| دسته بندی | کشاورزی و زراعت |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 65 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 106 |
فهرست مطالب
1-پیشگفتار.............................................................................................. 3
2-مقدمه ................................................................................................... 6
3-محیط زیست در مناطق کوهستانی زاگرس در غرب ایران 9
4-دشت دهلران ..................................................................................... 13
5-تپه بزمرده ..................................................................................... 15
6-منطقه کنکاور در زاگرس مرکزی ............................................. 19
7-تپه گنج دره................................... 20
8-تپه آسیاب .................................... 24
9-تپه گوران .................................... 26
10- اوضاع جغرافیایی بین النهرین ................. 29
11- پیشینه مطالعاتی عراق ........................ 32
12- زاوی شمی شانیدر ............................. 34
13- کریم شهیر ................................... 39
14- جارمو......................................... 40
15- اهلی سازی گیاهان ............................ 44
16- اهلی سازی حیوانات ........................... 51
17- تغییرات آب و هوا در دوره نوسنگی ............. 56
18- سیر تغییر و تحولات در دوران نوسنگی............ 57
19- معماری ...................................... 74
20- پیکرک ....................................... 85
21- تجارت ابسیدین ............................... 90
22- نتیجه .................................... 97
23- عکس....................................... 100
24- گاهنگاری.................................. 112
25- منابع..................................... 122
«پیشگفتار»
در اصطلاح نوسنگی یعنی دوره انتقال از گرد آوردی شکار به تولید غذا می باشد، دوره ای که بشر دچار تحول و دگرگونی در فناوری تولید غذا(کشاورزی) ، معماری ، تولید سفال، اهلی سازنده، شد ، که این روند را می توان در گستره هلال حاصلخیز جست.
به دلیل نامناسبی شرایط زیست محیطی منطقه، ناامنیتی را برای بقای زیست به وجود آورد که این عامل نیازی را می طلبید تا بشر این چالش ها را پر کند و در مضیقه قرار گرفتن محتیاجات زندگی، مسبب یکسری ابداعاتی شد که این تحولات را می توان از دوره فراپارینه سنگی پیدا کرد که با تجربه اندوزی که بشر کرده بود توانست زمینه یکسری از تحولات شود.با توجه به مطالعاتی که باستان شناسان بر روی گرده های دریاچه زریبار در کرمانشاه انجام داده اند شرایط دما و بارش نوسنگی را مطلوب عنوان کرده اند به طوری که شرایط برای کشاورزی اولیه فراهم بود و تمام محوطه های نو سنگی زاگرس در کنار منابع آب و زمینهای قابل کشت و دسترسی به حیوانات وحشی واقع شده اند که تعداد شان کم و پراکنده اند استقرار معمولی این دوره 50 تا 100 نفر ساکن را در بر می گیرد که یا در درون ارودگاه چوبی یا خانه های چاله ای و بعداً در خانه های چینه ای / خشتی زندگی می کردند.
در دوره نوسنگی آغازین 8500-9500 ق.م می توان محوطه های استقراری موقتی را بر فراز دامنه ها دید که با معماری حفره ای (کلبه ای ) یا پناهگاه چوبی با اقتصاد معیشتی کشاورزی دیمی و شکار و گرد آوری نباتات و حیوانات وحشی عنوان کرد که در این شرایط آب و هوا به صورت پر باران بوده که شرایط کشت و زرع را فراهم کرده بود.
از دوره نوسنگی قدیم و دوره های بعد آن می توان استقرارها را بر روی دشت ها رویت کرد خانه ها به صورت چهار گوش با مصالح چینه وحشت به صورت زاویه دارو با اندود کف و دیوارها، تقسیمات اتاق ها... را می توان دید و استفاده از سفال با فناوری ادغامی از خاک رس و آب و کاه بود و ابزارها را از جنس سنگه چخماتی و ابسیدین چوب، استخوان، می ساختند، و استفاده از ابزارهای مرتبط با غلات کشاورزان مثل سنگ آسیاب، هارون، دسته هاون و برک ساب... را از سنگ آهک می ساختند و پیکرک های خشن و تجریدی را از جنس گل به صورت حیوانی و انسانی می ساختند و استفاده از ابزارهای فرامعیشتی مانند آویزه ها و گردنبندها... را دید و نیز اجساد را در زیر کف اتاق ها یا دیوارخانه ها دفن می کردند. و نیز فعالیتهای برون مرزی چون تجارت ابسیدین از آناتولی و فیروزه را از افغانستان و صدف را از خلیج فارس در میان مناطق دید.
بیشترین داده اطلاعاتی نوسنگی در گستره هلال حاصلخیز می باشد چرا که شروع استقرار در سایت های نوسنگی در آسیای مرکزی و شمال شرقی ایران با یک وقفه هزار ساله شروع می شود. در نتیجه شروع نوسنگی را می بایست بر اساس مقتضیات زمانی و مکانی در هر منطقه مطالعه کرد.
مقدمه:
قدیمی ترین نمونه های تحولات کشاورزی را در شرق مدیترانه (لوانت) جستجو کرد، چرا که شواهد وجودی از سایت دوره فراپارینه سنگی در حوالی 11000 سال را نشان می دهد که اولین قدم کشاورزی در آن تجربه شد.
آغاز نو سنگی در ایران در حدود 10000 سال پیش آغاز شد که کم کم با استقرار در دامنه ها و بعد در دشت ها فرآیند اهلی کردن گیاهان و نباتات را در این برهه زمانی جست که اهلی کردن بز و گوسفند را در شمال بین النهرین و مناطق زاگرس واهلی سازی خوک و سگ و گاو را در آناتولی و حوالی شمال بین النهرین صورت گرفت، و مهمترین اقتصاد معیشتی دوره نوسنگی را گیاهان چون گندم ، جو، عدس و حیواناتی چون بز، گوسفند ، خوک، گاو تشکیل می دادند. که این گستره کم کم در کل جهان شمول را دربر گرفت.
تحولات و ابداعات در دوره نوسنگی را می بایست بر پایه مقتضیات زمانی و مکانی مناطق مطالعه کرد زیرا هر منطقه دارای شرایط خاص خود است و این فرآیندهای آغازین نوسنگی را با توجه به تحولات و ابداعات مردمان آن منطقه مطالعه کرد.
حفریاتی که باستان شناسان خارجی و داخلی در محدوده هلال حاصلخیز انجام داده اند کم و محدود است وبا توجه به گزارشات و مقالات آنها یک شبهه ای در میان آنها وجود دارد که تحلیل کلی در آنها دیده نمی شود چرا که هر داده سایت ها در هر منطقه ای دارای شرایط خاص محیطی منطقه و مردمان آن وابسته است و با توجه به کمبود حفریات و شرایط خاص پراکندگی سایتها تحلیل درستی تا به امروز نشده است. و این هماهنگی بستگی به حفریات سایت های آتی و تحلیل بازنگری مجدد در آنها می بایست انجام داد و با مطالعه این فرآیند ها می توان به بعد معیشتی و فرامعیشتی دوره نو سنگی پی برد که تا حدودی از وضعیت ساختاری در سایت های بزمرده، گوران، آسیاب، جارمو، کریم شهیر، شانیدر، زاوی چمن بوده است(نقشه شماره 1)
طرح سوال:
1-چه معیاری باعث تحولات و ابداعات در دروه نو سنگی شده است.
2-نقش محوری انسان درفرآیند نوسنگی شدن چه بوده است.
3-آیا دگرگونیها و نواوریهای بنیادی تکنولوژی و معماری با معیشت کشاورزی آغاز شد.
با توجه به این کمیت ها این نگارنده سعی نموده با توجه به مطالعات کتابخانه ای و در ارتباط با اسناد و مدارک مقالات سعی در پایان از جناب دکتر روح الله یوسفی که این نگارنده رادر جهت نگرش به موضوع تحقیق یاری کرده است کمال تشکر را دارم و از مسئول کتابخانه موزه ملی و مسئول کتاب خانه پژوهشکده ومسئول کتابخانه بریتانیا که این نگارنده رادر جهت فراهم کردن و دردسترس قراردادن منابع تحقیق مطالعه آنها و عکاسی از طرح ها، و نقشه ها سپاسگزاری از آنها را برخورد لازم می دانم.
حامد یوسفیان
محیط زیست در مناطق کوهستانی زاگرس در غرب ایران
1- منطقه زاگرس مرتفع:
این منطقه از طریق جاده ای که بغداد را از راه کرمانشاه- همدان به فلات مرکزی ایران پیوند می دهد به دو منطقه شمالی و جنوبی تقسیم شده است که هر یک محیط زیست ویژگیهای جغرافیایی خود را دارد دامنه کوهها را پسته و بلوط به صورت نسبتا متراکمی پوشانده است در شمال تقریبا کردستان ایران بارندگی نسبتا زیاد است اما به علت ساختار جغرافیایی و ناهموار بودن زمین آب کافی برای کشاورزی مقدور نیست.
دره های خاکی و قابل کشاورزی محدود و دور از یکدیگرند در جنوب و غرب لرستان امروزی میزان بارندگی بسیار پایینتر است و در واقع ارتفاع زیاد و زمستانهای سرد بستری خوبی برای کشاورزی نیست.
دره های کرمانشاه شاه آباد به دلیل میزان بارندگی و خاک حاصلخیز خوب حوضه کشاورزی را در این مناطق فراهم می کند.
2-زاگرس درونی :
این منطقه بین کوههای مرتفع زاگرس و الوند قرار دارد و لرستان شرقی و دره های واقع در طول جاده ابریشم که از شرق کرمانشاه می گذشته است.
از ویژگی های بارز زاگرس درونی وجود دره های نسبتاً باز وسیع خاک خوب آن است. این دره ها عبارتند از بیستون، صحنه کنگاور، اسد آباد ، تویسرکان ، نهاوند و بروجرد.
در این منطقه کشاورزی با کمک آب باران در چند منطقه و بخشهای دیگر با آبیاری بهره کشی از زمین ممکن است.
3- مناطق کوهپایه ای :
این منطقه دامنه های غربی کوههای زاگرس را تشکیل می دهد و میزان بارندگی بالا که در جهت شرق این میزان به سمت کوهپایه ی زاگرس فزونی می یابد. کشاورزی دیم در سراسر منطقه عملی است و مرز میان کوهپایه ها و جنگلهای زاگرس مرتفع را مرغزارهای وسیعی می پوشاند.
4- فلات ایران:
این منطقه در شرق کوههای الوند واقع شده است و میزان بارندگی در دشت همدان محدود است. کشاورزی دیم تنها در قطعات جدا افتاده از یکدیگر صورت می گیرد و کل منطقه مناسب برای گله داری است و در شرق همدان کویر مرکزی ایران واقع شده است و کشاورزی و نقاطی در دامنه جبهه جنوبی البرز و جبهه شرقی سلسله جبال زاگرس محدود می شود.
5- حوزه دریاچه ارومیه:
در این منطقه میزان بارندگی زیاد است که علاوه بر باران، رودها و نهرهای دایمی که در منطقه جاری است. منبع مهمی را برای کشت آبی فراهم می سازد درختان بلوط و پسته در شیبهای تند غربی دیده می شود.
عوامل تغییراتی در روند پیش از تاریخ حوزه ایران را می توان از دو بعد نظاره کرد.
1- استفاده بیش از حد از مراتع ودرختان جنگلی 2- پس از پایان عصر پالیستوسن دگرگونیهایی در وضعیت اقلیمی و شرایط محیطی منطقه را به وجود آورده است.
به نوشته رایت درباره محیط زیست طبیعی ایران چنین نوشته است.
ازطریق مطالعات پژوهشگران که از طریق مطالعات ژئومورفولوژیک در ارتفاعات زاگرس و مناطق کوهپایه ای آن بدست آمده بود معتقد بودند که از طریق ده هزار سال پ . م صرف نظر از داخل و تصرفات انسانی در محیط طبیعی منطقه دگرگونی چندان حاصل نشده است. احتمالاً در حدود ده هزار سال پ . م مناطق کوهپایه ای دامنه های غربی کوههای زاگرس با صورت پراکنده درختان بلوط و پسته می روییده و هم در این ناحیه و هم در دشتهای پر آب شمال بین النهرین علفزارهای انبوهی وجود داشته است.
دگرگونی محیطی به عنوان عامل احتمالی عمده در جابجایی مشهود فرهنگی و اقتصاد ناچیز شمرده و آن را به حساب نمی آورد.(تصویر شماره 1)
به نوشته آقایان مکاردررایت و زیست و وابسی لیکووا درباره شرایط زیست محیطی ایران چنین گفته اند:
اما اطلاعات اخیر که بر اساس چندین نمونه های کربن از آبهای شیرین دریاچه های واقع در منطقه زاگرس انجام گرفته تصویر قابل توجهی از شرایط اقلیمی زیست محیطی منطقه داده است که تغییر عمومی و تدریجی از وضعیت سرد و خشک به هوای گرمتر و مرطوبتر بین اواخر عصر پالیستوسن تا حدود سال 3500 ق. م در منطقه زاگرس و منطقه همسایه رخ داده است و قبل از حدود سال 12000 ق.م هوا تدریجاً گرمتر و مرطوبتر که پیدایش درختان بلوط و پسته را در منطقه مشاهده می کنیم و در حدود 9000 ق.م سه حادثه مهم در وضعیت محیطی منطقه رخ می دهد مناطق وسیعی مبدل به علفزارهای متراکم می شود شمار درختان بلوط یکباره زیاد می شود و گیاهی خاص با نام پلانتاگو در زمینهای کشاورزی پدیدارمی شود.
بین سالهای 3500-6000 ق. م حجم گروه بلوط افزایش می یابد و از حجم گیاهان و پسته کاسته می شود و وضعیت آب و هوای محیط زیست در مناطق کوهستای زاگرس از اواخر دوران عبید حدود 3500 ق.م به صورت امر روزی در آمده باشد.(مجید زاده، 1385، ه.ش ص 86-79)
دهلران:
این جلگه پست در دامنه کوههای زاگراس واقع شده است و مناطقی چون دشت دهلران، دشت شوشان ، دشت رامهرمز را در میان گرفته است تغییرات اقلیمی این سرزمین بسیار شدیداست. تابستانهای این منطقه به دشت گرم و خشک با دمایی تا 50 درجه سانتیگراد است در زمستان بندرت یخبندان می شود و بادهای سرد شمالی بر شدت افزایش ابرها و سرمای زمستانی منطقه می افزاید. میزان بارش در منطقه دارای نوساناتی است که این بارش بر ارتفاعات افزوده می شود که در بخش بالایی جلگه 300 میلیمتر در سال است که در ماههای دی تا فروردین به اوج خود می رسد اگر متوسط باشد برای کشت دیم مناسب است ولی در صورتی که زمان بارش بازمان کشت و زرع هماهنگی نداشته باشد کافی نیست و اگر بارندگی با آبیاری همراه نباشد محصولات فقط از حدود 50 درصد زمان بارش استفاده خواهند کرد.
دشت دهلران:
دشت دهلران حدود شصت کیلومتری غرب شوش در ارتفاعاتی کمی بلندتر از حد متوسط دشت دهلران واقع شده است. دشت دهلران اساساً بین مهمه و دوایریچ و بین دامنه کوههای زاگرس و جبل حمرین در نزدیکی مرز عراق واقع شده است و دارای 5 محوطه می باشد که عبارتند از علی کش، چغاسفید، تپه سبز، فرخ آبادو موسیان.
نخستین بار گروه باستان شناسی در سال 1903 م از دهلران بازدید کردند که در سال 1905 م گروه فرانسوی گوتپه و لمپر در موسیان خزینه و علی کش و هول و فلانری 1962 م در علی کش و در موسیان ، علی کش و سبز(هول، فلانری ونیلی، 1969 م و درچغاسفید هول 69-1968 م در فرخ آباد هنری رایت 1968 م و خفاری و بررس کرده اند.
در دهلران زمین و ریخت شنای مایکل کرکبای 77-1967 م بود و هول در سال 1973 م در بخش شمال دشت به جستجوی اردوگاههای کوچ نشینی پرداخت و رنفر وجود ابسیدین در ارتباط با دریاچه وان در سال 1974 م پرداخت. بایستی 1386و ص 68-63
هیات باستان شناسی فرانسوی با توجه به بررسی انجام گرفته بقایای سنگ چخماق که نوع فلینت را مشخص کردند و در سال 59-1958م دوره نئولتیک را هول و فلانری بررسی کرده اند و درسال 1962 م تپه علی کش توسط فلانری انجام گرفت و آدام 130 سایت پیش از تاریخ در شوش شناسایی کرد 1962 انجام گرفت.
حفاری در تپه علی کش، تپه سبز، تپه موسیان 1965 م توسط هول و فلانری انجام گرفت هول گفت که سازمان اجتماعی گذشته بر پایه ای از دانسته های محیط و پیرامون والگوی استقراری و اندازه جمعیت، تقسیمات کاری، تجارت و تخصصی صنعتی می باشد.
مطالعات در دهلران نشان داد که اهل سازی در حوالی 7000 ق.م به صورت تدریجی جایگزین شد و آبیاری و زمین های کشاورزی و اهلی سازی گاو 5000 ق. م آغاز شد.
بر اساس نوشته کون :اهلی سازی بز مقدم بر اهلی سازی گاو وقفه 2000 ساله داشته است.(SINGH 1974.P182.183)
بزمرده:
تپه علی کش در حدود 215 کیلومتری غرب منطقه موسیان قرار دارد.
علی کش تپه مدوری که قطر آن در حدود 135 متر با ارتفاع 4 متر بالاتر از محیط اطراف دشت واقع شده است و ضخامت نهشته های فرهنگی آن 7 متر می باشد.
در علی کش سه دوره فرهنگی مشخص شد که از قدیم به جدید به ترتیب دوره بزمرده – علی کش و محمد جعفر نامیده شده اند که هر یک از مراحل به دو دوره با حروف لاتین مشخص شده است.
معماری:
دوره بزمرده C2:
اج دیوارهای دو اطاق با یک انبارک، فرش چین شدن راهروها با قلوه سنگها، خشت ها بدون شاموت و دیوارها بدون قفل و بسته ارتفاع دیوارها 60 سانتیمتر باقی مانده بود که به ضخامت 5 تا 10 سانتیمتر که کف اتاق ها با ملاط گل کوبیده شده بودند و عرض ورودی اتاق ها حدود 1 الی 10 سانتی متر بود و ضخامت این آثار 1 متر و تا سطح خاک = تا 20 سانتی متر زیر سطح تپه دامه داشت.
C1 آثار و بقایای به جاما شد مانند دوره ی قبلی بوده است.(ملک، 1382، ه.ش ص)
خانه های کوچک خشتی به ابعاد 5/2×2 متر می باشد این خانه ها به نظر می رسد که بهتر از خانه های گوران ساخته شده است که تنها قابل مقایسه با گنج دوره می باشد.
اندازه خشتهای خام 10×15×25 سانتیمتر است و کف خانه ها با اندود گل بوده است.
اقتصاد (معیشت):
معیشت نشان بر پایه کشاورزی ودامداری و حتی شکار به طور کم دیده می شود مجموعه دانه هایشان از پهنای مختلفی از لوبیا و عدس و گیاهان وحشی چون گندم ایمر وجود و ردیفه که بومی خوزستان بودند و گندم وحشی اینکرن بومی منطقه نبود و حبوبات با داس های چخماقی در و ماشه و گند آسیاب باری خرمن کوبیدن استفاده می شد.
نسبت بز به گوسفند زیادبود.
مردمان بز مرده همچون غزال گورخر، گاو وحشی و گراز وحشی را شکار می کردند و از جانوران آبزی چون ماهی کپور، گربه ماهی، صدف دو کفه ای و لاک پشت استفاده و بهره برداری می کردند.(SING 1974 76.PP.183-185)
بافت معیشتی مرده به دلیل فراوان بودن، رژیم غذایی در منطقه دهلران نشان از یک نوع عدم وابستگی به رشته کوههای زاگرس دیده می شود.
هل باک دانه های بدست آمده از این دوره را که حدود 45000 دانه بود تجزیه نمود که 10/9 دانه ها را سبزیجات با دانه و علفهای وحشی بومی شمال خوزستان تشکیل می دادند که بطور سیستماتیک از یونجه وحشی- ماش – جود و سر...استفاده می کردند و از طریق دانه های کربنیز شده اینطور استنباط کرد که زمینهای کشاورزی می بایست در کنار حاشیه مردابها واقع شده باشند. اغلب بزهای خورده شده جوان و نر بودند وگوسفند کم داشتند و یک عدد جمجه گوسفند در کف اتاق بدست آمد و قدیمی ترین مکانی که گوسفند اهلی شد.
به دلیل وجود کمبود فراورده های دی کربناتی وابستگی به زندگی شبانی روی آوردند که غلات کشت شده 3% و شبدر و یونجه 59 % و کشتار بز و گوسفند 67% و جمع آوری علف های وحشی 15% بوده است.
ابزار:
از 40000 قطعه سنگ 15 هزار قطعه تیغه و سنگ چخماق 23000 قطعه خرده های تراشه سنگ مادر، 159 قطعه تراشه ابزار، 1216 قطعه میکرولیت و شکاف دهنده ها وسته ها تشکیل می داد و تعدادی قلم حکاکی و سنگ های سابنده خرد کننده کروی شکل ... بدست آمد. اشیاء تزیینی استخوانی و صدفی شامل دندان گراز ، صدفهای سه گوش سوراخ شده درفش استخوانی و سوزن بوده است.
از لحاظ ابزار سازی و معماری دوره بزمرده پیشرفته تر از کریم شهر بوده است تفاوت اساسی کریم شهیر وبزمرده تیغه های سنگ ابسیدین است.(فاضلی، 1380، ص 25-20)
ابزار سنگی میکرولیت ، تیغه مته، قلم حکاکی، تراسه و ابزار کلنگی نیز مشاهده شد که جنس آنها از فلینت بوده است.
ابسیدین تنها یک عدد نشان داده که احتمالاً از دریاچه وان آمده بود. و نیز تعدادی کاسه سنگی بدست آمد تزیینات شخصی شامل آویزه های کوچک از عاج و گراز و صدف دکنه ای و مهره های کوچک از عاج و صدف بوده است.
پیکرکها: پیکرکهای پخته شده از بز پیدا شده است.
تدفین: هیچ شواهدی از تدفین مرده پیدا نشد تنها شواهدی در لایه های بالا که تدفین انفرادی بزرگسالان دیده شد. به نوشته هول سازمان اجتماعی مردمان بزمرده بر پایه پدر سالاری بوده است و پایداری استقراری سنتی از تقسیمات اقتصادی در پیرامون سایت رانشان داد و پیشنهاد داد که تقسیمات کاری بین دو جنسیت مرد و زن بود.
بر اساس مشابهت مصنوعات با سایتهای زوای چمی شانیدرو کریم شهیر و آسیاب و گنج در مقابل قیاس است.
بر اساس گاهنگاری دوره زمانی بین 5720-7950 ق. م را نشان می دهد.(SINGH 1974-76-PP184.185)
منطقه کنگاور در زاگرس مرکزی
این بخش از کوهها معرف به پیشکوه شامل رشته ای از دره ها در ارتفاعات بلند است، که تا شمال شرق کوه سفید کشیده شده است. که مهمترین این دره ها عبارتند از کنگاور ، اسد آباد، صحنه، نهاوند، خاوی هر سین، بروجرد والشتر است.
منطقه گنگاور در برنامه گودین بررسی شد. یانگ 1966م 1975 م یانگ واسمیت 1966م و در جنوب حوضه گاماسب،گاف 1968-1971 م و یشتکوه، استین، 1940 م و بروجرد والشتریانگ 1966م گدار 1931 م و اسمیت و == 1980 م هریس تپه گیان توسط کنتنو و گریشمن 1935 م که با توجه به حفاری انجام گرفته ظاهراً مواد آن کهن ترین دوره روستا نشینی را ندارد در گودین تپه و نیز مانند محوطه سه گایی، تپه، در مجاورت آن است که هملین 1973م و 1974م قدیمی ترین دوره آن شهن آباد 5000 ق . م بود.
گنج دره درحوضچه گاماسب روستایی با سفالهای بسیار قدیمی اسمیت1976 م . و تپه عبدالحین توسط پولار 1975 م و مک دانلد، 1976 م حفاری شد. (بایستی، 1386، ه ش، ص 110)
گنج دره:
در 40 کیلومتری کرمانشاه و در ارتفاعی تقریبی 1400 متر واقع شده است(بایستی، 1386، ش ، ص 112)
و این تپه با قطری به 40 متر که دارای 8 متر نهشته فرهنگی در 4فصل در سالهای (74-71-69-1967م) در حوالی 20% حفاری شد که به 5 لایه تقسیم می شود.
لایه E بقایای چوب و حفره، حفره آتش که نزدیک به 30حفره پیدا شد که بعضی از آنها از سنگ پر شده بودند و بعضی دیگر تهی بودند و بقایای انباشتگی از 5 متر خاکستر و مخلوطی از بقایای سنگ های کوچک وجود دارد.
لایه D: بقایایی از تیر ساختمانی چوبی و دیواره هایی از مصالح خشت و خشت سیگاری که نشان می دهد که در فضای کف اتاقها مکان دیوارهای خشتی تقویبی مشاهده شد.
لایه C: مانند لایه قبلی است و وجود مدارکی از نرده یاطاق یا ساختار اندود وجود دارد.
لایه B:مانند لایه قبلی است و ساختار چهار گوش از خشت می باشد.
لایه A: ترکیبی از خشت های چهار گوش قرمز که در شرایطی ساییده و مضطرب بوده است و دارای کوره- مخروطی یا اجاق مشاهده می شود. که به دلیل فرسایش بیش از حد قابل تشخیص نیست و در لایه اول تدفین اسلامی دیده می شود.
پیکره های انسانی و حیوانی، صورتک مخروطی، کروی و دایره ای بدست آمد، سفال هایی بدست آمده که واضح نبودند. که پخت آنها از نور خورشید بود و مشابه چنین سفالی در مورد بیت در دوره زمانی 8000 ق. م گزارش شده که گنج دره احتمالاً قدیمی تر است. تعدادی تولید ساخت گلی مدور-مخروطی و سوراخ انگشتی مهر بود و سوراخ مدور روی دیوارهای خشتی وجود داشت که به روشنی نمایانگر پنجره نبود.(تصویر شماره 2 و 3)
معیشت:
در لایه زیرین بدون هاون و دسته هاون بود اما بقایای از غلاتی چون جو، گندم، عدس ، بقایای از لاوک و دیک گلی و تیغه هایی از سنگ چخماق که در ارتباط با برش گیاه داشتند دیده شد.
بقایای 34000 حیوان توسط هس مطالعه شد که پیشنهاد داد که بز کنترل شده بودند و از طریق آمار آنالیز و ریخت شناسی و وجود بقایای سم روی خشت روشنگر فرآیند اهلی سازی دیده می شود.
مهمترین حیواناتی که شکار می شدند مانند، گوسفند ، گاو، خوک ، گوزن قرمز، غزال، روباه، خرگوش صحرایی، خزندگان خرس ، کبک، مرغان آبی، نرم تنان ، آبزی ... نرم تنان خشکی بودند.
در لایه E زندگی به صورت چوپانی و درکوچ رویی بودند و معماری چاله ای بود.
در لایه D : کشاورزی و دامداری و رمه داری با کشت و کار گیاهان بود.
میکل جوهن درباره تدفین های گنج دره مطالعه کرد که در لایه A: اسکلت ها نوعی بیماری زایی داشتند B گور جوانان به صورت انفرادی بود. لایه C: همه جمجمه ها به صورت مصنوعی ناقص بود.
آقای هس: در اسکلت حیوانات در گنج دره نشانه ای از تسلسل تغییرات ریخت شناسی واضح نیست و این تغییرات در سن و جنس کشتار بزها وجود دارد.
لایه E: الگو بر مبنای شکار است.
لایه D: حیوانات جوان شکار می شوند. بین لایه E به D یک روند تغییرات دیده می شود. و این روند با توجه به بقایای تعداد سنگ آسیاب کوبنده سنگی به ماندگاری مردمان در این لایه منجر شد که در ارتباط با روند اهل سازی ر ادر این لایه دید.
