فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

اعتقاد به معاد در مکاتب مختلف

بحث ما درباره مسأله معاد است مسأله معاد از نظر اهمیت، بعد از مسأله توحید مهمترین مسأله دینی و اسلامی است پیغمبران ( و بالخصوص آنچه از قرآن در باره پیغمبر ما استفاده می‌شود) آمده‌اند برای اینکه مردم را به این دو حقیقت مؤمن و معتقد کنند یکی به خدا ( مبدأ ) و دیگر به قیامت و یا فعلاً به اصطلاح معمول ما معاد مسأله معاد چیزی است که برای یک مسلمان ایمان
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 95 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 138
اعتقاد به معاد در مکاتب مختلف

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

امکان و ضرورت معاد

مقدمه

بحث ما درباره مسأله معاد است. مسأله معاد از نظر اهمیت، بعد از مسأله توحید مهمترین مسأله دینی و اسلامی است. پیغمبران ( و بالخصوص آنچه از قرآن در باره پیغمبر ما استفاده می‌شود) آمده‌اند برای اینکه مردم را به این دو حقیقت مؤمن و معتقد کنند: یکی به خدا ( مبدأ ) و دیگر به قیامت و یا فعلاً به اصطلاح معمول ما معاد مسأله معاد چیزی است که برای یک مسلمان ایمان به آن لازم است، یعنی چه؟ یعنی در ردیف مسائلی نیست که چون از ضروریات اسلام است و ایمان به پیغمبر ضروری است، پس ایمان به آن هم به تبع ایمان به پیغمبر ضروری است. ما بعضی چیزها داریم که باید به آنها معتقد بود، به این معنا که اعتقاد به آنها از اعتقاد به پیغمبر منفک نیست، " باید " به این معناست نه به معنی تکلیف، به معنی این است که انفکاک‌پذیر نیست که انسان به پیغمبر و اسلام ایمان و اعتقاد داشته باشد ولی به این چیز ایمان نداشته باشد. مثلاً روزه ماه رمضان ، می‌گویند که روزه ماه رمضان از ضروریات اسلام است. اگر کسی روزه نگیرد و بدون عذر روزه بخورد، این آدم فاسق است ولی اگر کسی منکر روزه باشد، از اسلام خارج است، چرا؟ برای اینکه اسلام ایمان به وحدانیت خدا و ایمان به پیغمبر است و امکان ندارد که کسی به گفته پیغمبر ایمان داشته باشد ولی روزه را منکر باشد، چون اینکه در این دین روزه هست از ضروریات و از واضحات است، یعنی نمی‌شود انسان در ذهن خودش میان قبول گفته‌های پیغمبر و منها کردن روزه تفکیک کند. ولی خود مسأله اعتقاد به روزه داشتن مستقلاً موضوع ایمان و اعتقاد نیست. یعنی در قرآن هیچ جا وارد نشده : " کسانی که به روزه ایمان می‌آورند" . اما گذشته از اینکه مسأله معاد و قیامت مثل روزه از ضروریات اسلام است (یعنی نمی‌شود کسی معتقد به پیغمبر باشد ولی منکر معاد باشد ) در تعبیرات قرآن کلمه ایمان به قیامت، ایمان به یوم آخر آمده است، یعنی پیغمبر مسأله معاد را به عنوان یک چیزی عرضه کرده است که مردم همان‌طوری که به خدا ایمان و اعتقاد پیدا می‌کنند، به آخرت هم باید ایمان و اعتقاد پیدا کنند، که معنی آن این می‌شود که همین‌طوری که خداشناسی لازم است ( یعنی انسان در یک خدی مستقلاً با فکر خودش باید خدا را بشناسد) در مسأله معاد نیز انسان باید معادشناس باشد, یعنی پیغمبر نیامده است که در مسأله معاد بگوید چون من می‌گویم معادی هست شما هم بگویید معادی هست، مثل اینکه من گفتم روزه واجب است شما هم بگویید روزه واجب است ، نه . ضمناً افکار را هدایت و رهبری و دعوت کرده که معاد را بشناسند، معرفت و ایمان به معاد پیدا کنند.

انسان از ابتدای آفرینش بر روی زمنین تاکنون علیرغم همه پیشرفتهایی که کرده، نتوانسته است تا مسئله مرگ و نیستی خود را حل کند، زیرا مرگ انسان یکی از قوانین ثابت و پابرجای طبیعت می‌باشد. این فکر که ما از کجا آمده‌ایم؟ علّت بوجود آمدن ما چه بوده است؟ چرا باید زندگی کنیم؟ چرا باید بمیریم؟ و پس از مرگ به کجا می‌رویم؟ و سوألاتی از این قبیل همیشه بطور طبیعی ذهن هر انسان را رف نظر از عقاید، مذاهب و آرمانهای موجود در جامعه در قورن گذشته و حال مشغول نگه‌داشته و برای آن تاکنون جوابی نیافته است. بطور مثال : این فکر در شاعران معروف گذشته تأثیر و این قطعه زیبا را در این وصف سروده است:

روزهـا فکـر من این است و همه شب سخنـم که چرا غافـل از احـوال دل خویشتنـم

از کجــا آمـده‌ام، آمـدن از بهــر چــه بـــود به کـجا مـی‌رم آخـر ننمائــی وطنـــم

مانده‌ام سخت عجب،کزچه سبب ساخت مرا یا چه بودست مراد وی از این ساختنم

به هر حال پیدا کردن جواب سؤالات متعددی که انسان در این باره مطرح می‌کند زمینه‌ساز این تحقیق در خصوص امکان و ضرورت معاد می‌باشد.

ابتدا سعی می‌کنیم با یک پیش‌زمینه تاریخی از گذشته و نحوه پاسخگویی افکار، مذاهب و ایده‌ئولوژی‌های موجود در قبل از اسلام موضوع را تا حدی بشکافیم و پس از آن پاسخها و نتایج تحقیقات انجام در این زمینه را از زبان مکاتب ( خصوصاً مکتب اسلام و قرآن) را مورد بررسی قرار داده و از این راه به نتیجه‌ای که مورد نظر می‌باشد برسیم.

1- پیشینه تاریخی

1/1- عقیده به معاد در انسانهای بُدوی ( اوّلیه ) : عقیده به معاد در انسانهایی که قبل از ایجاد تمدنهای بزرگ تاریخی زندگی می‌کرده‌اند، وجود داشته است ولی آنها عقیده داشتند که انسان در همین دنیا مجدداً زنده می‌شود و زندگی جدیدی را از سر می‌گیرد، زیرا انسان همیشه دوست داشته که زندگی جاویدان داشته باشد و هیچ‌وقت نمیرد، و این الهام در وجود او بوده و شواهدی که از آثار باستانی بدست آمده نشانگر این مطالب است که انسان بدوی در کنار قبر مردگان خود وسایل راحتی و خوراک او را نیز دفن می‌کرده که تا پس از زنده شدن مجدد برای رسیدن به مقاصد خود از آن استفاده نماید.

2/1- عقیده به معاد در بین مصریان : آثاری که باستان‌شناسان از تمدن مصر بدست آورده‌اند نشان‌دهنده این مطلب است که آنان نیز به زندگی پس از مرگ و وجود روح و برگشت روح به بدن اعتقاد داشته و برای همین امر مرده‌هار خود را مومیایی می‌کردند تا از متلاشی شدن جسم جلوگیری و برگشت روح به بدن را آسانتر نمایند. از طرفی در کنار قبر مردگان طلا، جواهر، وسایل جنگ ، خوراک , پوشاک و حتی گاهی اوقات زنان وی را ( به صورت زنده بگور) قرار میددادند و ثروتمندان برای اینکه این وسایل دزدیده نشوند، قبر درگذشتگان خود را در خانه‌هایی به شکل هرم قرار می‌دادند که اهرام ثلاثه مصر در مورد فرعونهای آن زمان یکی از این نشانه‌ها می‌باشد که در حال حاضر یکی از عجایب هفتگانه مطرح در دنیا می‌باشد. در بعضی از منابع [1] ذکر گردیده که مصریان به دنیای دیگر پس از مرگ اعتقاد داشته‌ان و این اعتقاد عمومیّت داشته و می‌گفتند که در دنیای دیگر پاداش خوبی و کیفر بدی افراد به آنان داده می‌شود. بعضی از مصریان ستارگان ثابت را که همه شب در آسمان دیده می‌شد، جایگاه انسانهای خوب می‌دانستند. بعضی دیگر می‌گفتند که اوزریس الهه و سنبل دادگری است و به همراه معاونینش بنامهای : توشه، اتوپس هوریس و مقات با همکاری 42 قاضی این کار را انجام می‌دهد و اگر حکم به نیکوکاری فرد دهد او در بهشت و نعمت جاوید قرار می‌گیرد و اگر رأی به بدکاری وی دهد آن فرد خوراک درندگان شده و یا در آتش می‌سوزد و یا به مجازاتهای دیگری می‌رسد. در منبع دیگری [2] آمده که اکثریت مصریها دارای آئین "پلی‌ته‌ایسم" و تعدادی الهه و خدایان بوده‌اند و گاو می‌پرستیدند و او را مقدس می‌دانستند. این گاو به نام "آپیس" معروف بوده است. کاهنان معبدهای مختلفی که در مصر وجود داشت از عقاید ساده مردم استفاده می‌کردند و به همین دلیل دست به تهیه مجموعه‌ای به نام " مرده‌نامه" زده بودند که انواع طلسم‌ها و دعاها و سحر و جادو در آن نوشته شده بود و این مجموعه را با قیمتهای زیاد به مردم می‌فروختند تا از راه خواندن آن ارواح مردگان آمرزیده شوند.

3/1- عقیده به معاد در بین برهمایی‌ها : دین برهمایی از قدیمی‌ترین ادیان در هندوستان است. برهما در زبان سانسکریت نام خداست، بنابراین نام بنیانگذار این دین یا عقیده با خود نام‌آورنده آن یکی نمی‌باشد. در این دین نوعی پرستش سه‌گانه وجود دارد. آنها به برهما بعنوان خدای آفریننده و به وشنو بعنوان خدای نگهبان و به سیفا بعنوان خدای ویرانگی معتقدند. ارکان اعتقادی این دین بر پایه 3 اصل، امتیازات طبقاتی، ریاضت و زهدگرایی تا مرز ترک دنیا و ضرورت تناسخ و حلول مردگان در پیکر حیوان، انسان و گیاه استوار است و 2 اصل اساسی دین برهمن بر پایه وحدت وجود و تناسخ یا عود ارواح به اجساد در این جهان می‌باشد. آنها معتقدند کسی که ریاضت‌های زیاد بکشد و تقاضای نفس را در خود از بین ببرد و به دنیا و تجملان آن اهمیّت ندهد، پس از مرگ به سوی پروردگار( برهما ) خود می‌رود و اگر کسی به امور دنیوی علاقه نشان بدهد، روح او در بدن حیوان ، انسان و یا گیاه حلول نموده و به میزان عمل بد خود در مجازات قرار می‌گیرد و این کار آنقدر ادامه می‌یابد تا کاملاً به درجه کمال مطلوب برسد و به برهما بپیوندد.

4/1- عقیده به معاد در بین بودائیان : کلمه بودا به نام پایه‌گذار این دین می‌باشد که در هندوستان رواج یافته است. این دین به تناسخ معتقد است و می‌گوید:

الف ـ درد و رنح لازمه وجود انسان است.

ب ـ برگشت به دنیا به دلیل شهوت‌پرستی است و انسان باید آنقدر به این دنیا بیاید و از آن برود تا کاملاً پاک شده و به مقدسات بپیوندد.

ج ـ ترک شهوت مایه نجات از درد است و می‌تواند عاملی برای جلوگیری از برگشت انسان به این دنیا باشد. ضمناً جهان دیگر برای آنان بعنوان "نیروانا" نامیده شده است.

5/1- عقیده به معاد در بین زرتشتیان : دین زرتشت بر پایه عدالت پی‌ریزی شده و در آن توبه و آمرزش از گناه وجود ندارد و اعتقاد بر این است که دنیای دیگری وجود دارد که در آنجا بهشت و جهنم قرار دارد. روح انسان پس از مرگ تا 3 روز بر بالای جنازه می‌ماند و در روز چهارم از جنازه جدا می‌شود و برای رسیدن به بهشت تا جهنم باید 4 مرتبه را طی کند تا به مقصد برسد. اگر نیکوکار باشد وجدان وی به صورت دختری زیبا می‌آید و او را از پل صراط می‌گذراند و پس از طی مراحل به بهشت می‌رسد و اگر بدکار باشد وجدان وی به صورت پیرزن زشت‌رو ظاهر می‌شود و او را به سوی جهنم می‌برد و بدلیل بزهکاری از پل صراط می‌افتد و در نهر گداخته قرار می‌گیرد. این دین به رستاخیز پس از اتمام عمر دنیا معتقد است. اعتقاد بر این است که پس از مرگ انسان در دادگاهی محاکمه می‌شود که 3 قاضی دارد و نام یکی از آنها "میترا" می‌باشد. بدکاران به جهنم و نیکوکاران به بهشت نزد اهورمزدا می‌روند و آنهایی که خوبی و بدی در آنها مساوی است در بین زمین و آسمان می‌مانند. اساس دین زرتشت بر 3 اصل پندارنیک، گفتارنیک و کردارنیک استوار گردیده و از نظر اعتقاد به جهان آخرت تقریباً شبیه دین اسلام است.

6/1- عقیده به معاد در بین قوم یهود : در تورات اعتقاد بر این است که نتیجه پیروی از احکام خدا رسیدن به ارض موعود در این دنیا و بهره‌مند شدن و نتیجه بدی قحطی و اسارت و هلاکت می‌باشد. این دین به آن شکل به قیامت و دنیای دیگر اشاره‌ای ندارد و خدای بنی‌اسرائیل که در تورات معرفی شده مجازات را در همین دنیا اعمال می‌کند.

7/1- عقیده به معاد در مسیحیان : از محتویات انجیلهای چهارگانه چنین برداشت می‌شود که حضرت مسیح(ع) وجود روز رستاخیز را هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی ( از طریق زنده نمودن مردگان) اعلام نموده است. در انجیلها بیشتر از دوزخ ( جهنم ) و کمتر از بهشت و نعمت‌های آن صحبت شده است.

از آثار به‌جا مانده از گورستان‌های کهن، چنین به دست می‌آید که بشر، از آغاز پیدایش خود، زنده شدن مردگان را به نوعی باور داشته و به بازگشت آنان به صحنه زندگی معتقد بوده است. به همین جهت مرگ را پایان زندگی نمی‌دانسته است. یک نمونه صدق گواه این ادعا، وجود کشفیاتی است که اخیراً باستان‌شناسان در شهر سوخته انجام داده‌اند. این مکشوفات نشان می‌دهد که مردم آن دیار، دستاخیز انسان‌ها را باور داشته، و به این منظور مردگان را با اشیاء مورد علاقه‌شان به خاک می‌سپردند. این نکته، موضوعی نیست که ویژه شهر سوخته و یا سرزمین ایران باستان باشد، بلکه در جای‌جای کره خاکی هر کجا گورستانی تاریخی پیدا شده است آثار به‌جا مانده در درون آن گورها، بیانگر چنین باوری اصیل در میان انسان‌های گذشته است، از نژاد سفید گرفته تا نژاد سرخ و زرد و سیاه، از آسیا گرفته تا اروپا و آفریقا و آمریکا. هر چند این باور مقدس در طول تاریخ، دچار فراز و نشیب‌هایی شده و قهراً به خرافاتی آلوده شده است, ولی این آمیختگی موجب از میان رفتن اصالت آن نمی‌شود. آئین مقدس و جهان‌شمول اسلام ، موضوع زنده شدن مردگان در روز واپسین را آن‌چنان روشن و آشکارا بیان نموده و به تنقیح همه جانبه آن پرداخته است که جای هرگونه ابهام و تردید را از میان برداشته، و این باور اصیل را از زنگارهای جهل و خرافات تاریخی زدوده است. در قرآن کریم و روایات ائمه‌طاهرین علیه‌السلام به صراحت، حقیقت دنیا و آخرت، عالم برزخ، روز محشر، بهشت و دوزخ، نعمت‌های بهشتی و کیفرهای دوزخ به تصویر کشیده شده است.

نهج‌البلاغه که قسمتی از سخنان و نامه‌ها و کلمات قصار امام امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است دارای محورهای گوناگون سیاسی، اخلاقی و اعتقادی است. هر چند معاد موضوع اصلی این کتاب را تشکیل نمی‌دهد، ولی از لابه‌لای آن می‌توان به خوبی و روشنی ابعاد گوناگون آن را دریافت. از این‌رو نگارنده بر آن شده است که در این باره تحقیقی به عمل آورد که نتیجه این تحقیق و بررسی چیزی است که در برابر خوانندگان قرار گرفته، و به نام معاد در نهج‌البلاغه تقدیم می‌گردد. امیداست این اثر ناچیز گامی در راستای معرفی گوشه‌ای از مباحث اعتقادی نهج‌البلاغه و نیز به دنبال آن، شناخت یکی از باورهای اصیل اسلامی به شمار آید. و خوانندگان گرامی را بهره‌ای رسانیده و ذخیره‌ای برای روز حساب و نیاز نگارنده باشد.

بازگشت ، چگونه ؟ !

طبیعت، داستان شگفت‌انگیزی دارد؛ بهاران فرامی‌رسد، درختان پرشکوفه، و زمین سرسبز و پرطراوت گردیده و جنگل‌های انبوه زمین را آرایش می‌دهند، اندک اندک درختان میوه، میوه خود را به بار می‌نهند و با گذشت چند ماه و رسیدن فصل تابستان انواع میوه‌ها با رنگ‌های گوناگون، درختان را پوشانده و بر زیبایی طبیعت می‌افزایند، تا اینکه پاییز فرامی‌رسد، میوه‌ها از درختان چیده شده و بادخزان به تدریج برگ‌های درختان را از تنه آن‌ها جدا نموده و بر روی زمین پراکنده می‌کنند، و با فرارسیدن زمستان سرد، دیگر از آن سبزی و طراوت زمین و جنگ‌ها اثری باقی نمی‌ماند، جز درختانی به ظاهر بی‌جان و زمین گل‌آلود چیزی به چشم نمی‌خورد و به دیگر سخن، طبیعت در زمستان می‌میرد. ولی با بازگشت فصل بهار، زندگی خود را بازمی‌یابد.

یعنی : معاد طبیعت فرامیرسد و این معاد، هر سال تجدید می‌گردد. انسان نیز روزی از مادر زاده می‌شود و با گذشت سالهایی چند، به طراوت و شادابی و زیبایی جوانی می‌رسد و بسان گل و برتر از آن در دامان خانواده شادی می‌آفریند. تدریجاً به دوران میانسالی و از آن به دوران پیری و کهولت می‌رسد و در پایان ، مرگ را در آغوش می‌گیرد و به زیر خاک می‌رود و سرانجام او در درون خاک، پوسیده شدن و خاک شدن است. آیا انسان‌ها را نیز بازگشتی هست؟ چگونه می‌شود که طبیعت را هر سال معادی باشد ولی انسان را بازگشتی نباشد؟

این پرسش و دیگر پرسش‌های مربوط به معاد و زنده‌شدن انسان‌ها، پرسش‌های اساسی هستند که علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه به آنها پاسخ داده است و نگارنده پاسخ‌های آن حضرت را به شش فصل تقسیم نموده و به خوانندگان گرامی تقدیم می‌نماید.

2- فلسفه معاد :

کلمه معاد از ماده "عود" به معنی برگشتن است زیرا روح در جهان آخرت مجدداً به بدن برگردانده می‌شود. معاد از اصول دین مقدس اسلام است که اعتقاد به آن واجب می‌باشد. درک معاد از طریق چشم ، گوش و ... مادّی امکان‌پذیر نیست و در اثبات ضرورت معاد دلایل مختلفی وجود دارد که ما در اینجا به بعضی از آنها بطور خلاصه می‌پردازیم:

1/ 2- دسته اوّل دلایل به صفات خداوند متصل گردیده که به شرح ذیل می‌باشد:

1/1/2 – عدل خداوند : از آنجائیکه خداوند عادل می‌باشد پس نمی‌تواند به غیر عدالت در بین بندگان خود قضاوت کند، پس باید سزای نیکی و بدی انسانها را به شکل پاداش یا مجازات بدهد. همانطور که در جامعه یک شخص به خاطر انجام کار خوب تشویق و به خاطر کار بد تنبیه می‌گردد. این عمل از طرف خداوند نیز انجام می‌گردد ولی نه به طریقه‌ای که انسانها آن را انجام می‌دهند. خداوند این جهان را آفرید تا انسانها در آن بصورت موقت زندگی کنند و با عقل و اختیار اعمال خود را انجام دهند و در آخرت هر کس بر اساس توشه‌ای که آورده مورد سنجش قرار گیرد و پاداش نیکی و سزای بدی را ببیند. بعضی‌ها در این مورد سوأل کرده‌اند که چرا خداوند در دنیا جزای خوبی و بدی را نمی‌دهد تا نیازی به دنیای دیگر نباشد. در اصل جواب این است که خداوند مجازات و پاداش هر عملی را به مقدار کمتر در دنیا و به صورت کامل در آخرت می‌دهد و علت‌هایی برای این کار وجود دارد. اوّل اینکه اگر خداوند جزای کامل هر چیز را در این دنیا بدهد مسلماً این کار باعث مشکلاتی برای خانواده آن فرد و یا کسانی که در کنار وی زندگی می‌کنند و از وی تأثیرپذیر هستند، می‌گردد. اما در دنیای دیگر چون وابستگی برای افراد وجود ندارد پس اثر پاداش یا مجازات هم مستقیم به خود فرد برمی‌گردد. دوّم آنکه اگر خداوند مجازات اعمال بد را در این دنیا و به اندازه واقعی آن اعمال کند مردم با تکرار این عمل از ترس و یا از طمع به رسیدن به پاداش به کارهای خوب رومی‌آورند و چون این نوع خوب بودن به صورت اجباری است پس ارزش خود را از دست می‌دهد و همه زاهد و عابد می‌شوند. بنابراین خداوند به آنها فرصت می‌دهد تا در این دنیا بر اساس خواستهای خودشان عمل کنند تا در ان دنیا به حساب خوب و بد آنها برسد. سوم آنکه پاداش یا عقوبت در دنیا به شدت آخرت نمی‌تواند باشد، زیرا در دنیا امکان اجرای کامل آن نیست. مثلاً برای کارخوبی که انجام می‌شود حداکثر بهترین غذا، بهترین پوشاک ، بهترین خانه و بهترین ماشین را به فرد بدهند حداکثر همین است و یا عقوبت عمل بد مثل کشتار انسانها توسط یک نفر یک بار اعدام اوست که این احقاق حق دیگران نخواهد بود. چهارم آنکه اگر خداوند به شدت عقوبت کارهای بد را بدهد هیچ بشری بر روی کره زمین نخواهد ماند، زیرا کسی نیست که در مقابل وظایف خود نسبت به خداوند خلاف نکرده باشد. پنجم آنکه با اعمال مجازات بلافاصله بعد از انجام عمل خطا امکان توبه را از انسانها می‌گیرد، زیرا خیلی از ما انسانها بعد از مدتی متوجه عمل بد خود می‌شویم و خداوند این راه را برای ما باز گذاشته تا به شرط توبه کامل و به موقع گناهان ما بخشیده شود. ششم آنکه پاداش و کیفر فوری نمی‌تواند عادلانه باشد، زیرا ممکن است عمل بدی که فردی انجام می‌دهد عواقب دیگری را هم داشته باشد که بعد معلوم گردد و مجازات وی به میزان فقط عمل بد اوّل تعیین و اعمال شود.

2/1/1- حکمت خداوند: از آنجائیکه خداوند حکیم می‌باشد یعنی هر کاری را به دلیلی انجام می‌دهد و این دلیل برای رفع نیاز خودش نیست بلکه برای رفع نیاز انسانها است، لذا بی‌هدف گذاشتن انجام هر کاری از خداوند بدور می‌باشد. پس وقتی خداوند انسان و جهان را می‌آفریند حتماً هدفی در این آفرینش وجود دارد که بدتر و بالاتر از زندگی انسان در این دنیای مادی و خوردن و خوابیدن و انجام اعمال حیوانی می‌باشد. پس از هدف از آفرینش تعالی انسان است و رساندن وی به حد اعلای انسانیت و به این مطلب که واقعاً خلیفه‌الله باشد و در آن جهان نیز برتر و بالاتر از ملائک قرار گیرد، زیرا ملائک به خاطر وضعیت خاصی که دارند در بوته امتحان قرار نگرفته‌اند ولی انسان اگر در این آزمایش موفق گردد پس جایگاهی بالاتر از ملائک پیدا می‌کند، زیرا با اختیار و عقل خود به این درجه رسیده و می‌توانست با اعمال غلط به بدترین درجه سفلی هم سقوط نماید.

