| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 287 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 170 |
|
فصل اول مقدمه |
قرآن ، پیام روشن الهی است که همه ی انسان ها را به راستی و رستگاری دعوت می کند.
انسان در قرآن موجودی اجتماعی و مسئول است ؛ موجودی اجتماعی که بر او فرض شده در همه ابعاد زندگی، مسائل انسانی را که جایگاه خلیفه اللهی او را تثبیت می کند رعایت کند . شخصیت وی در جامع ه شکل می گیرد و هویت واقعی اش در اجتماع ظهور و بروز می یابد ، بنابراین قرآن کریم نه تنها به جامعه و اجتماع انسانی اهتمام دارد ، بلکه بهترین شکل جامعه و متمدن ترین صورت آن را بیان و معرفی می کند و به شئون اجتماعی انسان توجهی جدی دارد .
بی تردید ، انسان نیازمند زندگی گروهی و حیات اجتماعی است ، چون اجتماعی بودن لازم حیات او ست . ممکن است کسی در دیر یا صومعه ای زندگی انفرادی داشته باشد ؛ اما چنین زیستی برای وی زندگی انسانی یعنی حیات مسئولانه نخواهد بود ، زیرا زندگی واقعی انسانی آن است که بکوشد اولاً خود هدایت شود و ثانیاً در مقام هدایت دیگران برآید . اگر از علوم و فنون بهره ای ندارد ، از دیگر همنوان خویش یاد گیرد و چنانچه عالم است ، دانش خویش را به دیگران تعلیم دهد و اگر همگان عالم اند ، با تضارب آرا به مقام برتر علمی شان افزوده شود و به فن آوری و ابتکار موفق شوند . چنانکه در حال ضلالت وگمراهی هستند از راهنمایان ، هدایت جوید و در مقام هدایت ، هادی گمراهان گردد . در این گونه از جوامع انسانی ، فرد گوشه گیر یافت نمی شود ، چون چنین اموری لازم حیات انسانی است ؛ ولی زندگی فرد منزوی ، حیات به معنای مصطلح و واقعی نیست .
قوانین و مقررات قرآن به گونه ای تشریع شده است که می تواند جامعه انسانی را به کمال و سعادت رهنمون سازد و همه افراد جامعه را به فضیلت انسانی ارتقا دهد . روش اجتماعی قرآن همانند شیوه جوامع امروزی بر اساس بهره وری مادی و اجتماعی بر مبنای تقوای الهی است ؛ یعنی در جامعه دینی ، عدالت اجتماعی و شئون عبادی با هم پیوند خورده اند تا روح توحید و وحدانیت را در جامعه احیا کنند . لازمه حیات انسانی ، توجه به فضای جمعی و اجتماعی است ، زیرا ادامه حیات فردی برای او مقدور نبوده و ضرورت یا طبیعت ، وی را به سمت جامعه می کشاند ،از این رو لازمه خلقت آدمی ، ادامه حیات در نظام اجتماعی است .
بر این اساس ، دور از حقیقت و صواب است که گفته شود انسان ذاتاً تمایلی به جمع ندارد و ذات و طبیعت او انفرادی است و برای فرار از این نابسامانی ذاتی ، انسان ها دور هم گرد آمده و جوامعی را با اداره یک قدرت قانونی مرکزی تشکیل می دهند .
بیان مسأله
انسان از بدو خلقت برای آنکه به زندگی و حیات خویش معنا ببخشد ، نیازمند شناخت بوده است و این شناخت بدون ایجاد ارتباط باخود و پیرامون خود امکان پذیر نبوده است به عبارت بهتر ارتباط انسان با خود ، اجتماع ، طبیعت و بالاخره منشاء و مبدأ خلقت ،خداوند متعال عینیت می یابد ، در پرتو این شناخت و ارتباط است که می تواند بیندیشد و به واقعیت های هستی دست یابد و بر این اساس ، نقشی تعیین کننده در رسیدن به کمال و سعادت دارد .
قرآن یگانه معجزه جاویدان پیام آور رحمت و راهنمای انسان از سوی خداوند است . راهنمایی که راه ورسم چگونه زیستن و چگونه تعامل داشتن با دیگران را می آموزد با توجه به شرایط دنیای امروز و ضرورت ارتباط اجتماعی بین انسانها، بهره گیری از قرآن کریم به عنوان منشور هدایت و آگاهی بخشی به توده ها بشریت بسیار اهمیت دارد.
بهتر است برای توصیف نقش هدایت گری قرآن از خودش مدد بگیریم . خداوند متعال در سوره اسراء آیه9 هدف و کارکرد قرآن را اینگونه بیان می فرماید :
انّ هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم . «قطعاً این قرآن شما را به استوارترین راه هدایت می کند .» اسراء /9
از این رو بررسی شرایط ارتباطی مطلوب بین انسان ها از منظر آیات قرآن کریم با تاکید بر مضامین ارتباطی بسیار حایز اهمیت است. و بطور مشخص باید به دنبال پاسخ این پرسش باشیم که؛ نگاه قرآن کریم درباره ارتباطات انسانی در عرصه اجتماع چیست ؟ برای پاسخ به این سوال با توجه به آنچه در تقسیم انواع ارتباط انسان با پیرامون بیان گردید ارتباط با خدا ، خود ، محیط زیست (طبیعت) و اجتماع چهار حوزه ارتباطی انسان است .
برای نمونه به برخی از این نوع ارتباطات که در تقسیم بندی کلی از آیات قرآن برداشت می شود اشاره می کنیم :
1- ارتباط انسان با خدا موضوعاتی مانند : خداشناسی،نیاز انسان به خدا ، پرستش
2- ارتباط انسان با خود : خلقت و آفرینش انسان ، از کجا آمده ام ، آمدنم برای چیست ؟ و به کجا می روم ؟
3- ارتباط با طبیعت : شناخت طبیعت و محیط زیست ، زیبای آفرینش ،تعامل با محیط زیست ، منابع و نعمت های خدادادی
4- ارتباط انسان با اجتماع : تعامل و ارتباط بین فردی ، گروهی و اجتماعی ، شناخت افراد جامعه ، ارتباط موثر و سودمند و ارتباط مخرب و مضر و ...
آنچه دراین تحقیق مد نظر است ارتباطات از نوع اجتماعی است . که انسان با ایجاد ارتباطات انسانی آن را محقق می نماید.
قرآن کریم در آیات متعددی به این نکته اشاره دارد که برای انسان نازل شده است و اساساً مخاطب اصلی آن و به عبارت واضح تر تنها مخاطب انسان است. قرآن کتاب هدایت انسانهااست
«هدیً للناس»(سوره بقره185) ، «هذا بیان للناس»(سوره آل عمران 138) ، «هذا بصائر للناس»(سوره جاثیه20) و «هذا بلاغ للناس» (سوره ابراهیم52) از جمله عبارات قرآنی است که به این موضوع تاکید دارد .
از این رو ضروری است به ابعاد ارتباطات انسانی از منظر کتاب انسان ساز قرآن پرداخته شود . تا از این رهگذر توشه برگیریم و در مسیر زندگی گام برداریم . صداقت ، زیرکی و دقت ، احترام متقابل ، مشورت کردن ، کنترل رفتار و عصبانیت ، صلح و دوستی ، اتحاد و همدلی ، ارتباط منافقانه ، ارتباط با خانواده شیوه های تربیت فرزند ، تعامل با همسر ، پرهیز از گمان بد یا سوء ظن ، پرهیز از غیبت ، تهمت ، تفرقه افکنی و تعاون و همدلی داشتن و... از جمله مواردی هستند که به عنوان موضوعات ارتباط اجتماعی در قرآن مطرح شده است .
آنگونه که بررسی می شود این نوع ارتباطات به دو محور کلی قابل تقسیم هستند . برخی از این ارتباطات جنبه مثبت و دارای بار ارزشی بوده و در واقع به نوعی هنجارهای اجتماعی را شکل می دهند و دسته دیگر جنبه ضد ارزشی و پایه گذار ارتباطات غلط و نابهنجار درجامعه می شوند .
می توان مسئله را این گونه طرح کرد که آیا انسان با طبع اولی خود متمدن است و به دیگران می پیوندند تا از آن ها نفع ببرد و متقابلاً سود رساند؛ یا طبعاً متوحش است و با دیگران می جوشد تا فقط از آنان نفع ببرد و به سخن دیگر ، آیا انسان متمدن بالطبع است یا متوحش و مستخدم بالطبع ؛ رفتار انسان با کدام یک از امور پیوند خورده است .
شایان ذکر است که نظام اجتماعی بر مبنای این امور و رفتارها می تواند متفاوت باشد ، به همین جهت بسیاری از دانشمندان به این فکر افتاده اند که با وضع چه قوانینی می توان سلوک راه کمال را برای انسان رسم کرد ، زیرا با اختلاف مبانی زندگی اجتماعی ، نظام های اجتماعی نیز گوناگون می شوند .
با چنین نگرشی در این تحقیق به « گونه شناسی آیات قرآن کریم از منظر ارتباطات اجتماعی » می پردازیم.اما با توجه کثرت آیات قرآن کریم این تحقیق در محدوه بیست مضمون ارتباطی انجام می گیرد.
ضرورت پژوهش
بشر با کسب اطلاع و ایجاد ارتباط است که می تواند به کشف واقعیت ها و روابط بین پدیده ها دست یابد. انسان در پرتو ارتباط و شناخت می اندیشید و به واقعیت های آفرینش دست می یابد، و بر این اساس نقش تعیین کننده در رسیدن به کمال و سعادت دارد. پر واضح است که یکی از اساسی ترین و استوارترین راه های کسب کمال و خوشبختی و رسیدن به آرامش همراه با بینش، آشنایی با قرآن کریم و بهره گیری از اقیانوس بیکران معارف نورانی آن است.از این رو ضروری است تا به پژوهش درآیات قرآن کریم بپردازیم. این بررسی و مداقه به ما کمک خواهد کرد تا روابط اجتماعی خود را براساس سفارش وتاکیدات قرآن کریم سامان بخشیم.
اهداف پژوهش
هدف اصلی این تحقیق شناسایی و دسته بندی آیات قرآن کریم با رویکرد اجتماعی در محدوده بیست مضمون ارتباطی می باشد. از این رو گونه شناسی آیات قرآن کریم ازمنظر ارتباطات اجتماعی مد نظر است.
اهداف فرعی
- بررسی آیات قرآن کریم از منظر ارتباطات اجتماعی
- استخراج اهّم اصول ارتباطات اجتماعی درآیات قرآن کریم
- شناسایی و دسته بندی بیست مضمون ارتباطی مطروحه در آیات قرآن کریم
- شناسایی ودسته بندی الگوهای ارتباطی بهنجار ونابهنجار در قرآن کریم از قبیل صله رحم، نیکی کردن ، تعاون، دروغ، اختلافات، نفاق و مواردی ازاین دست در محدوده بیست مضمون ارتباطی .
سؤالات تحقیق
1- اصول مفاهیم ارتباطی قرآن کریم در چه مضامینی بیان شده است؟
2- آیا مضامین ارتباطی قرآن کریم در قالب معرفی الگوهای رفتاری مشخص ( اعم از بهنجار و نابهنجار ) بیان شده است؟
3 - آیا مضامین ارتباطی قرآن کریم در قالب بیان غیر مستقیم ( داستان و حکایت و تمثیل ) مطرح شده است؟ و آیا قرآن کریم برای ارائه مضامین ارتباطی از شیوه بیان حکایات، سنت ها و ادیان پیشین استفاده نموده است یا اینکه فقط بیان مستقیم به کار برده است؟
4- برای طرح مضامین ارتباطی و نیز برانگیختن دیدگاه مخاطبان، بیشتر آیات قرآن کریم در قالب تبشیر است یا انذار؟
تعاریف عملیاتی و واژه های کلیدی
بسیاری از واژه ها و اصطلاحاتی که در این پژوهش مورد تأکید هستند، تعاریف و کاربردهای متکثّر و متفاوتی در این حوزه دارند.
بنابراین برای هماهنگی و انسجام در ساختار تحقیق, لازم به باز تعریف هستند. از این رو در این تحقیق, اصطلاحات زیر با این تعاریف از سوی پژوهشگر مورد استفاده قرار گرفته است .
تعریف و مفهوم اجتماع و جامعه
لفظ «جامعه» ، از لحاظ لغوی ، اسم فاعل مونث از مصدر «جمع» ، به معنای گرد کردن ، فراهم کردن یا آوردن ، و بر هم افزودن است. بنابراین به معنای گردآوردنده ، فراهم کننده یا آورنده ، بر هم افزاینده ، و در برگیرنده خواهد بود . این واژه عرفاً به معنای «گروه» و علی الخصوص «گروهی از انسان ها» به کار می رود ، خواه آن گروه از مردم که دریک روستا، شهر ، استان یا کشور، یا قاره زندگی می کنند. مثلاً «جامعه ایران» و «جامعه ایرانی» ویا «جامعه آفریقا» و «جامعه آفریقایی» و خواه آن گروه از مردم که دارای یک دین یا مذهب اند. مانند «جامعه مسیحیان» و «جامعه کاتولیکها» و خواه گروهی که حرفه و شغل واحدی دارند. ازقبیل«جامعه معلمان» و «جامعه ورزشکاران» و خواه بالاخره همه انسان هایی که بر روی زمین به سر می برند ، «جامعه بشری» یا «جامعه بشریت» راتشکیل می دهند . به طور کلی ، می توان گفت که در هر موردی که بتوان برای گروهی از مردم «وجه جامع» و «جهت وحدتی» اعتبار کرد اطلاق لفظ «جامعه» بر آن گروه رواست. چه گروه یک مجموعه کوچک باشد و چه گروه انسان هایی که از بدو خلقت تا کنون پدید آمده اند و از میان رفته اند،به معانی لغوبی و عرفی «جامعه» محسوب می شوند.
«اجتماع» در اصطلاح جامعه شناسان و فیلسوفان این فن ، هیئت و ترکیبی است از اشخاص موجود ؛ اما جامعه به وضع و حالت انسان ها یا حیواناتی گفته می شود که بر پایه قانونی مشترک زندگی کنند .
لوکرس می گوید که جامعه یک ابداع انسانی است و هابز معتقد است که جامعه نتیجه قراردادی است که بر اثر جنگ دائمی پدید آمده است . خواجه نصیر طوسی در تعریف جامعه می گوید که چون هر مرکبی حکمی و خاصیتی و هیئتی دارد که بدان متخصص و متفرد می گردد و اجزایش با او در آن مشارکت ندارند ، جمع اشخاص انسانی نیز از روی تالیف و ترکیب ، حکمی و هیئتی و خاصیتی دارد ؛ به خلاف آنچه در هر شخص موجود است و چون افعال ارادی انسان به خیر و شر قسمت می شود ، به تبع آن ، جوامع انسانی به دو قسمت می گردد .(جامعه در قرآن، جوادی آملی)
با توجه به تبیین معنای جامعه و اجتماع تا اندازه ای روشن شد که این دو اصطلاح مفهوم واحدی ندارند . هر چند در عرف عام بنا به تسامح ، تفاوتی میان آن دو نیست و در بسیاری از موارد به گفتار و نوشتار ، آن دو را به جای هم به کار می برند ؛ اما با دقت علمی باید میان آنها فرق هایی قایل شد .
