| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 72 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 118 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
2-2 طرح مسئله
3-1 روش تحقیق
4-1 فرضیات تحقیق
5-1 سوالات تحقیق
6-1 ساختار تحقیق
7-1 منابع تحقیق و محدودیتها
فصل دوم : ادبیات تحقیق
1-2 جغرافیای انسانی ایران
2-2 جغرافیای طبیعی ایران
3-2 جایگاه و ویژگیهای ژئو پولیتیکی ایران
4-2 کلیات جغرافیای سیاسی ایران
فصل سوم : یافته های تحقیق
1-3 تعاریف مختلف از مفهوم امنیت
2-3 ژئواکونومی، تعریف و واژه شناسی
3-3 قرن بیست و یکم و پدیده ای بنام ژئواکونومی
4-3 قابلیتها و برتریهای ژئواکونومی ایران
5-3 باز تعریف تعاملات نظام بین الملل بر مبنای ژئواکونومی
6-3 انرژی ابزار اعمال قدرت در قرن بیست و یکم
7-3 تحلیل ژئواکونومیک برخی از بحرانهای جهان معاصر
8-3 ژئواکونومی و تعامل آن با امنیت ملی ایران
9-3 حوزه کارکردی وسیع ژئواکونومی در معادلات سیاسی معاصر
فصل چهارم: ارزیابی و اثبات فرضیات
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات
1-5 جمع بندی
2-5 نتیجه گیری
3-5 پیشنهادات
4-5 فهرست منابع
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 مقدمه
انتخاب موضوع ژئواکونومی و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران از جنبه های گوناگونی قابل بررسی و تعمق می باشد.اما بدون شک یکی از دلایل آن تبیین و آشکار کردن زوایای پنهان نظام بین الملل و تعاملات اقتصادی آن در دوران حاضر و نیز نقش عوامل تاثیر گذار در حوزه های مختلف جغرافیایی می باشد. ارزیابی بسیاری از حرکات بین المللی و توجیه دیپلماتیک و ژئو پولیتیکی آنها بدون شناخت تغییرات قواعد بازی و ورود پارامتر ها و متغیر های جدید به این عرصه مانند اقتصاد و انرژی کاری بس دشوار و ممکن است تبعات منفی را متوجه منافع و امنیت ملی کشور ها نماید. اگر بتوانیم این متغیر ها را درک کرده و از آنها در جهت تبدیل تهدید ها به فرصت بهره بهنگام برده و زیر بنای گرایشات و اختلافات بین المللی را در یابیم شاید بتوان گفت به نقطه ی عطف و سرنوشت سازی رسیده ایم که امکان بهره وری بهینه از تمام مزایای ژئوپولتیک و منابع انرژی کشور خود در راستای رسیدن به اهداف امنیتی و پایدار را پیدا کرده ایم و ضمن شرکت فعالانه در روند تحولات جهانی نقش مثبت و منحصر بفرد خویش را ایفاء نماییم. این رساله نخست بدلیل وسعت حوزه ی موضوع و دوم کمبود منابع موجود در کشور نمی توانست خالی از اشکال باشد و نیست اما امید که در این قلمرو نو توانسته باشد روشنگری هرچند در مقیاس اندک و در حد توان کرده باشد . نکته آخر اینکه در نگارش این رساله بر توجه به عدم ورود به حوزه های موضوعی مشابه و جلوگیری از پراکندگی مطالب برای تلخیص و حصول نتیجه ی مشخص تاکید خاصی شده است.
در پایان لازم و فرض می دانم مراتب قدر شناسی و سپاس ویژه ی خود را به محضر استاد ارجمند جناب آقای دکتر عزت الله عزتی بخاطر راهنماییهای هوشمندانه و الهام بخش ایشان در کلیه مراحل تحقیق و تدوین و نگارش این پایان نامه ابراز دارم.
2-1 طرح مسئله:
ضرورت درک و شناخت مناسبات نظام جهانی بمنظور تامین منافع و امنیت ملی تبدیل به گفتمان غالب صاحبنظران و فعالان عرصه ی علم و دانش و سیاست در قرن حاضر شده است و در این میان استفاده از ژئواستراتژیهای اقتصادی برای رسیدن به اهداف سیاسی و نظامی و پیدایش ژئواکونومی در جهان معاصر و تاثیر و تاثر متقابل این پدیده بر روی منافع و امنیت ملی کشور ایران بعنوان یک کشور ویژه و ممتاز در عرصه ی ژئوپولیتیک و منابع انرژِی و به تبع آن ژئواکونومیک جهان ضرورتی انکار ناپذیر دارد بر این اساس ابتدا باید درک و شناخت و تحلیل علمی از علم ژئواکونومی بدست داده و سپس نقش و نوع استفاده از آن مورد بحث و تدقیق وافر قرار گیرد تا در تصمیم گیریهای منطقه ای و کلان جهانی و نظام بین الملل و مرز بندهای پنهان و آشکار و تصمیم سازی های این عرصه ی جدید حضور و نقش کشور ایران نه تنها نادیده انگاشته نشود بلکه با حضور فعالانه ضامن بقا و تامین منافع و امنیت کشور ایران شود.
3-1 روش تحقیق:
روش تحقیق در این رساله بصورت توصیفی – تحلیلی می باشد در این مدل کارکردی ابتدا چگونگی شکل گیری پدیده ها و روابط میان متغیر های اجزاء موضوع تحقیق و توصیف و تعریف جامع و مانع آنها مورد توجه قرار گرفته و سپس در یک فرآیند کلی روابط متقابل پدیده ها و تاثیر و تاثر آنها مورد بررسی قرار می گیرد لذا روش و چهارچوب عمده توصیفی و تحلیلی می باشد . البته فقدان و کمبود منابع برای گردآوری اطلاعات در چگونگی عملیاتی شدن این روش موثر اما سعی شده است با استفاده از فصلنامه ها و ماهنامه ها و رجوع به مقالات موجود در نشریه ها و سایت های مختلف این ضعف پوشانده شود.
4-1 فرضیات تحقیق:
● بنظر می رسد تامین امنیت ملی در دراز مدت بدون توجه به راهبرد ژئواکونومی دشوار است.
● بنظر می رسد در قرن بیست و یکم اهداف ژئواکونومی و راهبرد های آن جایگزین اهداف ژئواستراتژیک نظامی شده است.
● بنظر می رسد در عصر ژئواکونومی کشور ایران می تواند اهمیت و اثر بخشی خود را با توجه به توانهای بالقوه و پتانسیل بالای خود تداوم بخشد.
5-1 سئوالات تحقیق :
● چه ارتباطی بین ژئواکونومی و تامین منافع و امنیت ملی کشور ها وجود دارد ؟
● آیا پس از دوران جنگ سرد و پایان نظام دو قطبی دوران ژئواکونومی و توجه مسائل اقتصادی برای مقاصد سیاسی و نظامی آغاز شده است؟
● آیا کشور ایران مانند ادوار گذشته سیاسی و تاریخی و نظامی در دوران ژئواکونومی می تواند جایگاه خود را حفظ کرده یا بهبود و ارتقاء بخشد؟
6-1 ساختار تحقیق :
در این قسمت سعی شده است که با تبیین ژئواکونومی د رعصر حاضر به شناخت محدودیتها و تواناییها و تهدیدها و فرصت های عصر حاضر پرداخته شود و نقش موثر و کارآمد آن در عرصه بین الملل روشن شود و پس از ارتباط بین ژئواکونومی و امنیت و منافع ملی کشور ایران مورد بررسی قرار گیرد و در این میان آشکار شود آیا ایران در این دوره نیز مانند ادوار گذشته می تواند نقش آفرین بوده و با شناخت دقیق قواعد بازی بعنوان یک بازیگر مهم در این عرصه ظاهر شده و ضمن تامین و تضمین منافع حداکثری خود امنیت ملی پایدار خود را نیز تحقق بخشد و بعنوان یک بازیگر هوشنمد در این عرصه ظاهر شود و ...
در فصل اول ابتدا کلیات تحقیق یعنی مقدمه و هدف از تحقیق و حوزه موضوعی تحقیق بیان شده و سپس مسئله یا موضوعی که استنتاج آن مطلوب و مورد نظر است گفته شده و در قسمت بعدی روش تحقیق یعنی شیوه گردآوری و جستجوی اطلاعات در این راستا اشاره شده و پس از فرضیات تحقیق که این رساله در پی اثبات علمی آنهاست آورده شده است. در بخش بعدی با طرح سؤالات تحقیق فرضیات قبلی مورد نقد قرار گرفته و به چالش کشیده شده اند در قسمت ساختار تحقیق توضیح و نمایه یا شمای کلی و اجمالی ساختار و محتوای فصول پایان نامه ذکر شده و به منابع کلی بدون مشخصات دقیق آنها اشاره شده است.
در فصل دوم یعنی ادبیات حوزه موضوع تحقیق اطلاعات و داده هایی در مورد کشور ایران در جغرافیای انسانی و طبیعی از قبیل ترکیب قومی و جمعیتی و ساختمان سنی و جنسی و آب و هوا و مرز و موقعیت نسبی و خصوصی و ... که شناخت هر چه بیشتر ا زحوزه مورد تحقیق را بدست دهد ارائه شده است.
در فصل سوم : یافته های تحقیق ارائه شده است. ابتدا تعاریف واژگان کلیدی بحث و متغیرهای تحقیق بیان شده و سپس ارتباط و تعامل بین دو متغیر اصلی یعنی ژئواکونومی و امنیت ملی ایران مورد بحث قرار گرفته است. امنیت و مفهوم آن و ژئواکونومی و واژه شناسی و تعریف آن و بررسی تطور یا دگرگونی واژگانی مانند ژئواستراتژی و ژئوپولیتیک و پیدایش ژئواکونومی بررسی شده و سپس قابلیتها و برتریهای ژئواکونومیکی ایران بیان شده و بعد از نمای کلی از تعاملات بین المللی بر اساس ژئواکونومی و تاثیر انرژِی در این دوره و زیر بنای ژئو اکونومیکی برخی از بحرانهای جهان معاصر و پس از آن ارتباط و تعامل ژئواکونومی با امنیت ملی کشور ایران مورد بحث قرار گرفته و به تناوب آن حوزه کارکردی و حوزه نفوذ وسیع ژئواکونومی در دنیای پر تنش کنونی مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است.
در فصل چهارم در مبحث ارزیابی و اثبات فرضیات سعی شده است با روشی صرفاً علمی و بر مبنای توصیفی – تحلیلی ارتباط بین مطالب فصل سوم یعنی یافته های تحقیق در جهت ردّ یا اثبات فرضیات فصل اول رساله بدون پیش داوری و پیش فرض منحصراً بر اساس مطالب ذکر شده در فصل سوم مورد استناد یا اثبات گردد و انصاف علمی یا بیطرفی در آن مورد توجه اکید واقع شود.
در فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات تلاش نگارنده بر آن بوده که با توجه به مطالب فصل چهارم ( که آن نیز ملهم از فصل سوم و فصول قبلی می باشد) و اثبات فرضیه ها در جهت کاربردی شدن تحقیق و پایان نامه پیشنهادات عملی و ملموس و عینی در جهت تحقق این امر ارائه دهد و جمع بندی و نتیجه گیری از کل تحقیق و رساله را با رعایت مطالب و ساختار تحقیق و بطور جامع بیان نماید و در پایان نیز منابع مورد استفاده در تحقیق بیان شده است.
7-1 منابع تحقیق و محدودیتها:
موضوع تازه و قلمرو نو و جدید موضوع تحقیق طبعاً و تحقیقاً باعث کمبود منابع نوشتاری و کتابخانه ای در کشور ما می باشد در جهت جبران این نقیصه و معضل در این رساله سعی شده است از فصلنامه ها و ماهنامه های مرتبط با موضوع تحقیق و مقالات چاپ شده در آنها یا سایت های مربوطه استفاده شود و از منابع نوشتاری و کتابخانه ای موجود استفاده بهینه بعمل آید.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
1-2 جغرافیای انسانی ایران :
در ظرف 170 سال گذشته جمعیت سیاره زمین از چیزی حدود یک میلیارد نفر در سال 1830 به دو میلیارد نفر در سال 1930 و به چهار میلیارد نفر در سال 1975 و 5 میلیارد نفر در سال 1987 و بیش از 6 میلیارد نفر در سال 2000 رسیده است.
در 70 سال اخیر جمعیت ایران چند برابر شده و طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 جمعیت ایران بالغ بر 60.055.488 نفر بوده که از این تعداد 61.3 درصد را جمعیت شهرنشین و 38.35 درصد روستایی و 0.35 عشایری تشکیل می دهد. میزان رشد مطلق جمعیت در کشور در سال 1365 به 9/3 درصد رسید که جزء نرخ رشد های بسیار بالا بود اما با اقدامات برنامه ریزان کشور و اتخاذ سیاستهای جمعیتی و آگاهی مردم در حال حاضر به 5/1 درصد کاهش یافته است .
( سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 40:1375)
هرم سنی جمعیت ایران مانند سایر کشورهای در حال توسعه هرمی با قاعده پهن می باشد که نشانگر موالید یا رشد جمعیت بالاست. ساخت سنی کشور ایران جوان است بطوری که در همه سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن درصد جمعیت کمتر از 15 سال ایران بیش از 42٪ درصد بوده است در صورتی که جمعیت کهنسال کشور بین ٪5-4٪ می باشد.
توزیع جمعیت در ایران بسیار نا همگون است و تراکم جمعیت در کشور ایران نامتعادل است و به 37 نفر در هر کیلومتر مربع می رسد. عواملی مانند ریزش های جوی و دسترسی به منابع آب و آب و هوا و نوع خاک و نیز عوامل انسانی مانند مرکزیت سیاسی و امکانات زیرساختی نظیر راهها و استقرار صنایع و قطب های صنعتی در چگونگی توزیع و تراکم جمعیت در کشور ایران مؤثر بوده است. مهاجرت از روستاها به شهرها بیشترین و پر حجم ترین نوع مهاجرت در دهه های اخیر بوده است بطوریکه در سال 1300 فقط 20٪ درصد جمعیت ایران را شهرنشین تشکیل می داد که این میزان در سال 1375 به 3/61 درصد رسیده است.
(مرکز آمار ایران)
در سال 1335 از جمعیت بالای 6 سال کشور تنها 4/15 درصد باسواد بوده اند که این نسبت در سال 1375 به 5/79 درصد افزایش یافته است و میزان باسوادی در طی 40 سال 5 برابر گردیده است و میزان باسوادی در مردان همواره بیشتر از زنان و در شهرها بیشتر از روستاها بوده است.
(حافظ نیا، 1381: 130)
ترکیب دینی جمعیت ایران حاکی از آن است که در سال 1375 میزان و درصد مسلمانان 58/99 درصد از کل جمعیت را شامل شده و در دوره های بعدی بترتیب مسیحیان و زرتشیان و یهودیان و سایر ادیان با درصدهای ناچیزی قرار دارند.
(حافظ نیا، 1381: 132)
علاوه بر زندگی شهری و روستایی زندگی عشایری نیز در کشور ایران وجود دارد که وجود دو رشته کوه البرز و زاگرس و دامنه های آنها شرایط مساعدی را برای کوچ نشینی و دامپروری آنها فراهم کرده است. اقتصاد در عشایر متکی به دام بوده و سه ایل پر جمعیت کشور یعنی بختیاری و قشقایی و ایل سون (شاهسون) در اقتصاد کشور نقش مهمی دارند که البته با تحولات اجتماعی و سختی این نوع زندگی تعداد کوچ نشینان عشایر در سالیان اخیر رو به کاهش بوده و عشایر به شیوه زندگی یکجانشینی تمایل پیدا کرده اند.
2-2 جغرافیای طبیعی ایران:
کشور ایران در جنوب منطقه معتدل نیمکره شمالی و در منطقه خاورمیانه در قاره آسیا واقع شده و به خط استواء نزدیک می باشد مدار 25 درجه شمالی از جنوب کشورمان و مدار 39 درجه شمالی از شمال آن می گذرد.نصف النهارهای 44 و 63 درجه شرقی نیز به ترتیب در غرب و شرق آن قرار دارند و وسعت کشور ایران حدود 1648195 کیلومتر مربع است.
(علایی طالقانی،1382: 5)
فلات ایران و سرزمین ایران از نظر هندسی بصورت یک چهار ضلعی نسبتاً منظم و تقریباً شبیه لوزی مایل می باشد حداکثر طول آن از شمالغربی به جنوبشرقی یعنی به خط مستقیم از پای آرارات (مرز بازرگان) تا خلیج گواتر (مرز پاکستان) حدود 2250 کیلومتر و حداکثر پهنای آن در جهت شمالشرقی – جنوبغربی یعنی از سرخس (مرز پاکستان) تا دهانه اروندرود (آبادان) حدود 1400 کیلومتر می باشد . میانگین طول و عرض آن نیز در امتداد نصف النهار 54 درجه شرقی و مدار 32 درجه شمالی تقریباً برابر و در حدود 1225 کیلوتر است.
(علایی طالقانی،1382: 5)
سرزمین ایران در مجموع سرزمین نسبتاً بلند و ناهمواری است که در مفهوم پیکرشناسی فلات نام دارد فلات ایران با مساحت حدود 5/2 میلیون کیلومتر مربع علاوه بر محدوده سیاسی ایران قسمتهایی از کشورهای افغانستان و پاکستان را هم شامل می شود.
فلات ایران تحت تأثیر مراحل مختلف چین خوردگی آلپی در ادوار زمین شناسی بتدریج شکل گرفته و سرانجام به دنبال عملکرد آخرین مرحله کوهزایی آلپی در پلیو- کواترنر استقلال خود را به دست آورده است . حاشیه خارجی آنرا دریاها و سرزمین های پست و همواری مانند دره رودکورا، دریای خزر و دشت ترکمنستان در شمال، خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، جلگه سند و پنجاب در مشرق در بر گرفته و بدین ترتیب استقلال جغرافیایی آن کاملاً متمایز شده است.
فلات ایران را حصارهای کوهستانی بلند از هر طرف فرا گرفته اند. حصارهای کوهستانی به گونه ای در حاشیه فلات امتداد یافته اند که اگر با خطوط مستقیم آنها را بهم وصل کنیم تقریباً شکل مثلث پدید می آید. قاعده مثلث در کشورهای پاکستان و افغانستان بوسیله رشته کوههای سلیمان با امتداد جنوبی- شمالی محدود شده است. سد عظیم کوهستانی البرز همراه با رشته کوههای کوهستانی خراسان و آذربایجان در ضلع شمالی آن کشیده شده اند و از جهات جنوبی و جنوبغربی نیز رشته کوههای مکران و زاگرس بعنوان ضلع دیگر مثلث آن را احاطه کرده اند. در مورد زاگرس و دیوار جنوبی فلات گر چه ارتفاع آنها در مجموع به ارتفاع کوههای البرز نمی رسد لیکن برخی از آنها ارتفاعی بیش از 4000 متر دارد.
این کوهستانها از لحاظ زیست محیطی و آب و هوایی دو اثر متضاد در محیط طبیعی ایران بر جای گذاشته اند از یک سو اثرات خشکی ناشی از پر فشار جنب حاره ای را در قلمروهای خشکی تعدیل کرده و با تغییر در عناصر آبی و حرارتی موجبات تنوع آب و هوایی در ایران را فراهم نموده اند و از سوی دیگر با جلوگیری از نفوذ رطوبت، خشکی نیز در ناحیه داخلی را شدت بخشیده اند. از لحاظ ژئومورفولوژِی نیز حصارهای کوهستانی ، محیط شکل زایی در سرزمین ایران را پر انرژی ساخته و در نتیجه به قدرت فرآیندهای فرسایشی در این سرزمین افزوده اند از این رو به جرأت می توان گفت که سرزمین ایران یکی از متنوع ترین سرزمین ها از لحاظ ویژگیهای جغرافیای طبیعی به ویژه اشکال ناهمواریهای حاصل از فرسایش می باشد. حصارهای کوهستانی حاشیه، واحد جغرافیای مشخص و مستقلی در بخش داخلی این سرزمین بوجود آورده اند که از آن بنام فلات داخلی یاد می شود. فلات داخل ایران از نظر زمین شناسی و زمین ساختی ( تکتونیک) از تعداد زیادی چاه های مستقل و نیمه مستقل تشکیل شده است که بوسیله رشته کوههای منفرد از هم جدا شده اند. چاله های داخلی یا رسوبهای حاصل از فرسایش کوههای اطراف را در خود جای می دهند یا به عنوان حوضه انتهایی رود های فصلی و اتفاقی عمل می کنند.
ارتفاع میانگین تمامی کشور حدود 1250 متر و ارتفاع میانگین فلات داخلی نزدیک به 900 متر است. ارتفاع متوسط فلات داخلی از شمالغربی بطرف جنوبشرقی بتدریج کاهش می یابد بواقع فلات داخلی به مانند یک میز مایل می باشد که در قسمت شمالغربی بالا آمده و در قسمت جنوبشرقی فرو نشسته است.
(جداری عیوضی، 1374)
پراکندگی خاکها و حیات زیست مانند پوشش گیاهی و زندگی جانوری و همین طور پراکندگی حیات انسانی در ایران بشدت تحت تاثیر پراکندگی کوهها و وزش بادهای مرطوب می باشد. تنها جای ایران که از خاک عمیق و حاصلخیز و جنگل انبوه پوشیده شده و به اصطلاح یک منطقه ی فعال زیستی (بیوستازی[1]) را تشکیل داده است دامنه های شمالی البرز و شرقی تالش و زمینهای واقع بین این کوهها تا ساحل خزر می باشد. از نظر حیات انسانی هیچ کجای جلگه خزر خالی از جمعیت نیست این ناحیه با آنکه 27/1 مساحت کشور را در بر می گیرد حدود 9/1 جمعیت آنرا د رخود جای داده است و تقریباً در تمام طول سال از رطوبت دائمی و دمای ملایم با نوسان کم روزانه و سالانه برخوردار است. همین عوامل موجب پیدایش خاک زراعتی سرشار از مواد آلی و پوشش گیاهی پیوسته و ممتد و مشتمل بر جنگلهای انبوه ، نیمه انبوه و چمنزارهای سرسبز دائمی و پهناور در این ناحیه شده است.
