| دسته بندی | علوم سیاسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 83 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 71 |
چکیده
پیشرفت روزافزون تکنولوژی و اطلاعات باعث تغییرات بسیاری در عرصه حیات بشر شده است و این پیشرفت شتابنده تمامی جوانب زندگی انسانی را تحت الشعاع خود قرارداده است. آموزش هم یک امر جدائی ناپذیر از زندگی انسان است. پس این امر هم با دیگر عوامل تحت تاثیر این پیشرفتها و تحول ها قرارگرفته است. روزگار ما عصر تغییر و دگرگونی است! از خصوصیات این تغییرات شتابندگی، فراگیری و تاثیرگذاری است. بعبارت دیگر تکنولوژی جدید بر تمام عرصه های زندگی بشر نافذ و تاثیرگذار است (درانی، 1384 ).
ما می دانیم عصری که در آن قرارداریم، عصری ثابت و بی تحرک نیست. هرچند که انسان در طول حیات خود همیشه در حال تغییر و تحول بوده است اما تحولات آن دوران را هیچگاه نمی توان با تحولات سریع و شتابان این دوران مقایسه کرد ( همان منبع ).
می توان گفت حال که ارتباطات بر تمامی جوانب زندگی انسان تاثیر گذاشته است پس آموزش هم بی تاثیر نخواهدبود. می توان به جرات گفت در این عصر یکی از مهمترین نهاد اجتماعی که دستخوش تغییرات وسیع شده است. همین نهاد آموزش و یادگیری در سطح عمومی و عالی بوده است ( فقیهی ، 1383 ).
فصل دوم
تفاوت هایی بین دانش آموزان قرن 21 با قرن 20-19
گزارش کمیسیون (یادگیری : گنج درون) در برهه ای از تاریخ انتشار یافت که به نظر می آید جهان بین اهداف کوتاه مدت بلند مدت توسعه بشری و بین مادیات و معنویات در افسارگسیختگی بسر می برد. پیام این گزارش بطور کلی این است که فرد با نشانه گرفتن اهداف بلندمدت می تواند بهترین تلاش را در جهت نیل به نظرات کوتاه مدت انجام دهد. مفهوم یادگیری مادام العمر ما را توانا می سازد تا آموزش را در تمام ابعادش هم بعنوان ابزاری برای پیشرفت فردی و اجتماعی و هم بعنوان پایانی در خود مشاهده نماییم.
شناخت جهان و شناخت دیگران
یکی از اهداف اساسی تعلیم و تربیت کمک به تبدیل وابستگی متقابل به اتحادی است که آزادانه بتوان در آن وارد شد. برای رسیدن به این هدف باید مردم را قادر ساخت یکدیگر و دیگران را از طریق شناخت کلی جهان بشناسند.
اولین گام در جهت فهمیدن پیچیدگی های رو به رشد رویدادهای جهان و مبارزه علیه وضعیت نامعلوم آن، کسب معلومات، عینیت بخشیدن به حقایق و تعدیل نگرشی منتقدانه به جریان اطلاعات است. اینجاست که تعلیم و تربیت به عنوان عاملی جایگزین ناپذیر در پیشرفت قوه تشخیص بشر مطرح می شود و قدرت فهم واقعی رویدادها را ورای تصویر تحریف شده و کوتاهی که رسانه ها ارائه می دهند، تقویت می کند. تعلیم و تربیت آرمانی باید همه را یاری دهد تا شهروند دنیای متلاطم و در حال تغییری شوند که در مقابل چشمانشان تولد می یابد.
به طور یقین برای شناخت دنیا راهی جز شناخت روابط میان انسان ها و شرایط محیطی آنها دیده نمی شود. پرداختن به این مهم نیازی به افزودن درس جدیدی به برنامه تحصیلی که به اندازه کافی هم شلوغ شده است، ندارد. اما با بهره گیری از علوم طبیعی و اجتماعی در دروس موجود باید دیدگاه جامعی از روابطی که مردان و زنان را به محیط زندگیشان پیوند می دهد، پیش رو قراردهیم. این نوع آموزش را بعنوان بخشی از آموزش های مادام العمر نیز می توان به همه مردم آموخت.
همبستگی جمعی یا تأکید بر هویت
اتحاد و همبستگی جهانی به معنای نادیده گرفتن تمایل درون نگرانه شخص برای تاکید بر هویت خویش به منظور شناخت دیگران براساس احترام به تنوع فرهنگی است. در اینجاست که مسئولیت تعلیم و تربیت هم مهم و اساسی است و هم مشکل آفرین چرا که هویت را به دو طریق می توان تفسیر کرد: اثبات تفاوت شخص با دیگران و کشف دوباره ریشه های فرهنگی وی و تقویت همبستگی جمعی که ممکن است برای هرکس تجربه ای مثبت باشد. اما اگر سوء تفاهم پیش آید، ارتباط و گفتگو با فرهنگهای دیگر مشکل و یا تقریبا غیرممکن خواهدبود.
بنابراین تعلیم و تربیت باید در پی آگاه کردن افراد از ریشه ها و اصالت خویش باشد بطوری که به آنها نقطه مرجعی را نشان دهد که در مقام مقایسه با آن اشخاص قادر به شناخت موقعیت خود در جهان باشند و در عین حال باید به آنان بیاموزد که به فرهنگهای مختلف نیز احترام بگذارند. در این مورد باید به برخی از درسها اهمیت فراوانی داد. مثلا درس تاریخ اغلب حس هویت ملی را با نمایان تر کردن تفاوتها و ستودن برتری ها، تقویت می کند زیرا تدریس تاریخ کم و بیش بر مبنای نظریه ای غیرعلمی بنیان نهاده شده است. و این حقیقت ساده ما را بر آن می دارد که به ورای تجربه های بلاواسطه خودمان نظر افکنیم و تفاوتهای مردم را بشناسیم و بپذیریم که مردمان دیگر نیز تاریخی غنی و آموزنده دارند. پس شناخت فرهنگهای دیگر نه تنها ما را از یگانگی فرهنگ خویش بلکه از میراث مشترک همه انسانها نیز آگاه می سازد.
بنابراین شناخت دیگران، شناخت بهتر خویشتن را ممکن می سازد به عبارت دیگر شناخت و هویت موضوعی پیچیده است زیرا افراد در مقایسه با مردم دیگر (هم به صورت جمعی و هم فردی) و با مقایسه با گروههای مختلفی که به آنها تعلق دارند، براساس الگویی که مدام تغییر می کند، سنجیده می شوند. درک این مهم که انسان علاوه بر گروههای نسبتا محدودی چون خانواده، جامعه محلی و جامعه ملی به جوامع بالاتری نیز تعلق دارد، خبر از جستجو برای یافتن ارزشهای مشترکی می دهد که بنیان «اتحاد فکری و معنوی نوع بشر» را که در بیانیه یونسکو اعلام شده است، تشکیل دهد.
بنابراین تعلیم و تربیت مسئولیت ویژه ای در بنیان نهادن دنیایی که در آن حمایت متقابل کشورها بیشتر باشد، به عهده دارد و کمیسیون براین عقیده است که سیاستهای آموزشی باید قویا نشان دهنده این مسئولیت باشند. تعلیم و تربیت باید به ایجاد نوع دوستی تازه ای که اجزای اخلاقی لازم را در خود داشته باشد ، کمک کند و با آگاهی از فرهنگها و ارزشهای معنوی تمدنهای مختلف و احترام به آنها به عنوان وزنه تعادل در مقابل پدیده جهانی شدن، به آن اهمیت بدهد. در غیراینصورت جهانی شدن فقط به زمینه های اقتصادی یا تکنولوژی محدود خواهدشد. مفهوم ارزشها و سرنوشت مشترک مبنایی است که همه برنامه هایی که در زمینه همکاریهای بین المللی طراحی می شود، باید بر آن مبنا بنا شوند ( رئوف و دیگران ، 1376 ).
تفکر منطقی:
اندیشیدن یا تفکر منطقی با دیگر انواع تفکر، از این جهت که به وسیله هدفی (حل مسأله ) کنترل و هدایت می شود، تفاوت دارد. (هولفیش و اسمیت، ترجمه شریعتمداری، 1371)
تفکر منطقی، تفکری است که بتواند بر اساس فرضیات یا داده های عینی نتایج، تجزیه و تحلیل ها و جمع بندی های صحیح و منطقی بنماید. ابزار وعوامل تشکیل دهنده این نوع تفکر بر اساس تحقیقات انجام شده عبارتند از:
توانایی های یادآوری، مقایسه، گروه بندی، استقرا، استنتاج، ترکیب، تجزیه و تحلیل، تفسیر و تعبیر، پیش بینی و ارزشیابی.
برای دستیابی به تفکر منطقی لازم است که توانایی های شکل دهنده آن رشد یابند. این توانایی ها تنها در روند عملی و ملموس توسط خود فرد در به کارگیری مکرر آنان بر پایه تجربیات عینی شکل می گیرند و تکامل می یابند و سرانجام تفکر را برخوردار از بعدی منطقی در رویارویی با پدیده های مختلف می نمایند.
فرد دارای تفکر منطقی، خصوصیاتی را از خود نشان می دهد که در سه بعد به هم مرتبط گروه بندی می شوند عبارتند از: جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری. چنین فردی دارای ذهنیت فلسفی است. کسانی که دارای تفکر منطقی هستند، 12 شاخص زیر را کسب کرده اند:
جامعیت:
1- نگریستن به مواد خاص در ارتباط با زمینه ای وسیع
2- ارتباط دادن مسائل آنی با اهداف دراز مدت
3- بکار ب ردن قوه تعمیم
4- شکیبایی در تفکرات عمیق نظری
تعمق:
5- زیر سؤال بردن آنچه مسلم یا بدیهی تلقی می شود.
6- کشف و تدوین بنیادها
7- کاربرد حساسیت برای اموری که دارای معانی ضمنی و رابطه ای می باشد.
8- مبتنی کردن انتظارات بر جریان فرضیه استنتاجی- قیاسی
انعطاف پذیری:
9- رها شدن از جمود روان شناختی
10- ارزشیابی افکار و نظریات جدا از منبع آنها
11- دیدن مسایل با جهات متعدد
12- شکیبایی در قضاوت موقت و مشروط (بهرنگی، 1369)
عقل، تفکر و خلاقیت
یکی از استعدادهای بالقوه بشر، استعداد عقلی یا قوّة تعقل است که موجب امتیاز انسان از سایر حیوانات می گردد. عقل دریای بیکرانی است که دارای انتها و ساحلی نمی باشد و این اقیانوس بی پایان در هر فردی از افراد بشر وجود دارد ولی خود به خود به کوشش و فعالیت وا نمی گردد.
کشف مجهولات، ابداعات، اختراعات، خلاقیت و پیدایش قوانین علمی و اجتماعی همه از وجود همین نیروی الهی سرچشمه می گیرد که در انسانها به ودیعه گذاشته شده است. عقل وسیله ای است برای سنجش امور و قضایا و یا عمل مقایسه بین دو امری که هر دو مفید و مناسب باشند، عقل می تواند سرمنشاء کمال انسانی قرار گیرد. عقل روشنگر راه و جهت سنجش هدف انسان می باشد. عقل فطری بدون علم که همان عقل اکتسابی است فعال نمی گردد و قدرت تجزیه و تحلیل و درک و استباط و استنتاج را نمی یابد. علم و آگاهی هم بدون عقل هیچگونه ارزشی ندارد. اما عقل چگونه باید این حقایق را دریابد؟ عقل در بکارگیری حواس چنانچه راه صحیح را در پیش گیرد، در نتیجة آن حواس قادر به درک جهان خارج خواهد شد و معلومات لازم را در ذهن به وجود خواهد آورد و علوم مکتسبه می تواد روشنایی سنجش راه عقل و بالطبع عقل مستعد برای دریافت حقایق گردد. اگر حس کنجکاوی فرد در مسیر صحیح تربیتی قرار گیرد، متربی، فردی متفکر، پژوهشگر و خلاق پرورش یافته و در مرحله بعدی زندگی، فردی قائم به خود، منطقی، آزاداندیش و بالاخره نقاد کلام تربیت خواهد شد. (شالچیان، 1376)
3- خلاقیت : مشخصه موج سوم
حسینی ( 1383 ) در مقاله جهانی شدن و نظامهای نوین آموزش می نویسد:
تافلر[1] (1980) در کتاب موج سوم از سه موج که تمدن تا به حال شاهد بوده است یاد می کند. موج اول مربوط به دوران کشاورزی است و در این دوران به سبب وابسته بودن انسان ها به زمین بشریت از تفکری محدود برخوردار بوده است. موج دوم با شکل گیری انقلاب صنعتی به وجود آمده است و شرایط باعث ارتباط مناطق دور با یکدیگر شده است که نوعی ذهنیت موج دومی یا تخصص گرا را به همراه داشته است اما در موج سوم بشریت خود را با جهش غیرقابل تصور و با عمیق ترین خیزش اجتماعی و خلاقانه ترین نوسازی مواجه دیده است؛ از مهم ترین مشخصه های موج سوم خلاقیت است. خلاقیت به عنوان یک نتیجه طبیعی تمدن موج سوم و عامل اصلی حرکت به سمت این تمدن است. از ویژگی های دیگر موج سوم تولید نامتمرکز، انرژی احیاپذیر، بریدن از شهر، کار در خانه و ... است. تافلر معتقد است؛ تقلید از تمدن صنعتی که در حال سکرات است کار عبثی است. بنابراین کشورهای موج اول می توانند بدون طی توسعه صنعتی یا موج دوم به موج سوم برسند، به شرط آن که با اتکا به خلاقیت مردمشان موفق به ترکیب فناوری های پیشرفته با مختصات تمدن موج اولی خود شوند تا به پیشرفت و توسعه اقتصادی و فرهنگی نائل گردند و زاغه نشین های دهکده جهانی نباشند. بنابراین از نظر تافلر خلاقیت شرط بقا و حیات این جوامع است. (تافلر، 1980، ترجمه خوارزمی، 1378)
جورج لند و بت جارمن[2] (1379) نیز سیر تمدن را شامل سه دوران می دانند. دوران اول تمدن زمانی است که بشر غارنشین و صحرانشین مقهور طبیعت بوده است و خود را جزئی از طبیعت قلمداد می کرد و جهان بینی حاکم تحت تاثیر ارواح نامحدود قرارداشته است. دوران دوم تمدن، اقتصاد، از شکار حیوانات به اقتصاد با ثبات کشاورزی تغییر یافت ولی جهان بینی روح گرایی دوران اول مدتها ادامه یافت تا آن که با تاخیری چندهزار سلسله جهان بینی منطقی جایگزین شد. اکنون زندگی بشر از اوایل قرن بیستم بر پایه کشفیات دوران سومی و فناوری حاصل از آن قراردارد. اما جهان بینی و شیوه نگرش به جهان با دیدگاه دوران دوم (منطقی) ارزیابی و تجزیه و تحلیل می شود. و این باعث شده است سازمان های صنعتی، بازرگانی و آموزشی به جای کاربرد اصول دوران سوم با قوانین دوران دوم برخورد کنند و هرچه بیشتر تلاش می کنند نتایج معکوس به دست می آورند و مشکلات تازه ای به وجود می آید. که تنها چاره کار بهره گیری از جهان بینی خلاق دوران سومی است. لذا جامعه ای که بتواند از خلاقیت درصد بیشتری از اعضای خود بهره جوید، فاصله اش با کشورهای دیگر قابل قیاس با فاصله فعلی که هم اکنون بین کشورهای پیشرفته و در حال توسعه است، نخواهدبود.
با توجه به آنچه گفته شد، کلید هر سعادت و پیشرفت و حتی امکان حیات و ادامه بقا جوامع در حال توسعه در فرایند جهانی شدن تنها در خلاقیت، رشد و توسعه این توانایی است که سهم زیادی از آن بر دوش آموزش و پرورش است.
وی در ادامه می گوید: بازنگری در نظام آموزش و پرورش و تحولی همه جانبه در اجزا، عناصر و عوامل موثر در آن امر اجتناب ناپذیر و ضروری برای مصون ماندن یا به حداقل رساندن تخریب های جهانی شدن آموزش و پرورش و حرکت به سمت آموزش و پرورش جهانی است. جورج لند و بت جارمن (1379) معتقدند: جهان دائما به نحوی خلاق در حال تغییر است. بهره مند شدن از این تغییرات مستلزم نوع جدیدی از یادگیری است... چالش عظیمی که امروز جوامع با آن روبرو هستند روش های تازه ای برای یادگیری را طلب می کند... رهاکردن راههای کهنه، مدل های یادگیری حفظی، اتاق درسی کلاسیک، جداسازی معلم و یادگیرنده و فرایند رقابت و به جای آن ساختن محیطی که در آن افراد در فرایندهای تفکر خلاق درگیر شده و مدام و هوشمندانه مبادرت به دوباره آغازکردن می نمایند، راه حلی برای یادگیری موثر است.
جورج لند معتقد است: بحران آموزش دهه های اخیر، ساختن مدارس بیشتر، تدوین مجموعه مواد درسی جدید و بهبود آزمون ها را برانگیخته است. تاکید بر انجام کارهای بیشتر از همان نوع قبلی بوده است. معلمان بیشتر، کلاس های کوچکتر، سخت گیری بیشتر. این استراتژی ها به دانش آموزان کمک خواهدکرد که دانش موجود و مهارتهای تفکر منطقی خطی را کسب کنند. چنین استراتژی های یادگیری فقط در فرهنگهایی که در آنها مسائل آینده را می توان پیش بینی کرد، راه حل ها را از فرمول های از پیش تدوین شده به دست آورد. قابل قبول و بدیهی است در محیط امروز که تمام دانشی که از بدو تاریخ تاکنون انباشته شده، هرچهارسال یکبار دو برابر می شود و روزانه انواع جدیدی از کار پدیدار می شود، مناسبتی ندارد. دانستن پاسخ های صحیح باید با یادگیری چگونگی یادگرفتن و چگونگی خلق راه حلهای جدید جایگزین شود (لندوجارمن، ترجمه قاسم زاده، 149:1378)
تافلر معتقد است آموختن را باید از نو تعریف کنیم و هدف آموزش و پرورش باید تقویت دانایی عملی افراد برای پیش بینی وقایع و سازگاری با تحولات از طریق تخیل و به دست آوردن اطلاعات و یا قدرت روانی باشد.
برای این که دانش آموز در محیطی که به سرعت در حال تغییر و تحول است عملکرد خوبی داشته باشد باید فرصت یابد تا کاری بیش از جمع آوری و انبارکردن اطلاعات انجام دهد. باید به او فرصتی برای تغییر و تحول داده شود. در غیراین صورت تلاش هایش بی شک با شکست مواجه خواهدشد و این منوط به اصلاحات اساسی در ارتباط با تئوری آموزش و عمل است (تافلر، ترجمه پاکزاد و بهنامی، 24:1377).
نظام های آموزشی اگر بخواهند با تحولات بنیادی جامعه امروز خود را هماهنگ سازند نیازمند الگوهای نوین و خلاق آموزشی هستند تا دانش آموزان را برای مقابله با بحران های زندگی و بهره گیری از فرصتها و توانایی ها و خلاقیت های خویش آماده سازند. لذا بازنگری در ساختار، محتوا، شیوه های آموزشی و تغییر آن به سمت آموزش و پرورشی مبتنی بر روان شناسی آینده از اولویت های اصلی جامعه ماست.
چنان که تافلر می گوید: در زمانه پرآشوب و سرشار از تغییر و تحول تنها با مسلح شدن به روان شناسی آینده است که آموزش و پرورش می تواند با بازبینی مقوله یادگیری، خونی تازه در رگ هایش جاری کند. (تافلر، ترجمه پاکزاد و بهنامی 31:1377).