تعریف و مفهوم ارتباط
برای ارتباط تعاریف زیادی کتاب های مختلف آمده است که به برخی از آنان اشاره می گردد . شاید «ارسطو فیلسوف یونانی ، اولین اندیشمندی است باشد که 2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباط سخن گفت » او در کتاب مطالعه معانی بیان که معمولاً آن را مترادف ارتباط می دانند. در تعریف ارتباط می نویسد :
ارتباط عبارت است از جست و جو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و امتناع دیگران .» (ارتباط شناسی ، مهدی محسنیان راد)
شاید بسیاری از تعاریف که برای ارتباط ارائه شده تا حدودی از تعریف ارسطو سرچشمه گرفته باشد ، تعریف دیگر از ارتباط است که توسط ویلبر شرام در کتاب فراگرد و تاثیر ارتباط جمعی می گوید :
در فراگرد ارتباط به طور کلی ما می خواهیم با گیرنده پیام خود در یک مورد و مسئله معین همانندی (اشتراک فکر) ایجاد کنیم . (ارتباط شناسی، مهدی محسنیان راد)
گروهی از اندیشمندان ارتباط در تعاریفی که ارائه داده اند ، مسئله ترغیب و امتناع یا همانندی اشتراک فکر را با ابعاد گسترده تر و به صورت تاثیر مطرح کرده اند . باتوجه به این موضع می توان به تاثیر آیات قرآن کریم در امتناع و ترغیب انسان به فرمانبری از خداوند متعال پی برد.
انواع ارتباطات اجتماعی (جامعه شناسی ارتباطات ، دکتر ساروخانی)
1- ارتباط مستقیم : ارتباطی بدون واسطه بین انسان ها و بدون نیاز به فرد یا وسایل ارتباط جمعی
2- ارتباط ملی و جهانی : با در نظر گرفتن محدوده ارتباطات (درون مرزی با فراتر از آن)
3- ارتباط احساس برانگیز در فرآیند ارتباط، حالات احساسی گونه منتقل می شوند و همبستگی اجتماعی و آمادگی روانی مشترک پدید می آورند.
4- ارتباط معطوف به هدف : نوعی خاص از ارتباط است که در آن برقرار کننده ارتباط هدف خاصی و از پیش تعیین شده ی را دنبال می کند.
5- ارتباط بازتابی : در این نوع ارتباط هدفی از پیش تعیین شده وجود ندارد و فرد یا افراد بدون هیچ آگاهی در جریان ارتباط قرار می گیرند . از نمونه های بارز آن انبوه خلق است .
6- ارتباط اجتماعی : ارتباط بین چند نفر که نشانه ها یا نمادهایی که حامل پیام بین آنها وجود دارد.
7- فرا ارتباط : نوعی ارتباط که قواعد ارتباط یا ارتباط های بعدی را مشخص می کند .
8- ارتباط حرکتی : ارتباطی است غیر کلامی و از طریق حرکات بدنی انجام می شود که به زبان بدن مشهور است .
انواع ارتباطات انسان (تکامل اجتماعی انسان و کتاب نبوت ، استاد مطهری)
در این مدل محور اساسی فرد است که رابطه سه گانه ای دارد .
1- ارتباط با خود : ارتباط فرد با خویشتن که به حالات روحی و روانی فرد با خود تاکید دارد .
2- ارتباط با خدا : انسان موجودی است که بر اساس فطرت و سرشت خود میل به کمال و قدرت بی انتها دارد . میل به خدا باوری و پرستش و از عوامل بسیار موثر در چنین ارتباطی است .
3- ارتباط با دیگران : انسان موجودی اجتماعی است و حیات او به ارتباط با دیگران وابسته است آنچه اهمیت دارد روابط بین انسان ها چگونه است ؟
انواع ارتباطات ( ارتباطات انسانی ، دکتر علی اکبر فرهنگی)
1- ارتباط با خود : هر یک از ما ابتدا با خود ارتباط برقرار می سازیم و آن عبارت است از اینکه جریان تفهیم و تفاهم را در درون خود انجام می دهیم ، که یک نوع ارتباط درونی است . ارتباط با خود در برگیرنده مشکلات درونی ، یا حل تعارضات درونی فرد است .
2- ارتباط با دیگران : فراگرد تفهیم و تفاهم بین یک شخص و انسانهای دیگر ، حداقل یک نفر دیگر است .
3- ارتباط جمعی یا عمومی : نوعی ارتباط است که بر اساس آن فرد با تعداد کثیری از انسانهای دیگر ارتباط بر قرار می کند .
در مقایسه انواع ارتباطات ارائه شده ، می بینیم ارتباط فرد با دیگران یا اجتماع پیرامون خود از مشترکات این مدل ها می باشد، که در واقع همان ارتباط اجتماعی فرد به شمار می رود .
از این رو آنچه دراین تحقیق مد نظر است ارتباطات از نوع اجتماعی است . که انسان با ایجاد ارتباطات انسانی آن را محقق می نماید . از این رو ارتباطات انسانی و اجتماعی مورد نظر می باشد
اساسی ترین، مهم ترین و پایدارترین و ماندگارترین تأثیری که یک فرد می تواند در جامعه ای داشته باشد و به وسیله آن زندگی روانی و انسانی افراد آن جامعه ، نه زندگی زیستی و حیوانی آنان ، را متحول سازد تأثیر در جهانبینی و ارزش گذاری آن جامعه ، یا به تعبیری دیگر تأثیر در باور آن جامعه ، است . تأثیر انبیاء الهی صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین در جامعه ها از این نوع بوده است ؛ و جانشینان و پیروان آنان نیز باید فعالیت هایشان را متوجه به این جهت و متمرکز در این کانون کنند .
با چنین نگرشی در این تحقیق به « بررسی آیات قرآن کریم از منظر ارتباطات اجتماعی » می پردازیم. تا از سر چشمه زلال آن کام عطشناک مان را سیراب نماییم. زندگی در سایه قرآن سعادت وسرافرازی را به ارمغان می آورد.
|
مطالعات نظری |
|
فصل دوم مقدمه |
«ارتباط» و «اطلاع» دو پدیده ای هستند که از دیرباز و با آغاز آفرینش انسان با او همراه بوده است. بشر با کسب اطلاع و ایجاد ارتباط است که می تواند به کشف واقعیت ها و روابط پدیده ها دست یابد .
نظریه های مربوط به نقش های اجتماعی و کارکردهای ارتباطات تاثیرهای خاص به جا گذاشتند تعریف و طبقه بندی دقیق نقش های اجتماعی ارتباطات ، برای نخستین بار از سوی هارولدلاسول محقق معروف آمریکایی در مقاله ای که در سال 1948 در این باره نوشت صورت گرفت . وی در این مقاله ، سه نقش اساسی نظارت بر محیط ، ایجاد و توسعه همبستگی های اجتماعی و انتقال میراث فرهنگی ، برای وسایل ارتباط جمعی در نظر گرفت .ارتباطات انسانی ، علی اکبر فرهنگی
براساس توجه خاصی که در مطالعات اجتماعی و ارتباطات اجتماعی به «دریافت کنندگان پیام»شده است . می توان به ضرورت و اهمیت نزول قرآن کریم به عنوان کتاب انسان ساز و راهنمای بشر پی برد، کتابی که تمام آیات شریفه آن سراسر پیام الهی به دریافت کنند گان یعنی توده های انسانی است.برای آنکه بتوانیم به سوال مورد نظر در این تحقیق پاسخ دهیم ، ضروری است تا از مفهوم علمی ارتباطات انسانی تعریف عملیاتی داشته باشیم ازاین رو نیازمند تعریف ارتباطات یا چیستی ارتباط هستیم .
مطالعات ارتباطی یکی از شاخه های جوان علوم اجتماعی معاصر جهان به شمار می رود . در شرایط تازه جهان و به ویژه در کشورهای در حال توسعه ، نگاه اغلب متخصصان و اندیشمندان حوزه ارتباطات معطوف به فراگرد ارتباط است. و در این دیدگاه متغیرهای گوناگون موثر در این فراگرد از قبیل تصویرهای ذهنی متقابل ، فرستنده و گیرنده پیام ، تجربیات شخصی ارزش ها و انتظارهای مورد نظر پیام دهندگان و پیام گیرندگان دگرگونی های حساس معنای قابل حمل و نظایر آن را به سنجش گذاشتند .
نظام های اجتماعی به عنوان ساختارهای اجتماعی فعال نظیر خانواده یا اجتماع روستایی که اهداف، هنجارها ، نقش ها ، قدرت ها و ضمانت اجرای تسهیلات و قلمروهای خاص دارند معرفی می شوند . زندگی نظام ها ی اجتماعی ارتباط گران را به چگونگی هم بستگی نزدیک و ارتباط با سایر عناصر فراگردهای جامعه توجه داده است ولی در عین حال کمک این مفهوم به شناخت نظری محدود بوده است .
گروهی از اندیشمندان ارتباطات در تعاریفی که ارائه داده اند ، مسئله ترغیب و امتناع یا همانندی اشتراک افکار را با ابعاد گسترده تر و به صورت دقیق تر مطرح کرده اند .
جامعه گرایی از دیدگاه عقلی
آنگونه که بیان شد، بسیاری از جامعه شناسان معتقدند که با اجتماع افراد انسانی ، مرکبی حقیقی ، به نام «جامعه» ، پدید می آید که طبعاً آثار و خواصی دارد که در هیچ یک از موجودات دیگرقابل مشاهده نیست . به عبارت دیگر ، انسان ها وقتی گردهم می آیند ، تا زندگی اجتماعی را آغاز کنند و کارهای جمعی و عوائد و منافع آن کارها را در میان خود تقسیم کنند ، «ماده» ای می شوند برای یک «صورت» جدید به اسم «جامعه» . پس وحدت جامعه ، اعتباری نیست ، بلکه کاملاً حقیقی است .
انسان ها بر اثر زندگی اجتماعی واجد یک سلسله باورها ، احساسات ، شیوه های قومی ، رسوم اخلاقی ، میثاق های اجتماعی ، تشریفات، و شعایر مشترک و یکسان می شوند . این اعتقادات ، عواطف ، و افعال و انفعالات واحد دال بر وجود یک روح جمعی واحد است که همه افراد را تحت تسخیر و تصرف خود دارد . و همین روح جمعی ملاک وجود حقیقی برای جامعه می باشد.
در زندگی اجتماعی ، هر فرد ، وقتی که وظیفه فرزندی یا همسری یا شهروندی را انجام می دهد ، یا تعهدات خود را به جای می آورد ، یا هر کار اجتماعی دیگری را می کند تکالیفی را اجرا می کند که در خارج از او در قوانین و آداب و رسوم ، وجود یافته و تعیین شده اند . هر چند ممکن است که این تکالیف با آراء وامیال و عواطف و احساسات خود او نیز مخالفت داشته باشند ، ولی با این همه ، واقعیتی عینی و خارجی (یعنی خارج از خود فرد) دارند ، زیرا خود فرد نیست که آنها را ساخته و پرداخته است ، بلکه آنها را از راه تعلیم و تربیت ، دریافت داشته است . به طوریکه بارها اتفاق می افتد که هر یک از اعضای اجتماع از جزئیات تکالیفی که بر ذمه دارد بی خبر است ، و برای آگاهی از آنها باید به مجموعه قوانین و مفسران موثق و معتبر آنها رجوع کند . باورها و آیین های دینی نیز چنین اند ، یعنی فرد همین که به دنیا بیاید آنها را حاضر و آماده می یابد . وجود تکالیف و الزامات اجتماعی و باورها و آیین های دینی و مذهبی پیش از وجود یافتن فرد به معنای وجود آنها در خارج از وجود اوست . به تعبیر دیگر اگر آنها پیش از فرد وجود داشته اند برای این است که در بیرون از فرد ، موجود بوده اند . چون این استدلال را درباره هر یک از اعضای اجتماع می توان تکرار کرد ، نتیجه می گیریم که این گونه امور نه تنها در خارج از یک فرد بلکه در خارج از همه افراد وجود دارند . پس این شیوه های عمل ، اندیشه و احساس دارای این خاصیت شایان توجه اند که در بیرون از شعورهای فردی اعضای جامعه وجود دارند .
بر این اساس «جامعه» موجودی است حقیقی که مرکب است از همین راه و رسم های عمل ، اندیشه و احساس که همگی در بیرون از افراد اجتماع اند . جامعه در قرآن، جوادی آملی
در زندگی اجتماعی ، فرد همیشه خود را با فشار و نیرویی مواجه می یابد که ناظر و مهارکننده اوست و چارچوبی نسبتاً پایدار و محدود کننده برای کردار او فراهم می کند . این قدرت خود را ، علی رغم میل فرد ، بر وی تحمیل می کند . اگر کسی بخواهد احکام حقوقی جامعه را زیر پا بگذارد ، قدرت مزبور بر ضد او واکنش نشان میدهد. اگر فرصتی باشد مانع عمل وی می شود ؛ و اگر عمل را مرتکب شده باشد یا آن را فسخ می کند و صورت طبیعی و مقبول آن را جایگزین آن می سازد.
نشانه مهم هر شی ء عینیت خارجی آن است که با حکم اراده نمی توان آن را تغییر داد . «جامعه» هم دارای چنین خاصیتی است ، یعنی اراده موجب تغییری در آن نمی شود ، بلکه برعکس جامعه است که سبب تغییر اراده ما می گردد . جامعه قالب هایی را بر ما تحمیل می کند که به ناچار اعمال خود را در آن می ریزیم . الزامات اجتماعی چنان شدید است که فرد نمی تواند خود را از چنگ آنها برهاند . حتی اگر در موردی بتوان بر نیروی جامعه فائق شد باز مقاومتی که به آن بر می خوریم کافی است که ما را متوجه سازد که در برابر یک چیز عینی و خارجی قرار داریم که به ما هم بستگی ای ندارد .
خلاصه اینکه عموم اندیشمندان و جامعه شناسان بر این باورند که «جامعه» خود نوعی حیات مستقل از حیات یکایک افراد است . هر چند این حیات جمعی وجود جدایی از وجود حیات فردی ندارد بلکه در افراد پراکنده شده و حلول کرده است . بنابراین «جامعه» قوانین و سنتی متمایز از قوانین و سنت حاکم بر اعضای خود دارد که باید شناخته شود . در حقیقت انسان با دو حیات و دو روح و دو من زندگی می کند. یکی حیات و روح و «من» فطری انسانی که مولود حرکات جوهری طبیعت است و دیگری حیات و روح و «من» جمعی که زاییده زندگی اجتماعی است و در «من» فردی حلول کرده است. از این رو بر انسان هم قوانین روان شناسی فردی و هم سنن جامعه شناسی اجتماعی حاکم است.جامعه در قرآن، جوادی آملی
برای تقریب آن به ذهن می توان از مثال هایی سود جست. مثلاً در مسابقاتی مانند دومیدانی ، کشتی ، وزنه برداری که در آنها افرادند که با یکدیگر رقابت می کنند نه گروه ها و تیم ها تلاش هر یک از مسابقه دهندگان فقط مصروف این است که خودش برنده شود و از این رو تنها از برد خود شاد می شود و تنها از باخت خود اندوهگین می گردد . در اینجا فقط «من» فردی و خواست شخصی فعال است . لکن در مسابقه هایی نظیر فوتبال که در آنها تیم ها به رقابت می پردازند کوشش هر بازیگری متوجه این هدف است که که تیم خودش برنده شود به همین جهت علاوه بر آنکه سعی می کند که خود به بهترین نحو بازی کند دل نگران بازی دیگر اعضای تیم هم هست ؛ اگر تیم برنده شود همه افراد خوشحال می شوند و اگر بازنده شود همه افراد غمگین می شوند حتی کسانی که خودشان بازی بی عیب و نقصی ارائه کرده اند. در اینجا «من» جمعی و خواست گروهی نیز فعال است؛ و شادی یا اندوهی که همه افراد را فرا می گیرد گویی متعلق به آن «من» جمعی است . به همین سان ، وقتی که میان دو کشور جنگی درمی گیرد ، علی الخصوص اگر مردم آن دو کشور احساسات و گرایش های قوم گرایانه قوی داشته باشند ، هر انسانی به شدت خواستار پیروزی کشور خود می باشد. ولو آنکه این پیروزی به قیمت جان و مال خود وی حاصل آید از خود گذشتگی ها و جانبازی هایی که یک انسان برای پیروزی کشورخود می کند جز با پذیرفتن وجود «من جمعی» و نیز غلبه بر «من فردی» توجیه شدنی نیست.
