی همراه باشد و میزان تعهد در این روابط اغلب متغیر است و ممکن است گاهی به ازدواج ختم شود .

3)ازدواج سنتی : اساسا ازدواجی است که طبق اسلام با خواستگاری و توصیه بزرگترها شروع شود و افراد فرصت و آزادی برای شناخت یکدیگر را ندارند و در کمتر از 6 ماه ازدواج کنند .

4)ازدواج نیمه سنتی : این نوع ازدواج ، ازدواجی است که علیرغم شروع با خواستگاری و توصیه بزرگترهای خانواده ، افراد فرصت و آزادی برای شناخت یکدیگر را دارند و نیز حداقل 6 ماه قبل از عقد با یکدیگر رفت و آمد کرده و به راحتی در مورد قطع یا ادامه رابطه تصمیم بگیرند .

تعاریف عملیاتی :

سلامت روان : در این پژوهش نمره ایی که هر فرد با استفاده از پرسش نامه با GHQ خواهد گرفت تعیین کننده سلامت روان وی خواهد بود .

فصل دوم

سلامت

سنت علمی بر آسیب شناسی مبتنی است .نیومن (1979) برای یکپارچه کردن دیدگاه ها به سلامت و بیماری ،تعریف گسترده ای از سلامت را بدین شرح ارایه می کند که در آن سلامتی ترکیبی از بیمار بودن و بیمار نبودن است:

1.سلامتی ،شرایطی را شامل می شود که به صورت بیماری و آسیب شناسی توصیف می شود.

2.شرایط آسیب شناسامه را می توان تظاهر سبک کلی فرد تلقی کرد.

3.سبک فرد که عاقبت خود را به صورت آسیب شناسی نشان می دهد،ابتدایی بوده و قبل از تغییرات ساختاری ،کارکردی وجود دارد .

4.شما بر طرف کردن آسیب ،سبک فرد را تغییر نخواد داد.

5.اگر بیمار شدن شما راهی است که می تواند سبک خود را آشکار کند پس این بیماری ،شکلی از سلامتی را برای او به نمایش می گذارد.

6.سلامتی ،گسترش هشیاری است.(کیت تودور،ترجمه خواجوی ،1382،ص 56و55)

وضعیت سلامتی

وضعیت سلامتی به تجربه کلی فرد یا جمعیت از سلامت گفته می شود . از نظر نیومن(در کنار سلامت به عنوان ظرفیت ،یا فرایند)وضعیت سلامتی یک رویکرد به تعریف سلامت ،و از نظر سنتی به عنوان یک تعریف علوم طبیعی است،یعنی وضعیت عینی که نیازمند تایید زیستی – پزشکی است ، اگرچه هیچ دلیلی برای عدم امکان ارایه یک تعریف ذهنی از وضعیت سلامتی و جود ندارد.

شاخص سلامتی ،مقیاس و وضعیت سلامتی است.

فهرست سلامتی ،ترکیبی از شاخص های متعدد سلامتی است.

فهرست وضعیت سلامتی ،مقیاس خلاصه شده ای از وضعیت سلامتی است.(همان منبع ،1382،ص 57)

ارتقا،آموزش و پیشگیری

بیشتر بحث های ارتقای سلامت شامل نظریه های ارتباط بین «ارتقا و آموزش » و «ارتقا پیشگیری» است. دانشگاه ها با ارایه روش های مختلف از موضوع خود دفاع می کنند .تا ناهیل (1985)اظهار می دارد که به قدری برای ارتقای سلامت معافی گفته شد ه که آن را بی معنی کرد ه است. از نظر مفهومی ،آیزنبرگ(1987) با اطمینان ارتقای سلامت را همراه با حفظ سلامت بخشی از پیشگیری سطح اول تعریف می کند.وی سپس ارتقای سلامت را به آن اقداماتی که زیر سلطه قوانین هستند (مثلاً واکسیناسیون اجباری یا شیوه های غربالگری) و اقداماتی که بیشتر مربوط به آموزش و کنترل رفتار هستند،تقسیم می کند. دیدگاه نوکیشی از سبک های زندگی (وکیفیت زندگی ) و رفتاری که برخی از برنامه های آموزش /ارتقای سلامت آن را ترویج کرده اند،انتقاد کرده است ،و امروزه از اعتبار آن بسیار کاسته است. برای مثال اداره آموزش سلامت قبول دارد که مردم قبل از اینکه بخواهند یا بتوانند رفتار شخصی خود را اصلاح کنند،باید بتواند نیاز برای تغییر را بفهمند و بپذیرند.از طرف دیگر ،تونز(1990) پیشنهاد می کند که ارتقای سلامت موضوعی است که درمان، پیشگیری و سیاست را تحت پوشش قرار می دهد.تاناهیل(1985) سبکی از ارتقای سلامت را پیشنهاد می کند که شامل سه خوره فعالیت است که با هم همپو شی دارند- آموزش سلامت ،پیشگیری و حفظ سلامت .دکر(1978) بین پیشگیری به عنوان برنامه هایی که هدف آن گروه هایی «در معرض خطر» است و ارتقای سلامت که هدف آن عموم مردم است،تفاوت می گذارد.

حفظ سلامت

در سنت سلامت عمومی،حفظ سلامت به معنی کنترل های قانونی یا مالی (مالیاتی ) است،هدف سایر مقررات،سیاستها و فعالیت های داوطلبانه در جهت پیشگیری از بیماری،سلامت یا تقویت مثبت بهزیستی است (تاناهیل ،1985). نیومن و همکاران (1989) از یک چشم انداز روانی اجتماعی تر ،نقش سلامت روان را یک عامل حفاظتی برای سلامت می بننید.(همان منبع،59و58)

راه های ازدواج:

در این بخش شرحی در مورد اینکه برای یک ازدواج مناسب از چه راههایی باید استفاده کرد و واقعاً این سوال که چگونه ازدواج کرد که طلاق نهایت راه آن نباشد خواهیم داشت.

الف: انتخاب از طریق خواستگاری

ب: انتخاب از طریق شناخت قبلی و بعد خواستگاری

انتخاب و ازدواج از طریق خواستگاری کردن یک سنت بسیار خوب قدیمی است که در دنیا شاید از نه هزار سال قبل از میلاد مسیح(ع) وجود داشته است.مردم تمامی کشورهای دنیا به مراسم خواستگاری اعتقاد داشتند و دوتسینهای قبل از ازدواج نامشروع و ممنوع شناخته شده بود.

در خانواده های سلطنتی انگلستان ازدواج فقط از طریق خواستگاری صوت می گرفت و کسانی که خارج از قوانین خانواده ،سنت و عرف اجتماعی ،ازدواج می کردند،داماد یا عروس خانواده محسوب نمی شدند و حتی در پاره ای از موارد در خانواده های بسیار سنتی و قدیمی از خانواده طرد و ممنوع المیراث می شدند.ودر بعضی ازخانواده ها فرد خاصی را مجبور میکردند که فامیلی خود را تغییر دهد.آنان اعتقاد داشتند که دنیا دارای قوانینی است که باید از آن ها اطاعت کرد. اجرای قوانین اجتماعی که در هر جامعه ضروری است و فقط افرادی که افکار و رفتارهای ضد اجتماعی دارند و بیمار هستند،از این قوانین اجتماعی تعیین شده سرپیچی می کنند.این گونه افراد بدون عقد کردن درکلیساها و بدون مدرک با همدیگر به صورت مشترک زندگی میکنند وبعد از دوستی هم یکدیگر را رها می سازند.آنان هیچگونه مسئولیت و قیدی نسبت به زندگی و فرزند ندارند.

سنت خوب ما ایرانیان مسلمان،ازدواج همراه با خواستگاری است.مولف که بیش از 28 سال به عنوان مشاور خانواده و مددکار اجتماعی با مردم زندگی کرده است،ازهمه شما جوانان خوبی که آماده ازدواج هستید،می خواهد که مقید به خواستگاری باشید و هرگز نگوئید که این مراسم کهنه و پوسیده است و من خواستگاری را دوست ندارم .چون کسانی که همسرشان را در داخل پارکها و خیابان ها انتخاب کرده اند بزرگترین اشتباه خود را در زندگی مرتکب شده اند و هرگز نتوانسته اند بار زندگی را تا به آخر به دوش کشند.هیچ اشکالی ندارد اگر با جوانی آشنا شدید،بلافاصله او را به خانواده معرفی کنید زیرا این مساله به شما حرمت و احترام می بخشد .(رنجبر،1381،ص83)

اجرای مراسم خواستگاری:

مراسم خواستگاری یکی از زیباترین مراسم ،در زندگی هر جوانی می باشد.برای والدین نیز به همین صورت می باشد.بدین خاطر که با رفتن به مراسم خواستگاری برای فرزندانشان به یاد خاطرات خوب دوران جوانی خودشان می افتد.

در هر مراسم خواستگاری احتمالاً یکی از دو حالت زیر وجود دارد:

1.مراسم خواستگاری بدون شناخت قبلی از خانواده های طرفین.

2.مراسم خواستگاری با شناخت قبلی از خانواده های طرفین.

به طور کلی اجرای مراسم خواستگاری راکه از مراسم لازم برای شروع زندگی است ،نباید آن را سرسری گرفت و اگر می خواهید درخانواده همسرتان مورد احترام و دارای ارزش باشید زندگی مشترکتان را حتماً از طریق خواستگاری شروع کنید. ( همان منبع ،ص 86)

دوستی دختران و پسران:

از جمله انواع روابطی که بین دختران و پسران در جامعه ما وجود دارد رابطه به اصطلاح دوستی دختران و پسران است که از اصطلاحاتی مانند «دوست پسر» و «دوست دختر» در اینگونه موارد،استفاده می شود. «مقصود از دوستی دختران و پسران رابطه ای نسبتاً صمیمانه و گرم و عمدتاً پنهانی که از طریق دیدارهای مخفیانه ،ردو بدل کردن نامه و یا برقرار ساختن ارتباط تلفنی بین دختر و پسر و یا از طریق اینترنت ،ایجاد می شود».این دوستها دارای ویژگی ها وتبعاتی است که باید مورد شناسایی و تحلیل قرار گیرد. در این دوستیها معمولاً پسری با دختری طرح آشنایی می ریزد برخی اوقات پسری ممکن است با چند دختر و در مواردی نادر نیز یک دختر با چند پسر طرح دوستی و آشنایی بریزد. اینگونه دوستها معمولاً به صورت پنهانی و به دور از چشم خانواده و آشنایان ،انجام می گیرد ،و به همین لحاظ دختر و پسر باید برای ملاقات و برقراری ارتباط وقت و انژری زیادی صرف کنند.

انگیزه های دوستی دختران و پسران معمولاً برای آن ها مهم است ،ولی از نظر یک انگیزه اجتماعی ، باید بگوییم که پسران داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی برای خود تلقی می کنند و دختران نیز داشتن دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود می شمارند. به همین دلیل در بین افرادی که این افکار وجود دارد ،نداشتن دوست دختر یا دوست پسر نوعی بی عرضگی و ناتوانی تلقی می شود.(احمدی،1381،ص114و113)

فصل سوم

جامعه مورد پژوهش

در این تحقیق جامعه مورد پژوهش ما را زنان و مردان متاهل 35-20 ساله ساکن در منطقه 2 تهران محله شهرک غرب تشکیل می دهد .

نمونه مورد پژوهش

به علت زیاد بودن تعداد افراد جامعه مورد نظر ما و نیز به علت خطایی که در این پژوهش ایجاد می شود و همچنین به علت نداشتن زمان کافی برای بررسی تمامی افراد جامعه از یک نمونه 30 تایی استفاده شده است . این نمونه 30 تایی معرفی از جامعه ما می باشد و نمی توان نتایج به دست آمده از این ارزیابی را به کل جامعه مورد نظر تعمیم داد .

روش نمونه گیری :

روش نمونه گیری ما در این پژوهش به دلیل محدود بودن نمونه های تصادفی و دشواری دریافتن نمونه های تصادفی ، به ناچار مجبوربه انتخاب روش نمونه گیری در دسترس شدیم .

روش پژوهش

روش پژوهشی مورد استفاده در این تحقیق علی- مقایسه ای است که در آن متغیر مستقل نوع ازدواج و متغیر وابسته سلامت عمومی است .