چه باید کرد که آموزش و پرورش، خلاقیت کودکان و نوجوانان را محدود نسازد بلکه بر عکس موجب رشد و گسترش آن را فراهم سازد؟ این سوال از این جهت مهم است که هدف آموزش و پرورش ایجاد تغییرات مطلوب دررفتار میباشد و گاهی تغییرات که به نظر مربیان و اجتماع مطلوب میباشد مغایر با خلاقیت یادگیرنده است، تا جائی که کوشش در راه ایجاد آن «تغییرات مطلوب » جلوی تظاهرات خلاقه یادگیرنده را سد میکند (خان زاده، 1358) .
خلاقیت انسان در رسیدن او به موفقیت کنونی نقش مهمی داشته است. محققین معتقدند همه انسانها در کودکی از استعداد خلاق بر خوردارند فقدان محیط مناسب و بی توجهی و عدم تقویت این توانایی مانع ظهور آن میگردد. برای هر جامعه ای وجود افراد خلاق ضروری است. زیرا جوامع در دوره انتقال و تغییر نیاز مبرمی به را ه حلهای خلاق برای مسایل حال و آینده خود دارند (حسینی ، 1385 ) .
تفکر خلاق
تفکر خلاق مانند تفکر انتقادی به شکلهای مختلفی تعریف شده است. هلپرن (1984) معتقد است که «خلاقیت میتواند به عنوان تواناییهایی برای تشکیل ترکیب جدیدی از اندیشه، جهت برآوردن نیاز تصور شود» (ص 324). بارون (1969) در مورد شمول تصور تفکر انتقادی و تفکر منطقی، معتقد است که «فرآیند خلاق متضمن یک مناظره پیدر پی بین هماهنگی و فوران احساسات بین همگرایی و واگرایی و بین تز و آنتیتز است.
«پرکینز» (1984) یک ویژگی مهم از تفکر خلاق را مشخص کرده است:
تفکر خلاق، تفکری است که طوری طرح شده که تمایل به منجر شدن به نتایج خلاق دارد. این تعریف به ما یادآوری میکند ملاک خلاقیت، بازده است. در واقع وقتی فردی را خلاق مینامیم که همواره نتایج خلاق به دست آورد؛ یعنی از طریق ملاکهای قلمرو سؤال به نتایج بدیع و به عبارتی درست، دست یابد.
پرکینز به طور ضمنی اشاره میکند که برای یاددهی خلاقیت ملاک نهایی باید بازده شاگردان باشد. ولی تفکر متفاوت شاگردان مختلف ممکن است باعث شود که آنها ثمره کمی به بار آورند؛ مگر اینکه به نوعی بینش با عمل برگردانده شود. این عمل ممکن است درونی باشد (مانند تصمیمگیری یا تنظیم یک فرضیه) یا بیرونی باشد (مانند نقاشی یک تصویر، بازی با کلمات یا یک تمثیل و پیشنهاد یک راه حل جدید برای اجرای آزمایش). اما تفکر خلاق باید حاصلی هم داشته باشد.
جنبههای تفکر خلاق
1 – خلاقیت در تلفیق با میل و آمادگی زیاد رخ می دهد: یک استدلال غلط عمومی درباره خلاقیت این است که، لازمه آن کار سخت و دوراندیشی نیست. هرمان و رین گلد(1984) معتقدند که شرط قبلی معمول برای خلاقیت، کلنجار رفتن دقیق، شدید و طلانی با یک مسأله است. آنها نقل قول می کنند که «استراوس» یکی از موسیقیدانان چنین می گوید:
»من می توانم با تجربه خود به شما بگویم کهمیل پرشور و هدف ثابت همراه با عزم راسخ، ما را به نتایج می رساند. اندیشه مصمم و متمرکز شده نیرویی شگرف است. من متقاعد شدهام که این یک قانون است که در مورد هر تلاشی صدق می کند.:
بدین ترتیب، رادسپ (1983) در مورد فرد خلاق می نویسد:
«این تصور رایج که فرد خلاق عمدتاً بر فکر بکر تکینه می کند، تصوری کاملاً نادرست است. لازمه به دست آوردن خلاقیت یک کار عمیق، خود انضباطی و فداکاری مداوم، سخت و طاقت فرسا است.: (ص 178)
«پرکینز: (1985) به آسانی مطرح می کند که : «افراد خلاق بدون استثنا سخت کوش هستند، آنها باید فعالیتی را به کار گیرند. که از نظر افراد دیگر ممکن است نامعقول تصور شود».
2 – خلاقیت مستلزم فعالیت در کنار قابلیت شخص است به جای مرکز آن: این نظریه برای فرآیند خلاقیت بسیار مهم است (پرکینز، 1981، 1984) . گذشته از زمان و تلاش، افراد خلاق همواره شقوق دیگر را پس می زنند. زیرا می کوشند فشاری که دانش و توانایی های آنها را محدود می کند، از میان بردارند.
متفکران خلاق فقط به این که «چه چیز به دست خواهد آمد» قانع نیستند؛ بلکه آنها برای یافتن چیزهایی که کمی بهتر کار خواهد کرد، مؤثر خواهد بود و وقت کمتری را خواهد گرفت ، یک انگیزش همیشه حاضر دارند.
3 – لازمه خلاقیت بیشتر موضوع ارزش یابی درونی است تا بیرونی: توانایی افراد خلاق برای مخاطره کردن در اعتماد آنها به معیارهایی ارزشیابی خودشان نهفته است (پرکینز، 1984 – 1985) . افراد خلاق به طور درونی به خود می نگرند و به صورت برونی به همتایان خود تا در مورد درستی و اعتبار کار آنها قضاوت نمایند. رادسپ (1983) تأکید می کند که شخص خلاق، تحمل می کند و اغلب به صورت آگاهانه کار در انزوا را در خود پرورش می دهد. ایجاد منطقهای حائل که به وجود می آورد فرد را از بعضی از هنجارها و اعمال استاندارد جدا می کند. تعجب آور نیست که بیشتر اخلاق افراد خلاق در ابتدا مورد پذیرش وقبول افراد معاصر خود نبودهاند.
مسألهای که وابستگی نزدیک با موضوع ارزش یابی دارد، انگیزش است. پرکینز (1985) تأکید می کند که خلاقیت انگیزش درونی را بیش از انگیزش بیرونی در بر می گیرد. انگیزش درونی به طرق گوناگونی آشکار می شود: اذعان به ایثار، ساعات طولانی، توجه به صنایع، درگیری با اندیشه ها و به عبارت درست، مقاومت در برابر آشفتگی خاطر که از پاداش های درونی ناشی می شود. مانند درآمد بیشتر در مقابل خلاقیت کمتر در نوع کار. در واقع مدارک و شواهد قابل توجه نشان می دهد که انگیزش بیرونی قوی، انگیزش درونی را تخریب می کند (امابیل، 1983).
4 – خلاقیت شامل تنظیم دوباره اندیشهها است: این جنبه از خلاقیت عموماً بیشتر مورد تأکید است؛ اگر چه نظریه پردازان مختلف آن را به طرق گوناگون شرح می دهند. مفهوم قابلیت انعطاف پذیری همان طور که پرکینز (1984) و رادسپ(1983) توضیح دادهاند، زیر این مقوله قرار می گیرد. تفکر واگرا که گیلفورد (1965) به شرح آن پرداختند و تفکر جانبی که به وسیله بونو (1970) توصیف شده نیز در در این گروه جای دارند.
به منظور فهمیدن این که چگونه یک اندیشه دوباره تنظیم می شود، باید ابتدا در نظر بگیریم که چطور یک اندیشه تنظیم می شود. نظریه پردازان پردازش اطلاعات (مانند رامل هرت و ارترنی / 1977) تأکید می کنند که تفسیر ما از جهان از طریق ساختارهایی است که طرح واره نامیده می شود، یعنی ساختارهای دانشی که اطلاعات مربوط به آن به صورت خوشه جمع گردد. مردم برای فهمیدن و تفسیر جهان از طرح واره ها استفاده می کنند. اسمیت (1982) . به طور کلی از طرح واره ها به عنوان نظریه هایی درباره چگونه بودن جهان صحبت می کند: «تئوریهای دنیا در سرمان» او می نویسد که طرح وارهها اساس همه ادراک و فهم ما از دنیا، ریشه همه یادگیری ها، منبع همه امیدها و بیم ها و انگیزه ها و انتظارات ماست.
این ساختار عملاً به منظور توصیف هر نوع عملکرد شناختی از درک دیداری (لیندسی و نورمن، 1977) تا فهم زبانی به کار برده می شود. (رامل هرت، 1980) این «تئوریهای دنیای انسان» برای یادگیری و فهم ما از دنیا امری اساسی هستند؛ ولی تناقض عجیبی در این طرح واره ها وجود دارد. همان قدر که آنها اساس درک و فهم بشر هستند، اما برای تفسیرهایی که در خارج از گستره آنها قرار می گیرد، اغفال کنندهاند.
خلاقیت شامل توانایی فراتر رفتن از طرح وارهها ( طرح کنش و واکنش) عادی است که برای نزدیک شدن به مساله به کار می رود: بنابر خصلت فرد خلاق، توانایی نگریستن یک مسأله از یک چارچوب از مرجع یا طرح واره (طرح کنش و واکنش) و سپس آگاهانه تغییر چارچوبی دیگر از مرجع دادن یک دیدگاه کاملاً جدید را داراست. این فرآیند ادامه می یابد تا شخص مسأله را از دیدگاههای مختلف نگاه کند.
تنظیم دوباره اغلب شامل استفاده از الگوها، استعارهها یا تشبیهات است. وقتی روشهای تجزیه و تحلیل مستقیم، به استنتاجی در به وجود آوردن یک راه حل خلاق شکست خورد، فرد خلاق می تواند با ساختارهای متفاوت ایجاد رابطه کند، زیرا این ساختارها، پرورده (ماهرانه) و مبسوط هستند و ممکن است نتیجه آنها راه حلهای محکم و جدید باشد. (رانکین، 1964).
| دسته بندی | پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 123 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 71 |
فصل اول
کلیات
بیان مسئله
پوست بدن به عنوان وسیعترین و یکی از اولین اعضاء بدن که در معرض گاز خردل قرار می گیرد معمولاً بیشترین آسیب را نسبت به سایر اعضاء متحمل میشود (1). سولفورموستارد به عنوان یک عامل آلکیلان بر سلولهای پرولیفراتیو بدن مانند سلولهای بافت پوست ، لنفوئید و مغز استخوان تاثیر میگذارد (2)و باعث ایجاد عوارض حاد و مزمن میشود. از جمله عوارض حاد سولفورموستارد میتوان به اریتم و خارش اشاره کرد و از عوارض مزمن و گاهاً مقاوم به درمان این عامل میتوان خشکی پوست (xerosis) و خارش مزمن را نام برد(3و4)که بیشتر ناشی از اثر توکسیک مستقیم عامل میباشند. (5)
در خصوص مکانیسمهای ایجاد کننده خارش ، اگر چه مدیاتورهای دقیق ایجاد کننده آن کاملاً مشخص نیست و پاتوژتر آن روشن نمی باشد ولکن در خصوص مدیاتورهای وازواکتیو مثل هیستامین اتفاق نظر بیشتری وجود دارد که بعنوان عامل اصلی ایجاد کننده خارش و التهاب باشد (6) و در این خصوص تحقیقات نشان داده است که افزایش ریلیز هیستامین از لکوسیت های محیطی و افزایش سطح هیستامین پلاسما و پوست در مرحله تشدید خارش و ضایعات اگزمائی پوست مشاهده گردیده است (7) و به همین دلیل آنتی هیستامین ها نیز بعنوان داروی استاندارد در پروتکل های درمانی توصیه میشود.
از طرف دیگر، کورتیکو استروئیدهای موضعی پاسخ خوبی را در بهبود ضایعات خارش دار ایجاد کرده اند و هنوز هم جزو خط اول درمان محسوب میشوند ولکن در موارد خشکی شدید پوست و خارش متعاقب آن که گاهاً با التهاب شدید و خونریزی و آسیب های بافتی پوست همراه است، مصرف کورتیکو استروئید های موضعی سئوال برانگیز است.(6) بعلاوه اینکه با توجه مزمن بودن این مشکل در جانبازان شیمیایی و نیاز به درمان طولانی مدت با کورتیکوستروییدها، احتمال بروز عوارض جانبی این دارو بخصوص در نواحی پوستهای نازکتر وجود دارد.(8)
آنچه که امروزه بیشتر در درمان این ضایعات خارش دار استفاده میشود آنتی هیستامین ها و بیحس کننده های موضعی بدلیل کاهش حساسیت گیرنده های درد و در نتیجه کاهش خارش میباشد و همینطور کورتیکواستروئیدها و نرم کنندهها جهت کاهش التهاب و کمتر کردن خشکی پوست میباشد که مورد توجه هستند. (9)
از آنجا که ضایعات خارش دار اغلب مقاوم به درمان بوده و خشکی پوست و خارش های مداوم زخم های موضعی را نیز ایجاد میکند در این حالت مصرف کورتیکواستروئید ها و بیحس کننده های موضعی با پایه چرب نه تنها کمکی به درمان نمیکند بلکه ممکن است عوارض پوستی را به همراه داشته باشد و ضایعات را بدتر کند.
به نظر میآید که ترکیب موضعی Unna`s boot که شامل زینک اکسید ، کالامین ، گلیسیرین و ژلاتین میباشد (10) احتمالاً بتواند در درمان خارش ، خشکی پوست و بهبود زخم های ایجاد شده در اثر خارش مؤثر باشد و بتواند جایگزین مناسبی برای کورتیکواستروئیدهای موضعی باشد . امروزه گزارشاتی در خصوص اثرات ضد خارش ترکیب زینک اکسید ، کالامین و گلیسرین که مواد موثر این دارو هستند وجود دارد (11) و برخی دیگر به طور خاص بر اثربخشی چشمگیر کالامین در درمان علامتی خارش تاکید دارند.(12و13و14و15)در ارتباط با اثر بخشی این دارو و بخصوص اثرات مفید این دارو در بهبود زخم ها و بخصوص زخم های فشاری که در اثر بهبود وضعیت میکروسیرکولاسیون پوستی و زیر پوستی آن میباشد نیز گزارشهایی وجود دارد(16و17). از طرفی این ترکیب بدلیل داشتن گلیسیرین و ژلاتین می تواند اثرات مفیدی در خصوص برطرف کردن خشکی ناحیه خارش دار داشته باشند.
مطابق آمار موجود در حال حاضر بیش از386653 جانباز جنگ تحمیلی در کشور ما وجود دارد که از این بین48420 نفر از ضایعات شیمیایی رنج میبرند. این تعداد جانبازان شیمیایی در حالی روزانه وارد دوره حاد بیماری و از دست دادن قوای خود میشوند که تا کنون فقط به تنها 35978 نفر از آنان استفاده از حق پرستاری تعلق گرفتهاست.(18) با احتساب تعداد جانبازان جنگ و اضافه شدن تعداد دیگری از آزادگان به خیل جانبازان و از آنجا که اکثر این بیماران در سنین میانسالی و فعالیت بسر میبرند، لزوم توجه به مشکلات در این بیماران بیش از پیش مطرح میشود.
گاز خردل :
با وجود اینکه بشر از راه حل مشکلات بهداشتی و درمانی و کنترل بیماریهای عفونی درسایه پیشرفت و تمدن کمک شایانی در بقا مادی خود نموده است اما همزمان به علت داشتن خلق و خوی حیوانی از دیدگاه و جنبه دیگری از این پیشرفت بهرهبرداری کرده و همواره در فکر برنامهای برای طراحی و گسترش شیوههایی بوده که از آنها بر علیه همنوعان خود استفاده کند. یکی از این شیوهها کاربرد سلاحهای شیمایی است. گازهای شیمیایی که در ابتدا به عنوان خدمت به بشر در آزمایشگاه سنتز گردید، بعداً تبدیل به سلاحهای مخرب شدند که باعث نابودی نسل بشر میگردند. به کارگیری این گازها و مواد شیمیایی در جنگها به حدود 2 هزار سال قبل از میلاد، قرون وسطی و عهد باستان برمیگردد به طوری که در آن زمان مدفوع اجسادی که به وسیلة بیماری مسری میمردند را در چاه آب آشامیدنی طرف مقابل میریختند و آنها را مسموم میکردند.(18) پس از آن استفاده از مواد شیمایی در جنگ جهانی اول صورت گرفت که تلفات بسیاری را ایجاد کرد. در طی هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز بارها و بارها شواهد به کارگیری سلاحهای شیمیایی از طرف رژیم بعثی عراق بودیم که اولین بار در سال 1359 بود و بیشترین مورد استفاده آن در سال 1366 در منطقه سردشت بود که تلفات جانی و مالی بسیاری را در برداشت و هنوز هم پس از گذشت 19 سال از اتمام جنگ مسائل و مشکلات مصدومین شیمیایی گریبانگیر جامعه ما میباشد. (19)از جمله ضایعاتی که باعث مراجعه مصدومین شیمیایی به کلینیک میشود مشکلات پوستی میباشد که یکی از مهمترین آنها خارش مزمن است که واقعا برای بیماران طاقتفرسا میباشد. خارش شایعترین احساس نامطلوبی است که ما در پوستمان تجربه میکنیم، از درد شایعتر است، بیشترین تشویش را ایجاد میکند و درمان آن مشکلتر است. حس خارش میتواند در اثر طیف وسیعی از اختلالات پوستی و عفونت و یا در اثر تحریک خارجی از قبیل تغییر درجة حرارت، ضربه یا قرار گرفتن در معرض مواد زیانآور ایجاد شود.(20) همچنین خارش میتواند تظاهری از یک بیماری سیستمیک باشد. اکثر واکنشهای آلرژیک جلدی و سیستمیک باعث خارش میشوند و اغلب یک مشکل شدید تشخیصی ایجاد میکنند.(20) در سطح مولکولی، هیستامین بهترین واسطه شیمیایی شناخته شدة خارش است اگرچه مواد شیمیایی دیگری مثل (پاپائین، تریپسین و ... ) نیز واسطههای شیمیایی شناخته شدة خارش هستند(20) در وسیعترین سطح، خارش میتواند به عنوان یک پاسخ همسان به طیف وسیعی از تحریکات فیزیکی و شیمیایی منظور شود. پوست خشک، علل متابولیک و عللی از جمله بیماریهای انسدادی صفراوی، اورمی، بیماری تیروئید، پرکاری پاراتیروئید، دیابت، نقرس و بدخیمیها،پارازیتوزیس، واکنشهای دارویی و علل متفرقة دیگر میتوانند علل مهم بیماریهای داخلی همراه با خارش باشند.(20) هنوز تحقیقاتی در مورد درمان خارش در جانبازان شیمیایی ادامه دارد و ما در این مطالعه بر آن شدیم تا تأثیر داروی unna’s boot را در درمان خارش مشخص نمائیم.
