فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

شناسایی علل پذیرش فرهنگ بیگانه در بین دانشجویان

مد گرایی حاصل زندگی انسان معاصرنیست بلکه درتمام دوران زندگی بشربوده وهستاما اگراین پدیده درهردوره ای ازتاریخ اگاهانه وبا گزینش انتخاب وبا توجه به فرهنگ وچارچوب های فکری واعتقادی جامعه صورت بگیرد نه تنها موجب پیدایش نارسایی های فرهنگی واجتماعی نشده بلکه به عنوان یک دستاورد اجتماعی به نوبه خود به رشد وتعالی فرهنگ وتمدن انان کمک های زیادی نموده وزمین
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 64 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 86
شناسایی علل پذیرش فرهنگ بیگانه در بین دانشجویان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول :

کلیات

مقدمه

مد گرایی حاصل زندگی انسان معاصرنیست بلکه درتمام دوران زندگی بشربوده وهست.اما اگراین پدیده درهردوره ای ازتاریخ اگاهانه وبا گزینش انتخاب وبا توجه به فرهنگ وچارچوب های فکری واعتقادی جامعه صورت بگیرد نه تنها موجب پیدایش نارسایی های فرهنگی واجتماعی نشده بلکه به عنوان یک دستاورد اجتماعی به نوبه خود به رشد وتعالی فرهنگ وتمدن انان کمک های زیادی نموده وزمینه اراستگی مناسب زندگی را فراهم می کند.درواقع مد گرایی مثبت به معنای اقتباس ازپیشرفت های اجتماعی و به کاربردن دستاوردهای مثبت دیگران ضمن بر طرف ساختن زشتی ها و کاستی ها ازدچارشدن زندگی به یکنواختی خسته کننده پیش گیری کرده وروزبه روز به استحکام بیشتر پایه های زندگی دسته جمعی کمک می کند.اما باید مراقب بود که این فرایند ازحا لت طبیعی خارج نشود زیراهمه ی استعدادهای فطری اگرازحالت طبیعی خارج شود جنبه ی انحرافی پیدا کرده واثارسویی به بارمی اورد.اما جوانان (دانشجویان) بنا به مقتضیات سنی و نیازهای گوناگونی که دارند و بسته به محیط هایی که دران قرارمی گیرند دربرخی قلمروها همچون لباس وارایش بیشتراز دیگران درمعرض جریان مد گرایی قرارمی گیرند وچون مد در بسترزمان درحال دگرگونی است افراد سنین جوانتررا بیشترمی طلبد چون وقت ازادتری دارند و می توانند پا به پای مد حرکت کنند.درک عمومی ما از واژه مدعموما به طرزلباس پوشیدن محدود می شود،اما واقعیت این است که مد می تواند شامل موارد گوناگونی اززندگی روزمره باشد.موضوعاتی از قبیل: نحوه انتخاب موسیقی،ارایش،چیدن دکوراسیون منزل، اتومبیل و حتی حرفه و کار.البته نباید به مقابله با مد بپردازیم بلکه بهتراست به پرورش و تقویت وجوه مثبت ان دقت کنیم تا درسایه این اتفاق جنبه های منفی ان کم رنگ ترشود وجای خود را به جنبه های مثبت دهند. به هرحال هدف ازارائه این تحقیق تحلیل پدیده اجتماعی مد است که سال ها مردم نقاط مختلف جهان را به خود مشغول کرده است و بیشترسعی کردم به میزان تا ثیرپذیری ازفرهنگ بیگانه درزمینه ی مد لباس،ارایش وموسیقی دربین دانشجویان بپردازم.

بیان کلی مسئله تحقیق

MTV, TMF

پدیده مد ازموضوعاتی است که همواره می تواند اقشارمختلف جامعه را به شکل های گوناگون مورد تاثیرخود قرار دهد.درواقع حکومت اسلامی درارائه الگوهای فرهنگی درسال های بعد از انقلاب موفق نبوده است.امروزه گرایش نسل جوان کشور روزبه روزبه مدهای جدید لباس،مدل ورفتارهای تقلیدی گروه های موزیک رپ،تکنو،پاپ،راک و ...هنرمندان و ورزشکاران خارجی به خصوص از نوع غربی و امریکایی افزایش بیش از حد یافته است.چنین گرایشاتی در گذشته بیشتر در جوانان مقیم بالای شهر(ثروتمند به لحاظ مالی)دیده می شد ولی امروز بین جوانان و نوجوانان بالا و پایین شهر درعرصه یک سری تمایلات وخواست های اجتماعی وازادی های مدنی برای یک زندگی بهتر،راحت تروازاد تر توافقی وجود دارد و ان ها درسال های اخیر با ارتباط و تبادل امکانات،روابط گسترده با یکدیگربرقرار کرده اند.نسل سوم کشورمان با وسایلی چون ماهواره ،اینترنت ،نوارویدئو،نوار کاست ،پوسترها،لباس و شلوارهای لی با مارک های مختلف به شدت تحت تاثیر تغیرات وشرایط جهانی شدن قرارگرفته اند و به اشکال گوناگون از خود عکس العمل نشان میدهند و چنان که می بینیم مد در زندگی انها نقش مهمی بازی میکند مراجعه به کانال های موسیقی چون و...از طریق انتن های ماهواره ای به شدت در نسل جوان کشور رایج است.بسیار دیده شده که یک جوان کارگر با درامد روزانه ای 4-3 هزار تومانی ،برای خود پیراهن یا شلواری با مارک خارجی را با قیمت 25 هزار تومان می خرد تا بلکه بدین طریق خود را با شرایط دیگر جوانان وفق دهد ودرواقع یک هفته حقوقش را بابت ان پیراهن یا شلوار پرداخت کرده است .در اینجا لازم به تذکر است که هدایت و ارشاد نسل

جوان این کشوربه برنامه ریزی های اصولی علمی و تلاش بی وقفه نیاز داشته وهرگونه سهل انگاری در این زمینه نه تنها گناهی نا بخشودنی است بلکه زیانهای جبران ناپذیری در بر خواهد داشت.امروز که نسل بیداری مسلمین وارد مرحله ای تازه شده و تلاش های کسانی چون سید جمال الدین ،اقبال ،محمدعبده ،سید قطب ،علامه نائینی،ایت الله طالقانی ومطهری و...بعد عینی به خود گرفته.استفاده از تمامی امکانات جامعه در مقابله با تهاجم فرهنگی وواکسینه کردن تمام احادجامعه به خصوص نوجوانان وجوانان ضروری ترین مسئله بوده و چه زیباست رهنمود استاد شهیدمطهری:"اگر مشکلی در راهنمایی نسل جوان باشد بیشتر در فهمیدن زبان ومنطق او و روبرو شدن او با زبان و منطق خودش است و دراین وقت است که هر کسی احساس می کند این نسل بر خلاف انچه ابتدا به نظر می رسد لجوج نیست و امادگی زیادی برای دریافت حقایق دارد."(مرتضی مطهری،مسئله حجاب،مقدمه کتاب)

ضرورت و اهمیت تحقیق

ضرورت توجه به مسئله تهاجم فرهنگی و تاثیر پذیری ازان درزمینه مد لباس ارایش و موسیقی در بین دانشجویان درهر طبقه ی اجتماعی که خیل عظیمی از جوانان را تشکیل می دهد برکسی پوشیده نیست لذا ازانجایی که فرهنگ هر ملتی یا قومی مجموعه اداب و رسوم و سنت ها ارزش ها ومواریث اجتماعی ان قوم وملت را تشکیل می دهد که از گذشتگان به ارث برده اند،حساسیت بیشتری را در جهت ابقا و مصونیت ان ازهرگزندی را می طلبد وواضح است که میبایست دردوران نوجوانی بین زیر ساخت های فرهنگی هر نسل با ارمان های مقبول و مشروع مکتب حاکم وفاق ایجاد نمود.این مسائل ضرورت تحقیق و ارائه راه حلی هر چند کوچک را افزایش می دهد.

اهداف تحقیق

1 : شناسایی علل پذیرش فرهنگ بیگانه در بین دانشجویان

2 : شناسایی راههای مقابله با تهاجم فرهنگی و الگو برداری از فرهنگ بیگانه در بین دانشجویان

3: دادن نیروی شناخت و تقویت بنیه ارزشی و اصول اسلامی

4: فراهم کردن زمینه های لازم جهت سرمایه گذاری مسئولین در مقابله با فرهنگ بیگانه از قبیل ارائه امکانات تفریحی و ورزشی و تشکیل کلاس های فرهنگی و هنری 5: شناسایی تاثیر بعضی از برنامه های رسانه ،وسایل ارتباط جمعی (ماهواره و اینترنت)،مجلات بر مد.

قلمرو زمانی و مکانی تحقیق موضوع مورد برسی (بررسی عوامل اجتماعی موثر در گرایش به مد ) است که قلمرو زمانی و مکانی در دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران مرکز (مجتمع ولیعصر) انتخاب شده وازطرفی پدیده گرایش به مد در چند سال اخیردر دانشگاه ها افزایش قابل توجهی داشته ،با این تفاصیر قلمرو زمانی دراین تحقیق سال 86ـ85 در نظر گرفته شده است.

فصل دوم :

چهار چوب نظری

پیشینه تحقیق:

گرایش جوانان به فرهنگ غرب یک مسئله اجتماعی است که در چند دهه اخیر افزایش داشته و تحقیقات زیادی برای شناخت علل به وجود امدن این پدیده انجام شده و این که چه اسیب ها و انحرافات اخلاقی و اجتماعی را در فرد و جامعه به دنبال دارد ،از طرفی خصوصیات و ویژگی های جامعه کنونی ما که در مرحله گذارازسنت به مدرنیته است و تحولات به قدری سریع است که مسائل و مشکلات هم با توجه به مکان و زمان دگرگون می شوند و بایستی تحقیقات وپژوهش ها نیز با توجه به این تحولات و نیاز جامعه انجام شود ،تحقیقات انجام شده دراین راستا عبارتند از :

1 :قدیمی ـ بهرام ،بررسی گرایش جوانان به مظاهر فرهنگ غرب در سطح شهر تهران ،1376ـ1375 دانشگاه ازاد اسلامی،واحد مرکز

2:ایوبی ـ محمد رضا ،تاثیر برنامه های ماهواره ای و ویدئو یی در شمال و جنوب تهران ،1378ـ1377،دانشگاه ازاد اسلامی واحد مرکز

3:عرب نجفی ـ اشرف ،سنجش نگرش جوانان دانش اموز نسبت به موسیقی و تصویر پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران 1377ـ1376 دانشگاه ازاد اسلامی واحد مرکز

4:خوشکار ـ علیرضا ،جامعه پذیری موسیقی در ایران در دوران معاصر 1381ـ1380 دانشگاه ازاد اسلامی واحد مرکز

5:فداکار ـ مقصود ،بررسی تاثیر عوامل فرهنگی برنامه های ماهواره ای تلویزیون برقشر جوان 1377،1387 دانشگاه ازاد اسلامی واحد مرکز

6:صدر ـ شعله ،اثرات رسانه های همگانی ،بررسی نقش و اثرات فرهنگی و اجتماعی رسانه های همگانی بر روی فرد واجتماع،1379،مدرسه تلویزیون و سینما

7:مزینانی ـ مریم ،میزان تاثیر پذیری دانش اموزان دختر دوره ی دبیرستان منطقه 1 تهران ،از فرهنگ بیگانه در زمینه مد وارایش و موسیقی ،83ـ1382 دانشگاه ازاد اسلامی واحد مرکز .

مد ئ Mode واژه ای است فرانسوی و در لغت به معنای سلیقه ،اسلوب ، روش و شیوه و...بکار می رود ودراصطلاح مد به تغییرناگهانی و مکررهمه یا بعضی افراد اطلاق می شود و منجر به گرایش انجام رفتاری خاص یامصرف کالای به خصوص یا در پیش گرفتن سبکی خاص در زندگی میشود که نتیجه نهاینه نشدن فرهنگ در جامعه است. مد کلمه ای است که در جامعه ی نوین ما حرف اول را می زند.مد یعنی تسخیر روحی استراتژیک. ماهیت کلی مد به وسیله ی اصطلاحات متقابل (مد روز) و (از مد افتادگی) بیان شده.این اصطلاح به یک الگوی تغیرات مداوم دلالت می کند که در ان اشکال اجتماعی معینی موقتا از پذیرش و احترام برخوردارمی شوند فقط به خاطراینکه توسط کسانی که بیشترازجریانات زمانه اگاهند،جایگزین شده اند این نوع جلوه اشکال اجتماعی ،مد را از (رسم) که ثابت و پذیرفته شده است جدا می سازد.مقبولیت اجتماعی که مد از ان بر خوردارمی شود ناشی ازهیچ نوع سود مندی یا شایستگی برتر ان نیست،بلکه درعوض مقبولیت مد پاسخی است که در جهت حساسیت و سلیقه های افراد می باشد.اگرچه مد را بیشتر درحوزه پوشاک می بینیم اما درحوزه های دیگری همچون نقاشی، معماری تزئینات خانگی ،اداب پذیرایی و ...نیز میتوان بر شمرد.در واقع هیچ کدام از حوزه های زندگی اجتماعی که درمعرض تغیرات مستمر قرار دارند ازتجاوز مد در امان نیستند.دکترعلی شریعتی می گوید:اگرمی خواهی فردی را تغییر دهی از کفش او شروع کن ،دلیلش هم این است که با تغییر کفش به دلیل عدم همخوانی ان با شلوارو پیراهن و مدل مو،ان ها را نیاز فرد تغییرمی دهد.

فرهنگ فرهنگ فقط مجموعه ای بر روی انباشته از اداب و رسوم و شیوه های مختلف زندگی نیست بلکه نظامی سازمان یافته ازرفتارهاست .

"فرهنگ شیوه ی عمومی زندگی گروه یا گروه هایی ازمردم است،عناصرفرهنگی ازقبیل عادات، سنت ها،اعتقادات،ارزش ها ونقاط نظر انسان ها را با یکدیگر پیوند می دهد ووحدت اجتماعی خاصی به وجود می اورد."(دکترمنوچهرمحسنی،مقدمات جامعه شناسی،1370؛98) ولی عام ترین تعریف فرهنگ از" ادوارد تایلورمی باشد که مجموعه ی پیچیده ای است که شامل معارف،معتقدات،هنرها،صنایع،فنون ،اخلاق ،قوانین ،سنن وبالاخره تمام عادات ورفتار و ضوابطی که فرد به عنوان عضو جامعه خود فرا می گیرد و در برابران جامعه تعهداتی را برعهده می گیرند."(دکترمحمودروح الامینی،زمینه فرهنگ شناسی،1382؛17 )

هویت فرهنگی

هر جامعه وفرهنگی الگو های خاص خود را دارد که با فرهنگ مردم دیگر جوامع بیگانه است و بران تاکید می کند ودفاع.به عبارت دیگرگذشته های تاریخی،حماسه های ابا اجدادی،سرزمین نیاکان،زبان مادری،باورها وسنت های طایفه ای،اسوه های دینی،عصبیت های قومی ،هنر و ادبیات موروثی، هویت فرهنگی را تشکیل می دهند.باید دانست انچه که اماج حملات تهاجم فرهنگی قرارمی گیردهمان هویت فرهنگی است اما نباید ساده اندیشانه با این موضوع برخورد کردچون هویت فرهنگی به مفهوم فوق تا زمانی که صرفا جنبه ملی داشته باشد وبه گروههای سرزمین خاصی متعلق باشد نه تهدیدی برای فرهنگ استکبار جهانی است و نه ازسوی انها مورد تهاجم قرارمی گیرد بلکه حمایت هم می شود و تحت عنوان نسبیت فرهنگی ازان دفاع می کند انچه که مورد تهاجم قرارمی گیردهویت فرهنگ اسلامی است .این بالندگی ،پویایی و زندگی در متن فرهنگ اسلامی است که تهدیدی جدی برای غرب محسوب میشود و انچه انها به ان همت گماردند مسخ همین فرهنگ میباشد.دکتر شریعتی در این باب می گوید:غرب می دانست ومی داند که برای رام کردن یک ملت وخوار کردن افراد ان بیش ازهرچیز باید فرهنگش را گرفت زیرا انسان بی فرهنگ خوارو ذلیل است وتسلط برچنین انسانی بسیارساده است ومی توان اورا به شکل الگوهای فرهنگ دراورد.دراینجا نیز منظورازفرهنگ همان ماهیت فرهنگی است که مسخ ان به مسخ شخصیت افراد وان فرهنگ وبرده شدن انها و

نهایتا تحت سلطه قرارگرفتنشان می انجامد و خلاصه استعمار تنها هدفش خنثی نگهداشتن ادمیت ازفرهنگ است و دراین راه ازهیچ کوششی برای از بین بردن اداب ورسوم انها،برای جانشین کردن زبان خود به جای زبان انها، برای نابودی فرهنگ انها،فروگذارنمی کند.(جلال ال احمد،درخدمت وخیانت روشنفکران،1357؛32) این همان تهاجم فرهنگی است که تحت هرنام پوششی مطرح می شود.

