فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

فایل ناب

سیستم همکاری در فروش فایل

بررسی پیدایش وظهور نانومدیا در علوم اجتماعی و پیامدهای اجتماعی –فرهنگی ، سیاسی آن درجامعه

انسان قرن بیست ویکم با ورود به هزاره سوم به پیشرفت ها وجرقه های بسیار مهمی در عرصه علم وتکنولوژی روبرو شده استدرعرصه فن آوری های جدید وباارزش که می توان آن را «انقلاب صنعتی آینده» خواند، فناوری نانومی باشد که به دلیل پویا بودن این فناوری نو ظهور می توان از رسوخ این فناوری در عرصه ارتباطات سخن به میان آورد
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 1284 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 401
بررسی پیدایش وظهور نانومدیا در علوم اجتماعی و پیامدهای اجتماعی –فرهنگی ، سیاسی آن درجامعه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

بیان مسئله:

انسان قرن بیست ویکم با ورود به هزاره سوم به پیشرفت ها وجرقه های بسیار مهمی در عرصه علم وتکنولوژی روبرو شده است.درعرصه فن آوری های جدید وباارزش که می توان آن را «انقلاب صنعتی آینده» خواند، فناوری نانومی باشد که به دلیل پویا بودن این فناوری نو ظهور می توان از رسوخ این فناوری در عرصه ارتباطات سخن به میان آورد.

می توان گفت ابداعات فن آورانه( به ویژه در عرصه رسانه ها واطلاعات) جهان را به شمشیری دولبه مجهز کرده است که از یک سو پیام آور فضای عمومی جدیدی است که در آن افراد بشر فارغ از مرزها ومحدوده ها به یکدیگر پیوند می خورند وبه فرصت های استثنایی دست می یابند واز سوی دیگر آغاز گر شکاف دیگری میان فقرا واغنیاست فاصله میان دارندگان وفاقدان را بیشتر کرده است.

آنچه که مد نظر اغلب اندیشمندان وپژوهشگران است این است که تنها راه چالش پیروزمندانه ونیز مواجهه خلاقانه با پیامدهای این ابداعات نوین وتحصیل توانایی در پذیرش وبه کارگیری آنها، شناخت دقیق ساختار، توانمندیها وآثار وپیامدهای فن آوری های نوین است.

فناوری نانو در تمامی عرصه های صنعت، پزشکی، فیزیک والکترونیک و.... خودنمایی می کند که به علت رشد روزافزون علم در عرصه های مختلف، تأثیر این علم در وسایل ارتباطی را می توان روز بروز بیشتر مشاهده کرد.نفوذ این فناوری درساخت ریز کامپیوترها ، ریزتراشدها وآنتن هاو باتری وابزارهای دیگر مورد نیاز در رسانه های ارتباطی نوید این را می دهد که در عصر جهان اطلاعاتی که سرعت وزمان بسیار باارزش ومهم تلقی می شوند ومرزبندی از بین رفته است وبا انبوه اطلاعات وداده ها روبروهستیم شایسته است که از حداقل مکان برای ذخیره سازی اطلاعات در کمترین زمان ممکن بهره مند شویم تا بتوانیم استفاده بهینه تر وحضور پویا وشایسته ای در عرصه جهانی داشته باشیم در جهان امروز برای همگام شدن در عرصه های توسعه ورقابت با دیگر کشورها نیازمند به دانش، صنعت وتکنیک هستیم امروزه انسان با بهره گیری از علوم مختلف نظیر سایبرتنیک دیجیتال سازی ونانو فناوری توانسته است روشهای کارآمد کنترل وبازخورد ارتباطات درارگانیسم های زنده، ماشین ها وساختارها رابدست آورد.