تاریخچة خردل:
در اواخر جنگ جهانی اول در ژوئیه سال 1917 در یکی از شهرهای کوچک بلژیک بنام ایپر (ypres) در بلوار معروف استاند(ostand) از طرف واحدهای ارتش آلمان نوعی گز سمی به کار رفت که تلفات نسبتا" سنگینی به قوای متفقین وارد آورد زیرا نه تنها موجب آسیبهای ریوی، بلکه ضایعات چشمی و جلدی و اختلالات شدید معدی- رودهای را نیز سبب شد. سربازان این گاز را به مناسبت محلی که در آن به کار رفته بود ایپریت و به علت بویی که داشت گاز خردل نامیدند در صورتیکه به هیچ وجه با اسانس خردل معمولی ارتباطی نداشت. (20) گاز خردل مادهایست به نام شیمیایی سولفوردی اتیل که سالها قبل شناخته و توصیف شده بود. نکته جالب اینکه در اوایل جنگ یعنی در سال 1915 یکی از فیزیولوژیستهای معروف انگلیسی به نام جی.بی.اس.هالدانز (J.B.S.HALDANS) استفاده از گاز تاولزا (vesicant) را به عنوان سلاح جنگی پیشنهاد کرده بود ولی فرماندهان متفقین بدان جهت که بقدر کافی کشنده نبود نپذیرفته بودند. بعد از جنگ جهانی اول از سال 1919 عدهای از محققین متوجه شدند در مسمومیت با گاز خردل تعداد گلبولهای سفید خون کم میشود و اراتوپسی کسانی که توسط این گاز از بین رفتهاند، انهدام مغز استخوان و بافتهای لنفوئیدی مشاهده میگردد. ده سال بعد یعنی در سال 1929 دانشمندی به نام اس.برنبلوم (S.Berenblum) که راجع به سرطانهای آزمونی به وسیلة قطران زغال سنگ مطالعه مینمود. با توجه به اینکه ایپریت، آسیبهای جلدی ایجاد میکند، به فکر افتاد تأثیر قطران را با اضافه نمودن مقداری گاز خردل تشدید کند ولی با کمال تعجب ملاحظه کرد این ماده شیمیایی بر نمو بافت سرطانی پوست حیوانات آزمایشگاهی اثر معکوس دارد و مجاور نمودن نیم درصد آن در استون این بافت را منهدم میکند. بعد از این کشف اتفاقی، چون گاز خردل مسمومیت شدید داشت عدهای در صدد برآمدند ترکیبات مشابهی که کمتر سمی باشند به دست آورند. اولین اقدام این بود که به جای اتم دو والانسی گوگرد یک اتم سه والانسی ازت یا نیتروژن قرار دهند و والانسی اضافی را با یک رادیکال الکلیل مرتبط نمایند. بدین ترتیب یکدسته اجسام جدید ساخته شد که آنها را خردلهای ازت نامیدند. علت این که کلمه خردل هنوز در نامیدن این اجسام به کار رفته، این است که مبدأ اولیه آنها یعنی گاز خردل را یادآور باشند. (20) در جنگ جهانی دوم نیز مقداری از این مواد سمی به منظور استفاده احتمالی در میدانهای نبرد ساخته شد ولی خوشبختانه بکار نرفت. از لحاظ درمانی نیز بر روی این گاز اعمالی انجام گرفته است با در نظر گرفتن نتایج رضایت بخش حاصل از استعمال خردلهای ازت در سرطانهای آزمونی، اولین بیمار سرطانی در سال 1942 یعنی در بحبوحه جنگ جهانی دوم به وسیله مکیلرواتامین (mechilorethamin) تحت درمان قرار گرفت. ابتدا بهبود قابل ملاحظهای بدست آمد، اما دورة فروکش بیماری کوتاه بود، در دورههای بعدی معالجه، به علت عدم سازگاری و آسیب به مغز استخوان، نتایج حاصل رضایت بخش نبودند. باید اضافه شود که حتی تا مدتی بعد از پایان جنگ، نیز این مواد جزو سلاحهای سری طبقهبندی شده بودند. به همین علت تحقیقات فارماکوتراپیکی در مورد آنها با کندی انجام میگرفت. اما بعد از اینکه ظاهرا" آزاد اعلام شدند عدهای از محققین مخصوصا" فارماکولوژیستهای معروفی به نامهای گودمن و گیلمن به اتفاق همکاران خود راجع به خواص این اجسام مطالعات زیادی انجام دادند و مقالات مهمی منتشر نمودند (البته این موضوع در مورد نحوة استفاده جنگی از این مواد صدق نمیکند چون استکبار جهانی به منظور حفظ منافع خود برای رسیدن به هدفهای استراتژیک همواره فن آخر را برای استفاده از آن به عنوان تیر خلاص به صورت مخفی در دست خود نگه میدارد) (20). پس از آن معلوم شد که خردلهای ازت در واکنش با سایر اجسام شیمیایی یک گروه الکیل خود را جانشین یک اتم هیدروژن آنها نموده و خواص آنها را تغییر میدهند. به همین دلیل خردلهای ازت را عوامل آلکیهکننده نامیدند. تمام ترکیباتی که بدوا" به کار میرفتند سمی و فقط از راه تزریقی قابل تجویز بوده و مدت توقف و اثر آنها در خون کوتاه بود. اما به تدریج توانستند ترکیبات جدیدتری تهیه نمایند که از راه دهان نیز مؤثر بوده و مقداری از معایب اولیه را از نظر عوارض فرعی نداشته باشد.(20)
خردلها: (Mustards)
ترکیبات خردل از عوامل تاولزا هستند که بیشترین ضایعات را در پوست ایجاد میکنند و مسمومیت عمومی و علائم سیستمیک آنها بروز خواهد کرد. این ترکیبات اغلب به شکل مایع روغنی سنگین، فرار، محلول در حلالهای آلی و نامحلول یا جزئی محلول در آب هستند که در مصارف نظامی برای ایجاد مسمومیت در افراد مورد تفاهم به صورت ابر یا دود در فضا میگردند. ضایعات حاصل بیشتر در نواحی باز بدن به صورت اریتم و تاول همراه با خارش، سوزش و درد دیده میشود.(18) گاز خردل گوگرددار یا سولفور موستارد، 2و2 دی کلرواتیل سولفاید، اولین و شناخته شدهترین ترکیب از این دسته بود که توسط دسپورتس (Desprotz) در سال 1822 و در سال 1859 به وسیلة گوترینه (Guthrine) سنتز گردید. دیگر مشتقات خردل مانند خردلهای نیتروژنه تا اواسط قرن 19 کشف و سنتز گردید. گاز سولفور موستارد برای اولین با در نزدیکی دهکده یپریت در بلژیک در سال 1917 توسط قوای آلمانی مورد استفاده قرار گرفت و به همین دلیل فرانسویان نام یپریت را نیز به گاز خردل دادند نام دیگر گاز خردل صلیب زرد بود زیرا برای مشخص نمودن مخازن حاوی خردل از علامت صلیب زرد استفاده مینمودند.(18) از نظر نظامی اختصارات H, HD, QH نیز به گاز خردل یا سولفورموستارد اطلاق میشود. در سال 1918، SMITH و همکارانش جذب پوستی و در 1919، BERENBLUM مسمومیت سیستمیک و اثر تومورزایی سولفور موستارد را در موش سوری گزارش کردند. در جنگ جهانی دوم از این گاز استفاده نشد، لکن انبارهای طرفین متفاهم هم انباشته از این سلاح گردید، به طوریکه از سال 1945 تا سال 1954 حدود 50000 تن از این گاز در دانمارک و حدود 2000 تن در سوئد ذخیره گردید، اما رسما" در هیچ جنگی از آن استفاده نشد تا اینکه در سال 1984 عراق علیه قوای ایران از آن استفاده نمود. در همان سال 23 ماهیگیر در دریای بالتیک به علت نشت گاز خردل از مخازن خود به دریا مصدوم گردیدند با بروز این حادثه و همچنین استفاده گسترده عراق از این سلاح شیمیایی در جنگ با ایران فصل تازهای از تحقیقات روی این ترکیبات که از سال 1950 تقریبا" متوقف شده بود، آغاز گشت و محققین زیادی را در ایران و سایر کشورهای جهان به خود مشغول ساخت (18) خواص فیزیکی سولفورموستارد: سولفور موستارد به صورت مایع روغنی شکل فرار، بیرنگ تا کهربایی با واکنش خنثی میباشد که از لحاظ فیزیکی و شیمیایی نسبتا" پایدار است به طوری که در آب در مدت 2 ساعت 22 درصد آن و پس از 24 ساعت 60 درصد آن به اسید کلریدریک و تیودیگلیکول هیدرولیز میشود. حلالیت آن در حلالهای آلی بسیار خوب است ولی فقط حدود هفت صدم آن در آب حل میشود.
در حضور مواد قلیایی: حرارت بالا هیدرولیز گاز خردل تسریع مییابد بر عکس در آب و هوای سرد و معتدل پایداری گاز افزایش مییابد و در آب و هوای گرم از پایداری آن کاسته میشود ولی به علت تبخیر سریع میزان غلظت آن در هوا نسبتا" بالا خواهد بود. و همان طوری که میدانیم پرمنگنات نیز با اکسید کردن سولفور موستارد آن را خنثی میکند ولی خردل نیتروژندار کمتر تحت تأثیر پرمنگنات اکسیده میشود. 1فرمول مولکولی سولفور موستارد C4H8CL2S و وزن مولکولی آن 08/159 مولکول گرم و وزن مخصوص آن 338/1-27/1 بوده که در دمای 217-215 درجه سانتیگراد به جوش آمده و در 14-13 درجه سانتیگراد منجمد میشود و کریستالهای بیرنگ و شمعی ایجاد میکند. گاز خردل خالص بیبو است اما به مرور زمان به علت تولید اتیل سولفور در آن، بوی سیر میدهد. در یک نوع گاز خردل تحت عنوان گاز اچ حدود 30 درصد ناخالصی به صورت گوگرد وجود دارد و به همین لحاظ دارای بوی مشخصی میباشد. با شستشو و تصفیه گاز خردل در خلاء، خردل تصفیه شده تولید میشودکه بویکمتر و قدرت تاولزایی بیشتر از گاز H داشته و ازآن پایدارتر است.(20)
شیمی خردلها
در ساختمان همه خردلها یک عنصر نوکلئوفیل و یک عنصر الکتروفیل وجود دارد. در این ترکیبات عنصر الکتروفیل با حمله الکترونهای عامل نوکلئوفیل موجود در ساختمان جسم (مانند S, N) جسم را ترک کرده و باعث ایجاد یک کاتیون سه ضلعی حلقوی میگردد که این حلقه میتواند به راحتی مورد حمله عوامل نوکلئوفیل درون بدن نظیر اسیدهای آمینه، آب، اسیدهای نوکلئیک و ... قرار گیرد و همین امر باعث تراتوژنیسیته و کارسینوژنیسیته این ترکیبات میشود. در درمان مسمومیت با موستاردها، آنتیدوتها روی عاملی مؤثرتر است که به میزان کمتری وارد سلول میشوند و کاتیون حلقوی بیشتری ایجاد مینماید به همین دلیل تیوسولفات سدیم که به عنوان آنتیدوتموستارها به کار میرود روی نیتروژن موستارد مؤثرتر از سولفور موستارد است چون تیوسولفات قادر به عبور از غشای سلولی نیست.(18)
مکانیسم عمل موستاردها: شکل حلقوی موستاردها با درجات مختلف با اکثر گروههای فعال بیولوژیکی مانند آلفاآمینها، ایمیدازول، سولفوهیدروکسی، سولفید، فنلآمینها- ایمینهای اسیدهای آمینه، پپتیدها، فسفاتهای معدنی، گلسیروفسفاتها، هگزوفسفاتها و گروههای آمین و کربوکسی پروتئینها واکنش میدهد. نشان داده شده که اثرات ستیوتوکسیک سایر موستاردها تا حد زیادی بستگی به آلکیلاسیون DNA به طور اعم و به خصوص در ناحیة نیتروژن شمارة هفت گوانین دارد. به طوری که چنانچه موستارد دارا و واجد یک بازوی فعال باشد با یک گوانین و اگر دو محل فعال داشته باشد میتواند با دو نیتروژن از دو مولکول گوانین وارد واکنش شود. علاوه بر این موستاردها با اثر بر روی قسمتهای دیگر DNA مثل جفت شدن با تیمین نیز سبب آلکیلاسیون و تخریب میشوند. همچنین موستاردهایی که دارای دو بازوی فعال هستند عملا" سمیتر هستند زیرا سبب پارگی DNA شده و در بقای سلولی اختلال ایجاد میکنند در حالی که موستاردهایی که دارای یک بازوی فعال هستند خواص موتاژنیک و کار سینوژنیک بیشتری دارند و از این رو سبب ایجاد تغییرات ثابت در درون ساختمان DNA میشوند.
مکانیسم ایجاد تاول بوسیله عوامل آلکیله کننده موستاردی از طریق تأثیر بر DNA توجیه میشود به طوری که ثابت شده است که در سلولهای پوششی، پورینهای DNA را آلکیله کرده و نقاط آپورینیک ایجاد میکنند در نتیجه آلکیلاسیون DNA ، اندونوکلئازها فعال شده و سبب شکستگی در DNA میشوند. تکههای ایجاد شده از DNA سبب فعال شدن آنزیم ADP ریبوز پلیمراز میشود که این آنزیم باعث پلیمریزاسیون ADP شده و AD مثبت و نیکوتین آمید آزاد میشود. از بین رفتن این عنصر حیاتی در سلول سبب مهار گلیکولیز و فعال شدن راه هگزوز مونوفسفات و سبب القای مهارکننده پلاسمینوژن و آزاد شدن پروتئازها میشود که موجب شروع التهاب و ضایعات پوستی میگردد. به علاوه بسیاری از سیستمهای آنزیمی دیگر نیز به طور برگشت ناپذیر توسط موستاردها مهار میشوند از جمله پروتئازها و فسفوکینازها که حساسیت بارزتری نسبت به موستاردها دارند. نشان داده شده که حساسیت آنزیم به مهار توسط موستاردها، به بافتی که آنزیم در آن قرار دارد بستگی دارد به عنوان مثال کولین اکسیداز توسط موستارد در کلیه موش صحرایی مهار میشود ولی کولین اکسیداز مهار نمیشود.(18)
متابولیسم و دفع گاز خردل:
متابولیسم خردل مارکه (355) در موش سوری، موش صحرایی و انسان حاکی از آن است که قسمت اعظم گوگرد رادیواکتیو از طریق ادرار 24 ساعته دفع میشود. 30-25 درصد سولفور موستارد جذب شده در بدن در حضور آب هیدرولیز شده و با از دست دادن یک عامل کلر به موستارد نیمه و سرانجام به تیودیگلیکول تبدیل میشود که نسبتا" غیرسمی است. 10% سولفورموستارد در بدن توسط واکنشهایی که در شاخههای جانبی انجام میشود در جهت هیدرولیز یا ایجاد متابولیت سمی حذف میشود. 50% سولفورموستارد جذب شده در بدن با اسید آمینه سیستئین کونژوگه شده و ایجاد دی سیستئین اتیل سولفون میکند از طریق ادرار دفع میشود.(18) علائم بالینی مسمومیت با سولفورموستارد: پوست در مقایسه با سایر ارگانهای بدن بافت هدف مهمی برای موستاردها است و در مسمومیت با این عوامل، سوختگیهای شدید پوستی دیده میشوند. علت این امر ممکن است کاهش سریع تبخیر شدن موستارد و تسریع حلقوی شدن آن در نواحی مرطوب باشد. علائم پوستی ممکن است پس از 6-4 ساعت با عامل تاولزا بروز کند اما گاه دیده میشود که علائم حتی تا 24 ساعت و در بعضی موارد 12 روز بعد ظاهر میشود. در ابتدا اریتم ظاهر شده که بتدریج یک حالت پیگمنتاسیون که خاص سوختگی با موستارد است ظاهر میشود. ادم جلدی 9-3 روز بعد از تماس با سولفورموستارد ظاهر میشود. ادم زیر جلد 9-3 روز بعد از تماس با سولفورموستارد بستگی به پوست ناحیه خاص ایجاد شده، سپس تاولهای پوستی ظاهر میشوند. در ابتدا تاولهای کوچک به تعداد زیادی روی پوست ایجاد شده که در اثر به هم پیوستن، تاولهای بزرگتری ایجاد مینمایند. در بسیاری از موارد متوسط زمان لازم برای بروز اولین تاولها در نواحل مختلف بدن حدود 2/7 روز است. تاولهای سطحی بعد از چند روز خودبهخود بهبود مییابند ولی در 1/1% موارد تاولهای عمقی در 4 روز اول تماس با سولفورموستارد ایجاد میشود. این امر موجب از دست دادن لایه شاخی پوست و بروز درد گشته و احتمال بروز عفونتهای پوستی در این گونه موارد ازدیاد مییابد، در چنین مواردی متوسط زمان لازم برای بهبود 19 روز تا چندمین ماه میباشد. (18) تماس مجدد و یا سوختگی با گاز خردل میتواند منجر به بروز پدیده حساسیت شود. به طوری که مقدار کمی گاز خردل که روی پوست طبیعی سوختگی جزئی ایجاد میکند بر روی پوست حساس موجب سوختگی وسیع میشود. در سال 1983 علائم بالینی غیرمنتظرهای از مجروحین شیمیایی ایرانی که در جزیرة مجنون مجروح شده بودند توسط تعدادی از پزشکان ایرانی و اروپایی گزارش گردید که در آن صدمات ریوی شدید با درصد مرگ و میر بالا و پوست اکسونولیاتیوپیگمانته شده مشاهده میشد. از آنجایی که این مشاهدات با علائم بالینی کلاسیک گاز خردل تفاوت زیادی داشت نام سندرم مجنون به آن اطلاق گردید. بعد از بررسیهای انجام شده بر روی بمبهایی که توسط نیروهای عراقی به کار گرفته شده بود نشان داده شد که خردل به کار گرفته شده حاوی مقدار زیادی از ترکیبات نامحلول به نسبت یک به دو از جمله سیلیکاتها، کلسیت و آهن میباشد.