بغیر از ناحیه ی خزری در بخش اعظم سرزمین ایران ناهماهنگی شرایط زیستی (رگسسیتازی[2]) حکمفرماست و اثر مستقیم تخریب فیزیکی و تولید رسوبهای تخریبی و در نتیجه عدم پیدایش خاک مناسب و پوشش گیاهی انبوه ، از مشخصات آن بشمار می آید.
( علایی طالقانی ، 12:1382)
بدلیل نقش بادهای غربی در تامین رطوبت ایران و اثر ارتفاع در تغییر عناصر آب و هوایی از مغرب و شمالغربی به مشرق و جنوبشرقی ، ناهماهنگی شرایط زیستی شدت می یابد.
بطوریکه به استثنای سواحل دریاهای جنوبی و مناطق کوهپایه ای ، حیات زیست در ناحیه داخلی با دو مساله مهم « سختی[3]» « بی ثباتی[4]» محیط زیست مواجه می باشند.
سختی محیط زیست در ناحیه داخلی ایران تنها ناشی از سرمای حاکم بر کوهستانهای بلند آن نیست بلکه در موارد زیادی گرمای سوزان به خاطر خشکی هوا و شدت تابش به مراتب بیش از سرماهای غیر قابل تحمل زیست را برای حیات زیست سخت کرده است.( بیابانهای مرکزی)
در کنار این شرایط سخت محیطی ، بی ثباتی محیط زیست نیز مزید بر علت شده است. نوسان شدید درجه حرارت به کمبود رطوبت و همچنین کمبود با زندگی بخصوص تغییر پذیری زیاد آن از سالی به سال دیگر ، شرایط زیست را در مقیاس وسیعی برای حیات زنده سخت و ناپایدار کرده است و گاهی مشارکت توأم این دو عامل ( سختی و بی ثباتی ) سرزمینی بوجود آورده که حیات در آن معنی و مفهوم پیدا نکرده است( لوت مرکزی).
علاوه بر سختی و بی ثباتی ، دو عامل فراوانی نهشته های تخریبی و تبخیری و هم چنین وزش بادهای مداوم و تند نیز از مسائل و مشکلات محیط طبیعی داخلی ایران محسوب می شوند. بیشتر نهشته های دوران سوم ایران را رسوبهای تخریبی و تبخیری تشکیل داده اند و فراوانی لایه های ضخیم گچ و نمک باعث شده تا با شستشوی آنها و رسوبگذاری در مناطق گود و فرو افتاده کفه های نمک یا کویر پدید آیند. به علاوه از لایه های رسی ، مارنی این نهشته ها با دخالت عوامل مختلف تخریبی ، مواد ریز دانه فراوانی تولید می شوند که به آسانی قابل حمل توسط آب و باد می باشند. این مواد توسط جریان سیلابها به حوضه های انتهایی کشانده شده و سپس با دخالت باد در تشکیل تپه های ماسه ای شرکت می یابند. این ویژگیها چهره ی زمین در ناحیه داخلی ایران را بصورت بیابان درآورده که دخالت عوامل جانبی مانند انهدام پوشش گیاهی سبب گسترش روز افزون آن شده است. بیابانهای داخلی حدود 34 میلیون هکتار از سطح کشور را پوشانده اند.از این مقدار حدود 5/3 میلیون هکتار آنرا تپه های ماسه ای و بخش قابل توجهی را نیز کویر و شوره زار تشکیل داده است.
در چنین محیطی ، شرایط زیستی نسبتاً فعال و در عین حال بسیار حساس را در ارتباط با شیب زمین و حضور منابع آب زیر زمینی و وجود خاک و وزش بادهای مرطوب به صورت موضعی در مجاورت بیابانها و کوهپایه ها می توان مشاهده کرد.
حیات انسانی هم در قالب شهر ها و روستاها تنها به صورت واحه هایی پدیدار شده اند که بیشتر حاصل سخت کوشی ساکنان آن می باشد.
یکی دیگر از مناطق نسبتاً مساعد زیست محیطی ناحیه کوهستانی جنوبغربی و مغرب کشور ( زاگرس ) است. در اینجا صرفنظر از سراشیب های تند و جاهای سنگلاخ ، هرجا امتداد کوهها در مقابل ورزش بادهای مرطوب غربی و مدیترانه ای قرار گرفته اند ، از ریزش نسبتاً مناسب بارش برخوردار شد ، ( بین 400 تا 1000 میلی متر ) و در آنها جنگل پدید آمده است. جنگلهای زاگرس عموماً از درختان بلوط تشکیل شده و در اکثر جاها تنک هستند ولی خاک زمینهای آن از نوع قهوه ای استپی است و زمینهای مرتعی تقریباً مناسب بوجود آورده اند.وسعت جنگلهای زاگرس حدود 75/4 میلیون هکتار بر آورد شده است.
(علایی طالقانی ، 13:1382)
بی مبالاتی بشر در بهره داری غیر اصولی و غیر منطقی از این جنگلها شرایط زیستی و تعادل محیطی این ناحیه را به مرز بحرانی کشیده است . در ناحیه خوزستان نیز در اثر آبرفت گذاری رودهای کارون ، کرخه ، دز و ... خاکهای آبرفتی حاصلخیزی پدید آمده است. لیکن شرایط آب و هوایی از تشکیل یک پوشش جنگلی انبوه در این ناحیه جلوگیری کرده است و بطور کلی در ناحیه ساحلی جنوب کشور نیز حاکمیت با شرایط بیابانی است اما آنچه این ناحیه را از بیابانهای داخلی متمایز ساخته رطوبت موجود در هوا و رطوبت فیزیکی خاک است. از این رو در امتداد سواحل خلیج فارس و دریای عمان گاهی می توان به پوشش گیاهی جنگلی نیز دست یافت با این حال خاک منطقه بویژه خاکهای جلگه خوزستان به دلیل بافت ریز و عدم چسبندگی لازم ، حساس بوده و با کمترین بی توجهی دستخوش فرسایش خواهند شد.
بررسی وضعیت مرزهای ایران در ادوار گذشته نشان می دهد که مرزهای دولت در آن زمان از نوع سرحدی و منطقه ی مرزی بوده است و مرز سیاسی در ایران دارای ریشه ی مدنی و انعکاس وضعیت فکری و حقوقی و اداری مردم یکجا نشین بوده است و در واقع باید گفت : « مرز ویترین یک کشور است » ( هر نوع تحولی ابتدا در مرز رخ می دهد ، دکتر عزتی ، همایش ژئوپولیتیک و مرز ، تهران : تیرماه 1386)
در تاریخ ایران بدلیل وجود حکومتها و دولتهای متعدد با سطوح مختلف قدرت ما شاهد انواع قلمروها و حریم ها ، پیشرویها و عقب نشینیهای جغرافیایی هستیم. در دوره ی حکومت ایلام ( عیلام ) در هزاره ی دوم قبل از میلاد مرزهای سیاسی ایران از غرب به رودخانه دجله ، از جنوب به کرانه های خلیج فارس و بوشهر ، از شمال به همدان و از شرق به کوههای بختیاری و لرستان محدود می شد و محدوده ی مرزی آن به طول حدوداً 2 هزار کیلومتر بود.
( اطلس تاریخی ایران )
در دوره ی مادها ( 708 – 550 ق.م) مرزهای سیاسی از غرب به رود فرات و آسیای صغیر ، از جنوب به کرانه های خلیج فارس و دریای عمان ، از شمال به جیحون ، دریای خزر و قفقاز و از شرق به هند محدود می شد و طول مرزهای آن در دوره ی اوج خود به حدود 12 هزار و 675 کیلومتر می رسید. در دوره ی هخامنشیان (550-320 ق.م) مرزهای سیاسی ایران به وسیعترین حد خود در تاریخ ایران رسید بطوری که بخشهایی از سه قاره ی آسیا ، آفریقا و اروپا را در بر می گرفت و طول مرزهای آن به حدود 25 هزار کیلومتر می رسید. قلمرو هخامنشیان از شرق به پامیر و انتهای شرقی فلات ایران و جلگه سند و پنجاب ، از شمال به شرق سیحون و آرال، دریای خزر ، ماورای قفقاز تا دریاهای سیاه و آدریاتیک ، از غرب به لیبی ، سودان و تنگه عدن و از جنوب به شبه جزیره ی عربستان و سواحل جنوبی خلیج فارس و دریای عمان محدود و منتهی می شد.
( حافظ نیا ، 302:1381)
در دوره ی سلوکیه (320-250 ق .م) مرزهای ایران محدودتر شد و طول آن به حدود 19 هزار کیلومتر رسید که شامل قلمرو دوره ی هخامنشی و فلات آناتولی و شبه جزیره ی بالکان بود. در دوره ی اشکانیان (250 ق. م- 226 م ) مرزهای سیاسی از غرب به رود فرات و بین النهرین ، از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان ، از شرق به رود سند و پنجاب و از شمال به ماوراءالنهر ( تا سیحون) ، دریای خزر و قفقاز محدود می شد. در این دوره مرزهای سیاسی ایران با مرزهای طبیعی مطابقت داشت.
در دوره ی ساسانیان (226-652 م) مرزهای سیاسی از غرب به بین النهرین و رود فرات ، از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان ، از شرق به رود سند پنجاب ، از شمال به ماوراءالنهر ( تا جیحون ) ، دریای خزر و قفقاز محدود می شد. در این دوره نیز مرزهای سیاسی منطبق بر مرزهای طبیعی بود.
پس از ظهور اسلام و تصرف ایران به دست مسلمانان انسجام سیاسی – تاریخی فلات ایران درهم ریخت و ایران بصورت قلمرو تابع دولت اسلامی که مرکزیت آن در شبه جزیره ی عربستان و ساحل مدیترانه قرار داشت، درآمد. در این دوره به مدت حدود دو قرن ایران ، مرزهای سیاسی شفافی نداشت و دولتها و حکومتهای محلی و منطقه ای مستقل یا تحت الحمایه خلیفه برای خود مرزهای خاص تعیین کردند.
اولین حکومت فراگیر ( نسبتاً ) بعد از اسلام سامانیان ( 279-389 ه. ق) بوداین دولت مرزهای خود را از شمال به ماوراء النهر ، خراسان ، طبرستان ، از شرق به افغانستان و سیستان ، از غرب به ری و قزوین و از جنوب به کویر مرکزی ایران گسترش داد.
غزنویان (451-582 هـ.ق) یک حکومت فراگیرتر بود که مرزهای خود را از شمال به ماوراءالنهر خوارزم و دریای خزر ؛ از غرب به ری ، همدان و اصفهان ، از شرق به افغانستان ، سند و پنجاب و از جنوب تا بلوچستان و دریای عمان گسترش داد.
سلجوقیان (429-590 هـ.ق ) مرزهای سیاسی خود را گسترش دادند و از شمال به ماوراءالنهر (سیحون ) خوارزم ، خزر و قفقاز و دریای سیاه ، از جنوب به قهستان و خلیج فارس؛ از شرق به هرات و سیستان و از غرب به بین النهرین ، بغداد ، انطاکیه و آناتولی رساندند. خوارزمشاهیان (490-616 هـ.ق) مرزهای سیاسی خود را تا ماوراء فلات ایران ، ماوراءالنهر ، خوارزم ، و بخشی از افغانستان و سند و پنجاب رساندند. پس از این تاریخ بدلیل دو تهاجم بنیان کن از سمت آسیای مرکزی یعنی مغولان و تیموریان کشور به مدت حدوداً 3 قرن دچار هرج و مرج و تحت حکومت و استیلای بیگانه بود و مرزهای سیاسی یکپارچه و شفافی نداشت. در این دوره ابتدا ایلخانان و سپس تیموریان مرزهای خود را در برخی مناطق تثبیت کردند.
با ظهور دولت صفویه (907-1148 هـ.ق) مرزهای ایران به یکپارچگی جغرافیایی دست یافته ولی همواره از سوی قدرتهای پیرامونی یعنی روسیه ، عثمانی ، پرتغال ، ازبکها تهدید می شد و در مواضع مختلف گاهی پسروی و زمانی در حال پیشروی بود. در اوج این دوره مرزهای سیاسی حریمی به طول تقریبی 14 هزار 500 کیلومتر را در بر می گرفت که از شمال به آسیای مرکزی و دریای خزر و قفقاز و از جنوب به دریای عمان و کشور عمان و بحرین ، از شرق به تمامی افغانستان و سیستان و از غرب به بین النهرین و قسمتی از آسیای صغیر منتهی می شد.
(اطلس تاریخی ایران)
در دوره ی افشاریه ( 1148-1210 ه.ق) محدوده ی مرزهای ایران بویژه در زمان نادر شاه به حدود 18 هزار و 250 کیلومتر می رسید که از شمال به خوارزم ، دریای خزر و قفقاز ، از جنوب به دریای عمان ، ساحل جنوبی خلیج فارس و بحرین ، از شرق به کشمیر و پنجاب تا دهلی و از غرب به رود فرات و آذربایجان کشیده می شد.
در دوره زندیه (1172-1209 هـ.ق) نیز محدوده ی مرزی ایران دچار انقباض و پسرفت شد و طول مرزها به حدود 6 هزار 900 کیلومتر رسید که از شمال به دریای خزر و آذربایجان ، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس ، از شرق تا خراسان و از غرب تا فرات کشیده می شد.
در دوره ی قاجاریه (1210-1344 ه.ق ) مرزهای ایران دگرگونیهای شدیدی یافت. در این دوره دو مرحله ی متمایز از حیث گسترش محدوده های مرزی ایران وجود دارد: مرحله ی اول که به دوران آغا محمد خان موسس این سلسله مربوط می شود مرحله ی انبساط مرزها است . در این مرحله محدوده ی مرزی ایران به حدود 11 هزار کیلومتر رسید که از شمال به بخارا ، خوارزم ، دریای خزر ، قفقاز و گرجستان ، از جنوب به دریای عمان و خلیج فارس ، از شرق به شبه قاره ی هند، از غرب به خوزستان و آذربایجان محدود می شد.
در مرحله ی دوم که همزمان با پایان عمر این سلسله بود مرزهای ایران دچار انقباض شد و مرتباً بخشهایی از خاک ایران در شمال و شرق از آن جدا شد تا جایی که قلمرو آن بر مرزهای کنونی منطبق شد. مرزهای کنونی کشور ایران در دوره های پهلوی و بعد از آن همچنان ثابت مانده و از حالت سر حدی و منطقه ی مرزی به خطوط مرزی دقیق و تعریف شده با مختصات جغرافیایی و قراردادها و پروتکل های مرزی تغییر یافته و به شکل مرزهای رسمی بین المللی در آمده است.
درباره طول مرزهای ایران اقوال متعددی وجود دارد و محاسبات انجام شده درباره ی محیط ایران که در واقع بیانگر طول مرزهای ایران است تفاوتهای چشمگیری با هم دارند و این امر لزوم محاسبه جدید بر اساس پیشرفته ترین تکنیکهای محاسباتی را اثبات می کند کتب جغرافیای نظامی ایران طول مرزهای ایران را 7 هزار و 704 کیلومتر می داند ( عزتی ، 18:1366)
اما بعضی دیگر طول مرزها را تا 8 هزار و 731 کیلومتر دانسته اند (جعفری ، 3:1374) بطور کلی مرزهای شمالی ایران جمعاً به طول 2670 کیلومتر که شامل مرز با قفقاز و ترکمنستان بوده و مرزهای شرقی ایران جمعاً به طول 1923 کیلومتر که شامل مرز با دو کشور افغانستان و پاکستان و نیز مرزهای جنوبی (آبی) ایران به طول 2043 کیلومتر که شامل کرانه های ایران از خلیج گواتر تا بندر عباس در دریای عمان بطول 1259 کیلومتر می باشد.
مرزهای غربی ایران جمعاً بطول 2095 کیلومتر می باشد که شامل مرز با ترکیه و عراق است. به بیان دیگر حدود 31% از مرزهای ایران مربوط به کرانه های دریایی در خلیج فارس و دریای عمان و دریای مازندران است و حدود 9/20 درصد مربوط به مرزهای رودخانه ای ایران با همسایگان و حدود 1/47 درصد را مرز های خشکی با همسایگان و 1% هم مربوط به مرزهای دریاچه ای و باتلاقی با کشورهای مجاور را تشکیل می دهد.
3-2 جایگاه و ویژگیهای ژئوپولیتیکی ایران :
عواملی که در ژئوپولیتیک موثرند به دو دسته کلی « عوامل ثابت » و « عوامل متغیر تقسیم بندی می شوند. در بررسی جایگاه و ویژگیهای خاص کشور ایران در این مبحث هر دو دسته عوامل یاد شده لحاظ شده اند. موقعیت گذرگاهی ایران اهمیتی مضاعف به آن داده و در کنار تنگه های مهم هم از لحاظ نظامی و هم از لحاظ اقتصادی قرار گرفته است. کشور ایران دارای 3 ویژگی و امتیاز موقعیتی است : اولاً این کشور متصل به موقعیت برّی اوراسیاست ثانیاً به سبب دارا بودن سواحل طولانی در خلیج فارس و دریای عمان از موقعیت بحری برخوردار است ثالثاً به لحاظ در اختیار داشتن تنگه استراتژیک هرمز حدود 65% درصد ذخایر شناخته شده ی نفت جهان در حوزه خلیج فارس قرار دارد و بیش از 60% درصد نفت منطقه ی خلیج فارس از تنگه هرمز صادر می شود. اهمیت هرمز دلایل اقتصادی و بازرگانی نیز دارد.
(اطاعت ، جواد ، 38:1376)
از حیث نظامی نیز اتصال کشورهای حاشیه ای خلیج فارس به دریای عمان و اقیانوس هند باعث شده که این حوزه به صورت یک منطقه عملیاتی در سیاستهای نظامی مورد توجه قرار گیرد.
(عزتی ، عزت الله ،144:1366)
جایگاه ایران در این منطقه و نقش ارتباطی آن دراستراتژیهای برّی و بحری از مهمترین عواملی است که اقدامات سیاسی و نظامی آن را نسبت به همسایگان و قدرتهای جهانی تحت تاثیر قرار می دهد. این موقعیت به مثابه ی پلی بین خاورمیانه و جنوب و غرب آسیا و بین روسیه و خلیج فارس و هم چنین بوسیله تنگه ی هرمز بین روسیه و خلیج فارس و دریای عمان و دریای عمان و دریای عرب برقرار می کند.
کشور ایران با وسعت قابل ملاحظه خود و وسعت قلمرو یک کشور تاثیر گذار در منطقه می باشد و در معادلات امنیتی منطقه به لحاظ وسعت ارضی و برخوردار بودن از سواحل طولانی در خلیج فارس نقش مهمی بر عهده دارد به گونه ای که امریکا در دهه ی هفتاد میلادی نقش فعالی را در منطقه برای کشور ایران تعریف نمود یا در حال حاضر نیز بدلیل اهمیت ایران بارها به حضور موثر ایران در برنامه های امنیتی و معادلات سیاسی برای دسترسی به امنیت پایدار در منطقه اعتراف و اذعان کرده است. شکل کشور ایران نیز تقریباً چهار ضلعی نامنظمی است که باعث یکپارچگی و پیوستگی این سرزمین شده است (بجز جزایر ایرانی خلیج فارس ) و چگونگی قرار گرفتن جزایر ایرانی در خلیج فارس موقعیت برتری را از لحاظ سیاسی به ایران داده است.
یکی از مهمترین عوامل ژئو پولیتیک انسان است جمعیت ایران رشد بالایی داشته و هرگاه افراد بین سنین 20 تا 65 سال بیش از 35 درصد کل جمعیت یک کشور را تشکیل دهند چنین سرزمینی از بهترین و مطلوبترین عوامل ژئوپولیتیک برای حفظ امنیت و ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی برخوردار است و از این عامل به عنوان پشتوانه ی استراتژی نام برده شده است. که بنظر می رسد در حال حاضر تا حدودی به این الگو نزدیک شده است.
در کشور ایران منابع نفت و گاز عظیمی وجود دارد. در حوزه ی خلیج فارس ایران اولین کشوری بود که در مسجد سلیمان نفت را کشف و استخراج کرد. ایران در منطقه ای از جهان واقع شده که بیش از 65% درصد ذخایر نفت جهان در آن وجود دارد. از طرفی کشور ایران حدوداً 15% درصد ذخایر نفت خلیج فارس و حدوداً 50% درصد گاز خلیج فارس را در اختیار دارد.
از نظر منابع غذایی نیز کشور ایران امکانات بالقوه ی مناسبی را در اختیار دارد و منابع آب فراوان و رودهای پر آب موقعیت برتری را نسبت به سایر کشورهای منطقه جنوبغربی آسیا ایجاد کرده است که با استفاده بهینه می توان انرژی برق و آب آشامیدنی کشورهای همسایه مخصوصاً کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس را تامین کرد.
در دوران معاصر در قلمرو جغرافیایی ایران دگرگونیهای سیاسی عمده ای رخ داده است که هر یک بنوبه ی خود ژئوپوتیلیک این کشور را تحت تاثیر قرار داده است. در این زمینه می توان از نهضت مشروطیت ، کودتای سوم اسفند ، جریان ملی شدن صنعت نفت و رخداد انقلاب نامبرد که هر یک از آنها منطقه ی خلیج فارس و خاورمیانه را با تحولات ژئوپولیتیکی مواجه کرد. در دوران مختلف تاریخی نیز علائق ژئو پولیتیک قدرتهای جهانی به کشور ایران دستخوش تغییر و تحول شده است اماهیچگاه فروکش نکرده است. چنانکه ایران در دوره ی قبل از جنگ جهانی اول نقش حائل بین قدرتهای روسیه و انگلستان را بعهده داشت و بعد از فروپاشی امپراطوری تزاری در روسیه و وقوع انقلاب بلشویکی با اتخاذ سیاست سد نفوذ انگلستان سعی کرد از نفوذ همسایه شمالی ایران به مناطق دیگر و توسعه طلبی آنها جلوگیری کند اما با عملی نشدن قرار داد 1919 انگلستان با طرح و اجرای کودتای سوم اسفند و تلاش برای برقراری یک حکومت مقتدر مرکزی راه بر نفوذ روسیه ببندد و در دوران جنگ جهانی دوم ایران به اشغال کشورهای متفق درآمد تا ایران تبدیل به کانال ارتباطی استراتژیهای بحری و برّی شود. در دوران نظام دو قطبی نیز بعلت همجواری ایران با ابر قدرت شرق به عنوان یکی از حلقه های محاصره ی امنیتی اتحاد جماهیر شوروی عمل کرد و نقش ژاندارم منطقه را ایفاء نمود.