ابزار اندازه گیری

استفاده از یک پرسشنامه محقق ساخته که ما را در جهت رسیدن به این مطلب که افراد چگونه همسرشان را انتخاب می کنند و نیز اینکه آیا این افراد از ازدواج خود رضایت دارند یکی از ابزارهای اندازه گیری ما در این تحقیق می باشد .

دیگر ابزاری که ما را در این تحقیق یاری می دهد استفاده از پرسشنامه بین المللی (GHQ) است که مربوط به سلامت روانی افراد می باشد .

پرسشنامه سلامت عمومی یک پرسشنامه « سرندی » مبتنی بر روش خود گزارش دهی است و برای اولین بار توسط « گلوبرگ » در سال 1972 تنظیم و به طور وسیعی به منظور تشخیص اختلالات خفیف روانی در موقعیت های مختلف به کار برده شده است . این پرسش نامه شناخته شده ترین ابزار غربال گیری در روان پزشکی است که بر اساس آن می تواند افراد مشکوک به اختلال روانی را تعیین نمود که از جمله موارد عمده استفاده پرسش نامه کاربرد آن به عنوان ابزار غربال گیری اختلالات روانی و ارزیابی وضعیت سلامت روانی افراد در جامعه می باشد . در این پرسشنامه به 2 طبقه اصلی از پدیده ها توجه می شود :

ناتوانی فرد و برخورداری از یک کنش وری سالم و بروز پدیده های جدید با ماهیت معلول کننده .

پرسشنامه سلامت عمومی را می توان بعنوان مجموعه پرسش هایی در نظر گرفت که از پایین ترین سطوح نشانه های مشترک مرضی که در اختلال های مختلف روانی وجود دارند ، تشکیل شده است . و بدین ترتیب می تواند بیماران روانی را به عنوان یک طبقه کلی از آن هایی که خود را سالم می پندارند ، متمایز کند .

بنابراین هدف این پرسشنامه دستیابی به یک تشخیص خاص در سلسله مراتب بیماری های روانی نیست . بلکه منظور اصلی آن ایجاد تمایز بین بیماران روانی و سالم است . فرم 28 ماده ای پرسشنامه سلامت عمومی دارای این مزیت است که برای تمامی افراد جامعه طراحی شده است . این پرسشنامه دارای 4 مقیاس زیر است :

1) نشانه های بدنی 2) اضطراب و بی خوابی 3) نارساکنش وری اجتماعی

4) افسردگی و خیم

از مجموع نمرات یک نمره کلی به دست می آید وجود چهار مقیاس بر اساس تحلیل آماری پاسخ ها ثابت شده است . زیر مقیاس اول (A) شامل مواردی درباره احساس افراد نسبت به وضع سلامت خود و احساس خستگی آنهاست . نشان های بدنی را در بر می گیرد . این زیر مقیاس دریافت های حسی بدنی را که اغلب با برانگیختگی های هیجانی همراهند ارزشیابی می کند .

پرسشنامه زیر مقیاس دوم (B) شامل مواردی است که با اضطراب و بی خوابی مرتبط اند . زیر مقیاس سوم (C) گسترده توانایی افراد در مقابله با خواسته های حرفه ای و مسائل زندگی روزمره را می سنجد و احساسات آنها را درباره چگونگی کنار آمدن با موقعیت های متداول زندگی آشکار می کند .

چهارمین زیر مقیاس (D) دربرگیرنده موادی است که با افسردگی وخیم و گرایش شخص به خودکشی مرتبط اند .

مقیاس

B

C

D

کل ( حاصل جمع 28 ماده )

A

B

C

D

نمره کلی هر فرد از حاصل جمع نمرات چهار مقیاس به دست می آید .

شیوه نمره گذاری :

به هر پاسخ از راست به چپ ، یک ، دو یا سه نمره تعلق می گیرد . نمرات هر آزمودنی در هر یک از مقیاس ها به صورت جداگانه مشخص و در زیر ورقه نوشته می شوند و پس از آن نمرات چهار زیر مقیاس را جمع کرده و نمره کلی را به دست می آوریم . نمرات بین (14 تا 21) در هر زیر مقیاس وخامت و جمع آزمودنی در آن عامل را نشان می دهند پرسشنامه سلامت عمومی این امکان را برای پژوهشگران فراهم می کند تا بتوانند به اطلاعاتی فراتر از آنچه از یک پرسش نامه کلی حاصل می شود دست یابد . محققانی که از پرسشنامه سلامت عمومی قبل و بعد از وقوع یک رویداد مانند دگرگونی اجتماعی یا اجرای یک شیوه درمانگری استفاده می کنند ، می توانند با سطح نمرات پیش آزمون و پس آزمون درجه تاثیر عامل برونی را در قلمروهای مختلف شناختی تعیین نمایند .

به طور کلی دو روش نمره گذاری برای این پرسش نامه وجود دارد :

الف ) روش نمره گذاری (GHQ) که در این شیوه گزینه های آزمون که برای تمام سوالات در چهار حالت ارائه گردیده به صورت (0-0-1-1) نمره گذاری می شوند که در نتیجه نمره کل آزمودنی از صفر تا 28 در نوسان خواهد بود .

ب ) روش نمره گذاری لیکرت که بر اساس این شیوه نمره گذاری هر یک از سوالات 4 درجه ای آزمون به صورت (0-1-2-3) بوده و در نتیجه نمره کل یک فرد از (0) تا (84) متغیر خواهد بود .

در شیوه نمره گذاری لیکرت هر چه نمره فرد بیشتر باشد وضعیت سلامت روانی فرد بدتر خواهد بود . در مطالعات انجام گرفته در کشورهای مختلف و در ایران با روش نمره گذاری لیکرت نمره برش 23 برایس مشخص کردن افراد دارای اختلال از افراد سالم در نظر گرفته شده است یعنی افرادی که نمره ای بیشتر از 23 گرفته باشند مشکوک به اختلال روانی می باشند .

اعتبار و روایی پرسشنامۀ(GHQ)

پرسشنامۀ(GHQ) (سلامت روانی) دارای این مزیت است که برای تمامی افراد جامعه طراحی شده است و اعتبار و روایی آن هر دو تایید شده است.

روش تحلیل این پژوهش:

استفاده از روش آزمونی کروسکال والیس

فصل چهار

ویژگی های جمعیت شناختی

دراین فصل می خواهیم بدانیم که آیا بین داده های بدست آمده از این سه گروه (ازدواج سنتی ،نیمه سنتی و مدرن) تفاوتی وجود دارد ؟

به این منظور می پردازیم به مقایسه داده های موجود در جداول زیر

Group

N

Mean Rank

Chi-Square

df

sig

سنتی

4

50/17

250/0

2

882/0

نیمه سنتی

9

44/15

مدرن

17

06/15

جمع

30

جدول شماره 1 میانگین سلامت روانی آزمونی های 3 گروه

Group

N

Mean Rank

df

Mean Square

f

sig

سنتی

4

25/2

2

384/22

016/4

030/0

نیمه سنتی

9

72/11

27

595/0

مدرن

17

15/16

29

جمع

30

جدول شماره 2 میانگین رضایتمندی زناشوئی آزمودنی های 3 گروه

Group

N

Mean Rank

df

Mean Square

f

sig

سنتی

4

50/21

2

318/4

426/3

47/0

نیمه سنتی

9

78/13

27

260/1

مدرن

17

15

29

جمع

30

جدول شماره 3 میانگین رضایتمندی از سطح درآمد آزمودنی های 3 گروه

Group

N

Mean Rank

df

Mean Square

f

sig

سنتی

4

16

2

385/1

314/2

138/0

نیمه سنتی

9

33/14

27

649/0

649/0

مدرن

17

16

29

جمع

30

جدول شماره 4 میانگین اعتقادات مذهبی آزمودنی های سه گروه

AGE

Frequency

Percent

C.P

24-20

0

29-25

2

0/50

0/50

35-30

2

0/50

100

جمع

4

0/100

جدول شماره ی 1-5- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج سنتی برحسب سن

AGE

Frequency

Percent

C.P

25-20

0

29-25

4

4/44

4/44

35-30

5

6/55

0/100

جمع

9

0/100

جدول شماره 2-5- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی برحسب سن

AGE

Frequency

Percent

C.P

25-20

4

5/23

5/23

29-25

9

9/52

5/76

35-30

4

5/23

0/100

جمع

17

0/100

جدول شماره 3-5- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج مدرن برحسب سن

Educat

Frequency

Percent

C.P

سیکل

-

دیپلم

4

0/100

0/100

بالای دیپلم

-

جمع

4

Educat

Frequency

Percent

C.P

سیکل

3

3/33

3/33

دیپلم

5

6/55

9/88

بالای دیپلم

1

1/11

0/100

جمع

9

0/100

جدول شماره 1-6 توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج سنتی برحسب تحصیلات

جدول شماره 2-6 توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی برحسب تحصیلات

Educat

Frequency

Percent

C.P

سیکل

0

0

0

دیپلم

8

1/47

1/47

بالای دیپلم

9

9/52

0/100

جمع

17

0/100

جدول شماره 3-6 توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج مدرن برحسب تحصیلات

Sex

Frequency

Percent

C.P

زن

2

50

50

مرد

2

50

100

جمع

4

100

جدول شماره 1 -7- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج سنتی برحسب جنسیت

Sex

Frequency

Percent

C.P

زن

4

4/44

6/55

مرد

5

6/55

0/100

جمع

9

جدول شماره 2 -7- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی برحسب جنسیت

Sex

Frequency

Percent

C.P

زن

10

8/58

8/58

مرد

7

2/41

100

جمع

17

100

جدول شماره 3 -7- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج مدرن برحسب جنسیت

Job

Frequency

Percent

C.P

بله

4

100

100

خیر

جمع

جدول شماره 1-8- - توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج سنتی برحسب شاغل بودن

Job

Frequency

Percent

C.P

بله

7

8/77

8/77

خیر

2

2/22

100

جمع

9

100

جدول شماره 2-8- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی برحسب شاغل بودن

Job

Frequency

Percent

C.P

بله

11

7/64

7/64

خیر

6

3/35

100

جمع

17

100

جدول شماره 3-8- توزیع فراوانی آزمودنی های دارای ازدواج مدرن برحسب شاغل بودن

Chidren

Frequency

Percent

C.P

داشتن فرزند

4

100

100

نداشتن فرزند

-

جمع

4

Chidren

Frequency

Percent

C.P

داشتن فرزند

6

7/66

7/66

نداشتن فرزند

3

3/33

0/100

جمع

9

0/100

جدول شماره 1-9- داشتن یا نداشتن فرزند درافراد ازدواج س

جدول 2-9- داشتن یا نداشتن فرزند درافراد ازدواج نیمه سنتی

Chidren

Frequency

Percent

C.P

داشتن فرزند

6

3/35

3/35

نداشتن فرزند

11

7/64

0/100

جمع

17

0/100

جدول 3-9- داشتن یا نداشتن فرزند درافراد ازدواج مدرن

همانطور که ملاحظه می شوداز بین 30 زوج موردبررسی در این تحقیق 40 زوج دارای ازدواج سنتی ،9 زوج دارای ازدواج نیمه سنتی و17 زوج ازدواج مدرن می باشد.

حال می پردازیم به بررسی تفاوت این سه گروه:

1)سلامت روان

با توجه به جدول شماره 1مشخص می شود که میانگین سلامت روان در گروه سنتی بیش از 2 گروه دیگر (نیمه سنتی و مدرن) می باشد و این نشان می دهد که این افراد از سلامت روان بالاتری برخوردارند.

2)رضایتمندی زناشویی

با توجه به جدول شماره 2 افراد گروه سنتی از میانگین رضایتمندی بالاتری برخوردارند و نسبت به دو گروه دیگربیشتر اززندگی زناشویی خود راضی هستند .

3)رضایتمندی از سطح درآمد

با توجه به جدول شماره 3 افراد گروه سنتی میانگین بالاتری را نسبت به 2 گروه دیگر در میزان رضایتمندی از سطح درآمد خود دارند و این نشان می دهد که از رفاه مالی خوبی برخوردارهستند.

4)اعتقادات مذهبی

با توجه به جدول شماره 4 دو گروه ازدواج سنتی و مدرن از میانگین یکسانی در مورد اعتقادات مذهبی برخوردار هستند و تفاوت چندانی در 3 گروه دیده نشد.