اثرات سیستمیک مسمومیت با سولفورموستارد:
برای بروز اثرات عمومی، عامل باید در ابتدا وارد خون شود موستاردها به همان سرعتی که وارد خون میشوند به همان سرعت هم خارج شده، وارد بافتها میشوند. عناصر خونی واکنش داده و با مقادیر کم وارد ادرار میشوند. بافتهای پرولیزاتیو از جمله مغز استخوان و سیستم تریلکولواندوتلیال حساسیت بیشتری به موستاردها دارند. اثرات سمی این عوامل شامل مرگ سلولی از طریق هارمتیفد، کاهش تنفس بافتی و اختلالات متابولیک میباشد. علائم سیستمیک موستاردها عبارتند از: تهوع، استفراغ،اسهال، سردرد، تب، بیخوابی (به علت درد، اریتم و سوختگی، بیاشتهایی، درد شکم، ترمورد که معمولا" یکساعت بعد از تنفس گاز بروز میکند)، سرگیجه و اضطراب، افزایش سرعت نبض و تنفس اثرات موتاژنیک و کارسینوژنیک، آنمی آپلاستیک، لکوپنی به خصوص نوتروپنی و سرطان خون از دیگر عوارض مسمومیت سیستمیک با گاز خردل است. علت مرگ بسیاری از مجروحین ناشی از خردل دپرسیون مغز استخوان و نارسایی تنفسی است. مهمترین اثر دیر رس موستاردها، اثرات تومورزایی آنها است. پتانسیل کارسینوژنیسیته و تراتوژنیسیته این عوامل توسط تعداد زیادی از آزمایشات و مطالعات اپیدمیولوژیک گزارش شده است. یک مطالعه 40 ساله روی کارگران انگلیسی که در صنایع گاز خردل در جریان جنگ جهانی دوم کار میکردند حاکی از آنست که میزان مرگ و میر ناشی از بدخیمیهای دستگاه تنفسی در این افراد 5/5 برابر افراد عادی است که هیچگونه تماسی با این گونه مواد نداشتهاند. انسیدانس بالایی (بیش از 35 برابر) از سرطان ریه در کارگران ژاپنی و آلمانی که در کارخانجات تولید گاز خردل به کار اشتغال داشتند گزارش شده است. (18)
خارش:
یکی از تظاهرات شایع بیماریهای پوستی مانند: درماتیت آتوپیک، اگزمای گزروتیک و درماتیت تماسی آلرژیک خارش است. درمان مؤثر خارش میتواند از خراشهایی که منجر به زرد زخم یا لیکن سیمپلکس میشود جلوگیری کند. بیماران به ویژه افراد مسنی که خارش شدید داشته و به درمان حمایتی جواب نمیدهند باید از لحاظ بیماریهای سیستمیک زمینهای مورد ارزیابی قرار گیرند. علل سیستمیک خارش شامل اورمی، کلستاز، پلیسیتمیورا ، لنفوم هوچکین، هایپرپاراتیروئیدیسیم و ایدز هستند. بیوپسی، تراشیدن و کشت از ضایعه پوستی ممکن است لازم باشد.(21)
تستهای تشخیصی با ارزیابی بالینی هدفدار شده و شامل شمارش کامل سلولی ، تستهای تیروئیدی، بیلی روبین سرم، آلکالن فسفاتاز، کراتینین سرم و سطوح BUNهستند. CXR و تست تشخیصی HIV در بعضی بیماران لازم است. درمان عمومی و حمایتی خارش بر جلوگیری از XEROSIS (خشکی پوست) متمرکز است. درمان خارش اختصاصی درمان بیماری سیستمیک مانند اورمی و کلستاز است.(21)
خارش یک مشکل شایع پوستی است که با افزایش سن بیشتر میشود در بعضی بیماران شرایط ممکن است آنقدر شدید شود که خواب و کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. با این که خارش اکثرا" در بیماریهای پوستی دیده میشود ولی ممکن است که دال بر یک بیماری زمینهای سیستمیک باشد.(21)
پاتوفیزیولوژی: خارش از پایانههای پوستی برهنه که اغلب در مچ و پاشنه متمرکز هستند شروع میشوند. احساس خارش از طریق الیافها به شاخ خلفی نخاع و از آنجا به طریق الیاف اسپانیوتالامیک به کورتکس مخ انتقال مییابد. (21)
خارش یک رفلکس خود به خودی نخاعی را ایجاد میکند، خاراندن یک رفلکس تاندونی عمقی ذاتی است. (22)
بدون توجه به علت خارش که اغلب توسط التهاب پوستی تشدید میشود عوامل دیگر مثل خشکی یا شرایط آب و هوایی داغ، وازودیلاتاسیون پوستی و استرسهای سایکولوژیک نیز در ایجاد آن موثرند.(23)
یک مکانیسم واحد نمیتواند تمام علل خارش را توجیه کند، هیستامینی که توسط ماست سلها آزاد میشود در افراد با کهیر یا دیگر علل آلرژیک به طور کلاسیک با خارش همراه است. به هر حال به جز شرایط آلرژیک، هیستامین باید به عنوان یکی از چندمین عوامل وریاتوری خارش در نظر گرفته شود.(21)
به نظر میرسد سروتونین یک ترکیب کلیدی در خارش در بیماریهایی از قبیل پلیسیتمی ورا، اورمی، کلستازیس و لنفوما و خارش همراه با مورفین باشد.(22)
مهارکنندة سیسروتونین از قبیل سیپروهپتادین (periactin)، pizotifen، paroxetin (paxil)، (zofran) ondansetron اثر ثابت شدهای در درمان شرایط همراه با خارش داشتهاند.(22)
اپیوئیدها در 95 درصد از بیمارانی که نارکوتیکهای داخل نخاعی دریافت میکنند به عنوان آغازگر خارش مطرح میشوند. تزریقات داخل وریدی یا پوستی اپیوئیدها سبب ایجاد خارش میشوند.
آنتاگونیستهای نارکوتیک به طور موفق برای رفع خارش در بیماران کلستاتیک به کار رفتهاند.(24)
خارشی که در هرپس زوستر اتفاق میافتد یک نمونه خارش با علت نوروپاتیک است. انواع ایدیوپاتیک مشخص خارش لوکالیزه اغلب در نوروپاتی محیطی دیده میشود.
خارش براکیو رادیال شرایط ناشایعی است که به صورت خارش خارج بازو تظاهر میکند که ممکن است با بیماری نخاعی همراه باشد. به طور مشابه notalgia paresthetica با خارشی که اغلب به پشت محدود است شاید منشأ نوروپاتیک داشته باشد. خارشهای شدید اغلب در بیماران با تومورهای نخاعی و MS دیده میشود.(22و25و26)
در درماتیتهای آتوپیک به نظر میرسد که آزادسازی مدیاتورهای ایمنی از قبیل سیتوکینها و دیگر واسطههای پیشالتهابی مشابه هایپر اکتیویتی راههای هوایی در بیماران آسمی، خارش را ایجاد کنند.(27) در معرض قرار گرفتن بیش از حد در این نوع هایپراکتیویتی احساس لمس و خارش ایجاد میکند، اگر چه بیمارانی که درماتیت آتوپیک ندارند با تحریک تماسی معلوم میشوند، بیماران با درگیری فوق با خارش مشخص میشوند.(28)
علل پوستی خارش
Xerosis : خشکی پوست
خارش اغلب یک علامت آزار دهندة دال بر یک بیماری پوستی است.
خارش پوست خشک به عنوان Xerosis در افراد مسن شایعتر است.(27)
|
جدول 1: |
|
|
دلایل پوستی خارش |
|
|
علت |
تظاهرات |
|
تماس آلرژیک |
ضایعه اریتماتو فاقد حاشیة مشخص با وزیکولهایی روی یک زمینه اریتماتو |
|
درماتیت آتوپیک |
واکنش در خلال 2-7 روز بعد از تماس، ایجاد راش در بیمارانبا شرایط آتوپیک که بعد از خاراندن ایجاد میشود. |
|
بولوس پمفیگوئید |
درگیری سطوح فلکسورمچ دستها و پاشنهها همچنین خطرات پوپلیته آی و آنتهکوبیتال ضایعات کهیری خارشدار اولیه اغلب در نواحی اینترتریگون تشکیل تاولهای سفت بعد از کهیر. |
|
|
|
|
لنفومای پوستی T-cell (فونگوئیدس مایکوزیس) |
پچهای بیضی شکل شبیه اگزمای روی پوست بدون تماس با نور (در نواحی باسن) تظاهر احتمالی به صورت درماتیت اگزماتوز در افراد مسن |
|
|
|
|
درماتیت هرپتی فورم |
تظاهر احتمالی به صورت اریترودرمی (درماتیت اکسوفولیاتیو) به ندرت درماتیت وزیکولر که نواحی مهرة سومبوساکران، آرنج یا زانوها را درگیر میکند. |
|
|
|
|
فولیکولیت |
خارش نامتناسب با تظاهر درماتیت |
|
|
|
|
لیکن پلان |
پاپولها و پوسچولها در نواحی حاوی فولیکول در سینه، پشت یا ساق که ضایعات اغلب در نواحی فلکسورمچها ظاهر میشود. خارش، ضایعات چند وجهی، مسطح، پلاک پاپول- قابل عمل |
|
|
|
|
پدکولوزیس |
درگیری اکسی پوت در بچههای سنین مدرسه، ژنیتالیا در افراد بالغ از طریق جنسی |
|
|
|
|
پسوریازیس |
پلاکهایی در نواحی انتهایی اکستانسورها، low back ، کف دست و پاها و اسکالپ |
|
|
|
|
جرب: scabies |
نقبهایی در پردههای بین انگشتان، axilla وژنیتالیا پلاکهای هایپرکراتوتیک، پاپولهای خارشدار یا پوستهریزی |
|
|
|
|
Sunburn آفتاب سوختگی |
درگیری صورت و اسکالپ در بچهها بیشتر از بزرگترها دیده میشود. علل احتمالی حساسیت به نور شامل (NSAIDs ، Cosmetics) |
|
|
|
|
Xerotic eczema |
خارش شدید در افراد مسن (اغلب در زمستان در نیمکرة شمالی) درگیری پشت، تنه، شکم، مچ، انتهای اندامها.
|
|
. |
|
|
|
|
بیماران مبتلا به Xerosis خارش شدیدی را تجربه میکنند که بیشتر نواحی قدامی خارجی قسمت تحتانی پا را درگیر میکند. نواحی دیگر شایع شامل پشت، تنه، شکم و مچ دست است.(27)
خشکی پوست و خاراندن منجر به پلاکهای قرمزی میشود که ترکخوردگی و ظاهر آن مانند ترکهای پورسلین است. (Porcelain)
درماتیت آتوپیک: درماتیت آتوپیک میتواند موجب خارش شدید شود که اغلب به عنوان خارشی که راش میزند (زمانی که خارانده میشود) نامیده میشود. درماتیت آتوپیک 10 درصد کودکان را درگیر میکند که اغلب قبل از 6 ماهگی است.(27)
درماتیت آتوپیک اغلب تا بزرگسالی وجود دارد و ممکن است در طی حاملگی تشدید شود. بیماران مبتلا اغلب سابقة فامیلی آسم یا رینیت آلرژیک دارند. اگزما در نوجوانان مبتلا به درماتیت آتوپیک بیشتر صورت، اسکالپ، تنه، پشت بازو و پاها را درگیر میکند. در کودکان بزرگتر و بالغین درگیری خود را به صورت تعریق و داغ شدن چینها و حفرههای بدن نمایان میکند که سطوح فلکسور از قبیل آنته کوبیتال و پوپلتیه، فلکسور مچ دستها و پاشنه است.(28) در بالغین درماتیت آتوپیک ممکن است تا دستها، پلک فوقانی و نواحی آنوژنیتال گسترش یابد.(28)
درماتیت آلرژیک تماسی
یک شرح حال دقیق در بیماران فوق مهم است که یکی دیگر از علل شایع خارش میباشد. درماتیت آلرژیک تماسی ممکن است در اثر مواجهه با موادی از قبیل نیکل، لاتکس، Cosmeticها، روغنها rhus (مثل سم Ivy) و داروهای موضعی از قبیل بنزوکائین (آمریکائین) و نئومایسین بوجود آید.(29)
|
جدول 2: دلایل تماسی منجر به خارش |
|
درماتیت تماسی آلرژیک: Cosmeticها، رنگ موی سیاه لاتکس (دترجنتهای رختشویی- نرمکنندههای لباس) نیکل روغنهایی که خاصیت کشانی بالا دارند رنگهایی که در تتو به کار میروند (پارافنیلن ادیامین)، رنگ تتو(کادیوم زرد- سولفید جیوه (قرمز)- روغن Rhus – داروهای موضعی (بنزوکائین)(آلرکائین) نئومایسین |
|
مواجهه با گرما کهیر کولینرژیک (در اثر حمام داغ، تب، ورزش) Miliaria rubra (آماس و سوزش غدد عرق)
|
|
تماسهای شغلی فایبرگلاس گلیسریل مونوتیوگلیکولات (در محلول نگهدارنده موج) متیل متاکریلات (مثل plexiglas) دیکرومات پتاسیم ( در رنگها و پارچهها) رزین یا اپوکسی رزینها در چسبها لاستیک
|
|
درمانهای سیستمیک داروهای ضد قارچ: فلوکونازول (Diflucan)، ایتراکونازول (Sporanox)، کتوکونازول (Nizoral) آسپرین ویتامینهای B شامل نیاسینامید داروهای هایپرسنسیویتی: rifampin یا Rifadin، وانکومایسین(وانکوسین) نیتراتها (نگهدارندههای غذایی) کوئینیدین نارکوتیکهای اسپینال (خارشهایی که صورت، گردن، بالای قفسه سینه را درگیر میکند) |
|
تماس با آب
|
|
خارش آبی (همراه با پلیسیتمیورا، خارش 15 دقیقه بعد از تماس با آب) کهیر کولینرژیک (در پاسخ به آب گرم) پلیسیتمیورا خارش شناگران (بیرون زدن دانه هفت روز بعد از شنا در آب شیرین) |
شبیه Xerosis و درماتیت آتوپیک، درماتیت آلرژیک تماسی یک واکنش اگزماتوز است اما واکنش به نواحی مواجه شده با آلرژن محدود است. تشخیص درماتیت تماسی آلرژیک از درماتیت تماسی تحریکی ممکن است دشوار باشد که اغلب یک واکنش به استفاده مکرر از صابون یا حلالهای کنسانتره است. به هر حال درماتیت آلرژیک تماسی تمایل به گسترش سریع داشته و ضایعات حاشیه مشخصی داشته که آنها را از درماتیت تحریکی تماسی افتراق میدهد.(30)
LICE یا SCABIES: خارش ممکن است شکایت اصلی بیماران فوق باشد، برخلاف نقبهایی که پاتوگونومیک جرب بوده و در پردههای بین انگشتان، آگزیلا وژنیتالیا تشکیل میشود پاپولهای خارشدار قابل تشخیص، ممکن است تنها نشانه بیماری باشد.(31)
علل سیتسمیک خارش
خارش ممکن است تنها تظاهر پوستی در 50-10 درصد بالغین با بیماری زمینهای سیستمیک باشد. (32) علل سیستمیک خارش ممکن است مخصوصا" در بیماران مسنی که خارش آنها پایدار و مقاوم به درمان باشد مورد توجه قرار گیرد.(29) خارش با انواع متعددی از بیماریهای سیستمیک همراه است (جدول 3)
در بیش از 30 درصد از بیماران تشخیص هوچکین لنفوما با خارش شدید، مزمن وژنرالیزه مشخص میشود.(33)
خارش ممکن است یک تظاهر بیماران با T cell Lymphoma باشد(33). .
بیماران مبتلا به HIV اغلب خارش دارند که اغلب به علت شیوع همزمان مشکلات پوستی از قبیل Xerosis، درماتیت سبورئیک کاندیدیازیس، پسوریازیس، جرب یا فولیکولیت ائوزینوفیلیک است.(34)
اورمی باعث حملات شدید خارش به ویژه در تابستان میشود که در 25 درصد از بیماران با CRF و 86 درصد بیماران دیالیزی دیده میشود(35).
|
جدول3: |
|
|
دلایل سیستمیک خارش |
|
|
علت |
تظاهرات |
|
کلستازیس
|
خارش شدید (دستها، صورت، محلهای فشار که در شبها بدتر میشود. هایپرپیگمنتاسیون واکنشی که در وسط پشت بدن پخش میشود (درماتیت شبیه بال پروانه) |
|
CRF |
حملات شدید خارش ژنرالیزه که در تابستان بدتر میشود. |
|
|
|
|
ضایعات انگلی |
به صورت موضعی روی بازوها و پاها |
|
|
|
|
لنفوم هوچکین
|
خارش ژنرالیزه طول کشیده که اغلب تشخیصی است |
|
HIV
|
یک نشانه شایع که اغلب از علل ثانویه منشأ میگیرد (اگزما، واکنش دارویی وزیکولیت ائوزینوفیلیک، شوره) |
|
|
|
|
هایپرتیروئیدی
|
پوست داغ و مرطوب، پرهتپیال همراه با اونیکولیزیس، هایپرپیگمینات سیون،زرده زخم |
|
|
|
|
فقر آهن
|
نشانههای مربوط به خارش، گلوسیت، شکاف گوشة لب |
|
کارسینوئید بدخیم |
فلاشینگ متناوب سر و گردن با اسهال شدید |
|
|
|
|
مولتیپل میلوم |
در بیماران مسن درد استخوان، سردرد، کاشکسی، آنمی، نارسایی کلیه |
|
|
|
|
نورودرماتیت یا خارش نوروتیک
|
برجستگیهایی با خارش که بیماران را از خواب بیدار میکند اسکالپ، گردن مچ دست، آرنج، قسمت خارجی پا،پاشنه و پرینه درگیر میشود. |
|
|
|
|
عفونتهای انگلی |
اغلب بعد از برگشت از سفر یا مهاجرت |
|
|
|
|
فیلاریازیس |
پارازیتهای گرمسیری مسؤول لنف ادم هستند. |
|
|
|
|
شیستوزومیازیس |
تماس با آب شیرین در آفریقا، نواحی مدیترانهای یا جنوب آمریکا |
|
|
|
|
اونکوسرسیاسیس |
که با پشه سیاه در آفریقا و آمریکای لاتین منتقل میشود |
|
|
|
|
تریشن |
خوردن گوشت خوک پخته نشده، خرس، گراز وحشی یا گوش شیرماهی |
|
عفونت پارو ویروس B19 |
در کودکان با، آرتریت در بعضی از بالغین |
|
نوروپاتی محیطی |
خارش براکیورادیال: درگیری خارج بازو در بیماران سفید پوستی که سابقه مسافرت به نواحی گرمسیری دارند.
|
|
هرپس زوستر: |
خارش همراه درد که 2 روز قبل از راش ظاهر میشود. |
|
|
|
|
Notalgia paresthetica |
خارش در میانه پشت پا پچهای هایپرپیگمانته
|
|
پلی سیتمیا ورا
|
خارش همراه با سوزن سوزن شدن که ساعتها بعد از حمام یا باران ایجاد میشود |
|
اسکلرودرما: |
ادم انتهایی، غیر گودهگذار و خارش فازادم با خارش قبل از فیبروز پوست اتفاق میافتد |
|
کهیر |
پاسخ به آلرژن سرد، داغ، ورزش، نور آفتاب یا فشار مستقیم |
|
کاهش وزن در اختلالات خوردن
|
علائم به علاوة خارش، ریزش مو، موی ظریف در پشت و گونهها تغییر رنگ زرد رنگ پتشی |
|
|
|
|
|
|
همانند اورمی، کلستاز نیز مسئول خارش شدید است و اغلب منجر به خارش شبانه میشود که دست و پاها را درگیر میکند هایپرپیگمنتاسیون ممکن است در نواحی تحت خارش شدید ایجاد شود.
در بیماران با هایپرپیگمنتاسیون کلستازیس ممکن است در اثر مصرف داروهایی مثل ocp، اریترومایسین، آموکسی سیسیلین، کلاوونات پتاسیم (Augmentin) فنویتازینها و استروئیدهای آنابولیک ایجاد شود.(35)
کلستازیس 5/0% از زنان حامله را درگیر میکند (مخصوصا" در 3 ماهة دوم) در مجموع خارش در حاملگی شایع است که در 14% از حاملهها اتفاق میافتد[جدول 4]
|
جدول4: |
|
|
دلایل خارش در حاملگی |
|
|
علت |
تظاهرات |
|
پاپولهای خارشدار کهیری و پلاکهای حاملگی |
خارش شدیدی که شکم را با انتشار به ساق، باسن، پستان و بازوها درگیر میکند |
|
|
|
|
خارش حاملگی (که در نیمه دوم شایع است) |
با درماتیت آتوپیک همراه است پاپولهای خراشیده وندولهایی در پشت شکم و بازو |
|
|
|
|
تظاهرات هرپس یا تظاهرات پمفیگوئید(غیرشایع) |
وزیکول وبولاهایی روی شکم و انتها در نیمه دوم حاملگی پاسخ به پردنیزوسون (40-20 میلیگرم در روز)
|
|
کلستازیس داخل کبدی حاملگی
|
خارش تنه و انتهاها بدون راش در انتهای حاملگی بدون زردن در نوع خفیف پاسخ به کلسیترامین (Questran) و ویتامین K1
|
|
فولیکولیت خارشدار که در حاملگی تشدید میشود |
خارش تنه و انتهاها که در نیمه دوم حاملگی اتفاق میافتد احتمالا" یک نوع خارش متفاوت حاملگی است |
|
|
|
|
سایر شرایط خارشدار که در حاملگی تشدید میشود |
درماتیت آتوپیک یا درماتیت تماسی آلرژیک |
|
|
|
ارزیابی خارش
شرح حال و معاینه فیزیکی کامل محور اصلی ارزیابی خارش هستند. اغلب شرایط همراه با خارش بر اساس وجود درماتیت همزمان قابل تشخیص است. فاکتورهای اطمینان دهندهای برای اگزوژن یا غیر سیستمیک بودن خارش شامل توزیع خارش یا راش یا یک شرح حال تماس اخیر با علل اگزوژن، شروع حاد در عرض چند روز خارش لوکالیزه، محدودیت خارش به پوست خارجی، وجود خارش در سایر اعضای خانواده یا شرح حال مسافرت اخیر یا تماسهای شغلی هستند.(22)
توزیع خارش ممکن است لیست عمل بالقوه را به طور مشخص کاهش دهد یا برای شرایط خاصی پاتوگونومیک باشد، مثلا" جرب که با خارش فضای بین انگشتان همراه است.