بنابراین تحولات داخلی و بین المللی ژئوپولیتیک ایران را دگرگون ساخته اما در تمامی این دوره ها ارزش و جایگاه ویژه ژئو پولیتیک ایران محفوظ مانده و همین امر تعامل دائمی کشور ایران با قدرتهای جهانی را ناگزیر می سازد که البته باید با استفاده از آن در چهارچوب یک تعامل دو سویه برای تامین منافع و حفظ امنیت پایدار استفاده نمود.
4-2 کلیات جغرافیای سیاسی ایران :
نام ایران دارای شهرت ، قدمت ، شمول کاربرد ، انطباق جغرافیایی و فرهنگی و وضوح و روشنی است. آریاییها که نام ایران از آنها اخذ شده است به آریانها ، آرینها و آریاها نیز معروفند. خاستگاه ایرانیان آریایی بر اساس اوستا مکانی است که ائیر یانم و ئجو در زبان اوستایی و ایرانویج در زبان پهلوی نامیده شده است. این مکان چنانکه در اوستا آمده سرزمین سردی بوده که ساکنان آن مجبور به کوچ از آن شده اند برخی از باستان شناسان این مکان را منطقه قره باغ در آذربایجان (قفقاز) می دانند که همان اران دوران کهن است و خود این واژه نیز از ریشه ی کهن ائیریه در زبان اوستایی مشتق شده که به معنی ایران است. گروهی دیگر نیز ایرانویچ را منطقه ای در آسیای مرکزی ، حوالی خوارزم در جنوب دریاچه ی آرال معرفی می کنند که سرزمینی آباد بوده و ساکنان آن پس از بروز سرما و هجوم اقوام زرد پوست شمال سرزمین خود را ترک کرده و به سوی فلات ایران رهسپار شده اند. واژه ی ایران در زبان اوستایی بصورت ایئریه [5] در فارسی باستان اریه [6] و در سانسکریت آریه [7] به کار رفته است ایئریه در زبان پارتی آریان[8] و در زبان پهلوی ساسانی اِران[9] خوانده شده است.
واژه های آریا و ایئریه و ایران نه تنها در بین سکنه ی فلات ایران رواج داشت بلکه شاخه ی دیگر آریاییها که به شبه قاره ی هند رفتند نیز تا مدتها خود را آریایی می خواندند پس از آنکه اقوام پراکنده ی آریایی متحد شده و دولت ماد را در فلات ایران پدید آوردند هنوز به آریایی شهرت داشتند چنانکه هرودت که در قرون بعد می زیست اظهار داشته است که همگان در گذشته مادها را آریایی می نامیدند. در عین حال یونانیان کشور ایران را پرسیس[10]( به معنی مسکن پارسیان) می نامیدند. البته این نامگذاری ممکن است از این جهت باشد که اسکندر مقدونی و یونانیان مهاجم با دولتی روبرو بودند که خاستگاه آن قوم پارس (فارس ) بود در واقع هخامنشیان که قرنها پس از سرنگونی حکومت مادها حاکمیت بر ایران را در اختیار گرفته و امپراطوری بزرگ جهان آن روز را تشکیل داده بودند متعلق به قوم پارسی یکی از اقوام مهاجر آریایی بودند. واژه پرسیس از طریق زبان یونانی به سایر زبانهای اروپایی رسوخ کرد و در زبان انگلیسی به صورت پرشیا[11] و در زبان فرانسه بصورت پرس[12] در آمد واژه ی ایرانی و ایران نیز از دوره ساسانی رواج یافت و پس از اسلام بطور گسترده استفاده شد. این وضعیت دوگانه در اطلاق واژگان ایران و پرشیا (پارس) که مدتها ادامه داشت باعث شد که دولت ایران در زمان رضا شاه پهلوی رسماً نام ایران را برای کشور برگزیند و بکارگیری آن را بجای واژه پرشیا از جامعه ی بین المللی خواستار شود این تصمیم که از 21 مارس 1935 اتخاذ شد برای ایرانیان که با واژه ایران مأنوس بودند تازگی نداشت ولی بسیاری از کشورهای دیگر که این کشور را با نام پارس و پرشیا می شناختند ایران را با نام جدید کشوری یافتند که تازه متولد شده و فاقد پیشینه و گذشته تاریخی و فرهنگ کهن است.در حال حاضر نام رسمی کشور جمهوری اسلامی ایران است که در عرف بین المللی از آن به عنوان ایران یاد می شود نکته ای که در اینجا لازم است به آن اشاره شود این است که در مقایسه با واژه پرشیا یا پارس واژه ایران و نام ایران فراگیرتر است و ظرفیت بیشتری را برای اینکه همه ی ملت ایران از اقوام و گروههای مختلف را در بر گیرد داراست بنابراین کارکرد وحدت آفرین و یکپارچه ساز واژه ایران از واژه پارس بیشتر است.
| دسته بندی | کتابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 64 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 98 |
چکیده:
کتاب درسی که یکی از مهم ترین مراجع و منابع یادگیری دانش آموزان در نظام های آموزشی محسوب می شود ،در نظام آموزشی کشور ما نیز نقش مهمی دارد. به لحاظ این اهمیت و همچنین به سبب نقش محتوای کتاب درسی در برانگیختن و تامین نیازها و نیز تسهیل امر یادگیری دانش آموزان ، در این پژوهش ، محتوای کتب درسی دوره ی اول راهنمایی از نظر پرداختن به ( سازه ی انگیزه ی پیشرفت ) و مؤلفه های آن مورد بررسی قرار گرفته است.
در ابتدای پژوهش پیشینه ی نظری و تجربی ارائه شده است. ابزار پژوهش دارای ده مؤلفه اصلی و مؤلفه های فرعی است و پاپایی آن بر اساس نسبت مؤلفه های مورد توافق به کل مؤلفه ها به دست آمده است.
مقدمه
بیان مساله
ضرورت و اهمیت تحقیق
اهداف تحقیق
تعریف نظری متغیرها
تعریف عملیاتی متغیرها
مقدمه
مفهوم انگیزه پیشرفت
تاریخچه
انتخاب محتوا و سازماندهی محتوا
برنامه ریزی چیست؟
تعاریفی از برنامه ریزی درسی
جایگاه انتخاب محتوا و سازماندهی آن در فرایند برنامه ریزی درسی
محتوا چیست و قبل از انتخاب محتوا چه باید کرد؟
چه نیازی به انتخاب محتوا داریم؟
چگونه محتوا را انتخاب کنیم؟
معیارهای انتخاب محتوا کدامند؟
مروری بر معیارهای انتخاب محتوا
سازماندهی محتوا چیست؟
معیارهای سازماندهی محتوا کدام است؟
ارتباط عمودی وافقی چیست؟
محتوا چیست؟
چرا محتوا را تحلیل کنیم؟
تحلیل محتوا چیست؟
انواع روشهای تحلیل محتوا
روش ویلیام رومی در تحلیل محتوای کتاب درسی
ارزشیابی متن درس
ارزشیابی تصاویر و اشکال
ارزشیابی سئوالات
تفسیر نتایج در روش تحلیل محتوای ویلیام رومی
مروری بر تحقیقات انجام یافته به روش ویلیام رومی
خلاصه و جمع بندی فصل دوم
مقدمه
روش تحقیق
ابزارهای جمع آوری اطلاعات
ابزار اندازه گیری
تصاویر
فعالیت
روش جمع آوری اطلاعات
فرمول اعتبار ویلیام اسکات
شیوه ی اجرا و مراحل آن
روش های تحلیل داده ها
مقدمه
جدول های آماری
مقدمه
نتیجه گیری
پیشنهادهای پژوهش
محدودیتهای پژوهش
داخلی
خارجی
پایان نامه
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه :
نظام آموزش و پرورش هر کشور مجموعه تدابیر سازمان یافته ای است که امکانات بالقوه انسانها را تحقق می بخشد و شرایط مناسبی را در قالب برنامه ها و فرصتهای آموزشی در اختیار فراگیران قرار می دهد تا امکان آشنا شدن با برنامه های فرهنگی و تجربه های شان را پیدا کنند و بتواند استعدادهای ذاتی خود را از قوه به فعل دراورند.
آموزش ابتدایی- راهنمایی و متوسطه به عنوان جزیی از آموزش و پرورش به منزله پایه ای برای آن محسوب می شود زیرا این آموزش در واقع نقطه شروع یک حرکت طولانی و مهم در زندگی فرد است آنها پس از چندی که تجربیاتی را در خانواده و جامعه کسب می کنند وارد مدرسه می شوند و اولین تجربه آموزشی رسمی را در مدرسه کسب کنند.
گرایش به یادیگری مادام العمر در خانواده و در شکل وسیعتر در مدرسه شکل می گیرد در این مرحله است که جرقه خلاقیت در زندگی روشن و یا خاموش می شود . دستیابی به دانش به واقعیت می پیوندد و یا عملی نمی شود.
اینجاست که همه ابزارهایی برای توسعه خود ،منطق و تحلیل ، قضاوت و حسن مسئولیت ،کسب می کنند و می آموزند که در مورد نیازهای پیرامون خود کنجکاو باشند .
برنامه درسی به عنوان عامل مهم آموزش و پرورش در این دوره شامل کلیه فعالیتهای فرا گیران ، انواع وسایل آموزشی و شرایط اجرایی برنامه ها می باشد از میان مواد آموزشی مود استفاده در دوره راهنمایی کتاب درسی به دلیل انتخاب شیوه تدریس و محتوای آموزشی مهمترین عنصر محسوب می گردد.
زیرا شامل مجموعه ای سازمان یافته مبنای برای تعیین برنامه درسی و همچنین حاوی اطلاعات زیادی می باشد. کتاب درسی به منزله تربیون رسمی هر کشور می باشد که برای تمام افراد و مخصوصا « کودکان » لازم است انتشار یابد.
با توجه به اهمیت کتابهای درسی ضروری است که آنها همواره مورد تجزیه و تحلیل ، نقد و بررسی و تغییر و تحول قرار گیرند تا بتواند مطابق زمان پیش رفته و از هر حیث مفید واقع شوند.
دانش آموزان بیش از همه باید اندیشه یادگیری پیدا کنند برای نیل به این مقصود باید فلسفه درست فکر کردن را به دانش آموزان آموخت.
ارزشیابی از آموزش دین و زندگی که بر اساس اصول علمی و با استفاده از روشهای آماری صورت گرفت نشان داد که متاسفانه آنچه به دست آمده از آنچه می بایست به دست می آمد فاصله بسیار دارد.( رئیس دانا . فرخ لقا ص 102- 1371)
و همچنین یکی از اهداف عمده موسسات آموزش و پرورش قوه تفکر منطقی دانش آموزان است حال جای این سئوال باقی است که آیا نظام آموزش و پرورش رسمی کشور ما به گونه ای طراحی شده است که شاگردان را صاحب خلاق کرده ومنطقی بار آورد؟
در این زمینه کتابهای درسی در پرورش خلاقیت نقش به سزایی دارند و به دلیل همین اهمیت در این تحقیق سعی بر این است که روشن شود آیا محتوای کتاب درسی در جهت منطقی بار آوردن دانش اموزان تدوین شده است یا نه؟
آیا سازماندهی متن به تصاویر به پرسشها و فعالیت ها به گونه ای است که دانش اموزان درگیر فعالیت ساخته و به سوی پژوهش دعوت ککند؟
بعهده مدرسه است که در راه آماده کردن فرد برای آینده ،کودکان و نوجوانان را افرادی خلاق بپرورند به دانش آموزان درنحوه آن به عقیده گلیلفورد تا وقتی انسان به مشکلی برخورد نکند زندگی او از روی عادات و یا بر مبنای دور زدن مشکلات سپری شود خلاقیتی در کار نخواهد بود ولی همین که با مشکلی برخورد کرد و خواست آن را حل کند آن فرایند فکری و اعمالی که متعاقب آن برای حل مشکل ایجاد می شود خلاقیت نام دارد.
اگر بخواهیم زمینه پژوهش خلاقیت بچه ها فراهم شود ضرورت دارد. در برنامه ریزی درسی و هنگام تنظیم محتوا ،محتوای کتاب به گونه ای سازماندهی شود که در یادگیری مفاهیم و پرورش آنها با یادگیرنده خود با توجه به فعالیتهایی که برای او تحت عنوان فعالیتهای یادگیری تدارک دیده می شود به امر یادگیری اقدام کند.
چرا که تکیه به فعال بودن دانش آموزان در جریان یادگیری کلاسی یا خارج از آن سبب می شود که فرد اصلاحات بیشتری در اختیار داشته باشد و هم زمینه رشد اتکا به نفس و استقلال فکری و عدم وابستگی را به دیگران را فراهم کند.
بیان مسئله :
از آن جایی که کتاب درسی در ایران یکی از مهم ترین نقش ها را در آموزش و پرورش کشور ایفا می کندو معلمان تمام فعالیتهای خود را بر محور کتاب درسی متمرکز می سازند و در جهت تحقق اهداف از پیش تعیین شده در کتاب ، جریان یادگیری دانش آموزان را هدایت می کنند، بنا بر تالیف ، کتاب درسی بر اساس موازین و اصول برنامه ریزی درسی و مبتنی بر اصول و یافته های علمی باید انجام گیرد و هدایت شود.
رسیدن به هدف های واقعی آموزش و پرورش که به ایجاد تغییرات مهمی در رفتار و نگرش دانش آموزان منجر می گردد و به کسب مدارج علمی پرورش فکر منتهی می شود نیاز به برنامه ریزی های گوناگون و همه جانبه دارد که فقط یکی از آنها مربوط به تهیه و تعلیم کتاب درسی مطلوب است بنابراین یکی از مراحل اساسی برنامه ریزی در این انتخاب محتوای آن است.
اهمیت و ارزش محتوا از این بعد که به ماهیت فلسفی محتوی برنامه درسی می پردازد بیشتر ناظر بر این امر است که محتوای ارائه شده تا چه حد برای فراگیر سودمند و مفید است و میزان اثر گذاری آن بر ذهن و درک دانش آموز چقدر است؟
یا به عبارت دیگر آیا مطالب و محتوای برنامه درسی ارزش فرا گرفتن را دارد یا خیر؟
این بررسی ها و تحلیل ها به برنامه ریزان و مؤلفان کتابهای درسی کمک می کند تا در هنگام تهیه ،تدوین و یا انتخاب کتاب درسی برای دوره های تحصیلی و از جمله در مورد کتابهای دوره ی راهنمایی که موضوع بحث این پژوهش است تصمیم های صحیحی را اتخاذ نمایند.
نوعی از تحلیل که برای برنامه ریزان درسی ،مولفان و تصمیم گیرندگان بسیار مفید و ضروری است .( تحلیل و محتوا)است یعنی نوعی از تحلیل که کمک می کند تا مفاهیم ، اصول ،انگیزه ها ، نیازها ،نگرش ها و کلیه اجزای مطرح شده در محتوای آموزش و پرورشی کتاب ها مورد بررسی علمی و عملی قرار گرفته و با اهداف برناخه های درسی دوره ی راهنمایی مقایسه شوند.
این پژوهش به صورت واضح و مشخص به دنبال دستیابی پاسخ این مسئله است که ...
نحوه ارائه مطالب چگونه می باشد ؟ آیا به درگیری دانش آموز با متن می انجامد یا نه؟ محتوای کتاب درسی دورة راهنمایی ،به لحاظ پرداختن به سازه ی انگیزه ی پیشرفت و مؤلفه های آن مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
( یکی از مسائل مهم در تعلیم و تربیت واقعی چنانکه گفته شده فهم و درک مطالب است. این مسئله ارتباط نزدیکی با فعالیت دانش آموز دارد و فعالیت دانش آموز در حد قابل توجهی تحت تاثیر نوع و چگونگی ارائه مطالب و تجاربی است که به صورت برنامه درسی برای او فراهم شده است.
هر چند نقش معلم و روش تدریس او دراین میان قابل چشم پوشی نیست اما شیوه ارائه مطالب حتی بر روش تدریس معلم نیز اثر می گذارد. بر این اساس با توجه به اهمیت فعالیت دانش آموزان لازم است ، روش ارائه محتوای به گونه ای باشد ه برانگیزاننده فراگیر شود.
بنابراین در این پژوهش ،به دلیل اهمیت شیوه ارائه مطالب و محتوای برنامه درسی به میزان انگیزه و فعالیت فراگیر و همچنین در اندیشیدن و دنبال کردن مسائل کتب دوره ی راهنمایی از حیث چگونگی ارائه مطالب ،محتوای کتاب مورد بررسی قرار می گیرد تا میزان ایجاد درگیری دانش آموز با متن و تفکر بر مطالب و فعالیت در جهت حل مسائل تعیین گردد. مطالب و محتوای کتب می تواند به گونه ای ارائه شود که همه اطلاعات را به دانش آموز ارائه دهد و فراگیر به چیزی بیش از حد آنها نیازمند نباشد از طرف دیگر در ارائه مطالب می توان از شیوه فعال کمک گرفت و مطالب و محتوی را به گونه ای ارائه کرد که فراگیر ناچار از تفکر و تجزیه و تحلیل مطالب باشد و درگیر با مسائل گردد.
بنابراین مسئله اصل این که آیا این شیوه ارائه مطالب و محتوی برنامه درسی مطلوب است و قاعدتا منجر به کشف و مضموم سازی می شود و آیا کتب درسی باید به چنین شیوه هایی در ارائه مطالب متوسط گردند؟ یا به زبان واضح تر میزان فعالیت متون ، تصاویر،جمع آوری شده در کتب چقدر می باشد و چه پیشنهادهای مناسبی برای تغییر وضعیت آن میتوان بیان نمود؟)
ضرورت و اهمیت تحقیق
هدف تعلیم و تربیت تفهیم مطالب و محتوای برنامه درسی به دانش آموزان است و تفهیم مطالب رابطه مستقیم به میزان فعالیت های یادگیری دانش آموز دارد و فعالیت یادگیری متاثر ازعوامل متعددی ا زجمله چگونگی ارائه مطالب و محتوای برنامه درسی است.
زیرا شیوه ارائه مطالب و محتوای به شوق ورغبت دانش آموزان اثر دارد. و رغبت مستقیما به میزان فعالیت اثر می گذارد و همچنین در نظام آموزشی ایران مهمترین رکن آموزش و پرورش برنامه درسی محدود به کتاب درسی است که به صورت مرکزی تهیه می گردد و در اختیار دانش آموز و مدرسه قرار می گیرد و از آنجا که ارزشیابی از عملکرد تحصیلی دانش آموز و همچنین برنامه کار معلم و مدرسه مبتنی بر آن است از اهمیت بسزایی برخورداری است از آنجا که یکی از ابزارهای مهم کتاب درسی می باشد و نقش محوری و مهمی را در جریان آموزش ایفا می کند در تدوین و تفهیم محتوای آن باید دقت و ظرافت خاص مبذول گردد. اهمیت این پژوهش با استناد به این دلایل می باشد.
1-در کشور ایران به دلیل کمبود منابع اطلاع رسانی و وجود تعداد دانش آموزان زیاد کتاب درسی مهمترین نقش را در جریان آموزش ایفا میکند بنا بر این لازم و ضروری است می باشد که هر چند وقت کتابهای درسی به دقت مورد بررسی و ارزشیابی قرار گیرد.
2-کتاب درسی که عمده ترین منبع یادگیری دانش آموزان است در صورتی که محتوای کتابهای درسی همسویی مستقیم با اهداف درسی نداشته باشد تحقق آن نیز غیر ممکن خواهد بود بنابراین ضرورت دارد مورد ارزشیابی دقیق قرار گرفته و نواقص مشخص شود. بازنگری اصلاح و در صورت لزوم تغییرات لازم صورت گیرد.
3-دوره راهنمایی به عنوان پیشتاز ،راهنمایی و مشاور و پایه برای تحصیلات متوسطه است بنابراین برنامه های درسی این دوره به خصوص کتب درسی آن پیوسته مورد ارزشیابی و تجدید نظر قرار گیرد.
4-در کشور ما هر سال مبلغ قابل توجهی به چاپ آنها اختصاص داده می شود پس با توجه به هزینه های مصرفی لازم است تدوین و چاپ آنها هر چند سال یکبار مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و بدینوسیله از طرفی هزینه های اضافی و نابجا جلوگیری می شود.
5-برای بازسازی همه جانبه اقتصادی ،اجتماعی ،و فرهنگی هماهنگی میان مقاطع وگسترش تدارک آموزش مادام العمر به منظور توجه به هدایت نسل جوان به سوی مهارتهایی جهت دسترسی به دانش ضرورت دارد. پس لازم است محتوای کتاب های درسی از لحاظ اصول سازماندهی مورد ارزشیابی قرار گیرد.
6-در صورتی که دانش آموز در تجارب یادگیری سهیم گردد و یادگیری او عمیق و بهتر معنا دار صورت خواهدگرفت پس لازم است چگونگی شیوه ارایه محتوا با روش فعال مشخص گردد تا آموزش طراحی گردد که به عنوان آزمایشگاهی برای یادیگری چگونه آموختن باشد.
7-کشورهای پیشرفته به طور مرتب و مستمر در خصوص محتوای کتاب های درسی دوره های مختلف به ارزشیابی و تحقیق پرداخته و بر اساس همین تحقیقات مواد ،محتوا و روش های تدریس ها تغییر می دهند.