نشانه شناسی و فرهنگ مادی

"نمادهایی که درگفتارونوشتار بیان می شوند ،شیوه های اصلی تشکیل و بیان معانی فرهنگی هستند اما تنها شیوه ها نیستند،اشیا مادی و جنبه های رفتارهردومی تواند برای تولید معانی استفاده شوند.دال عبارتند از:هر حامل معنی،هر مجموعه عناصری که برای انتقال معنا مورد استفاده قرار می گیرد، صداهایی که در گفتار ایجاد می شود.مانند علامت هایی که روی کاغذ گذاشته میشود دال هستند، اما دال های دیگرلباس،تصاویریا نشانه های دیداری ،شیوه های خوردن،شکل های ساختمان یا معماری و بسیاری از ویژگی های دیگرفرهنگ را شامل می شود. مثل:فهماندن تفاوت های بین دوجنس."(انتونی گیدنز،جامعه شناسی،1382؛62،6)

فرهنگ پذیری

گاه اتفاق می افتد یک عنصرفرهنگی از فرهنگ دیگرگرفته میشود که به این فرایند فرهنگ پذیری می گویند درچنین وضعیتی فرهنگ هایی که با یکدیگر تماس مستقیم دارند هر دو دچار دگرگونی می شوند درعین حال این دگرگونی ممکن است در یک فرهنگ خیلی عمیق تر از فرهنگ دیگر باشد. وقوع حوادث ناگهانی مانند جنگ نیزمی توانند زمینه ساز پیدایش خرده فرهنگ و مد در جامعه شود، البته این گونه خورده فرهنگ ها چون تابع شرایط خاص همان جامعه میباشد برای جوامعی که دران شرایط قرار ندارند تعارض محسوب می شوند.مانند :مد رپ که بعد از فروپاشی یوگوسلاوی در نتیجه ی جنگ میان صرب ها ومردم بوسنی توسط مردم تحت فشاربه وجود امد.رپ درلغت به معنی موسیقی ارامی است که دانشجویان اروپایی قبل از امتحان برای کم کردن اضطراب خود به ان گوش می دهند.

تهاجم فرهنگی

تهاجم فرهنگی به معنای نفی هویت فرهنگی ملی ،پذیرش سلطه ی فکری و فرهنگی بیگانه،تغییر باورها ورفتارها،دگرگونی روش ها واداب و رسوم زندگی فردی واجتماعی منطبق با الگوی بیگانه می باشد که توسط پرسشنامه وگرایش به فرهنگ بیگانه اندازه گیری می شود کسی که تحت تاثیر غرب قرارمی گرفت ایتم های فرهنگ بیگانه را انتخاب میکرد.به طور کلی تهاجم فرهنگی عبارت است از:تلاش برنامه ریزی شده و سازمان یافته از سوی گروه تهاجم برای حمله به جهان بینی ها و بینش ها و در نتیجه گرایش ها و جایگزین کردن باورها و ارزش ها واخلاقیات دررفتارهای مورد نظرخویش برسایرگروهها وجوامع .ویژگی های تهاجم فرهنگی:

1:نامرئی و نامحسوس است؛تهاجم فرهنگی یک کار ارام و بی سرو صداست که باعث فرو ریختن ارزش های معنوی می شود که قابل علاج نیست.

2:ریشه ای وعمیق است ؛دشمن با وارد شدن به سنگ زیرین یک جامعه یعنی فرهنگ می خواهد

پیکره ی جامعه را به سلیقه خود کج کند.

3:درازمدت و دیر پاست ؛کار فرهنگی دیر نتیجه میدهد ولی اثران باقی است.

4:همه جانبه است؛دشمن در این تهاجم ازهمه ی حربه های سیاسی،اقتصادی، نظامی ،روانی و تبلیغاتی بهره می گیرد تا فرهنگ مقابل را به انزوا بکشاند.

5:دارای برنامه ،ابزاروامکانات گسترده است و برای اجرای برنامه های خود ازمتخصصین روانشناس،جامعه شناس و سیاستمداران استفاده میکند و ارتباطات مناسب با روحیات واداب و رسوم هر جامعه را با شرایط جهانی تدارک میبیند و با بودجه ی تبلیغاتی کلان ده هزار کانال ماهواره ای، صدها پایگاه رادیو و تلویزیونی با ده ها زبان زنده دنیا و یا روزنامه ،مجله و کتاب در تیراژ میلیونی تبلیغ می کنند.

6:خطرساز وکارساز است ؛تهاجم فرهنگی ازحمله نظامی خطرناک تراست زیراحمله ی نظامی صلابت ومقاومت ملت را تحت هر عنوانی (ملی یا دینی) بر می انگیزد و به عکس العمل وا میدارد ولی توطئه ی اخلاقی و فرهنگی انسان ها را تدریجا از درون می پوساند و بدون اینکه متوجه باشند به اضمحلال و نابودی می کشاند .

پیشینه ی تهاجم فرهنگی و مد گرایی

برای یافتن این موضوع باید برگردیم به استعمار کهنه ومستقیم انگلستان و سپس جوامع دیگر اروپایی چون فرانسه،اسپانیا وبه دنبال ان استعمار نو. انچه استعمار پیر به عنوان مترقی کردن کشورهای عقب مانده از کاروان تمدن به گمان خودش انجام می داد چیزی جز تهاجم فرهنگی برای دست یافتن و غلبه کردن بی چون و چرا بر این ملل نبوده است.ظواهر تمدن غرب و پیشرفت های تکنولوژی، صنعتی این جوامع با سیاست های استعماری ،تجاوز گرایانه این جوامع ترکیب شده و موجودیت فرهنگی و اقتصادی واجتماعی وسیاسی کشور های مستعمره را به مخاطره انداخته بود و دسته ای از متفکران کشور های تحت سلطه ،چهره ی اول یعنی تمدن غرب را می دیدند لذا اگاهانه یا نا اگاهانه به سوی او گرایش می یافتند ،کسانی را که امروز به نام غرب زده می شناسیم ازاین دسته اند و دسته ای دیگر فقط چهره ای دیگر یعنی چهره ی استعماری این کشور ها را دیده و لذا دشمن همه ی جلوه های تمدن استعمارشدند وحتی درمقابل فرهنگ مادی این جوامع و پدیده های صنعتی ان نیز قرار گرفته اند و حتی بلند گو را نیز صدای شیطان نامیدند.در بین این دسته که نسبت به دسته ی اول دلسوزتر بوده و دارای ریشه های مردمی نیز بودند نوعی وحشت کوراز تمدن و فرهنگ غرب وجود داشته که انها را به سوی نوعی مخالفت غیر منطقی وهمراه با تعصب با نمود های صنعت غرب میکشید و به دلیل عدم توانائی شان در دفاع صحیح از فرهنگ بومی خود،اب به اسیاب گروه اول ریخته اند و به خصوص در زمینه ی جذب جوانان بسیاری از انها را که راه سومی به جز این دو قطب مطرح در جامعه نمی شناختند به سوی گروه اول سوق می داد.

در کنار این دو گروه اندیشه اصلاح طلبی دینی توسط کسانی چون سید جمال الدین اسد ابادی،عبده، سید قطب،کواکبی،اقبال لاهوری وعلامه نائینی مطرح شد وحقانیت خود را ثابت نمود.پیام اینان بازگشت به خویشتن بود ولی منظورایشان ازاین بازگشت تکیه بر فرهنگ معنوی جامعه وحفظ هویت فرهنگی به منظور مجموعه ای از اعتقادات دینی،باورها، زبان، هنر،ادبیات،اداب ورسوم وسنن که باعث تمایزگروههای انسانی می گردد بود و بدین لحاظ از گروه اول جدا می شدند اما در زمینه ی پذیرش تکنولوژی و صنعت نظری متفاوت ازگروه دوم ارائه داده ومعتقد بودند که باید علم و صنعت و تکنولوژی ازهرجا با شد گرفت اما به شکلی که هویت فرهنگی جامعه را تحت الشعاع نفوذ خود قرار ندهد.چنان چه دراثاراقبال داریم که:برخلاف متفکران که می گویند نمی توان علم و صنعت غرب را گرفت وفرهنگ و اخلاق و روابط اجتماعی و شیوه ی زندگی شان را کنار زد نه تنها می توان چنین کرد بلکه هیچ دلیلی وجود ندارد که ثابت کند جامعه ای که با عشق های بلند وعرفان روح واشراق دل و برخورداری از لذت های پاک وعمیق اخلاقی ومعنویت اشناست ،نمی تواند به جای گاواهن تراکتور براند،عوض کجاوه جت سوار شود،پیه سوز را دور انداخته لامپ الکتریکی روشن کند.

طبیعی است که ورود یک تکنولوژی جدید روی فرهنگ غیرمادی نیز تاثیر گذاشته حتی روی دیگر جلوه های فرهنگ نیز بی تاثیر نخواهد بود اما باید در نظر داشت که هویتی فرهنگی حاصل جمع ساده ی اداب و رسوم ،عقاید،هنر ،ادبیات ،سنن و ...نیست بلکه جریانی فرا تر ومحاط از تمام اینهاست که از تداخل ،تاثیر وتاثرو روابط پیچیده بین تمام اینها ناشی شده و برد تاثیرفرهنگ مادی به تنهایی قادر به از بین بردن این هویت فرهنگی نخواهد بود چه بسا پدیده های صنعتی که وارد کشور شده وبه خصوص که امروزه هر کشورجهان، بازاری از پدیده های صنعتی سایر کشورهاست.

اما به هرحال هر کشورموجودیتی به لحاظ فرهنگی مستقل ازدیگران دارد و این تا زمانی است که بتواند این ماهیت فرهنگی را دربعد فرهنگ غیرمادی حفظ کند.شیوه های مقابله با تهاجم فرهنگی به قرن 19 برمی گردد.بسیاری ازروشنفکران ان زمان ازجمله سید جمال الدین اسد ابادی،شیخ محمدعبده راه تجدید نظر و اصلاح دین وپیراستن دین اسلام ازخرافات و بازگرداندن ان به شکل خالص وپاک خود را وجه همت خود گمارده وراه مقابله با استعمارو تبلیقات فرهنگی و سیاسی ان را دراسلام ناب و به دور از خرافه وبه عبارتی بازگشت به خویشتن یافتند اگر چه نظرات این اندیشمندان بی تاثیراز پروتستانیزم وعقاید لوتروکالون نبود. سیدجمال الدین اسد ابادی درپایان رساله ی معروف خود به عنوان حقیقت مذهب نیچری (ناتورالیست) وبیان حاصل نیچریان سه شرطی را که به گفته ی اوموجب عروج امم به مدارج کمالات و سعادت تام و حقیقی ملت هاست بدین گونه برمی شمارد.

نخست؛ ضرورت پاک بودن لوح عقول مردم از کدورت خرافات.دوم؛ضرورت بزرگداشت شخصیت انسان. سوم؛ضرورت استوارکردن ایمان دینی بر پایه عقل و دلیل وپرهیزازعقاید تقلیدی.سید جمال الدین با انکه دین اسلام را حائزهرسه شرط میداند اشکارا مذهب پروتستان را ازمیان مذاهب عالم در مورد دو شرط اخربا اسلام همانند می یابد .

سن

درسنین جوانی افراد درمرحله ی جامعه پذیری قرار دارند وازان جایی که تعریف جامعه پذیری:

(همسازی وهمنوایی فرد با ارزش ها وهنجارها ونگرش های گروهی اجتماعی است).

اگرجامعه نتواند طی فرایند جامعه پذیری قواعد را برای افراد درونی کند منجربه رفتارنامنظم و خلاف قاعده دراین سنین می شود که معمولا ازانگیزه ناگهانی یا محرک انی ناشی می شود وچنین رفتاری نتایج و خشنودی های اتی را در مقابل لذات ورضامندی های انی وزود گذر نادیده میگیرد، برعکس رفتارهای مبتنی بر نظم وانظباط به منظور پذیرش اجتماعی یا برای دستیابی به هدف اتی، خشنودی های انی و گذرا به تعویق انداخته وانها را تعدیل می کند.


بررسی موانع پیشرفت زنان در سطوح مدیریتی

فرهنگ مردم سالاری در طول تاریخ اجتماعی ایران، فرهنگ مسلط و بلا منازع بوده و این فرهنگ هم بستر ساز و هم سازنده ساختارهای سیاسی – اقتصادی، قانونی و ارزشی و مانند آن در ایران بوده است ساختارهای ایجاد شده مکانیسم هایی را تدوین و طراحی نموده که در فرایند القاء تثبیت و بازتولید خود، فرادستی مردان و فرودستی زنان را توجیه و طبیعی جلوه می دهند فرهنگی که
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 400 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 274
بررسی موانع پیشرفت زنان در سطوح مدیریتی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

1- مقدمه :

فرهنگ مردم سالاری در طول تاریخ اجتماعی ایران، فرهنگ مسلط و بلا منازع بوده و این فرهنگ هم بستر ساز و هم سازنده ساختارهای سیاسی – اقتصادی، قانونی و ارزشی و مانند آن در ایران بوده است. ساختارهای ایجاد شده مکانیسم هایی را تدوین و طراحی نموده که در فرایند القاء تثبیت و بازتولید خود، فرادستی مردان و فرودستی زنان را توجیه و طبیعی جلوه می دهند. فرهنگی که برحسب تقسیم کار جنسیتی، نقش سنتی زنان را صرفاً نقش خانگی و محدود با حوزه خصوصی (بچه داری،خانه داری، شوهرداری) و حوزه عمومی را صرفاً مختص به مردان توجیه و تفسیر می کند. اما تحولات سه دهه اخیر به ویژه افزایش چشمگیر سطح آگاهی ها و میزان تحصیلات زنان نشان می دهد که زنان ایرانی خواهان مشارکت سیاسی- اقتصادی و اجتماعی برابر با مردان هستند و با این رویکرد، فرهنگ مردسالاری را با چالش های جدی مواجه کردند (حسن زاده ،رمضان 1379).

