| دسته بندی | بهداشت عمومی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 86 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 146 |
اول: کلیات
نظام شبکه بهداشتی درمانی کشور
همانطور که گفته شد خانههای بهداشت روستایی و پایگاههای بهداشت شهری و نیز مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی اصلیترین واحدهای ارائه مراقبتهای اولیه بهداشتی هستند. سطوح بالاتر وظیفه پذیرش موارد ارجاع بیماران (که نیاز به خدمت تخصصی دارند.) و برنامهریزیهای بهداشتی را بر عهده دارند به مجموعه سطوح مختلف ارائه خدمات و برنامهریزی بهداشتی نظام شبکه میگویند. برای درک بیشتر نقش و موقعیت این واحدها میبایستی نمای سازمانی و شرح وظایف سطوح مختلف نظام شبکه بهداشتی درمانی کشور را معرفی کنیم.
نظام بهداشتی کشور ایران را میتوان در سه شهرستان ، استان و کشور مرور کرد:
سطح شهرستان
در سطح شهرستان همانطور که در نمودار دیده میشود واحدهای اجرایی – از پایین به بالا – را خانه بهداشت و پایگاه بهداشت شهری ، مرکز بهداشتی درمانی (روستایی و شهری) و مدیریت شبکه بهداشتی درمانی شهرستان تشکیل میدهد. مدیریت شبکه بهداشتی درمانی شهرستان خود از دو بخش اصلی ، مشتمل بر مرکز بهداشت شهرستان و بیمارستان شهرستان تشکیل شده است .
نمودار سطح مختلف شبکه بهداشت
خ – ب = خانه بهداشت
پ – ب = پایگاه بهداشت شهری
خانه بهداشت
خانه بهداشت واحدی است مستقر در روستا : که غالبا چند روستای دیگر (روستای قمر) را نیز پوشش میدهد. بهورزان زن و مرد ، کارکنان خانه بهداشت را تشکیل میدهند . بهورزان بومی هستند و این امر منجر به ارتباط مداوم آنها با مردم میگردد .
وظیفه خانه بهداشت اجرای برنامههای بهداشتی و ارائه خدمات موجود در آنها به گروههای مختلف است. به منظور خدمات بهداشتی باید چارچوب ذیل برای هر برنامه بهداشتی به منظور ترغیب آنها به ورود برنامهها و بهرهمندی از خدمات در هر خانه بهداشت اجرا شود:
شناسایی جمعیت هدف برنامههای بهداشتی
آموزش به جمعیت هدف
ارائه خدمات به جمعیت هدف
ثبت اقدامات انجام شده و نتیجه آن و ارسال گزارشات
پایگاه بهداشت
پایگاه بهداشت واحدی است مستقر در مناطق شهری که اقدامات به ارائه مراقبتهای اولیه بهداشتی در جهت مشخصی از شهر مینماید. تعداد پایگاههای موجود در یک شهر بستگیبه جمعیت آن شهر دارد. پرسنل ارائه کننده مراقبتهای اولیه بهداشتی در پایگاهها را کاردانهای بهداشتی تشکیل میدهند. پایگاه بهداشتی شهری اولین واحد عرضه کننده مراقبتهای بهداشتی در شهر است.
مرکز بهداشتی درمانی
مرکز بهداشتی درمانی شامل مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی است . مرکز بهداشتی درمانی روستایی واحدی مستقر در روستا است که یک ختنه بهداشت را در همان روستا و غالبا چند خانه بهداشت از روستاهای دیگر را تحت پوشش خود دارد. در مرکز بهداشتی درمانی روستایی گروهی از کاردانهای بهداشتی ، بهیار و کارکنان اداری با رهبری پزشک کار میکنند.
مرکز بهداشتی درمانی روستایی اساسی را بر عهده دارد:
وظیفه ارائه بخشی و درمانی که در خانههای بهداشت امکان آن وجود ندارد، نظر درمان برخی بیماریها که بهورز قادر به اجرای آنها نیست و یا ارائه برخی از خدمات مانند کاشتن (ای – یو – دی) که توسط بهورزان قابل ارائه نیست و نیز انجام آزمایشات تشخیص طبی و ... این خدمات اکثرا از طریق ارجاع بیماران یا افراد از خانه بهداشت به مرکز بهداشتی درمانی ارائه میشود. البته ممکن است در برخی مرکز بهداشتی درمانی خود رأسا اقدام به ارائه خدماتی خاص نمایند . مانند نمونهگیری از مواد غذایی و ... این وظیفه مشتمل بر برنامهریزی اجرایی ، سازماندهی منابع ، رهبری و هدایت واحدهای تابعه (خانه بهداشت) و بالاخره کنترل و نظارت بر فعالیتها است. این موضوع در نمودار نمایش داده شده است.
نمودار اعمال مختلف مدیریت در مرکز بهداشتی درمانی برنامهریزی ، سازماندهی ، رهبری و کنترل
در زمینه ارائه خدمات مرکز بهداشتی درمانی روستایی وظیفه دارد در صورتی که مراجعه کننده نیازمند خدمات تخصصی باشد وی را به سطوح بالاتر (پلی کلینیک تخصصی یا بیمارستان) ارجاع دهد.
علاوه بر این زمینه مدیریت نیز مرکز بهداشتی درمانی وظیفه دارد چنانچه حل مشکلی نیازمند مساعدت مرکز بهداشت شهرستان باشد از آنها استمداد جوید. به عنوان مثال در زمینه تامین منابع و نیز بررسیهای خاص و ... مرکز بهداشتی درمانی شهری نیز وظایفی نظیر مرکز بهداشتی درمانی روستایی با اندک تفاوت دارد . این مرکز وظیفه نظارت بر پایگاههای بهداشتی شهری و پذیرش موارد ارجاع را بر عهده دارد.
تسهیلات زایمانی
مرکز تسهیلات زایمانی واحدی است مستقر در روستا که یک حوزه جمعیتی بزرگ را تحت پوشش دارد . هر مرکز تسهیلات زایمانی توسط کاردانان مامائی و یک راننده آمبولانس اداه میشود. وظیفه این کاردانها این است که در تمام 24 ساعت به زایمانهای طبیعی کمک کنند و موارد پیچیده و دشوار را به نزدیکترین بخش بیمارستانی اعزام نمایند. خدمات تنظیم خانواده (از جمله I.U.D ) از خدمات دیگر هر مرکز تسهیلات زایمانی است.
مرکز آموزش بهورزی:
در نظام خدمات بهداشت و درمان ، مرکز آموزش بهورزی جایگاهی پراهمیت و حساس دارد . اهمیت مرکز مرکز آموزش بهورزی در این است که جمعی از فرزندان محرومترین نقاطکشور برای خدمت برای مردم همان نواحی توسط مریان تربیت میشوند .دانش آموز بهورزس در طول مدت آموزش خود با مربین مرکز آموزش بهورزی پیوندی دائمی و تعیین کننده دارد ، از آنان تعلیم میگیرد، توسط آنان هدایت میشود و با راهنمایی آنان برای خدمت به جامعه آموزشهای لازم را کسب مینمایند.
هر مرکز آموزش بهورزی علاوه بر مدیر مرکز ، چندین مربی دارد . مدیر و مربیان هر مرکز آموزش بهورزی، شورای مربیان آن مرکز را تشکیل میدهند. مرکز آموزش بهورزی وظیفه تربیت بهورزان و نیز بازآموزی بهورزان شاغل در خانههای بهداشت را بر عهده دارد . این مرکز تحت پوشش مرکز بهداشت شهرستان فعالیت میکند.
مرکز بهداشت شهرستان:
واحدی است خود گردان که سه مسئولیت اساسی زیر را بر عهده دارد :
الف- پشتیبانی واحدها و سطوح تحت پوشش به لحاظ نیروی انسانی و مالی.
ب- پایش و ارزشیابی برنامهها و مداخله متناسب با آن.
ج- شناسایی مشکلات جدید و برنامهریزی و هدایت واحدها و سطوح در جهت حل آن.
واحدهای مختلف کارشناسی و پشتیبانی در مرکز بهداشت شهرستان وظیفه نظارت بر فعالیت مراکز بهداشتی درمانی و نیز مرکز آموزش بهورزی و خانههای بهداشت بهداشت – و پشتیبانی آنها را بر عهده دارند.
بیمارستان شهرستان:
واحدی است خودگردان که به صورت بیمارستان عمومی حداقل با 7 تخصص جراحی ، داخلی ، کودکان ، زنان و زایمان ، بیهوشی ، رادیولوژی و آزمایشگاه و با بخشهای بستری ، پلی کلینیکهای تخصصی و اورژانس اداره میشود و باید محل قبول ارجاع شدگان از مرکز بهداشتی درمانی (شهری و روستایی) باشد.
بیمارستان شهرستان به طورکلی علاوه بر درمان تخصص سرپایی و بستری برای بیمارانی که از مرکز بهداشتی درمانی معرفی میشوند میبایست اقدام به اعلام نتایج و توصیههای درمانی به مراکز بهداشتی درمانی نمایند.
انجام خدمات درمانی لازم در مورد فوریتهای پزشکی از جمله دیگر وظایف بیمارستانی است .
مدیریت شبکه بیمارستانی :
مدیریت شبکه شهرستانی وظیفه هماهنگ سازی در واحد خودگردان بیمارستان و مرکز بهداشت شهرستان و نظارت بر فعالیت آنها را بر عهده دارد.
2- سطح دانشگاه یا دانشکده علوم پزشکی (استان):
این سطح دارای چندین معاونت است که بر فعالیتهای بهداشتی مراکز بهداشت شهرستان و سطوح تابعه و نیز بر فعالیت بخشهای درمانی نظیر بیمارستانها و پلیکلینیکهای تخصصی و بخش درمانی خصوصی نظارت کرده و وظیفه پشتیبانی آنها را بر عهده دارد .
3- سطح کشوری :
وزارت بهداشت ، درمان آموزش پزشکی نهاد اصلی سیاست گذاری در زمینههای مختلف مربوط به بهداشت سطح کشور است. وزارت بهداشت ، درمان آموزش پزشکی ، از معاونتهای مختلف تشکیل شده است . این وزارتخانهها کار تدوین سیاستهای اولیه بهداشتی و درمانی کشور و تدوین برنامههای ملی را بر عهده دارد.
بهداشت محیط و بهداشت حرفهای در خانه بهداشت
از سال 1334 بهداشت محیط ابتدا با هدف تامین آب آشامیدنی شهرها فعالیت خود را آغاز کرد و پس از آنکه این وظیفه به سازمان آب محول شد تامین آب آشامیدنی در روستا از وظایف بهداشت محیط باقی ماند که بعد از پیروزی انقلاب نیز این وظیفه بر جهاد سازندگی انتقال یافت .
پس از بحث ادغام بهداشت محیط در سیستم شبکه و استفاده از نیروهای بهداشتی موجود در شبکه ، از بهورزان خانههای بهداشت تا کاردهانهای مراکز بهداشتی درمانی برای بهبود و تقویت برنامههای بهداشت محیط استفاده گردید. اما تاریخچه بهداشت حرفهای برمیگردد به سالهای 1342 که قانون کار تصویب شد و با توجه به کمبود نیروی بهداشت حرفهای در کشور عملا این قانون اجرا شد.
از سال 1359 در وزارت بهداشت ، اقدام با تقویت خدمات بهداشت حرفهای گردید ، ولی در سال 1362 دولت مصوبهای را در مجلس تصویب کرد که بر اساس آن وظایف وزارت کار در زمینه بهداشت کارگران به وزارت بهداشت محول شد .
بر همین اساس وزارت بهداشت توانست نیروهای بهداشت حرفه ای را به خدمت بگیرد و نظارتهای بهداشت حرفهای را آغاز کند .
شاخصهای برنامههای بهداشت حرفهای در خانههای بهداشت
برنامههای بهداشت حرفهای از سال 1372 در شبکههای بهداشتی درمانی کشور ادغام گردید و هم اکنون در 128 شهرستان این طرح در حال انجام است . در این برنامه 686 مرکز بهداشتی درمانی شهری ، 1142 مرکز بهداشتی درمانی روستایی و 6675 خانه بهداشت ، 11961 بهورز، 2593 کاردان ، 2116 پزشک مشارکت دارند، با انجام این برنامه شاخصهای برجسته زیر به دست آمده است:
92%=100* تعداد کل کارگران تحت پوشش/ تعداد پروندههای بهداشتی تشکیل شده برای کارگران
9/32%=100* تعداد کل عوامل زیان آور/ تعداد عوامل زیان آور کنترل شده
5/21%=100* تعداد کل کارگران دارای پرونده پزشکی/ تعداد کارگران تحت پوشش معاینات دورهای
78%=100* تعداد کل کارگاهها / تعداد کارگاههای تحت پوشش بازدید اولیه
100%=100* تعداد کارگاه تحت پوشش اولیه / تعداد کارگاههای تحت پیگیری قرار گرفته
65%=100* تعداد کل کارگران/ تعداد کارگران کارگاههای تحت پوشش
34%= 100* تعداد کل کارگاههای تحت پوشش / تعداد کارگاه دارای تسهیلات بهداشتی نامناسب
شاخصهای برنامههای بهداشت محیط در خانههای بهداشت:
شاخصهای زیر پس از بحث و گفتگو در ستاد گسترش شبکههای بهداشتی درمانی کشور در خصوص برنامههای بهداشت محیط در خانههای بهداشت مورد تصویب قرار گرفت .
درصد خانوارهای روستایی که به آب آشامیدنی دسترسی دارند.
100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش / تعداد خانوارهایی که به آب آشامیدنی دسترسی دارند.
درصد خانوارهای روستایی که از شبکه آب آشامیدنی برخوردار میباشند.
100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش/ تعداد خانوارهایی که از شبکه آب آشامیدنی برخوردار میباشند.
درصد خانوارهای روستایی تحت پوشش دارای توالت بهداشتی
100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش/ تعداد خانوارهای روستایی دارای توالت بهداشتی
درصد خانوارهای روستایی که زباله و فضولات حیوانی را به روش بهداشتی جمعآوری و دفع میکنند.
100* تعداد کل خانوارهای تحت پوشش/ تعداد خانوارهای روستایی که زباله و فضولات حیوانی را به روش جمعآوری و دفع میکنند.
درصد اماکن عمومی روستایی دارای معیار بهداشتی
100* تعداد کل اماکن عمومی روستایی تحت پوشش/ تعداد کل اماکن عمومی روستایی با معیارهای بهداشتی
درصد مراکز تهیه و توزیع مواد خوراکی و بهداشتی روستایی دارای معیار بهداشتی
100* تعداد کل مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد خوراکی و بهداشتی تحت پوشش/ تعداد کل مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد خوراکی و بهداشتی روستایی دارای معیارهای بهداشتی
درصد کارکنان مراکز و اماکن روستایی که دارای کارت معاینه پزشکی معتبر هستند.
100* تعداد کل کارکنان مراکز تهیه و توزیع و فروش و اماکن عمومی تحت پوشش/ تعداد کارکنان مراکز و اماکن روستایی دارای کارت معاینه پزشکی معتبر
درصد مراکز بهداشتی درمانی و روستایی که از نظر بهداشت محیط (آب، سرویسهای بهداشتی، زباله و نظافت عمومی) دارای شرایط مطلوب هستند.
100* تعداد کل مراکز بهداشتی درمانی روستایی تحت پوشش تعداد مراکز بهداشتی درمانی روستایی که از نطر بهداشت محیط دارای شرایط مطلوب هستند.
تعریف بهداشت محیط و فعالیتهای آن
بهداشت محیط مسئله اجتماعی است که با تمام افراد جامعه سر و کار دارد و روی فرد و محیط زندگی تاثیر دارد. منظور از بهداشت محیط یکسری از فعالیتهایی است که برای سلامت مردم با کمک و شرکت خود آنها باید انجام شود تا به تندرستی یعنی رفاه کامل جسمی و روانی و اجتماعی برسند.
فعالیتهای بهداشتی محیط
1- برنامه کنترل آب آشامیدنی
الف- کلرسنجی روزانه به طور متوسط 5 نمونه در روز از آب شرب منطقه.
ب- گزارش موارد نامطلوب کلرسنجی به ارگانهای مربوطه.
ج- نمونهبرداری از آب شرب به طور متوسطه 15 نمونه در ماه.
د- پیگیری موارد نامطلوب نمونهبرداری تا مشخص شدن علت آن.
ن- ثبت روزانه کلرسنجی و گزارش آن به ستاد بهداشت محیط.
2- برنامه کنترل و بازدید از مراکز تهیه و توزیع و اماکن عمومی
الف- بازدید از اماکن و مراکز تهیه و توزیع مواد غذایی حداقل 60 باب در ماه.
ب- پیگیری اماکن و مراکزی که دارای نواقص بهداشتی میباشند و رساندن آنها به حد مطلوب.
ج- شناسایی اماکن و مراکز فاقد کارت بهداشت و اقدام قانونی مربوط.
د- معرفی متصدیان متخلف از مقررات آئیننامه ماده 13 به ارگانهای مربوط به طور متوسط 10 مورد در ماه.
ن- صدور پیشنهاد تعطیلدر مورد اماکن و مراکزی که بهسازی نشدهاند حداقل به تعداد دو باب در ماه.
و- صدور اخطار تعطیل و تعطیلی مکان کسب به تعداد یک باب در ماه جهت رفع کامل نواقص بهداشتی.
ه- صدور کارت تندرستی برای متصدیان به طور متوسط 20 کارت در ماه.
ی- صدور صلاحیت یا عدم صلاحیت بهداشتی در مورد مکانهایی که تقاضای تجدید و یا صدور جواز کسب کردهاند.
3- برنامه کنترل بازدید طرحهای ضربتی و کنترل اماکن حساس
الف- طرح ضربتی و بازدید از آرایشگاههای زنانه و مردانه در آبان ماه.
ب- برگزاری طرح تشدید و کنترل کارگاههای قنادی- قنادان در ماه رمضان.
ج- طرح ضربتی و کنترل و بازدید از حلیمپزی در ماه رمضان.
د- برگزاری طرح تشدید و کنترل پزندگیها و کبابیها در آذر ماه و اسفند ماه.
ن- برگزاری طرح تشدید و کنترل نانوایان در دی ماه.
و- کنترل عدم مصرف جوششیرین در نانوایها و ضبط جوششیرینهای مصرفی در نانوایی.
ه- اجرای مقررات اماکن و مراکز مربوط به هر صنف و قطع سهمیه و تعطیلی اماکن جهت تعطیلی و بهسازی.
4- برنامه نمونهبرداری مواد غذایی
الف- نمونهبرداری از مواد غذایی مشکوک در طی 6 ماه.
ب- اجرای دستورالعملهای مربوط به ماد غذایی و ضبط مواد غذایی ممنوع اعلام شده و اقدام قانونی مربوط.
ج- کنترل تاریخ مصرف مواد غذایی و معدوم کردن مواد غذایی فاسد و تاریخ مصرف گذشته.
د- نمونهبرداری از خامه در قنادی و روغن زولبیا و بامیه در ماه رمضان.
ن- نمونهبرداری از کباب کوبیده، سالاد، سماق از سالن غذاخوری.
5- بررسی وضعیت و شناخت بهداشت مدارس
الف- بازدید به طور متوسط 3 باب مدرسه در ماه.
ب- پر کردن فرمها و آئیننامههای مربوط به بهداشت مدارس بعد از هر بازدید.
ج- گزارش نتایج بازدید از مدارس به ستاد مربوط.
6- بررسی و شناخت وضعیت بهداشت مدارس
الف- بازدید از مساجد تحت پوشش در هفته غبار روبی مساجد.
ب- پر کردن فرمها و آئیننامههای مربوط به بهداشت مساجد و شناخت وضعیت موجود.
ج- ارائه گزارش بازدید از مساجد به ارگانهای مربوط.
7- برگزاری کلاسهای آموزشی
الف- پخش تراکت آموزش هشدارهای بهداشتی جهت بالا بردن آگاهیهای عممی فرهنگ بهداشت هنگام بازدید.
ب- برگزاری کلاسهای آموزشی سالمسازی سبزیجات، گروه هدف: مادران.
ج- برگزاری کلاسهای آموزشی، گروه هدف: قنادان در آذر ماه.
د- برگزاری کلاس آموزشی، گروه هدف: هئیت امناء مساجد. موضوع: بهداشت مساجد.
ن- برگزاری کلاس آموزشی آگاهی از مقررات ماده 13 گروه هدف: صنوف مختلف.
و- برگزاری کلاس آموزشی مخاطرات بهداشتی ناشی از فاضلاب و زباله گروه هدف: مادران.
8- فعالیتهای متفرقه
الف- ارائه پمفلت و مقاله در موضوعات مختلف در ارتباط با بهداشت محیط.
ب- رسیدگی به شکایات رسیده از طرف شهروندان.
ج- شرکت در سمینارها و کارگاههای آموزشی.
د- پاسخ به نامههای اداری رسیده از ارگانهای مختلف.
ن- رسم نمودارهای شاخص بهداشتی و در آوردن شاخصهای بهداشت محیط در طی 6 ماه برای مشخص شدن وضعیت کنونی.
و- تنظیم دفتر بایگانی و امور مربوط به آن و دفتر وضعیت اماکن عمومی و مراکز تهیه و توزیع.
ه- ثبت بازدیدهای انجام شده در پروندههای پیگیری و دفتر گزارش بازدید روزانه از اماکن.
ی- تنظیم آمارهای ماهیانه و گزارش آن به ستاد بهداشت محیط.
کارآموزی در بهداشت محیط
هدف از این دوره آشنا شدن دانشجو با:
1- محیط کار و نحو انجام کار و ضوابط و مقررات مربوطه.
2- وظایف، ابزار و وسایل مورد نیاز.
3- تقویت روابط عمومی با همکاران در محیط کار.
4- نحوه برقراری ارتباط با مردم.
5- ارتباط بین دانش تئوری و عملی.
راههای ایجاد تغییر رفتار در مردم
ما میخواهیم با تغییر رفتار در مردم به آنها کمک کنیم تتا از زندگی سالمتر و بهتری بر خوردار شوند. معمولاً سه راه عمده برای ایجاد تغییر رفتار در مردم وجود دارد که عبارت هستند از:
1- استفاده از قانون
2- دادن اطلاعات
3- بحث و گفتگو و مشارکت
1- استفاده از قانون
در واقع در این روش کارمند بهداشتی آن دسته از مردمی که رفتارهای غیربهداشتی دارند را تهدید میکند که اگر رفتارشان را تغییر ندهند آنها را به دادگاه معرفی خواهد کرد. این کار ممکن است در ابتدا موثر باشد ولی به مرور زمان برای مردم عادی شده و بیاثر خواهد شد.
2- دادن اطلاعات
در این روش کارمند بهداشتی مسائل مختلف بهداشتی را برای مردم شرح میدهد. این آگاهی در صورت پذیرش مردم می تواند به درجاتی سبب رفتار آنها گردد.
3- بحث و گفتگو و مشارکت
بهترین راه برای تغییر رفتار مردم این است که به دیدن آنها برویم و یا این که فرصت دیدار و مصاحبه با آنها را در خانه بهداشت فراهم کنیم. با آنها صحبن کنیم و بخواهیم که از مشکلات نشان برای ما صحبت کنند، سپس از آنها بخواهیم که فکر کنند و بگویند دلیل بوجود آمدن مشکلات چیست و آنها را در شناخت صحیح و درست مشکلات و پیدا کردن راهحل راهنمایی کنیم. وقتی آنها توانستند رته حل شده و در رفتارهایشان تغییر بوجود خواهد آمد. این روش یکی از مهمترین روشها در ایجاد تغییر در رفتار مردم است.
ارتباط خوب در آموزش بهداشت
ارتباط خوب در آموزش بهداشت نقش بسیار مهمی دارد تا انجایی که میتوان گفت آموزش موثر نتیجه یک ارتباط خوب و موثر است. چیزهایی که در ایجاد ارتباط خوب تاثیر دارند عبارتند از:
شخص شما (شخصیت و رفتار شما) در نوع ارتباطتان با مردم بسیار موثر است. آیا مردم شما را قبول دارند؟ اگر ندارند به چه دلیل است؟ علت عکسالعملهای مردم را پیدا کنید و چنانچه رفتارتان غیرمنطقی است آنرا اصلاح کنید. برای برقراری روابط خوب باید کارهایی انجام دهید که به عقیده مردم مفید و ثمربخش باشد. باید به میان مردم رفته و شغلشان را برای آنها توضیح دهید. همچنین باید به حرف مردم گوش دهید. به مسائل و نیازهای آنها توجه کنید. با کارکنان بخشهای دیگر (ادارات و سازمانها) ملاقات کنید و مهمتر اینکه به دیدار روحانی محل، معلمین حکیمباشیهای سنتی و افراد با نفوذ بروید. در مورد کار و وتجربیات آنها چیزهایی جدید بیاموزید و شغل خودتان را برای آنها توضیح دهید و ضمن بحث به آنها تفهیم کنید که با همکاری یکدیگر میتوانید جامعه بهتری درست کنید.
هدف از برقراری ارتباط خوب این است که مردم پیام مارا دریافت کنند، یعنی بشنوند، ببینند و درک کنند. بنابراین باید بیان کردن، نوشتن یا نشان دادن پیام به طور واضح و ساده باشد. مثلاً مردم در صحبت با بکار بردن اصلاحاتی مثل ایمنسازی ضدعفونی، گندزدایی و ... باعث سر درگمی مردم میشود.
خوب گوش کردن. احترام گذاشتن به مردم است. پس به آنچه می گویند خوب گوش کنید. صحبت آنها را قطع نکنید. در حرفهایشان دخالت نکنید. در حال گوش کردن به چیزی دیگر نگاه نکنید و خود را به کار دیگری سرگرم نکنید.
در آموزش بهداشت، مشارکت بر مبنای آن است که شخص، گروه یا اجتماع برای حل مشکلاتش فعالانه با کارکنان بهداشتی همکاری کنند. این مشکلات میبایستی در جهت تشخیص و نیز حل آن صورت گیرد. پس از این که با مردم و اجتماعات رابطه برقرار کردید باید فوراً مشارکت آنها را تشویق کنید. در اینجا باید از مهارت خود در برقراری ارتباط با مردم استفاده کنید و مردم را تشویق به صحبت نموده و خودتان هم گوش دهید، بدین ترتیب مردم در شناخت مسائل، با شما و با یکدیگر مشارکت میکنند.
چرا مشارکت مردم لازم است؟
نخست به دلیل اینکه هرچه مردم بیشتر با هم مشارکت داشته باشد، برای کمک به خودشان بیشتر جلب شده و نیز برای بهبود وضع بهداشتیشان بیشتر اقدام میکنند. دوم اینکه مردم، مسئول بهداشت خودشان هستند. یک کارمند بهداشتی میتواند آنان را در پیدا کردن راهحل برای رفع مشکلات و مسائل هدایت کند اما نمیتواند شخصاً مسئولیت مستقیم اجرای راهحل را بر عهده بگیرد. مثلاً اگر جامعه از نحوه تامین آب بهداشتی خود شکایت داشته باشد، او میتواند برای حفر چاه پول بدهد. البته میتواند کمک کند. اما مهم ترین کمک به مردم در این مورد، آموختن خود یاری به آنان است. بدین ترتیب میتوان گفت همکاری دانشآموزان یک مدرسه در زمینه حل مشکلات بهداشت محیط مدرسه تا مساعدتی که گروه رسمی جامعه در جهت حل معضلات بهداشت روستا میکنند، همگی نمونههایی از مشارکت در زمینه بهداشت به حساب میآیند.
شورای بهداشت روستا
یکی از راههای جلب مشارکت افراد جامعه، تشکیل شورای بهداشتی در روستا است. تصور اینکه 50 تا 100 نفر از افراد روستا برای طرح جزئیات برنامههای بهداشت روستا، تشکیل جامعه دهند بسیار مشکل است. همه افراد فرصت صحبت کردن نخواهند داشت و وقت زیادی صرف خواهد شد تا اطمینان حاصل کنیم که همه افراد، مضوع را درک یا در بحث شرکت کردهاند و بعضی از افراد مایل نیستند که وقت زیادی را صرف نمایند و احتمالاً می کوشند تا گروه را مجبور سازند که سریعاً تصمیمگیری کند. این عمل ممکن است باعث عصبانیت دیگران شده، منجر به مشاوره یا منازعه شود. به منظور اجتناباز این مسائل معمولاً گروه کوچکتری که همیشه کمیته یا شورا نامیده میشود انتخاب میشود. در حال حاضر که شوراهای اسلامی در روستاها تشکیل یافتهاند اجرای برنامههای بهداشتی با بهرهگیری از این تشکل مردمی به خودی میسر است. شورای اسلامی در واقع نماینده کلیه مردم روستا است و از آنجا که یکی از اصلیترین وظایف آن پیدا کردن مشکلات جامعه و تلاش در جهت حل آنها است، به خوبی میتوان از توان این شورا برای حل مشکلات بهداشتی بهره جست. در این مورد تمامی اعضای شورا یا بخشی از آنها همراه با افراد ذیربط میتوانند به عنوان یک شورای بهداشتی عمل نمایند. بعضی از وظایف کلی که شورای بهداشتی با آن سر و کار دارد را در ذیل متذکر میشویم:
1- جمعآوری اطلاعات در مورد بهداشت جامعه با مشارکت و راهنمایی بهورز و سایر کارمندان بهداشتی.
2- مشخص ساختن مشکلات بهداشتی جامعه و علل آنها.
3- تصمیمگیری در مورد اولویتهای بهداشتی در روستا و تعیین منابع.
4- طرح برنامهها و راهحلهای لازم.
5- تعیین منابع و تجهیزات جامعه در جریان پیشرفتهای تازه و مسائلی که با آن مواجه هستند.
6- قرار دادن جامعه در جریان پیشرفتهای تازه و مسائلی که با آن مواجه هستند.
قصد تشکیل شورای بهداشتی بایستی به طور کامل با مسئولین و اعضای شورای اسلامی، در میان گذاشته شود ممکن است در روستا، افراد یا گروههایی که در ارتباط با بهداشت و سلامت و توسعه جامعه هستند وجود داشته باشد. اگر افراد مزبور مورد قبول بوده و از طرف کارشان رضایت موجود باشد، کار کردن با آنان مفید خواهد بود. چنانچه قرار است شورا برای جامعه مفید باشد، لازم است تا اعضای آن سخت کوش و مورد احترام مردم بوده و علاقمند به انجام فعالیت در جهت اعتلای جامعه خویش باشند.
اعضای شورای بهداشت در روستا، بخش، شهرستان، استان روستا:
بهورز خانه بهداشت
معلم روستا
سه نفر از معتمدین محل
بخش:
1- مسئول آب و فاضلاب روستا
2- مسئول بهداشت محیط
3- مسئول مراکز بهداشت
4- مسئول جهاد کشاورزی
5- نماینده تعاونی روستا
6- رئیس آموزش و پرورش
7- رئیس دادگاه
8- مسئول تبلیغات اسلامی
شهرستان:
1- شوراهای شهر
2- فرماندار مسئول بهداشت محیط
3- مسئول مرکز بهداشت
4- رئیس دادگاه
5- رئیس آموزش و پرورش
6- مسئول تبلیغات اسلامی
استان:
1- استاندار
2- رئیس دانشگاه
3- رئیس آموزش و پرورش شهرستان
4- رئیس دادگستری استان
فصل دوم بهداشت اماکن
اهمیت کنترل بهداشتی مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی و نقش آن در سلامت جامعه بهداشت محیط را می توان یکی از بنیادیترین بخشهای خدمات بهداشتی دانست که بدون تردید میتواند نقش اساسی در کنترل مواد غذایی و تامین غذای سالم برای همه داشته باشد .
طرح مسائل مربوط به بهداشت محیط و بهداشت مواد غذایی ، مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی یاد|آور اهمیتی است که این مسائل در تامین سلامت انسان دارد.
مسائل مربوط به نظافت مراکز تهیه و توزیع و فوش مواد غذایی و اماکن عمومی را بطور خلاصه میتوان به سه بخش تقسیم نمود :
الف- کنترل بهداشت فردی کارکنان مراکز فوقالذکر (اعم از متصدی و کارگران)
ب- کنترل وضعیت بهداشت محیط این مرکز (اعم از محیط دربرگیرنده مراکزفوقالذکر ، کارگاههای تهیه ، توزیع ، انبارها و محل فروش ، نظافت ماشین آلات ، وسایل ابزار کار)
ج- کنترل وضعیت بهداشتی مواد غذایی (اعم از آلودگیهای میکروبی و شیمیایی تقلب و فساد) که به طور خلاصه در ارتباط با هر قسمت مطالبی به شرح ذیل به استحضار میرسد:
الف- کنترل بهداشت فردی
- اولین و مهمترین مسئلهای که در ابتدا مطرح است سلامتی فردی است که در مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی به کار اشتغال دارد میباشد.