2/2- دسته دوّم دلایل به برهان‌های معروف اثبات خداوند برمی‌گردد که به شرح ذیل می‌باشد:

1/2/2- برهان حرکت: جهان طبیعت با همه پدیده‌های آسمانی و زمینی ، معدنها، گیاهان ، حیوانات، انسانها به صورت منسجم و هماهنگ ایجاد شده و یک واقعیت حقیقی را تشکیل می‌دهد. از آنجائیکه این واقعیت همیشه در حرکت است و در آن سکون دیده نمی‌شود و همه چیز در حال شدن می‌باشد، لذا این امر نشانه آن است که همه چیز به سوی یک هدفی در جریان است. بطور مثال یک کارخانه با دستگاههای عظیمی که در آن وجود دارد در لحظه اوّل ممکن است علت اصلی ایجاد آن مشخص نباشد ولی اگر کارکرد دستگاهها را دنبال کنیم به هدف اصلی که تولید یک محصول می‌باشد پی می‌بریم و می‌بینیم که عملی که در حال انجام است تا تولید محصول بی‌وقفه ادامه دارد. مثال کلی‌تر آن این جهان است که با تمام سرعت مادّی خود پیش می‌رود تا به دنیای آخرت برسد و در آنجا محصول واقعی آن مشخص خواهد گردید. لذا تا آن موقع در حرکت است و ساکن نمی‌شود.

2/2/2- برهان رحمت : یعنی اینکه خداوند به واسطه رحکت خود نسبت به رفع نیاز هر نیازمند و اعطای کمال شایسته به هر موجود آماده و لایق می‌باشد. بنابراین چون انسان استعداد این رحمت خداوند را دارد و این قدرت در وی نهاده شده که با عقل و انتخا ب خود به زندگی سعادتمندانه و ابدی برسد، لذا خداوند با رحمت خود این عمل را ممکن می‌گرداند.

3/2/2- برهان حقیقت : از آنجائیکه این جهان محل زندگی انسان و آزمایش وی در انجام عمل صالح یا غیرصالح می‌باشد، لذا در آن حقیقت و غیرحقیقت در کنار هم وجود دارد تا انسان بتواند در زندگی خود با عقل و انتخاب و شناخت حقیقت و غیرحقیقت به تعالی خود برسد. خداوند هم در دنیای دیگر غیرحقیقت را از بین برده و همه چیز را در قالب حقیقت نشان می‌دهد و هرگونه ابطل و خلاف و نفاق و تحریف و کتمان و فریب از جهان آخرت بدور می‌باشد.

4/2/2- برهان تجدد روح : بطور خلاصه می‌توان گفت روحی که به انسان در این دنیا دمیده می‌شود به هنگام مرگ نمی‌میرد و فقط این جسم اوست که فانی است لذا روح زنده در دنیای دیگر به بدن همان فرد وارد می‌شود، زیرا مرگ و نابودی صرفاً برای ماده وجود دارد و غیرماده از آن مستثنی هستند.

5/2/2- برهان اشتیاق به زندگی جاوید: انسان همیشه به دنبال این مطلب بوده که آب حیات جاودانی را پیدا و بتواند تا ابد زنده بماند، لیکن از آنجائیکه انسانها فانی بوده و دوره زندگی خاصی برای آنان وجود داشته و این چرخه در طبیعت ادامه دارد لذا زندگی جاوید کمال مطلوب انسان است. تنها چیزی که می‌تواند انسان را به زندگی جاوید در این دنیا برساند، ایمان و معرفت می‌باشد، که بهره مؤمن در این دنیا برای جهان آخرت نیز می‌باشد. بنابراین وجود عالمی که مصون از زوال و محفوظ از پدیده مرگ باشد، یعنی وجود قیامت که در آن مرگ راه ندارد، ضروری و قطعی است. این خصیصه مخصوص انسان می‌باشد، می‌دانیم که انسان از دو حقیقت جدا از هم تشکیل شده، یکی جسم و دیگری جان که این دو عامل مثل ماده و صورت در پیدایش انسان سهم دارند و رابطه با معاد انسان دو نظریه وجود دارد:

الف ـ معاد روحانی : یعنی اینکه انسان در قیامت با همین بدن زنده نمی‌شود و کلیه پاداشها و کفرها صرفاً از طریق روح انسان دریافت می‌گردد.

ب ـ معاد جسمانی : یعنی اینکه جسم انسان پس از پوسیده شدن و از بین رفتن در این دنیا مجدداً در آن دنیا به همین شکل فعلی از قبر بیرون بیاید و روح انسان در آن حلول نماید و جوابگوی اعمال و رفتار خود گشته و کیفر و پاداش اعمال خود را ببیند. دلایلی که بر اثبات این امر می‌توان ارائه داد عبارتند از :

- علاقه انسان به جسم خود: زیرا انسان سالها در آن جسم زندگی کرده و برای همین همیشه سفارش می‌کند تا در محل مناسبی دفن شود یا جسمش سوزانده شود تا از عذاب دور باشد و یا مومیایی شود و یا کفن او از پارچه مخصوصی باشد.

- اعتقاد تمام ادیان به قیامت : تقریباً می‌بینیم که همه ادیان چون از طرف خداوند برای راهنمایی انسانها آمده‌اند، لذا در آنان مسئله بازگشت روح به جسم ذکر و عقوبت الهی در جهان دیگر وعده داده شده است.

نکته : شبه آکل و مأکول : عده‌ای در رد معاد جسمانی انسانی گفته‌اند که انسان پس از مرگ به خاک تبدیل و خاک نیز از طریق گیاهان میوه می‌شود و آن میوه را فرد دیگری می‌خورد و به همین دلیل ما با چند واسطه پس از مدتی اجزاء بدن دیگران می‌شویم پس چگونه ممکن است در قیامت این ذرات در هم مخلوط شده، جدا می‌شود و دوباره روح در آن دمیده می‌شود. پاسخ این سوأل اینگونه داده شده که اگر تمام بدن ما تبدیل به خاک و پس از آن به میوه شود ، حتی اگر یک سلول از ما باقی بماند همان یک سلول برای بوجود آمدن مجدد بدن ما در قیامت کافی است، زیرا انسانها، گیاهان و حیوانات همه از یک سلول بوجود آمده‌اند.

6/2/2- معاد از طریق سیر تکامل: فلاسفه‌ای که اعتقاد به معاد از طریق سیر تکامل دارند کسانی هستند که می‌گویند: چون خداوند همه مخلوقات را اعم از نبات ، جماد، انسانها خلق نموده پس برای این کار هدفی داشته و آنها را بی‌خود خلق ننموده و برای هر موجودی بر حسب شرایط آن وحکمت خود شروع و پایانی را تعیین نموده است، زیرا اگر برای خلق محدودیتی وجود نداشت پس با خداوند یکی می‌شد. بنابراین همه مخلوقات پس از بوجود آمدن سیر تکامل خود را طی می‌کنند تا به معاد در معاد ابدی در آن دنیا نائل گردند. با عنایت به اینکه هر موجودی متفاوت از موجودات دیگر آفریده شده لذا، سیر تکامل آنها نیز با هم متفاوت می‌باشد. این سیر تکامل به 4 مرحله تقسیم می‌شود که تمام موجودات دارای روح که قوّه تشخیص دارند آن را طی می‌کنند:

1- سیر تکامل ادخالی ( از عالم مادی به عالم برزخ ) منظور این است که اگر انسان در طول زندگی مادی خود به سیر تکامل اوّلیه برسد، روحش به آن دنیا منتقل و در آنجا نتیجه اعمالش را خواهد دید، امّا اگر حادثه‌ای مانع از دوره تکامل مادی وی گردد، روح وی به برزخ منتقل و امکانات جبران گذشته برای وی بوجود آید که این امر در عالم مثال انفاق خواهد افتاد.
در اینجا تعریف کوتاهی از برزخ را می‌آوریم: برزخ فاصله بین دنیای ماده و سرای جاودانی ، عالمی وجود دارد که خالی از بعد زمان و مکان می‌باشد، زیرا به اندازه کل موجوات از ابتدای خلقت تا هر زمانی جای دارد و هر آنچه که در مغز انسان جای دارد اعم از قابل تصوّر و غیرقابل تصوّر همه در این عالم محفوظ می‌باشد و هر موجودی با هر شکل و اندازه و هیکل با همان کیفیت در برزخ آشکار می‌شود. فرق بین این دنیا و برزخ درست مثل فرق رحم مادر با دنیای بیرون برای نوزاد است.

2- سیر تکامل اتّصالی ( از عالم برزخ به عالم مادی) یعنی اینکه دنیایی شبیه دنیای مادی در برزخ برای کسانی که سیر تکامل آنان ناقص مانده بوجود می‌آید برای اینکه طبیعی‌تر بنظر آید با این دنیا ارتباط معنوی دارد تا لذتها و دردها و سایر موارد جهت موجود جسمی بوجود آید.

3- سیر تکامل امتناجی ( به طریق قوس صعودی ) : این حرکت قوس صعودی به منزله تبدیل نبات به حیوان و حیوان به انسان نیست، زیرا هر موجودی از نظر عدد و شمارش و عمر با موجود دیگر متفاوت است و از طرفی این امر معقول نیست که حیوانات به انسان تبدیل شوند، زیرا اگر این تبدیل به صورت فرد به فرد باشد، تعداد انسانها از ابتدا تا بحال حتی به اندازه فقط حشرات آفریده شده تا بحال نمی‌شود. بنابراین حرکات قوس صعودی مواد فوق به طریق حرکت وضعی اتصالی است ( مانند پیدایش اوّلیه تا به انتهای رشد جسمی خود رسیدن ) پس از هر یک از جامدات و نباتات و حیوانات تا موقعی که وجود دارند، بطور مرتب و متوالی تولید کننده مواد بعدی خود هستند بدون آنکه کوچکترین ذره‌ای از ماده وجودی آنها در ماده بعدی تحلیل برود. در نهایت اثری که از ماده اوّلی به دوّمی می‌رسد، ماده دوّی کاملتر می‌گردد زیرا یک اثر از ماده اوّلی و یک اثر از اقتضای طبیعت ماده خودش ذخیره دارد. با این تفاصیل در جماد صرفاً اثر جامد بودن وجود دارد ولی در نبات اثر جامد بودن و نبات بودن وجود دارد و در حیوانات اثر جامد و نبات و حیوان بودن و در انسان نهایتاً اثر همه موارد بعلاوه انسان بودن وجود دارد.

4- سیر تکامل اتحادی ( به طریق قوس صعودی و نزولی ) در این مرحله به انسان پس از طی شش مرحله قبل از تولّد ( سْلاله ، نُطفه ، عُلَقه ، مْضغَه ، عِظام ، لحم ) روح الهی دمیده می‌شود. برای کمال روح، هزار و یک عالم مقرر است که هزار عالم آن بشری و یک عالم آن برای وصال حقیقت است.

3/2- حقیقت دنیا

بمانـد سال‌ها این نظــم و ترتیــب

ز ما هر ذره خاک افتاده جایی

غرض نقشی است که از ما باز ماند

که هستــی را نمی‌بینم بقایــی

سعدی

نخستین گام برای شناخت جان پس از مرگ، شناختن دنیا است، زیرا زندگی جان دیگر در فراسوی دنیا قرار گرفته و هر انسان خردمند دوست دارد به فراسوی خود بیندیشد و حقیقت آن را درک کند و این چیزی است که در این جهان برای او میسر است، دنیایی که گروهی از انسان‌ها آنچنان به آن چنگ زده‌اند که گویا برای همیشه در آن خواهند ماند، و آنچنان به آن دل بسته‌اند که گویا ویژه آنان بوده و دیگران را در آن سهمی نیست، مرگ دیگران و حتی نزدیکترین خویشاوندان خود را می‌بینند و لحظه‌های دردناک آخر عمر آنان را به چشم نظاره می‌کنند ، ولی به هیچوجه پند نمی‌گیرند و آنچنان در این دنیا زندگی می‌کنند که گویا از بی‌وفایی و پیامدهای بسیار دشوار و اندوه‌بار دلبستگی به آن کاملاً ناآگاهند. بر این اساس است که شناختن حقیقت دنیا از ارزش و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

الف ـ واژه دنیا

واژه‌شناسان دنیا را از ماده دنو به معنای قرب و نزدیکی دانسته‌اند، طریحی نوشته است: دنیا در برابر آخرت و به سبب نزدیک بودن آن، به این نام نامیده شده است. ابن‌منظور یکی دیگر از واژه‌شناسان عرب نوشته است: دنی‌الشیء من الشیء ، یعنی : چیزی به چیزی نزدیک شده است و دنیا نقیض آخرت است، که اصل آن دنوای بود، و واو آن به یاء تبدیل شد. زیرا وزن فعلی اگر اسم دارای واو باشد، آن واو به یاء تبدیل می‌گردد، این رای سیبویه است ... و دنیا اسم برای این زندگی است که در آن قرار داریم. به این سبب نام دنیا گرفت که آخرت از زندگی این جهان، دور و دنیا به آن نزدیک است.

ب ـ دنیا برای آخرت :

پوچ‌گرایی در میان آنان که مبدأ و معاد را باور ندارند بی‌اندازه رایج است، تا آنجا که آسایش زندگی این جهان را از آنان گرفته، و به بیماری‌های روانی و افسردگی‌های روحی گرفتار ساخته است به گونه‌ای که در اثر این اندیشه نادرست برخی از آنان دست به خودکشی زده و به زندگی خود در این جهان پایان می‌بخشند. در میان یکتاپرستان به ویژه مسلمانان این اندیشه چندان نتوانسته است رخنه نماید، از این‌رو درصد خودکشی‌ها در میان آنان بسیار اندک است. ولی در میدان عمل غفلت، سست ایمانی ، ضعف باورهای دینی و وجود عوامل انحراف از درون و بیرون سبب گردیده است که بسیاری از آنان به دنیا گرایش پیدا نموده و این گرایش خطرآفرین، هم آسایش روانی را از آنان گرفته و هم موجب گریز آنان از دین و مذهب و غفلت از زندگی سعادتمندانه و جاویدان آخرت گردیده است.

علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه به بهترین‌گونه به نکوهش دنیاگرایی پرداخته ، و دنیا را به جز در موارد مخصوص، فاقد هرگونه اعتبار و ارزش شرعی و عقلی و عقلایی معرفی نموده، و ارزش آن را تنها در این راستا قرار داده است که ابزاری برای رسیدن به زندگی جاوید آخرت باشد. اینک نمونه‌هایی از تعبیرات گران‌سنگ آن حضرت در این باره را از نگاه خود می‌گذرانید:

1- در نامه‌ای به معاویه نوشته است:

فان‌الله سبحانه قد جعل‌الدنیا لما بعدها، و ابتلی فیها اهلها، لیعلم ایهم اءحسن عملا، و لسنا اللدنیا خلقنا و لاباسعلی فیها اءمرنا، و انما وضعنا لنبتلی بها.

خداوند منزه از هر عیب و نقص، دنیا را برای رسیدن به فراسوی خود جهان دیگر آفریده است و ساکنان آن را آزموده است تا به علم فعلی آگاه گردد که کدام یک از آنان بهترین کردار را خواهد داشت. و ما برای این دنیا آفریده نشده‌ایم و به تلاش و کوشش در دنیا برای دنیا فرمان داده نشده‌ایم ، و همانا ما در آن آفریده شده‌ایم تا به وسیله آن، مورد آزمایش قرار بگیریم.

2- اءلا و ان هذه الدنیا التی اءصبحتم تتمنونها و ترغبون فیها، و تغضبکم و ترضیکم، لیست بدارکم، و لا منزلکم الذی خلقتم‌له، و لا الذی دعیتم‌الیه، اءلا و انها لیست بباقیة لکم، و لا تبقون علیها، و هی و ان غرتکم منها و قد حذرتکم شرها، فدعوا غرورها لتحذیرها، و اءطماعها لتخویفها، و سابقوا فیها و الی الدار التی دعیتم الیها، و انصرفوا بقلوبکم عنها.

آگاه باشید! این دنیایی را که آن را آرزو می‌کنید، و به آن شوق می‌ورزید، و شما را گاهی به خشم می‌آورد و گاهی از خود راضی می‌گرداند، نه سرای شما و آن جایگاهی است که برای آن آفریده شده‌اید. آگاه باشید! این دنیا برای شما نخواهد ماند، و شما در آن جاوید نخواهید بود. هر چند این دنیا شما را به خود فریفته است ولی از بدی خود نیز شما را بر حذر داشته است. پس به فریب دنیا دچار نگردید که شما را از آن برحذر داشته، و به آن آز نورزید که شما را از آن ترسانیده است و در آن به سرایی که به آن فراخوانده شده‌اید مسابقه بگذارید و با دل‌هایتان از آن روی بگردانید.

3- ... و لبئس المتجر اءن تری الدنیا لنفسک ثمنا و ممالک عندالله عوضا ... ... فلتکن الدنیا فی اءعینکم اءصغر من حثالة القرض و قراضة الجلم...

... و چه بد داد و ستدی است که اگر دنیا را بهای جان خود، و پاداشی از سوی خداوند بدانی ... ... پس باید که دنیا در دیدگاه شما از پوست درخت سلم درختی که پوست و برگ آن در دباغی استفاده می‌شود و از پارچه‌های ریزی که از قیچی خیاطی جدا می‌گردد، ناچیزتر باشد ...

4- انما الدنیا دار مجاز والاءخرة دار قرار، فخذوا من ممرکم لمقرکم، و لا تهتکوا اءستارکم عند من من یعلم اءسرارکم، و اءخرجوا من الدنیا و قلوبکم من قبل اءن تخرج منها ابدانکم، فیها اءختبرتم و لغیرها خلقتم. ان المرء اذا هلک قال الناس: ما ترک؟ و قالت الملائکة ما قدم؟!

هان ای مردم ! دنیا سرای گذشتن و آخرت سرای ماندن است. پس از گذرگاه خود برای جایگاه ماندن توشه برگیرید و نزد کسی خداوندی که از اسرار شما آگاهی دارد نسبت به یکدیگر پرده‌دری مکنید، و پیش از جدا شدن بدن‌هایتان از این جهان، دل‌های خود را از آن بیرون برانید، در دنیا آزمایش می‌شوید و برای جز آن رسیدن به آخرت آفریده شده‌اید در آن هنگام که انسان می‌میرد مردم می‌گویند چه چیزی به ارث گذارده است و فرشتگان می‌گویند چه چیزی را برای سرای جاوید از پیش فرستاده است.

ج- از دنیا باید به میزان نیاز برگرفت:

از سخنان گذشته چنین به دست می‌آید که دنیا جایگاه آزمایش انسان و ابزاری برای رسیدن او به زندگی جاوید و سعادتمندانه آخرت است و این هدف تنها چیزی است که به دنیا ارزش و اعتبار بخشیده و آن را از حالت پوچی بیرون می‌آورد و بی‌تردید این هدف، دارای ارزش و اهمیت فوق‌العاده و منحصر به فرد است، زیرا تنها راه وصول انسان به رستگاری و نایل شدن او به سعادت و خوشبختی جاوید اخروی است. از این رو توجه به سلامت و امنیت راه نیز در خور اهمیت خواهد بود. بر این اساس، انسان تا آن هنگام که در دنیا زیست می‌نماید به ملاحظه طبیعت مادی خود ناگزیر است از آن برای نیازهای خود بهره برگیرد، این بهره‌گیری تا آنجا که نیاز باشد نه تنها ناپسند نیست، بلکه برای تحصیل هدف اصلی زندگی دنیا، که توشه گرفتن برای آخرت است لازم و ضروری می‌نماید. در این باره نقل شده است:

روزی علی علیه‌السلام در بصره شنید که یکی از یارانش به نام علاء بن زیاد حارثی در بستر بیماری افتاده است، امام علیه‌السلام به قصد عیادت او به خانه او رفت، و آنگاه که خانه بزرگ و وسیع او را مشاهده نمود، چنین گفت:

ما کنت تصنع بسعة هذه الدار فی الدنیا و انت الیها فی الاءخرة کنت اءحوج؟ و بلی ان سئت بلغت بها الاءخرة ، تقری فیها الضیف، و نصل فیها الرحم و تطلع منها الحقوق مطالعها فاذا اءنت قد بلغت به الاءخرة.


بررسی میزان بکارگیری روش های تربیت دینی نوجوانان از منظر نهج البلاغه در کتب دینی مقطع راهنمایی

خداوند متعال در طول تاریخ پیامبران زیادی را برای ارائه دین و تقویت دین داری انسان ها به منظور جلوگیری از انحراف بشر ارسال نموده است از طرف دیگر پیامبران آسمانی نیز دعوت مردم به سوی خدا را در راس اهداف و برنامه های خود قرار داده اند مهمترین گام برای رسیدن به این اهداف تربیت افراد بشر به سمت اخلاق و دین است حتی در قرن بیست ویکم به بعد نیز علی رغم
دسته بندی معارف اسلامی
فرمت فایل doc
حجم فایل 1153 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 43
بررسی میزان بکارگیری روش های تربیت دینی نوجوانان از منظر نهج البلاغه در کتب دینی مقطع راهنمایی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان ..................................................................................... صفحه

چکیده

فصل اول : کلیات تحقیق

مقدمه......................................................................................... 2

بیان مسئله.................................................................................... 4

اهمیت و ضرورت موضوع.............................................................. 5

اهداف پژوهش.............................................................................. 7

سوالات پژوهش............................................................................. 8

تعاریف واژه ها و اصطلاحات............................................................ 9

تعاریف نظری............................................................................... 9

تعاریف عملیاتی .......................................................................... 12

روش تحقیق................................................................................ 13

فصل دوم : پیشینه تحقیق و ادبیات تحقیق

مقدمه........................................................................................ 15

بخش اول................................................................................... 17

موضوع تربیت............................................................................ 17

ارزش و اهمیت تربیت................................................................... 17

جایگاه تعلیم و تربیت...................................................................... 18

هدفهای تربیت در اسلام................................................................... 19

اصول و مبانی وروشهای تربیت........................................................ 21

مفهوم دین................................................................................... 25

فلسفه و ضرورت دین..................................................................... 25

اهمیت تربیت دینی........................................................................ 25

زمان تربیت دینی.......................................................................... 28

طریق آموزش دینی........................................................................ 33

اصولی در تربیت دینی.................................................................... 34

آسیب شناسی تربیت دینی................................................................. 35

موانع تربیت دینی نسل نوجوان در نهاد خانواده...................................... 36

موانع تربیت دینی نسل جوان در نهاد جامعه.......................................... 37

موانع تربیت دینی نسل نوجوان در نهاد نظام آموزشی.............................. 38

بخش دوم................................................................................... 39

آشنایی با نهج البلاغه...................................................................... 39

ضرورت تربیت از دیدگاه نهج البلاغه................................................. 41

امکان تربیت از دیدگاه نهج البلاغه..................................................... 44

تربیت پذیری انسان از دیدگاه نهج البلاغه............................................. 45

ارزش تربیت از دیدگاه نهج البلاغه..................................................... 46

هدفداری تربیت ازدیدگاه نهج البلاغه................................................... 47

ضرورت شتاب در تربیت نوجوان از دیدگاه نهج البلاغه........................... 50

عوامل موثر در تربیت از دیدگاه نهج البلاغه......................................... 52

وراثت....................................................................................... 52

محیط ...................................................................................... 53

محیط جغرافیایی........................................................................... 54

سختیها و شداید............................................................................. 55

کار........................................................................................... 55

عوامل ماورای طبیعت.................................................................... 56

اراده انسان.................................................................................. 56

مبانی تربیت از دیدگاه نهج البلاغه..................................................... 57

مبانی هستی شناسی ( معرفت به خداوند ، به دین و جهان آخرت ) ............... 57

مبانی انسان شناختی ( عقل ، اراده ، تاثیرپذیری ... )................................ 58

اصول تربیتی از دیدگاه نهج البلاغه .................................................. 62

اصل اعتدال................................................................................ 62

اصل تدرج و تمکن ..................................................................... 62

اصل تسهیل و تیسر....................................................................... 63

اصل زهد ................................................................................. 63

اصل تعقل................................................................................... 64

اصل تفکر.................................................................................. 64

اصل تدبر................................................................................... 65

اصل کرامت................................................................................ 65

اصل عزت.................................................................................. 65

روشهای تربیتی از دیدگاه نهج البلاغه.................................................. 66

روش الگویی............................................................................... 66

روش محبت .............................................................................. 67

روش تذکر ................................................................................ 67

روش عبرت .............................................................................. 68

روش موعظه ............................................................................. 68

روش تشویق و تنبیه ..................................................................... 69

روش توبه................................................................................... 70

روش ابتلاء و امتحان..................................................................... 72

روش مراقبه و مطالبه..................................................................... 73

بررسی نمونه عملی در سیره امام علی (ع)............................................ 74

نامه 31 نهج البلاغه سفارشات امام علی (ع) به فرزندش امام حسن مجتبی (ع) 74

پیشینه نظری تحقیق ( تحقیقات انجام شده در داخل کشور )......................... 81

فصل سوم : روش اجرای پژوهش

مقدمه........................................................................................ 87

جامعه........................................................................................ 87

نمونه ....................................................................................... 87

روش اجرای پژوهش..................................................................... 87

روش جمع آوری اطلاعات............................................................... 88

طرح پژوهش............................................................................... 88

فصل چهارم : یافته های پژوهش

مقدمه........................................................................................ 91

معرفی سیر تربیتی کتاب دینی مقطع اول راهنمایی و بیان هدف محتوا و روش 92

معرفی سیر تربیتی کتاب دینی مقطع دوم راهنمایی و بیان هدف محتوا و روش 110

معرفی سیر تربیتی کتاب دینی مقطع سوم راهنمایی و بیان هدف محتوا و روش 125

یک نگاه کلی به مباحث تربیتی امام علی (ع) و نمودار توصیفی................. 142

پاسخ به سوالهای پژوهشی.............................................................. 147

فصل پنجم : نتایج و پیشنهادها

بیان مسئله ، روش و یافته ها به صورت خلاصه.................................... 153

نتیجه گیری .............................................................................. 155

محدودیتهای تحقیق........................................................................ 157

پیشنهادها................................................................................... 158

فهرست منابع.............................................................................. 160

فهرست نمودارها

نمودار (1) عوامل موثر در تربیت از دیدگاه نهج البلاغه.......................... 143

نمودار (2) مبانی تربیت از دیدگاه نهج البلاغه ..................................... 144

نمودار (3) اصول تربیت از دیدگاه نهج البلاغه .................................... 145

نمودار (4) روش های تربیت از دیدگاه نهج البلاغه................................ 146


فهرست نمودار صفحه

نمودار (1) عوامل موثر در تربیت از دیدگاه نهج البلاغه

نمودار (2) مبانی تربیت از دیدگاه نهج البلاغه

نمودار (3) اصول تربیت از دیدگاه نهج البلاغه

نمودار (4) روشهای تربیت از دیدگاه نهج البلاغه


چکیده تحقیق :

خداوند متعال در طول تاریخ پیامبران زیادی را برای ارائه دین و تقویت دین داری انسان ها به منظور جلوگیری از انحراف بشر ارسال نموده است از طرف دیگر پیامبران آسمانی نیز دعوت مردم به سوی خدا را در راس اهداف و برنامه های خود قرار داده اند مهمترین گام برای رسیدن به این اهداف تربیت افراد بشر به سمت اخلاق و دین است . حتی در قرن بیست ویکم به بعد نیز علی رغم پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی میل به پرسش در وجود انسان ها شعله می کشد و قیام ها و جنگهای زیادی بر سر مساله دین و مذهب به وقوع پیوسته و یا در حال وقوع است . برای قرارگرفتن گرایش فطری انسانها به سمت خدا و دین « شیوه آموزش و تربیت دینی توسط والدین و نظام آموزشی مهمترین و موثرترین راه برای نیل به این مقصود است . »

در نظام آموزشی برای تربیت دینی عوامل بسیاری دخیل هستند مانند رفتار و منش معلم ، شیوه تدریس ، محتوای تدریس .... و ما در بین این عوامل کتب دینی مقطع راهنمایی را انتخاب نمودیم تا ببینیم چه میزان از شیوه های تربیتی امام علی(ع) برای تربیت دینی نوجوان در آن استفاده شده است .