5)سن

با توجه به جدول شماره 5 افراد گروه مدرن در مقایسه با دو گروه دیگر( سنتی و نیمه سنتی ) در سنین پایین تری قرار دارند و افرادگروه ازدواج نیمه سنتی در مقایسه با دو گروه دیگر (سنتی و مدرن ) در سنین بالاتری قراردارند.

6)تحصیلات

با توجه به جدول شماره 6 از مدرنی های گروه ازدواج مدرن نسبت به2 گروه دیگر (سنتی و نیمه سنتی ) از تحصیلات بالاتری برخوردار هستند و نیز آزمودنی های گروه نیمه سنتی از تحصیلات پایین تری در مقایسه با دو گروه (سنتی و مدرن) دارند.

7)جنسیت

با توجه به جدول شماره 7 معلوم می شود که هم زنان و هم مردان بیشتر ازدواج مدرن داشته اند.

8)شاغل بودن

با توجه به جدول شماره 8 بیشتر آزمودنی ها در هر سهگروه شاغل هستند و نمی توان گفت در این زمینه چه تفاوتی دارند.

9)داشتن یا نداشتن فرزند

با توجه به جدول شماره 9 مشخص می شود که افراد در گروه مدرن در مقایسه با دو گروه دیگر (سنتی و نیمه سنتی ) کمتر علاقه به فرزند داشتن هستند.

تحلیل توصیفی ( گروه اول = زوجهایی که ازدواج سنتی داشته اند .)

- داده های جدول فوق نشان می دهد که حداقل و حداکثر نمره های سلامت روانی آزمودنی ها به ترتیب برابر 6و12 می باشد .

- نمره های 25 درصد از آزمودنی ها بین 6 و 52 می باشد .

- میانگین و معاینه به ترتیب برابرند با 50/33 و 35 .

نتیجه گیری :

با توجه به اینکه میانگین کوچکتر از میانه است توزیع فراوانی نمره ها دارای کجی منفی است ولی چون درجه کمی (39%-) کم است می توان فرض به هنجار بودن فراوانی ها را پذیرفت .

شماره (1)

توزیع فراوانی نمره های سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج سنتی جدول

Cumueutive percent

percent

Freyuency

25

25

1

Valid 6

50

25

1

12

100

50

2

58

100

4

total

جدول شماره 2

شاخص های توصیفی مربوط به سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج سنتی

4

N

33/5

Mean

14/198

Std.Error of mean

35/00

Median

58

Mode

28/396

Std.Deviation

806/333

Variance

-0/039

Skewness

1/014

Std.Error of skewness

52

Ranye

6

Minimum

58

Maximum

نمایش هندسی توزیع فراوانی نمره های سلامت روان آزمودنیهای دارای ازدواج سنتی
تحلیل توصیفی ( گروه دوم = زوجهای دارای ازدواج نیمه سنتی )

- داده های جدول فوق نشان می دهد که حداقل و حداکثر نمره های سلامت روانی آزمودنی ها به ترتیب برابر 15 و 42 می باشد .

- نمره های 4/44 درصد از آزمودنی ها بین 10 و 15 است .

- میانگین و میانه به ترتیب برابرند با 33/19 و 17 .

نتیجه گیری :

چون میانگین بزرگتر از میانه است توزیع فراوانی نمره های دارای کجی مثبت است و از آنجا که درجه کجی (657/1) زیاد است . نمی توان فرض به هنجار بودن توزیع نمره ها را پذیرفت .

توزیع فراوانی نمره های سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی جدول شماره (3)

Cumueutive percent

percent

Freyuency

11/1

11/1

1

Valid 10

22/2

11/1

1

11

33/3

11/1

1

12

44/4

11/1

1

15

55/6

11/1

1

17

77/6

22/2

2

22

88/9

11/1

1

23

100/0

11/1

1

42

100/0

9

total

جدول شماره 4

شاخص های توصیفی مربوط به سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی

9

N

19/33

Mean

3/283

Std.Error of mean

17/00

Median

22

Mode

9/849

Std.Deviation

97/000

Variance

1/657

Skewness

717

Std.Error of skewness

32

Ranye

10

Minimum

42

Maximum

نمایش هندسی توزیع فراوانی نمره های سلامت روان آزمودنی های دارای

ازدواج نیمه سنتی

تحلیل توصیفی (گروه سوم = زوجهایی که ازدواج مدرن داشته اند )

- داده های جدول فوق نشان می دهد که حداقل و حداکثر نمره های سلامت روانی آزمودنی ها به ترتیب 8 و 49 می باشد . چ

- نمره های 2/41 درصد از آزمودنیها بین 8 تا 15 می باشد .

- میانگین و معاینه به ترتیب برابرند با 82/19 و 5/16 .

نتیجه گیری :

با توجه به اینکه میانگین بزرگتر از میانه است توزیع فراوانی داده ها دارای کجی مثبت است و از آن جا که (394/1) درجه کجی زیاد است نمی توان فرض بهنجار بودن توزیع نمره ها را پذیرفت .

توزیع فراوانی نمره های سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج مدرن جدول شماره (5)

Cumueutive percent

percent

Freyuency

5/9

5/9

1

Valid 8

11/8

5/9

1

9

17/6

5/9

1

10

29/4

11/8

2

11

35/3

5/9

1

12

41/2

5/9

1

15

52/9

11/8

2

16

58/8

5/9

1

18

64/7

5/9

1

20

70/6

5/9

1

22

76/5

5/9

1

24

82/4

5/9

1

25

88/2

5/9

1

31

94/1

5/9

1

40

100/1

5/9

1

49

100/0

17

Total

جدول شماره 6

شاخص های توصیفی مربوط به سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج نیمه سنتی

17

N

19/82

Mean

2/751

Std.Error of mean

16/00

Median

11

Mode

11/343

Std.Deviation

128/654

Variance

1/394

Skewness

550

Std.Error of skewness

41

Ranye

8

Minimum

49

Maximum

نمایش هندسی توزیع فراوانی داده های سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج مدرن

ب) تحلیل استنباطی

ب (1) همان طور که داده های جدول شماره 7 نشان می دهد بین سلامت روان هر 3 گروه تفاوت مشاهده می شود .

ب (2)

شاخص ها

گروهها

تعداد

میانگین

انحراف معیار

حداقل نمره

حداکثر نمره

سنتی

4

50/33

396/28

6

58

نیمه سنتی

9

33/19

849/9

10

42

مدرن

17

82/19

343/11

8

49

جدول شماره 7

شاخص های توصیفی محاسبه شده مربوط به سلامت روان آزمودنی های دارای ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن

ب(3) به منظور بررسی معنی دار بودن تفاوت مشاهده شده بین گروه های آزمودنی از نظر سلامت روان ، به دلیل اینکه توزیع فراوانی نمره های آزمودنیهای 3 گروه بهنجار نیست و نوع مقیاس سلامت روان فاصله ای است ، از آزمون ناپارامتری (کروسکال ، والیس ) استفاده به عمل آمد که چگونگی آن به شرح زیر است :

ب (4) فرضیه پژوهش :

بین سلامت روان افرادی که دارای ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن اند تفاوت معناداری وجود دارد .

ب(5) فرضیه صفر :

بین سلامت روان آزمودنی هایی که دارای ازدواج سنتی ، نیمه سنتی و مدرن اند تفاوت معنی داری وجود ندارد .

ب(6)

گروه ها

تعداد

میانگین رتبه ها

مجذور خی محاسبه شده

درجه آزادی

سطح معنادار بودن

سنتی

4

50/17

نیمه سنتی

9

44/15

250/0

2

882/0

مدرن

17

06/15

جمع

30

شاخص های محاسبه شده مربوط به آزمون کروسکال ، والیس مربوط به مقایسه سلامت روان آزمودنی های 3 گروه

نتیجه :

چون مجذور خی محاسبه شده کوچکتر از مجذور خی بین جدول در سطح 5% درجه آزادی 2 (99/5) است ، فرض صفر پذیرفه می شود . پذیرش فرض صفر بدین معناست که بین میزان سلامت روان هر 3 گروه تفاوت معنادار وجود ندارد . بنابراین می توان گفت : نوع ازدواج بر سلامت روان افراد اثر ندارد .



بررسی میزان افسردگی در دختران دبیرستان منطقه 15 شهر تهران

شاید بتوان به جرأت گفت که افسردگی شایعترین بیماری قرن حاضر است که باعث افت کاری، افت تحصیلی، اعتیاد، پیدایش مشکلات شغلی، خانوادگی، زناشویی و غیره می گردد در هر لحظه از زمان 15 تا 20 درصد افراد بزرگسال جامعه ممکن است عوارض و نشانه های مختلف افسردگی شدید را از خودنشان دهند
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 67 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 77
بررسی میزان افسردگی در دختران دبیرستان منطقه 15 شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

چکیده:

موضوع تحقیق حاضر با توجه به اهمیت بیماری روانی خصوصاً افسردگی در جوامع امروز انتخاب گردیده هدف اصلی مورد نظر در این مطالعه تعیین میزان افسردگی به روش غربالگری (بک) در دختران دبیرستانی تعیین گردیده است.

نمونه انتخاب شده شامل 60 نفر می باشد که به روش خوشه­ای و تصادفی انتخاب گردیده است. در هر مقطع تحصیلی اول و دوم و سوم دبیرستان 20 نفر انتخاب گردیده است. بعد از انتخاب گروهها تست افسردگی بک (فرم 21 سوالی) در بین گروهها اجرا گردید بعد از جمع آوری داده های خام و تحلیل آماری نتایج به روش تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) انجام گرفت. نتایج حاکی از آن است که بین میانگین افسردگی دانش آموزان بر اساس پایه تحصیلی آنها رابطه معناداری مشاهده نگردیده است.

فصل اول

  • § مقدمه
  • § بیان مسئله
  • § ضرورت انجام تحقیق
  • § اهداف تحقیق
  • § بیان فرضیه
  • § متغیرها
  • § واژه های کلیدی

مقدمه

شاید بتوان به جرأت گفت که افسردگی شایعترین بیماری قرن حاضر است که باعث افت کاری، افت تحصیلی، اعتیاد، پیدایش مشکلات شغلی، خانوادگی، زناشویی و غیره .... می گردد. در هر لحظه از زمان 15 تا 20 درصد افراد بزرگسال جامعه ممکن است عوارض و نشانه های مختلف افسردگی شدید را از خودنشان دهند.

حداقل 12 درصد از جمعیت کشورهای پیشرفته در طی عمر خود برای معالجه علائم افسردگی شدید به متخصصان روانی مراجعه می کنند و حدس زده می شود که 75 درصد افرادی که در مؤسسات درمان روانی بستری می شوند دچار افسردگی هستند. مطالعاتی که در سالهای اخیر از طرف متخصصان سازمان جهانی بهداشت در کشورهای در حال توسعه آسیا و آفریقا انجام گرفته، از افزایش دامنه شیوع افسردگی در میان ملل در حال رشد حکایت می کند. (ملکی و دیگران)

افسردگی دانش آموزان و عدم توجه به تشخیص و درمان آنان می تواند موجب آسیب های اجتماعی فراوان در آینده گردد. افسردگی می تواند در خلق و رفتار، نگرش، تفکر و کارایی دانش آموزان تأثیر منفی گذاشته و باعث افت تحصیلی، اعتیاد و ... شود. تعیین میزان شیوع افسردگی در یک جامعه می تواند بعنوان حداقل یکی از فاکتورهای روانی آن جامعه بکار آید. بنابراین لزوم تحقیقاتی در رابطه با افسردگی که می تواند به تشخیص و ارتقاء اطلاعات عمومی از بیماری گردد ضروری به نظر می رسد. (همان منبع)

زندگی ماشینی و دور از طبیعت، افزایش فضشارهای روانی ناشی از شرایط اقتصادی و اجتماعی نظیر بیکاری، فقر و اعتیاد در جامعه زمینه ساز یکی از شایعترین اختلالات روان پزشکی بنام افسردگی می باشد که با وجود شیوع بسیار زیاد آن در جوامع مختلف و خصوصاً جامعه ما همچنان شاهد هستیم که بسیاری از بیمارانی ای که از این مشکل خلقی رنج می برند به علت عرف و فرهنگ جامعه و یا عدم اطلاع و آموزش صحیح و یا از ترس بیمار روانی خوانده شدن و طرد شدن از اجتماعی که در آن زندگی می کنند به پزشک مراجعه نمی کنند. (حمیدرضا رصافیانی)

بیان مسئله

بیماری های روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ خردی در مقابل آن مصونیت ندارد و این خطری است که مرتباً بشر را تهدید می کند. شاید کمتر کسی که در طول زندگی خود لحظاتی نگرانی و افسردگی را احساس نکرده باشد.