معاینه پوستی دقیق مهم است به ویژه در افراد مسن. فقدان نشانههای پوستی در افراد بالغ مسنتر توجه ویژه به بیماریهای زمینهای را برمیانگیزاند. تراشیدن پوست جرب و درماتوفیتها را مشخص میکند. بیوپسی پوستی در رد کردن تعداد زیادی از ضایعات پوستی مشکوک از قبیل ماستوسیتوزیس، مایکوزیس فونگوئیدوس یا بولوس پمفیگوئید مفید است.(22)
معاینه فیزیکی اغلب باید شامل لمس عقدههای لنفی، کبد یا طحال باشد.
اگر خارش به 2 هفته درمان علامتی جواب ندهد یا اگر یک بیماری زمینهای سیستمیک مورد شک باشد یک ارزیابی محدود آزمایشگاهی اندیکاسیون دارد.(22)
درمان خارش:
درمان غیراختصاصی
درمان غیراختصاصی به طور کلی در تسکین درماتیت آتوپیک و Xerosis مفید است اما اغلب ممکن است در تعداد زیادی از انواع خارش مؤثر باشد. (جدول 5)
.
لوبریکانتهای پوستی باید به طور مکرر در طول روز و بلافاصله بعد از حمام استفاده شود. بیماران باید از حمام بیش از حد استفاده مکرر از صابون، محیط خشک، محرکهای محیطی از قبیل لباسهای پشمی طبیعی یا مصنوعی، بیحس کنندة موضعی و گشادکنندههای عروقی(مثل کافئین، الکل، تماس با آب داغ) اجتناب کنند.(27) آنتی هیستامین ممکن است در درمان کهیر و سایر علل آلرژیک خارش مؤثر باشند.(36)
آنتی هیستامین ها
هیستامین، سروتونین و آلکالوئیدهای ارگوت
هیستامین و سروتونین (5-هیدوکسی تریپتامین) آمینهایی هستند که از لحاظ بیولوژک فعال بوده و در بسیاری از بافتها یافت میشوند. این مواد دارای آثار پیچیدة فیزیولوژیک از طریق زیر گروههای متعدد گیرندهها میباشند و اغلب به صورت موضعی آزاد میشوند. هیستامین و سروتونین، پلی پپتیدهای آندوژن، پروستاگلاندینها و لکوترینها و سیتوکینها را گاهی اوتاکئید یا هورمونهای موضعی میخوانند. اوتاکوئید در زبان یونانی به معنای خودشفابخش میباشد. (36)
آنتاگونیستهای هیستامین
آثار هیستامین آزاد شده را میتوان به چند طریق کاهش داد. آنتاگونیستهای فیزیولوژیک، به خصوص اپینفرین دارای اثراتی بر روی عضلات صاف هستند که با آثار هیستامین بر روی آنها مقابله میکنند، اما از طریق گیرندههای دیگری بجز گیرندههای هیستامینی اعمال میشوند. این مسئله از نظر بالینی حائز اهمیت است، زیرا در آنافیلاکسی سیستمیک و در سایر شرایطی که هیستامین و دیگر میانجیها به مقدار زیاد آزاد میشوند، تزریق اپی نفرین میتواند بیمار را از مرگ نجات دهد.
مهارکنندههای آزادسازی هیستامین، دگرانولاسیون ماستسلها را که از واکنش آنتیژن و IgE ناشی میشود، کاهش میدهند. به نظر میرسد کرومولین و ندوکرومیل (Nedocromil) دارای چنین اثری باشند. از این داروها در درمان آسم استفاده میشود ولی مکانیسم مولکولی عمل آنها هنوز ناشناخته است. به نظر می رسد آگونیست های گیرندههای آدرنرژیک نیز توانایی کاهش آزادسازی هیستامین را داشته باشند. (36)
فارماکولوژی پایة آنتاگونیستهای گیرندة H1
ساختمان شیمیایی و فارماکوکینتیک
آنتاگونیستهای H1 را از قدیم به دو دسته داروهای نسل اول و داروهای نسل دوم تقسیم کردهاند. بیشتر داروهای نسل اول اثر خوابآور قوی دارند. داروهای این دسته همچنین گیرندههای دستگاه عصبی خودکار را بیشتر مسدود میکنند. این که داروهای نسل دوم خاصیت خوابآوری کمتری دارند، تاحدودی به خاطر این است که دسترسیشان به دستگاه عصبی مرکزی کمتر میباشد. تمام آنتاگونیستهای H1، آمینهای پایداری هستند . این مواد به چندین گروه فرعی تقسیم میشوند
این داروها بعد از مصرف خوراکی به سرعت جذب میشوند؛ حداکثر غلظت خونی آنها در عرض 1 تا 2 ساعت ایجاد میشود؛ بهطور گستردهای در سراسر بدن توزیع میشوند. داروهای نسل اول وارد دستگاه عصبی مرکزی میشوند. بعضی از آنها بهطور وسیعی متابولیزه میشوند و راه عمدة متابولیسم آنه دستگاه میکروزومی کبد میباشد. بسیاری از داروهای نسل دوم توسط سیستم CYP3A4 متابولیزه میشوند و به این ترتیب در معرض تداخل اثر با داروهای دیگری (مثل کتوکونازول) هستند که این زیرگروه از آنزیمهای P450 را مهار میکنند. اکثر آنها به دنبال یک بار مصرف، مدت اثری در حدود 6-4 ساعت دارند اما مکلیزین و بسیاری از داروهای نسل دوم اثر طولانیتری بین دوازده تا بیست و چهار ساعت دارند. داروهای جدیدتر حلالیت کمتری در چربی داشته و ورود آنها به دستگاه عصبی مرکزی غیرممکن یا دشوار است. متابولیتهای فعال هیدروکسیزین و ترفنادین و لوراتادین به صورت دارو در دسترس هستند (به ترتیب، ستیریزین و فکسوفنادین و دزلوراتادین).
-فارماکودینامیک
الف) مسدود کردن گیرندههای هیستامین
این داروها اثر هیستامین بر روی گیرندههای H1را بهطور رقابتی و برگشتپذیر مسدود میکنند. اثر آنها بر روی گیرندههای H2 قابل صرفنظر کردن و بر روی گیرندههای H3ناچیز میباشد. به عنوان مثال، انقباضات ناشی از هیستامین در عضلات صاف برونشها یا دستگاه گوارش را میتوان با این داروها بهطور کامل مسدود کرد اما تأثیری بر روی ترشح اسید معده و قلب نخواهند داشت.
ب) آثاری که ناشی از مسدود شدن گیرندههای هیستامین نمیباشند
آنتاگونیستهای نسل اول، آثار زیادی دارند که نمیتوان آنها را به مسدود شدن اثرات هیستامین مربوط دانست. تعداد زیادی از این آثار احتمالاً ناشی از تشابه ساختمان عمومی آنتاگونیستهای H1 با ساختمان داروهایی است که دارای اثراتی بر روی گیرندههای موسکارینی، آلفاآدرنرژیک، سروتونین و محل اثر بیحس کنندههای موضعی میباشند. بعضی از اثرات دارای ارزش درمانی بوده و بعضی از آنها نیز نامطلوب میباشند.
عوارض سمی
طیف وسیع آثار نامطلوب آنتیهیستامینهای قبلاً توضیح داده شده است. تعدادی از این آثار از جمله آثار خوابآور و ضدموسکارینی، به منظور مقاصد درمانی به خصوص در داروهای OTC به کار گرفته شدهاند. با وجود این، وقتی این داروها به منظور مسدود کردن گیرندههای هیستامینی به کار میروند، دو اثر فوق شایعترین آثار نامطلوب آنها به شمار میروند.
به دنبال مصرف سیستمیک این داروها، آثار سمی که شیوع کمتری دارند عبارتند از: تحریک و تشنج در کودکان، افت فشار وضعیتی و پاسخهای آلرژیک. حساسیت دارویی، به خصوص به دنبال مصرف ترکیبات موضعی این داروها نسبتاً شایع میباشد. آثار ناشی از مصرف بیش از حد آتروپین میباشد و به همان روش نیز درمان میشوند. مصرف بیش از حد آستمیزول ممکن است موجب آریتمیهای قلبی شود و امروزه در آمریکا در دسترس نمیباشد؛ در اثر تداخل دارویی مهارکنندههای آنزیمی نیز ممکن است همین عارضه اتفاق افتد.
تداخلهای دارویی
در بیمارانی که ترفنادین یا آستمیزول را همراه با کتوکونازول، ایتراکونازول یا آنتیبیوتیکهای ماکرولیدی مثل اریترومایسین مصرف کردهاند، مسمومیتهای قلبی قابل توجهی از جمله آرتیمیهای بطنی بالقوه کشنده اتفاق افتاده اند. این آنتیبیوتیکها متابولیسم بسیاری از داروها را به وسیلة CYP3A4 مهار میکنند و موجب افزایش چشمگیر غلظت خونی آنتیهیستامینها میشوند. مکانیسم این اثر سمی، انسداد کانالهای پتاسیمی در قلب است که مسؤول رپلاریزاسیون پتانسیل عمل میباشند (کانالهای -). حاصل آن طویل شدن پتانسیل عمل است که در صورت تشدید به آریتمی منجر میگردد. با تشخیص این مشکلات، ترفنادین و آستمیزول از بازار دارویی آمریکا جمعآوری شدند. هرچند هنوز این داروها در دسترس قرار دارند، مصرف آنها در بیمارانی که از کتوکونازول، ایتراکونازول یا ماکرولیدها استفاده میکنند و در افرادی که مبتلا به بیماریهای کبدی هستند، ممنوع میباشد. آب گریپفروت نیز CYP3A4 را مهار میکند و نشان دادهاند که سطح خونی ترفنادین را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد.
در مورد آنتاگونیستهایی از که اثر خوابآور واضحی دارند اضافه کردن داروهای دیگری که باعث تضعیف دستگاه عصبی مرکزی میشوند، آثار اضافی ایجاد میکند و لذا مصرف آنها در زمان رانندگی یا کار کردن با ماشینآلات ممنوع است. همین طور، اثرات تضعیف سیستم اتونوم، موجب تقویت آثار داروهای موسکارینی و مسدد آلفا میگردد.
درمان علل سیستمیک
درمان خارش باید بر اساس علت زمینهای باشد در افراد با خارش که علت زمینهای دارند(مثل هایپرتیروئیدیسم، فقر آهن،هوچکین، HIV) خارش بتدریج با بهبود شرایط اولیه کاهش مییابد. اگر چه بحث در مورد درمان خارج از حوصله این مقاله است درمان مرحلهای مخصوص برای اورمی و خارش کلستاتیک و سایر شرایط همراه خارش در جدول 6 آمده است:
|
درمان غیراختصاصی خارش |
درمان اختصاصی خارش |
|
استفاده از سوبریکانهای پوستی به طور دلخواه، پترولاتوم یا سوبریکانت در موقع خواب، لوسیونهای فاقد الکل هایپو آلرژیک در حلول روز
کاهش دفعات استحمام و محدود کردن حمام به تماس کوتاه با آب ولرم، نوازش مختصر پوست خشک و استفاده از سوبریکانتهای پوستی بلافاصله
استفاده از صابون ملایم، بدون بو و هایپوآلرژن 3-2 بار در هفته. استفاده محدود از صابون در زیر بغل و ران (به جز پاها، بازوها و تنه) |
کلستازیس:
کلسیترامین (Questran) و 6-4 خوراکی 30 دقیقه قبل از غذا اورسودیول اسید (Actigall) 15-13 میلیگرم به اضای هر کیلوگرم روزانه به صورت خوراکی |
|
|
(Zofran) ondansetron 8-4 میلیگرم وریدی سپس 4 میلیگرم خوراکی هر 8 ساعت |
|
انتخاب لباسهایی که پوست را تحریک نمیکنند(ترجیحا") از 2 لایه کتان یا نایلون به صورت متخلخل بافته شده پرهیز از لباسهایی که از پشم، کتان نازک بافته شده یا مواد عایق حرارت (پارچههای صناعی) |
آنتاگونیستهای دسپتوراپیات مثل (Revex) Nalmefen 20 میلیگرم خوراکی هر 12 ساعت (Rifadin)Rifampin 300 میلیگرم خوراکی 2 بار در روز |
|
|
Bile duct stenting برای کلستاز خارج کبدی |
|
موقع شستن ظروف یا استحمام اضافه کردن روغن حمام (Alpha Keri) به سیکل آبکشی |
درمان با نور روشن Bright light therapy |
|
پرهیز از استفاده از وازودیلاتورها مثل قهوه، الکل، آب داغ، ادویه |
|
|
پرهیز از مصرف داروهای محرک موضعی از قبیل کورتیکواستروئیدها برای دورههای طولانی (خطر آتروفی پوستی) و بیحسکنندههای موضعی و آنتیهیستامینها ممکن است پوست خارجی را حساس کرده و خطر درماتیت تماسی را افزایش دهد. |
خارش نوروتیک: (orap) pimozide به صورت خوراکی برای ضایعات پوستی |
|
|
|
|
جلوگیری از عوارض خاراندن با کوتاه و تمیز نگاهداشتن ناخنها و با مالیدن کف دستها بر روی پوست در صورتی که خارش غیرقابل اجتناب باشد |
بهار کنندههای انتخابی بازجذب سروتونین مثل فلووکسامین (luvox)، فلوکسین (prozac) پاروکستین(paxil) |
|
|
|
|
درمانها: عوامل ضد خارش استاندارد: منتور وکامفورد مثل محلول Sarna حمام با oatmeal (آرد جو) مثل Aveeno Pramoxine مثل Parmagel |
نوتالژیا پارستتیکا کرم کپسایسین 025/0% (zostrix) برای مناطق سوکالیزه 4-6 بار روزانه برای چند هفته |
|
محلول کالامین (caladryle): مورد استفاده در ضایعات مترشحه به صورت انحصاری) کرم (Zonalon) 5% Doxepin عوامل ضد خارش موضعی برای خارش مکرر و مزمن (مثل درماتیت آتوپیک شدید) محلول Burrow’s (پوشش مرطوب) unna’sboot ، امولسیون تار
|
پلی سیتمیورا: آسپرین mg500 خوراکی هر 8 ساعت تا 24 ساعت پاروکستین (paxil) 20-10 میلیگرم خوراکی روزانه اینترفرون آلفا 35-3 میلیون واحد در هفته
|
|
|
اپیوئید نخاعی منجر به خارش |
|
عوامل ضد خارش سیستمیک: مورد استفاده در بیماری آلرژیک و کهیری. (Sinequan)doxepin 25-10 میلیگرم در موقع خواب. هیدروکسیزین (Atarax) 100-25 میلیگرم در موقع خواب آنتی هیستامینهای غیر سداتیو مثل (Allegra) fexofenadine |
Ondansetron: 8 میلیگرم وریدی همراه با opioid (Nubain) Nalbuphine 5 میلیگرم وریدی همراه با opioid |
|
|
اورمی: Ultraviolet B phototherapy 2بار در هفته تا یکماه شارکول فعال 6 گرم خوراکی روزانه |
|
|
کرم کایسایسین 025/0% برای نواحی لوکالیزه 4-6 بار روزانه برای چند هفته
اونادترون و ناتروکسان (Trexan) در درمان خارش ناشی از اورمی مؤثر نیستند
|
|
|
|
عوارض خارش: زمانی که خارش با خاراندن شدید همراه باشد تشدید میشوند.
لیکن سیمپلکس کرونیکوس ضخامت لوکالیزه پوستی است که اغلب در پشت گردن، انتهاها، اسکروتوم، vulva، آنوس و باتوکها ظاهر میشود در prurigo nodularls یک واریانت لیکن سیمپلکس کرونیکوس ندولهای 20-10 میلیمتر در تمام نواحی گسترش مییابد که براحتی در معرض خاراندن هستند از قبیل پشت بازوها و پاها.(31)
در prurigo nodularis به راحتی با کرم حاوی کپسایسین 025/0% (zoltrix) درمان میشود که بصورت موضعی 6-4 بار در روز برای 8-2 هفته استفاده میشود.
زرد زخم ممکن است نتیجه سوپر اینفکشن excoriationها که در بیماران با درماتیت آتوپیک اتفاق میافتد ایجاد شود.
بیخوابی مربوطه که در افراد پیر شایع است با خارش تشدید میشود فقدان خواب به طور مشخص کیفیت زندگی را متأثر میکند نیز افزایش خطر تصادفات و جراحات که به بدتر شدن شرایط بیانجامد.
از آنجا که ضایعات خارش دار اغلب مقاوم به درمان بوده و خشکی پوست و خارش های مداوم زخم های موضعی را نیز ایجاد میکند در این حالت مصرف کورتیکواستروئید ها و بیحس کننده های موضعی با پایه چرب نه تنها کمکی به درمان نمیکند بلکه ممکن است عوارض پوستی را به همراه داشته باشد و ضایعات را بدتر کند.
مروری برمتون
آقای habif درکتاب clinical Dermatology درسال 1997 ترکیب موضعی unna`s boot که شامل زینک اکسید ، کالامین ، گلیسیرین و ژلاتین میباشد (10) احتمالاً بتواند در درمان خارش ، خشکی پوست و بهبود زخم های ایجاد شده در اثر خارش مؤثر باشد و بتواند جایگزین مناسبی برای کورتیکواستروئیدهای موضعی باشد . امروزه گزارشاتی در خصوص اثرات ضد خارش این دارو و بخصوص اثرات مفید این دارو در بهبود زخم ها (و13و14و15و12)و بخصوص زخم های فشاری وجود دارد که در اثر بهبود وضعیت میکروسیرکولاسیون پوستی و زیر پوستی آن میباشد (16,17) . از طرفی این ترکیب بدلیل داشتن گلیسیرین و ژلاتین می تواند اثرات مفیدی در خصوص برطرف کردن خشکی ناحیه خارش دار داشته باشند.
خارش بعنوان یک عارضه مزمن ناشی از اثر سولفورموستارد بر پوست بدن، معضل عمده ای در بسیاری از جانبازان شیمیایی محسوب می شود. تاکنون درمانهای علامتی مختلفی از جمله آنتی هیستامینها، بیحس کننده های موضعی و کورتیکواستروئیدها برای کنترل این ضایعه استفاده شده اند که هر کدام بنا به دلایلی، محدودیت مصرف گسترده و طولانی مدت دارند. امروزه از ترکیبات مختلف کالامین و زینک اکساید مانند Unna`s Boot بعنوان یک ترکیب موثر و کم عارضه برای التیام خارش استفاده می شود که ما در این مطالعه این محصول را با کورتیکواستروئید مقایسه کردیم
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 405 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 168 |
چکیده
موضوع این پژوهش بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی دانشآموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1385 – 1384 است .
در این تحقیق، محقق به منظور رسیدن به هدف شناخت و درک هرچه بیشتر تفاوتها در میان مادران دانش آموزان دارای نارسایی بینایی و مادران دانشآموزان عادی مورد بررسی قرار داده که هر دو گروه شامل 30 نفر آزمودنی بوده است .( به عبارت دیگر 30 نفر از مادران دانشآموزان دارای نارسایی بینایی و 30 نفر از مادران دانشآموزان عادی بوده است) .
در این پژوهش با توجه به متغییر مستقل و وابسته آن که به ترتیب، جنسیت و میزان افسردگی بوده است از روش پژوهشی پس رویدادی استفاده شده است.
ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه افسردگی بک است .
برای تجزیه و تحلیل داده ها چون هدف پژوهشگر مقایسه میانگین های دو گروه مستقل است از آزمون t استفاده شده است .
و پس از به کارگیری از آزمون t یافته های نتایج نشان داد که :
بین افسردگی مادران دانشآموزان عادی و دانشآموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنی داری وجود دارد.