در این راستا فصل اول شامل بیان مسئله ، اهمیت و ضرورت موضوع ، بیان اهداف ، سوالات پژوهش و تعریف واژه ها می باشد و فصل دوم به دو بخش تقسیم می شود که بخش اول شامل موضوع تربیت ، هدفهای تربیت در اسلام ، ارزش و اهمیت تربیت ، اصول و مبانی و روشهای تربیت ، دین ، فلسفه و ضرورت دین ، اهمیت تربیت دینی ، زمان تربیت دینی ، طریق آموزش دینی ، اصولی درتربیت دینی ، آسیب شناسی دینی و بخش دوم به معرفی نهج البلاغه و ضرورت تربیت از دید نهج البلاغه ، عوامل موثر در تربیت ، اصول و مبانی روشهای تربیتی از دید نهج البلاغه می باشد و سپس یک نمونه عملی یعنی قسمتـی از نـامـه 31 نهج البلاغه و در انتهای این بخش به پیشینه نظری تحقیق اشاراتی داشته است .

در فصل سوم به روش اجرای پژوهش نگاهی داشته که از روش مطالعاتی و توصیفی استفاده گردیده است.

و در فصل چهارم نیز به بیان اهداف ، محتوا و روشهای تربیتی کتب دینی پرداخته شده و میزان بکارگیری روشهای تربیتی نوجوانان درکتب دینی را بررسی و در انتهای فصل نمودارهای توصیفی از مطالب جمع آوری شده را ارائه و به سوال های پژوهش پاسخ داده شد است .

و در فصل پنجم بعد از ذکر بیان مسئله ، روش یافته ها به صورت خلاصه بیان شده است که حاصل آن این است که از بین 9 روش تربیتی استخراج شده از نهج البلاغـه 6 روش درکتب دینی می باشد (روش الگویی، محبت ، تذکر ، موعظه ، عبرت ، تشویق و تنبیه ) و 3 روش که روش عملی تر می باشد یافت نشد ( روش توبه ، ابتلا و امتحان، مراقبت و محاسبه ) و در پایان این فصل به پیشنهادها و محدودیتهای تحقیق اشاره شده است .

مقـدمه :

تـوجـه بـه دیـن ودیـنداری همواره به عنوان یکی ازمسائل مهم مطرح بوده و می باشد و به عبارت بهتر می توان گفت که همراه با هبوط حضرت آدم ابولبشر (ع) ، به کره خاکی دین و دینداری نیز آغاز شد و همواره در طول حیات بشر در زندگی انسان ها حضور داشته است و آنچنان این موضوع از اهمیت برخوردار بوده که خداوند متعال پیامبران زیادی را برای ارائه دین و تقویت دینداری انسان ها همچنین جلوگیری از انحراف بشر به طرف دین باطل ارسال نموده است و این خود بیانگر اهمیت این موضوع مهم می باشد .

از طرف دیگر باید توجه داشت که هرچیزی که در طول حیات بشر استمرار داشته باشد نشان دهنده نیاز فطری آدمی به آن است در اهمیت دین و دینداری باید افزود که در طول تاریخ قیامها و جنگ های زیادی بر سر مسئله دین و دینداری به وقوع پیوسته و بسیاری از انسان ها جان خود را نیز در راه دین و بـرای بـاورهای مـذهـبی خود فدا نموده اند که قیام عاشورا و شهادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و 72 نفر از یاران فداکارش به عنوان مهمترین نمونه ی این قیام ها می باشد .

امام حسین علیه السلام مهمترین هدف خود را از این قیام حفظ دین جد خود حضرت محمد (ص) اعلام داشته و این قیام آن چنان اهمیت دارد که به عنوان الگو و سرمشق برای سایر قیام ها می باشد .

در عصر کنونی نیز مهمترین علت افزایش نابهنجاری های اجتماعی فاصله گرفتن بشر از دین می باشد و صاحب نظران و اندیشمندان تنها راه خروج از بن بسـت هـای فـرهنـگی و اخلاقی را احیا و بازگشت مجدد بشر به سوی د ین می دانند .

از طرف دیگر آموزش دینی کودکان، نوجوانان و جوانان نیز همواره به عنوان یکی از دغدغه ها و مسائل مهم بعضی از خانواده ها ، نظام آموزشی و جامعه اسلامی بوده و می باشد .

موضوع و مسئله تربیت دینی و راههای بهبود نگرش نسل جوان نسبت به معانی و مفاهیم دستورات دینی آن چنان دارای اهمیت است که به عنوان یکی از مهمترین اهداف نظام تعلیم و تربیت اسلامی می باشد . اما متاسفانه تاکنون یک عزم و اراده ی جدی برای دستیابی به میزان تحقق این هدف مهم وجود نداشته و همچنین آسیب شناسی دقیقی از روشهای به کارگرفته شده توسط والدین و نظام آموزشی انجام نپذیرفته است .

حال با توجه به ضعفهای موجود در تربیت دینی نوجوانان در مدارس بر آن شدیم تا با تکیه بر نهج البلاغه و استفاده از روشهای تربیتی و الگوهای رفتاری آن یگانه ، بشریت باب علم نبی ، پدر بزرگوار امامان معصوم علیه السلام به بررسی کتب دینی مقطع راهنمایی پرداخته و ببینیم تا چه میزان از شیوه های تربیت دینی امام علی (ع) در کتب دینی استفاده شده است .

بیان مسئله

با توجه به مشکلات و انحرافات اخلاقی و دینی نوجوانان در دهه اخیر بکارگیری روش و الگوهای دینی درست و کامل برای رفع مشکلات وبرطرف نمودن موانع و هدایت صحیح آنان امری ضروری می باشد از جمله این شیو ه ها و الگوی صحیح راه یافت در مسیر شناخت شیو ه های تربیتی امام علی (ع) به عنوا ن یک انسان کامل و یک الگوی تمام نمای انسانیت می باشد و معرفی این بزرگوار و بیان و گفتار و شیو های تربیتی ایشان در مسیر تربیتی دینی نوجوانان که می تواند راه گشایی بزرگ و هدایت گر در امر تعلیم و تربیت صحیح و کامل دانست .

دراین تحقیق سعی محقق بر آن است که موارد ذیل را مورد بررسی قرار دهد :

1- اهمیت و ضرورت تربیت دینی و مذهبی نوجوانان در عصر حاضر

2- دیدگاه امام علی (ع) در تربیت نوجوانان

3- دیدگاه امام علی (ع) در بحث تربیت ( مبانی ، اصول ، روشها )

4- میزان بکارگیری این روش در کتب دینی مقطع راهنمایی

سوال 4 در حقیقت مسئله اصلی تحقیق و پژوهش ما می باشد که درکتب دینی مقطع راهنمایی چه میزان از روشهای امام علی (ع) استفاده گردیده است .

اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش

چنانچه اهداف مشترک همه انبیاء الهی ، مورد بررسی و دقت نظر قرار گیرد مشخص می شود که موضوع تربیت دینی و اخلاقی از عالی ترین اهداف و وجه مشترک تعالیم همه فرستادگان الهی بوده است و این مهم همواره در کتب آسمانی مورد تاکید قرار گرفت و تکرار کلمه تقوا در قرآن کریم به عنوان کامل ترین کتاب آسمانی ادعای فوق را تایید می کند .

از سوی دیگر تربیت دینی و اخلاقی و همچنین تربیت اجتماعی کودکان و نوجوانان و جوانان از مهمترین اهداف و آرمان های خانواده ها و همچنین از مهمترین اولویت های نظام تعلیم و تربیت است . اما باید توجه داشت که تربیت اجتماعی خود تحت الشعاع تربیت دینی و اخلاقی نسل جوان می باشد زیرا فردی که دارای تربیت دینی و اخلاقی باشد مسلما ٌ نسبت به ارزشها و هنجارهای اجتماعی نیز پایبند ی لازم را خواهد داشت و در آن هنگام می توان به کاهش نابسامانی ها و ناهنجاری های اجتماعی نیز امید بست از این رو هرگونه تحقیق و تلاش در جهت تربیت دینی و اخلاقی نسل نو به طورمستقیم بر تربیت اجتماعی آنان نیز تاثیر گذار خواهد بود .

از زاویه دیگر باید گفت یکی از مسائل مهم فرهنگی در سالهای اخیرمسئله هجوم فرهنگی بیگانگان در جهت تضعیف باورها و ارزشهای دینی و مذهبی نسل جوان می باشد و در هجوم فرهنگی باید نگاه کرد که نوک پیکان مهاجم به طرف کیست ؟

بطور مسلم باورها و ارزشهای دینی نسل جوان یکی از مهمترین اهداف مهاجمین می باشد و موثرترین راهکارها تقویت باورها و ارزشهای دینی نسل جوان می باشد باید یاد آور شد که اهمیت و نقش نسل جوان در فردای این مرز و بوم بر کسی پوشیده نیست و به عبارت بهتر اداره فردای کشور به دست نسل جوان امروز سپرده خواهد شد .

تاسف بار اینکه هم والدین و هم نظام آموزشی و سایر نهادهای اجتماعی موثر از یک سو فرصت طلایی در سنین تاثیر گذاری بر تربیت دینی و اخلاقی نسل نو را از دست داده و از سوی دیگر از بکارگیری از پتانسیل و استعداد کودکان ، نوجوانان و جوانان در جهت جستجوگری و دریافت مفاهیم و ارزشهای دینی ناتوانند .

شکل گیری هویت دینی و تقویت باورهای مذهبی نسل جوان موجب می شودکه در هجوم فرهنگی زود فرهیخته فرهنگ بیگانه نشوند و در برابر آن مقاومت وایستادگی کنند . از این رو موثرترین راه تضمینی برای جلوگیری از سلطه سیاسی بیگانگان در آینده این مرزو بوم نیز تقویت باورهای دینی و مذهبی نسل جوان می باشد البته همانطور که قبلاٌ اشاره شده که چه مسوولیت تربیت دینی و اخلاقی نسل جوان تنها بر عهده نظام آموزشی نیست و نهاد خانواده و جامعه نیز بزرگترین مسوولیت را نسبت به این مهم دارند اما نظام تعلیم و تربیت به لحاظ این که به طور رسمی مسوولیت تربیت و هدایت نسل نو را بر عهده دارد چنانچه از این فرصت های استثنایی و تا زمانی که کودکان و نوجوانان در اختیار و در دایره نظام تعلیم و تربیت قرار دارند نتواند بهره لازم را ببرد به طور قطع در ایفای رسالت مهم خود کوتاهی نموه است زیرا با افزایش سن و سال کودکان و نوجوانان و هم مقاومت شان در برابر تعلیم و تربیت پذیری افزایش خواهد یافت وهم با خروج افراد از دایره نظام تعلیم و تربیت فرصت طلائی برای هدایت و تربیت دینی و مذهبی نسل جوان را از دست خواهد داد.

اهداف پژوهش

اهداف کلی :

1- « بررسی میزان بکارگیری روشهای تربیت دینی نوجوانان از منظر نهج البلاغه در کتب دینی مقطع راهنمایی »

2- ارائه پیشنهاد ها بر اساس یافته های پژوهش به برنامه ریزان و دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت به منظور عمق بخشیدن به شناخت دینی دانش آموزان و افزایش روحیه دینداری و تعهد و التزام عملی آنان نسبت به اسلام و انقلاب به عنوان هدف غائی این تحقیق . چرا که رعایت و الزام آن ما را در رسیدن به جامعه ای ایده آل و امت نمونه اسلامی کمکی شایان می نماید و هدف دیگر از انجام این تحقیق مشخص کردن امکانات و امتیازات بی شمار سیـره تربیتی امام علی (ع) در نهج البلاغه است و بررسی این مساله که چگونه می تواند در تحقق نظام مطلوب و مورد نیاز جامعه اسلامی موثر واقع گردد .

اهداف جزئی :

1- بررسی دیدگاه امام علی (ع) در تربیت دینی نوجوانان

2- بررسی دیدگاه امام علی (ع) نسبت به ابعاد تربیت دینی نوجوانان

3- بررسی دیدگاههای امام علی (ع) در مورد روشهای ترتیب دینی نوجوانان

4- بررسی دیدگاههای امام علی(ع) در مورد عوامل موثر در تربیت دینی نوجوانان

5- بررسی میزان بکارگیری روشهای ترتیبی امام علی (ع)درکتب دینی مقطع راهنمایی .

سوالات پژوهش

1 - تربیت دینی درسن نوجوانی از دیدگاه نهج البلاغه چه جایگاهی دارد ؟

2- ابعاد تربیت دینی از دید نهج البلاغه چگونه است ؟

3- روشهای تربیت دینی در نهج البلاغه چگونه است ؟

4- عوامل موثر در تربیت نوجوان از دیدگاه نهج البلاغه چیست ؟

5- میزان استفاده روشهای تربیت دینی نهج البلاغه در کتب دینی چگونه است ؟

تعاریف نظری

دین :

مجموعه ی تعالیم و دستورات نشات گرفته از خداست که از طریق وحی به پیامبران ابلاغ شده تا بگوش مردم برساند و آنها را به رعایت و عمل تشویق کند [1].

مذهب : مذهب شامل مجموعه ای از باورهاست و این باورها خود توسط کلمات بیان می شود ، یعنی به صورت اندیشه ای در می آیند که کم و بیش شکل دستگاه فکری به خود گرفته و فقط با اعمال که مظاهر باورها و شیوه های تجدید نظر هستند زنده می ماند و مشخص می گردد[2].

تربیت :

تربیت در لغت به معنی نشو و نما دادن ، زیاد کردن و برکشیدن و مرغوب یا قیمتی ساختن است . در معنی اخیر تربیت از حدافراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق دادن می باشد[3] .

تربیت پرورش دادن استعدادهاست. استعدادهایی که بالقوه در یک جاندار وجود دارد و به وسیله تربیت باید آن ها را به فعلیت در آورده و رشد داد و از همین جا معلوم می شود که تربیت باید تابع فطرت مـوجـود بـاشـد و نمـی شـود مـوجـود را بـرخلاف فطرت آن رشد داد . این نوع تربیت را در خصوص انسان از طریق علم اخلاق انجام می دهد در واقع تربیت انسانی یعنی رشد اخلاقی انسان بر مبنای نظارت او[4] .

تربیت :

تربیت دینی مجموعه دگرگونی هایی است که در عقیده فرد به منظور ایجاد نوعی خاص از عمل و رفتارکه متکی به ضوابط مذهب باشدانجام می شود. به عبارت دیگر در سایه ی دگرگونی هایی که در فکر و عقیده افراد ایجاد می گردد ، اخلاق ، عادات آداب و رفتار ، روابط فردی و اجتماعی شخص به صورت مذهبی وشرعی شکل می گیرند و مذهب به عنوان عامل مسلط بر زندگی و جنبه های آن خود نمایی می کند[5] .

درتعریف دیگراز تربیت دینی از دکتر خسرو باقری می خوانیم[6] .

تربیت دینی در مفهوم اصیل آن به این معناست که تدین ، در ارتباطی از نوع تربیت در خرد شکل بگیرد به عبارت دیگر اعتقادات دینی ، تجربه درونی ، در ارتباط با خدا ، التزام درونی نسبت به سخن خدا و عمل به مقتضای آن ، باید بستر تبیین عرضه معیارها ، تحرک درونی و نقادی جریان یابد . تربیت دینی باید با همین ویژگیهای اصیل خود در قرن بیست و یکم و چالشهای آن جلوگر شود ، پیراستن تربیت دینی از تلاشهای شبه تربیتی یا بد فهمی های ما از دین امکان توفیق تربیت دینی را در برابر چالشهای این قرن فراهم می کند .

کتب دینی :

منظور کتابهای فرهنگ اسلامی و تعلیمات دینی سه مقطع راهنمایی می باشد . در حقیقت عبارت است از محتوای تحت عنوان کتاب فرهنگ اسلامی و تعلیمات دینی دوره راهنمایی تحصیلی که از سوی دفتر برنامه ریزی تالیف کتب درسی تهیه و توسط شرکت چاپ ایران در اختیاردانش آموزان دوره راهنمایی به تفکیک پایه قرار می گیرد .

نوجوان و جوان :

مراحل سنی مختلف در حیات انسانها میزان رشد و فعالیتهای جسمی و فکری در هر مرحله مورد توافق و قبول همه محققین چون روانشناسان ، جامعه شناسان و... نیست و دارای تفاوتهایی می باشد . برای این تحقیق تقسیمات سنی را به صورت زیر در نظر گرفته ایم .[7]

کودکی از آغاز تا پایان 12 سالگی

ازپایان12سالگی تا 16 سالگی نوجوانی پسران

نوجوانی

از پایان 10 سالگی تا 14 سالگی نوجوان دختران

سن 16 تا 18 دوران بلوغ پسران

بلوغ

سن 14 تا 16 دوران بلوغ دختران

جوانی سن 18 تا 25 دوران جوانی پسران و دختران

میان سالگی سن 25 تا 40 دوران میان سالی برای زن و مرد

بزرگسالی سن 40 تا 60 سالگی

پیری سن 60 به بعد دوران پیری و کهولت

دوران نوجوانی و جوانی هرکدام نسبت به دوران قبل خود مرحله ی مستقلی از حیات محسوب می شوند دوره ای که به علت وجود تمایلات مختلف و متضاد عده ای از محققین هنوز آن را دوران مبهم زندگی می شمارند .

دوران نوجوانی و بخصوص مرحله بلوغ را ولادتی تازه ذکر می کنند از آن بابت ویژگیهای آن بگونه ای است که گوئی رابطه ی بین این فرد با دنیای سابقش وجود ندارد . در تعبیر پیامبر گرامی مان " شبه من الجنون" آمده و امام امیرالمومنین (ع) آن را "سکر الشباب" یا مستی جوانی تعبیر کرده است

تعاریف عملیاتی

دین : دین مجموعه عقاید ، اخلاق و قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسانها از طریق وحی و عقل در ا ختیار آنان قرار دارد .

تربیت : در این تحقیق منظور از تربیت فعالیتهای آموزش و پرورش به منظور آماده سازی و رشد و بالندگی انسان برای ارتقاء سطح آگاهی های و بینش مناسب نسبت به خود جامعه ، هستی و مبدأ آفرینش می باشد .

تربیت دینی : منظور از تربیت دینی دین فرد در چهارچوبی پرورش یافته باشد و رشد یافته باشد که خود را مقید به رعایت عقاید، اخلاقیات و احکام و مقررات مربوط به دین بداند .

کتب دینی : منظور کتب دینی سه مقطع راهنمایی می باشد .

نوجوان : منظور گروه سنی راهنمایی و ابتدای دبیرستان می باشد .

روش تحقیق

این تحقیق از نوع تحقیق نظری می باشد و روش بکارگرفته شده در این تحقیق نظری به صورت توصیفی – تحلیلی می باشد که برپایه مطالعات کتابخانه ای و روش فیش برداری استوار است .

سعی و تلاش محقق براین است که با استفاده از نهج البلاغه و کتب تفاسیری مربوط به آن و کتب تالیف شده پیرامون تربیت از دیدگاه امام علی (ع) ، روشهای تربیتی از منظر امام علی (ع) را یافته استخراج نموده و به بررسی آنها در کتب دینی پرداخته شود .

مقدمه :

بحث تربیت انسان تاریخی به درازای خلقت بشر دارد . هم زمان با آفرینش حضرت آدم (ع) تربیت او توسط خداوند متعال آغاز گردید وحکمت را پروردگارجهانیان به وی آموزش داد و طریق هدایت و سعادت را خداوند به آدم (ع) نشان داد . بعد از او نیز پیام آوران الهی آمده اند تا انسانها را تربیت کنند .

در هیچ زمانی انسان بدون مربی نبوده زیرا انسان موجودی است که همه جهاتی که در عالم است در او نیز وجود دارد منتها به طور قوه است و در حد استعداد می باشدولی برای اینکه این استعدادها فعالیت پیدا کنند باید مربی باشد تا زمینه های چنین تحولی را فراهم کند و انسان را از مرتبه اسفل به اعلا بکشاند واز ظلمات حیوانیت به نور انسانیت برساند .

تربیت در سنت پیام آوران الهی خروج از ظلمات به سوی نور است و کتاب انبیاء ، کتاب تربیت انسان است . بنابراین تربیت انسان همزاد با پیدایش انسان است و اگرانسان تربیت صحیح شود منشاء همه چیز است و اگر آدم نشود منشاء همه ظلمات خواهد شد .

مسئله تربیت در همه اعصار و مکانها مطرح بوده و اعمال می شده است . تمامی جوامع تربیت رسمی و یا غیر رسمی داشته اند و افراد را با توجه به نیازها و اهداف اجتماعی پرورش می داده اند در دنیای امروزی جایگاه تربیت نسبت به گذشته بیشتر مورد توجه قرار گرفته و امکانات ، منابع ، نیرو وفرصتهای بسیاری به این امر اختصاص می دهند .

بشر به علت بلوغ فکری به اهمیت وضرورت دوچندان تربیت پی برده و هر ملتی که آگاهانه در این مسیر قدم برداشته از ثمرات بی شمار آن منتفع گردیده و در زمینه های مختلف بر سایر ملل پیشی گرفته است . اما همان طوری که تربیت انسان از بهترین وخطیر ترین امور بشری می باشد احتمال آسیب زایی و انحراف آن از مسیر صحیح نیز زیاد است .

با توجه به حساسیت موضوع تربیت انسان ضروری است که این موضوع از جایگاه و مقام انسانهای بزرگ نیز دیده شود و مورد بررسی قرار گیرد و با روشها و سنتهای آن بزرگان نیز آشنا و برای تربیت نسل جدید آنها را بکار بست .

به این منظور این بخش تحقیق اشاراتی دارد به شیوه و روشهای تربیتی امام علی (ع) .

موضوع تربیت :

موضوع و محور تربیت انسان است و با توجه به زمینه های رشد و استعدادهای درونی بشر، تعلیم و تربیت جایگاه خود را پیدا می کند. به عبارت دیگر چگونگی تربیت یافتن انسان و شکوفایی استعدادهای درونی او وظیفه تعلیم وتربیت است .

در این راستا شناخت ماهیت و چیستی انسان و ارائه تعریف دقیق از ساختار وجودی و استعدادهای درونی وی می تواند نقش تعیین کننده ای در رابطه با تعلیم و تربیت و تحقق اصول و اهداف آن باشد[8] .

ارزش و اهمیت تربیت :

«والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئاوجعل لکم السمع والابصاروالافئده لعلکم تشکرون[9].

در اهمیت و ارزش تربیت همین بس که قرآن کریم محور دعوت پیامبران را عموما و پیامبر عظیم الشان اسلام را خصوصا تربیت فضائل اخلاقی قرار داده است و این از موضوعاتی است که جامعه بشری از همـان روزگـار نخستین حیـات بـه آن نیـاز داشته و روز به روز با توسعه زندگی اجتماعی و علمی و سیاسی این نیاز بیشتر شده است . چنانکه هم اکنون در بیشتر جوامع بشری مشاهده می کنیم به همان نسبت که علوم طبیعی و مادی رونق پیدا کرده و زندگی بجانب ماشینی و صنعتی و توسعه یافته است . خود انسان از اصول و مبانی تربیت و از فضائل انسانی دور مانده است علت امر آن است که علم را از ایمان و تقوا جدا نمودند و تعلیم را از تربیت و تزکیه بی نیاز دانستند [10].