فراموش کردن جزء روانی بهداشت و سایر جنبه های رفتاری بیماری و اساسی ترین خطای موجود در نظام بهداشتی محسوب می شود . بعضی آمارها نشان می دهد که حدود 30 درصد از مردم در طول حیات خود به افسردگی مبتلا می شوند.

افکار خودکشی در همه سنین دیده می شود و بیشترین میزان آن هنگامی است که با یک اختلال افسردگی شدید همراه باشد. خطر خودکشی که علت 12 درصد مرگ ومیرها در دوره نوجوانی است در نوجوانان مبتلا به اختلالات افسردگی بالاست.

در دانش آموزانی که دچار تعارض و عدم امنیت روانی هستند به ناچار بخشی از نیروی فکری خود را صرف حل مسایلی خواهند کرد که باعث خستگی آنان شده و لذا دامنه توجه و دقت فرد افت کرده وتوجهی به مسائل کلان نخواهند کرد که در نهایت به افت تحصیلی می شود و این چرخه سبب افت تحصیلی وعدم امنیت روانی خواهد شد. دانش آموزان بعنوان نسل آینده ساز یکی از سرمایه های بنیادی جوامع محسوب می شوند که توجه به بهداشت روانی آنان از اهمیت زیادی برخوردار است.(حمید رضا رصافیانی)

در این پژوهش به بررسی میزان شیوع افسردگی در دانش آموزان مقطع دبیرستان در شهر تهران می پردازیم. تا آماری دقیق از شیوع علائم افسردگی در مقاطع ذکر شده و بررسی عوامل مؤثر در ایجاد آن می باشد بدست آوریم. امید است تا مسائل و مشکلات مختلفی را که دانش آموزان را به سوی افسردگی سوق می دهد شناسایی کرده و بتوانیم با توسل به راه حلهای مناسب با آنها مقابله کنیم . همچنین تعیین میزان شیوع افسردگی در یک جامعه می تواند به عنوان حداقل یکی از فاکتورهای روانی آن جامعه بکار آید.

بنابراین لزوم تحقیقاتی در رابطه با افسردگی که می تواند به تشخیص و ارتقاء اطلاعات عمومی از بیماری گردد، ضروری به نظر می گردد.

ضرورت انجام تحقیق:

افسردگی بیماری جدی است که هر سال 5/1 میلیون آمریکایی را مبتلا می کند و موجب می شود که نه تنها خود آنها، بلکه خانواده و دوستان آنها نیز رنج ببرند. خبر خوب اینکه افسردگی نیز مانند سایر بیماریها قابل درمان است، با این حال بیشتر افراد افسرده (نزدیک به 3/2 آنها) متوجه بیماری خود نمی شوند و در نتیجه درمان مورد نیاز را دریافت نمی کنند. اکثر مردم نیز افسردگی را یک بیماری نمی دانندبلکه آن را ضعف یا نقص شخصیتی می پندارند[1]. (انجمن پزشکی امریکا). افراد افسرده و خانواده هایشان نیاز دارند و مایلند در مورد عوامل بروز افسردگی اطلاعاتی بدست آوردند.

وجود چنین تحقیقاتی ضرورت بررسی بیشتر اختلالات روانی ناشی از افسردگی را در دانش آموزان توجیه می نماید. چرا که این مطالعات تا روشن تر نمودن مسائل، رهنمودهای لازم برای برنامه ریزی آتی را در اختیار مسئولین قرار خواهد داد. به علاوه اینگونه تحقیقات، زمینه مناسبی برای مطالعات بعدی تلقی شده و افراد علاقمند را قادر خواهد ساخت تا از نتایج بدست آمده استفاده نموده و در صورت لزوم به انجام پژوهش های مشابه بپردازند. بنابراین نتایج این تحقیق در راستای تکمیل مطالعات پیشین ضمن آشکار نمودن میزان افسردگی در دختران مقطع دبیرستان، اطلاعات لازم را در اختیار برنامه ریزان قرار خواهد داد که متناسب با نتایج حاصله اقدامات مورد نیاز را نیز به عمل بیاورند.

علاوه بر این علاقمندان به مسائل تعلیم وتربیت نیز می توانند از این مطالب سود برده و در صورت تمایل چنین مطالعاتی را دنبال نمایند.

اهداف تحقیق:

هدف کلی:

این تحقیق به بررسی میزان افسردگی در دختران دبیرستان منطقه 15 شهر تهران پرداخته است. بنابراین بررسی و مقایسه افسردگی این 3 مقطع در رابطه با میزان شیوع افسردگی ، کلی ترین هدف تحقیق محسوب می گردد. به عبارت دیگر، تحقیق حاضر ضمن آشکار نمودن چگونگی میزان افسردگی 3 گروه مذکور، آنها را با یکدیگر مقایسه می کند با توجه به مطالب فوق دستیابی به دانش و بینش جدیدی که از طریق بررسی این موضوع حاصل می گردد از مهمترین اهداف تحقیق حاضر به شمار می رود.

هدف جزیی:

تعیین میزان افسردگی در دانش آموزان دختر مقاطع تحصیلی دبیرستان شهر تهران

بیان فرضیه:

بررسی میزان افسردگی دانش آموزان دختر مقاطع تحصیلی دبیرستان بر اساس پایه تحصیلی

متغیرها:

متغیر مستقل:

در این پژوهش متغیر مستقل مقطع تحصیلی دانش آموزان دختر می باشد.

متغیر وابسته:

در این پژوهش متغیر وابسته افسردگی می باشد.

واژه های کلیدی:

میزان: به وسیله این میزان وفور کلیه موارد بیماری (جدید و قدیم) اندازه گیری می شود.

تعریف نظری افسردگی: حالت روانی که با احساس غمگینی، تنهایی، ناامیدی، ضعف عزت نفس و تقبیح خود شخص است، علائم همراه مشتمل­اند بر کندی روانی – حرکتی یا گاهی تهییج، کناره گیری از تماس میان فردی و نشانه های نباتی از قبیل بی خوابی و بی اشتهایی ، این اصطلاح به چنین خلقی یا به اختلال خلقی اشاره دارد.

تعریف عملیات افسردگی: در این پژوهش بر اساس نمره تست (بک)(21 سوال) درجات مختلف افسردگی تعیین میگردد.

دانش آموز دختر مقطع دبیرستان: دانش آموز دختری که در دوره دبیرستان مقاطع اول و دوم و سوم ، در یکی از مراکز آموزشی شهر تهران در سال تحصیلی 1386 مشغول به تحصیل می باشد.

فصل دوم

  • § پیشینه تحقیق
  • § نظریه های مربوط به افسردگی
  • § تاریخچه افسردگی
  • § تشخیص افسردگی
  • § سنجش شدت افسردگی
  • § انواع اختلالات افسردگی
  • § علل افسردگی
  • § درمان افسردگی
  • § ارتباط افسردگی با بیماریهای دیگر
  • § افسردگی در گروههای مختلف
  • § علائم جسمانی افسردگی
  • § هشدارهای افسردگی
  • § افسردگی از عوامل ایجاد فساد در جوامع


نظریه های مربوط به افسردگی

علل افسردگی از دیدگاههای نظری عمده­ای مورد بررسی واقع شده است.

نظریه زیست شناختی:

پیش فرضهای نظریه زیست شناختی این است که علت افسردگی یا در ژنها قرار دارد که از طریق توارث از والدین به فرزندان منتقل می شود، یا نارسایی عمل فیزیولوژیکی است که ممکن است پایه ارثی یا غیرارثی داشته باشد. یافته های مربوط به دوقلوها از 1930 به بعد بیانگر آن است که عوامل ارثی موجب نوعی افسردگی می شود. بسیاری از پژوهندگان عوامل ارثی را همراه با آنچه که در زندگی شخص به وقوع می پیوندند. یعنی ترکیب آمادگیهای ارثی و فشارهای روانی محیطی را علت احتمالی رفتار افسرده می دانند. کسانی که افسردگی دو قطبی دارند، یعنی هم دارای افسردگی هستند و هم مانی دست کم دو نسل از بستگاه آنها اغلب رفتارهای مشابهی داشتند. همچنین در خانواده هایی که افسردگی دوقطبی وجود دارد شانس بیشتری برای ظهور افسردگی یک قطبی می باشد. این موضوع که چگونه افسردگی از طریق توارث منتقل می شود هنوز نامعلوم است.

یک زمینه عمده از تحقیق درباره علل زیست شناختی افسردگی مربوط است به نقش انتقال دهندگان عصبی. سالهاست که نظریه کتکول آمین در مورد افسردگی حاکم بوده است. این نظریه بیان کننده آن است که افسردگی مربوط است به کمبود کتکول آمینها ، به خصوص نوراپی نفرین، در محلهای گیرنده مخصوص مغز.

کتکول آمین دیگری بنام دوپامین نیز در ارتباط با افسردگی است.

سایر محققان افسردگی را به انتقال دهنده عصبی دیگر، یعنی سروتونین مربوط دانسته­­اند.

بسیاری از اطلاعات مربوط به نقش انتقال دهندگان عصبی نروترانسمیتر از طریق مشاهده اثرات دارو تجویز شده به بیماران حاصل شده است. مثلاً ملاحظه گردیده که ریسرپین یکی از نخستین داروهای آرامبخشی که برای فشار خون بالا مورد استفاده قرار میگرفت علت افسردگی در بعضی از افراد است. زیرا ریسرپین موجب تخلیه مقداری مواد شیمیایی در گروه کاتکول آمین که برای انتقال تحریک عصبی لازم است می شود، بعضی دانشمندان معتقد به رابطه بین انتقال دهندگان عصبی و افسردگی شده­اند.

دو گروه است که اکنون برای معالجه افسردگی بیشترین مورد استعمال را دارد عبارت است از تری سیکلیکها[2] (سه حلقه­ایها) وضع کنندگان منو آمین اکسیداز[3] (M.A.O) ابراز دیگر زیست شناختی برای جدا ساختن افراد افسرده که همگون بیشتری با یکدیگر دارند مطالعه دوره های خواب REM[4] است، مرحله از خواب که چشمها به سرعت از سو به سوی دیگر حرکت کرده الگوی امواج مغزی دلالت بر منتهای فعالیت مغز دارند. به نظر می رسد که در بعضی از افراد افسرده فاصله بین خواب رفتن و شروع اولین دروه REM کوتاهتر است.

نظریه روان پویایی:

مطالعات روانشناختی درباره افسردگی توسط زیگموند فروید و کارل آبراهام شروع گردیدهر دو نفر در مقالات جداگانه درباره افسردگی این اختلال را به عنوان یک واکنش پیچیده نسبت به از دست دادن چیزی توصیف نمودند.

افسردگی اولین اختلالی بود که فروید علت آن را به جای تمایلات جنبی عامل هیجانی ذکر کرده بود. مالیخولیا چنان که فروید آن را نامید، اندوهی است افراطی مشوش کننده، طولانی مدت، اغلب نامربوط با محیط و ظاهر بی مورد.

فروید عقیده داشت که فرد مبتلا به افسردگی یک وجدان تنبیه کننده یا وجدان اخلاقی قوی دارد. او بر احساس گناه که وجدان موجب آن می شود تأکید می ورزید. طبق نظر فروید یک دلیل که وجدان این چنین قوی می شود کنترل احساسات خشم و پرخاشگری است که در غیر اینصورت ممکن است به صورت آسیب رساندن به دیگران تجلی نماید.

نظریه های روان پویایی بر احساسات و واکنشهای ناخودآگاه نسبت به موقعیتهای جدید که اساس آنها حوادث قبلی زندگی است تأکید می ورزند. اکثر نظم بندیهای روان پویایی بر تاریخچه روابط بین فرد شخصی که او به عنوان یک کودک بیشترین وابستگی را به وی داشته است – معمولاً مادر، متمرکز است. بدین ترتیب که یک سابقه تاریخی افسردگی عبارت است از اختلال در روابط اولیه کودکی. این اختلال ممکن است فقدان واقعی والدین یا یک ترس خیالی درباره از دست دادن یکی از والدین باشد.