اهمیت ارتباطات اجتماعی
ارتباط زیر بنای تکامل جامعه انسانی است ، تا زمانی که انسان ها پراکنده بودند تکامل و پیشرفت فرهنگی و اجتماعی نداشته و به بلوغ فکری نیز دست نیافته بوده اند .
فقدان و ارتباط و کاستی در ارتباط اجتماعی آثار بسیار زیان بار بر جای می گذارد . به طوری که هر قدر دانش اجتماعی توسعه می یابد ، بیشتر مشخص می شود که انسان بریده از اجتماع و فاقد ارتباط با دیگران ، همواره در معرض بسیاری از آسیب های فردی است که ریشه در سیستم روانی او دارد آسیب هایی مانند افسردگی ، اضطراب، توهم و ترس .
از این رو است که قرآن کریم همواره به دوری از تفرقه و جدایی تاکید دارد و به بُعد ارتباطات اجتماعی به عنوان درمان بیماری ها و آسیب های روحی و روانی توجه ویژه نموده است .
از دیدگاه دیگر و با در نظر گرفتن بحران جوامع جدید صنعتی ، سوروکین – p.sorokin جامعه شناس معاصر بر این نکته تاکید دارد که یکی از شاخص های ورود جوامع به عصر حسی ، کاستی یا اختلال در ارتباط انسانی است . تا آنجا که فراموشی ارزشهای انسانی و «شی ء سروری» را Reification مطرح می نماید . (جامعه شناس ارتباطات – ساروخانی ص 12)
- ارتباط اجتماعی شالوده حیات اجتماعی است و در صورت عدم ارتباط اجتماعی ، حیات جمعی تحقق نمی یابد و نسل انسان منقرض می شود .
ارتباط اجتماعی محدوده بسیار وسیع و همه جانبه دارد به طوریکه دربرگیرنده تمامی صور روابط انسانی است.
مفهوم ارتباط
ارتباط لغتی عربی از باب افتعال است که در فارسی به صورت مصدری به معنای پیوند دادن ، ربط دادن استعمال می شود .
«اگرچه اطلاع Information نوعی ارتباط است ، ولی از نظر معنا با ارتباط متفاوت است ؛ زیرا هرنوع اطلاع رسانی ، نوع ارتباط محسوب می شود ، ولی هر ارتباطی اطلاع نیست . به عبارت دیگر ؛ می توان ارتباط برقرار کرد ، بدون آنکه اطلاعاتی رد و بدل شود.»(مبانی ارتباطات جمعی،دکتر سید محمد دادگران)
جی فولیه جامعه شناس معروف فرانسوی می گوید : «اطلاع نوعی ارتباط است که در آن مطالبی در باره یک واقعیت ، یک رویداد ، یک پیشرفت و ... جدید و بدیع گفته می شود . بدون وجود این عنصر بدیع و نو ظهور «ارتباط» در حد همان «اطلاع» باقی می ماند»(مبانی ارتباطات جمعی،دکتر سید محمد دادگران)
مفهوم ارتباط اجتماعی
ارتباطات اجتماعی در معنای عام چنین تعریف می شود «ارتباط عبارت است از فن انتقال اطلاعات ، افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر»(کاظم معتمد نژاد ، وسایل ارتباط جمعی)
پس ارتباط ، انتقال پیام به دیگری و اساسی شکل گیری جامعه است . بسط و تراکم ارتباطات موجب تعالی و پیشرفت فرهنگ جامعه می شود . در جریان ارتباط بین انسان ها نه تنها داشته ها ، بلکه عقاید ، نظرات و احساسات مورد تبادل قرار می گیرند . آنچه مسلم است ارتباط بین انسان ها فقط محدود به تماس فیزیکی نیست بلکه از طرق یادآوری دیگران ، یا با استفاده از پیام های مکتوب می تواند محقق شود . که معجزه جاودان پیامبر اکرم(ص) یعنی قرآن کریم از آن نمونه است.
ارتباط اجتماعی از نگاه قرآن
قرآن کریم با تاکید بر ارتباطات اجتماعی ، الفت و ارتباط بین انسان را یکی از معجزات اجتماعی اسلام می داند. چرا که انسان موجودی است اجتماعی و اسلام نیز برای پاسخ به این نیازهای بشر به عنوان آیین الهی آمده است تا به چنین نیازهای پاسخ دهد .
اگر سابقه دشمنی و عداوت بین انسان ها تا قبل از اسلام و بعثت پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و ظهور قرآن، در سرزمین عربستان و بین اعراب مورد ارزیابی قرار دهیم؛ در می یابیم که چگونه یک موضوع جزئی و ساده کافی بود تا آتش جنگی خونین و ستیزی طولانی در بین انسان ها بیافروزد و سالیانه طولانی به نبرد و مبارزه و مشاجر بین یکدیگر می پرداختند . از این رو قرآن آمده تا به ارتباطات اجتماعی اهمیت و سامان بخشد. ملل بی خبر، متفرق و نادان را به سوی زندگی مترقی ، متعالی و سعادتمند دعوت نماید .
واژه«ارتباط» و «رابطه»در قالب های گوناگون مطرح شده است که هر کدام به نحوی ناظر برارتباط بین افراد اجتماع است. هم چنین در قرآن در مورد خبر یا اطلاع مواردی بیان شده است و بابررسی واژه قرآنی «نباء» به معنای خبر واطلاع در قرآن کریم موارد مهم و متعددی مطرح گردیده است تا جایی که یکی از سوره های قرآن به نام «نباء» مزین است و حتی کلمه «نبی» وبه معنای، پیام رسان یا خبر رساندن نیز از همین جنس است. (جامعه و تاریخ ، مصباح یزدی)
آنچه در این بررسی اهمیت دارد ، در خبر و اطلاع رسانی «ارتباط» ایجاد می گردد.و اساساَ در فرآیند ارسال و دریافت پیام ارتباط بر قرارمی شود.
از این رو می توان دریافت و نتیجه گرفت «خبر و اطلاع» در قرآن کریم نیز ماهیتی ارتباطی و تعاملی بین انسانها دارد که به طور کلی به آن ارتباطات انسانی ، اجتماعی اطلاق می شود یا در این نوع دسته بندی قرار می گیرد .
مفهوم جامعه در قرآن
واژه هایی در قرآن هست که از مجموع آن ها می توان مفهوم جامعه را به دست آورد ؛ مانند قوم ، قبیله ، طائفه ، ملت ، امت و ناس که مفهوم جامعه را می رسانند .
برخی از این واژه ها در قرآن بسیار تکرار شده که این خود ، بر اثر تلازم یا تداعی یاد شده ، نشان اهتمام قرآن به جایگاه جامعه است .
برای اثبات این نکته به برخی از الفاظ قرآنی در این زمینه اشاره می شود .
1. قوم : این واژه که بیش از سیصد بار در قرآن و افزون بر صد بار در نهج البلاغه به کار رفته ، در زبان عرب به معنای گروه مردان و زنان با هم ، یا به صورت گروه خاص از مردان آمده است ؛ مانند (لا یَسخَر قَومٌ مِن قَوم)حجرات/10. این لفظ در لغت عرب به دو اعتبار به صورت مذکر و مونثت استعمال می شود و در آیات قرآن هر دو گونه اش آمده است . کاربرد مذکر آن مانند آیه یاد شده و مونث آن نظیر (کذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوح) .
برخی لغت شناسان گفته اند : « قوم » را به این جهت «قوم» گویند که به کارهای مکان خاص برای انجام دادن عمل خیر یا ارتکاب شر گرد هم آمده باشند ، چنان که اصحاب فیل را به سبب انجام دادن عمل شر «قوم فیل» هم گفته اند .
2. قریه : «قریه» به ده ریال دهکده ، شهر و هر جایی گفته می شود که مسکن و مأوای افراد کم یا زیاد باشد . اگر گروهی از مردان و زنان در مکانی سکونت گزینند ، به شکلی که مساکن و منازلشان به هم وصل باشند ، محل زندگی آنان قریه است. در قرآن کریم این واژه نیز بارها تکرار شده است ؛ مانند (و اِن مِن قَریَهٍ اِلّا نَحنُ مُهلِکوها قَبلَ یَومِ القِیمَه) . (و کَم اَهلَکنا من قَریهٍ بَطِرَت مَعیشَتَها) .
3. ناس: بیش از دویست بار در قرآن به کار رفته است و به معنای مردم و دو جنس انس و جن اطلاق شود ؛ ولی بیشتر برای انسان به کار می رود و اصل آن اناس است که از آن اصل تخفیف یافته و «ناس» شده است . (ومِنَ النّاسِ مَن یَقولُ ءامَنّا بِاللهِ و بِالیَومِ الأخِرِ و ما هُم بِمؤمنین) .
گاهی ناس در مقابل «جن» به کار رفته است : (مِنَ الجِنَهِ و النّاس) ؛ (و ما خَلَقتُ الجِنَّ و الانسَ اِلاّلِیَعبدون) .
4. ملت: این واژه در قرآن به معنای دین ، کیش ، شریعت ، آیین و مذهب است : (فاتَّبِعوا مِلَّهَ اِبراهیمَ حَنیفا) . (و مَن یَرغَبُ عَن مِلَّهِ اِبراهیمَ اِلاّ مَن سَفِهَ نَفسَه)
خداوند خطاب به رسول اکرم می فرماید که یهود و نصارا از تو راضی نخواهند شد ، مگر به دین آن ها روی آوری و از آن پیروی کنی : (ولَن تَرضی عَنکَ الیَهودُ و لَاالنَّصری حَتّی تَتَّبعَ مِلَّتَهُم) و نیز می فرماید که به تو وحی کردیم که از دین و ملت ابراهیم حنیف پیروی کنی : (ثُمَّ اَوحَینا اِلَیکَ اَنِ اتَّبع مِلَّهَ اِبراهیم حَنیفا) پس ملت و دین دو اسمی هستند که خداوند بر سنت و سیره انبیا نهاده است .
چنان که همین معنا در برخی از اشعار آمده است :
عید اضحی سنت و رسم خلیل آزر است اهل امت را به رسم و سنت او افتخار
این واژه در میان جامعه شناسان و سیاستمداران با ملاک و معیار خاک و سرزمین ، زبان ، نژاد و عوامل اقتصادی وصف شده است و با تعریف دین شناسان که آن را با ملاک معنوی محک زده اند متفاوت است . اگر واژه مزبور به معنای سنت و سیره دانسته شود ، با مفهوم جامعه چندان ارتباطی نخواهد داشت ، اما در اصطلاح جامعه شناسان با مفهوم جامعه بیگانه نیست .
5. امت: در قرآن چند بار تکرار شده و برخی واژه پژوهان آن را به معنای جماعتی دانسته اند که برای آنان پیامبری آمده باشد ؛ ولی بعضی گفته اند امت به گروه یا جمعیتی اطلاق می شود که به پیامبر و فرستاده الهی ایمان آورده باشند ، بنابراین فقط به قومی که برای آن ها پیامبری آمده باشد امت گفته نمی شود ، بلکه ایمان و پیروی آنان نسبت به آن رسول و فرستاده الهی نیز شرط است .
نزد برخی لغویان امت به معنای عالم و نیز مقتدای دارای جایگاهی ویژه آمده است ؛ یعنی شخصی که در علم منحصر به فرد باشد ؛ یا مردم به او اقتدا کنند ؛ مانند حضرت ابراهیم که به تنهایی یک امت بوده است : (اِنَّ اِبراهیمَ کانَ امهً قانتاً لِلهِ حنیفا و لَم یَکُ مِنَ المشرکین) .
6. طائفه : به گروهی که بیش از سه نفر و کمتر از هزار نفر باشند اطلاق می شود : (ودَّت طائِفَهٌ من اهل الکتب لویُضِلّونَکم و ما یُضِلونَ الاّ انفُسَهُم و ما یشعرون). (و قالت طائفَهٌ من اهلِ الکتبِ ءامنو بِالَّذی اُنزِلَ عَلی الَّذین ءامنو وَجهَ النَّهارِ و اکفُروا ءاخِرهُ لَعَلهم یَرجعون). (و لیشهَد عَذابَهُما طائِفَهٌ مِنَ المُؤمِنین) . در مقاییس اللغه آمده است که طائفه ، گروهی از مردم را گویند که پیرامون شخصی گرد آیند و به پاره ای از یک شیء نیز گفته می شود .
7.عشیره: «راغب» در معنای آن چنین می گوید :
عشیره ، خانواده مرد را می گویند که وی به واسطه آن ها زیاد می گردد و به منزله یک عدد کامل می شوند . این نکته بدان سبب است که «عشیره» عدد کامل است ، از همین رو عشیره اسم شده است برای گروهی از نزدیکان مرد . جامعه در قرآن، جوادی آملی
صاحب تفسیر مجمع البیان می گوید : عشیره را از این رو عشیره گویند که اعضایشان با یکدیگر معاشرت دارند . جامعه در قرآن، جوادی آملی
در حقیقت به کوچک ترین واحد اجتماعی بعد از خانواده عشیره اطلاق می شود .
8. قبیله : بر گروهی که بیش از عشیره باشند اطلاق می گردد . عرب زبانان معتقدند که قبیله بزرگ تر از عماره و عماره بزرگ تر از بطن و بطن بزرگ تر از فخذ است . برخی گفته اند که قبیله به گروهی از مردم گفته می شود که دارای لهجه واحدی بوده و در یک مکان زندگی می کنند . جمع این واژه قبائل است : (و جعلنکم شعوبا و قبائل لتعارفوا)حجرات/11 .
9.شعب : بزرگ تر از قبیله و قبیله بزرگ تر از عماره است .
با توجه به واژه های فوق می توان جامعه را از نگاه قرآن چنین تعریف کرد که : به گروهی از افراد اطلاق می شود که با هدف مشترک ، ملاک و معیار معین و سنت خاص به پیروی از فردی در مکان خاص گرد هم آمده باشند . جامعه در قرآن، جوادی آملی
به کار رفتن واژگانی درباره اجتماع و جامعه در قرآن و ذکر احکام فقهی ، اجتماعی ، حقوقی و اخلاقی فراوان در کنار هم آن ه بیانگر اهمیت این دو موضوع قرآن و عمق اهتمام قرآن پس این پندار برخی که دین غافل است ، درست نیست و کثرت واژگان فوق در متن مقدس دین بهترین دلیل بر ناصواب بودن این سخن است .
رابطه انسان با اجتماع
ساختمان جامعه بشری از یک حالت ساده تدریجاً به سوی حالت پیچیدگی و پیچیده تر شدن پیش آمده است یعنی همان طور که در امور صنعتی وقتی پیشرفت هایی صورت گرفته است در ارتباطات انسانی نیز این تکامل، بروز وظهور دارد .
اما از سوی دیگر اگر نگوئیم تمام سعادت بشر در برقراری ارتباط موثر با خودش می باشد ، اشتباه نگفته ایم زیراانسان با خودش که به اخلاق و روابط روحی – روانی اطلاق می شود زیر بنای دیگر روابط است . در این رابطه حضرت علی (ع) می فرمایند : «من عرف نفسه فقد عرف ربه» هر کس خودش را بشناسد پروردگارش را می شناسد .