از طرفی زن ضربان حیات خانواده است و قلب جامعه در سینه خانواده می تپد. از همین رو صعود و سقوط هر جامعه ای را باید به چگونگی معیشت زنان و جایگاه اجتماعی آنان نسبت داد. وضعیت زنان، وضعیتی است تناقض آمیز. بنیان تناقضی را باید در ساختار حاکم بر جامعه و ریشه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باز جست، اما پیش از پرداختن به چنان امر مهمی می توان این پرسش را پیش کشید که آیا منزلت زنان همواره در طول تاریخ و در بین جامعه های گوناگون منزلتی درجه دو بوده است؟

از پس چنین پرسش جهان شمولی ارزش ها در فرهنگ های مختلف سر بر می آورد. این ارزش ها تا چه پایه نسبی می باشد؟ در چنین نسبتی کدام یک از فرهنگ ها را می توان برتر دانست و مانند آن. آیا موقعیت زنان در کشورهای غربی و ارزش های حاکم بر آن با ارزش های سایر فرهنگ ها نیز هم خوانی دارد؟ گستره و ژرفای چنین تفاوت هایی تا کجا امتداد می یابد؟

دانش و صنعت، اساسی ترین بنیان های توسعه هستند و توسعه اساسی ترین مقوله مورد بحث جهان امروز است و جهان امروز جهانی است که درنتیجه رشد روزافزون دانش های بشری در حال دگرگونی است. به تحقیق، هر جا بر انباشت اگاهی انسان ها در چنین جهانی افزوده شود، روابط و مناسبت های میان فردی و میان گروهی نیز دستخوش تغییر می گردد. بروز تغییرات که نتیجه طبیعی توسعه نیز هست فرایند قهری و به غایت همه جانبه است (شهیدی ،لاله 1378).

یکی از مهم ترین معیارها برای سنجش درجه توسعه یافتگی یک کشور، میزان اهمیت و اعتباری است که زنان در آن کشور دارند. هرچه حضور زنان در اجتماع فعال تر و مؤثرتر باشد کشور پیشرفته تر و توسعه یافته تر خواهد شد، لکن میزان نقش و مشارکت زنان در هر جامعه به ویژه در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تا حد زیادی وابسته با برخورد و نگرش آن جامعه نسبت به زن می باشد(آزاد فر. مریم، 1383).

با توجه به ضرورت حضور و مشارکت حقیقی زنان در عرصه های مختلف فعالیت ها برای تحقق جامعه مدنی، رشد و بالندگی جامعه بانوان کشور و نیز تسریع فرایند توسعه و محقق شدن عدالت اجتماعی، اساسی و فرهنگی نباید کم اهمیت شمرده شود و این امر میسر نخواهد شد مگر در سایه افزایش توانایی و قدرت مدیریتی آنان در سطوح مختلف.

در این پژوهش سعی بر این است که موانع و مشکلاتی که زنان در رابطه با ارتقاء پست های مدیریتی در پیش روی دارند بررسی و راهکارها و پیشنهادهایی ارائه شود. امید که برنامه ریزان و سیاست گذاران فعالیت های همه جانبه و گستره هایی را در سراسر کشور در جهت فراهم آوردن بستر های مناسب جهت حضور و مشارکت حقیقی زنان و تقویت نقش مدیریتی و تربیتی آنان در خانواده و سطوح بالای جامعه فراهم آوردند.

2- بیان مسئله

زنان در آستانه قرن 21 متوجه شده اند که به منظور نشان دادن دانش و توان کاری خود، لزومی ندارد بیش از حد کار کنند و از اینکه مانند مردان نیستند، خود را مقصر بدانند. زنان امروز درک کرده اند که هم می توانند حرفه خود را داشته باشند و هم ویژگی های خود را حفظ کنند و نه تنها خود را با دنیای مردان وفق ندهند، بلکه شیوه های خاص خود را به جامعه بشناسانند. زنان ایران تلاش را آغاز کرده اند تا خود را تعریف کنند و ساختارهایی برای زندگی کاری که مناسب آن ها باشد؛ بیابند. زنان موقعیت مساوی را جستجو می کنند، نه موقعیت مشابه با مردان را.

شرط لازم برای دست یابی به توسعه واقعی و پایدار، بهره گیری از کلیه امکانات انسانی است. میزان توسعه هر کشوری رابطه مستقیمی با میزان بهره گیری از نیروهای بالفعل و بالقوه انسانی هر کشور دارد. در این راستا لزوم مشارکت زنان به عنوان نیمی از شهروندان جامعه از دیدگاه توسعه، بدین خاطر است که نیل به توسعه واقعی و پایدار را تسهیل می نماید. زیرا که امروزه توسعه، بدون بهره گیری از همه امکانات انسانی و دموکراسی، بدون به رسمیت شناختن حق برابر زنان با مردان، امکانپذیر نیست.

در طی دو دهه اخیر در کشورهای درحال توسعه، زنان بیش از گذشته وارد بازار کار شده اند. ورود به بازار کار، چه به دلخواه چه از روی نیاز، باعث گردیده تا زنان در عرصه اقتصادی-اجتماعی کشوری و بین المللی مسؤلیت بیشتری را به عهده گیرند. ولی افزایش مشارکت های زنان در کمیت های ارتقای آنها در کیفیت و دستیابی به پایگاه مدیریتی بوده است. نابرابری و تبعیض در فرصت های شغلی هم چنان باقی است. زنان فقط30% به پست های اداری بالا رسیدند که از هر ده هزار نفر تنها سه نفر آنان به پست های مدیریتی کلان دسترسی پیدا کردند. نابرابری و تبعیض در مورد زنان، در رابطه با اعزام به خارج و بورس تحصیلی نیز دیده می شود. بیش از 90%به عنوان نماینده دانشگاه به هیچ مرکزی معرفی نشدند و 70%در طول خدمت خود هرگز در پست های اجرایی اشتغال نداشتند (آزادفر. مریم،1383).

مدارک و شواهد نشان می دهد که زنان پیشرفت را متفاوت از مردان ادراک می کنند و کمتر پیشرفت می کنند. پژوهشگران، روان شناسان اجتماعی و جامعه شناسان در شگفتند که چرا زنان با تخصص های بالا کمتر وارد می شوند و در صورت ورود، کمتر موفق می شوند؟ آیا به خاطر توانایی کم، نیاز به پیشرفت پایین دارند یا گرفتار تبعیضند (حسن زاده. رمضان، 1379).

در چهارمین کنفرانس جهانی سال 1994در سند پکن آمده که تبعیض و کسب برابری در آموزش و پرورش در استخدام و پرداخت مزد و ترفیع و شرایط انعطاف پذیر کار و دسترسی کم به منابع تولید و مشارکت نابرابر در مسئولیت خانواده و فرصت های اشتغال و فرصت های اقتصادی و تخصصی، تحرک شغلی را برای زنان کماکان محدود ساخته است. نسبت نازل زنان در میان تصمیم گیرندگان اقتصادی و سیاسی در تمام سطوح محلی، ملی و بین المللی، بازتاب موانع ساختاری و نگرشی است که باید از طریق اقدامات مثبت به مقابله با آن ها پرداخت(شهیدی. لاله، 1379).

براساس تحقیق سازمان ملل در سال 1995، اگر این روند ادامه یابد؛ زنان 490 سال دیگر، یعنی تا سال 2485 میلادی باید صبر کنند تا در موقعیت تصمیم گیری با مردان برابر شوند(شادی طلب.ژاله، 1377). در این راستا، معاون رییس جمهور وقت نیز با ارایه مستندات علمی ملی تحلیلی از وضعیت زنان اظهار می دارد که تنها از هر ده هزار نفر سه نفر مدیر ارشد زن داریم(مجله اخبار زنان،1377).

در سال های اخیر، زنان زیادی در بخش های دولتی و غیردولتی استخدام شده اند؛ ولی به دلایل مختلف، کمتر به موقعیت های عالی پیشرفت کرده اند. در سازمان هایی نیز که زنان در رتبه های بالا به عنوان افراد متخصص فعالیت می کنند؛ هنوز این مسئله درک نشده است که محیط کاری طراحی شده به وسیله مردان، لزوماً یک مکان مناسب و حمایت شده ای برای زنان نیست. تنها سازمان های خاصی در دنیا وجود دارند که از یک سو سازگاری های مورد نیاز بین فرهنگ و محیط کارشان ایجاد کرده اند تا بدین صورت زنان قادر باشند مسیر حرفه هایشان را با موفقیت طی کنند و از سوی دیگر زمینه لازم را برای توسعه و پیشرفت زنان آماده کرده اند(عباسی. طیبه، 1383).

صرف نظر از عواملی چون فرهنگ بازدارنده اجتماعی و کمبود میدان و فرصت شکوفایی تجربه و مهارت شغلی مدیریتی، احتمالاً عواملی دیگر در بروز پدیده پذیرش زنان نقش دارند و گره های گشوده درخصوص مسائل زنان از مسائل کلان و ملی و استراتژیک و فرهنگی است.

3- سوالات پژوهش:

1- موانع پیشرفت زنان در سطوح مدیریتی کدام است؟

2- آیا موانع اجتماعی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

3- آیا موانع سازمانی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

4- آیا موانع رفتاری در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

5- آیا دیدگاه زن و مرد در عدم دسترسی به پست­های مدیریتی تآثیرگذار است؟

6- آیا موانع تاریخی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

7- آیا موانع سازمانی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

8- آیا موانع خانوادگی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی تآثیرگذار است؟

9- کدام یک از موانع بیشترین تأثیر را در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی دارد؟

4- اهمیت و ضرورت تحقیق:

در جامعة‌ کنونی هر چند ادعای برابری دو جنس در حقوق اجتماعی و انسانی به نحو فراگیری در حال پذیرش است، بین پذیرش عقلانی آن و اجرای آن در عمل فاصلة‌ بسیاری موجود است. هنوز نگرشها و ارزشهای جامعة ‌ما کاملاً پدرسالارانه است و متأسفانه این ارزش ها تقریبا تمامی حوزه های حیات اجتماعی و فردی اعضاء جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده است.

در این جامعه بی هیچ تردیدی زنان در مرتبة فروتری نسبت به مردان قرار دارند و تمام ادعاهای تساوی دو جنس را در عمل با سرشکستگی باطل می سازد. در کتاب های درسی که اساس تعلیم و تربیت و اجتماعی شدن فرزندان جامعه را تعیین می نمایند؛ نقش زنان عمدتاً مادر و ندرتاً معلّم تعریف شده است، دختران و زنان در محدودة‌ خانه و حیاط منزل و مدرسه حرکت می کنند درحالی که پسران فعالانه در خارج از خانه مشغول فعالیت،کار، بازی و ورزشند. در سال های بالاتر همین نقشهای کوتاه زنان نیز محو می گردد. این امر از همان ابتدا در اذهان اعضاء آیندة جامعه تفاوت چشمگیر موقعیت و پایگاه اجتماعی و محدودیت حرکت و امکانات زنان را ایجاد می نماید و مورد تأکید قرار می دهد.

نتایج حاصل از بررسی منابع و تحلیل ثانوی آن ها نشان می دهد که نرخ جمعیت در فاصله ی سرشماری 1355 تا 1375 تغییرات قابل ملاحظه ای داشته است و براساس سرشماری سال 1375 جمعیت کشور برابر 60055488 نفر بوده است که 30515159 نفر آن را مردان و 29540329 نفر آن را زنان تشکیل می داده اند و تعداد مشاغل با نرخ رشد جمعیت به خصوص جمعیت زنان هماهنگی ندارد. اشتغال زنان در سال های پس از انقلاب اسلامی افت شدیدی را تجربه نموده است. در فاصله سال های 1355، 1365، 1375 حجم جمعیت فعال مردان بیشتر از حجم جمعیت فعال زنان بوده است. سهم اشتغال زنان از جمعیت شاغل کشور از 8/13 در سال 1355 به 8 درصد در 1365 و 5/12 درصد در سال 1375 رسیده است. این امر حاکی از آن است که فرصت های شغلی برای مردان بیشتر از زنان بوده است(توکلی والا.ژاله، 1385).

علت کاهش سهم اشتغال زنان عمدتاً به دلیل تغییر دیدگاه جامعه نسبت به حضور زنان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی به دلیل تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بوده است. این درحالی است که از سوی دیگر زنان بنا بر مقتضیات ظاهری توسعه به تحصیلات و متعاقب آن اشتغال می اندیشند و البته مبادرت می ورزند و این امر موجبات بروز تناقضاتی در جامعه ای می شود که از سویی زنانش در پایگاهی فروتر از مردان قرار دارند و از سوی دیگر تحصیلکرده و فرهیخته وکارآمدند و مایلند و البته محقّند که در فعالیت ها و به ویژه تصمیم گیری های اجتماع مشارکت نمایند.

تناقض یاد شده در چندین جنبه از حیات اجتماعی زنان مؤثر واقع می شود. یکی از ابعاد چنین تناقضی در نوع مشاغلی نمایان می گردد که عموم زنان قادرند احراز نمایند. این مشاغل طیف ناچیزی از اقسام مشاغل اجتماعی و اقتصادی را شامل می گردد از جمله منشی گری، تدریس، خدمات بهداشتی، نظافتچی، دوزندگی و آرایشگری و خدمات ویژة زنان، فروشندگی، صندوقداری و برخی مشاغل جزیی دیگر. این گونه مشاغل با پایگاه اجتماعی نه چندان مطلوب و درآمد ناچیز عمدة اشتغال زنان را دربر می گیرند.

اشتغالات دیگر که نیازمند تخصص و تحصیلات است البته در صورتی به زنان تفویض می گردد که در شرایط برابر مردانی طالب و خواهان آن پست ها نباشند. در سال 1375میزان فعالیت عمومی برای مردان5/74 درصد و برای زنان 6/9 درصد بوده است. این ارقام مبین چند واقعیت است از جمله آن که کارفرمایان تمایل کمتری به استخدام زنان به نسبت مردان دارند. بنابراین نه تنها میزان اشتغال بلکه نوع اشتغال نیز از شاخصه های نابرابری اشتغال زنان و مردان محسوب می گردد.

از دیگر شاخصه های نابرابری اشتغال خانم ها درآمد کمتر آنها نسبت به آقایان برای میزان کار برابر است. اصولاً زنان در بخش هایی از اشتغال قرار می گیرند که دستمزد کمتری پرداخت می گردد، اما حتی آن زمان که در موقعیت شغلی یکسان با میزان کارایی برابر با مردان قرار دارند نیز دستمزد کمتری دریافت می نمایند.

از طرف دیگر در جامعة ما هجوم زنان به مشاغل مردانه لااقل تاکنون قادر نبوده است که معضل زنان در فعالیت اجتماعی را کاهش دهد بلکه حتی به نوعی هویت آنان و خصایص ممتازة زنان را در معرض تقلید قرار داده است؛ به این معنا که ساختارهای حاکم بر جامعة ما ساختارهای پدرسالاری و مبتنی بر ارزش محوری قدرت است. در چنین جامعه ای رقابت و تنازع برای کسب قدرت و اعمال آن و نیز تمایل به نابرابری و ترتب مقامات و حاکمیت از بالا به پایین بخش مهمی از قواعد فعالیت اجتماعی را شامل می گردد و زنان نیز لاجرم برای حضور در عرصه های مشارکت اجتماعی باید خود را با این اصول و ارزش ها انطباق داده خصایص و ویژگی های شفقت آمیز و ترحم ذاتی و تمایل به مشارکت و همکاری را در منزل وانهند و با لباس مبدل در ذیل مردان به اجتماع وارد گردند، در غیر این صورت برای ایشان جایی و سهمی در فعالیت های اجتماعی وجود نخواهد داشت.

از این روی تنها کمیت حضور زنان و حتی پایگاههای اشغال شده توسط زنان نیست که دارای اهمیت است بلکه لازم است تا جامعه تغییراتی در اصول و ارزش های خویش ایجاد نماید به نحوی که هردو جنس بتوانند با حفظ هویت و ارزش های انسانی در جامعه فعالانه مشارکت نمایند. وضعیت کنونی بیشتر یادآور میهمانی روباه و لک لک است!

مسألة دیگری که زنان با آن درگیرند در، بهایی است که باید برای اشتغال بپردازند که از جمله میزان بالای ساعت کاری در هفته است به نسبت همتایان مردشان. جامعة ما البته در پاره ای مسائل به درک موقعیت و ایجاد فرصت های شغلی برای خانم ها مبالات نموده است-محتمل است به خاطرضرورت های توسعه به آن ناگزیر شده باشد- اما البته هنوز نمی تواند از انجام امور منزل توسط زنان صرف نظر نماید، به این ترتیب خانم های شاغل با پدیدة «فشار مضاعف» مواجهند؛ به این معنا که از یک سو بیش از زنان خانه دار ناگزیر از کار کردن می باشند(5/84ساعت در ازای78ساعت کار خانم های خانه دار(اعزازی،ص159) ) و از سوی دیگر دلواپسی دائمی برای انجام امور منزل و رسیدگی به فرزندان نیز ایشان را آزار می دهد و گاه حتی از انجام میزان بیشتری از فعّالیت که لازمة ارتقاء شغلی است باز می دارد(اندیشه،1387).