فن آوری نانودرسال 1959 توسط فانیمن با عنوان فضای زیادی درسطوح پائین وجود دارد ایده فن آوری نانو را مطرح ساخت ودرسال 1998 جورج وایت ساینر استاد شیمی دانشگاه هاروارد ذخیره اطلاعات را یکی از تحولات اساسی خواند که فن آوری نانو آن را ممکن خواهد ساخت او می گوید شما می توانید( باقطعات نانو) اطلاعات یک هزار لوح فشرده را در چیزی به اندازه یک ساعات مچی جمع آوری کنید با این کار می توان به کتابخانه مرجعی که برای کل زندگی لازم است دستیابی پیدا کرد این یکی از ایده هایی است که تعریف کیفیت زندگی رااندکی تغییرخواهد داد. لذا شایسته است با توجه به اهمیت ورشد سریع استفاده از تکنولوژی های نوین ارتباطی بخصوص نانومدیا در بین اکثریت جوامع ولزوما آشنایی باکارکردها وپیامدهای آن در جامعه به شناخت وبررسی پیدایش وظهور آن در علوم اجتماعی بپردازیم وباهوشیاری ودقت وسرعت بیشتری از آن استفاده کنیم.


اهمیت موضوع:

فن آوری های نوین همگام با انقلاب ارتباطات، مسائل گوناگون را در کشورهای در حال توسعه به وجود آورده است.از یک سو این فن آوری ها می تواند در راه خدمت به توسعه ملل جهان سوم به کاررود وبرای مبارزه با توسعه نیافتگی فقر، بیماری وبیسوادی تجهیز شود واز سوی دیگر
می تواند جهان سوم رابا این پرسش روبرو سازد که اولویتهای واقعی کدامند.

آیا این فن آوریهای نوین، وابستگیها را تقویت خواهد کرد ویا باعث تثبیت استقلال وخود کفایی خواهد شد؟

پژوهشهای به عمل آمده در این خصوص نشان داده است که فن آوری قادر است تغییرات بنیادی شدیدی را در ساختار سنتی کشورها ایجاد کند بنابراین، جهان سوم که هم در فقر اقتصادی وهم در فقر اطلاعاتی دست وپا می زند در زمینۀ تولید وحتی وارد کردن سخت افزارها ونرم افزارهای ارتباطی دچار مشکلات عدیده است آیا ناپذیرش وبه کارگیری این فن آوری ها با پیامدهای ناخوشایند اقتصادی- سیاسی واجتماعی روبرو نخواهد شد؟

آنچه که مد نظر اغلب اندیشمندان می باشد این است که تنها راه چالش پیروزمندانه ونیز مواجهه خلاقانه با پیامدهای این ابداعات نوین وتحصیل توانایی درپذیرش وبه کارگیری آنها، شناخت یقین ساختار، توانمندیها وآثار وپیامدهای فن آوریهای نوین (نانومدیا) است.

فن آوری نانومدیا که بسیار فراگیرتراز فن آوری های ارتباطی می باشد مجموعه ای ازرسانه های دیگر نظیر مولتی ریا وسایل ارتباطی دوسریه وتعاملی ودیجیتال وسایبر تنیک می باشد لذا با توجه به نفوذ فناوری نانو در ساخت این گونه وسایل ارتباطی واهمیت وگستردگی آن در به کارگیری از ابزار ارتباطی برآن شدیم تا بررسی وشناخت نانومدیا رادراین تحقیق مطرح سازیم.

با امید به این که با آگاهی وبهره گیری صحیح از این فناوری نوین در رشد وتوسعه انسانیت وبالندگی علمی کشور برخوردار شویم.

اهداف تحقیق:

انسان قرن بیست ویکم با ورود به هزاره سوم به پیشرفت ها وجرقه های بسیار مهمی در عرصه علم وتکنولوژی روبرو شده است در عرصه فناوری های جدید وبسیار باارزش «فناوری نانو»می باشد که به دلیل پویا بودن این فناوری نو ظهور می توان نقش آن رااز جنبه های مختلف بررسی کرد لذا در عصری که ما آن را عصر اطلاعات وارتباطات می نامیم از رسوخ این فناوری در عرصه ارتباطات نیز ناگزیریم نفوذ این فناوری در علم الکترونیک وساخت ریز کامپیوترها وریزتراشه هاو.... نوید این را می دهد که بتوان از سرعت وزمان وتعامل بیشتر در به کارگیری فن آوری های نوین ارتباطی (نانومدیا) بهره مند شد وبرای همسو وهمگام بودن در عرصه جهانی لازم است هر چه بیشتر به نقش فناوری های نوین وپیامدهای آن آشنا شد وبا ارائه راه کارها(مختلف در استفاده مثبت و کارآمد از این رسانه نوین به رشد وبالندگی کشور کمک کرد بررسی جایگاه نانومدیا در این پژوهش شاید کمک ناچیزی جمعیت آگاهی وروشنگری افرادیکه دوستدار علم وآگاهی و رشد و پیشرفت هستند بنماید.