انسان به کمک تعلیم و تربیت می تواند استعدادهای درونی خود را بشناسد و گوهر وجودی خویش را بپروراند و آن را تا سر منزل مقصود برساند در واقع تا وقتی انسان نداند که چیست و گنجایش و ظرفیت او چقدر است و چه استعدادهایی دارد به دنبال شکوفا ساختن این استعدادها نخواهد رفت . خلاصه اینکه تنها تربیت صحیح قادر است گوهر گرانبهای وجود آدمی را شکوفا کند و آن را در مسیر سعادت و کمال رهنمون شود . دین مبین اسلام بخصوص مکتب اهل بیت (ع) تعلیم وتربیت را تنها در راه حیات انسان ورسیدن به کمال شمرده وبا ندای (هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون)[11] (آیا آنان که می دانند با آنان که نمی دانند مساوی اند . )

قرآن شناخت را محور تربیتی انسان قرار داده وتعلیم و تربیت را زیر بنای بعثت انبیا دانسته است .

آیات و روایات فراوانی در زمینه اهمیت تعلیم و تربیت آمده است که دراینجا به همین اندازه بسنده میکنیم، در یک کلام می توان گفت که تربیت استفاده ازتمام استعدادهای انسانی است [12].

جایگاه تعلیم و تربیت :

علوم مختلفی اخلاق انسان را موضوع بررسی خود قرار داده اند که برخی از آن ها زیر مجموعه علوم اسلامی هستند . هر کدام از این دانش ها از جهتی خاص به مسائل تربیتی می پردازد مانند علم اخلاق ، اخلاق توصیفی، فلسفه اخلاق و تعلیم وتربیت. در علم اخلاق ، شیوه آراسته شدن به صفات نیکو و پسندیده و زدودن صفات زشت و ناپسند مورد بحث قرار می گیرد و در دانش تعلیم و تربیت از اصول و روش های تربیتی وچگونگی تربیت صحیح براساس ویژگیهای روحی انسان گفته می شود[13].

هدفهای تربیت در اسلام :

از تامل در معانی لغوی واژه های نظیر هدف و غایت بر می آید که جملگی در بردارنده مفهوم ( نهایت و سرانجام کار ) است با این تفاوت که گاهی نهایت امری است عینی و خارجی و گاهی ذهنی یا وجدانی در اسلام هدف نهایی و غایی رسیدن انسان به قرب الهی می باشد . در اصطلاح قرآن انسانی کامل است که قرب الهی یابدپس هدف زندگی از دید قرآن، عبودیت و در نهایت قرب الی الله است .

اهداف در اسلام به دو دسته تقسیم می شود : 1- هدف غایی 2- هدف کلی[14]

الف ) هدف غایی تربیت در اسلام :

هدف غایی تربیت در هر مکتبی ، کمال مطلوب آدمی است و باید تمام فعالیت های او متاثر از آن باشد ، ویژگی های هدف غایی از نظر اسلام که در کل به آن ماهیت خاصی بخشیده است عبارتند از :

1- هم سازی با فطرت: هدف های غایی درمنظر دینی با ساختار وجودی و ماهیت انسان تناسب دارد .

2- جامعیت : در برگیرنده تمام ارزشهای انسانی

3- برانگیزندگی : ایجاد شوق و رغبت

4- عدم محدودیت : که می تواند عامل مهمی برای کسب درجات عالی تر باشد .

5- وحدت هدف غایی : در حقیقت جامع همه ارزشها و کمالات انسانی و در برگیرنده رشد و تعالی تمام مراحل حیات او است .

6- دست یابی به قرب الهی :هدف غایی که حقیقتی بی نهای و جامع تمام ارزشهاست از دید اسلام ، همانا خداوند تعالی است . اوست که بی نهایت و کامل است و می تواند محور تمام افعال انسان قرارگیرد.این هدف حقیقتی است که تمام کمالات به او برمی گردد.

نزدیکی به خدا، علم به خدا، ایمان به خدا و غیره همه ناظر بر یک حقیقت است و آن خداست . از این رو شایسته است که خود خدا که حقیقت ازلی است محور قرار گیرند.

ب ) اهداف کلی تربیت در اسلام :

منظور از اهداف کلی یا واسطه ای یک سوی غایتهای کلی است که برای تبدیل شدن به رفتارهای جزئی باید مشخص تر شوند. این اهداف نسبت به هدف نهایی وسعت و محدوده کمتری دارد. وحد واسط بین هدف نهایی واهداف رفتاری و جزیی اند، هدف های واسطه ای مسیرحرکت انسان را تا حدی مشخص تر،روشن تر می کنند و مجموعه ای راتشکیل می دهند که از به هم پیوستن آنها پیکره هدف نهایی ساخته می شود . از این رو می توان این اهداف را در سه مقوله مورد بررسی قرار داد .

1- اهداف تربیتی اسلام در خصوص ارتباط انسان با خدا (معرفت خدا، ایمان ،تقوا، عبادت ، شکرگزاری)

2- اهداف تربیتی اسلام در خصوص ارتباط انسان با خود( ابعاد مختص انسان و ابعاد مشترک بین انسان و حیوان )

3- اهداف تربیتی اسلام در خصوص ارتباط انسان با دیگران (ارتباط اجتماعی ، ارتباطات اقتصادی ، ارتباطات سیاسی ، ارتباطات فرهنگی )

4- اهداف تربیتی اسلام درارتباط انسان باطبیعت(شناخت طبیعت وبهره برداری صحیح ازطبیعت)

اصول ، مبانی و روشهای تربیت :

اصول تعلیم و تربیت :

واژه اصل در لغت به معنای بیخ ، بنیاد ، پایه و بن هر چیزی است .

در علوم تربیتی معانی گوناگونی برای اصول بیان شده است .

مفاهیم ، نظریه ها و قواعد نسبتا ٌ کمی که در بیشتر موارد صادق است و باید راهنمای مربیان در کلیه اعمال تربیتی باشد . و یا قاعده عامه ای که می توان آن را به منزله دستورالعملی کلی در نظر گرفت و از آن به عنوان راهنمای عمل استفاده کرد .

حاوی «باید » بر این اساس ، هنگامی که از اصول تعلیم و تربیت سخن می گوییم بایدخود را محدود به بیان قواعد می کنیم که به منزله راهنمای عمل ، تدابیر تعلیمی و تربیتی ما را هدایت می کنند[15].

دکتر مهدیان مقصود از اصول را این گونه بیان می دارند. اصول تربیت چهارچوب ها ،قضاوت ها وقواعدی هستند که تمام کوشش های معلم را در جریا تربیت روشن می سازند به طوریکه می توانند منشاء و مصدر رفتار معلم و دانش آموز باشند . در یک عبارت مشخص تر اصول تربیت ، معیارها وضوابطی هستند که بایدها و نبایدهای تربیت را بیان می کنند[16].

ایشان ویژگی های اصول تربیتی را اینگونه بیان می دارند:

1- اصول کشف کردنی و تعینی هستند نه وضع کردنی و تعیینی. یعنی نمی توان با تکیه بر ذهن خود و یا مشارکت با دیگران چیزی را اصل نهاد و آن را ملاک رفتار تربیتی شمارد. زیرا اصل مقوله ای عینی و غیر اعتباری و فرا ذهنی است که از این نظر کمیت اصول نامحدود بوده و بنا به مقتضیات زمانی و مکانی قابل افزایش است .

2- اصول تغییر پذیرند یعنی اینکه مطلق، حتمی و کافی نیستند و لذا همواره اصول تربیت در معرض ارزیابی قرار گرفته و صحت و درستی آنها را برای کاربرد موثر به بوته آزمایش
می گذارند.

3- علی الاصول انتظار می رود اصل قابل تعمیم باشد . اما در عالم واقع گاه کاربرد اصل قابل تعمیم نمی باشد. بنابراین گفته می شود مطلوب وقاعده آن است که اصل بر زمان و مکان باشد نه در مکان وزمان .

4- هر اصلی متناظر با هدفی است و از منبعی ( مبنایی نشات می گیرد و بر کیفیتی از انجام دادن کار (روش) تاثیر می گذارد . یعنی به وسیله اصول روش های درخور بر رسیدن به هدف ها انتخاب خواهد شد . با توجه به توضیحات گذشته مبانی تربیت برخاسته از نیازهای انسانی،مواریث فرهنگی ، بنیادهای دینی و مذهبی و نظرات مربیان بزرگ بودند که منبع کشف اصول تربیت معرفی گردیدند.

بنابراین اصول آموزش وپرورش را می توان از سه منبع اصلی یعنی انسان ، جامعه و دیدگاه فلاسفه و علما تربیتی استخراج نمود .

مبانی تعلیم و تربیت :

واژه مبانی ، جمع مبنا و در لغت به معنای بنیان اساسی وبنیاد است . درعلوم تربیتی ، معانی گوناگونی برای مبانی شده است . د رحقیقت مبانی در تعلیم و تربیت عبارت است از قضایای حاوی"است"که به موقعیت انسان وامکانات ومحدودیتهای او و ضرورتهایی که همواره حیات انسان تحت تاثیرآنهاس مربوط می شود . ویا مبانی تعلیم و تربیت مجموعه قانونمندی های شناخته شده در علوم نظری چون روانشناسی و جامعه شناسی است که تعلیم و تربیت بر آن تکیه می کند[17].

همچنین دکتر مهدیان در مورد مبانی اینگونه می نویسند :

مبانی تربیت عبارتست از اندیشه ها ، افکار ونگرش های مربوط به معرفت شناسی ، جهان شناسی،انسان شناسی وارزش شناسی و در کل موفقیت انسان ،امکانات و محدودیت های او. مبـانـی تربیـت مشتـمل بر پایه ها و عوامل اساسی است که کم و کیف تربیت را نشان می دهد کانالها ومنابعی که مبتنی بر تعالیم دینی ، تحقیقات علمی و معارف فلسفی و کلیه واقعیت هایی است که تمام عوامل وعناصر تربیت را تحت تاثیر قرار داده و به ساختار و محتوا و روش آن جهت کلی می دهند . همچون نظریات مربیان بزرگ تعلیم و تربیت . زیر ساخت هایی که به عنوان زیر بنای تمام جنبه های اصلی ساختار تربیت ( یاطبقات بالای آن ) مبتنی بر آنها هستند.

مبانی تعلیم و تربیت از موقع ( یاموقعیت ) آدمی و امکانات ومحدودیتهایش و نیز از ضرورت هایی که حیاتش را همواره تحت تاثیر قرار می دهد بحث می کند [18].

انواع مبانی تربیت

انسان به عنوان موجودی چند بعدی که دارای ویژگی ها وصفات متمایز از سایر موجودات است طبیعت منحصر به فردی دارد . وجود او مملو از قوا و استعدادهای متنوع و گاه متضاد است از عقل و اندیشه تا غضب و شهوت ، از عشق و دوست داشتن تا انزجار و تنفر، خودخواهی ودیگر خواهی و ... همه و همه خصوصیات و خصلت هایی است که از او موجودی زیستی ، اجتماعی ، روانی ؛ اخلاقـی ، فلسفـی و الهـی ساختـه اسـت . بنابـرایـن تعلیم و تربیت او به زمینه های گوناگون زیست شناختی ، جامعه شناختی ، روان شناختی و فلسفه مربوط می شود و مبانی تربیتش از جامعیتی برخوردار است که همه ابعاد وجودی او را در بر می گیرد با این توضیحات می توان انواع مبانی تربیت را چهارچوب مفهومی معینی که ارتباط معنی دار و متقابلی با یکدیگر دارند شامل مبانی زیر دانست . مبانی فلسفی و تعالیم دینی ، مبانی علمی و زیست شناختی ، مبانی روان شناختی و مبانی جامعه شناختی[19] .

روشها در تعلیم و تربیت

روش در لغت به معنای طریقه و قاعده ، قانون و شیوه است .

روشهای تربیتی عبارتند از دستورالعملهایی که به ما می گویند برای رسیدن به مقصد و مقصود مورد نظر چه باید کرد[20] . به عبارت دیگر روشها ، راهکارها و شیوه هایی عملی هستند که در فرایند تربیت بکار می روند تا متربی به هدف نهایی تربیت برسد .

روشهای تربیتی عبارتند از : دستورالعمل هایی که به ما می گویند برای رسیدن به مقصد ومقصود مورد نظر چه باید بکنیم ، به عبارت دیگر روش ها ، راهکارها و شیوه هایی عملی هستندکه در فرآیند تربیت به کار می روند تا متربی به هدف نهایی تربیت برسد . در حقیقت روش های تربیتی مظهر و نمود بارز کار تربیت هستند و بخش اعظم توفیق مربی و نظام تربیت ، در گرو شیوه هایی است که او برای رسیدن به اهداف تربیتی اتخاذ کرده و به کار می بندد، به همین جهت گزاف نیست اگر بگوییم خطیرترین و دشوارترین مرحله از فرآیند تربیت تعیین و تشخیص روش های تربیتی و استفاده و به کارگیری صحیح و موثر آن است . تربیت کننده ای به تشخیص صحیح شیوه های تربیتی توانا است که از ویژگی های عمومی و اختصاصی متربیان و نیز اهداف و اصول که باید مراعات کرد ، آگاهی کامل داشته باشد[21] .

مفهوم دین :

معنای لغوی دین ، انقیاد ، خضوع ، پیروی اطلاعات و تسلیم است ومعنای اصطلاحی آن مجموعه عقاید ، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسانها از طریق وحی وعقل در اختیار آنان قرار می گیرد [22].

دین روش مخصوص در زندگی ، که صلاح دنیا را به گونه ای که موافق کمال اخروی و حیات دائمی حقیقی باشد تامین می کند [23].

علامه جعفری نیز در تعریف دین می گوید « دین مجموعه قوانین و مقرراتی است که همه به اصول بینش بشر نظر دارد و هم درباره اصول گرایش وی سخن می گوید و هم اخلاق و شئون زندگی او را زیر پوشش دارد و از طریق وحی در اختیار آنها قرار می گیرد [24].


بررسی پیدایش وظهور نانومدیا در علوم اجتماعی و پیامدهای اجتماعی –فرهنگی ، سیاسی آن درجامعه

انسان قرن بیست ویکم با ورود به هزاره سوم به پیشرفت ها وجرقه های بسیار مهمی در عرصه علم وتکنولوژی روبرو شده استدرعرصه فن آوری های جدید وباارزش که می توان آن را «انقلاب صنعتی آینده» خواند، فناوری نانومی باشد که به دلیل پویا بودن این فناوری نو ظهور می توان از رسوخ این فناوری در عرصه ارتباطات سخن به میان آورد
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 1284 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 401
بررسی پیدایش وظهور نانومدیا در علوم اجتماعی و پیامدهای اجتماعی –فرهنگی ، سیاسی آن درجامعه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

بیان مسئله:

انسان قرن بیست ویکم با ورود به هزاره سوم به پیشرفت ها وجرقه های بسیار مهمی در عرصه علم وتکنولوژی روبرو شده است.درعرصه فن آوری های جدید وباارزش که می توان آن را «انقلاب صنعتی آینده» خواند، فناوری نانومی باشد که به دلیل پویا بودن این فناوری نو ظهور می توان از رسوخ این فناوری در عرصه ارتباطات سخن به میان آورد.

می توان گفت ابداعات فن آورانه( به ویژه در عرصه رسانه ها واطلاعات) جهان را به شمشیری دولبه مجهز کرده است که از یک سو پیام آور فضای عمومی جدیدی است که در آن افراد بشر فارغ از مرزها ومحدوده ها به یکدیگر پیوند می خورند وبه فرصت های استثنایی دست می یابند واز سوی دیگر آغاز گر شکاف دیگری میان فقرا واغنیاست فاصله میان دارندگان وفاقدان را بیشتر کرده است.

آنچه که مد نظر اغلب اندیشمندان وپژوهشگران است این است که تنها راه چالش پیروزمندانه ونیز مواجهه خلاقانه با پیامدهای این ابداعات نوین وتحصیل توانایی در پذیرش وبه کارگیری آنها، شناخت دقیق ساختار، توانمندیها وآثار وپیامدهای فن آوری های نوین است.

فناوری نانو در تمامی عرصه های صنعت، پزشکی، فیزیک والکترونیک و.... خودنمایی می کند که به علت رشد روزافزون علم در عرصه های مختلف، تأثیر این علم در وسایل ارتباطی را می توان روز بروز بیشتر مشاهده کرد.نفوذ این فناوری درساخت ریز کامپیوترها ، ریزتراشدها وآنتن هاو باتری وابزارهای دیگر مورد نیاز در رسانه های ارتباطی نوید این را می دهد که در عصر جهان اطلاعاتی که سرعت وزمان بسیار باارزش ومهم تلقی می شوند ومرزبندی از بین رفته است وبا انبوه اطلاعات وداده ها روبروهستیم شایسته است که از حداقل مکان برای ذخیره سازی اطلاعات در کمترین زمان ممکن بهره مند شویم تا بتوانیم استفاده بهینه تر وحضور پویا وشایسته ای در عرصه جهانی داشته باشیم در جهان امروز برای همگام شدن در عرصه های توسعه ورقابت با دیگر کشورها نیازمند به دانش، صنعت وتکنیک هستیم امروزه انسان با بهره گیری از علوم مختلف نظیر سایبرتنیک دیجیتال سازی ونانو فناوری توانسته است روشهای کارآمد کنترل وبازخورد ارتباطات درارگانیسم های زنده، ماشین ها وساختارها رابدست آورد.

فن آوری نانودرسال 1959 توسط فانیمن با عنوان فضای زیادی درسطوح پائین وجود دارد ایده فن آوری نانو را مطرح ساخت ودرسال 1998 جورج وایت ساینر استاد شیمی دانشگاه هاروارد ذخیره اطلاعات را یکی از تحولات اساسی خواند که فن آوری نانو آن را ممکن خواهد ساخت او می گوید شما می توانید( باقطعات نانو) اطلاعات یک هزار لوح فشرده را در چیزی به اندازه یک ساعات مچی جمع آوری کنید با این کار می توان به کتابخانه مرجعی که برای کل زندگی لازم است دستیابی پیدا کرد این یکی از ایده هایی است که تعریف کیفیت زندگی رااندکی تغییرخواهد داد. لذا شایسته است با توجه به اهمیت ورشد سریع استفاده از تکنولوژی های نوین ارتباطی بخصوص نانومدیا در بین اکثریت جوامع ولزوما آشنایی باکارکردها وپیامدهای آن در جامعه به شناخت وبررسی پیدایش وظهور آن در علوم اجتماعی بپردازیم وباهوشیاری ودقت وسرعت بیشتری از آن استفاده کنیم.


اهمیت موضوع:

فن آوری های نوین همگام با انقلاب ارتباطات، مسائل گوناگون را در کشورهای در حال توسعه به وجود آورده است.از یک سو این فن آوری ها می تواند در راه خدمت به توسعه ملل جهان سوم به کاررود وبرای مبارزه با توسعه نیافتگی فقر، بیماری وبیسوادی تجهیز شود واز سوی دیگر
می تواند جهان سوم رابا این پرسش روبرو سازد که اولویتهای واقعی کدامند.

آیا این فن آوریهای نوین، وابستگیها را تقویت خواهد کرد ویا باعث تثبیت استقلال وخود کفایی خواهد شد؟

پژوهشهای به عمل آمده در این خصوص نشان داده است که فن آوری قادر است تغییرات بنیادی شدیدی را در ساختار سنتی کشورها ایجاد کند بنابراین، جهان سوم که هم در فقر اقتصادی وهم در فقر اطلاعاتی دست وپا می زند در زمینۀ تولید وحتی وارد کردن سخت افزارها ونرم افزارهای ارتباطی دچار مشکلات عدیده است آیا ناپذیرش وبه کارگیری این فن آوری ها با پیامدهای ناخوشایند اقتصادی- سیاسی واجتماعی روبرو نخواهد شد؟

آنچه که مد نظر اغلب اندیشمندان می باشد این است که تنها راه چالش پیروزمندانه ونیز مواجهه خلاقانه با پیامدهای این ابداعات نوین وتحصیل توانایی درپذیرش وبه کارگیری آنها، شناخت یقین ساختار، توانمندیها وآثار وپیامدهای فن آوریهای نوین (نانومدیا) است.

فن آوری نانومدیا که بسیار فراگیرتراز فن آوری های ارتباطی می باشد مجموعه ای ازرسانه های دیگر نظیر مولتی ریا وسایل ارتباطی دوسریه وتعاملی ودیجیتال وسایبر تنیک می باشد لذا با توجه به نفوذ فناوری نانو در ساخت این گونه وسایل ارتباطی واهمیت وگستردگی آن در به کارگیری از ابزار ارتباطی برآن شدیم تا بررسی وشناخت نانومدیا رادراین تحقیق مطرح سازیم.

با امید به این که با آگاهی وبهره گیری صحیح از این فناوری نوین در رشد وتوسعه انسانیت وبالندگی علمی کشور برخوردار شویم.

اهداف تحقیق:

انسان قرن بیست ویکم با ورود به هزاره سوم به پیشرفت ها وجرقه های بسیار مهمی در عرصه علم وتکنولوژی روبرو شده است در عرصه فناوری های جدید وبسیار باارزش «فناوری نانو»می باشد که به دلیل پویا بودن این فناوری نو ظهور می توان نقش آن رااز جنبه های مختلف بررسی کرد لذا در عصری که ما آن را عصر اطلاعات وارتباطات می نامیم از رسوخ این فناوری در عرصه ارتباطات نیز ناگزیریم نفوذ این فناوری در علم الکترونیک وساخت ریز کامپیوترها وریزتراشه هاو.... نوید این را می دهد که بتوان از سرعت وزمان وتعامل بیشتر در به کارگیری فن آوری های نوین ارتباطی (نانومدیا) بهره مند شد وبرای همسو وهمگام بودن در عرصه جهانی لازم است هر چه بیشتر به نقش فناوری های نوین وپیامدهای آن آشنا شد وبا ارائه راه کارها(مختلف در استفاده مثبت و کارآمد از این رسانه نوین به رشد وبالندگی کشور کمک کرد بررسی جایگاه نانومدیا در این پژوهش شاید کمک ناچیزی جمعیت آگاهی وروشنگری افرادیکه دوستدار علم وآگاهی و رشد و پیشرفت هستند بنماید.

بنابراین این تحقیق درصدد بررسی پیدایش وظهور نانومدیا در علوم اجتماعی و پیامدهای اجتماعی –فرهنگی ، سیاسی آن درجامعه هستیم.


سوالات تحقیق:

1- آیا نانومدیا ازوسائل ارتباط جمعی می باشد؟

2- نقش نانومدیا در نحوه ارتباطات میان فردی چیست؟

3- تأثیر نانومدیا درمشارکت های اجتماعی وفعالیت های اجتماعی چگونه است؟

4- تأثیر نانومدیا در مشارکت های سیاسی وفعالیت های سیاسی چگونه است؟

5- چه رابطه ای میان نانومدیا وفرهنگ وجود دارد؟

6- آیا بین نوع ارتباطات اجتماعی وبه کارگیری نانومدیا رابطه وجود دارد؟

7- چه رابطه ای بین نانومدیا وجامعه نظارتی وجود دارد؟

8- نانومدیا وسایبرنتیک چه رابطه ای دارند؟

9- آیا بین دسترس به نانومدیا وگسترش جامعه اطلاعاتی رابطه وجود دارد؟

10- نقش نانومدیا در ایجاد فضای مجازی( سایبر اسپیس) چیست؟

11- آیا بین احساس رضایت وخشنودی وبکارگیری نانومدیا رابطه وجود دارد؟

فصل دوم

یافته های تحقیق

مقدمه:

جهان در قرن بیست ویکم در عصر فوق صنعتی یا عصر اطلاعات قرارگرفته است، نظام سنتی ارتباطات که عموماً عبارت بود از سیستم محاوره ای وکلامی مبتنی بر تماس نزدیک افرادبه یکدیگر، اکنون در جوامع پیشرفته صنعتی بسیار کمرنگ شده است بیش از این انسانها،برای انتقال پیام، بایست یکدیگر را می دیدند وچشمهایشان همدیگر را لمس می کرد وصدای زنده هم را از نزدیک
می شنیدند، اما در عصر اطلاعات، تکنولوژی های ارتباطی دوربرد از مرحله سنتی عبورکرده است وپدیده های نوین تکنولوژیک در زمینه زیر ساختارهای نوین ارتباطی ( هم چون فیبر نوری، ماهواره ای ارتباطی وروبوتهای باهوش وماشینهای هوشمند الکترونیکی وصنایع سخت افزاری ونرم افرازی کامپیوتر ونانوتکنولوژی وکاربردهای آن در زمینه مخابرات الکترونیک وصنعت) نقش بسیار اساسی را در حذف انسان از اجتماع وانزوای او ایفا خواهد کرد اگر تاکنون مواردی چون، دانشگاه
مکاتبه ای،کلاسهای غیر حضوری،آموزش از طریق ویدئو وتلویزیون نمونه های ضعیفی از گسستگی انسان از اجتماع به شمار می رفته اند در عصر اطلاعات نوع جدید ارتباط از طریق دیجیتال سازی، سایزتیک ونانوتکنولوژی روش جدیدی از اشتغال به نام اشتغال از راه دور، شیوه تازه ای برای تفریح وگذراندن اوقات فراغت به نام واقعیت مجازی، تکنیک نمایشی ایده آلی به نام تلویزیونهای دوسویه وتکنیک ارتباطی ونمایشی جزایی چون تله پیوتر و... عناصری از تکنولوژی خواهند بود که موجد جریان یادگیری الکترونیک،مدارس ودانشگاههای مجازی واقتصاد وبازرگانی الکترونیک و....
می باشد، نقش بسیار بارزی را در جدایی انسان از گروههای مختلف اجتماعی ایفا خواهندکرد گروههای اجتماعی در عصر اطلاعات،نه به صورت واقعی وعینی، بلکه «مجازی» خواهند بود در این عصر، ارتباط با شبکه های اطلاعاتی جهانی مبتنی برWAN ، نیاز فرد به تعلق داشتن به گروه واجتماع را تأمین خواهد کرد وبه او در حالی که در اتاق خانه اش پشت میز کامپیوتر نشسته است شخصیت اجتماعی وحتی جهانی داده می شود.واوبه راحتی خود رادر یک جمع ودر ارتباط غیر فیزیکی با دیگران می بیند، به علاوه اشتغال از راه دور، ارتباطات معیشی را برایش فراهم می سازد واز این طریق در محیط مأنوس منزل کارهای موظف سازمانی خود را انجام می دهد تلویزیون های دو سویه امکان آموزش او وفرزنداش را بدون حضور در دانشگاه یا مدرسه فراهم می سازد ویا با انتخاب وتماشای فیلم دلخواه ویا با پرداختن به تفریح به شیوه واقعیت مجازی، در میان انبوده نتوانستن ها، آنچه را که می خواهد به دست آورد ویا فقط با گرفتن یک شماره تلفن، به دنیای شلوغ اینترنت ویا شبکه ای کامپیوتری دیگر(به مشابه یک جامعه چندین میلیونی مجازی) وارد می شود وبا هر کس که بخواهد ارتباط برقرار می کند ویابه هر انجمنی ( انجمن ها وگروههای مجازی) که دوست داشته باشد سرک می کشد.