بنابراین لازمه یادگیری فعال،پویا و خلاق ،مستلزم دگرگونی در روش ها ، نگرش ها و راهبردهای آموزشی در کلاس درسی و کتاب های درسی می باشد. بر این دگرگونی باید از تجربیات و یافته های تحقیقی و علمی و عملی دیگر کشورها که در این زمینه موفق بودهاند ونتایج آزمون های مطالعات بین المللی ریاضی و همچنین از منبع موثق و سودمند علمی کتاب های الگوی تدریس ( بهرنگی ص 260-1371).
می توان از نتایج ارزشیابی کتاب های درسی بهره جست و تغییرات مطلوب در کتاب های درسی و در کتاب های دوره ی راهنمایی ایجاد نمود.
از مؤلفه های سازه پیشرفت: 1- سطح آرزوی بالا 2- رفتار ریسک کردن پایین 3- ارتقا طلبی
4- پشتکار 5- میل به انجام کار متوقف شده 6- داشتن ادراک پویا از زمان 7- آینده نگری 8- کاری را به خوبی انجام دادن 9- توجه به ملاک شایستگی در انتخاب دوست ،همکار و الگو
10- رفتار موفق و تمایل به خوب انجام داده کارها نام برد.
اهداف تحقیق:
با توجه به این که امروزه در جوامع نیاز به ابداع و نوآوری و پیشرفت در زمینه ها و ابعاد مختلف روز به روز بیشتر احساس می شود اگر هدف به وجود آوردن انسان های مستقلی است که توانایی آفرینش و تولید را داشته باشند و دنباله رو دیگران نباشند.
باید از آموزش و پرورش و برنامه های درسی و مدرسه شروع کرد. نظر به اینکه در میان عوامل گوناگون مؤثر در نظام آموزشی کشور کتاب درسی جایگاه ویژه ای دارد و از نظر بسیاری از دست اندر کاران آموزش و پرورش ،تنها مظهر فعالیت های مربوط به برنامه ریزی درسی است . در همین راستا هدف های کلی این تحقیق به شرح زیر ارائه می گردد.
هدف اصلی مطالعه بررسی
این کتاب ها را به سازه ی انگیزه پیشرفت برای پیشرفت کشور و مؤلفه های آن بررسی کنیم و از تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ی راهنمایی ایران میزات توجه این کتاب ها را به سازه ی انگیزه پیشرفت برای پیشرفت کشور ومؤلفه آن بررسی کنیم و از هدف تحقیق این امر است که کتاب درسی مذکور تاچه حد دانش آموز را به درگیری به متن کشانده وموجبات پیشرفت آنها را مهیا می کند و او را به فعالیت متفکرانه و اکتشفاتی وا می دارند.
هدف کلی:
تعیین میران توجه محتوای کتابهای درسی دوره ی راهنمایی نسبت به سازه ی انگیزه پیشرفت و مؤلفه های آن
اهداف جزیی:
1-تعیین میزان محتوای کتابهای دینی و قرآن سال اول دوره ی راهنمایی نسبت به سازه انگیزه پیشرفت و مؤلفه های آن.
2-تعیین میزان محتوای کتابهای فارسی سال اول دوره ی راهنمایی نسبت به سازه انگیزه پیشرفت و مؤلفه های آن.
3-تعیین میزان محتوای کتابهای ریاضی سال اول دوره ی راهنمایی نسبت به سازه انگیزه پیشرفت و مؤلفه های آن.
4-تعیین میزان محتوای کتابهای علوم تجربی سال اول دوره ی راهنمایی نسبت به سازه انگیزه پیشرفت و مؤلفه های آن.
5-تعیین میزان محتوای کتابهای تعلیمات اجتماعی سال اول دوره ی راهنمایی نسبت به سازه انگیزه و پیشرفت و مؤلفه های آن.
تعریف نظری متغیرها:
1-تحلیل: برشکستن مطالب به اجزاء تشکیل دهنده آن و یافتن روابط بین اجزاء و نحوه سازمان یافتن آنها اطلاق می شود.
2-محتوا: عبارت است از مجموعه مفاهیم و مهارتها و گرایش هایی که از سوی برنامه ریزان انتخاب و سازماندهی می شود. در عین حال محتوا آثار حاصل از فعالیت های یاددهی یادگیری معلم و شاگرد را نیز در بر می گیرد ( نیکس 1363، ص 62) و به عبارت دیگر محتوا همان پیام های آموزشی است ( سیف، علی آبادی 1368، ص 157).
3-تحلیل محتوا: یک روش پژوهشی است که به صورت منظم و عینی برای توصیف مقداری محتوای آشکار ارتباطات به کار برده می شود. ( دلاور 1374 ، ص 275).
4-ارائه فعال : شیوه ای که دانش آموز خود در یادگیری فعالیت مستقیم دارد.
5-ارائه غیر فعال : شیوه ای که دانش آموز خود در یادگیری فعالیت مستقیم ندارد.
6-واحد تحلیل: آنچه باید به عنوان مقوله مورد بررسی و تجربه قرار گیرد.
تعریف عملیاتی متغیرها:
1-تحلیل : تفکیک جمله های متن – پرسش ها – تصاوی رو فعالیت ها به مقوله های فعال و غیر فعال
2-محتوا: در این پژوهش جملات- تصاویر – پرسشها – فعالیتها – بعنوان محتوا قابل بررسی در نظر گرفته شده است.
3-تحلیل محتوا: تفکیک مقوله ها به فعال و غیر فعال است.
4-ارائه فعال : در این تحقیق مقوله های (e-f-g-h) درمتن (c-d) در پرسش ها و b... تصاویر نشانگر شیوه فعال در هر قسمت می باشد.
5-ارائه غیر فعال: در این روش مقوله های (a-b) در پرسش ها و مقوله (a) در اشکال بوده است.
6-واحد تحلیل: بزرگترین واحد تحلیل در این تحقیق کتاب و کوچکترین واحد تحلیل جمله است. در متن به صورت جملات خبری و پرسشی در پرسش ها به صورت پرسش و در اشکال به موارد استفاده دانش آموزان از تصاویر اطلاق می شود.
متن : مجموع جملاتی که به صورت خبری یا پرسشی برای ارائه حقایق در درس اصلی کتاب آورده شده است.
پرسش: در روش ویلیام رومی (1968) منظور از پرسش سوالاتی است که در پایان در درس با فصل به منظور ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان مطرح شده است.
شکل: دراین تحقیق هر یک از تصاویر کتاب هندسه یک برای توضیحات درسی موردنظر است.
شاخص درگیری: نسبت به کارگیری مقوله های فعال به کل مقوله ها غیر فعال به متن اشکال و پرسشها و فعالیت های کتاب.
روش ویلیام رومی: منظور کاربرد ابزاری است که به وسیله ویلیام رومی ساخته شده است و در این تحقیق از آن به عنوان ابزار اصلی استفاده می شود با استفاده از این روش می توان متن و تصاویر پرسشها و فعالیت های کتاب دوره ی راهنمایی را در دو مقوله فعال و غیر فعال دسته بندی و ارزشیابی کرد.
فصل دوم : ادبیات و پیشینه مطالعاتی
مقدمه :
به منظور تغییر واصلاح کتاب درسی مقاطع تحصیلی تلاشهای صورت پذیرفته است. و برای تدوین کتابها جوانب متعددی مورد توجه بوده است . انجام تغییرات اصلاحی و کتابها امری بس مهم وکاری بس دشوار است که در این خصوص برنامه ریزان درسی به موازات آن کل دست اندرکاران نظام آموزشی بایستی اقدامات لازم را مبذول نمایند.
مفهوم انگیزه پیشرفت
انگیزه پیشرفت ،میل و اشتیاق یا تلاش و کوششی است که فرد برای دستیابی به یک هدف با تسلط بر اشیاء ، امور ، اندیشه ها و یا یک معیار متعالی ،از خود ابراز میدارد (ویلدر ،[1]1989)
به اعتقاد مواردی ( به نقل از هجل [2] وزیگر[3]، 1992) انگیزه پیشرفت به مفهوم انگیزه غلبه بر موانع و مبارزه با آنچه که به دشواربودن شهرت دار می باشد.
کورمن [4](1977) معتقد است که انگیزه پیشرفت ، عبارت است از آرزو برای پیشی گرفتن بر یک رفتار ویژه که به صورت ملاک یا معیار درآمده باشد ( کورمن ، ترجمه شکرکن ،1370)
رابینز[5] (1993) معتقد است که انگیزه پیشرفت ،گرایشی برای پیشی گرفتن از دیگران و تلاش برای دستیابی به موفقیت و پیشرفت با توجه به ملاک های مشخصی ، می باشد.
به طور کلی انگیزة پیشرفت در برگیرندة الگویی از برناه ریزی ، فعالیت ها ، و احساس هایی است که با تلاش برای دست یابی به نوعی برتری ،مرتبط می باشد. جدول 1 این ویژگی ها را به تفکیک نشان میدهد.
جدول 1- ویژگی های شخصیتی افراد دارای انگیزه پیشرفت و فاقد انگیزة پیشرفت.
|
ویژگی های افراد دارای انگیزة پیشرفت |
ویژگی های افراد فاقد انگیزه پیشرفت |
|
برای دستیابی به موفقیت انگیزه دارند. |
برای دوری از شکست انگیزه ندارند. |
|
موفقیت مدارند. |
شکست مدارند. |
|
تکالیفی با دشواری متوسط را انتخاب می کنند. |
تکالیفی با دشواری آسان یا سخت را انتخاب می کنند. |
|
دارای اعتماد به نفس هستند. |
مضطرب هستند. |
|
مستقل هستند. |
وابسته به بازخورد و هدایت هستند. |
|
با پشتکار و پی گیر هستند. |
بی میلی و ناراحتی دارند. |
|
شکست را نتیجة فقدان تلاش تلقی می کنند. |
شکست را نتیجةفقدان توانایی تلقی می کنند. |
|
اهداف طولانی مدت دارند. |
اهداف کوتاه مدت دارند. |
|
با اشتیاق و بلندپروازند. |
بی تفاوتند. |
|
از آنچه انجام می دهند احساس غرور می کنند. |
از آنچه انجام می دهند احساس شرم می کنند. |
برای آنکه مفهوم انگیزةپیشرفت روش تر شود در زیر برخی نظریه های مهم در مورد انگیزةپیشرفت را مرور می کنیم:
1-نظریة هنری مورای
مورای اولین کسی بود که مفهوم نیاز ها را برای توجیه انگیزش و جهت رفتار به کاربرد و آنها را از مطالعة گستردةآزمودنی های بهنجار و با روش های مختلف به دست آورد.
همانطور که گفتیم ،به اعتقاد مورای ( به نقل از هجل وزیگلر،1992) انگیزة پیشرفت به مفهوم انگیزةغلبه بر موانع و مبارزه با آنچه که به دشوار بودن شهرت دارد می باشد. وی در توصیف نیازهای روان زاد[6] ،نیاز به پیشرفت را در ارتباط با انجام دادن کارهای دشوار ،مهارت یافتن ، دستکاری کردن یا سازمان دادن موضوعات – اعم از موضوعات فیزیکی ،انسان ها و یا اندیشه ها – به گونة مستقل و سریع چیره شدن بر موانع ،به دست آوردن معیارهای بالا ، بهبود بخشیدن به خود و بالاخره برتری جستن ،رقابت و هم چشمی با دیگران تعریف می کند.
2-نظریةدیوید مک کللند
مک کللند (1965) به چگونگی پیدایش انگیزة پیشرفت و پیامدهای اجتماعی آن علاقه داشت و کوشش وی بر آن بود که در درجةاول ،انگیزه ای را که باعث می شود فردی نسبت به فرد دیگر تمایل بیشتری برای کارکردن داشته باشد شناسیایی نماید، آنگاه مشخص نماید که آیا می توان چنین انگیزه ای را در افرادی که رغبتی به کار کردن ندارند به وجود آورد.وی پس از انجام بررسی ها ومطالعات نظری فراوان در این زمینه اصول زیر را برای تعریف این نیاز تبیین نمود:
1-افراد از لحاظ درجه ای که پیشرفت را تجربه ای رضایت بخش تلقی کنند با هم تفاوت دارند.
2-افرادی که نیاز شدید به پیشرفت دارند،موقعیت های زیر را ترجیح داده و در آن به سختی کار میکنند:
الف: موقعیت های مخاطره آمیز در حد متوسط ، زیرا در مواردی که مخاطره ای وجود ندارد و یا اندک است تمایل به پیشرفت در حداقل خواهد بود و در مواردی نیز که به شدت مخاطره آمیز است احتمالا پیشرفتی حاصل نخواهد شد.
ب: موقعیت هایی که در آن ها امکان آگاهی از نتایج وجود دارد ؛ فردی که انگیزه زیادی برای پیشرفت دارد مایل است بداند که آیا پیشرفت قابل حصول است یا نه.
پ: موقعیت هایی که در آنها مسئولیت فردی فراهم می شود؛ شخصی که گرایش به پیشرفت دارد می خواهد مطمئن شود که کسی جز او برای پیشرفتش امتیاز نمی گیرد.
3-افرادی که انگیزةپیشرفت زیادی دارند غالبا به حرفةافراد کار آفرین به صورت مادام العمر ،جذب می شوند( کورمن ، ترجمه شکر کن 1370).
3-نظریه اتکینسون
اتکینسون (1964) مطالعات مک کللند در زمینه انگیزه پیشرفت را گسترش داد. به اعتقاد او ، افراد مختلف ممکن است به دو روش برانگیخته شوند؛ عده ای با جست و جوی موفقیت و عده ای با اجتناب از شکست. او دریافت که در بعضی از افراد ،اجتناب از شکست موجب برانگیختگی بیشتری می شود ( اجتناب کنندگان از شکست) درحالی که در افراد دیگر جست و جوی موفقیت موجب برانگیختیگی می شود ( جست و جو کنندگان موفقیت).
یکی از ویژگی های بارز اجتناب کنندگان از شکست ، میل آن ها به انتخاب تکالیف خیلی آسان و یا خیلی مشکل است . برای مثال انکینسون و لیتوین[7](1960) دریافتند که اجتناب کنندگان از شکست در بازی پرتاب حلقه ، فواصلی را انتخاب می کردند که نسبت به هدف یا خیلی دور و یا نزدیک بود در حالی که جست وجوی کنندگان موفقیت ،فاصلةمتوسطی را انتخاب میکردند( کدیور،1380)
4-نظریه برنارد واینر
واینر[8](1943) در تبیین انگیزة پیشرفت ، بر مفهوم علت یابی در دو زمینة« موفقیت » و « شکست » تاکید نموده و م یگوید : اسنادی که افراد از علت موفقیت یا شکست خود دارند. عامل مهمی است که تعیین کنندةرفتارهای پیشرفت گرا و انتظارات آتی آن ها از عملکرد خودشان می باشد . وی چهار علت عمدةزیر را برای تبیین موفقیت و شکست شناسایی نموده است.
الف : توانایی ( یا عدم توانایی) ب: تلاش ( یا عدم تلاش)
پ: دشواری ( یا سادگی ) تکلیف ت: شانس ( خوب یا بد)
وی هر یک از چهار علت فوق را در جنبة، به شرح زیر ، طبقه بندی نموده است.
الف: جایگاه مهار
« توانایی » و « تلاش» علت های درونی اند زیرا از درون فرد نشات می گیردند و تحت کنترل خودش هستند اما « دشواری تکلیف» و « شانس »علت های بیرونی هستند،زیرا غالبا از اختیار و کنترل فرد خارج اند.
بنابراین می توان گفت که اگر فرد احساس نماید که موفقیت یا شکست او ،از درون خودش کنترل می شود احتمال بیشتری دارد که برای موفق شدن ، تلاش نماید ( ماسن وهمکاران ، ترجمةیاسایی ،1370)
ب: جنبة ثبات و عدم ثبات
« توانایی» و « دشواری تکلیف» ویژگی های ثابتی هستند که به سادگی تغییر نمی کنند، ولی « تلاش» ویژگی ثابتی نیست و تغییر می کند. بنابراین ، اگر افراد موفقیت یا شکست خود را ناشی از علت های پایدار بدانند ،این امر ، در انتظاری که آنها از آینده دارند ، تاثیر بیشتری می گذارد تا زمانی که موفقیت یا شکست خود را نشای از علت های پایدار بدانند( ماسن و همکاران ، ترجمه یاسایی،1370).
اسپنس و هلمریچ (1978) این فرضیه را که انگیزةپیشرفت ساختار واحد است رد کردندو اظهار داشتند که انگیزه پیشرفت ،دارای ساختاری چند بعدی به شرح زیر می باشد:
الف- سوگیری کار : به معنی تمایل فرد به انجام بیش ترین تلاش در هر نوع فعالیتی که می پذیرد.
ب- تسلط: به معنی پایداری و پشتکار در به انجام رساندن تکالیف ( مخصوصا تکالیف دشوار)
پ- رقابت جویی: به معنی لذت بردن از چالش رقابت کردن در انجام تکالیف.
ت- بی توجه بودن به نظر دیگران: به معنی سوگیری خودانگیخته در مورد این که دیگران ،نسبت به پیگیری پیشرفت شخصی ،چه فکر می کنند( ریو[11]، ترجمه سیدمحمدی ،1376).
6- نظریةانگیزه پیشرفت دو گانه
فلد[12] رولاند[13] و گلد[14](1979) و روبل [15] از مطالعات خود چنین نتیجه گیری نمودند که انگیزةپیشرفت ممکن است بردو نوع درونی یا بیرونی باشد:
الف – انگیزة پیشرفت درونی [16] یا خود مختار[17]: درانگیزة درونی ، فرد برای ارضای تمایلات درونی با استفاده از معیارهای درونی خود و بدون این که فکر کند که دیگران در مورد او چگونه فکر می کنند ، راجع به عملکرد خود می اندیشد و آن را با عملکردهای قبلی اش مقایسه می کند، این انگیزه غالبا در اوایل زندگی رشد می کند.
ب- انگیزةپیشرفت بیرونی [18] یا اجتماعی: که در آن ،فرد ، برای این که تعیین نماید که کارش چگونه است ،عملکرد خود را با عملکرد دیگران مقایسه می نماید. این انگیزه که غالبا تحت تاثیر مقایسه های اجتماعی رشد می کند و هدفش جلب توجه و تایید دیگران است،غالبا از حدود سال دوم مدرسه بروز می کند ( گیج و برلاینر ، ترجمه خوی نژاد و همکاران ،1374)
7- نظریةپارسونز[19]
پارسونز و همکاران پنج عامل مهم را ، به شرح زیر ، تعیین کنندةسطح انگیزش پیشرفت کودکان می دانند.
الف- میزان ارزشی که کودک برای دستیابی و نیل به موفقیت ، درزمینه خاصی ، قائل است.
ب- توجیه نمودن کودک در علت موفقیت یا شکست خود.
پ- معیارهای مورد قبول کودک برای مقایسه و ارزیابی عملکرد خود.
ت- میزان انتظار کودک برای موفقیت در انجام تکالیف مورد نظر.
ث- ارزش ها و انتظارات والدین کودک در مورد موفقیت کودک.
8- نظریة مسیر- مرحله ( راینور[20]- انتین [21])
راینور وانتین (1983) اظهار داشتند که پیش بینی ویژگی های یک مسیر، میزان موفقیت آیندة فرد است . به این ترتیب که برخی از موقعیت های پیشرفت ،بر تلاش های آیندة فرد برای پیشرفت اثر می گذارند. در حالی که برخی دیگر فقط برای زمان حال تاثیر دارند.
به عنوان مثال ،برای مورد اول ،دونده ای که سعی دارد در مسابقه ای پیروز شود ،نه تنها در این مسابقه فرصت دستیابی به احساس غرور و شایستگی ناشی از موفقیت را دارد بلکه تلاشی مضاعف می نماید تا با پیروزی در این مسابقه بتواند در مسابقات مهم تر دیگر در آینده شرکت نماید و همین امر ، سبب افزایش انگیزه پیشرفت او دراین مسابقه می شود.
راینور(1970) اشاره میکند که هر هدف پیشرفتی که از نظر زمانی دور دست باشد ، از هدفی که در آیندةبسیار نزدیکی قرار دارد ، اهمیت کم تری را کسب می کند. به عبارت دیگر،می توان گفت که « رفتار پیشرفت » شامل مجموعة گام ها در مسیری است که در آینده به پیامدی مطلوب منجر می شود و عملکرد افراد موفقیت گرا ، هم زمان با کاهش فاصلةزمان روان شناختی ، برای دستیابی به هدف افزایش می یابد( ریو ،ترجمه سید محمدی ،1376).
8-نظریه هرمنس[22]
هرمنس (1977) بر مبنای دانش نظری و تجربی موجود دربارة نیاز به پیشرفت ،و با بررسی بیشتر پژوهش های مربوط به آن ، ده ویژگی بارز افراد دارای انگیزةپیشرفت بالا را ، درمقایسه با افراد با انگیزة پیشرفت پایین تعیین نمود این ده ویژگی به شرح زیر است:
1-سطح آرزوی بالا 2- انگیزة قوی برای تحرک به سوی بالا؛ 3- داشتن پشتکار یا مقاومت طولانی در روبه رور شدن با تکالیف با سطح دشواری متوسط؛ 4- میل به انجام کار متوقف شده ؛ 5- داشتن ادراک پویا از زمان و احساس این که امور به سرعت روی می دهد؛ 6- آینده نگری؛ 7- کاری را به خوبی انجام دادن ؛ 8- توجه به ملاک شایستگی در انتخاب دوست ، همکار و الگو؛ 9- بازشناسی از طریق عملکرد خوب در کار و 10- رفتار ریسک کردن پایین . هر منس بر این اساس پرسش نامه سنجش نیاز به پیشرفت را ،که یکی از رایج ترین پرسش نامه های مداد – کاغذی است تهیه نمود. ( هومن ،1380)
مادر پژوهش خود ،با توجه به نظریه های گوناگون مذکور در فوق ،ده مؤلفه سازه انگیزه پیشرفت را به شرحی که در سنجش ( روش تحقیق ) آمده است مورد مطالعه قرار داده ایم.