مقدمه:
در عصر حاضر انسان به واسطه حاکمیت ماشینیزم و توسعه غوم آسای صنعت و تکنولوژی با دستهای خود ، خویشتن را مقهور تکنولوژی کرده است . از طرفی رشد بی رویه جمعیت و پیچیده تر شدن روابط انسانی ، منجر به از خود بیگانگی و افزایش اختلالات روانی و مشکلات رفتاری شده است . در نتیجه در جستجو برای شناخت واقعی خویش بیش از هر زمان دیگر برای انسان اجتناب ناپذیر شده است، تا در این رهگذر بتواند به گونهای سازنده و مطلوب با دنیای درون و بیرون خود رابطه منطقی برقرار کرده و بر اساس یک شناخت درست و سنجیده و مسایل ، مشکلات و پیچیدگیهای زندگی خویش روبرو شود و از افتادن در دام نگرانیها و تشویشهای فکری و نگرشهای غلط خود را محفوظ نگه دارد ( تامپسون. رودلف ،ترجمه طهوریان، 1384 ) .
امروزه همراه با پیشرفتهای فنی و تحولات صنعتی ، جوامع به مراتب پیچیده تر شده اند . انسانها به رفاه نسبی بیشتری رسیده اند و همراه با آن تلاش و کوشش بیشتری نیز می کنند . با این حال نباید غافل از این نکته بود که همین تحولات ،توأم با اثرات نامطلوبی بر روی جسم و روان افراد بوده است . یکی از اثرات مزبور، با پدید آمدن اختلال روانی عمده ای به نام « افسردگی » است که موضوع مورد بحث این پژوهش می باشد.پدیده افسردگی کما بیش ناشناخته است و بسیاری از افراد به وخامت آن پی برده اند . در نظر آنها، این مسئله معمولاً یک بیماری خفیف و ساده تلقی می شود . یکی ازعلل، کم توجهی به افسردگی اشتباه گرفتن آن با غمگینی معمولی است. در این زمینه نظریه پردازی به نام « ایکی اسکال » معتقد است که : غمگینی و افسردگی دو چیز متفاوت هستند و مردم باید این دو را از هم بدانند . (هالاهان و کافمن ، 1988 ، ترجمه ماهر،1375).
در حالت افسردگی، ساده، شخص سعی می کند خودش را از اضطراب و بی علاقگی به زندگی رهایی بخشد . این حالت ، معمولاً یک واکنش عاطفی در قبال زندگی است . در حالت افسردگی شدید عبارت می شود از کم شدن توموس « کشیدگی طبیعی عضله » روانی که روی خلق، رفتار و احساسی که شخص از وجود خود دارد اثر می گذارد. حالاتی که ممکن است برای شخص افسرده پیش آید: خستگی مختصر ، بدبینی ، نا امیدی ، غمگینی ، کاهش فعالیت روزمره و حتی کاهش استعداد ، عدم اعتماد به نفس ، اضطراب ، خود کم بینی ، احساس گناه و بالاخره احساس بی ارزشی ، بیچارگی و تنهایی است ( سابینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379) .
زمانی که علت بسیاری از مشکلات روانی کودکی هنوز مشخص نبود انگشت اتهام به سوی مادران نشانه می رفت . در خانواده و جامعه مادر را مقصر اصلی مشکل رفتاری دانش آموزان می دانستند ، چنین رسوایی هایی اجتماعی و تهمتهای ناروا به مادران در جوامع کم نبوده و هنوز هم ادامه دارد.
این مسائل باعث شده که مادران نه تنها دشواریهای پرورش و تربیت را بعهده بگیرند، بلکه در کنار آن همواره دچار افسردگی و تشویش باشد که آیا به راستی من مادر خوبی هستم؟ این احساس اضطراب و تشویش در مادرانی که دارای دانش آموزان استثنایی هستند، بیشتر دیده می شود . ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).
متأسفانه در این مسیر نه تنها جامعه به آنها کمک نمی کند بلکه باورهای سنتی پیش از پیش مادران دارای دانش آموزان استثنایی را آشفته کرده و از نظر وجدانی آنها را تحت فشار می گذارد . مادر شدن به خودی خود مشکلی را نباید برای کار آنها پدید آورد. هیچ مادری نباید در جامعه مجبور شود میان زندگی مستقل و فرزندش یکی را انتخاب کند. جامعه ای موفق است که زن در آن بتواند به تنها میل و لذت فرزندپروری را تجربه کند، بلکه رکن آن استقلال در زندگی و رشد و تکامل وجودی خویش را نیز حفظ نماید .لازمه تحقق این خواسته ها مشارکت زنان در مدیریت زندگی خانوادگی ، مشارکت در قبول مسؤولیت فرزندپروری زن و مرد در کنار یکدیگر و تعیین نگرش در به کارگیری زنان در اجتماع است . ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).
پرورش تواناییهای بالقوه دانش آموزان با نارسایی بینایی مستلزم این است که جامعه برنامههای از پیش آمادهای را برای آموزش و پرورش خاص آنها آماده کرده باشد . آسیب های بینایی در میان نقایص حسی آشکارترین نقایص هستند که به میزان زیادی می توانند انطباق فرد نابینا با محیط او را تحت تأثیر قرار دهند. دانش آموزان دارای آسیب بینایی نباید به دلیل این آسیب دیدگی از صحنه تلاشهای اجتماعی حذف گردند، آنها می توانند هم در جهت شکوفایی تواناییهای بالقوه خود و هم در جهت کمک به حرکت جامعه به سمت اهداف مورد نظر مفید و به این ترتیب با ایفای نقش مثبت خود، هم به بهداشت روانی خود و خانواده خویش و هم به بهداشت روانی اجتماعی خود کمک نمایند ( نامنی ، 1381 ).
لازم به ذکر است که افسردگی یک بیماری شایع و ناشناخته می باشد که امکان بروز آن در تمام دورهها اعم از کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، بزرگسالی و پیری وجود دارد.
به نظر می رسد افسردگی معمولاً بعد از حادثه ای فشار آور یا از دست دادن هر آنچه برای شخص با اهمیت است شروع می شود. ممکن است وجود یک فشار روانی سبب ایجاد رفتاری در خود شود که تا مدتها ادامه یابد و به دنبال آن الگوهایی فکری نامطلوبی برای او به وجود آورده و نیز تمایلی را در وی پدید آورده که هر رویدادی را یک مصیبت تعمیم دهد و دنیا را در نظرش تیره و تار سازد.
شخص افسرده غالباً خصوصیات مثبت خود رافراموش و به خصوصیات منفی خود فکر می کند . اگر او به پیشرفت مورد انتظارش نرسد، افکاری این چنین در شخص پرورش می یابد: « من شخص بی فایده ای هستم و به هیچ کاری نمی آیم ، همه مرا ضعیف می پندارند. » خصیصه این نوع تفکر زیاده روی در تعمیم است ( ساپینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379 ).
همچنین بک معتقد است که : افراد افسرده به این دلیل افسرده اند که در روش تفکرشان خطا می کنند و یا به راه مبالغه می روند ،شخص افسرده نظر منفی در باره خود، دنیا وآینده اش دارد .بیمار افسرده به دلیل عدم اعتماد به نفس مشکلات و مسائل پیش آمده را نمیتواند حل کند. او احساس ناتوانی میکند این احساس سبب رنجوری او میشود به طوریکه ممکن است دست به خودکشی زدن را در ذهن خود بپروراند.
البته این افراد معمولاً اقدام به خودکشی 8 برابر خودکشی های منجر به مرگ است. (هالاهان وی فمن، 1988،ترجمه ماهر،1375).
تحقیقات انجام شده نشانگر این واقعیت است که عقدههای روانی حلنشده دوران طفولیت عامل اصلی بروز افسردگی در هنگام بلوغ میباشد ( هالاهان و کافمن ، 1988 ، ترجمه ماهر ، 1375 ).
بیان مسئله:
افسردگی به مجموعه علائمی گفته میشود که رفتارهای کلامی و غیرکلامی انسان اساس شرایط محیطی با برخی تغییرات فیزیولوژیک منعکس می گردد، بنابر این باید گفت که افسردگی ضعیف و زودگذر و با علائم اندک رو به زوال، از حالات عاطفی انسان است و افسردگی زمان دار با علائمی فزاینده اختلال عاطفی شمرده می شود. افسردگی را شاید به حالتی توصیف کرد که باتغییر اساسی و اولیه در خلق شروع و با مداومت احساس غم و اندوه به درجات مختلف مشخص می گردد ( ساپینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379 ).
تغییر خلق از علائم ثابت و متفاوتی است که برای روزها ، هفته ها ، ماهها و سالها به طول می انجامد همراه با تغییر خلق و دگرگونیهایی در رفتار ، کار آیی و عملکرد فیزیولوژیک نیز پیش می آید . دو مشخصه اصلی افسردگی نا امیدی و غمگینی می باشد و شخص رکود وحشتناکی احساس می کند و نمی تواند تصمیمی بگیرد یا فعالیتی را شروع کند و یا به چیزی علاقمند شود، شخص افسرده در احساس بی کفایتی و بی ارزشی غوطه ور می شود گاه گریه می کند و ممکن است به خودکشی بیفتد ( هالاهان وی فمن ،1998، ترجمه ماهر، 1375 ).
افسردگی از دیدگاه یادگیری و بر اساس محرک و پاسخ نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . صاحبنظران رفتار گرا معتقدند که افسردگی عبارتند از کاهش چشمگیر حساسیت در برابر محرکهای محیطی است ( هالاهان و کافمن،1998،ترجمه ماهر ، 1375 ).
با به دنیا آمدن اولین فرزند مادر بالاترین لذت های زندگی را در وجود خود می یابد . در چشمان کودکش بالاترین صداقت و معصومیت را می بیند و گویی کودک با چشمانش نظاره گر کارهای مادر است . دیگر کودک در کالبد مادر قالب بندی شده و امروز گرمابخش وجود اوست کودکی که در گهواره خوابیده، لبخند دانش آموزانه می زند و بالاخره نوپایی که مشتاقانه به سوی دستها و آغوش مادر می رود و شیرین زبانی می کند .
اما چرا به یکباره احساس افسردگی بی مقدمه تمام آن لحظات لذت و شعف مادرانه را بر هم می ریزد؟ چرا می شنویم که مادران در گوشه و کنار زمزمه می کنند که خود را قربانی بچههایشان کرده اند؟ و این احساس افسردگی و تشویش در مادران بیشتر دیده می شود و وجدان آنها را تحت فشار می گذارد.
ما به مادران تلقین کرده ایم که مهمترین وظیفه شما نگهداری از فرزند است و در غیراینصورت گناهکارید، احساس گناه، احساس طبیعی در ذهن ووجود مادران نیست، احساسی است که جامعه به آنها از قدیم تا کنون تزریق کرده است . تعریف جامعه از مادر یعنی کسی که نگهبان رفاه و آسایش کودک است .
افسردگی به عنوان خلق یا عاطفه، احساس یا هیجان همراه همیشگی تجربیات طبیعی انسان و دگرگونیهایی است که در زندگی او پدید می آیند . بنابراین به منظور انجام پژوهش علمی، بررسی باید در یک چهار چوب محدود ومعین صورت بگیرد . به عبارت دیگر باید مشخص کرد که افسردگی در چه گروهی و در چه مقطع سنی مورد آزمایش قرار می گیرد . محقق با توجه به این نکات مسأله پژوهش را این طور بیان می کند که به چه دلیلی گروهی را انتخاب کرده ایم مناسب است؟
در بیماری افسردگی آنچه برای بیمار خوشایند بوده، دیگر برای او جالب نیست نه خوشی هست و نه توقع آن ، هر کاه کوه می شود ، در عین حال احساس گناه سبب حس مسؤولیت می شود و بیمار افسرده به زحمت کارهای روزمره را انجام می دهد و به اشکالاتی در زندگی روزمره برخورد می کند که اکثراً به خاطر فشارهای گوناگون اجتماعی ، محدودیتهای تحصیلی ، فشارهای خانوادگی و امثال آن می باشد .
با توجه به مسائل فوق مهمترین سؤال این پژوهش به شرح ذیل می باشد :
- آیا بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت وجود دارد ؟ و در پژوهش حاضر مساله اصلی « مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی است » که محقق به آن پرداخته در این رابطه لازم به ذکر است اگر چه افسردگی از دیرباز به عنوان یکی از نابسامانیهای روانی عمده شناخته شده است در دودهه اخیر اهمیت این بیماری هم از حیث، آزاری که مبتلایان به آن تحمل می کنند و هم از لحاظ بار سنگینی که به علت این ناراحتی منابع درمانی ملت ها تحمیل می گردد بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است .
اهمیت و فایده تحقیق:
همه افراد برای اینکه یک زندگی عادی و بدون دغدغه به همراه آرامش را داشته باشند باید از سلامت روحی و روانی برخوردار باشند در غیراینصورت هیچگاه احساس رضایت و خشنودی را از زندگی خود نخواهد داشت. افسردگی هم از جمله مسائل روحی و روانی است که باید مورد توجه قرار گیرد زیرا بالابودن افسردگی در افراد باعث بروز مشکلات عاطفی و روانی و حتی می توان گفت باعث بروز ناراحتیهای عصبی فراوان در زندگی همه افراد می شود که البته این مشکلات با توجه به نقایص افراد دارای نارسایی بینایی دو چندان شده ، و احتمال ابتلای این افراد ( دارای نارسایی بینایی ) نیز به مشکلات روحی و ورانی به دلیل داشتن نقصانهای موجود بیشتر از افراد عادی می باشد و تأثیرات آنها بر روی زندگی این افراد زیاد و بسیار حائز اهمیت است لذا باید با توجه به تحقیقات راه حلی منطقی برای کمتر کردن این مشکلات و یا لااقل با شناختن روحیات و افکار و نقاط ضعف این افراد طرز برخورد مناسب با آنها را شناسایی کرده و در روابط خود با آنها بدانیم که چه چیزها و مسائلی را باید در رفتار با آنها بیشتر در نظر داشته باشیم تا کمترین ناراحتی را برای آنها به وجود نیاوریم ( سیف نراقی، نادری 1380 ).
نابینایان نیز به دلیل مشکلات خاص خود از نظر افسردگی و سایر عوامل روانی مشکلات بیشتری پیدا می کنند زیرا واکنش اجتماعی و طرز برخورد افراد جامعه نسبت به این دانش آموزان و احساسات مختلفی مانند ترحم و دلسوزی در مورد نابینایان معمولاً شرایط دشواری برای دانش آموزان نابینا ایجاد می کند و در نتیجه اختلالاتی در خلق و خو و رفتار این دانش آموزان پدید می آورد نکته مهم اینکه دانش آموزان نابینا اگر چه از اختلالات حسی رنج می برند ولی وضعیت روانی آنها متفاوت است و هر کدام عوارض روانی مخصوص به خود دارند ( میلانی فر ، 1375 ).
گروهی از متخصصان ( لوئنفلد [1] ، 1979 )معتقدند که نابینایی بر ادراک فرد و نهایتاً شناخت او از جهاتی چون گوناگونی دامنه توجه تحرک و جابجایی واکنش متقابل با محیط تأثیرات سوء می گذارد و آنها را محدودکرده و لذا این محدودیتها ممکن است بر خودپنداره فرد نابینا تأثیر منفی بگذارد ( نادری ، سیف نراقی ، 1380 ).
افسردگی بیماری پیچیده و چندوجهی می باشد و اهمیت موضوع از آن جهت است که در عصر حاضر افسردگی به عنوان یکی از اختلالات عمده در طبقه بندی بیماریهای روانی مطرح شده است . و این بیماری یکی از مسائل جوامع صنعتی امروز است که باید به آن توجه ویژهای شود زیرا زمانیکه بر شدت آن افزوده و فشارها غلبه خود را بیشتر کند خطر بروز خودکشی که مسئله ای خانمان سوز مطرح می گردد و به همین دلیل به راحتی نمی توانیم عامل مشخصی را تشخیص داده و به روی آن انگشت گذاشت . چون استرسهای روانی موجب تغییرات بیولوژیکی می شوند بنابراین تمایز قائل شدن بین عوامل فیزیکی و اجتماعی بیهوده است .
اهمیت وکاربرد تحقیق:
1 – با انتخاب موضوعی که محقق در نظر گرفته است با استفاده از ابزارهای علمی به بررسی سیستماتیک و عینی آن می پردازد .
2 – با بررسی اختلالی به نام افسردگی در مورد مادران می توان به درجات شدت و شیوع آن در جامعه پی برد .
3 – آنچه مسلم است در هر کار تحقیقی و پژوهشی در انتهای یک سری مسائل و عللی که باعث بروز مشکل ومسأله گردیده است مشخص و آشکار می شود که این امر کمک مؤثری در شناخت هر چه بیشتر و توجه به مسأله و تلاش در جهت رفع نقص می باشد از نتایج تحقیقات می بایستی که برنامه های کوتاه مدت و درازمدت استفاده کرد.
کودک نابینا و یا نیمه بینا به دلیل مشخصه خاص بینایی قابل شناسایی و تشخیص است.
نگاههای مختلفی از سوی همسالان و والدین ومربیان متوجه کودک نابینا گاهی همراه با تأسف و دلسوزی و گاهی با دنیایی از اندیشه و تفکر بعضی کودک نابینا را اصلاً کودک نمی بیند در واقع خیلی وقتها وقتی برخوردی با این انسان نابینا پیدا می کنیم در تعریف و توضیح برخوردخود به خانواده و فرد دیگری به طور ناخود آگاه همه ابعاد وجودی آن برادر یا خواهر نابینا را فراموش و خیلی ساده می گوییم « یک کور بود » آری خیلی زود خویشتن خویش را فراموش می نماییم و خیال می کنیم وقتی به دنیا آمدیم در مقابل آیینه ای نشستیم و بر صورت خود یک جفت چشم ترسیم می نمودیم بی خبر از آنکه نابینا نیز خود مانند ما اراده ای در داشتن حس بینایی و یا نداشتن حس بینایی نداشته است ( هالاهان ، کافمن ، ترجمه جوادیان،1375 ).
تعداد زیادی از افراد نابینا نمی خواهند مورد ترحم قرار گیرند و حتی از کمکهای غیر ضروری دیگران بهره مند گردند . با وجود اینکه در بعضی از موقعیتها ممکن است به کمک نیاز داشته باشند اما در اصل ترجیح می دهند که مستقل باشند . آنهابه توجه دیگران نسبت به خود ارج می نهند . اما مایلند که افراد به جای اشاره کردن به تفاوتهایشان از تشابهاتشان گفتگو کنند . ( دانش آموزان استثنایی ،هالاهان ، کافمن ، دانیل پی ، ترجمه مجتبی جوادیان 1375 ).
نقص نابینایی بیش از هر معلولیتی نابینایی به بار می آورد به راستی چرا اینقدر ما از نابینایی می ترسیم و توجه بیشتری به آن معطوف می داریم؟ اولین دلیل آنست که نابینایی نمایان تر از سایر معلولیتهاست بین نگرش مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان نابینا نسبت به فرد نابینا تفاوت وجود دارد . دانش آموزان استثنایی از جمله افراد نابینا حق دارند که به راحتی در جامعه زندگی کنند همانند افراد عادی و دیگران از آنها استقبال کرده و بدون ترحم به آنها کمک نمایند . این افراد خود به دلیل بیماری و ضایعه ای که دارند از درون رنج می برند ودچار مشکلات عاطفی و روحی و روانی می گردد اگر این فرد دارای نارسایی بینایی با این مشکلات درونی وارد جامعه ای گردند. که او را پذیرش نمی کند و نگرش منفی نسبت به این افراد دارند مشکلات آنها صدچندان می شود . پس بنابراین باید نگرشهای خود را تغییر داده وهم دست به دست دهیم تا این افراد نه تنها منزوی و پرخاشگر نشوند بلکه از استعدادهای درونی دیگر جهت نشان دادن و برتری داشتن نسبت به افراد دیگر استفاده نماید .