برای خرید اجناس مورد نیازش، با کامپیوتر خود آنها را می بیند وسفارش می دهد تا کالا را در منزل تحویلش دهد وپول آنها را نیز به صورت مجازی خواهد پرداخت.

افزودن براینها کامپیوتر برای اومنشی خودکاری خواهد بود که علاوه بر انجام دادن فرامین او، کارهای روزانه اش را نیز تنظیم وتمشیت خواهد کرد.

به هر تقدیر باید پذیرفت که این کالای ارزشمند واین محصول عجیب نبوغ بشری که به عنوان ابزاری علمی وکاری وچه به عنوان وسیله ای تفریحی وارتباطی، تاثیر خود را در نهادهای گوناگون اجتماعی هم چون آموزش وپرورش،خانواده، ارتباطات، سیاست، اقتصاد، پژوهش، بهداشت اوقات فراغت و.... به جای خواهد گذاشت، ضمن این که این پدیده در رفتارهای فردی واجتماعی انسان نیز موثر خواهد بود وباعث گسستگی انسان از ارتباطات واقعی وپیوستگیش به اجتماعات مجازی خواهد شد.

گفتنی است بعضی از واقعیات امروزی برخاسته از تکنولوژی عمل نوین ارتباطی نوین که به تعبیر ویلیام گیسبون نویسینده رمان علمی- تخیلی معروف

Neuromancer که در سال 1984 نوشته شد بشر به دوران سایبر اسپیس (cyberspace)وارد می شود. سایبر اسپیس در کتاب او مکانی است که انسان ها اطلاعات مغز خود را با کامپیوترها از طریق پریز تعویض می کنند چیزی که در آن زمان خیالی بیش نبود، اما امروزه شاهد عملی شدن این امر توسط تکنولوژی نوین برتر اطلاعاتی می باشیم.

نانومدیا ازتوان مشارکت بسیار بالابرخوردار می باشد که از جنبه اقتصادی حائز اهمیت است واز چنان تاثیرات عمیقی برخوردار است که بی تردید مبانی رفتارهای اجتماعی وحکومت را در این قرن تغییر خواهدداد.

در حال حاضر سرعت تحولات تکنولوژیک به حدی است که دولتها علاوه برتامین نیازهای مادی به نیاز مدرن زمانه یعنی باز آفرینی جامعه درهر نسل باید پاسخ دهند این نیاز برخاسته از پیامد مفهومی است که تا پیش از این به نام تکنولوژی های ارتباطی نوین شناخته می شد وحالا با عنوان تکنولوژی های دوسویه ارتباطی نوین پایه تحولات راشکل می دهد تحولاتی که عدم توجه به آنها عواقب سوء فراوانی ( نظیر فروپاشی روسیه) برای کشورها بوجود می آورد لذا در این فصل سعی شده است ابتدا به تعریف نانومدیا وابعاد آن (سیبرنتیک ودیجیتال) پرداخته وسپس پیامدها وچالش های آن را بر در زمینه مذکور برروی انسان ونهادهای اقتصادی اجتماعی-فرهنگی در عصر مجازی مورد بررسی قرار دهیم.

(1-1-2) فناوری نانو چیست؟[1]

نانوتکنولوژی ، فناوری جدید است که تمام دنیا را فراگرفته است و به تعبیر دقیقتر «نانوتکنولو‍ژی بخشی از آینده نیست، بلکه همه آینده است.»

نانوتکنولو‍ژی، توانمندی تولید مواد، ابزارها و سیستمهای جدید با در دست گرفتن کنترل در سطوح مولکولی و اتمی و استفاده از خواص است که در آن سطوح ظاهر می شود. از همین تعریف ساده برمی آید که نانوتکنولو‍ژی یک رشته جدید نیست، بلکه رویکردی جدید در تمام رشته هاست. برای نانوتکنولو‍ژی کاربردهایی را در حوزه های مختلف از غذا، دارو، تشخیص پزشکی و بیوتکنولو‍ژی تا الکترونیک،کامپیوتر، ارتباطات، حمل و نقل انر‍ژی محیط زیست، مواد، هوا فضا و امنیت ملی برشمرده اند. کاربردهای وسیع این عرصه به همراه پیامدهای اجتماعی، سیاسی، حقوقی آن ، این فناوری را به عنوان یک زمینه فرا رشته ای و فرابخش مطرح نموده است.

هرچند آزمایشها و تحقیقات پیرامون نانوتکنولو‍ژی از ابتدای دهه 80 قرن بیستم بطور جدی پیگیری شد، اما اثرات تحول آفرین، معجزه آسا و باورنکردنی نانوتکنولو‍ژی در روند تحقیق و توسعه باعث گردید که نظر تمامی کشورهای بزرگ به این موضوع جلب گردد و فناوری نانو را به عنوان یکی از مهمترین اولویتهای تحقیقاتی خویش طی دهه ی اول قرن بیست و یکم محسوب نمایند.

استفاده از این فناوری در کلیه علوم پزشکی، پتروشیمی، علوم مواد، صنایع دفاع، الکترونیک، کامپیوترهای کوانتومی و غیره باعث شده که تحقیقات در زمینه نانو به عنوان یک پالش اصلی علمی و صنعتی پیش روی جهانیان باشد، لذا محققین، اساتید و صنعتگران باید در یک بسیج همگانی، جایگاه موقعیت و وضعیت خویش را در خصوص این موضوع مشخص نمایند و با یک برنامه ریزی علمی دقیق و کارشناسانه به حضوری فعال و حتی رقابتی سالم در این جایگاه عرض اندام و ابراز وجود نمایند و برای چنین کاری طراحی یک برنامه منسجم، فراگیر همه جانبه اجتناب ناپذیر است.

(2-1-2) نانو چیست؟

پیشوند نانو به معنی یک میلیاردیم است. یک نانومتر ( که به اختصار آن را با nm 1 نشان
می دهیم) برابر است با 1000000000/1 متر. برای درک مقیاس نانو می توان به این مثالها اشاره کرد: قطر موی سر انسان 75000 نانومتر، قطر یک سلول باکتریایی چندصد نانومتر و کوچکترین چیزهایی تا امروز روی مدار ریزپردازنده حک می کنند. در حدود بیش از 130 نانومتر است. کوچکترین چیزهای قابل دید برای انسان با چشم غیرمسلح می توانند حداقل 10000 نانومتر پهنا داشته باشند، ده اتم هیدروژن در یک خط پشت سرهم تنها یک نانومتر طول دارند. اختلاف بین یک نانومتر و یک انسان تقریباً برابر با اختلاف یک انسان و مدار ماه است.

نانو معادل واژه یونانی "dwraf"، به معنای مقیای یک بیلیونیم متر است. همچنین این کلمه به معنای کوتوله و بسیار ریز و کوچک می باشد و معادل 9-10 در زبان علمی است.

در ساده ترین حالت، دانش نانو عبارت است از مطالعه اصول بنیادین مولکول ها و ساختارهای با حداقل ابعاد بین 1 تا 100 نانومتر. شاید کمی غیرابتکاری این ساختارها به نانوساختارها معروفند. نانو فناوری عبارت از کاربرد این ساختارهای نانویی در ادوات نانو مقیاس است. البته مقیاس نانو تنها کوچک نیست، بلکه نوع خاصی از کوچک است.

هرچیزی که اندازه آن کوچکتر از یک نانومتر باشد تنها می تواند یک اتم آزاد یا یک مولکول کوچک باشد که در فضا معلق است، مانند ذره رقیق بسیار کوچک بخارآب. در واقع نانوساختارها کوچکترین جامداتی هستند که می توان آنها را ساخت.

به علاوه، مقیاس نانو منحصربفرد است از آن روی که بنیادی ترین خصوصیات مواد نانومتر ماشین ها طوری به اندازه شان وابسته است که در هیچ مقیاس دیگری نیست.

مایک روکو (Mike Roco) در تعریف دانش نانومتر فناوری نانو می گوید:

«یک نانومتر (یک میلیاردیم متر) نقطه ای جادویی در مقیاس ابعادی است. نانوساختارها در محل تلاقی کوچکترین ادوات ساخت انسان نانومتر بزرگترین مولکولهای جانداران قرار دارند. دانش و مهندسی مقیاس نانو به درک نانومتر استنباط بنیادین دستگاههای تکنولوژیکی برمی گردد که ناشی از استفاده نانومتر بهره گیری از خصوصیات فیزیکی، شیمیایی نانومتر زیستی سامانه هایی است که دارای اندازه بینابینی می باشند. یعنی در اندازه بین اتم و مولکولهای منزوی و مواد کپه ای قرار دارند، جایی که ویژگیهای انتقالی بین دوحد را می توان کنترل کرد.»

(3-1-2) تاریخچه فناوری نانو در جهان:

چهل و هشت سال پیش (Richard Feynman) ریچارد فاینمن، متخصص کوانتوم نظری و دارنده جایزه نوبل، در سخنرانی معروف خود در سال 1959 با عنوان « آن پایین فضایی بسیاری هست‌ (Ther is plenty of room in the bottom) » به بررسی بعد رشد نیافته علم مواد پرداخت. وی در آن زمان اظهار داشت: « اصول فیزیک، تا آنجایی که من توانایی فهمش را دارم، برخلاف امکان ساختن اتم به اتم چیزها حرفی نمی زنند.» او فرض را بر این قرار داد که اگر دانشمندان فراگرفته اند که چگونه ترانزیستورها و دیگر سازه ها را با مقیاسهای کوچک بسازند، سپس ما خواهیم توانست که آنها را کوچک و کوچکتر کنیم. در واقع آنها به مرزهای حقیقی شان در لبه های نامعلوم کوانتوم نزدیک خواهند بود، به طوری که یک اتم را در مقابل دیگری به گونه ای قرار دهیم که بتوانیم کوچکترین محصول مصنوعی و ساختگی ممکن را ایجاد کنیم. با استفاده از این فرمهای بسیار کوچک چه وسایلی می توانیم ایجاد کنیم؟ (Feynman) فاینمن در ذهن خود یک «دکتر مولکولی» تصور کرد که صدها بار از یک سلول منحصربفرد کوچکتر است و می تواند به بدن انسان تزریق شود و درون بدن برای انجام کاری یا مطالعه و تأیید سلامتی سلولها و یا انجام اعمال ترمیمی و به طور کلی برای نگهدای بدن در سلامت کامل به مسیر بپردازد. در بحبوحه سالهای صنعتی کلمه «بزرگ» از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. مثل علوم بزرگ ، پروژه های مهندسی بزرگ و غیره، حتی کامپیوترها در دهه 1950 تمام طبقات ساختمان را اشغال می کردند. ولی از وقتی فاینمن نظرات و منطق خود را بازگو کرد، جهان روندی بسوی کوچک شدن در پیش گرفت.

ماروین مینسکی (Marviv Minsky) تفکرات بسیار باروری داشت که می توانست به
اندیشه های فاینمن قوت ببخشد، مینسکی پدر یابنده هوش های مصنوعی دهه 70-1960 جهان را در تفکراتی که مربوط به آینده می شد، رهبری می کرد. در اواسط دهه 70 (Eric Drexler) اریک درکسلر که یک دانشجوی فارغ التحصیل بود، مینسکی را به عنوان استاد راهنما جهت تکمیل پایان نامه اش انتخاب کرد و او نیز این مسئولیت را برعهده گرفت. درکسلر نسبت به وسایل بسیار کوچک فاینمن علاقمند شده بود و قصد داشت تا در مورد تواناییهای آنها به کاوش بپردازد. مینسکی نیز با وی موافقت کرد.

درکسلر در اوایل دهه 80، درجه استادی خود را در رشته علوم کامپیوتر دریافت کرده بود و گروهی از دانشجویان را به صورت انجمنی به دور خود جمع نموده بود او افکار جوانترها را با یک سری ایده ها که خودش، «نانوتکنولوژی نامگذاری کرده، مشغول می داشت. درکسلر اولین مقاله علمی خود را در مورد نانوتکنولوژی مولکولی (MNT) در سال 1981 ارائه داد. او کتاب موتورهای خودساز : آینده و مرزهای فناوری نانو (Engine of creation : The coming eva of nanotechnology) رادر سال 1986 به چاپ رساند. درکسلر تنها درجه ی دکتری در نانوتکنولوژی را در سال 1991 از دانشگاه MIT دریافت داشت. او یک پیشرو در طرح نانوتکنولوژی است و هم اکنون رئیس انستیتو Foresight (سازمان مرتبط با نانو برای آموزش عمومی فناوری نانو) و Research Fellow می باشد.

البته به بیان دیگر علوم نانو جدید نیستند، چراکه شیمیدانها صدها سال است که از علم نانو درکار خود استفاده می کنند. پنجره های رنگارنگ شیشه ای کلیساهای قرون وسطی دارای نانوذرات طلا در اندازه های مختلف بوده اند. برخی از ظروف سفالی جلادار و صیقل یافته مربوط به دوران سفالی باستان به این واقعیت متکی بوده اند. Einstein به عنوان بخشی از رساله دکترای خود، اندازه یک مولکول شکر را یک نانومتر برآورد کرده است.

بنابراین شیشه گران قرون وسطی و Einstein همگی به عنوان دانشمندان نانو بوده اند. آنچه در خصوص علم نانو جدید می باشد، تمرکز بیش از حد آن بر توسعه فناوری نانوی کاربردی و ظهور ابزارهای مناسب برای فعالیت در این حیطه است. البته شیشه کاران و جام اندازان قدیم به وضوح نمی دانستند که چرا کاری که با طلا می کنند این رنگها را به بار می آورد. در حالی که ما امروزه می دانیم.

لازم به ذکر است که اولین بار کلمه نانوتکنولوژی در سال 1974 میلادی توسط ناریو تانیگوچی (Nario Taniguchi) ارائه گردید تا کار ماشینی با تلورانس کمتر از یک میکرون را شرح دهد.

(4-1-2) کاربردهای نانوتکنولو‍ژی :[2]

علوم و فناوری نانو ، عنصری اساسی در درک بهتر طبیعت در دهه های آتی خواهد بود. برخی از تأثیرات و کاربردهای نانو به شرح زیر می باشد:

تولید مواد و محصولات صنعتی:

نانوتکنولو‍ژی تغییر بینابینی مسیری است که در آینده، موجب ساخت مواد و ابزارها خواهد شد. امکان سنتز بلوک های ساختمانی نانو با اندازه و ترکیب به دقت کنترل شده و سپس چیدن آنها در ساختارهای بزرگتر، که دارای خواص و کارکرد منحصربفرد باشند، انقلابی در مواد و آینده ی تولید آنها ایجاد می کند. محققین قادر به ایجاد ساختارهایی از مواد خواهند شد که در طبیعت نبوده و شیمی مرسوم نیز قادر به ایجادشان نبوده است. برخی از مزایای نانوساختارها عبارت است از: مواد سبک تر، قوی تر و قابل برنامه ریزی به کاهش هزینه عمر کاری از طریق کاهش دفعات نقص فنی، ابزارهای نوین بر پایه اصول و معماری جدید، بکارگیری کارخانجات مولکولی یا خوشه ای که مزیت مونتاژ مواد در سطح نانو را دارند.

بسیاری از شرکت ها از فناوری نانو استفاده کنند تا مواد بهتری درست کنند، مثلاً از لاستیک برای تایرها گرفته تا پارچه های مقاوم در برابر لک شدن. شرکت Zyvex از شرکت های فعال در زمینه فناوری نانو است که در سال 1997 تأسیس شد. این شرکت از نانو تیوب های کربنی جهت افزایش استحکام مواد کامپوزیتی استفاده می کند. بسیاری از شرکت های هواپیمایی، الکترونیک، مخابراتی و بهداشتی در شمار مشتریان Zyvex به حساب می آیند.

شرکت Gero-Tea ژاکتی عرضه می کند که از مواد پلیمری ضدآب (ذرات کربنی در حد نانو) درست شده است که از ایجاد الکتریسیته ساکن ممانعت می کند. که چنین محافظی می تواند برای مثال در لباس های آتش نشانان استفاد شود. شرکت Nano-Tea از فناوری نانو در تولید پوشاک مقاوم در برابر لک شدن استفاده می کند که حتی بعد از چندین بار شسته شدن باز هم لباس در برابر لک شدن مقاوم است. برای مثال یک شرکت فرانسوی سازنده راکت های تنیس به نام Bablet راکتی تولید می کند که در آن از نانو تیوب های کربنی استفاده می شود تا انعطاف پذیری سیم های راکت افزایش یابد. سایر شرکت ها در حال ساخت توپ های گلف و تنیس هستند که به هنگام پرتاب مستقیم تر حرکت می کنند.

Inmat از فناوری نانو برای هر چیزی از بسته بندی مواد غذایی گرفته تا ساخت تایرهایی که هوا را به مدت طولانی تر نگه می دارند، استفاده می کند. و حتی Inmat ساخت توپهای فوتبال و تنیس فعالیت می کندتا توپهایی بسازد که دوام و کارکرد بیشتر و بهتری داشته باشد و شرکت General Electric در مورد عملکرد مواد کار می کند و این شرکت وسعت زیادی از محصولات (از کوره ها، موتورهای هواپیما و اسکنرهای تصویربرداری) الکتریکی دارد. و چندین شرکت از انواع نانوتیوبها قابل استفاده در صفحات گرافیکی فعالیت می کنند. و محصولی به نام Nano Carbon Ball که یک کره میان تهی است که آنها آن را با یک لایه نازک از کربن متخلخل نانو پوشانده اند. این توپ ها به مواد خوشبو آغشته می شوند و به صورت بوگیر در یخچال مورد استفاده قرار
می گیرند.

هوا و فضا:

محدودیت های شدید سوخت برای حمل بار به مدار زمین و ماورای آن، و علاقه به فرستادن فضاپیما برای مأموریتهای طولانی به مناطق دور از خورشید، کاهش مدام اندازه، وزن و توان مصرفی را اجتناب ناپذیر می سازد. مواد و ابزارآلات نانو ساخترای، امید حل این مشکل را بوجود آورده است.

«نانو ساختن (Nano Fabrication)» همچنین در طراحی و ساخت مواد سبک وزن، پرقدرت و مقاوم در برابر حرارت، مورد نیاز برای هواپیماها، راکت ها، ایستگاههای فضایی و سکوهای اکتشافی سیاره ای یا خورشیدی، تعیین کننده است. همچنین استفاده روزافزون از سیستمهای کوچک شده تمام خودکار، منجر به پیشرفتهای شگرفی در فناوری ساخت و تولید خواهد شد. این مسأله با توجه به اینکه محیط فضا، نیروی جاذبه کم و خلأ بالا دارد، موجب توسعه نانو ساختارها و سیستمهای نانو (که ساخت آنها در زمین ممکن نیست) درفضا خواهد شد.

امنیت ملی:

برخی کاربردهای دفاعی نانوتکنولوژی عبارتند از: تسلط اطلاعاتی از طریق نانو الکترونیک پیشرفته به عنوان یک قابلیت مهم نظامی، امکان آموزش مؤثرتر نیرو، به کمک سیستمهای واقعیت مجازی پیچیده تر حاصله از الکترونیک نانوساختاری، استفاه بیشتر از اتوماسیون ورباتیک پیشرفته برای جبران کاهش نیروی انسانی نظامی، کاهش خطر برای سربازان و بهبود کارآیی خودروهای نظامی، دستیابی به کارآیی بالاتر (وزن کمتر و قدرت بیشتر) مورد نیاز در صحنه های نظامی و در عین حال تعداد دفعات نقص فنّی کمتر و هزینه کمتر در عمر کاری تجهیزات نظامی، پیشرفت در امر شناسایی و در نتیجه مراقبت عوامل شیمیایی، زیستی و هسته ای، بهبود طراحی در سیستمهای مورد استفاده در کنترل و مدیریت علوم تکثیر سلاحهای هسته ای،تلفیق ابزارهای نانو و میکرومکانیکی جهت کنترل سیستمهای دفاع هسته ای، در بسیاری موارد فرصت های اقتصادی و نظامی مکمّل هم هستند. کاربردهای عملی درازمدت نانوتکنولوژی در زمینه های دیگر پشتیبانی کننده امنیت ملی است و بالعکس.

دوام پذیری منابع: کشاورزی، آب، انرژی، مواد و محیط زیست

نانوتکنولوژی چنانچه ذکر شد منجر به تغییرات شگرفی در استفاده از منابع طبیعی، انرژی و آب خواهد شد و سپس آب و آلودگی را کاهش خواهد داد. همچنین فناوری های جدید،امکان بازیافت و استفاده مجدد از مواد، انرژی و آب را فراهم خواهند کرد. در زمینه محیط زیست، علوم مهندسی نانو می تواند تأثیر قابل ملاحظه ای، در درک مولکولی فرآیندهای مقیاس نانو که در طبیعت رخ می دهد، در ایجاد و درمان مسائل زیست محیطی از طریق کنترل انتشار آلاینده ها، در توسعه فناوری های «سبز» جدید که محصولات جانبی ناخواسته کمتری دارند، و یا در جریانات و مناطق حاوی فاضلاب، داشته باشد. لازم به ذکر است، نانوتکنولوژی می توان حذف آلودگی های کوچک از منابع آبی (کمتر از 200 نانومتر) و هوا (زیر 20 نانومتر) و اندازه گیری و تخفیف مداوم آلودگی در مناطق بزرگتر ار دارد. در زمینه انرژی ، نانوتکنولوژی می تواند به طور قابل ملاحظه ای کارآیی، ذخیره سازی و تولید انرژی را تحت تأثیر قرار داده و مصرف انرژی را پایین بیاورد. به عنوان مثال، شرکت های مواد شیمیایی، مواد پلیمری تقویت شده با نانو ذرات را ساخته اند که می تواند جایگزین اجزای فلزی بدنه اتومبیلها شود. استفاده گسترده از این نانوکامپوزیتها می تواند سالیانه 5/1 میلیارد لیتر صرفه جویی مصرف بنزین به همراه داشته باشد.

انتظار می رود تغییرات عمده ای در فناوری روشنایی در 10 سال آینده رخ دهد. میتوان نیمه هادی های مورد استفاه در دیودهای نورانی (LED) ها را به مقدار زیاد در ابعاد نانو تولید کرد. در آمریکا تقریباً 20 درصد کل برق تولیدی، صرف روشنایی(چه لامپ های التهابی معمولی و چه فلوئورسنت) می شود. مطابق پیش بینی ها در 10 تا 15 سال آینده پیشرفتهایی از این دست می تواند مصرف جهانی را بیش از 10 درصد کاهش دهدکه 100 میلیارد دلار در سال صرفه جویی و 200 میلیون تن کاهش انتشار کربن را به همراه خواهد داشت.

PaloAlto- based Nanosys سلولهای سوختی را با استفاده از فناوری نانو می سازد که در وسایل الکترونیکی قابل حمل استفاده می شوند و می توانند انرژی لازم برای گوشی های همراه یا دوربی ها را فراهم نمایند. این شرکت به دنبال راهی برای ساخت سلولهای سوختی با چگالی انرژی بالاتر است تا بر محدودیت های باتری های مرسوم غلبه کند تا طول عمر انرژی برای وسایل الکتریکی قابل حمل افزایش یابد. همچنین در زمینه ساخت سلول خورشیدی با ایالات متحده آمریکا همکاری می کنند.

شرکت Kanaarka Technologyes پنل های خورشیدی می سازد که بخش فعال کننده نور »Pawer Plastic« است و تولید آن ارزان تر و سبک تر از پنل های خورشیدی مرسوم است و می توانند انرژی یک منبع نور و نه تنها خورشید را ذخیره کند.

آنها از »Pawer Plastic« در مواردی مانند گوشی های تلفن همراه و laptops استفاده
می کنند.

کاربرد نانوتکنولوژی در صنعت الکترونیک: [3]

ذخیره سازی اطلاعات در مقیاس فوق العاده کوچک، با استفاده از این فناوری می توان ظرفیت ذخیره سازی اطلاعات را در حدود 1000 برابر یا بیشتر افزایش دهد و نهایتاً به ساخت ابزارهای ابرمحاسباتی به کوچکی ساعت مچی منتهی شود.