مسئله اصلاح خود ، اصلاح نفس خود ، تزکیه خود ، اسیر مطالع و شهوات انسانی خود نبودن ، اسیر خصلت های حیوانی پست خود نبودن امکان پذیر نیست مگر آنکه انسان از ناحیه اخلاقی تکامل پیدا کرده باشد و از دورن خودش ، ازحیوانیت خودش رهایی پیدا کرده باشد .قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها
دراین صورت است که رابطه اش با دیگر انسان ها صحیح و درست سامان می یابد.
|
چهار چوب نظری
|
|
فصل سوم
|
مقدمه
کیفیت اندیشه خلاق، پژوهشگر واقعی را از گردآورنده اطلاعات متمایز می کند. احاطه بر دانش مربوط به زمینه تحقق مهارت در روش های تحقیق، تجربه و مهارت در تفکر منطقی از جمله خصائصی است که پژوهشگر ماهر را قادر می سازد تا روابطی را که به تنظیم قاعده کلی احتمالی می انجامد, دریابد؛ در حالی که تحلیل گر کم مهارت متوجه آن نمی شود. همین توانایی درک روابط داده ها است که با اکتشافات مهم می انجامد.
آن چیزی که در یک تحقیق معمولاً به کمک یک محقق می آید و او را در مراحل تحقیق موفق می سازد، بحث روش تحقیق است. حسن کار در این است که در این فصل روش تحقیق به صورت مراحل مجزا توصیف می شود. این کار به محقق اجازه می دهد که به ادامه تحقیق و یا تکرار آن اقدام نماید و یا این کار را برای محقق دیگری مهیا کند تا دیگری بتواند با رعایت مفاد مندرج در روش تحقیق، تحقیق مشابهی انجام دهد و از عقاید و بررسی یافته های تحقیق اطلاعات مفیدی کسب کند. (نادری و سیف نراقی)
اما قبل از ورود به موضوع روش این تحقیق بحث پیرامون ابعاد ارتباطات در اجتماع ضروری به نظر می آید آنچه مسلم است، ارتباطات اجتماعی ابعاد و صور گوناگونی دارد و هر قدر جامعه انسانی به حیات اجتماعی خود ادامه میدهد بر پیچیدگی ارتباطات اجتماعی افزوده می شود . اما از دیدگاه صاحب نظران و محققان علوم ارتباطات و روابط اجتماعی تقسیمات مختلفی در حوزه ارتباطات وجود دارد . در ادامه به اهم آنها اشاره می نماییم.
در فصل سوم این پژوهش, در مورد روش تحقیق متناسب با موضوع پژوهش, جامعه آماری مورد تحقیق, حجم نمونه, روش نمونه گیری و چگونگی تعیین حجم آن, ابزار و روش جمع آوری اطلاعات, طرح پژوهش و روش تجزیه وتحلیل داده ها به طور مختصر بحث شده است.
3- 1- روش تحقیق :
در پژوهش حاضر، به منظور پاسخگویی به سؤال های اساسی تحقیق، از روش « پژوهش اسنادی و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا» است.
در این راستا، ابتدا آیات قرآن کریم مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. در مرحله بعد با توجه به کتاب های موجود در آرشیو کتابخانه سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی و گروه های درسی دینی و قرآن دفتر برنامه ریزی وتالیف کتب درسی از زوایا و جنبه های مورد نظر در سوال های پژوهش، بررسی ، توصیف و سپس بر اساس نتایج به دست آمده وضعیت مطلوب ترسیم شده است.
3-2- جامعه آماری مورد پژوهش
جامعه آماری این پژوهش, کلیه آیات قرآن کریم در محدوده بیست مضمون ارتباطی است و از روش تمام شمارشی استفاده می شود.
توضیح : لازم به ذکر است پژوهشگر در حین انجام پژوهش به این نتیجه رسیده است که با توجه به پیوستگی موضوعات و ارتباط مطالب از نظر طولی و برای روشن شدن هرچه بیش تر زوایای تحقیق, به ناچار باید به چارچوب کلی و اصول حاکم بر ارتباطات اجتماعی از منظر قرآن کریم نیز بپردازد. از این رو می توان جامعه آماری مورد پژوهش را به بیست مضمون ارتباطی و ده اصل حاکم بر ارتباطات اجتماعی از منظر قرآن کریم تعمیم داد.
3-3- حجم نمونه
نمونه آماری در این تحقیق, مدل جامعه آماری است.
3-4- ابزار جمع آوری اطلاعات
در این تحقیق از مطالعات کتابخانه ای استفاده شده است. و به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز, از طریق یادداشت برداری و تجزیه و تحلیل آیات قرآن کریم انجام شده است. فهرست منابع و مآخذ در انتهای پژوهش آمده است. هم چنین برای جمع آوری اطلاعات به کتابخانه های مختلف مراجعه شده است.
3- 5- روش تجزیه و تحلیل داده ها
در این تحقیق, برای تجزیه وتحلیل داده های حاصل از پژوهش، از روش اسنادی استفاده شده است؛ در این راستا, ملاک های تجزیه وتحلیل شامل مضامین ارتباطی قرآن کریم و اصول ارتباطات در قرآن کریم است.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 163 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 101 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
بخش اول :
1-1 پیش گفتار ................................. 2
1-2 مقدمه ..................................... 3
1-3 بیان مسئله ................................ 4
1-4 اهمیت و ضرورت تحقیق ....................... 6
1-5 هدف ها ی پژوهش ............................ 7
1-6 سوالات پژوهش ............................... 8
1-7 پیشینه تحقیق .............................. 9
1-8 جامعه مورد بررسی ......................... 12
1-9 روش تحقیق ................................ 13
1-10 کلید واژگان ............................. 14
بخش دوم :
2-1 فرهنگ .................................... 16
2-2 فرهنگ از منظر صاحبنظران علوم اجتماعی ..... 18
2-3 خصوصیات فرهنگ ............................ 21
2-4 فرهنگ به واقعیت معنا می بخشد ............ 23
2-5 فرهنگ پدیده ای فراگیر است ................ 23
2-6 فرهنگ امری مشترک است ..................... 23
2-7 فرهنگ یاد گرفتنی است ..................... 23
2-8 فرهنگ به عنوان یک رفتار اکتسابی .......... 24
2-9 سطح های فرهنگ ............................ 25
2-10 طبقه بندی فرهنگها ....................... 25
2-11 ابداع فرهنگ پذیری ....................... 26
2-12 فرهنگ پذیری ............................. 27
2-13 نوسازی مفهوم فرهنگ ...................... 28
2-14 عناصرمهم در فرهنگ پذیری ................. 29
2-15 روند ها و متغیرهای فرهنگ پذیری .......... 30
2-16 انواع فرهنگ پذیری ....................... 30
2-17 انواع فرهنگ پذیری از منظری دیگر ........ 32
2-18 آژانس های فرهنگ پذیری ................... 32
2-19 ماهیت رسانه ............................. 36
2-20 رسانه و فرهنگ پذیری ..................... 36
2-21 کارکردهای رسانه ها ...................... 37
2-22 رسانه ها و تغییر ارزشهای سنتی و شکاف نسلی 38
2-23 طبقه بندی نیاز های مرتبط با رسانه ....... 45
2-24 تلویزیون ................................ 45
2-25 ویژگی های تلویزیون ...................... 36
2-26 تلویزیون به عنوان ابزاری فرهنگی ......... 46
2-27 تلویزیون از دید نظریه پردازان ........... 46
2-28 قدرت تلویزیون ........................... 48
2-29 کارکردهای مثبت تلویزیون ................. 49
2-30 جنبه ها ی اجتماعی شدن کودکان ............ 50
2-31 کارکردهای منفی تلویزیون ................. 51
2-32 نقش ها و وظایف وسایل ارتباطی ............ 53
2-33 کودک کیست ............................... 54
2-34 ویژگی های کودک در دوره ابتدایی .......... 54
2-35 قابلیت های کودک نسبت به تلویزیون ........ 56
2-36 ارتباط کودک و تلویزیون .................. 57
2-37 کودکان قربانیان تلویزیون ................ 58
2-38 چهارچوب نظری ............................ 59
....... نظریه فرهنگ و شخصیت .................. 59
....... نظریه کنش متقابل نمادین .............. 60
...... نظریه کارکردگرایی ..................... 61
بخش سوم :
3-1 مقدمه .................................... 63
3-2 تلویزیون و تغییر در الگوهای گذران اوقات فراغت کودکان 70
3-3 تلویزیون و تغییر در عادات و سلایق کودکان .. 73
3-4 تلویزیون و تغییر در باورها نگرشها و ارزشهای کودکان 75
3-5 تلویزیون و تغییر در فرهنگ تغذیه .......... 79
3-6 تلویزویون و تغییر در ادبیات کودکان ....... 80
3-7 سوالات پرسیده شده از والدین ............... 81
3-8 مصاحبه با والدین ......................... 81
3-9 مصاحبه با مربیان ......................... 86
3-10 نتیجه گیری .............................. 87
فهرست منابع .................................. 91
چکیده انگلیسی
فهرست نمودارها
نمودار عنوان
نمودار شماره 1: نمودار سطح تحصیلات والدین ..... 66
نمودار شماره 2: حدود ساعات تماشای تلویزیون ... 67
نمودار شماره 3: اولیت تماشای برنامه های تلویزیون 68
نمودار شماره 4: علت تماشای تلویزون ........... 69
1-1پیش گفتار :
تلویزیون در دنیای امروز، گسترده ترین رسانه است به گونه ای که حتی کامپیوتر و شبکه جهانی اینترنت هم نتوانسته رقیب قدرتمندی برای آن باشد، امروزه این رسانه تا دور افتاده ترین روستاها راه افتاده و آنتن های آن را میتوان بر فراز آپارتمان های مرتفع تهران تا طیف خانه های پست و کوتاه روستاها مشاهده کرد، از این روست که می توان تلویزیون را یک دانشگاه وسیع با مخاطبانی در طیف های مختلف در نظر آورد که البته ، کودکان به عنوان جدی ترین و بیشترین مخاطبان برنامه های تلویزیونی مطرح می باشند و تأثیر پذیری آنان بیش از دیگرگروههای سنی است. کودکان ارزش ها و باورها و مفاهیم فرهنگی و روش های زندگی و واکنش به تحریکات محیطی و غیره را از تلویزیون می آموزند و امروزه نقش رسانه ها در فرهنگ پذیری اولیه کودکان و فرهنگ پذیری دراز مدت بزرگسالان به طور گسترده مورد قبول قرار گرفته است و به عنوان عاملی مهم در فرآیند اجتماعی کردن و انتقال مفاهیم فرهنگی ایفای نقش می کند و رسانه ها برای ایجاد فرهنگ پذیری دو گونه از الگوهای رفتاری را به مخاطب ارائه می دهند: الگوهای رفتاری فردی و الگوهای رفتاری اجتماعی که منجر به جامعه پذیری می شود.
1-2 مقدمه:
شتاب فرایند پیشرفت های فن آوری در دنیای معاصر و تحول سریع درامر ارتباطات ،مرکز ثقل تحولات اجتماعی بوده و در دهه های اخیر شاهد تحولات سریع و گسترده ای در تمامی ابعاد زندگی اجتماعی و فرهنگی و از جمله خانواده بوده ایم. نهاد خانواده تحت تأثیر عوامل متعدد درونی و بیرونی، این تغییرات را تجربه کرده و شکی نیست که رسانه گسترده ای همچون تلویزیون، در فرهنگ سازی اعضای خانواده، بالاخص کودکان ، جایگاه بسیار برجسته ای دارد و تلویزیون در کنار پدر و مادر وفرزند، فرد چهارم خانواده است و از نظر آگاهی رسانی و راهنمایی چند جانبه ، مهم ترین و نزدیک ترین و سریع ترین ابزار درک اطلاعات به شمار می رود.
بنابراین جایگاهی که تلویزیون ،در انتقال ارزش ها و پیام ها و تثبیت یا تغییر و تزلزل فرهنگ ها و ارزش پیدا کرده است، بسیار حساس و خطیر است و گستردگی استفاده از این ابزار و داشتن مقبولیت گسترده نزد عموم مردم بر اهمیت موضوع می افزاید.
گذشته از تأثیر گذاری عمومی و اجتماعی تلویزیون، کودکان، از اثر پذیری بیشتری نسبت به این رسانه برخوردارند و اثر گذاری آن تا آنجا است که متخصصین آن رااز ارکان مهم تربیتی میشمارند.
1-3بیان مسئله :
وسایل ارتباط جمعی ،مهم ترین شاخصه جامعه مدرن به شمار می آیند و این وسایل میتوانند القا کننده هنجارهای فرهنگی باشند (که البته این هنجارها بسته به نوع برنامه های رادیو و تلویزیون و مجلات و روزنامه ها متفاوت است) که دراین میان نقش رسانه های تصویری، بالاخص تلویزیون، نسبت به سایر رسانه ها برجسته تر و درمقایسه با سایر رسانه ها از مطلوبیت بیشتری برخوردار است واین امر به خصوص آنجا تحقق می یابد که کودکان به عنوان متقاضیان جدی برنامه های تلویزیونی مطرح هستند.
از آنجا که هر عنصر جدید و مجموعه های نو در فرهنگ ظاهر شود، محتوا وساخت آن را تغییر می دهد و تکنولوژی به هر جا پا میگذارد، دانش ها و مهارت های ویژه خود را به آن سو روانه
می کند وارزش هایی می آفریند که اغلب در تقابل با ارزش ها و آداب و رسوم و شیوه های زندگی است و یکی از نهادهایی که رسانه، بالاخص تلویزیون، تأثیر بسزایی درآن داشته، خانواده است تا جایی که به عنوان عضواصلی خانواده پذیرفته شده و اگر در گذشته فقط خانواده وجود داشت، امروزه خانواده است به اضافه تلویزیون .از آنجا که هر وسیله کارکردی دارد، رسانه ها ازجمله تلویزیون نیز کارکردهائی دارند که یکی از مهم ترین کارکردهای تلویزیون کمک به روند فرهنگ پذیری است و فرهنگ پذیری جریان انتقال اندیشه ها و باورها ، هنجارها و معیارها و نمونه های رفتاری موجود در فرهنگ جامعه به افراد آن است و پژوهش ها حاکی از آن است که رسانه در کنار عواملی مانندخانواده و دوستان می تواند نقش مهمی در فرآیند فرهنگ پذیری کودک داشته باشد وامروزه با ظهور وسایل ارتباط جمعی ، فرآیند آموزش از اعضای خانواده و مدرسه وآموزشگاه ها خارج شده وجهان پهناور به عرصة آموزش تبدیل شده است، البته آنچه باید به آن توجه داشت این است که جریان فرهنگ پذیری در کودکان یک سویه است. چرا که کودک در مقابل پذیرا شدن ارزش های جدید منفعل، یعنی آن که جریان تأثیر ارزش ها یک طرفه و تنها از جانب جامعه به سوی او است و کودک مقاومتی از خود در برابر اتفاقات رسانه ای بروز نمی دهد و نمی تواند تأثیر برجامعه داشته باشد.بنابراین سؤال اساسی در این تحقیق آن است که« رابطه بین تلویزیون و فرهنگ پذیری کودکان 7 و8 ساله چگونه است؟» برای نیل به هدف فوق سعی شده است تا فرآیند کارکردهای تلویزیون در چگونگی فرهنگ پذیری کودکان اول و دوم ابتدائی مدارس دخترانه منطقه 3 تهران مورد بررسی قرارگیرد که به طور اتفاقی مدرسه دخترانه مهدا واقع در خیابان دیباجی جنوبی انتخاب شد و 50 دانش آموز اول و دوم ابتدایی به طور نمونه انتخاب شد که انتخاب نمونه کاملا موردی بود و برای رسیدن به این مهم از دانش آموزان مصاحبه باز به عمل امد و محقق در میدان تحقیق به مشاهده مشارکت آمیز دست زد.