کوششهای درمانی طبق نظریه روان پویایی عبارتند از تغییر و اصلاح همخوانی هایی که در بین افکار و احساسات مراجع وجود دارد. روان درمانگری درازمدت معطوف به کشف پایه های ناخودآگاه اختلال عاطفی است که به نظر می رسد معلول تعارضات حل نشده دوران کودکی باشد.

چون اینگونه بازسازی کامل شخصیت در اکثر موارد ممکن نیست، درمانگری حمایتی کوتاه مدت اغلب در مورد افراد مبتلا به افسردگی به کار می رود تا به آنها فر صتی برای تصفیه افکار و احساساتشان داده شده در جهت سودمندی بهتر تشویق شوند.

نظریه یادگیری:

پیش فرضیه نظریه یادگیری آن است که افسردگی و فقدان تقویت به هم مربوط است. دلایل زیادی برای این فقدان تقویت وجود دارد. پاسخها ممکن است بدین دلیل مورد تشویق قرار گیرند که، هیچ تقویتی دریافت نداشته­اند یا پاسخی ناخوشایند یا تنبیه کننده به دنبال داشته­اند. بسیاری از نظریه پردازان که به دیدگاه یادگیری معتقدند در حد زیاد تحت تأثیر کارهای بی.اف.اسکینر به صورت شرطی سازی عاملی بودند. اندیشه های مربوط به کارهای اسکینر از طریق تأکید بر تأثیر متقابل اجتماعی، به ویژه اینکه چگونه رفتار سایر افراد به عنوان تقویت می تواند عمل نماید اصلاح گردیده است.

اوین سوهن و همکاران وی از پیشوایان تحقیق در زمینه افسردگی از نقطه نظر یادگیری هستند آنها به طورمعمول تأکید می کنند که میزان پایین برون شد رفتار واحساسات غمگینی یا ناشادی که با افسردگی همبسته می شوند مربوط است به میزان پایین تقویت مثبت و یا میزان بالای تجارب ناخوشایند. این حالات ممکن است توسط یکی از چندین دلیل ذیل واقع شود:

1. محیط فی نفسه ممکن است مسئله باشد. ممکن است عوامل تقویت کننده کم یا تنبیه کننده زیاد در محیط مشخص وجود داشته باشد.

2. شخص ممکن است فاقد مهارتهای اجتماعی برای جذب تقویت مثبت یا برای تطبیق مؤثربا حوادث تنفرانگیز ناخوشایند باشد.

3. به علت بعضی دلائل برای افرادی که مستعد افسردگی هستند تقویتها کمتر مثبت و تنبیه ها بیشتر منفی به نظر می رسد تا افراد عادی. این موضوع ممکن موجب کاهش رفتار یا کناره گیری گردیده منجر به تقویتهای کمتر یا تنبیه های بیشتر شود.

افراد افسرده ممکن است از طریق انجام دادن رفتار وابسته برای برقراری ارتباط کوشش نماید شاید آموزش به مهارتهای اجتماعی بتواند رویکرد درمانی مؤثری برای افراد افسرده باشد.

نظریه شناختی:

احتمالاً با نفوذترین نظریه روانشناختی که امروزه درباره افسردگی وجود دارد نقطه نظر شناختی است. اساس این نظریه این اندیشه است که یک تجربه معین ممکن است روی دو فرد تأثیر بسیار متفاوتی بگذارد. قسمتی از این اختلاف ممکن است به دلیل نحوه تفکر آنها درباره آن حادثه باشد واینکه و تا چه اندازه شناخت درباره آن دارند.

نظریه شناختی بک درباره افسردگی بر روشهای درمانی پیشرفته مؤثر بوده و تحقیقات زیادی را موجب شده است.

نظریه شناختی بک درباره افسردگی:

آرون بک معتقد است که افراد افسرده به این دلیل افسرده­اند که راههای اشتباده آلود و مبالغه آمیز در فکر کردن دارند. شخص افسرده یک نظر منفی درباره خود، دنیا و آینده دارد. طبق نظر بک این شناختهای منفی علت افسردگی است، نه سایر چیزهای پیرامون شخص.

عقیده بک این است که احساس از دست دادن که اغلب نتیجه هدفها وتوقعات بالای غیرمنطقی است، عامل اصلی افسردگی محسوب می شود.

شخص مستعد افسردگی نه تنها بیش از حد تعمیم می دهد بلکه تمایل به بزرگ جلوه دادن گناهان شخصی و کوچک شمردن کیفیتهای شخصی دارد.

بک باور داشت که شخص افسرده علت هر گونه بدبختی را عیوب شخصی می داند. بک معتقد است که افراد افسرده تمایل دارندکه خود را با دیگران مقایسه کنند و این موضوع خود موجب می شود عزت نفس آنان کمتر شود. هر گونه مواجه با شخص دیگر فرصتی برای ارزیابی منفی از خود می شود. آنان موارد مثبت را به حداقل رسانده و موارد منفی را به حداکثر به نظر می رسد که شناختهای افراد افسرده درباره پیشرفت با شناختهای دیگران متفاوت است. افراد افسرده نه تنها پیشرفت خود را سخت گیرانه ارزیابی می کنند و در تقویت خود بعد از انجام عملی قصور می ورزند، بلکه سطح توقعات آنان قبل از شروع عمل نیز پایین است.

نظریه اصالت وجودی انسانگرایی

در حالیکه نظریه های تحلیل روانی بر از دست دادن یک شیء مورد علاقه به عنوان علت اصلی افسردگی تأکید می ورند. نظریه های اصالت وجود بر از دست دادن عزت نفس متمرکز می شوند.

شیء از دست رفته می تواند واقعی یا سمبلیک باشد. قدرت، مقام اجتماعی یا پول.

ولی از دست دادن خود به خود بدان اندازه اهمیت ندارد که تغییر در خود ارزیابی فرد بر اساس آن از دست دادن. علت شایع افسردگی در مردان از دست دادن شغل است. شغل بیانگر ارزش شخص در نظر خودش می باشد. دست کم تا زمان افزایش زیاد میزان اشتغال زنان در خارج از خانه، یک علت شایع افسردگی در زنان از دست دادن همسر بوده است.

این از دست دادن فقط شخص مورد علاقه نبوده، بلکه منبع اصلی ارزش وی بوده است، زیرا موقعیت اجتماعی زن به طور سنتی مبتنی بر نقش شوهر بوده است. علاوه بر آن با از دست دادن نان آور خانواده ممکن است امرار معاش دچار مخاطره گردد.

نظریه پردازان انسان گرایی ممکن است بر اختلاف من آرمانی شخص و ادراک وی از حالت واقعی امور تأکید ورزند. بر اساس نظریه آنان افسردگی احتمالاً زمانی ظاهر می شود که اختلاف بین من واقعی و من آرمانی خیلی زیاد شود. به طوری که برای شخص قابل تحمل نباشد. این اندیشه با شواهد تجربی جمع آوری شده توسط محققانی که میزان خود ارزیابی های افراد افسرده و غیرافسرده را بررسی کرده­اند مطابقت دارد. (حسین آزاد)

پیشینه تحقیق:

به گزارش پایگاه آگاهی رسانی کمیسیون اروپا بیش از 4/1 مردم اتحادیه اروپا به گونه­ای از بیماریهای روانی (در اندازه کم یا زیاد) مبتلا هستند و هر ساله 27 درصد از مردم کشورهای اروپایی به گونه­ای از بیماریهای روانی رنج می برند.

بر اساس این گزارش بیماریهای روانی هر ساله 4 درصد به اقتصاد کشورهای اروپایی آسیب وارد می کند. بر پایه همین گزارش افسردگی رایج ترین بیماری روانی در میان مردم اتحادیه اروپا است و پیش بینی می شود تا سال 210 افسردگی به شایعترین بیماری در کشورهای اروپا تبدیل می گردد.

آمار؟ 20 درصد جمعیت ایران افسرده است. در تحقیقاتی که در دانشگاه هاروارد انجام شده این نتایج بدست آمده است که اگر علل اصلی و عمده مرگ و میر را به 10 دسته مهم تقسیم بندی کنیم، مهمترین آن افسردگی می باشد که بیشترین آمار مرگ و میر در مورد افسردگی دیده شده است[5].

اطلاعاتی که اخیراً از مطالعات همه گیر شناسی بدست آمده نشان می دهد که اختلالات افسردگی جداً سلامت عمومی جامعه را تهدید می کند.

شواهد و مدارک حاصله از تحقیقات همه گیر شناسی حاکی از وجود یک دسته متفرند که با افسردگی ارتباط دارد. در میان این متغیرها، جنسیت در درجه نخست قرار دارد.

میزان افسردگی در زنان نسبت به مردان به مراتب بیشتر است (براون و هریس 1978) داده­های جدیدتر بیانگر آنند که در مورد افسردگی نباید تنها به عامل جنسیت نظر داشت. انسیل در سال 1982 بیان داشت تفاوتهای جنسی در افسردگی با میزان سن و وضعیت تأهل تغییر می کند.

ظاهراً اختلالات افسردگی در میان نوجوانان بیشتر و در میان منتشرها کمتر شایع است. (واسیمن و دیگران) بنابر داده­های حاصل از درجه شیوع در فاصله زمانی 6 ماهه، اختلالات افسردگی در افراد 45 سال شایعتر است. ظاهراً با افزایش سن شیوع اختلالات عمده افسردگی کاهش می یابد.

بک (beck) علت افسردگی را افکار منفی نسبت به خود، تجربه جاری و آینده و خطاهای منطق می داند.

طبق داده های موسسه ملی بهداشت روانی، درجه شیوع اختلال، در طول عمر از 601 تا 915 درصد جمعیت در نوسان است. بزرگترین بخش این گروه، یعنی 7/3 تا 7/6 درصد کل جمعیت، دچار اختلال افسردگی­اند. به دنبال آن اختلال افسرده خویی با دامنه 1/2 تا 8/3 درصد جمعیت و اختلال ماینا با 6/0 تا 1/1 درصد جمعیت قرار می گیرند.

این داده ها بر آنند که بخش وسیعی از جمعیت ایالات متحده در طول زندگانی خود یک حادثه تأثیرگذار را تجربه می کنند.

بررسی های صورت گرفته در فواصل کوتاهتر، نشان می دهد که در هر زمان معین بسیاری از مردم دچار اضطراریهای تأثیر گذار می شوند.

اختلالات افسرده خوی به میزان 1/2 تا 2/3 درصد ماینا و به میزان 4/0 تا 8/0 درصد به ترتیب دارای اهمیت هستند.

با توجه به جمعیت 250 میلیونی ایالات متحده و با توجه به نسبتهای ذکر شده، نتیجه می گیریم که در خلال هر فاصله زمانی 6 ماهه، 8 میلیون نفر از اختلال عمده افسردگی 7 میلیون نفر از بیماری افسرده خویی، 2 میلیون نفر از ماینا رنج می برند. (کاپلان)

تاریخچه افسردگی:

افسردگی تاریخی کهن دارد. واژه ملانکولی (مالیخولیا) را بقراط عنوان کرد که گمان می کرد حاصل صفرای سیاه است. حدود پانصد سال بعد از بقراط، اوایل قرن دوم میلادی آرتائوس کاپادو چیا رابطه بین مانی و ملانکولی را کشف کرد:

«مبتلایان به ملانکولی همه بیماریشان یک نوع نیست، یا از مسموم شدن مظنون هستند یا از مردم گریزی سر به دامان صحرا میگذارند، یا خرافاتی شده­اند و از زندگی بیزار می گردند، هرگاه آرامش پیدا شود، خوشی بر آنان مسلط می شود (مالک اعتصام) .پزشک یهودی قرن دوازدهم «موزس میمونیوس» مالیخولیا را یک بیماری جداگانه می دانست. (بونه) در 1868 نیز یک بیماری روانی را ذکر کرده است که خود عنوان مالیخولیای شیدا گونه به آن داده بود.