لازم به ذکر است که در این رابطه در قرآن کریم نیز به تصریح، به حق اشتغال زنان پرداخته شده، استقلال آنان در احراز منافع مالى و اکتساب فضایل انسانى مورد تأکید واقع شده است؛ «لِلرّجالِ نَصیبٌ مِمّا اکتسبوا وللنساء نصیبٌ مما اکتسبین» (نساء، آیه32).

در ضمن اشارات قرآنى نیز به نمونه‏هایى از اشتغالات زنان برخورد مى‏کنیم که با توجه به نوع بیانات قرآنى در استنباط مطلب، کافى و وافى مى‏نمایند. هدف قرآن از ذکر قصص و الگوها، معرفى شخصیت‏هاست و نه اشخاص و از این‏ رو، به معرفى الگوهاى مناسب براى پیر‏وى، و یا شخصیت‏هاى منفى براى پرهیز از نوع رفتارشان می پردازد.

براى نمونه، آیات قرآنى به اشتغال دختران حضرت شعیب پیامبر علیه‏السلام در نگه‏دارى از گوسفندان اشاره مى‏نماید که در آن زمان ـ بنا به بیان قرآنى ـ از مشاغل مردان محسوب مى‏شد و از این‏ رو، آنان سعى مى‏نمودند که از اختلاط با همکاران مرد خویش پرهیز کنند و گوسفندان خود را پس از آن‏ها آب دهند تا در ضمن رعایت تقواى الهى، به وظیفه خود عمل نموده باشند. نمونه قرآنى دیگر ملکه سبا، بلقیس، مى‏باشد که رهبرى و زعامت ملتى را بر عهده داشت و با هشیارى و عدالت، به خوبى از عهده اداره امور دنیوى و اخروى آن‏ها برمى‏آمد و در پى فراهم ساختن موجبات سعادت آن‏ها بود، در عین آنکه با ایمان آوردن به حضرت سلیمان علیه‏السلام ، پیامبر الهى، خود به سعادت نایل گردید(ندری ابیانه. فرشته، 1384).

5- ضرورت تحقیق:

یکی از مباحث اساسی در زمینه ی توسعه، میزان بهره گیری درست و منطقی از توانایی ها و استعدادهای نیروی انسانی هر جامعه است. بر این پایه شغل یا اشتغال یکی از موضوعات مورد توجه علوم اجتماعی است که مباحث زیادی را به خود اختصاص داده است. نقش اشتغال در پویایی زندگی انسان انکارناپذیر است و می توان آن را کانون ارتباطات انسانی و اجتماعی تلقی نمود. در جهت این پویایی بی تردید زنان، به عنوان نیمی از جمعیت، تاثیر مستقیمی در توسعه ی جامعه دارند زیرا هدف هر جامعه ای، به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی است و رفاه اجتماعی تابعی از درآمد سرانه، توزیع عادلانه ی درآمد، بهبود سطح امکانات آموزشی، بهداشتی، رفاهی و میزان مشارکت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی مردان و زنان و . . . می باشد. در جامعه ای که مشارکت زنان در زمینه ی اشتغال و فعالیت های اقتصادی بیشتر باشد، رفاه اجتماعی نیز بیشتر خواهد بود، زیرا مشارکت زنان در بازار کار، موجب کاهش نرخ باروری، افزایش سطح تولید، افزایش درآمد سرانه و درنتیجه سبب افزایش رفاه اجتماعی کل جامعه می شود. برعکس دسترسی محدود و نابرابر به فرصتهای کسب درآمد و اشتغال که به صورت بیکاری و کم کاری پدیدار می شود خود از عمده ترین علل فقر است و برای از بین بردن فقر، بیکاری و نابرابری باید هر دو جنس را مدنظر قرار داد، بنابراین باید شناخت جایگاه و نقش زنان در توسعه و ابعاد گوناگون آن در کانون توجه برنامه ریزان توسعه قرار گیرد. هنگامی که بحث از توسعه به میان می آید منظور تغییرات هماهنگ در اقتصاد و ساختارهای جامعه، جهت استقرار یک نظام عادلانه و بهبود کیفیت زندگی انسان ها است. براین اساس، لفظ انسان، مختص مرد نیست، بلکه این تعریف تمامی انسانها، یعنی مرد و زن، پیر و جوان را شامل می شود. همچنین باید توجه داشت که اشتغال در معنی خاص خود عبارت است از تطابق نیروی انسانی با فرصتهای شغلی و درجه ی تطبیق این نیرو با حرفه ها و فعالیت های موجود در یک جامعه و تحرک شغلی و جغرافیایی کافی، باید بتواند همواره نیروی کار را با تغییرات عرضه و تقاضا مطابقت دهد، تعادل اشتغال را برقرار کند و از کم کاری و بیکاری جلوگیری کند. لذا هر فردی از افراد جامعه حق دارد از دولت بخواهد امکان اشتغال وی را به کاری مولد و مفید در جهت تولید کالا و خدمات مورد نیاز عامه مردم ایجاد نماید و دولت هم موظف است در برابر اختیاراتی که از عامه ی مردم دریافت کرده است، ترتیب مشارکت و اشتغال آحاد جامعه را با توجه به عرضه و تقاضای نیروی انسانی از یک سو و با در نظر گرفتن استعداد و توانایی های فردی از سوی دیگر فراهم کند، به نحوی که فرد ضمن بروز خلاقیت و نوآوری، مفید بودن خویش را نیز در جامعه احساس کند (مظفری، 1374: 144). از این رو، عدم دسترسی زنان به شغل مناسب و یا عدم ارتقای شغلی، علاوه بر اینکه بر موقعیت و درآمد زنان و بسیاری از متغیرهای اجتماعی نظیر فقر و بیماری تاثیر منفی می گذارد، به بی عدالتی اجتماعی نیز دامن می زند، زیرا عدم دسترسی زنان به فرصتهای شغلی مناسب نشان دهنده ی تبعیض در جامعه می باشد و تبعیض از موانع تحقق توسعه به شمار می آید و عامل بسیار مهمی در سد نمودن راه رشد و تعالی انسان است (نقی زاده، 1381: 169). بنابراین می توان گفت از جمله شاخص های توسعه یافتگی یک کشور، میزان مشارکت و نقشی است که زنان در آن کشور دارا هستند و عدم بهره وری از نیروی بالقوه زنان در زمینه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، دستیابی به توسعه را ناممکن می سازد(توکلیوالا.ژاله،1385).

توسعه و نوسازی جامعه بدون مشارکت زنان که نیمی از جمعیت کشور و شهروندان را تشکیل می دهند؛ امکانپذیر نیست و عدم مشارکت زنان در توسعه نیافتگی مؤثر است. برای افزایش مشارکت و حضور آگاهانه زنان در فعالیت های مدیریتی کلان و فعالیت های سیاسی و اقتصادی، مرتفع نمودن موانع فرهنگی، اجتماعی- اقتصادی، خانوادگی، شخصیتی و مانند آن امری ضروری به نظر می رسد.

با توجه به شرایط و ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، عقیدتی و سیاسی کشور و با عنایت اخیر جامعه و ضرورت همسان سازی جامعه با تحولات جهانی براساس نظام جمهوری اسلامی ایران، اصلاح نگرش سنتی و غلط جامعه بر امور زنان، انجام برنامه ریزی های دقیق و فراهم نمودن زمینه های لازم برای حضور موثر زنان در فعالیت های فرهنگی، اجتماعی- سیاسی و اقتصادی و با توجه به تفاوت فیزیکی و نقش بسزایی که در تحکیم نهاد خانواده ایفا می کند؛ پژوهش در امور زنان امری ضروری به نظر می رسد (احراری ، 1380).

جامعه سنتی مردسالار، زنان را سرکوب و کنترل کرده و این امر باعث از دست رفتن اعتماد به نفس و احترام زنان نسبت به خودشان شده است. الگوهای فرهنگی منفی بسیار قوی باعث شده اند که زنان به صرف زن بودن، انرژی حیاتی، شهودی و عقلانی زنانه خود را که لازمه رسیدن به یک هدف مقدس است از دست بدهند ( گنجی. مهدی، 1378). در این مورد آشنا بودن محافل اجتماعی با سیاست های انقلاب اسلامی در مورد زن، کار مهم و ارزنده ای است. لذا باید بکوشیم تا با پژوهش، تلاش و همکاری، ضعف ها و نارسایی ها و احیاناً محرومیت هایی که هنوز در جامعه ما برای زنان وجود دارد را بشناسیم و راه های منطقی، دینی و عقلانی و اجتماعی برای رفع آن ها فراهم کنیم(مجله پیوند ، 1377).

نتایج این پژوهش می تواند ضمن شناسایی محدودیت ها و موانع موجود بر سر راه پذیرش زنان در سطوح مدیریتی، اطلاعات مناسبی را در اختیار سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران ارشد شهرداری تهران قرار دهد تا مسئولان با فراهم سازی شرایط مناسب و استفاده بهینه از توانمندی های زنان، زمینه را برای مشارکت فعال و پیشرفت زنان در سطوح مدیریتی فراهم آورند و با هدف اصلاحات فرهنگی و تغییر نگرش عمومی و رفتار اجتماعی و دیدگاه ها، زمینه ساز اجرایی اصلاحات باشند؛ زیرا شرکت فعالانه زنان در تصمیم گیری های عمده، تنها برای زنان مفید نیست، بلکه جامعه از آن بهره می برد و زنان به عنوان پرورش دهندگان نسل آتی، اگر هر چه توانمندتر و آگاه تر در عرصه توسعه اقتصادی و فرهنگی ظاهر شوند؛ نسل آتی بیشتر از آن بهره مند شده و توسعه جوامع تنها با بودن زنان در کنار مردان در عرصه تفکر و خدمت معنی می یابد و بدون بذل توجه نسبت به کارآیی زنان، توسعه و بازسازی دست نیافتنی است.

6- اهداف تحقیق:

  • بررسی موانع پیشرفت زنان در سطوح مدیریتی
  • بررسی موانع اجتماعی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی
  • بررسی موانع سازمانی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی
  • بررسی موانع رفتاری در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی
  • · بررسی دیدگاه کارکنان زن و مرد شهرداری تهران در عدم دسترسی به پست­های مدیریتی
  • بررسی موانع تاریخی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی
  • بررسی موانع ساختاری در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی
  • بررسی موانع خانوادگی در عدم پیشرفت زنان در پست های مدیریتی

1- مقدمه:

در دنیای امروز که رقابت در تمام زمینه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی یکی از مهمترین روشهای حفظ و بقای دولت ها و ملت ها محسوب می شود، شناخت ظرفیت ها و توان بالقوه هر جامعه اولین و مهمترین قدم در جهت تدوین یک برنامه روشن و کامل برای دستیابی به اهداف توسعه یافتگی خواهد بود. در این جاست که نقش منابع و امکانات و برداشت صحیح و به موقع از آن در تضمین حیات جامعه معلوم می شود. امروزه ثابت شده است، منابع انسانی نقش اصلی در رشد و پیشرفت جوامع دارد، حتی مهم تر از منابع فیزیکی و سرمایه های طبیعی. زیرا این نیروی انسانی ماهر و متخصص است که می تواند به صورت بهینه و با بهره وری بیش از پیش، از هر گونه فرصت، اعم از منابع فیزیکی یا سرمایه های طبیعی و یا هر پتانسیل دیگر در جهت رشد و پیشرفت استفاده کند. دانش و ظرفیت علمی نیروی کار در هر جامعه، مهمترین و مؤثرترین عامل در بهره برداری بهینه از منابع مادی و معنوی و اساساً توسعه فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی آن جامعه است و از هدر رفتن سایر سرمایه ها از جمله زمان، جلوگیری می کند. بدیهی است که نیمی از همین نیروی انسانی زنان هستند که نادیده انگاشتن وجود آنها و یا حتی بکار نگرفتن توانایی های آنها در موقعیت های بجا و مناسب در روند رسیدن به رشد و توسعه خللی حتی جبران ناپذیر ایجاد خواهد کرد، چنان که تجربه کشورهای توسعه یافته این را عملاً نشان می دهد، توسعه یافتگی یک جامعه مرهون تحول در وضعیت زنان و افزایش مشارکت آنان در فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه است. با این دیدگاه حضور فعال و مؤثر زنان که در فرایند توسعه متوازن و همه جانبه نقش بسیار مهمی دارد بیش از پیش مشخص می شود.


معرفی افراد دو جنسیتی به جامعه به منظور آشنایی افراد جامعه با پدیده دو جنسیتی

بدون شک در جامعه امروز ایران قدرت تغییر جنسیت در شکل روابط و انسجام خانوادگی تاثیرات بسزایی داردشناخت وضعیت اخلاقی فرد ، و تاثیر سابقه تغییر جنسیت در خانواده و تاثیر هرکدام از آنان منجر به کاهش یا افزایش انسجام در محیط خانوادگی می شود شایان توجه استو درخواست و رفع نیازهای مالی ، اقتصادی ،فرهنگی والدین و دوستان توسط فرد یا رفت و آمد با والدین دوستا
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 106 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 157
معرفی افراد دو جنسیتی به جامعه به منظور آشنایی افراد جامعه با پدیده دو جنسیتی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول (چهارچوب پژوهش)

انگیزه انتخاب موضوع

مسئله یا طرح پژوهش

اهمیت و فایده پژوهش

اهداف پژوهش

فرضیه های پژوهش

مدل نظری پژوهش

پرسش اساسی پژوهش

انگیزه انتخاب موضوع

انگیزه انتخاب موضوع

بدون شک در جامعه امروز ایران قدرت تغییر جنسیت در شکل روابط و انسجام خانوادگی تاثیرات بسزایی دارد.شناخت وضعیت اخلاقی فرد ، و تاثیر سابقه تغییر جنسیت در خانواده و تاثیر هرکدام از آنان منجر به کاهش یا افزایش انسجام در محیط خانوادگی می شود شایان توجه است.و درخواست و رفع نیازهای مالی ، اقتصادی ،فرهنگی والدین و دوستان توسط فرد یا رفت و آمد با والدین دوستان می تواند باعث افزایش تفاهم و روابط میان افراد دو جنسیتی شود.ولی اینگونه موارد (تغییر دادن جنسیت) می تواند در زندگی خانوادگی کارکرد مثبت و یا منفی داشته باشد که گاه این کارکرد باعث افزایش روح همکاری وانسجام خانوادگی می شود مانند پیشرفت در زندگی از جنبه های عاطفی ، عقیدتی و غیره و گاه باعث کاهش انسجام خانوادگی می شود مانند بی مهری و بی علاقگی ، خشونت و انزجار می شود.به عنوان یک مسئله می تواند مورد بحث و بررسی باشد که به صورت یک موضوع که جنبه علمی دارد قابل ارزیابی قرار گیرد.پس چه خوب است که ما به آن درجه از علم و آگاهی رسیده باشیم که روز به روز با افزایش سطح آگاهی نسبت به افراد دو جنسیتی در جهت انسجام خانوادگی گام برداریم.و هرچه بیشتر در مستحکم کردن نهاد خانواده سعی وافر نماییم.