فاقد ابسیدین است و دوره زمانی را به طور تقریبی بین 6500/7000-8500 ق.م می باشد.
در تپه گنج دره قدیمی ترین شواهد اهلی شدن بز در ایران با قدمتی 10000 سال از زمان حال متعلق به این محوطه است احتمالاً این محوطه کوچک یک استقرار گاه کوچک فصلی بوده زیرا زمستانهای آن سرد و برف این ارتفاع را می پوشاند در محوطه های کوچک دیگری با قدمتی مشابه از مناطق شناخته شده است.این محوطه تعداد کمی از خانه های ساخته شده از خشت نام را در بر گیردو احتمالا از آن برای ذخیره غلات استفاده می شده است و همانند برخی از مردمان نیمه کوچ نشین امروزین منطقه گله داران در نزدیکی گنج دره همزمان با استفاده از مراتع ارتفاعات و ذخیره غلات برای استفاده تابستان بعدی محصولات تابستانی را نیز کشت می کردند.(ساعد موچشی، 1387، ه . ش، ص 80-73)
تپه آسیاب :
در 6 کیلومتری شرقی کرمانشاه و در پهنای رودخانه قره سو قرار دارد این تپه در سال 1960 م توسط برید و حفاری شد بر اساس حفریات بقایایی از استقرار موقتی از گرد آوری غذای شامل می شود. قطر تپه 10 متر وساختار ضعیفی از اهلی سازی دیده می شود و بقایایی از معماری حفره ای دیده می شود که هیچ شواهدی از سقف بدست نیامد.
ابزار سنگی: تیغه ها، تراشه های ذوزنقه ای، تیغه داس می باشند که صنعت جنس سنگ چخماق مانند کریم شهیر است.
تزیینات :آویزه ها، مهره، دستبند مرمری...
و تعدادی پیکرک به صورت نامشخص بدست آمد.
تدفین: مدارکی از تدفین انسانی با گل افرا دیده شد در استقرار قدیم آسیاب از صدف وحلزون در کنار رودخانه قره سو استفاده می کردند و در حفاری مجموعه از استخوان حیوانات وحشی خصوصاً گراز دیده می شود.
شواهدی از درخشندگی برخی تیغه ها منجر شد که برید وود پیشنهاد بدهد که مرحله آغازین کشت و کار در تولید غذا نائل شده بودند.
از لحاظ نوع گونه شناسی شباهتی با کریم شهیر دارد و بریدوود دوره ای بین 7000-1000 ق. م را پیشنهاد بدهد و او معتقد است. که آسیاب احتمالاً کمی پیشرفته تراز کریم شهیر بوده است(SINGH 1979.76PP166.167)
منطقه ماهیدشت در زاگرس مرکزی
در این منطقه مجموعه ای دره در امتداد نیمه غربی جاده خراسان یا شاهراه بزرگ که مسیر طبیعی بغداد به همدان است وجود دارد این درها عبارتند از: شاه آبادی، زبیری، ماهیدشت، شیان و هپلیلان در جنوب ماهیدشت واقع شده اند.
این ناحیه شامل کردستان جنوبی و منطقه حائل بین کردستان و لرستان است.
ارتفاع دره های منطقه ماهیدشت از سطح دریا بین 1300 متر کرمانشاه و 900 متر هلیلان است.
بررسی دشت کرمانشاه استین 1940 م. عکس های هوایی ماهیدشت اشمیت 1940 م انجام گرفته بود و بررسی روشمند در دشتهای کرند، شاه آباد، شیان، زبیری، ماهیدشت توسط آقایان بریدوود 1960 و 1961م بریدوودها و نگهبان 1960 م هاوورید 1961 م انجام گرفت. پژوهشهای زمین ریختی کاوش و بررسی توسط بروکس ولوین و دنل در سال 1982 م صورت گرفت. (بایستی، 1386، 115-113ص)
تپه گوران:
از 65 کیلومتری جنوب کرمانشاه که در ارتفاع 950 متری از سطح رودخانه جازمن رود و در غرب دره حاصلخیز هلیلان واقع شده است.
بررسی آن در سال 1962 م. توسط ملدگارد انجام گرفت و در همان سال توسط مورتنس حفاری شد که این تپه نشان دهنده استقرار نوسنگی بوده است.
وسعت محوطه در 80×100 متر است و نهشته های فرهنگی 8 متر که 220 متر از استقرار نهشته ای حفاری شد و دارای 21 لایه که از بالا به پایین با حروف لاتین V-A مشخص شده است که A-C اسلامی و برنز V-D برنز و نو سنگی است.
مهمترین چیزی که از گوران بدست آمد در واقع دوره انتقال از استقرار موقتی کلبه ای با استقرار گاهی یعنی مرحله قبل از سفال به مرحله با سفال است.
اولین استقرار در گوران در کلبه های چوبی زندگی می کردند.(مورتنس1964 م)
درلایه P: استفاده ساختار مصالح سنگ و خشت با هم دیده می شود و در لایه M و بالاتر ساختار خانه ها پیچیده تر می شود که دیوارها با فرورفتگی طاقچه ای که به صورت سکو دیده می شود که این روند در لایه های بالاتر تکرار می شود و کف دیوارها با گچ و گل اخراقرمزاند و رشده بود و کف حیاط با ساختاری از انواع تکنیک سنگ مرمر با قطعات کوچک سفید با گل اخراقرمز پهن شده بود (تصویر 4و5)
در گوران سه لایه پایینی سفال ندارد اما اولین قطعه سفال از لایه S بدست آمد و کمتر از 5 نوع سفال با فرم مناسب در لایه ها 1 سفال قهوه ای، خاکستری در لایه های 1 سفال قهوه ای، خاکستری در لایه های S-O بدست امد که فرم آن خشن با دیواره ای ضخیم و قائم با لبه ای مدور یا صاف دیده می شود.
2- سفال نخودی: در لایه R پیدا شد که بعدا گسترده شد که گونه های اصل آن بیضوی و مدور بودند.
3- سفال منقوش عتیق: با کیفیت پایین در لایه R-O که شامل کاسه ها یا تنگ ها با تزیین حک روی پهنای سفال با کف تخت می باشد.
4- سفال منقوش استاندارد: در لایه O پیدا شده است موتیف نقاشی خطوط مورب با خط اخرای قرمز برروی سطح سفال بود.
5- سفال جلا یافته قرمز در لایه های H-D که با بدنه گشاده با کفی تخت یا مدور
ابزار سنگی جنس آنها از ابسیدین و سنگ چخماق که ابسیدین 1-5/0 را تشکیل می داد.
ریز تیغه های مخروطی و تیغه ها تنها لبه آن براق بوده است برای داس استفاده شده است.
ابزارها شامل: تراشنده ها، مته ها، تیغه ها، چندین میکرولیت، سنگ ساب، دس آس، بزک ساب، فلاخن، خیش سنگی داس ابتدایی.
ابزار استخوانی: درفش، سوزن، کاردک
فرامعیشتی: آویزه ها، خرمهره، دکمه، میخ.
پیکره: چندین پیکره انسانی و حیوانی پیدا شده است.
تدفین: شواهدی از تدفین در دوره قبل از سفال در گوران بدست آمده و چندین تدفین انفرادی در کف خانه بدست آمد. اشیاء داخل قبر کمیاب بودند که دو میکرولیت وچند استخوان، سوراخ شده دندان و حیوان و مهره ساخته شده از صدف در قبر بدست آمد.(SIN6H 1979-16.PP.111-182)
نخستین ساکنان آن از نگه داران کوچ نشین بوده که زمستان را در کلبه های چوبی زندگی می کردند و در تابستان در مراتع طبیعی در ارتفاع 900 متری از سطح دریادر پی شکار حیوانات و پرندگان بودند و در حدود 6200 ق .م روستا به یک استقرارگاه دائمی با خانه های خشتی و سفالینه های مشابه به سراب تبدیل می شود.(ساعد موچشی، 1387، ه . ش ص 76)
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 194 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 146 |
فهرست
موضوع صفحه
فصل اول
مقدمه ...........................................................................................1
بیان مساله .................................................................................... 3
ضرورت و اهمیت تحقیق ................................................................. 3
اهداف تحقیق ................................................................................. 4
فرضیه های تحقیق .......................................................................... 5
تعریف عملیاتی واژه ها و متغیرها ...................................................... 5
فصل دوم
افسردگی ...................................................................................... 7
انواع افسردگی .............................................................................. 7
علایم شایع افسردگی ....................................................................... 8
دلایل افسردگی چیست؟ ................................................................... 9
نظریه های افسردگی ...................................................................... 12
عوامل خطر بازگشت افسردگی ........................................................ 16
مطالعات درباره افسردگی زنان .........................................................17
انسان شناسی ............................................................................... 23
خانواده....................................................................................... 24
بی مهری به نهاد خانواده ................................................................ 25
خانواده با زن شاغل خوشبخت تر است یا زن خانه دار ........................... 26
مشکلات مربوط به مطالعات خانواده .................................................. 27
اشتغال زنان ................................................................................ 29
نقش اشتغال زنان در ایران ............................................................. 31
زمینه های مشارکت زنان در توسعه .................................................. 33
اشتغال زنان و تاثیر آن در زندگی اجتماعی و خانوادگی ......................... 35
موانع و مشارکت زنان در توسعه ..................................................... 37
مزایا و معایب اشتغال زنان ............................................................. 43
مشکلات زنان شاغل ..................................................................... 45
مشکلات زنان خانه دار .................................................................. 47
خانه دار خوشبخت و خانه دار افسرده ................................................ 48
تحقیقات انجام شده در ایران ............................................................ 50
فصل سوم
اهمیت و ضرورت نمونه گیری ........................................................ 51
انواع نمونه گیری ......................................................................... 54
ابزار اندازه گیری ......................................................................... 59
پایایی و اعتبار آزمون ................................................................... 60
روش اجرا .................................................................................. 60
روش نمره گذاری ........................................................................ 61
فصل چهارم
نتیجه گیری ................................................................................ 62
محدودیت های تحقیق .................................................................... 64
پیشنهادها ................................................................................... 64
منابع ........................................................................................ 65
فصل اول
کلیات تحقیق
1 – 1- مقدمه :
یکی از دو پدیده ذاتی جمعیت ( در کنار ولادت ) مرگ و میر است . که برعکس ولادت در حرکت زمانی جمعیت نقش منفی و کاهنده دارد . هم چنین واقعه ای تجدیدناپذیر و دارای شمول عام که کلیه افراد جامعه را در بر می گیرد و هیچ موجودی را از این واقعه گریزی نیست . تنها تفاوتی که میان مرگ و میرهای مختلف می توان یافت نوع از دنیا رفتن ، علت مرگ و میر و طول عمر می باشد .
ولی انسان برای گریز از مرگ و میر و به تاخیر انداختن آن همواره در تلاش و تکاپو بوده است . مرگ و میر در مقایسه با سایر وقایع جمعیتی ، اولین موضوعی است که اذهان بشر را همواره به خود معطوف داشته است . ( شرایاک، 1975، 221 ) لذا تلاش برای کاهش مرگ و میر و اعمال تمهیداتی در راستای آن موضوعی است که مورد پذیرش تمام فرهنگ ها و ایدئولوژی ها
قرار می گیرد و در این زمینه مقاومتی وجود ندارد . ( میرزایی،1375 ،16 ) .
مرگ پدیده ای صرفاً زیستی نیست و جنبه های اقتصادی – اجتماعی مهمی در آن نهفته همین جا بود که شناخت ویژگی های مختلف و بررسی جنبه های افتراقی این پدیده مورد توجه واقع شد و موضوع بررسی های علمی مختلفی قرار گرفت.
امروزه مرگ یکی از سنجه های توسعه به شمار می آید و مطالعه آن به منظور سرعت بخشیدن در این فرایند از اهمیت زیادی برخوردار است . ( کاظمی پور ، 1382،2) .
تعداد مرگ و میر ، نوع و شدت آن ، توزیع سنی و جنسی فوت شدگان ، امید زندگی به هنگام تولد و سایر مسائل مرتبط ، از مهمترین شاخصهای بهداشتی و بالاتر از آن از اساسی ترین شاخصهای توسعه انسانی در جوامع شمرده می شود ، زیرا تمامی تلاش های جامعه انسانی برای توسعه و تعالی فرد فرد اعضای خود است یا باید باشد . و در این میان آنچه که بیشتر از همه اهمیت پیدا می کند طول عمر و فزودن بر آن است ، چه بشر از گذشته های دور همواره به دنبال آب حیات و اکسیر جوانی بوده است و امروزه به یاری پیشرفتهای شگرف علم پزشکی ، بهداشت ، تغذیه و علم وراثت، عمر متوسط انسان فزونی یافته است . اما تفاوتها همچنان باقی است چون توزیع این همه وسایل و امکانات بهداشتی و درمانی و تولیدات موادغذایی و پروتئینی نه بر اساس نیاز و احترام به ارزش انسان ، بلکه بر پایه توسعه نابرابر شمال و جنوب در سطح ملی و بین المللی و افزودن بیش از پیش سرمایه ها و انباشت آن در بانکهای معتبر جهانی صورت می گیرد . ( تمنا، 1375، 162) .
اکثریت جمعیت دنیا که در فقر به jسر می برند و سرزمین هایی که قادر به تامین غذای کافی برای مردم خود نیستند علت آن ناسازگاری آب و هوا و قهر نیروهای اسرارآمیز طبیعت نیست . بلکه عامل اصلی ، اقدامات هماهنگ و موزیانه طبقات مسلط در کشورهای پیشرفته و کمپانیهای چند ملیتی است و مادام که این شیوه ها حاکم بر سرنوشت کشورهای جهان سوم باشد مردم این نقاط و فرزندانشان همچنان از گرسنگی و کمبود موادغذایی رنج خواهند برد . (جرج، 423،1363) که در نتیجه بسیاری از این کشورها باید شاهد میزان های بالایی از مرگ و میر چه نوزادان و کودکان و مادران و .... باشند .
با وجود این که کشورهای در حال توسعه سهم قابل توجهی از رشد جمعیت را به خود اختصاص می دهند پس مطالعه در زمینه مرگ و میر و کاهش آن در این گونه از کشورها امری ضروری است ، که خود این امر به برنامه ها و سیاست گزاریهای جمعیتی آنها بستگی دارد . به طوری که با مطالعه و پژوهش در این زمینه می توانند راهی به سوی توسعه کشورهای خود باز کنندزیرا همانطور که می دانیم شدت مرگ و میر از شاخص های مهم درجه توسعه یافتگی در جوامع است .
به طوری که مطالعات مستمر در زمینه شاخص های حیاتی به محققین و برنامه ریزان کمک می کند تا روندها و تغییرات را نیز مورد ارزیابی قرار دهند و چگونگی تحولات جمعیتی و اقتصادی را بررسی کنند . علاوه بر این ، بررسی تغییرات اپیدمیولوژیکی در کشور سبب خودنمایی اولویت های جدیدی در برنامه های مرتبط با سلامتی و برنامه های توسعه اقتصادی – اجتماعی می شود و جهت تداوم و اصلاح فعالیت های گذشته و ایجاد استراتژی های جمعیتی و فرهنگی و توسعه اجتماعی و امور مرتبط با سلامتی ضروری است . ( نقوی ،1381 ، 120 )
با مطالعه و پژوهش در زمینه شناخت دقیق مرگ و میر می توان به نتایجی دست یافت که راهگشای بسیاری از مسائل باشد و زمینه را برای فرایند توسعه فراهم سازد و راه را برای دست اندرکاران و برنامه ریزان اجرایی هموار سازد . کشور ما ، ایران که اکنون در حال گذر در مسیر توسعه است ، پژوهش در حیطه مرگ و میر می تواند مفید و مثمرثمر باشد . بنابراین در این تحقیق سعی بر آن داریم ، ابتدا ضمن ارائه یک سری مباحث نظری مرتبط با این پژوهش و نیز بررسی ویژگی های جمعیتی فوت شدگان ، به برآورد سطح مرگ و میر و محاسبه برخی از شاخص های مرگ و میر و ساختن جدول عمر و بررسی عواملی که با علل مرگ و میر مرتبطند ، و به طور کلی اثبات فرضیه های تحقیق در جامعه موردنظر بپردازیم و نهایتاً هم یک جمع بندی و نتیجه گیری از آنچه که بدست آوردیم داشته باشیم .
امید است این پژوهش با تمام نقایص و کاستی هایش چارچوبی برای برنامه ریزان و دست اندرکاران اجرایی فراهم سازد که زمینه ساز ارائه راهکارهای مناسب مدیریتی ، بهداشتی ، اسکان و استقرار جمعیت و اشتغال و به تبع آن زمینه ساز تناسب لازم میان رشد جمعیت و رشد اقتصادی و اجتماعی به طور اعم کشور و به طور اخص استان ( بویژه نقاط روستایی این استان ) باشد .
1-2- بیان مساله تحقیق :
مرگ و میر یکی از دو یا سه عامل اصلی جمعیتی است که ثبات یا تغییر آن در جریان زمان سبب تغیییر در حجم جمعیت ، توزیع جمیعیت یا ترکیب جمعیت می شود . و به واسطه این تغییرات واقعه مرگ و میر از اهمیت خاصی برخوردار می باشد . در واقع نوسانات مرگ و میر در کنار ثبات نسبی باروری نقش اصلی را در افت و خیز جمعیت ها ایفا کرده است .
شاخص مرگ و میربه عنوان یک عامل موثر در تغییرات جمعیتی متاثر از شرایط اجتماعی اقتصادی و بهداشتی و فرهنگی و به عبارت دیگر بسیاری از عوامل خارجی نظیر غذا ، بهداشت مسکن ، توسعه صنعتی ، پیشرفت فرهنگی .... می باشد که در چند دهه اخیر تفاوتهای زیادی کرده است . و به دنبال تحولات یاد شده در اغلب جوامع جهانی اعم از صنعتی و غیرصنعتی نسبت
مرگ و میر مشتمل بر مرگ و میر اطفال ، افراد میانسال ، زنان ( در حین زایمان ) تا حد زیادی کاهش یافته و طبعاً باعث افزایش جمعیت ، افزایش طول عمر و در موارد زیادی نسبت جمعیت سالمند شده است . ( شیخی، 12،1375 )
میزان های مرگ طی سالهای 1355 تا 1385 ه.ش طبق جدول زیر است :
جدول 1-1- میزانهای مرگ و میر ( در هر هزار ) و شاخص امید زندگی در بدو تولد ( به سال )، ایران، 1385-1355 ه.ش
|
سال |
میزان مرگ و میر اطفال |
میزان مرگ و میر کودکان |
میزان مرگ و میر خام |
امید زندگی در بدو تولد |
|
|
مردان |
زنان |
||||
|
1355 |
114 |
- |
5/11 |
6/57 |
4/57 |
|
1365 |
64 |
70 |
8/8 |
5/58 |
3/59 |
|
1370 |
53 |
42 |
7 |
4/62 |
2/62 |
|
1375 |
34 |
33 |
8/5 |
67 |
8/69 |
|
1380 |
30 |
- |
- |
69 |
71 |
همانطور که مشاهده می شود مرگ و میر در کشور یک روند کاهشی و امید زندگی یک روند افزایشی دارد . از طرفی دیگر به دلیل کاهش مرگ و میرهای ناشی از امراض عفونی و پیری جمعیت که پیامد کنترل باروری بوده است و در مدت زمانی که انتقال جمعیتی صورت می گیرد در سیمای سلامتی جمعیت تغییراتی به وجود می آید . در خلال این تغییرات مفهوم انتقال بیمارشناختی معنی می یابد ، به بیان روشن تر به دنبال انتقال جمعیت شناختی در مقیاس ظریف و دقیق علل مرگ و میرها و ابتلا به بیماری ها نیز دگرگون می شود . بنابراین برای تشخیص و ترسیم تصویر سلامتی جمعیت مورد مطالعه علل دقیق مرگ و میر ، ابتلا به بیماری های بسیار مهم است .
( سید میرزایی،1380،44-45)
مرگ و میر مانند بسیاری پدیده های جمعیتی ممکن است در مناطق مختلف در نقاط شهری و روستایی حتی در نواحی مختلف یک شهر متفاوت باشد . این تفاوت بیش از هر چیز به شرایط تکوینی و تغذیه ای ، تفاوت های قومی و نژادی ، سطح فرهنگ و آگاهی های اجتماعی و عوامل متعدد دیگر مربوط است که هر یک از آنها می توانند مطالعات مرگ و میر را به جهت خاص سوق دهد و متشابهات و تمایزات آن در شرایط مختلف بررسی کند . ( زنجانی ، 1376، 48 )
هر چند نتایجی که از این مطالعات بدست می آید متفاوت است و هر کدام از این پژوهشها هدف های گوناگونی را دنبال می کنند ولی از لابه لای آنچه که از آنها بدست می آید می توان این نکته را دریافت که همه آنها در یک چیز مشترکند و آن توجه به اهمیت مساله مرگ و میر در روند توسعه کشور هاست .
رساندن مرگ و میر به حداقل سطح ممکن ، افزایش طول عمر و امید زندگی و دست یابی به شیوه های نوین برای مبارزه با امراض مختلف و بهبود وضع بهداشتی - درمانی و سطح توسعه اقتصادی – اجتماعی با توجه به آنچه که بیان شده است ، کشور ایران نیز به عنوان یک کشور در حال توسعه و با توجه به گامهایی که در زمینه سلامتی و تندرستی افراد جامعه ، بهداشت و رفاه و رساندن مرگ و میر به حداقل سطح ممکن و افزایش امید زندگی برداشته است . و نسبت به دیگر کشورهای در حال توسعه دارای تفاوتهایی در خصوص مرگ و میر می باشد و در مقایسه با آنها نسبتاً موفق بوده است . و نیز با توجه به شرایط آب و هوایی و جغرافیایی و پراکندگی جمعیت و تخصیص منابع و امکانات ، هر کدام از استانهای کشور نیز برآوردهای مختلفی از سطح مرگ و میر و نیز امید زندگی در جامعه ی خود دارند، بویژه استان مازندران که به دلیل شرایط مناسب آب و هوایی ، رفاه نسبی و امکانات طبیعی زندگی ، در مقایسه با بسیاری از استانها امید زندگی بالاتری دارد . و نیز به دلیل این که میزان دسترسی افراد به امکانات بهداشتی و درمانی و سایر خدمات اجتماعی ( بویژه در شهرها ) بیشتر است سبب افزایش امید زندگی،شده است.بیشتر روستاهای این استان ( با توجه به این که بخش قابل توجهی از مردم استان ساکن روستاها هستند ) نیز با پیشرفت رو به رشد در زمینه بهداشت و خدمات اجتماعی از این قاعده مستثنی نمی باشند . شهرستان ساری که مرکز استان مازندران می باشد و تمام مراکز تصمیم گیری در آن مستقر می باشند و نیز با توجه به سابقه تاریخی طولانی آن از اهمیت خاصی برخوردار می باشد و از آنجا که در حدود 221388 نفر ساکن روستاهای این شهر می باشند که نسبت به دیگر شهرهای استان سهم بالایی از جمعیت روستایی را به خود اختصاص داده است . لذا با توجه به مطالب فوق آنچه که مطرح می شود این است که« سطح مرگ و میر در نقاط روستایی شهرستان ساری درسال 1386ه.ش چگونه است ؟ وچه عواملی بر مرگ و میر نقاط روستایی شهرستان ساری در سال 1386 ه.ش موثر میباشند؟»
1-3-اهداف تحقیق :
در فرهنگ عمید واژه ی هدف اینگونه تعریف شده است :نشانه، غرض،نشانه ی تیر ،اهداف جمع قدم گذاشتن در هر مسیری بدون هدف نمی تواند معنا داشته باشد . بویژه آنکه ، انجام کارهای تحقیقی باید با هدف و انگیزه ی خاصی صورت گیرد . زیرا هدف است که ، ما را به آنچه که
می خواستیم و در پی آن هستیم ، رهنمون می سازد . در این تحقیق ، هدف شناخت سیمای مرگ و میر در نقاط روستایی شهرستان ساری در سال 1386ه.ش و ارائه پیشنهادات به برنامه ریزان امور اجرایی ، جهت پیشبرد مقاصد خود می باشد . به عبارتی ، دستاوردی داشته باشیم از وضعیت مرگ و میر در نقاط روستایی این شهرستان و محاسبه میزان های مرگ و میر و عواملی که این پدیده جمعیتی را تحت تاثیر قرار می دهند و نیز به نقش ارتباط توسعه اقتصادی – اجتماعی با مرگ و میر و تحولات اپیدمیولوژیکی آن پی ببریم ، تا حتی المقدور با شناسایی این عوامل زمینه را برای بهبود نسبی عوامل تاثیرگذار براین پدیده از سوی دست اندرکاران امور برنامه ریزی ، فراهم نمود و شرایط را برای داشتن یک توسعه همه جانبه در کشور مهیا نمود .
با توجه به آنچه که آمد هدف های اصلی این پژوهش عبارتند از :
1. بررسی شاخص های مرگ و میر در نقاط روستایی شهرستان ساری در سال 1386 ه.ش
2. بررسی عوامل موثر بر مرگ و میر جمعیت روستایی شهرستان ساری در سال 1386 ه.ش
و اهداف فرعی تحقیق نیز عبارتند از :
1-1- محاسبه میزان خام مرگ و میر .
1-2- محاسبه میزان های مرگ و میر ویژه سنی به تفکیک جنس .
1-3- محاسبه میزان مرگ و میر کودکان .
1-4- برآورد جدول عمر جمعیت روستایی شهرستان ساری به تفکیک جنس .
2-1- بررسی رابطه عوامل جمعیتی و علل مرگ و میر فوت شدگان در نقاط روستایی شهرستان ساری .
2-2- بررسی رابطه عوامل محیطی و جغرافیایی و علل مرگ و میر فوت شدگان .
2-3- بررسی رابطه عوامل اقتصادی و علل مرگ و میر فوت شدگان .
2-4- بررسی رابطه عوامل آموزشی و علل مرگ و میر فوت شدگان .
1-5- ضرورت تحقیق :
با توجه به اهمیتی که خود مرگ و میر به عنوان یک واقعه جمعیتی تجدیدناپذیر دارد و سرنوشت هر انسانی به این واقعه ختم می شود بی شک نمی توان پژوهش و مطالعه در خصوص این واقعه را ضروری ندانست .
در واقع بررسی این پدیده در جمعیت شناسی به دو دلیل حائز اهمیت است :
1- به دلیل نقش آن در میزان رشد و افزایش جمعیت
2- به دلیل اثرپذیری آن از عوامل غیرجمعیتی (6 زنجانی، 156،1370 )
همانطور که قبلاً بیان شده است مطالعات مستمر و مداوم در زمینه تعیین سطح مرگ و میر و علل موثر بر آن و آگاهی از تحولات اپیدمیولوژیکی ، جهت برنامه ریزی دقیق تر برای بهبود وضع بهداشتی – درمانی و سطح توسعه اقتصادی – اجتماعی کشور ( و به طور اخص استان خصوصاً نقاط روستایی آن ) و نیز افزایش طول عمر انسان ها امری ضروری است .