اما خانواده و اعضای آن که ارتباط مستقیم ومداوم و اولیه فرد دارای نقص بینایی می باشند خانواده یک نظام اجتماعی است و مداوم و اولیه فرد دارای نقص می باشند . خانواده یک نظام اجتماعی است و فرد نابینا یکی از اعضای این نظام و سیستم اجتماعی می باشد و این دو نه تنها بر یکدیگر بلکه بر سایر افراد خانواده نیز دارای تأثیر متقابل و تعامل می باشند . این تأثیر غالباً جنبه منفی داشته است یعنی نابینایی یکی از اعضای خانواده باعث می شود که سیستم و نظام خانواده نتواند کارکردها وظائف خود را به نحو مطلوب انجام دهند . و در نتیجه در عملکرد خانواده با حضور یک کودک نابینا اشکالات و وقفه هایی بوجود می آید که ضروری به نظر می رسد که در این زمینه تحقیق و بررسی می شود و مشکلات اساسی را برطرف نمایند و نیز بهداشت روانی خانواده را از جهت اقتصادی ، اجتماعی و عاطفی دچار مشکل می نماید و خانواده در مقابل معلولیت فرزند خود واکنشهایی مثل احساس گناه احساس غم و اندوه ، از دست دادن امیدبه زندگی ، انکسار ، تنهایی ، دوگانگی احساس را نشان می دهد که بهداشت روانی خانواده را به هم می زند.
ما باید تمامی جامعه و افراد را به نارسایی بینایی پذیرا بکنیم تا مورد پذیرش افراد قرار بگیرد.زیرا به عنوان مثال : اگر نگرش معلم نسبت به فرد نارسایی بینایی منفی باشد کودک کم کم از معلم دور شده و از درس زده می شود و دچار افت تحصیلی و کم کاری و استرس و اضطراب می شود یا اگر پدر و مادر نگرشی منفی نسبت به نارسایی فرزندخود داشته باشد مدام خود را سرزنش می کنند و در ازای اینکه در جمع قرار بگیرند کناره گیری می کنند و یا اگر خود نیز به محافل میهمانی و دیگر مراسم بروند فرزند خود را نیز همراه خود نمی برند تا مایه خجالت و سرافکندگی آنها نباشد ( هالاهان،کافمن، ترجمه جوادیان ، 1375 ) .
فرضیه پژوهش
- بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنا داری وجود دارد.
سؤال پژوهش
- آیا بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنی دار وجود دارد.
متغیرهای پژوهش
در این پژوهش:
متغیر مستقل : جنسیت
متغیر وابسته: میزان افسردگی
متغیر کنترل: دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی
تعاریف واژهها و اصطلاحات
تعاریف نظری:
از آنجایی که بسیاری از واژهها و اصطلاحات ، معانی گوناگونی دارد ، محقق در کاربرد آنها در تحقیق خود ناگزیر به تحریف آنهاست زیرا ممکن است در بعضی از موارد واژهها و اصلاح ویژهای مفهومی را به خواننده عرضه کند که اصولاً مورد توجه محقق نباشد. یا احتمالاً واژه و اصلاح خاصی برای خوانندگان بیگانه و نامفهوم باشد. با عنایت به مقدمه مذکور واژهها و اصطلاحات به کار رفته در این تحقیق به صورت زیر می باشد.
افسردگی : متداولترین نوع اختلال نورویتک به شمار می رود و عبارت است از ارتقاء به دیگران – حساسیت زیاد – عدم توانایی در نشان دادن خشم مستقیم نسبت به محیط خودآزاری به جای سرزنش محیط و ناکامی و خجالت و برون گرایی بیش از 50 درصد بیماران روانی دچار افسردگی هستند و زن ها بیشتر از مردها دچار افسردگی می شوند ( شاملو، 1372 ).
نابینای قانونی : فردی نابینای قانونی نامیده می شود که تیزی دیداری وی در چشم برتر از آن حداکثر ترمیم 200/20 ( بر مبنای اندازه گیری با تابلوی اسکن ) یا کمتر بوده ، میدان دید وی در بزرگترین قطور از بیست درجه بیشتر نباشد ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).
تعاریف عملیاتی:
دانشآموز نابینا: در این تحقیق به دانشآموزانی اطلاق می شود که در مدارس نابینایان آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده و از خط بریل برای خواندن استفاده می کنند.
دانشآموزان عادی : در این پژوهش افسردگی ویژگی است که به وسیله پرسشنامه افسردگی بک اندازه گیری می شود ( منظور از افسردگی نمره ای است که آزمودنی در این پرسشنامه کسب می کند ).
ادبیات پژوهش
نظریههای مربوط به افسردگی
1 – مدل شناختی افسردگی
مفصل ترین و جامع ترین توجیه شناخت افسردگی توسط بک در سال 1976 مطرح شده است ( مهریار ، 1373 ) .مدل شناختی بک ( بک ، 1976 ،) به طورطرح وارهای در تصویر 1 – 2 نشان داده شده است . در این مدل نظر بر آن است که تجربه در افراد به تشکیل فرضها یا طرحوارههایی در باره خویشتن و جهان می انجامد و این فرضها یا طرحوارهها ، خود در سازمان بندی ادراک و در کنترل و ارزیابی رفتار مورد استفاده قرار می گیرند( فنل ، 1989 ).
تصویر 1- 2 – مدل شناختی افسردگی ( به نقل از فنل )
توانایی پیش زمینی تجربههای فردی و معنی بخشیدن به آنها امری سودمند و در واقع ضروری برای کارکرد بهنجار است . اما برخی از فرضها انعطاف پذیری ، افراطی و مقاوم در برابر تغییرند و در نتیجه « ناکارآمد » یا نابارور هستند. این فرضها به مسایل مربوط می شوند درباره اینکه مثلاً مردم برای پیداکردن احساس خوشبختی چه کار باید کنند ( مانند این فرض که « اگر کسی افکار خوبی درباره من نداشته باشد نمی توانم احساس خوشبختی بکنم » ). و این که برای بوجود آوردن احساس ارزشمندی در خویشتن، چه کار باید بکنند و چگونه باید باشند ( مانند این فرض که « هر کاری را که بر عهده می گیرم ، باید خوب انجام دهم » ). فرضهای ناکارآمد به تنهایی نمی توانند پیدایش افسردگی مرضی را توجیه کنند. مسایل موقعی مطرح می شوند که اتفاقات مهمی بیفتند . اتفاقاتی که با نظام اعتقادی خود فرد سازگاری داشته باشد. بدین ترتیب این باور که ارزش هر کسی منحصراً به موفقیت بستگی دارد، در صورت شکست، ممکن است به افسردگی منجر شود. وقتی فرضهای ناکارآمد فعال شدند افکار « خود – آیند منفی » را بر می انگیزند . از این نظر به این افکار « منفی » می گوییم چون خود به خود به ذهن افراد می آیند و برخاسته از هیچ گونه فرآیند استدلال آگاهانهای نیستند. این افکار ممکن است تفسیرهایی از تجارب جاری باشند یا پیش بینی هایی درباره رویدادهای آینده و یا یادآوری چیزهایی که درگذشته اتفاق افتادهاند و این افکار به نوبه خود سایر نشانههای افسردگی را پدید می آورند : مانند نشانههای رفتاری ( کاهش در سطوح فعالیت ، کناره گیری ) نشانه انگیزشی ( بی علاقگی ، رخوت ) ، نشانههای هیجانی ( اضطراب ، احساس گناه ) نشانههای جسمانی ( بی اشتهایی و بی خوابی ). با پیشرفت افسردگی ، افکار خود آیند منفی هر چه بیشتر زیاد و شدید می گردند و افکار منطقی تر هرچه بیشتر ناپدید می شود و بدین ترتیب دور باطلی شکل می گیرد از سویی فرد هر قدر افسرده تر می شود، بیشتر افکار افسردگی زا بیشتر به ذهن فرد می آیند و در او اعتقاد بیشتری نسبت به آنها به وجود می آورند، آن فرد افسرده تر می شود. شناخت درمانگر این دور باطل را درهم می شکند. بدین منظور او به بیمار یاد می دهد که افکار خود- آیند منفی را مورد سؤال قرار دهد و بعد با فرضهایی که آن افکار بر اساس آنها شکل گرفتهاند به چالش بپردازد ( فنل ، 1989 ).
تحریفهای[2] شناختی
بر طبق نظر یک محتوای ویژه افکار هوشیار[3] منجر به یک پاسخ هیجانی ویژه می شود ( کراندل و چامبلس[4] ، 1981 ). همسو با این نقطه نظر او معتقد است که مراجعین افسرده عقاید تحریف شده و منفی معینی در مورد خودشان، دنیا و آینده می سازند ( فولکمن و لازاروس ، 1984 ). تحریف های شناختی خطاهای منطقی منظمی هستند که باعث بازنماییهای نادرستی از واقعیت ها می گردند ( مبینی ، 1376 ). این تحریفهای شناختی شامل موارد زیر است:
1 – انتزاع انتخابی[5] : شخص شواهد برجستهتر و تناقصات را نادیه می گیرد و در مورد یک رخداد بر اساس یک چیز جزیی منفی نتیجه می گیرد.
2 – استنباط های دلبخواه[6]: که در آن ارزیابی منفی در غیاب شواهد صورت می گیرد.
3 – تعمیم بیش از اندازه[7]: یک نتیجه منفی از تنها یک رخداد گرفته می شود و به طریقی غیر قابل قبول در موقعیت های غیر مشابه بکار برده می شود.
4 – بزرگتر جلوه دادن[8] ( بعضی وقتها فاجعه آمیز جلوه دادن[9] نامیده می شود ): که در آن اهمیت یک رخداد منفی بیش از حد برآورد می شود یا بزرگ جلوه داده می شود.
5 – تفکر همه یا هیچ[10] : تمایل به فکر کردن به مطلقها ( هر چیزی خوب است یا بد و اغلب بد است ).
2 – نظریه درماندگی آموخته شده
مفهوم درماندگی آموخته شده که توسط سلیگمن ( 1975 ) پیشنهاد شده در واقع مکمل نظریه شناختی افسردگی و تأثیر فقدان تقویت در آن است ( مهریار ، 1373 ) . این مفهوم بیشتر در مورد افسردگی هایی بکار می رود که با نوعی واکنش به عدم کنترل بر روی کیفیت ارضاء خواستها و تسکین ناراحتی و رنج شروع می شوند. در این حالت فرد افسرده به کندی عکس العمل نشان می دهد، خود را ناتوان و ناامید احساس می کند و نسبت به آینده نظر مطلوبی ندارد. طبق این نظریه آنچه باعث افسردگی می گردد نفس ضربه یا حادثه دردناک[11] نیست بلکه احساس ناتوانی فرد از کنترل آن حادثه است این احساس ناگزیر بودن ضربه دارای سه نوع تأثیر است:
1 – از لحاظ انگیزشی ، فرد مقاومت یا فرار را بی فایده می بیند و عکس العملی از خود نشان نمی دهد.
2 – از لحاظ عاطفی ، فرد به جای مقاومت و مبارزه به افسردگی پناه می برد.
3 – احساس افسردگی ، به نوبه خود ، روی برداشت شخص از خود و کارآیی پاسخهای او اثر می گذارد و یادگیری راهها و شیوههای مواجهه با مشکل افسردگی را در آینده مشکلتر می سازد. افراد افسرده بین رفتار خود و تقویتهایی که دریافت می کنند رابطهای نمی بینند و احساس ناتوانی و بیچارگی در روابط شخصی آنان با افراد دیگر تأثیر می گذارد . طبق این برداشت از افسردگی ، کمک به بیمار در جهت احراز کنترل روی نتایج و پیامدهای رفتار او حائز اهمیت است . برای این منظور باید مریض را در شرایطی قرار دهند که احساس موفقیت و پیشرفت کند ( مهریار ، 1373 ).
تدوین جدید نظری درماندگی آموخته شده
آبرامسون[12] ، سلیگمن و تیسدیل[13] ، در سال 1987 با استفاده از مفاهیم اسناد مسئولیت به تدوین دوباره مدل قبلی پرداختند.در نظریه جدید فرض بر این بود که یک سبک اسنادی خاص فرد را در خطر ابتلاء به افسردگی قرار می دهد (ریم[14] و همکاران، 1993 ).
سیلگمن (1981) طی یک مقاله خلاصهای از مدل اصلاح شده اسنادی را ارائه نمود. طبق اظهارات وی در این مدل جدید برای وقوع افسردگی اتفاق چهار فرض کافیست( ویلیامز[15]، 1992 ).
1)فرد انتظار دارد که احتمالاً یک حالت آزاردهنده[16] شدید پس از پیشامدها رخ دهد ( یا یک حالت دلخواه پیش آمدها غیرممکن است ).
2 ) فرد در مقابل این حالات آزار دهنده خود را بی دفاع تصور می کند.
3 ) فرد سبک اسنادی غیر انطباقی[17] دارد به طوریکه رویدادهای منفی را به علل درونی، پایدار و کلی و رویدادهای مثبت را به علل بیرونی ، ناپایدار و اختصاصی نسبت می دهد.
4 ) هر قدر احتمال پیش آمدن حالت آزاردهنده و احساس کنترل ناپذیری آن شدیدتر باشد، همانقدر شدت نارساییهای انگیزشی و شناختی بیشتر خواهد بود. به بیان دیگر هر اندازه اهمیت رویداد کنترل ناپذیر برای فرد بیشتر باشد، به همان میزان شدت نابسامانی عاطفی و کاهش عزت نفس در فرد، بیشتر خواهد بود.
به دلایلی مبهم اغلب پژوهشهای بعدی روی فرض سوم تکیه کردند، به این معنی که اصرار دارند سبک اسنادی غیر انطباقی فرد را برای واکنش افسردگی وار در مقابل وقوع رویدادهای آزاردهنده یاعدم وقوع رویدادهای مثبت آماده می کند ( مبینی ، 1376 ).
افراد افسرده از روی عادت پیامدهای منفی را به علل درونی، پایدار و کلی نسبت می دهند و رویدادهای مثبت را به علل بیرونی، ناپایدار و اختصاصی. به عبارت دیگر به دنبال شکست بیمار افسرده خود را سرزنش می کند و چنین می انگارد که علت شکست، عمومی و مستمر است و نیز به دنبال موفقیت، اهمیتی برای آن قائل نیست زیرا می پندارد این موفقیت هیچ معنای ضمنی برای سایر رفتارها و هیچ تأثیر مثبتی در آیندهاش ندارد . ماهیت و نوع اسناد برای تجربه آزارنده خاص طبیعت افسردگی را تعیین می کند. اسناد درونی تعیین می کند که عزت نفس فرد تحت تأثیر قرار گرفته، اسناد پایدار مزمن بودن افسردگی و اسناد کلی عمومیت احساسات افسردگی را تعیین می کند و نیز شدت افسردگی نه تنها به وسیله آزارنده بودن رویداد بلکه توسط اسنادهای شخص نسبت به آن تعیین می کند و نیز شدت افسردگی نه تنها بوسیله آزارنده بودن رویداد بلکه توسط اسنادهای شخص نسبت به آن تعیین می شود. در یکی از تجدید نظرهای اخیر از این مدل چنین فرض می شود که سبک اسنادی نه علت لازم و نه علت کافی افسردگی، بلکه یک علت مؤثر یا عامل خطر ابتلاء به افسردگی در کنار بسیاری دیگر از عوامل قرار دارد ( مبینی ، 1376 ) .
3-نظریه ناامیدی[18] افسردگی
آلوی[19] و آبرامسون (1988) نظریه درماندگی آموخته شده از نو تدوین یافته را به شکل جدید تری مطرح کردند که در آن نه درماندگی بلکه ناامیدی بعنوان عامل اصلی در بروز افسردگی تبیین شده است ( مبینی، 1376 ) . پیش از ارائه نظریه ناامیدی افسردگی لازم است بین عوامل لازم[20]، کافی[21] و جانبی[22] برای پیدایش اولیه علائم افسردگی از لحاظ مفهومی تمیز قائل شد. از نقطه نظر سبب شناختی علل لازم به آن دسته از عوامل اطلاق می شود که برای پیدایش مجموعهای از علائم افسردگی باید موجود باشند، علل کافی مجموعهای از عوامل آسیب شناختی است که در صورت موجودیت خود بروز علائم افسردگی را امکان پذیر می سازند و بالاخره علل جانبی به دسته دیگری از عوامل سبب شناختی اطلاق می شوند که احتمال پیدایش علائم را افزایش می دهند و از این رو برای بروز علائم نه کافی هستند و نه لازم ( آلوی و آبرامسون ، 1988 ).
در نظر ناامیدی افسردگی علل بر طبق روابط ترتیبی آنها در ارتباط با شروع علائم بیماری نیز از همدیگر تفکیک می شوند. علل دور از وقوع[23] که در ردیف سبب شناختی افسردگی جلوتر عمل می کنند و در این نقطه از ترتیب علی هیچ تظاهری از علائم افسردگی دیده نمی شود. از طرف دیگر علل نزدیک به وقوع[24] که نسبتاً دیرتر عمل کرده و کمی قبل یا همراه علائم این بیماری رخ می دهند. نظریه ناامیدی افسردگی صریحاً تأکید می کند که افسردگی یک اختلال نا همگون است و علاوه بر ناامیدی عوامل دیگر نیز از عوامل کافی برای وقوع افسردگی هستند. خلاصه این نظر در تصویر 2 –2 ،آمده است. یکی از برتری های عمده نظریه ناامیدی در مقایسه با نظریه درماندگی آموخته شده سلیگمن این است که این مدل نه تنها برای افسردگی یک علت کافی نزدیک به وقوع ذکر می کند بلکه در یک زنجیره علی ترتیبی از حوادث فرض می شود که در نهایت به علت کافی نزدیک به وقوع می انجامد. چنانچه در تصویر 2 – 2 ،دیده می شود زنجیره علی مفروض با وقوع رویدادهای منفی ( یا عدم وقوع رویدادهای مثبت زندگی ) شروع می شود و با ایجاد علائم افسردگی ( مخصوصاً افسردگی ناامیدی ) پایان می پذیرد . بر طبق نظریه ناامیدی وقتی مردم تصور می کنند که رویدادهای منفی خاصی در زندگی آنان رخ داده است اسنادهای علی متعددی بر اساس این وقایع بنا می کنند و درجه اهمیتی که برای این اتفاقات قائل هستند از عوامل جانبی احساس ناامیدی و بروز علائم افسردگی واقع می گردد . درنظریه نا امیدی دو بعد اسنادی برای فهم این موضوع که چطور ممکن است رویدادهای منفی زندگی در پدیدآمدن احساس ناامیدی سهم داشته باشد عبارتند از: بعد پایدار،ناپایدار و کلی،اختصاصی.
تصویر 2-2،زنجیره علی معین در نظریه ناامیدی سردگی ، علل کافی ، علل جانبی ( مبینی، 1376 ). پایین در اجماع ( مثلاً فرد در امتحان ریاضیات شکست می خورد در صورتیکه دانش آموزان دیگر قبول می شوند) . بالا در پایداری ( معمولاً در امتحان ریاضیات شکست می خورد ) . پایین در اختصاصی بودن ( معمولاً در امتحانات دیگر همانند ریاضیات شکست می خورد ).
به طور کلی هنگامی که رویدادهای منفی زندگی به علل پایدار ( یعنی مداوم ) و کلی ( که احتمالاً پیامدهای بسیاری را در بر دارد ) نسبت داده شده و مهم تلقی شوند، احساس ناامیدی و به نوبه خود بروز علائم افسردگی را سرعت می بخشند. علاوه بر این هنگامی که رویدادهای منفی زندگی به علل درونی همراه با علل پایدار و کلی نسبت داده می شوند، ناامیدی همراه با اعتماد به نفس پایین خواهد بود.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2678 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 145 |
1-مقدمه:
در مطالعه سیر تمدن بشری به مرحله ای بنام «روستا نشینی» برمی خوریم که از نظر علم مردم شناسی و علوم اجتماعی حد واسط میان بیابانگردی و شبانی و مرحله شهر نشینی است.