1-4 اهمیت وضرورت تحقیق :
امروزه رسانه های گروهی ،در قالب های متنوعی چون رادیو و تلویزیون و نشریات و ... سیطره فراگیری بر زندگی انسان دارند وباعث شده اند که چهره زندگی انسان را دگرگون سازند و از آنجا که تلویزیون به عنوان یک رسانه و تکنولوژی دارای فرهنگ خاصی است وابزاری است که بر جریان انتقال فرهنگ وارزش های جامعه نقش بسزایی دارد واز قوی ترین وسایلی است که می تواند انسان امروز آن را به عنوان تغییر شکل دادن نه تنها جامعه بلکه در ذرات و جوهر خود به کار بندد، باورود به خانواده، به عنوان یک نهاد کوچک اما تعیین کننده در ساخت فرهنگ، جائی که بزرگترین تأثیر در پی ریزی فرهنگ وآداب و رسوم، واعتقادات وارزش ها ،هنجارها وناهنجاری های بعدی فرد را بایستی درآنجا جستجو کرد، باعث تغییراتی در نظام باورها وارزشها و اعضای خانواده ، بالاخص کودکان که توانایی درست تشخیص دادن خوب و بد و مرز بین واقعیت و تخیل و هماهنگی خود را با فرهنگ القا شده توسط تلویزیون ندارند، می شود. بنابراین با اهمیت یافتن رسانه های گروهی در زندگی روزمره کودکان که به عنوان مخاطبان جدی و پر و پا قرص تلویزیون هستند و هدف آن ها کسب آگاهی و اطلاعات از برنامه های تلویزیون است، بر اهمیت وضرورت شناخت کارکرد های تلویزیون بر فرهنگ پذیری کودکان می افزاید.
1-5 هدف های پژوهش :
هدف کلی : تحلیل مردم شناختی تلویزیون و فرهنگ پذیری در خانواده(مطالعه موردی محله خیابان دولت ،دانش آموزان اول و دوم ابتدایی دختر)
هدف های جزئی :
1-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر درفرهنگ تغذیه در کودکان شود؟
2-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر در ادبیات کودکان شود؟
3-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر سلیقه و عادت در کودکان شود؟
4-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر درباورهای کودکان شود؟
5-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر درالگوهای فراغت کودکان شود؟
6-آیا تلویزیون توانسته باعث تغییر در الگوهای زندگی شود؟
1-6 سؤالات پژوهش
1- آیا تلویزیون توانسته باعث فرهنگ پذیری در کودکان شود؟
2-آیا فرآیند فرهنگ پذیری که از طریق تلویزیون به کودکان صورت می گیرد با الگوهای فرهنگی ما تطابق دارد؟
3-آیا تلویزیون به عنوان یک پدیدة فرهنگی در قسمت هایی از فرهنگ بیشتر تغییر می تواند ایجاد کند؟
4- آیا برنامه هائی هستند که از طریق آن فرهنگ پذیری کودکان سریع تر صورت میگیرد ؟
-7 پیشینه تحقیق :
با ظهور هر رسانه، دغدغه آثار آن نیز بروز می کند و به دنبال آن ، دانشمندان علوم ارتباطات و اجتماعی دست به تحقیقات مختلفی در مورد اثر آن رسانه بر مخاطبانش و متغیرهایی که بر فرآیند استفاده از رسانه تأثیر گذار است می زنند. محققان این رشته به گروههای مختلف جامعه با ویژگی های متفاوت پرداخته اند، اما شاید بتوان به جرأت ادعا کرد که بزرگ ترین سهم،نصیب کودکان و نوجوانان شده است و توجه به اثر رسانه بر کوکان و نوجوانان به گذشته های بسیار دور برمی گردد، چنان که افلاطون در کتاب جمهوری، به داستان سرایان عصر خود در مورد این مسئله که کودکان قادر نیستند بین آنچه صرفا حکایت است و آنچه واقعیت دارد تمایز قائل شوند، هشدار می دهد. بنابراین باید اولین داستان هایی که کودک می شنود، اثر اخلاقی صحیح مورد نظر را بر او بگذارد. (نیکو، مینو و دیگران . 1381 ص112)
نکته شایان ذکر آنکه همواره تحقیقات در مورد کودکان و رسانه ها،از دغدغه های عامه مردم در بدو ورود رسانه ریشه داشته است. در تحقیق جامع پاین(Pine) (1933) گروهی از برجسته ترین روان شناسان، جامعه شناسان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت آن زمان مشارکت داشتند و گزارش آنان در مورد اثر فیلم بر متغیر های مختلف رفتاری و شخصیتی کودکان، چون الگوی خوابیدن، دانش کودکان در مورد دیگر فرهنگ ها، نگرش آنان در خصوص پرخاشگری و رفتار بزهکارانه ، در 12 جلد منتشر شد. و نتیجه گیری اصلی این تحقیق مبنی براین بود که اثریک فیلم بر کودکان به متغیر هایی چون سن، جنس و موقعیت قبلی، ادراک، محیط اجتماعی، تجارب قبلی و والدین بستگی دارد.
آنچه در نتیجه گیری های محققان مختلف دست اندرکارامور کودک و تلویزیون مشاهده
می شود، جنبه مشروط بودن اثرتلویزیون است و زمینه های بررسی با توجه به زمینه های مورد توجه محقق تعیین می شود. به عنوان مثال بلامر(Blomer) به زمینه های جامعه شناختی و آثار متغیرهایی چون نگرش و علایق می پردازد. زمینه های غالب در بررسی های انجام شده در زمینه کودکان و تلویزیون، پرخاشگری، عادات زندگی و خیال پردازی بوده است.
گزارش تحقیقی یونسکو(Unesco) (1964) یکی از برجسته ترین آثار آن زمان در ارتباط با رفتارکودکان درقبال تلویزیون بود که به سوال هایی چون: کودکان چه قدرصرف تماشای تلویزیون می کنند؟ - چرا کودکان تلویزیون تماشا می کنند؟ - چه برنامه هایی تماشا می کنند؟ - پاسخ داده است . از بین محققانی که در آن دوران به بررسی رابطه کودک و تلویزیون پرداختند، می توان از ، ویس(1958)(Vice) و جان (John)نام برد ودر تحقیقات این افراد به نیازها ونحوه استفاده از رسانه نیز پرداخته شده بود .از مهم ترین آثار در زمینه اثر تلویزیون بر کودکان کتاب شرام و لایل و پارکر(Sheram&Lyle&Parker) باعنوان - تلویزیون در زندگی کودکان ما است – که در دهه 1961 منتشرشد، آنها که عواملی چون لذت طلبی ، کسب اطلاع و استفاده اجتماعی را به عنوان دلایل تماشای تلویزیون توسط کودکان ذکرکرده اند و به گفته آنان ، دلایل دیگرهمچون سرگرمی و فرورفتن در جهان تخیل و رویا ، هم ذات پنداری با افراد جالب و جذاب ، فراموش کردن مشکلات زندگی واقعی ، فرار از کسالت کارهای یکنواخت و روزمره و دلایل مشابه ، از دیگر عللی است که به انگیزه لذت طلبی مربوط می شود. (شرام و همکاران، 1377ص92-91) و بعد از آن تحقیقات بسیاری در زمینه اثرتلویزیون بر دانش و نگرش و رفتارکودکان انجام شد.
نگین حسینی در کتاب جنگ تلویزیونی برای کودکان به شروع و استفاده کودک از تلویزیون و درک کودکان سنین مختلف از تلویزیون و اثرات آن بر روی کودکان اشاراتی داشته است و از جمله اثرات مهم آن را تأثیر شگرف تلویزیون بر باورهای کودکان می داند. در کتاب شناخت مخاطب تلویزیون اثرمینو نیکو و دیگران بر عواملی که بر نحوه استفاده از رسانه تأثیرگذار است. اشاره شد که دربین مجموع عوامل ، اثرسن بر نحوه استفاده از رسانه تاکید زیادتری شده است. در این کتاب با توجه به نظریات دانشمندانی چون پارکر و شرام و برادلی گرین دلایل کودکان و نوجوانان را برای تماشای تلویزیون به عواملی چون گذران اوقات فراغت ، فراموش کردن مشکلات و کسب اطلاع و استفاده اجتماعی و لذت طلبی و برانگیختگی ، آرامش و یافتن مونس و تماشای عادتی مربوط دانسته اند و در این اثرویژگی هایی چون شناخت ناقص از جهان که موجب می شود کودک از فهم محتوای رسانه عاجزبماند یا مطالب غیرواقعی را واقعی پندارد و یا آنکه از هدف و انگیزه تولید کننده محتوای آن رسانه آگاهی نداشته باشد، اشتیاق برای فراگیری و یا به عبارتی ، آمادگی برای فراگیری و کنجکاوی از جمله دلایلی دانسته که کودک را مخاطب خاص رسانه می سازد.
و کتاب های بسیار دیگر که هر کدام از جنبه های مختلف ، مسئله رابطه تلویزیون و کودک توجه نشان داده و مسئله را مورد بررسی قرار داده اند که البته غیر از کتاب ها، مقالات و پایان نامه های بی شماری در این زمینه نوشته شده . از جمله تاثیر تبلیغات بر کودکان و تاثیر برنامه های کودک تلویزیون بر کودک ،که نگارنده سعی کرده تا حد ممکن از این کتاب ها و مقالات بهره کافی و لازم را ببرد.
1-8 جامعه مورد بررسی:
یکی از مهمترین کارهائی که محقق باید در روش تحقیق انجام دهد مشخص کردن مکان تحقیق است و مکان تحقیق باید درفضای جغرافیائی واجتماعی و در زمان تعیین شود.نخستین شرط کاردر مطالعات مردم شناسی رفتن به محل اقامت است بدین ترتیب ارتباط بین محقق و جامعه مورد بررسی برقرار می گردد و همه زمینه های ذهنی که می تواند محقق را واداربه پیش داوری نماید، از بین
می برد (فربد،محمد صادق،13ص63)،میدان تحقیق که تحقیق در آن انجام شد، دبستان دخترانه مهدا واقع در منطقه 3 تهران، خیابان دیباجی جنوبی است که از 50 دانش آموز اول ودوم ابتدایی این مدرسه جهت پژوهش استفاده شد.
لازم به ذکر است، به علت محدودیت های جنسیتی مرتبط با سیستم آموزش و پرورش به ناچار فقط مدرسه دخترانه مورد بررسی قرار گرفت.
1-9 روش تحقیق:
مطالعه بر روی موضوع مورد نظر مربوط به زمان حال می باشد،از اواخر سال1387 به جمع آوری اطلاعات و مطالب پرداخته شد که بتدریج نگارش پایان نامه آغاز شد که با تصحیح و راهنمایی های استاد راهنما تحقیقات میدانی ادامه یافت که تا نیمه اول (6ماه اول ) 1388به طول انجامید، در این مطالعه از روش های معمول در تحقیقات مردم شناسی استفاده گردیده و معمولا در بررسی و مطالعات مردم شناسی به خصوص درروش ژرفانگر، مطالعات عمیق و دقیق صورت می گیرد.
فنونی که در نگارش این پایان نامه محقق از آن استفاده کرد روش کتابخانه ای و میدانی و مشاهده مشارکت آمیز بود که در کارمیدانی ،مصاحبه عمیق بر روی50 دانش آموز اول و دوم ابتدایی دخترانجام شد و همچنین در مشاهده مشارکت آمیز محقق وسواس زیادی به خرج داد چراکه فن مصاحبه با مشاهده اطمینان بخش تر و علمی تر است .
1-10 کلید واژگان:
1- تلویزیون : لغت ترکیبی است که از زبان های لاتین و یونانی گرفته شده است. لغت Tele در زبان یونان به معنی «دور» و کلمه "Vision" در لاتین به معنای «دید» است و این لغت اغلب به طور مختصر به شکل "TV" نوشته می شود.
2- فرهنگ: به تعبیر مردم شناسان، میراث اجتماعی یا میراث فرهنگی یا فرهنگ عبارت است از مجموعة پیچیده ای شامل دانش ها ، مهارت ها ، آگاهی ها، باورها و هنرها ، اخلاق و قوانین ، آداب و رسوم و تمامی گرایش ها ، قابلیت ها و عادت هایی که آدمی در حالت عضویت در یک جامعه نصیبش می شود. (ترابی، علی اکبر، 1381، ص 16)
3- فرهنگ پذیری :مجموعه پدیده هایی است که از تماس مستقیم ودائم میان گروههایی از افراد با فرهنگ هایی متفاوت نتیجه می شودوتغییراتی را در الگوهای فرهنگی یک یا دو گروه موجب می گردد(دنی کوش 1381ص 91)
4- خانواده: گروهی از افراد که با پیوندهای خونی، ازدواج یا فرزند خواندگی با یکدیگر مربوط بوده و یک واحد اقتصادی را تشکیل میدهند (گیدنز، آنتونی، 1382، ص786)
5- کودک : از نظر پیمان نامه حقوق کودک، کودک کسی است که سن او کمتر از 18 سال باشد مگر اینکه بر اساس قانون ملی قابل اعمال ، سن قانونی کمتر تعیین شده باشد (نوبان و صدری، 1380، تبریز)
بخش دوم:ادبیات پژوهش
2-1 فرهنگ :
از زمانی که انسان، در محیطی به نام جامعه ای بزرگ که از قواعد و قوانین خاص پیروی
می کند قرار گرفت، درگیر ساز و کارهائی شد که یا خود در شکل بخشیدن به آن نقش داشت و یا آنکه از دیگران تأثیر می پذیرفت و تأثیر سبب شد که شاکله شخصیتی روحی و فرهنگی او شکل بگیرد و چیزی به نام فرهنگ به وجود آید، فرهنگ شامل همه باورها و قوانین و آداب و رسومی شود که افراد به آن وابسته یا دل بسته اند. فرهنگ مقوله ای نیست که در زمانی کوتاه شکل بگیرد بلکه فرآیندی است که به یک دوره زمانی طولانی نیاز دارد و اهمیت خاص خود را پیدا می کند و در جامعه ای به عنوان یک امر یا رفتار مورد اقبال عموم قرار میگیرد و کم کم به عنوان جزئی از باورهای بنیادی اقشار یا ملتی محسوب می شود. فرهنگ را می توان چون موجودی دانست که نفس میکشد و حیات مند است. و مثل هر موجودی زایش و مرگی دارد.
مفهوم فرهنگ همراه با مفهوم جامعه،یکی از مفاهیمی است که در علوم اجتماعی زیاد به کار برده می شود و کمتر مفهومی در علوم اجتماعی به اندازة مفهوم فرهنگ در معرض تفسیرها و تعبیرهای گوناگون بوده است. از این رو می توان گفت که مفهوم فرهنگ نه تنها دشواری های زیاد به بار آورده است، بلکه به سبب تنوع و وسعت معنا، ایجاد وحدت نظر برسر گسترة موضوعی آن میسر نشده است. دگرگونی های پدید آمده در حوزة فرهنگ، به خصوص بر اثر گسترش نظام آموزش و پرورش و رسانه های همگانی یا روند جهانی شدن در نهایت مسائل حوزه فرهنگ را در برابر وظایف تازه ای قرار داده، با توجه به این تحولات گرچه به یک اعتبار می توان گفت که محتوا و هیأت فرهنگ تغییر می یابد، ولی هرگز رنگ و رو نمی بازد و از بین نمی رود، هر چند طیف وسیعی از اندیشه ها و عقاید نمی گذارد، فرهنگ را به آسانی جمع وجور کرد و بر سرحیطة موضوعی و محتوایی آن به توافق رسید، یا اجزای پراکنده آن را در مجموعه ای منسجم به هم آمیخت و از سامانی منسجم و روشن برخوردار ساخت. با این حال همواره فرهنگ با قدرت و توانایی چشمگیر خود حضور خود را به اثبات می رساند.(پهلوان چنگیز،1382،ص 11و12)
یاکوب بورکهارت(Jacob Burckhardt) می گوید: سه قدرت بزرگی که واقعیت هستی بشر و روند تاریخ را تعیین کرده اند عبارتند از : دین، قدرت، فرهنگ. (پهلوان ،چنگیز ،1382، ص13).