مرگ و میر به دلیل اهمیت خاص خود یکی از موضوعات مورد علاقه جمعیت شناسان است و با توجه به این که شاخص های مرگ و میر از جمله شاخص های پویایی جمعیتی و همواره در تغییر و تحولند ، سنجش آنها به مطالعات مستمر و مداوم نیاز دارد .( میرزایی،31،1386)
مرگ و میر که با کاهش خود زمینه ی افزایش رشد جمعیت را فراهم نمود به طوری که در ایران در حوالی سال 1365 ه. ش در شرایطی که سطح باروری تقریباً ثابت مانده است کاهش میزان مرگ و میر عمومی سبب افزایش میزان رشد جمعیت شد . این کاهش تا آن حد مهم و تعیین کننده است که توانسته است مدت دو برابر شدن جمعیت کشور را از 173 سال در حوالی1280 ه.ش به حدود 20 سال در سنوات اخیر تقلیل دهد .( زنجانی ،1370 ،156 )
بعلاوه مرگ و میر با کاهش خود ( در کنار افت میزان باروری ) روند پیری جمعیت را هم سرعت بخشید ، به طوری که اکنون در کشورهای صنعتی به دلیل برخورداری از تکنولوژی بالا و پیشرفتهای پزشکی اقشار جمعیتی 65 ساله و بیشتر کمتر با مرگ و میر مواجه می شوند و نهایتاً نسبت جمعیتی آنها در جامعه بیشتر از هر زمان دیگری در گذشته می گردد . در حالی که در جوامع رو به توسعه نیز با استفاده از تکنولوژی بالا مرگ و میر کودکان که رقم بالایی را در گذشته به خود اختصاص می داد به مرگ و میر افراد سالمند و مسن تر منتقل شود . ( شیخی،41،1375) و از آنجا که در اکثر کشورهای در حال توسعه به دلیل نابرابری در تخصیص امکانات و خدمات اجتماعی و رفاهی میزان مرگ و میر روستاییان بیشتر از شهرنشینان است و از امید زندگی کمتری برخوردارند که همه این عوامل نیاز به نگرش و سنجش و بررسی دارد .
پس با توجه به آنچه که بیان شده است و نیز لازمه ی هر نوع توسعه اقتصادی ، اجتماعی سیاسی و فرهنگی برنامه ریزی صحیح و اجرای درست آن می باشد و تنظیم هر نوع برنامه ریزی نیاز به شناخت وضع موجود دارد و اینکه شناخت ساختار تحول و حرکات جمعیت در زمان و مکان پایه و اساس هر نوع برنامه ریزی است و مرگ و میر نیز به عنوان یکی از شاخص های تحول و حرکات جمعیت از اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار می باشد . می توانیم با درک اهمیت مساله مرگ و میر و انجام پژوهشها در خصوص این واقعه جمیعتی چشم اندازی را به سوی توسعه و آبادانی کشور و ایجاد تناسب لازم میان رشد جمعیت و رشد اقتصادی – اجتماعی بگشاییم .
1-6-محدوده زمانی و مکانی مورد مطالعه :
از آنجا که پژوهش حاضر به بررسی مساله مرگ و میر می پردازد و با توجه به این که مطالعه مرگ و میر عمدتاًبه شیوه ی اسنادی و گذشته نگر ( با استفاده از آمار متوفیان ) صورت می گیرد پس محدوده زمانی مورد نظر ( سوای زمان انجام تحقیق ) در سال 1386 ه.ش می باشند . به عبارت دیگر مطالعه و بررسی بر روی مرگ و میرهایی که در سال 1386 ه.ش اتفاق افتاده اند .
محدوده مکانی نقاط روستایی شهرستان ساری می باشد . شهرستان ساری به مساحت 3/3685 کیلومتر مربع ،یکی از شهرستانهای استان مازندران است و مرکز آن شهر ساری است که از بزرگترین و پرجمعیت ترین شهرهای استان مازندران می باشد که طبق سرشماری سال 1385ه.ش این شهرستان در حدود 492069 نفر جمعیت دارد که از این تعداد 221388 نفر در نقاط روستایی ساکن می باشند .
1-7- قلمرو مطالعاتی تحقیق :
از آن جا که مرگ پایان زندگی است و دامنگیر همه موجودات می شود و در پس خود مسائلی چون مرگ پایان هستی ، جدا شدن روح از بدن ، پلی به سوی آخرت ، افزودن عمر ، مبارزه با بیماری ، افزایش امید زندگی ، جلوگیری از رشد بی رویه ی جمعیت و توسعه همه جانبه و .... را مطرح می سازد سبب شده است که اذهان بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان را به سوی خود جلب کند و هر کسی که بر اساس علم و دانش خویش تا جایی که این پدیده به آن مربوط می شود به بررسی این مساله بپردازد . به بیان دیگر ، مرگ از جنبه های مذهبی ، فلسفی ، روان شناسی ، پزشکی ، اپیدمیولوژیکی ، جمعیت شناسی ، جامعه شناسی ، علم اقتصاد و... توسط بسیاری از متفکران صاحب نظر در این حیطه ها مورد بررسی قرار گرفته است .
اما از آنجا که مرگ و میر در این تحقیق بیشتر به حیطه جمعیت شناسی مربوط می شود پس قلمرو مطالعاتی هم بیشتر در محدوده منابع جمعیت شناسی و تا حدودی پزشکی و بهداشتی و جامعه شناسی می باشد .
فصل دوم
چارچوب نظری تحقیق
2-1- مقدمه:
تئوری ( نظریه ) ، در لغت به معنی اندیشیدن و تحقیق آمده که از تئوری یای یونانی گرفته شده است . با گسترش علوم ، مفهوم این واژه نیز توسعه یافته و به اندیشیدن و تحقیق درباره هر مساله ای اطلاق شده است . ( توسلی ، 1382 ، 24 )
نظریه مجموعه ی قانونهایی است که بر مبنای قواعد منطقی با یکدیگر در ارتباط بوده ، مبین بخشی از واقعیت باشند . به این ترتیب رکن اساسی نظریه قانون ( قانونمندی ) است . به بیان دیگر نظریه گفتاری است که بیانگر رابطه علت و معلولی پدیده هاست . (همان منبع، 25 )
در تعریفی دیگر که به حقیقت نظریه نزدیکتر است ، اینگونه آمده است :
« نظریه همنگری جامع قضایای متعدد در قالب یک مجموعه ی پیوسته و منطقی است که به کمک آن می توان برخی از پدیده ها را تبیین کرد .» نظریه به صورت مفروض مورد قبول دانشمندان است . ( همان )
اهمیت نظریه در این است که هدایتگر تحلیل است ، قضایایی از نظریه برمی خیزند که محور اصلی تحلیل داده ها را تشکیل می دهند . نظریه زمینه و بستری فراهم می کند که مشاهدات خاص را در آن قرار می دهیم و به این ترتیب به درک معنا و اهمیت احتمالی مشاهدات کمک می کنند . نظریه ها به ما کمک می کنند تا به طرح مسائل جدی بپردازیم و از مسائل خاصی نیز آگاه شویم و موارد دیگر . ( دواس ، 1383 ، 34 )
معمولاً نظریه های را به کار می گیریم که بیشتر از جهان ذهنی خود ما برنخاسته اند ، بلکه از جای دیگری اقتباس و اخذ شده اند ، یعنی اغلب خود ما واضع نظریه نیستیم ، هر چند که وجهی از نظریه پردازیها را در وجود خود داریم و گونه های خاصی از انواع نظریه پردازیهای جامعه شناختی روان شناختی ، اخلاقی و سیاسی را در فعالیت های عملی روزانه خود به کار می گیریم . به طور کلی هر فرد انسانی که به تجربه ، تعمیم ، پیشگویی ، انتخاب و تصمیم گیری می پردازد متکی به نظریه است و این یک قانون عام و همگانی است . ( توسلی ، 1382، 28-27 )
در باب رابطه نظریه ها و تحیقیات عملی باید گفت که نظریه ها در اطراف موضوعاتی رشد کرده اند که می توان آنها را مسائل نظریه ای نامید . موضوعاتی نظیر جرم و جنایت در شهرها کاهش میزان موالید و... توجه به چنین موضوعاتی در اوضاع کنونی دارای اهمیت عملی و نظری است و این خود موجب توجه و علاقه اولیه نسبت به این مسائل می شود . ( همان )
فواید نظریه در این است که می تواند افکار جدیدی را در روند حل مسائل نظری برانگیزد ممکن است الگوهایی از موضوعات و مسائل مورد بحث ارائه دهد ، به طوری که بتوان یک توصیف جامع و طرح گونه از آنها عرضه کرده ، تجزیه و تحلیل و نقد هر نظریه ممکن است . به نظریات تازه ای منجر گردد ، و سرآخر این که الهام بخش فرضیات علمی تازه ای باشد . ( همان منبع، 29)
به طورکلی که با توجه به آنچه که بیان شده است ، نظریه ها محقق را متوجه می کنند که در جستجوی معرفت نظام یافته باید به دنبال چه چیزهایی بگردد ، و از چه چیزهایی اجتناب کند . یکی از کارکردهای اصلی نظریه ، تنظیم تجربیات به کمک مفاهیم و انتخاب جوانب و داده های مربوط در میان کثرت زیاد امور واقع است . نظریه راهنمایی است که به محقق می گوید به چه چیزهایی توجه کند ، و چه چیزهایی را نادیده بگیرد . ( آقاجانی ،1387،23) .
پیروی از این سبک که هر تحقیقی با هر موضوعی باید یک چارچوب نظری داشته باشد چارچوبی که محقق را در رسیدن به مقاصد خویش یاری کند یک امر اجتناب ناپذیر است . زیرا انسان به آنچه که در جستجوی آن است ، زمانی دست خواهد یافت که بر مبنای نظریه ایی که با پدیده مورد مطالعه مرتبط است، تدوین شده باشد . مباحث نظری سرنخهایی را در جستجوی چیزها به ما می دهند ، به عبارتی چه عواملی را سرلوحه ی کار خویش قرار دهیم؟ در واقع این نظریه ها بر این که چه واقعیاتی را مربوط و مهم بدانیم و چگونه آنها را تفسیر کنیم؟ ، اثر می گذارند که بر اساس آنها سوالات مختلفی را مطرح می سازیم و به مشاهدات مختلفی حساس می گردیم .
در این تحقیق که به دنبال تبیین سطح مرگ و میر و عوامل موثر بر آن می باشیم و برای مشخص ساختن این امر که در این تحقیق در پی چه هستیم ؟ توجه ما به چه چیزهایی باشد ؟ و از چه چیزهایی اجتناب کنیم ؟ و به طور کلی در چه راهی قدم بگذاریم که به هدف ما نزدیک تر باشد؟ نیاز به یک چارچوب نظری داریم . اما نظریات در خصوص مرگ و میر ( به ویژه وقتی که به عنوان یک واقعه جمعیتی مورد توجه قرار می گیرد ) به فراوانی نظریاتی که در خصوص باروری و یا ازدواج و طلاق ( که بیشتر به عنوان پدیده های اجتماعی به نظریات جامعه شناسی مربوط می باشند) وجود دارد ، نمی باشد . این نظریات بیشتر به یک سری مباحثی که از سوی برخی اندیشمندان در رابطه با مرگ و میر بویژه با کاهش آن صورت گرفته ، محدود می باشد . در کنار رهیافت های نظری در خصوص تبیین سطح مرگ و میر و تحولات آن ، نظریه ارتباط و توسعه اقتصادی – اجتماعی با مرگ و میر و نظریه انتقال اپیدمیولوژیک از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند که در این تحقیق بیشتر نظریات به این دوسمت می باشد . در این فصل ابتدا به بررسی یک سری تحیقاتی که مرتبط ( و بعضی تا حدودی ) با موضوع تحقیق می باشند ، پرداخته شده ، سپس ضمن اشاره به وضعیت مرگ و میر در جوامع ابتدایی ، کشاورزی و صنعتی ، دیدگاه های افرادی که در خصوص مرگ و میر به ارائه نظریه پرداخته اند توجه شده است . بویژه دو نظریه ای که از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند و سرانجام با توجه به آنچه که بیان می شود چارچوب نظری تحقیق انتخاب و سایر مراحل هم پیگیری می شود .
2-2- پیشینه ی تحقیق :
هر پژوهشی که در خصوص پدیده های مختلف صورت می گیرد اگر تداوم و استمرار یابد زمینه ساز ارتقای دانش بشری می گردد . و هر بار سبب رفع نقایص و مشکلات تحقیقاتی می گردد که در شرف انجام می باشند . پژوهشهای در حال انجام ضمن اینکه در پس خود می توانند دستاوردهای مختلف و یافته های تازه ایی داشته باشند و روشهای دقیق تر و بهتری را در شناخت پدیده به کار گیرند و تا حدودی عاری از نقایص تحقیقات گذشته باشند ولی با این وجود باید متکی به دست آوردهای پیشین باشند ، زیرا با مراجعه به این تحقیقات هم زمینه بهبود و ترقی مراحل کار خود را تامین و هم زمینه رفع نقایص و کمبودهایش را فراهم می سازند . « هر مطالعه لزوماً باید از حاصل کار دیگران سود جوید و خود نیز در جهت تداوم آنان پیش رود. معنای این نکته این است که هیچ تحقیقی نباید تکرار ناشی از جهل و بی خبری از تحقیقات دیگران باشد و شبکه پیوسته تحقیقات موجبات ارتقاء دانش را فراهم می سازند . » ( ساروخانی ، 1381 ، 106 )
در اینجا نیز هر چند مختصر به چند مورد از مطالعات و بررسی هایی که با موضوع تحقیق مرتبط می باشند پرداخته شده است . ولی با توجه به کمبود این مطالعات سعی شده است از مطالعاتی که به طور کلی با موضوع مرگ و میر مرتبط و از جهاتی به موضوع تحقیق مربوط می باشند
استفاده گردد .
2-2-1- مطالعات خارجی :
در مطالعه ای که توسط ساموئل پرستون و ورنی نلسون در مورد 165 جامعه جهان در فاصله سالهای 1861 تا 1964 م. روی 11 علت مرگ صورت گرفت ، نتایج جالبی به دست آمد . میانگین میزان مرگ از علل بیماری های تنفسی ، عفونی وا نگلی ، نئوپلاسم ، قلبی ، آنفولانزا و برونشیت اسهال ، بیماری های مادرزادی ، بیماری های نوزادان ، سوانح و سایر بیماری ها برای زنان و مردان در 165 جامعه جهانی نشان داد .
پنج علت مهم مرگ و میر بر اساس مقدار میانگین در هر هزار نفر به شرح زیر می باشد :
زنان :
1- امراض قلبی : 56/3
2- سایر بیماری ها : 77/2
3- آنفولانزا و برونشیت : 41/1
4- سرطان و تومورها : 30/1
5- بیماری های عفونی و انگلی : 65/0
مردان:
1- امراض قلبی : 33/4
2- سایر بیماری ها : 34/3
3- آنفولانزا و برونشیت : 74/1
4- نئوپلاسم : 51/1
5- بیماری های تنفسی : 76/0
همچنین در این بررسی نتیجه گرفته شد که برای زنان و مردان بدون در نظر گرفتن میزان مرگ از سایر موارد ، امراض آنفولانزا و برونشیت ، عفونی و انگلی ، سل و بیماری های تنفسی و اسهال بیشترین تاثیر را در میزان مرگ از کلیه علل دارند و کنترل و مبارزه با این بیماری ها بیشترین کاهش را درمیزان مرگ از کلیه علل ایجاد می کند . (Sammuel H.Preston, 1985 ) .
در بررسی ایی که تحت عنوان نسبت جنسی در مرگ و میر انجام شده است . محقق در پیشینه تحقیق اینگونه بیان می کند که سطح مرگ و میر در کل موارد در بین جمعیتها مختلف است و آن در بیشتر کشورها در دهه ی گذشته هم برای مردان و هم برای زنان کاهش پیدا کرده است . اگرچه اختلاف در نسبت جنسی مرگ و میر در بین جمعیت ها وجود دارد و روندهای آن دوره ای است علت این اختلاف روشن و واضح نیست .
کستلوت نسبت جنسی ناشی از کل موارد مرگ و میر و عامل های اصلی مرگ و میر
( بیماری های مغزی و عروقی و سرطان ها ) برای 30 درصد جمعیت در 27 کشور در سال 1988م. را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و نتیجه ی حاصل اختلاف وسیعی را در نسبت جنسی متوفیان در جمعیت های مورد مطالعه نشان می دهد . همچنین اختلاف معنادار مثبتی و افزایش برجسته ای در نسبت جنسی فوت شدگان ناشی از سرطان ها و بیماری های مغزی و عروقی در بیشتر کشورها طی دهه اخیر مشاهده شده است . اختلاف در نسبت جنسی مرگ و میر در روندهایشان بین جمعیت ها به وسیله فاکتور ژنتیکی شرح داده نمی شود ، بلکه این اختلاف می تواند به سبک زندگی نسبت داده شود . فاکتورهای خطر در بیماری های مغزی ، عروقی و سرطان به عنوان عامل اصلی اختلاف مرگ و میر در دو جنس می باشد . (Hugokestloot, abstract, 1988.(
در پژوهشی با عنوان سنجش مرگ و میر بر حسب علت در میان مهاجران مراکشی مقیم فرانسه به بررسی وضعیت مرگ و میر بین مهاجران مراکشی و فرانسوی ها می پردازد . ( ابتدا محققین مبادرت به ارزیابی کامل پوشش و تنظیم مرگ با ثبت پایین از طریق کاربرد یک روش غیرمستقیم کردند . ) هدف از این تحقیق مقایسه مرگ و میر در بین مهاجران مراکشی و در کل فرانسه و تجزیه و تحلیل دو طرفه ای از داده های تنظیم شده و نشده که نمایانگر دو دسته از نتایج بود ، یکی در جهت تمایزات مشاهده شده یعنی مرگ و میر بالا یا پایین مراکشی ها در مقایسه با فرانسوی ها و دیگری اهمیت آماری آنها نسبت مرگ بر حسب علل شناخته شده بیماری در مهاجران بالاتر بود. که این عمل ، محققین را به تقسیم مرگها در میان گروههای مشخصی از علل سوق داد . شماری از مرگها بر حسب علل برای یک دوره کاملاً طولانی ( 13 سال ) قابل دسترس بود . که یک تجزیه و تحلیل مفصلی از مرگ بر حسب علت را امکان پذیر می ساخت . و نیز مدل سازی خطی ( طولی )- لگاریتمی از تفاوت های خلاصه شده
( دیفرانسیل ) میزان های مرگ به واسطه فراهم نمودن تخمینی از نسبتهای مرگ و میر بالا و پایین مربوط به جمعیت فرانسه از طریق دوره و گروه سنی و دلیلی از اهمیت آماری مشاهدات مختلف مراکشی ها در فرانسه از لحاظ جغرافیایی متمرکزند و بیشتر در حومه های پاریس ساکن و عمدتاً جز کارگران یدی هستند . هر چند که به طور کلی نمایانگر متغیر ( اقتصادی – اجتماعی ) نیستند و آنچه که از این مطالعه بدست آمد این است که مردان و زنان مراکشی مقیم فرانسه میزانهای مرگ و میر پایین تری نسبت به کسانی که ساکن خود مراکش اند و نیز نسبت به خود فرانسوی ها دارند . از یک طرف به دلیل امکانات اقتصادی و بهداشتی بهتر در فرانسه و از طرف دیگر به دلیل تنظیم داده ها چون از زمانی که گواهی فوت در طبقه اجتماعی – شغلی اشخاص بازنشسته ثبت نمی شد و اکثر مرگها در سن بازنشستگی رخ می داد و علاوه بر این مراکشی ها موقعیتی را در جامعه فرانسه به خود اختصاص
می دادند که عموماً با مرگ و میر بالا همراه بود . در حالی که با تنظیم داده ها و این بررسی حداقل برای مردان ضد و نقیض بود . با محاسبه این متغیر ( یعنی با انجام این بررسی ) مرگ و میر پایین برای مردان مراکشی تقویت شد. به طوری که به استثنای مرگ های ناشی از آسیب دیدگی و مسمومیت مردان مراکشی نسبت به مردان فرانسوی در خصوصص مرگ های ناشی از ناهنجاریهای مادرزادی و بیماری سل مرگ و میر بالاتری دارند . و برای مرگ های ناشی از سرطان بویژه ریه و روده و بیماری های مربوط به سیستم گردش خود میزان های پایین تری دارند. زنان مراکشی هم به علت ناهنجاری های مادرزادی و بیماری سل ، سرطان ها از جمله ریه و رحم ، دیابت ، بیماری های ناشی از سیستم گردش خون و اندامهای تناسلی بیشتر از زنان فرانسوی می میرند . و نسبت به سرطان های روده و سینه کمتر در معرض خطرند . ( به دلیل باروری ) . با توجه به علل خارجی ، آسیب دیدگی و مسمومیت بزرگسالان مراکشی ( 25 سال به بالا ) در هر دو جنس کمتر از فرانسوی ها مرتکب خودکشی می شوند . مرگ و میر پایین مردان مراکشی می تواند نتیجه ی مجموعه ای از گزینش مهاجرت از مناسب ترین عوامل ، الگوهای تغذیه ای سالم در مصرف پایین مشروبات الکلی باشد ، در حقیقت زنان مراکشی نسبت به مردان حق امتیاز کمتری دارند . آنها که به خاطر اینکه در کنار هم باشند مهاجرت می کنند بر خلاف مردان از مراقبتهای پزشکی کمتری برخوردارند . 1996)، Coarbage (Khlat &
گاوریل وسیمون اوا در بررسی تحت عنوان روند اخیر مرگ و میر در روسیه به بررسی اخیر مرگ و میر در روسیه بر اساس سن ، جنس ، و منطقه با استفاده از اطلاعات اداره آمار، طی سال های ( 1991-2000 م. ) پرداخته اند . نتایج این تحقیق گویای آن است که طی دهه گذشته روسیه دو بحران مرگ و میر را در سال 1992 و 1998م. تجربه کرده است و کاهش امید زندگی در روسیه بعد از سال 1998م. ادامه داشته است . جدیدترین اطلاعات مرگ و میر در سال 2001 م. تغییراتی در جهت عکس گذشته برای مرگ و میر در میان گروه های سنی جوان و میانسال و سالمند را نشان
می دهد . بطور کلی مرگ و میر در میان جوانان ( سنین 30-20 سالگی ) ظاهراً رو به کاهش گذاشته شده است . در صورتیکه مرگ و میر در میان سنین میانسالی و سالمندی بعد از سال 1998م .
با افزایش رو به رو بوده است . امید زندگی برای مردان از 8/62 به 7/56 سال و برای زنان این کاهش از 4/74 به 2/71 که همراه با بحران اقتصادی و کاهش دستمزدهاست به وجود آمده است . و این افت در امید زندگی را هیچ کشور صنعتی تجربه نکرده است . یافته های این محققین به این موضوع اشاره دارد که روند اخیر مرگ و میر در روسیه به افزایش استرس و خشونت در جامعه مرتبط است . مهمترین عام مرگ و میر در جوانان قتل و خودکشی و سل است و در میان سالمندان قتل و بیماری های مغزی و عروقی و بیماری های گوارشی و سل می باشد . مهم ترین عامل مرگ و میر در جوانان 24-20 سال مرد ، خودکشی و در زنان همین گروه ، قتل است . ( Gavrealova and etal , abstract, 2003 )
در یک بررسی تحت عنوان تاثیر بحران اقتصادی بر مرگ و میر ساکنان ماداگاسکار بویژه شهر آنتانینارو ( پایتخت این کشور ) که طی دوره های 2000 -1976م. صورت گرفت . که به تاثیر بحرانهای اقتصادی بر روی کل جمعیت مربوط می باشد . و با استفاده از داده های مرگ و میر و علل آن از سال 1976م. که ساکنین فشار زیادی از جانب بحرانهای اقتصادی – حداکثر آن در سال 1986م. که با یک کمبود غذایی شدید همراه بود – مواجه بودند که در نتیجه آن( به علت سوءتغذیه و بیماری های واگیردار ) مرگ و میر زیادی واقع گردید . و نیز در این بررسی با مقایسه توزیع مرگ و میر بر حسب علت بر اساس شواهد سالهای 1978-1976-1988-1984 م. ( به علت فقدان آمارهای منظم مشاهده روندهای مرگ و میر بر حسب علت از طریق تجزیه و تحلیل دفاتر ثبت BMH مفید واقع گردید . ) به این نتیجه رسیدند که بیماری های عفونی و تنفسی و سوءتغذیه نقش بزرگی را در مرگ و میر در طول سالهای بحران ایفا کرده اند . در حال حاضر علی رغم بهبود نسبی امکانات اقتصادی و سیاسی اثرات بحران بر روی وضع بهداشتی مردم نسبتاً از بین رفته است . و امید زندگی بهبود یافته و اخیراً به میانه سطوح دهه ی 70 برگشته است . توزیع علل مرگ به طور چشمگیری بین سالهای 1978- 1976- 2000-1997م. تغییر یافته است . با تقلیل وخامت بحران بیماری های کودکان شامل بیماری های مادرزادی و ژنتیکی و بیماری های عفونی و تنفسی کاهش و در عوض بیماری های مزمن بویژه بیماری های قلبی و عروقی و بیماری های اجتماعی ( مرگ های خطرناک و ناگهانی ) افزایش یافتند . ( Waltisperger & mesle. 2005 )
| دسته بندی | کتابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 199 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 192 |
کلیات
بیان مسئله
این پایان نامه پژوهشی پیرامون یکی از آثار ادبی ارزشمند به نام « دمیه القصر و عصره اهل العصر » تألیف نام آور ایرانی در قرن پنجم هجری ابوالحسن باخرزی می باشد که در این پژوهش به ترجمه و شرح اشعار ده تن از شاعران ایرانی تازی گوی مندرج در آن پرداخته شد .
اهمیت تحقیق
این پایان نامه سعی دارد زوایای بیشتری ازخدمات ادبی باخزری را به نمایش بگذارد و جنبه های زیبایی ـ شناختی و محتوایی آن را با اشعار دیگر شاعران ایرانی و تازی گوی عرب مورد مقایسه قرار دهد و همچنین استعداد و مهارت ایرانیان در آفرینش آثار ارزشمند و برجسته ادبی به زبان عربی را به نمایش بگذارد .
فرضیه
استعداد ایرانیان و مهارت آنها در آفرینش آثار ادبی به زبان عربی.
محدودیت
به دلیل اینکه تا کنون به شرح و ترجمه اشعار کتاب دمیه القصر پرداخته نشده و تنها به وسیله محققی به نام تونجی گردآوری شده بود از جهت دستیابی به منابع و مآخذ در شرح و ترجمه اشعار محدودیت های فراوانی وجود داشت .
پیشینه تحقیق
تا آنجایی که قبل از نگارش پایان نامه مطالعه نموده ام تا کنون کسی چه به عنوان کتاب و چه به عنوان پایان نامه به ترجمه و شرح اشعار آن نپرداخته است.
روش کار
روش تحقیق در این پژوهش ، کتابخانه ای و با استفاده از کتب، منابع و فرهنگ نامه های معتبر بوده است .
1-1 باخرز
پیش از پرداختن به زندگی نامة باخرزی بهتر است که گزارش کوتاهی دربارة باخرز آورده شود. باخرز یکی از توابع نیشابور در خراسان بوده است. این منطقه پس از استیلای مغولان بر خراسان، آسیب چندانی ندیده است و در سدة هشتم قمری باخرز ولایتی معتبر و آباد بوده و محصولات کشاورزی آن به دیگر نقاط صادر می شد (همدانی ، 1381 ، 11/52 ).
باخرزی در سدۀ نهم قمری (دورۀ تیموریان) از توابع هرات به شمار می رفت و پس از
فرو پاشی تیموریان و در دوران فترت سیاسی ایران و هجوم ازبکان مستقر در ماوراءالنهر به خراسان، رفته رفته منجر به کاهش جمعیت و نابودی کاریزها در منطقه شد و بدین سان، باخرز رو به ویرانی نهاد (همان، 11/53).
اصل آن «بادهرزه» بوده است که معنای آن در زبان پهلوی، محل وزش باد است. این منطقه دارای یکصد و شصت و هشت روستا بوده که از جملة آنها «جوذ قان» و مرکز آن «مالین» است که بازار مرکزی آن بشمار می آید. این استان از مناطق حاصلخیز بشمار می آید و به باغهای خود شهرت دارد و در قرن چهارم هجری از بزرگترین صادر کنندگان حبوبات به شمار می آمد. ادیبان زیادی درآن ظاهر شدند از جمله : احمد الحسین، تاج الدین اسماعیل، سیف الدین مظفر باخرزی و علی بن حسن باخرزی صاحب کتاب «دمیه القصر» که پدرش ادیب فاضل و سرشناسی بود (باخرزی، 1414، 3/1542).