یک فرد بیمار و یا ناقل و حامل میکروب بیماریهای رودهای و بعضا خطرناک مانند وبا ، حصبه ، انواع اسهال ، (باسیلی و آمینی) بیماریهای انگلی میتواند این بیماریها و یا بیماریهای واگیردار دیگری را از طریق دستهای آلوده ، ترشحات و مواد دفعی بدن مانند (ترشحات چشم ، دهان ، بینی ، سینه و روده) از راه آلوده کردن مواد غذایی به انسان منتقل نماید و یا از طریق جوشها و دملها و یا زخمهای چرکی و عفونی دیگر باعث آلودگیها به مواد غذایی گردیده و ایجاد انواع مسمومیتهای غذایی را نماید. ممکن است انتقال بعضی از بیماریها از طریق تماس ابزار و وسایل آلوده صورت پذیرد . مانند : انتقال بیماریهایی چون کزاز به وسیله ایجاد خراش (استفاده از تیغ و وسایل آلوده در آرایشگاهها) سیاه زخم ، تراخم (استفاده از سرمهدانهای مشترک آلوده) کچلی و بیماریهای پوستی و عفونی دیگر به خصوص بیماری نوظهور و خطرناک قرن حاضر یعنی بیماری ایدز.
پس باید در آرایشگاهها و حمامها رعایت کامل بهداشت به عمل آمده و از وسایل آلوده و یا مشترک استفاده نشود.
به منظور پیشگیری از شیوع بیماریها در این قبیل اماکن و مراکز باید ابتدا قبل از استخدام و شروع به کار ، از متصدیان و کارکنان ، معاینات و آزمایشهای پزشکی لازم به عمل آمده و در صورت سلامت برای آنها کارت سامتی تندرستی صادر شود. (اعتبار این کارت فعلا یک سال تعیین گردیده است.) و پیشهوران ملزم به حفظ و نگهداری کارت تندرستی در محل کار خود میباشند.
متصدیان و کارگران شاغل در مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی باید نظافت شخصی را رعایت نموده و به دستورات بهداشتی عمل نمایند . همیشه بعد از توالت و قبل از شروع به کار دستهایشان را با آب خوب شستشو دهند و هر نفر دارای حوله و صابون اختصاصی بوده و از حوله ، صابون و وسایل دیگران به طور مشترک استفاده ننمایند . کوتاه نگه داشتن موها و ناخنها ، استفاده از روپوش و پیش بند تمیز و با رنگ روشن ،پوشاندن موهای سر و پاکیزه نگه داشتن ابزار و وسایل و محیط کار کمک فراوانی به سلامتی و بهدااشت مردم خواهد نمود.
متصدیان و کارکنان مراکز تهیه و توزیع و اماکن عمومی در هنگام بیماری (بیماریهایی چون آنفولانزا ، آنژین و اسهال و بیماریهای بزستی و داشتن دمل و زخم چرکی و دیگر بیماریهای عفونی واگیردار) از کار کردن در مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی باید جدا خودداری نمایند.
ب- کنترل وضعیت بهداشتی ساختمانی و تاسیسات محل کار
ابتدا به شناخت مراکز و اماکن فوقالذکر میپردازیم:
- مراکز تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی همانطوری که از نامشان پیدا است به محلهایی که در آن نسبت به تهیه یا فقط توزیع و یا فروش مواد غذایی و یا انجام هر سه مورد در یک مکان کسب گفته میشود مانند لبنیاتی ، خوار و بار فروشی ، قصابی ، نانوایی و غیره.
- اماکن محلهایی هستند که کارشان تهیه و توزیع و فروش مواد غذایی نمیباشد.
- از اماکن عمومی حمامها ، آرایشگاهها ، مساجد ، تکایا ، باشگاههای ورزشی ، مدارس و غیره را نام برد.
به طور کلی مراکز و اماکن یاد شده با توجه به نوع خدمتی که ارائه مینمایند ملزم به رعایت مقررات خاص حرفه خود میباشند و این مقررات در فرمهای تهیه شده طبق ماده 13 قانون مواد خوردنی ، آشامیدنی برای هر یک از مراکز و اماکن یاد شده گنجانیده شدده که این فرم توسط بازرسین بهداشت محیط و بهورزان بهداشت با حضور در مراکز و اماکن یاد شده تنظیم میگردد.
ج- کنترل وضعیت بهداشتی مواد غذایی
کنترل بهداشتی مواد غذایی از نظر آلودگیها (میکروبی و شیمیایی) تقلب و فساد نقش بسزلایی در سلامت جامعه دارد.
مواد غذایی در صورتی که به طریق غیر بهداشتی (بصورت روباز) نگهداری و عرضه شوند میتوانند توسط ترشحات دهان و بینی و دستهای فروشنده و خریدار ، گرد و غبار ، حشرات (بخصوص مگس) جوندگان ، (بویژه موش) ، گربه و سگ ، به انواع میکروبهای بیماریزا آلوده شوند که در اثر مصرف مواد غذایی آلوده ، انسان مبتلا به انواع بیماریها و مسمومیتها خواهد شد.
توصیه میشود که مواد غذایی بخصوص مواد غذایی فسادپذیر باید در شرایط مناسب محفوظ دور از دسترس حشرات، جوندگان، گرد و غبار و در ظروف مجاز و بهداشتی نگهداری گردند. زیرا ظروف نگهداری مواد در آلودگی مواد غذایی و ایجاد مسمومیتهای شیمیایی نقش مهمی را دارا میباشند .
به عنوان مثال نگهداری مواد غذایی ترش که حالت اسیدی دارند (مانند ماست ، رب گوجه فرنگی و غیره) در ظروف مسی سفیدکاری و قلع اندود نشده و به مدت نسبتا طولانی و مصرف نمودن آن ماده غذایی باعث مسمومیتهای مزمن (اثر تدریجی سم بر روی اعضای بدن) و یا مسمومیتهای شدید خواهد شد که ممکن است است حتی منجر به مرگ هم بشود.
همچنین نگهداری مواد غذایی و بویژه مواد غذایی ترش و یا نگهداری مواد غذایی داغ در ظروف پلاستیکی غیرمجاز که اغلب این ظروف از أسیاب و ذوب پلاستیکهای غیر بهداشتی و بازیابی شده از زبالههای شهر بطور پنهانی ساخته میشوند ، ممکن است باعث ایجاد انواع سرطانها در انسان گردند . و سرطانزایی اغلب این مواد پلاستیکی تایید شده است.
بطور کلی نظارت و کنترل و نحوه تهیه ، توزیع و فروش مواد غذایی در مراکز یاد شده باید بطور مرتب و با دقت انجام گردیده و همچنین مسائل بهداشتی اماکن عمومی مانند حمامها ، آرایشگاهها و دیگر اماکن عمومی باید همواره تحت کنترل نظامی باشد.
- ناقل بیماری: موجود جاندار و یا جسم بیجانی که عامل بیماری را به موجودات دیگر منتقل میکند.
- حامل بیماری: موجودی است که عامل بیماری را در خود نگهداری و در محیط پخش میکند ولی علائم بیماری را ندارد.
بررسی فرم دوازدهگانه
فرم شماره 1
پیشنهاد معرفی متخلف به دادگاه
پس از بازدید محل توسط کاردان بهداشت محیط مرکز بهداشتی درمانی (شهری یا روستایی) و تنظیم و علامتگذاری فرم آیین نامه مقررات بهداشتی در صورت وجود نواقص فرم شماره 1 تکمیل و پس از پاراف کاردان بهداشت محیط با امضای رئیس مرکز بهداشتی درمانی به انضمام چهار برگ فرم آیین نامه مقررات بهداشتی تکمیل شده به مرکز بهداشت شهرستان ارسال میشود.
فرم شماره 2
معرفی متخلف
مرکز بهداشت شهرستان پس از وصول پیشنهاد معرفی متخلف به دادگاه در صورت تایید توسط کارشناس مسئول بهداشت و رئیس مرکز بهداشت (امضای ردیفهای دوم و سوم فرم آیین نامه مقررات بهداشتی) ، فرم شماره 2 را تکمیل و به انضمام یک برگ فرم آیین نامه مقررات بهداشتی تنظیم شده مربوط به دادگاه پس از پاراف کارشناس مسئول بهداشت شهرستان محیط با امضای رئیس مرکز بهداشت شهرستان متخلف را به دادگاه معرفی و رونوشت نامه مذکور به انضمام یک نسخه فرم آیین نامه مقررات بهداشتی مربوط به صاحب مکان کسب (مدیر ، صاحب پروانه متصدی) با قید مهلت متناسب با حجم و نوع کار و تعداد نواقص (حاقل 15 روز و حداکثر 2 ماه) جهت رفع نواقص به متصدی اخطار میگردد . ضمنا نسخه دیگری از رونوشت نامه به انضمام سوابق در پاسخ نامه پیشنهاد معرفی متخلف به دادگاه و پیگیری در موعد مقرر به مرکز بهداشتی درمانی مربوطه و نسخه یگر به بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان ارسال خواهد شد.
فرم شماره 3
پیشنهاد تعطیل
پس از معرفی متخلف به دادگاه و انقضای مهلت داده شده و بازدید مجدد محل توسط کاردان بهداشت محیط مرکز بهداشتی درمانی (شهری یا روستایی) و کنترل نواقص ، درصورتی که نواقص بهداشتی برطرف نشده باشد ، فرم شماره 3 تکمیل و پس از پاراف کاردان بهداشت محیط با امضای رئیس مرکز بهداشتی درمانی به انضمام نسخه پیگیری فرم آیین نامه مقررات بهداشتی تکمیل شده مربوط به مرکز بهداشت شهرستان ارسال میشود.
فرم شماره 4
اخطار تعطیل
با وجود پیشنهاد تعطیل از مرکز بهداشتی درمانی به مرکز بهداشت شهرستان ، کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان گزارش بازدید و اصله را بررسی و در صورت تایید و امضای فرم ، سوابق موجود در دو واحد بهداشت محیط شهرستان (رونوشت معرفی به دادگاه) را ضمیمه و برای تایید و امضاء فرم و صدور دستور کتبی مسئول بهداشت محل جهت تعطیل موقت ، برای رئیس مرکز بهداشت شهرستان ارسال مینماید. رئیس مرکز بهداشت شهرستان با بررسی و امضای فرم آیین نامه مقررات بهداشتی روی نامه پیشنهاد تعطیل دستور کتبی تعطیل موقت محل را صادر مینماید. سپس فرم شماره 4 توسط واحد بهداشت محیط شهرستان تنظیم و با پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان و امضای رئیس مرکز صادر و رونوشت به ارگانهای مربوطه ارسال میگردد . یادآوری مینماید مدت مندرج در فرم اخطار تعطیل حداقل یک و حداکثر دو وز خواهد بود.
فرم شماره 5
صورت مجلس تعطیل
پس از انقضای مهلت مندرج در اخطار تعطیل ، اکیپ تعطیل مرکب از نمایندگان بهداشت محیط مرکز بهداشت بهداشت شهرستان و مرکز بهداشتی درمانی مربوط و درصورت نیاز نیروی انتظامی به محل مراجعه و با رعایت مقررات نسبت به تعطیل موقت مح با تنظیم صورت مجلس (طبق فرم شماره 5) اقدام و یک نسخه از صورت مجلس به متصدی محل کسب و یک نسخه به نماینده نیروی انتظامی تحویل و سایر نسخ با تنظیم گزارش کتبی به بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان تحویل داده میشود . بدیهی است صورت مجلس تعطیل باید با خط خوانا تنظیم و نسخه اصلی آن در پرونده ما در محل کسب مربوطه ضبط و نگهداری شود.
فرم شماره 6
اعلام تعطیل محل کسب غیر بهداشتی
بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان پس از دریافت گزارش و صورت مجلس تعطیل ، در پاسخ نامه پیشنهاد تعطیل مرکز بهداشتی درمانی مربوطه فرم شماره 6 را تنظیم و پس از پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط با امضای ریاست مرکز بهداشت شهرستان صادر مینماید.
فرم شماره 7
صورت مجلس فک پلمب
پس از تعطیل محل و مراجعه متصدی جهت بازگشایی و مطمئن نمون مسئول بهداشت محل ، متصدی با سپردن تعهد محضری مبنی بر رفع نواقص بدون بهرهبرداری در مهلتی معین (مهلت متناسب با تعداد و نوع نواقص باشد) و دستور کتبی مسئول بهداشت محل مبنی بر موافقت با درخواست متصدی بر روی آن ، نسبت به بازگشایی محل تعطیل شده با حضور نمایندگان بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان و مرکز بهداشتی درمانی مربوطه با تنظیم صورت مجلس (فرم شماره 7) اقدام و یک نسخه از صورت مجلس به متصدی تحویل و سایر نسخ همراه سوابق از طریق نماینده بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان با تنظیم گزارش به مسئول بهداشت محیط شهرستان تحویل خواهد شد. بدیهی است تعطیل محل و بازگشایی مجدد آن نبایستی به نحوی باشد که اثرات فعالیت را لوث نماید.
فرم شماره 8
اعلام فک پلمب
پس از دریافت گزارش بازگشائی موقت رفع نواقص ، فرم شماره 8 تنظیم و با پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط و امضای رئیس مرکز بهداشت شهرستان صادر میگردد. بدیهی است بهداشت محیط مرکز بهدااشتی درمانی مربوطه مکلف است به طور مرتب در زمینه اجرای صحیح رفع نواقص و بویژه عدم بهرهبرداری از محل توسط متصدی قبل از دریافت مجوز بهرهبرداری نظارت کامل نموده و در صورت مشاهده تخلف بهرهبرداری مراتب را کتبا به بهداشت محیط مرکز بهداشت شهرستان گزارش و مرکز بهداشت شهرستان در صورت تایید گزارش مامور نسبت به تعطیل محل اقدام خواهد نمود .
فرم شماره 9
اعلام رفع نواقص
در صورت اعلام متصدی مبنی بر رفع نواقص و یا انقضای مهلت قید شده در تعهد محضری ، مامور بهداشت محیط مرکز بهداشتی درمانی مربوطه به محل مراجعه و در صورت رفع نواقص و علامت گذاری فرم آیین نامه مقررات بهداشتی ، فرم شماره 9 تنظیم و با پاراف مامور بهداشت محیط و امضای رئیس مرکز بهداشتی درمانی صادر میگردد . بدیهی است کلیه نواقص اعم از بهداشت فردی و بهداشت وسایل و ابزار کار و وضعیت ساختمانی بایستی برابر مفاد آیین نامه مقررات بهداشتی شغل مربوطه بطور اصولی و اساسی برطرف شده باشد.
فرم شماره 10
مجوز بهرهبرداری
با رسیدن فرم شماره 9 به مرکز بهداشت شهرستان و تایید آن توسط بهداشت محیط مرکز مذکور فرم شماره 10 تنظیم و با پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط و امضای رئیس مرکز بهداشت شهرستان صادر میگردد . بدیهی است هنگام صدور فرم شماره 10 امضاهای فرم مقررات بهداشتی مربوطه بایستی توسط کارشناس مسئول بهداشت محیط و رئیس مرکز بهداشت شهرستان تکمیل گردد.
فرمهای شماره 11 و 12
صلاحیت بهداشتی – عدم صلاحیت
فرمهای شماره 11 و 12 مربوط به صلاحیت و عدم صلاحیت بهداشتی است که پس از وصول نامه نظرخواهی اتحادیه یا ارگان صادر کننده پروانه کسب متصدیان مراکز تهیه و فروش مواد غذایی و اماکن عمومی و بازدید توسط کاردان یا کارشناس بهداشت محیط به ترتیب زیر پاسخ داده میشود .
الف- چنانچه در اولین بازدید شرایط بهداشتی محل منطبق با آئین نامه مقررات بهداشتی ماده 13 باشد علاوه بر اظهار نظر کتبی بازرس بهداشت محیط بازدید کننده روی نامه متقاضی ، ستون اول فرم آئین نامه مقررات بهداشتی مربوطه تنظیم و سپس فرم شماره 11 مبنی بر صلاحیت بهداشتی پس از تایید و پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان توسط رئیس مرکز بهداشت شهرستان امضاء و صادر میگردد .
ب- چنانچه در اولین بازدید شرایط بهداشتی محل منطبق با آئین نامه مقررات بهداشتی ماده 13 نباشد ، اگر محل تازه تاسیس بوده و هنوز مورد بهرهبرداری قرار نگرفته باشد، یک نسخه فرم آیین نامه مقررات بهداشتی مربوطه (بدون علامت گذاری) به عنوان راهنمای شرایط بهداشتی به متصدی تسلیم میگردد . آنگاه پس از اظهار نظر کتبی بازرس بهداشت محط بازدید کننده روی نامه متقاضی ، فرم شماره 12 مبنی بر عدم صلاحیت بهداشتی پس از تایید و پاراف کارشناس مسئول بهداشت محیط شهرستان توسط رئیس مرکز بهداشت شهرستان امضاء و صادر میشود و چنانچه محل دایر باشد بر اساس محتویات پرونده بهداشتی در جریان و بروز محل کسب ، ضمن اعلام عدم صلاحیت بهداشتی به شرح فوق ، ادامه مراحل اجرایی ماده 13 پیگیری شود .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4397 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 92 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات
مقدمه................................................................................................. 2
1-1 بیان مسئله .................................................................................... 3
1-2 ضرورت و اهمیت تحقیق................................................................... 4
1-3 علت انتخاب موضوع........................................................................ 5
1-4 تاریخچه مطالعات جمعیتی ................................................................. 8
1-5 اهداف پژوهش .............................................................................. 10
1-6سوالات تحقیق................................................................................ 10
1-7 فرضیه های تحقیق......................................................................... 11
1-8 قلمرو تحقیق.................................................................................. 11
1-9 مدل های تحقیق.............................................................................. 11
1-10 تعاریف عملی و نظری متغیرها........................................................ 12
1-11 محدودیت ها................................................................................ 15
فصل دوم : چارچوب نظری و پیشینه تحقیق
2-1 چارچوب نظری............................................................................. 17
2-2 نظریه طرفداران افزایش جمعیت......................................................... 17
2-3 نظریه مخالفان افزایش جمعیت............................................................ 19
2-4 نظریه طرفداران جمعیت ثابت............................................................ 22
2-5 نظریه ی طرفداران جمعیت متناسب یا مطلوب........................................ 24
2-6 نظریه های باروری......................................................................... 25
2-6-1 تئوری های اقتصادی – اجتماعی باروری........................................... 26
2-6-2 تئوری لیبن اشتاین....................................................................... 26
2-6-3 تئوری بکر................................................................................ 27
2-7 تئوری رفتار مصرف کننده و اقتصاد خود باروری.................................... 28
2-8 نظریه میکرو اقتصاد باروری............................................................. 29
2-9 تئوری استیرلین............................................................................. 31
2-10 نظریه پیرامون – مرکز ایسترلین...................................................... 31
2-11 راه حل دیدگاه اقتصاد باروری .......................................................... 32
2-12 تئوری ارتقاء اجتماعی................................................................... 32
2-13تئوری تغییر و پاسخ ( k.Davis ) .................................................... 33
2-14 تئوری اشاعه عقب افتادگی فرهنگی ................................................... 33
2-15 تئوری نوگرایی............................................................................ 34
2-16 مدل جامعه شناختی باروری............................................................. 36
2-17 مدل های متغیرهای بینابین ............................................................. 37
2-18 تئوری فرهنگی هال...................................................................... 39
2-19 تئوری بیولوژیک یا زیستی باروری................................................... 39
2-20 باروری از دیدگاه اسلام................................................................... 40
2-21 رهیافت کلی................................................................................ 42
2-22 پیشینه تحقیق............................................................................... 43
2-23 تحقیقات در ایران.......................................................................... 43
2-24 تحقیقات خارجی .......................................................................... 47
2-25 مقایسه نتایج به دست آمده از تحقیقات تجربی در ایران و سایر کشورهای جهان 51
فصل سوم : روش تحقیق
3-1 مقدمه.......................................................................................... 53
3-2 بررسی مدارک .............................................................................. 53
3-3 روش های تحقیق............................................................................ 54
3-4 روش تحقیق ................................................................................. 56
3-5 جامعه آماری................................................................................. 57
3-6 حجم نمونه.................................................................................... 58
3-7 روش نمونه گیری........................................................................... 58
3-8 روش انتخاب حجم نمونه................................................................... 59
3-9 روش گردآوری اطلاعات.................................................................. 59
3-10 روایی و اعتبار پرسشنامه ............................................................... 60
فصل چهارم : تحلیل داده ها
4-1 یافته های تحقیق............................................................................. 62
4-2 یافته های استنباطی ( تحلیل فرضیات ).................................................. 80
فصل پنجم: نتیجه گیری
5-1 نتیجه گیری.................................................................................. 87
5-2 پیشنهادات.................................................................................... 88
ضمائم و پیوستها ................................................................................. 92
پرسشنامه.............................................................................................
منابع و ماخذ.........................................................................................
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار(2-1) فرآیند نوگرایی و تغییرات میزان باروری.................................... 35
نمودار (2-2) الگوی تجزیه و تحلیل جامعه شناسی سطوح باروری.................... 38
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول(4-1) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب سن............................. 63
جدول (4-2) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب سن همسر.................... 64
جدول (4-3) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تحصیلات.................. 65
جدول (4-4) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تحصیلات همسر........... 66
جدول (4-5) : توزیع فراوانی ودرصد حجم نمونه بر حسب شغل پاسخگویان........... 67
جدول (4-6) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب شغل همسر................. 68
جدول (4-7) : توزیع فراوانی درصد حجم نمونه بر حسب هزینه خانوار ( میزان درآمد). 69
جدول (4-8) : توزیع فراوانی ودرصد حجم نمونه از فقط و سخنگویان به رضایت از محل زندگی 70
جدول (4-9) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب وضعیت منزل مسکونی 71
جدول (4-10) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تاثیر سن ازدواج بر بارور 72
جدول ( 4-11): توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب سن هنگام تولید اولین بارداری 73
جدول (4-12) :توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب اینکه چقدر راز تصمیم گیری های شما به همسرتان هماهنگ و همسو است؟..................................................................................... 74
جدول (4-13) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب نظر پاسخگویان در ارتباط با برنامه تنظیم خانواده. 75
جدول (4-14) توزیع فراوانی درصد حجم نمونه............................................. 76
جدول (4-15) :توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب تاثیر تحصیلات بر کاهش باروری 77
جدول (4-16) توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب علاقه....................... 78
جدول (4-17 ) : توزیع فراوانی و درصد حجم نمونه بر حسب علاقه همسر............ 79
جدول شماره 1:توزیع میزان تحصیلات خانواده با میزان باروری......................... 80
جدول شماره 2: توزیع سن ازدواج زنان با میزان باروری................................. 81
جدول شماره 3: متغیر بسته –میزان باروری متوسط درآمد ماهیانه خانواده............. 82
جدول شماره 4:متغیر وابسته-میزان باروری چقدر از تصمیم گیری های شما در مسائل خانواده با نظر همسرتان هماهنگ و همسو است؟........................................................................................ 83
جدول شماره 5: متغیر وابسته –میزان باروری نظر شما در مورد برنامه های تنظیم خانواده چیست؟ 84
چکیده
در جهان امروز رشد شتابان جمعیت مایه اصلی نگرانی های بشر در آینده را تشکیل می دهد ، روند سرسام آور افزایش جمعیت از یک سوو محدودیت منابع از سوی دیگر دست اندکاران امر توسعه را با شگفتی و سر در گمی روبرو ساخته است به طوری که در صورت نبود منابع لازم برای توسعه و یا عدم تجهیز آن ها در جهت رفع احتیاجات بشر افزایش جمعیت به عنوان یکی از موانع اصلی توسعه عمل کرده و به طور مستقیم بر تقلیل سطح برخورداری های اقتصادی و اجتماعی وارد خواهد شد.
نظر به اهمیت رابطه ای بین جمعیت و توسعه برای نیل به توسعه شناخت جمعیت و خصوصیات آن در هر منقطه ضروری می نماید . این شناخت از طریق ارزیابی و تجزیه و تحلیل پدیده های مختلف جمعیتی « چون باروری ، مرگ و میر،مهاجرت ، ازدواج ، طلاق زمینه ی مناسب را برای برنامه ریزی های مختلف توسعه اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی مهیا می سازد».
در فاصله زمانی سه دهة گذشتة باروری ایران به طور چشمگیری کاهش یافته است هر چند تا به حال تحقیقاتی در زمینه تبیین کاهش باروری ، ایران صورت گرفته است ، حال مکانیزم تحولات باروری و همچنین عوامل مرتبط به آن همچنان در پرده ابهام قرار دارد .
این پژوهش عوامل نهادی موثر بر فرآیند انتقال باروری در منطقه 9 تهران با تاکید بر تحولات خانواده خود در تحلیل قرار می دهد . به بیان دقیقتر، این مطالعه با پیوند زدن برخی از تحولات اجتماعی چند دهة اخیر با رفتارها و ارزش های خانوادگی نشان می دهد که چگونه برخی از این فراگردهای اجتماعی عمده نظیر وقوع جنگ و انقلاب و نیز تحولات نگرشی و ارزشی پیاپی این سال ها به مسیر و جهت سیاری از تحولات خانوادگی ،و از جمله بر رفتار ها و نگرش های باروری تاثیری اساسی نهاده است.
فصل اول
کلیات
مقدمه
یکی از مسائل اساسی جهان امروز مسئله جمعیت است توجه به موضوع جمعیت امر جدیدی نبوده، بلکه این موضوع از دیر باز مورد توجه دانشمندان ، علما و فلاسفه بوده است . با تمام این اوصاف واقعیت این است که جمعیت هیچ گاه از اهمیتی که امروز داراست برخوردار نبوده است.
عدم تناسب بین رشد جمعیت و رشد امکانات اقتصادی یکی از مشکلات عمده کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه امروزی از جمله « ایران » می باشد.
کشورهای جهان سوم ،با وجود بهره مندی از بیشترین امکانات مادی و انسانی ، منابع عظیم ثروت به لحاظ اقتصادی و اجتماعی در بدترین شرایط به سر می برند . رشد سریع جمعیت و ناهماهنگی میان رشد جمعیت و رشد اقتصادی مشکلات عدیده ای را در زمینه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی ، آموزشی ، درمانی ، اشتغال و دیگر شاخص های توسعه در این کشورها موجب شده است اما تغییرات جمعیتی نیز یکی از عوامل افزایش یا کاهش جمعیت می باشد که متاثر از مؤلفه های باروری ، مرگ و میر و مهاجرت است و در جمعیتی که مهاجرت در آن صورت نمی گیرد مؤلفه های باروری ، مرگ و میر است که باعث ثبات یا تغییر در حجم ، توزیع و ترکیب جمعیت می شود.
باروری به عنوان یکی از اجزای اصلی رشد جمعیت ، موضوعی است که همواره مورد توجه قرار گرفته و تحقیقات گسترده دامنه داری در زمینة شناخت عوامل موثر بر آن در ایران و خارج از ایران صورت گرفته است.
بدین لحاظ اندازه گیری و شناخت سطح باروری در هر جامعه ،نه تنها در پیش بینی های جمعیتی که اساس و زیر بنای برنامه ریزی های اقتصادی ،اجتماعی و جمعیتی برای امر توسعه لازم است بلکه در ارزیابی شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه مورد مطالعه نیز از شاخص های کلان و مهم به شمار می آید.
در کشور ایران نیز در سال های اخیر موفقیت های چشمگیری در کنترل موالید و جلوگیری از رشد شتابان جمعیت حاصل شده به طوری که بر اساس نتایج سرشماری سال 1385 میزان رشد سالانه جمعیت چیزی حدود 6/1 درصد بوده است.
(1-1) بیان مسئله
خانواده هسته اصلی جامعه و یکی از قدیمی ترین گروه ها است این گروه کارکردهای اجتماعی کردن فرزندان ، مراقبت از سالمندان و کودکان ،ایجاد آرامش روحی و روانی اعضاء را بر عهده دارد . هر چند که از کارکردهای خانواده در جامعه امروز کاسته شده و اثرات گذشته را در جامعه ندارد ولی باز هم خانواده یکی از کانونهای اصلی و تاثیر گذار جامعه است.
در کنار کارکردهای ذکر شده برای خانواده کارکرد تولید نسل ، فرزند آوری و باروری را میتوان نام برد. منظور اصلی دراین پژوهش «باروری» است که برای بقاء زندگی زناشویی یک امر الزامی است . خانواده با به دنیا آمدن فرزندان و مراقبت از آنها ، جامعه پذیر نمودن آنها ، نخستین گام ها را برای عهده گرفتن نقش های گوناگون در گروه ها ، سازمانها و نهادها توسط فرزندان بر می دارد.
تمامی پژوهشگران ، تاریخ دانان ،پزشکان و دولتمردان متولدین خانواده هستند و بسیاری از الگوهای رفتاری آنها ریشه در خانواده دارد.
از طرف دیگر بالا رفتن میزان شهرنشینی و سواد ،تمایل افراد به رفاه بیشتر ،ماشینی شدن کارها و علاقه زوجین و یا والدین به پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیز به تعداد فرزندان و دیدگاه آنها نسبت به فرزند آوری موثر بوده است.
با در نظر گرفتن مطالب ذکر شده موضوع مورد مطالعه ما در این پژوهش ، بررسی تاثیر عوامل اجتماعی ، اقتصادی و اجتماعی به میزان باروری زنان 49-15 ساله می باشد.
در این پژوهش سعی ما این است که نقش عوامل موثر در تغییرات و نوسانات میزان باروری که باعث دگرگونی در تعداد موالید می شود را بیابیم؟ و نیز میزان تاثیر این فاکتور ها را بر میزان باروری مورد بررسی قرار دهیم.
(1-2) ضرورت و اهمیت تحقیق
اگر چه مسئله جمعیت از دیر باز مورد توجه جامعه شناسان و محققان علوم اجتماعی اقتصادی و سیاسی بوده است اما پژوهش درباره علل افزایش و یا کاهش نیز بررسی در ارتباط با چگونگی تغییرات آن درچند دهه اخیر توسعه فراوانی یافته است .
در ایران نیز مانند سایر کشورها مسئله جمعیت و نیاز واقعی روند تغییرات آن در سالهای اخیر علاقه ی محققان را به مطالعات مربوط به آن افزایش داده است .
بخصوص که پژوهشهای انجام شده در این زمینه اندک و پراکنده می باشد و نمی تواند سیمای کلی علل نوسانات در روند واقعی جمعیت را در کل کشور یا مناطق شهری و روستایی تصور کنند ، بدین جهت هر گونه مطالعه در این مورد راه گشا بوده و به شناخت چارچوب کلی جمعیت و دور نمای آینده کمک می کند.
نقش باروری به عنوان مهمترین پدیده تعیین کننده نوسانات جمعیت سبب شده که مطالعات مربوط به آن نسبت به سایر پدیده های جمعیتی از اهمیت فراوانی برخوردار باشد.
بررسی عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر در آن سهم بزرگی از پژوهش های جمعیتی را برخود اختصاص دهد ( آقا ،1364،1)
می دانیم که میزان باروری به نوبه خود تابع عوامل اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی جمعیت شناختی و حتی جغرافیایی است و جهت کنترل باروری شناخت دقیق این عوامل ضرورت دارد .
مطالعات انجام شده دراین زمینه هنوز نتوانسته ، تمامی عوامل موثر نیز میزان تاثیر عوامل شناخته شده به باروری را مشخص کنند . دلیل این امر آن است که سهم متغیرهای مختلف در تغییرات باروری با توجه به شرایط گوناگون اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی در هر جامعه متفاوت و در هر جامعه به گونه ی خاص می باشد .
با توجه به اینکه بررسی همه عوامل موثر بر باروری در یک بررسی ممکن نیست و نیز به دلیل کمبود زمان و امکانات لازم در این تحقیق مقوله هایی از متغیرهای اجتماعی – اقتصادی و جمعیتی موثر بر باروری برگزیده شده و چگونگی میزان تاثیر آنها به یکدیگر و بر باروری ( به تنهایی و به طور همه جانبه ) نشان خواهد شد.