بنابراین این تحقیق درصدد بررسی پیدایش وظهور نانومدیا در علوم اجتماعی و پیامدهای اجتماعی –فرهنگی ، سیاسی آن درجامعه هستیم.


سوالات تحقیق:

1- آیا نانومدیا ازوسائل ارتباط جمعی می باشد؟

2- نقش نانومدیا در نحوه ارتباطات میان فردی چیست؟

3- تأثیر نانومدیا درمشارکت های اجتماعی وفعالیت های اجتماعی چگونه است؟

4- تأثیر نانومدیا در مشارکت های سیاسی وفعالیت های سیاسی چگونه است؟

5- چه رابطه ای میان نانومدیا وفرهنگ وجود دارد؟

6- آیا بین نوع ارتباطات اجتماعی وبه کارگیری نانومدیا رابطه وجود دارد؟

7- چه رابطه ای بین نانومدیا وجامعه نظارتی وجود دارد؟

8- نانومدیا وسایبرنتیک چه رابطه ای دارند؟

9- آیا بین دسترس به نانومدیا وگسترش جامعه اطلاعاتی رابطه وجود دارد؟

10- نقش نانومدیا در ایجاد فضای مجازی( سایبر اسپیس) چیست؟

11- آیا بین احساس رضایت وخشنودی وبکارگیری نانومدیا رابطه وجود دارد؟

فصل دوم

یافته های تحقیق

مقدمه:

جهان در قرن بیست ویکم در عصر فوق صنعتی یا عصر اطلاعات قرارگرفته است، نظام سنتی ارتباطات که عموماً عبارت بود از سیستم محاوره ای وکلامی مبتنی بر تماس نزدیک افرادبه یکدیگر، اکنون در جوامع پیشرفته صنعتی بسیار کمرنگ شده است بیش از این انسانها،برای انتقال پیام، بایست یکدیگر را می دیدند وچشمهایشان همدیگر را لمس می کرد وصدای زنده هم را از نزدیک
می شنیدند، اما در عصر اطلاعات، تکنولوژی های ارتباطی دوربرد از مرحله سنتی عبورکرده است وپدیده های نوین تکنولوژیک در زمینه زیر ساختارهای نوین ارتباطی ( هم چون فیبر نوری، ماهواره ای ارتباطی وروبوتهای باهوش وماشینهای هوشمند الکترونیکی وصنایع سخت افزاری ونرم افرازی کامپیوتر ونانوتکنولوژی وکاربردهای آن در زمینه مخابرات الکترونیک وصنعت) نقش بسیار اساسی را در حذف انسان از اجتماع وانزوای او ایفا خواهد کرد اگر تاکنون مواردی چون، دانشگاه
مکاتبه ای،کلاسهای غیر حضوری،آموزش از طریق ویدئو وتلویزیون نمونه های ضعیفی از گسستگی انسان از اجتماع به شمار می رفته اند در عصر اطلاعات نوع جدید ارتباط از طریق دیجیتال سازی، سایزتیک ونانوتکنولوژی روش جدیدی از اشتغال به نام اشتغال از راه دور، شیوه تازه ای برای تفریح وگذراندن اوقات فراغت به نام واقعیت مجازی، تکنیک نمایشی ایده آلی به نام تلویزیونهای دوسویه وتکنیک ارتباطی ونمایشی جزایی چون تله پیوتر و... عناصری از تکنولوژی خواهند بود که موجد جریان یادگیری الکترونیک،مدارس ودانشگاههای مجازی واقتصاد وبازرگانی الکترونیک و....
می باشد، نقش بسیار بارزی را در جدایی انسان از گروههای مختلف اجتماعی ایفا خواهندکرد گروههای اجتماعی در عصر اطلاعات،نه به صورت واقعی وعینی، بلکه «مجازی» خواهند بود در این عصر، ارتباط با شبکه های اطلاعاتی جهانی مبتنی برWAN ، نیاز فرد به تعلق داشتن به گروه واجتماع را تأمین خواهد کرد وبه او در حالی که در اتاق خانه اش پشت میز کامپیوتر نشسته است شخصیت اجتماعی وحتی جهانی داده می شود.واوبه راحتی خود رادر یک جمع ودر ارتباط غیر فیزیکی با دیگران می بیند، به علاوه اشتغال از راه دور، ارتباطات معیشی را برایش فراهم می سازد واز این طریق در محیط مأنوس منزل کارهای موظف سازمانی خود را انجام می دهد تلویزیون های دو سویه امکان آموزش او وفرزنداش را بدون حضور در دانشگاه یا مدرسه فراهم می سازد ویا با انتخاب وتماشای فیلم دلخواه ویا با پرداختن به تفریح به شیوه واقعیت مجازی، در میان انبوده نتوانستن ها، آنچه را که می خواهد به دست آورد ویا فقط با گرفتن یک شماره تلفن، به دنیای شلوغ اینترنت ویا شبکه ای کامپیوتری دیگر(به مشابه یک جامعه چندین میلیونی مجازی) وارد می شود وبا هر کس که بخواهد ارتباط برقرار می کند ویابه هر انجمنی ( انجمن ها وگروههای مجازی) که دوست داشته باشد سرک می کشد.