جهانگردانی که در سده سیزدهم از این ناحیه دیدن کرده اند با خرز را ناحیه ای نیمه ویران، کم آب، با جمعیتی اندک توصیف کرده اند. پس از آخرین جنگ ایران بر سر هرات، نزدیک به پنج هزار خانوار از هزاره های اطراف بادغیس توسط حسام السلطنه به ایران کوچ داده شدند و به آنها زمینهایی در حوالی جام و باخرز داده شد تا بر جمعیت این منطقه افزوده شود، ولی بعدها بیشتر آنان به نواحی دیگر کوچ کردند و تنها شماری از آنها در آن منطقه باقی ماندند. با استیلای روسیه بر خان نشینهای ازبک در سدۀ سیزدهم قمری/نوزدهم میلادی، به چپاول و غارت ازبکان در خراسان پایان داده شد اما شدت آسیبهای وارده به این منطقه به حدی بود که بیشتر نواحی جام و باخرزو سرخس تا یک قرن پیش تقریباً خالی از سکنه بود. آثار برجها و کاریزهای ویران که در طول بیابانهای شرقی و غربی و شمالی به چشم می خورد، از رخدادهای هولناک وایام خونریزی و هجوم و ویرانگری مغولان و ازبکها خبر می دهد(همدانی، 1381، 11/53).
1-2 نام، کنیه و لقب او
او نورالدین ابوالحسن علی بن الحسن بن ابوطیب باخرزی است و منسوب به شهر خود «باخرز» می باشد که در آن متولد گردیده، رشد پیدا کرده و بخشی از علوم را در آن فرا گرفته است. کنیة او«ابوالحسن» است این امر در بسیاری از کتب ادبیات و تاریخ که به شرح حال او پرداخته اند، ذکر شده است و همچنین در صفحات اول و آخر نسخه های خطی که در آنها تحقیق کرده ایم آمده است. ولی ما کنیة دیگری برای او پیدا کرده ایم و آن ابوالقاسم است که آن را یاقوت از ابوالحسن بیهقی نقل کرده در حالیکه ابتدا او را ابوالحسن می نامد. چیزی که صحت این کنیه را ثابت می کند خطاب «البارع الزوزنی» به اوست که می گوید:
اٌباقاسمٍ لازلتَ فینا عطیهً من الله لا اٌٌمست یدُ الدّهر مَجذودَه
ترجمه: ابوالقاسم، تو هنوز هم هدیةخداوند برای ما هستی، دست روزگار همیشه بسته نمی ماند.
این بیت را باخرزی در کتاب دمیهٌ خود آورده است. عجیب نیست که باخرزی دو کنیه داشته باشد چون، بارها در کتب شرح حال، دیده ایم که ممکن است یک شخص چند کنیه داشته باشد. حتی ممکن است یک نفر به نام دو تن از فرزندان خود مورد خطاب قرار گیرد و یا اینکه با کنیۀ خاصی بدون داشتن فرزند و یا به نام فرزند بزرگ و یا فرزند مشهور خود مورد خطاب واقع شود. ولی ما فکر می کنیم که کنیة ابوالحسن از نام پدر او «حسن» گرفته شده باشد. وی در دیوان خود در این زمینه گفته است:
لقدکنتُ اٌ عرف با بن الحسن فلقَّبنی العشقُ با بن الحَزَن
ترجمه: من به نام فرزند حسن معروف بودم ولی عشق مرا فرزند حزن واندوه لقب داد.
(با خرزی، 1414، 3/1542و1543).
اورا سنخی نیز گفته اند که سنخ یکی از روستاهای خراسان بوده است و باخرزی در آغاز کارش در زادگاه خودش به کسب علم پرداخت و در نیشابور فقه خواند و در جلسة درس فقه عبدالله بن یوسف جوینی(متوفی 438ق) حضور یافت و سپس به ادب و نویسندگی علاقمند شد(فروخ، 1989، 3/170).
منابعی که در شرح احوال او می شناسیم، چندان متعدد نیست و کهن ترین آنها کتاب خود او، دمیه القصر است که در جای جای کتاب به ویژه در مقدمه پرتصنع آن به مراحل زندگی خود اشاره کرده، هرچند که شیفتگی به آرایه پردازی، گاه این اطلاعات را گنگ ساخته است.(باخرزی،1412،2/791 ).
درتاریخ و فرهنگ ایران، باخرزی از آن جهت اعتباری می یابد که وضعیت زبان و ادب عربی را در جامعة ایران سدة پنجم قمری باز می نماید، به ویژه که او در سلسلة یتیمه-دمیه- خریده حلقة میانی است. هرگاه این آثار از دیدگاه ادبی- جامعه شناسی- تاریخی مورد بررسی قرار گیرند و با آثار فارسی به ویژه لباب الالباب اثر عوفی(628ق) قیاس شوند، آنگاه می توان دربارة تاریخ ادب در سرزمین گستردة ایران، طی شش سده هوشمندانه تر اظهار نظر کرد.
1-3 پدر او و مقام و منزلت وی
باخرزی در خانواده ای مرفه متولد شد کتابهایی که دربارة باخرزی سخن گفته اند همگی به اتفاق می گویند که پدرش شیخ ابوعلی حسن بن ابوطیب می باشد تنها یکی از شاعران به نام ابو علی الحسن عبد الله العثمانی، او را در یکی از اشعار خود، با کنیة ابواحمد خوانده است :
اِنَّ کلامَ اُبی احمدَ الحسن أُسا کلام الهموم و الحزن
ترجمه: سخن ابو احمدالحسن، سخن غم انگیز و کلام اندوه و حزن است.
ولی باخرزی چیزی در این مورد نگفته است پس معلوم میشود که پدر نیز مانند پسر دارای دو کنیه بوده است. از شرح حال جامع و کلی که باخرزی دربارة پدرش در شعر و نثر خود آورده است معلوم می شود که او شاعر فاضل و سرشناس و دارای مقام و منزلت ادبی و آشنا به پدیده های عصر خود بوده است. در لا به لای کتاب الدمیه قطعات زیادی از اشعار او را می بینیم که فرزند او به همراه اشعار برخی از شعرای عصر خود آورده است. تنها ثعالبی در مورد پدر او چنین گفته است : «جوانی است که خداوند فضائل و نیکیهای او را زیاد کرده و شمایل او را نیکو گردانیده است صورت او زیباست و نعمت صالحی او را نگه می دارد، خلق و خوی او عظیم و والاست و ادبیات برتر آنرا زینت می بخشد نثروی دارای بلاغت است و همة نظم او نیکو و درخشان است.» (تتمه الیتیمه، 1403،2/37)
باخرزی در شرح حال پدر تنها بیست و چند قطعه در وصف وی گفته است با وجود این که در مورد پدرش گفته است که او در مدح گفتن بخل می ورزد ولی شیوة غالب بر این قطعات، مدح
می باشد.(باخرزی، 1414، 3/1542 و 1543).
خانهُ او در نیشابور، در همسایگی خانة ثعالبی قرار داشت و باخرزی به دوستی آن دو افتخار
می کرد به ویژه که او در دوران کودکی و نوجوانی نامه های آن دو ادیب را که در باب اخوانیات به هم می نوشتند به هردو می رساند(آذرنوش،1381، 11/53).
1-4 دانش و اخبار او
پدر چون آثار استعداد را در پسر مشاهده کرد به تربیتش همت گماشت و به گفتة باخرزی بهترین معلمان شهر را برای آموزش او فرا خواند. نخستین کتابی که آموخت قرآن کریم بود و سپس صرف و نحو و فقه وحدیث و ادب را نزد استادانی چون امام موفق نیشابوری، ابو محمد عبدالله جوینی(438ق) مدرس بزرگ و شیخ شافعیه در نیشابور بعد از 407 به بعد،ابو عثمان صابونی(449ق) ملقب به شیخ الاسلام، امام جماعت نیشابور از 407 به بعد ، ابو الفضل میکالی(436ق) ادیب مشهور نیشابور، و عمید ابوبکر قهستانی فرا گرفت. باخرزی که گویی به ادب مایل تر بود تا فقه، بنابر تأئید ابوالحسن بیهقی به فن نویسندگی و سپس به دیوان نامه نگاری و امور مربوط به آن روی آورد.
کارهایی که باخرزی در آغاز به عهده گرفته اندکی مبهم است و اشارات منابع را گاه نمی توان با اطلاعات تاریخی منطبق ساخت. در هر حال وی دیر زمانی در کار تحصیل بود تا بی شکیب شد و در 434 ق، تصمیم گرفت با وجود کمی سن، در طلب دانش یا شغل بار سفر ببندد. وی در مقدمة دمیه به بزرگانی که در شهرهای گوناگون دیده اشاره کرده است مهم ترین شهرهایی که وی در نور دیده است عبارتند از: نیشابور، هرات، جرجان، مرورود، بلخ، ری، اصفهان، همدان، بغداد، بصره، واسط و جزء آنها.
درست پیدا نیست که باخرزی کار دیوانی را از کجا آغاز کرد، اگرچه خدمت او در دیوان رسائل عمید الملک کندری اندکی روشن تر است. کندری در نیشابور به خدمت طغرل- که در کشاکش جنگ با غزنویان بود- درآمد و سال 447 ق همراه او به بغداد رفت. در روایات دقیقاً روشن نیست که باخرزی کجا به او پیوسته است؛ اما اگر دو روایت عمده ای را که در این باب نقل کرده اند با یکدیگر بسنجیم چند نکته آشکار می شود. نخست آنکه باخرزی و کندری در جوانی(434 ق) نزد امام موفق نیشابوری درس می خواندند. با خرزی جوان که شعر سرایی آموخته بود، سه بیت هجای شوخی آمیز برای کندری سرود که بیشترین منابع نقل کرده اند. همدرسی این دو جوان، بر همسالی تقریبی آن دو نیز دلالت دارد. حال اگر کندری در 415 ق متولد شده باشد، می توان تاریخ تولد باخرزی را نیز همین سال یا یکی دو سال بیشتر یا پس تر قرار داد. روایت دوم که او خود نقل کرده و در ادبای یاقوت تکرار شده است حکایت از آن دارد که کندری- پس از ماجراهایی که میان او و طغرل گذشت- و حتی به خصی شدنش انجامید- دوباره نزد پادشاه سلجوقی اعتبار یافت و همراه او در مقام وزارت به بغداد رفت. می دانیم که این امر بنابه گفتة ابن اثیر در رمضان 447 رخ داده است. باخرزی خود می نویسد که وی تازه در دیوان رسائل به کار مشغول شده بود که روزی وزیر آمد و پرسید که آیا او همان گویندة «اَقبلَ» (نخستین کلمه از سه بیتی با خرزی که حدود سیزده سال پیش در هجو او سروده بود) است؟ این سوال نشان می دهد که در فاصلة این سیزده سال- بر خلاف ادعای برخی- هیچ گاه نزد کندری نرفته است. در هر حال وزیر به نیکی از او استقبال می کند . «اَقبل» را به فال نیک می گیرد. بنا بر روایت یاقوت فردای آن روز بود که باخرزی دالیة بزرگ خود را در مدح وزیر خواند این قصیده که مجموعاً چهل بیت از آن باقی است باعث شد که وزیر، نزد امیران عرب به این شاعر عجم بنازد و او را صله ای هزار دنیاری ببخشد(همان،11/54)
فردای آن روز بود که باخرزی دالیة بزرگ خود را در مدح وزیر خواند. این قصیده که مجموعاً چهل بیت از آن باقی مانده است، باعث شد که وزیر، نزد امیران عرب به این شاعر عجم بنازد و او را صله ای هزار دیناری ببخشد. با این همه و به رغم آنکه وی انتظار داشت به لطف وزیر، مراتب عالی یابد، هیچ گاه از دبیری دیوان پا فراتر ننهاد.سفر او به بصره و کار دیوانی، در آنجا نیز گویی پس از دیدار وزیر در بغداد رخ داده است. اگر این گزارش درست باشد ناچار باید پذیرفت که کندری چندان عنایتی به او نداشته و نمی توان باور کردکه وی پیوسته به امید عنایت کندری بوده است، زیرا در دیوان باخرزی به غیر از دالیه معروف، فقط یک قصیده در ستایش او وجود دارد. دو قطعۀ دیگر، یکی در دلداری اوست پس از سمتی که طغرل بر او روا داشت و دیگر، رثا گونه ای است که به پراکندگی جسد او در سرزمینهای گوناگون اشاره دارد پس از قتل وزیر باخرزی خطاب به
الب ارسلان شعری می سراید که یاقوت سخت آن را زیبا می پندارد. باخرزی که در اواخر کار کندری یعنی در 455 ق، در بغداد بود، کوشید به درگاه خلیفه نفوذ کند و سرانجام توانست بائیه ای را که بیست و نه بیتش در دیوان گردآمده است، به او تقدیم کند. باخرزی شیفتة قصیده خویش بود و حتی آن را در صدر دیوان «خطی» قرار داد. قصیده از نظر فنی بی عیب است اما بر تکلف و تهی از ذوق شاعرانه نیز هست. با این همه، روایت یاقوت را دربارة آن نباید باورداشت؛ بنابراین روایت، مردم بغداد شعر او را سست خواندند، زیرا درآن «برودت عجمی» احساس می کردند.
باخرزی نیز ناچار چندی در کرخ بغداد زیست تا زبان و ذوقش قوام یافت و مورد قبول بغدادیان قرار گرفت. ظاهراً مدح خلیفه در به روی او نگشود، زیرا اندکی بعد، او را در نیشابور
می یابیم خود می گوید که در آنجا به دیدار کندری که در خانۀ حاکم زندانی بود رفته و با او به گفتگو نشست.
از آن پس تا زمان گوشه گیری، از زندگی او اطلاع روشنی نداریم. بعید نیست که در دستگاه طغرل و نظام الملک به کاردبیری مشغول شده باشد زیرا می بینیم که طغرل را در یک قصیدۀ بزرگ و یک قطعۀ کوچک، و نظام الملک را در سه قصیده مدح گفته است و در دمیه بارها در بزرگداشت این وزیر سخن گفته و اساساً دمیه را به او تقدیم داشته است. باخرزی را در بسیاری شهرهای دیگر همراه با بزرگان ادب می یابیم؛ و نیز می دانیم که وی با ادیب یعقوب بن احمد نیشابوری صاحب نخستین فرهنگ عربی- فارسی همنشینی داشته است. اما به آسانی نمی توان برای این سفرها ترتیب زمانی روشنی یافت. در 464 ق باخرزی به دلیلی که بر ما پوشیده مانده از هر کار کناره جست و از آن پس در شهر خود باخرز کاری جزتألیف و نیز خوشگذرانی نداشت.(همان،11/55)
1-5 مقام و ادبیات او:
باخرزی یکی از ادیبان دورة عباسی سلجوقی قرن پنجم به شمارمی آید که به دو زبان عربی و فارسی تسلط داشت و زبان عربی او قویتر و دارای دستاوردهای بیشتری بود. می گویند باخرزی دارای خلق و خوی نیکو، رتبة بالا و صورت زیبائی بود. اوادیبی فاضل، درخشان و دارای طبع لطیف بود. در میادین فصاحت و بلاغت و بخشندگی وارد شد او در زمان خود از نظر بخشش و هوش یگانه و بی نظیر بود و در نظم و نثر از همگان جلوتر و در نگارش و انشاء و نویسندگی از همه بالا تر بود. باخرزی دارای مذهب تسنن بود و از غزنویان و سلجوقیان معاصر خود پیروی می کرد و به سنّی بودن خود تعصب نداشت.
از لابه لای دمیة او چیزهایی را در حمایت از مذهب تسنن می بینیم ( با خرزی ، 1414 ، 3/1546).
1-6 چگونگی قتل او:
زمانی که باخرزی در یکی از مجالس تفریحی بود یک غلام ترک با چاقویی به او حمله می کند که باعث مرگ وی می شود هویت قاتل شناخته و علت قتل شناخته نشد. قزوینی داستانی را دربارة علت قتل وی روایت می کند که رنگ و بوی خیال بافی دارد یعنی همان ویژگی کتب تاریخ و جغرافیایی آن زمان. خلاصة داستان آن است که سلجوقیان حکومت باخرز را به یک امیر دادند وزنی از قبیلة بنی سلجوقیان را به عقد او در آوردند آن زن هنگامیکه ابوالحسن را دید گفت: «رسول خدا(ص) را در خواب دیدم که با همین شکل و شمایل ظاهر شده بود.» پس جاه و مقام نزد آنان پیدا کرد و آخر الامر به سبب همین زن کشته شد چرا که زیبایی او وبال وی گردید. اینگونه وقایع گاهی اتفاقمی افتد ولی بعید به نظر می رسد که بانوی امیر عاشق مردی شود که پنجاه و چند سال عمر داشته و رونق جوانی از صورتش رخت بربسته و شاید برخی از حسودان بخاطر رابطۀ او با نظام الملک و سلجوقیان او را به قتل رساندند و همانطور که می دانیم سلجوقیان، دشمن اسماعیلیان بودند(همان،3/1542).
دکتر ذبیح الله صفا در جلد یک کتاب «تاریخ ادبیات ایران» درباره سرانجام او چنین نگاشته است: «باخرزی در جوانی کاتب سلطان رکن الدین طغرل سلجوقی بود لکن انزوا اختیار کرد و دست از کار بکشید و روز و شب با حریفان اهل و ظریفان با فضل به معاقرت عقار و معاشقت دلدار مشغول شد وقتل او هم در یکی از همین مجالس اُنس به دست ترکی به سال 467 یا 468 اتفاق افتاد.»(صفا،1374، 1/374 و 376).
1-7 رشد علمی و استادان او:
در کتابها بجز مطالب اندک، چیزی درباره رشد علمی و استادان او نیامده است. مثلاً یاقوت اشاره ای به شیخ امام موفق نیشابوری می کند ولی در این خبر، نوع استفاده و مدت حضور در حلقه درس او نیامده کتابهای شرح حال نیز در مورد ماهیت این امام و نوع فرهنگ آن سخنی نگفته اند تا بتوانیم علوم موثر روی شخصیت باخرزی را بشناسیم. شیخ ابومحمدعبدالله بن یوسف الجوینی از برجسته ترین اساتیدی است که باخرزی در نیشابور نزد آنها تحصیل نمود باخرزی فقه شافعی را از او فرا گرفت و حدیث و ادبیات را استماع نمود.(ابن خلکان،ب.ت.3/475) در کتاب الدمیه آمده است که پدرش اولین استاد او بوده است لذا می بینیم پدرش چون نشانه های تمایل فرزند به علم و دانش و استفاده از انواع دروس را در او می بیند خود اقدام به تربیت او نموده و اساتیدی را برای تعلیم و ارشاد او پیدا می کند. ولی این سوال مطرح می شود و آن اینکه باخرزی چه نوع دانشی را به دست آورده است؟ و پدرش کدام اساتید را برای او بکار گرفته است؟ و پدرش چه چیزی را به به او آموزش داده است؟ ما نمیدانیم چگونه باید به این سوال پاسخ دهیم ولی کورسوئی در این راه وجود دارد آنجا که خود باخرزی می گوید که از حفظ قران فارغ گردید و آن مرحله اول آموزش بود و پس از آن تحصیلات خود را در مکتب خانه ها و نزد اساتید آغاز نمود و بعد از آن به مطالعات خاص خود پرداخت. اگر به متون دمیه خوب توجه کنیم این کورسو روشن تر می شود بدین ترتیب که پدرش با بهترین ادبای آن زمان در ارتباط بود و بسیار اتفاق می افتاد که پسر حلقه وصل بین آنها
می شد،پس نوشته های شعری و برادرانه را حمل می نمود و یا در مجالس ادبی آنان شرکت می نمود. بنابراین می بینیم که باخرزی ادبیات را نزد همنشینان پدرش مانند ثعالبی فرا می گرفت لذا این جو ادبیات بر روح باخرزی اثر می گذاشت داستان دمیه نیز سرشار از تاثیر پذیری او از رفت و آمدهای مکرر به کتابخانه ثعالبی و اطلاع از چک نویس های او بوده است. ولی باخرزی که در سال 434 هجری آماده مسافرت بوده شیوه تحصیل علم خود را بر ما مسدود نموده است . ما موفق شدیم دو نوع فرهنگ او را پس از مسافرت به دو بخش تقسیم کنیم اول آن که بخشی است که از استادان فرا گرفته و دوم از ادیبان و اندیشمندانی است که به دیدار آنان رفته و اشعاری را که روایت کرده اند گرفته و یا راویانی که چندین بار به دیدار آنان رفته تا محفو ظاتشان را منتقل نماید، کافی است اسامی ادیبانی را مطرح کنیم که در هنگام تدوین دست آوردهایشان به دیدار آنان رفته است تا نوع استفاده و بهرۀ او را ارزیابی کنیم از جمله این افراد: ثعالبی، ابن فارس، عبد القاهـر جرجانی، ابن برهان و ابن کرام می باشند چنین تاثیراتی در کتاب دمیه ظاهر گردیده است خواننده پیگیر می تواند گرایشهای نقدی، ادبی، بلاغی، لغوی، نحوی او را از آموخته هایش به وضوح در نوشته هایش مشاهده کند و نقش ادیبانی که ذوق و قریحه او را صیقل دادند و شناخت او را با شعر و نثر خود آراسته نمودند ببیند. اهمیت کتابخانه هایی که استفاده کرده و ذخایر عربی موجود در آنها و دوستانی که در شغل نویسندگی با او همراه بوده اند را نباید فراموش کنیم. باخرزی به فرزندانش اهمیت
می دهد و بر تربیت و پرورش آنان نظارت می کند و چند استاد را برای آنان بکار می گیرد. چنین چیزی بر شناخت موقعیت ادبی و اهتمام وی به فرهنگ و پرورش فرزندان دلالت دارد و فرهنگ وژرف نگری او را نشان می دهد. از آنچه گفته شد می توان بطور مختصر به پرورش علمی او قبل و بعد از مسافرتش پی ببریم و مهمترین استادان او را که زمانه به او داده بود نام بردیم ولی نتوانستیم نام استادی را که همواره با او همراه بوده است بشناسیم و یا اینکه از چه کسی پیروی کرده و یا تاثیر گرفته است و همین امر باعث می شود آموزش و یادگیری عمومی را در ورد او بکار ببریم و آن به علت کثرت نقل و انتقال او در شهرها و کشورها بعد از آغاز مسافرت می باشد ولی شکی نیست که او از هر هنری بهره ای برده و کلیه علوم مشهور عصر خود را جمع آوری کرده و در ذهن خود ذخیره نموده است که نتیجه علمی، شعری و ادبی آن در دمیه آشکار است.(باخرزی،1414،3/1549 و 1550)
1-8 گشت و گذار علمی او:
اسامی کشورهایی که به آنها سفر کرده و انسان فاضل و یا راوی را در آنها ملاقات کرده و یا به یکی از کتابخانه های دیوان آن مراجعه نموده را جمع آوری کنیم می بینیم که تعداد آنها نوزده شهر و روستا خواهد بود راویان زیادی بوده اندکه اشعار این مناطق را بر او عرضه داشتند برخی از این شهرها را چندین بار مسافرت کرده مانند نیشابور، زوزن، خراسان و ری. گویی که باخرزی به بلاد شام، مصر، الجزیره و حجاز نرفته است چون حتی یک نام از آنها برده نشده است. سال تولد او دقیقاً مشخص نیست ولی از کلامش مشخص است که سفر او در سال 434 هجری آغاز گردیده و در سنین نوجوانی و زیر بیست سال بوده است و اگر برنامۀ سفرهای خود را در سال 464 هجری پایان داده باشد نتیجه می گیریم که مدت سی سال را در سفر بوده و توقفی نداشته است مگر آنکه خستگی به وی روی آورده و سالمندی او را از پای انداخته است.
باخرزی نقشه منظمی را از مهمترین شهرهای خود ترسیم کرده و اشخاصی را که در آن شهرها با آنان دیدار نموده را نام برده است. پس از آن، گروه دیگری از افراد که آنان را ملاقات نموده است را نام می برد. اگر این اسامی را با یکدیگر مقایسه کنیم نتیجه می گیریم که ابتدا افراد مشهور را نام
می برد و پس از آنها افرادی که اهمیت کمتری از لحاظ دستاورد علمی و جاه و مقام بوده اند را نام برده است گاهی می بینیم اسامی اشخاص را با قید تاریخ دیدار نام می برد این امر( باوجود اندک بودن) بسیاری از امور مربوط به سفرهایش را روشن می سازد مثلاً در بغداد در سال 425 هجری با ابن برهان نحوی و در سال 466 هجری در نیشابور با ابو سعید دیدار داشته است. در سال 425 هجری در نیشابور، عبدالصمد طبری را زیارت کرده است او می گوید در برخی از شهرها علاوه بر بزرگان و شاعران از کتابها و کتابخانه ها دیدار داشته است. این امر، شیوه تحقیقات و اقتباس و اهتمام او به اینگونه امور را نیز روشن می سازد. سفرهای او در اصل جهت جمع آوری اطلاعات و مقارنه شخصیتها و افراد سرشناس بوده است ولی سفر نیاز به گنج بی پایان دارد و باخرزی از جمله افراد و خانواده های متمول نبوده است لذا می بینیم که از شهری به شهر دیگر منتقل می شود و در آنجا کار می کند وسعی و تلاش خود را برای خدمت به بعضی از امیران و حاکمان به کار می گیرد خواه در دیوان دربار و یا کتابخانه و یا اینکه بصورت نسخ برخی کتابها مشغول می گردید. همچنین می بینیم که در رکاب برخی امیران به سفر می رفته به ویژه به همراه نظام الملک (همان،3/1554).
1-9 نشانه های فرهنگی او:
پس از پرداختن به شیوه پیشترفت علمی و آشنائی با اصول فرهنگی سابق او این سوال مطرح می شود: این موضوع چه تاثیری در دمیه اوداشته است؟ آیا چیزی هست که علوم به دست آمده او را روشن نماید؟ بدهی است فرهنگهایی که یک نویسنده گردآوری می کند هنرهای زمان خود را در دستاورد خود منعکس می نماید. نخستین چیزی که در دمیه با آن روبرو می شویم آن است که نویسنده آن حافظ قرآن وحدیث بوده و نسبت به ادبیات جاهلی و اسلامی اطلاع داشته است علاوه بر ادبیات عصر خود که با آن زندگی کرده و آن را منتقل نموده و مردم نیز از زبان او منتقل نموده اند. از طرفی او یک ناقد، لغت شناس، ادیب و صاحب بلاغت می باشد چون فرهنگ ادبا در دوره عباسی آن است که از هر علمی گوشه ای را برگیری، پس از نگاه به دمیه متوجه می شویم که باخرزی یک ادیب سرشناس و خبره می باشد و با صنعت شعری آشنائی داشته و به نیازهای ادبی عصر خود آگاه بوده است. همچنین نتیجه می گیریم که باخرزی قدرت نگارش علوم خود را به خوبی داشته که آنها بطور مستقیم ارائه نموده و گاهی بصورت نثر غیر مستقیم به رشته تحریر در آورده است. او به آیات قرآنی یا ابیات شعری یا اخبار استناده می کند و مواردی را به عنوان شاهد ذکر می کند و یا به آنها اشاره می نماید زیاده روی او در این زمینه نشان دهنده قدرت درخشان یا تعهد و یا تظاهر او می باشد. گاهی می بینیم که یک سرقت ادبی یا اقتباس و یا تضمین را در آثار دیگران کشف می کند مثلاً در مورد بیت زیر:
تفثُ المرءِ حیثُ یُقضی حلالٌ و جَمالٌ یحقُ أن نَقتَنیهِ
ترجمه: گاهی به انسان روزی حلال و زیبایی می دهند که شایسته است برگرفته شود. باخرزی می گوید: چه نیکو اقتباس کرده است.