(1-3) علت انتخاب موضوع
آگاهی از افزایش سریع جمعیت به عنوان خطر جهانی یکی از مشغله های فکری عمده بشر نیمه دوم قرن بیستم شناخته شد . علیرغم مباحث مفصلی که درباره ی دامنه و واقعیت خطر افزایش جمعیت به عمل آمده و علی رغم جبهه گیری های عقیدتی و مرامی که در مورد راه و روش و روش مواجهه با این خطر بروز کرده ، لزوم جلوگیری از افزایش جمعیت به عنوان یک اصل عمده از طرف اکثریت ملت های جهان مورد قبول قرار گرفته است .
البته در همةنقاط این یک تفاهم کلی در مورد تحدید موالید وجود ندارد . در نتیجه در بعضی ممالک جلوگیری از رشد جمعیت به عنوان بخشی از برنامه کلی تلقی کرده و برنامه خاصی را به هدف مشخص کاهش نرخ زاد و ولد به مرحله اجرا گذاشته اند ( کیوا؛7:1349).
چهل سال گذشته بر وقوع یکی از بزرگترین انقلاب های اجتماعی در طول زمان ما شهادت
می دهد و آن درک این واقعیت توسط دولت هاست که لازم دانسته اند مردم از طریق برنامه های تنظیم خانواده تولید مثل خود را کنترل نمایند و در طول چهار دهه گذشته کشورهای مختلف جهان ، چه پیشرفته و چه در حال توسعه و با نظام های گوناگون ، برنامه تنظیم خانواده را به بهترین روش برای کنترل جمعیت و تجدید موالید بر شمرده اند ( کریم زاده ،8:1373)
پس از کنفرانس جهانی جمعیت که در بخارست تشکیل شد بیشتر کشورهای در حال توسعه ، سیاست ها و روش های طرح ریزی شده ای برای جلوگیری از بارداری ، تهیة و سایل و روش های جلوگیری از باروری و امکان دسترسی بیشتر به آن در قالب برنامه های ملی تنظیم خانواده را پذیرفته و به کار گرفته اند.
استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی اگر چه در تمام دنیا به طور مداوم رو به افزایش است ، اما هنوز استفاده از آن به طور عموم در میان خانواده ها رایج نشده است ( غفاری ،1369:12) در جمهوری اسلامی ایران نیز تا سال های قبل از انقلاب به طبق سیاست های سازمان بهداشت جهانی در زمینه کنترل جمعیت در کشورهای جهان سوم ، برنامه تنظیم خانواده ( بر اساس دو فرزند ) در کشور به اجراء در آمد .
پس از انقلاب با توجه به دیدگاه های منفی که در مورد برنامه ها و طرح های رژیم گذشته وجود است ،برنامه کنترل جمعیت و تنظیم خانواده به طور موقت منتفی شناخته شدو در طول کمتر از 10 سال (68-1359) رشد جمعیت به مرحله ای خطرآفرینی رسید .
پایان گرفتن جنگ تحمیلی در سال 1368 و با نظر به اینکه جمعیت کشور در زمان اندکی به میزان دو برابر افزایش یافته بود ،سیاست هایی برای کنترل جمعیت و تنظیم خانواده از سوی سازمان ها و وزارتخانه های مربوط به ومرحله اجرا گذاشته شد.(فروزانفر،23:1377).
به دنبال چندین سال تلاش برای کنترل جمعیت که ار سازمان هخا و کلینیک و مراکز بهداشتی صورت گرفت ،نرخ رشد جمعیت کشور از رقم 9/3 در سال 1365 که یکی از بالاترین نرخ رشد جمعیت در جهان بود به 96/1 در سال 1377 کاهش نمود و حتی در اواخر سال 1377 به 4/1 درصد تنزل پیدا کرده است.(تقوی،26:1377) با توجه به اعداد و ارقام فوق می توان چنین نتیجه گیری نمود که برنامه های تنظیم خانواده در سطح کشور تا حدودی موفق بوده است اما علیرغم همه این موفقیت ها آن چه در این خصوص مورد سوال می باشد این است که آیا انتخاب نوع و روش و وسیله پیشگیری از باروری بر اساس شناخت زنان مصرف کننده از وسایل جلوگیری از باروری صورت می گیرد؟یا این که انتخاب وسایل جلوگیری از باروری بر اساس شناخت زنان مصرف کننده از وسایل جلوگیری از باروری صورت می گیرد؟ یا این که انتخاب وسایل جلوگیری از باروری متناسب با اهداف تنظیم خانواده می باشد؟ همچنین گرایش به برنامه های رشد جمعیت به صورت بی رویه عاملی مهم و باز دارنده در امر توسعه اقتصادی و اجتماعی در کشورهای درحال توسعه و از جمله در کشور ما به حساب می آید.
رشد جمعیت تابعی از میزان موالید مرگ و میر (بدون احتساب مهاجرت) آن چه در سال های اخیر باعث رشد سریع جمعیت در کشور های در حال توسعه شده است شکاف بین میزان های موالید و مرگ و میر می باشد، بررسی عوامل مختلف اقتصادی و اجتماعی موثر بر آن سهم بزرگی از پژوهش های جمعیتی را به خود اختصاص داده است .مطالعات مختلف مدعی این واقعیت است که میزان باروری در ارتباط با عوامل اقتصادی ،اجتماعی و جمعیتی است.از این رو شناخت دقیق این عوامل ضروری است و پس از پذیرش برنامه های کنترل جمعیت بایستی به دنبال راه کارهایی بود که بهترین شکل دستیابی بر اهداف تنظیم خانواده و کنترل جمعیت را ممکن سازد. از طرف دیگر باید توجه داشت که صرف اعمال سیاست های تنظیم خانواده راه گشای نیل به موفقیت کاهش موالید نبوده بلکه توسعه امکانات زیر ساختی و ارتقای شاخص توسعه انسانی از مجله باسوادی ، آگاهی اجتماعی ، بهداشت ، درمان ، آموزش زنان نقش بسیار زیادی در این میان دارند.
بنابراین نباید لحظه ای از اعمال سیاست های مهار شده طبیعی جمعیت کشور غافل ماند که این امر مستلزم شناخت و آگاهی از روند تحولات باروری در کشور و عامل موثر بر آن است .
عدم برنامه ریزی در زمینه ی کنترل رشد بی رویه جمعیت و عدم توجه به عوامل موثر به آن می تواند مشکلات فراوانی را برای جامعه پدیدآورد و باید دانست آیا تنظیم خانواده ناشی از تغییر در طراز فکر و افزایش بنیادی آگاهی خانواده ها می باشد یا انتخابی ناآگاهانه و موقتی است ؟
و دیگر این که چه تعداد افراد با توجه به شرایطی که دارند روشی مناسب برای جلوگیری از باروری و باردار شدن را برگزیده اند ؟
یا این که توصیه افراد فامیل ،دوستان و کارکنان مراکز بهداشتی تا چه حد در استفاده از وسایل جلوگیری مؤثر بوده است ؟ به منظور پاسخ گویی به سوالاتی که از این قبیل ، سعی به این شد که مطالعه ای تحت عنوان بررسی عوامل جمعیتی ، اجتماعی و اقتصادی موثر به باروری زنان 49-15 ساله به تاکید بر تنظیم خانواده در منطقه 9 تهران انجام گیرد.
(1-4) تاریخچه مطالعات جمعیتی
جمعیت شناسی به سبک علمی و مدرن امروزی پدیده ای جدید است . هر چند مساله جمعیت بنا به دلایل مختلف از دیر باز مورد توجه بوده ، لیکن به تدریج جای خود را بین علوم باز کرده و راه کمال را پیموده است . این علم از آغاز قرن بیستم بنا به دلایل زیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
- پیشرفت و گسترش علم آمار در زمینه های مختلف و کاربرد گسترده آن در مطالعات جمعیتی نظیر انواع سر شماری ها .
- ضرورت پژوهش و تحقیق در علوم مختلف به خصوص در امر برنامه ریزی.
- افزایش سریع و بی رویه جمعیت جهان به ویژه در اکثر کشورهای در حال توسعه .
- ضرورت آگاهی به خصوصیات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جمعیت ها به خصوص در سالهای اخیر که تحولات زیادی در چگونگی زندگی جوامع ایجاد گردیده است .
- نیاز مبرم و بدون چون و چرای مسئولان ، برنامه ریزان به شناخت همه جانبه جمعیت به منظور دستیابی به تامین مایحتاج جمعیت و ارتقاءسطح رفاه عمومی و ایجاد امنیت اقتصادی و اجتماعی.
- لزوم اتحاد سیاست جمعیتی خردمندانه.
- محدودیت منابع مورد نیاز بخصوص در امر تغذیه و همچنین عدم توزیع عادلانه منابع و امکانات و گوناگونی پتانسیل های طبیعی در نواحی مختلف جهان.
- لزوم بررسی های مربوط به عوامل موثر در رشد جمعیت بویژه تحولات و تغییرات میزانهای باروری و موالید و مرگ و میر ( حلم سرشت ،4:1379)
اگر چه مطالعات جمعیتی از زمانی که گروههای انسانی از حالت بسته خارج شد ند و بین مراکز جمعیتی ارتباط برقرار شد به خصوص در یونان ، روم و چین و هندوستان مورد توجه بود ، لیکن سرشماری و بررسی های جمعیتی به صورت منظم تر پس از رنسانس متداول گردید . به دیگر سخن هر چه تفکر درصدد مطالعات جمعیتی سابقه ای طولانی دارد ولی آن چه که امروزه به عنوان علم جمعیت مطرح می شود سابقه ای کمتر از چهار قرن دارد چرا که بر اساس شواهد موجود ، مبنای مطالعات جمعیتی توسط «جان گرانت » در سال 1662 با انتشار کتابی تحت عنوان" ملاحظات طبیعی و سیاسی" که بر اساس آمار و مرگ و میر شهرلندن تدوین شده بود آغاز گردید ه و رشته ی نوینی در تحقیقات اجتماعی بنیان نهاد شده است .
در کنار گرانت ، حق آن است که نامی هم از" ویلیام پتی" که از دوستان گرانت بود برده شود. وی تحت تاثیر "توماس هابس" به این نتیجه رسید که ریاضیات می تواند در مسائل سیاسی کاربرد داشته باشد و به این عقیده منجر به تالیف کتابی در زمینه « حساب سیاسی» گردید . شک نیست که چنین ایده ای در پیدایش علم آمار و پیشرفت علم جمعیت به خصوص از نظر روشهای تحلیلی و تکنیکی سهم به سزایی داشته است .
ثبت وقایع حیاتی به طور دقیق و مستمر و انجام سرشماری های عمومی به طور منظم و در فواصل زمانی معین ، از اواسط قرن هجدهم درپاره ای از کشورها آغاز گردید . به عنوان مثال از نوشته های یک کشیش آلمانی به نام « زوس میلش» می توان نام برد که اطلاعات معتبری از شخصیات جمعیت زمان خود را انتشار داده است ( حلم سرشت ،1379:5)
به طور کلی از قرن نوزدهم به بعد است که جمعیت شناسی به مفهوم امروزی خود مورد توجه جدی قرار گرفته است به طور ی که امروزه در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان عمومیت یافته وافق ها و زمینه های مؤثر و مفیدی برای پیشرفت مطالعات جمعیتی ایجاد گردیده و در اوضاع و احوال جهان امروزی برای روشن ساختن مسایل اقتصادی و اجتماعی ملل تاثیر فراوان بر جای گذارده است که می تواند به آینده نگری خود راهگشای مسائل و مشکلات جماعات بشری در حال و آینده باشد و شناخت بهتری از واقعیات موجود در اختیار برنامه ریزان ، مسئولین و مجریان جوامع قرار دهد.
(1-5) اهداف پژوهش
هدف اساسی در این بررسی مطالعه رابطه ای موجود بین میزان باروری و عوامل اجتماعی ، فرهنگی و جمعیتی است و در این تحقیق سعی شده است برخی عوامل اجتماعی ، فرهنگی و جمعیتی موثر بر باروری زنان متاهل 49-15 ساله منطقه 9 تهران شناسایی شود و سهم تاثیر هر کدام از این عوامل را در کاهش و یا افزایش میزان باروری مورد مطالعه قرار دهیم تا به اهداف جزئی زیر دست یابیم.
1- تعیین رابطه سن زن در هنگام ازدواج و میزان باروری زنان.
2- تعیین رابطه سطح تحصیلات والدین و میزان باروری.
3- تعیین رابطه بین درآمد خانواده و میزان باروری.
4- تعیین رابطه بین ترجیح جنسی فرزند به نفع پسر و میزان باروری.
5- تعیین رابطه بین شناخت از وسایل جلوگیری از بارداری و میزان باروری.
6- تعیین رابطه بین قدرت تصمیم گیری زن در خانواده و میزان باروری زنان.
(1-6) سوالات تحقیق
1- آیا سن زن در هنگام ازدواج به میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟
2- آیا سطح تحصیلات والدین بر میزان باروری ( تعداد فرزندان ) تاثیر دارد یا خیر؟
3- آیا میزان در آمد خانواده بر میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟
4- آیا ترجیح جنسی فرزند بر نفع پسر به تعداد فرزندان تاثیر دارد یا خیر؟
5- آیا شناخت از وسایل جلوگیری از بارداری به میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟
6- آیا قدرت تصمیم گری زن در خانواده به میزان باروری تاثیر دارد یا خیر؟
(1-7)فرضیه های تحقیق
1- به نظر می رسد که بین سن ازدواج زن و میزان باروری رابطه وجود دارد.
2- به نظر می رسد که بین سطح تحصیلات زن و شوهر و میزان باروری رابطه وجود دارد.
3- به نظر می رسد بین تصمیم گیری های هماهنگ زن و شوهر و میزان باروری رابطه وجود دارد .
4- به نظر می رسد که بین درآمد خانواده و میزان باروری رابطه وجود دارد.
5- به نظر می رسد که بین نظر خانواده ها با برنامه های تنیم خانواده رابطه وجود دارد.
(1-8) قلمرو تحقیق
بررسی عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، و جمعیتی موثر بر باروری زنان( 49-19 )همسر دار منطقه 9 شهر تهران در سال 1388.
(1-9) مدل های تحقیق
مدل شماره یک : مدل متغیرهای جمعیتی
در این مدل ارتباط بین متغیرهای جمعیتی ( غیر وابسته یا مستقل ) و سطح باروری ( متغیر وابسته ) ارائه گردیده است .
(1) سطح باروری بعد خانواده والدین
سن زن در هنگام ازدواج
مدل شماره دو : مدل متغیرهای اقتصادی
در این مدل تائید دو متغیر اقتصادی بر سطح باروری نشان داده شده است .
(2) سطح باروری درآمد خانواده
اشتغال زن
مدل شماره سه : مدل متغیرهای اجتماعی
در این مدل تاثیر در متغیر اجتماعی در سطح بارداری نشان داده شده است.
(3) سطح باروری تحصیلات زوجین
ترجیح جنسی
* متغیرهای تحقیق :
- متغیر وابسته که منظور باروری می باشد و در تحلیل آن از شاخص تعداد فرزندان زنده به دنیا آمده استفاده شده است.
- متغیرهای مستقل: که شامل متغیرهای اقتصادی ، اجتماعی و جمعیتی است .
الف) متغیرهای اقتصادی در این بررسی عبارتند از : میزان درآمد خانواده و اشتغال زن به فعالیت اقتصادی و خارج از خانه
ب) متغیر های اجتماعی مورد مطالعه در این بررسی عبارتند از : تحصیلات زنان و ترجیح جنسی به نفع پسر.
ج) متغیرهای جمعیتی عبارتند از : سن زن در هنگام ازدواج و بعد خانواده والدین.
(1-10) تعاریف عملی ونظری متغیرها
تلاش اولیه در جهت سنجش فرضیه ها ، از طریق تعریف متغیرهای به کار رفته در آنها صورت می گیرد البته باید توجه نمود که برخی متغیرها احتیاجی بر شاخص سازی ندارند . متغیرها از مهمترین مباحث در تحقیقات اجتماعی انسانی می باشند . در تعریف متغیر چنین آمده است ، هر صفت ویژگی یا عنصر کمی وکیفی که در یک تحقیق متغیر پذیر باشد (ساروخانی،1381: 123).
- متغیرهای مستقل
این متغیرها نقش علت را بر عهده دارند و به متغیرهای دیگر تاثیر می گذارند . متغیرهای مستقل در این تحقیق عبارتند از : سن زن در هنگام نخستین ازدواج ،تحصیلات والدین ، ترجیح جنسی فرزند ، میزان درآمد ، شناخت و استفاده از وسائل جلوگیری ، هزینه های خاص فرزندان ، قدرت تصمیم گیری زن.
منظور متغیرهای است که در جریان تحقیق ، متاثر از متغیر یا متغیرهای دیگرند . (ساروخانی، 1381: 128) در این تحقیق باروری زنان را به عنوان متغیر وابسته معرفی می کنیم .
- متغیر وابسته باروری:
باروری یکی از پدیده های مهم جمعیتی است که عبارت است از نظر بالقوه زاد و ولد یک زن با یک گروه اجتماعی از زنان.
به عبارت دیگر باروری مشخص می کند که در یک گروه از زنان که در سن خاصی قرار
می گیرند ، در یک سال چند فرزند متولد می شود . باروری توان بالقوه های است که معمولا از سن 15 سالگی در زنان شروع و در سن49 سالگی خاتمه می یابد و گاهی شروع باروری در خاتمه آن با نوساناتی همراه است که عواملی مثل محیط ، اقلیم ، نژاد و وضعیت اقتصادی در آن نقش دارد ( حلم سرشت و دل بیشه ،1384 ،14).
به طور مطلق برای تمام افرادخانواده ها قابل استفاده نیست .
از سوی دیگر، هیچ کدام از این روشها در تمام فرهنگ ها و جوامع بشری مورد پذیرش
نمی باشد . از این رو لازم است روش پیشگیری از بارداری را با توجه به باورها ، فرهنگ ها و نیاز افراد در جوامع مختلف انتخاب کرد . خانواده ها باید بدانند که پیشگیری از بارداری برای آنها چه اهمیتی دارد و با ، سن ، موقعیت خانوادگی و شغلی و همچنین سوابق جسمی و روحی آنها چه تناسبی نشان می دهند. (نقوی ،1380، 97).
7- هزینه های خاص انسان .
اصطلاحی است که « فرانسواپروـ در سال 1951 به منظور خارج ساختمان ، صاحبنظران و کارشناسان اقتصاد ا زچارچوب یک محاسبه ساده میزان بازده با بررسی و سنجش هزینه هایی که در جهت ارتقاء شایسته حیات انسانی برای همگان ضرورت دارد به کار برد. « پرو» این هزینه ها را در سه گروه تقسیم بندی میکند :
الف): هزینه هایی که از مرگ و میر انسانها جلوگیری به عمل آورند ( مبارزه علیه مرگ ومیر در جریان کار حرفه ای و خارج از محدوده آن ).
ب): هزینه هایی که برای تمامی موجودات انسانی امکان برخورداری از حداقل حیات جسمی وذهنی را فراهم می سازد ( فعالیت هایی مربوط به پیشگیری در زمینه بهداشت ، مراقبت های پزشکی ، کمک به معلولین ، سالخوردگان وبیکاران ).
پ): هزینه هایی که امکان برخورداری از یک زندگی ویژه انسانی را که در آن حداقل امکانات دوران اوقات فراغت و آموختن و مخصوصا هزینه های آموزشی در سطح ابتدایی و حداقل امکانات لازم برای گذراندن دوران اوقات فراعت فراهم آمده باشد ، حاصل سازند ( بیرو ،1375: 163-164).
متغیرهای مستقل اقتصادی
1- سن: تعداد روزها ، ماه ها و سالهایی است که از آغاز تولید یک انسان می گذرد. (تمنا ،1378: 108) در این تحقیق پس از گردآوری اطلاعات ،مقاطع سنی را به چهار گروه زیر طبقه بندی کرده ایم :
15 تا29 سالگی 40 تا 49 سال
30 تا 39 سال بالاتر از 50 سال
2- تحصیلات:
عبارت است از میزان برخورداری از آموزشهایی که در مراکز رسمی ، جهت بالابردن سطح آگاهی و اطلاعات افراد صورت می گیرد . در این بررسی سطح تحصیلات را به بی سواد و ابتدایی ، راهنمایی و متوسط ، فوق دیپلم و لیسانس و بالاتر تقسیم کرده ایم .
3- درآمد:
منظور از درآمد میزان متوسط یک فرد یا حتی یک خانواده است که به احتساب درآمد سالانه و تقسیم آن به تعداد ماه های سال بدست می آید و در نهایت آن را با متوسط کل درآمد ماهیانه فرد یاخانواده یکی می گیرند .
4- ترجیح جنسی:
به برتر دانستن یک جنس به جنس دیگر ترجیح جنسی می گویند . معمولا در کشور ما نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر به دلایل اقتصادی ، تامین اجتماعی و سنی ، داشتن فرزند پسر یک ارزش تلقی می شود و در بسیاری از موارد اگر خانواده ای فرزندی از جنس پسر نداشته باشد به باروری تا رسیدن به حداقل یک پسر ادامه می دهد . به این کار ترجیح مبنی بر نفع پسر می گویند.
5- روشهای جلوگیری:
روشهای پیشگیری از بارداری روشهایی هستند که به خانم ها کمک میکند ، تا ازبارداری ناخواسته پرهیز کنند و شامل همه تدابیر موقت یادائم جلوگیری از بارداری می شود.
هر یک از روشهای پیشگیری از بارداری معایب و امتیازات ویژه ای خود را دارد .
6- قدرت تصمیم گیری زن:
چگونگی میزان قدرت تصمیم گیری زن در مسائل خانواده و هم چنین قدرت تصمیم گیری برای تعداد فرزندان می باشد.
(1-11) محدودیت ها
هر تحقیق بنا به مقتضای خاص خود، دارای مشکلات و تنگاهائی است و پاره ای از همان ابتدا و آغاز کار مشخص است و پاره ای دیگر هم در حین انجام تحقیق مشخص می شود و محقق ضمن کار با آنها مواجه می شود.
در پژوهش حاضر با مشکلاتی مواجه بودیم که سعی می شود این جا به تعدادی از آنها اشاره شود.
1- نبود منابع مهم ومرتبط با موضوع در کتابخانه های غنی در شهر.
2- عدم همکاری بعضی از سازمانها و ارگانها.
فصل دوم
چارچوب نظری
و
پیشینه تحقیق
(2-1) چارچوب نظری
مسالة جمعیت بنابه دلایل اقتصادی و نظامی از دیرباز مورد توجه سیاستمداران ، اندیشمندان و فلاسفه بوده است . دانشمندان گاهی افزایش جمعیت را محرک اصلی توسعه و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی تلقی می کردند. و گاهی نیز کیفیت را به کمیت برتر دانسته و از افزایش جمعیت گریزان بودند ،به هر حال همیشه هدف نهایی و اصلی داشتن جامعه ای مرفه و متعادل بوده است و دستیابی به این رفاه راه گاه از طریق کاهش جمعیت و گاه از طریق افزایش جمعیت جستجو می کردند و بالاخره معتقد شدند که باید به حد متناسبی از جمعیت رسید که شرایط اقتصادی و اجتماعی ، بالاترین رفاه ممکن را برای انسان فراهم آورد. با توجه به جریانهای فکری انسان در جمعیت و جامعه،چهار نظام فکری یا چهار نظریه ارائه شده است:
(2-2) نظریه طرفداران افزایش جمعیت (Populationsits)
به اعتقاد پیروان این نظریه که «حامیان افزایش موالید»(Pro-natalists) نیز نامیده می شوند ، امکانات طبیعت و کره زمین برای تغذیه تامین وسایل زندگی افراد بشر نامحدود یا لااقل بسیار وسیع است . بنابراین نباید ازازدیادجمعیت بیم داشت بلکه بر عکس ،باید با توجه به مزایا و محاسنی که این امر می تواند به دنبال داشته باشد از آن استقبال کرد .( کتابی ،1364، 19)
هواداران افزایش جمعیت در بحث از نظریه خود ، دلایل و عوامل را به شرح زیر عنوان
می کنند:
1) اعتقاد دینی و باورهای مذهبی
2) عوامل اقتصادی و تولیدی
3) دلایل و مقتضیات خانوادگی
4) ضرورتهای نظامی و نیروی انسانی
5) سنتها و باورهای فرهنگی
6) جبران کمبود و صفت تامین و رفاه اجتماعی در جامعه
7) جبران ضایعات ناشی از سوانح، قحطی ها و بیماری های طبیعی
بررسی تاریخ عقاید اجتماعی و جمعیتی نشانگر این واقعیت است که در طول تاریخ اکثر ادیان ، شاهان و سلاطین ، فلاسفه اندیشمندان، اقتصاد دانان و مکاتب فکری و عقیدتی ، زیادی جمعیت و افزایش تدریجی و مداوم آن را تایید و تشویق کرده اند.
کلیه ی ادیان شناخته شده جهان به استثنای مواردی در میان کاتولیک ها و اسلام ، موافق افزایش جمعیت بوده اند. ادیان معروفی چون یهودیت ، زرتشتی گری، هندوئیسم ، بودائیسم ،کنفوسیوسیم ، شنتوئیسم و مسیحیت زیادی اولاد را برکت و نشانة توجه خداوند می شمردند و در دستورات خود کثرت اولاد را تاکید می کردند.
مورد استثنای کاتولیکیسیم نیز به رهبران (پاپ ، اسقف ها ، کاردینالها و کشیشها اختصاص داشت و توده های مردم از این امر عملا مستثنی بودند.
بسیاری از شاهان و سلاطین ، افزایش جمعیت را مورد تایید قرار می دادند و کثرت اولاد را تشویق می کردند.«ژول سزار» امپراطور روم برای خانواده هایی که فرزندان متعدد داشتند جایزه تعیین کرده بودند.« اگوست » مقرراتی وضع نموده که بر اساس آن هر زنی که سه فرزند بدنیا می آورد حق ویژه ای دایر به پوشیدن لباس خاصی ورهایی از اختیار شوهر را پیدا می کرد.
" هرمز چهارم" به پادشاه ایرانی معتقد بود نیرو و ثروت سلاطین به تعداد و فراوانی اتباع آنها بستگی دارد .« موسولینی » معتقد بود که سرنوشت ملت ها به قدرت نفوس آنها بستگی دارد « هیتلر» برای پدران کثیر اولاد معافیت های مالیاتی و رجحانهایی از نظر استخدام قایل شده بود.
فلاسفه و اندیشمندانی چون « ابن سینا» ،« ماکیاولی »(N.Machiavall) و « توماس کامپانلا»(T.campanella) ، جمعیت زیاد را مایه پیشرفت جامعه و رونق آن می دانستند .
اقتصاد دانان شناخته شده ای چون «ژان بودن "(j.Bodin) ویلیام تامپل (w.temple)، و یلیام گدوین (W.Godwin) پرودن (Prodhon) و فرانسواپرو(f.perrou) مری کانتی لیستها(Merchanalhsts) ( سوداگران ) موافق جمعیت زیاد بوده اند.
سوسیالیستها و مارکسیستهای سدة 19 نیز با کاهش جمعیت مخالف بودند . استدلال آنان به طور طبیعی این بود که علت اساسی عقب ماندگی ملت های فقیر جهان ، در جمعیت زیاد آنها نهفته نیست بلکه استیلا جویی سودا گران بین المللی و بهره کشی و نظام جهانی سرمایه داری از این ملت ها می باشد که کم توسعه گی و عقب نگهداشته شدن آنان را فراهم می آورد.(کتابی،1364 :21-20)
(2-3) نظریه مخالفان افزایش جمعیت (restrictionists)
از دیدگاه مهمترین پیروان این نظریه که « مخالفان افزایش موالید »(anti-nataists) نیز خوانده می شوند ، افزایش جمعیت به عنوان یک واقعیت ، پدیده ای است انکار ناپذیر. اینان درعین حال اعتقاد دارند که با به کار بردن روش هایی ، باید از ازدیاد بی حد و حصر جمعیت جلوگیری کرد تا از نابسامانی هایی که نتیجه عدم تعادل میان جمعیت و منابع ثروت است رهایی یافت.(بهنام،1384: 168)
در میان مخالفین افزایش جمعیت چند تمایل فکری دیده می شود:
1) گروهی به « انسان برتر » معتقدند و از انبوه خلق می هراسند . اینان از آن چه که انسان را پایبند کند بیم دارند و از زن و فرزند و خانواده گریزانند.
2) برخی از اینان معتقدند که میان «کیفیت»و «کمیت » تضاد و جود دارد و در طول تاریخ هر گاه کمیت به کیفیت غلبه کرده به پیشرفت مادی و معنوی جامعه خلل وارد آمده است.
3) برخی تاریخ را گواه می گیرند و جامعه های کوچک و خوشبختی مانند آتن و جمهوری های مستقل ایتالیا را مثال می زنند که با داشتن جمعیت کم دوره هایی طلایی و درخشانی داشته اند.
4) سرانجام ، گروهی از جامعه شناسان و اقتصاد دانان هستند که کوشش دارند با کشف و ارائه قوانینی ثابت کنند که جمعیت زیاد موجب فقر و بدبختی می شود.
در دوران باستان فلاسفه ای چون اپیکوریان و رواقیون با افزایش جمعیت موافق نبوده اند و سالهای پس از اسلام ، در کشورهای اسلامی نیز نظریه هایی در محدودیت جمعیت ابراز شده است . اندیشمندانی از متصوفه مانند: سنایی ، حسن بصری ، جامی ، عزالدین کاشانی ، ابن مسکویه ، ابواالعلای معری ، امام محمد غزالی و خواجه نصیر الدین طوسی با افزایش جمعیت مخالف بودند ( جهانفر،1377، 27).
اطلاعات موجودانشان می دهد که در پایان شده 16 « بوتر»(Bottero) ایتالیایی فقدان غذا را باعث محدودیت جمعیت وتزایدنسل میدانست.
«کانتیلون »(Cantikkon) فرانسوی تعداد ساکنین کشور را به وسایل معیشت جامعه مرتبط است .« توماس مالتوس»(T.Malthus) کشیش انگلیسی برای پاسخ به گدوین که در کتاب « عدالت سیاسی » شکل مالکیت را منشاء بدبختی جمعیت ها دانسته بود ،قلم به دست گرفت و نظریه جمعیت شناختی معروف خود را بیان کرد.
توماس معروفترین نظریه پرداز مخالف افزایش جمعیت است .
اگر چه در گذشته های تاریخی افراد و نحله های فکری اندکی وجود داشتند که به نحوی مخالف افزایش خانواده بودند ، اما مالتوس نخستین فردی است که به طور رسمی و با استدلال نظام وار ، نظریه خود را مبنی بر مخالفت با افزایش جمعیت مطرح کرد.
اصول اساسی نظریة مالتوس به شرح زیر است:
1) غذا برای بشر لازم است.
2) تولید مثل برای بشر لازم است.
3) افزایش جمعیت سریع تر از تولید مواد غذایی است.
4) جمعیت به نسبت تصاعد هندسی (1،2،4،8،... ) افزایش می یابد در حالی که مواد غذایی به نسبت تصاعد عددی یا حسابی (1،2،3،4،...) رشد می کند.
5) جمعیت هر 25 سال یکبار دو برابر می شود و در طول یک سده 16 برابر می شود در حالی که تولیدات غذایی در این مدت تنها 5 برابر می شود . ( زنجانی ،1354 ،156)
6) سلسله عواملی برای کنترل جمعیت وجود دارد که آنها را جلوگیرنده های مثبت یا منفی می نامند.
به نظر مالتوس جنگ ، قحطی ، امراض همه گیر ، فقر زیاد ،عدم پرستاری صحیح از کودکان و ... از جلوگیرنده های منفی و به تعویق انداختن ازدواج یا نفی کلی آن از جلوگیرنده های مثبت محسوب می شوند.( کتابی ،87،1364)
این واقعیت قابل انکارنیست که نظریه های مختلف ، مخصوصا « نظریه های مربوط به علوم اجتماعی و انسانی » محصول شرایط و اوضاع و احوال محیط و یا دست کم متاثر از آنها هستند. نظریه مالتوس نیز از این قاعده مستثنی نیست . نظریه مالتوس در شرایطی از جامعه انگلستان اواخر سده ی 18 مطرح شد که جامعه در حال صنعتی شدن سریع قرار داشت و به همین جهت کارگران ، به ویژه کارگران صنعتی در افزایش بودند.
وی به دلیل شرایط کلی جامعه و وضع بد محصول در پایان این سده ، فقر کارگران غوغا
می کرد . در این شرایط بود که قانون معروف به « قانون کمک به فقرا»(Porrlaws) در سال 1795 توسط دولت به تصویب رسید.