ظرفیت نهایی ذخیره اطلاعات به حدود یک تترابیت در هر اینچ مربع برسد، و این امر موجب می شود که ذخیره سازی 50 عدد DVD یا بیشتر در یک هارددیسک با ابعاد یک کارت اعتباری شود. ساخت تراشه ها در اندازه های فوق العاده کوچک به عنوان مثال 32 تا 90 نانومتر، تولید دیسکهای نوری 100 گیگابایتی در اندازه های کوچک نیز می باشند. نرخ انتقال در شبکه های کامپیوتری به صورت بیت در ثانیه شرح داده می شود: با کمک سیستم هولوگرافیک ذخیره داده ها یک کریستال به اندازه یک حبه قند می توند یک تترابایت اطلاعات داشته باشد که معادل 1000 گیگابایت معادل یک میلیون بایت و معادل 1000 سی دی و 200 عدد DVD است. و سرعت انتقال بسیار سریع یک گیگابایت اطلاعات در هر ثانیه الکترونیک معادل انتقال یک فیلم DVD در زمان 30 ثانیه است.

بیت : یک رقم باینری یک یا صفر است.

مگا بیت: یک میلیون بیت

گیگا بیت: یک بیلیون بیت

بایت : معادل هشت بیت است که واحد ذخیره اطلاعات در کامپیوتر است.

مگا بایت: یک میلیون بایت یا 8 میلیون بیت

گیگا بایت: یک بیلیون بایت.

تترابایت: یک تریلیون بایت.

یک مگا بیت= 220 = 1048476 بیت.

ساخت ترانزیستورهایی به کوچکی عرض 90 نانومتر وجود دارد که واقعاً کوچک است. در ابعاد نانو قانونی وجود دارد: با کاهش اندازه، سرعت و عملکرد وسایل میکروالکتریک به سرعت افزایش می یابد. البته امروزه به ساخت ترانزیستوری در محدوده ی 45-30 نانومتر نیز رسیده اند که درساخت کامپیوترها از آنها استفاده می شود. با ساخت تراشه ها می توان لیتوگرافی با اشعه x – لیتوگرافی با پرتو یونی – رایت کردن با AFM (میکروسکوپ الکترونی) لیتوگرافی نانو چاپ و مدارهای پرینت است که کاربردهای آتی شامل بافت پارچه به صورت کامپیوتری گوشی هیا همراه یک بار مصرف، دوربین های دیجیتالی به اندازه یک کارت اعتباری و کاغذ دیواری هایی به شکل صفحه تلویزیون است که همگی روی فیلم پرینت شده اند.

MEMS: ماشینهای میکروالکترومکانیکیMicro – electromechanical machines

سیستم میکروالکترو مکانیکی یا Mems یک سیستم مکانیکی در حد میکرو است. این واحد اغلب به عنوان میکرون بیان می شود که معادل یک میلیونیوم متر است(حدود یک صدم ضحامت یک تار موی انسان)؛ با استفاده از سیستمهای میکرو می توانیم اجزای کوچک و کوچکتری به ابعاد نانو بسازیم.

تراشه Mems دارای جزء پردازش اطلاعات و جزء مکانیکی می باشد و در انواع حسگرها از آن استفاده می شود. از Mems به عنوان سوئیچ های اپتیکی در تلویزیونهای صفحه بزرگ برای ایجاد تصویر استفاده می شود.

DVD:

فناوری کنونی DVD از لیزرهای قرمز (طول موج قرمز حدود 650 نانومتر) استفاده می کند که ظرفیت آن را تا 7/4 گیگا بایت در هر لایه محدود می کند و سرعت انتقال حدود هشت ساعت ضبط ویدیوئی است. با استفاده از طول موج آبی لیزر (حدود 475 نانومتر) ظرفیت افزایش می یابد و ذخیره اطلاعات به 27 گیگا بایت در هر لایه می رسد در حالیکه HD-DVD تنها 20 گیگا بایت اطلاعات در هر لایه ذخیره می کند.

باطری های لیتیومی: باطری هایی که ذخیره انرژی آنها هیچگاه پایان نمی پذیرد.

نانو ماشین ها: ابزاری که ساخت دست بشر هستند و با کارایی بالا و از یک باکتری بزرگتر نخواهند بود و به کوچکی یک ویروس هستند و ترکیبی از بیوتکنولوژی در نانوتکنولوژی می باشد.

نمایشگرها:

LCD: نمایشگرهای کریستال مایع صفحه تخت(LCD) که بازدهی انرژی بالایی دارند، باعث خستگی کمتر چشم می شود و جمع و جورتر از CRT ها (لامپ های اشعه کاتدی) هستند. اما باید مستقیم به آنها نگریست نه از پهلو و تمایل، بازآرایی تصاویری دارند که به آهستگی نمایش می دهند. ویژگی که می تواند باعث ظاهر نامناسب پویانمایی و تصاویر ویدئویی شود.

LED : نمایشگرهای LED برمبنای نانو در اندازه LCD ها هستند اما حتی درخشان تر ازCRT ها بوده و پویانمایی صاف و همواری را بدست می دهند و نیازی به تبدیل آنالوگ به دیجیتال تصاویر ندارند. فرآیندی که هماندهی تصویر را کاهش می دهد.

نانو کرومیک : دیگر فناوری صفحه نمایش است که یک از بوجود آورندگانش شرکت ایرلندی (Ntera) آن را نانو کرومیک نامیده و دیگر شرکت (Eink) جوهرالکترونیکی نام گرفته از سال 1990 حیات نوینی را به ایده ای دمیده که با کاغذ دیجیتالی عملی نبود.

صفحه نمایش دیجیتالی کاغذی جدید کمک می کند تا شما یک کامپیوتر را به مانند یک کتاب در دست بگیرید.

تحولات کلان: الکترونیک و اطلاعات:[4]

هاروی بروکنس و دانیل بل معتقدند: تکنولوژی استفاده از دانش علمی است برای تعیین روشهای انجام امور به شیوه ای تکرار شونده«.

مانوئل کاستلز معتقد است: »مجموعه همگرای تکنولوژیها در میکرو الکترونیک ، کاربرد کامپیوتر(سخت افزار و نرم افزار)، مخابرات، رادیو و تلویزیون و الکترونیک نوری را در زمره تکنولوژی اطلاعات به شمار می آورد».

در دو دهه آخر قرن بیست مکانیکی مجموعه از پیشرفتهای عمده تکنولوژیک استفاده مواد پیشرفته، منابع انرژی و کاربردهای پزشکی، تکنیکهای تولید(موجود یا بالقوه نظیر نانو تکنولوژی و فیزیک کوانتوم) و تکنولوژی حمل و نقل استفاده درکنار دیگر پیشرفتها در حال شکل گیری بوده است. افزون بر این، روند کنونی تحول تکنولوژیک به دلیل توانایی اش در ایجاد فصل مشترک بین عرصه های تکنولوژی از طریق زبان مشترک دیجیتال که در آن اطلاعات ، تولید، ذخیره، بازیابی، پردازش و منتقل می شود، با شتاب فراوان گسترش می یابد. ما در جهانی زندگی می کنیم که به تعبیر نیکولاس نگروپونته ( Nicholas Negroponte،1995) هوچی گری پیشگویانه و فریب ایدئولوژیک که ویژگی اکثر گفتمانهای مربوط به انقلاب تکنولوژی اطلاعات است نمی باید سبب شود که اهمیت حقیقتاً بنیادین آن را دست کم بگیریم. این انقلاب دست کم به اندازه انقلاب صنعتی قرن هجدهم یک رویداد تاریخی عمده است که یک الگوی گسستگی را در بنیان مادی اقتصادی ، جامعه و فرهنگ القا می کند.

سابقه تارخی انقلاب های تکنولوژیک به گونه ای که ملوین کرانزبرگ (Melvin Kranzberg ،1967) و کرول پرسل (Corrol Pursell،1967)گردآوری کرده اند، نشان می دهد که همه این انقلاب ها با ویژگی فراگیری، یعنی با نفوذ در همه قلمروهای فعالیت انسانی، نه به عنوان یک منبع تأثیر بیرونی بلکه به مثابه تاروپودی که چنین فعالیتی در آن تنیده شده است، مشخص
می شوند. ویژگی بارز انقلاب تکنولوژیک پردازش، انتقال اطلاعات در یک چرخه بازخورد فزاینده میان نوآوری و کاربردهای نوآوری است.

کاربردهای تکنولوژی های جدید مخابراتی در دو دهه گذشته سه مرحله متمایز را پشت سر گذاشته است: اتوماسیون کارها، آزمایش کاربریها و صورت بندی مجدد کاربردها.

آر. جی . نوربیس مورخ کلاسیک تکنولوژی تأیید می کند که »اختراع ماشین بخار واقعیت اساسی انقلاب صنعتی است.« برق نیریو اصلی انقالب دوم است. گرچه اسلاف علمی و صنعتی تکنولوژیهای اطلاعاتی مبنی بر الکترونیک را می توان دهها سال پیش از دهه 1940 سراغ گرفت (بویژه اختراع تلفن توسط بل در 1876، رادیوتوسط مارکونی در 1898 و اختراع لامپ خلأ توسط دی فرست در 1906)، اما طی جنگ جهانی دوم و پس از آن بود که پیشرفتهای تکنولوژیک عمده رخ داد: یعنی اولین کامپیوتر قابل برنامه ریزی و ترانزیستور که منشأ میکرو الکترونیک و هسته حقیقی انقلاب تکنولوژی اطلاعات در قرن بیستم بود. اما به عقیده کاستلر تنهادر دهه 1970 بود که تکنولوژی های جدید اطلاعاتی در سطحی گسترده انتشار یافتند.

مراحل نوآوری در سه عرصه مهم تکنولوژی مبتنی بر الکترونیک عبارتند از: میکرو الکترونیک ، کامپیوتر ، مخابرات. اختراع ترانزیستور در 1947 به دست سه فیزیکدن به نام های باردین، براتن و شاکلی (که بابت این اختراع نوبل گرفتند)، در آزمایشگاه های بل در وری هیل نیوجرسی، پردازش تکانه های الکتریکی در سرعت بالا و در حالت دوگانه وقفه و تقویت را امکان پذیر ساخت، به این ترتیب کدگذاری منطق و ارتباط با ماشینها و ارتباط ماشینها با یکدیگر عملی شد: این وسایل پردازش را نیمه رسانا (Semi conductor) می نامیم و مردم عموماً به آنها تراشه (chip) می گویند(که امروزه در واقع از میلیونها ترانزیستور تشکیل دشه است). نخستین گام در رواج ترانزیستور با اختراع ترانزیستور پیوندی توسط شاکلی در 1951 برداشته شد. ولی ساخت و کاربرد گسترده آن نیازمند تکنولوژیهای جدید تولید و از مواد مناسب بود. گذار به سیلیکن، که به معنای واقعی کلمه بنیان گذاشتن انقلاب جدید روی شین بود، نخستین بار توسط شرکت تگزاس اینسترومنتس (Texas Instruments) در دالاس تحقق یافت (حرکتی که استخدام گوردون تیل (Gordon Teal)، یکی دیگر از دانشمندان پیشروی آزمایشگاه بل آن را تسهیل کرد. ابداع فرایند تولید ترانزیستور تخت در 1959 توسط شرکت فرچایلد سمیکانداکتورز (Fairchild Semicoundactors) (در دره سیلیکین) امکان ترکیب اجزای میناتوری با تولید دقیق را فراهم کرد.

با این همه، گام تعیین کننده در میکروالکترونیک در 1957 برداشته شده بود: مدار یکپارچه IC توسط جک کیلبی(Jack kilby)، مهندس شرکت تگزاس اینسترومنتس (که اختراع را به ثبت رساند) و باب نویس (Bob Noyce) یکی از بنیانگذاران شرکت فرچایلد اختراع شد. اما نویس بود که برای نخستی بار IC را با استفاده از فرایند تولید ترانزیستور تخت ساخت.

این اختراع انفجاری پدید آورد:

تنها در مدت سه سال، بین 1959 تا 1962، بهای نیمه رساناها 85 درصد کاهش یافت و در ده سال بعد تولید آن به بیست برابر افزایش یافت که 50 درصد آن کاربرد نظامی داشت. درمقام مقایسته تاریخی، هفتاد سال (1850-1780) طول کشید تا قیمت پارچه نخی طی یک انقلاب صنعتی در بریتانیا 85 درصد کاهش یابد. این حرکت سپس طی دهه 1960 شتاب گرفت: با پیشرفت تکنولوژی تولید در بهبود طراحی تراشه ها، به کمک کامپیوترهایی که از وسایل میکروالکترونیک سریع تر و قدرتمندتر می کردند، میانگین قیمت یک مدار یکپارچه از 50 دلار در 1962 به یک دلار در 1971 رسید.

جهش بزرگ در بهره گیری از میکروالکترونیک در همه دستگاهها در 1971 با اختراع میکروپروسسور یعنی کامپیوتری روی یک تراشه، توسط تد هاف (Ted Hoff) مهندس شرکت اینتل (باز هم در دوره سیلیکن) به وقوع پیوست.با استفاده به این ترتیب، نیروی پردازشگر اطلاعات راهی شد که در همه جا به کار رود.

مسابقه برای دستیابی به ظرفیت یکپارچه سازی هرچه بیشتر مدارهای روی یک تراشه آغاز شد و تکنولوژی طراحی و تولید، به نحومستمر مرزهای یکپارچه سازی را که پیش از آن بدون کنارگذاشتن کاربرد مواد سیلیکن غیرممکن تلقی می شد، در نوردید.

در نیمه دهه 1990، ارزیابی های فنی هنوز عمر مفید مدارهای اسخته شده از سیلیکن را بین 20-10 سال در نظر می گیرند. گرچه تحقیقات در مورد مواد دیگر افزایش یافته است، سطح یکپارچه سازی در دو دهه گذشته بسیار پیشرفت کرده است.

امروزه با استفاده از فناوری نانو ساخت مدارهای مجتمع امکان قراردادن میلیونها ترانزیستور را روی یک تراشه قرار داد و طبق قانون اول مور، مقدار فضای لازم برای نصب یک ترانزیستور روی یک تراشه به طور تقریبی هر 18 ماه به نصف کاهش می یابد. این بدان معنی است که نقطه ای که 15 سال پیش می توانست یک ترانزیستور را نگه دارد، اکنون می تواند هزار ترانزیستور را نگه دارد.

اما قانون دوم مور پیش بینی می کند هزینه ساخت یک کارخانه تولید تراشه با بروز هر نسل از تراشه ها حدوداً هر 36 ماه و برابر می شود.

طی چند سال آینده (طبق نظر بسیاری از کارشناسان تا سال 20109 تمام اصول اساسی درگیر در ساخت تراشه ها، به دلیل انتقال از ریزتراشه ها به نانوتراشه ها، نیازمند بازاندیشی خواهند بود.

می دانیم که قدرت تراشه ها را می توان بر اساس سه ویژگی ارزیابی کرد:

1- ظرفیت یکپارچگی آنهاکه استفاده مشخصه آن کمترین عرض در تراشه است که برحسب میکرون (یک میکرون برابر با یک میلیونیم متر) اندازه گیری می شود.

2- ظرفیت حافظه آنهاکه برحسب بایت محاسبه می شود.(هزارکیلوو میلیون مگا بایت.

3- سرعت میکروپروسسور که برحسب مگاهرتز محاسبه می شود.

اولین پردازشگر 1971 در خطور تقریباً 5/6 میکرونی قرار داده شد. در 1999 به 0.25 میکرون و پیش بینی می شود. بنابرانی در حالی که در 1971، 2300 ترانزیستور روی تراشه ای به اندازه یک پونز قرار داده شده بود، این رقم در 1993 به 35 میلیون ترانزیستور رسید و پیش بینی یک میلیارد ترانزیستور روی یک تراشه تا 10 الی 15 سال آینده می شود.

ظرفیت حافظه که بر اساس ظرفیت DRAM نشان داده می شود.(حافظه فعال با دسترسی دلخواه "Dynamic Random Access Memory"

در 1971،1024 بایت،در 1980، 64هزار بایت، در 1999، 256 میلیون بایت و اما در مورد سرعت میکروپروسسورهای 64 بایتی کنونی 550 بار سریعتر از اولین تراشه ساخت اینتل در 1972 هستند. و MPU ها (یعنی واحدهای پردازش حافظه) هر 18 ماه دو برابر می شود.

تا سال 2002 تکنولوژی میکروالکترونیک از لحاظ یکپارچگی (تراشه های 0.18 میکرونی)، از لحاظ ظرفیت DRAM (1024 مگابایت) و سرعت میکروپروسسور (بالاتر از 500 مگاهرتز در مقایسه با 150 مگاهرتز در سال 1993) تقویت شده است.

به دلیل تحولات چشمگیر در پردازش موازی با استفاده از میکروپروسسورهای چندگانه شامل اتصال چند میکروالکترونیک روی یک تراشه به نظر می رسد که توان بالقوه میکروالکترونیک همچنان در حال فزونی یافتن و به همین دلیل علاوه بر این، مینیاتوری شدن بیشتر، تخصصی تر شدن و کاسته شدن مستمر از قیمت تراشه هایی که قدرتشان هر روز بیشتر می شود، امکان آن را فراهم کرد تا آنها را در همه دستگاههای مورد استفاده در زندگی روزمره استفاده کرد.

اولین کامپیوتر ENIAC در 1946، در فیلادلفیا ساخته شد، توسط ماوکلی(Mavchly) و راکرت (Echert) در دانشگاه پنسیلوانیا، اولین کامپیوتر الکترونیک 30 تن وزن داشت و روی رولهای فلزی به بلندی 9 پا ساخته شده بود، 70 هزار مقاومت و 18 هزارلامپ خلأ (Vacume Tube) داشت و فضایی به اندازه یک سالن ورزش اشغال می کرد. وقتی دستگاه روشن می شد، مصرف برق آن به حدی زیاد بود که چراغهای برق در فیلادلفیا سوسو می زد. میکروالکترونیک انقلابی درون انقلاب برپا کرد.

پیدایش میکروپروسسورها در 1971 با توانایی قرار دادن کامپیوتر روی یک تراشه، جهان الکترونیک و در سال واقع خود جهان را زیروروکرد.

در 1975 اد رابرتس (Ed Raberts) یک جعبه محاسباتی اختراع کرد،این دستگاه یک شیئی ابتدایی بود،اما به عنوان کامپیوتر در مقیاسی کوچک با استفاده از میکروالکترونیک ساخته شده بود. در 1981 نسخه میکروکامپیوتر با نام درخشان کامپیوتر شخصی(pc)[5] به بازار عرضه کرد، که در حقیقت نام عمومی میکروکامپیوترها شد.

در واقع جهشهای عمده در توانائیهای شبکه سازی را باید به پیشرفتی که در میکروالکترونیک و نرم افزار صورت گرفته اضافه کرد. از نیمه دهه 1980 تصور میکروکامپیوترهایی غیرممکن شده است، این کامپیوترها در شبکه هایی فعالیت می کنند که بر اساس (استفاده از) کامپیوترهای قابل حمل بر تحرک آنها هرروز افزوده می شود.

این چندگانگی فوق العاده و توانایی افزودن به حافظه و ظرفیت پردازش از طریق اشتراک قدرت کامپیوترها در یک شبکه الکترونیک ، به نحوتعیین کننده ای عصر کامپیوتر ار در دهه 1990 از (سیستم قدیمی) ذخیره و پردازش داده ها به صورت متمرکز به اشتراک قدرت کامپیوترهای متعامل در یک شبکه متحول ساخته است.

نه تنها تمامی سیستم تکنولوژی بلکه ارتباطات اجتماعی و سازمانی آن نیز تغییر کرد. به این ترتیب میانگین هزینه پردازش اطلاعات از حدود 75 دلار به ازای هریک میلیون عملیات در 1960 به کمتر از یک صدم سنت در 1990 سقوط کرد.

مخابرات نیز تسلیم ترکیب تکنولوژیهای گروه (node)[6] و پیوندهای جدید (تکنولوژی انتقال) دستخوش انقلاب شده. اولین سوئیچ الکترونیکی تولید شده ESS-1، در 1969 توسط آزمایشگاه بل عرضه شد. تا نیمه دهه 19710 پیشرفت در تکنولوژیهای مدار یکپارچه، تولید کلید دیجیتال را امکان پذیر ساخته بود که در مقایسه با دستگاههای آنالوگ، افزایش سرعت، قدرت و انعطاف پذیری را در عین صرفه جویی در فضا، انرژی و کار به همراه می آورد.

پیشرفتهای عمده در الکترونیک نوری(فیبرهای نوری و انتقال لیزری) و تکنولوژی انتقال بسته های دیجیتال به طور چشمگیری ظرفیت خطوط انتقال را گسترش داد.

شبکه های یکپارچه (انتعال اطلاعات با باند وسیع(IBN)[7] که فکر آن در دهه 1990 شکل گرفته بود، توانست به نحوی چشمگیر از طرحهای انقلابی دهه 1970 در مورد شبکه دیجیتالی خدمات یکپارچه (ISDN)[8] پیشی گیرد، در حالیکه ظرفیت مدل ISDN روی سیم مسی 144 هزاربایت برآورد شده بود. در IBN 1990 روی فیبرهای نوری می تواند یک کوادریلیون[9] بایت حمل کند.

شکلهای مختلف کاربرد طیف رادیویی (پخش سنتی، پخش مستقیم ماهواره ای، مایکروویو، ارتباط تلفنی دیجیتال سلولی) و کابلهای دو محوری و فیبرهای نوری، تکنولوژیهای انتقال متنوع و چندکاربردی را عرضه می کنند که با تمام کاربردها سازگار شده و ارتباط فراگیر بین کاربران متحرک را ممکن می سازد.

تلفن همراه در دهه 90 با قدرت تمام در سراسر جهان انتشار یافت و پیجر (Peger)(نداگر) های ابتدایی را در آسیا و تلفنهای سلولی را در آمریکای لاتین رواج داد. و امروزه تلفن همراه که قدرت کامپیوتر برای تعیین مسیر پیام ها متکی است، در عین حال شالوده کاربرد کامپیوترهای فراگیر و ارتباط الکترونیکی در زمان واقعی را (به صورت) بدون سیم، نامحدود و دو سویه فراهم می کند.


بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر

در این تحقیق به بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر پرداخته ایم و از آنجایی که موضوع اعتیاد یکی از دغدعه های ذهنی محقق بود و در طی دوره کارورزی بطور عمیق با فضای زندگی افراد معتاد آشنا شده است پس نیاز به بررسی همه جانبه فضای اجتماعی پیرامون شخص معتاد مطرح شد از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلات اصلی رو به گسترش در جامعه ما است به طور ملمو
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 215 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 278
بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه :

الف - بیان مسئله

ب - طرح مسئله

پ – سوالات تحقیق

ت – اهداف تحقیق

ث – اهمیت موضوع

ج – بیان مفاهیم

مقدمه :

در این تحقیق به بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر پرداخته ایم . و از آنجایی که موضوع اعتیاد یکی از دغدعه های ذهنی محقق بود و در طی دوره کارورزی بطور عمیق با فضای زندگی افراد معتاد آشنا شده است پس نیاز به بررسی همه جانبه فضای اجتماعی پیرامون شخص معتاد مطرح شد . از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلات اصلی رو به گسترش در جامعه ما است به طور ملموس همه روزه با پی آمدها ، عوارض ، ناهنجاریهای ناشی از آن روبرو هستیم پس بر آن شدم تا به طور علمی این مشکلات را بررسی کنم . در این تحقیق جامعه آماری ، شامل افراد معتاد ترک اعتیاد کرده در تهران می باشد و در آن از روش مشاهده ، مصاحبه ، بررسی اسناد و مشارکت استفاده شده است . اطلاعات حاصل از این روشهای گردآوری شده و این اطلاعات را در فصل چهارم به طور مسبوط ملاحظه می کنید . این پژوهش در اسفند ماه 1385 تا پایان مرداد 1386 در تهران انجام شد .

الف ) بیان مسئله :

- ایده آغازین :

یک روز بعد از تعطیلات نوروز استاد در سر کلاس این موضوع را مطرح کرد که شما درباره ی گروه Na چه می دانید ، چه گروهی هستند چه اقداماتی را انجام می دهند من در آن زمان کارورزی کار با گروه را انتخاب کرده بودم ولی هنوز محل کارورزی ام مشخص نبود وقتی استاد بیشتر راجع به این گروه توضیح داد و گفت که چه کارایی را انجام می دهند راغب شدم که کارورزی کار با گروه را به مطالعه و بررسی این گروه اختصاص دهم .

و در جلسات گروه شرکت کردم و کلاً با این گروه آشنا شدم . (NA گروه معتادان گمنام است ) طی این جلسات با گروه بیشتر آشنا شد و راجع به آنها اطلاعات کسب کردم و به شیوه عمل گروهی به قوانین کار با گروه آنان اشراف پیدا کردم روابط ما آنقدر گسترده شد .

که استاد قرار ملاقات را با چندین تن از اعضای گروه NA را تنظیم کردند و ما رو در رو با آن افراد ترک اعتیاد کرده بودند مصاحبه کردیم و اطلاعات بیشتری کسب کردیم و این آشنایی باعث شد که من کارورزی کار با جامعه خود را نیز با آن گروه ادامه دهم و بعد از آن هم به دلیل علاقه مندی به مشکلات معتادان و شناخت تأثیر آنان در زندگی اجتماعی موضوع پایان نامه خود را نیز درباره ی افراد معتاد انتخاب کردم چون امروزه در خانه ای نیست که حداقل یک فرد معتاد نباشد و یا آمار و ارقامی که راجع به اعتیاد جوانان و نوجوانان چاپ می‌شد و تصویر دردناکی از مشکلات اجتماعی را نشان می دهد.