در 1854 (ژول فالره) بیماری به نام جنون دوره­ای (فوی سیرکولار) را توصیف کرده بود که در آن حالت خلقی افسردگی و مانیا به طور متناوب پیدا می شود.

تقریباً همزمان با او روانپزشک فرانسوی دیگری بنام (ژول بالارژه) بیماری جنون دوشکی (فولی آدوبل فورم) را توصیف کرده بود که در آن، فرد عمیقاً افسرده و دچار نوعی حالت بهت می شد و سرانجام از آن حال در می آمد در 1882 روانپزشک آلمانی (کارل کالبام) اصطلاح سیکلوتایمی را به کاربرد و مانیا و افسردگی را مراحلی از یک بیماری واحد قلمداد کرد.

در 1988 (امیل کرپلین) بر اساس اطلاعاتی که از روانپزشکان آلمانی و فرانسوی پیش از خود بدست آورده بود،نوعی سایکوز بنام سایکوز ماینا – افسردگی را توصیف کرده بود و اکثر معیارهایی را که امروزه روانپزشکان برای گذاشتن تشخیص بکار می برند، در آنجا گنجانده بود. کرپلین نوعی افسردگی هم بر شمرده بود که در زنان پس از یائسگی و در مردان در اواخر بزرگسالی شروع می شد و نهایتاً نام مالیخولیای کهولی (Involutional melanchatia) بر آن نهاده شد. این نوع افسردگی از همان زمان شکلی از اختلالات خلقی دیر آغاز دانسته شد.(Harold0

تشخیص افسردگی

در 10 سال گذشته از نقطه نظر شناخت یا تشخیص افسردگی، پیشرفت شگرفی شده است (ایندیکوت واسپترز 1978) . چند برنامه مصاحبه بالینی ساخت دار را طراحی کردند که برای تشخیص افسردگی معتبرند. برنامه طراحی شده این دو محقق برای اختلالهای عاطفی وشیز و فرنی هم به گستردگی بکار می رود. این راهنمای مصاحبه به دو شکل یافت می شود: یکی[6] SADS که روی حادثه جاری بیماری تمرکز دارد، و دومی[7] SADS – L که درباره بیماری و جریانات وقایع قبلی ، داده های تارخی فراهنم می کند. این دو راهنما در پیوستگی با معیارهای تحقیقی تشخیص که جلوه دار راهنمای تشخیص و آماری اختلالهای روانی انجمن روان پزشکی آمریکا (1980 – APA) می باشد، بکار می روند. مصاحبه گر ورزیده با چنین ابزارهایی در مصاحبه­ای 60 – 90 دقیقه­ای بیماری را تشخیص می دهد. این ابزارها برای تشخیص افسردگی شدید نوعی هماهنگی فوق العاده دارند. هنگام مصاحبه SADS معمولاً کل روند را ضبط ویدیویی می کنیم تا در صورت داشتن سوالات بدون پاسخ و نیز جهت تشخیص قابل اعتمادتر، آن را تکرار می کنیم. تحت این شرایط متخصصان بالینی می توانند بنا به میل خود صدای مصاحبه را ضبط کند و سپس با مرور نوار آن، SADS یا SADS – L را درجه بندی نماید.

احتمالاً دشوارترین تمایزی که متخصص بالینی پس از انجام مصاحبه SADS باید متوجه آن شود، تمایز بین اختلال افسرده خویی و اختلال افسردگی عمده است.

مبتلایان به افسردگی عمده طبق مقیاس هامیلتون، به این عنوان که به طور قابل توجهی افسرده ترند درجه بندی شده­اند و میزان اضطراب جسمانی، پریشانی معده­ای – روده­ای، کاهش وزن، پارانویا، دلمردگی، و احتمال خودکشی آنها به نحوه فوق العاده­ای، بالا ارزیابی شد. بیماران افسرده خود از لحاظ اشتهای افزوده، درجه فوق العاده بالایی را کسب کردند. جالب اینجاست که بنابر پرسشنامه بک، به جز در چهار مورد، تفاوت چندانی بین کل بیماران نبود. بیماران افسرده عمده، بی اشتهایی بیشتری همراه با کمبود وزن داشتند، در حالیکه بیماران افسرده خود را نارضایتی و خستگی رنج می داد.

سنجش شدت افسردگی

در خصوص سنجش شدت افسردگی، چند روش گزارش فردی و مقیاس درجه بندی بالینی معتبر وجود دارد. تفاوت این مقیاسها در تأکیدی است که بر جنبه های خاصی از نشانه های افسردگی دارند. برخی به شدت بر جنبه های جسمانی اختلال و برخی دیگر بر جنبه های شناختی آن تأکید دارند.


بررسی و رتبه بندی مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی در سال 86 در تهران

هر بررسی هنگامی شروع می شود که در زمینه معینی قبلاً دانشی به دست آورده باشیم و بدانیم که این دانش ناقص است، درباره آن چیزی وجود دارد که ما نمی دانیم این دانش ممکن است دانشی باشد که ما درباره آن، برای پاسخ به یک پرسش اطلاعات کافی نداشته باشیم و یا اطلاعات موجود آنچنان پراکنده و بی سامان است که نمی توان آن را به سادگی به یک پرسش مربوط ساخت در هر صور
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 293 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 186
بررسی و رتبه بندی مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی در سال 86 در تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044


کلیات موضوع مورد پژوهش

هر بررسی هنگامی شروع می شود که در زمینه معینی قبلاً دانشی به دست آورده باشیم و بدانیم که این دانش ناقص است، درباره آن چیزی وجود دارد که ما نمی دانیم. این دانش ممکن است دانشی باشد که ما درباره آن، برای پاسخ به یک پرسش اطلاعات کافی نداشته باشیم و یا اطلاعات موجود آنچنان پراکنده و بی سامان است که نمی توان آن را به سادگی به یک پرسش مربوط ساخت. در هر صورت با یک مسأله روبرو هستیم. تدوین و پرورندان مسأله به ویژه از این لحاظ مهم است که ما را در بقیه راه پژوهشی هدایت می کند.

این فصل با ذکر مقدمه و چکیده آغاز می شود. سپس بیان مسأله اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف، سؤالات پژوهش بیان می شود و در انتها متغیرها و اصلاحات مهم پژوهش تعریف می گردد.

1-1- مقدمه

در زندگی پیچیده امروزی که هر روز ماشینی تر و پیچیده تر می شود و ارتباط انسانها با یکدیگر از جامعه کوچک خانواده گرفته تا جوامع بزرگتر مانند مدرسه ، دانشگاه ، اداره ....بسیار کم رنگ تر می شود.و انسانها گاهی احساس می کنند تبدیل به یک ماشین شده اند. و دیگر جایی برای بروز احساسات و نیازهای روحی و فکری وجود ندارد.

در حالی که مهمترین و پیچیده ترین نیاز انسان نیاز روحی و فکری و احساس او است بطوری که امروزه حتی درست فکر کردن و مثبت اندیشی در موفقیت انسانها و تغییر منشا زندگی آنها و حتی در معالجه بیماریهای جسمی نیز ثابت شده است.

در این برهه از زمان نیاز مبرم جوامع به مددکاران تحصیل کرده و آموزش دیده که تسلط زیادی برعلم مددکاری داشته باشند ،آشنایی به ارتباط درست و دقیق با مددجویان داشته باشند و نه تنها خود بر افکار و احوال روحی خود احاطه داشته باشند و آنها را درست تربیت کرده باشند.

بلکه به انسانهای دیگر نیز این مهارت را بیاموزند و در زمان لزوم به کمک انسانهای دیگر بروند و انها را نیز آموزش دهند و در صورت نیاز با آنها همراهی و همفکری کنند تا آنها نیز بتوانند بر مشکلات خود فائق آیید.

و این نیاز مبرم در جامعه بیمارستان که انسانهایی که به آنجا مراجعه می کنند بیمار هستند و برای معالجه بیماران به آنجا می آیند بیشتر احساس می شود.

انسانی که بیماری دارد ممکن است اعتماد به نفس خود را از دست بدهد یا زجرو ناراحتی ناشی از بیماری جسم و فکر اداره را نیز ضعیف و خسته کند با تنی رنجور و افکار آشفته نتواند بر بیماری خود غلبه نماید تا به سمت بهبودی برود و اگر مشکل مالی نیز فرید برعلت شود این نیاز (نیاز به مددکاری اجتماعی بیمارستان) بیشتر احساس می شود این نیاز زمانی پررنگ تربه چشم می خورد که وقتی می بینم همراهان بیمار به جای اینکه بتوانند کمک و یار و یاوری برای او باشند خود نیز احتیاج به مددکاری و آموزش درست دارند تا نتوانند به بیمار خود کمک کنند.

و این نیاز در مورد بیماران خاص خیلی به چشم میخورد و به دلیل مسئولیتهای متعدد ومتفاوت پرسنل پزشکی و پرستاری بیمارستان و متفاوت بودن حیطۀ شغلی آنها با مددکاران اجتماعی و محدود بودن وقت انها و برخوردار نبودن آنها از دانش مددکاری عملا باعث می شود که آنها تنوانند مانند یک مددکار حرفه ای به مددجویان خدمات رسانی کند.

این مسئله باعث پدید آمدن مسائل و مشکلات بسیار فراوانی در بیمارستانها می شود که ممکن است تا حد زیادی بر روی خدمات پزشکی و پرستاری تاثیر معکوس بگذارد و اینجاست که نقش مهم یک مددکار حرفه ای در بیماستان باعث جلوگیری از بروز مشکلات عدیده شده و روند معالجه بیماران تسریع پیدا می کند و کمک بسزائی به پرسنل دیگر بیمارستانی اعم از پزشک و پرستار ....می کنند.

انیجاست که بخش مددکاری اجتماعی بیمارستانها بعنوان یکی از مهمترین بخشهای بیمارستان به حساب می آید. و دید مسئولین بیمارستان به بخش مددکاری باید تغییر کنند . به جای اینکه بخش مددکاری را یک بخش فرعی و در غیرمهم در نظر بگیرند، باید بعنوان یک بخش مهم که تاثیر بسیار مهمی در بازدهی دیگرقسمتهای بیمارستانی دارد تلقی شود و به همان اندازه نیز امکانات و تسهیلات مورد نیاز این بخش را در نظر داشته باشند و همان انداز ه نیز از بخش مددکاری بیمارستان توقع بازدهی داشته باشند.

1-2- چکیده :

پژوهشی که تحت عنوان بررسی و رتبه بندی مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی در سال 86 در تهران عرضه می گردد دارای دو بخش است :

بخش اول: به مباحث نظری در مددکاری اجتماعی اختصاص دار که ابتدا به تعریف مددکاری، تعریف بیمارستان دولتی و سپس روشهای مددکاری می پردازد.

و بخش دوم که محقق پرسشنامه و اطلاعات را از جامعۀ آماری یعنی بیمارستان و نمونه ها که مددکاران اجتماعی این جامعه است ارتباط دارد و سپس به تفسیر و جمع بندی اطلاعات و داده ها می پردازد.

آنچه که موجب تشویق اینجانب به پژوهش در مورد مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی بیمارستان شده است دو علت داشت. علت اول کمبود شدید توجه به مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی و مخصوصاً مددکاران اجتماعی در بیمارستان از طریق مدیران موسسات بود. که البته جواب کافی به این کمبود ،تنها با همت و همکاری جبران کننده خواهد بود اطلاعات کافی در مورد این رشته و کار در بیمارستان در جامعه که باید دوباره هم خود مددکاران اجتماعی و هم مردم از مدد کاری اجتماعی بیمارستان آشنایی این رشته و کار در بین مردم شود. که این مطلب خود به کمک مددکاران آمده تا بتواند مشکلات مددجویان را برطرف و همچنین شناختی که مددجویان از این کار پیدا می کنند به خود آنها در مسائل و مشکلاتشان کمک می کنند. جامعه و مردم باید بیشتر با این رشته و نیز کار یعنی مددکاری اجتماعی واقع در بیمارستان اطلاعات کسب کنند تا بتوانند بهتر از امکانات موجود استفاده کنند در ضمن مددکاران اجتماعی نیز باید سعی براین داشته باشند که در عین اینکه به وظایف کاری خود عمل می کنند ولی در عین حال باید عزت نفس مددجویان را نیز در نظر بگیرند.