« ویلیام گدوین » هواخواه و حامی این قانون بود ولی به مالتوس به عنوان سخنگوی بورژوازی تازه به دوران رسیده ، اظهار می کرد که پرداخت سالانه چندین ملیون پوند به کارگران بیکار از محل مالیات صاحبان سرمایه تامین می شود این امر از یک امکان سرمایه گذاری را کاهش می دهد واز سوی دیگر باعث افزایش اولاد کارگران می شود.
نظریه مالتوس در واقع به نفع و در تاکید نظر کسانی بود که میخواستند ثابت کنندفقر و تیره روزی حاکم بر انگلستان آن روز نتیجه یک قانون و زاییده ی عدم تناسب میان جمعیت و منابع ثروت است وارتباطی با نظام اجتماعی و شیوه ی حکومت آن کشور ندارد.
مالتوس گناه فقر و بدبختی خود را ، نه زاییده سازمان اجتماعی موجود می دانست و نه قانون گذاران و حکومت را محکوم می کرد ، بلکه علت اساسی فقر و بدبختی را در غرایز طبیعی انسان جستجو می کرد ( بهنام ،671:1384)
نظریه مالتوس تحت عنوان « مالتوزیانیسم کلاسیک »(Classical Muthusianism) معروف شده است . این نظریه که در کل می خواست کیفت را به کمیت ترجیح دهد ، پس از انتشار ، به دلیل محدودیت های علمی خود ، مورد نقد صاحب نظران قرار گرفت و با وجود تاثیر گذاری عمیق روی مباحث جمعیت شناسی ، تا حدی فراموش شد.
ولی از دهه ی سوم سده ی نوزده گروهی از صاحب نظران جمعیتی و با الهام از اندیشه های وی ، به حمایت از کنترل جمعیت و جلوگیری از افزایش آن برخاستند. وجه اختلاف نظر این گرده که بعد ها به نام « مالتوزیانسیهای نو »(Neo-Malthusiaism) شهرت یافتند ، با مالتوزیانسیتهای پیشین این بود که مالتوس « الزام اخلاقی » را اساسی ترین راه کاهش موالید میدانست در صورتی که گروه ناخواسته ، هر وسیله حتی وسایل غیر مشروع و غیر اخلاقی را دراین امر مجاز می شمردند.(کتابی ،104:1364)
اولین اعلامیه مکتب مالتوزیاسیم نو در سال 1822 با کتاب « فرانسیس پلس»(f.plase) انگلیسی منتشر شد. "پلس" برعکس مالتوس که « اجتناب از ازدواج » را توصیه می کرد . « پیشگیری از حاملگی» را پیشنهاد نمود و این مهمترین وجه تمایز، مالستوزیانسیهای کلاسیک و نواست.
« ریچارد کلاید »(R.Clide)، « جان استوارت میل»(j.s.mill) و « رابرت ویل آورن» (R.D.owen) از پیروان پلس بودند .
«ناولتون » (Noneltown) و « دراسیدال»(Drisdal) فعالیت های مالتوزیا نیستهای نو را دنبال کردند و در سال 1877 نخستین درمانگاه پیشگیری از حاملگی را تاسیس نمودند .
«مارگارت سانجر »(M.Sanjer) و « وگت »(Vogt) آمریکایی از هواداران مالتوزیانسیم نو هستند. ( کتابی ، 1364:107-103)
(2-4) نظریه طرفداران جمعیت ثابت (Stationarists)
مفهوم مورد بحث در نظریه جمعیت ثابت ، « توقف و ثبات » جمعیت است . دراین نظریه مفاهیم « ثبات» و « توقف ثابت » ، « توقف وثبات » جمعیت است . در این نظریه مفاهیم « اثبات » و « توقف » و یا « رکورد» جمعیت را مترادف می گیرند .
هواداران نظریه جمعیت ثابت ، نه با افزایش جمعیت موافقند و نه باکاهش آن ، بلکه اعتقاد دارند وقتی جمعیت به « حد کافی » رسید ، دیگر نباید افزایش یا کاهش داشته باشد. به نظر اینان دگرگونیهای مداوم جمعیت تعادل نظام اجتماعی و اقتصادی جامعه را به هم می زند. اصطلاح حد کمال ، از نظر سقراط که آن را در « اعتدال » جمعیت جستجو می کرد اخذ شده است.
از هواداران معروف این نظریه « جان استوارت میل » است که می گوید : اگر قرار باشد زمین ما لطف و زیبایی خود را فقط به خاطر افزایش ثروت ها و غذا دادن به تازه وارد دینی که نه خوشبخت تر و نه بدبخت تر از پدران خود خواهند بود از دست بدهد ، صادقانه آرزو می کنم که اخلاف ما تا آن جا ممکن است در ثبات جمعیت کشور خود بکوشند.(بهنام ،1368:178)
هواداران نظریه جمعیت ثابت استدلال می کنند که جامعه به چهار طریق می تواند از امکانات خود استفاده کند :
1) افزایش جمعیت
2) افزایش آسایش و رفاه افراد
3) افزایش میزان مصرف افراد
4) پس انداز
اگر جامعه ای افزایش جمعیت را کنار گذارده ، می تواند همه ی امکانات خود را به تامین رفاه و مصرف بیشتر برای افراد جامعه یا پس انداز و سرمایه گذاری اختصاص دهد.( همان منبع ،178).
نظریه جمعیت ثابت با انتقادهای شدیدی مواجه هستند زیرا سکون جمعیت ، عدم تحول و روکود جامعه را باعث می شود و به دلیل افزایش جمعیت سالخورده ، محافظه کاری را رواج می دهد . گذشته از آن ، تعیین « حد کافی » جمعیت دشواری است چرا که اولا تعیین حد و مرز آن مشکل است ، ثانیا اگر مواد از حد کافی « حد مطلوب » جمعیت باشد ، بانظریه ی جمعیتی متناسب یا مطلوب مشتبه می شود.
(2-5) نظریه ی طرفداران جمعیت متناسب یا مطلوب (Optimalists)
مراد از نظریه حد متناسب جمعیت ، مجموعه افکار و نظریاتی است که به منظور ایجاد بهترین رابطه ممکن میان ثروتها ( منابع ) وجمعیت عرضه شده است . جهت متناسب جمعیتی است که وصول به هدف خاص را به بهترین وجه امکان پذیر سازد.
به عبارت دیگر ، باید چنان تناسبی میان جمعیت و اقتصاد یک جامعه برقرار شود که از همه ی منابع موجود استفاده کامل به عمل آید بالاترین نتیجه حاصل شود.
نظریه جمعیت متناسب رابطه بین « جمعیت » « منابع» را تعیین می کند . زلینسکی (Zelinsky) واژه « منبع » را به « هر ماده یا جسم فیزیکی که در برطرف کردن نیازهای بشری بتوان از آن استفاده کرد» اطلاق می کند .( شیخی ،1368: 124).
مفتکران بزرگ اجتماعی در طول تاریخ در مورد تعادل و تناسب میان جمعیت و منابع اندیشه نموده و آرای خود را به اشکال مختلف ابراز کرده اند. فلاسفه چنین نظیر « کنفسیوس» کوچ دادن جمعیت اضافی را توصیه می کردند . « افلاطون » و « ارسطو» عقیده داشتند که تعداد جمعیت نه آن قدر اندک باشد که استقلال سیاسی و اقتصادی جامعه را به خطر اندازد و نه آن اندازه زیاد که اصول حکومت دموکراتیک کشور رامتزلزل کند (بهنام ،1348 :181).
« ابن خلدون » برای نخستین بار رابطه ی آلودگی هوا و محیط زیست را با جمعیت زیاد مورد بحث قرار داد و توصیه کرد که میان جمعیت و محیط زیست تعادل و توازن برقرار شود . « ژان ژاک روسو» نیز در کتاب « قرار داد اجتماعی » این امکانات طبیعی و جمعیتی تناسب و تعادل را توصیه می کرد . ( بهنام ،1348 ،174).
نظریه « جمعیت متناسب » برای نخستین بار به طور رسمی توسط « کارل و نیکل بل»(k.winkelblech) آلمانی عنوان شد.
او ملت های جهان را از نظر تعداد جمعیت متناسب به سه طبقه تقسیم می کرد:
1) ملت های کم جمعیت (under- Populafed-,ations)
2) ملت های پرجمعیت (over-Popukated- nations)
3) ملت های با جمعیت متناسب normal- populated nations
پس از « وینکل بلخ » « ادوین کانان»(E.canne) و بعدها آلفرد سوری (A.suvey) نیز بحث جمعیت متناسب را مطرح و آن را مورد بسط قرار دادند . آلفرد سووی در این باره اظهار نظر می کند که باید در دفع دو خطر کوشید: زیادی جمعیت و کمی جمعیت . میان این دو ( افراط و تفریط ) است که می توان تصوری ازتعادل متناسب و منطقی داشت ( سووی ،1340 :93).
مهمترین نکته اساسی درجمعیت متناسب ، تعیین ملاک برای این جمعیت است . ادوین کانان
« میزان تراکم جمعیت » را دراین مورد مطرح می کند « لرد بوریچ » (L.Borich) ملاک « تولید سرانه » را عنوان می نماید . دقیق تر از این ها « ویوه وورنه » (V.worneh) « ایجاد بهترین تعادل ممکن بین منابع و جمعیت » را ملاک تعیین حد متناسب جمعیت می داند و بیان می کند که در شرایط زیر به حد متناسبی از جمعیت می توان دسترسی پیدا کرد:
1) تمام افراد فعال در مشاغل مختلف جذب شوند.
2) جمعیت دارای سطح متوسطی از زندگی می باشد.
3) هزینه مواد غذایی حداکثر 50% درآمدخانواده باشد.
4) منابع کشور بودن تخریب مورد بهره برداری قرار گیرد.(مغزی ، 1371 :26)
(2-6)نظریه های باروری
از آن جایی که هیچ کدام از تئوری ها ونظریه های مربوط به باروری به تنهایی توضیح کامل و قانع کننده ای درباره تبیین متغیرات باروری ارائه نمیدهند ، در این زمینه تاکنون نظریات مدلهای گوناگونی ارائه شده است که هر یک از بعد خاص مربوط به خود به باروری نگریسته و به تبیین آن پرداخته اند. مهمترین نظریات عبارتند از :
- تئوری بیولوژیک یا زیستی باروری
- تئوری اقتصادی باروری
- تئوری های اقتصادی – اجتماعی باروری
- تئوری های اجتماعی – فرهنگی باروری
- تئوری های اجتماعی – فرهنگی باروری
- مدل جامعه شناختی باروری
- مدل متغیرهای بینابین
اکنون به شرح مهمترین تئوری ها و مدلهای ذکر شده می پردازیم
(2-6-1) تئوری های اقتصادی – اجتماعی باروری
دو نوع تئوری اقتصادی مربوط به باروری و تغیرات آن مطرح شده است . اولین نوع ، تصمیمات باروری خانواده را در چارچوب مفهوم تخصیص منابع خانوار قرار می دهد . به این بیان که بحث داشتن اولاد را قسمتی از بحث اقتصاد مصرف کننده معمولی به حساب می آورد . این دیدگاه به اقتصاد دانان امکان داده است که بتواندمدلهای گوناگون برای آزمایش حقایق بسازند.
دومین نوع نیز با خانوار شروع می شود و نظر اساسی اش به این امر استوار است که خانواده را با آمارهای اقتصادی کلان مربوط سازد و بکوشد تا منافع اجتماعی را با هزینه های اجتماعی مقایسه کند.( تواناییان فرد ،1368 ، 58).
(2-6-2) تئوری لیبن اشتاین
این تئوری در دهه 1960 ارائه شده است . بر این فرض عملی و تجربی استوار است که نرخ رشد جمعیت تابعی از سطح در آمدهای سرانه است. رشد جمعیت با مراحل مختلف توسعه اقتصادی ارتباط دارد.
زمانی که درآمده های سرانه، معادل سطح حداقل معاش است ؛ نرخ زاد ولد و مرگ و میر در سطح حداکثر است . در این حالت نرخ های زاد و ولد و مرگ و میر برابر بوده و نتیجه رشد جمعیت در سطح بقاست.
اگر درآمد سرانه به سطوحی بالاتر از سطح حداقل معاش افزایش یابد، در این حالت نرخ مرگ و میر کاهش می یابد ، بدون اینکه تغییری در نرخ زاد و ولد ایجاد گردد.
از این نقطه به بعد همراه با رشد درآمد سرانه ، نرخ زاد و ولد کاهش خواهد یافت و زمانی که روند توسعه اقتصادی تحکیم شود ، رشد جمعیت کاهش خواهد یافت.
پس" اشتاین" معتقداست که منفعت و یا عدم منفعت اقتصادی فرزندان عاملی است که باعث می شود والدین تصمیم بگیرند که چه تعداد فرزند داشته باشند. از این رو ایجاد نوعی تعادل بین رضایتمندی اقتصادی ، هزینه های نگهداری فرزند ، زیر بنای اصلی نگرش مردم در تعداد فرزند را تشکیل می دهد .
بر اساس تئوری این اشتاین سه نوع منفعت و دو نوع هزینه در مورد فرزندان وجود دارد:
منفعت ها
- کالا بودن فرزند به عنوان یک منبع لذت برای والدین .
- نیروی کار قلمداد شدن فرزندان
- تامین ونگهداری و الدین در سنین کهولت یا وضعیت های دیگر مثل بیماری یا از کارافتادگی.
هزینه ها:
- هزینه های مستقیم: هزینه های نگهداری و مراقبت های مختلف از فرزند تا زمانی که به مرحله منفعت اقتصادی برسد.
- هزینه های غیر مستقیم : که بر فرصت هایی که مادران به خاطر نگهداری طفل خویش از دست می دهند مربوط می شود.
لیبن اشتاین نتیجه می گیرد که اگر منافع اقتصادی حاصله از وجود فرزند ، بیشتر از هزینه های دو گانه آن باشد ، خانواده انگیزه پیدا می کند که فرزندان بیشتری داشته باشد.( فرزاد معیر،32:1371)
(2-6-3)تئوری بکر
گری بکر ، در مقاله مشهور خود به نام « تحلیل اقتصادی – باروری» در سال 1960 تئوری خود را چنین بیان می کند : رفتار باروری خانواده ها متاثر از رفتار اقتصادی آنهاست و همانگونه که خانواده ها در زمینه اقتصادی در مورد گزینش یک کالا تصمیم می گیرند ، در مورد داشتن فرزند نیز بر ایجاد نوعی تعادل عقلایی درمورد ترجیحات و سلیقه های خود ، میزان در آمد و هزینه های فرزند ، اقدام می کند و از این رو تصمیم آنها را می توان حائز دو شرط عمده دانست:
1- تصمیم گیری عقلایی بین راه حل های جایگزین
2- در نظر داشتن صحبت سودمندی فرزند
وی همچنین خاطر نشان می کند که دولتها جهت اجرای سیاست های جمعیتی در جهت محدود کردن میزان موالید می توانند از طریق عنوان کردن هزینه های متنوع نگهداری فرزند بر ساکنان کشور خود در جهت کاهش موالید عمل نمایند.(معیر، 1371:33)
(2-7) تئوری رفتار مصرف کننده و اقتصاد خرد باروری
اقتصاد دانان برای توضیح وتوجیه علل تغییرات باروری با استفاده از تئوری قدیمی
نئوکلاسیک ها در مورد رفتار مصرف کننده کوشیده اند تا تصمیم بگیرند یک خانوار در داشتن فرزند یا فرزندان چه تجزیه و تحلیلی را ارائه می دهند.
دراین مدل فرض شده است که خانواده ها با داشتن یک درآمد پولی معین و یک سری سلائن و ترجیحات مشخص نسبت به کالاها و خدمات ، سعی می کنند در آمد خود را به گونه ای بین
کالاها ، و خدمات گوناگون تقسیم کنند که به حداکثر رضایت مندی و مطلوبیت دست یابند.
از آن جا که فرض کرده اند که یک فرد اقتصادی به طور معقول عمل می کندو تصمیم برای بچه دار شدن دارای عنصر اقتصادی می باشد که معقول سازی رفتار اقتصادی شامل آن نیز می شود . لذا دیدگان تئوریکی انتخاب فرد مصرف کننده درصدد انتخاب بچه دار شدن در سطح یک خانوار، تحت تاثیر ترجیحات خانوار در مورد فرضا الف: تعداد فرزندانی که می تواند زنده بمانند ( معمولا جنس مذکر) برای مثال در پاره ای از نقاط ، والدین بیش از تعدادی که مایلند فرزند داشته باشند ، فرزند بدنیا می آورند چون می دانند که بعضی از آنها زنده نمی مانند.
ب : هزینه رشد تربیت آنها . و ج: سطح درآمد خانواده قرار خواهند گرفت خصوصا در جوامع فقیر ، فرزندان تا اندازه ای یک کالای سرمایه گذاری اقتصادی به حساب می آیند چرا که دارای یک بازده مورد انتظار هستند که از طریق کار اطفال ، نصیب والدین آنها می شودو هنگامی که والدین به سن بازنشستگی و از کار افتادگی می رسند ، این فرزندان که حالا بزرگ شده اند به صورت منبع مالی می توانند به آنان کمک مالی بدهند.( توانایان فرد ،1368: 114، 115)
(2-8)نظریه میکرو اقتصاد باروری
بر این فرض است که به دلایل زیاد فرزندان چیزی همچون سایر کالای مصرفی و سرمایه گذاری می باشند لذا تقاضا برای بچه دار شدن در سطح یک خانواده تحت تاثیر ترجیحات خانواده ، در مورد فرضاً :
الف: تعداد فرزندانی که می توانند زنده بمانند برای مثال در پاره ای از نقاط والدین بیش از تعدادی که مایل هستند بچه داشته باشند فرزند به وجود می آورندچون می دانند که بعضی از آنها زنده نمی مانند.
ب: هزینه رشد وتربیت آنها.
ج: سطح درآمد خانوار قرار خواهد گرفت خصوصا در جوامع فقیر تا اندازه فرزندان یک یک کالای سرمایه گذاری اقتصادی به حساب می آیند ، چرا که دارای یک بازده مورد انتظار هستند که از طریق کار اطفال نصیب والدین آنها می شود و هنگامی که والدین به سن بازنشستگی و از کار افتادگی می رسند این فرزندان اول و دوم و حتی سوم نقش کالای مصرفی را بازی می کند و فرض که تقاضای سه بچه اول قطعی است .
در حالی که اخذ تصمیم در حدود داشتن یک بچه بیشتر ( چهارم به بعد ) تابع عوامل اقتصادی است که پدر ومادر هزینه بوجود آمدن و منافع مالی آینده آنها را با هم مقایسه می کنند.
منظور از منابع در این جا همان درآمد حاصل از کار کودک در مزرعه و یا کمک مالی ولی در هنگام پیری والدین است و هزینه داشتن فرزند بشر شامل موارد زیر می باشد.
1- هزینه خدمت مادر ، یعنی اگر مادر برای نگهداری فرزندش در خانه نماندو به کارخارج از خانه مشغول باشد چه مقدار عایدش می شود.
2- هزینه تعلیم و تربیت آنها ، یعنی مقایسه بین فرزند کمتر با کیفیت علمی بیشتر فرزند و فرزند بیشتر با کیفیت علمی کمتر و به کارگرفتن و طرز فکر نظریه سنتی رفتار مصرف کننده در مورد باروری خانواده در سطح اقتصاد می کرد و به این نتیجه منجر می شود که هرگاه هزینة فرزندان به علت فرضاً افزایش تحصیلات یا فرصت های اشتغال زنان یا افزایش شهریه مدارس یا برقراری قانون مربوط به حداقل سن کودکان برای کار و غیره افزایش پیدا کند آن گاه والدین فرزندان کمتری تقاضا خواهند کرد که کیفیت فرزندان را به جای کمیت آنان بالا می برد آیا درآمدها از طریق اشتغال در بیرون از خانه را جانشین درآمد فرزند اضافی ناشی از کار در مزرعه می سازد بنابراین اگر این نظریه درعمل صادق باشد می توان برای کم کردن تعداد فرزندان یکی خانوار فرصت های اشتغال با فرد بیشتر برای زنان جوان ایجاد کرد .( توانایان فرد ،1368 ،115 ، 116)
الف ): تقاضا برای فرزند:
عواملی نظیر میزان درآمد ، هزینه ، منافع سلیقه های و عقلائی خانواده تقاضا برای فرزند را تحت تاثیر قرار می دهند . بنابراین چنین تقاضایی از وضعیت اقتصادی ، اجتماعی ومحیطی موثر بر انتخاب و برنزیهایی خانوار در مورد داشتن فرزند تاثیر می پذیرد.
ب) ظرفیت تولید فرزند.
ظرفیت تولید فرزند عبارتست از تعداد کل فرزندانی که زوجین میتوانند در طول مدت زناشویی بدون استفاده از روشهای پیشگیری داشته باشند که البته این ظرفیت ، تحت تاثیر عوامل زیستی و فرهنگی قرار دارد.
اتیولین بر این اساس در قضیه فوق چنین نتیجه گیری می کند:
- هر گاه ظرفیت تولید کمتر از تقاضا باشد به معنای این است که محدودیتی برای تولید فرزند اضافی وجود ندارد لذا والدین برای تولید فرزندان اضافی دارای انگیزه می شوند.
- هر گاه ظرفیت تولید بیشتر از تقاضا باشد در واقع والدین دچار محدودیت می شوند ولذا جهت جلوگیری از تولید فرزندان ناخواسته ،انگیزه دارا شده و از روشهای پیشگیری استفاده خواهند کرد .
ج) : موانع کنترل جمعیت و تنظیم خانواده :
این موانع دو دسته اند : یک موانع مذهبی باروری که مربوط به پذیرش کنترل موالید است و به مجموعه ای از عوامل عقیدتی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی بستگی دارد.
دوم : موانع مادی و عینی باروری که شامل هزینه های مالی جهت آموزش وخریداری وسایل کنترل باروری یا جنبه های دیگری مربوط به دسترسی به به وسایل کنترل موالید و فراگیری روشهای آن می باشد.
(2-9)تئوری استیرلین
یکی از برجسته ترین نظریه پردازان باروری ، «ریچارد اسیترلین» است که نظریه خود را با انتقاد از تئوری های اقتصادی باروری عرضه می کند ، در واقع این تئوری دارای متغیر وابسته نهایی به نام « فرزندان متولد شده زنده » است که یک زوج در طول مدت زندگی مشترک زناشویی خود به دنیا می آورند و این متغیر نیز خود تحت تاثیر متغیرهای دیگری بدین شرح می باشد:
(2-10) نظریه پیرامون – مرکز ایسترلین
صاحب نظران نظر پیرامون –مرکز عمدتا بر این نکته تاکید دارند که رفتار جمعیتی ، بخصوص رفتار باروری افراد انعکاس وضعیت اقتصادی – اجتماعی و ضرورتا نیازهای آنها می باشد به طوری که در جوامع سنتی کشاورزی به علت نیاز به نیروی یدی و دستهای فراوان برای کار ، آنها موالید زیاد و ترجیح جنسی را در باروری رعایت می نمایند.
به نظر اینان می بایستی برای تغییر در رفتار باروری در بدو امر عوامل ایجاد کننده نیازهای مادی و فرهنگی آنها را تغییر داد.
شاید به همین لحاظ باشد که به تاثیر اموزش رسمی ( تحصیلات ) و غیر رسمی ( از طریق سازمانهای گروهی جوان رادیو و تلویزون ) که می توانند در ایجاد نیازها و تغییرنیازهای افراد تاثیر داشته باشند تاکید کرده اند .
ایشان عقیده دارند که محیط و جامعه ، افراد نیازهای آنهاست که فرد را وادار به انتخاب الگوی باروری مناسب با نیازهایش می نمایند( حجتی شرق،1379: 20)
(2-11) راه حل دیدگاه اقتصادی باروری
با توجه به چشم اندازی که تئوری اقتصادی بارداری به دست می دهد ،این دیدگاه به این باور است که در جریان توسعه اقتصادی از یک طرف فرصت های آموزشی ، مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی گسترش می یابد و از طرف دیگرازنسبت اشتغال در فعالیت های کشاورزی در مقایسه به فعالیت های صنعتی و خدماتی که کاسته می شود بر این اساس چنین نتیجه گیری خواهد شد که طرز تلقی والدین نسبت به بچه به عنوان کالای سرمایه ای رفته رفته رو به افول نهاده و رویکرد به بچه به عنوان کالای مصرفی قوت می گیرد.
درعین حال این نظریه براین باور است که قبل از تحقیق شرایط فوق الذکر می توان براتخاذ سیاست های زمینه افزایش هزینه بچه اتخاذ و اعمال سیاست های جانبی در خصوص هزینه
(خوراک ، پوشاک مسکن ، هزینه های بیمارستانی و زایمانی و افزایش حق بیمه درمانی برای بچه های سوم به بعد ، هزینه های آموزشی و بالاخره هزینه ( فرصت وقت مادر و هزینه فرصت تحلیل توانایی های جسمی و روحی والدین). کاهش منابع اقتصادی مورد انتظار از فرزندان بیشتر به عنوان یک کالای سرمایه ای و یا تامین اجتماعی فراگیر ، به کاهش سطح باروری وکنترل میزان رشد جمعیت نایل آمد .( امین ،1373 : 22-23-24)
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 5479 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 134 |
فهرست مطالب
فصل ا ول ....................... 1
1- مقدمه......................... 2
2- بیان مسئله ................... 7
3- سوال.......................... 7
4- اهمیت و ضرورت تحقیق........... 7
5- اهداف پژوهش.................. 10
6- فرضیه های تحقیق.............. 10
7- تعریف متغیرها ............... 11
فصل دوم........................ 13
1-تار یخچه مذهب و سیر تحولات مذهبی 14
2- تعاریف مذ هب و دینداری..... 16
3-مفهوم پرورش مذهب............. 18
4-مذهب و درک عاطفی............. 19
5-انگیزش مذهبی................. 21
6-صفات مذهبی................... 22
7-اعتقادات مذهبی............... 23
8-مذهب عاملی برای حرکت عملی ... 24
9-مذهب یک عاملی برای تغذیه عواطف انسانی 26
مذهب یک عامل ثبات در برابر شوائد 28
مذهب عاملی برای احیای روح وظیفه شناسی 29
آثار ایمان به خدا ............. 29
عومل دلهره .................... 30
شخصیت مذهبی.................... 31
نشانه هایی از انسان دارای مذهب. 33
مذهب حس چهارم روح انسان ....... 35
ارزش دین....................... 36
انگیزه های گرایش مذهب.......... 37
دین از نظر علمای اسلام و تشیع .. 38
نظریه شهید استاد مطهری......... 43
نظر روان شناسان در مورد دین ... 45
نظریه اریکسون.................. 47
نظریه کلبرگ ................... 49
تاریخچه هوش هیجانی ............ 50
مولفه های هوش هیجانی........... 52
الگوی هوش هیجانی............... 53
فیزیولوژی هیجانی............... 56
عوامل تشکیل دهنده هوش هیجانی... 58
آموزش هوش هیجانی............... 60
هفت ویژگی مهم هوش هیجانی....... 64
مفاهیم توانایی ذهنی هوش هیجانی. 65
الگوی ترکیبی هوش هیجانی........ 66
الف )الگوی پنج شخصیتی هوش هیجانی بار- آن............................... 67
ب ) مفاهیم ترکیبی هوش هیجانی بار-آن 69
33- مفاهیم ترکیبی هوش هیجانی گلمن 73
34- مدیریت هیجان ها ........... 74
35- الگوی ژنج قسمتی بار-آن .... 76
36- نتایج یادگیری اجتماعی و هیجانی 77
37- اهمیت هوش هیجانی در فرایند تفکر و یادگیری 78
38- هوش هیجانی در سلامن جسمانی.. 79
39- اهمیت هوش هیجانی در سلامت جسمانی 80
40- اهمیت هوش هیجانی در کنترل جسمانی 80
41- اهمیت هوش هیجانی در در روابط اجتماعی 81
42- نضریه جیمز لانگه............ 87
43- نظریه کنون بارد............ 88
44- نظریه ارزیابی شناختی در هیجان 89
45- نظریه ساکتر سینگر.......... 90
46- نظریه ژیوند هوش هیجانی..... 91
47- نظریه ثیراندارک............ 92
49- تحقیقات انجام شده در مورد هوش هیجانی و گرایشات مذهبی در داخل کشور............. 97
50- در داخل کشور............... 100
فصل سوم ....................... 102
1-جامعه آماری.................. 103
2-نمونه آماری.................. 103
3-روش نمونه گیری............... 103
4-روش اجرا و جمع آوری اطلاعات .. 104
5-طرح های پژوهشی............... 105
6-روایی و اعتبار آزمون ........ 106
7-روش گردآوری داده ها ......... 110
8-پیش فرض های پژوهش............ 111
فصل چهارم ..................... 112
تجزیه و تحلیل آماری............ 113
فصل پنجم ...................... 119
محدودیت های تحقیق ............. 122
پیشنهادات ..................... 123
بحث و تفسیر نتایج ............. 124
ضمائم ......................... 126
منابع.......................... 134
فصل اول
مقدمه
وجه تمایز بشر با موجودات دیگر دین است یعنی تنها انسان ها هستند که در این کره ی خاکی می تواند قابلیت دریافت دین را داشته باشد و در سرتاسر عالم فقط انسان موجودی است دینی. در تاریخ چندین هزار ساله ای بشر هرگز حتی قبیله ای وجود نداشته است که نوعی از گرایشات بر دین را نداشته باشد.حتی بوترنشینان استرالیای مرکزی و سرخپوستان که دارای پست ترین صور موجود زندگی هستند. نیز نوعی از گرایشات دینی را داشته اند. آنها به عالم ارواح معتقد بوده اند. به پرستش آنها مشغول اند این امر از قدیمی ترین آثار باستان تمدن بشری است که بدست آمده و کاملا آشکار و واضح می باشد. دین خصیصه ای است واقعا برجسته که سرآمد تاریخ بشر می باشد. بشر واقعا معتقد است که در برابر گونه ای روابط خاص فوق بشری قرار دارد. که این روابط خارج از دسترس و تجربه بشر می باشد اما این روابط ناشناخته کمک های فوق بشری لازم را دریافت نموده و از این واقعا خرسند می باشد. دین بر انسان چیزی را می دهد که از هیچ منبع دیگری قابل دریافت نیست. یعنی اعتماد به حاصل کوشش های بشری از طریق اتصال شخصی بر قدرت متعالی جهان از منظر روانشناختی دین تاحدی عقلی، تا حدی عاطفی و نیز تاحدی عملی می باشد. اما دین مسلماً چیزی بیش از یک تجربه ی صرفا درونی است و همواره اشاره به یک موضوع مورد پرستش اشاره دارد(ا.هیوم، 1948).
در مجموع می توان گفت که دین امری فطری است که در نهاد تمام انسانها بر ودیعه گذاشته شده است. که از پرستش ابتدایی ترین اشیایی که در دسترس بشر بوده است شروع شده و ادامه یافته است. که به دین اسلام که آخرین و کاملترین ادیان الهی بوده است. پایان یافته دین اسلام که بنیان گذار آن حضرت محمد(ص) بوده است دینی است برای همه جا و همه وقت و قابل دریافت برای هر بشری می باشد و دقیقاً مطابق با خواسته ها و نیازهای او تنظیم شده است. دینی است که برای سلامت و بهبود در روابط آنها در بعد جسمانی، روحی، روانی برنامه های منظم و بدون نقصی را ارائه می دهد . همیشه پیام آور آرامش و سلامت و بهزیستی بوده است. قطعاً اگر فردی اعتقاد کامل به دستورات دین را داشته باشد و به آنها عمل نماید، حاصل این اطاعت ها و سرسیردگی ها آرامش و آسایش در دنیا وآخرت می باشد. گرایش مذهبی آن اعتقاد و ایمان قلبی است که هر فردی می تواند نسبت به حقیقت و واقعیات تعلیمات دینی در خود ایجاد نماید که آثار این امر هم در بعد جسمانی و هم در بعد روانی قابل مشاهده خواهد بود. این گرایشات هم در رفتار و افکار فرد به طور مستقیم تأثیرات دارد و هم در هیجاناتی چون عشق و محبت، کینه و نفرت، غم و شادی و خشم و ترس که این هیجانات در زندگی فرد نقش مهم و بسزایی دارد و نه تنها در خوشبختی افراد موثرند بلکه بر سلامت حافظه و نیروی عقل و ادراک نیز تأثیر دارند بر تجربه های افراد معنا می بخشد و درباره ی داوری فرد در مورد هر مسئله ای دخالت دارد و در نحوه ی عملکرد فرد نیز نفوذ انکار ناپذیری دارد.(ریو، 1995، ترجمه ی سید محمدی، 1378).