هنگامی که واژه فرهنگ را در گفتگوهای معمولی هر روزه، به کار می بریم، اغلب فرآورده های متعالی ذهن هنر و ادبیات، موسیقی و نقاشی و ... را در نظر داریم. فرهنگ به مجموعة شیوة زندگی اعضای یک جامعه اطلاق می شود ، چگونگی لباس پوشیدن ، رسم های ازدواج و زندگی ، الگوهای کار و اوقات فراغت و مراسم مذهبی، همه را در بر می گیرد. (گیدنز، آنتونی1376، ص 56)
فرهنگ ، معرفت و شناختی است که مردم، جهت تعبیر و تفسیر رفتار اجتماعی به کار می گیرند که این معرفت اکتسابی و تا حدی در میان افراد مشترک است (اسپردلی 1386، ص 26)
فرهنگ را بیشتر میتوان دیدگاه مشترک یک ملت تعریف کرد، فرهنگ رویکرد و شیوة برخورد آن ها برای درک واقعیت است و زمینه ای است که در آن تجربه مشاهده و تفسیر می شود (شارون جوئل، 1379، ص 138).
بر اساس تعریفی فرهنگ شامل تمامی عادات یک جامعه است ، یا اگر جامعه را مجموعه ای از افراد سازمان یافته بدانیم که شیوه زندگی خاصی دارند در این صورت فرهنگ یعنی همین شیوه زندگی تسودی باربو(Zevedei Barbu ) در کتاب خود به نام «جامعه، فرهنگ و شخصیت» می نویسد، بیشتر تعریف های فرهنگ بر دو نکته اشاره می کنند.
نخست عناصر فرهنگ، چه به صورت عادات اجتماعی جلوه گر شوند و چه به صورت روش زندگی یک جامعه تظاهر یابند؛ دوم : اثر انگیزاننده و هنجاری این عناصر بر رفتار فرد به بیان دیگر، کارکرد، ویژه فرهنگ، آفرینش و نگاهداری تداوم و همبستگی میان افراد یک جامعة معین است. (پهلوان، چنگیز، 1382، ص 13)
از فرهنگ هنگامی سخن می گوییم که روح بشر، فعالیت ها، روش ها و اکتسابات و رفتارهایش را به نقد می کند و سعی می کند آنها را بهبود بخشد تا از قید و بندها رهایی یابد و هر آنچه را که از درون مانع شکوفاییش می شود از میان بر دارد.
می توان به اعتباری گفت که آدمی هنگامی که کوشش هایی را در جهت انسانی ساختن به کار می بندد، او را با فرهنگ (= فرهیخته) مینامیم. (پهلوان، چنگیز،1382، ص 15)
2-2 فرهنگ از منظر صاحب نظران علوم اجتماعی:
بسیاری از متفکران و صاحب نظران علوم اجتماعی، وجه تمایز زندگی اجتماعی انسان و حیوان را فرهنگ عنوان کرده اند، اشپنگلر(Spengler) فرهنگ را مبنای اصلی جامعه انسانی می داند، وی که مکتبش را اصالت فرهنگ بنا نهاده است، عقیده دارد که حیات و پویایی جامعه به پویایی فرهنگ بستگی دارد و مرگ جامعه ، مرگ فرهنگ آن جامعه است (وثوقی – نیک خلق – 1378، ص 153)
بعضی از مردم شناسان انسان بودن را به معنی داشتن فرهنگ تلقی میکنند و از آنجا که فرهنگ به معنای تظاهرات مادی و معنوی فعالیت های انسان برای سازگاری با محیط به کار میرود، به عنوان مرزی است که انسان را از حیوان ها جدا میسازد. (وثوقی- نیک خلق ، 1387، ص 154).
انسان شناسان درکاربرد مفهوم فرهنگ، فرض های معینی را درباره رفتار و با ورها و تجارب افراد به عنوان اعضای یک جامعه اتخاذ میکنند که عبارتند از: این که نوع بشر قواعد رفتاری را
می آموزد و بقایش به همین یادگیری بستگی دارد؛ قواعد اکتسابی رفتارو تفکر، برای رویدادها و نیز رفتار دیگران معنا فراهم می کند؛ گرچه هر جامعه ای تفسیرهای ویژه خودش را دارد. (بیتس، دانیل ، تهران ، 1375، ص55)
به تعریف مردم شناسان، میراث اجتماعی یا میراث فرهنگی یا فرهنگ عبارت است از مجموعة پیچیدهای شامل دانش ها و مهارت ها ، آگاهی ها و باورها ، هنرها، اخلاق ، قوانین، آداب و رسوم و تمام گرایش ها، قابلیت ها و عادت هایی که در آدمی در حالت عضویت در یک جامعه نصیبش
می شود . به بیان دیگر کلیه ساخته ها ، آموخته ها، اندوخته ها و ارزش های مادی و معنوی و دست آوردهای انسان درطی تاریخ، فرهنگ نامیده می شود.(ترابی، علی اکبر ، 1383، ص 16)
تیلور(Tailor ) فرهنگ را آن مجموعه و یا کل و هم جزئی که شامل اشکال فکری و هنری و دستی انسان ها که عبارتند از علم و دانش ، معتقدات و آداب و رسوم و اخلاقیات دین، قانون و سرانجام هر گونه عادات و استعدادهایی دیگر که میان انسان ها می شکفد و به فردی از جامعه به عنوان جزیی همبسته از توده آنها فرا می گیرد، تعریف می کند او با این تعریف ، که در کتاب انسان شناسی خود در سال 1881 از فرهنگ کرد؛، روشن ساخت که فرهنگ ،خاص انسان است. (محمد صادق، فربد- جزوه تاریخ اندیشه ها 1 ، ص 83).
هابل و فراست(Hoebel & Frostl)که فرهنگ را تقریباً در تمام فعالیت های بشری حاضر می بینند آن را یک سیستم یکپارچه از الگوهای رفتاری آمیخته شده که مشخصة اعضای یک جامعه هستند نه نتیجه وراثت بیولوژیکی ، تعریف می کنند (لاری اسمار ، 1379،ص 77)
بوآس (Boas) بر خلاف تیلور(Tailor) که بر تعریف فرهنگ به صورت مفرد آن توجه دارد به مطالعة فرهنگ ها به صورت جمع آن تأکید می کندو از نظر او هر فرهنگ، چیزی است یکه و ویژه و به نظر او هر فرهنگ معرف کلیتی خاص و منحصر به فرد است و در نظر او یک رسم و آیین خاص را فقط می توان در ارتباط با بستر فرهنگی آن توضیح داد. (پهلوان ، چنگیز، 1382،ص 53 و 55)
مالینوفسکی(Malinowski) در رابطه با فرهنگ می گوید در هر فرهنگ ، هر رسم، هر شی، هر اندیشه و باور و عقیده ای، کارکردی حیاتی انجام می دهند ، همة آنها وظیفة معینی را به انجام می رسانند و معرف گوشه یا جزئی غیر قابل جایگزین از این کلیت اندام وار (ارگانیک) هستند. (منبع قبلی ، ص79)
دورکیم (Durkheim)به تمدن و فرهنگ های مختلف باور داشت نه یک تمدن که خاص ملتی مشخص باشد و به نظر او تمدن یعنی مجموعة پدیده های اجتماعی که وابسته به ارگانیسم اجتماعی خاصی نیست و این پدیده ها در فضایی جریان دارند که از مرز ملی در می گذرند و در مقاطعی از زمان تحویل می یابند که فراسوی تاریخ یک جامعة معین جریان می یابد. (پهلوان ، چنگیز، تهران، 1382،ص 69)
بیتس و پلاگ(Bates & Plog) فرهنگ را نظامی از باورها و ارزش ها ، سنت ها و رفتارها و مصنوعات مشترک که اعضای یک جامعه آن را مورد استفاده قرار می دهند تا از عهدة جهان خود و از عهدة یکدیگر برآیند و نظامی است که از طرق یادگیری نسل به نسل منتقل می گردد تعریف می کنند. (لاری اسماور، پورتر، ، 1379، ص 77)
ماکس وبر(Max Weber) در رساله ای تحت عنوان عینیت در علم اجتماعی و سیاست گذاری اجتماعی فرهنگ را جزء معین از نامعینی نامفهوم فراگرد جهان تعریف کرده، جزئی که نوع بشر معنا و برجستگی به آن می بخشد. (معینی، جهانگیر، 1374، پیشگفتار)
روث بندیکت(Ruth Benedict): که از پیروان مکتب شخصیت اساسی و اصالت فرهنگ است می گوید هر نمونه فرهنگی، نموداری از شخصیت مردمی است که وابسته به آن فرهنگ اند و فرهنگ رااصطلاح جامعه شناختی می داندبرای رفتار آموخته، رفتاری که با آدمی زاده نمیشود و هر نسل باید آن را از مردم بالغ بیاموزند. (محمد صادق، فربد، تهران، 1369،ص 264)
هرسکوتیوس(Herskovits) رابطه با فرهنگ اینچنین استدلال میکند،که فرهنگ اساساً بنیانی است مبین تمامی باورها و رفتارها و واکنش ها و ارزش ها و مقاصدی که شیوة زندگی هر ملت را مشخص می کند و به نظر او فرهنگ، ماوراء پدیده هایی غریزی است که فرد از گروه های انسانی یا به وسیله رفتار ، آموخته شده و تأثیر گرفته است. (فربد، محمد صادق، 1369،ص 265)
رالف لنیتون(Ralph Linton) در کتاب سیر تمدن می گوید فرهنگ مجموعه اعمال و آدابی است که در هر جامعه افراد انسان از بزرگترین خود فرا می گیرند و به نسل جوان تحویل می دهند (فربد، محمد صادق، 1369،ص 267)
لسلی وایت(Lesli White) درکتاب علم فرهنگ (1949) فرهنگ را سازمان پدیده ها، کنش ها (انگاره های رفتاری) ، اعیان شناسایی و ابزار و اشیائی که ابزار را می سازند) ایده ها (باورها و معرفت ) احساسات (طرز تلقی و ارزش ها) که به استفاده از نمادها وابسته است، تعریف میکند (معینی، تهران، 1374، ص22)
در تعریف پارسونز(Parsons)، فرهنگ عبارت است از سیستم های الگو شده یا سازمان یافته ای از نمادها که تحت جهت گیری های کنش و اجزای درونی شده شخصیت افراد و الگوهای نهادی شده سیستم اجتماعی در آید، پارسونز در کتاب سیستم اجتماعی سه وجه مشترک تمامی فرهنگ ها را این چنین توصیف کرده است:1-انتقال پذیری و اینکه فرهنگ یک سنت یا میراث اجتماعی است .
2- انسان ها در فرهنگ شریک اند و فرهنگ محصول کنش متقابل انسانهاست.
3- فرهنگ ها قابل آموزش هستند.
(معینی، تهران 1374، صص 111 و 113).
با توجه به تعاریف که از منظر صاحب نظران علوم اجتماعی از فرهنگ شده باید توجه داشت که رشتة انسان شناسی بیش از هر رشته دیگر در حوزة علوم اجتماعی به بحث راجع به فرهنگ و مفهوم آن علاقه مند است و همواره سعی داشته به ابعاد گوناگون فرهنگ در زندگی یک جامعه معین و اصولاً به فرهنگ های مختلف و سرانجام به فرهنگ به عنوان یک کلیت توجه داشته باشد.
2-3 خصوصیات فرهنگ:
1- فرهنگ امری اکتسابی ، عمومی و غیر غریزی است.
2- فرهنگ دارای خصوصیتی است که ثابت به نظر می رسد اما در عین حال تحول پذیر است.
3- فرهنگ، خاص انسان و جامعه انسانی است از این رو به طور وسیعی، تمام افراد و حیات اجتماعی آنان را تحت سلطه خود قرار می دهد.
4- فرهنگ غریزی نیست، و اساسی ترین وجه تمایز انسان از حیوانات، وجود میراث فرهنگی و گسترش و تکامل آن است.
5- فرهنگ انتقال پذیر است، انسان بر خلاف حیوانات آنچه را کسب می کند به روش ها و راههای گوناگون به دیگران منتقل می سازد.
6- اجتماعی بودن، فرهنگ پیامد زندگی مشترک افراد است و محصول ارتباطی است که بین محیط طبیعی و محیط اجتماعی او برقرار می گردد.
7- فرهنگ برآورده نیازهای اساسی حیات اجتماعی است.
8- فرهنگ با شرایط محیط سازگاری و هماهنگی دارد.
9- فرهنگ متشکل و منسجم از یک مجموعة منطقی است.
10- فرهنگ نشان دهنده راه و رسم و شیوة زندگی است.
11- فرهنگ ها در سطح جهان دارای عناصر مشترکی هستند.
(محمد صادق، فربد، تهران 1369، ص 288 تا ص 292)
2-4 فرهنگ به واقعیت معنا می بخشد
فرهنگ نه تنها رفتارهای اجتماعی بلکه شیوه های اندیشیدن را نیز در بر می گیرد. ما در خلال آموزش فرهنگی یاد می گیریم که چه معناهایی را باید به رویدادهای جهانمان و به ویژه به رفتارهای دیگران نسبت دهیم تا آن که بتوانیم این رویدادها را فهم کنیم و بدانیم که چه واکنشی را باید در برابر آن ها نشان دهیم و آز آنجا که معنا را زمینه فرهنگی فراهم می سازد و این زمینه ها نیز متفاوتند ، مردم جوامع گوناگون می توانند جهان را به شیوه های گوناگون در نظر بگیرند .
همانطور که می دانیم در سراسر جهان چارچوب هائی برای نقش های جنسی و نیز در مورد رفتارهای دیگر بشری وجود دارد، که گوناگونی های رفتار انسان در قالب این چارچوب ها رخ
می دهد، همچنان که دیوید گیلمور(Daivid)
یاد آور شده است «همه جوامع بشری میان زن و مرد تمایزقایل می شوند و برای مردان و زنان نقش های جنسی مناسب ونهاد مند فراهم می سازند و هر چند آرمان های جنسی از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می پذیرد، اما زیر این تفاوت های سطحی همانندیهای جالبی در تصورات قالبی جنسی فرهنگ های گوناگون بشری وجود دارد. (بیتس ، دانیل، 1375، ص 49 -48)
2-5 فرهنگ پدیده ای فراگیر است
از دیدگاه انسان شناسان، فرهنگ چیزهائی بیشتر از ادب و ذوق و پیچیدگی ، آموزش و ارج نهادن به هنرهای زیبا را در بر می گیرد. جالب ترین و مهم ترین نیروهای فرهنگی آن هایی هستند که بر زندگی روزمره مردم تأثیر دارند، به ویژه آن هایی که بر کودکان در دورة فرهنگ آموزی نفوذ میگذارند. (کتاک، فیلیپ ، 1386، ص 372 )
2-6 فرهنگ امری مشترک است
فرهنگ نه صفت تک تک افراد، بلکه ویژگی افراد به عنوان اعضای وابسته به گروهها است. فرهنگ در جامعه انتقال می یابد، ما از طریق مشاهده ، گوش دادن ، صحبت کردن و هم کنش با بسیاری از آدم های دیگر، فرهنگ مان را یاد میگیریم . باور داشت ها، ارزش ها و خاطره ها و چشم داشتهای مشترک، انسان هایی را که در یک فرهنگ بزرگ می شوند به هم مرتبط می سازند و فرهنگ آموزی با فراهم کردن تجربه های مشترک ، به انسان ها وحدت می بخشد (همان ص368)
2-7 فرهنگ یاد گرفتنی است
اینکه کودکان به آسانی یک سنت فرهنگی را جذب می کنند برای این است که انسان قابلیت بی همتایی برای یادگیری برخوردار است، آدم ها بر پایة یادگیری فرهنگی، مفاهیمی را میآفرینند ، به یاد می آورند و به کارشان می برند، آن ها نظام های خاصی از معنای نمادین را جذب می کنند و به کار می برند. کلیفورد گیرتز انسان شناس، فرهنگ را به عنوان مفاهیمی تعریف می کند که بر یادگیری فرهنگی و نمادها استوارند. فرهنگ به عنوان یک رشته ساز و کارهای نظارتی متشکل از برنامه ها، دستور العمل ها، قواعد و دستورهایی نیز تعریف شده است که مهندسان کامپیوتر آن ها را برنامه هایی برای تسلط بر رفتار می خوانند». انسان ها این برنامه ها را از راه فرهنگ آموزی در سنت های خاص فرهنگی، جذب می کنند ، آن ها این نظام فرهنگی را برای شناسائی جهان شان و بیان احساس هایشان و انجام داوری هایشان به کار می برند. این نظام به آن ها کمک می کند تا رفتار و دریافت هایشان را در طول زندگی در مسیر خاصی هدایت کنند.