1-3- بیان موضوع و مساله پژوهش

در بین کشورهایی که روبه صنعتی شدن دارد ، به علت تغییر روشهای زندگی ماشینی تر شدن زندگی و بروز مشکلات و معضلات به واسطۀ ماشینی شدن زندگی مشکلات جدیدتر را پیش رو انسانها قرار می دهد در محدودیت که نتیجه آن سردی و محدودتر شدن روابط بین انسانها می باشد در ضمن به علت ماشینی ترشدن شهرها و نیاز مبرم به وجود مشاغل متعدد که جزء زندگی انسانها می باشد در جهان امروزی دهها هزار شغل و فرصت شغلی ایجاد شده است که یکی از مشاغل مددکاری اجتماعی است که از زمان زندگی امروز بشری است و یکی از دیگر گروههای مددکاری اجتماعی ، مدد کاری اجتماعی بیمارستان می باشد که کار در این بخش با مسائل و مشکلات مخصوص به خود همراه است .

مشکلاتی از قبیل:

1- میزان علاقه مندی مددکاران اجتماعی در بیمارستان به کار در رشتۀ خود.

2- شناخت این رشته برای خانواده های مددکاران.

3- شناخت رشتۀ مددکاری اجتماعی بیمارستان به مسولین.

4- میزان علاقه مددکاران اجتماعی در توسعه ارتباط.

5- میزان علاقه مددکاران اجتماعی در بیمارستان به کارهای تیمی و مشارکت و فعالیت در این کارها

6- میزان شناخت محدود و مددجویان بیمارستان از رشتۀ مددکاری و تاثیر آن برروی راندمان کاری مددکاران.

7- وجود فضا و امکانات مناسب به مددکاران اجتماعی در بیمارستان.

8- میزان آرامش و راحتی در محل کار مددکاران باعث بالا رفتن کارکرد مددکاران می شود .

و من به عنوان یک پژوهشگر می خواهم تمامی زوایای این مشکلات را مورد بررسی قرار دهم تا بتوانم یک بررسی و رتبه بندی از مسائل و مشکلات مددکاران اجتماعی در بیمارستانها داشته باشم.

1-3-1- اهمیت و ضرورت پژوهش:

1. شخصیت مددکار اجتماعی در روند کاری وی موثر است.

2. عزت نفس بالا می تواند باعث کارکرد بیشتر مددکاران اجتماعی در بیمارستان شود.

3. وقتی مددکار اجتماعی از منبع کنترل در کارخود استفاده کند باعث افزایش کارکرد می شود.

4. اثربخشی مددکاران اجتماعی باعث گسترش ارتباط بین مددکاران در مددجویان می شود.

5. نیاز به قدرت (تمایل به کنترل محیط کاری) در مددکاران اجتماعی بیمارستان ها باعث تغییر روند کاری آنها می شود.

6. شوق خطر کردن (ریسک کردن) در کار در مددکاران اجتماعی در بیمارستان باعث بالا رفتن راندمان کاری آنها می شود.

7. حالت ریسک کردن در بین مددکاران اجتماعی بیمارستانها باعث بالا رفتن حالت رقابت بین آنها می شود.

8. نگرش یک مددکار اجتماعی بیمارستان به کارش باعث بالا رفتن راندمان کاری آنها می شود.

9.نگرش مددکار اجتماعی در بیمارستان نسبت به همکارانشان در بیمارستان باعث تغییر رفتار در مددکاران می شود.

10. نحوۀ نگرش (احساس مثبت یا منفی به شخصی یا شیی) نسبت به مدیران بیمارستانها به مددکاران اجتماعی باعث تغییر در روند کاری مددکاران اجتماعی می شود.

11. نحوۀ نگرش مددجوهای به مددکاران اجتماعی در بیمارستان باعث تغییر رویۀ کاری در مددکاران می شود.

12. رضایت از کار در مددکاران اجتماعی در بیمارستان باعث تغییر رویۀ کاری در مددکاران می شود و راندمان کاری را بالا می برد.

13. بین عملکرد در کار مددکاران اجتماعی و عدم رضایت از کار در مددکاران اجتماعی بیمارستان رابطه وجود دارد.

14. همانند سازی به سازمان به ارزشهای مددکاران اجتماعی در بیمارستان تاثیر دارد.

1-4- اهداف پژوهش

1-4-1- اهداف کلی پژوهش :

هدف اصلی در این پژوهش رتبه بندی و بررسی مشکلات و مسائل مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی سال 86 تهران است.

1-4-2- اهداف کاربردی

1- کمک به ارتقاء شناخت مسئولین دست اندر کار بیمارستانها با مسائل مددکاران اجتماعی.

2- بستر سازی جهت ارتقاء توان علمی و مهارت شغلی مربیان (با معرفی مسائل و مشکلات آنان).

3- بسترسازی جهت برقراری یک رابطۀ صمیمانه و در عین حال کاری در بین مسئولین بیمارستان و همکارانشان با مددکاران اجتماعی.

4- بسترسازی جهت ایجاد یک تیم کاری منسجم بین مددکاران اجتاعی با تیم ها ی مربوطه .

1-5- سوالات تحقیق

1- آیا میزان آگاهی و علاقه مددکاران اجتماعی در مورد کارشان در بیمارستان های دولتی در کارکرد آنها تاثیر می گذارد؟

2- آیا سلامتی جسمی و روحی در کارایی مددکاران در بیمارستانهای دولتی تاثیر دارد؟

3- آیا شرح وظایف و اهداف کاری مددکاران با روحیه و قدرت مددکاران اجتماعی در بیمارستانهای دولتی همخوانی دارد؟

4- آیا آیین نامه ها و برنامه ریزی هایی که تنظیم می شود با آیین نامه های کلی و دستورالعمل های جهانی یکی است ؟

5- آیا مسئولین بیمارستانها در جریان کار مددکاران خود هستند؟

6- آیا مسئولین بیمارستانها مددکاران اجتماعی را در کارهای تیمی سهیم می کنند؟

7- آیا مشارکت مددکاران اجتماعی با تیم های مربوط در بیمارستان ها در روند کاری آنها تاثیر می گذارد؟

8- آیا آگاهی عمومی از طریق رسانه ها (مانند تلویزیون و رادیو و ...) در مورد کار مددکاران اجتماعی در بیمارستانها داده می شود و این آگاهی ها کافی ا ست؟

9- آیا خانوادۀ مددکاران نسبت به کارها، سختی ها و مشکلات کارشان آگاهی دارند؟

10- آیا مددکاران اجتماعی در بیمارستانها از امکانات رفاهی و روانی کافی برخوردار هستند؟

1-6- تعاریف ، اصطلاحات و واژه ها:

مددکاری اجتماعی:

تعریف نظری: مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه ای است که بر دانش و خاصی قرار گرفته است که شامل انواع

مددکاری اجتماعی کار با فرد

مددکاری اجتماعی کار با گروه

مددکاری اجتماعی کار با جامعه

تعریف عملی : در این پژوهش مددکار اجتماعی خدمتی حرفه ای است که براساس دانش و مهارتهای ویژه بنا شده و هدف آن کمک به افراد گروهها و جامعه است تا بتوانند استقلال شغلی و اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی را بدست آورند و در سلامتی فیزیکی، روانی و اجتماعی مسئولیتهای فردی و اجتماعی خود را انجام دهند.

موسسات درمانی و بیمارستان دولتی: به موسسه ای اطلاق می گردد که بودجه و محل اعتبار این موسسات از مالیاتهای دولتی (عمومی ) می باشد. که از مددکاری اجتماعی به عنوان رسیدگی برای عرضۀ خدمات به مراجعان خود استفاده می کنند. در موسسات درمانی یا بیمارستانهای دولتی از منبع اختیارات حرفه ای استفاده می کنند این موسسه اختیارات و قدرت تام و تمام در قبول مسئولیتها و کارکرد دارند؛ در این دسته از موسسات بخش خدمات اجتماعی در درجۀ دوم اهمیت قرار گرفته است به کار گرفتن و بهره برداری از خدمات اجتماعی در این گونه موسسات به شناخت در واقعیت مهم ارتباط مستقیم داشته است . نخست آنکه هرگاه مشکل آشکار فردی به یک موسسه مربوط آورده می شود. مانند مراجعه بیمار به بیمارستان پیوسته این گمان می رود که عامل شرایط ساز این مشکل یکی از دشواریهای اجتماعی یا روانی با شد که در آن صورت برای بازشناخت و کمک به از منابع حرفه ای مددکاری اجتاعی می توان یاری جست.

مددکاری اجتماعی بیمارستان دولتی: در بیمارستانها اعم از دولتی خصوصی و مخصوصاً دولتی مددکاری اجتماعی می تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد در بیشتر بیمارستانهای دولتی برای درمان بیمار درجه اول از خدمات مددکاری اجتماعی استفاده می شود. که برای بهتر شدن وضع اجتماعی بیماران و بیان احساساتشان می تواند مددکار اجتماعی بسیار موثر باشد.

15- مددکار اجتماعی در بیمارستان که ارزشهای سازمان (بیمارستان ) را به مانند ارزشهای خود بداند در روند کاری وی تاثیر می گذارد و باعث بالا رفتن کارکرد آنها می شود.

16- وقتی مددکار اجتماعی برای ادارۀ هرچه بهتر بخش مددکاری بیمارستان تلاش خود را به کار گیرد مشکلات محل کار و مسائل کاری برطرف می شود.

17- در صورتی که مدیران بیمارستانها ، مانند مددکاران اجتماعی همانند سازی با بخش مددکاری را مدنظر داشته باشند مشکلات بین مدیران و مددکاران مرتفع خواهد شد.

18- بیمارستانهایی که در تصمیم گیریهای خود از مددکاران اجتماعی نیز بهره می گیرند از کارائی بالای مددکاران استفاده می کنند .

19- امنیت شغلی مددکاران اجتماعی در روند کاری آنها در بیمارستان موثر است.

20- نگرش مثبت مددجویان به کارمددکاران اجتماعی بیمارستانها بر روند کاری مددکاران موثر است.

21- نگرش صحیح مردم و (جامعه) نسبت به کار مددکاران بیمارستانها تاثیر بسزایی در روند کاری مددکاران می گذارد .

23- سهیم بودن مددکاران اجتماعی در فعالیتهای تیمی در میزان بازدهی کار آنها موثر است.

24- به دلیل موقعیت خاص مدیریت بیمارستان که باعث دوری مدیر از مددکار اجتماعی بیمارستان می شود ،همین امر باعث بروز مشکلاتی می شود.

25- پایبند بودن به اصول اخلاقی در مددکاران اجتماعی بیمارستانها باعث بالا رفتن ارزش شخصیتی آنها در دید مددجویان می شود.

26- می توان در بین مددکاران اجتماعی این بارو را گسترش داد که نباید مسائل کاری را در زندگی شخصی دخالت دهند.

27- وقتی مددکار اجتماعی در بیمارستان به مهارتها و استعدادهای خود مطمئن باشد این اطمینان باعث بهتر شدن شرایط کاری آنها می شود.

28- ارزش نهادن به مقام انسانی و عزت نفس مددجود به هنگام ارائه خدمات به آنها باعث بالا رفتن بازدهی کاری مددکاران می شود.

29- مثبت اندیشی مددکاران اجتماعی مبنی بر اینکه تا چه اندازه می توانند مددجو را آموزش داده تا بتواند بر مشکلات خود فائق آیند . تاثیر بسزایی در روند کاری مددکاران خواهد داشت.



پیشینه پژوهش

بدون تردید، شناخت دانش و تجربیات گذشته، از ضروریات یک تحقیق علمی به شمار می رود. مطالعه منابع مربوطه به موضوع تحقیق به پژوهشگر کمک می کند تا بینشی عمیق در زمینه موضوع مورد پژوهش، حوزه­ای که تحقیق به آن تعلق دارد، کسب کند. آگاهی از تجربیات گذشته معلوم می دارد که این موضوع، از چه زمانی و به چه ترتیبی در جامعه به صورت مسأله درآمده و متعاقب آن چه تحولی را در پی داشته است. کسب اطلاع از آنچه در گذشته روی داده است، توأم با دانش موجود، ضمن افزایش آگاهی محقق از موضوع مورد تحقیق، استواری و استحکام یافته های جدید را برای افزایش بهره وری عملی تضمین می نماید. همچنین اصلاح نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت، نیازمند اطلاع دقیق از نتایج تحقیقات گذشته دارد تا بتوان با بررسی همه جانبه آنها، پیشنهادهایی اصولی و دقیق جهت بهبود و پیشرفت امور ارائه نمود. بنابراین در این بخش ابتدا، تاریخچه، نظریه ها و یافته های پژوهشهای پیشین مربوط به موضوع مددکاری اجتماعی است. مفاهیم پایه، عوامل مؤثر، آثار و تبعات، نظریه ها و تحقیقات انجام شده قبلی، وضعیت موجود در ایران .