قدرت اکتشافات او تنها در قرآن نیست بلکه در عموم ادبیات، شعر، نثر و اخبار او وجود دارد. او زمانیکه می خواهد موضوعی را بنویسد یا شرح حال یکی از ادیبان را به رشته تحریر در آورد بسیاری از مثلهای عربی را ذکر می کند مثلاً می گوید: «به بهترین وجه آنرا راه برده است بگو کمان به دست کمانگر افتاده است» که در آن از مثل «کمان را به دست کمانگر بدهید» استفاده کرده است. و یا اینکه در حین معرفی یکی از شعرا چنین نمی گوید که او شاعر غزل سرائی است که هوش از سرآوازه خوانان می برد، بلکه می گوید: او مانند ابن ربیعه است و یا اگر مداح مشهوری باشد او را به حسان تشبیه می کند و این چنین مورد ستایش قرار می دهد مسلماً این امر نشان دهندۀ آگاهی وسیع وی از کتابخانه نظامی نیشابور یا دارالعلم بغداد و یا کتابخانه های خصوصی برخی از بزرگان که به دیدار آنها رفته و شرح حال آنان را نوشته و مطالبی را از تالیفات آنان انتخاب کرده است، می باشد. باخرزی گاهی اوقات به اشعار شاعران استناد می کند بدون اینکه نام شاعر را ذکر کند و یا به آن اشاره کند و بدین ترتیب کار ما را دشوار می کند که چگونه آنان را پیدا کنیم و آیا این اشعار از خود او بوده و یا از شاعران دیگر است(همان،3/1556).
1-10 منابع باخرزی
باخرزی در طی سفر های علمی خود توانست کتابهایی را پیدا کند که روزگار آنها را فراموش کرده بود و دیوانهایی را یافت که زمانه آنها را مفقود کرده بود قضا و قدر چنین خواسته بود که باخرزی و مانند او را به ماهدیه کند تا کتابها و دیوانها را به ما معرفی نماید و کتابخانه های بزرگی که اغلب آنها فعلاً از بین رفته اند را به ما بشناساند. از مهمترین کتابهای مورد استناد باخرزی دو کتاب هستند که شامل نمونه های بیشماری از شعر و شعرا می باشند لذا شایسته است که این دو کتاب را در زمره کتابهای ادبیات و شرح حال دسته بندی کنیم: کتاب اول«جونة النّد» تالیف یعقوب بن احمد نیشابوری و دوم «قلائدالشرف» تالیف ابوعامراالفضل بن اسماعیل جرجانی است هر دو مؤلف و هر دو کتاب از نخستین راویان مورد اعتماد باخرزی بوده اند، او کتاب «طراز الذهب علی و شاح الادب» تالیف ابو المطهر را نیز مورد مطالعه قرار داده است. هر سه کتاب متاسفانه مفقود شده اند.(باخرزی، 1414،3/1556).
باخزری از کتابخانه هایی نام می برد که دیوانهای شاعران را درآنها مطالعه کرده است. این امر ، میزان توجه او را به تحقیق و همینطور توجه و عنایت به ادیبان را در مورد تأسیس کتابخانه های خصوصی و توجه امیران در مورد تأسیس کتابخانه های عمومی را نشان می دهد. از مهمترین کتابخانه هایی که به آنها رجوع کرده ودر آنها مشغول شده است بیت الحکمه، دارالعلم ، خزانۀ عمید الملک ، خزانۀ نظامی در نیشابور و کتابخانۀ ناصح الدوله فندورجی می باشند. بنابراین می توان گفت نخستین منابع باخرزی در تحقیق عبارتند از : کتابخانه ها، نوشته ها و ارتباط مستقیم با ادیبان یا راویان آنها استفاده از دو زبان عربی و فارسی (همان ، 3/1557)
1-11 کشورها در کتاب دمیه:
باخرزی با معرفی شهرهایی که بازدید کرده یا شهرهای مورد انتساب شاعران، بر کمال دمیه خود افزوده است با وجود اینکه شرح او در مقایسه با اسامی صدها کشور مورد نیاز ما بسیار اندک
می باشد ولی همین تلاش او قابل ستایش می باشد چون اغلب این اسامی، شهر های کوچک یا روستاهای دور افتاده می باشند که سفر به آنها برگردشگران محال بوده و یا اینکه به موقعیت آنها توجه نکرده اند در حالیکه باخرزی را می بینیم که جغرافیا و موقعیت آنها را در نوشته های خود شرح داده است. این شرح او بسیار مختصر است و از چند کلمه تجاوز نمی کند. مثلاً می گوید: «ولاز: از روستای خواف است» و «قلندوش: از نواحی سرخس است». گاهی اوقات باخرزی از اختصار دوری کرده و در شرح طبیعت برخی کشورها مطالبی را در چند سطر یا صفحه می نویسد و آب و هوا، مناطق زیبا، دانشمندان آن مناطق یا اراضی آنها را شرح می دهد مثلاً در مورد زوزن، بخارا و نیشابور، او برای شرح مزایای این شهرها مطالب را دسته بندی می کند و به اشعار و سخنان بزرگان استناد می نماید. وی می گوید که هزار رساله در شرح احوال اراضی نیشابور نوشته و آنرا «غالیه السکاری» نامیده و بخش کوچکی از آنان را در دمیه آورده است.(همان،3/1557)
1-12 نظام الملک و دمیه:
نظام الملک در طول وزارت خود که سی سال ادامه داشت به این عنوان شناخته شد که شدیداً به اهل علم و دین تعلق خاطر دارد. مجلس او همواره مملو از فقها و صوفیان بوده است و به آنان انعام بسیار عطا می کرد لذا کتاب دمیه که در زمان او نوشته شد سرشار از قصایدی است که فضل و کرم و دانش او و توجه وی به علما را مورد ستایش قرار می دهند. نظام الملک از زمینه های ادبی دور نبود او در ابتدای امر نویسنده دیوان دربار بود و اشعار و متون نثری از خود به جای گذاشته است. باخرزی در دوره درخشش ادبی عصر سلجوقیان، عصر طغرلبک و الب ارسلان و نظام الملک، ظاهر گردید و شخصاً متوجه عنایت و توجه نظام الملک به ادبا و علما گردید. او می گوید عنایت و توجه او کمک فراوانی به کشف این ادبا نمود لذا باخرزی دمیه خود را در آن زمان تالیف نمود و آنرا به وی تقدیم کرد. در مورد نخستین صله باخرزی در این زمینه اطلاع نداریم ولی به یقین می دانیم که نظام الملک هیچیک از ادیبان را از فضل خود محروم نساخته و در مورد باخرزی نیز کوتاهی نکرده به ویژه اینکه در مراسلات دیوان با او همراه بوده و از وی پیروی می نمود. باخرزی شرح حال همه شاعرانی را که در مدح نظام الملک شعر سروده اند ذکر کرده که تعداد آنان بیش از 50 شاعر است و در شرح شعر نظامی نیز مطالبی نوشته است. مهمترین صفاتی که شعرا،در مورد او ذکر می کنند توجه او به ادبیات، تأسیس مدارس، توجه او به مشهور ساختن شعرا، عملیات قهرمانانه جنگی، حسن مدیریت و حکومت، تفکر بسیار و پر کردن کتابخانه ها از کتابهای نفیس می باشد. از جمله کسانی که نظام الملک را می ستاید ابو غالب قمی است که می گوید:
|
اقامَ علی شطِّ الفراتِ کانّما |
|
یباری طوافَی مائهِ بعطاءِ
|
ترجمه:
در شط العرب اقامت کرده گوئی با بخشش و عطای خود به آن رود آب می دهد.
فضل و بخشش او به مال در همه جا وجود دارد حتی اگر فرات آب فراوان داشته باشد.
سرور همگان است و تنها به دین اختصاص ندارد.امیر همه اهل زمین است و تنها مختص وزیران نمی باشد.
با شعر و مدح خود تورا شکر می گویم شعری که در آسمان درخشش داشته و مانند گیاهان در زمین منتشر خواهد بود.
دوست داشتیم باخرزی شرح حالی از نظام الملک می نوشت همانطورکه برای وزیر پیش از او کندری نوشته است. ظاهراً باخرزی به این علت در مورد کندری نوشته است که او زبان عربی را
می دانست و برای نظام الملک مطلبی ننوشت چون هیچ دستاوردی به زبان عربی نداشته است. (همان، 3/1559-1558)
1-13 آثار باخرزی
دیوان، این اثر باخرزی شهرت گسترده ای داشته و غالب نویسندگان آن را به شهرت و نیکویی و صف کرده اند. احتمالاً کهن ترین نسخه آن، نسخه موزه بغداد است که در 472 ق یعنی تنها 5 سال پس از قتل او فراهم آمده است وبا مدح خلیفه قانم آغازمی شود.باخرزی خود این دیوان را گرد آورده بود و شاعری به نام ابو العلاءبن غانم هروی در نیشابور آن را نگاشته بود. این دیوان گزیده هایی نیز داشته است:
یکی از آنها الملتقطات (گزیده ها) نام دارد که به یکی از نسخه های دمیه منضم، و همراه با آن توسط طباخ چاپ شده است؛ دیگر الاحسن فی شعر علی بن الحسن برگزیده ابو الوفاء اخسیکتی است که در موزه بریتانیا نگهداری می شود. اما برو کلمان و آقابزرگ نام این کتاب را اختیار الکبر من التیّب... نیز آورده اند. قزوینی اشاره می کند که الاحسن هزار بیت است و باخرزی خود آن را برگزیده است عوفی نیز چگونگی جا به جا شدن آن را در خزاین وزیران نقل کرده است.(آذرنوش،1381،11/56)
محمد قاسم مصطفی در «رساله الطرد» پیوسته به دیوان دو جلدی چاپ خود که در قاهره
(1970م) آماده کرده است، ارجاع می دهد. این دیوان ظاهراً شامل اشعار فارسی، ترجمه هایی از اشعار فارسی و ملمعات نیز هست. آنچه تونجی در بنغازی منتشر کرده (1975م)، مختصری است 160 صفحه ای که در اتریش یافته و ادعا می کند که نسخه احمدیه را هم دیده است. اما هیچ اثری از آن نسخه در دیوان پیدا نیست. آنچه را هم که از منابع گردآورده، ناقص است؛ از جمله اشعار فارسی باخرزی که به روایت عوفی منحصر می گردد و آثاری چون مجمل فصیحی، مجمع الفصحای رضا قلی هدایت، هفت اقلیم امین احمدرازی و ریاض الجنۀ زنوزی را هم ندیده است.
2- در کتابخانه ثوپکاپی سرای، مجموعه منحصر به فردی موجود است که ظاهراً دیوان کامل باخرزی رادربر دارد. در آن دو الروز نامجه نقل شده که بیشتر ذکر مجالسی است که در زمان عبدالحمید بن یحیی (441-443 هـ) در زوزن تشکیل می شده است.
3- همچنین در مجموعه موجود در توپکاپی سرای رساله ای منثور در نخجیرگانی به نام «رساله الطرد» نقل شده که در 1975 م به کوشش محمد قاسم مصطفی در مجله معهد المخطوطات العربیه به چاپ رسیده است.
4- دمیة القصر. این کتاب بارها به چاپ رسیده است، از آن جمله در حلب(1930م)، به کوشش محمدطباخ که بسیار ناقص، و بیش از نیمی از آن ساقط گشته است؛ چاپ عبدالفتاح در قاهره(1968-1971م، در 2 مجلد)؛چاپ سامی مکی عانی در بغداد1971-1973م،در2مجلد)؛چاپ تونجی(در3 مجلد).
اهمیت دمیه، به خصوص برای ادبیات عرب در ایران، در آن است که مجموعه پربهای ثعالبی را به مجموعه های پس از خود و بویژه خریده القصر عمادالدین کاتب پیوند می دهد. دیدیم که باخرزی رابطه ای سخت استوار با ثعالبی داشت، چندان که او را پدر دوم خود خوانده است؛ بی گمان تاثیر یتیمه ثعالبی بود که وی را به تدوین دمیه برانگیخت. او خود شرح داده(1/32) که نسبت به یتیمه و شرح حال آن چه موضوعی اتخاذ کرده است. عمادالدین نیز خود گفته است که دمیه را در کتابخانه تاج الملک در اصفهان دیده، و مطالعه کرده و به نوشتن دنباله آن تشویق شده است. دمیه با آنکه به اندازه یتیمه یا خریده مورد توجه نویسندگان بعد از باخرزی قرار نگرفته، سخت مورد علاقه باخرزی بوده است وگروهی دیگر نیز به شعر یا به نثر آن را ستوده اند. (آذرنوش، 1381،11/56).
چند کتاب بعنوان ذیل بردمیه نگاشته شده است: نخست و شاح الدمیه است که ابو الحسن علی بیهقی(؟-565- قـ) فراهم آورد.(ابن خلکان، ب.ت،3/475). سپس تکلمه ای به نام دره الوشاح بر آن افزود و بخشی از این کتاب به صورت خطی موجود است. دیگر کتاب زینه الدهر تالیف خطیرای(د 568 ق) است.
آثار یافت نشده: 1- شعراء باخرز، می تواند نام کتابی باشد که او در نوجوانی تدوین کرده است.
2- غالیة السکاری، کتابی بوده در احوال نیشابور که باز او خود در دمیه، در آغاز بخش شعرای نیشابور به آن اشاره کرده است.
3- باخرزی خود در دمیه به رساله ای در تفضیل البرد اشاره می کند که در معارضه با وزیر ابو العلا محمد بن علی ابن حسول نگاشته است.(باخرزی، 1414، 1/421).
4- اربعون فی الحدیث.
5- طرب نامه، که مجموعه ربا عیات او بوده است عوفی این کتاب را در کتابخانه سرندیبی دیده و چند رباعی از آن را که به یادش مانده بود، آورده است.(عوفی،1361، 70) ونیز خوب است اشاره کنیم که یک نسخه از الامثال السائره صاحب ابن عباد به خط باخرزی موجود است.(آذرنوش ، 1381، 11/57).
1-14 تحلیلی بر اثر باخرزی:
عوفی برخی از اشعار فارسی او را در لباب الالباب نقل کرده و از آن جمله یک رباعی را به او نسبت داده که در دم مرگ سروده است.(عوفی ، 1361 ، 1/71 - 69)
آثار باخرزی پیوسته مورد ستایش نویسندگان قرار گرفته بعضی منابع اورا یگانه زمان و جادوگر روزگار خود و صاحب شعر بدیع دانسته است اما عشق به آرایه های لفظی چون جناس، ابهامات ملال انگیز، مضامینی کلیشه ای و تقلیدهای پایان ناپذیر، از او دانشمندی نظم پرداز ساخته است، مضامینی چون وصف سرما مانند این بیتها که حکایت از ریزبینی و نکته سنجی او دارند:
کم مؤمنٍ قَرَصَتهُ اَطفارُ الشتا فغدالسُکّانِ الجحیمِ حَسودا
ترجمه: چه بسا که ناخنهای سرما مومنی را زخمی کرد به گونه ای که او به اهل دوزخ رشک برد.
وتری طیورَ الماءِ فی وُ کُناتِها تختارُحرّ النار و السَّفّودا
ترجمه: پرندگان آبزی را می بینی که از فرط سرما در آشیانه هایشان هستند و حرارت آتش و کشیده شدن به سیخ کباب را بر وضع موجود ترجیح می دهند.
و اذارَمیتَ بفضلِ کا سِکَ فی الهوا عادت علیک من العقیق عُقودا
ترجمه: و درآن سرمای شدید هرگاه ته مانده جامت را به هوا پرتاب می کردی، یخ
می بست و مانند گردنبندی از عقیق به نزد تو باز می گشت.
یا صاحبَ العُودَینِ، لاتُهمِلهُما حَرّک لنا عُوداً و حَرِّق عُوداً !
ترجمه: ای کسی که دو ساز داری، آنها را بدون استفاده نگذار: یکی را برای ما بنواز و دیگری را آتش بزن : (فروخ، 1989، 3/171).
دیوان عربی باخرزی بسیار زبانزد شد اما اثر مشهورش کتاب معروف و ارزشمند او« دمیة القصر و عصرة اهل العصر» می باشد که ازجمله مشهورترین کتابها در شرح احوال و آثار ادبیان تازی گو است و به منزله ذیلی است بر«یتیمة الدهر» اثرثعالبی. و علی بن زید بیهقی کتاب «وشاح الدمیه» را به عنوان ذیل آن به نگارش درآورد.
کتاب دمیه القصر افزون برجمع آوری سرودهای شاعران ایرانی، در بسیاری موارد خلاصه ای از شرح حال این شاعران را قبل از روایت اشعارشان در بر دارد که همین امر یکی از عوامل موثر در نگارش تاریخ ادبیات بشمار می رود و بسیار اهمیت دارد و جالب توجه اینکه در کتاب «تاریخ ادبیات زبان عربی» تالیف حناالفاخوری به کتاب دمیه القصر در این زمینه اشاره شده است:
«تاریخ ادب به معنی امروزی اش چیز تازه ای است که اروپائیان در عصر رنسانس شناخته اند. ایتالیایی ها در این فن پیشقدم بوده اند و ملتهای دیگر به ویژه فرانسویان در پی آن گام برداشتند.پیشینیان قوم عرب نیز تاریخ ادب را به معنی امروزی اش نمی شناختند، شیوه آنان جمع آوری شرح حال شاعران و نویسندگان و بیان محاسن و مساوی و استشهاد به برخی از اقوال آنان بود و سخنانشان به هم پیوسته و کامل و فراگیرنبود و نمی توانست تصویری کلی از ادب در یک دوره یا دوره های متعدد به دست بدهد و نیز تعلیل و تحلیل در میانشان چندان رواج نداشت. از این رو آثار این بزرگان تنها می تواند منابع و مصادر تاریخ ادب به حساب آید تاریخ ادب از جمله این آثار است: طبقات الشعراء از محمد بن سلاّم جمحی،الشعر والشعرا از ابن قتیبه ، قلائد العقیان و مطمح الانفس از فتح بن خاقان اندلسی، معجم الشعرا از مرزبانی، یتیمة الدهرفی شعراء العصر از ابو منصور ثعالبی، الذخیره فی محاسن اهل الجزیره از ابن بسام اندلسی، دمیه القصر از ابو الحسن باخرزی، سلافة العصرفی محاسن الشعراء بکل مصر از صدرالدین مدینی و ریحانة الالباب از شهاب الدین خفّاجی»(الفاخوری، 1383، 38).
این کتاب از ویژگی روایت هم برخوردار است زیرا روایت اشعار از آغاز روی کارآمدن عباسیان به صورت جدّی آغاز شد. این امر از آنجا مهم دانسته می شود که مادر نظر داشته باشیم که حدیث نبوی تا زمان خلافت عمربن عبدالعزیز به نوشتار در نیامده بود و این خلیفه اموی با دانشمندان مشورت کرد و آنگاه دستور داد تا نوشته و تدوین شود.(حبیب اللهی، 1346، 5).
از نیمه دوم هجری دانشمندان در زمینه تدوین شعر جاهلی به کار خود که از اوایل قرن دوم هجری آغاز شده بود سرعت بیشتری بخشیدند تا سرانجام در اواخر قرن سوم و به ویژه در قرن چهارم می توان گفت که تا حدودی تدوین نهایی انجام شد و قطعاً این روند در قرن پنجم به تکامل بیشتری رسیده بود که در همین قرن کتاب دمیه القصر در چهارچوب چنین تکاملی به نگارش درآمد(همان،7).
متن عربی کتاب دمیه به فصاحت و جاذبه زبان عربی به عنوان نخستین زبان جهان اسلام باز
می گردد زیرا از زمانی که ایرانیان با طیب خاطر اسلام را پذیرفتند به فراگیری زبان عربی همت گماشتند و در این زمینه شگفتی ها از خود نشان دادند و در دو زمینه نظم و نثر آثاری در خور از خود باقی گذاشتند که عبدالله بن مقفّع و ابن العمید و بدیع الزمان همدانی صاحب مقامات و طغرایی که قصیده لامیه العجم سروده او در مقابل لامیة العرب سروده شنفری شهرت عالمگیر دارد؛ نمونه برجسته در این زمینه هستند. آنچه در آثار با خرزی به ویژه کتاب دمیه جلب توجه می کند همانا مقایسه میان فضاهای فرهنگی و ادبی به دو زبان عربی و فارسی است . در این زمان ، زبان فارسی سخت در تکاپوی هویت جویی و استقلال بود و پیوسته در کشمکش جانکاه با زبان قدرتمند عربی به سر می برد. آرزوی پژوهشگر آن بود که از خلال آثاری چون یتیمة الدهرثعالبی و مکمل آن دمیه القصر، به فرآیند این کشمکش و اسرار پیروزی فارسی در واپس راندن عربی طی سده های بعد پی ببرد. باخرزی نیز چون ثعالبی با اصرار فراوان از فارسی گریزان بود با آنکه خود به فارسی شعر
می سروده و حتی عوفی به طرب نامه(رباعیات فارسی) او اشاره داشته است،(عوفی ، 1361، 1/70) حتی یک بیت شعر فارسی هم نقل نکرده است حال آنکه در کتاب او تقریباً همه شاعران، ایرانی نژادند و بیشترشان «ذواللسانین» بوده اند(آذرنوش، 1381، 11/55).
چند نکته جالب توجه از دمیه می توان استخراج کرد. بخش اعظم کتاب به مدایحی که برای نظام الملک سروده شده اختصاص دارد همان گونه که یتیمة الدهر به صاحب بن عباد اختصاص یافته است. تقریباً همه راویان با خرزی، نسبت از یکی از شهرهای ایران گرفته اند: جرجانی، توزی، زوزنی، قهستانی، شیرازی و ...؛ نام گروهی از شاعران، نامهای خالص ایرانی است، مانند مهیار بن مرزویه، الکیا الا صفهدوست، ابو علی ابزون مجوسی که اصلاً اهل عمان بوده و دیوان شعرش در دارالکتب نیشابور موجود است. بر خلاف نظر تونجی، واژه های فارسی در دمیه فراوان نیست این امر بی گمان عمدی بوده است. مجموعه واژههای فارسی آن 82 واژه است که تقریباً هیچ کدام درعربی نوین نیستند ؛ دو سه عبارت فارسی هم در قالب شعر در دمیه آمده است که عبارتند از: مردی عرب به نام ابو الفرج درباره غلام خود که اسمش کرندی است، می گوید : «انّ الکرندی روشناخرّه»؛ شاعری دیگر به نام مشطّب که از ابن حجاج تقلید می کند، به عشق ورزی با دختر دربانی پیر
می رود، دختر از ترس فریاد می زند«اَبا با زود تا ما برهانی»، پدر از دیدن آن منظره بانگ میزند و جمله ای فارسی در شعرش به کار می برد که بی تردید در متن تحریف شده است و معنای ناپسند دارد(همان،11/56). البته فراموش نکنیم که بومی گرایی نیز در کتاب دمیه برای خود جایی دارد مثلاً در اشعار ابو نصر که مورد شرح و ترجمه قرار گرفته- به راههای پر دست انداز و گل آلود نیشابور اشاره دارد که در قالب طنز پردازی، واقعیت ها را بسیار فراتر از خودشان با گزافه پردازی مورد اشاره قرار داده تا جایی که برخی از آن دست اندازهای سرشار از گل ولای را به دریاهایی ژرف تشبیه
می کند. ( باخرزی، 1414، 1/434)
زندگی نامه
محمد بن علی بن الحسن، ابوالعلاء بن حسول یکی از نویسندگان و شاعران این دوره است که اشعاری شیوا و سرشار از حکمت سروده است . زادگاهش همدان است اما در ری بزرگ شد و از محضر بزرگانی همچون صاحب بن عبّاد واحمد بن فارس صاحب «المجمل» در لغت استفاده برد و در ری عهده دار دیوان رسائل شد و در حکومت سلجوقی پر آوازه گشت . کتاب «تفضیل الاتراک علی سائر الاجناد» را به نگارش در آورد که مقدمه آن در مجلۀ تاریخی ترکیه به چاپ رسیده است . نوشته هایی از او بر ضد ابوالمعالی محمد بن علی عُقیلی و ابوالبدر مظفر بن علی القصری، و ابومسلم محمد بن علی بن مهرزاد ، ابو سعد محمد بن احمد بن ابی الفتح البختکینی و علی بن الحسن
باخرزی و مرتضی مطهر بن علی ؛ در مجموعۀ نسخی خطی در کتابخانۀ واتیکان دیده شده است. (الزرکلی ، 1085،6/276 ؛ صفدی، 1414، 4/132-135).
اشعار فراوانی در تتمه المختصر[1] جلد دوم ص 107 از او آمده است . او در سال 450 هجری مطابق با 1058 میلادی از دنیا رفت پدرش در نویسندگی و بلاغت ضرب المثل بود و او در نزد چنین پدری پرورش یافت و به ادیبی بزرگ مبدل شد (ابن شاکرکتبی ، 1951 ،2/239 ؛ باخرزی ، 1414، 1/411)
ترجمۀ متن و شرح آن
ابوالعلاء محمد بن علی بن حسول از نویسندگان بزرگ و از جمله ره یافتگان به عرصۀ انواع فضل و دانش است. در این راستا سخن، عسلی است فراهم آمده و خط و نگارش زیوری است آشکار. و از زمانی که در میان بلیغان فرود آمده همچون اسبی پیشانی سفید در میان اشتران تیره رنگ آشکار و پر آوازه است.
این فرصت به من دست داد که او را در ری و در خانه اش در کوی زاد مُهران دیدار کنم، و از این رو از محضرش گلهایی از دانش و فضیلت را چیدم و قصیده ام را درباره اش سرودم از این قرار:
|
یا حادِیَ العیرِ رفقاً بالقواریر |
|
وقِف، فلیسَ بعارٍ وقفة العیرِ |
(بسیط)
حادی: حدی خوان، آواز خوان ساربان، منادای مضاف.
العِیر: ج عِیَرَات وَعِیرَات، کاروان الاغها (مونث است)، هر کاروانی از شتر یا قاطر و یا الاغ که مواد غذایی را بار کرده باشند، مضاف الیه.
رفقاً: مصدر ثلاثی مجرد از رَفَقَ، یَرفُقُ، به معنای نرمی و مدارا کردن یا چیزی که از آن کمک
می جویند.
علت نصب آن در بیت مذکور، مفعول مطلق است برای فعل محذوف در اصل اینگونه بوده است: اُرفُق رفقاً.
بالقواریر: جار و مجرور و متعلق به رفقاً، مفرد آن قاروره، سبوهای شراب.
ِقف: فعل امر ثلاثی مجرد، مثال واوی، حرف علّه به جهت اعلال حذف گردیده است.
ترجمه: ای آواز حدا خوان برای شتران! مراقب سبوهای باده باش و درنگ کن، زیرا ننگ و عاری در توقف شتران نیست.
شرح: حادی منادای مضاف است و منصوب. این واژه اسم فاعل ا زریشۀ حُدا می باشد آوازی بود که برای شتر می خواندند تا سریعتر برود و خسته نشود این واژه در اشعار زیادی یا به صورت صریح ویا کنایه به کار رفته است. وزنهای شعر عرب از همین آواز به وجود آمده و رفته رفته شکل کامل به خود گرفت.
شیخ سعدی در کتاب بوستان و گلستان بدون اشارۀ صریح به لفظ حُدا اما به صورت ضمنی به تاثیر این آواز در روحیه و رفتار شتر می پردازد:
نبینی شتر بر نوای عرب که چونش به رقص اندر آرد طرب
(سعدی، 1380، 226)
اُشتر به شعر عرب در حالت است و طرب گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری
(سعدی، 1344، 194)
همچنین بشاربن بُرد[2] شاعر دورۀ عباسی و اموی که یکی از پیشتازان فرقۀ شعوبیه بودو با نژاد پرستی عربها مخالفت می کرد با توجه به این گرایش و برای رویارویی با فخر فروشی عربهای آن روزگار، سابقۀ آنها را با اشاره به همین واژه حدا چنین به شعر در آورده است:
و لا حَدی قَطُّ اَبی خَلفَ بعیرٍاَ جَربِ و لا شَوَینا و رَلاً مُنضِّضاً بالذَّنَبِ
ترجمه: پدر من هرگز پشت شتر گر آواز حُدا نخوانده و ما سوسمار را در حالی که دمش را تکان می داد کباب نکرده ایم. (حموی، 1996، 1/344)
به هر حال وزنهای شعری بر مبنای موسیقی حُدا و راه رفتن شتر به وجود آمد و به سرعت مورد پذیرش و فطرت بی آلایش عرب دورۀ جاهلی قرار گرفت و همین آغاز ساده عرصه ای گسترده وشکوهمند وشگفت انگیز برای اشعار عربی و سپس برای اشعار فارسی در پی داشت.
|
واحلُب مآقِیَ عِینٍ طالما قَصُرت |
|
حُمرَ الدُّموعِ علی البیضِ المقاصیرِ |
احلُب: بدوش، جاری کن، فعل امر ثلاثی مجرد.