مسئله یا طرح پژوهش

آنچه به عنوان تعریف از اختلالات هویت جنسی ارائه می شود بیانگر این مطلب است که اختلالات هویت جنسی به وضعیتی گفته می شود که فرد به طور مستمر و پایدار از جنسیت بیولوژیک (هویت جنسی) خود ناراضی است.تمایل یا اصرار بر متعلق بودن به جنس مقابل خود را دارد و این وضعیت برای فرد ایجاد ناراحتی شدید و یا اختلال درعملکرد روانی و اجتماعی می نماید (وامقی ، ص2) از نظر روانی پسرهای دارای چنین اختلالی با فعالیت های دخترانه سرگرمند تمایل به پوشیدن لباسهای دخترانه دارند یا لباس های در دسترس خود را به شکل دخترانه در می آورند.عروسک های زن اسباب بازی مورد علاقه آنها است و در بازی هایشان نقش دخترانه به عهده می گیرند ممکن است اصرار داشته باشند و ادعا کنند که آلت تناسلی شان از بین خواهد رفت و یا بهتر است که آن را نداشته باشند این گونه افراد در جمع پسرها مورد اذیت و تمسخر قرار گرفته و اغلب طرد می شوند بعضی از پسرها ممکن است از مدرسه رفتن به دلیل مسخره شدن یا تحت فشار قرار گرفتن برای پوشیدن لباس های پسرانه اجتناب کنند اینگونه تمایلات از یک سو و قرار گرفتن در جامعه ای که با این تمایلات مخالف است و با آنها برخورد می کند از سوی دیگر این افراد را دچاراختلال در عملکرد می نماید.فشار روانی دراین افراد شدت می یابد و ترجیح می دهند کمتر در جمع افراد هم جنس خود حاضر شده و انزوا طلبی را ترجیح می دهند افسردگی یک مشکل شایع در مبتلایان به این اختلال است زیرا مسائل و مشکلات جدیدی در ارتباط با خانواده و مدرسه و محیط زندگی خود دارند که این افسردگی در مواردی منجر به اقدام آنها برای خودکشی می شود به خصوص اگر فرد احساس ناامیدی در مورد تغییر جنسیت داشته باشد در یک مطالعه میزان خودکشی د رمردان دو جنسیتی3/16 درصد بوده است (همان منبع ، ص 15).علاوه بر اختلالات روانی رویکردهای جامعه نیز این افراد را دچار اختلال در عملکرد می نماید.سیری در جوامع گذشته نشان می دهد که افرادی که دارای رفتار غیر عادی بوده و به نوعی دچار آسیب شده بودند همواره پذیرای برچسب هایی مانند شیطان ، جادوگر ، بیمار ، مختل المشاعر ، مطرود و بیگانه بوده اند و جامعه نیز درهمه حال آنان را میکروب های خطرناکی به شمار می آورده که به علت پیشه کردن روش ها و کردارهای ضد اجتماعی ، بهداشت جامعه را در خطر نابودی قرار می دهند ، در بیانی دقیق تر می توان گفت که پیشداوری ها و تصورات قالبی که در فرهنگ هر جامعه درمورد پدیده هایی مانند اختلال هویت جنسی وجود دارد به تدریج تفکرات و باورهای خاص خود را درباره پدید آوردندگان آن ایجاد می کند برداشت های ایجاد شده به تدریج جایگاه خود را به عنوان مبنایی برای قضاوت جامعه در مورد این افراد و ارزیابی جایگاه و کنش های آنان به دست می آورد و بر شیوه برخورد جامعه با آنان تاثیر عمیق و تعیین کننده بر جا می گذارد در عین حال از آنجا که اغلب این تصورات بر شالوده های علمی و تجربی متکی نیست مسیر برخورد جامعه با این گروه همواره به سمت مسیرهای نادرست رهنمون می گردد و در این مسیر نیز همواره آثار منفی خود را در پی آورده و می آورد تصوراتی که هریک به شکلی خاص تصویر ذهنی جامعه را درباره این گروه واژگون می سازد در این میان می توان از انواعی از این دست تصورات نام برد که افراد دوجنسیتی راموجوداتی خطرناک تر از آنچه که هستند یا می توانند باشند جلوه می دهد . پس هراس جامعه را از آنان بیشتر نموده و مقابله با آن را شدیدتر می نماید برخی از ذهنیت های جامعه ناشی از پیشداوری هایی است حاکی از اینکه این گروه از افراد با سایر افراد جامعه متفاوت هستند مضامینی مانند اینکه آنان به اراده و خواست خود و به سبب پای بند نبودن به اصول اخلاقی و ملاحظات انسانی مرتکب رفتار غیر عادی می گردند آرزوها و علایق بشری در قلب و روح آنان تاثیر نمی کند و خلاصه اینکه همه ازیک قماش هستند.نمونه هایی از این دست تصورات در یک طیف وسیع قرار می گیرد که شامل گونه هایی از تصورات پیشینیان است که رفتارهای غیر عادی را ناشی از علل ماوراء الطبیعی در روان افراد یا انواعی دیگر از اثر گذاری این علل می دانستند تصوراتی از این قبیل که آنها در تسخیر ارواح شیطانی اند که در وجودشان رخنه کرده و راه مهار آن نیز خارج کردن این ارواح از کالبد فرد است.حتی اگر این کار به سوزاندن آن کالبدها منجر شود.بدیهی است که اینگونه تصورات در جامعه به دنبال فشارهای روانی نارضایتی هایی را برای افراد دوجنسیتی به دنبال خواهد داشت با پیشرفت علم و آگاهی بشر در مورد این افراد امروزه راه های مختلفی برای درمان و از بین بردن علائم بالینی اختلال هویت جنسی در افراد شکل گرفته که یکی از این راه ها انجام عمل جراحی تغییر جنسیت به منظور از بین بردن جنسیت کنونی فرد و وارد شدن به گروه جنسیتی مورد تمایل فرد می باشد.بدین ترتیب مشکل عمده این افراد از نظر روانی از بین خواهد رفت.متخصصان بالینی بر نیاز به ارزیابی دقیق هر فرد قبل از تصمیم برای برداشتن گام های پزشکی لازم برای تغییر جنسیت تاکید می کنند.اکثر مراکز درمانی به برخی اقدامات اولیه برای افرادی که آزمون های روان شناختی آنها بیانگر ثبات هیجانی و احتمالاً متناسب برای جراحی تشخیص داده می شوند می پردازند بعد از برگزیدن بیماران معمولاً لازم است آنها یک یا دو سال به عنوان عضوی از جنس مخالف زندگی کنند.طی این دوره تزریق هورمون برای ایجاد صفات جنسی ثانویه به کار می رود این دوره حکم آمادگی روان شناختی برای زندگی به عنوان عضوی از جنس دیگر را دارد مطالعات روی بیمارانی که به دقت انتخاب شده بودند نشان دادکه جراحی درمان کارآمدی بوده است هرچند متخصصان در سازگاری جنسی وا جتماعی آنها بهبود مشخصی را نمی دیدند ولی اکثر بیماران گزارش نمودند که از نتایج راضی هستند و بهترین نتیجه به دست آمده از رضایت ناشی از تغییر جنسیت در حد متوسط بود.

نکته قابل توجه این است که هویت جنسی قویاً تحت تاثیر عوامل روان شناختی اجتماعی و فرهنگی است و جراحی در حال حاضر فقط می تواند مشکلات موثر از عوامل روان شناختی را بر طرف نماید اما آیا این شیوه توانسته جوابگوی مشکلات اجتماعی و فرهنگی افراد در جنسیتی در مقابله جامعه باشد؟ و آیا توانسته همان گونه که در حل مشکلات روانپریشی این افراد موثر بوده است در میزان سازگاری اجتماعی این افراد تاثیر گذاشته و میزان رضایت آنها را از تغییر جنسیت افزایش دهد؟

اهمیت و فایده پژوهش

افراد دو جنسیتی هنوز برای جامعه ما شناخته شده نیستند و حضور آنها در اذهان عمومی به عنوان افراد مجرم و منحرف هنوز به قوت خود باقی است.مشکلاتی که افراد دو جنسیتی با آنها روبرو هستند برای جامعه مهم نبوده و همچنان به عنوان سدی در جهت برآورده کردن نیاز این افراد به شمار می رود یکی از راه های درمان این افراد جراحی به منظور تغییر جنسیت است به این امید که مشکلات روحی شان حل شود و بتوانند به زندگی عادی برگردند ولی با توجه به اینکه جراحی فقط مشکلات روحی این افراد را برطرف می کند و دید افراد جامعه نسبت به تغییر جنسیت افراد دو جنسیتی همچنان منفی باقی می ماند وجود تحقیق در مورد میزان رضامندی این افراد از تغییر جنسیت با روش جراحی ضروری به نظر می رسد از آنجا که دلیل عمده و بسیار مهم افراد دو جنسیتی برای تغییر جنسیت این است که از بودن در جنس خود ناراضی بوده و خواهان رهایی از این وضعیت هستند بنابراین این تحقیق با هدف بررسی میزان رضامندی آنها از تغییر جنسیت و قرار گرفتن در جنسیت جدید شکل گرفته است.

اهداف پژوهش

1- معرفی افراد دو جنسیتی به جامعه به منظور آشنایی افراد جامعه با پدیده دو جنسیتی؛

2- معرفی مشکلات آنها و معرفی روش جراحی که به عنوان موثرترین روش برای درمان مشکل این افراد مطرح شده است.

3- آگاهی در مورد میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت.

فرضیه های پژوهش

1- میزان احترام افراد جامعه به تغییر جنسیت افراد دوجنسیتی در میزان رضامندی آنها از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است.

2- میزان ارضای میل جنسی در میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؛

3- میزان ارضای نیاز به امنیت در میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؛

4- میزان ارضای نیاز به تعلق اجتماعی در میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؛

5- میزان رضامندی از پایگاه اجتماعی در میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؛

6- میزان برخورداری از نظام حمایت اجتماعی در میزان رضامندی افراد دو جنسیتی از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؛


7- مدل نظری پژوهش

پرسش های اساسی پژوهش

1- افراد دو جنسیتی ازتغییر جنسیت خود چقدر رضایت دارند؟

2- آیا میزان احترام افراد جامعه به تغییر جنسیت افراد دو جنسیتی در میزان رضامندی آنها از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

3-آیا میزان ارضای میل جنسی در میزان رضامندی افراد از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

4-آیا میزان ارضای نیاز به امنیت در میزان رضامندی افراد از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

5-آیا میزان ارضای نیاز به تعلق اجتماعی در میزان رضامندی افراد از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

6- آیا میزان رضامندی از پایگاه اجتماعی در میزان رضامندی افراد از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

7-آیا میزان برخورداری از نظام حمایت اجتماعی در میزان رضامندی افراد از تغییر جنسیت به روش جراحی موثر است؟

فصل دوم (ادبیات پژوهش)

پیشینه مطالعاتی پژوهش

ادبیات نظری

نظریۀ های جامعه شناسی

نظریۀ برچسب

نظریۀ نیاز

نظریۀ امید و انتظار

نظریۀ حمایت اجتماعی

نظریۀ روانکاوی

پیشینه پژوهش

آدمی همواره در مورد سلامت جسم ، روابط اجتماعی و جایگاه خود در این عالم نگران بوده و هست.و در این زمینه سوالات بسیاری مطرح کرده و پیرامون آنها نظریاتی ابراز داشته است.برخی از این نظریات تقریباً جهانشمول به نظر می رسند.و در بسیاری از مناطق دنیا و اکثر دوره های تاریخ دیده می شوند.شاید بزرگ ترین فایده مطالعه تاریخ آگاه شدن از همین امر است که درمورد نابهنجاری ها ، باورها و بارها نظریات معینی تکرار شده اند.

طبق نظریه ای کهن که امروزه نیز به چشم می خورد رفتار غیر عادی نتیجه عملکرد نیروهای مارواءالطبیعی و جادویی مثل ارواح شرور و شیطان است.در جوامعی که این نظریه را باور داشتند معمولاً درمان ، همان جادو بوده است.نزد بسیاری از جوامع ، جادوگر قبیله یا طبیب همان کسی که گمان می بردند با نیروهای ماوراء الطبیعی در تماس باشد.واسطه ارتباط ارواح با انسانها بوده است و فرد گرفتار به کمک او می توانست دریابد که کدام ارواح باعث مشکل او شده اند و برای آرام ساختن آنها چه باید کرد.

همچنین در تاریخ رفتار غیر عادی این عقیده نیز رواج داشته است که رفتارهای عجیب و غریب بعضی از مردم ناشی از اختلال کار بدن آنها است.مثلاً نقشی که نه همه بدن فرد بلکه عضو معینی را گرفتار می کند.منشایی که برای چنین نقصی قائل می شوند بسته به ماهیت رفتار غیر عادی ، عقاید فرهنگی جامعه و دانش علمی متفاوت بوده است گاهی رفتار غیر عادی با سوراخ کردن جمجمه درمان می شده است در این روش به کمک شی تیزی مثلاً سنگ سوراخی به قطر 2 سانتی متر در جمجمه ایجاد می شد.

شواهدی به دست آمده حاکی از اینکه حتی 2 تا 3 هزار سال قبل از میلاد مسیح نیز سوراخ کردن جمجمه در کشورهای شرق مدیترانه و شمال آفریقا به کار می رفته است.مطالعه روی جمجمه به منظور ایجاد راه گریزی برای ارواح شیطانی بوده است.دانش دوره یونان باستان نیز محصول قرن ها تکامل بوده است.حدود 800 سال قبل از میلاد رفتار آشفته یا جنون آمیز تنیهی در برابر توهین به خدایان تلقی می شد آنهایی که خدایان قصد هلاکشان را داشتند.نخست دیوانه می گردیدند درمان این افراد در معابدی که به اسکلوپیوز[1] ، خدای تندرستی ، اهدا شده بود صورت می گرفت.

هر معبد ساختاری دالان مانند داشت که بیماران روانی در آن راه می رفتند و می خوابیدند و عاقبت به مرکز آن می رسیدند عقیده بر این بود که در اثنای جریان مذبور خدای تندرستی به خواب آنهامی آمد و آنها را شفا می داد در قرون بعد این عقیده که زندگی شخص در دست خدیان است.تدریجاً حداقل در بین شهروندان تحصیل کرده از بین رفت.فلاسفه یونان نسبت به جنبه هایی از وجود فرد که تبیینی از رفتارهای عادی و غیر عادی به دست می دهد کنجکاو شدند و نابهنجاری و اختلالات شدید به عنوان پدیده های طبیعی در نظر گرفته شدند که باید برای آنها درمان منطقی فراهم شود.

درمورد تاریخچه رفتار و هویت جنسی باید گفت که رفتار جنسی همواره برای اکثر مردم موضوعی بسیار قابل توجه بوده است در طول قرن ها نظرات مردم درباره جنسیت و انحراف جنسی تغییرات قابل توجهی را از سر گذرانیده است.طبق مشاهدات موجود در تاریخ هنری سوم پادشاه فرانسه به طور علنی لباس زنانه می پوشید و آرزو داشت که زن به شمار آید و چون یکی از اهالی ارس موهایش را کوتاه می کرد و ترجیح می داد لباس مردانه بپوشد.طی قرن چهارده قبل از میلاد یونانیان امور جنسی را بخش مطبوعی از طبیعت می دانستند این وسعت نظر با دیدگاه متداول دوره بین سقوط روم و قرن 14 یعنی هنگامی که قدرتمندان کلیسا با موضوعات جنسی به عنوان گناه برخورد می کردند در تعارض است در آن دوره هزاران اروپایی برای اقرار به تماس عاشقانه با شیطان شکنجه می شدند.آنگاه آنان را زنده زنده در انزار عمومی می سوزاندند تمام روستاهای جنوب آلمان و سوئیس به این طریق نابود شدند بهایی که زنان باید برای رهایی از این سرنوش نافرجام می پرداختند این بود که از همه افکار جنسی چشم بپوشند.در اواسط قرن نوزدهم این نظر که زنها باید کاملاً اخلاقی و از لحاظ عشقی سرد و از نظر جنسی بی جاذبه باشند به اوج خود رسید.از زنان انتظار می رفت تنها به خاطر ارضای همسرانشان و به انجام رسانیدن تعهد مادر شدن به رفتار جنسی اقدام کنند.تا اینکه برخی از اشخاص شجاع ترجیح دادند با به خطر انداختن موقعیت حرفه ای خود در مورد نقش جنسیت در رفتار انسان به بحث بپردازند.یکی از این افراد فروید بود.وی موضوعات جمع آوری شده از بیماران متعدد را مورد استفاده قرار داد تا اثرات منفی واپس زنی نسبت به مسائل جنسی و تجارب عاشقانه منتشر نمود وی ردپای انحرافات جنسی در دوران بزرگسالی را در رویدادهای مهم دوران کودکی جستجو می کرد.نظرات او در مورد مسائل جنسی دوران طفولیت اکثر مردم را تکان داد هرچند امروزه بسیاری از جنبه های این نظریات هنوز بحث برانگیزند ولی فروید بیش از هر کس دیگری باعث شد در مورد نقش احساسات جنسی تفکر جدیدی صورت بگیرد.