در کشور رو به توسعه ایران که هنوز از صنعتی شدن و رفاه و آسایش اجتماعی چیزی ندیده است و دچارگذار و بی هنجاری ناشی از تغییر جامعه سنتی به شکل در هم ریخته کنونی است ، اضافه شدن مشکلاتی مانند اعتیاد ، ایدز ناشی از آن و سایر مسایل اجتماعی ضرورت این پرسش بیشتر مطرح شد.

چه ویژگی های اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر دارند .

ب ) طرح مسئله :

امروزه مشکل اعتیاد به عنوان پدیده مهلک و مخرب که نتایجش می‌تواند اثرات بسیار سویی در زمینه های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه داشته باشد . و معمولاً‌ گروهی که در برابر این پدیده مهلک و خطرناک بیش از سایر گروهها آسیب پذیر است همانا در گروه جوانان یک جامعه می باشد . علل گرایش جوانان به مصرف نا به جای مواد مخدر و داروهای اعتیاد آور ممکن است انگیزه‌های گوناگونی داشته باشد و از فرهنگ دیگر و از کشوری به کشور دیگر تفاوت کند . در حال حاضر نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر معتاد در کشور وجود دارد ( نشریه مبارزه با مواد مخدر 1376 ) که به صورت دائمی مصرف کننده مواد مخدر می باشند و هشتصد هزار نفر به صورت تفننی مصرف کننده موادمخدری می باشند

اگر به طور متوسط هر خانواده را 5 نفر در نظر بگیریم و در دو میلیون نفر معتاد ضرب کنیم حدود ده میلیون نفر در جامعه ما درگیر با مواد مخدر و اعتیاد می باشند.

میدانیم که چگونه یک فرد تحت تأثیر عوامل محیطی ، ویژگیهای خاصی پیدا می‌کند و تغییر رفتار ، گفتار و اعمال فرد اگر نگوئیم نا ممکن بسیار مشکل است و حتی در اثر ترک آن شرایط و محیط پس از گذشت سالهای آن ویژگی و اثرات محیط در فرد تداوم دارد و اهمیت توجه به جوان و اعتیاد و خطاهایی که از او صادر می گردد تا حدودی روشن می شود .

اگر ما به خطای یک جوان که چندان مهم هم نباشد با دقت و تأمل توجه نکنیم و بگونه ای او را نسبت به خطایی که مرتکب شده آگاه نگردانیم راه را برای ارتکاب خطاهای بزرگتر و اعتیاد هولناک تری باز کرده ایم البته بسیاری از رفتارهای اعتیادزا که اکنون از ناحیه جوان صادر می گردد بعلت ناآگاهی و عدم شناخت صحیح جوان از عواقب و نتایج انحراف پدید می‌آید که منجر به استفاده از مواد مخدر که عدم آگاهی عمومی محیط این امر را تقویت می کند اهمیت توجه به اعتیاد جوانان از این جهت نیز قابل بررسی است جوانی که امروزه مرتکب استفاده از مواد مخدر می شود .

بی شک در سنین بالاتر بی باکانه مرتکب جنایتهای بزرگتر می شود و با تجاربی که در ا ین زمینه مرتکب کرده و آلوده تر شده ، شرایط خطرناک می شود و ضرورت آن نیز از آن جهت است که جوانان در حال گذر از این مرحله هستند و در آینده نزدیک دیگر انرژی و توان را ندارند تا در جهت پویایی زندگی خویش و بقا و پویایی جامعه قابل استفاده و بهربرداری قرار دهند بنابر این با توجه به اهمیت گذر زمان و بزرگی و پیشرفت مسئله اعتیاد پیشگیری از این امر مهم و بسیار ضروری به نظر می رسد .

برخی از شواهد تربیتی و روانشناسی حاکی از آن است که تربیت خانوادگی و فقدان نظام اجتماعی نهاد خانواده و ناکارآمدی برخی والدین اجتماع ‌پذیریهای ناشایسته از سوی دوستان و همسالان و عوامل نامطلوب دیگر جلو ارتقاء ، سطح کیفی ، تعلیم و تربیت فرزندان جوامع اجتماع را گرفته و گاهی چنان سد راه کرده که این جوان نو پا از حرکت مطلوب بازداشته است و به سوی انحراف و کجروی روی آورده در پی افراد در سوء استفاده از مواد در برآید مواد مخدر بر اندام نیروی انسانی پویا و فعال جامعه اثر نامطلوب دارد که نهایتاً استفاده مستمر علاوه بر نابود شخص ، به تخریب اقتصاد ، اجتماع ، اضمحلال فرهنگ و توسعه سقوط و انقراض هویت ملت و مملکت خواهد انجامید. معایب و مضرات اعتیاد علی الخصوص در جوانان بر کسی پوشیده نیست شیوع و گسترش مواد مخدر در میان نسل جوان و جوانی که سرمایه انسانی کشور را تشکیل می دهد مانع رشد و یا پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور گشته و دور باطل توسعه نیافتگی را پدید می آورد

به طور کلی مسئله اعتیاد به قدری گسترده است که نه فقط تمامی جنبه های زندگی بشر بلکه ارکان هستی و شخصیت خانوادگی ، اجتماعی اقتصادی و فرهنگی را تحت شعاع قرار داده آسیب های بسیار جدی اعم از طلاق ، متواری شدن کودکان از خانواده ، افسردگی ، انواع بیماریهای به ویژه ایدز و دهها نوع آسیب دیگر را پدید آورده از طرف دیگر انسان همیشه نوع گرا بوده و ذاتاً طالب تنوع ترقی و بدیع گرایی است این خصوصیات اساس پیشرفت انسان را تشکیل داده و به توسعه و تکامل در نهایت به زندگی سعادتمندانه خواهد انجامید اما اعتیاد به عنوان مهم ترین مانع و آفت و عامل انحطاط در مقابل این ترقی و پیشرفت قرار داد جامعه را از داخل میان پوچ و ساکن در نهایت ساقط می نماید این جامعه نه اینکه به توسعه پیشرفت نمی‌رسد بلکه نابود نیز خواهد شد .

فقر پدیده اجتماعی و رابطه آن با اعتیاد :

با کمال تأسف دیده شده که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد فقیر تشکیل می دهند مثلاً افرادی که در مرحله های شلوغ و پر جمعیت شهرهای صنعتی و تجاری زندگی می کنند .

بیشترین درصد معتادان در شهر تهران هستند . البته نمی توان گفت بین فقر و اعتیاد رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه عده زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند علتهایی که این افراد را به این راه می کشانند یکی محرومیت های ناشی از فقر است که تنها راه فرار از این ناراحتی ها را مصرف مواد مخدر می داند عامل دیگر اینکه تولید کنندگان سعی می کنند عوامل توزیع را از اینگونه افراد انتخاب کنند.

چون اولاً علت فقر ، تخصص و حرفه ای ندارند و در نتیجه بازارکارشان بی رونق است . عوامل تولید سعی می کند اول آنان را معتاد می کنند و بعد از آنان برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند چون کاری از بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عین حال به تخصص هم نیاز ندارند . و بعد از مدتی فروش و توزیع برای شناخت ناشی از فقر آموزشی که خود از فقر خانوادگی ناشی می شود علت دیگری برای کشش در این راه است چون خوشبختانه بین میزان آگاهی و شناخت یا حدود تحصیلات و اعتیاد مردم رابطه معکوس وجود دارد . هنوز هم درصد افراد تحصیل کرده معتاد به قدری پایین است که از لحاظ آماری چشمگیر نیست میزان آموزش در مورد دیگر انحراف اجتماعی هم همین نتیجه را دارد .

عوامل اجتماعی و رابطه آن با اعتیاد :

1 – در دسترس بودن مواد مخدر :

یکی از مهم ترین عوامل اعتیاد است چون چیزی به آسانی در اختیار دارد گرایش به آن آسان تر صورت می پذیرد .

2– نابرابریهایی اقتصادی و اجتماعی :

اختلافات طبقاتی در هر جامعه بی ایمانی بیشترین افراد آن جامعه نسبت به شرایط موجود منتهی می شود و همین بی ایمانی نسبت به شناخت اجتماعی در گرایش به اعتیاد تأثیر بسزایی دارد . تا شکاف و فاصله طبقاتی کم شود اعتیاد در جامعه کاهش نخواهد یافت .

3 – تسلط گروههای اقلیت نژادی :

در جامعه ای که اقلیت حاکم بر اکثریت افراد جامعه به صورت یک پدیده اجتماعی درآمده باشد و گروه اکثریت قدرت مقابله با آنان را نداشته باشند در مقابله با این بی عدالتی نمی توانند بی تفاوت بنشیند و اگر مردم ایمان قوی نداشته و یا ایدئولوژی خاصی در آن جامعه ، برای تغییر وضع موجود نباشد برای رهایی از این محرومیت های اقتصادی و اجتماعی ممکن است به مواد مخدر روی آورد و تا مدتی خود را از واقعیت های تلخ این جهان دور نگه دارد بدیهی است تکرار این عمل به اعتیاد منجر می شود .

4 – بیکاری :

به عنوان یک پدیده اجتماعی زمینه مسائدی برای انحراف به ویژه اعتیاد است افراد بیکار چون بیشترین اوقات خود را در قهوه خانه ها یا تریا ها می گذرانند و این گونه اماکن بهترین و مناسب ترین جا برای فروش و مصرف مواد مخدر است .

در نتیجه برای گرایش و کشش به طرف اعتیاد عامل مساعدی به شمار می آیند که در اصل از بیکاری مردم ناشی می شود زیرا یکی از مواردی که در هنگام تحقیق ، نظر مرا جلب کرد وجود این قبیل اماکن عمومی برای مصرف مواد مخدر بود .

عوامل متعددی در اتیولوژی سوء مصرف و اعتیاد مؤثر هستند که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می شود این عوامل دارای تقسیمات است به شرح زیر :

عواملی که مربوط به خود فرد است :

عبارتند از : کمبود اعتماد به نفس ، تمایل به اعمال زشت و خلاف ، ناراحتی های روانی ( اسکیزوفرنیا ، فوبی ، مانیا ، افسردگی اساسی ، اختلالات شخصیت اجتماعی ) درد یا بیماریهای جسمی ، نظر مثبت به مصرف مواد داشتن ، زمینه ارثی ، مورد خشونت قرا رگرفتن و وضعیت بد تحصیلی و ....

- عواملی که مربوط به خانواده فرد و اطرافیان است :

عبارتند از : مصرف مواد توسط افراد خانواده ، رها کردن فرزند به حال خود ، تشنج و درگیری در خانواده دوستان معتاد ، طرد شدن از سوی معلمین ، دسترسی آسان به مواد و فشارهای ناشی از محیط .

حال برای آنکه بخواهیم رابطه نوع ماده مخدر و گرایش به آن را بدانیم باید انواع مواد را بشناسیم یا که در اینجا فقط اشاره ای به انواع مواد می شود و در فصلهای بعدی به طور مفصل به شرح آن خواهم پرداخت 0

مواد توان افزا : که به نام محرک زا نیز معروفند :

آمفتامین ، کوکائین ، خات ، گیاه کوکا ، کراک .

مواد سستی زا یا مخدر :

گیاه خشخاش ، تریاک ، سوخته تریاک ، شیوه تریاک ، مرفین ، هروئین

مواد توهم زا :

گیاه شاهدانه ، کراس ، بنگ ، چرس ، حشیش ، ماری جوانا ، ال اس ری

داروه های مسکن ، خواب آور و آرام بخشها :

پاربیتوراتها ، بنزودیازپام

حال که انواع مواد مخدر را شناختیم به این نکته نیز اشاره می کنم که نحوه مصرف هر یک از این مواد متفاوت است .

به طور کلی چند روش مصرف وجود دارد که عبارتند از :

تزریق ، خوردن ، تدخین ، استنشاق . حال که انواع مواد را شناختیم می توانیم بگویم که مواد مخدر تنها مربوط یک قشر خاصی نمی باشد بلکه همه افراد چه در قشر بالای اجتماعی چه در قشر متوسط اجتماع و چه در قشر پایین اجتماع احتمال می رود که گرایش به مواد مخدر را داشته باشد.

یعنی در این سه طبقه افراد می توانند به صورت دائمی یا تفننی از ماده استفاده کنند ، اگر از مصرف کنندگان ماده مخدر بپرسیم که شد گرایش به مواد مخدر پیدا کردید هر کدام عاملهای مختلفی را در زندگی مؤثر به گرایش به اعتیاد می دانند . امروز با توجه به گستردگی مواد مخدر جوانان اکثر گرایش به این دارند که بیشتر از مواد صنعتی استفاده کنند چون نحوه ی مصرف کردن آن نیز راحت است و ابزار زیادی نیاز ندارد .

پ ) سوالات تحقیق :

1- انواع مواد مخدر چیست ؟

2 – مشکلات اقتصادی افراد درگیر با مواد مخدر چیست ؟

3 – مشکلات اجتماعی افراد درگیر با مواد مخدر چیست ؟

4 – مشکلات فرهنگی افراد درگیر با مواد مخدر چیست ؟

ت) اهداف تحقیق :

1- بررسی و شناخت انواع مواد مخدر .

2- بررسی مشکلات اقتصادی افراد درگیر با مواد مخدر.

3- بررسی مشکلات اجتمادی افراد درگیر با مواد مخدر .

4 - بررسی مشکلات فرهنگی افراد درگیر با مواد مخدر .

ث) اهمیت موضوع :

در بررسی تاریخ بشری شاید کمتر کشوری را بتوان یافت که با مسائل مربوط به مواد مخدر دست به گریبان نبوده و شاید بتوان گفت مواد مخدر همزاد بشر در این جهان یافت شده و امروزه غالب کشوری جهان بنحوی از آنجا با این آفت اجتماعی مواجه می باشند در زمان ما مسئله مواد مخدر مشکل مخاطره آمیز و کاملاً پیچیده به خود گرفته و در عین حال گسترش جهانی یافته است .

مشکلات اجتماعی ناشی از آن ، گریبانگیر همه افراد جامعه می شود بطوریکه اعتیاد به مواد مخدر علاوه بر زیان های جدی و خطرناک جسمی از قبیل ابتلاء به بیماریهای عفونی واگیر دار همچون ایدز ، هپاتیت ، سل عوارض و مشکلات عدیده ی اجتماعی و اقتصادی از قبیل افزایش جرمهای مرتبط با مواد مخدر همچون جنایت و سرقت ، فقر تکدی گری و .... هدر رفتن سرمایه های کلان مادی کشور را به دنبال داشته است کشور ما دارای جمعیتی جوان است . موقعیت استراتژیک ایران و قرارگیری آن در کنار کشورهایی همچون افغانستان و پاکستان که جزء و تولیدکنندگان عمده مواد مخدر بوده و از طرفی دیگر مسئله ی ترانزیت و عبور مواد مخدر به جهت ویژگی های خاص منطقه ای از کشور ما یک مسیر مناسب جهت قاچاق مواد مخدر فراهم ساخته که این باعث رشد روز افزون مصرف داخلی آن شده است پس از پیروزی انقلاب اسلامی علی رغم تلاش بی وقفه نظام مقدس اسلامی کشورمان و تقدیم بیش از 2700 نفر شهید از نیروی انتظامی و نظامی این روند رو به رشد بوده و در نتیجه آمار معتادیان و نیز عوارض ناشی از اعتیاد فراوان افزایش داشته است .

ج) بیان مفاهیم :

اعتیاد : عبارت است از وابستگی به موادی که تکرار مصرف آن با کمیت مشخص و در زمانهای معین از نظر مصرف کننده ضروری بوده دارای ویژگیهای زیر است :

- ایجاد وابستگی جسمی : حالتی است که پس از مصرف مکرر در شخص ایجاد می شود در صورت عدم مصرف یا خنثی شدن اثر آن ماده ، شخص دچار اختلالات شدید جسمی نظیر پا درد آب ریزش بینی ، درد های شدید استخوانی ، بیقراری ، دل پیچه و نظایر آن می شود . این وابستگی پایه ی اساسی برای وابستگی فکری است . به عبارت شرطی شدن به مصرف آن ماده نیز محسوب می شود .

ایجاد وابستگی فکری :

ایجاد حالتی است که شخص پس از مصرف ماده ی ماده مورد مورد نظر احساس رضایت و نوعی اقناع شدن می کند ، علاوه بر آن ، این حالت میل فراوانی نسبت به مصرف مجدد در شخص به وجود می آورد . در واقع این حالت به گونه ای شرطی شدن است که فرد عملاً در می یابد که در موقع ناراحتی ، مصرف آن ماده همراه با رفع ناراحتی بوده است در این نوع وابستگی مصرف کننده علاوه بر ماده مصرفی به شرایط محیط و آدابی که ویژه افراد مزبور است نیز وابسته می شود .

این آداب و رفتارهای خاص در شکل بخشیدن بر حالتهای مصرف کننده اثر می گذارد . برای تعلق داشتن به گروه و این پاره فرهنگ ، مصرف کننده فقط ماده مزبور را مصرف نمی کند ، بلکه باید درک خود را از مصرف آن ماده طبق فرهنگ موجود منطبق سازد .

- پیدایش پدیده ی تحمل در بدن نسبت به مواد مصرفی :

نشانه آن ایجاد جریان تخفیف و کاهش در واکنشهای جسمی خود نسبت به مقدار معینی از آن ماده است .

در نتیجه اگر مصرف کننده بخواهد همان اثرات قلبی را داشته باشد ، باید مقدار بیشتری از آن ماده مصرف کند .

- بدست آوردن ماده مورد نیاز به هر شکل و از هر طریق .

- تأثیر مخرب بر مصرف کننده ، خانواده ، و جامعه .[1]

اعتیاد طبق تعریف W.h.o :

اعتیاد از نظر لغوی به معنی عادت کردن و احساس نیاز است و امروز در منابع علمی به جای اعتیاد از واژه وابستگی استفاده می شود که این واژه در سال 1964 توسط سازمان بهداشت جهانی جایگزین واژه اعتیاد شده است . وابستگی یک ماده جنبه های روانی ، جسمی و رفتاری را شامل می شود ، هنگام وابستگی به یک ماده فرد میل شدید و اجتناب ناپذیری برای مصرف آن پیدا می کند . (مجله بهورز سال 12/ بهار80)

ماده مخدر طبق تعریف w.h.o :

هر ماده ای که پس از وارد شدن به درون ارگانیم بتواند بر یک یا چند عملگر آن تأثیر بگذارد .

( مجله بهورز سال 10 / شماره 3 / پائیز 78 صفحه 22 )

سن شروع : سن فعلی منهای سالهای اعتیاد .

معتاد :

به انسانی گفته می شود که راههای گوناگون خوردن مواد مخدر تزریق آن ، دود کردن استنشاق ، یا از راه مقعد یک نوع ماده یا چند ماده را با هم به صورت مداوم مصرف می کند که در صورت قطع آن مسائل جسمانی ، رفتاری ، یا هر دو مشکل با هم مواجه می شود . علاوه بر این معتاد با تداوم مصرف ، از نظر ظاهری و رفتاری ، به تعریف صوری معتاد در جامعه شبیه شده به تدریج هنجارهای جامعه ی معتادان و خرده فرهنگ متعلق به ایشان را می پذیرد ، در نتیجه مصداق انگ یا بر چسبی می شود که (( معتاد )) نام دارد . پس معتاد ، از یک سو محصول کنش و واکنش مداوم و مرتب بین ارگانیم انسان و مواد طبیعی و شیمایی یاد شده و از سوی دیگر محصول یک وفاق جمعی است .[2]

مشکلات عاطفی و روانی : اختلالات ناشی از فشار روانی غم و غصه که ممکن است منجر به ناتوانی در سازگاری و کنترل رفتار معمولی بشود .

اختلافات خانوادگی :

عدم تفاهم زوج و زوجه و این دو با فرزندان یا بستگان درجه یک بر سر ارزشها ، هنجارها یا توقعات بیولوژیک .

شکست های اجتماعی :

شامل عدم موفقیتی که فرد معتاد در محیط و خانواده به طور کلی در اجتماع با آن مواجه می شود مثل از دست دادن شغل یا مقام اداری ، موفق نشدن در رسیدن به پاره ای از اهداف مثل ورشکستگی در کار ، شکست در عشق و ....

مشکلات اقتصادی :

شامل نداشتن شغل ، مهارت حرفه ای خاص ، پول کافی در اختیار نداشتن ، مشکل تهیه مسکن ، خوراک ، پوشاک ، ماشین و سایر لوازم زندگی .

مشکلات اجتماعی :

شامل شکست در عشق ، شکست شغل ، شکست در تحصیل ، داشتن ناپدری ، داشتن نامادری ، نداشتن سرپرست ، خودزنی ، فوت همسر ، مشکلات عاطفی و روانی در دسترس بودن مواد ، یا نابرابریهای ، اقتصادی و اجتماعی .

مشکلات فرهنگی :

شامل نبودن ارتباطات مناسب بین اعضای خانواده ، دوستان و فامیل ، آشنایان ، همکاران ، هم محلیها ، همشهریها ، واکنش والدین نسبت به خطاهای بزرگ فرزندان ، مرد سالاری و تحمل زندگی توسط زن .


کودک عقب مانده ذهنی

وجود یک کودک عقب مانده ذهنی مسائل فراوانی را در خانواده و اعضای آن بوجود می آورد و تأثیر آن بر رفتار و واکنشهای والدین موضوعی نیست که قابل اغماض و انکار باشد این تأثیر تنها بر روی نحوه ارتباط والدین با یکدیگر و یا ارتباط بین کودک معلول با سایرین نیست، بلکه ارتباط متقابل و تعاملات افراد خانواده را نیز تحت تأثیر قرار می دهد (تیم چاک1، به نقل از نظام
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 96 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 159
کودک عقب مانده ذهنی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

وجود یک کودک عقب مانده ذهنی مسائل فراوانی را در خانواده و اعضای آن بوجود می آورد و تأثیر آن بر رفتار و واکنشهای والدین موضوعی نیست که قابل اغماض و انکار باشد. این تأثیر تنها بر روی نحوه ارتباط والدین با یکدیگر و یا ارتباط بین کودک معلول با سایرین نیست، بلکه ارتباط متقابل و تعاملات افراد خانواده را نیز تحت تأثیر قرار می دهد (تیم چاک[1]، به نقل از نظامی 1366).

وجود کودک عقب مانده ذهنی معمولاً منجر به تغییر رفتار اعضای خانواده می شود. والدینی که با هزاران امید و آرزو منتظر تولد طفل طبیعی و سالم و زیبا می باشند، با تولد کودک عقب مانده با مرگ آرزوها و امیدها و افول انتظارات خود مواجه می شوند و آینده ای مبهم و تاریک را برای خود ترسیم می نمایند.

وقتی کودک از لحاظ بدنی طبیعی بدنیا می آید، انتظارات والدین تا اندازه ای برآورده می شود. اما بعدها اگر در جریان رشد کودک مشکلی رخ دهد ممکن است که این توقعات تغییر کند و درست در همین زمان است که برچسب هایی از قبیل کندآموز، کندذهن و عقب مانده ذهنی از طرفین والدین مورد استفاده قرار می گیرند (الکساندر و تیم چاک[2]، به نقل از نظامی 1366).

در نگاهی گذرا به مسئله عقب ماندگی ذهنی و تأثیری که این پدیده بر روابط والدین با یکدیگر و با کودک و از طرفی با دیگران می گذارد، می توان والدینی را مشاهده کرد که تا مرز نابودی و از بین بردن فرزند خویش پیش رفته و یا درصدد طرد کامل او برآمده اند. از سویی دیگر، والدینی را نیز می توان یافت که تمام هم و غم و نیز تلاش خود را صرف رشد و شکوفایی و درمان و تربیت فرزند عقب مانده ذهنی خود کرده اند. شاید این برخوردها و واکنش های متضاد از طرف والدین بیانگر این باشد که آنها در هنگام برخورد با فرد عقب مانده ذهنی دچار نوعی ابهام می شوند و این باهام شاید به دلیل عدم شناخت موضوع عقب ماندگی ذهنی، انواع و عوامل بوجود آورنده آن باشد. بنابراین قبل از هر چیز با توجه به مسائل متعدد کودکان عقب مانده ذهنی ضروری به نظر می رسد که درک روشنی از تعاریف، طبقه بندی و علل و عوامل مؤثر در بروز عقب ماندگی ذهنی ارائه گردد. چرا که در هر مقطع زمانی تعریفی خاص با توجه به نگرش های حاکم بر جوامع از پدیده عقب ماندگی ذهنی ارائه می شود و در نتیجه وظایف والدین نیز بر اساس این تعاریف و نگرشها، تعیین و مشخص می شوند (تیم چاک[3]، به نقل از نظامی 1366). والدین نه تنها نسبت به فرزند عقب مانده ذهنی خود واکنش عاطفی نشان می دهند. فشار گروهها خواه واقعی باشد یا غیرواقعی، اغلب والدین را به کناره گیری از تماس های عادی اجتماعی شان وادار می سازد. خانواده بی اختیار گوشه گیر می شود و به دلیل افزایش این طرد اجتماعی و گوشه گیری، والدین تمایل به تمرکز دائمی و بیش از حد بر فعالیت های کودک پیدا می کنند. این افزایش توجه و تمرکز به ناتوانائی های کودک، موجب بروز اختلالات شخصیتی و روانی بیشتر والدین می گردد (داور منش، 1370).