هیجاناتی که فرد احساس می کند می تواند ناشی از ارزیابی اطلاعات دانست که این ارزیابی شامل شناخت یا پردازش اطلاعات رسیده از محیط، بدن، و حافظه فرد و تمایل در پاسخگویی به شیوه ی خاص و ملاحظه ی نتایج اعمالی است که ممکن است از حالات هیجاناتی که فرد تجربه کرده باشد به دست آمده باشد. (شاکتر، سیتگر، 1992/ ترجمه محمد الدین بناب، 1375).در واقع هیجانات انرژی انگیزه ها را فراهم می کند(تام وکینز، 1981، ترجمه محی الدین بنات، 1375) زمانیکه هیجانات با شناخت تعامل یابند سبب افزایش آگاهی شخص می شوند. (باورا، 1981، ترجمه قاسم زاده، 1379) چگونگی تعامل انگیزش با هیجانات و تعامل با شناخت موضوع هوش هیجانی را مطرح می سازد. (مایرو سالودی، 1990/ ترجمه تهامی منفرد، 1380) افرادی که توانایی استفاده ی درست از هیجانات خود را دارند می توانند از دلهره و نگرانی و اضطراب که هر فردی در طول زندگی خود تجربه می کند بهتر و در زمان کمتری فائق آیند.(گلمن، 1995/ ترجمه پارسا،1381)وکسلر می گوید: هوش به عنوان ظرفیت کلی هر فرد برای رفتار هدفمند است تا بتواند منطقی فکر کند و به گونه ای موثر با محیط و اطرافیان خود رابطه ی مثبت و هدفمندی را برقرار نماید(افروز و هومن، 1379).
با توضیحاتی که راجع به گرایشات مذهبی و هوش هیجانی ارائه شد بر خوبی واضح است که هوش هیجانی یکی از مسائلی است که خواه یا ناخواه با کشیده شدن افراد به سوی گرایشات مذهبی همراه است زیرا مذهب معتقد است که با اطاعت از دستورات دینی می توان به نحو مطلوب با محیط رابطه برقرار کرد و همچنین به گفته ی وکسلر هوش هیجانی نیز به دنبال این رابطه می باشد. چگونه ممکن است تعالیمی که برای رساندن انسان به حقیقت عالم و کمال انسان وضع شده است. با هوش هیجانی که یکی از مهم ترین شروط رسیدن به کمال است غافل باشد قرآن امنیت و آرامش و آسودگی را که فرد مومن تجربه می کند چنین توصیف می کند: آری آنها که ایمان آورده و ایمان خود را با شرکت نیامیختواند امنیت برای آنها باشد و آنها هدایت یافته اند(سوره ی مبارکه ی انعام، آیه ی 82). با توجه به مطالب ذکر شده می توان چنین استنباط نمود که اعتقادات مذهبی ریسمان محکم و مطمئنی جهت رهایی از تنش های فرد و زندگی شاد برای او هستند
بیان مسئله:
در این تحقیق بر آئیم تا تعریفی کامل از هوش هیجانی از نظر روانشناسان و همچنین نظر پیشوایان دینی را در مورد گرایشات مذهبی را ارائه داده و با مقایسه این دو مبحث تصویر روشن و شفافی از یک فرد که بر گرایشات مذهبی و هوشی هیجانی خود آگاه است بدهیم و این مطلب را بیان نماییم که میزانی که یک فرد هوش هیجانی دارد یا نمره ای که از هوش هیجانی دریافت می کند درگرایش او به سمت مذهب تاثیر دارد. یقینا تعلیمات دینی برخود آگاهی فرد که از مباحث هوش هیجانی است. موثر می باشد هوش هیجانی یعنی توانایی حفظ انگیزه در مقابل ناملایمت های زندگی و استقامت داشتن در شرایط بحرانی و حفظ خونسردی و تنظیم حالات روحی و روانی به گونه ای که پریشانی خاطر تفکر فرد را خدشه ساز نکند. و امیداور باشد بهترین تصمیم را انتخاب می کنید به طور خلاصه مذهب برای سعادت انسانها آمده است. و ابزاری در جهت نیل به آرامش و سعادت و هوش هیجانی مجموعه ای از مهارتها و صفاتی است که در سرنوشت افراد اهمیت بسزایی دارد(شریفی، 1385).
در آخر بیان مسئله باید گفت: خصیصه ی جامع وهمه گیر یک شخصیت مذهبی عبارت است از ارتباط وآرامش او و برقراری رابطه ای دوستانه و مداراگرایانه او با دیگران و حل مسائل موجود در زندگی به نحوی مطلوب و تسلط کامل او بر حالات درونی و بیرونی خود. که این ویژگی ها از مباحث هوش هیجانی نیز به حساب می آید(محبتی، 1373).
سوال:
آیا بین هوش هیجانی و گرایشات مذهبی رابطه ای وجود دارد؟
اهمیت و ضرورت تحقیق:
هوش هیجانی یکی از مباحث مورد تحقیق در این پژوهش می باشد. هوش هیجانی با توانایی درک خود و دیگران (خودشناسی و دگرشناسی) ارتباط با مردم و سازگاری فردی یا محیط پیرامون خویش پیوند دارد. به عبارت دیگر هوش غیر شناختی پیشرفتها و موفقیتهای فرد را میسر می کند. و سنجش و اندازه گیری آن به منزله ی اندازه گیری و سنجش توانایی های شخصی برای سازگاری با شرایط زندگی و ادامه حیات در جهان است(جلالی، 1381) می خواهیم در این پژوهش از مزایای هوش هیجانی و استفاده آن برای پیشرفت در عرصه های زندگی و افزایش ارتباطات و بالاخص ارتباط آن را با گرایش به مذهب نشان دهیم که آیا در صورت بالا بودن هوش هیجانی میزان گرایش به مذهب نیز بالا می رود؟
مذهب قدرت تحمل، آلام، رنجها و صدمات را می افزاید. و بدین ترتیب به بهبود ارتباطات فرد و سازگاری او با محیط اطرافش می انجامد امروزه در سطح جهانی با فرضیات و تئوریهای گوناگون ضد مذهبی مواجه هستیم. که شاهد حملات همه جانبه به مذهب می باشد که باید به آنها آگاهی پیدا کرده و آگاهانه برخورد شود(حکمت، سعید، 1380، ص33).
امروزه هوش هیجانی و گرایش به مذهب به عنوان یکی از مفاهیم مورد توجه سازمان بهداشت جهانی است. که نقش آن ایجاد تحرک و هماهنگی در تحقیقات در مورد این دو موضوع در سطح جهانی است و سعی در آن دارد تا میزان تأثیر انگیزش و اعتقادات مذهبی و هوش هیجانی را مشخص نماید تا به این اثبات برسد که با ارتباط دادن انسان به منبع و سرچشمه مبتنی و استمداد قلبی از او بر قدرت وحی و روانی خود افزوده و نه تنها بر مشکلات کنونی غلبه کرد بلکه در گامی فراتر از پرتو ایمان به درگاه باری تعالی به پیشرفتهای شگرفی برسد که به راستی یاد خدا زیور قلبها است(آل یاسین، سید علی، 1374، ص 32).
اهداف پژوهش:
هدف از تحقیق پیدا نمودن رابطه بین اعتقادات مذهبی و میزان هوش هیجانی می باشد که در این تحقیق فرض بر این است که بین اعتقادات مذهبی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد که اگر فرض تحقیق به اثبات برسد می توان ادعا نمود که افرادی که دارای گرایش به مذهب هستند هوش هیجانی بالاتری نسبت به افرادی که این گرایش را ندارند هستند بنابراین این افراد موفق تر هستند و در این تحقیق سعی بر آشنا نمودن افراد با این حقیقت است که بهترین و مطمئن ترین و شاید کوتاهترین راه رسیدن به ارتباط موثر بهره گرفتن از توانایی ها و استعدادهای خود داشتن ایمان و اعتقاد به خدا و پیامبر و دین گرایشات مذهبی واقعی است.
فرضیه های پژوهش
بین گرایشات مذهبی و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد.
میزان هوش هیجانی در افراد با گرایشات مذهبی بالا بیشتر از میزان هوش هیجانی در افراد با گرایشات مذهبی پایین است.
متغیرهای مورد مطالعه:
با توجه به عنوان تحقیق که رابطه بین گرایشات مذهبی و هوش هیجانی می باشد اینگونه مشهود است که:
1) متغیر مستقل: گرایشات مذهبی فرد
2) متغیر وابسته: هوش هیجانی فرد هستند.
تعریف متغیرها
الف) تعریف نظری
هوش هیجانی: هوش هیجانی شامل ویژگی هایی مثل توانایی تهییج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در برابر شکست، از دست ندادن روحیه، وایس دانی افسردگی و ناامیدی در هنگام تفکر، همدلی و محبت و امید داشتن است. (گلمن، 1995/ ترجمه پارسا، 1380).
گرایشات مذهبی :عبارت است از سیستم فکری و عملی برای درک و فهم حقایق طبیعی جهان وراهی که انسان از روی حقیقت به موضوعی گرایش پیدا می کند(مدرسی، مطهری، 1368، 1372) گرایشات مذهبی داشتن ایمان و اعتقاد و یقیین قلبی به یکتایی خداوند و عمل به فرمان ها و دستورات دین تعریف شده است.
ب) تعریف عملیاتی:
برای اندازه گیری هوش هیجانی از تست هوش هیجانی پل که روایی و اعتبار آن ثابت شده است استفاده شد. که این آزمون مشتمل بر 20 سوال می باشد و دارای دو گزینه ی بلی و خیر است. برای اندازه گیری اعتقاد مذهبی از تست اعتقاد مذهبی آلپورت استفاده شده است. که مشتمل بر 28 سوال می باشد و دارای 5 گزینه است که عبارتند از کاملا مخالفم، مخالفم، نظری ندارم، موافقم و کاملا موافقم.
فصل دوم
تاریخچه مذهب و سیر تحولات مذهبی
در حالیکه از مشاوره و خدمات روان درمانی و به طور کلی از علم روانشناسی چند دهه بیشتر نمی گذارد. مذهب تاریخچه ای به قدمت تاریخ بشر دارد. در واقع قدمت مذهب از علومی چون فلسفه و طب که از علومی مربوط به روانشناسی در یک چشم انداز یا دیدگاه مذهبی امری است . زیرا مفاهیمی از قبیل نوع دوستی، عشق، محبت و سازگاری از محورهای اساسی مذهب است بدون شک این مفاهیم از مفاهیم مهمی در علم روانشناسی و هوش هیجانی است. دلیل دیگر توجه مذهب به این علم این است که درمانهای انسانی گرایانه تا حدود زیادی به موضوعات مذهبی نزدیک است.(میرفس و تورن، 1998).
یونگ که یکی از بزرگان علم روانشناسی است برخی از رسوم مربوط به مذاهب بزرگ، عرفان، اسطوره شناسی، انسان شناسی و طالع بینی را مطرح کرده است. برخی از روان شناسان از اصول مذهب اقتباس نموده و یک روان درمانی خاص را مطرح نموده اند که در آن شیوه ی درمان روان درمانی به عنوان یک بعد روحانی از اهمیت بسزایی برخوردار است (خدایاری، فرد، 1381).
استاد مطهری در بحث از فطرت گرایشهایی را بر انسان بر می شمارد که اولا با خود محوری قابل توجیه نیست ثانیا شکل انتخابی و آگاهانه نیز دارد یکی از این گرایشات عبارت است از:گرایش به عشق و پرستش بی تردید بعد پرسش و عبادت بر شیواترین شیوه در قالب مباحث نظری بیان شده است و تکالیف دقیق عملی ژرفی را ارائه نموده است.
که زمینه سازنیل به معرفت کامل معرفی شده است(خدایاری فرد، 1381، ص 93).علاوه بر آن چه ذکر شد پیوند علم و مذهب یکی از اساسی ترین موضوعاتی است که مشوق اصلی پیاژه در پرداختن به علم در معنای کلی و گسترده آن بوده است آنچه پیاژه در پرداختن به علم در معنای کلی و گسترده آن بوده است آنچه پیاژه در مورد پیوند علم و مذهب بیان نموده حاکی از آن است که او برای پیوند این دو نظریه علم کلی را مطرح کرده است که بدین گونه بتواند روابط درونی و بیرونی پدیده ها را توجیه نماید. وی بر خلاف نظریه تحصیلی که تنها بر روابط بیرونی می اندیشید.
و معتقد بود که روابط درونی موجب ظهور آثار خارجی و عامل تبیین کننده پدیده هاست. اساس روابط درونی در رشد شناختی انسان ارتباط بین کل و جزء است.کل به سبب کاملیت خود جزء را به سوی خود کشانده است و باید ارزش خود را به جزء تحمیل کند و جزء نیز به علت نقص خود به سمت کل های کاملتر حرکت نموده و مجذوب ارزش های کاملتر می گردد( لطیفیان و بشاش، 1380، ص 124).
تعاریف مذهب (دین) ودینداری
1- زیگموند فروید مذهب را این گونه تعریف می کند: مذهب نیروی عظمی است که قویترین احساسات بشر را در اختیار دارد و بر هر تصمیمی حکمرانی می کند(صانعی، 1350).
2- ویلیام جیمز از مذهب این تعریف را ارائه می دهد: مذهب عبارت است از تجربه و احساس رویدادهایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی به دور از هر گونه وابستگی روی می دهد و این تجربه برای هر انسانی حداقل یکبار روی می دهد و او اینگونه مذهب را تجربه می کند(خدایاری فرد، 1381، ص 94).
3- منتسکو مذهب را بزرگترین و جامع ترین قوانین در اجتماع بشری قلمداد می کند(صانعی، 1350)
4- کارل گوستا یزدگ، مذهب را این گونه تعریف می کند: مذهب حالت از روح است و عبارت است از حالت مراقبت و تفکر و توجه دقیق به بعضی از عوامل موثر که شر عنوان قدرت قاهره را به آنها تعلق می دهد(یونگ، ترجمه روحانی، 1383، ص 5).
5- یسترون معتقد است مذهب عبارت است از چیزی که در ما احساس پرستش نسبت به یک وجود برتر که ما آن را الهی می نامیم و آن را مقدس و قابل ستایش می دانیم (دیونگ، ترجمه روحانی، ص 250).
6- تبسن، شون رادونیس، 1993، به نقل از نژاد ، ابوالهری و رمضانی 1376م دین را به صورت کنشی تعریف کرده اند به اعتقاد آنها دین یعنی آنچه ما به عنوان یک انسان انجام می دهیم تا شخصا پاسخ سوالاتی را که با آنها مواجه هستیم دریابیم و به کمک دین مسائل زندگی را بهتر حل می کنیم.
7- مذهب عبارت است از تأثرات، احساسات، رویدادهایی که برای هر انسانی به دور از هر تنهایی و فارغ از همه وابستگی ها رخ می دهد به نحوی که انسان در می یابد که آنچه بین او و آنچه امر خدایی می نامد رابطه ای وجود دارد که این رابطه برای او کاملا ملموس است(جیمز، 1968، ترجمه قائمی، 1370)
8- دینداری به معنای متصف بودن به یک دین از تنهایی موجود یا ابزار سر سپردگی نسبت به دینی خاص می باشد بدین معنا که فرد خود را پیرو مذهبی خاص معرفی می نماید(نوابی نژاد، ابوالهری و رمضانی، 1376).
9- ویلیام جیمز علاوه بر اینکه مذهب را یک تجربه تلقی می نماید مذهب را یک هیجان منحصر به فرد نیز می داند(جیمز 1968، ترجمه قائمی، 1370)
10- در فرهنگ آکسفورد مذهب را چنین تعریف می کنند: مذهب عبارت است یک قدرت برتر نامرئی که بر سرنوشت انسان تسلط دارد واجب الطاعت است.(حسینی، 1380، ص 20).
مفهوم پرورش مذهب:
پیامد مذهب در حقیقت مجموعه دگرگونی هایی است که در فکر عقیده فرد به منظور ایجاد نوع خاصی از عملکرد و رفتار که تکیه براصول مذهب دارد. به وجود می آید و به عنوان عامل مسلط بر زندگی فرد و بر تمام جوانب زندگی او خود نمایی می کند که این قانون و ضابطه بر هر ضابطه دیگری در زندگی فرد مسلط تر می باشد زیرا در جهان امروز که صنعت می توان گفت که فرد دارای وظایفی نسبت به جامعه است و او باید پایبند به تعهداتی خاص است. مگر زیگموند فروید معتقد نبود. که جامعه نیازی به مذهب ندارد. اما باید گفت در عصر ما که بیماری های روانی و نگرانی ها و اضطرابهای متعددی در آن جای دارد. و افراد ترس از برقرار نمودن رابطه با یکدیگر را دارند و از بین بردن نقاب چهره خود ترس و دلهره دارند ضوابط مذهبی بهترین داروی شفابخش و نجات دهنده فرد از نگرانی هاست وبه عقیده ی آدلرکه از تجارت 30 ساله ی روانکاوی خود سخن می گفت: معتقد بود که کلیه ی بیماران روانی که حس مذهبی خود را باز یافتند درمان شوند(افروز، 1357).
مذهب و درک عاطفی
بر خلاف آنچه که روانشناسان و جامعه شناسان یک بعدی همچون زیگموند فروید و کمونیستها فکر می کنند. و برای انسان چیزی خارج از جسم و نیازهای جسم قائل نیستند برخی دیگر معتقدند که همان طور که انسان از نظر جسم 4 بعدی است روح او نیز حداقل4 بعد را دارد:
1- حسن راستی یا حقیقت جویی که سرچشمه انواع علوم و دانشها و انگیزه و کنجکاوی است و این حس برای انسان تلاشی رادرجهت شناخت جهان هستی و پدیده های گوناگون ایجاد می کند.
2- حس زیبایی: علاقه ی انسان به هنرهای اصیل واقعی، زیباییها و ذوقیات و کششی در درون خود به این هنرها و امور حس می کند.مسلما این حالت فرد یک عامل اقتصادی ندارد بلکه علتی فراترداردمثلا لذتی که انسان با شنیدن یک قطعه شعر جالب می برد یا با دیدن یک نمایش زیبا یا بوییدن یک شاخه ی گل، این لذت و حالت هوش با عامل اقتصادی ربطی ندارد بلکه این نیاز یک کشش روحی است که دلیلی بر اصالت این حس و تأثیر آن در پیدایش بخش عظیمی از پدیده های صنعتی و اجتماعی است و همچنین رونق اقتصادی شده است.
3- حس نیکی: کسیت که در درون خود کششی هر چند ضعیف به سوی مفاهیمی چون:عدالت، وجدان و فداکاری را احساس نکند حتی اگر این فرد مربوط به انسانهایی باشد که هزاران سال قبل در کراتی دیگر می زیستند عشق و علاقه و احترام به یک قهرمان یا یک فرد عادی مسلماً دلیل اقتصادی ندارد بلکه احساس اصیلی است که در درون بشر ریشه دوانده و همانند یک بعد جسمانی جزئی از ما شده است و حتما انسانهایی که بعد از ما نیز خواهند زیست این حس زیبا را درک خواهند کرد و همچون ما این حس را مقدس می دانند.
4- حس مذهبی: ایمان به یک مبدأ متعالی و قابل پرستش و نیایش که از اعماق درون روان ادمی سرایت کرده باشد. حتی می توان گفت که انسان در طول تاریخ بسیار نشان داده است که به خاطروجود چنین حسی و قواست آن زندگی خود را فدای این حس کرده اند برای جاودان ماندن این حس(آیت الله مکرم شیرازی، 1368)
نگیزش مذهبی:
انگیزش مذهبی گرایش و نیروی درونی است که ارگانیسم را به سوی هدفی خاص هدایت می کند مذهب در علم واژه شناسی به معنای Religio آمده است. که به معنای پیوند می باشد بنابراین مذهب پیوندی است بشری و معنوی که وظیفه ی آن متحد ساختن ابناء بشرو آیین های خود در یک اعتقاد واحد است که برخی این نیاز عمیق همگانی را متحملاًاز احساس ناتوانی آدمی درکائنات و از تمایل او به امنیت سرچشمه می گیرد بنابراین ایمان مذهبی پاسخ واکنشی است که در مقابل تزلزل و نا اطمینانی حیات که فرد توانایی برقرار رابطه با پدیده های اطراف خود را به نحو احسن را گذارد و این واکنش دلیلی است برای وجود آمدن مذهب (رزم آزماه، 1370)
صفات مذهبی:
صفات فکری یا عقیدتی است که مربوط به موضع گیری فلسفی فرد در رابطه با نظم پدیده های هستی است از دیدگاه اسلام بیان شده است که جدایی و مرزی بین صفات روانی واعتقادات مذهبی وجود ندارد صفات مذهبی به تعداد معینی از صفات محدود نمی شود بلکه تمامی اوامر و نواهی را در تمام سطوح زندگی بشر شامل می شود مانند اعتقاداتی که در دین اسلام در مورد مفاهیمی چون واجب و مستحب و مکروه وجود دارد که این مفاهیم در تمام زندگی فرد جریان دارد. مادامی که سلامت وبهنجاری یک اعتقاد مذهبی حاصل نشود سلامت روانی هم حاصل نخواهد شد و این گونه به نظر می رسد که فرد از نظر ابزار هیجانات و احساسات خود نیز در شرایط ایده آلی نیست. اعتقاد ما بر این است که اعتقادات مذهبی در حل مسائل و بحران های عاطفی موجب بهبود روابط میان فردی در میان افراد بشر می شود و به دلیل جامعیت و کامل بودن یک مذهب آسمانی چون اسلام بسیاری از مشکلات و سردرگمی های انسان عصر مرتفع خواهد گردید. بسیاری از دانشمندان غربی استفاده از شیوه ها و الگوهای مذهبی و توجه به اعتقادات و انجام امور معنوی از قبیل نماز، روزه، حج و غیره را وسیله ای مطمئن برای جلوگیری از انحطاط و سردرگمی در دنیای امروز می دانند(آیت الله مکارم شیرازی، 1368).
اعتقادات مذهبی:
اعتقاد مذهبی جریان اجتماعی است که در طول تاریخ تمدن انسان در بستر زمان جاری بوده است مدارک باستانی نشان می دهند که هیچ وقت بشر بدون مذهب نبوده است بنابراین اگر بگوییم مذهب خط و سرلوحه زندگی انسان خلاف نگته ایم در تعریف از اعتقادات مذهبی باید گفت: تعهد و پایبندی یک جامعه ی مذهبی به استانداردها و موازین اخلاقی به گونه ای که زندگی یک عده از افراد معین را هدایت می کند و هدف آن رسیدن به کمال و آرامش و امنیت می باشد. بدین منظور استانداردها و موازینی که وضع شده است مقدس و الهی به حساب می آید.
| دسته بندی | معارف اسلامی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 367 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 270 |
مقدمه:
انسان هم خودآگاه است و هم جهان آگاه، و دوست میدارد از خود و از جهان آگاه تر گردد.
تکامل و پیشرفت و سعادت او درگرو این دو آگاهی است.
ازاین دو آگاهی کدام از نظراهمیّت دردرجۀ اول است و کدام دردرجۀ دوم؟
داوری دراین موضوع، چندان ساده نیست ؛برخی بیشتر به خودآگاهی بها میدهند وبرخی به جهان آگاهی! احتمالاً یکی از وجوه اختلاف طرز تفکر شرقی وطرز تفکر غربی درنوع پاسخی است که به این پرسش میدهند، همچنان که یکی از وجوه تفاوتهای ایمان و علم دراین است که علوم عقلی وسیله جهان آگاهی و ایمان سرمایۀ خودآگاهی است.
البته این علوم عقلانی سعی دارد انسان را همان گونه که به جهان آگاهی می رساند به خودآگاهی نیز برساند.
علم النفس ها چنین وظیفه ای برعهده دارند. اما خودآگاهی هایی که بواسطه علم وعقل به دست می آید مرده وبی جان است، نه شوری در دلها میافکند ونیروهای خفتۀ انسان را بیدار میکند، برخلاف خودآگاهیهایی که از ناحیه دین و مذهب پیدا می شود که با یک ایمان پی ریزی میشود. خودآگاهی ایمانی، سراسر وجود انسان را مشتعل میسازد.
آن خودآگاهی که خود واقعی انسان رابه یاد میآورد، غفلت را از او میزداید، آتش به جانش میافکند و او را دردمند و دردآشنا میسازد کارعلوم وعقول نیست!
دعوت به خودآگاهی واینکه«خود رابشناس تا خدای خویش رابشناسی»، «خدای خویش را فراموش مکن که خودت را فراموش کنی»سرلوحه تعلیمات مذاهب است.
ازسویی دیگر تجربه های تاریخی نشان داده است که جدایی علم وعقل از ایمان خسارتهای غیرقابل جبران به بارآورده است. ایمان را درپرتو علم باید شناخت؛ ایمان درروشنایی علم از خرافات دور می ماند ؛ با دورافتادن علم از ایمان، ایمان به جهود و تعصب کور و به دور خود چرخیدن و راه رابه جایی نبردن تبدیل میشود. آنجا که علم وعقل و معرفت نیست، ایمان مومنان نادان وسیله ای
می شود دردست منافقان زیرک!
علم و عقل به ما روشنایی و توانایی میبخشد چنانچه ایمان عشق وامید وگرمی؛ علم ابزار میسازد و ایمان مقصد؛ علم سرعت میدهد وایمان جهت؛ علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون؛ علم جهان را جهان آدمیمیکند وایمان روان را روان آدمیّت میسازد؛
علم و عقل به معرفت میانجامد وایمان به رستگاری!
پرسش از رابطه میان عقلانیت و ایمان دردرازنای تاریخ اندیشه، همواره مورد بحث و گفتگو بوده و هنوز هم هست و خواهد بود.
پس زندگی انسان به ایمان وعقلانیت، هردونیاز دارد.بدون ایان، زندگی بی معنا و خالی از امید می شود.بدون عقلانیت، زندگی خرافاتی وباطل وبیهوده میشود. بدون ایمان، ارزش از دست میرود و بی هدفی نتیجه می گردد وبدون عقلانیت، معیارهای کمال، قابل دستیابی نمیشوند واهداف دلبخواهی میگردند! سعادت انسان درگرو انگیزه، هدف، معنا، جهت، ارزش ها واصول است.
این امور تنها از طریق ایمان بدست میآیند. افزون براین، سعادت انسان نیازمند معرفت،روش ها وابزار برای دستیابی به اهداف و تحقق امیدها، ومعیارهای داوری میان ارزش ها و اصول است؛ و اینها را تنها از طریق عقل میتوان دریافت.
قرآن کریم ، عقل را مدار ایمان و ایقان میداند؛ و هرکس کمترین آشنایی با الهیات و عالم تألّه داشته باشد تردیدی ندارد که تألّه بدون تعقل ممکن نیست. و وحی با امداد عقل به بسط آن کمک می کند و عقل به یاری وحی به قلمروهای تازه ای وارد می شود و به نور انیتی نایل می شود.
بنابراین اگر عقل نوری باشد، به معرفت حقایق نائل می گردد و چون معرفت حاصل گشت؛ عبادت ، عبادت حقیقی می باشد. عقل نوری حتی مرتبۀ ضعیف آن مقتضی عبادت خداست. چنانکه درقرآن ، خداوند کسانی را که ازعقل خود پیروی استفاده نکرده و درنتیجه، پرستشگر غیرخدا شده اند را مورد سرزنش و شماتت شدید قرار داده است و تنها راه رسیدن به ایمان واقعی وعبادت حقیقی را پیروی از عقل معرفی کرده است:
"اف لکم ولما تعبدون من دون الله افلا تعقلون"(انبیاء:67)
بنابراین از نظر قرآن راه معرفت، تعقل است و تا تعقل نباشد معرفت حقیقی نیست پس معرفت وایمان به خدا بدون عقلانیت ممکن نیست. درسوره یونس، آیه 100 آمده است:
"ومَا کان لنفس ان تومن الا بادن الله ویجعل الرجس علی الذین لا یعقلون"
ودر ادامه در آیه 101:
"قل انظروا ماذا فی السماوات و الارض و ما تغنی الآیات و النذرعن قوم لا یومنون"
مفاد این آیات، این است که اگر خداوند میخواست تمام زمینیان ایمان بیاورند، هرآینه این کار می شد ولیکن خداوند این طور نخواسته است و برای اعطای موهبت ایمان، ملاک و معیار قرارداده است.
بدین قرار که خداوند درآیۀ اول؛ ابتدا رجس را- که مصداق آن دراین مقام همان شک و تردید مساوی با کفر میباشد- از اهل تعقل سلب کرده تا زمینه پیدایش ایمان درایشان فراهم گردد.
لذا منزّه بودن از رجس و رسیدن به ایمان، فرع بر عقل و فعال کردن آن میباشد.
یا این که خداوند درسورۀ انعام میفرماید:
"یجعل الله الرجس علی الذین لا یومنون"( انعام ، آیه 125)
به شهادت این آیه و آیه 100 سوره یونس، که دریکی اهل تعقل و دردیگری اهل ایمان از رجس منزه و مبرا شده اند، نتیجه گرفته می شود که این دو گروه – اهل تعقل و اهل ایمان – لازم و ملزوم یکدیگرند و درواقع به یک مصداق ویک وجود، موجود هستند، پس مومن واقعی همان عاقل واقعی و عاقل واقعی همان مومن واقعی است.
فیلسوف بزرگ ایرانی صدرالمتألهین شیرازی به استناد حدیث :
«خداوند دارای دو حجت است، یکی حجت ظاهری و دیگری حجت باطنی.پیغمبران ورسولان، حجت ظاهرند وعقل، حجت باطن است. به عبارت دیگر میتوان گفت که عقل، پیغمبرباطن است، همانگونه که پیغمبر، عقل ظاهراست».
درمقام توضیح آورده است:«پیغمبران ورسولان الهی(ع) درعالم ترکیب بشری و جوامع انسانی، همان حجت و اعتباری را دارند که عقل درعالم بسیط روحانی داراست زیر نور ذاتی و درخشش باطنی آنان به گونه ای است که ظاهرشان را نیز فراگرفته واشراق قلب موجب اشراق قالب گشته است.(دینانی،پرتو خرد،1385،ص320)
دکتر غلامحسین دینانی میگوید:
این سخن صدرالمتألهین یادآور شعر معروف ابن فارص است که فارسی آن عبارت است از:
|
از صفای میولطافت جام |
|
درهم آمیخت رنگ جام و مدام |
ودراینجا ممکن است گفته شود آنچه اساس دین و ایمان را تشکیل میدهد، محبت است ؛ چنانچه درروایات وآیات در باب محبت بیش از عقل سخن گفته است!
عرفای عالی مقام نیز درسلوک روحی و معنوی خو دطریق محبت و عشق را برگزیده و ازفروافتادن درپیچ و خم استدلال عقلی پرهیز کرده اند. این جماعت«پای استدلالیان را چوبین دانسته و پای چوبین را سخت بی تمکین» میدانند.
نزد این گروه پای محکم و قدم ثابت درراه وصول به حقیقت، عشق و محبت است و قدم گذاشتن درهرطریق دیگر میتواند به شکست و نافرجامی بینجامد.
دراین باره نظر صدرالمتألهین این است که:
محبت از لوازم علم و ازلشگریان دانش معنوی است. چنان که عداوت و دشمنی ازلشگریان جهل است.
ازشئون عقل این است که برهرچیزی احاطه یابد وبا آن متحد می گردد. دراین احاطه و اتحاد است که اشیاء نزد عقل حضور پیدا میکنند و دراین حضور و اتحاد است که معنی محبت ظاهر
می شود.
حقیقت عقل ، نوراست و از لوازم نورا فاضه و اشراق به غیرخود است ؛ موارد جهل برخلاف عقل بوده و ازلوازم آن وحشت وظلمت و دشمنی راباید نام برد. درهویت جهل، نیستی و تاریکی نهفته است.
درآثار برخی از اهل معرفت چنین آمده است که«هرچیزی درعالم گوهری دارد و گوهرانسان، عقل است».
درروایت دیگری که درباب اهمیت عقل مورد استناد صدرالمتألهین قرارگرفته، روایتی از حضرت ابی عبدا.. (ع) است بدین مضمون:
«عقل همواره دلیل و راهنمای مومن است».