هاولوک الیس یکی دیگر از افراد پر نفوذ در طرح دیدگاههای تازه در مورد مسائل جنسی بود.وی کتاب ها و مقالات زیادی به رشته تحریر درآورد که بر تمامی رفتارهای جنسی متداول در زندگی روزمره مردم متمرکز بود.وی علل جسمانی دراختلالات جنسی را مبتنی بر عوامل روانشناختی ذکر کرد.همچنین معتقد بود اکثر افراد و گروه ها به خاطر اینکه افکارشان بیش از حد با داستان های رذیلانه راجع به جنایات وانحراف جنسی مشغول است.امور جنسی را به عنوان امری پلید می نگرند به موازات توسعه نگرش علمی نسبت به اختلالات روانی ، ترحم و دلسوزی برای افراد که دچار این قبیل اختلال ها بودند افزایش یافت.فیلیپ پینل پیشاهنگ اصلاح بیمارستان های روانی فرانسه همدردی زیادی نسبت به وضعیت بیماران ابراز نمود و اعتقاد راسخ داشت که آن ها به مراقبت و درمان انسانی نیازمندند اگر چه امروزه این نگرش را هم کارگزاران بالینی و هم جامعه تا حدودی پذیرفته اند ولی در زمان خود امری نادر بوده است.پینل مجبور بود با این نظر مبارزه کندکه موسسات ویژه دیوانگان وسیله ای برای محافظت از جامعه به شمار می آید نه برای کمک به بیماران .در قرن 19 به تدریج درمان بیماران روانی و دارای اختلال ، انسانی تر شده بود و امروزه اکثر موسسات مراقبت هایی با کیفیت بسیار خوب ارائه می دهند.خلاصه مطلب آنکه تاریخ روانشناسی رفتار غیر عادی داستان چگونگی برخورد جوامع با افرادی است که متفاوت از دیگران بودند و متناسب با جامعه عمل نمی کردند.فراز و نشیب ها ، پیشرفت ها و عقب گردها به ما احساس خوش بینانه توام با احتیاطی می دهد که در مورد قدرت عقل برای شناخت و تدوین راه های کمک به افرادی که در انطباق با هنجارهای جامعه ناتوانند بیشتر تاکید کنیم.نظریات مربوط به نابهنجاری تقریباً به هیچ روی جدید نبوده و هریک گذشته ای بسیار طولانی دارد.نگرش به افراد نابهنجار همواره منعکس کننده پویایی های اجتماع مسلط زمانه است مثالی از پیوند بین آنچه در جامعه ما می گذرد با نحوه درک و طرز تلقی اختلال به وسیله مطالعات نقش زنان در قرن 19 فراهم آمده است.نظریاتی حاکی از وجود تفاوت هایی مبتنی بر جنسیت در گرفتار آمدن به رفتار غیر عادی ، به وضوح زائیده تفکرات قالبی ، فرهنگی و وضعیت اجتماعی آن دوره بودند نه تنها زنان وابسته به مردان به شمار می آمدند بلکه عقیده بر آن بود که در برابر انواع اختلالات آسیب پذیر تر هستند.

چکیده پژوهش

1- سن بر شکل گیری هویت جنسی تاثیر دارد.دختران در کلیه سنین قبل از بلوغ جنس مونث را زنده سازی می کنند در کلیه سنین تعداد افرادی که هریک از نشانه های اختلال هویت جنسی را داشته اند کمتر از تعداد افرادی بوده که این نشانه ها را نداشتند؛

2- اختلال هویت جنسی در دوران کودکی و نوجوانی ، محمد رضا احمدی- فرزاد مومنی- فرزانه مهرابی؛

هویت جنسی عبارت است از احساس فردی مرد یا زن بودن که از سنین 3 تا 4 سالگی شروع می شود برای تشخیص اختلال هویت جنسی دو ملاک عمده وجود دارد که عبارتند از :

الف) همانند سازی قوی و مستمر با جنس مخالف؛

ب) احساس ناراحتی مستمر از جنس خود یا احساس نامناسب بودن در نقش جنسی خود.

شیوع این اختلال از 6 تا 16 درصد مطالعات همه گیرشناسی غیر رسمی متغیر بوده است.برای ارزیابی این اختلال می توان از گزارش والدین ، روش های رفتاری و فنون فرافکن استفاده کرد.از عارضه های همراه این اختلال می توان به افسردگی ، آشفتگی های رفتاری و اختلالات شخصیت اشاره کرد بین سوگیری جنسی و هویت جنسی نمی توان رابطه اجتماعی فرض کرد.در سبب شناسی این اختلال می توان به عوامل زیستی و روانی و اجتماعی اشاره کرد.درمدل نظری زاکر برادی و کواتیس یک عامل عمومی که اضطراب کودک را افزایش داده وعوامل اختصاصی که به صورت پویا در درون خانواده کودک وجود دارد.به عنوان عامل اصلی اختلال هویت جنسی معرفی شده اند برای درمان می توان از فنون رفتاری و روان تحلیلی و آموزش خانواده استفاده کرد.ولی کار با خود بیمار و درمان عارضه های همراه از جمله افسردگی و سایر مشکلات روانی و اجتماعی از اهمیت ویژه ای برخوردا است؛

3- بررسی فاکتورهای محیطی ایجاد اختلال هویت جنسی در فضای ارتباطات درون خانوادگی کودک ، دکتر حسینیه اسماعیلی ،دکتر محمد رضا ابراهیمی؛

معمولاً در مراجعان مبتلا به اختلال هویت جنسی متغیرهای متعددی را در فضای ارتباطات درون خانوادگی و شرایط اولیه رشد مشاهده می نماییم که آنها را از دیگران متمایز می سازد.این تمایز این فرض را قوت می بخشد که چهارچوب رشد و ارتباطات اولیه کودک می تواند کیفیتی را فراهم سازد که منجر به ایجاد اختلال گردد.در این اختلال ابعاد گوناگونی از نظر سبب شناسی مطرح شده ونظریه های متعددی در این خصوص ارائه شده و پژوهشگران زیادی از منظرهای گوناگون بدان پرداخته اند ولی تمایز اساسی این افراد در کیفیت ارتباطات اولیه رشد در فضای ارتباط درون خانوادگی با مراجع قدرت از اهمیت به سزایی برخوردار است که در این پژوهش به آن پرداخته شده است.مهم ترین هدف این پژوهش پاسخ به این سوال اصلی است که آیا سیستم ارتباطی این افراد در فضای ارتباطات درون خانوادگی و در فرایند اولیه رشد با افراد به هنجار تفاوت دارد یا خیر؟ از اهداف دیگر این پژوهش بررسی نقش اعضای خانواده و کیفیت چهارچوب ارتباط آنان درایجاد این اختلال می باشد.

4- نقش محیط در شکل گیری هویت جنسی- مهرداد محمدیان- مقاله ، سومین سمینار سراسری اختلال رفتاری کودکان و نوجوانان دانشگاه علوم پزشکی زنجان.

5- نقش خانواده در تشکیل هویت جنسی کودکان ، مسعود فلاحی ، اولین کنگره سراسری خانواده و بهتر زیستی ، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی ،اسفند 1373.

6- شکل گیری هویت جنسی و ارتباط آن با شرایط فرهنگی ، نیک چهره محسنی ، نشریه علوم تربیتی دوره چهاردهم شماره 1 تا 4 ، 1370.


بررسی مقایسه حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم در افراد 20 تا 30 سال مراجعه کننده به کلینیک چشم پزشکی بصیر در سال 1386

در این تحقیق مقایسه حساسیت کنتراست بین عینک و لنز تماسی نرم در افرادی که از عینک و لنز استفاده می کردند مورد ارزیابی قرار گرفت ، افراد مورد آزمون از بین مراجعین به کلینیک فوق تخصصی چشم پزشکی بصیر در رده سنی 3020 سال بودند که حدت بینایی 2020 یا بهتر را با عینک و لنز تماسی نرم داشتند
دسته بندی علوم پزشکی
فرمت فایل doc
حجم فایل 970 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 59
بررسی مقایسه حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم در افراد 20 تا 30 سال مراجعه کننده به کلینیک چشم پزشکی بصیر در سال 1386

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده ................................................................................... 9

مقدمه ................................................................................... 10

فصل اول : معرفی پژوهش ............................................ 11

بیان مسئله......................................................................... 12

اهمیت مسئله....................................................................... 12

تعریف مفاهیم .................................................................. 14

فصل دوم : مبانی نظری پژوهش................................... 15

حساسیت کنتراست ............................................................. 16

کنتراست................................................................................ 21

تست حساسیت کنتراست .................................................... 22

تست csv1000.......................................................................... 33

فصل سوم : بررسی متون – اهداف – فرضیه ......... 36

مروری بر تحقیقات گذشته .......................................... 37

اهداف - فرضیه................................................................ 39

فصل چهارم : روش تحقیق ............................................ 41

انتخاب جامعه آماری .................................................... 42

روش انجام آزمون ........................................................... 42

فصل پنجم : نتایج و نمودارها .............................. 49

نتایج ................................................................................... 50

نمودارها ............................................................................ 52

فصل ششم : بحث و نتیجه گیری................................... 53

بحث و نتیجه گیری ........................................................ 54

منابع ................................................................................ 56

چکیده

در این تحقیق مقایسه حساسیت کنتراست بین عینک و لنز تماسی نرم در افرادی که از عینک و لنز استفاده می کردند مورد ارزیابی قرار گرفت ، افراد مورد آزمون از بین مراجعین به کلینیک فوق تخصصی چشم پزشکی بصیر در رده سنی 30-20 سال بودند که حدت بینایی 20/20 یا بهتر را با عینک و لنز تماسی نرم داشتند .

این افراد با استفاده از دستگاه حساسیت کنتر است E1000csv در 2 مرحله با عینک و لنزتماسی نرم تست شدند . از افراد ، ردیف های D(18cpd),C(12cpd),B(6cpd),A(3cpd) به ترتیب پرسیده شد و نتایج حاصله روی فرم مخصوص CSV1000 به طور جداگانه رسم شد و بررسی ها نشان داد که درتمام ردیف ها تفاوت معنی داری بین حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم مشاهده نشد .(P> 0/05)

همچنین حساسیت کنتر است هر دو حالت در رنج نرمال جمعیت قرار داشتند .

مقدمه

سیستم بینایی یکی از ارگان های مهم بدن می باشد و چشم بیشترین اطلاعات را از محیط در اختیار انسان قرار می دهد که همواره توسط بیماری های مختلف تهدید می شود . اگر این بیماری ها در مراحل اولیه تشخیص داده شوند شاهد عملکرد مخرب آنها بر روی سیستم بینایی نیستیم ، از آن جایی که مسئولیت تشخیص سلامت و بهبود عملکرد سیستم بینایی بر عهده اپتومتریست می باشد ، لذا یک اپتومتریست باید این توانایی را داشته باشد که با استفاده از تکنیک های دقیق و حساس به ارزیابی سیستم بینایی بپردازد و به پیشگیری و ارجاع بیمار جهت درمان اقدام کند و حتی در جهت تشخیص افتراقی بعضی بیماری ها گام بردارد و فرایندهای درمانی و بهبود بینایی را در افراد بررسی کند . آنچه امروزه به یقین اثبات شده است این است که علم ( به صورت مکتوب ) با همه محدودیتهای خاص آن تا به امروز کاروان فکر و اندیشه بشری را به سر منزل مقصود هدایت کرده است و از نظر تاثیر گذاری در آموزش راهی بس مطمئن و اثربخش می باشد . امید است این تحقیق اثری مفید در جامعه بشری داشته و مورد قبول درگاه حضرت باریتعالی و مورد استفاده پژوهندگان این علم قرار گیرد .

توکلی ، ذبیحی ، هاشمی

فصل اول

معرفی پژوهش

بیان مسئله

در زمینه تعیین حساسیت کنتراست افراد مایوپ که از لنز تماسی نرم و عینک برای اصلاح عیوب انکساری خود استفاده می کنند تاکنون مقاله علمی در ایران منتشر نشده ، اما تحقیقات متعددی پیرامون این موضوع در کشورهای دیگر انجام گرفته که به عنوان نمونه چند مورد که در دسترس ما قرار داشتند در قسمت منابع ذکر گردیده است .

اهمیت مسئله

ارزیابی عملکرد سیستم بینایی در یک فرد ، نه تنها شامل اندازه گیری

حدت بینایی است بلکه بررسی کارایی مهارتها و تواناییهای بینایی فرد نیز امری ضروری است . البته شایان ذکر است که حدت بینایی رابطه مستقیمی با توانایی های بینایی دارد یعنی با افزایش تیز بینی مهارتهای بینایی فرد نیز بهبود می یابد . به هرحال مشاهده می شود که بسیاری از افراد علی رغم اینکه حدت دید معادل 20/20 یا بهتر دارند نیز از دید کم شکایت می کنند . حقیقت این است که بیش از یک قرن پیش چارت اسنلن برای معین کردن میزان بینایی بوجود آمد، که میزان دید را تحت شرایط کانتراست بالا ( حروف سیاه در زمینه سفید) اندازه گیری می کند و برای استفاده های امروزی ( اندازه گیری کامل از عملکرد و سلامت بینایی ) طراحی نشده است .

تست حساسیت کنتراست یک تکنولوژی جدید است که میزان دید را تا مقادیر بالای کنتراست اندازه می گیرد و این امکان را بوجود می آورد که هرگونه اشکال در سیستم بینایی شامل رتین ، راههای عصبی تا کورتکس را بهتر و زودتر شناسایی کنیم .

همان طور که تحقیقات نشان داده اند ، استفاده از لنزهای تماسی برای طولانی مدت و حتی استفاده از یک لنز بافیت نامناسب در مدت زمان کم می تواند باعث ایجاد ادم در قرنیه شود که این امر منجر به کاهش حساسیت کنتراست می شود .

در این تحقیق حساسیت کنتراست افراد ، با عینک و لنز تماسی نرم مقایسه شده و عملکرد این دو تصحیح را بر سیستم بینایی در حالتی که هنوز سیستم بینایی تحت تاثیر عوامل مداخله گر قرار نگرفته بررسی کردیم . امیدواریم نتایج این تحقیق مبنایی جهت تشخیص عملکرد سیستم بینایی ، تشخیص اثرات لنز و عینک بر سیستم بینایی و گامی در جهت کمک به اپتومتریستها و دانشجویان محترم باشد .

تعریف مفاهیم

1- حساسیت کنتراست : توانایی تشخیص تفاوت های کم در روشنایی بین یک شی و زمینه اش .

2- کنتراست : تفاوت میزان تاریکی نسبت به روشنایی یک تارگت

3- فرکانس فضایی : تعداد نوارهای روشن و تیره در واحد مکان یا طول

4- فتورسپتور : سلول های گیرنده نور

5- ON : روشن . اصطلاحی است که برای تحریک کانال به کار می رود .

6- OFF : خاموش . اصطلاحی است برای کانال هایی که مهار می شوند .

7- مخروط های L : مخروط هایی که طول موج های بلند نور آنها را تحریک می کند.

8- مخروط های M : مخروط هایی که توسط طول موج های میانی تحریک می شوند .