وجود کودک عقب مانده ذهنی اثرات عمیقی بر روی نحوه ارتباط اعضای خانواده با هم و هر یک از آنان با کودک می گذارد و همین اثرات، چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جویانه حل نشود، ضایعات جبران ناپذیری بر والدین و سایر اعضای خانواده و خصوصاً کودک عقب مانده وارد می کند. عامل هرگونه تفاهم و پذیرش یا عدم تفاهم در اصل خود والدین می باشند. بنابراین نوع عکس العملی که پدر و مادر در مقابل عقب ماندگی ذهنی فرزندشان از خود بروز می دهند در ایجاد جوی مساعد هم برای خود کودک و هم برای سایر افراد خانواده نقش بسیار حساسی را دارد (میلانی فر، 1370).

تعریف عقب ماندگی ذهنی[4]:

تاکنون تعاریف متعددی از عقب ماندگی ذهنی توسط دست اندرکاران و متخصصان مختلف ارائه گردیده است. اما باید اذعان نمود که تعریف دقیق و روشن عقب ماندگی ذهنی چندان آسان نیست، زیرا که عقب ماندگی ذهنی با شرایط یکسان و به یک میزان و با علل مشابه و آثار همانند در همه افراد عقب مانده ذهنی مشاهده نمی شود. عقب ماندگی ذهنی یک پدیده تک بعدی نمی باشد، بلکه یک شرایط مرکب و پیچیده ذهنی است. به همین جهت بسیاری از متخصصین امور تربیتی، روان شناسی و روان پزشکی و پزشکی علاقمند به بررسی ابعاد مختلف عقب ماندگی ذهنی می باشند. بدیهی است که در این میان، پزشکان در تعریف عقب ماندگی ذهنی عمدتاً توجه خاصی به ضایعات مغزی معطوف داشته و روان شناسان بیشتر به چگونگی رفتار در افراد عقب مانده ذهنی توجه می نمایند. در هر حال آنچه که مورد نظر غالب متخصصان آموزش و پرورش کودکان عقب ماندگی ذهنی می باشد، ارائه یک تعریف جامع از عقب ماندگی ذهنی و نمایان نمودن تمامی ویژگی های مربوط به تأخیر در رشد ذهنی و روانی و عاطفی و اجتماعی افراد عقب مانده است (افروز، 1370).

انجمن عقب ماندگی امریکا[5] تعریفی بدین قرار ارائه می دهد، عقب مانده ذهنی به شرایطی اطلاق می شود که در آن عملکرد کلی ذهن به طور مشخصی پایین تر از میانگین است و همزمان با آن در رفتارهای انطباقی نارسایی هایی دیده می شود که این وضعیت در دوران رشد پیش می آید (گروسمن، به نقل از منشی طوسی، 1369). عملکرد کلی ذهن بر اساس نتیجه آزمونهای هوشی استاندارد سنجیده می شود. زمانی که گفته می شود عملکرد ذهنی فرد پایین تر از میانگین است یعنی دو انحراف معیار نمره هوشی او از حد متوسط پایین تر است و رفتار سازگارانه عبارتست از درجه رسیدن فرد به معیارهای مناسب سن و گروه اجتماعی در استقلال فردی و مسئولیت اجتماعی می باشد (منشی طوسی، 1369).

کـانـر[6] دو طبقه از اشخاص مبتلا به نقص ذهنی را برحسب موقع و منزلت بزرگسالیشان تعریف کرد. تعاریف او میزان معلولیت را با توجه به شرایط محیطی که فرد معلول باید خود را با آن منطبق سازد مورد توجه قرار می داد و کندذهنی نسبی و مطلق را با توجه به تعابیر ذیل مورد تمیز و تفکیک قرار می داد.

نوع اول عقب ماندگی ذهنی شامل افرادی که در تمام جوامع دچار مشکل هستند یعنی نارسایی های آنها به گونه ای است که هم در جوامع پیشرفته و هم در جوامع غیر پیشرفته، عقب مانده ذهنی تلقی می شوند. و نوع دوم شامل افرادی می شود که محدودیت های هوشی آنها به طور قطع مرتبط با معیارهای فرهنگی خاص است که آنها را احاطه کرده که در جوامع ساده ترف آنها هیچ مشکلی در باب نایل شدن و برخورداری از برابری در برآورد آرزوهای قابل درک و عملی خود ندارند (رابینسون به نقل از ماهر 1366).

اینهلدر[7] شاگرد و همکار پیاژه تعریف هوش و عقب ماندگی را اینطور بیان می کند. هوش نتیجه تأثیر دائمی و متقابل فرد با محیط است و اگر این رابطه متقابل به طور متعادل صورت گیرد موجب توانایی سازگاری با محیط و پیشرفت هوش می شود. کودک در مراحل مختلف رشد تصاویر ذهنی مختلفی دارد که از تصاویر ذهنی ساده شروع می شود و به تصاویر پیچیده تری می رسد. گذشتن از این مراحل یعنی از مراحل پایین به مراحل بالاتر بستگی به رشد هوش، ساختمان عصبی و بدنی، تجارب اجتماعی و تجارب زندگی او دارد.

اهمیت نظریه اینهلدر در هوش این است که پدیده های روانی و بخصوص هوش دارای الگوی مخصوص و از یک نظام کلی که اساس آن تجارب اولیه و عکس العملهای کودک از بدو تولد حتی قبل از اینکه قادر به تکلم باشد شروع می شود. این عکس العملها حسی و حرکتی هستند که کودک روابط محسوس عینی و عملی بین اشیاء و حوادث را بطور منظم یکی بعد از دیگری کشف کرده و پاسخهای عملی و درست به وضعیت های مختلف می دهد. از همین جا اینهلدر عقب مانده را افرادی از جامعه می داند که در مراحل پایین رشدی متوقف می شوند و در آنها کششهای نهاد قوی و زیاد است (به نقل از میلانی فر 1370).

طبقه بندی کودکان عقب مانده ذهنی

افراد عقب مانده ذهنی را بنابر ملاکها و ضوابط مختلفی تقسیم کرده اند و علت تقسیم بندیهای متعدد این است که عقب ماندگی ذهنی یک بیماری یا سندرم واحدی نیست بلکه حالاتی است که بر اثر عوامل متعدد و متفاوتی بوجود می آید. از تقسیم بندیهایی که توسط متخصصین مختلف ارائه شده است می توان به طبقه بندیهای زیر اشاره نمود(میلانی فر 1370):

1-روان شناسان

2-روان پزشکان

3-متخصصین تعلیم و تربیت.

1- گروه دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر [8]

این گروه دارای بهره هوشی بین 70-50 می باشند. بدلیل آنکه شناسایی و تشخیص کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر در سنین پایین بویژه قبل از دبستان و دوره های اول دبستان بسیار مشکل می باشد. تعداد قابل توجهی از آنان در مدارس معمولی ثبت نام می کنند. البته بتدریج همزمان با پیچیدگی نسبی محتوای دروس و بویژه در اواخر کلاس و از کلاس دوم به بعد عقب مانده ذهنی این قبیل دانش آموزان بیشتر آشکار گشته و شناسایی و تشخیص آنان آسانتر می شود. دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر نمی توانند بهره لازم و کافی را از برنامه های آموزشی کلاسهای معمولی ببرند. این کودکان در هر حال آموزش پذیر بوده و قادر به فراگیری اطلاعات عمومی و درسها رسمی کلاس از قبیل خواندن و حساب کردن و مهارت های مناسب شغلی بوده و می توانند در اداره زندگی خود از تحصیل خویش بهره مند شوند. این دانش آموزان می توانند با حداقل مشاوره در زندگی خود کفایی اقتصادی و اجتماعی داشته باشند (افروز، 1369).

تشخیص افراد عقب مانده ذهنی آموزش پذیر بر اساس آزمایشهای عمومی و رشد بدنی به دلیل آنکه غالباً مشابهت فراوان با افراد عادی دارند تقریباً غیر ممکن می نماید. اما در راه رفتن و بویژه صحبت کردن، به طور کلی دچار کندی محسوس هستند. در این گروه افرادی پیدا می شوند که از لحاظ یادگیری در کارهای عملی و غیر کلامی به حد متوسط کودکان عادی می رسند. در مورد آموزش نیز اگر برنامه ها مناسب به اجرا گذاشته شوند، می توانند در زمینه درسی موفق باشند (نلسون[9] و ایزرائیل [10]1980 به نقل از منشی طوسی 1369). این افراد با رسیدن به سن بلوغ در جمعیت وسیع جامعه گم می شوند زیرا توانایی سازگاری شغلی و اجتماعی را دارا هستند. (میلانی فر 1370).

2- گروه کودکان عقب مانده ذهنی تربیت پذیر[11]

این گروه از کودکان دارای بهره هوشی بین 25 تا 50 می باشند. معمولاً تعدادی از کودکان عقب مانده ذهنی تربیت ÷ذیر در سنین دبستان در سازمان ها و مؤسسات مختلف و عده ای نیز در منزل نگهداری می شوند (افروز 1365). این کودکان و نوجوانان می توانند انجام امور ساده و آسان را فراگیرند و قادرند خود را از خطرات عادی حفظ نموده و از عهده کارهای شخصی خود برآیند. قوه تعمیم و تمیز آنها محدود است. امور و کارهای ساده را به آهستگی و با تأخیر می آموزند ولی برای یادگیری مسائل پیچیده استعداد کافی و تمرکز فکری لازم را ندارند. از لحاظ عاطفی وضع متغیری دارند. خیلی زود تحت تأثیر قرار می گیرند و در برابر مخالفت دیگران عصبانیت و حملات تهاجمی از خود نشان می دهند (میلانی فر، 1370). در حد بالای این گروه افرادی هستند که بهره هوشی آنها به سطح کودکان آموزش پذیر می رسد بنابراین از توانایی بیشتری برای یادگیری برخوردار هستند. و می توان با اصولی که در آموزش آنها لازم و ضروری به نظر می رسد به آنها درجهت یادگیری کمک کرد (مک کویین و پاترسون[12] 1983).

3- گروه کودکان عقب مانده ذهنی حمایت پذیر [13]

این کودکان که دارای بهره هوشی کمتر از 25 دارند به علت عقب ماندگی شدید ذهنی و بدنی قادر به یادگیری و تربیت پذیری در حد مطلوب نبوده و توانایی انطباق با محیط و سازگاری اجتماعی را ندارند. از نظر اقتصادی کارایی لازم را نداشته و نیاز به کمک مستمر در انجام کارهای شخصی دارند. تکلم و رشد گویایی در درجات پایینی است. قضاوت و استدلال در آنها کم و یا وجود ندارد. دقت و حافظه در آنها بسیار ضعف است. درجات پایین این گروه را افرادی تشکیل می دهند که به هیچ وجه فعالیت ذهنی نداشته و یا فعالیت ذهنی بسیار محدودی دارند. ولی درجات بالاتر را کسانی می دهند که قادر به تکلم کلماتی محدود هستند (میلانی فر، 1370) .

کودکان حمایت پذیر به کمک بسیار نیازمندند و حتی خیلی از آنها توانایی خودیاری ندارند. این کودکان اغلب در مؤسسه های ویژه نگهداری می شوند زیرا نگهداری آنها در خانه برای دیگر افراد خانواده مشکلاتی را ایجاد می کند و ممکن است بر روی سایر افراد خانوادو و کارکرد آن اثر بگذارد (نلسون و ایزرائیل[14]، به نقل از منشی طوسی، 1369).

لازم به ذکر است که در سالهای اخیر تنها، نگهداری این افراد مورد توجه نبوده بلکه به آموزش و پرورش این گروه از افراد نیز توجه زیادی مبذول شده است.

واکنشهای والدین نسبت به کودک عقب مانده ذهنی

تولد یک کودک عقب مانده ذهنی می تواند برای خانواده واقعه ای ناگوار باشد هاگامن به نقل از منشی طوسی (1369) برخی مسائل مربوط به واکشنها و سازگاری در برابر کودک عقب مانده ذهنی را مورد بحث قرار داده است. بی تردید در باتدا واکنشها به انتظاراتی معطوف می شود که از کودک بدنیا آمده انتظار می رفته است. اکثر والدین انتظار دارند که کودکانی جذاب، تیز هوش، تندرست، شاد و دوست داشتنی داشته باشند. والدین کودک عقب مانده ذهنی نه تنها برای انتظارات بر باد رفته خود افسوس می خورند، بلکه اغلب با فشارهای روانی و اقتصادی بسیاری نیز روبرو هستند.

وجود کودک عقب مانده ذهنی می تواند گوناگونی را برای والدین به همراه داشته باشد. ایجاد و تشدید اختلافات خانوادگی، تحمل بار سنگین اقتصادی، تحمل صحبت های دیگران در رابطه با کودک و بسیاری از مسائل دیگر می تواند از تظاهرات خانواده هایی باشد که کودک عقب مانده ذهنی دارند. والدین کودکان عقب مانده ذهنی در شرایط دشواری قرار دارند، زیرا از لحاظ اجتماعی ممکن است به خاطر فرزندشان احساس شرم کنند و این احساس شرم ممکن است به طور آشکار یا پنهانی موجب طرد کودکان شود. بسیاری از خانواده ها به شدت روش زندگی خود را تغییر می دهند. زیرا وجود کودک دارای عقب مانده ذهنی خانواده را درگیر کرده و فعالیت اجتماعی شان را تقریباً محدود می سازد (بکمان[15] 1991).

تأخیر در راه رفتن، تأخیر درحرف زدن، عدم استقرار و سکون، عدم توانایی کودک در انجام امور، زنگهای خطری هستند که وجود کودک غیر طبیعی را اعلام می دارند. خانواده در آغاز مسئله را جدی تلقی نمی کند. ولی بعد از مدتی که اختلالات کودک بارزتر می شود، خانواده دیگر قدرت توجیه را از دست می دهد. کندی رشد ذهنی کودکش را حس می کند. نگران می شود و به هر حال بنا به توصیه دیگران یا به میل خود به متخصص مراجعه می کند (داورمنش ، 1370).

معلولیت کودک، کندی رشد و امکانات سرپرستی ویژه ای که برای مراقبت جسمی و آموزشی کودک لازم است، بعلاوه سرخوردگی و رؤیاهای بربادرفته، همگی بر والدین فشارهایی وارد می کند که موجب برهم خوردن نظم و آرامش و تعادل خانواده می شود. تنش هایی که بخاطر مراقبت از کودک بوجود می آید، اشکال در ایجاد ارتباط با کودک بعلت عدم توجه از جمله مشکلات دیگری هستند که بر والدین تأثیر می گذارند. دالتون و اپشتاین[16] به نقل از ملک پور (1369) بیان می کنند که والدین ممکن است همزمان در مورد ناامیدی خود، غمگین بوده، در مورد مسئولیت و احساسات متضاد خود، احساس گناه کرده و در مورد آینده کودک نیز نگران باشند. والدین ممکن است خود را در زمینه بهبود وضعیت کودک ناکان ببینند گرابلر[17] می گوید: هنگامی که امید والدین برای بهتر شدن وضع کودک به نتیجه نمی رسد، خشمگین می گردند و این خشم، به نوبه خود، ایجاد احساس ناامیدی و گناه می کند ( به نقل از ملک پور، 1369).

واکنش همه والدین در مقابل معلولیت ذهنی فرزندشان یکسان نیست. ولی به طور کلی می توان پذیرفت که اکثریت قریب به اتفاق والدین اینگونه کودکان در مقابل معلولیت ذهنی فرزندشان به نحوی واکنشی نامطلوب از خود بروز می دهند که نوع و میزان این واکنش و عکس العملها، با توجه به جنبه های شخصیتی آنها و زمان بروز واکنش، با یکدیگر متفاوت می باشد. (ملک پور، 1369).

بسیاری از والدین اینگونه فرزندان خود را تا حد امکان از برخورد با دیگران منع نموده، تا آنجا که بتواند آنان را در محیطی دور از سایرین نگه می دارند. تأکید درجداسازی کودک معلول از اقوام، همسایگان و نزدیکان کم کم موجب انزواگرایی کل خانواده می گردد که این خود لطمات جبران ناپذیری برای خانواده به همراه دارد. زیرا انسان موجودی اجتماعی است و برای جبران نیازهای عاطفی و اجتماعی خود، احتیاج به برخورد متقابل با همنوعان خود دارد. پدر و مادر از داشتن چنین کودکی به شدت رنج می برند. گاهی خود را سرزنش می کنند و با نهایت ملاطفت، حداکثر کوشش خود را به پای کودک می ریزند و زمانی نیز دیگران را مقصر قلمداد می کنند. (سعیدی، 1369).

واکنشهای والدین به تشخیص اینکه کودک آنها عقب مانده است تا حد زیادی یک امر فردی است. نوع و شدت پاسخها به طور متنوعی گسترده است. اما یک دسته از واکنش ها به طور مشترک در میان اکثریت والدین با کودک عقب مانده ذهنی دیده می شود که عبارتند از :

1- واکنش های اضطرابی:

والدینی که به سبب داشتن فرزندان دچار نقص در ماتم از دست دادن یک رؤیا بسر می برند. احساسات تعمیم یافته اضطراب را نشان می دهند. اضطراب بخاطر این سؤال که چگونه باید بین مسئولیت تأمین رفاه یک انسان دیگر و حق فرد برای داشتن یک زندگی مستقل تعادل برقرار کرد ارتباط دارد. ایجاد این تعادل به یک سازگاری شخصی و درونی نیازمند است. (کرنیک[18] و همکاران 1985).

از آنجا که کودک عقب مانده ذهنی احتیاج به اتکاء زیاد و حمایت مستمر والدین دارد، چنین افرادی با داشتن کودک عقب مانده ذهنی دچار تضاد و درگیریهای بسیار می گردند. واکنشهای عاطفی پیچیده، واکنشهای ناسازگارانه شدید از جانب والدین آشکار می گردد. اینگونه والدین همواره این ترس را دارند که کودک عقب مانده همیشه با آنها خواهد بود. اگر چنین ترسی عمیق و دائمی باشد در والدین ایجاد اضطراب می کند (داورمنش، 1370).

گروهی از والدین که بسیار مضطرب و نگران هستند در برابر اولین اعلام خطری که به آنها می شود، دچار نگرانی شده و به متخصصین مختلف مراجعه می کنند تا هر چه سریعتر درمان کودک را آغاز کنند. این دسته از والدین نیز مشکلات خاص خود را دارند. معمولاً مایل نیستند که کودکشان همراه با سایر کودکان عقب مانده ذهنی در مدارس مخصوص اینگونه کودکان تحصیل کنند و گاه برنامه هایی را به کودک خود تحمیل می کنند که بیشتر از توانایی های او است و موجبات خستگی شدید او را فراهم می کند (رابینسون به نقل از ماهر 1366).

2- تمایل به طرد کودک

ناسازگاری عاطفی والدین بر روی رفتار آنها با کودک عقب مانده ذهنی تأثیر می گذارد. در بیشتر موارد این رفتار به شکل طرد کودک، آشکار می شود. فرید[19](به نقل از راتن و اسمیت[20] 1991) معتقد است که اینگونه والدین تصور می کنند که با تحت فشار گذاشتن کودک در خانه و سختگیری نسبت به کودک به او کمک می کنند. در حالیکه چنین محیط ناآرام و سختی کودک را به جانب بسیاری از اختلالات سوق می دهد. معمولاً چنین والدینی توجه زیاد به رشد چنین کودکی از خود نشان می دهند. اما این توجه اساساً انعکاسی از ترس و وحشت و اختلالات خود والدطن می باشد زیرا که پدر و مادر معمولاً به طور ناخودآگاه کودک را طرد می کنند و چون از چگونگی احساس خود نسبت به کودک بی اطلاع می باشند بنابراین دچار تضاد می گردند.

3- احساس گناه والدین :

اغلب اتفاق می افتد که والدین کودکان عقب مانده ذهنی به اشکال مختلف خود را مسئول یا مقصر وضعیت کودک بدانند و آن را ناشی ازعملی تلقی کنند که قبلاً انجام داده اند. ممکن است والدین به صورت یکی از سه شکل کلی ذیل احساس گناه خود را آشکار سازند. اولین شق مشتمل بر والدینی است که در سابقه زندگی یشان سندی مبنی بر انکه در واقع آنان نقس فرزندشان را موجب شده اند وجود دارد. چنین سوابقی استفاده از داروهایی در طول دوران بارداری، دارا بودن اختلالات ژنتیکی نهفته در خانواده، دچار شدن به بیماری قابل پیشگیری یا درگیر رخدادهای مشابه، که والدین معتقدند می توانسته اند از آنها پیشگیری کنند. دومین طریقی که والدین کودکان با عقب ماندگی ذهنی توسط آن احساس گناه را آشکار می سازند کمتر منطقی به نظر می رسد. این طریق در اعتقاد والدین به اینکه نقص کودک تنبیه عادلانه و عقوبت اعمالی خاص و ناپسند است که آنان در گذشته مرتکب شده اند. انعکاس می یابد نیازی نیست که بین ماهیت گناه گذشته و ماهیت نقص ارتباط وجود داشته باشد. سومین تظاهر احساس گناه برداشتی است که والدین نسبت به پیش آمدن چیزهای خوب و بد زندگی دارند. آنان اساساً اظهار می دارند چیزهای خوب برای افراد خوش اقبال و چیزهای بد هم برای افراد بد اقبال اتفاق می افتد. چنین اعتقاد کلی صرفاً به این سبب که نقص وجود دارد پدر و مادر را در احساس گناه باقی می گذارد (ویلککس[21] ، 1979).

بکمان[22] (1983) اظهار می دارد که احساس گناه و تقصیر در والدین بر اثر تولد فرزند معلول ذهنی بوجود می آید. این نوع فرزند تهدیدی بر علیه خود والدین است که موجب می گردد والدین نتواند از زندگی خود لذت ببرند. والدینی که چنین تفکری را دارند، برای آنها بی نهایت مشکل است تا کودک را بپذیرند. اینگونه والدین عقب ماندگی ذهنی فرزند خود را انکار می کنند و تمایل به دریافت کمک از دیگران برای بهبود وضعیت کودک را ندارند.

احساس گناه شکل خاصی از اضطراب است که از عوامل خود برتر بسیار قوی سرچشمه می گیرد. این احساس معمولاً در مقابل برخی از اعمال گذشته فرد بروز می کند. شخصی که بطور دائم احساس گناه می کند دارای یک درک شخصی ضعیف از موقعیت می باشد که خود را در مسیری بسیار ناخوشایند می بیند. وقتی احساس گناه بسیار قوی باشد. فرد احساس ناامنی و عدم حماطت می کند و به همین نسبت میزان احساس رضایت شخصی این افراد بسیار پایین می آید. هر قدر احساس گناه والدین بیشتر باشد تمایل آنها به متهم یا مقصر دانستن خودشان برای وضعیت کودک بیشتر می شود. نیکسون و سینگر به نقل از بلاچر[23] و دیگران (1980) اظهار می دارند که تعداد زیادی از والدین کودکان عقب مانده ذهنی خود شرمی و تقصیر افراطی را تجربه می کنند. والدین اینگونه کودکان نسبت به فرزند عقب مانده خود احساس گناه و مسئولیت می کنند، حتی زمانی که کودک آنها به طور روشنی دارای نقیصه نیست.

برکویتز[24] (1960) ابراز می دارد که مادران افسرده ای که دارای فرزند عقب مانده ذهنی هستند به طور معنی داری نسبت به مادران با کودک عادی احساس گناه و تقصیر بیشتری می کردند هم چنین در پژوهش او نشان داده شد که همانند جمعیت عادی احساس گناه و خود شرمی والدین با کودک عقب مانده ذهنی با افسردگی، ناامیدی، بی یاوری، و خودپنداره پایین ارتباط دارد. و نیز اعتقاد بر این است که احساس گناه که بوسیله والدین کودکان عقب مانده تجربه می شود به وابستگی والدین به کودکان خود، کارآمد بودن والدین، سیستم های سلامت خانواده، ارتباط سالم بین والدین ارتباط دارد (مایرسون[25] به نقل از بیلی[26] و دیگران 1992) .

ژاک [27](1979) عنوان می کند اینکه والدین با کودک عقب مانده ذهنی بین دو احساس عشق و نفرت از کودک قرار می گیرند حقیقت دارد. تضاد میان این دو احساس موجب بوجود آمدن واکنش احساس گناه و تقصیر می گردد و چون والدین نمی توانند به وجود این تقصیر اعتراف کنند، بنابراین احساس تقصیر به شکل واکنش طرد، حمایت بیش از حد، تحت فشار گذاشتن کودک انعکاس پیدا می کند.

والدین کودکان عقب مانده ذهنی ممکن است احساس گناه کنند. والدین ممکن است به دلیل آنکه حس می کنند نسبت به کودک خود خشم و خشونتی نشان داده اند. این احساس گناه برایشان پیش می آید و اینکه، انگیزه های غیرارادی برای طرد کودک و احتمال نابود کردن او در خود احساس می کنند. (ولفنزبرگر[28]، به نقل از ملک پور 1369).

بعضی از والدین به کودک به عنوان یک عامل تنبیه کننده که از جانب خدا، برای کیفر گناهی که در گذشته مرتکب شده اند، می نگرند. احساس گناه به خصوص هنگامی واقعی است که والدین انگیزه از بین بردن کودک خود را داشته باشد (ملک پور 1369).