مَآقِیَ: گوشه های چشم که مجرای اشک است، مفرد آن مَأقِیَ ، منصوب به نزع خافِض (مِن مآقی).
طالما: دیر زمانی است. حرف «ما» کافه است زیرا فعل طالَ را از داشتن فاعل باز می دارد،
مفعولٌ فیه و محلاً منصوب.
جملۀ «طالما قَصُرَت» صفت برای عینٍ می باشد و محلاً مجرور، توضیح اینکه جمله های بعد از اسم نکره صفت برای آن اسم به شمار می روند.
حُمرَ: مفعول به برای احلُب، جمع مکسر، مفردش اَحمَر، رابطۀ دموع با حُمر، رابطۀ موصوف و صفت است.
علی البیض: جار و مجرور و متعلق به احلب، بیض جمع مکسر و مفردش ابیض، در اینجا به معنای زنان سیم تن است یعنی صفتی که جانشین موصوفش شده است.
المقاصیر: صفت برای البیض، مفردش مقصوره، چندین معنا دارد اما در اینجا به معنی زنان خانه نشین می باشد.
ترجمه: به خاطر زنان سیم تنی که در خانه ها زندانی شده اند، اشکهای خونبار از گوشه های چشمی که دیر زمانی است در فشاندن اشک کوتاهی کرده است، از دیده تان جاری کن.
شرح: در بیت مذکور، استعارۀ بالکنایه به کار رفته است از این قرار که اشک به شیر تشبیه شده است و شیر که مشبه به می باشد محذوف است و دوشیدن که از لوازم آن به شمار می آید، مورد اشاره قرار گرفته است.
در اینجا خالی از لطف نیست که بگوئیم یکی از ساده ترین و زیباترین شواهد مثال برای استعارۀ بالکنایه یا مکنیّه، این بیت از منوچهری است. ( منوچهری ، 1385، 57)
شبی گیسو فرو هشته به دامن پلاسین معجر وقیر ینه گرزن
در این بیت، شب به زن تشبیه شده و زن که مشبه است حذف شده و از لوازمش گیسو ذکر شده است.
در نتیجه ابن حسول از آن خوشش آمد و آن را پسندید و گفت: اگر زانویم دچار ضعف نبود با شعر نسیبش[3] می رقصیدم. بنابراین چنین سخنی سراسر عطرآگین است و درد زانو طبیب و درمان کننده ای ندارد. آن گاه اوضاع و احوال ما را به فضایی برد که در آنجا رقابت بر سر تصنّع، دردوستی ایجاد کدورت نمود پس همانگونه که شخص ردای بلند خود را از تن در می آورد، آن را کنار نهادیم و ماجرایی که میان من و او رخ داد این بود که وی رساله ای در برتری گرما بر سرما نوشت و من با نگارش رساله ای به مقابله با آن برخاستم، آن گاه به من گفت: تنها کسی که سرد مزاج است سرما را ترجیح می دهد، من هم گفتم: و همچنین کسی که مزاجش گرم است گرما را ترجیح می دهد. سپس مات و مبهوت شد و سکوت اختیار کرد و من هم با او خشونت نکردم و به کدورت دامن نزدم و منصفانه بزرگی های او را ستودم و نیش و کنایه به او نزدم. از جمله چیزهایی که در کتابخانه ری در شوّال 443 برایم سرود، شعری است که در آن برخی از خود بزرگ بینی ها را مورد هجو قرار داده است:
|
دَخَلتُ علی الشیخِ فیمن دَخَل |
|
فَغَر بلَ عُصعُصَه و انتخَل |
(متقارب)
فیمن: جارو مجرور و متعلق به فعل محذوف.
دَخَل: جمله فعلیه وصله است برای مَن، و محلی از اعراب ندارد.
غَربَلَ: الک کرد و غربال کرد، فعل ماضی رباعی مجرد.
عُصعُص: استخوان بیخ نشیمنگاه، مفعولٌ به برای غَربَلَ.
اِنتَخَلَ: غربال و الک کرد یعنی نخاله ها را جدا کرد، در اینجا یعنی صاف نشست، فعل ماضی ثلاثی مزید از باب افتعال، معطوف به غربَلَ.
ترجمه: همراه دیگران بر شیخ وارد شدم، آنگاه نشیمنگاه خود را تکان داد و صاف نشست.
|
وأظهر مِن نَخوَةِ الکبریا |
|
ءِمالَم اُقدِّر و مالم أخَل |
نَخوة: تکبّر.
الکبریاء: عظمت و بزرگی، تکبر، مضاف الیه.
ما: اسم موصول مشترک.
لم اُقدَّر: فعل مجزوم از باب تفعیل، این جملۀ فعلّیه، صله برای ما است.
لم اَخَل: جملۀ صله برای «ما» دوم.
ترجمه: تکبّری از خود نشان داد که فکرش را نمی کردم و در تصوّرم نمی آمد.
شرح: چنین بیتی را مدّور گویند زیرا یک واژه از آن (کبریاء) به دو قسمت شده و جزئی از آن در پایان مصرع نخست و جزء دیگرش در آغاز بیت دوم است.
|
فَقُلتُ لَه مُؤثراً نُصحَهُ |
|
و قدیُقبَلُ النُّصحُ ممَّن بَخل |
مؤثِراً: ترجیح دهنده، حال و منصوب.
نُصحَ: پند، مفعولٌ به برای اسم فاعل مؤثر.
قَد: حرف تقلیل که بر سر مضارع می آید و معنای تقلیل به آن می دهد.
یُقبَلُ: مضارع مجهول و النُّصحُ نایب فاعل آن.
ممَّن: جار و مجرور (مِن + مَن) متعلق است به فعل یُقبَلُ.
بَخَل: جمله فعلیه، صله است برای مَن و محلّی از اعراب ندارد.
ترجمه: با او سخن گفتم در حالی که مقصود اصلی ام پند دادن به او بود زیرا گاهی شخصی بخیل نیز پند پذیر است.
|
اِذا کنتَ سیِّدَنا سُدتَنا |
|
و إن کنتَ للخالِ فاذهَب فَخل |
اذا: ظرف زمان، از ادات شرط غیر جازم.
سَیِّدَ: سرور، در اصل سَیوِد بود، حرف واو قلب به یاء شد و دو یاء درهم ادغام گردید و سَیِّد به دست آمد، خبر کنتَ و منصوب.
سُدتَ: فعل ماضی ثلاثی مجرد، اجوف واوی که حرف علّه اش به واسطۀ التقاء ساکنین حذف شده است، جملۀ «کنتَ سیِّدنا سُدتَنا» مضاف الیه برای اذا و محلاً مجرور است چون اذا ظرف زمان و دائم الاضافه است و همیشه به جملۀ بعد از خودش اضافه می شود.
إن: حرف شرط.
کُنتَ: فعل شرط و محلاً مجزوم.
للخالِ: خبر برای کنتَ و محلاً منصوب، اجوف یائی.
فَ: حرف جواب که اگر جواب شرط جملۀ انشائی باشد و جوباً بر سر آن می آید.
اِذهَب: فعل امر و جواب شرط و محلاً مجزوم، انشاء طلبی است، در اینجا فعل امر به معنای تهدید به کار رفته است یعنی برو و تکبر کن تا عاقبتش را ببینی.
توضیح اینکه فعل امر، انشاء طلبی است و یکی از معنای غیر اصلی امر، تهدید است یعنی دیگران را با لفظ امر از عاقبت کار بیم می دهند مانند فرمودۀ خداوند بلند مرتبه:
«قَل تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصیرَکُم إلیَ النّارِ». (ابراهیم، 30)
(تهدید برای مشرکان) بگو: (در این چند روز دنیایتان) برخوردار شوید که حتما بازگشتتان به سوی آتش است.
فَخَل: فـَ :حرف عطف، خَل: معطوف به اِذهب ومحلاً مجزوم.
ترجمه: هر گاه تو سرور ما باشی بر ما بزرگی خواهی کرد و اگر اهل تکبر هستی برو تکبّر کن.
|
فَقالَ: اغتَفِر زلَّتی مُنعِماً |
|
فَاِنِّیَ نَغلٌ بِزَیتٍ وخَل |
جملۀ « اغتَفِر زلَّتی...» تا پایان بیت، مفعولٌ به برای قالَ ومحلاً منصوب.
إغتَفِر : فعل امر از باب افتعال، بیامرز، درگذر، ببخش.
زلّة: مصدر ثلاثی مجرد، مضاعف، مفعولٌ به برای اغتَفِر و تقدیراً منصوب، زیرا به ضمیر یاء متکلّم اضافه شده است.
مُنعِماً : اسم فاعل ثلاثی مزید از باب افعال، حال و منصوب.
فَاِنِّیَ : حرف تفریع باضافه حرف مشبهه و اسم انّ.
نَغلٌ : فاسد (المحیط) «ح»، خبرانَّ.
بِزَیتٍ : جار و مجرور و متعلق به محذوف، صفت برای نغلٌ و محلاً مرفوع، روغن.
خَل: معطوف به زیتٍ، سرکه.
ترجمه: پس گفت: در حالی که بر من منّت روا می داری از لغزش من در گذر زیرا که من با روغن و سرکه فاسد شده ام.
شرح: یاء در «اِنّیَ» به خاطر هماهنگی وزن عروضی مفتوح شده است.
|
و کَم مِن وزیرٍ کبیرٍ عَرا |
|
هُ عندَ (قضاءِ الحُقوقِ) البَخَل |
کَم: اسم کنایه و مبنی بر سکون، مبتدا و محلاً مرفوع.
من وزیرٍ: جار و مجرور و متعلق به محذوف، وزیرٍ تمیز برای کَم ومحلاً منصوب.
کبیرٍ: صفت مشبهه، صفت برای وزیر.
عَرا: فعل ماضی ثلاثی مجرد، ناقص واوی، دچار شد.
قضاءِ: مصدر ثلاثی مجرد، ناقص واوی، مضاف الیه.
البَخَل: مصدر ثلاثی مجرد، فاعل مؤخّر برای فعل عرَا و مرفوع.
ترجمه: چه بسا وزیر بزرگی که در هنگام ادای حقوق مردم به بخل دچار شد.
|
اَخَلَّ بحقِّ دُهاةِ الرّ ِجالِ |
|
فمازالَ یصفعُ حتی اَخلّ |
اَخَلَّ : فعل ماضی ثلاثی مزید از باب افعال، تباه کرد، کوتاهی کرد.
دُهاة: جمع مکّسر، مفردش داهی، مضاف الیه، تیز هوش، زیرک.
الرِّجالِ: مضاف الیه و مجرور، اما در واقع موصوف است برای دُهاة یعنی اضافه صفت به موصوف.
مازالَ: فعل ناقص، همیشه، همچنان.
یصفعُ: فعل مضارع مجهول و نایب فاعلش، ضمیر هو مستتر در آن می باشد و این جملۀ فعلیه خبر برای مازال است و محلاً منصوب.
حتّی: حرف انتهائیه و غیر عامل.
ترجمه: در حق مردان زیرک تباهی روا داشت از این رو همچنان سیلی می خورد تا خودش تباه شود.
قصیده ای از خود برای من سرود که با ابن الجبّان[4] ادیب عراق که حنا بسته بود شوخی کرده بود:
سـنِّی کسِـنِّ أدیـبِ العِـراق زَینِ الظِّـرافِ
(مجتث)
زینِ: بدل برای ادیب.
ترجمه: من هم سن و سال ادیب عراقم که زینت ظریفان و نکته گویان است.
|
سِتُّ و ستونَ عاماً |
|
مابَینَنا من خِلافِ |
ستٌّ و ستونَ : عدد معطوف، خبر برای مبتدای محذوف و مرفوع.
عاماً: تمیز برای عددمعطوف و منصوب.
ما: حرف شبیه به لیس و بَینَ خبر مقدم و خِلاف اسم مؤخر و حرف جّر«من» زائد است.
ترجمه: هر دو شصت و شش سال داریم و اختلافی میان ما نیست.
شرح: در بیت دوم، مصرع نخست ایجاز حذف به کار رفته است یعنی «سنُّنِا» که مبتدا است حذف شده است. دیگر اینکه عدد «سِتٌّ» به جای مونث بودن به صورت مذکر آمده تا وزن شعری حفظ شود زیرا عام مذکر مجازی است و عدد سه تا ده برای چنین معدودی باید به صورت مونث به کار برود.
و از اوست در گله مندی:
|
لکنَّ شیبیَ بادٍ |
|
و شَیبُهُ فی غِلاف |
لکّن: حرف مشبهه بالفعل و عامل.
|
شیبی: اسم لکّن و تقدیراً منصوب، ضمیر یاء متکلّم مضافٌ الیه و محلاً مجرور.
بادٍ: اسم فاعل از بَدا یَبدو، اصلش بادِوٌ بوده و بعد از آنکه واو در آن قلب به یاء شد با دِین تبدیل شد و سپس اعلال به حذف صورت گرفت و به بادٍ تبدیل شد، تنوینش عوض از حرف محذوف است، خبر برای لکّن و تقدیراً مرفوع و به معنی آشکار.
ترجمه: اما پیری من آشکار و پیری او پنهان است.
توضیح اینکه در این بیت صنعت طباق یا تضاد به کار رفته است یعنی میان «بادٍ» یعنی آشکار و «فی غِلاف» به معنای پنهان رابطۀ تضاد وجود دارد.
أسـامَتنی و ذَنـبُ المَشـیبِ فیهِ اقتِـرافی
أسامَت: فعل ماضی از باب افعال، اجوف واوی، به چراگاه برد، در اینجا به دنبال کشانیده است.
إقترف الذَّنبَ: مرتکب گناه شد،اِقتراف به معنای مرتکب گناه شدن و یا جمع آوری مال است مانند: اقتَرَفَ المالَ: مال را جمع کرد.
و: واو حالیّه و ذنبُ مبتدا و مرفوع و جملۀ «فیه اقترافی» خبر برای ذنبُ و همۀ جملۀ بعد از واو، جملۀ حالیّه است و محلاً منصوب.
ترجمه: مرا به دنبال خود کشانید در حالی که گناه من، پیری وسالخوردگی بود.
|
مِن الظِِّباء العَواطی |
|
الی الضِّباعِ القَوافی |
ظِباء: مفردش ظَبی یعنی آهو، مِن الظباء: جار و مجرور و متعلق به فعل محذوف.
العواطی: صفت برای ظِباء و تقدیراً مجرور، جمع عاطِیَه از عطا یَعطُو، در اصل به معنای عطا کردن است اما در اینجا یعنی حیوانی که گردنش را به سوی چیزی دراز کرده است (المحیط).«ح»
الضِّباع: کفتارها، مفردش ضَبُع، الی الضباع: جار و مجرور و متعلق به فعل محذوف.
القوافی: صفت برای ضباع، دنبال کننده ها، مفردش قافیه، که البته قافیه در شعر به علت تکرار وزن پایانی این عنوان را گرفته است.
ترجمه: از آهوانی که به سوی شاخه های درخت گردن دراز کرده اند به کفتارهای دنبال کننده بدل شده ام.
در توضیح قافیه باید بگوییم که عبارت است از واژه های غیر تکراری در پایان بیتها و مصرعها به گونه ای که این واژه ها به صورت کامل یا ناقص با هم هماهنگ باشند و آخرین حرف اصلی آنها نیز یکسان است. البته این تعریف برای قافیه فارسی و عربی هر دو تا حد زیادی مشترک است اما در عروض عربی در تعریف قافیه گفته اند: آخرین جزء بیت که میان دو ساکن قرارگرفته و پیش از آن یک حرف متحرک آمده باشد و این حرف متحرک با آن جزء محصور، در میان دو ساکن روی هم قافیۀ عربی را تشکیل می دهند مانند این بیت از ابوالقاسم شابّی، شاعر معاصر تونسی:
اِذا الشَعبُ یوماً اَرادَ الحیاة فلابُدَّ اَن یَستَجیبَ القَدَرَ
در این بیت جزء «بَ القَدَر» قافیه است.
فراموش نکنیم که قافیه در شعر فارسی حد و مرز دقیقی ندارد و هماهنگی کلی مد نظر است مانند گریز و تیز:
وقت ضرورت چو نماند گریز دست بگیرد سر شمشیر تیز
(احمدنژاد، 1366، 6)
میان واژه های ظِباء و ضباع رابطه جناس لاحق یا مضارع برقرار است.
و نیز از خودش برای من چنین سرود:
|
یا فَتی ضَبَّةَ الّذی |
|
هُو بَدرُ الدُّجُنَّةِ |
فتی: منادای مضاف و تقدیرا منصوب.
ضبَّةَ: مضاف الیه و محلاً مجرور، چون غیر منصرف است به جای کسره، فتحه می گیرد، در اصل به معنای آماس در سینۀ شتر است اما در اینجا به معنای تنومند است.
الذی: صفت برای فتی و محلاً منصوب، توضیح اینکه صفت باید مشتق باشد اما اگر صفت اسم موصول باشد جامد خواهد بود.
هُو: ضمیر صدر صله، مبتدا.
بَدرُ: خبر و دُجُنَّه مضاف الیه و مجرور و این جملۀ اسمیه صله است برای الذی.
دُجَنَّة: تاریکی.
ترجمه: ای جوان تنومندی که مانند شب چهاردهم در دل تاریکی است!
هُوَبَدرُ... تشبیه بلیغ است زیرا وجه شبه و ادات تشبیه در آن محذوف است، و این به قصد بیان اوج همانندی میان دو طرف تشبیه است.
|
بأبِی وَجهُکَ الّذی |
|
فیه ناری وَجنَّتی |
(مجزوء الخفیف)
بِأَبی: ب حرف جرّ برای سوگند، أب تقدیراً مجرور، یاء مضافٌ الیه.
وَجهُ: مبتدا و الذی خبر آن.
فیه: خبر مقدم برای نار.
نار: مبتدای موخر و تقدیراً مرفوع.
جنَّتی: معطوف به ناری
ترجمه: به جان پدرم سوگند که چهرۀ تو همان است که جهنم و بهشت من در آن قرار دارد.
شرح: از نار یعنی آتش به جهنم تعبیر شده است و این یک مجاز مرسل است با علاقۀ حالیّه یعنی آتش در جهنم حلول دارد و جهنم محل آتش است.
مصرع دوم جملۀ صله است برای الذی و محلّی از اعراب ندارد.
1- با توجه به گفتۀ ابن شاکر کتبی در کتاب فوات الوفیات و گفته باخرزی در دمیه ، اشعار ابن حسول در تتمه المختصر آمده است و کتاب تتمه المختصر فی اخبار البشر (تألیف ابن الوردی) و همچنین تتمه الیتیمه (تألیف ثعالبی) جستجو شد اما اشعار ابن حسول را در آن نیافتم.
[2] -بشار بن بُرد (96 – 168 هـ) شاعر دورۀ عباسی و اموی و پدرش از موالی بود. او نابینای مادرزاد بود و در جوانی به گمراهی و الحاد گرایید. از این رو فقیهان بصره در سال 127 هـ اورا از بصره بیرون کردند و سرانجام به اتهام زندقه به قتل رسید. (الفاخوری، 369)
[3] - نسیب آن گونه غزلی است که مقدمۀ قصائد قرار می گیرد وسیله ای است برای هدفی که شاعر در نظر دارد اینگونه تغزلها سخن بر یک منوال است حدیث اطلال و دمن و گریستن شاعر بر آنها ( الفاخوری، 246).
به معنی سخن عاشقانه سرودن است پیش آهنگ قصیده و زمینه سازی شاعر برای ورود به اصل مقصود و مقدمه ای برای زیباییهای محبوب ، حکایت عشق و عاشقی ، وصل و رنج ،هجر وفراق یا وصف مناظر طبیعت می باشد ( احمدی و دیگران ، 148)
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 194 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 146 |
فصل اول
کلیات تحقیق
1 – 1- مقدمه :
یکی از دو پدیده ذاتی جمعیت ( در کنار ولادت ) مرگ و میر است . که برعکس ولادت در حرکت زمانی جمعیت نقش منفی و کاهنده دارد . هم چنین واقعه ای تجدیدناپذیر و دارای شمول عام که کلیه افراد جامعه را در بر می گیرد و هیچ موجودی را از این واقعه گریزی نیست . تنها تفاوتی که میان مرگ و میرهای مختلف می توان یافت نوع از دنیا رفتن ، علت مرگ و میر و طول عمر می باشد .
ولی انسان برای گریز از مرگ و میر و به تاخیر انداختن آن همواره در تلاش و تکاپو بوده است . مرگ و میر در مقایسه با سایر وقایع جمعیتی ، اولین موضوعی است که اذهان بشر را همواره به خود معطوف داشته است . ( شرایاک، 1975، 221 ) لذا تلاش برای کاهش مرگ و میر و اعمال تمهیداتی در راستای آن موضوعی است که مورد پذیرش تمام فرهنگ ها و ایدئولوژی ها
قرار می گیرد و در این زمینه مقاومتی وجود ندارد . ( میرزایی،1375 ،16 ) .
مرگ پدیده ای صرفاً زیستی نیست و جنبه های اقتصادی – اجتماعی مهمی در آن نهفته همین جا بود که شناخت ویژگی های مختلف و بررسی جنبه های افتراقی این پدیده مورد توجه واقع شد و موضوع بررسی های علمی مختلفی قرار گرفت.
امروزه مرگ یکی از سنجه های توسعه به شمار می آید و مطالعه آن به منظور سرعت بخشیدن در این فرایند از اهمیت زیادی برخوردار است . ( کاظمی پور ، 1382،2) .
تعداد مرگ و میر ، نوع و شدت آن ، توزیع سنی و جنسی فوت شدگان ، امید زندگی به هنگام تولد و سایر مسائل مرتبط ، از مهمترین شاخصهای بهداشتی و بالاتر از آن از اساسی ترین شاخصهای توسعه انسانی در جوامع شمرده می شود ، زیرا تمامی تلاش های جامعه انسانی برای توسعه و تعالی فرد فرد اعضای خود است یا باید باشد . و در این میان آنچه که بیشتر از همه اهمیت پیدا می کند طول عمر و فزودن بر آن است ، چه بشر از گذشته های دور همواره به دنبال آب حیات و اکسیر جوانی بوده است و امروزه به یاری پیشرفتهای شگرف علم پزشکی ، بهداشت ، تغذیه و علم وراثت، عمر متوسط انسان فزونی یافته است . اما تفاوتها همچنان باقی است چون توزیع این همه وسایل و امکانات بهداشتی و درمانی و تولیدات موادغذایی و پروتئینی نه بر اساس نیاز و احترام به ارزش انسان ، بلکه بر پایه توسعه نابرابر شمال و جنوب در سطح ملی و بین المللی و افزودن بیش از پیش سرمایه ها و انباشت آن در بانکهای معتبر جهانی صورت می گیرد . ( تمنا، 1375، 162) .
اکثریت جمعیت دنیا که در فقر به jسر می برند و سرزمین هایی که قادر به تامین غذای کافی برای مردم خود نیستند علت آن ناسازگاری آب و هوا و قهر نیروهای اسرارآمیز طبیعت نیست . بلکه عامل اصلی ، اقدامات هماهنگ و موزیانه طبقات مسلط در کشورهای پیشرفته و کمپانیهای چند ملیتی است و مادام که این شیوه ها حاکم بر سرنوشت کشورهای جهان سوم باشد مردم این نقاط و فرزندانشان همچنان از گرسنگی و کمبود موادغذایی رنج خواهند برد . (جرج، 423،1363) که در نتیجه بسیاری از این کشورها باید شاهد میزان های بالایی از مرگ و میر چه نوزادان و کودکان و مادران و .... باشند .
با وجود این که کشورهای در حال توسعه سهم قابل توجهی از رشد جمعیت را به خود اختصاص می دهند پس مطالعه در زمینه مرگ و میر و کاهش آن در این گونه از کشورها امری ضروری است ، که خود این امر به برنامه ها و سیاست گزاریهای جمعیتی آنها بستگی دارد . به طوری که با مطالعه و پژوهش در این زمینه می توانند راهی به سوی توسعه کشورهای خود باز کنندزیرا همانطور که می دانیم شدت مرگ و میر از شاخص های مهم درجه توسعه یافتگی در جوامع است .
به طوری که مطالعات مستمر در زمینه شاخص های حیاتی به محققین و برنامه ریزان کمک می کند تا روندها و تغییرات را نیز مورد ارزیابی قرار دهند و چگونگی تحولات جمعیتی و اقتصادی را بررسی کنند . علاوه بر این ، بررسی تغییرات اپیدمیولوژیکی در کشور سبب خودنمایی اولویت های جدیدی در برنامه های مرتبط با سلامتی و برنامه های توسعه اقتصادی – اجتماعی می شود و جهت تداوم و اصلاح فعالیت های گذشته و ایجاد استراتژی های جمعیتی و فرهنگی و توسعه اجتماعی و امور مرتبط با سلامتی ضروری است . ( نقوی ،1381 ، 120 )
با مطالعه و پژوهش در زمینه شناخت دقیق مرگ و میر می توان به نتایجی دست یافت که راهگشای بسیاری از مسائل باشد و زمینه را برای فرایند توسعه فراهم سازد و راه را برای دست اندرکاران و برنامه ریزان اجرایی هموار سازد . کشور ما ، ایران که اکنون در حال گذر در مسیر توسعه است ، پژوهش در حیطه مرگ و میر می تواند مفید و مثمرثمر باشد . بنابراین در این تحقیق سعی بر آن داریم ، ابتدا ضمن ارائه یک سری مباحث نظری مرتبط با این پژوهش و نیز بررسی ویژگی های جمعیتی فوت شدگان ، به برآورد سطح مرگ و میر و محاسبه برخی از شاخص های مرگ و میر و ساختن جدول عمر و بررسی عواملی که با علل مرگ و میر مرتبطند ، و به طور کلی اثبات فرضیه های تحقیق در جامعه موردنظر بپردازیم و نهایتاً هم یک جمع بندی و نتیجه گیری از آنچه که بدست آوردیم داشته باشیم .
امید است این پژوهش با تمام نقایص و کاستی هایش چارچوبی برای برنامه ریزان و دست اندرکاران اجرایی فراهم سازد که زمینه ساز ارائه راهکارهای مناسب مدیریتی ، بهداشتی ، اسکان و استقرار جمعیت و اشتغال و به تبع آن زمینه ساز تناسب لازم میان رشد جمعیت و رشد اقتصادی و اجتماعی به طور اعم کشور و به طور اخص استان ( بویژه نقاط روستایی این استان ) باشد .
1-2- بیان مساله تحقیق :
مرگ و میر یکی از دو یا سه عامل اصلی جمعیتی است که ثبات یا تغییر آن در جریان زمان سبب تغیییر در حجم جمعیت ، توزیع جمیعیت یا ترکیب جمعیت می شود . و به واسطه این تغییرات واقعه مرگ و میر از اهمیت خاصی برخوردار می باشد . در واقع نوسانات مرگ و میر در کنار ثبات نسبی باروری نقش اصلی را در افت و خیز جمعیت ها ایفا کرده است .