9- مخروط های S : مخروط هایی که طول موج های کوتاه نور آنها را تحریک می کند .

10- آنتاگونیسم: تضاد . برای سلولهای افقی و آماکرین که عمل فرستادن ایمپالس مخالف برای سلول های مجاور را انجام می دهد به کار می رود .

فصل دوم

حساسیت کنتراست

تئوری سه رنگی Helmholtz بیان می کند که در شبکیه چشم ما سه دسته سلول حساس به نور (مخروطی) وجود دارد. سلولهای حساس به نور قرمز ،سلولهای حساس به نور سبز ،سلولهای حساس به نور آبی ، که با عنوان سلولهای L, M, S مشخص می شوند، سلولهای S به طول موجهای کوتاه پاسخ می دهند و به رنگ آبی حساس هستند،سلولهای M به طول موجهای متوسط مثل سبز و L به طول موجهای بلند یا نور قرمز حساس هستند و طبق این تئوری هر رنگ از تلفیق این سه رنگ بدست می آید.

ولی هرینگ و دوستانش به این نتیجه رسیدندکه تئوری سه رنگی توصیف کننده تمام رفتار رنگی سیستم بینایی ما نیست، لذا هرینگ این طور پیشنهاد کرد که تشخیص رنگها در سیستم بینایی ما در یک تضاد دو گانه برای رنگها به وجود می آید. به عبارت دیگر رنگهایی مثل زرد، سبز، قرمز، RF

( Receptive Field) رنگی متضادی را ایجاد می کنند که این RFهای متضاد باعث تشخیص و تمایز رنگها می شوند همان طور که RFهای روشنایی باعث تمایز و تفاوت توزیع روشنایی نسبت به مکان می شوند. (G/R, R/G, B/Y)

داخلی ترین لایه عصبی شبکیه شامل فتورسپتورهای نور (مخروطی و استوانه­ای) می باشد. یکی از سه نوع پیگمان رنگی در هر یک از مخروطهای مختلف وجود دارد و به این ترتیب این مخروطها را به طور انتخابی نسبت به رنگهای مختلف آبی، سبز، قرمز حساس می سازد.

نمایش درجه تحریک مخروطهای مختلف حساس به رنگ بوسیله 3 نور تک رنگ متفاوت: آبی، سبز، زرد

بیشتر سلولهای بینایی حتی فتورسپتورها یکسری سیگنالهای مخالف یا آنتاگونیستیک (Antagonistic) از سلولهای مجاور دریافت می کنند. یعنی به عبارت دیگر فتورسپتورها تنها به تغییرات طیفی (یا رنگ محرک) پاسخ نمی دهندبلکه خصوصیات یا ویژگی های فضایی محرک هم بر روی فتورسپتورها تأثیر می گذارد. این حالت آنتاگونیسم طیفی – فضایی سبب ایجاد کنتراست لبه ها و حاشیه های اشیاء خواهد شد. سلولهای آماکرین و افقی (در سطح شبکیه) مسئول یک چنین آنتاگونیسمی می باشند.

سلولهای افقی به طور عرضی بین اجسام سیناپسی استوانه ها و مخروطها و نیز با دندریتهای سلولهای دو قطبی ارتباط برقرار می کنند. خروجی سلولهای افقی همیشه مهاری است بنابراین ارتباط جانبی همان پدیده مهار جانبی را ایجاد می کند، به این معنی که به انتقال طرح های بینایی با کنتراست بینایی مناسب به داخل سیستم عصبی کمک می کند.

در شکل (2 – 2 ) مسیر بینایی در مرکزی ترین ناحیه که نور به آن برخورد می کند تحریک می شود، در حالیکه ناحیه کناری مهار می شود به عبارت دیگر: به جای اینکه سیگنال تحریکی به علت گسترش شاخه های دندریتی و آکسونی در لایه های شبکیه­ای به طور وسیع در شبکیه پخش شود انتقال از طریق سلولهای افقی با ایجاد مهار جانبی در ناحیه اطراف این کار را متوقف می کند. این مکانیسم، کنتراست را در محل لبه ها (تاریکی / روشنایی) افزایش می دهد.

تحریک و مهار یک ناحیه از شبکیه توسط یک پرتو کوچک نور که اصل مهار جانبی را نشان می دهد.

برای درک بهتر این مسأله، فرض می کنیم در شکل (3-2)، گیرنده وسطی بر اثر پرتوی نور تحریک شود و در همان حال، یکی از دو گیرنده طرفی در تاریکی بماند.

لکه روشن نور، مسیر مستقیم را از طریق سلول دو قطبی تحریک می کنند. در آن صورت با توجه به این که گیرنده­های طرفی در تاریکی قرار دارند، یکی از سلولهای افقی مهار می شود، بدین ترتیب، اثر مهاری آن (گیرنده طرفی) بر سلول دو قطبی برداشته می شود و امکان تحریک بیشتر سلول دو قطبی فراهم می گردد. لذا هر کجا که تقابل بینابین وجودداشته باشد پیام هایی که از مسیرهای مستقیم و جانبی می گذرند، یکدیگر را تقویت می کنند.

نمونه­ای از طرز قرار گرفتن استوانه ها، سلولهای افقی (H)، یک سلول دو قطبی (B)، و یک سلول گانگلیونی (G) در شبکیه که تحریک شدن را در سیناپسهای بین استوانه ها و سلولهای افقی، اما مهار شدن بین سلولهای افقی و سلولهای دو قطبی را نشان می دهد.

دومین لایه، بعد از فتورسپتورها، سلولهای دوقطبی می باشند که دو نوع هستند: دپولاریزه شونده و هایپرپلاریزه شونده که مکانیسم دومی برای مهار جانبی علاوه بر مکانیسم سلولهای افقی ایجاد می کند و در نهایت سلولهای گانگلیونی می باشند، این سلولها دارای یک آنتاگونیسم فضایی Center Surround می باشند. ما اصولاً دو نوع سلول گانگلیونی داریم، سلولهای Center- On سلولهایی هستند که بیشترین پاسخ شان وقتی است که یک لکه نوری با اندازه مشخص متناسب با بخش مرکزی RF، تنها باعث تحریک بخش مرکزیشان شود.

و سلولهای Off – Center سلولهایی هستند که بیشترین پاسخ شان وقتی است که نوری که روی بخش مرکزی می افتد خاموش شود. به عبارت دیگر سلوهای On – Center به نورهایی که روی بخش مرکزی بیفتند، اثرات تحریکی نشان می دهند و سلولهای Off – Center سلولهایی هستند که وقتی نور روی بخش مرکزیشان می افتد اثرات مهاری از خود نشان می دهند. این سازمان دهیCenter – Surround منجر به پدیده Lateral inhibition می شود که در تشخیص لبه ها و حاشیه های اشیاء نقش بسیار مهمی دارد.

این خاصیت آنتاگونیسم موجود در بین فتورسپتورها و سایر سلولهای بینایی، قاعدتاً نقش مهمی در تأثیرات فرکانس فضایی، خواهد داشت.

آکسون سلولهای گانگلیونی پس از خروج از چشم توسط عصب بینایی به کیاسما می رسند و در آنجا بعضی از آنها تقاطع یافته و سپس به LGB (جسم زانویی خارجی) می روند. سلولهای LGB هم دارای RF های center-surround می باشند که خیلی شبیه سلولهای گانگلیونی می باشند ولی از نظر اندازه کمی بزرگتر هستند و دارای اثرات مهاری قویتری در بخش محیطی می باشند.

LGB از 6 لایه تشکیل شده است:

دو لایه پایینی را Magnocellular layer نام دارد و 4 لایه فوقانی Parvo Cellular layer نام دارد. در کورتکس مخطط نیز 3 دسته سلول داریم که از نظر RF انواع مختلفی دارند.

کنتراست

کنتراست به عنوان درجه­ی تاریکی به روشنی یک تارگت تعریف می شود. تعاریف مختلفی برای کنتراست در موقعیت های متفاوت به کار می رود، در بسیاری از موارد تعاریف کنتراست به صورت یک نسبت نشان داده می شد تفاوت روشنایی / متوسط روشنایی، این نسبت نشان می دهد که تفاوت کوچک در روشنایی اگر میانگین روشنایی زیاد باشد کم اهمیت است. در زیر 2 نمونه از رایج ترین تعاریف کنتراست آورده شده:

1)کنتراست weber: ،L به عنوان روشنایی شی و زمینه می باشند.

2)کنتراست Michelson: که وبیشترین و کمترین میزان روشنایی را نشان می دهند. این کنتراست برای الگوهایی که هر دو شکل تاریکی و روشنایی به یک اندازه باشند استفاده می شود.

حروف چارت حدت استاندارد اسنلن بر اساس کنتراست 90 تا 100 درصد اندازه گیری می شود که حروف سیاه در زمینه سفید وجود دارد.


شناسایی و مشخص نمودن معنای حق و مصادیق آن در قرآن و روایات

با توجه به اینکه فطرت انسان فطرتی است حق خواه و حق پسند، پس از مشخص شدن حق برای فرد، فطرت و عقل سلیم، حکم به پیروی از آن می کند اما این مساله ما را با این سوال مواجه می کند که چرا در طول تاریخ همواره افراد در مواجه با حق به دو دسته تقسیم می شوند عده ای در برابر آن سرتسلیم فرود آورده و می پذیرند وعده ای آن را نمی پذیرند و گاهی موضع گیری نیز می نمای
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 123 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 111
شناسایی و مشخص نمودن معنای حق و مصادیق آن در قرآن و روایات

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

کلیات پژوهش

1-1- بیان مسئله

با توجه به اینکه فطرت انسان فطرتی است حق خواه و حق پسند، پس از مشخص شدن حق برای فرد، فطرت و عقل سلیم، حکم به پیروی از آن می کند اما این مساله ما را با این سوال مواجه می کند که چرا در طول تاریخ همواره افراد در مواجه با حق به دو دسته تقسیم می شوند عده ای در برابر آن سرتسلیم فرود آورده و می پذیرند وعده ای آن را نمی پذیرند و گاهی موضع گیری نیز می نمایند.

با توجه به این مساله برآن شدم تا به تبیین زمینه ها و عوامل موثر در پذیرش یا انکار حق بپردازیم.

1-2- سوالات تحقیق

پیرامون عوامل موثر در پذیرش یاانکار حق سوالات زیادی وجود دارد که این تحقیق برآن است که به پاسخ این سوالات تا حد توان بپردازد. از پرسشهای ویژه این تحقیق عبارتند از :

1- حق از نظر لغوی واصطلاح به چه معناست؟

2- حق در آیات و روایات به چه معناست ؟

3- عوامل موثر در پذیرش حق چیست؟

4- عوامل موثر در انکار حق چیست؟

1-3- هدف تحقیق

هدف از این تحقیق که از نوع تحقیقات کتابخانه ای می باشد عبارتند از :

شناسایی و مشخص نمودن معنای حق و مصادیق آن در قرآن و روایات و اینکه چرا بعضی حق را می پذیرند و بعضی نمی پذیرند و اینکه قرآن در این مورد چه می گوید و ائمه اطهار (ع) چه عملکردی دراین زمینه داشته اند و روش شدن عوامل و زمینه های تاثیرگذار در پذیرش حق یا انکار آن در قرآن و احادیث.

1-4- فرضیات تحقیق

1- مصادیق حق در قرآن و روایات آمده است.

2- عوامل موثر در پذیرش یا انکار حق بسیارند.

3- عواملی در درون وجود انسان و عواملی خارج از وجود انسان در پذیرش یا انکار حق در فرد موثرند.

1-5- روش تحقیق

روش تحقیق دراین رساله به این ترتیب بوده است که پس از توجیهات لازم توسط استاد راهنما، طرح پایان نامه تهیه و چند پایان باموضوعاتی نزدیک مطالعه و بررسی شد، در مرحله بعد تحقیق به روش کتابخانه ای به صورت فیش برداری از منابع لغوی، تفسیری، روایی، اخلاقی انجام گرفت و سپس به جداسازی و طبقه بندی فیشها پرداخته و فصول رساله را براساس اهدافی کرد این تحقیق داشتم تنظیم نمودم.

1-6- ارکان تحقیق

ارکان تحقیق در این رساله که مشتمل بر پنج فصل است که عبارتند از :

فصل اول : مقدمات و کلیات موضوع

فصل دوم : بررسی واؤه حق

فصل سوم: زمینه ها و عوامل درونی در پذیرش یا انکار حق

فصل چهارم: زمینه ها و عوامل بیرونی در پذیرش یاانکار حق

فصل پنجم : هدایت کنندگان به سوی حق و اهمیت آنها در پذیرش یا انکار حق

فصل ششم: نتیجه گیری و پیشنهاد

1-7- مشکلات تحقیق

معمولاً بر سرراه تحقیق و پژوهشی که محققان انجام می دهند یک سری مشکلات و موانع مشاهده می شود که به عنوان محدودیتهای تحقیق از آن یاد می شود، در این پژوهش قرآنی روایی نیز نکاتی قابل توجه است از جمله مواردی که در این تحقیق با آن برخورد کردم محدودیت منابع است از آنجاکه این بحث تاکنون به طور جداگانه پرداخته نشده بود و اگر در کتابی مواردی مطرح شده است به همه جوانب و ابعاد موضوع پرداخته نشده است و مورد دیگر ساعت کاری کتابخانه های دانشگاه وسالن مرجع آنها بود که معمولاً تا ساعت اداری بود و بعدالظهرها تعطیل بود که این امر برای دانشجویان شاغل مشکلاتی را دربرداشت.

1-8- تعریف واژه

برای اینکه بتوان موضوع پژوهش که بررسی زمینه ها وعوامل موثر در پذیرش یا انکار حق است را کاملاً تبیین نمود نیاز به شناخت روشن تری از واژه حق داریم لذا فصلی را جهت تبیین این واژه در نظر گرفته و به بررسی مصادیق آن در قرآن و روایات می پردازیم.

فصل دوم

بررسی واژه حق


بررسی واژه حق و مشتقات و مترادفات آن در لغت

واژه حق و مشتقات آن :

راغب گوید : اصل حق به معنی مطابقت و موافقت است و در مجمع ذیل آیه 7 از سوره انفال گوید : حق آنست که شی در موقع خود واقع شود »[1]

در المعجم آمده : «حق در لغت به معنی صحیح شده ثابت شد و صدق آن به ثبوت رسیده آمده است چنانچه فعل تحقق از همین ماده به معنی واقع شد و به وقع پیوست به کار می رود.»[2]

در لسان العرب هم چنین آمده «حق نقیض باطل است وجمع آن حقوق وحقایق است و همچنین حق به معنی صدق حدیث و به معنی تعیین بعد از شک نیز می باشد »[3]

رائدالطلالب حق را به معانی زیر دانسته است:

1- درستی وثواب

2- عدل

3- یقین

4- ثابتی که در آن شکلی نیست

5- شایسته

6- صدق در سخن

7- کثیرالعلم »[4]

در قاموس المحیط آمده است :

حق از اسماء الله تعالی یا صفات او وقرآن می باشد و به معنی ضدباطل و امر واجب و عدل و اسلام ، مال و ملک و موجود ثابت و صدق و مرگ و دوراندیشی می باشد ومفرد حقوق است و حقیقت ضدمجاز است.» [5]

در کتاب مجمع البحرین نیز در باب حق و مشتقات آن آمده است:

« در تیلون الکتاب الله حق تلاوته » یعنی آن را تغییر نمی دهند و تحریف نمی کنند ، «فحقق علیهم القول» به معنی واجب است آمده است (کلمه حق ) ، «یحقق الله الحق» به معنی ثابت و آشکار می کند خداوند حق را .»

«حقیق علی» یعنی بر من واجب است ، «الحق المعلوم» غیر زکات است و آن چیزی است که مرد بر خودش واجب بداند و به قدر وسع و توانائیش . «الحاقه» یعنی ساعت و روز قیامت و به آن نامیده شده از آن جهت که در آن روز امور ثابت می مانند حساب و ثواب و عقاب به قوع می پیوندند و به حقیقت می رسند وهمینطور گفته می شود :«حققت القیامه» یعنی خلائق را احاطه می کند ، حقایق یعنی آنچه حق وثابت است.