می توان گفت دوره یکجا نشینی و ظهور تمدن ها و مظاهر آن همچون عمارات ،کاخ ها ،صنایع مختلف ،هنرها و علوم با آغاز دوره روستا نشینی پایه گذاشته شده است .از اینرو صحبت از این مرحله در حیات آدمی و بررسی خصوصیات فرهنگی آن ابعاد مادی و غیر مادی در حوزه علم مردم شناسی بوده و کار پژوهش مردم شناسی در خصوص توصیف و تحلیل جامعه روستایی همواره با دقت، ریز بینی ،کنکاش و ژرف نگری توأمان بوده است.
از انجا که علم مردم شناسی به مطالعه محیط های انسانی کوچک همچون روستا می پردازد پس بررسی علمی ویژگیهای یک روستا نیازمند روشهای علم مردم شناسی است.
بدین منظور از مردم نگاری در توصیف و تبیین خصوصیات و ویژگیهای جامعه روستایی در ابعاد مختلف اقتصادی،جغرافیایی ،فرهنگی استفاده شده و در پایان علم مردم شناس دست به تحلیل یافته های مردم نگاری از مستندات و مشاهدات می زند.روستای گرمه با واقع شدن در استان اصفهان و برکرانه کویر مرکزی ایران دارای ویژگیهای فرهنگی،اجتماعی و جغرافیایی خاص مناطق کویری است.[1]
روستای گرمه بدلیل اقلیم خاص مناطق کویری و دوری از مراکز شهری در گذشته ای نه چندان دور نمونه ای جامع از فرهنگ دیرین ایرانی بوده است که از آن میان می توان به تکلم مردم به زبان هخامنشی یا پهلوی اشاره داشت که با وجود چند هزار سال گذشت زمان واستیلاء زبان وفرهنگ اسلام بر سراسر ایران هنوز مورد استفاده قرار می گیرد.
دوری از راههای مواصلاتی سبب گردیده است که زبان،فرهنگ در ابعاد مختلف مادی وغیر مادی همانند ابزار کشاورزی ،نحوه کشت،آداب ورسوم وباورها طی سالیان دراز کمتر دستخوش تحول وتغییر قرار گیردواصالت فرهنگی ایرانی در این روستا حفظ شودولی متاسفانه طی دهه های اخیر وشروع صنعتی شدن ایران ورشد شهرنشینی ساختار جامعه روستای گرمه در ابعاد مختلف دچار تغییر گشته است که درفصول پایانی به ان اشاره خواهد شد.
گذشته از هر مساله ومطلبی باید به نقش وجایگاه ویژه فرهنگ روستا اشاره داشت که به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی وقرار گرفتن درحاشیه کویردر طول تاریخ به دورازتهاجمات وفتنه های اقوام بیابانگرد مغول و....مانده است وگنجینه نابی از فرهنگ کهن ایران راحتی قبل از دوره زرتشت درخود حفظ کرده است که جای تامل ومطالعه ژرف در فرهنگ،زبان،سنن وویژگیهای خاص محیطی روستا دارد.
آنچه که روستا را تازمان حال پیش آوردواز خرابی ومتروکه که شدن وجای ماندن در صفحات تاریخ گذشتگان رهانید لطف کویر بود وبرکت نخل خرما وباید اذغان داشت که نخل وخرما در فرهنگ منطقه خور و بیا بانک وبه طبع آن روستای گرمه جایگاهی خاص یافته است.
2-بیان مساله:
روستای گرمه پس ازگذشت چند هزار سال از زمان امپراطوری هخامنشی وساسانی هنوز فرهنگ ایران باستان را درخود جای داده است که بارز ترین آن زبان آن دوران می باشد که هنوزمردم روستای گرمه به آنصحبت می کننداما مساله اینجاست که رشدشهرنشینی وآغازمهاجرت روستاییان به شهر ودرکنارآنگسترش راههای مواصلاتی وگسترش وسایل ارتباط جمعی به خصوص تلویزیون قالب کهن ودیرین روستا گرمه راشکسته است وهرچند مردم روستازبان نیاکان خودرا فراموش نکرده اندولی بسیاری از آداب ورسوم دچار تحول شده است وحتی بسیاری ازآنهابه دست فراموشی سپرده شده اند.
ازدیگر مسائل موجود میتوان به گسترش جمعیت روستا وعدم وجود مشاغل کافی اشاره داشت که بحث مهاجرت را رونق بخشیده است در حالیکه وجودپتانسیل خوب گردشگری درروستا می تواند امر مهاجرت راتحول بخشد.
3-اهداف تحقیق:
بابررسی مونوگرافی روستای گرمه سعی شده است به رابطه متقابل عناصر جغرافیایی حاکم بر محل وساختار فرهنگ مردم روستااشاره شود.
همچنین بابررسی اماکن کهن وتاریخی روستا به دیرینگی وقدمت فرهنگ روستا توجه شده است.
در کل هدف ازاین تحقیق بررسی فرهنگ مادی مانند نوع معماری مساکن ،مساجد وسایر اماکن وبناهای تاریخی وشیوه زراعت وباغداری وفرهنگ غیرمادی در ابعادآداب ورسوم،باورها واعتقادات،رابطه متقابل انسان ومحیط ،رسوم وسنن فراموش شده می باشد.
ازاهداف دیگ تحقیق می توان به سیر تغییرات اجتماعی رخ داده درروستا از قبیل پدیده مهاجرت وشهر شینی وعوامل دخیل درآن وعواقب ونتایج آن اشاره داشت.
4-روش تحقیق:به دلیل محدودیت فضای جمعیتی وجغرافیایی روستا نیازمند روشهای ژرف گر وعمیقی هستیم تابه عمق باورها واعتقادات وزندگی آن مردمان رسوخ کنیم از اینرو روشی که مورد استفاده قرار میگیردروش میدانی واستفاده از تکنیک های مشاهده ومصاحبه هدفمند می باشد که برای توصیف آداب ورسوم مردم روستاوکنکاش در باور ها مورد استفاده قرار گرفته است.
برای توصیف اماکن قدیمی وبناهای تاریخی ازروش مطالعه اسنادی یاروش کتابخانه ای کمک گرفته شده است تاتوضیحات این اماکن بر اساس مستندات گزارش شده است ونوشته شده مورخین وجهانگردان باشد.
فصل اول:ویژگیهای طبیعی وجغرافیایی:
1-1موقعیت جغرافیایی:
روستای گرمه واقع درشمال شرقی استان اصفهان ودر حاشیه شمالی کویر نمک قرار دارد .این روستا جزءبخش خور بیابانک از شهرنائین می باشد و دراطراف روستاهای مهرجان ،عروسان،آب گرم،اردیب میباشد ودرفاصله 755کیلومتری از شهرتهران واقع شده است.
برای رفتن به این روستا باید از مسیر قم ،کاشان،نائین،انارک،خور گذر کرد.موقعیت جغرافیایی روستا در طول وعرض جغرافیایی 05-53میباشد و دارای 1545متر ارتفاع ازسطح دریا میباشد.
2-1روستای گرمه دردامنه کوه جنوبی کوه گرمه واقع گردیده است واز نظرجغرافیایی در منطق حاشیه کویر واقع شده است ودارای آب وهوای خشک وبیابانی است بدین شکل که در روزبدلیل تابش مستقیم خورشید،درجه حرارت هوا بسیاربالاست وحتی تا48 درجه سانتیگراد در تابستان میرسد و در شب هوا بسیار سرد میشود وبادهای کویری بر سردی وخشکی هوا می افزاید وکلا آب وهوای کویری بر این روستا حاکم است.
درزمستان شاهد هوای سرد وخشک هستیم وبسیار کم برف میبارد
3-1میزان بارش :از نظر میزانبارش سالیانه باید گفت این روستا جزءمناطق کم بارش در ایران است به میزان متوسط بارش سالیانه کمتر ز 30 میلیمتر می باشد.
4-1 باد:
در طول سال کمتر شاهد وزش بادهای مدیترانه ای از سمت غرب کشور هستیم که از این مناطق عبور کند،غیر از آن بدلیل واقع شدن روستا در منطقه کویری شب ها وزش بادهای کویری را که بر سردی و خشکی هوا می افزاید داریم که از ویژگیهای خاص مناطق کویری می باشد.[2]
5-1 منابع خاک:
از خصوصیات خاک کویری داشتن نمک فراوان می باشد که کاشتن هر گیاهی در این خاک منجر به خشک شدن گیاه می گردد زیرا از یکسو نمک سبب از بین رفتن ریشه و کم آبی و نور مستقیم و شدید خورشید باعث از بین رفتن بسیاری از گیاهان می شود.[3]
از این رو می توان گفت خاک کویر ،خاکی فقیر در کشت گونه های مختلف گیاهی است و تنها گیاهانی رشد می یابند که دارای ریشه های عمیق در خاک برای جستجوی آب و مقاوم در برابر سرما و گرمای شدید ناشی از اختلاف درجه حرارت در شب و روز کویر باشند.
روستای گرمه نیز به طبع مناطق کویری فاقد زمین مناسب جهت کشاورزی است و تنها زمین قابل کشت در دامنه کوه گرمه است که بدلیل نزدیکی به آب چشمه و سعی و کوشش اهالی در غنی کردن خاک سبب شده است که نخلستان بوجود آید که تنها محدود به این ناحیه دامنه کوه می باشد.
پس می توان نتیجه گرفت که منابع خاک روستا جهت کشاورزی و باغداری بسیار محدود است و اراضی لم یزرع بسیار فراوان می باشد.
6-1 منابع آب روستا:
روستای گرمه بدلیل واقع شدن در حاشیه کویر و موقعیت خاص اقلیمی جزء مناطق کم آب و کم بارش ایران و جهان می باشد و مطابق نواحی داخله ایران از رودخانه خبری نیست.[4]
آنچه سبب پیدایش و شکل گیری روستا گردیده عامل آب و وجود چشمه ای است که از دل کوه جوشیده و به پایین می رود که به «چشمه گرمه» نزد اهالی معروف است.[5]
تا سالهای قبل و عدم وجود راههای ارتباطی مناسب و آسفالته،مردم روستا ملزم به خوردن آب چشمه گرمه بودند، اما امروز به یاری تکنولوژی راه سازی و تقویت ارتباطات جاده ای مردم از آب بهتری نسبت به آب چشمه سود می برند.
مردم روستا معتقد هستند که آب «چشمه گرمه» شور است و آب آن را جهت آبیاری درختان نخل استفاده می کنند و کمتر از ان جهت شرب استفاده می کنند.
چند سالی است که آب چشمه بازیاب که در چند کیلومتری روستای گرمه قرار دارد بوسیله تانکر به روستا منتقل شده و روستائیان که دارای منبع آب 2000 لیتری در حیاط و یا پشت بام هستند آن را پر می کنند و مورد استفاده قرار می دهند.
به نقل از روستائیان آب «چشمه بازیاب» طبق اظهار سازمان زمین شناسی از رودخانه زاینده رود سرچشمه گرفته و دارای کیفیت مناسبی جهت شرب است.
روستائیان بابت پر شدن هر منبع 2000 لیتری آب موجود در خانه مبلغ 1200 تومان پرداخت می کنند اما از آبی سالم و گوارا استفاده می کنند.
پوشش گیاهی منطقه
7-1 گونه های گیاهی و جانوری:
روستای گرمه بدلیل مجاورت با کویر دارای گونه های گیاهی خاص کویر ایران است که از میان می توان به گونه های تاغ ،بوته قیچ، گیاه تن گز، خار شتر، بوته ریش، ترخ، آویشن،گل گاو زبان ،بادام کوهی ،خارو، هلندر،ترشو، تره صحرائی، علف مار اشاره داشت.
پوشش گیاهی منطقه از نوع «اگزوفیت »،« تامارلیبک» و «هالوفیت» است که بصورت سوزنی برگ و خاردار هستند.در زمانی که هنوز مردم از سوخت های فسیلی استفاده نمی کردند از گیاهانی چون تاق، ریس جهت تولید گرما و تهیه غذا استفاده می کردند.
خار شتر جهت تغذیه شتر و گیاه «تن گز» بدلیل داشتن خار فراوان برای حصار کشی در باغ ها در گذشته مورد استفاده قرار می گرفت.
البته شایان ذکر است که در گذشته سوخت اصلی مردم، از سوزاندن ساقه و برگ درخت خرما حاصل می شد.
از این میان برخی گیاهان در طب سنتی جایگاه ویژه دارند مانند آویشن (Avishan) گل گاو زبان و ترخ که برای دردهای مفصلی و عضلانی مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین گیاه بسیار بدبویی به نام هنگ که از آن آشی تهیه می کنند که برای شستشوی دستگاه گوارش و بیماری های مرتبط به آن بسیار موثر است. از سایر گیاهان دارویی می توان به چز (chaz) ،انگورتور (towrah) ،مدکی (madki) ،پونه ،کانسی ،شیرو ،ترشو اشاره داشت.[6]
تمامی گیاهان فوق بصورت خودرو در بیابان می باشند و جزء پوشش گیاهی منطقه محسوب می شوند و نکته جالب آنکه چند سالی است مردم و جهاد کشاورزی اقدام به کاشت گیاه تاق در بیابان برای جلوگیری از حرکت شن های روان نموده اند که این امر سبب تثبیت خاک نخلستان می گردد.
الف: حیوانات اهلی: بز،گوسفند، شتر ،گاو ،الاغ ،مرغ و خروس.
ب) پرندگان: گنجشک که در گوش محلی به آن دیزی (Dizi) گویند.
از سایر پرندگان کبک ،تیهو، سار، دم جنبانک، مرغ انجیر خوار، کلاه بسر( هدهد) کلاغ سیاه، شاهین ،کبوتر، مرغ حق، چهرو(نوعی بلبل) ،پرستو ،جغد، خفاش و شب پره.
ج)درندگان: شغال،پلنگ،یوز، کفتار، روباه، گرگ، سیاه گوش.
د)خزندگان: انواع مارهای سمی شامل تیرمار ،سگ مار ،سبح مار و مار سیاه.
هـ)سایر حیوانات: بزکوهی، قوچ، آهو، خرگوش ،موش خرما،خار پشت و لاک پشت.
ی) انواع حشرات: سوسک، عقرب زرد و سیاه و دورگه، انواع پروانه، انواع مورچه زرد و سیاه، انواع ملخ ،سفار و (کفشدوزک) ،انواع زنبور، انواع کنه ،انواع عنکبوت، انواع مگس و انواع پشه[7]
8-1 وضع زمین:
بدلیل عدم مرغوبیت جنس خاک، نمی توان گونه های متنوعی از گیاهان و درختان را در منطقه به بار آورد و کشت خرما در چنین منطقه ای که دارای خاک رملی و ماسه ای است کار بسیار دشواری است و یافتن چند متر زمین مناسب کشت کار بسیار دشواری است.
در خاک منطقه املاحی مانند سولفات منیزیم، سولفات پتاسیم وجود دارد که برای گیاهان زیانبخش است.[8]
سفره ها زیر زمینی آب در مناطق عمیق نیست و نیروی تبخیر آب را از سطح خاک ممکن می سازد.پس از تبخیر نمک بر خاک افزوده می شود و برشوری خاک می افزاید پس برای کشاورز احتیاج به سیستم زهکش مناسب است تا از بالا زدن آب شور جلوگیری کند.[9]
9-1 کشاورزی:
در قدیم از محصولات کشاورزی، کشت پنبه در حد محدود بود و پنبه حاصله برای تهیه نخ جهت تولید پوشاک بود که بوسیله زنان و ئچرخ نخ ریسی دستی بوجود می آمد که نخ حاصله و پوشاک حاصله جه خود مصرفی اهالی روستا بوده صدور به سایر مناطق نداشته است.
در مورد کیفیت خرمای کشت شده در روستای گرمه باید گفت که کیفیت خرمای روستا آنقدر مناسب است که از سایر روستاهای همجوار در منطقه به روستای گرمه آمده و خرما خریداری کرده و می برند زیرا خرمایی که در سایر منطقه کشت می شود دارای کیفیت پایین تری نسبت به خرمای کشت شده در روستای گرمه است.
شکل کشاورزی در روستای گرمه بشکل سنتی و دستی است [10]و بدلیل باغداری و عدم کار بر زمین کشاورزی (غیر از موارد خاص) از کشاورزی ماشینی خبری نیست.
کشاورزی در شوره زار بسیار مشکل است و بدین منظور مقداری شاخ و برگ و بوته بیابانی در زمین می ریزند و روی آن را با خاک می پوشانند و خوب آبیاری می کنند تا نمک موجود در خاک پایین برود و خاک شیرین و قابل کشت شود.[11]
از مشکلاتی که در زمینه کشاورزی وجود دارد می توان به این مورد اشاره داشت:
1.شوری خاک وآب،کمی بارش سالیانه وفقر سفره های آب زیرزمینی.
2.فرسایش خاک در اثر عوامل فرساینده واستفاده مداوم اززمین
3.سیستم ابتدایی وسنتی کشاورزی
4.پیشروی ریگ روان درمزارع
5.قطعه قطعه بودن اراضی مزروعی
6.خاک کم قوه وعدم آشنایی کشاورزان به استفده صحیح از کودهای شیمیایی
7.آفات نبایی مانندشته،ریشه قر
8.ابتدایی بودن شیوه آبیاری
9.بینظمی نخلستان که آن رابصورت جنگلی در هم آورده است
10-کمبود نیروی انسانی کار آمد.
ازدرختان وگیاهان قابل کشت می توان به درخت نخل ،انار که در حد خود مصرفی میوه می دهد و کاشت سبزیجات معطر برای خود مصرفی اهالی روستا نام برد.
| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 693 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
عنوان: پاورپوینت قرارداد ها و پیمان های آتی
دسته: حسابداری- مدیریت مالی(ویژه ارائه کلاسی درسهای مهندسی مالی- مدیریت سرمایه گذاری - تصمیم گیری در مسائل مالی)
فرمت: پاورپوینت (PowerPoint)
تعداد اسلاید: 24 اسلاید
این فایل در زمینه " قرارداد ها و پیمان های آتی " می باشد که در حجم 24 اسلاید همراه با نمودارها و توضیحات کامل با فرمت پاورپوینت تهیه شده است که می تواند به عنوان ارائه کلاسی(کنفرانس) درسهای مهندسی مالی، مدیریت سرمایه گذاری و تصمیم گیری در مسائل مالی رشته های حسابداری و مدیریت مالی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری مورد استفاده قرار گیرد. بخشهای عمده این فایل شامل موارد زیر می باشد:
مقدمه
تعریف اوراق مشتقه
مهمترین اوراق مشتقه
مهمترین قرارداد ها و پیمان های آتی
تفاوت های عمده بین قرارداد های خاص و استاندارد
قیمت گذاری قرارداد آتی خاص
رابطه بین قیمت قرارداد آتی و قیمت جاری کالا
رابطه بین قیمت قرارداد آتی و قیمت مورد انتظار کالا
معادلات قیمت قرارداد آتی
ارزش بازار قرارداد های آتی منتشره قبلی
تعیین قیمت پیمان های آتی استاندارد
علامت صرف برای پیمان های آتی استاندارد مالی
اهمیت صرف ها برای سرمایه گذاران و مدیران مالی
پیمان های آتی استاندارد شاخص سهام
پاورپوینت تهیه شده بسیار کامل و قابل ویرایش بوده و به راحتی می توان قالب آن را به مورد دلخواه تغییر داد و در تهیه آن کلیه اصول نگارشی، املایی و چیدمان و جمله بندی رعایت گردیده است.