شاخص مرگ و میربه عنوان یک عامل موثر در تغییرات جمعیتی متاثر از شرایط اجتماعی اقتصادی و بهداشتی و فرهنگی و به عبارت دیگر بسیاری از عوامل خارجی نظیر غذا ، بهداشت مسکن ، توسعه صنعتی ، پیشرفت فرهنگی .... می باشد که در چند دهه اخیر تفاوتهای زیادی کرده است . و به دنبال تحولات یاد شده در اغلب جوامع جهانی اعم از صنعتی و غیرصنعتی نسبت
مرگ و میر مشتمل بر مرگ و میر اطفال ، افراد میانسال ، زنان ( در حین زایمان ) تا حد زیادی کاهش یافته و طبعاً باعث افزایش جمعیت ، افزایش طول عمر و در موارد زیادی نسبت جمعیت سالمند شده است . ( شیخی، 12،1375 )
میزان های مرگ طی سالهای 1355 تا 1385 ه.ش طبق جدول زیر است :
جدول 1-1- میزانهای مرگ و میر ( در هر هزار ) و شاخص امید زندگی در بدو تولد ( به سال )، ایران، 1385-1355 ه.ش
|
سال |
میزان مرگ و میر اطفال |
میزان مرگ و میر کودکان |
میزان مرگ و میر خام |
امید زندگی در بدو تولد |
|
|
مردان |
زنان |
||||
|
1355 |
114 |
- |
5/11 |
6/57 |
4/57 |
|
1365 |
64 |
70 |
8/8 |
5/58 |
3/59 |
|
1370 |
53 |
42 |
7 |
4/62 |
2/62 |
|
1375 |
34 |
33 |
8/5 |
67 |
8/69 |
|
1380 |
30 |
- |
- |
69 |
71 |
همانطور که مشاهده می شود مرگ و میر در کشور یک روند کاهشی و امید زندگی یک روند افزایشی دارد . از طرفی دیگر به دلیل کاهش مرگ و میرهای ناشی از امراض عفونی و پیری جمعیت که پیامد کنترل باروری بوده است و در مدت زمانی که انتقال جمعیتی صورت می گیرد در سیمای سلامتی جمعیت تغییراتی به وجود می آید . در خلال این تغییرات مفهوم انتقال بیمارشناختی معنی می یابد ، به بیان روشن تر به دنبال انتقال جمعیت شناختی در مقیاس ظریف و دقیق علل مرگ و میرها و ابتلا به بیماری ها نیز دگرگون می شود . بنابراین برای تشخیص و ترسیم تصویر سلامتی جمعیت مورد مطالعه علل دقیق مرگ و میر ، ابتلا به بیماری های بسیار مهم است .
( سید میرزایی،1380،44-45)
مرگ و میر مانند بسیاری پدیده های جمعیتی ممکن است در مناطق مختلف در نقاط شهری و روستایی حتی در نواحی مختلف یک شهر متفاوت باشد . این تفاوت بیش از هر چیز به شرایط تکوینی و تغذیه ای ، تفاوت های قومی و نژادی ، سطح فرهنگ و آگاهی های اجتماعی و عوامل متعدد دیگر مربوط است که هر یک از آنها می توانند مطالعات مرگ و میر را به جهت خاص سوق دهد و متشابهات و تمایزات آن در شرایط مختلف بررسی کند . ( زنجانی ، 1376، 48 )
هر چند نتایجی که از این مطالعات بدست می آید متفاوت است و هر کدام از این پژوهشها هدف های گوناگونی را دنبال می کنند ولی از لابه لای آنچه که از آنها بدست می آید می توان این نکته را دریافت که همه آنها در یک چیز مشترکند و آن توجه به اهمیت مساله مرگ و میر در روند توسعه کشور هاست .
رساندن مرگ و میر به حداقل سطح ممکن ، افزایش طول عمر و امید زندگی و دست یابی به شیوه های نوین برای مبارزه با امراض مختلف و بهبود وضع بهداشتی - درمانی و سطح توسعه اقتصادی – اجتماعی با توجه به آنچه که بیان شده است ، کشور ایران نیز به عنوان یک کشور در حال توسعه و با توجه به گامهایی که در زمینه سلامتی و تندرستی افراد جامعه ، بهداشت و رفاه و رساندن مرگ و میر به حداقل سطح ممکن و افزایش امید زندگی برداشته است . و نسبت به دیگر کشورهای در حال توسعه دارای تفاوتهایی در خصوص مرگ و میر می باشد و در مقایسه با آنها نسبتاً موفق بوده است . و نیز با توجه به شرایط آب و هوایی و جغرافیایی و پراکندگی جمعیت و تخصیص منابع و امکانات ، هر کدام از استانهای کشور نیز برآوردهای مختلفی از سطح مرگ و میر و نیز امید زندگی در جامعه ی خود دارند، بویژه استان مازندران که به دلیل شرایط مناسب آب و هوایی ، رفاه نسبی و امکانات طبیعی زندگی ، در مقایسه با بسیاری از استانها امید زندگی بالاتری دارد . و نیز به دلیل این که میزان دسترسی افراد به امکانات بهداشتی و درمانی و سایر خدمات اجتماعی ( بویژه در شهرها ) بیشتر است سبب افزایش امید زندگی،شده است.بیشتر روستاهای این استان ( با توجه به این که بخش قابل توجهی از مردم استان ساکن روستاها هستند ) نیز با پیشرفت رو به رشد در زمینه بهداشت و خدمات اجتماعی از این قاعده مستثنی نمی باشند . شهرستان ساری که مرکز استان مازندران می باشد و تمام مراکز تصمیم گیری در آن مستقر می باشند و نیز با توجه به سابقه تاریخی طولانی آن از اهمیت خاصی برخوردار می باشد و از آنجا که در حدود 221388 نفر ساکن روستاهای این شهر می باشند که نسبت به دیگر شهرهای استان سهم بالایی از جمعیت روستایی را به خود اختصاص داده است . لذا با توجه به مطالب فوق آنچه که مطرح می شود این است که« سطح مرگ و میر در نقاط روستایی شهرستان ساری درسال 1386ه.ش چگونه است ؟ وچه عواملی بر مرگ و میر نقاط روستایی شهرستان ساری در سال 1386 ه.ش موثر میباشند؟»
1-3-اهداف تحقیق :
در فرهنگ عمید واژه ی هدف اینگونه تعریف شده است :نشانه، غرض،نشانه ی تیر ،اهداف جمع قدم گذاشتن در هر مسیری بدون هدف نمی تواند معنا داشته باشد . بویژه آنکه ، انجام کارهای تحقیقی باید با هدف و انگیزه ی خاصی صورت گیرد . زیرا هدف است که ، ما را به آنچه که
می خواستیم و در پی آن هستیم ، رهنمون می سازد . در این تحقیق ، هدف شناخت سیمای مرگ و میر در نقاط روستایی شهرستان ساری در سال 1386ه.ش و ارائه پیشنهادات به برنامه ریزان امور اجرایی ، جهت پیشبرد مقاصد خود می باشد . به عبارتی ، دستاوردی داشته باشیم از وضعیت مرگ و میر در نقاط روستایی این شهرستان و محاسبه میزان های مرگ و میر و عواملی که این پدیده جمعیتی را تحت تاثیر قرار می دهند و نیز به نقش ارتباط توسعه اقتصادی – اجتماعی با مرگ و میر و تحولات اپیدمیولوژیکی آن پی ببریم ، تا حتی المقدور با شناسایی این عوامل زمینه را برای بهبود نسبی عوامل تاثیرگذار براین پدیده از سوی دست اندرکاران امور برنامه ریزی ، فراهم نمود و شرایط را برای داشتن یک توسعه همه جانبه در کشور مهیا نمود .
با توجه به آنچه که آمد هدف های اصلی این پژوهش عبارتند از :
1. بررسی شاخص های مرگ و میر در نقاط روستایی شهرستان ساری در سال 1386 ه.ش
2. بررسی عوامل موثر بر مرگ و میر جمعیت روستایی شهرستان ساری در سال 1386 ه.ش
و اهداف فرعی تحقیق نیز عبارتند از :
1-1- محاسبه میزان خام مرگ و میر .
1-2- محاسبه میزان های مرگ و میر ویژه سنی به تفکیک جنس .
1-3- محاسبه میزان مرگ و میر کودکان .
1-4- برآورد جدول عمر جمعیت روستایی شهرستان ساری به تفکیک جنس .
2-1- بررسی رابطه عوامل جمعیتی و علل مرگ و میر فوت شدگان در نقاط روستایی شهرستان ساری .
2-2- بررسی رابطه عوامل محیطی و جغرافیایی و علل مرگ و میر فوت شدگان .
2-3- بررسی رابطه عوامل اقتصادی و علل مرگ و میر فوت شدگان .
2-4- بررسی رابطه عوامل آموزشی و علل مرگ و میر فوت شدگان .
1-5- ضرورت تحقیق :
با توجه به اهمیتی که خود مرگ و میر به عنوان یک واقعه جمعیتی تجدیدناپذیر دارد و سرنوشت هر انسانی به این واقعه ختم می شود بی شک نمی توان پژوهش و مطالعه در خصوص این واقعه را ضروری ندانست .
در واقع بررسی این پدیده در جمعیت شناسی به دو دلیل حائز اهمیت است :
1- به دلیل نقش آن در میزان رشد و افزایش جمعیت
2- به دلیل اثرپذیری آن از عوامل غیرجمعیتی (6 زنجانی، 156،1370 )
همانطور که قبلاً بیان شده است مطالعات مستمر و مداوم در زمینه تعیین سطح مرگ و میر و علل موثر بر آن و آگاهی از تحولات اپیدمیولوژیکی ، جهت برنامه ریزی دقیق تر برای بهبود وضع بهداشتی – درمانی و سطح توسعه اقتصادی – اجتماعی کشور ( و به طور اخص استان خصوصاً نقاط روستایی آن ) و نیز افزایش طول عمر انسان ها امری ضروری است .
مرگ و میر به دلیل اهمیت خاص خود یکی از موضوعات مورد علاقه جمعیت شناسان است و با توجه به این که شاخص های مرگ و میر از جمله شاخص های پویایی جمعیتی و همواره در تغییر و تحولند ، سنجش آنها به مطالعات مستمر و مداوم نیاز دارد .( میرزایی،31،1386)
مرگ و میر که با کاهش خود زمینه ی افزایش رشد جمعیت را فراهم نمود به طوری که در ایران در حوالی سال 1365 ه. ش در شرایطی که سطح باروری تقریباً ثابت مانده است کاهش میزان مرگ و میر عمومی سبب افزایش میزان رشد جمعیت شد . این کاهش تا آن حد مهم و تعیین کننده است که توانسته است مدت دو برابر شدن جمعیت کشور را از 173 سال در حوالی1280 ه.ش به حدود 20 سال در سنوات اخیر تقلیل دهد .( زنجانی ،1370 ،156 )
بعلاوه مرگ و میر با کاهش خود ( در کنار افت میزان باروری ) روند پیری جمعیت را هم سرعت بخشید ، به طوری که اکنون در کشورهای صنعتی به دلیل برخورداری از تکنولوژی بالا و پیشرفتهای پزشکی اقشار جمعیتی 65 ساله و بیشتر کمتر با مرگ و میر مواجه می شوند و نهایتاً نسبت جمعیتی آنها در جامعه بیشتر از هر زمان دیگری در گذشته می گردد . در حالی که در جوامع رو به توسعه نیز با استفاده از تکنولوژی بالا مرگ و میر کودکان که رقم بالایی را در گذشته به خود اختصاص می داد به مرگ و میر افراد سالمند و مسن تر منتقل شود . ( شیخی،41،1375) و از آنجا که در اکثر کشورهای در حال توسعه به دلیل نابرابری در تخصیص امکانات و خدمات اجتماعی و رفاهی میزان مرگ و میر روستاییان بیشتر از شهرنشینان است و از امید زندگی کمتری برخوردارند که همه این عوامل نیاز به نگرش و سنجش و بررسی دارد .
پس با توجه به آنچه که بیان شده است و نیز لازمه ی هر نوع توسعه اقتصادی ، اجتماعی سیاسی و فرهنگی برنامه ریزی صحیح و اجرای درست آن می باشد و تنظیم هر نوع برنامه ریزی نیاز به شناخت وضع موجود دارد و اینکه شناخت ساختار تحول و حرکات جمعیت در زمان و مکان پایه و اساس هر نوع برنامه ریزی است و مرگ و میر نیز به عنوان یکی از شاخص های تحول و حرکات جمعیت از اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار می باشد . می توانیم با درک اهمیت مساله مرگ و میر و انجام پژوهشها در خصوص این واقعه جمیعتی چشم اندازی را به سوی توسعه و آبادانی کشور و ایجاد تناسب لازم میان رشد جمعیت و رشد اقتصادی – اجتماعی بگشاییم .
1-6-محدوده زمانی و مکانی مورد مطالعه :
از آنجا که پژوهش حاضر به بررسی مساله مرگ و میر می پردازد و با توجه به این که مطالعه مرگ و میر عمدتاًبه شیوه ی اسنادی و گذشته نگر ( با استفاده از آمار متوفیان ) صورت می گیرد پس محدوده زمانی مورد نظر ( سوای زمان انجام تحقیق ) در سال 1386 ه.ش می باشند . به عبارت دیگر مطالعه و بررسی بر روی مرگ و میرهایی که در سال 1386 ه.ش اتفاق افتاده اند .
محدوده مکانی نقاط روستایی شهرستان ساری می باشد . شهرستان ساری به مساحت 3/3685 کیلومتر مربع ،یکی از شهرستانهای استان مازندران است و مرکز آن شهر ساری است که از بزرگترین و پرجمعیت ترین شهرهای استان مازندران می باشد که طبق سرشماری سال 1385ه.ش این شهرستان در حدود 492069 نفر جمعیت دارد که از این تعداد 221388 نفر در نقاط روستایی ساکن می باشند .
1-7- قلمرو مطالعاتی تحقیق :
از آن جا که مرگ پایان زندگی است و دامنگیر همه موجودات می شود و در پس خود مسائلی چون مرگ پایان هستی ، جدا شدن روح از بدن ، پلی به سوی آخرت ، افزودن عمر ، مبارزه با بیماری ، افزایش امید زندگی ، جلوگیری از رشد بی رویه ی جمعیت و توسعه همه جانبه و .... را مطرح می سازد سبب شده است که اذهان بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان را به سوی خود جلب کند و هر کسی که بر اساس علم و دانش خویش تا جایی که این پدیده به آن مربوط می شود به بررسی این مساله بپردازد . به بیان دیگر ، مرگ از جنبه های مذهبی ، فلسفی ، روان شناسی ، پزشکی ، اپیدمیولوژیکی ، جمعیت شناسی ، جامعه شناسی ، علم اقتصاد و... توسط بسیاری از متفکران صاحب نظر در این حیطه ها مورد بررسی قرار گرفته است .
اما از آنجا که مرگ و میر در این تحقیق بیشتر به حیطه جمعیت شناسی مربوط می شود پس قلمرو مطالعاتی هم بیشتر در محدوده منابع جمعیت شناسی و تا حدودی پزشکی و بهداشتی و جامعه شناسی می باشد .
فصل دوم
چارچوب نظری تحقیق
2-1- مقدمه:
تئوری ( نظریه ) ، در لغت به معنی اندیشیدن و تحقیق آمده که از تئوری یای یونانی گرفته شده است . با گسترش علوم ، مفهوم این واژه نیز توسعه یافته و به اندیشیدن و تحقیق درباره هر مساله ای اطلاق شده است . ( توسلی ، 1382 ، 24 )
نظریه مجموعه ی قانونهایی است که بر مبنای قواعد منطقی با یکدیگر در ارتباط بوده ، مبین بخشی از واقعیت باشند . به این ترتیب رکن اساسی نظریه قانون ( قانونمندی ) است . به بیان دیگر نظریه گفتاری است که بیانگر رابطه علت و معلولی پدیده هاست . (همان منبع، 25 )
در تعریفی دیگر که به حقیقت نظریه نزدیکتر است ، اینگونه آمده است :
« نظریه همنگری جامع قضایای متعدد در قالب یک مجموعه ی پیوسته و منطقی است که به کمک آن می توان برخی از پدیده ها را تبیین کرد .» نظریه به صورت مفروض مورد قبول دانشمندان است . ( همان )
اهمیت نظریه در این است که هدایتگر تحلیل است ، قضایایی از نظریه برمی خیزند که محور اصلی تحلیل داده ها را تشکیل می دهند . نظریه زمینه و بستری فراهم می کند که مشاهدات خاص را در آن قرار می دهیم و به این ترتیب به درک معنا و اهمیت احتمالی مشاهدات کمک می کنند . نظریه ها به ما کمک می کنند تا به طرح مسائل جدی بپردازیم و از مسائل خاصی نیز آگاه شویم و موارد دیگر . ( دواس ، 1383 ، 34 )
معمولاً نظریه های را به کار می گیریم که بیشتر از جهان ذهنی خود ما برنخاسته اند ، بلکه از جای دیگری اقتباس و اخذ شده اند ، یعنی اغلب خود ما واضع نظریه نیستیم ، هر چند که وجهی از نظریه پردازیها را در وجود خود داریم و گونه های خاصی از انواع نظریه پردازیهای جامعه شناختی روان شناختی ، اخلاقی و سیاسی را در فعالیت های عملی روزانه خود به کار می گیریم . به طور کلی هر فرد انسانی که به تجربه ، تعمیم ، پیشگویی ، انتخاب و تصمیم گیری می پردازد متکی به نظریه است و این یک قانون عام و همگانی است . ( توسلی ، 1382، 28-27 )
در باب رابطه نظریه ها و تحیقیات عملی باید گفت که نظریه ها در اطراف موضوعاتی رشد کرده اند که می توان آنها را مسائل نظریه ای نامید . موضوعاتی نظیر جرم و جنایت در شهرها کاهش میزان موالید و... توجه به چنین موضوعاتی در اوضاع کنونی دارای اهمیت عملی و نظری است و این خود موجب توجه و علاقه اولیه نسبت به این مسائل می شود . ( همان )
فواید نظریه در این است که می تواند افکار جدیدی را در روند حل مسائل نظری برانگیزد ممکن است الگوهایی از موضوعات و مسائل مورد بحث ارائه دهد ، به طوری که بتوان یک توصیف جامع و طرح گونه از آنها عرضه کرده ، تجزیه و تحلیل و نقد هر نظریه ممکن است . به نظریات تازه ای منجر گردد ، و سرآخر این که الهام بخش فرضیات علمی تازه ای باشد . ( همان منبع، 29)
به طورکلی که با توجه به آنچه که بیان شده است ، نظریه ها محقق را متوجه می کنند که در جستجوی معرفت نظام یافته باید به دنبال چه چیزهایی بگردد ، و از چه چیزهایی اجتناب کند . یکی از کارکردهای اصلی نظریه ، تنظیم تجربیات به کمک مفاهیم و انتخاب جوانب و داده های مربوط در میان کثرت زیاد امور واقع است . نظریه راهنمایی است که به محقق می گوید به چه چیزهایی توجه کند ، و چه چیزهایی را نادیده بگیرد . ( آقاجانی ،1387،23) .
پیروی از این سبک که هر تحقیقی با هر موضوعی باید یک چارچوب نظری داشته باشد چارچوبی که محقق را در رسیدن به مقاصد خویش یاری کند یک امر اجتناب ناپذیر است . زیرا انسان به آنچه که در جستجوی آن است ، زمانی دست خواهد یافت که بر مبنای نظریه ایی که با پدیده مورد مطالعه مرتبط است، تدوین شده باشد . مباحث نظری سرنخهایی را در جستجوی چیزها به ما می دهند ، به عبارتی چه عواملی را سرلوحه ی کار خویش قرار دهیم؟ در واقع این نظریه ها بر این که چه واقعیاتی را مربوط و مهم بدانیم و چگونه آنها را تفسیر کنیم؟ ، اثر می گذارند که بر اساس آنها سوالات مختلفی را مطرح می سازیم و به مشاهدات مختلفی حساس می گردیم .
در این تحقیق که به دنبال تبیین سطح مرگ و میر و عوامل موثر بر آن می باشیم و برای مشخص ساختن این امر که در این تحقیق در پی چه هستیم ؟ توجه ما به چه چیزهایی باشد ؟ و از چه چیزهایی اجتناب کنیم ؟ و به طور کلی در چه راهی قدم بگذاریم که به هدف ما نزدیک تر باشد؟ نیاز به یک چارچوب نظری داریم . اما نظریات در خصوص مرگ و میر ( به ویژه وقتی که به عنوان یک واقعه جمعیتی مورد توجه قرار می گیرد ) به فراوانی نظریاتی که در خصوص باروری و یا ازدواج و طلاق ( که بیشتر به عنوان پدیده های اجتماعی به نظریات جامعه شناسی مربوط می باشند) وجود دارد ، نمی باشد . این نظریات بیشتر به یک سری مباحثی که از سوی برخی اندیشمندان در رابطه با مرگ و میر بویژه با کاهش آن صورت گرفته ، محدود می باشد . در کنار رهیافت های نظری در خصوص تبیین سطح مرگ و میر و تحولات آن ، نظریه ارتباط و توسعه اقتصادی – اجتماعی با مرگ و میر و نظریه انتقال اپیدمیولوژیک از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند که در این تحقیق بیشتر نظریات به این دوسمت می باشد . در این فصل ابتدا به بررسی یک سری تحیقاتی که مرتبط ( و بعضی تا حدودی ) با موضوع تحقیق می باشند ، پرداخته شده ، سپس ضمن اشاره به وضعیت مرگ و میر در جوامع ابتدایی ، کشاورزی و صنعتی ، دیدگاه های افرادی که در خصوص مرگ و میر به ارائه نظریه پرداخته اند توجه شده است . بویژه دو نظریه ای که از اهمیت بیشتری برخوردار می باشند و سرانجام با توجه به آنچه که بیان می شود چارچوب نظری تحقیق انتخاب و سایر مراحل هم پیگیری می شود .
2-2- پیشینه ی تحقیق :
هر پژوهشی که در خصوص پدیده های مختلف صورت می گیرد اگر تداوم و استمرار یابد زمینه ساز ارتقای دانش بشری می گردد . و هر بار سبب رفع نقایص و مشکلات تحقیقاتی می گردد که در شرف انجام می باشند . پژوهشهای در حال انجام ضمن اینکه در پس خود می توانند دستاوردهای مختلف و یافته های تازه ایی داشته باشند و روشهای دقیق تر و بهتری را در شناخت پدیده به کار گیرند و تا حدودی عاری از نقایص تحقیقات گذشته باشند ولی با این وجود باید متکی به دست آوردهای پیشین باشند ، زیرا با مراجعه به این تحقیقات هم زمینه بهبود و ترقی مراحل کار خود را تامین و هم زمینه رفع نقایص و کمبودهایش را فراهم می سازند . « هر مطالعه لزوماً باید از حاصل کار دیگران سود جوید و خود نیز در جهت تداوم آنان پیش رود. معنای این نکته این است که هیچ تحقیقی نباید تکرار ناشی از جهل و بی خبری از تحقیقات دیگران باشد و شبکه پیوسته تحقیقات موجبات ارتقاء دانش را فراهم می سازند . » ( ساروخانی ، 1381 ، 106 )
در اینجا نیز هر چند مختصر به چند مورد از مطالعات و بررسی هایی که با موضوع تحقیق مرتبط می باشند پرداخته شده است . ولی با توجه به کمبود این مطالعات سعی شده است از مطالعاتی که به طور کلی با موضوع مرگ و میر مرتبط و از جهاتی به موضوع تحقیق مربوط می باشند
استفاده گردد .
2-2-1- مطالعات خارجی :
در مطالعه ای که توسط ساموئل پرستون و ورنی نلسون در مورد 165 جامعه جهان در فاصله سالهای 1861 تا 1964 م. روی 11 علت مرگ صورت گرفت ، نتایج جالبی به دست آمد . میانگین میزان مرگ از علل بیماری های تنفسی ، عفونی وا نگلی ، نئوپلاسم ، قلبی ، آنفولانزا و برونشیت اسهال ، بیماری های مادرزادی ، بیماری های نوزادان ، سوانح و سایر بیماری ها برای زنان و مردان در 165 جامعه جهانی نشان داد .
پنج علت مهم مرگ و میر بر اساس مقدار میانگین در هر هزار نفر به شرح زیر می باشد :
زنان :
1- امراض قلبی : 56/3
2- سایر بیماری ها : 77/2
3- آنفولانزا و برونشیت : 41/1
4- سرطان و تومورها : 30/1
5- بیماری های عفونی و انگلی : 65/0
مردان:
1- امراض قلبی : 33/4
2- سایر بیماری ها : 34/3
3- آنفولانزا و برونشیت : 74/1
4- نئوپلاسم : 51/1
5- بیماری های تنفسی : 76/0
همچنین در این بررسی نتیجه گرفته شد که برای زنان و مردان بدون در نظر گرفتن میزان مرگ از سایر موارد ، امراض آنفولانزا و برونشیت ، عفونی و انگلی ، سل و بیماری های تنفسی و اسهال بیشترین تاثیر را در میزان مرگ از کلیه علل دارند و کنترل و مبارزه با این بیماری ها بیشترین کاهش را درمیزان مرگ از کلیه علل ایجاد می کند . (Sammuel H.Preston, 1985 ) .
در بررسی ایی که تحت عنوان نسبت جنسی در مرگ و میر انجام شده است . محقق در پیشینه تحقیق اینگونه بیان می کند که سطح مرگ و میر در کل موارد در بین جمعیتها مختلف است و آن در بیشتر کشورها در دهه ی گذشته هم برای مردان و هم برای زنان کاهش پیدا کرده است . اگرچه اختلاف در نسبت جنسی مرگ و میر در بین جمعیت ها وجود دارد و روندهای آن دوره ای است علت این اختلاف روشن و واضح نیست .