حقیقه الشی یعنی باطن آن وکلام محقق یعنی محکم و استوار و (الحق) اصلش یعنی مطابقت ومواظبت که بر وجوه مختلف می آید و به معانی واجب و لازم و سزاوار استعمل می گردد، حق الله یعنی واجب و لازم.

حق العباد یعنی سزاوار و حقیقت آنچه که مقابل مجاز می باشد»[6]

در مفردات راغب نیز آمده است ؛

اصل حق به معنی مطابقت و مواظبت است و حق بر چهار وجه گفته می شود:

1- در مورد ایجاد کننده بحسب آنچه که حکمت آن را اقتضاء می کند و به این جهت درباره خدا گفته می شود : هوالحق

2- در مورد ایجاد شونده بحسب اقتضادی حکمت و به این جهت گفته می شود فعل خداوند همگی حق اند مانند : الموت حق و البعث حق و یا سخن خدا که فرمود : «ماخلق الله ذلک الا بالحق»[7]

3- در مورد اعتقاد به چیزی مطابق آنچه که آن چیز فی نفسه داراست مانند این که بگوییم : اعتقاد فلانی در بعث و ثواب و عقاب و حق است و مانند این آیه «فهدی الله الذین امنو الا اختلفوا فیه من الحق»[8]

4- در مورد فعل و قول برحسب آنچه واجب است و به مقداری که واجب است و در وقتی که واجب است، مانند آیه «کذلک حققت کلمه ربک»

المیزان گوید : چون خداوند بذاته وصفاته غیرقابل زوال است لذا حق از اسماء حسنی اوست، در مجمع نقل می کند که علت این تسمیه این است که امر خدا همه حق است وباطل در آن نیست ، بهتر است گفته شود که ، ذات و افعال و صفات خدا حق است یعنی همه آنها مطابق واقع و درجای و موقع خویش است و معنی حق چنانکه که گفته شد «مطابقت» است .

«حقق علی ان الا اقول علی الله الاالحق» ،«حقیق» را جدیر و سزاوار معنی کرده اند یعنی سزاوار است که به خدا جز حق نگوییم»[9]

همچنین در مفردات القرآن فی المجمع البیان درباره حق آمده است که :

حق قراردادن چیز در موضعش است و آن فعلی است که جایز نیست انکار آن، ریشه و مصدر آن (حق یحقق حقا) است و آن قرار دادن شی در موضعی است که مقتضای حکمت است و حق نقیض باطل است و حق آن چیزی است که عقل بدان دعوت می کند و آن چیزی است که هر کس به آن عمل نماید نجات می یابد و هر کس خلاف آن عمل نماید هلاک می شود و حق مطلوب هر عاقلی است »[10]

مصادیق حق در قرآن کریم

1- خداوند حق است :

«فتعلی الله الملک الحق لااله الاهورب العرش الکریم »[11]

پس (بدانید که ) خدای پادشاهی برحق است ... .

«ان الله هو الحق المبین»[12]

همانا خداست حق روشن و آشکار

2- دین حق است :

«هوالذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق»[13]

آیا ندانستی که رسولش را به هدایت و ابلاغ دین حق فرستاد.

3- قرآن وسایر کتب آسمانی حق اند :

«واذا قیل لهم امنوا بما انزل الله قالوا انومن بما انزل علینا و یکفرون بما و رائهم و هوالحق مصدقا لامعهم ...»[14]

چون به یهود گویند که به قرآن که خدا فرستاده ایمان آورید، پاسخ دهند که تنها بر تورات که بر ما نازل شده ایمان آوریم و به غیر قرآن کافر شوند، در حالی که قرآن کتاب حق است و کتاب آنها راتصدیق می کند.

4- خلقت آسمانها و زمین حق است.

« الم تری ان الله خلق السموات و الارض بالحق»[15]

آیا ندانستی خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده

5- قیامت حق است .

« و کذلک اعثرنا علیهم لیعلموا ان الله حق و ان الساعه لاربیه فیها ... »[16]

و تا بدانید که وعده خداوند (در مورد قیامت) حق است و در پایان جهان شکی نیست.

«ذلک الیوم حق »[17]

آن روز حق است.

ویژگیهای حق از نظر قرآن کریم

با توجه به آیه 17 سوره رعد که می فرماید :

«انزل من السماء فسالت اودیه بقدرها فاحتمل السبل زبدا رابیا و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه او متاع زبد مثله کذلک یضرب الله حق و الباطل فاما الزبد فیذهب جفا واما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الامثال.»

خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر رودی به قدر وسعت و ظرفیتش سیل آب جاری شد و بر روی سیل کفی برآمد چنانچه فلزاتی را نیز برای تجمل وزینت «مانند طلا ونقره» یا برای اثاث و ظروف «مانند آهن ومس» در آتش ذوب کنند مثل آب کفی برآورد خدا به مثل این «آب وفلزات و کف برروی آنها» برای حق و باطل مثل می زند که «باطل» چون کف بزودی نابود می شود و اما آن آب و فلز که به مردم خیر می رساند در زمین مدتی باقی می ماند خدا مثل آنها را برای فهم بدین روشنی بیان می کند.

ویژگی 1 : باطل به تبع حق پیدا می شود و با نیروی حق حرکت می کند.

همانطور که کفی که روی آب است و حرکت می کند این طفیل آب است و در ضمن به نیروی خود حرکت نمی کند بلکه نیروی آب آنرا حرکت می دهد حق و باطل هم چنین اند ، اگر معاویه در عالم پیدا می شود و آن همه کارهای باطل می کند آن نیروی معاویه نبود نیروی ایمان و معنویت است ولی معاویه بر روی این نیرو سوار شده است و حرکت می کند.

ویژگی 2 : زوال باطل وبقای حق :

زایل شدنی بودن و نیست و نابود شدن باطل و دوام و استمرار بقای حق است «اماالزبد فیذهب جفا و اما ماینفع فیمکث فی الارض» بی فایده ها از بین می روند تا چه رسد به مضرها.

ویژگی 3 : نمو داشتن باطل:

«فاحتمل السیل زبدارابیا» کف روی آب را می گیرد و می پوشاند به طوری که آدم جاهل به آن نگاه نماید خیال می کند فقط کف است، باطل هم این گونه اند یعنی روی حق را می پوشانند به طوری که اگر کسی اعماق جامعه را نظر نیندازد می گوید هرچه هست باطل است.

ویژگی 4 : حق و هدایت الهی همراه و ملازم یکدیگرند.

هدایت به معنای ارائه طریق و رساندن به مطلوب است. خداوند متعال، هم طریق حق را نشان می دهد و هم کسانی را که وضعیت خاصی داشته باشند، به مطلوب حق می رساند، یعنی خداوند حق و آفرینش جهان و انسان و هدف و مقصد نظام هستی نیز حق است و طریق رسیدن به هدف مطلوب نیز طریقی حق است که خدای متعال بشر را به این حقایق هدایت می کند.

«والله یقول الحق و هو یهدی السبیل»[18]

خداوند حق را می گوید و او را به راه راست هدایت می کند.

ویژگی 5 : حق و عدالت همیشه همراه همند.

عدل به معنای قراردادن حق درجای خود یا قرار دادن هر چیزی در جای مخصوص خود است از این رو عدل بدون حق امکان ندارد ولازمه رسیدن به حق در تمام زمینه ها عدالت است آیاتی از قرآن کریم بر این حقیقت دلالت دارد از جمله :

«وقضی بینهم بالحق و هم لاینظرون»[19]

و میان آنها به حق داوری می شود و به آنها ستم نخواهد شد.

«تلک ایت الله نتلوها علیک بالحق و ماالله یرید ظلما للعالمین »[20]

این آیات خداست به حق برتو می خوانیم وخداوند ستمی برای هیچ یک از جهانیان نمی خواهد .

ویژگی 6 : حق با هوای نفس سازگاری ندارد.

در برخی آیات قرآن مجید هوای نفس عاملی در مقابل حق و حق طلبی معرفی شده است مانند:

1- «انزلنا علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهینا علیه فاحکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم عما جائک من الحق ... و ان احکم بینهم بما انزل الله و لاتتبع اهوائهم»[21]

و این کتاب (قرآن) را به حق برتو نازل کردیم ، در حالی که کتابهای پیشین را تصدیق می کند وحافظ و نگهبان آنهاست پس طبق احکامی که خدا نازل کرده میان آنها حکم کن و ازهوا و هوس آنها پیروی نکن و از احکام الهی روی مگردان و در میان آنها «اهل کتاب» طبق آنچه خدا نازل کرده داوری کن و از هوسهای آنان پیروی نکن.

افرادی که قصد پیروی از حق را دارند باید موانع آن را از سر راه بردارند که یکی از موانع بزرگ آن، هوای نفس وگرایشهای نفسانی و حیوانی است که در موارد فراوانی خروج از حق و عدالت را می طلبد.

ویژگی 7 : حق همیشه متعلق به امر یقینی است نه شک خلق و گمان:

قرآن در آیات فراوانی انسان را از پیروی ظن و گمان و شک برحذر داشته و آنها را برای دریافت حق و رسیدن و عمل به آن کافی ندانسته است و یقینی بودن حق را مطرح کرده چنانچه می فرماید :

«ما یتبع اکثرهم الاظنا ان الظن لایغنی من الحق شیئا»[22]

و بیشتر آنها جز از گمان، پیروی نمی کنند ، در حالیکه گمان هرگز انسان را از حق بی نیاز نمی نماید.

حاصل آنکه خداوند تعالی قرآن مجید، قیامت ، قدرت حق و ... را که همه از مصادیق حق هستند، یقینی و غیرقابل تردید می شمارد و شک و ظن و پیروی از آنها را مردود می داند.

ویژگی 8 : نباید به حق و باطل به یکدیگر آمیخته شود.

قرآن کریم، در آمیختن حق وباطل را نهی کرده؛ چون مجموع حق و باطل، باطل است، اگرچه حق را داراست.

«یا ایها الذین امنوا لم تلبسوا الحق بالباطل و تکتمون الحق ... » [23]

ای اهل کتاب چرا حق را با باطل می آمیزید و متشبه می سازید ( تا دیگران نفهمند وگمراه شوند) وحقیقت را پوشیده می دارید. باطل محض، محبوب و مطلوب کسی نیست، بلکه همیشه حق یا حق همراه باطل را می طلبد، بنابراین آنچه عملا در مقابل حق است باطل نیست بلکه باطلی است که درون خود سهمی از حق را داراست و به سبب همان حق باطل نیز ظهور بروز و جلوه وجذابیتی دارد، ازاینرو کسانی که خواسته اند در برابر انبیاء بایستند همیشه حق را با باطل در می آمیختند و به پیروان خود عرضه کرده اند و به همین دلیل هم طرفدار پیدا کرده و هم مدتی دوام آورده اند، یعنی در پناه حق پنهان شده و کار باطل خود را توجیه کرده اند.

حق در روایات

در بسیاری از روایات وارده وجود بزرگوار اهل بیت در طی و طول کلمه «حق» متجلی است « وبا شناخت از مکتب اهل بیت نسبت به تفسیر و تاویل قرآن می توان گفت: در غالب آیات قرآن که کلمه «حق» آمده است – با قرائن – حقانیت ائمه هدی (ع) و یا انبیاء دو رسل که شاگردان ائمه هدی هستند به چشم می خورد»[24] گ

در وصایای امیرالمومنین (ع) به کمیل آمده است :

«یا کمیل، نحن و الله الحق الذی قال الله عزوجل : «و لواتبع الحق اهوائهم لفسدت السموات و الارض ومن فیهن ... »[25]

ای کمیل، به خدا سوگند ما آن حقی هستیم که خداوند عزوجل در قرآن فرموده است : «و اگر حق از هوا هوس آنها تبعیت می نمود، آسمانها و زمین و هرچه در اوست به فساد کشیده می شد»

در زیارت جامعه آمده است:

«الحق معکم و فیکم و منکم و الیکم»[26]

یعنی حق با شماست و حق در رفتارو کردار شماست و حق از شماست وهر حقی در دست مردم است منتهی به شمارست. بنابراین هر خبر و سخن و حدیث، امر و نهی و حبّ وبغض که از درخانه ائمه اطهار خارج شود حق است.

و در زیارت ال یاسین چنین آمده است :

«فالحق مارضیتموه و الباطل مااسخطموه»[27]

حق آن است که شما (اهل بیت) آن را پسندیده و باطل آن است که شما (اهل بیت) از آن خشمگین باشید.

سید هاشم بحرانی در غایه المرام خود پانزده روایت از طریق عامه و یازده روایت از طریق خاصه نقل می کند مبنی بر اینکه علی با حق است و حق با علی است و برآنکه حضرت فرمود:

«الحق مع علی و علی مع الحق»[28]

در روایتی حضرت رسول اکرم (ص) خطاب به امیرالمومنین (ع) می فرمایند :

«انت الفاروق بین الحق و الباطل»[29]

ای علی تو جداکننده حق از باطل هستی.

رابطه میان انسان و حق

آیا میان انسان و حق سازگاری طبیعی وجود دارد؟ آیات فطرت وخمیرمایه انسان فطرتی است حق پسند ؟ این مسئله از نظر مکتبها و ادیان گوناگون یک مساله تاریخی ریشه دار است که خیلی درباره آن بحث شده است. « یک نظر این است که انسان موجودی است شرور و بدخواه وظالم که جز قتل و غارت و دزدی و حیله و دروغ از او سر نمی زند، درون انسان، انسان رابه بدی می کشاند و که بسیاری از فیلسوفان ماتریالیست دنیای قدیم و شمار کمتری از ماتریالیستهای دنیای جدید چنین نظریه ای داشته اند.

نظریه دیگر می گوید طبیعت و سرشت بشر بر خیر است انسان موجودی صلجو و خیرخواه است که عکس نظریه قبلی است و می گویند انحراف بشر علت خارجی دارد جامعه انسان را منحرف و فاسد می کند و انحراف را معلول علل خارجی و عرضی می داند »[30]

اما قرآن می گوید : هنگامی که خداوند اعلام کرد : «انی جاعل فی الارض خلیفه»[31] جانشینی از من در حال آفرینش است فرشتگان گفتند : «اتجعل فیها من یفسد فیما و سیفک الدما»[32] خدایا یعنی چه ؟ یک موجود شریر و خونریز می خواهی بیافرینی نخن نسبح بحمدک و نقد س لک» [33] موجودی خلق کن مثل ما که سرشتمان سراسر خوبی است اما خدا جواب داد :«انی اعلم مالاتعلمون»[34] شما نمی فهمید.

خداوند وجود خودخواهی و خونریزی و فساد را در سرشت انسان نفی نکرد ولی با جمله «انی اعلم ما لاتعلمون» فهماند که در سرشت انسان همه اش حیوانیت و خودخواهی نیست وجودی مرکب از نور و ظلمت و وجود این ترکیبش باعث شده در صورت زیرپاگذاشتن حیوانیت و به اسارت گرفتن آن از هر موجودی بالاتر برده شود.

شهید بهشتی می فرماید : «فطرت وخمیرمایه و سرشت انسان نه تنها باحق سرجنگ ندارد بلکه با حق پیوندی اصیل دارد، چون قرآن به محض اینکه پای آفرینش انسان می آید و می خواهد انسان شدن او را بیان کند می فرماید :

«نفحت فیه من روحی» یعنی در آن از روح خود دمیدم.

معلوم می شود انسان با خدا که حق مطلق است این قدر رابطه نزدیک دارد اما کششهای فطری دیگر نیز وجود داردکه او را از حق منحرف می کند بنابراین اسلام نسبت به انسان نه بدبین است و نه بیش از حدخوش بین بلکه دید واقع بینانه دارد»[35]