تاریخچه :
تحلیل محتوا بعد از جنگ جهانی دوم متداول گردیده است . هنگام جنگ بسیار از پیام ها وگفتارها ، مورد سنجش و ارزشیابی ونهایتا تحلیل قرار می گرفتند و از آن پس این روش در سطح جهانی گسترش یافته و روز به روز بر وسعت و اهمیت آن افزوده گردیده است.
پس از ارزیابی پیامها با توجه به متن اصل پیام و تحلیل جزء به جزء آن رسیده که به تدریج شامل سایر موضوعات و مسایل نوشتاری گردیده و کتابهای درسی را نیز در برگرفت.
تحلیل محتوا مراحل سه گانه زیر را پیموده است.
1-توجه به تحلیل متن از نیمه 1930 به بعد
2-تکامل تحلیل محتوا
3-تصاویر و پیشرفت تحلیل محتوا
انتخاب محتوا و سازماندهی محتوا
- برنامه ریزی درسی چیست؟
- تعاریفی از برنامه ریزی درسی
- جایگاه انتخاب محتوا و سازمان دهی آن در فرایند برنامه ریزی درسی
- محتوا چیست و قبل از انتخاب آن چه باید کرد؟
- چگونه محتوا را انتخاب کنیم؟
- معیارهای انتخاب محتوا کدامند؟
از نظر هیدا تابا ،از نظر سیلور، الکساندر و لوئیس ، از نظر آیزنر ، از نظر لوئی
- اصول حاکم بر انتخاب و ارائه محتوا:
1.رابطه محتوا و هدف
2.رابطه محتوا و رغبت
3.رابطه محتوا وتوان مخاطب
4.رابطه محتوا و زمان
5.رابطه محتوا و سودمندی
- چند نمونه از معیار های انتخاب محتوا
- مروری بر انتخاب محتوا
- سازماندهی محتوا چیست؟
- معیارهای سازماندهی محتوا کدام است؟
1.توالی
2.تداوم
3.وسعت
4.تعادل
5.ارتباط عمودی و افقی
- ارتباط افقی و عمودی چیست؟
- فعالیت در این کارگاه
در این قسمت به یکی از مهم ترین بخشهای برنامه درسی اشاره می شود. اگر چه این موضوع از اهمیت سایر بخشها نخواهد کاست اما به دلیل نقشی که در زمان تولید محتوا به عنوان عینی ترین جلوه برنامه درسی خواهد گذاشت نیاز به مراقبت بیشتری خواهد داشت.
برنامه ریزی درسی چیست؟
تعاریفی از برنامه درسی:
برنامه درسی (1) از لحاظ مفهومی اشاره به یک فرایند دارد که حاصل یا نتیجة آن برنامه درسی است . این واژه از ریشه لاتین (2) به معنای میدان حرکت و مسابقه یا فاصله و مقدار راهی است که افراد باید طی کنند تا به مقصد مورد نظر دست یابند.
غالبا آنچه در ادبیات این رشته علمی متداول است واژه با عنوان Curriculum است و از رشته تحصیلی خاصی به نام ((برنامه درسی)) نام برده می شود.
علیرغم روشن بودن معنی و مفهوم برنامه درسی ، ما شاهد دو رشته تعریف و تبیین از این دانش هستیم ، دسته اول برداشت تک بعدی از این رشته است و شامل موارد زیر می باشد:
- برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از دروس یا برنامه ای برای مطالعه.
- برنامه درسی به عنوان فهرست رئوس مطالب درسی.
- برنامه درسی به عنوان محتوای یک درس یا مجموعه ای از دروس.
- برنامه درسی به عنوان برنامه زمانی معین برای تدریس و یادگیری دروس.
- برنامه درسی به عنوان مجموعه ای از اهداف و مقاصد.
- برناه درسی به عنوان مجموعه ای از تجارب و فعالیت های یادگیری.
همان گونه که از تعاریف برمی آید ، این عبارات نشان دهنده برداشتی محدود و تک بعدی از برنامه درسی است . و تنها به بخشی یا جزئی از فعالیت های مربوطه اشاره می کند.
دسته دوم تعاریفی است که صاحبنظران این علم مطرح نموده اند که عبارتند از:
- برخورد یادیگرنده با جنبه های متنوع محیط که تحت هدایت و راهنمای مدرسه طرح ریزی شده است.
- محتوا و جریان رسمی و غیر رسمی که از طریق آن یادگیرنده تحت نظارت مدرسه معلومات و شیوه فهمیدن را کسبت می کنند ، مهارتها را فرا می گیرند،نگرش ها و ارزش گذاری وارزش ها را تغییر میدهند.
- فرصت های انتخاب شده برای یادگیری یا طرح مجموعه ای از فرصت های یادگیری جهت افرادی که باید تحت تربیت قرار گیرند.
- یک سلسله وقایع آموزشی طراح شده که به قصد تحقق نتایج آموزش برای یک یا چند شاگرد پیش بینی شده است.
- برنامه درسی مجموعه وسیعی از شیوه های تفکر درباره تجربیات بشر است یا ( به عنوان شیوه تفکر در مسائل)
- برناه درسی به محتوای رسمی و غیر رسمی ، فرآیند محتوا آموزشهای آشکار و پنهان اطلاق می گردد که به وسیله آنها فراگیر تحت هدایت مؤسسه آموزشی دانش لازم را به دست می آورد ،مهارتها را کسب می کنند و گرایشها ،ارزش ها را در خود تغییر می دهد.
بنابراین تعاریف فوق نشان می دهند که برناه درسی در پی آن ست شرایط ،موقعیت و وسایل مورد احتیاج را در حیطه تعلیم و تربیت برای فراگیران با شرایط فعلی و نیازهای مشخص آنان فراهم سازد و زمینه تربیت و رشد همه جانبه آنان مهیا گردد. به عبارتی طرح برنامه درسی در یک نگاه متفاوت ، هسته مرکزی ((تربیت)) را شکل می دهد و موثرترین وسیله جهت هدایت رشد همه جانبه افراد و تغییر در نگرش و رفتارهاست است.
برای رسیدن به این مقصود برنامه ریزی درسی وظایفی بر عهده دارد و فعالیتهایی انجام می دهد. یعنی اقداماتی صورت میگیرد تا بر میزان دانش و معلومات شاگرد تاثیر بگذارد در نتیجه بر گستردگی نسبی و عمق (درک) آن تاثیر می گذارد. در نتیجه این تغییر زیربنایی ، نوع نیازها و علائق، احساسات ، دیدگاهها و نوع برداشت ( نگرش ) تحول و
دگرگونی لازم پیدا می کنند وزمینه تغییر در رفتارهای عینی ( فردی و سازمانی) ایجاد می گردد.
عمدهترین فعالیتهای برنامه ریزی درسی به سر فصل های زیر مربوط می شود که روی هم رفته مانند فرشی بر کف و سطح ساختمان تربیت گسترانده می شود تا زمینه (( رشد)) فرد را در ابعاد شناختی ، عاطفی ، اجتماعی و جسمی فراهم سازد.به عبارت دیگر موقعیتی مناسب برای تغییر در طرز تفکر، تغییر نگرش به زندگی و شیوه برخورد مسائل و یادگیری در جوانب یادگیری در جوانب گوناگون فراهم می گردد.
جایگاه انتخاب محتوا و سازمان دهی آن در فرایند برنامه ریزی درسی:
در مورد تعداد عناصر تشکیل دهنده برناه ،میان برنامه ریزان درسی اتفاق نظر وجود ندارد. بعضی آن را به چهار عنصر اساسی ( هدف ، محتوا ، روش و ارزش یابی) محدود می کنند و برخی دیگر مانند فراسیس کلاین آن را تا 9 عنصر توسعه می دهند.9 عنصر مرود نظر کلاین عبارتند از : اهداف ، مواد آموزشی ، فعالیتهای یادیگری ، راهبردهای یاد دهی – یادگیری – ارزشیابی ، گروه بندی ، زمان و فضا.
در فرایند برنامه ریزی درسی این عناصر به صورت یک سیستم و در ارتباط متقابل با هم در نظر گرفته می شوند در فرایند برنامه ریزی درسی پس از نیاز سنجی و تعیین اهداف ، موضوع انتخاب محتوا مطرح می شود و پس از آن سازماندهی محتوا قرار میگیرد. در نمودار زیر جایگاه این دو عنصر را در می یابید.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 81 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 79 |
مقدمه
نوشته های روی خودروها یا همان caresticyes شاید زیرکی نگاه روشنفکران را نداشته باشد اما چیزی بیشتر از تصور ماست. نظریه هویت ایرانی که عموماً نام هویت مردم عامه بر روی آنها می گذاریم و بیشتر اوقات خارج از فرهنگ گروه روشنفکر و تحصیلکرده قرار می گیرد در خور توجه است. از آن جا که نه تنها از گیرایی و زیبایی خاص خود برخوردار است. بلکه روح این عبارات علاوه بر اندیشه و احساس می تواند به عنوان شمایی از هویت ایرانی مورد مطالعه قرار گیرد. دلایل چنین انتخابی در طول بررسی زیر مشخص خواهد شد. به این استفاده اشعار و نوشته های پشت کامیون ها و وانت ها و دیگر خودروهای جاده به خاطر تخیل و زیبایی خود ادبیات و به مناسب مکان ، ادبیات جاده ای نامیده می شود و باز به تناسب مخاطب و مصرف کننده هایش دسته ای از ادبیات عامه است.
در تعریف ادبیات گفته اند: زبان به اضافه ذوق وهنر بشری، یعنی وجه تمایز زبان با ادبیات در دلاویزی و لطافت آن است ولی گاهی این تشخیص مقداری دشوار می نماید. زیرا زبان با ادبیات رابطه بسیار تنگاتنگی دارد و حتی در آنجا که نوشته ای ادبی نیست علاقه و ذوق مطرح است و آن به نوعی به درون مایه سخن ادبی بر می گردد.
شاید بارها بیت یا عباراتی بر روی خودرویی در جاده ها شما را به خود خوانده باشد و به دلیل گیرایی و زیبایی این نوشته ها احتمالاً تعدادی از آنها را جمع آوری کرده اید، با توجه به روح این عبارات ، یعنی تخیل، اندیشه و احساس و با نظر به تعریف نوشته ادبی می توان آنها را هم بخشی از ادبیات داشت.
مقایسه آنها با دیگر بخشهای ادبی ما را متوجه خصوصیات ویژه این بخش می نماید به طوری که در صدد انتخاب عنوانی برای آن می شویم، مانند: ادبیات روان، ادبیات جاده ای و ...
گاه دیدن ابیات و عباراتی ممتاز آن هم از زبان عامه ما را بر آن می دارد که در صدد یافتن جایگاه آنها در میان دیگر بخشهای ادبی بر آییم و سرانجام به این نتیجه می رسیم که گویی این جملات مراحل محاوره و نوشتار را طی کرده و حتی از مرحله ادبی هم گذشته اند از خود می پرسیم آیا می شود افرادی حتی سخن گفتنشان کاملاً تحت پوشش عناصر اصلی ادبیات باشد؟
خیلی وقتا شده که سوار بر خودروتون در جاده و خیابون ها ، مطالب نوشته شده در عقب خودروی جلویی توجهتونو جلب میکنه.... خیلی وقتا مطالبش آموزنده است اشعاری که که حتی روحتونو تلطیف میکنه یا شما رو به فکر میندازه... ادبیات جاده ای بررسی همین اشعار و جملات پشت کامیونها و سایر خودروهای سواریه تا به حال این اشعار رو دیدید؟ براتون جالب بوده؟ جالبترین شعری که دیدی چی بوده؟
از عشق تو لیلی... خوردم به تریلی
رادیاتور عشق من از برایت جوش آمده ! باور نداری بر آمپرم بنگر
تمام عمر اگر در بیابان سرگردان شوی
به که یک شب محتاج نامردان شوی
کار صد عیسی کند یک یا علی
هیشکی ندیدم تو نخت نباشه...
" ادبیات جاده ای » به بررسی اشعار ونوشته هایی می پردازد که صاحبان مرکب های آهنین بر مرکب خود می نگارند ، این عبارات بیانگر عشق و ناکامی، غربت و تنهایی، شکوه و فریاد، پند و اندرز ، تمنا و مناجات و ... است.
احمد باوند سواد کوهی نویسنده ی کتاب ادبیات جاده ای می نویسد :
« ... هنگامی که روی صندلی خودرو آرمیده ای ، نظاره گر خودروهایی هستی که از مقابلت می گذرند و تو در این مدت به دنبال هر چیزی می گردی تا درازای سفر و مسیر راهت را کوتاه کنی... اما در همین جاده کتابی نهفته است بی نظیر. کتابی پر از اشعار ، تمثیل ها و... کتابی که هر ورق و نوشته آن را پشت تریلی ، نیسان ، کامیون و ... می توانی بیابی و بخوانی.»
در غم عشق لیلی راندم تریلی
بیاد انیشتن نیوتون زکزیای راضی خودم و بقیه دانشمندان
مانده ام در جاده های بی کسی سنگ قبرم را نمیزارد کسی
به حرمت اشک مادر توبه کردم
دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
بوق نزن شاگردم خوابه
"منمشتعلعشقعلیمچهکنم یعنی" من مشتعل عشق علیم چه کنم
خوش باخ خمار گز (ترکی)
بر چشم بد لعنت ... بیشمار
تو برو من میام
مدعی خواست از بیخ کند ریشه ما / غافل بود خدا هست در اندیشه ما
ای کاش زندگی هم دنده عقب داشت
مگر چه نوع رابطه ای میان این گویندگان و زبان آنها وجود دارد؟
از ا«جا که هدف، معرفی ادبیات جاده ای است ، بنا را بر خلاصه گویی گذاشته ام و می خواهم جملات و ابیات مختلف را که بر روی خودروها نوشته شده بشناسم . چون معتقدم از طریق شناخت این ابیات و جمله می توانم روحیه راننده آن خودرو را بشناسیم ، در واقع راننده حرف دلش را بر خودروی خود نوشته است و بدین وسیله می توان به فرض مثال به علاقه مندی او به زادگاه ، مادر ، زندگی ، عشق ، دنیا، خودرو و ... پی برد.
پیشنه تحقیق
به نظر می رسد نخستین بار در اواخر دهه 80، جواد جلیلی ، مبادرت به جمع آوری اطلاعات در این باره کرده و کتابی تحت همین عنوان به چاپ رسانده است . در این باره آقای احمد باوند سواد کوهی هم در سال 84 کتابی چاپ نموده اند که گزارش چاپ آن در روزنامه شرق تاریخ 17 اسفند 84، آمده است. بنابر قول اساتید ( دکتر جلال الدین رفیع فر ، دکتر ابراهیم فیاض ) مطالعات انسان شناسی هم توسط دانشجویان صورت گرفته است که اینجناب علی رغم تلاش هایی چند،هنوز نتوانسته ام به آن تحقیق ها دسترسی پیدا کنم.
پرسش های تحقیق
1- آیا می توان مصارف ادبی قشری که لزوماً توانایی شناساندن نیازهای خود به صاحبان -قدرت و منزلت در جامعه را درست به علت نداشتن این ابزارها ندارند شناخت؟
2-آیا نباید به عنوان یک جامعه شناس یا انسان شناس از خود سوال کرد که آنها چه می خوانند و چه می خواهند؟
3- مواد و خط مورد استفاده ، تناسب با نوع و کهنگی ماشین، تناسب با قسمت های قابل نوشتن ( دید ساختاری )، تغییرات در طول زمان ، ( دید تطوری) ، چگونگی گسترش جغرافیایی (دید اشاعه گرا) ، چگونه است؟
یافته های تحقیق
1- از چه مواردی استفاده می کنند ؟ بیشتر با رنگ روغن می نویسند برای خطاط نوشتن روی قسمت های چوبی و فلزی راحت تر است خطاط ها در جاده ها نزدیک غذا خوری ها یا در دکه ها مستقر هستند ؛ سخت ترین قسمت از نظر نوشتن برای خطاط ، گل پخش کن هاست؛ زیرا باید ساعت های متمادی زیر ماشین سینه خیز شوند؛ به علاوه چون جنس این قسمت از ماشین پلاستیک نرم است و این بر سختی خطاطی می افزاید.
2- روی چه قسمت هایی از ماشین چه اشعاری بیشتر می نویسند ؟ روی گل پخش کن ها اشعار دو مصرعی مینویسند ؛ قسمت بالای ماشین که از پشت روی اتاق دیده می شود یک صلوات یا یک جمله مذهبی خواهد بود؛ اما این کافی نیست زیرا هنگام بار داشتن ماشین اصلاً دیده نمی شوند ؛ بنابراین به بغل نویسی هم می پردازند؛ و در این جا عموماً جملات تک کلمه ای می نویسند.
3- با چه خطی می نویسند؟ بیشتر خط نستعلیق ، از شکسته نستعلیق به خاطر نا خوانایی و پیچیدگی استفاده نمی شود. از خط تیتر به علت عدم سازگاری با مضامین و به اصطلاح " حس و حال" هم استفاده نمی کنند.
4- چه تیپ هایی چه اشعاری را بیشتر می نویسند ؟ آیا بین نوع و مدل ماشین با تیپ اشعار تناسبی وجود دارد؟ بله ، میتوان از این همبستگی سخن گفت : بطور کلی بر اساس مشاهدات محقق هر چه ماشین سنگین تر و باری تر بالتبع مسافت بیشتر و از خانواده دورتر؛ نوع اشعار خشن تر و به اصطلاح " داش مشی تر" می شوند؛ این در حالی است که پشت نوشته ها بین وانت ها و نیسان بارها هم فراوانی کمتری دارد هم اشعار کوتاه تری دارند؛ و این حالت در ماشین های سواری به حداقل می رسد و استفاده از رنگ روغن جای خود را به حروف شبرنگ می دهد که تمیز تر و استفاده از آن راحت تر است.از طرفی روحیه اتوبوس دارها کاملاً متفاوت است زیرا آنان چند روز یکبار خانواده خود را می بینند ؛ در راه هم تنها نیستند بلکه با شوفر و شاگرد خود همراه هستند بنابراین روحیه ی رقیق تری دارند و اشعار و بیشتر جملات مذهبی می نویسند . ماشین های سازمانی ( تاکسیرانی ، جهاد سازندگی و ...) به هیچ وجه حق نوشتن هیچ گونه نوشته ای با هر مضمونی ندارند ؛ البته تاکسی پیکان های تا تولید 60 از این امر مستثنا هستند و کلمات کوتاه روی نوار نارنجی پشت ماشین می نویسند؛ اما تاکسی های جدید ( روا، سمند، پراید و...) جز یک مورد دیده نشد.
5-چگونه این اشعار را انتخاب می کنند ؟ در بین تمام مواردی که توسط مشاهده گر بررسی شد؛ شیوه انتخاب ، ادبیات شفاهی بود؛ زیرا موارد مورد مطالعه هیچ گونه شعر مکتوب به دیوان شعری در دست نداشتند . به طور کلی تابلو نویس ها هم آنها را ثبت نمی کنند ؛ بلکه با نشستن دور هم و در گفتگو های روزمره یا شنیدن ابیاتی از رادیو و تلویزیون یا کمک گرفتن از تابلو نویس به این مهم می پردازند . بنابراین تاثیر گروه بر فرد در این جا کاملاً به چشم می آید.
6- تغییرات آن در طول زمان چگونه بوده است ؟ اگر با کمی اغماض از عدم جزمی بودن تیپ سازی در واقعیت و مشاهدات نه چندان گسترده مشاهده گر، به تیپسازی دست بزنیم؛ می توانیم بگوئیم تا پیش از انقلاب اشعار " لاتی کاباره ای" استفاده می شده است( ترانه های هایده ، سوسن کوری و ...) و بعد از انقلاب تحت تاثیر جریان های دینی گرایش آنها هم به مذهب بیشتر شده است؛ البته با درک خاص خود از این مفاهیم ، که میتوان نام " لات مذهبی" بر آن نهاد.
این روزها می توان گفت به سمت کارهای اصطلاحا ، " زبان پریشی" پیش رفته اند؛ یعنی از طریق در هم ریختگی و گسیختگی زبان به نوعی معما و چیستان رسیدن که مخاطب ( همکار دیگر در جاده ) را به فکر فرو ببرد. مثل:
4030( چلسی: تیم فوتبال لیگ انگلیس ، نشانه طرفداری از تیم هم هست .
باظعصط ( روی اتاق کامیون باز است)
یا تحت تاثیر خط فینگلش اس. ام. واسی استفاده از حروف انگلیسی زیاد شده است:I am tanha
روش شناسی
در این تحقیق سعی ما بر این بوده که ترکیبی از روش های مختلف اسنادی و شفاهی شامل مصاحبه و مشاهده کار پارچه نویس ها، تابلو نویس ها، راننده ها استفاده کنیم. اما بنابر ماهیت موضوع با مشکلاتی مواجه هستیم.
- اول اینکه کمتر این موضوع جدی گرفته می شود حتی از جانب خود تابلو نویس ها و راننده ها ، و ما در ابتدای مصاحبه با جملاتی چون ، چه ارزشی داره ، شما می خواین چیکار؟ روبه رو شدیم.
- دوم در دسترس نبودن موارد مصاحبه و شکاف از فضای آکادمیک بود و ثبت نشدن این اشعار در دفتری خاص.
- و نیز امکان کمتری برای یادداشت سریع آنها در جاده یا نمونه گیری از آنهاست. اما یادآوری این نکته ضروری است که هر آنچه هست اعم از خوب یا بد جمع آوری شده و هیچ گونه تغییری در جملات داده نشده است.