هر آدمی از طریق فراگرد یادگیری آگاهانه و ناآگاهانه و هم کنش با دیگران، آغاز به ملکه ذهن سازی یا درون ذهنی کردن یک سنت فرهنگی از طریق فراگرد فرهنگ آموزی می کند.
در برخی موارد، فرهنگ مستقیماً به کودکان یاد داده می شود، مانند زمانی که والدین به کودکان شان یاد می دهند که در هنگام گرفتنن چیزی از دیگران «متشکرم» بگویند. در برخی موارد هم فرهنگ به طور غیر مستقیم به کودکان یاد داده می شود مانند برنامه های تلویزیون که نقش تعیین کننده ای در انتقال فرهنگ و فرهنگ پذیری کودکان دارند.
فرهنگ از راه مشاهده نیز انتقال داده می شود، کودکان به چیزهایی که در اطرافشان اتفاق
می افتند، توجه می کنند.
انسان شناسان فرهنگی بر این توافق دارند که یادگیری فرهنگی تنها در میان انسان ها رواج دارد و همة انسان ها فرهنگ دارند. انسان شناسان این عقیدة سده نوزدهمی را که «وحدت روحی انسان» نامیده شده است، نیز قبول دارند و این عقیده به معنای آن است که اگرچه افراد بشر از جهت گرایش ها و گنجایش های عاطفی و فکری تفاوت دارند، ولی همه اقوام بشری از ظرفیت های یکسانی برای فرهنگ برخوردارند و انسان ها با هر ژن و قیافة ظاهری، می توانند هر گونه سنت فرهنگی را بیاموزند. (کتاک، فیلیپ، 1386،ص 366 و 367)
2-8 فرهنگ به عنوان یک رفتار اکتسابی
رفتار ممکن است غریزی باشد – یعنی مبنای ژنتیک داشته باشد- یا اکتسابی ، آن رفتارهائی که از طریق آموزش کسب میشوند، درصد بالائی از رفتار بشری را تشکیل میدهند و بسیار بیشتر از رفتارهای غریزی اند. ما می توانیم این وضعیت را در تفاوت های رفتار یک کودک بسیار خردسال و رفتار یک بزرگسال در یک خانواده به چشم ببینیم.
انسان برای اینکه به عنوان اعضای مستقل جامعه کارکرد داشته باشد باید نظام رفتاری جامعه را فراگیرد که چیزی جز همان فرهنگ نیست و پرورش انسان سخت تحت تأثیر کسانی است که فرهنگ آموزی را اعمال می کنند و نیز متأثر از شیوة اعمال آنهاست. (بیتس دانیل، 1375، صص44 و45)
2-9 سطح های فرهنگ
موضوعی که امروزه بیش از پیش اهمیت یافته است ، تمایز میان سطح های فرهنگ یا فرهنگ در سطح ملی، بین المللی و خرده فرهنگی است . فرهنگ ملی همان باور داشت ها ، الگوهای رفتاری آموخته، ارزش ها و نهادهایی است که شهروندان یک ملت در آن سهیم اند. فرهنگ بین المللی اصطلاحی است برای آن دسته از سنت های فرهنگی که به فراسوی مرزهای ملی گسترش دارند. از آن جا که فرهنگ نه از راه ژنتیکی بلکه از طریق یادگیری انتقال داده می شود، عناصر فرهنگی از طریق وام گیری یا اشاعه از یک گروه به گروه دیگر، نیز می تواند گسترش یابند. خرده فرهنگ ها، الگوهای نمادین و سنت های متفاوتی اند که به گروههای خاص در یک جامعه پیچیده تعلق دارند. یعنی هر چند مردمی که در یک کشور زندگی می کنند در یک سنت فرهنگی ملی سهیم اند، ولی همه فرهنگ ها در داخل شان تنوع دارند .افراد خانواده ها، اجتماع ها، مناطق و طبقات و گروههای دیگر درون یک فرهنگ ، تجارب آموزشی متفاوت و مشترکی دارند. (کتاک، فیلیپ، 1386، صص378-377)
2-10 طبقه بندی فرهنگ ها :
مارگارت مید(Margaret Mead) درکتاب فرهنگ و تعهد فرهنگ ها را به سه دسته طبفه بندی می کند :
1-فرهنگ های گذشته گرا
2-فرهنگ های حال گرا
3-فرهنگ های آینده گرا
در فرهنگ های گذشته گرا شیوه های زیستن از پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها به فرزندان و نوه ها منتقل می شود ودر اینجا پدر بزرگ ها ومادر بزرگ ها بسیار مورد احترام هستند زیرا منبع دانش فرهنگی جامعه هستند وتجارب خود را از طریق پند و اندرزها و لالایی ها و...به نسل های بعدی منتقل می کنند اماکم کم با ظهور توسعه نهادها و فرهنگ های مدرن ،فرهنگ های گذشته گرا از بین می روند ،مدرسه ،پارک و سینما و ورزشگاه و...وضعیت فرهنگی را دگرگون می کنند و مسئله انتقال فرهنگ بخشی از آن به مدارس واگذار می گردد و بخش دیگر آن به رسانه ها و نهادها و موسسات فرهنگی ،همچنین با ظهور صنعت چاپ ،صنعت نشر گسترش یافت و نهاد کتاب و روزنامه را وارد دنیای جدیدی کرد ،ز این پس بخشی از فرآیند فرهنگ یابی از طریق کتاب و کتابخانه و مطبوعات صورت گرفت و کار انتقال را از پدر ها و مادرها از طریق خواندن روزنامه و کتاب و حضور در کارخانجات و موسسات جدید انجام می دادند. از این رو در فرهنگ های حال گرا نقش عمده با گروههای میانسال است و پدر و مادر اهمیت می یابند اما از 1940 به بعد با ظهور تلویزیون ، رادیو و سینما و تکنولوژی های ارتباطی جدید تر ( اینترنت و ماهواره ) این مجموعه جای پدربزرگ ها و حتی پدران را گرفتند و بچه ها نه از پدر بلکه از کارتون های تلویزیونی ، داستان های کتابهای کودک و نوجوان و بازی های کامپیوتری و... فرهنگ را یاد می گیرند. همان طور که امروزه شاهد وضعیت فرهنگی هستیم که گاهی آن را با تعبیرکودک سالاری مطرح می کنیم. در این زمان نه تنها بچه ها از پدربزرگ ها چیزی نمی آموزند بلکه پدربزرگ ها بایستی از نوه ها فرهنگ را بیاموزند.
مارگارت مید سپس استدلال می کند که در هر جامعه ای بسته به اینکه فرهنگش گذشته گرا، حال گرا و آینده گرا باشد، وارثان و حاملان و ناقلان فرهنگ با هم متفاوتند. www.sociologyofiran.com(برگرفته شده از کتاب فرهنگ و تعهد مارگارت مید)
2-11 ابداع مفهوم فرهنگ پذیری :
اصطلاح مفهوم فرهنگ پذیری در حوزة فرهنگ شناسی محتوایی کاملاً توصیفی دارد و از هر گونه موضع گیری اصولی به دور است. دنیس کوشDennis Kos)) معتقد است که اصطلاح فرهنگ پذیری راجی. دبلیو پاول (J.W.Powell) ، انسان شناس آمریکایی به سال 1880 ضرب کرد، او می خواست بدین وسیله انتقال شیوه های زندگی و اندیشه مهاجران را در تماس با جامعه آمریکائی مورد توجه قرار دهد، بدین صورت اصطلاح acculturatiore را به کار گرفت. (پهلوان، چنگیز ، قطره،1382، ص 112)
2-12 فرهنگ پذیری :
در سال 1963 کمیته فرهنگ پذیری که از رالف لینتون و هرسکوتیس و رابرت رد فیلد(Linton&Herskovits&Field) تشکیل شده بود، فرهنگ پذیری را مجموع پدیده هائی که از تماس مستقیم و دائم میان گروههائی از افراد با فرهنگ هایی متفاوت نتیجه می شود و تغییراتی را در الگوهای فرهنگی یک یا دو گروه موجب می گردد، تعریف کردند. (دنی کوش، 1381،ص91)
در چنین موقعیت هایی ، فرهنگ هایی که با هم تماس دارند، دچار دگرگونی می شوند. هر چند که این تغییر می تواند در یکی از فرهنگ های در حال تماس، عمیق تر و بیش تر از فرهنگ دیگر باشد.
روژه باستید(Roger Bastid) می گوید: جریان فرهنگ پذیری، یک پدیده اجتماعی فراگیر را به وجود می آورد و فرهنگ پذیری با تمامی سطوح واقعیت اجتماعی و فرهنگی در تماس می آید. (پهلوان، چنگیز1382، ص 119)
وروژه باستید اندیشه طبقه بندی گونه های مختلف فرهنگ پذیری را از انسان شناسی آمریکا وام گرفت. اما از آنجا که فرهنگ پذیری را فراگردی فوق العاده پیچیده می دانست و نمی خواست به توصیفی ساده یا تعمیم دادنهای افراطی تن دهد، سنخ شناسی خاص خود را طراحی کرد و باستید با توجه به سه معیار بنیادی عام، فرهنگی و اجتماعی سنخ شناسی خود را طراحی می کند. معیار نخست یعنی حضور یا فقدان دست آموز کردن واقعیت های فرهنگی و اجتماعی که دراین حالت سه گونه موقعیت سربر می آورد:
1- فرهنگ پذیری خود انگیخته، طبیعی و آزاد که در این حالت، دگرگونی فقط بر اساس منطق درونی خود عمل می کند.
2- فرهنگ پذیری سازمان یافته، اما اجباری به سود فقط یک گروه می انجامد، مانند موقعیت بزرگی یا استعماری. در این جا قصد این است که در کوتاه مدت، فرهنگ گروه تحت سلطه به نفع گروه غالب یا سلطه گر تغییریابد.
3- فرهنگ پذیری برنامه ریزی و مهار شده که به صورت منظم به اجرا در می آید هدف گیری دراز مدتی را پی می گیرد.
معیار دوم به نظم فرهنگی توجه دارد و دو عامل همگنی یا ناهمگنی فرهنگ های موجود و مورد بررسی را در نظر می گیرد و معیار سوم که به نظم اجتماعی توجه می کند و در این ارتباط به باز بودن یا بسته بودن نسبی جامعه هائی که در تماس میآیند، اهمیت می دهد.(پهلوان، چنگیز، 1378، ص 120 تا ص 122)
2-13 نوسازی مفهوم فرهنگ
برخی بر این عقیده اند که پژوهش های فرهنگ پذیری به گونه ای ژرف بر جریان نوسازی فرهنگی اثر گذاشته است و تعریفی پویا از فرهنگ را فراهم آورده است و دنیس کوش می گوید ما از فرهنگ سخن نمی گوییم تا فرهنگ پذیری را بفهمیم بلکه از فرهنگ پذیری حرف می زنیم تا فرهنگ رابفهمیم و مسئله ای که حائز اهمیت است این است که فراگرد فرهنگ پذیری پدیده ای است عام، هرچند که اشکال و درجات بسیار متنوعی به خود می گیرد ودر این فراگرد هر فرهنگی در موقعیت تماس فرهنگی قرارمی گیرد دستخوش ساخت زدایی و سپس ساخت یابی می شود و از این نظر همه نظام های فرهنگی به چنین تحولی تن می دهند و آنچه که فرهنگ ها را از هم متمایز
می کند، موقعیت های آن ها است و از این نظر شاید بتوان واژه فرهنگ یابی را جانشین واژه فرهنگ کرد و فرهنگ یابی مضمون فرهنگ پذیری است و مطالعات فرهنگ پذیری باعت بازآزمایی مفهوم فرهنگ شدوفرهنگ به این اعتبار کلیتی پویا، کمابیش منسجم وکمابیش همگن می گردد. عناصر ترکیب کنندة فرهنگ از منابع مختلف در زمان و در مکان به دست می آیند و هیچ گاه به طور مطلق در یکدیگر ادغام نمیشوند و از این رو نمی توان از فرهنگ های ناب و فرهنگ های دورگه سخن گفت. براثر تماس فرهنگی، همة فرهنگ ها به درجات مختلف فرهنگ هایی آمیخته به حساب
میآیند و در معرض تداوم وعدم تداوم قرار دارند. (پهلوان، چنگیز ، 1382، ص 124 تا ص 127)
2-14 عناصر مهم در فرهنگ پذیری :
1- فرهنگ پذیری در زمینه های مختلف فرهنگ مادی مانند تکنیک ها وابزارها وداروهای شیمیایی ووسایل ماشینی . بسیار راحت تر و سریع تر صورت می گیرد تا در زمینه های مختلف فرهنگی معنوی ماننداعتقادات ،سنت ها و آداب و رسوم و... زیرا در این جنبه ازفرهنگ (معنوی) روند پذیرش دارای پیچیدگی های زیاد وپیوستگی های روحی وعاطفی وروانی وعقیدتی و سنتی است که به آسانی نمی توان آن را دگرگون کرد.
2- هرچه شکل عناصر فرهنگی جامعه دهنده از اشکال فرهنگی تمدن گیرنده دورتر و بیگانه ترباشد پذیرش آن سخت تر است.
3- اشکال،قابل انتقال تر از کارکردها هستند.
4- اگر یک عنصر فرهنگی بتواند یک ارزش معنایی مطابق بافرهنگ جامعه گیرنده پیداکندچه شکل وچه کارکرد آن بهتر میتواند درک شود، اتن این را فرهنگ پذیری کنترل شده می نامد.
5- برای رسیدن به تعادل جدید، تمام بخش های فرهنگ باید دوباره سازماندهی وساخت بندی شوند. (محب حسینی ،محدثه، جزوه درسی انسان شناسی کاربردی، تهران: 1385 صفحه 506)
2-15 روندها و متغیرهای فرهنگ پذیری :
1- یک مورد مربوط می شود به میزان تفاوت و تمایز فرهنگی. میزان تفاوت فرهنگ هایی که در تماس آمده اند از نظر تکنولوژی، ایدئولوژی و ارزش ها، ساختارهای اجتماعی و جز آن نقش مهمی در جریان فرهنگ پذیری ایفا می کنند.
2- مورد دیگر شرایط و شدت تماس است، تماس ممکن است خصمانه یا دوستانه باشد، ممکن است تعداد معینی از عناصر، معرف یک یا هر دو فرهنگ را در بر گیرد یا احتمال دارد که به منظور تماس گسترده و ژرف بینجامد. این متغیرها ممکن است بر اثر مرور زمان به سبب طولانی شدن تماس تغییر کند وطبیعت فرهنگ پذیری را به همین نسبت تغییر دهند.