بنظر ملاصدرا، مومن حقیقی کسی است که با نوربرهان عقلی وروشنایی استدلال به معرفت خداوند و روز رستاخیز نائل می گردد. این فیلسوف بزرگ، تقلید یا نقل روایت و همچنین شهادت و حکایت غیرو هرچیزی را که تنها به حس و محسوس منتهی گردد دروصول به مرحله ایمان حقیقی، کافی نمیداند؛ زیر این گونه امور اگرچه موجبات عقیده جازم را فراهم میکنند وعقیده جازم هم منشأ عمل صالح واقع می شود ودرنتیجه نجات ازعقاب و وصول به ثواب برای شخص میسر
می گردد؛ اماآنچه موجب قرب به حق شده و ارتقاء به عالم قدس را فراهم میکند، جز به نور بصیرت عقلی امکان پذیرنیست! (همان منبع،ص333)
بعد از نظر فیلسوف مسلمان ایرانی، شاید خالی از لطف نباشد؛ نظر عارف مشهور مسیحی، آگوستین را نیزمطرح کنیم. درتقدم وتأخر مرتبتی عقل وایمان؛ اگوستین به این دست یافت که امن ترین طریق وصول به حقیقت، طریقی نیست که از عقل شروع شود واز یقین عقلی به ایمان منتهی گردد؛ بلکه برعکس، طریقی است که مبدأ آن ایمان است و از وحی به عقل راه مییابد!
اگوستین با رسیدن به چنین نتیجۀ غیرمترقبه ای، ایمان دینی را که مبتنی برحقایق مُنزل است؛ مبدأ بی چون و چرای معرفت عقلی قرارمیدهد!
فرد مسیحی درمیان حقایقی که به آنها اعتقاد دارد، این وعده الهی را نیز میبیند که سرانجام روزی به رؤیت خداوندی که به او ایمان آورده است نائل خواهد شد و درآن هنگام به سعادت ابدی میرسد.
از اینروست که دردنیا با تلاشی پرشور، درجستجوی یافتن اسراروحی از طریق نورتکوینی عقل است.
ماحصل چنین تلاشی دقیقاً آن چیزی است که آگوستین معمولاً«تعقل» میخواند، یعنی تفقّه!
و این همان معنای قاعدۀ مشهور آگوستین است که:
«فهم پاداش ایمان است؛ لذا درپی آن مباش که بفهمیتا ایمان آوری، بلکه ایمان بیاور تا بفهمی»(ژیلسون،1371،ص18)
چنانچه پروردگار ما نیز به قول و فعل خویش کسانی را که دعوت به رستگاری میکرد، ترغیب مینمود که ابتدا ایمان آورند ، اما هرگاه صحبت از نعمتی می کرد که درانتظار مومنان است ، هرگز نمیگفت:
"این حیات جاودانی است تا شما ایمان آورید"، بلکه میگفت : "این حیات جاودانی است تا آنها بشناسند ترا ای یگانه خدای حقیقی و عیسی مسیح را که تو فرستاده ای"(انجیل یوحنا17، 113)
بعلاوه عیسی مسیح خود خطاب به کسانی که قبلاً ایمان آورده بودند،گفت"بطلبید که خواهید یافت"! (انجیل متی، 17:7)
بدین ترتیب: از اقوال صریح آگوستین چنین برمیآید که اولاً وحی مارابه ایمان آوردن فراخوانده است و مادامی که ایمان نیاورده ایم نمیتوانیم بفهمیم ! ثانیاً انجیل نیز نه تنها مخالف عقل است بلکه به همه کسانی که حقیقت را درکلام مُنزل میجویند وعده فهمیدن داده است.(همان منبع،ص18)
پس این درست است که:
عقل مومن را قادر میسازد که حتی الامکان موضوع ایمان خودرابفهمد چنانچه برای فهم ایمان ناگزیریم از عقل بهره جوئیم اما آیا این ادعا درست است که به یک معنا ایمان داشتن منوط به آن است(یا باید باشد) که شخص دلایل خوبی برای اعتقاد به صدق ایمانش داشته باشد؟!
تفکیک روشن ودقیق ایمان از عقل کاری است به مراتب دشوار، چنانچه همیشه پرتعارض وجدال آمیز بوده است و متفکران دینی، غالباً رأی برناسازگاری و عدم تقابل و تطابق این دوصادر کرده اند.
کسانی که برایمان تاکید می ورزند و به عقل حمله میکنند، غالباً برای تجربه دینی اهمیت بسیار زیادی قائلند.
تجربه دینی به هیچ وجه یک "رخداد" احساسی محض نیست،بلکه با مفاهیم و اعتقاداتی سروکار دارد که به آن موجود قدسی تجربه شده ناظرند.
برای فهمیدن تجربه دینی دست کم تا حدی، به نظامیاز اعتقادات دینی محتاجیم. بعید بنظرمیرسد که بدون استفاده از عقل بتوان چیزی را فهمید.
چنانچه تنها شرط مورد نیاز برای دینی بودن تجربه این است که فاعل، تجربه اش رابراساس مجموعه مفاهیم وباورهای دینی دربارۀ امر فوق طبیعی تفسیرکند.(پیترسون ودیگران، 1383،ص71)
تجربه گرایی دینی مولوی:
مولوی و اکثر عرفا گوهر دین را نوعی تجربه دینی میدانند، با این تفاوت که درنظرعرفا و مولوی سطح عالی تجربه که نوعی خاص از شهود عرفانی است گوهر دین به حساب میآید؛ مولوی درکتاب فیه مافیه میگوید:
«هرعلمیکه آن به تحصیل و کسب دردنیا حاصل شود، آن علم ابدان است وآن علم که بعداز مرگ حاصل شود، علم ادیان است، دانستن علم انا الحق علم ابدان است "انا الحق" شدن علم ادیان است. نور چراغ و آتش را دیدن علم ابدانست ، سوختن درآتش یا درنور چراغ علم ادیان است.»(مولوی،فیه ما فیه،1369،ص228)
بنظر مولوی گوهر دین، تجربه اتحاد عرفانی است.
مولوی درجایی از مثنوی میگوید که هم فرعون و هم حلاج ادعای این اتحاد عرفانی را داشته اند.
حلاج تجربۀ این اتحاد را داشت ولذا رستگار شد، اما فرعون تجربۀ آن را نداشت و لذا دون شد.
|
گفت فرعونی انا الحق، گشت پَست |
|
گفت منصوری انا الحق و بِرَست (5/36-2035) |
علت این مطلب روشن است. حلاج أنا الحق میگفت، چون به مقام فنا رسیده بود و حق را درهمه چیز مساوی تجربه میکرد، اما فرعون به چنین مقامینرسیده بود و انا الحق گفتن او از باب دید استقلالی اش بود.
البته باید توجه داشت که تجربه اتحاد عرفانی ، سطح عالی تجارب عرفانی است. اگر گوهر دین این تجربه باشد مقام دینداری درتعداد قلیلی محصور میشود؛ لذا چنین نظریه ای را دربارۀ گوهر دین بواسطه عقل؛ نمیتوان پذیرفت!(قائم نیا،1381،ص144)
حال این که میگویند عرفا با عقل مخالفند چهئ حکمی دارد؟!این قول نه تنها درست نیست، بلکه پذیرفتن آن جفا درحق عرفان وعرفا است؛ و گفتن آن، حکایت از این دارد که ما عرفان، به خصوص عرفان نظری رابه درستی نمیشناسیم، عقل یکی از قوای ادراکی است که خدا به انسان عطا کرده و وجه ممّیز او از سایر حیوانات است.
عارف، چگونه میتواند آن را نادیده انگارد یا با آن ضدّیت و مخالفت کند؟
ازآن جا که عارف درصدد شناختن حقایق هستی است، چاره ای ندارد جز این که همه قوای ادراکی انسان رابه دقت شناسایی و نقادی کند تا بتواند هریک ازآنها را درجای خود بکاربرد.
درکنار نقد وبررسی همه قوای ادراکی، به خصوص وظیفه و ادعای عارف این است که میخواهد قلمرو توانایی عقل بشری را با دقت وژرفکاوی، معین کند تا بتواند علاوه برادای حق عقل، از عقل عبور کند و به ساحت دیگری گام نهد وبه طوری ورای طُوَر عقل رود.
شناختن حد عقل، وبکاربردن آن درگسترۀ قلمرو خاص او، ادای حق عقل است نه جفا درحق آن.
ادای حق هرچیز، شناختن جایگاه وجودی آن، و قراردادنش درآن جایگاه است؛ و درغیراین صورت، براو جفا کرده ایم!
در واقع عرفا بر این اعتقادند؛ که عرفان عبور از عقل است و نه مخالفت با عقل ! و این نکته غیر قابل انکار است؛ ایشان وصول به ساحت ایمان را در گذر از تعینات و حدود و ثغور قوه های فکری،منطقی و عقلی می دانند.
دراین بین؛ مولانا جلال الدین بلخی رومیعارفی بی دلیل است و مثنوی اورا دریای عرفان خوانده اند، اشعارش مملو از طراوت عشق وبوی عطر معشوق است و چنین مینماید که او مخالف عقل و جانبدار عشق بوده است و دراثبات این ادعا برخی به اشعاری مانند:
|
چون قلم اندر نوشتن میشتافت |
|
چون به عشق آمد قلم برخود شکافت |
استفاده میکنند؛ قابل ذکراست که:
مولانا درزمانی میزیست که حمله به فلسفه«مشائی» با پایۀ استدلالی آن رواج یافته بود و درواقع پس از حملات غزالی به فلسفۀ مشایی و مخالفت بعضی از صوفیه مانند سنایی با فلسفه، این روند متداول بود، چنانکه مولانا نیز درشعر معروف خود میفرماید:
|
پای استدلالیان چوبین بود |
|
پای چوبین، سخت بی تمکین بود |
این مخالفت با فلسفة وقت و به دنبال آن عناد با عقل و استدلال به معنای هرروزی، آن را؛ برخی حجت از برای مخالفت مولانا با عقل بطور کلی دانسته اند و کمتر، به شرایط تاریخی رابطۀ بین تصوف و فلسفه درعصر مولانا توجه کرده اند: درحالی که مولانا خود یک حکیم و عارف دربالاترین سطح بوده و هیچ گاه ارزش عقل به معنای کل را درکسب معرفت الهی فراموش نکرده است.(ریاحی،1384،ص10)
و حتی درمورد انسانهای عادی فرموده:
|
ایبرادرتوهمهاندیشهای |
|
مــابقی تو اســتخوان و ریشـهای |
ما در این رساله به بررسی نظر مولوی دربارة عقل وایمان که دو رکن اساسی معرفت دینی هستند می پردازیم.
2- انسان درنگاه مولانا
مثنوی ، کتاب انسان شناسی است و مولانا یک انسان مدار تمام عیار و مراد او از انسان نه این صورت ظاهری که آن معنا و جان انسانی است!
انسان درچشم مولوی موجودی است دارای کمالات بی نهایت که با داشتن گوهری بنام اختیار شایسته مقام کرمّنا گردیده است!
|
زآنک کرَّمنا شد آدم ز اختیار |
|
نیم زنبور عسل شد نیم مار |
سلطنتی که هیچ موجودی دردریا و خشکی توفیق دست یابی بدان را نداشته است واین منزلت تنها برای او وبا موهبت الهی حاصل شده است. او موجودی است که عرصه جغرافیای هستی او درپیچ کوچه ها محو نمی گردد وزنجیر ثانیه ها هرگز پای اورابند نمیزند، بلکه اگربراستی خویش را دریابد زمان و مکان چونان مرکبی رام اویند و اوست که براین دو فرمان میراند.
هیچ دژی اورا محبوس نمیسازد و هیچ قیدی اورا زمین گیرنمیکند، اگر جسمش رابه بند کشند اودرخویش سفری میآغازد که گسترۀ آن همۀ هستی را فرا میگیرد واین توان تنها بدان سبب است که انسان ظرفیتی دارد به فراخی همۀ هستی.
|
این همه دریا چه خواهی کرد، نم؟ |
|
وی همه هستی چه می جویی عدم؟ |
ازسویی ازل رابه ابد پیوند میدهد واز دیگر سوی درطول بزرگراه هستی کوچکترین و حقیرترین مرتبه وجود رابه خالق بزرگ متصل می سازدو با رخی به زیبائی زهرۀ شمس الضحی گلگونه هارا گدای رنگ و روی خویش کرده است.
|
هیچ محتاج می گلگون نئی |
|
ترک کن گلگونه ، تو گلگونهای |
درنظر مولانا آنچه که بیش از هرچیز برای آدمیاهمیت دارد و جان همه علوم است، این است که بداند خود کیست! وعدم آگاهی براین موضوع مهم، اورا درزمرۀ جاهلان قرارمیدهد!
|
صدهزاران فضل داند ازعلوم |
|
جان خودرا مینداند آن ظَلوم |
مولوی درتأیید حدیث منقول از پیامبر(ص)"من عرف نفسه فقد عرف ربه" می فرماید:
|
بهرِ آن پیغمبر ، این را شرح ساخت |
|
هرکه خود بشناخت ، یزدان را شناخت! |
ونیز درفیه مافیه چنین میگوید:
«اکنون همچنین علمای اهل زمان درعلوم، موی میشکافند و چیزهای دیگر را که به ایشان تعلق ندارد به غایت دانسته اند وایشان را برآن ، احاطت کلّی گشته وآنچه مهم است وبه او نزدیکتر از همه آن است؛ خودی اوست و خودی خود را نمیداند. همه چیز را به حِلّ و حرمت حکم میکند که این جایزاست و آن جایزنیست واین حلال است و یا حرام، خودرانمیداند که حلال است یاحرام است، جایز است یا ناجایز و پاک است یا ناپاک است».(مولوی ،فیه ما فیه ،1369، ص 17)
وسلطان ولد فرزند برومند مولانا که مفسّرآراء اوست میگوید:
«پس سیردرخود کن وبه معرفت خود مشغول شو که معرفت چیز دیگر، تورا سود ندارد و اصل، شناخت خود است که با تو این تعلق دارد. باقی درشناخت چیزهای دیگر، همچنان است که رنجی برزمین دیگران میبری و منفعت آن برتو عاید نخواهد شدن».(سلطان ولد ، 1376،ص 304 )
وبه اعتقاد مولانا، بشر، یک گیرۀ اصلی دارد که اگرآن رابگشاید به نیکبختی میرسد وآن، گرۀ خویشتن خویش است. ولی اسفا! که آدمیتمام عمر گرانبهای خود را درگشودن گره هایی به هدر می دهد که ازگشایش آن چیزی عایدش نمیشود و جوهر حقیقی و ملکوتی اش شکفته نمیگردد. (زمانی، میناگر عشق ، 1382 ،ص 231)
پس خودشناسی، اول قدم معرفت به خداست:
|
مابدانستیم ما این تن، نه ایم |
|
از ورایِ تن به یزدان میزییم |
آری خودشناسی و کشف لایه های مغفول خویش، مهمترین اشتغال ذهنی مولانا ست که روز وشب او را به تأمل درآن واداشته است.
|
روزها فکرمن این است و همه شب سخنم |
|
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم |
مولانا برآن است که اگربراحوال خویش آگاهی یابد، برمبدأ و معاد خویش ونیز برانگیزه آفرینش خودآگاهی خواهد یافت و اگربراستعداد و توانایی های خود که همانند گنجینه ای نهفته، مکتوم مانده اند واقف شود و بزرگی و عظمتی راکه درآفرینش دارد نظاره کند، هرگز به امیال و غرائزی که همانند لجن زاری متعفّن دامن عظمت و عصمت اورا میآلایند روی نمیکند و متاع گرانبهای هستی خود را دربرابراین دیو ارزش خوار به رایگان از دست نمیدهد چنانچه دچار از خود بیگانگی نخواهد شد!(نصر اصفهانی ،1377 ،ص 24)
|
ای تو درپیکار، خود راباخته! |
|
دیگران را تو زخود نشناخته |
پس انسان ، هدف عالی آفرینش جهان است ودر مَثل به میوه ای میماند که گرچه درظاهر شاخه، اصل میوه است ولی درحقیقت شاخه نیز برای ایجاد میوه آفریده شده است.
|
پس بصورت عالم اصغر تویی |
|
پس بمعنی عالم اکبر تویی |
از طرف دیگر او بمنزلۀ آئینه تمام نمای اوصاف وآیات الهی است و هیچ موجودی نمیتواند همانند اوبه خداوند نزدیک شود و اتصالی بی مانند با حق داشته باشد.
|
اتّصالی بی تکّیف بی قیاس |
|
همت رّبُّ النّاس را با جانِ ناس |
هم چنین او را مرتبه ای است که چون خداوند نورش را برملایک عرضه کرد مشکل ایشان حل گردید.
|
عرضه کردی نورآدم را عیان |
|
برملایک گشت مشکلها بیان |
وهم اوست که همه ازل و ابد را به هم پیوند میدهد و تا مقام فنای فی الله پیش میرود و همه جهان ظاهر تنها پلّه ای از نردبان تعالی او است پس چرا اورا جهان کبیر ننامیم؟!
آری ممکن است درنظرکسانی که چشمانشان فراتر از حصارهای جهان حس ورنگ رانبیند، انسان جهان صغیر باشد ولی مولانا را با این محبوسان زندان غفلت ، سخن نیست.
2-1 ساحات وجودی انسان
به اعتقاد مولانا انسان به ریسمانی میماند که دو سردارد، سری درکرانه بی نهایت، دراوج تعالی وبلندی وسری به لبۀ پرتگاه عدم. اوبرای رسیدن به مرتبه انسانی مراتب چندی را پشت سرنهاده از اقلیم جهاد تا سرزمین گیاهان و ازآنجا به قلعۀ حیوانات کوچ کرده است و ازآن نیز گذشته تابه شهرانسانیت پای نهاده است، اکنون نیزبرآن است تا سیرکمالی خویش رابه پایان برساند ودرآسمان فرشتگان به پرواز درآید، مگرازآن افق راهی به قاف عدم جوید وبه سوی آن پرکشد.(همان منبع ، ص 30)
|
سالها اندر نباتی عمرکرد |
|
وزجمادی یاد ناورد از نَبَرد خاصه در وقت بهار و ضَیمران |
حال جانِ سخن ، در بیان عظمت جان است و جسم ،که در مرتبه ای بر آن عارض می شود ؛ پس ما با ساحت جسم و جان آغاز می کنیم.
2-1-1 جسم و جان
جان درکلام مولانا معانی مختلفی دارد به قسمیکه گاه از جان«حیات» را مراد میکند و گاه«عقل» و دربعضی موارد«عشق» را.
مولانا جا ن را امری ذو مراتب میداند، اوبرای هرمرتبه از وجود ، جسمیقائل است و جانی، یا صورتی و معنایی، پس هرمرتبه از جان، جسمیمی شود برای مرتبه بالاتر خود؛ بالاترین مرتبه جان را مولانا دل میخواند که جانِ جانِ جانِ جان آدمیاست.
|
آن دلی آور که قطبّ عالم اوست |
|
جانِ جانِ جانِ جانِ آدم اوست |
و جسم هم که سایة سایة سایة دل است.
|
جسم سایۀ سایۀ سایۀ دلست |
|
جسم کَیْ اندر خور پایة دلست؟ |
جان در پایین ترین مرتبه خویش نفس نامیده می شود که مادر بتهاست.
|
بت، سیاهآ به ست در کوزه نهان |
|
نفــس، مـــرآب ســیه را چشـــمه دان (1/775) |
اژدهایی است که اگرافسرده است از غم بی آلتی است.
|
نفست اژدرهاست او کَی مرده است |
|
از غم وبی آلتی افسرده است |
او از جنس شیطان است و حصول معرفت حق را قابل نیست .
|
نفس و شیطان هر دو یک تن بوده اند |
|
در دو صورت خویش را بنموده اند |
لیک درتبدیلی و تبدّلی قابلیت مییابد که به امر حق مبدل شود؛ یعنی به جنس هستی ای به مرتبه وجودی بالاتر ازخودبدل گردد؛ و البته نه در شکل و ذات که در مأکول شدن چرا که از مقولة فناست!
|
پس بزرگان این نگفتند از گزاف |
|
جسم پاکان عین جان افتاد صاف |
حال آنچه را که درخصوص مراتب جان گفته شد میتوان به صورت زیر تصویرکرد:
ومراتب تجلی جان:
بدین ترتیب اولین تجلی یا ظهور جان به صورت حیات است که همه موجودات- به جز نفس مطلق- ازآن برخوردارند، جان پس از صیقل خوردن به صورت عقل جلوه مینماید. همان که آخرالامر در ملک به انتهای درجه خود یعنی عقل کل میرسد و سرانجام به ناب ترین صورت جان، دل ؛ محل تجلی عشق می شود! (کریمی ، 1384 ،ص 48)
او همچنین در پارهای از ابیات ، جان را در تقابل با جسم، به معنای روح بکار میبرد و این روح مجرد با نفس ناطقه که به تعبیر حکما از مجردّات عالم امرو مرتبه ربوبی است برای عموم بشر ناشناخته است. گرچه حکمای الهی دراثبات روح و بیان تجردآن، براهینی چند اقامه کرده اند، اما حقیقت روح، رازی است سربه مهر و ناگشوده!(زمانی، میناگر عشق، 1382، ص239)
|
درزمین، حق را و درچرخ سَمی |
|
نیست پنهانتر ز روح آدمی |
خودنتوانم وربگویم وصفِ جان زلزله افتد دراین کون و مکان
(4/3793)
حال درمسیررسیدن آدمیبه کمال، آفات و موانع بی شماری وجود دارد که همه آنها را میتوان ناشی از جنبه جسمانی اودانست، جسم چون خود ، از جهان خاکی است، همه خواسته ها و امیالش رنگ وبویی زمینی دارد و چنگالهای خویش را چنان درزمین فرو برده است که به هیچ روی مجالی برای پرواز ندارد.
|
جان زهجر عرش اندر فاقهای |
|
تن زعشق خاربن چون ناقهای |
|
روح دارد بی بدن بس کاروبار |
|
مرغ باشد درقفس بس بی قرار |
درحالیکه روح را اوصافی است دربرابر اوصاف تن، اوبه مرغی میماند که درقفس تن بی
قراری میکند و هرلحظه درتکاپوی پرواز است. لیک براساس اندیشه های مولانا روح و تن بر یکدیگر اثر میگذارند ولی هرگز اثری که روح برجسم مینهد را نمیتوان با اثری که جسم بر روح دارد مقایسه کرد، چه به لحاظ کیفی و چه از نظر کمی!
|
دل زپایۀ حوض تن گلناک شد |
|
تن زآب حوض دلها پاک شد |
آری تن ، گاه حوض دل را گلناک می سازد. وصفای جان و دل رابه غبار جهان خاکی مکدّر میکند ولی جسم همه کمالات خویش را از جان میگیرد و چون جان از میان برخیزد جسم راهیچ نماند.
|
جسم را نبْود از آن عِز بهرهای |
|
جسم پیشِ بحرِ جان چون قطرهای |
و البتّه اشتراک لفظ مثال اشتراک جسم و تن واشتراک معنا مثال اشتراک جان وروح است!
|
اشتراک لفظ دایم رهزن است |
|
اشتراک گبر و مومن در تن است |
درارتباط با نسبت جان و تن، بعضی قایل به اتحاد میان آن دو شده اند و وحدت این دو جوهررا چون اتحاد ماده وصورت دانسته اند وبرخی میان آن دوقایل به بینونتِ تام شده اند و تعلِّق جان رابه بدن همانند تعلّق کشتیبان به کشتی و یا نسبت انسان به افزارهایی که ازآن استفاده میکند، دانسته اند.
مولانا اشتراک میان بدن هارابه «اشتراک لفظ» و وحدت میان جان ها رابه«اشتراک معنا» تعبیرمیکند و «اشتراک لفظ» را همیشه رهزن میداند. گبر و مومن ومسلمان و کافردرتن اشتراک دارند امابه بدن که ظاهر وجود انسان است ، نباید غّره شد که سبب گمراهی است.
وی اجسام انسانها را به کوزه های سربسته ای تشبیه میکند که از حیث ظاهر همانند یکدیگرند، اما مهم آن است که دردرون کوزه چیست؟ آیا کوزه پراز«آب حیات» است یا مملو از«زهر ممات» (گمان های دوراز حق)!
بنابراین درارزیابی معنوی باید همیشه به مظروف یعنی معنا وحقیقت انسانی نظرداشت و توجه به ظرف همواره موجب گمراهی وخطا است.
مولانا دریک تشبیه زیبا نسبت میان جان و تن را همانند نسبت میان لفظ و معنا میداند.
هرچند مناسبتی میان لفظ و معنا وجود دارد ، اما توجه به صرف لفظ، مانع از ادراک حقیقت و معنی می شود. وی آنگاه«دیدۀ ظاهر» یا«دیدۀ تن» رابا «دیدۀ باطن» یا«دیدۀ جان» قیاس میکند.«دیدۀ تن»یعنی چشم ظاهر، «تن بین» است به این معنی که فقط نمود وظاهر اشیاءرا ادراک میکند واز درک حقیقت اشیاء غافل است. برعکس «دیدۀ جان» یا«دیدۀ بصیرت» عین جان است وقدرت و توانایی درک حقایق عوالم غیب و اسرار ومعانی را درمراتب گوناگون دارا میباشد.(ریاحی ، 1384،ص 108)
|
دیده تن دائما تن بین بود |
|
دیده جان، جان پر فن بین بود |
در ادامه مولانا با رویکردی روان شناختی دو ساحت جسم و جان وعقل وروح را باعناوین حیوانیت و انسانیت یاد میکند، دو ساحتی که درعین پیوستگی به هم وابسته اند. بین این دو ، رابطهای چون پوسته و مغز برقرار است، قشر پیدا و مغز نهانست و هرچه به مغز افزوده شود از دوپوسته کاسته خواهدشد.
« آدمیمسکین که مرکب است از عقل وشهرت، نیمش فرشته است و نیمش حیوان».(مولوی ،فیه ما فیه ، ص 123)
|
بایزید ار این بُود آن روح چیست؟ |
|
ور وی آن روحست ، این تصویر کیست؟ |
چنانچه بعضی از آدمیان متابعت عقل چندان کردند که کلی ملک گشتند و نورمحض. ایشان انبیاء و اولیاءند، از خوف ورجاءرهیدند که "لاخوفٌ علیهم و لاهم یحزنون" وبعضی را شهوت برعقلشان غالب گشت تابه کلی حکم حیوان گرفتند وبعضی درتنازع مانده اند وآنها آن طایفه اند که ایشان را دراندرون رنجی ودردی و فغانی و تحسری پدید میآید وبه زندگانی خویش راضی نیستند، اینها مؤمنانند .( مولوی ، فیه ما فیه ،1369،ص 124 )
در حدیثی که ظاهراً از فحوای سخنی منسوب به امیرالمومنین علی(ع) مأخوذ باشد، درواقع متضمن بدین معنی است که خداوند چون ملایک را خلق کرد آنها را هم ازعقل سرشت ، چون بهایم را خلق نمود آنها را یکسره از شهوت سرشت، اما چون بنی آدم را آفرید، عقل و شهوت را درآنها بهم آمیخت، پس هرکس عقل وی برشهوت غالب آید برتر از ملایک است و هرکس شهوتش برعقل غالب آید از بهایم فروتر.( زرین کوب ، سرِّ نی، ج 1، 1373، ص 421)
متن عبارت بدینگونه است:
اِنَّ اللهَ تعالی خلق الملائکهَ ورکّبَ فیهم العقلَ و خلق البهائم و رکَّبَ فیها الشهوهَ و خلَق بنی آدَم ورکَّب منهم العقل و الشهوه فَمَنَ غَلَبَ عقلهُ شهوتَه فَهُوَ اعلی من الملائکه و مَن غَلَب شهوتُه عَقلَه فَهُو اَدنی من البهائم.
مولانا درشرح این حدیث خاطر نشان میکند که ملایک وبهایم چون وجودشان یک عنصر بیش نیست از معارضۀ بین دو عنصر مخالف آسوده اند اما انسان که وجود وی محلّ تنازع بین عقل وشهوت است دائم گرفتار کشمکش آنهاست.
|
جان حیوانی ندارد اتّحاد |
|
تومجو این اتحاد از روح باد |
2-1-2 عقل و ملک
درتبین رابطه عقل و ملک؛ انقروی درشرح کبیر خود درتعالی ساحت روح و جان انسان اعتقاد مولانا رابراین میداند که: ملک و عقل رایکی دانسته است.
چنانچه هم ملک و هم عقل هردو حضرت حق را واجدند، یعنی هردو خدارایک نوع دریافته اند، وجدان هردو یکنوع است و هردو آدم را کمک و سجده کننده اند. معاونت عقل آدم را معلوم است زیرا که آدم همه کارهایش را به کمک عقل انجام میدهد و اما معاونت ملک آدم را به این معنی است که استغفار کردن و حل پاره ای از کارهای و مشکل رابه آدم الهام میکند یعنی ملک ملهم است و سجده کردن ملائکه به آدم مفهوم آیه کریمه:"واذا قلنا للملائکه اسجدوا الادم". هنگامی که گفتم به فرشتگان که آدم را سجده کنید. (بقره:32)
که کمال تعظیم مراد است و مراد از سجده کردن«عقل »به آدم: از توجه زیاد و انقیاد عقل دربرابرآدم عبارت است.( انقروی، ج 9، 1380، ص 1242)
|
هم ملک و هم عقل ، حق را واجدی |
|
هردو آدم را معین و ساجدی |
ودرجایی دیگر:
|
چون ملک با عقل یک سررشته اند |
|
بهر حکمت را دوصورت گشته اند |
و انقروی باز تاکید میکند که چون ملک وعقل درخلقت دارای یک سرشته اند، یعنی هردو حقیقت واحدند و ماهیت متحد دارند. مراد این است که اصل هردویکی است، چون که هردو یک جوهر نورانی اند، ولیکن به اقتضای حکمت الهی دو صورت جداگانه پیدا کرده اند، به این معنی: آن جوهر نورانی مدبر، که دروجود انسان است«عقل» است و آن جوهری که مدبراکوان است و یا خود خالق خود را عبادت و تسبیح میگوید ملک اش نامیده اند.
مولانا دربیان چنین مقابله آدمیضمن اشارت به حدیثی؛
"اِنَّ اللهَ خَلَق الخلقَ فی الظُلمةِ ثُمَ رشً علیهم من نوره"
آن را بدینصورت میشکافد: اوروح انسانی را همچون لمعه یی از نور حق میداند که از همین«رشّ نور» ناشی است و هرچند«آفتاب جان ها» که«درروزن ابدان هاست «مفترق» مینماید درحقیقت بروفق تعبیرمثنوی مفترق هرگز نگردد نور او و این افتراق که درظاهر به چشم میآید از نور نیست از روزنهاست که نوربرآنها میتابد. (همان منبع، ص 1241)
مولانا از این بیان نتیجه میگیرد که پس روح انسانی برخلاف روح حیوانی تفرقه ندارد که درآن بنظر میرسد ناشی از تعددّی است که درروزن ابدان است واین کتاب جانها که روح کلی است انسان را که ولّی حق، مظهر کمال اوست با روح انسانی که به وی میبخشد ازآنچه روح حیوانی درنفوس عامه موجب افتراق میشود میرهاند وبه عالم وحدت میکشاند و پیداست که روح انسانی کمال وحدت و نورش دروجود اولیاء تجلی مییابد.
|
تفرقه درروح حیوانی بود |
|
نفس واحد، روح انسانی بود |
(زرین کوب، سّرِ نی،ج 1، 1373، ص 407)
ودرتجلّی آن :
|
روح خود را متصل کن ای فلان |
|
زود با ارواح قدس سالکان |
واینکه رینولد نیکلسون درشرح بیت:
|
ما ز غیر جان و عقل آدمی |
|
هست جانی در ولی ، آن دَمی |
روح را و یا جان را که در این بیت نامبرده شده است، عبارت از سه مقدمه میداند:
روح حیوانی، روح عقلی و روح قدسی نبوی.(نیکلسون ، ج 4 ، 1378،ص 1438)
واستعلامی این مراتب جان و یا به تعبیری رشد روح را چنین تفسیر میکند که؛ جان چیزی جز ادراک، آگاهی، یا معرفت نیست و جانی که جز این حساب سود وزیان دنیا، مسائل و معانی دیگری را میفهمد، جانی افزونتر ویا روحی بزرگتر و کاملتری است!