شناخت مفاهیم و اصطلاحات پایه و کلیدی هر دانش و حرفه­ای برای صاحبان آن ضروری است. به همین دلیل، در شناسایی هر دانشی ابتدا تعریف اصطلاحات پایه آن ارائه می شود. مددکاری اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

2- 1-

تعریف مددکاری اجتماعی: دکتر قندی در کتاب مددکاری اجتماعی، این حرفه را چنین تعریف کرده است:

«مددکاری اجتماعی یک خدمت حرفه­ای است که بر دانش و مهارتهای خاصی قرار گرفته است. هدف از آن کمک به افراد گروهها یا جامعه است تا بتواند استقلال شخصی، اجتماعی و رضایت خاطر فردی و اجتماعی را بدست آورند.»

(قندی / محسن / مددکاری اجتماعی / ص 12 / 1380 تهران)

پرلمن ضمن اینکه معتقد است مددکاری اجتماعی رویدادی زنده است و به این دلیل نمی توان آن را به تعریفی ساده محدود کرد، این تعریف را ارائه می کند: «مددکاری اجتماعی فعالیت و شیوه­ای است که برخی از مؤسسات رفاهی آن را به مراجعان خود عرضه می دارند و به آنان یاری می دهند تا با کارآیی بیشتری با مشکلاتی که در انجام دادن کار و وظایف اجتماعی فرد [با آن] روبرو شده­اند مقابله کنند».

(پرلمن، هلن هریس، مددکاری اجتماعی، ص 4)

در کتاب مددکاری اجتماعی و جامعه شناسی مسائل اجتماعی نیز تعریفی به شرح زیر ارائه شده است: «خدمت حرفه­ای است مبتنی بر دانش و مهارت در روابط انسانی. این خدمت، به افراد به طور انفرادی یا گروهی کمک می کند تا بتوانند استقلال مالی و نیازهای شخصی خود را به دست آورند که این امر معمولاً از سوی مددکاران اجتماعی و سازمانهای مشابه آن اعمال می شوند».

(شیخی، محمدتقی، مددکاری اجتماعی و جامعه شناسی مسائل اجتماعی، ص 9 و 10)

مری دابلیو، مافت و خوزه بی. اشفورد در کتاب خود چهار تعریف ارائه کرده­اند که به ترتیب آنها را ذکر می کنیم:

تعریف اول: «مددکاری اجتماعی کارکرد اجتماعی افراد را خواه به صورت فردی یا گروهی افزایش می دهد. برای این منظور فعالیتهای خود را بر روابط اجتماعی آنها که موجب شکل گیری کنشهای متقابل افراد و محیط می گردد، متمرکز می سازد. این فعالیتها در سه زمینه ظاهر می گردد: ترمیم و اصلاح قابلیتهای مختل شده ، تأمین منابع و امکانات اجتماعی و فردی و پیشگیری از کژکارکرده­های اجتماعی.»

تعریف دوم: «مددکاری اجتماعی فعالیتی تخصصی است مبتنی بر یاری رساندن به افراد، گروهها یا جوامع به منظور فراهم آوردن یا اصلاح قابلیتهای آنها جهت کارکردهای اجتماعی و ایجاد شرایط مساعد به منظور دستیابی به هدف تعیین شده».

تعریف سوم: «مددکاری اجتماعی فرایندی است برای تغییر برنامه ریزی شده و هدف دار».

تعریف چهارم: «مددکاری اجتماعی به کنشهای متقابل افراد و آن دسته از نهادهای اجتماعی که بر قابلیت آنها در انجام وظایف زندگی، خواسته­ها و ارزشها تأثیر گذاشته و فشارها را تخفیف می دهد، توجه دارد و به آنها می پردازد. این کنشهای بین افراد و نهادهای اجتماعی، در درون بافت رفاهی اجتماعی بزرگتر پدید می آید».

(مانت، مری دابلیو، خوزه بی، اشفورد، با اصول و مبانی مددکاری اجتماعی، ص 44)

کثرت تعریفهایی که از مددکاری اجتماعی به دست داده شده است جمع همه آنها و ارائه تعریفی جامع و مانع را دشوار می کند از سوی دیگر، تحولات سریع و پیچیده دنیای کنونی و تنوع مشکلات و نیازها و افرادی که از خدمات این حرفه استفاده می کنند، خود مانعی در ارائه تعریفی دقیق است. با این همه، تعریف زیر که برگرفته از تعاریف ارائه شده برای مددکاری اجتماعی است، مناسب می نماید:

مددکاری اجتماعی حرفه­ای است مبتنی بر دانش، اصول، مهارت و روشها که هدف از آن کمک به افراد، گروهها و جامعه است تا بتوانند با تکیه بر تواناییها و امکانات موجود، برای حل مشکل و یا رفع نیاز خود اقدام کنند و به استقلال نسبی و رضایت خاطر فردی دست یابند. در تعریف فوق چند نکته اساسی وجود دارد که به آنها اشاره می شود:

1- مددکاری اجتماعی حرفه ست ، یعنی بخشی از اطلاعات آن را هنگام کار و اجرا (با تجربه کردن) می توان آموخت.

2- مددکاری اجتماعی مبتنی بر دانش است به این معنا که باید بخش عمده­ای از دانش مربوط به این حرفه را از طریق آموزش فرا گرفت. مددکاری اجتماعی باید دو دسته ازدانشها را به طور نظری فراگیرد:

الف) اطلاعات خاص حرفه مددکاری (که معمولاً در دانشگاهها تدریس می شود).

ب) اطلاعات عمومی از علوم و دانشهای دیگر از جمله روانشناختی، روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی، حقوق، مشاوره و مردم شناسی مددکاری اجتماعی به همین دلیل بین رشته­ای است. در واقع، آگاهی عمومی مددکاری اجتماعی از رشته های دیگر علوم او را در خدمت رسانی بهتر یاری می دهد، خواه از طریق افزایش مهارت او در برطرف کردن مشکل مراجع باشد یا ارجاع درست مراجع به متخصص مربوطه.

3- مددکاری اجتماعی بر اصلهایی استوار است. این اصول ششگانه که در بسیاری از رشته های دیگر نیز مطرح است، عبارت است از: پذیرش فردیت، رازداری حرفه­ای، رابطه حرفه­ای، شرکت دادن مراجعه در فعالیتها و خودآگاهی مددکاری اجتماعی.

4- مددکاری اجتماعی مبتنی بر مهارت است. مددکاری اجتماعی در مقام فردی متخصص، برای جمع آوری اطلاعات، تشخیص مشکلات یا نیازها و غیره باید مهارتهای خاصی داشته باشد که از جمله آنها می توان به مهارت مصاحبه، مشاهده، خوب گوش دادن و بازدید از منزل اشاره کرد.

5- مددکاری اجتماعی روشهایی دارد ، یعنی مددکاری اجتماعی در عرضه خدمات می تواند از سه روش مددکاری فردی، گروهی یا جامعه­ای به صورت تلفیقی و کلی استفاده کند.

6- مددکاری اجتماعی هدف دارد. مددکار از رعایت اصل رازداری، ایجاد رابطه حرفه­ای، فراهم کردن زمینه مشارکت مراجعان در فعالیتها، خودآگاهی ، و غیره اهدافی را پیگیری می کند.

7- مددکاری اجتماعی کمک کننده است، به این معنا که برای حل مشکل یا رفع نیاز مراجعان خود به تنهایی همه کارها را انجام نمی دهد، بلکه در کنار آنان قرار می گیرد.

8- در مددکاری اجتماعی ، گروه هدف وجود دارد. در این حرفه سه گروه هدف تعیین شده­اند:

الف) فرد: یعنی فردی که مشکل یا نیاز دارد ، مثل معتاد، زندانی، دانش آموز، بیمار و ... البته در مددکاری ، خانواده دچار مشکل نیز در این گروه قر ار می گیرند.

ب) گروه: یعنی گروهی از افراد که دچار مشکل مشترک هستند، مانند افراد دچار مشکل سرطان، ایدز، طلاق و ....

ج) جامعه: گاهی، خدمات مددکاری اجتماعی به کل جامعه و بیشتر از اعضای گروه (که معمولاً بین دوازده تا پانزده نفرند) عرصه می شود، مثلاً عرضه خدمات پیشگیری از اعتیاد برای دانش آموزان منطقه یا محله­ای که اعتیاد در آنجا رواج زیادی دارد. یا پیگیری برای ساخت بیمارستان و درمانگاه در یک منطقه یا محله.

9- در مددکاری اجتماعی تکیه بر تواناییها و امکانات موجود است. وظیفه مددکاری اجتماعی این است که در کار با گروههای هدف اعم از فرد، گروه یا جامعه، آنها را با تواناییها و استعدادهای خود و منابع موجود در جامعه آشنا کند تا از این تواناییها برای حل مشکلات یا رفع نیازها استفاده کنند و در انجام دادن امور وابسته به مددکاری اجتماعی نباشند.

10- مددکاری اجتماعی با گروههای هدف دچار مشکل و یا نیازمند سر و کار دارد، یعنی هم گروههایی که مشکل دارند (مثل بیمار دیالیزی) می توانند از خدمات مددکاری اجتماعی استفاده کنند، هم کسانی که ممکن است مشکلی نداشته باشند. اما نیازهایی را احساس می کنند و به منظور راهنمایی شدن از خدمات مددکاری اجتماعی استفاده می کنند (مثل فردی که برای عمل جراحی قلب به مددکاری اجتماعی مراجعه می کند تا درباره مراحل جراحی از وی کمک بگیرد.)

11- در مددکاری اجتماعی، دستیابی به استقلال نسبی مهم است، یعنی اینکه وظیفه مددکاری اجتماعی این است که با استفاده از تواناییهای گروه هدف و منابع موجود در جامعه ایجاد استقلال نسبی آنان را فراهم کند تا بتوانند بدون نیاز به حمایت و کمک مستمر دیگران به زندگی مهم خود ادامه دهند.

رفاه اجتماعی: در زمینه رفاه اجتماعی نیز تعاریف متعددی ارائه شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:

«رفاه اجتماعی عبارت است از سیستم و نظامی از خدمات یا مؤسسه ها و یا نهادهای اجتماعی که به منظور خدمت کمک به افراد به وجود آمده است تا سلامت، زندگی بهتر و موجبات روابط مناسبتری را برای پیشرفت استعدادها، قابلیتها، ظرفیتها و تواناییهای انسانها به منظور رفاه آنها فراهم کند.»

(قندی، محسن، مددکاری اجتماعی، ص 12)

تعریف دیگری نیز در کتاب تأمین اجتماعی ارائه شده است که به این شرح است: «رفاه اجتماعی نتیجه فعالیتهایی است که نهادهای اجتماعی برای دستیابی افراد گروهها و جوامع به سطح قابل قبولی از زندگی، تندرستی و فرصتهایی که اجازه می دهد آنان تمامی استعدادهای خود را پرورش دهند و مسائل خود را در سازگاری با جامعه حل نمایند، عرضه می دارد».

(طالب ، مهدی، تأمین اجتماعی، ص 23)

هری ام. کسیدی رفاه اجتماعی را چنین تعریف می کنند: «رفاه اجتماعی عبارت است از فعالیتهای سازمان یافته که مستقیماً به حفظ، نگهداری و بهبود منابع مربوط است و شامل خدمات اجتماعی نظیر کمک های اجتماعی، بیمه های اجتماعی، رفاه کودک، بهداشت روانی، آموزش و پرورش، تفریح و گذراندن اوقات فراغت، حمایت از نیروی کار و حل مشکلات مسکن است.»

(شیخی، محمد تقی؛ مددکاری اجتماعی و جامعه شناسی مسائل اجتماعی، ص10)