3- موقعیت های فرادستی – فرودستی فرهنگ ها ممکن است درشرایطی برابر در تماس قرار گیرند، اما اغلب اتفاق می افتد که فرهنگی به علت به کار گیری نیرو و قدرت عریان ، فشارهای اقتصادی، ابعاد بزرگتر یابرتری تکنولوژیک یا حیثیتی که در نظر فرهنگ فرو دست دارد،موقعیتی فرا دست کسب می کند.
4- کارگزاران تماس - باید دید کارگزاران تماس چه کسانی هستند؟ مسیونرهای مذهبی، بازرگانان و مقامات رسمی دولت ها
5- جهت جریان تماس: به چه میزان جریان نوآوری یک سویه و یا دوسویه است. (همان، 1382، ص 105 و 106).
2-16 انواع فرهنگ پذیری :
1- اختلاط یا جذب : دو فرهنگی که با هم در تماس آمده اند از هم باز شناخته نشوند و فرهنگ واحد جدیدی را شکل دهند.
2- الحاق : یک فرهنگ استقلالش را از دست می دهد اما به عنوان خرده فرهنگ به صورت کاست، طبقه یا جامعه ای متکثر به حیات خود ادامه میدهد.
3- خاموشی: یک فرهنگ چنان خصوصیاتش را می بازد که دیگر نمی تواند به حیات خود ادامه دهد و فرومی کشد، جنگ ، بیماری های ناشناخته یا انتقال افراد از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر را می توان از موارد بروز چنین وضعیتی دانست.
4- انطباق : تعادل ساختاری درونی و یا بیرونی تازه ای به دست می آید ، دگرگونی ادامه پیدا می کند ولی از سرعت آن کاسته می شود و به صورت منتخب وگزینه ای عمل می کند. ساختار های جدیدی به وضع موجود افزوده می شوند بی آنکه ساختارهای پیشین را از میان بردارند. (همان، 1382،ص 107 و 108)
فرهنگ پذیری جریانی است که فرد تمام زمینه های فرهنگی را میشناسد و به طور ژرف و عمیق میپردازد و خود را با آن سازگار می سازد ، فرهنگ پذیری یا پذیرش خلاصه های فرهنگی، به دو شکل انجام میپذیرد:
الف –فرهنگ پذیری یک سویه: کودکی که زاده می شود فاقد فرهنگ است اما او در دل جامعه و فرهنگ زاده می شود و وقتی بدنیا می آید خود را در میان فرهنگ محصور می یابد. پدیده های فرهنگی، ارزش های اجتماعی، هنجارهای اجتماعی، آرمان ها وآداب و عادات و بسیاری از خاصه های فرهنگی، از هر جهت او را در بر گرفته اند و کودک بتدریج عناصر فرهنگی را به طور مستقیم و غیر مستقیم میآموزد و از آنجا که خود چیزی ندارد که به جامعه دهد، فرهنگ پذیری را یک سویه می نامیم.
ب – فرهنگ پذیری دو سویه : وقتی شخصیت فرد قوام گرفته باشد، خاصه های فرهنگی را در خود جمع دارد وشخصیت او بر اساس همین خاصه ها استوار است، از این رو فرهنگ پذیری در این افراد امری پیچیده است و دارای دو سو و جهت است و فرد با ورود به جامعه بیگانه به سادگی فرهنگ آن جامعه در آن نفوذ نمی کند.
| دسته بندی | مکانیک |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 67 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 15 صفحه
گشتاور پیچشی : حالت اول: زمانی که بازو حرکت می کند و پایه ثابت است.
این حالت به دو زمان قابل تفکیک است.
زمانی که بازو شتاب دارد و زمانی که بدون شتاب با سرعت زاویه ای ثابت در حال حرکت است.
ما می توانیم با تجسم حرکت باز و متوجه شویم که وقتی در آغاز حرکت بازو قرار داریم و شتاب زاویه ای بازو را بسمت بالا می برد، در پایان این شتاب گیری که هم و هم مقادیری غیر صفر دارند.
بیشترین مقدار لنگر به بازو وارد می شود.
در معادلات تقدیم ناپایای بدست آمده مقدارگذاری می کنیم.
این دو مقدار بدست آمده گشتاور در مختصات xyz می باشد که باید به این امر توجه شود.
حالت دوم: زمانی که پایه حرکت می کند.
در این حالت بازو ثابت است.
این حرکت نیز دو حالت بدون شتاب با سرعت زاویه ای ثابت پایه و زمان شتاب گیری پایه دارد که حالت اول بدلیل ثابت بودن و و به حالت تقدیم پایا تبدیل می شود.
حالت شتابدار حرکت پایه در زمانی که سرعت پایه نیز به مقدار نهایی خود رسیده است یعنی لحظة رسیدن به .
در این حالت هم و غیر صفرند.
یعنی M در جهت منفی x عمل می کند.
این از قانون دست راست در مورد حرکت تقدیمی هم قابل آزمون است.
=1618N.
m حالت سوم: حرکت عمومی دستگاه که یک تقدیم پایاست.
در این حالت معادلات بگونه زیر ساده می شوند: که این معادلات بجز علامت منفی P که بدلیل حرکت CCW بشقاب است همان معادلاتیست که در کتب برای حرکت تقدیمی آمده است.
با جایگذاری مقادیر داریم: این در جهت –x عمل می کند و این از روش قانون دست راست نیز قابل بررسیست که صنعت آن تأیید می شود.
حال به این مسأله بپردازیم که این M بدست آمده حول نقطه P محاسبه شده در واقعیتا به چه اعضایی وارد می شود؟
چون همانگونه که پیشتر توضیح داده شد D تنها نقطه ای روی گسترش ریاضی مجموعه پایه است و ماهیت فیزیکی ندارد.
پایة بشقاب که مجموعه بازو و پایة اصلی است باید همین مقدار M را تحمل کند.
این بدنه را می توان بعنوان یک rigid body درنظر آورد.
اگر چنین باشد می توان M را جابجا کرد یعنی در نقاطی مثل پاشنة بازو و محور پایه اثر M را بررسی کرد.
بررسی روش تحلیل بازو در بررسی استاتیکی بازو ابعاد دیگر آن بجز طول نیز مؤثرند.
ما تا اینجا همواره فرضیاتی برای ساده تر شدن تحلیل بشقاب انجام داده ایم که برای تحلیل بازو باید آن فرضیات را کنار گذاشته و فرضیات جدیدی انجام دهیم.
برای مثال ما نیروهای خمش و پیچش را حول نقطه فرضی D بدست آورده ایم یا نقاط C1 و C2 را در بخش سیستماتیک بشقاب، منطبق بر هم گرفتیم که در آن مرحله لطمه ای به کار تحلیل ما نزده ولی در اینجا باید نقطة مرکز بشقاب (C2) و نقطة انتهای بازو (C1) از هم جدا شوند چون فاصلة مرکز بشقاب از رولر برینگ کف گرد متصل کننده بشقاب با بازو Cm40 فاصله دارد و اگر ضخامت حدودی کف گرد را نیز Cm20 درنظر بگیریم فاصله C1 تا C2 Cm60 است که غیر قابل چشمپوشیست همچنین اصلاً نقطه C1 عملاً دیگر وجود ندارد و فرض نادرستیست بلکه سطحی به قطر کف گرد نیروی بشقاب را متحمل می شود.
نیروهیا وارده گشتاور پیچشی اعمال شده در D در انتهای بازو و مبدل به یک نیروی عرضی در راس
| دسته بندی | مکانیک |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 6 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 10 صفحه
به نام خدا کمک فنر: کمک فنر وسیله ای است هیدرو لیکی لوله مانند یا کپسولی که در کنار هر چرخ خود و بکار رفته است و کار اصل کمک فنر جلوگیری از نوسانات و ارتعاشات فنرها می باشد.
به طور کلی که ما به خودی خود یک فنر را تنها نمی توانیم درخودرو بکار بریم.
چون وقتی ما کمک فنر نداشته باشیم باعث می شود خودروی ما موقع عبور از سرعت گیرها یا دستندازها باعث بازی یا حرکت بیش از اندازه اتاق خودرو شود که برای جلوگیری از این اتفاق مانه می توانیم از فنر سفت و سخت استفاده کنیم چون باعث خشکی خودروی ما خواهد شد و نه فنری که نرم و انعطاف پذیر که باعث نوسانات بیش از حد می شود که در نتیجه ما باید فنری متوسط از لحاظ نرمی و سفتی انتخاب کرده و وسیله ای را برای جلوگیری از نوسانات فنر به مجموعه فنر اضافه کنیم که به نام کمک فنر می باشد.
در واقع از اسم کمک فنر باید ما بدانیم که کمک فنر یک وسیله ای است که برای بهتر کردن فنرها استفاده می شود و می تواند بهتنهایی یا مجموعه فنر و کمک فنر بکار رود.
انواع کمک فنر: 1- کمک فنر روغنی 2- کمک فنر روغنی گازی 3- کمک فنر معین 4- کمک فنر بادی و تنظیم پذیر.
کمک فنر پژو 405 اینجانب در مورد کمک فنر 405 مطالبی را جمع آوری کردم که احتمالاً بدون اشتباه نبوده است.
این کمک فنر که بروی پژوی 405 نصب می شود و اکثراً ساخت شرکت خوشآوران می باشد از نوع روغنی بوده که یک نمونه از آن را شکافته و برای پروژه درسی خود مهیا کرده ام.
اجزای تشکیل دهنده کمک فنر پژو 405 1- پوسته کمک فنر 2- پیستون 3- سیلندر داخل پوسته 4- سوپاپ یا شیر دیسکی و بوش نگهدارند میل کمک 5- آبند یا کاسه نمد.
1- پوسته کمک فنر : شکل 1 این قطعه تشکیل شده است از یکلوله کپسولی مانند که از مقاومت خاصی در برابر ضربه ها و نوسانات می باشد که در قسمت میانه آن یک بشقابکی تعبیه شد که نشیمنگاه فنر می باشد و در قسمت پایینی آن زایده قرار گرفته تا بصورت صحیح در داخل سگدست چرخ قرار بگیرد و درپوشی در بالاترین نقطه سر کمک فتر برای جلوگیری از ضربه خوردن به کاسه نمد و نشیمنگاه ضربه گیر (نوعی پلاستیک سفت است) تعبیه شده است.
2- پیستون و شافت یا میل کمک فنر شکل 2 این پیستون که بر روی میل کمک قرار دارد و با مهره ای به ان نصب شده و سوپاپی در انتهای تعبیه شده که توسط فنر کوچکی تحت فشار می باشد و بالاترین تقطه آن رزوه شده تا به نعلبکی کمک فنر بسته شده و وظیفه بیستون در این کمک فنر بوجود آوردن اصطکاک است که این کار باعث می شود.
سیال یا روغنی که از محفظه ها یا سوراخ های این پیستون می گذرد به سختی عبور کرده و نوسانات فنر با این طریق گرفته شود و در قسمت میانی میل کمک یک نوع درزبند استفاده شده که فشار روغن ایجاد شده توسط فنر بالا نرفته و جریان سیال یکطرفه باشد و میل کمک از بالا به توپی سر کمک فنر بسته می شود و جنس از آلیاژ مخصوص فلزات سخت را دارا می باشد.
3- سیلندر داخل کمک فنر : و شیر یا سوپاپ و بوش میل کمک شکل 3 این سیلندر از یک لوله تشکیل شده است که پیستون در داخل آن قرار می گیرد و در قسمت پائین یک شیر یا سوپاپی دیسکی فنری نصب شده است که وقتی در مواردی زیر چرخ خودرو خالی شود.
و فنر خواست بیشتر باز شود.
این سوپاپ یا شیر کار پیستون را انجام
| دسته بندی | مکانیک |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 14 |
فرمت فایل : ورد
قسمتی از محتوی فایل
تعداد صفحات : 14 صفحه
کشتی ورزش کشتی یکی از با سابقه ترین رشته های ورزشی است که از دوران باستان به اشکالی در نقاط مختلف ایران رواج داشته است.
آنچه بیش از هر چیز بر کشتی در سرتاسر ایران حکمفرما بوده نه صرفا" جنبه بدنی و ورزشی آن بلکه بیشتر از آن به جهت روح جوانمردی و سلحشوری و انگیزه ای برای آمادگی بدنی در مقابل حوادث گوناگون از جمله جنگ های تن به تن و دفاع از کیان و مملکت و ایستادگی در مقابل زورمندان بوده است.
کشتی های محلی ایران به نام های گوناگون مشهور بوده و هر کدام برای خود لطف و منزلتی ویژه دارند و مشهورترین آنها عبارتند از : کشتی پهلوانی، این کشتی در زورخانه ها متداول است.
کشتی آشیرما ، این کشتی در اغلب مناطق آذربایجان رواج دارد.
کشتی گرش ، در مناطق ترکمن نشین .
کشتی لوچو ، در روستاهای مازندران.
کشتی باچوخه ، این کشتی در بعضی از مناطق خراسان اجرا می شود.
کشتی زوران پاتوله ، کشتی سنتی و محلی کردستان .
کشتی پهلوانی کشتی پهلوانی از انواع کشتی است که در آن هر یک از دو نفر تلاش می کنند با زور و فن پشت دیگری را به زمین برساند و یا با اجرای فن مناسب خاص این کشتی امتیاز لازم را کسب کتد .
هدف اصلی ورزشکاران در زورخانه این است که با پرداختن به انواع حرکات و عملیات ورزشی رفته رفته جسم و روح خود را قوی کنند و خود را به مقام پهلوانی که از دو جنبه جسمی و بدنی و روحی و معنوی حائز اهمیت است برسانند.
از انواع کشتی های پهلوانی نیز باید به این موارد اشاره کرد : کشتی دوستانه : این نوع کشتی بیشتر به خاطر تمرین و مرور فن صورت می گیرد و با اجازه میداندار یا پیشکسوت ترین فرد حاضر اجرا می شود.
کشتی خصمانه : به تقاضای قبلی یکی از دو حریف و موافقت پیشکسوت یا پهلوان انجام می گیرد تا معلوم شود چه کسی برتر و زورمندتر است .
کشتی دوره ای : در زورخانه های قدیم چنین رسم بود که پس از خاتمه ورزش و مراسم دعا، کسی که به قدرت خود اطمینان کافی داشت، دست خود را به طرف یکایک حاضران دراز می کرد تا هر کس که مایل است به وسط گود بیاید و با او کشتی بگیرد.
کشتی گرفتن با چند حریف کاری بسیار مشکل است و از عهده هر کس برنمی آید.
کشتی پهلوانی : این نوع کشتی معمولا" بین برترین کشتی گیران هر شهر یا بین شهرهای دیگر برگزار می شود و طی تشریفاتی در حضور پیشکسوتان ورزش محل، قدم به میدان می گذارند.
کشتی میدانی : کشتی میدانی که اکنون به کشتی پهلوانی معروف شده در خارج از گود زورخانه انجام می گرفت که برای تعیین پهلوان کشور برگزار می شد.
در قدیم پهلوانان نامی از سراسر ایران به پایتخت می آمدند تا در یکی از روزهای عید، در حضور بزرگان مملکت و پهلوانان پیشکسوت به میدان بروند و پس از کشتی گرفتن با یکدیگر، معلوم کنند که کدام یک از آنها زورمندتر از دیگران است و به عنوان پهلوان کشور لقب گیرد.
نشان مخصوص پهلوان کشور "بازوبند پهلوانی" است که به او داده می شود و چنانکه پهلوانی بتواند سه سال متوالی پهلوان کشور انتخاب شود، در این صورت بازوبند برای همیشه به ایشان واگذار می گردد و برای مسابقات بعدی بازوبند جدیدی تهیه می کنند.
پهلوانان صاحب بازوبند از یک قرن گذشته به این سو به قرار زیر است : 1 – پهلوان عسگر ی