مولانا، عالم غیب را که درآن جسم وحیات مادی مطرح نیست را «جهان جان» میداند وآن جانهایی که دربند زندگی دنیایی است،روح حیوانی است!(استعلامی،ج 4، 1375، ص 233)
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1763 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 236 |
چکیده:
موضوع اصلی این پژوهش "میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران" است .در این تحقیق 6 سوال و فرضیه با استفاده از آزمون های آماری و جداول یک و دو بعدی مورد سنجش قرار گرفته است .روش اصلی این تحقیق پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است. 16 شعبه به صورت نمونه گیری تصادفی از قسمت های شمال، جنوب، شرق، غرب ومرکز تهران انتخاب شده و با استفاده از فرمول "کوکران" 400 پرسشنامه در بین کارفرمایان مراجعه کننده به این 16 شعبه توزیع شد. پس از جمع آوری این اطلاعات و
بهره گیری از نرم افزار اس. پی. اس. اس و بررسی نتایج داده ها، تایید یا رد فرضیه ها مورد آزمون واقع شد.
مقدمه
"کارل یاسپرس"[1] فیلسوف آلمانی، عالی ترین دستاورد انسان در دنیا را "ارتباط شخصیت با شخصیت" می داند (بولتون، 24:1384) انسانها به صورت دلخواه و مواقعی نیز به طور اجبار همواره در حال تعامل با همنوعان خودهستند.اما در میان همه این تعاملات تنها بخش معدودی منجر به برقراری ارتباط موثر ودر نتیجه ایجاد رضایتمندی طرفین ارتباط می شود.
امروزه برقراری ارتباط موثر برای موفقیت نه تنها در بعد فردی ،بلکه در ابعاد اجتماعی نیز مورد توجه سازمان ها وشرکت های کوچک و بزرگ تجاری ، خدماتی و اجتماعی قرار گرفته است.
ایجاد وپیاده سازی سیستم های سنجش رضایتمندی مشتری به عنوان مهمترین شاخص در امر بهبودعملکرد ها ،از نیازهای اساسی سازمان های امروزی به شمار می رود. در عصر کنونی تمامی تمهیدات یک سازمان به منظور ارضای نیازهای مشتریان و ایجاد رضایت آنها از کیفیت خدمات و محصولات دریافتی سازماندهی می شود و مشتری یا مخاطب در زنجیره عرضه به عنوان مهمترین عنصر نگریسته میشود.
به عبارتی امروزه کارمندان توانمند، تنها مزیت و فاکتور مهم برای هر سازمانی محسوب میشوند. چراکه ایده ها و رویه ها قابل کپی برداریند، اما نمی توان کارکنانی با ارتباط موثر برای جلب رضایت مخاطبان داشت، بدون آنکه شرایط و آموزش های لازم را تدارک ندید.
تحقیق پیش رو که "میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی" را می سنجد، درواقع رابطه کارکنان به عنوان عرضه کننده و کارفرمایان به عنوان بخشی از ارباب رجوعان تامین اجتماعی را مد نظر دارد.
"ارباب رجوعانی که در واقع همان گیرندگان خدمات هستند و با عناوینی از جمله مشتری ، مخاطب و خریدار خدمت شناخته می شوند و موجودیت هر سازمانی وابسته به نحوه رضایت آنان دارد." (هفته نامه تامین ،شماره 713،ص3)
بیان مسأله:
زمانی تصور میشد جلب رضایت مخاطبان، مختص شرکتهای تجاری است که برای بقاء در بازار رقابتی، با بسیج تمامی امکانات، درصدد برآوردن انتظارات و خواستههای مشتریان خود هستند، اما این باور در دهههای اخیر تغییر کرده است. امروزه سازمانهای بزرگ و کوچک، دولتی و خصوصی حتی اگر از سوی هیچ رقیبی تهدید نشوند، باز هم با اتخاذ راهکارهایی تلاش میکنند، بالاترین میزان رضایتمندی مخاطبان خود را با "ایجاد وجهه مثبت" کسب کنند. امروزه سازمانها به این اعتقاد رسیده اند که بهترین سرمایه، مردم هستند. طبعاً سازمانی که دارای چنین نگرشی باشد، رفتارهایی را از خود بروز میدهد که باعث تداوم ارتباطش با مردم شود. «همه ما بارها با سازمانهایی برخورد کردهایم که از خود شخصیتی غیراخلاقی، صرفاً منفعت طلب و یا برعکس، شخصیتی برگرفته از یک روحیه بسیار انعطاف پذیر و مردمی به نمایش گذاردهاند. رفتارهائی که منجر به
شکل گیری تصویری دائمی از نحوه خدمات دهی یک سازمان در ذهن مشتریان خود می شود. به همین سبب اطلاع از میزان رضایت مخاطب، برای هر سازمانی جزو اولویتهای اساسی محسوب میشود، مسألهای که به نظر می رسد در ایران به ویژه در بخش خدمات، کمتر از حد انتظار به آن توجه می شود.» (بل، 1385: 9)
نارضایتی مردم از دستگاههای عمومی و اجرایی در خصوص اجرای قوانین، پیچیدگیها و بروکراسیهای اداری و... تنها بخشی از مسأله را شامل میشود، بخش مهم و قابل ذکر این نارضایتی، به نحوه برخورد کارمندان با مراجعین و به عبارتی ارتباطات انسانی (میان فردی) آنان برمیگردد.
ارتباط مؤثر با مراجعین بسیاری از مشکلات درونی و بیرونی یک مجموعه را کاهش میدهد و در نهایت منجر به کاهش هزینههای یک سازمان میشود. موضوعی که در کشورهای پیشرفته از سالیان گذشته مدنظر قرار گرفته و در کشور ما نیز اگر چه به صورت ناقص، اما حداقل در حد یک وظیفه بر عهده سازمان هایی که با مردم سروکار دارند، گذارده شده است. سنجش میزان رضایت مردم از نحوه برخورد کارمندان با مراجعین، در قالب «طرح تکریم ارباب رجوع» هنوز هم مورد سنجش قرار میگیرد و نقاط ضعف و قوت آن مجموعه به اطلاع مردم رسانده میشود. «موضوعی که جهت ارتقا و حفظ کرامت مردم، تحت عنوان "طرح تکریم مردم و جلب رضایت ارباب رجوع" و با هدف ایجاد سازوکارهای لازم در ارایه خدمات مطلوب، مناسب و مؤثر در بهار سال 1381 از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی، به دستگاهها و مؤسسات عمومی ابلاغ شد». (باستانی، 1386؛ 373)
سازمان تأمین اجتماعی به لحاظ ماهیت تعهدات و خدماتش، یک سازمان چندجانبه فرابخشی است. از یک سو شمول خدمات آن با مردم در ارتباط است و از سوی دیگر نوع وظایف آن با نظام اشتغال، توسعه و امنیت در هم تنیده شده است.
این جایگاه خدماتی، اجتماعی و اقتصادی سازمان تأمین اجتماعی، موجب می شود تا این سازمان تلاش کند، رضایتمندی طیف گسترده 29 میلیون نفری مخاطبان خود را که به نوعی با آنها در ارتباط است، فراهم سازد.
از طرف دیگر اداره سازمان تأمین اجتماعی از طریق پرداخت حق بیمهها از سوی سه گروه کارفرمایان، کارگران و دولت تأمین میشود. کارفرمایان با پرداخت نزدیک به 90 درصد این حق بیمهها، نقش اساسی در اداره صندوق تأمین اجتماعی و ایجاد امنیت اقتصادی، شغلی و روانی برای نیروهای مولد بر عهده دارند، به همین سبب کسب رضایتمندی این دسته از افرد برای سازمانی که بیشترین منبع دارایی اش را متعلق به آنان میداند، امری ضروری مینماید.
ارتباط سازمان تأمین اجتماعی با کارفرمایان فرایندی طولانی دارد که از مرحله تأسیس کارگاه شروع و به طور مستمر با پرداخت حق بیمه کارگران تحت پوشش و ارسال لیست کارگران ادامه
مییابد؛ ارتباطی که با مراجعه حضوری کارفرما یا نماینده وی و یا رابطان بیمهای معرفی شده از سوی آنان، در شعب تامین اجتماعی عمدتاً به صورت ارتباطات میان فردی صورت میگیرد.
با عنایت به اهمیت و جایگاه کارفرمایان در اقتصاد سازمان تأمین اجتماعی، این سؤال مطرح میشود که آیا کارفرمایان به عنوان بخش مهمی از مراجعه کنندگان به شعب تأمین اجتماعی، از نحوه تعاملات ارتباطی، بخصوص ارتباطات انسانی (میان فردی) کارکنان آنجا رضایت دارند؟ این تحقیق بر آن است تا با اندازه گیری برخی از شاخصهای ارتباطات انسانی (از جمله ارتباطات کلامی و غیرکلامی)، میزان رضایتمندی کارفرمایان از نحوه ارتباطات انسانی (میان فردی) کارکنان شعب سطح تهران را در سال 88 مورد سنجش قرار دهد.
اهمیت موضوع تحقیق:
رونق چرخه اقتصاد، رفع بیکاری و فقر، ایجاد امنیت روانی و تأمین آتیه کارگران بستگی به تعامل مثبت سازمان تأمین اجتماعی به عنوان متولی اصلی بیمه کارگران از یک سو و کارفرمایان که طبق قانون مکلف به بیمه کردن کارمندان خود شده اند، از دیگر سو دارد. به عبارتی اگر کارفرما تفکر مثبتی نسبت به نحوه برخورد و نوع تعاملات سازمان تأمین اجتماعی نداشته باشد و احساس کند مبالغی که به این سازمان میپردازد، اثر مطلوب ندارد از تکالیف قانونی خود نسبت به معرفی کارگران و پرداخت صحیح حق بیمه آنان، کوتاهی می کند و این امر در مرحله نخست به زندگی کارگر و کارفرما و در نهایت به چرخه اقتصاد و امنیت روانی نیروی کار، ضربه میزند.
طبق آخرین آمارها نزدیک به 138 هزار کارگاه فعال (کارگاه هایی که دارای کارگر بوده و در طول یکسال گذشته لیست حق بیمه ارایه کرده اند) در سطح 32 شعبه تأمین اجتماعی تهران بزرگ پرونده دارند. در این کارگاه ها، کارگرانی مشغول به فعالیت هستند که کارفرمای حقیقی و حقوقی یا نمایندگان آنان برای اموراتی نظیر پرداخت حق بیمه، ارایه لیست نامنویسی، حسابرسی، درآمد و ... به شعب تأمین اجتماعی مراجعه میکنند.
این کارفرمایان به جهت پرداخت بیشترین میزان حق بیمه به سازمان تأمین اجتماعی، از کارکنان این سازمان متوقع اند تا به بهترین شکل ممکن انتظارات و خواستههای آنان را برآورده سازند.
با توجه به اینکه در ارتباطات میان فردی و چهره به چهره ایجاد رضایت از نحوه برخورد، بالاترین میزان تأثیر را در ارتباطات انسانی ایفا میکند، بنابراین مسائلی همچون طرح تکریم و رعایت اصول مشتری مداری، نقش بسزایی در اعتلای فردی و سازمانی دارد. این تحقیق با در نظر گرفتن چنین اهمیت بسزایی، به بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تأمین اجتماعی سطح تهران بزرگ میپردازد، تا میزان برخورداری کارکنان شعب از مهارتهای ارتباطی و انسانی را مشخص کرده و به این موضوع می پردازد که میزان رضایتمندی کارفرمایان از کارکنان شعب چگونه است؟ و آیا کارکنان شعب تأمین اجتماعی تعامل مناسبی از نوع ارتباطات انسانی با مراجعان به طور اعم و کارفرمایان به طور اخص دارند؟
اهداف تحقیق:
هدف کلی این تحقیق "بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از نحوه ارتباطات انسانی کارکنان شعب تأمین اجتماعی تهران در سال 88 است."
اهداف جزیی که این پژوهش به کاوش در آن میپردازد، عبارتند از:
1. بررسی میزان رضایت کارفرمایان یا نمایندگان آنان از نحوه برخورد ارتباطی کارکنان شعب
2. بررسی میزان رضایتمندی کارفرمایان از مدت زمان صرف شده جهت انجام کارها و نیز اطمینان از صحت انجام کارها از سوی کارکنان برای جلوگیری از مراجعات متعدد کارفرمایان به شعب
3. بررسی میزان بهره گیری از ارتباطات مؤثر کلامی و غیرکلامی کارکنان شعب در برابر کارفرمایان
4. درخصوص فرهنگ سازی تکریم ارباب رجوع و بهبود روابط ارتباطی بین کارکنان و مراجعین چه اقداماتی انجام شده است
سؤالات تحقیق:
1. نحوه رضایت کارفرمایان از چگونگی تعامل کارکنان شعب در برابر انتظارات قانونی آنها؟
2. کارکنان شعب تامین اجتماعی تا چه میزان از شاخص های ارتباطات کلامی در برابر کارفرمایان بهره می گیرند؟
3. کارکنان شعب تامین اجتماعی تا چه اندازه در برابر کارفرمایان از شاخص های ارتباطات غیرکلامی استفاده می کنند؟
4. برگزاری کلاسهای آموزشی آشنایی با قوانین و مقررات برای کارفرمایان و برخورد با ارباب رجوع برای کارکنان و تأثیر آن در رضایتمندی دو طرف؟
5. طرح تکریم ارباب رجوع و جلب رضایتمندی مخاطبان تا چه میزان در شعب این سازمان نهادینه شده است؟
6. آیا کاهش مدت زمان انجام امور و رعایت صحت و دقت در انجام کارها، موجب تقویت تعامل میان فردی کارکنان و کارفرمایان میشود؟
فرضیههای تحقیق:
1. به نظر میرسد بین برخورد مناسب کارکنان شعب در مقابل خواستهها و انتظارات کارفرمایان و افزایش رضایتمندی آنان رابطه معناداری برقرار است؟
2. به نظر می رسد میان بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات کلامی و میزان رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری است؟
3. به نظر می رسد میان بهره گیری کارکنان شعب از شاخص های ارتباطات غیرکلامی و میزان رضایتمندی کارفرمایان رابطه معناداری است؟
4. به نظر میرسد برگزاری کلاسهای آموزشی آشنایی با قوانین و مقررات تأمین اجتماعی برای کارفرمایان و رضایتمندی آنان رابطه معناداری است؟
5. به نظر میرسد انجام اقداماتی نظیر؛ نصب سیستمهای نوبت دهی، فعال کردن مراکز مشاوره و اطلاع رسانی، ارسال اطلاعات از طریق SMS، جزوات، بروشور و ...، ساده کردن قوانین و مقررات و اقداماتی از این دست در نهایت موجب افزایش رضایتمندی کارفرمایان میشود؟
6. به نظر میرسد بین کاهش مدت زمان انجام امور و کاهش تردد کارفرمایان به شعب و افزایش رضایتمندی آنان رابطه معناداری است؟
تعاریف واژهها:
ارتباط: فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده ایجاد شود. (محسنیان راد، 1380: 57)
ارتباطات میان فردی: یک تعامل گزینشی، نظام مند، منحصر به فرد و رو به پیشرفت است که سازنده شناخت طرفین از یکدیگر و محصول این شناخت است و موجب خلق معانی مشترک در بین آنها میشود. (تی. وود، 1384: 57)
مهارت اجتماعی: به مجموعه ای از رفتارهای هدفمند، به هم مرتبط و متناسب با وضعیت که آموختنی بوده و تحت کنترل فرد باشد، گفته می شود (هارجی، 13:1384)
رفتار سازمانی: رفتاری که پس از بروز به صورت یک واقعه در سازمان مورد مطالعه قرار میدهد و سعی در دریافت علل آن دارد (عسکریان، 1387: 22)
مشتری: همان کسی است که نیازش را خود تعریف میکند. کالاها و خدمات تولیدی ما را مصرف کرده و حاضر است بابت آن هزینه مناسبی را بپردازد، ولی زمانی این هزینه را متقبل میشود که در کالاها یا خدمات تحول یا ارزشی را ببیند که پرداخت آن هزینه را توجیه نماید.(محمدی، 1387: 44)
مشتری در سازمانهای دولتی یا عمومی: ارایه یک تعریف مشخص از مشتری در سازمانهای دولتی در مقایسه با سازمانهای خصوصی پیچیدهتر است. در سازمانهای خصوصی به آنهایی که محصول یا خدماتی را می خرند، مشتری گفته میشود، اما در مورد سازمان های دولتی همیشه این طور نیست؛ مشتری می تواند تمام جامعه باشد که بودجه سازمان عمومی را با اهداف برطرف ساختن نیازهای خود می پردازند.
رضایت مشتری: درک و احساس مشتریها که عرضه کننده به ارضای آن پرداخته و یا حتی از آن نیز فراتر رفته است. (هیل، 1385: 16)
ارباب رجوع: همانند مشتری حالت تعاملی ندارد، بلکه خدمات یکجانبه ای را شامل میشود که فروشنده در آن، اطلاعات بیشتری نسبت به موضوع معامله دارد، ولی خریدار نمی تواند به سادگی آن اطلاعات را به دست آورد در حالی که سخت به آنها نیازمند است.
روابط انسانی: روابطی که سعی در بکارگیری دانش بشری، بخصوص در زمینه علوم انسانی با زیرمجموعه هایش چون علوم اجتماعی و روانی دارد تا بتواند هدفهای جمعی را به وسیله جمع برآورده کند (عسکریان، 1387: 21)
کارگاه: مکانی که در آن فعالیت اقتصادی مستمر و منظمی انجام گیرد و معمولاً در آن جا یک یا چند کارگر و کارفرما مشغول فعالیت هستند.
کارفرما: شخص حقیقی یا حقوقی است که بیمه شده به دستور و یا به حساب او کار میکند. کلیه کسانی که به عنوان مدیر یا مسئول عهده دار اداره کارگاه هستند نماینده کارفرما محسوب میشوند و آن ها مسئول انجام کلیه تعهداتی که نمایندگان مزبور در قبال بیمه شده به عهده میگیرند، هستند.
رابطین بیمه ای: در واقع نمایندگان کارفرما در مراجعه به شعب تأمین اجتماعی جهت پیگیری مسائل بیمهای مربوط به کارگاه یا مؤسسهای که در آن کار می کنند، هستند.
شعب: واحدهایی که به عنوان بازوهای اجرایی سازمان تأمین اجتماعی وظیفه پذیرش بیمه شده و ارایه خدمات به وی را دارند و به عبارتی کلیه امورات بیمهای در این مکان صورت میگیرد.
سازمان تأمین اجتماعی: بزرگترین سازمان بیمه گر کشور که مأموریت اصلی آن بیمه کردن افراد شاغل بصورت اجباری، اختیاری و حرف و مشاغل آزاد است.
مقدمه:
پژوهش پیشرو، بررسی اهمیت ارتباطات میانفردی و سنجش میزان رضایتمندی کارفرمایان به عنوان یکی از مخاطبان اصلی سازمان تأمیناجتماعی، از نحوه برقراری ارتباطات انسانی کارکنان شعب این سازمان با آنان است. بیشک آنچه میتواند بقای یک سازمان را در دنیای رقابتی امروز تضمین کند و دید مراجعهکنندگان را به نحوه خدماتدهی آن سازمان، موجه و مطلوب جلوه دهد، چگونگی برقراری ارتباط انسانی کارمند و مراجعهکننده است. از اینرو تلاش شده است در فصل ادبیات موضوع در سه بخش نسبتاً مشروح، با بهرهگیری از منابع اسنادی، درخصوص ارتباط، رضایتمندی و تأمیناجتماعی مطلب ارائه شود.
در بخش اول پس از ارائه تعاریف متعدد از ارتباط و بررسی عناصر، مدل ها و ویژگیهای آن به مهارتهای ارتباطات انسانی و میان فردی و همچنین انواع شاخصهای ارتباط کلامی و غیرکلامی پرداخته شده است، در بخش دوم باتوجه به اهمیت حفظ مشتری به عنوان سرمایههای اصلی موفقیت هر سازمانی، به تعاریف و الگوهای مختلف ارائه شده برای اندازهگیری خدمات و اهمیت تکریم اربابرجوع و مواردی از این دست اشاره شده است و نهایتاً در بخش سوم به معرفی سازمان تأمیناجتماعی از لحاظ تاریخچه شکلگیری آن در جهان و ایران و ویژگیهای جمعیتی و آماری آن پرداخته شده است.
بخش اول
ارتباط
ارتباط چیست؟
ارتباط فرآیند هدایت کردن پیامها، به منظور ایجاد معناست. برای ارتباط، تعاریف متعددی از سوی کارشناسان ارائه شده است که در این پژوهش به برخی از مهم ترین آنان اشاره می شود.
تقریباً به تعداد نویسندگانی که دربارة ارتباط نظریه پردازی کردهاند، تعاریف متفاوتی از ارتباط در دست است.
شاید یکی از دلایل مهم ارایه تعاریف متعدد از ارتباط، انتزاعی بودن واژه ارتباط است. "استیفن لیتل جان" در کتاب نظریه های ارتباطات آورده است: «ارایه تعریفی جامع از ارتباط بسیار دشوار است، چرا که این واژه انتزاعی است و مانند اکثر کلمات معانی متعددی دارد.» (جان، 1384: 35)
«بارزترین ویژگی ارتباط همهگیر بودن آن است، ما هر لحظه و همه جا در حال برقراری ارتباط هستیم». (هارجی، 1384: 20)
ارتباطات معانی متفاوتی نزد اشخاص گوناگون دارد. کلمه ارتباطات، از لغت لاتین Communicare مشتق شده و از آن «انتقال مفاهیم»، «انتقال معانی» و «انتقال و تبادل پیامها» بین عموم مردم برداشت میشود. ارتباطات بهگونهای وسیع و گسترده، «تسهیم تجارب» نیز معنی شده است. یعنی این که هر انسانی، تجارب خود را از طریق ارتباطات با دیگر همنوعان خود در میان میگذارد. انسان برای برقراری ارتباط با دیگران، نمادهایی را خلق و مورد استفاده قرار داده است. به کمک این «نمادها[2]»، انسانها میتوانند مستقیم و بیواسطه یا غیرمستقیم و باواسطه، تجارب خود را در اختیار دیگران قرار دهند.
«واژه ارتباط در زبان فارسی به صورت مصدر عربی باب افتعال به کار می رود که در لغت به معنای پیوند دادن و ربط دادن و به صورت اسممصدر به معنای بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه کاربرد دارد.» (رزاقی،9:1385)
در فرهنگ لغات وبستر (communication)؛ «عمل ارتباط برقرار کردن تعریف و از معادلهایی نظیر: رساندن، بخشیدن، انتقال دادن، آگاه ساختن، مکالمه و مراوده داشتن استفاده شده است. عمل برقرار کردن ارتباط میتواند از طریق کلمات، حروف، پیامها، کنفرانسها، مکاتبهها و دیگر راهها انجام گیرد.» (محسنیانراد، 80:1341)
«ارسطو» فیلسوف یونانی شاید اولین اندیشمندی باشد که بالغ بر2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباط سخن گفته است. او در کتاب مطالعه معانی (ریطوریقا[3]) که معمولاً آن را مترادف ارتباط میدانند، در تعریف ارتباط مینویسد: «ارتباط عبارت است از جستوجو برای دستیافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران». (همان؛ 43)
انجمن بینالمللی تحقیقات ارتباط جمعی تعریف زیر را برای ارتباط ارائه داده است: منظور از ارتباط روزنامهها، نشریات، مجلات، کتابها، رادیو، تلویزیون، آگهی، ارتباطات راه دور (تلفن، تلگراف، کابلهای زیردریایی) و پست است. همچنین ارتباط چگونگی تولید و توزیع کالاها و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیتهای فوق به عهده دارند و نیز مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیامها و نتایج و آثار آن را دربر میگیرد.
«ریموند ویلیامز[4]» معنی ارتباط را در انگلستان قدیم، انتقال افکار، اطلاعات و رفتار از شخصی به شخص دیگر میدانست. (شاه محمدی، 1385: 9)
چارلز کولی دانشمند جامعهشناس آمریکایی در کتاب معروف خود به نام «سازمان اجتماعی» ارتباط را اینچنین تعریف کرده است: «ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی براساس و به وسیله آن به وجود میآید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند. ارتباط حالات چهره ما رفتارها، حرکات، طنین صدا، کلمات، نوشتهها، چاپ، راهآهن، تلگراف، تلفن و تمام وسایلی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شدهاند، همه را دربر میگیرد». (معتمدنژاد، 1383: 29)
«ارتباط فرآیندی پویا و پیوسته مبتنی بر همگرایی و اعتمادی متقابل است که در آن با استفاده از گفتار، نوشتار، علایم و رفتار؛ فکر، پیام یا اطلاعات مبادله میشوند. در فرآیند ارتباط فرستنده، گیرنده و پیام وجود دارد». (باستانی، 1386: 14)
ارتباط اساساً میان دو یا چند نفر اتفاق میافتد و ما همه، در طول روز با افراد مختلف ارتباط برقرار میکنیم. برقراری ارتباط به دلایل مختلفی مانند وقتگذرانی، بررسی شغلی و مسائل فردی، بیان انتظارات زناشویی و یا توقعات والدین از فرزندان، طرح اختلاف عقاید و ایدهها و موارد مشابه دیگر صورت میگیرد و هریک از انواع آن در سطوح مختلفی مانند سطح کلامی و غیرکلامی یا هر دو این سطوح روی میدهد. (بولتون، 1384: 13)
پژوهشگران میان واژه ارتباط به صورت مفرد (communication) و واژه ارتباطات به صورت جمع (communications) تفاوت قائل هستند. کلمه ارتباطات به صورت جمع، در علوم ارتباطات به معنای مطالعه پیرامون ابزار و لوازم فنی این پدیده به کار میرود. حال آنکه معنای این واژه به صورت مفرد، بیانگر فرآیندی است که در آن پیام از پیامدهنده به پیامگیرنده منتقل میشود و به عبارت دیگر، به گردش پیام بین فرستنده و گیرنده پیام مربوط میشود.
«ارتباطات، فرآیندی است آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته یا ناخواسته که از طریق آن احساسات و نظرات؛ به شکل پیامهایی کلامی و یا غیرکلامی بیان گردیده، سپس ارسال، دریافت و ادراک میشوند. این فرآیند ممکن است ناگهانی، عاطفی و یا بیانگر اهداف خاص برقرار کننده ارتباط باشد». (برکو، 1382: 5)
«ارتباطات از نظر فراگردی به کلیه فعالیتهای گفتاری، نوشتاری و کرداری (حرکتی) اطلاق میشود که برای انتقال معنی و مفهوم از کسی به کس دیگر یا از گروهی به گروه دیگر و یا از کسی یا گروهی به توده وسیعی به کار گرفته میشود. این انتقال پیام ممکن است فقط یک اطلاعرسانی ساده باشد و یا اینکه در آن اثرگذاری یا نفوذ بر دیگری از اهمیت خاصی برخوردار بوده و عامل ارتباطی را بر آن دارد که از این وسیله بسیار کارساز درجهت اقناع یا متقاعدسازی و برانگیختن فرد یا گروه و یا توده وسیع استفاده نماید». (فرهنگی، 1375: 13)
پروفسور "دین بارنلوند"[5] معتقد است: «ارتباطات، آنگونه که من بدان مینگرم، کلمهای است که بیانگر فراگرد ایجاد معنی است». دو کلمه در این جمله از حساسیت زیادی برخوردارند. یکی «ایجاد» و دیگری «معنی» است. پیامها ممکن است از خارج شکل بگیرند، توسط یک سخنور، از صفحه تلویزیون، از والدین سختگیر، اما معانی در درون شکل میگیرند. (فرهنگی، 1382: 7)
«نوام چامسکی[6]» در کتاب کنترل رسانهها، ارتباط را فرآیندی میداند که ضمن آن شنونده از نیت گوینده برداشتی میکند؛ درنتیجه هرچه تفاوت در نیت گوینده و برداشت شنونده کمتر باشد، ارتباط مؤثرتر است. (شاه محمدی، 3:1381)
شکل بسط یافته تعریف چامسکی را محسنیانراد در کتاب ارتباطشناسی خود ارائه داده که تقریباً مبنای تعاریف کارشناسان ارتباطات در ایران قرار گرفته است.
وی میگوید: «ارتباط عبارتست از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده به گیرنده، مشروط بر آنکه در گیرنده پیام، مشابهت معنی با معنی موردنظر فرستنده ایجاد شود». این ارتباط دارای چند شکل ریاضی به شرح زیر است:
الف) ارتباط کامل: هرچه معنی موردنظر در فرستنده پیام، با معنی متجلی شده در گیرنده پیام مشابهت بیشتری داشته باشد، ارتباط کاملتر خواهد بود. اگر معنی موردنظر فرستنده پیام را با علامت و معنی متجلی شده در گیرنده را با علامت نشان دهیم، وقتی ارتباط کامل برقرار خواهد شد که مساوی باشد به عبارت دیگر هرچه معنی متجلی شده در گیرنده با معنی موردنظر فرستنده مشابهت بیشتری داشته باشد ارتباط کاملتر خواهد بود.
ب) ارتباط غیرکامل: اگر معنی متجلی شده در گیرنده پیام کوچکتر از معنی مورد نظر فرستنده پیام باشد، بازهم ارتباط برقرار خواهد شد، اما ارتباط غیرکامل است.
پ) عدم ارتباط: اگر معنی متجلی شده درگیرنده پیام نسبت به معنی موردنظر فرستنده پیام برابر صفر شود، ارتباطی برقرار نشده است. .
ت) هنگامی که معنی متجلی شده درگیرنده پیام از معنی موردنظر فرستنده بزرگتر از یک شود در این حالت میتوان گفت معنی متجلی شده درگیرنده وسیعتر از معنی موردنظر فرستنده است. (شاه محمدی، 1385: 10-9)
عناصر ارتباط:
در هر ارتباط عناصر گوناگونی وجود دارد: مبدأ، پیام، کانال، مقصد و بازخورد.
مبدأ یا پیامدهنده میتواند شخص (نظیر کلام) نوشته، تصاویر یا حرکات فرد باشد (بدون نیاز به امکانات فنی و سازمان) یا یک سازمان ارتباطی که برای انتقال اطلاعات به امکانات فنی و سازماندهی وسیع قبلی نیاز دارد (مانند سازمان انتشارات، شبکه رادیو تلویزیون، استودیوی فیلمبرداری و...) پیام ممکن است در قالب نوشتار باشد (مثل نامه، روزنامه، کتاب) یا به صورت امواج در هوا پراکنده شود (مانند رادیو، تلویزیون و تلگراف) یا صرفاً به صورت حرکات ساده دست یا به شکل تکاندادن پرچم یا علائم و نشانههایی باشد که حامل مفهومی خاص است (مانند نگاه، گفتار و رمزهای گوناگون). مقصد ممکن است یک شنونده، بیننده یا خواننده یا یک گروه اجتماعی مثلاً اعضای خانواده یا شنوندگان یک سخنرانی یا تماشاگران یک مسابقه ورزشی یا افراد شرکتکننده در یک تظاهرات خیابانی و حتی فردی از افراد یک خانواده که میتوان آنها را توده پیامگیر نامید مانند شنونده یک برنامه رادیویی یا تماشاگر یک برنامه تلویزیونی باشد. (دادگران، 1383 : 24)
در تقسیمبندی دیگر، عناصر ارتباط به 5 جزء؛ فرستنده پیام، پیام، نماد، وسیله ارتباط و گیرنده پیام تفکیک شده است. به عنوان مثال در هنگام خواندن یک کتاب، «نویسنده کتاب فرستنده، معانی و مفاهیم موردنظر وی پیام، کلمات و تصاویر کتاب نماد، کتاب وسیله ارتباط و خواننده گیرنده پیام است.» (اکرامی، 1382: 32)
«مورالی»، «اسپیتزبرگ» و «برگ» نویسندگان کتاب ارتباط انسانی، «ایجاد ارتباط را وابسته به 3عامل میدانند؛ انگیزه، دانش و مهارتها. به اعتقاد آنان این 3 عامل بر روی هم اثر میگذارند، گاهی اوقات یکی از این عوامل مهم میشود و زمانی نیز عامل موفقیت یا نقص در (ارتباط) به یکی از این عوامل برمیگردد.» (28:2001وMorreale)
ویژگیهای ارتباط:
اغلب چنین تصور میشود که ارتباطات فقط بین دو نفر و بیشتر از دو نفر شکل میگیرد. اما واقعیت امر چنین نیست. ارتباطات در شرایط مختلف و با افراد و گروههای مختلف شکل میگیرد. گاهی ما با خود ارتباط برقرار میکنیم، زمانی با انسانی دیگر و در زمان دیگر با تعداد کثیری از انسانها. (فرهنگی، 1383: 12)
هر ارتباطی به رمز و رمزگذاری پیوسته است. منظور از رمز هر نوع ترتیب و توالی منظم و یکپارچهای است که دربرگیرنده نمادها، کلمات و حروف است که به گونه اختیاری برای انتقال مفاهیم یا برای ارتباط به کار گرفته میشود.