فصل اول
کارکرد اجتماعی شعر و ادبیات
الف) آمیختگی کلام روزمره با سخن ادبی
ب) ادبیات مختص گروه سنی خاصی نیست
ج) همه اقشار جامعه به نوعی با ادبیات سر و کار دارند
د) ادبیات گره گشا ست
هـ ) شعر و ادبیات متحول کننده است
و) شعر وبهترین ابزار آموزش
ز) شهر بهترین وسیله ابزار احساسات
1- کارکرد اجتماعی شعر و ادبیات
هنر از آنجا که زاییده اندیشه و احساس آدمی است، قدمتی به درازای خلقت بشر دارد. این ویژگی که گوهری بی بدیل از وجود عالی تمایز آدمی از نوع حیوان است و و از این منظر، معجزه بزرگ آفرینش است که خداوند به واسطه آن بر خود آفرین فرستاده، بدان مباهات می کند ( تبارک الله احسن الخالقین) ادبیات نیز که می توان آن را عالی ترین مظهر تظاهرات هنری دانست از چنین قدمتی بهره واقعی وافی دارد و همگام با خلقت و رشد عقلی، اجتماعی و فرهنگی انسان شانه به شانه تاریخ سائیده است. کسی به حقیقت نمی داند اولین جملات ادبی را کدامین بشر و در کدام عصر ابراز نمود؟ اما آیا آدم ابوالبشر در نیایش های تضرعانه خویش نکوشیده است تا با کلامی زیباتر و متفاوت از کلام معمول، خداوند را بستاید و عذر گناه خویش طلب کند؟ از آن که انسان اولیه به غارها روی آورد و کوشید تا منویات خود را بر دیوارهای سنگی نقاشی کند، می دانست که باید ابزاری موثرتر برای ابزار آنچه در درون او می گذشت بیابد و این نیاز مشق اولیه هنر و به تبع آن ادبیات بود.
"ویل دورانت" در خصوص پیدایش ادبیات می گوید : " ابتدای مرحله انسانیت را باید هنگام پیدایش کلمه و کلام دانست. با همین وسیله بود که انسانیت انسان آشکار شد... ادبیات علی رغم آنچه از خود این کلمه بر می آید و دلالت بر نوشته و حروف می کند، در اغاز پیدایش بیشتر کلماتی بوده که گفته می شده ، نه حروفی که نوشته می شد. ادبیات از آوازها و ترانه های دینی و طلسم های ساحرانه سرچشمه می گیرد که معمولاً کاهنان آن را تلاوت می کرده اند و از دهنی به دهنی انتقال می یافت." با تشکیل اولین اجتماعات بشری و رشد روابط عقلی و عاطفی انسان ، ادبیات نیز به صورت های مختلف رخ نموده تا حاصل دغدغه های درونی آدمی باشد. کلام ادبی که از سرودهای موزون دینی آغاز گردیده بود به تدریج نسج و گسترش یافت و در طی قرون، شقوق مختلف ادبیات را نظیر داستان، ضرب المثل، افسانه های دینی و حماسی، نثرهای ادبی و بالاخره شعر که عالی ترین نوع از انواع ادبی است پدید آورد و هر یک از این انواع، جایگاه مستحکمی در میان اقشار مختلف جامعه به دست آورند و انچنان با زندگی روزمره بشر گره خوردند که گویی با ملزومات حیات نظیر آب، غذا، مسکن و هوا همراهی و همتایی می کنند و شعر و کلام منظوم در این میان گویی سبقت را از سایر انواع ربوده است. با نگاهی اجمالی به تاریخ ادبیات، ردپای شعر را در تمامی قرون و اعصار و در میان تمامی اقشار جامعه به وضوح می بینیم. از مسجد و کلیسا و کنیسه گرفته تا قهوه خانه و بازار و دربار سلطان، همه جا شعر با کارکرد خاص خویش حضور دارد. از سیر تحول شعر و فراز و نشیب های تاریخی آن که بگذریم، در خصوص جایگاه ادبیات در اجتماعات امروزی و کارکردهای مختلف آن موارد بسیاری را می توان بر شمرد که در ذیل نمونه هایی از آن را می آوریم؛
الف) آمیختگی کلام روزمره با سخن ادبی:
ادبا وجه تمایز کلام ادبی بخصوص شعر را با سخن معمول، خیال انگیزی و بهره مندی آن از آرایه ها و زیبایی های ادبی می دانند، احساس و اندیشه متمایزی که بر روح ادبیات حاکم است، کلامی را پدید می آورد که با سخن روزمره متفاوت است اما امروزه مرز میان دو به باریکی مویی است و شاهد ان، کثرت استعمال ابیات و مصراع هایی است که در طول زمان به صورت ضرب المثل در آمده و در محاورات مختلف استفاده می شود.
نظیر:
آن دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
(حافظ)
ره نیکمردان آزاده گیر
چو ایستاده ای دست افتاده گیر(سعدی)
زلیخا گفتن و یوسف شنیدن
شنیدن کی بود مانند دیدن(سعدی)
از تنگی چشم فیل معلوم شده
آنان که غنی ترند محتاج ترند
شیشه نزدیک تر از سنگ ندارد خویشی (صائب تبریزی)
سعدیا چند خوری چوب شترداران را
می توان صرف نظر کرد شتر دیدی؟ نه (سعدی)
ما نمانیم و عکس ما ماند
کار دنیا همیشه برعکس است
ضرب المثل ها و داستان های کوتاه نیز کاربردهای خاص خویش را در سخنان روزمره را در سخنان روزمره دارند و به وفور مورد استفاده قرار می گیرند.
ب) ادبیات مختص گروه سنی خاصی نیست:
این موضوع را می توان از شاخه های مختلف به وجود آمده در ادبیات مانند " ادبیات کودکان و نوجوانان، ادبیات برگسالان، شعر بانوان و ..." یافت. کودکان از دوران طفولیت به وسیله لالایی ها، مثل ها، افسانه ها و داستان های شیرین کودکانه با دنیای رنگین ادبیات آشنا می شوند و در صورت علاقه در تمامی مراحل سنی اعم از نوجوانی، جوانی و کهنسالی همواره اشعاری متناسب با سن و نوع اندیشه و ذوق خویش می یابند و هرگز کمبودی از این حیث وجود نخواهد داشت.
ج) همه اقشار جامعه به نوعی با ادبیات سرو کار دارند:
هیچ طبقه و قشری از اجتماع نیست که از شعر ، ضرب المثل و داستان بهره خاص خویش را نبرده باشد. رانندگان خودروها همواره در پشت خودرو خود اشعار خاصی را می نویسند که نمایانگر نوع بینش این طبقه است و در صورت گردآوری می توان بدان ادبیات جاده ای نهاد . کارگران و بناها ، اشعار مخصوصی را در هنگام کار زمزمه می کنند. به همین ترتیب طبقات دیگر نظیر ملوانان ، کشاورزان ، ماهیگیران ، نمدمالان و ... هریک اشعاری متناسب با نوع شغل و نوع نگرش خود دارند. جایگاه شعر در میان طبقات بالای اجتماع و افراد باسواد نظیر علما، وعاظ ، محصلات ، مدرسان ، اهل سیاست و غیره نیز که اظهر من الشمس است و نیاز به اطاله کلام نیست.
د) ادبیات ، گره گشاست:
گاه در روند روزمره زندگی ، مشکلاتی پیش می آید که کلام ادبی در حل آن ، مشارکت مستقیم یا غیر مستقیم دارد. نظامی عروضی در "چهار مقاله" داستانی را نقل می کند که خلاصه ای از آن خالی از لطف نیست؛ امیر نصربن احمد سامانی که معاصر رودکی است. سالی به هرات سفر می کند تا فصلی را در آنجا اقامت نماید . آب و هوای خوش و نعمت های فراوان باعث می شود تا پادشاه سامانی بازگشت خویش را به تاخیر افکند و با دفع الوفت، چهار سال در هرات بماند. لشکریان و همراهان خسته از فراق خانواده و شهر و دیار، در حالی که هیچ یک جرات درخواست مراجعت از پادشاه را ندارند به رودکی ، شاعر بزرگ دربار سامانی متوسل می شوند تا در ازای دریافت پنج هزار دینار پادشاه را مایل به بازگشت به بخارا کند. از این جا به بعد داستان از زبان نظامی شنیدنی است؛ " رودکی قبول کرد ، او می دانست که نثر در امیر اثر نکند، به نظم روی آورد. قصیده ای بگفت و به وقتی که امیر به شراب نشسته بود درآمد و به جای خویش بنشست ، چنگ برگرفت و در پرده عشاق این قصیده آغاز کرد:
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
رود آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
ای بخارا شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
چون رودکی بدین بیت رسید، امیر چنان منفعل گشت که از تخت فرود آمد و بی کفش، پای در رکاب اسب آورد و رو به بخارا نهاد چنانکه کفش و اسباب او را دو فرسنگ در پی امیر بردند و آنجا در پای کرد و عنان تا بخارا هیچ جای بازنگرفت.
مشابه این واقعه البته به صور دیگر شاید در زندگی اغلب ما وجود داشته باشد. چه بسیار اختلافاتی که با سخنان حکمت آمیز یا نصایح ادبی بزرگی برطرف می شود و در این میان شعر، داستان های حکمی ، سرگذشت ها و ضرب المثل ها نقش تعییین کننده ای دارند.
هـ) شعر و ادبیات ، متحول کننده است:
سرگذشت بزرگان علم و ادب مشحون از حوادثی است که در شخصیت و نگرش آنان رخ داده است و بسیاری از این تولد های دوباره با یک شعر یا نکته ادبی آغاز می شود. گاه بیتی یا جمله ای ، چنان تاثیری عمیق در جان آدمی به جای می گذارد که زمینه ساز تحولی بزرگ در شخص می شود. سرگذشت بزرگانی همچون سنایی غزنوی ، ناصر خسرو، فضیل ایاز و ... شواهدی است بر این مدعا ، در احوالات ناصر الدین شاه آورده اند که در هنگام خشم ، فرمان های ناروا صادر می کرد و پس از فروکش کردن خشم، نادم و پشیمان می گشت. روزی از درویشی علاج کار خواست و درویش انگشتری به او داد که بر نگین آن این جمله زیبا نقش بسته بود: " این نیز بگذرد" از آن پس پادشاه هرگاه خشمگین می شد با نگاهی به کلام منقوش انگشتر بر خشم خویش فائق می آمد.
و) شعر بهترین ابزار آموزش:
شعبات مختلفی از علوم ادبی و معرفتی ، شعر را بهترین ابزار آموزش خویش یافته اند. عرفای بزرگ همچون مولانا، حافظ ، عطار و دیگران ناب ترین آموزه های عرفانی خود را به رشته نظم کشیده اند و شیخ اجل سعدی، تلخی نصایح اخلاقی و اجنماعی را با شهد شعر به مذاق طالبان ، شیرین و گوارا نموده است. در برخی موارد صاحبان ذوق حتی علوم دیر یاب و مشکل نظیر صرف و نحو عربی را به صورت شعر دراورده اند مانند " الفیه ابن مالک " که لغات و اصطلاحات عربی را در قالب شعر فارسی آموزش می دهد. در علم نجوم نیز به اشعاری این گونه بر می خوریم چنان که شاعری دوازده برج فلکی را دربیتی این گونه آورده است؛
چون حمل چون ثور چون جوزا و سرطان و اسد
سنبله ، میزان و عقرب ، قوس و جدی و دلو و حوت
و یا شاعر دیگری ، ماه های رومی را این گونه به نظم در آورده و یادگیری آن را آسان نموده است؛
دو تشرین و دو کانون و پس آنگه
شباط و آذر و نیسان ایار است
حریزان و تموز و آب وایلول
نگهدارش که از من یادگار است
ناگفته پیداست که شعر هرگاه به کمک آموزش آمده ، فراگیری علوم را سهل و راحت نموده است.
ز) و بالاخره شعر بهترین وسیله ابراز احساسات:
شعر ، زبان حالات گوناگون بشر است. چندانکه می توان از ابیاتی نشاط انگیز بر زبان می راند و این گونه خرسندی خویش را ابراز می کند و یا برعکس، در لحظه های اندوه و غم ابیات حزن انگیز و محزون. این حرکت در واقع نوعی تخلیه انرژی مثبت و منفی است و به صورت یک کنش طبیعی در اغلب افراد اجتماع دیده می شود. گاه حتی از طریق اشعاری که شخص بر زبان می آورد می توان به سطح فکر، شخصیت ، میزان اعتقادات و یا حتی طبقه اجتماعی فرد پی برد. پس می توان به راحتی عنوان نمود که شعر بهترین معرف شاعر خود و یا کسی است که آن را قرائت می کند.
آنچه گذشت تنها گوشه ای از کارکرد اجتماعی شعر و ادبیات و نقش و جایگاه این هنر شریف و اساطیری در میان لایه های مختلف اجتماع است که حکایت از پیوندی گسست ناپذیر با زندگی روزمره بشر دارد و بی شک موارد بسیار دیگری را می توان بر آن افزود که باعث اطاله کلام خواهد شد و پسندیده نیست . اما به حکم " مشت نمونه خروار" و " در خانه اگر کس است یک حرف بس است" به همین مختصر قناعت می شود. باشد که مطابق سنت دیرینه ادبیات که همانا زاییدگی آن است، روز به روز برخلق نوبران این ودیعه الهی افزوده گشته و بزرگان متعهد، با خلق آثار ارزشمند همچنان به رسالت انسان سازی خویش ادامه دهند چرا که:
مثل مرد هنرمند به شمعی ماند
که شب و روز برای دگران می سوزد
فصل دوم
موضوعات ادبیات جاده ای و علت یا بی گرایش به سوی آنها
الف) مناسبات کاری
ب) دوستی بزرگان دینی و مذهبی و حب اهل بیت
ج) توصیف خودرو
د) مادر
ه) تعریف عشق
و) زندگی و نوعی تقدیرگرایی
ز) دوست
ک) علاقه به زادگاه و نمودهای اختلالات قومی
ل) زندگی و رویا
م) رندانه ها و دندانه ها
ن) ریسک
ح) مردم سالاری
ط) متفرقه
الف) مناسبات کاری
در اینجا سخنانی آمده که بر گرفته از نوعکار است و گویی خاص جماعت راننده می باشد. سفر و ترک یار و دیار یک هنر است و تردد بین شهرها ، کشورها و نیز بیابانگردی به شکل امروزی آن شما در نزد این جماعت یافت می شود. یک راننده در آن واحد باید دو عمل برعکس انجام دهد. دل بردارد و دل بندد.دل بر می کند از چیزی که نسبت به آن علاقه ای در کار است، یعنی خانه و فرزندان و دل می بندد به چیزی که پایدار نیست، یعنی صحرا و بیابان.گویی اینجا داشتن یک علاقه و عشق ورزیدن به آن هنر نمی باشد. دارای دو وطنند یکی در حضر ودیگری در سفر،وقتی در شهرند از بیابان سخن می گویند و چون روی در بیابان می گذارند گویی نیمه ای از وجود خویش را جا گذاشته اند و تنها دلیلش ناچاری است.
خواهی که رسی به منزل خود با نشاط احتیاط کن احتیاط کن احتیاط
داداش ! مرگ من یواش امان از دست گلگیر و نقاش
تکیه بر بالش غربت زده ام در همه عمر تا که از بهر دو نان منت دو نان بزم
به غربت می فرستد چرخ گردون بی سبب ما را نمی دانم پی روزی فرستد یا اجل ما را
جز توکل بر خدا سرمایه ای در کار نیست هر که را باشد توکل کار او دشوار نیست
روز و شب در جاده ها کار من است از خطر باکی ندارم چون خدا یار من است
چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
من نمی رفتم به غربت تو فرستادی مرا گر بمیرم من به غربت آه من گیرد تو را
خواهی که رسی به منزل خود با نشاط احتیاط کن احتیاط کن احتیاط
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای سرپیچ سبقت نگیر جانا! مگر دیوانه ای
پروانه صفت گرد جهان گردیوم تا مردم اگر مرد به دوران دیدم
داداش! مرگ من یواش امان از دست گلگیر ساز و نقاش
می کنم رانندگی دارم توکل بر خدا از خطر محفوظ از همت شاه رضا
مواظب باش رفتارت منطقی باشد مباد سبقتت پایان زندگی باشد
فرمان را گرفتم به نام خدا علی با محمد مرا راهنما
جون من داداش بخورد و بخواب کارمه یه خورده یواش الله نگهدارمه
آهسته برانید سلامت برسانید خود را به زمین خانه و زندان نگشایند
احتیاط کن التماس نکن
اسیرتم غارغارک
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای سر پیج سبقت نگیر جانا ! مگر دیوانه ای
به غربت می فرستد چرخ گردون بی سبب ما را نمی دانم پی روزی فرستد یا اجل ما را
روز و شب در جاده ها کار من است از خطر باکی ندارم چون خدا یار من است
ب) دوستی بزرگان دینی و مذهبی
در این قسمت ما از نوشته هایی که توسط بعضی از شرکت های خودروسازی روی اتاق آنها طراحی شده است سخن نمی گوییم بلکه از عباراتی سخن می گوییم که خود مردم در آنجایی که به فردیت خود بر می گرداند بیان کرده اند.
دوستداران حضرت علی ( ع ) بیشتر از همه هستند و جالب آنکه دسته خاصی از رانندگان علاقه بیشتری به ایشان دارند،ادای احترام به آن ها حضرت بیشتر از زبان رانندگان ماشین سنگین است ولی نه هر ماشین سنگینی، بلکه ماشین هایی که راننده آنها در جاده ها تنها یا با افراد کمتری سفر می کند مانند اکثر ماشین های باری : خاور، تریلی و ... اینان گویی مشترکاتی بین خود و تنهایی های آن حضرت در اواخر عمرشان ، یعنی فاصله بین حرکت رسول اکرم (ص) تا خلافت آن حضرت یافته اند و خوب تشخیص داده اند:
- از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان منزه از دغل
شراکت با ابوالفضل
- مولای درویشان علی است.
برای خود ارزشی قائلند و خویش را دوست دارند برای آن است که مولایشان علی است:
- هر کس به کسی نازد ما هم به علی نازیم
-در این مثال وجودشان چنان با وجود آن حضرت به هم آمیخته که نزدیک است او را خدا بدانند ولی ناگزیر و گفته اند:
- ما علی را خدا نمی دانیم از خدا هم جدا نمی دانیم
تمام اشعاری را که تا به حال در ستایش حضرت می گرفته شده می توان نزد جماعت راننده یافت:
- علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ما سوی فکندی همه سایه هما را
تنها به کسی حق سبقت و ورود می دهند که خصم علی نباشند:
- بر خصم علی ورود ممنوع
اعتقاد به این خاندان تا حدی است که خود را به واسطه آنها در برابر خطر بیمه می کنند باور دارند که با چنین بیمه ای خطری در کار نخواهد بود:
- بیمه ابوالفضل
- شراکت با ابوالفضل
- چو خواهی شوی از خطر در امان پناهنده شو بر امام زمان
- می کنم رانندگی دارم بر خدا از خطر محفوظ مانم از شاه رضا
حتی از چنین عباراتی به نوعی معما ساخته اند هر چند با گذشت زمان صورت پیچیده خود را از دست داده است.
منمشتعلعشقعلیمچکنم ( من مشتعل عشق علیم چه کنم)
- یا امید عرب
- السلام علیک یا فاطمه الزهرا
- دختر نبودت همسر ولایت مادر امامت
- الحسود لا یسود
- امیر المومنین ! ای شاه یزدان دل تا شادما را شاد گردان
- ایحجتخدا
- ای دل غمین مباش که مولایمان علی است.
- بابا حیدر
- تا زبان باز نمودم به تکلم شب و روز نام نامی علی ورد زبانم باشد
- جهان در انتظار عدالت ، عدالت در انتظار مهدی (عج)
- دلهای همه خدا پرستان کانون محبت حسین است
- علی سلطان قلبهاست
- فرزند بزرگ روزگار است علی با مردم رنج دیده یار است علی
- ماه تابانم رضا
- شاید این جمعه بیاید شاید
- یا ابوالهول
- محمد شمع جمع آفرینش
- هزار آتش اگر بر پوست داری نسوزی گر علی را دوست داری
- اگر مهر علی در سینه ات نیست بسوزی گر ز آهن پوست داری
- هشگیم یخ فقط الله ( هیچ کس فقط خدا )
- یا سلطان خراسان
- یا ضامن آهو
ج) توصیف خودرو
چه بسیار نوشته هایی را می توان یافت که توصیف ماشین و یا مجموعه ماشین و سرنشینان آن است ترکیباتی که از زندگی روان و بیابنگردی تراوش کرده است. آنانکه بعد از مدتها انتظار تازه موفق به خریدن وسیله نه چندان تازه شده اند توانسته اند شوق خود را پنهان سازند و واقعیت امر را بپذیرند . ماشین را تمیز نگه می دارند و روی آن می نویسند و به توصیف آن می پردازند . رانندگان بعضی از ماشین ها هم که بیشتر عمر خود را در بیابان گذرانده اند خود را از مردم و زندگی اجتماعیشان جدا نمی دانند و با نوشتن این ترکیبات می خواهند دیگران به آنها توجه داشته باشند و بگویند که ما هم هستیم:
- رخش بی قرار
- پرنده طلایی
- ستاره شب
- پرستوی تشنه
- شبرنگ
- ببر بنگال
- رعد صحرا
- طوفان
- زرد قناری : پشت فولک زرد رنگ
- عروس شب: پشت مینی بوس سفید و بسیار تمیز
- سوپر عشقی : پشت سه چرخه باری که صاحبش زندگی محدودی دارد و با آن معاش خود را تامین می کند.
- عروس بندر
-ئ گل گمگشده
- شتر بی ساربان
- گرگ بیابان ، عروس خیابان
- پبرمرد خیابان ، جوانمرد بیابان
- عروس حجله رنگین کمان
- سالار صحرا
- داغلار مارالی
- آهوی تنهای دشت
- اتوبوس من غصه نخور من یه روزی بزرگ می شم( ژیان)
- اغنیا بنز سوارند من مسکین خاور جان به قربون تو خاور! که بنز فقرایی
- ای آهنین پیکر از سنگینی حق ناله مکن
- بپر بالا گیر نمی آید
- در دیزی بازه اتوبوس 100 تا میره؟!