کستلوت نسبت جنسی ناشی از کل موارد مرگ و میر و عامل های اصلی مرگ و میر
( بیماری های مغزی و عروقی و سرطان ها ) برای 30 درصد جمعیت در 27 کشور در سال 1988م. را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و نتیجه ی حاصل اختلاف وسیعی را در نسبت جنسی متوفیان در جمعیت های مورد مطالعه نشان می دهد . همچنین اختلاف معنادار مثبتی و افزایش برجسته ای در نسبت جنسی فوت شدگان ناشی از سرطان ها و بیماری های مغزی و عروقی در بیشتر کشورها طی دهه اخیر مشاهده شده است . اختلاف در نسبت جنسی مرگ و میر در روندهایشان بین جمعیت ها به وسیله فاکتور ژنتیکی شرح داده نمی شود ، بلکه این اختلاف می تواند به سبک زندگی نسبت داده شود . فاکتورهای خطر در بیماری های مغزی ، عروقی و سرطان به عنوان عامل اصلی اختلاف مرگ و میر در دو جنس می باشد . (Hugokestloot, abstract, 1988.(
در پژوهشی با عنوان سنجش مرگ و میر بر حسب علت در میان مهاجران مراکشی مقیم فرانسه به بررسی وضعیت مرگ و میر بین مهاجران مراکشی و فرانسوی ها می پردازد . ( ابتدا محققین مبادرت به ارزیابی کامل پوشش و تنظیم مرگ با ثبت پایین از طریق کاربرد یک روش غیرمستقیم کردند . ) هدف از این تحقیق مقایسه مرگ و میر در بین مهاجران مراکشی و در کل فرانسه و تجزیه و تحلیل دو طرفه ای از داده های تنظیم شده و نشده که نمایانگر دو دسته از نتایج بود ، یکی در جهت تمایزات مشاهده شده یعنی مرگ و میر بالا یا پایین مراکشی ها در مقایسه با فرانسوی ها و دیگری اهمیت آماری آنها نسبت مرگ بر حسب علل شناخته شده بیماری در مهاجران بالاتر بود. که این عمل ، محققین را به تقسیم مرگها در میان گروههای مشخصی از علل سوق داد . شماری از مرگها بر حسب علل برای یک دوره کاملاً طولانی ( 13 سال ) قابل دسترس بود . که یک تجزیه و تحلیل مفصلی از مرگ بر حسب علت را امکان پذیر می ساخت . و نیز مدل سازی خطی ( طولی )- لگاریتمی از تفاوت های خلاصه شده
( دیفرانسیل ) میزان های مرگ به واسطه فراهم نمودن تخمینی از نسبتهای مرگ و میر بالا و پایین مربوط به جمعیت فرانسه از طریق دوره و گروه سنی و دلیلی از اهمیت آماری مشاهدات مختلف مراکشی ها در فرانسه از لحاظ جغرافیایی متمرکزند و بیشتر در حومه های پاریس ساکن و عمدتاً جز کارگران یدی هستند . هر چند که به طور کلی نمایانگر متغیر ( اقتصادی – اجتماعی ) نیستند و آنچه که از این مطالعه بدست آمد این است که مردان و زنان مراکشی مقیم فرانسه میزانهای مرگ و میر پایین تری نسبت به کسانی که ساکن خود مراکش اند و نیز نسبت به خود فرانسوی ها دارند . از یک طرف به دلیل امکانات اقتصادی و بهداشتی بهتر در فرانسه و از طرف دیگر به دلیل تنظیم داده ها چون از زمانی که گواهی فوت در طبقه اجتماعی – شغلی اشخاص بازنشسته ثبت نمی شد و اکثر مرگها در سن بازنشستگی رخ می داد و علاوه بر این مراکشی ها موقعیتی را در جامعه فرانسه به خود اختصاص
می دادند که عموماً با مرگ و میر بالا همراه بود . در حالی که با تنظیم داده ها و این بررسی حداقل برای مردان ضد و نقیض بود . با محاسبه این متغیر ( یعنی با انجام این بررسی ) مرگ و میر پایین برای مردان مراکشی تقویت شد. به طوری که به استثنای مرگ های ناشی از آسیب دیدگی و مسمومیت مردان مراکشی نسبت به مردان فرانسوی در خصوصص مرگ های ناشی از ناهنجاریهای مادرزادی و بیماری سل مرگ و میر بالاتری دارند . و برای مرگ های ناشی از سرطان بویژه ریه و روده و بیماری های مربوط به سیستم گردش خود میزان های پایین تری دارند. زنان مراکشی هم به علت ناهنجاری های مادرزادی و بیماری سل ، سرطان ها از جمله ریه و رحم ، دیابت ، بیماری های ناشی از سیستم گردش خون و اندامهای تناسلی بیشتر از زنان فرانسوی می میرند . و نسبت به سرطان های روده و سینه کمتر در معرض خطرند . ( به دلیل باروری ) . با توجه به علل خارجی ، آسیب دیدگی و مسمومیت بزرگسالان مراکشی ( 25 سال به بالا ) در هر دو جنس کمتر از فرانسوی ها مرتکب خودکشی می شوند . مرگ و میر پایین مردان مراکشی می تواند نتیجه ی مجموعه ای از گزینش مهاجرت از مناسب ترین عوامل ، الگوهای تغذیه ای سالم در مصرف پایین مشروبات الکلی باشد ، در حقیقت زنان مراکشی نسبت به مردان حق امتیاز کمتری دارند . آنها که به خاطر اینکه در کنار هم باشند مهاجرت می کنند بر خلاف مردان از مراقبتهای پزشکی کمتری برخوردارند . 1996)، Coarbage (Khlat &
گاوریل وسیمون اوا در بررسی تحت عنوان روند اخیر مرگ و میر در روسیه به بررسی اخیر مرگ و میر در روسیه بر اساس سن ، جنس ، و منطقه با استفاده از اطلاعات اداره آمار، طی سال های ( 1991-2000 م. ) پرداخته اند . نتایج این تحقیق گویای آن است که طی دهه گذشته روسیه دو بحران مرگ و میر را در سال 1992 و 1998م. تجربه کرده است و کاهش امید زندگی در روسیه بعد از سال 1998م. ادامه داشته است . جدیدترین اطلاعات مرگ و میر در سال 2001 م. تغییراتی در جهت عکس گذشته برای مرگ و میر در میان گروه های سنی جوان و میانسال و سالمند را نشان
می دهد . بطور کلی مرگ و میر در میان جوانان ( سنین 30-20 سالگی ) ظاهراً رو به کاهش گذاشته شده است . در صورتیکه مرگ و میر در میان سنین میانسالی و سالمندی بعد از سال 1998م .
با افزایش رو به رو بوده است . امید زندگی برای مردان از 8/62 به 7/56 سال و برای زنان این کاهش از 4/74 به 2/71 که همراه با بحران اقتصادی و کاهش دستمزدهاست به وجود آمده است . و این افت در امید زندگی را هیچ کشور صنعتی تجربه نکرده است . یافته های این محققین به این موضوع اشاره دارد که روند اخیر مرگ و میر در روسیه به افزایش استرس و خشونت در جامعه مرتبط است . مهمترین عام مرگ و میر در جوانان قتل و خودکشی و سل است و در میان سالمندان قتل و بیماری های مغزی و عروقی و بیماری های گوارشی و سل می باشد . مهم ترین عامل مرگ و میر در جوانان 24-20 سال مرد ، خودکشی و در زنان همین گروه ، قتل است . ( Gavrealova and etal , abstract, 2003 )
در یک بررسی تحت عنوان تاثیر بحران اقتصادی بر مرگ و میر ساکنان ماداگاسکار بویژه شهر آنتانینارو ( پایتخت این کشور ) که طی دوره های 2000 -1976م. صورت گرفت . که به تاثیر بحرانهای اقتصادی بر روی کل جمعیت مربوط می باشد . و با استفاده از داده های مرگ و میر و علل آن از سال 1976م. که ساکنین فشار زیادی از جانب بحرانهای اقتصادی – حداکثر آن در سال 1986م. که با یک کمبود غذایی شدید همراه بود – مواجه بودند که در نتیجه آن( به علت سوءتغذیه و بیماری های واگیردار ) مرگ و میر زیادی واقع گردید . و نیز در این بررسی با مقایسه توزیع مرگ و میر بر حسب علت بر اساس شواهد سالهای 1978-1976-1988-1984 م. ( به علت فقدان آمارهای منظم مشاهده روندهای مرگ و میر بر حسب علت از طریق تجزیه و تحلیل دفاتر ثبت BMH مفید واقع گردید . ) به این نتیجه رسیدند که بیماری های عفونی و تنفسی و سوءتغذیه نقش بزرگی را در مرگ و میر در طول سالهای بحران ایفا کرده اند . در حال حاضر علی رغم بهبود نسبی امکانات اقتصادی و سیاسی اثرات بحران بر روی وضع بهداشتی مردم نسبتاً از بین رفته است . و امید زندگی بهبود یافته و اخیراً به میانه سطوح دهه ی 70 برگشته است . توزیع علل مرگ به طور چشمگیری بین سالهای 1978- 1976- 2000-1997م. تغییر یافته است . با تقلیل وخامت بحران بیماری های کودکان شامل بیماری های مادرزادی و ژنتیکی و بیماری های عفونی و تنفسی کاهش و در عوض بیماری های مزمن بویژه بیماری های قلبی و عروقی و بیماری های اجتماعی ( مرگ های خطرناک و ناگهانی ) افزایش یافتند . ( Waltisperger & mesle. 2005 )
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 93 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 123 |
فصل اول
کلیات
موضوع تحقیق :
تفاوت زندگی نامه ی دینی دو نسل
(بررسی نمونه ای از فرزندان دهه ی شصت و والدین آنها)
1-1مقدمه
نخستین بار اصطلاح شکاف نسل ها در دهه ی 60در کشورهای غربی مطرح شد که به نحوی اختلافات فرهنگی میان فرزندان و والدینشان را تشریح می کرد. این در حالی است که طی سالهای اخیر تفاوت قابل توجهی میان ارزشهای جوانان با والدینشان مشاهده می شود. اینکه چه عواملی باعث بروز این شکاف می شوند موضوع بحث ما خواهد بود. چالش دین با مقتضیات زمان همواره یکی از مهمترین دغدغه های صاحب نظران و اندیشمندان هرعصری و نسلی بوده است. در واقع مکاتب مختلف در طول تاریخ بشر محصول این تقابل و زاییده ی این فرایند بوده و نواندیشی دینی در این راستا معنا و مفهوم پیدا می کند که در فرایند تقابل دین و مقتضیات زمان نه دین رها گردد و نه نیازهای زمان نادیده گرفته شود. ازاین رو صاحب نظران از ابعاد مختلف روان شناسی، جامعه شناسی، علوم تربیتی و سایر علوم مرتبط که این پدیده می توانست درآن حوزه قرار گیردبه تبین و تحلیل این امر پرداخته اند و همچنین در دهه های اخیر موج مدرنیزاسیون که به همراه خود آموزش همگانی، گسترش رسانه های جمعی و بسیاری موارد دیگه را به همراه آورد. موجب افزایش دانستنیها وآگاهیهای عمومی نسل جدید شد. و حوزه ی ارتباطات انسانی و اجتماعی آنها را وسیعتر نمود. طبیعی ترین نتیجه این فرایند این بود که نسل جدید نسلی شد که اولاً بسیار با شتاب اجتماعی می گردید، و ثانیاً در راه اجتماعی شدن، تنها منبع ارزشگذار او دیگر خانواده و سنت حاکم برخانواده نبود . زیست جهان متفاوت نسل نو و تجربیات دیگرگون آنها. که به سبب تحولات صنعتی و سپس اجتماعی- فرهنگی به وجود آمد، بین جهان بینی نسل جدید و نسل قدیم شکاف انداخت ، و ازاین مهمتر، امکان ظهور و بروز این شکاف را در زبان و رفتار گروه جدید، فراهم ساخت . هم اکنون در این تحقیق قصد بررسی شکاف نسل ها باتوجه به رویکرد دین و دینداری در بین جوانان دهه ی شصت و والدینشان را خواهیم داشت.
1-2ضرورت و اهمیت موضوع
چنانچه علل عدم تفاهم بین والدین و فرزندان ریشه یابی گردد و نسخه ای جهت ایجاد تفاهم بین آنها ارائه گردد می توان از بروز بسیاری از ناهنجاری ها در بین جوانان و در جامعه پیشگیری نمود.
انسان دارای نیازهای متعدد و متنوعی است ،نیازهای مادی و معنوی ، فردی و اجتماعی و یکی از نیازهای او نیاز به دین است و از آنجا که یکی از نیازهای اصلی انسان نیاز به دین است بحث خود را در رابطه با والدین و فرزندان بیشتر معطوف به زندگی نامه ی دینی آنها کرده ایم تا روشن شود میزان دین داری ، کمبود آن در زندگی و یا بی توجهی نسبت به آن چه اثراتی را در زندگی فردی و اجتماعی و روحی و روانی انسان ها باقی می گذارد . باتوجه به اینکه جامعه در حال تغییر و پیشرفت روز افزون است، نیازها و خواسته های جوانان نیز مطابق با آن درحال تغییر است. بنابراین آگاهی از این نیازها و شناخت تفاوت هایی که بین فرزندان و والدین شان وجود دارد باعث می شود تا والدین بتوانند با درک نیازها و خواسته های جوانان و سعی در برطرف نمودن آنها، افکار و القائات خود را در هر زمینه ای و به خصوص در زمینه ی دین و مذهب، به فرزندان خودطوری منتقل کنند که باعث آزارو یا دلزدگی آنان نشود به طوری که آنها با آغوش باز پذیرای آن شوند و افکار و اعتقادات خود را در تضاد با والدین خود ندانند.از سوی دیگر برای فرزندان نیز این امکان به وجود می آید که نسبت به گذشته و شرایط زندگی والدین خود شناخت و آگاهی پیدا کنند و میزان اهمیت و ابزار ارادت والدین خود را نسبت به مسائل گوناگون دریابند.
رابطه ی بهتری با والدین خود برقرارکنند. بیشتر به آنها احترام بگذارند و تا حدودی خود را باشرایط و عقاید خانواده هماهنگ سازند.
1-3بیان مسئله
خانواده بنیادی ترین نهاد جامعه است و می توان ریشه ی بسیاری از نا آرامی ها و نا امنی ها را در وجود آن جستجو کرد.چرا که خانواده اولین محیطی است که فرزند پس از تولد در آن پرورش می یابد و از آن تاُثیر می پذیرد و این تاُثیر در طول زندگی فرد در خانواده و حداقل تا سن بلوغ و جوانی وجود دارد و پس از آن نیز به طور کلی قطع نمی شود . در این میان تاُثیر پذیری از محیط اجتماع بیرون از خانه ممکن است تضادهای با القائات درون خانواده داشته باشد . و گرایش فرزند به القائات محیط خارج وگریز او از برخی القائات داخل خانواده می تواند به عدم تفاهم بین الدین و فرزندان منجر شود این عدم تفاهم نشانه ی آن است که والدین در القای تفکرات و رهنمود های خود به فرزندان توفیق کاملی بدست نیاورده اند این عدم توفیق می تواند ناشی از استفاده از ارزش ها و منش های غیر صحیح در برخورد با فرزندان باشد . بررسی علل این عدم تفاهم می تواند ما را در یافتن روش هایی برای پرورش صحیح فرزندان یاری دهد .تحولات و تغییر اجتماعی در دنیای جدید نگرش ها ، افکار ، احساسات و ارزش های آدمیان را تغییر می دهد . این تغییرات ممکن است در تضاد با نگرش ها ، افکار ،احساسات و ارزش هایی باشد که از نسل های پیشین به اعضای جدید منتقل شده است .بنابر این یکی از مسائل مهم جامه ی ما در حال حاضر تصادم و تضاد ارزشی است این تحقیق می خواهد این موضوع را بررسی نماید .
فصل دوم
روش تحقیق
2-1 روش تحقیق
در ابتدا موضوع تحقیق خود را که تفاوت زندگی نامه ی دینی بین 2 نسل است پس از گفتگو با استاد راهنما انتخاب نمودم. مناسب ترین روش برای گردآوری داده ها در مورد چنین موضوعی روش تحقیق کیفی است. و ابزار آن نیز مصاحبهی عمیق است. فرم و محتوای مصاحبه از محقق نظریه پرداز برجسته در حوزهی رشد و تحول ایمانی جیمز فولر و با ترجمه ی استاد راهنما در اختیار من قرار گرفت که متن آن در بخش ضمایم آمده است. پس از آن با افراد مختلف با طبقه ی اجتماعی ، شغل و تحصیلات مختلف مصاحبه کردم. مصاحبه شوندگان از بین متولدین دهه ی 60 و والدین آنها انتخاب شدند. بدین شکل که من در ابتدا در مورد زندگی نامه ی افراد از دوران کودکی تا به امروز، در مورد تحصیلات، درآمد، شغل و سر گذشت زندگی آنها و افراد مهم و تأثیر گذار در زندگی شان سوالاتی را مطرح کردم. در قسمت دوم مصاحبه روابط شکل دهنده ی زندگی افراد، شکست ها و ناکامی ها، تجربه های اوج یا توفیق، محدودیت ها و ممنوعیت ها، و به طور کلی تجربیاتی که فرد در زندگی خود به دست آورده است، به طوری که زندگی و شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار داده باشد، مورد سوال قرار گرفت و در قسمت سوم ارزش ها و اعتقاداتی که فرد در زندگی خود مهم و با ارزش می داند، در مورد آینده و گذشته ی زندگی کنونی، اهداف زندگی و ... به طور کلی مسائلی که برای فرد مورد اهمیت است سوالاتی مطرح شد و در قسمت آخر در مورد دین و دین داری، نگاه و طرز فکر هر شخص در مورد دین ، احساس و طرز فکر فرد نسبت به خودش و نسبت به خدا و تصویری که در مورد ایمان کامل و رشد یافته دارند سوالاتی مطرح شد. پس از انجام مصاحبه با 30 نفر (15 نفر دهه ی شصتی و 15 نفر از والدین آنها) و ضبط آن ها، مصاحبه ها روی کاغذ آورده شد.
2-2روش انتخاب نمونه
روش انتخاب نمونه آزاد و با توجه به افراد در دسترس صورت گرفته است. با توجه به این که رساله ی من در مقطع کارشناسی نوشته می شود با هماهنگی با استاد راهنما جزئیات دقیق انتخاب نمونه رعایت نشده است و فقط تدکید بر انتخاب نمونه ی کوچکی از دو نسل بوده است: نخست نسلی که در دههی شصت به دنیا آمده است و در دوران پس از انقلاب جامعه پذیر شده و رشد یافته است و تجربه ی زندگی در نظام جمهوری اسلامی را داشته است و نسلی که در دوران قبل از انقلاب جامعه پذیر شده، رشد یافته و سپس تجربه ی انقلاب را از سرگذرانده است.
2-3روش گردآوری داده ها
برای انجام مصاحبه و پیاده کردن مصاحبه ها و تنظیم نهایی آن ها وقت زیادی صرف شد و از این رو، تمدید مدت رای انجام پایان نامه ضرورت یافت. اصل محتوای مصاحبه ها به تأکید استاد راهنما در بخش ضمایم آمده است تا شاید برای استفاده ی دیگر دانشجویان یا محققانی که به چنین موضوعی علاقهمند اند بکار آید. ممکن است بتوان نکات مهم دیگری از این مصاحبه ها دریافت، که احتمالا من بدان ها توجه نکرده ام. در نهایت به مقایسه ی بین آنها یعنی در درجه ی اول مقایسه بین دهه ی شصتی ها و دریافتن شباهت ها ی آنها و سپس مقایسه ی بین والدین و در یافتن شباهت های بین آنها و در نهایت مقایسه هر دو یعنی دهه ی شصتی ها و والدین شان با یکدیگر انجام شد. بدین ترتیب تفاوتی که بین والدین و فرزندان که از دو نسل متفاوت هستند دریافته شد و نتایج تحقیق به صورت مکتوب درآمد.
2-4مشکلات و تنگناها
از آنجا که روش تحقیق از طریق مصاحبه انجام شده است، بنابراین مشکلات بسیاری بر سر راه قرار داشت از جمله پیدا کردن افراد برای انجام مصاحبه چرا که مضمون محاسبه به گونه ای بود که هر فرد می بایست در مورد مسائل شخصی و خصوصی زندگی خود توضیحاتی را اراده می کرد و از آنجا که همه ی افراد مایل به بازگو کردن مسائل خود نبودند در بسیاری از موارد وقت زیادی صرف اطمینان دادن و جلب نمودن رضایت افراد برای انجام مصاحبه می شد و از آنجایی که برای انجام مصاحبه مجبور به ضبط کردن صدای افراد بودیم مشکل بعدی این بود که افراد تمایلی برای ضبط شدن صدایشان نداشتند و خیلی با اکراه و وسواس زیاد به سوالات پاسخ می دادند .
مسأله ی بعد تعداد افراد بود که چون تعداد افراد زیاد بودند و باید به صورت جفت جفت بین والدین و فرزندان مصاحبه انجام می گرفت گاهی برای پیدا کردن وقت مناسب به طوری که هم فرزند و هم مادر در منزل باشند، دچار مشکل می شدم و چون که اکثر مصاحبه شوندگان شاغل بوده اند پیدا کردن وقت مناسب مشکل بود .
مسأله ی بعدی طی کردن مسیرهای طولانی برای انجام مصاحبه و وقت گیر بودن آن چه در مرحله ی مصاحبه چه در مرحله پیاده کردن مصاحبه ها و چه در مرحله ی مقایسه بین آنها بود. ولی در کل انجام مصاحبه در آخر هم برای افراد مصاحبه شونده و هم برای مصاحبه کننده جالب و مفید بود.
فصل سوم
پیشینه ی تحقیق
3-1تحقیقات انجام شده داخلی
سنجش دینداری جوانان و عوامل موثر بر آن (دانش آموزان سال سوم و پیش دانشگاهی).پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی
در این تحقیق براساس مدل گلاک و استارک ابعاد دین داری بررسی شده است. براساس نظریه ی آنها 4 بعد برای دین داری متصور شدیم: بعد اعتقادی، بعد تجربی، بعد پیامدی، و بعد مناسکی. نتایج این تحقیق نشان می دهد که میانگین دین داری جوانان در هر بعد متفاوت است و نشان دهنده ی قوی و یا ضعیف بودن ابعاد دین داری آنها است. میانگین بعد اعتقادی پاسخ گویان 70/4 می باشد که نسبت به ابعاد دیگر از میزان بالایی برخوردار است. در بعد تجربی میانگین دینداری جوانان9/3، در بعد پیامدی 08/3 ، و در بعد مناسکی 90/2 بوده است. بنابراین اگر با احتیاط علمی ( روش شناسانه) نتایج این پژوهش را بپذیریم مشاهده می شود که وضعیت دین داری جوانان بحرانی و اسفناک نیست. (ضعیف ترین بعد دینداری بعد مناسکی است که میانگین آن نزدیک به 3 است یعنی در حد متوسط.) با این حال، به نظر می رسد که احساس ناخشنودی و نگرانی بسیاری از مسئولین فرهنگی و متدینین از وضعیت اعتقادی و مذهبی جوانان بیشتر متکی بر برخی شیوه های رفتاری مغایر با ارزش ها و موازین اجتماعی و مذهبی ابراز شده از طرف جوانان باشد. در واقع بسیاری از افراد با مشاهده ی برخی رفتار های اجتماعی نابهنجار از طرف جوانان چگونگی اعتقاد و تعلقات مذهبی این گروه را استتنباط نموده و بر اساس آن وضعیت دینداری آنها را بحرانی و فاجعه آمیز تلقی می نمایند. در صورتی که وقتی نتیجه گیریها و استنباط های خود را در خصوص دین داری جوانان فقط براساس برخی رفتارهای آنان (مثل نحوه ی آرایش، الگو های لباس و ... ) بنا سازیم نه بر اساس اطلاعات و شواهدی که از پژوهش های تجربی بدست می آید تصویری نسبتا گمراه کننده از وضعیت دینداری جوانان به دست خواهیم آورد. شیوه های رفتاری جوانان هر چند نابهنجار باشد باز هم جانشین سنجش های مستقیم اعتقادات و تعلقات دینی نیست.
فرد گرایی و دین داری. عاطفه توکلی به راهنمایی دکتر آزاده. استاد مشاور : دکتر سید سراج زاده. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا، دانشکده علوم اجتماعی 1385.
فرد گرایی به عنوان مفهومی مدرن از شاخصه های اصلی مدرن شدن محسوب می شود و در مقابل جمع گرایی جامعه سنتی قرار می گیرد. در ارتباط میان فردگرایی – جمع گرایی و دینداری مشاهده می کنیم روحیه ی جمع گرایی با دینداری رابطه دارد؛ به این معنا که کسانی که جمع گراتر هستند دینداری بیشتری دارند. جمع گرایی با ابعاد مختلف اعتقادی تجربی پیامدی و مناسکی دین داری رابطه دارد. هر چه افراد جمع گراتر باشند به ابعاد مختلف دینی بیشتر ملتزم اند زیرا روحیه ی جمع گرایی پذیرش گروه فرمانبرداری و از خودگذشتگی را برای گروه مطلوب می داند و همواره بر پیروزی از هنجارهای گروه تاکید می کند.
"نظریه ی سکولار شدن"،تحقیقی است که سراج زاده بر روی جوانان دختروپسر 16و17سالهتهدانی در سال 1375 انجام داده است، حکایت از گرایش و علایق دینی بالا در افراد مورد مطالعه دارد.همچنین نشان می دهد، گرایشات دینی در میان نوجوانان طبقه ی اجتماعی پایین بیش از گرایشات دینی در نوجوانان طبقه ی اجتماعی بالاست.که درواقع رابطه ی معکوس میان طبقه و دینداری را اثبات نموده است.بدین معنی که گرایش طبقه ی اجتماعی پایین به دین است.در این تحقیق گرایش به ابعاد متعدد دینداری به تفکیک مورد بررسی قرار گرفته است(سراج زاده:1375).
"عوامل مؤثر بر نگرش های مذهبی"کار بعدی است که صباغ پور بر روی جمعیت نمونه ای از دانش آموزان تهرانی انجام داده است.وی در این تحقیق عوامل مؤثر برنگرش های دینی را، پایگاه اجتماعی، میزان استفاده از رسانه های گروهی رسمی و غیر رسمی، میزان پذیرش و رعایت ارزش های اجتماعی، ومیزان پایبندی به گروههای مرجع دانسته است(صباغ پور:1373).
"بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی اجتماعی بر نگرش دینی دانش جویان"تحقیق دیگری است از امراله کشاورز در حوزه ی جامعه شناسی دین. وی در کار خود نگرش دینی را به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته،وتاثیر متغیر های اجتماعی را بر آن مورد سنجش قرار داده است.نتیجه ی این تحقیق نیز نمایانگر رابطه ی معکوس میان پایگاه اقتصادی و نگرش دینی است(کشاورز:1379).
"بررسی جامعه شناختی تأثیر پایگاه اقتصادی اجتماعی و جنسیت بر دینداری جوانان"تحقیقی است که توسط امیری بر روی دانشجویان دانشگاه شیراز در سال 1383،انجام شده، وسنجه های آن، با استفاده از تقسیم بندی گلاک و استارک از ابعاد دینداری صورت گرفته است.نتیجه ی تحقیق نشان می دهد بطور کلی زنان از میزان دینداری بیشتری نسبت به مردان برخوردارند.همچنین میان پایگاه اقتصادی اجتماعی جوانان و میزان دینداری آنان، رابطه ی معکوس وجود دارد(امیری:1383).
"بررسی میزان دین گرایی و ایمان دینی در بین دانشگاهیان"تحقیقی از مرجایی است، که نمونه ی خوبی از تحقیقات انجام شده در داخل است، پایه نظری پژوهش خویش از دینداری را،مبتنی بر تعاریف موجود متکلمین اسلامی از اعتقاد دینی وایمان، قرار داده است.این تحقیق در سال 1378دردانشگاههای تهران انجام پذیرفته است.نتایج این تحقیق بیانگر آن است که78%دانشجویان دانشگاههای دولتی و آزاد تهران به لحاظ اعتقادات دینی،یعنی رعایت شعایر و مناسک دینی که بر جنبه ی فردی دینداری دلالت دارد، در سطح متوسط به بالا ارزیابی شده است؛ ولی در بخش جهت گیری دینی تفاوت ها قابل توجه است؛ به طوری که جهت گیری سکولاریستی دانشجویاندر تعامل میان دین و سیاست حدود 36%،دین و دنیا 16%، دین وعلمای دین5/43%و تکثرگرایی دینی 6/48%بوده است(مرجایی:1378).
"بررسی تعریف عملیاتی دینداری در پژوهش های اجتماعی" مطالعه ی اسنادی دیگری است که در رابطه با تعاریف دین و دینداری، و همچنین روش های سنجش دینداری در تحقیقات انجام شده ی اجتماعی است، که اغلب با بهره مندی از تقسیم بندی های دین به ابعاد مختلف انجام شده است. نتیجه ی این مطالعه نشان می دهد تحقیقات دینداری در داخل جامه ی ایران، با استفاده از تعاریف و تقسیم بندیهای نظریه پردازان خارجی، لزوماً نیاز به تغییر و انطباق با ویژگی های جامه ی ایران دارد(سراج زاده:1380).
"سنجش دینداری جوانان" کار تحقیقی طالبان است که دینداری را در سه بعد:اعتقادات دینی،مناسک دینی و تعهد دینی یا اهمیت دین در زندگی،مورد سنجش قرار داده است.وی در یک نمونه گیری به طریق سهمیه ای از پنج منطقه ی تهران جمعیت نمونه ی خود را انتخاب نموده است.این محقق نیز دینداری نوجوانان بین 18-13 سال را به تفکیک ابهاد سه گانه ی دینداری مورد سنجش قرار داده است، ودر پایان یک شاخص، دینداری را به سه حالت ضعیف،متوسط و قوی تقسیم نموده، و چنین نتیجه گیری نموده است که 83 درصد جمعیت نمونه دارای دینداری قوی بوده اند(طالبان:1378).
"تأثیر دینداری بر نگرش سیاسی"تحقیقی است که دلبری بر روی دانشجویان انجام داده است، دینداری به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده، وتاثیر آن بر نگرش سیاسی سنجیده شده است. در ایت تحقیق از تقسیم بندی پنج بعدی گلاک واستارک برای سنجش دینداری دانشجویان دانشگاه شیراز استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد میتن میزان کل دینداری، مدت حضور در دانشگاه، سن، جنس ومحل سکونت دایمی افراد، با نگرش آنان نسبت به دموکراسی رابطه ی معناداری وجوددارد(دلبری:1383).