ارتباطات با رمزگذاری[7] و رمزخوانی[8] نیز سروکار دارد. رمزگذاری عملی است که توسط آن پیامی به رمز تبدیل یا پیامی از طریق رمز فرستاده میشود. رمزخوانی درمقابل عبارتست از استخراج معنی از پیامهای فرستاده شده یا دریافت شده.
علاوه بر این هر ارتباطی دارای ویژگیهایی به شرح زیر است:
- ارتباطات خود یک فراگرد یا جریان مداوم است: به این معنی که تمام اجزاء فراگرد ارتباطی در تغییراند و هیچکدام به عنوان جزیی ثابت و غیرقابل دگرگونی دیده نمیشوند.
- فراگرد ارتباطی نظامگر است: به این معنی که فراگرد ارتباط را به عنوان یک سیستم یا نظام به هم پیوسته برای یک هدف و منظور بررسی میکنیم. انسان به گونه فردی اگر مورد مطالعه قرار گیرد، یک چیز است و وقتی در جمع به صورت اجتماعی و گروهی مورد مطالعه قرار گرفت، چیز دیگری میشود.
- فراگرد ارتباطی میانکنشی است: میان کنش، زمانی رخ میدهد که یک جریان و رابطه داد و ستدی در بین اجزاء آن فراگرد به وجود آید.
- ارتباطات میتواند ارادی یا غیرارادی باشد: در یک فراگرد ارتباطی ارسال یا دریافت پیام از سوی فرستنده یا گیرنده میتواند به شکل ارادی یا غیرارادی انجام گیرد.
- فراگرد ارتباطی میتواند تعاملی یا مراودهای باشد: ما در خلاء با یکدیگر ارتباط نمیگیریم. کنشها و واکنشهای ما درمقابل یکدیگر و در چارچوب نظامهای اجتماعی (Social systems) و شرایط فیزیکی حاکم بر ما رخ میدهد.
- فراگرد ارتباطی، عملکردی یا مبتنی بر وظیفه است: با بررسی تعاریف متعدد ارائه شده درخصوص ارتباط مشخص میشود که وظیفه اساسی ارتباط انسانی دگرگونی و سازش با دگرگونی است.
وظایف ارتباطات
معمولاً ارتباطات وظایف زیر را برعهده دارد:
1- وظیفه پیوستگی[9]: بدون شک بسیاری از ما از این رو به ارتباطات روی میآوریم تا به دیگران بپیوندیم. ارتباطات موجب ایجاد یا افزایش یا برعکس موجب از بین رفتن یا کاهش پیوستگی میان طرفین ارتباط و اشخاص میشود.
2- وظیفه اطلاعاتی و استدراکی[10]: ما بدینخاطر با دیگران ارتباط برقرار میکنیم تا تغییری در اطلاعات آنها به وجود آوریم یا خود را با آنها سازش داده یا آنها را به سوی انطباق با خویشتن بکشیم.
3- وظیفه تأثیرگذاری[11]: یکی از رایجترین و شایعترین منظورها برای انجام ارتباط تغییر نگرشها (Attitudes)، باورها (Beliefs)، ارزشها (Values) و یا رفتار (Behavior) اشخاص دیگر است.
4- وظیفه تصمیمگیری[12]: اغلب ما از آن رو با دیگران ارتباط برقرار میکنیم که به ما کمک کنند تا بتوانیم به تصمیم درستتر و بهتری درموردی خاص برسیم و در نتیجه بتوانیم رفتار خود را با آن موضوع خاصی هماهنگ کرده و به تنظیم آن مبادرت ورزیم.
5- وظیفه تصدیق: وظیفه نهایی ارتباطات در برگیرنده پذیرش مداوم یا غیرمداوم یک تفکر، باور، رفتار، محصول، تصمیم و غیره است. (فرهنگی،1382: 36-11)
تقسیمبندی انواع ارتباط
کارشناسان و پژوهشگران امور ارتباطی باتوجه به ویژگیهای وسایل ارتباطی، چگونگی ایجاد، محتوا، کارکرد و... تقسیمبندیهای متفاوتی برای ارتباط قایل شدهاند:
باتوجه به چگونگی ایجاد، ارتباط را به دو دسته «مستقیم» و «غیرمستقیم» تقسیم کرده اند:
1- ارتباط مستقیم: ارتباطی است بدون واسطه، بین انسان یا انسانها این بیواسطه بودن از جهات مختلف درخور تأمل است.
ویژگیهای این ارتباط عبارتند از:
الف) در این نوع ارتباط پیامها بین پیامدهنده و پیامگیرنده مستقیماً مبادله میشوند و دو طرف ارتباط، به علت بازخورد آنی، میتوانند در کمترین زمان ممکن جای خود را عوض نمایند.
ب) این نوع ارتباط فرّار بوده و ضمن نقل سینه به سینه، جنبههای واقعی خود را از دست می دهد.
ج) ممکن است گوینده و شنونده هرکدام شخص واحدی باشند که صحبتهای دوستانه بهترین نمونه این ارتباط است.
د) گاه این نوع ارتباط بدون نیاز به فرد یا افراد واسط، یا حتی کلمات، فقط با اشاره یا لبخندی برقرار میشود.
هـ) نوع بیان در این ارتباط، حضوری و شفاهی است.
2- ارتباط غیرمستقیم: با ازدیاد جمعیت و گستردگی جوامع و رشد و توسعه زندگی شهری، عملاً امکان ارتباط و تماس چهرهبه چهره و گفتوگوی متقابل همیشگی فراهم نیست و انسانها ناگریزند از راه دور و به طور غیرمستقیم و یا با واسطه با هم در ارتباط باشند.
برخی از ویژگیهای این ارتباط شامل موارد زیر است:
الف – این نوع ارتباط جنبه شخصی ندارد و پیامدهندگان و پیامگیرندگان همدیگر را نمیشناسند.
ب – بازخورد این نوع ارتباط آنی نیست، ازاینرو عملاً امکان جابهجایی گیرنده و فرستنده پیام در کمترین زمان ممکن، فراهم نیست.
ج) پیام ارتباطی از دو جزء و رکن اصلی ارتباط، یعنی گوینده و شنونده یا بیننده جدا میشود و در قالب نماد و به صورت نوشته دستی یا چاپی که واسطه این نوع ارتباط است درمیآید و از طریق نامه، کتاب و روزنامههایی با برد کم انتقال مییابد.
باتوجه به تعداد و نوع انسانهایی که در فرآیند ارتباط نقش دارند، ارتباط به سه نوع «شخصی»، «غیرشخصی» و «جمعی» یا «تودهای» طبقهبندی شده است:
1- ارتباط شخصی: این نوع ارتباط بین افراد معدودی، معمولاً دو نفر برقرار میشود و جنبه شخصی دارد. هم زمانی و هممکانی ارتباط و درکنار هم بودن افراد، شروط اصلی آن است.
2- ارتباط غیرشخصی: نوع زندگی انسانها و روند رو به رشد شهرگرایی موجب شده تا عملاً امکان ارتباط چهره به چهره و گفتگوی متقابل از بین برود و درواقع آنگونه که در ارتباط شخصی افراد همدیگر را میشناسند در این نوع ارتباط افراد هم دیگر را نمیشناسند.
3- ارتباط جمعی: ارتباطی که براساس آن انتقال اندیشهها به تعداد فراوانی از افراد در آن واحد انجام میشود. پیامگیران ناآشنا و پراکنده، بازگشت پیام یا بازخورد با تأخیر، سرعت عمل زیاد، تکثیر پیام، ارتباط سطحی و ناپایدار از جمله ویژگیهای ارتباط جمعی است. (اکرامی، 1382: 40)
در تقسیمبندی دیگر ارتباط به 8 نوع تفکیک میشود:
«1- ارتباط مستقیم: ارتباطی بدون واسطه بین انسانها.
2- ارتباط جهانی: گسترش ابزار و وسایل ارتباطی نظیر تلفن، تلگراف، ایمیل، اینترنت و... باعث شده برقراری ارتباط محدود به یک مکان جغرافیایی نشود.
3- ارتباط احساسبرانگیز: در این ارتباط صرفاً حالات احساس برانگیز منتقل میشود.
4- ارتباط معطوف به هدف: نوع خاصی از ارتباط است که در آن برقرارکننده ارتباط دارای هدفی خاص، از پیش تعیین شده و برخوردار از برنامهای مدون است؛ مثل ارتباط پرسشگر با پاسخگویش
5- ارتباط بازتابی: در این نوع ارتباط هدفی از پیش تعیینشده وجود ندارد، بلکه فرد یا افراد یکباره و بدون هیچ اطلاعی در جریان ارتباط قرار میگیرند.
6- ارتباط اجتماعی: در معنای خاص به ارتباطی اطلاق میشود که موجب انتقال معانی یا پیامهایی در بین جمعی را فراهم میسازد.
7- فرا ارتباط: به معنی ارتباطی است که قواعد ارتباط یا ارتباطهای بعدی را مشخص میکند. فرا ارتباط میتواند یک جمله یا حرکتی بدنی، یا یک نگاه، لبخند یا اخم باشد. زیرا از این طریق پیامی به او رساندهایم و قاعدهای را در زمینه ارتباط بعدی به او گفتهایم.
8- ارتباط حرکتی: ارتباطی که نه از طریق سخن، بلکه با حرکات ایجاد میشود. به عنوان مثال زبان بدنی، پیدایی ارتباط حرکتی را فراهم میسازد.» (ساروخانی،1367: 25-15)
ارتباطات میتواند از نوع «ارتباط درون فردی»، «ارتباط میان فردی»، «ارتباط گروهی کوچک» یا «ارتباط جمعی» باشد:
- ارتباط درون فردی: «ارتباط درون فردی»، همان ارتباط با خود است. هریک از ما ابتدا با خود یک ارتباط درونی برقرار میکنیم. منظور از این ارتباط میتواند حل تعارضات درونی، برنامهریزی برای آینده، عملکرد عاطفی، ارزیابی خود و دیگران و... باشد. در ارتباط با خود، فرد خود را محور اصلی بحث و گفتوگو قرار میدهد. با این که ارتباط با خود، مبنای تمام انواع ارتباطات است، اما ما کمتر به آن میاندیشیم و کمتر به آن توجه داریم. ارتباط با خود، عملی مداوم و پیوسته و فراگیر در زندگی روزمره همه انسانهاست.
ارتباط میان فردی: این ارتباط میان یک شخص با شخص دیگر برقرار میشود. این نوع ارتباط شامل گفتوگو، مصاحبه و مذاکره است. هدف از برقراری این نوع ارتباط میتواند حل مسائل و مشکلات خود با دیگران، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل کردن اطلاعات، درک بهتر خود، رفع نیازهای اجتماعی، و... باشد. در این نوع ارتباط، نقش فرستنده و گیرنده مدام جابهجا میشود و چون بازخورد فوری و بلاواسطه وجود دارد، تقریباً یک نوع ارتباط کامل است که در آن تفهیم معنا به شکل خوبی انجام میشود.
ارتباط گروهی کوچک: این ارتباط بین یک شخص با یک گروه از افراد برقرار میشود. مانند کلاس درس و سخنرانی در مجامع عمومی یا جلسه اداری در یک سازمان. با این که در ارتباط گروهی کوچک بازخورد فوری و بلاواسطه وجود دارد، اما باتوجه به بالا رفتن تعداد شرکتکنندگان در فراگرد ارتباط، این نوع ارتباط نسبت به ارتباط میان فردی، پیچیدگیهای بیشتری دارد و لازم است که برای انتقال درست معنا وقت و تلاش بیشتری از سوی طرفین ارتباط صرف شود.
ارتباط جمعی: عمدتاً این نوع ارتباط با برنامه و سازماندهی شده است و از طریق وسایل ارتباطی به صورت غیرمستقیم با تعداد بسیار زیادی از افراد برقرار میشود. مانند پخش برنامههای رادیو و تلویزیون، انتشار روزنامه سراسری و نمایش فیلم در سالن سینما، در ارتباط جمعی برخلاف انواع دیگر ارتباط، بازخورد فوری و بلاواسطه وجود ندارد و باتوجه به زیاد بودن تعداد مخاطبان برای انتقال درست معنا و جلوگیری از بروز سوءتفاهمات نیاز به مهارت و تخصص بالای ارسالکنندگان پیام دارد.
«ارتباط از لحاظ محتوا و کارکرد به دستههای زیر تقسیم میشود:
1- ارتباط خصوصی و بدون واسطه
2- ارتباط جمعی یا عمومی
3- ارتباط نوشتاری
4- ارتباط غیرنوشتاری
5- ارتباط ملی
6- ارتباط فراملی
7- ارتباط کلامی
8- ارتباط غیرکلامی
9- ارتباط انسانی
10- ارتباط ابزاری یا ماشینی
11- ارتباط زمانی
12- ارتباط غیرزمانی
13- ارتباط سازمانی
14- ارتباط غیرسازمانی
15- ارتباط نمادین
همچنین ارتباط از لحاظ کارکرد شامل این موارد میشود، نخست ارتباطی که میتوان آن را تولید نامید و برای انجام کاری برقرار میشود و هدف از آن شیوههایی است که افراد از طریق آنها به مقاصدشان میرسند. دوم ارتباطی که درجهت ابداع است و هدف از آن به وجود آوردن دگرگونی و آفرینش ایدههای تازه است.
سوم ارتباطی که هدفش حفظ و بقاست؛ خواه بقای هویت فرد و خواه حفظ روابط بین افراد.» (دادگران، 1383: 32-29)
فرآیند ارتباط:
ارتباط انسان چه به صورت شفاهی باشد و چه به طرق دیگر، به جهت آنکه تعاملی است با مدلهای سنتی متفاوت است، در مدل سنتی ارتباط، پیام از جایگاه فرستنده به گیرنده منتقل می شود، اما در ارتباط واقعی، انسان ها هم فرستنده پیام و هم دریافت کننده پیام هستند. انسان با بهره گیری از بازخورد پیام ارسالی، خود در جایگاه فرستنده قرار می گیرد. این امر نشان می دهد، ارتباط انسانها هیچ گاه یک طرفه و یک سویه نیست.
فرآیند ارتباط از شش مرحله تشکیل شده است که فرستنده و گیرنده پیام را به یکدیگر وصل میکند.
«ارتباط در سازمانها به طور تصادفی اتفاق نمیافتد. همچنین تمام مراحل آن در یک لحظه به وقوع نمیپیوندد. این کار خیلی بیشتر از یک کار ساده است. ارتباط یک فرآیند پویا و متقابل (دوسویه) است که به شش مرحله تقسیم میشود.» (تیل، 139:1386)
1- ارسالکننده یک ایده دارد: ایدهای را در سر دارید و میخواهید آن را با دیگران در میان بگذارید.
2- ارسالکننده به این ایده کد میدهد: زمانی که ایده خود را با یک پیام که دریافتکننده شما آن را بفهمد همراه میکنید، در حقیقت آن را کدگذاری کرده اید. شما بر روی پیام (کلمه، حالت لبها، ایما و اشاره) و حالت آن که تمام آنها به ایده شما، شنونده و نوع یا حالت شخص شما بستگی دارد، شکل می دهید.
3- فرستنده پیام را میفرستد: شما برای انتقال فیزیکی پیام خود به گیرنده یک کانال ارتباطی (شفاهی یا کتبی) و یک رسانه (تلفن، نامه، یادداشت، پست الکترونیکی، گزارش، تبادل رودررو) انتخاب میکنید. این انتخاب به عواملی چون پیام شما، محل شنونده، نیاز شما به سرعت و تشریفات بستگی دارد.
4- گیرنده پیام را دریافت میکند: برای برقراری ارتباط لازم است که گیرنده، پیام شما را دریافت کند. اگر نامهای را ارسال میکنید، قبل از این که گیرنده آن را بفهمد مجبور است بخواند، اگر سخنرانی میکنید شنوندگان شما باید قادر باشند حرفهای شما را بشنوند و مجبورند به شما توجه کنند.
5- گیرنده از پیام کدبرداری میکند: گیرنده پیام، باید از پیام شما کدبرداری کند (آن را جذب کند و بفهمد) پیام کدبرداری شده سپس باید در ذهن گیرنده ذخیره شود، اگر تمام کارها خوب پیش برود، گیرنده پیام شما را درست تجزیه و تحلیل خواهد کرد و همان مفهومی را که به کلمات اختصاص داده بودید به آنها خواهد داد.
6- گیرنده بازخورد میفرستد: گیرنده پیام ممکن است پس از کدبرداری از پیام، پاسخ آن را به طریقی به شما مخابره کند. این بازخورد شما را قادر میسازد تا میزان مؤثر بودن پیام خود را مورد ارزیابی قرار دهید. (همان،143)
شکل (1) فرایند ارتباط را نشان می دهد
مدلهای ارتباطی:
مدلها در دنیای واقعی، نمونه کوچک شده یک پدیده یا یک شیاند که بیشترین شباهت و خصوصیات پدیده اصلی را نشان میدهند. اندیشمندان حوزههای مختلف علوم ارتباطات، مدلهای ارتباطی مختلفی ارائه کردهاند، مهمترین مدلهای ارتباطی عبارتند از:
مدل ارتباطی ارسطو:
باید گفت که "ارسطو[13]" سادهترین مدل ارتباطی را ارائه کرده است. براساس این مدل در هر ارتباطی به سهولت و به خوبی میتوان سه جزء مشخص و متمایز را از یکدیگر تشخیص داد. مدل ارتباطی ارسطو را میتوان به صورت زیر ترسیم کرد:
شکل (2) مدل ارتباطی ارسطو است
لاسول:
"هارولدلاسول"[14] در سال 1948 میلادی، مدل ارتباطی خود را که بر اساس مدل ارسطو استوار بود، ارائه کرد. وی علاوه بر سه عنصر مورد اشاره ارسطو بر ضرورت وجود دو عنصر دیگر به منظور برقراری ارتباط، تأکید کرد. وی دو عنصر دیگر را وسیله و تأثیر نامید. به طور خلاصه میتوان مدل ارتباطی این اندیشمند را به صورت زیر خلاصه کرد: چه کسی؟ چه میگوید؟ در چه کانالی؟ به چه کسی؟ با چه تأثیری؟
مدل ارتباطی شانون و ویوور:
کلودشانون و وارن ویوور[15] دو مهندس شرکت مخابرات آمریکا بودند که یک سال بعد از لاسول (1949) با الهام از انتقال صدا در خطوط تلفن، عامل دیگری را به مدل ارتباطی لاسول افزودند. آنها با توجه به اشکالاتی که در انتقال پیامهای ارسالی میان دو طرف خط تلفن روی میداد، اظهار کردند که این اختلال میتواند در ارتباطات انسانی نیز به وجود آید. به عبارت دیگر اختلال یا پارازیت میتواند در فراگرد انتقال پیام تأثیر داشته باشد. (شاهمحمدی، 1385: 11)
شکل (3) مدل ارتباطی شانون و ویوور را نشان می دهد
مدلهای ارتباطی، گونههای متفاوتی از ارتباط را بیان میکنند؛ 4 مدل متفاوتی که فرآیندهای ارتباطی را شرح میدهند و در طول چندین قرن مورد بررسی قرار گرفتهاند شامل این مدلها هستند:
1- ارتباط به معنای انتقال اطلاعات
2- ارتباط به عنوان تفهیم معنا
3- ارتباط برای کسب رضایت
4- ارتباط در ابعاد یک جامعه (Morreale , 2001:5)
اهداف برقراری ارتباط
مقصود ما از برقراری ارتباط، حداقل تأمین یکی از پنج مورد زیر است:
1) درک: اولین مشکل در ارتباط این است که پیام درست درک نشود. اگر دریافتکننده پیام منظور ما را درست درک کند و متوجه شود، به اولین مقصود خود در ارتباط دست یافتهایم. برای حصول اطمینان از درک درست منظور خود، در ارتباطات میان فردی از بازخورد کمک میگیریم و دوباره توضیح میدهیم تا مشکل حل شود. در ارتباطات گروهی کوچک، از راه بحث گروهی، ارائه مثال، تشبیه، بیان دوباره و خلاصه مطلب سعی میکنیم منظورمان را بفهمانیم. در ارتباطات سازمانی، از راه برگزاری جلسه، ارسال یادداشت و نامه کتبی، ارتباطات غیرکلامی و گردش اطلاعات، سعی میشود تا موضوع درست درک و فهمیده شود. در ارتباطات جمعی، چون بازخورد مستقیم وجود ندارد، برای اینکه میزان درک بالا رود سعی میشود تا از ارتباطگران (مجریان، بازیگران و...) دارای مهارت و توانایی ارتباطی بالا استفاده شود. همچنین با سازماندهی اخبار و اطلاعات و تفسیر و تعبیر آنها، سعی میشود که میزان درک افزایش یابد.
2) لذت و مسرت: یکی دیگر از هدفهای ما از برقراری و توسعه ارتباط با دیگران، ایجاد شرایط مناسبتر زیستن با هم و پایهگذاری زندگی خوشتر و بهتر در رابطه با دیگران است. بسیاری از روابط ساده و کوتاه ما در زندگی، مانند سلام و احوالپرسی، به همین منظور صورت میگیرد. شرکت در میهمانیها، عروسیها، عزاها و غیره در زمره این روابطاند. از طریق این گردهماییها و مجالستها، ما سعی میکنیم با دیگران پیوند بیشتری پیدا کرده و از زندگی خود لذت بیشتری ببریم.
درجهای که ما ارتباطات را لذتبخش میدانیم، کاملاً بستگی به احساسی دارد که ما از فرد مقابل خود داریم. اگر فرد مقابل را دوست داشته باشیم، ارتباط برای ما با معنی و لذتبخش خواهد بود و از طولانیشدن آن خسته نمیشویم. برعکس اگر فرد مقابل برای ما ناخوشایند باشد، میخواهیم هرچه سریعتر ارتباط را خاتمه داده و خود را خلاص کنیم. اگر به طور مکرر ارتباط با کسی را ناخوشایند یافتیم، به تدریج از دامنه ارتباطی ما با او کاسته خواهد شد و سعی در گریز یا درصورت اجبار کوتاه کردن ارتباط خود با او خواهیم کرد.
3) نفوذ در نگرشها: در بسیاری از وضعیتهای ارتباطی، آنچه برای ما خیلی اهمیت دارد، اثرگذاری بر مخاطب و نفوذ در نگرشهای اوست. ما علاقهمند هستیم که نگرش او را در مورد مسئله موردنظر دگرگون کرده و با آنچه خود میاندیشیم یکسان سازیم.
4) گسترش روابط: برای برقراری ارتباطات اثربخش، نیاز به فضای روانی مثبت و قابل اتکا و اعتماد وجود دارد. اگر فضای ارتباطی نامناسب باشد، حتی بهترین پیام با ماهرانهترین شیوه ارسال، نمیتواند موجب شکلگیری یک ارتباط مؤثر و اثربخش شود. برخی از دشواریهایی که در روابط انسانها پدید میآید و به شکست در برقراری ارتباط میانجامد، نتیجه سوءتفاهمهاست. عوامل زیادی مثل خستگی مفرط، عصبانیت، سراسیمگی یا اغتشاش روانی باعث بروز سوءتفاهم و شکست در ارتباط میشوند.
5- کنش یا عمل: یکی از اهداف ارتباط، برانگیختن مخاطب به عمل است. تمام پیامدهای ارتباطی که به آنها اشاره شد (درک، لذت و مسرت، تأثیر بر نگرشها و گسترش روابط)، درصورتی حایز اهمیت هستند که در زمان و مکان معین به کار گرفته شوند. لذا مواردی وجود دارند که «عمل»، عامل مهمی برای موفقیت و اثربخشی ارتباطات است. فروشندهای که با تعریف از جنس خود میخواهد نگرش شما را نسبت به جنس مثبت کند، درواقع قصدش این است که شما جنس را بخرید. در تبلیغات سیاسی نیز هدف نهایی تبلیغگر این است که شما در زمان مقرر، عمل مورد نظر او (مثل شرکت در انتخابات یا پیوستن به تظاهرات و...) را انجام دهید و هدف او به تغییر نگرش شما محدود نمیشود. (فرهنگی،46:1382)
ارتباطات به عنوان رفتار، آموختنی است
افراد با مهارت ارتباطی بالا از مادر زاییده نمیشوند، بلکه رفتار ارتباطی هم مانند دیگر رفتارهای اجتماعی، کاملاً آموختنی است. اما این کار (آموختن رفتار ارتباطی) چگونه صورت میگیرد؟ اگر در اطراف خود دقت کنیم افراد زیادی را با خصوصیات ارتباطی مختلف میبینیم. بعضیها کمحرف و بعضیها پرحرف هستند. بعضیها کسلکننده و خشک هستند اما بعضی دیگر بسیار گرم و صمیمی. روشهای ارتباطی این افراد با یکدیگر متفاوت است. اما چرا و چگونه این رفتارها شکل میگیرند؟ در این مورد سه نظریه وجود دارد:
1) نظریه شرطیشدن کلاسیک: بسیاری از واکنشهای انسانی، حالت شرطی به خود میگیرند. برای مثال شما میآموزید که درمقابل فردی که او را دوست دارید، واکنش عاطفی نشان دهید. بعد از مدتی حتی با شنیدن نام او (که فقط یک کلمه است و نه خود او)، در شما حالتی مثبت پدید میآید. زیرا تجربهای خوشایند همراه با آن اسم است و شما با به خاطر آوردن آن اسم، آن تجربه را در ذهن خود زنده میکنید.
2) نظریه یادگیری وسیلهای یا ابزاری: یادگیری ابزاری یا وسیلهای، بر پایه اصل «پشتیبانی» یا «تقویت» شکل میگیرد. مثلاً تحقیق روی کودکان شیرخوار نشان میدهد که ارائه پاداش (شیرمادر، نوازش یا لبخند) درمقابل سروصدا (آواهای کودکانه)، منجر به سروصدای بیشتر از جانب کودکان میشود ولی عدم ظاهر نمودن عکسالعمل، منجر به کمشدن سروصدای آنها پس از مدتی میشود. لذا عامل «تقویت» یا «پشتیبانی» بر رفتارهای ارتباطی اثر میگذارد، یعنی بعضی از رفتارها را جرح و تعدیل و بعضی دیگر از رفتارها را به کلی خاموش میکند. برای مثال، اشخاص سعی میکنند در وضعیتهای اجتماعی خاص، تا حدممکن مؤدب بوده و (حتی به قیمت زیر پا نهادن حقیقت) نسبت به دیگران با نزاکت رفتار کنند. حال اگر فردی متوجه شود که دیگران این نوع رفتار او را حمل بر تزلزل، ناتوانی و غیرقابل اعتماد بودن او میدانند، درصدد برمیآید که رفتار خود را تغییر دهد. لذا سعی میکند رُک بودن و صراحت را فدای مؤدب بودن نکند و به جای نشان دادن یک رفتار کنترلشده بر اساس احساسات درونی خود واکنش نشان دهد. حال اگر به این ترتیب دیگران او را فردی منطقی، دلسوز، صادق و صمیمی تلقی کنند، رفتار ارتباطی جدید او تقویت میشود. یعنی رفتار قبلی خاموش میشود و رفتار جدید جایگزین آن میشود. هریک از ما روزانه صدها واکنش از خود نشان میدهیم که برخی از آنها تقویتشده و تعدادی نیز در نقطه مقابل نهی میشوند. یک رفتار، این تضمین را میدهد که آن رفتار باز هم تکرار خواهد شد.
تقویت، به اشکال گوناگون مطرح میشود. لبخند، نوازش و صداهای ملایم از سوی بزرگترها، عوامل تقویتکننده برای آواهای کودکانه است. اما تقویت برای یک بزرگسال ممکن است لبخند، تماس چشمی، تمجید و ستایش، روی موافق نشان دادن، پول، دادن امتیاز، پذیرش اجتماعی یا ترفیع شغلی باشد. شنیده شدن توسط فرد یا افرادی که برای ما اهمیت دارند، خود عامل تقویتی بسیار قوی است. والدینی که بسیار گرفتارند و فرصت پرداختن و گوش دادن به فرزندان خود را ندارند و به اشتیاق فرزندان در این مورد پاسخ مثبت نمیدهند، عامل تقویت را سرکوب میکنند. آنان به تدریج تلاش فرزندان خود را دربرقراری ارتباط خنثی میسازند. چنین فرزندانی در بلندمدت اشتیاق به ارتباط در اکثر زمینهها را از دست داده و درونگرا یا ارتباطگریز میشوند.
درحقیقت اینکه ما به خوبی شنیده شویم یا مورد توجه قرار گیریم، بزرگترین تقویت است. این یک دشواری عمده است که اکثر ما شنوندگان خوبی نیستیم یا به سخنان دیگران توجه چندانی نداریم. سخن گفتن، به مراتب، بیشتر از شنیدن افراد را برمیانگیزد. بنابراین در گفتوگوهای
گروههای کوچک، آنانی که بیشتر سخن میگویند، رضایت بیشتری از خود نشان میدهند و آنهایی که مشارکت کمتری داشته و کمتر سخن میگویند، رضایت کمتری خواهند داشت.
رفتارها در حالات مختلف نتایج گوناگونی را به وجود میآورند. رفتارهایی که در برخی وضعیتها و حالات مناسب هستند، ممکن است در وضعیت و حالات دیگر نامناسب باشند. یک سیاستمدار حرفهای که با رقیب خود به مناظره نشسته است و در این مناظره از منطق قوی، پیامهای کلامی محکم و تهاجمی و پیامهای غیرکلامی شدید استفاده میکند و رقیب خود را در موضع انفعالی شدید قرار میدهد و بر او میتازد، شاید موردتوجه اطرافیانش قرار گیرد و به خاطر کارهایش تقویت شود، اما اگر همین شخص در یک نشست مربوط به حل تعارض چنین رفتارهایی رااز خود بروز دهد، نه تنها تقویت نمیشود، بلکه مورد شماتت اطرافیان قرار میگیرد و او را به طرف خاموشی سوق میدهند. در وضعیت جدید او میباید، روح همکاری را به گروه القاء کند و از هر چیز که موجب عدم همکاری و تفرقه میشود، بپرهیزد. مناظره و مباحثه کردن و نیز مشکلگشایی و حل تعارض هر دو نیازمند مهارتهای ارتباطی هستند، اما هرکدام از آنها به نوع متفاوتی از رفتار نیاز دارند.
تا حد زیادی، تمام یادگیری اجتماعی ما، به تشخیص وضعیت و واکنش صحیح ما دربرابر آن وضعیت وابسته است.
3- یادگیری اجتماعی: نظریه یادگیری اجتماعی بر این نکته تأکید دارد که لزوما نباید رفتارها تقویت شوند تا ما آنها را تکرار کنیم، بلکه ما میتوانیم بسیاری از رفتارها را به سادگی و فقط با مشاهده آنها از دیگران فرا بگیریم. لذا در این نظریه، نقش مشاهده و اثر دیگران بسیار زیاد است.
براساس نظریه یادگیری اجتماعی، بسیاری از روشهای ارتباطی ما، زمانی که بسیار خردسال بودهایم شکل گرفته است. این شکلگیری از طریق الگوبرداری یا تقلید صورت میگیرد. عموماً اولین و بهترین الگوی ما والدین هستند. خواهران و برادران، بستگان، دوستان، همسایگان و معلمان بهترین منابع تقلیدند. خواندن و شنیدن داستانها، دیدن فیلمها، تماشای برنامههای تلویزیونی نیز جزئی از منابع تقلید هستند. ما شیوه انتقال خشم خود به دیگران رااغلب از والدین خود آموختهایم. برای مثال، شیوه لباس پوشیدن و سخن گفتن دانشجویان در محوطه دانشگاه، به میزان زیادی از سایر دانشجویان تقلید شده است. در دنیای کار و حرفه، بیشتر کارکنان الگوی خود را از رئیس خویش میگیرند. معمولاً ما الگوی خود را از کسانی دریافت میکنیم که احساس میکنیم مقتدرند و در زندگی ما نقش برجستهای ایفا میکنند.
رسانههای گروهی به میزان قابلتوجهی الگو ارائه میدهند. علاوه بر رسانههای گروهی، گروههای مرجع مثل هنرمندان، ورزشکاران، سیاستمداران، شخصیتهای تلویزیونی و سینمایی نیز در ارائه الگو نقش عمدهای را بر عهده دارند.