- دلاور نخوری به خاور
- ژیان جون غصه نخور تو هم یه روزی بزرگ می شی
- ژیان ساندویچ من است
- ژیان عشقت مرا بیچاره نمود ز شهر خانه آواره بنمود
- سر پایینی پرنده سربالایی شرمنده ( ژِیان)
- عشق من اسکانیا
- گلگیرم ولی گل نمی گیرم
- گاز دادن نشر مردی عشق آنست که برگردی
- کوسه جنوب
- گوشت قربانی موجود است( تریلی)
- نازش بده گازش بده
اقتضای مکانی بارز ترین خصوصیت آنهاست ، یعنی ترکیب با توجه به نوع ماشین و محیط حاکم بر آن ساخته شده است. مثلاً روی ماشین کوچکی ننوشته اند:
« شکارچی» این توصیف مخصوص خودروهای سنگین است که در تصادفات همیشه شکار می کنند و یا « اسیرتم غارغارک » روی ماشین باری و قدیمی نوشته شده است، ماشینی که هم دود می کند و هم صدای غار غار موتور آن همه جا را فرا گرفته است.
د) مادر
کسانی که بیشتر تنها به سر می برند و در تنهایی خود می اندیشند به نتایج نابی می رسند که دیگران از آن عاجزند ، کسی که در این تنهایی به سراغ آنها می آید کس حقیقت آنهاست . یکی از این حقیقت ها پاکی و صداقت مادر است. شاید او تنها کسی باشد که از همه چیز به فکر فرزند بیابانگرد خویش است ، چرا فرزند در = تنهایی و شمارش فرصت به او نیندیشد. ارتباطی که در آن هر دو همزمان پرنده خیال خود را به سوی هم به پرواز در می آورند و بر این پیوند گره دیگری می زنند یا یکی چون محرکی دیگری را از قفس تن رهایی می دهد تا دوستی در اوج معصومیت همچنان برقرار باشد. مناظر شناخته شده ذیل که با خط زیبای نستعلیق اکثرا در بالای اتاق کامیون ها نقاشی شده اند حاکی از این صمیمیت است:
- رفیق بی کلک مادر
- رفیق گریه هاتم مادر
- سلطان قلبها مادر
- ترا می ستایم مادر
- گلی گم کرده ام در باغ هستی گلم پیدا شده مادر مادر! تو هستی
- امید قلبم مادر چراغ راهم پدر
- فدای همت والای مادر که به زیر پای مادر
- مادر شمع فروزان است
- تنها غمخوار خانه تویی مادر
- همی نالم که مادر در برم نیست شکوه سایه او بر سرم نیست
- مرا گر عالمی دولت ببخشند برابر با نگاه مادرم نیست
- ای مادرم تا در نگاهت خورشید پاک مهربانی است نتوان گریخت
- من گلی را به لحظه ای دوست دارم ولی مادر تو را برای همیشه دوست دارم
- نوکرتم ننه
- گه به مامانت نگفتم
- برمی گردم به خاطر اشک مادر
- به مادرت رحم کن کوچولو
- به خاطر اشک مادر احتیاط کن سالار
- گدای محبت توام مادر
- مادر خوشه مهر
- مادر یک نگاه تو را به عالمی نفروشم
یا شاسین آنا ( زنده بمانی مادرم )
هـ) تعریف عشق
عشق یعنی دوست داشتن در حد افراط ، عشق در اصطلاح چه تعریفی دارد؟
می توان تعریفی مانع و جامع از آن به دست آورد ؟ جالب اینکه برای اصطلاحی با این عظمت انواعی هم ذکر کرده اند در حالی که اطلاق انواع بر آن در واقع انکار آن است . از دیدگاه فلاسفه، عرفا، رندان، مقیدین و ... ت
عشق به صورتهای گوناگون مورد بحث قرار گرفته است. در عشق یکی به آن عرشی نگریسته و دیگری فرشی با یکی آن را همسر می داند و دیگری به داشتن آن فخر می ورزد، یکی خود را بنده آن دانسته و دیگری خود را خدای عشق نامیده. حال ببینیم این بندگان آزاد از چه دریچه ای به آن نگریسته اند؟
- عشق گذشتن از مرز وجود است
- عشق جوشش کوری است که از سر نابینایی حاصل می شود
- عشق میکروبی است طبیعی که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند
- زندگی بدون عشق مثل شلوار بدون کش است( اشاره به عدم فساد در عشق)
- زندگی بدون عشق مانند ساندویچ بدون نوشابه است
- فقیران در زندگی حق عاشق شدن ندارند
- بر دریچه قلبم نوشتم ورود مطلقا ممنوع عشق با آن همه عظمتش آمد و گفت: من بیسوادم
- عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
- عشق من عاشقم باش
- عاشق بازیچه دست معشوق
- عشق آخرین مصرع شعر زندگی است
- عشق من کویر حماسه هاست
- عشق من شهر من
- عشق خطهای موازی را به هم می رساند
- عشق یعنی مست یک لیلا شدن همچو مجنون دردل صحرا شدن
- عاقبت با حیله سوداگران عشق هم کالای هر بازار گشت
- عاشقت گشتن تو گفتی عاشقان دیوانه اند عاقبت عاشق شدی دیدی خودت دیوانه ای
- پول عاشقی یورولماز ( عاشق راه خسته نمی شه)
- پول عاشقی یول گوزلر ( تنها عاشق راه انتظار می کشد)
- عشق گذشتن از مرز وجود است.
- هفت شهر عشق را عطار گشت
- هر که را در سر نباشد عشق یار بهر او افسار و پالان را بیار
- هر جوانی که عشق ندارد بدلی است
- وصال مدفن عشق است
- منم عاشق مرا غم سازگار است
تو معشوقی تو را با غم چکار است
- کشتی شکسته عشق هرگز به ساحل نخواهد رسید
- کشتی عشق است یا رب! نا خدا باش
- گریه کن عاشق ولی اشک نریز
- فرجام عشق مرگ است
- کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کرد
تا که هر بی سر و پایی نشود یار کسی
- قلب من جایگاه عشق توست زیرا فقط عشق می تواند از درهای بسته وارد شود
- فقر که از در بیاید عشق از پنجره بیرون می رود
- غم عشقت بیابان پرورم کرد فراقت مرغ بی بال و پرم کرد
- دلبرم عاشق شدن کار دل است دل که دادی دل گرفتن مشکل است
- در مصرف عشق صرفه جویی کنید ........ شوخی کردم!
- خدایا عاشقم عاشق ترم کن سراپا آتشم خاکسترم کن
- چون همسفر عشق شدی مرد سفر باش
هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
- چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خونفشان دارد
- پرنده طلایی عاشق شدی بلایی
- بیایید دوستی ها را جمع، غمها را تفریق و شادیها را تقسیم کنیم. عشق ها را به توان برسانیم و خلاصه همدیگر را تنها نگذاریم
- بیا ای ساقی میخانه عشق
دمی مستم کن از پیمانه عشق
- به عشقت شهره شهر و دیارم
مکن ترکم مرو صبر و قرارم
- از طعنه این و آن غمی نیست مرا
جز عالم عشق عالمی نیست مرا
- آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم
می کشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم
و) زندگی – تقدیر گرایی
در بعضی خودروها ابیات و جملاتی درباره زندگی نوشته است هر چند که هیچ کس منکر زندگی نشده ولی برداشت ها از آن متفاوت است. یکی آن را خاطر دانسته. دیگری آن را خون دل خوردن . به طور کلی دید قشری که مورد بحث ما هستند از زندگی منفی است. شاید بتوانید ماشینی را بیابید که روی آن نوشته اند:
« زندگی زیباست ، اما برای بی نیازان
مثال ها دیگر:
- زندگی چیست؟ خون دل خوردن اولش رنج و آخرش مردن
- زندگی طنابیست پیچ در پیچ اولش هیچ و آخرش هم هیچ
- زندگی خاطره ای بیش نیست
- زندگی چیست؟ خون دل خوردن پشت دیوار آرزو مردن
- زندگی مانند یک صفحه دوربین است که شما در مقابل آن هستید، پس لبخند بزنید.
- اسیر زندگی
- زندگی را دوست دارم به خاطر غوغایش
مرگ را دوست دارم به خاطر سکوتش
- زندگی تکثیر ثروتی است به نام محبت
- زنگی چیست؟ اسبی است در حال دویدن
- زندگی یعنی خستگی ندانستن
- زندگی آیینه شکسته ای است به نام دل
- زندگی افسانه ای بیش نیست
- زندگی بازی شطرنجی است در دو کلام کوتاه : کیش و مات
- زندگی بدون عشق مثل ساندویچ بدون نوشابه است
- زندگی به دو نیمه است، نیمه اول به امید نیمه دوم و نیمه دوم به حسرت نیمه اول می گذرد
- زندگی چیست ؟ آهی است در حال کشیدن
- زندگی چیست؟ اشکی است در حال کشیدن
- زندگی زندانی است. در زندان چرا؟
- زندگی زیباست اما ......
- زندگی زیباست اما نه به اندازه چشمان تو
- زندگی سیب سرخی است که باید آن را گاز زد با پوست
- زندگی طلوع آرزوهاست
- زندگی غروب آرزوهاست
زندگی گل زردی است به نام غم
تقدیر گرایی: شاید تجربه چند ساله و تصادفات پیاپی به آنها نشان داده که بعضی از امور خارج از اراده آنهاست.
- آنچه دلم خواست نه آن می شود آنچه خدا خواست همان می شود
- عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد.پس چرا ؟ دهر را که اگر به وفا نیست گل باره
- کاش معشوق ز عاشق طلب جان می کردی تا هر بی سر و پایی نشود بار کسی
- آنکه دانم هوس سوختن ما می کرد کاش میامد واز دور تماشا می کرد
- شد شد نشد نشد
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 180 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 103 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات پژوهش
- مقدمه.............................. 2
- اهداف تحقیق........................ 4
- بیان مسأله ........................ 5
- اهداف پژوهش........................ 7
- انگیزه یا انگیزه های پژوهشگر....... 8
- فرضیه یا فرضیه های پژوهش........... 9
- متغیرهای مورد مطالعه............... 10
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش
الف) مبانی نظری پژوهش.................. 13
- نظریه آنومی دورکهایم............... 13
- نظریه آنومی و اغراق مرتن........... 17
- نظریه اشتوتزل و نظریه هیجان جمعی... 19
- نظریه وندالیسم هوبر................ 20
- اریش فروم.......................... 22
- نظریه روان پویایی ریچارد جنکنیز.... 23
ب)پیشنه های پژوهش...................... 25
- ادبیات تحقیق....................... 25
- نظریه ها........................... 27
- افرادی که در رابطه با این پدیده تحقیقاتی انجام داده اند 27
فصل سوم: فرآیند پژوهش
- روش پژوهش.......................... 35
- جامعه آماری........................ 36
- نمونه ها و روش نمونه گیری.......... 37
- سه نوع روش نمونه گیری غیر احتمالی.. 39
- انواع نمونه گیری احتمالی........... 39
- روش جمع آوری اطلاعات................ 40
- روش تجزیه و تحلیل داده ها.......... 41
فصل چهارم: یافته های پژوهش
- مقدمه.............................. 43
- جداول یک بعدی...................... 44
- نمودارها........................... 69
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
- بحث و نتیجه گیری................... 95
- محدودیتها و مشکلات پژوهش............ 98
- پیشنهادها.......................... 99
- فهرست منابع....................... 101
ضمائم
- نمونه پرسشنامه.................... 104
- تصاویر وندالیسم
فهرست مطالب
عنوان صفحه
جداول یک بعدی
جدول شماره 1: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب فراوانی جنسیت 44
جدول شماره 2: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سن 45
جدول شماره 3: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت مسکن 46
جدول شماره 4: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان درآمد 47
جدول شماره 5: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب فرزند چندم
خانواده................................ 48
جدول شماره6: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت اشتغال
مادر................................... 49
جدول شماره7: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان تحصیلات
مادر................................... 50
جدول شماره8: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت اشتغال
پدر.................................... 51
جدول شماره9: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان تحصیلات
پدر.................................... 52
جدول شماره10: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مطالعه کتاب 53
جدول شماره11: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب تماشای برنامه های تلویزیون............................... 54
جدول شماره12: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب گذراندن اوقات
فراغت.................................. 55
جدول شماره13: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب تعداد دوستان 56
جدول شماره14: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب صمیمیت با افراد خانواده................................ 57
جدول شماره15: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب لذت از کارها 58
جدول شماره16: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب انگیزه خودنمایی در بین نوجوانان........................ 59
جدول شماره17: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب قرار گرفتن در جمع دوستان ................................ 60
جدول شماره18: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سن بلوغ 61
جدول شماره19: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب کمبود محبت در بین نوجوانان............................... 62
جدول شماره20: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب نشان دادن اعتراض در بین نوجوانان........................ 63
جدول شماره21: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سرگرمی در بین نوجوانان............................... 64
جدول شماره22: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مشکلات خانوادگی در بین نوجوانان........................... 65
جدول شماره23: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مشکلات
اقتصادی................................ 66
جدول شماره24: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب افت تحصیلی 67
جدول شماره25: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب احساس اجحاف در بین نوجوانان........................... 68
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار1: فراوانی جنسیت ................ 69
نمودار 2: فراوانی سن................... 70
نمودار3 : فراوانی وضعیت مسکن........... 71
نمودار4 : فراوانی میزان درآمد.......... 72
نمودار5 : فراوانی فرزند چندم خانواده... 73
نمودار6 : فراوانی میزان اشتغال مادر.... 74
نمودار7 : فراوانی میزان تحصیلات مادر.... 75
نمودار8 : فراوانی وضعیت اشتغال پدر..... 76
نمودار9 : فراوانی میزات تحصیلات پدر..... 77
نمودار10: فراوانی مطالعه کتاب.......... 78
نمودار11 : فراوانی تماشای تلویزیون..... 79
نمودار12 : فراوانی گذراندن اوقات فراغت. 80
نمودار13 : فراوانی تعداد دوستان........ 81
نمودار14 : فراوانی افراد صمیمی در خانواده 82
نمودار15 : فراوانی لذت بردن از کارها... 83
نمودار16 : فراوانی انگیزه خودنمایی..... 84
نمودار17 : فراوانی بودن در جمع دوستان.. 85
نمودار18: فراوانی سن بلوغ.............. 86
نمودار19 : فراوانی کمبود محبت.......... 87
نمودار20: فراوانی نشان دادن اعتراض..... 88
نمودار21 : فراوانی سرگرمی.............. 89
نمودار22 : فراوانی مشکلات خانوادگی...... 90
نمودار23 : فراوانی مشکلات اقتصادی....... 91
نمودار24 : فراوانی افت تحصیلی.......... 92
نمودار 25: فراوانی احساس اجحاف......... 93
مقدمه:
وندالیسم در زمره ی آن دسته از انحرافات و بزهکاری هایی است که در جامعه به وجود آمده است. آنچه در تئوریها و پژوهش های مربوط به رفتارهای انحرافی اهمیت دارد. درک بهتر جهت فهم و چگونگی بسط و دوام و استمرار رفتارهای انحرافی در جامعه است. روشی که در این تحقیق استفاده شده است. روش پیمایشی است.
دراین تحقیق تئوریهای مختلفی جهت تبیین و فهم بهتر پدیده ی وندالیسم مطرح شده است. در این پژوهش جامعه ی مورد نظر نوجوانان منطقه 10 تهران می باشند. فرضیاتی که در تحقیق مطرح است عبارتند از: بررسی رابطه بین سن بلوغ و رفتار نابهنجار.
- بررسی رابطه بین جلب توجه مردم و رفتار نابهنجار، بررسی رابطه بین عصبانیت و رفتارنابهنجار بررسی رابطه بین گذراندن اوقات فراغت و رفتار نابهنجار (وندالیسم)
جا انداختن موضوع تخریب برای افراد در سنین کودکی شاید کار خیلی سختی نباشد و بسیاری از ما پذیرفته ایم کودکان و نوجوانان مقداری شیطنت باید داشته باشند ولی همه اینها باید کنترل شده باشد جامعه باید بپذیرد نوجوانان نیز دارای انرژی هایی هستند که باید از زمان و مکان معین تخلیه شود ولی نحوه تخلیه آنها بسیار مهم است و زمینه و بستر مناسب را برای ارضا نیازهای نوجوانان توسط جامعه باید مشخص شود اگر این توان و انرژی این هیجان احساس در یک مسیر قرار نگیرد شاید همانند یک سیل، ویرانگری کرد و عوارض فردی و اجتماعی داشته باشد.
بسیاری از پدیده های اجتماعی، فرهنگی و حتی تاریخی جامعه ما متأثر از گزینش های متفاوت نسل هایی است که از پی هم می آیند و می روند. این پدیده در جامعه ما برجسته تر است چرا که تفاوت ها و تمایزات موجود بین باورها، تفکرات، تصمیمات و مهمتر از همه ملاک های گزینش های نسل های مختلف در جامعه ما محسوس تر و ژرفتر است. درونی شدن آن باورها، نهادی شدن همان رفتارها و بازنشستن همین گزینش ها است که ماهیت و تحول هر یک از پدیده های اجتماعی و فرهنگی جامعه ما را رقم می زند.
پدیده نابه هنجاری متداول است که همواره در هر جامعه ای بین نسل های مختلفی وجود دارد که همواره از مقداری تعارض و کشمکش نیز برخوردار است و شکاف بین نسل از تمایزاتی قطبی و شدید بین نسلی حکایت دارد که تنها صورت برونی آن می تواند به شکل تعارضات و کشمکش های نسلی بروز کند.
اهداف تحقیق:
1- شناخت علل گرایش جوانان به اعمال وندالیستی.
2- بررسی ابعاد اجتماعی مختلف پدیده وندالیسم.
3- عوامل بروز و گسترش پدیده وندالیسم.
بیان مسأله:
درشرایطی که همبستگی متقابل فرد و جامعه از میان برود و فرد نتواند به کمک مکانیزم ها و ابزارهایی که جامعه در اختیارش قرار می دهد به اهدافش دست یابد. در نتیجه از راه های دیگری که خلاف است سعی می کند به آن اهداف برسد در نتیجه می گوییم که فرد نا به هنجار شده است. و وقتی این حالت به صورت عام در جامعه شیوع پیدا می کند می گوییم جامعه دچار آنومی یا نا به سامانی شده است با از بین رفتن ارزشها و هنجارها یا ضعف شدن هنجارها و ارزشها، اعضای جامعه، دیگر ارزشها و اهداف مشترکی را قبول ندارند . به نظر مرتن(فرجاد، 1382: 12) بی هنجاری هنگامی به وقوع می پیوندد که فرد قادر نباشد با وسائلی که جامعه مشخص کرده به اهداف خود دست یابد و عکس العمل طبیعی این وضعیت روی آوردن به این انحراف است. نا به هنجاری ها در قالبهای مختلفی: سرقت، اعتیاد، فرار از خانه، سرقت، فحشا که ناشی از طلاق اختلاف والدین، ستیزخانوادگی و ... یکی از این نابه هنجاری ها گرایش جوانان به تخریب می باشد که تخریب در نوع خود می تواند شامل تخریب اموال عمومی، فضای سبز جاده ها، دیوارها و... باشد چنین فردی را در اصطلاح جامعه شناسان وندال می گویند و گرایش به این گونه تخریب ها وندالیسم نامیده می شود. از سوی جوانان و نوجوانان دارای عوارض و پیامدهای مادی و معنوی می باشد. اما در نگاه دقیق تر به این قضیه می توان ابعاد عوارض انسانی را بسیار فراتر دید با توجه به این که به دفعات شاهد تخریب اموال عمومی مانند کیوسک تلفن، اتوبوس ها، کندن جاده ها، خراب کردنه دیوارها، شکستن شیشه های مغازه و به هم ریختن ورزشگاهها از سوی جوانان و نوجوانان بوده ایم(پاتریس رانورن، ص 28) وندال ها درعین حال در یک گروه سنی معین واقع اند. در نوجوانان و جوانان بین 10 تا 25 سال بیشتر از دیگر گروه های سنی به چشم می خورد. (محسنی تبریزی، 1383: 267)
اهداف تحقیق:
- در جهت فهم علت روی آوردن به پدیده وندالیسم بررسی انجام
می دهیم.
- از جمله اهداف پژوهش عبارتند از:
1) شناخت علل گرایش جوانان به اعمال وندالیسمی.
2) بررسی ابعاد اجتماعی پدیده وندالیسم.
3) عوامل بروز و گسترش پدیده وندالیسم.
انگیزه یا انگیزه های پژوهشگر
بررسی وضع موجود وندالیسم در تهران و ابعاد و آثار آن اپیدمیولوژی (همه گیر شناسی) و ایتولوژی (سبب شناسی) وندالیسم در تهران با شناخت ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی و فردی و شخصیتی وندالها و پی بردن به علل وندالیسم این طرح می کوشد راههای پیشگیری و درمان این معضل اجتماعی را پیشنهاد دهد.
فرضیه یا فرضیه های پژوهش
- آیا مشکلات اقتصادی خانواده سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان می شود؟
- آیا احساس بی عدالتی سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان می شود؟
- آیا افت تحصیلی سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان
می شود؟
متغیرهای مورد مطالعه:
متغیرهایی برای بررسی پدیده وندالیسم مطرح است که عبارتند از:
مشکلات اقتصادی، بی عدالتی، افت تحصیلی
(تعریف نظری وتعریف عملیاتی واژه ها)
1) مشکلات اقتصادی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر نداشتن خانه، نداشتن کار، نداشتن پول، برای گذراندن زندگی قابل بررسی است.
2) خانواده: گروهی از افراد که برای تامین نیازهای یکدیگر کنار هم زندگی می کنند و هدف مشترکی را دنبال می کنند که تشکیل شده از پدر، مادر، فرزندان.
3) روی آوردن: پدیده ای است که افراد را به شکل های مختلف به خود جلب می کند و افراد از روی میل و رغبت درونی به آن کشش نشان می دهند.
4) وندالیسم: تخریب کردن اموال عمومی زمانی که نیروی جمعی در افراد جمع می گردد و افراد بر روی اموال عمومی خود نمایی انجام می دهند.
5) نوجوانان: نوجوانی به مرحله ای اطلاق می شود که یک سری تغییرات فیزیکی، فکری، رفتاری درفرد ایجاد می شود.
6) بی عدالتی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر فرق گذاشتن، فقر اقتصادی، کم محبتی قابل بررسی است.
7) افت تحصیلی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر علت افت، پایه ی افت تحصیلی، مشکلات خانوادگی قابل بررسی است.
الف) مبانی نظری پژوهش
تعریفی که دورکهایم از بزهکاری و نابهنجاری ارائه می دهد اولا کلی است و دربرگیرنده همه صور و اشکال بی هنجاری از جمله وندالیسم است ثانیاً با آنچه که بسیاری از جرم شناسان و جامعه شناسان در تفسیر آرای وی
گفته اند تفاوت بسیار دارد. به نظر دورکهایم کژرفتاری و بزهکاری یک واقعیت اجتماعی است و از این رو بهنجار است و نه نابهنجار. اما این مراد در هر وضعیت اجتماعی درست نیست. جنایت در واقع تعیین کننده مرزهای وجدان اجتماعی و اخلاق جمعی است بدینگونه جنایت به وجدان جمعی بستگی دارد. اگر وجدان جمعی دگرگون شود و تحول باید مفهوم جنایت و بزهکاری نیز دگرگون می شود. بدین ترتیب بزهکاری با دگرگونی اجتماعی بستگی دارد و در مواردی دارای پیامدهای مناسب برای تحولات اجتماعی است. چه بسا که جنایتکاران امروز نوآوران و پیامبران فردا باشند.(اشرف).
بدینگونه به نظر دورکهایم بزهکاری همیشه و در هر شرایطی آسیب شناسانه نیست بلکه در مواردی پیامدهای مناسب برای تحولات اجتماعی در بردارد و آن در صورتی است که نظام اجتماعی و وجدان جمعی آسیب شناسانه بوده و دگرگونی در آن ضروری باشد.
در تعریف دورکهایم آنومی اشاره به نوعی بی سازمانی، اختلال، اغتشاش، گسستگی، بی هنجاری درنظام جمعی دارد. او بی هنجاری را به مفهوم فقدان اجماع درباره اهداف اجتماعی و انتظارات جمعی و آنچه جامعه بعنوان قواعد و الگوهای عمل برای اعضای خود متصورشده است بکار می برد. به نظر او روان و رفتار آدمی عمدتاً به وسیله مغز یا ذهن گروهی هدایت و کنترل می شد. کنش فرد بر واقعیتی بنام هنجار قرار داد.
«هنجارها» اشاره به سیستم پاداش ها و مجازاتهایی می کند که اجرای اصول و قواعد رفتاری جامعه را تضمین می نماید. زیرا زندگی اجتماعی در صورت وجود نظمی خاص امکان پذیر است. در روابط متقابل، انسانها لازم می دانند که رفتار طرف مقابل و به طور کلی پیش بینی کنند تا به موازات این اعمال خود را تنظیم نمایند. در حقیقت آنها هنجارهایی را شناخته و بر پایه آن فرض می کنند که دیگران هم آنان را مراعات خواهند کرد.
به عقیده دورکهایم حدود خواسته های فرد در جامعه تاریخ هنجارهای خاصی است و از طریق این ضوابط است که شخص می تواند تمایلات، خواهشها و خواسته های خود را محدود و در حدی معتدل و عملی تنظیم کند. در صورتی که هنجارهای جامعه دچار شکستگی و گسستگی (آنومی) شوند و وضع نابسامانی پیش آید، فرد دیگر قادر نیست رابطه منطقی بین خود و جامعه برقرار و در متابعت از قوانین، هدفها و رفتار خود را تنظیم کند. در چنین شرایطی است که فرد ضوابطی برای رفتار خود ندارد و در حالت نابسامانی بسر می برد. این نابسامانی در رفتار و کنش او متجلی و منعکس است و احتمال اینکه فرد در چنین شرایطی دست به رفتاری بزند که از نظر اجتماعی هنجار شکنی و انحراف شناخته شود زیاد است. بنابراین بر اساس این تئوری، عدم وفاق در مورد هنجارهای اجتماعی و عدم یگانگی و یا همبستگی اجتماعی عامل بروز انحراف است. در واقع انحراف پاسخ و واکنشی به لجام گسیختگی اجتماعی است و هر چه میزان بی هنجاری و عدم وفاق در مورد هنجارها بیشتر شود انحراف و کجروی نیز افزایش می یابد.
دورکهایم مفهوم آنومی و بی هنجاری اجتماعی را در دو سطح فردی و اجتماعی به کار برده است. آنومی در سطح فردی، نوعی نابسامانی فردی است که منجر به گسستگی و شکستگی انسان و معیار رفتار وی می شود. و به تعبیری: نوعی احساس فردی از بی هنجاری است و نشانگر حالتی فکری که در آن احساسات فرد نسبت به خود وی سنجیده می شود. چنین حالتی همراه با اختلالات و نابسامانی هایی درسطح فردی بوده، و فرد نوعی احساس
بی هنجاری، پوچی و بی قراری را تجربه می کند. آنومی در سطح اجتماعی نشانگر نوعی اختلال، اغتشاش و بی هنجاری در نظام جمعی است که در آن احساسات فرد با توجه به سیستم اجتماعی سنجیده می شود. زمانی که توازان اجتماعی وجود ندارد فرد فاقد وسیله لازم جهت تنظیم رفتار خود و تطبیق آن با معیارهای مقرره و همچنین فاقد احساس حمایت جمعی و پشتیبانی اجتماعی است. در چنین حالتی فرد ممکن است دست به رفتاری نابهنجار زده و در نهایت خود را از عضویت جامعه خلع کند.
بطور کلی سه نوع کجروی در آثار دورکهایم می توان یافت:
1- کژ رفتاری زیستی و روانی: که تنها نوع کژرفتاری در اجتماع کامل و
بی عیب و نقص است. این نوع کژرفتاری نمونه کردار فرد بیمار در جامعه سالم است.(جامعه سالم، فرد بیمار)
2- کژرفتاری انقلابی: که برای دگرگونی وضع نابسامان اجتماعی پدید
می آید و چنانکه اشاره شد بهترین نمونه آن سقراط است که برای دگرگونی اخلاق آتنی به پاخاست و سرانجام به اتهام جنایت و کجروی محکوم به مرگ شد و جام شوکران نوشید(جامعه بیمار،فرد سالم).
3- کژرفتاری چوله: که نمایانگر کردار افرادی است که هم تربیت اجتماعی مناسب نیافته اند و هم در جامعه بیمار زندگی می کنند(جامعه بیمار، فرد بیمار)
این نوع کژ رفتاری یا از خودپرستی یا از بی هنجاری سرچشمه می گیرد و از این کژ رفتاری خودخواهانه و کج رفتار بی هنجار نامیده می شود.
بدین ترتیب اگر جامعه سالم باشد دو نوع رفتار در آن دیده می شود:
1- رفتار عادی که همان همرنگی با اخلاق جمعی است.
2- کژ رفتاری که ناشی از عیبهای زیستی و یا اختلالات روانی است.
در مقابل اگر جامعه بیمار باشد. دو نوع کژ رفتاری نیز در آن مشاهده
می شود:
1- کژ رفتاری انقلابی
2- کژ رفتاری ناشی از خودپرستی
به نظر مرتن احساس واقعی سرخوردگی، درماندگی، بیعدالتی، به تنهایی از هیچ یک از این عوامل بر نمی خیزد بلکه از روابط خاص میان آنها پدید می آید. برغم مرتن بریدگی میان اهداف، قواعد و وسایل نهادی شده ممکن است به دو صورت پدید آید:
1- به خاطر وسعت یافتن شتابان هدفها
2- بواسطه محدود شدن تعریف راههای مشروع برای دست یافتن به آنها
لکن برای گسیختگی میان اهداف و وسایل هیچکدام از این جنبه های فرهنگی و اجتماعی لازم نیست دگرگون شوند.
اگر توزیع واقعی امکانات و فرصتها دگرگون شود.(همچون زمان رکود اقتصادی) رفتارهای همساز با قواعد اجتماعی که زمانی موجب نیل به اهداف می شده است دیگر فرد را به پاداشهایی که در انتظار آنهاست رهنمون
نمی شود.
بدین ترتیب کنش متقابل میان این متغیرها که ساخته و پرداخته شرایط اجتماعی است موجب ناراحتی و فشار بر فرد می شود.(همان : 171).
بدین ترتیب مرتن انحراف و کژرفتاری را ناشی از گسستگی و انفصال بنیادی بین هدفهای فرهنگی و وسایل نهادی شده جهت نیل بدانها می داند. از این رو انحراف از شخصیتهای مرضی ناشی نمی شود و لذا نه یک مسأله خاص فردی بلکه بعنوان امری اجتماعی و برخاسته از ساخت اجتماعی است.
توجه ویژه مرتن به فرهنگها و جوامع است که تأکید زاید الوصفی بر ارزشها و اهداف فرهنگی داشته و در مقابل اسباب و وصول به آن اهداف کمتر تأکید و مشخص شده است. از این رو، به واسطه عدم تناسب بین هدف و وسیله، تشکل و یکپارچگی فرهنگی بوجود نیامده حالتی از احساس بی هنجاری یا آنومی در جامعه حاکم است.(محسنی تبریزی، 1370: 60).
مرتن تأکید خاصی نیز بر روی توزیع فرصتها بین افراد مختلف یک جامعه دارد و عدم توزیع مساوی فرصتها در دسترسی به اهداف و وسایل را عامل مهمی در انحراف می داند. بدین گونه که معتقد است تمام اعضای یک جامعه در ارزشهای مشترک اجتماعی سهیم اند، امااز آنجایی که اعضای جامعه از نظر ساختارهای اجتماعی در شرایط گوناگونی قرار دارند و برای فهم ارزشهای مختلف از فرصتهای مساوی برخوردار نیستند، چنین وضعی ممکن است موجب انحراف گردد.
از نظر اشتوتزل اعمال خشونت آمیز جمعی اموری نهادی است نه خود به خودی بنابراین، دارای معنی و کارکرد اجتماعی است. و از طغیان نیروهای غریزی ناشی نمی شود.
با این همه آنچه بطور عینی و از بررسی های گسترده درباره وضع انبوههای مردم بدست می آید این است که در وضع نفسانی و رفتارهایی که با اوضاع و احوال اجتماعی معینی مربوط است، تفاوتهای بسیار زیادی مشاهده می شود.
در اوضاع و احوال انبوهی برخلاف تصور معمول، جنبه افرادی اشخاص از میان نمی رود بلکه آمادگی های قبلی آنان پیوسته آثار نمایانی را در رفتارشان ایجاد می کند.
منظور این نیست که اثبات وجود مراحل منظم رفتار در اوضاع مختلف انبوهی امکان ندارد، چنانکه در مواردی چون سوانح دیده شده است. رفتارهای فردی همگی به یک صورت نیستند اما تجزیه و تحلیل به روشنی نشان می دهد که این رفتارها دارای ادوار و مراحلی است و واکنشهایی وجود دارند که به نحو معینی یکی پس از دیگری ظاهر می شوند.
از نظر جامعه شناسی تفکیک و تمیز افرادی که نقشهای مختلفی را در اوضاع و احوال جمعی به عهده دارند مستلزم وجود پیش آمادگیهای روانی ضمنی متفاوت است. اشتوتزل این پیش آمادگیها را نه در اعمال خشونت آمیز بلکه در وضعی که جنبه شور و هیجان عمومی داشت روشن ساخته است.(محسنی تبریزی، 1374: 195-194)
بدین ترتیب اشتوتزل اعمال خشونت آمیز جمعی نظیر رفتارهای وندالیستی گروهی را اعمال و اموری نهادی می داند که نه خود به خودی، بلکه دارای معنی و کارکرد اجتماعی است، مع الوصف وضع رفتار و خصوصیات نفسانی کنشگران جمعی از یک سو و محرکهای بیرونی و کیفیات آنها (از نظر تحریک کنندگی شور و هیجان عمومی و یا حزن و اندوه و خشم) از سوی دیگر
می باید مورد توجه قرار گیرد.
نظریه هوبر در باب وندالیسم عمدتاً مبتنی بر تحقیقات وی در زمینه خشونت و وندالیسم در وسایل حمل و نقل عمومی در اروپاست. هوبر در این تحقیقات عوامل متعددی را در بروز رفتارهای وندالیستی مطرح می سازد که از شایع ترین آنها جلب توجه بواسطه کمبود محبت، خودخواهی، احساس عدم تعلق به وسایل نقلیه خودکار، احساس خودباختگی، احساس غلبه ماشین بر انسان، حس انتقامجویی و داشتن شخصیت ضد اجتماعی است. به نظر هوبر در خانواده هایی که کودکان نمی توانند نیاز به تأیید و منظور شدن خود را از سوی دیگران برآورده سازند از یکسو دچار ناکامی سرخوردگی گردیده که در اثر آن شخصیتی پرخاشگر پیدا می کنند و ازسوی دیگر اینگونه کودکان، بواسطه آنکه از دیگران توجه و محبتی دریافت نمی دارند، خود جای والدین
بی توجه را گرفته، خود، خود را عزیز می دارند که این امر احساسات خود خواهی و خود پرستی را در آنان تقویت می کند. از طرفی توسعه و تکوین «من اجتماعی» در بستری خاص مجال بروز خودپنداره و عزت نفس را در این کودکان سلب کرده، خودشناسی و هویت یابی آنان دستخوش اختلال و اغتشاش می گردد، به طوری که در این کودکان احساس از خودبیگانگی و بحران هویت به شدت مشهود است.
تحقیقات هوبر همچنین نشان می دهد که در وندالها احساس انتقامجویی و خصومت نسبت به جامعه بالاست. آنها همچنین پیچیدگی وسایل نقلیه مدرن،کیفیت، سرعت و قدرت آنها را از یک سو و خودکار بودن این وسایل را از سوی دیگر که دخالت و کنترل انسان را به حداقل تقلیل می دهد علت احساس غلبه ماشین بر انسان قلمداد کرده قیام بر علیه این وسایل را که با تخریب و صدمه زدن به این وسایل همراه است توجیه می کنند(هوبر، 1991: 22-19)
هوبر در طرح واره ای بطور شماتیک این عوامل را که بر تمایلات فرد به بروز رفتارهای وندالیستی تأثیر می گذارند نمایش داده است.
بنظر فروم در جامعه صنعتی و تحت روابط اجتماعی تولید نظام سرمایه داری انسان قادر به ایفا و تأمین رضایتمندانه بسیاری از این نیازها نیست. به جای آنکه از یگانگی با طبیعت مسرور و شادمان باشد از بیگانگی با آن و ازتنهایی و انزوا و پریشانی خاطر اندوهناک است. با آنکه توانمند به تغییر طبیعت است، قادر به نمایش خلاقیت خود و ارضاء این نیاز نمی باشد.خود را نمی شناسد، از طبیعت خود جدا افتاده است، به خویشتن خود راهی نیست و نمی داند چه هست و چه باید باشد. و از بحران هویت رنج می برد. سرگشته ای است در وادی حیرت.
فروم نیز منشأ ریشه کژ رفتاری را در ناهمسازی انسان و نیازهایش با ساختارها و نهادهای مسلط در جامعه سرمایه داری می داند و معتقد است اولاً نظام اجتماعی با ارزشهای فرهنگی و قواعد رفتار هنجاری های پذیرفته شده پایه و مایه انحرافات و مسایل اجتماعی هستند. از این رو مسأله اساسی در نظامات طبقاتی و سرمایه داری در سلطه هنجارهایی است که با نیازهای آدمی در ستیزند، هنجارهایی که از فرهنگ طبقه توانمند و زور آور سرچشمه
می گیرد و هر گونه انحرافی از آنها را به شدت مجازات می کند.
ثانیاً از خود بیگانگی انسان که محصول ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نظام سرمایه داری و صنعتی است مانع تحقق هدفهای فردی و گروهی می گردد. زیرا نظام اجتماعی همراه با ارزشهای فرهنگی و قواعد رفتار و هنجارهای پذیرفته شده آن اموری در نظر می آیند که از وجودانسان سرچشمه گرفته اند، از آن بیگانه شده اند و در برابر وی قرار گرفته اند و وجود خویش را بر آدمی تحمیل کرده اند. از این رو در بسیاری از موارد رفتارهای ناهنجار انسانی در شکل وندالیسم، خشونت و رفتارهای ضد اجتماع بخاطر همسازی و همرنگی آدمی با شرایط محیط اجتماعی است. که از سوی طبقات و گروههای حاکم و پاسداران نظام اجتماعی بر افراد و گروههای انسانی تحمیل شده است و افراد جامعه نیز بدان رفتارها گردن نهاده اند.
جنکینز معتقد است عیبهای فراخود می توانند به چند صورت ظاهر شوند:
1- عدم رشد و نمو فراخود یا وجدان اجتماعی که پی آمد آن شخصیتی است بی بند و بار بی توجه به نظر دیگران نسبت به اعمال و رفتار خود.
2- فراخودی که سهل گیر و گاهی بی تفاوت است.
3- فراخودی که نسبت به گروه خودی سختگیر و نسبت به گروه غیرخودی سهل گیر است.
4- فراخودی که نسبت به برخی از رفتارها سختگیر و نسبت به برخی دیگر سهل گیر است.
5- فراخودی که ذاتاً نادرست و ضد اجتماعی است و انجام برخی از انواع نابهنجاری ها را واجب یا مستحب و یا مباح می داند.
ب) پیشنه های پژوهش
ادبیات تحقیق
وندالیسم مشتق از واژه وندال است. وندال نام قومی که از قوام ژرمن- اسلا وبه شمار می رفت که در قرن پنجم میلادی در سرزمین های واقع در میان دو رودخانه او در ویستول زندگی می کردند آنان مردمانی جنگجو، خون خوار و مهاجم بودند که به کرات به نواحی و سرزمین های اطراف قلمرو خود تحظی و تجاوز کرده به تخریب و تاراج مناطق و آبادی های متصرفه
می پرداختند روحیه ی ویرانگرانه ی قوم وندال سبب گردیده است که درمباحث آسیب شناسی کلیه ی رفتارهای بزهکارانه ای که به منظور تخریب آگاهانه اموال، اشیا و متعلقات عمومی و نیز تخریب و نابودی آثار هنری و دشمنی با علم و صنعت وآثار تمدن صورت می گیرد به گونه ای با وندالیسم منتسب
می گردد.
پاتریس ژانورن در وجه تسمیه واژه و تاریخچه وندالیسم می نویسد:
روزگاری در سرزمین های واقع در میان دو رودخانه بزرگ در ویستول قومی به نام وندال زندگی می کرد در عهد سلطنت یکی از پادشاهان این قوم به نام ژانسریک یا گنسریک که از 428 تا 477 میلادی سلطنت می کرده است وندال ها که پیشتر سرزمین های گل (فرانسه امروز) و اسپانیا را به تعریف خود آورده بودند به متصرفات روم در آفریقا حمله کرده، کارتاژ را گرفته و بر مدیترانه مستولی گردیدند آنان بر سر راه از آبادی و آبادانی هر چه دیدند نابود و تاراج کرده چیزی بر جای باقی ننهاده همین شهرت تاریخی سبب شده که امروز وندالیسم را به معنی ویرانگری و وحشی گیری و خرابکاری به کار برند.
هر ساله در سراسر جهان، میلیون ها دلار صرف تعمیر و جایگزینی چیزی می شود که وندال ها کمر به نابودی آنها بسته اند. در روسیه گزارش شده است که اعمال عمومی وندال ها، شامل شکستن لامپ ها وشیشه ها،پرتاب سنگ به قطارهای درحال تردد و خراب کردن تلفن های عمودی و نابود کردن سنگ قبرها در قبرستان های روسیه می باشد. یادبودهای درهم شکسته ی روی قبرها یک منظره ی عمومی است در آلمان غربی و سوئد، آسیب رساندن و تخریب علائم جاده ها و خیابان ها، صندلی اتوبوس ها و وسایل حمل و نقل وکیوسکهای تلفن شایع است. (موبر، 1991: 134)
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 1779 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
عنوان: پاورپوینت بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن(همراه با مثالهای تشریحی)
دسته: حسابداری- مدیریت مالی(ویژه ارائه کلاسی درسهای مهندسی مالی- مدیریت سرمایه گذاری - تصمیم گیری در مسائل مالی- مدیریت مالی 2)
فرمت: پاورپوینت (PowerPoint)
تعداد اسلاید: 39 اسلاید
این فایل در زمینه " بودجه بندی سرمایه ای در وضعیت های نامطمئن" می باشد که در حجم 39 اسلاید همراه با نمودارها، توضیحات کامل و همچنین مثالهای تشریحی با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درسهای مهندسی مالی، مدیریت سرمایه گذاری، تصمیم گیری در مسائل مالی و مدیریت مالی 2 رشته های حسابداری و مدیریت مالی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:
مقدمه
بودجه بندی سرمایه ای در وضعیتهای نامطمئن
ریسک و بازده
ریسک در چهارچوب بودجه بندی سرمایه
مفروضات بودجه بندی سرمایه ای
مفروضات رفتاری
روشهای آماری برای محاسبه ریسک و بازده
ارزش موردانتظار یک جدول توزیع احتمالات
ارزش مورد انتظار توزیع احتمالات جریانهای نقدی
واریانس و انحراف معیار
ضریب تغییرات توزیع احتمالات
ریسک ، بازده و ارزش فعلی خالص طرح
ریسک صاحبان سرمایه و شرکت
بازده و ریسک سرمایه گذاران
ریسک مجموعه سهام و بازده سرمایه
خرید انواع سهام و کاهش ریسک
تجزیه ریسک پرتفوی
بتا (β) : شاخصی برای تعیین ریسک سیستماتیک
ارزش فعلی خالص طرح بر مبنای نرخ تنزیل تعدیل شده
نتیجه گیری
پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.