برای خرید اجناس مورد نیازش، با کامپیوتر خود آنها را می بیند وسفارش می دهد تا کالا را در منزل تحویلش دهد وپول آنها را نیز به صورت مجازی خواهد پرداخت.

افزودن براینها کامپیوتر برای اومنشی خودکاری خواهد بود که علاوه بر انجام دادن فرامین او، کارهای روزانه اش را نیز تنظیم وتمشیت خواهد کرد.

به هر تقدیر باید پذیرفت که این کالای ارزشمند واین محصول عجیب نبوغ بشری که به عنوان ابزاری علمی وکاری وچه به عنوان وسیله ای تفریحی وارتباطی، تاثیر خود را در نهادهای گوناگون اجتماعی هم چون آموزش وپرورش،خانواده، ارتباطات، سیاست، اقتصاد، پژوهش، بهداشت اوقات فراغت و.... به جای خواهد گذاشت، ضمن این که این پدیده در رفتارهای فردی واجتماعی انسان نیز موثر خواهد بود وباعث گسستگی انسان از ارتباطات واقعی وپیوستگیش به اجتماعات مجازی خواهد شد.

گفتنی است بعضی از واقعیات امروزی برخاسته از تکنولوژی عمل نوین ارتباطی نوین که به تعبیر ویلیام گیسبون نویسینده رمان علمی- تخیلی معروف

Neuromancer که در سال 1984 نوشته شد بشر به دوران سایبر اسپیس (cyberspace)وارد می شود. سایبر اسپیس در کتاب او مکانی است که انسان ها اطلاعات مغز خود را با کامپیوترها از طریق پریز تعویض می کنند چیزی که در آن زمان خیالی بیش نبود، اما امروزه شاهد عملی شدن این امر توسط تکنولوژی نوین برتر اطلاعاتی می باشیم.

نانومدیا ازتوان مشارکت بسیار بالابرخوردار می باشد که از جنبه اقتصادی حائز اهمیت است واز چنان تاثیرات عمیقی برخوردار است که بی تردید مبانی رفتارهای اجتماعی وحکومت را در این قرن تغییر خواهدداد.

در حال حاضر سرعت تحولات تکنولوژیک به حدی است که دولتها علاوه برتامین نیازهای مادی به نیاز مدرن زمانه یعنی باز آفرینی جامعه درهر نسل باید پاسخ دهند این نیاز برخاسته از پیامد مفهومی است که تا پیش از این به نام تکنولوژی های ارتباطی نوین شناخته می شد وحالا با عنوان تکنولوژی های دوسویه ارتباطی نوین پایه تحولات راشکل می دهد تحولاتی که عدم توجه به آنها عواقب سوء فراوانی ( نظیر فروپاشی روسیه) برای کشورها بوجود می آورد لذا در این فصل سعی شده است ابتدا به تعریف نانومدیا وابعاد آن (سیبرنتیک ودیجیتال) پرداخته وسپس پیامدها وچالش های آن را بر در زمینه مذکور برروی انسان ونهادهای اقتصادی اجتماعی-فرهنگی در عصر مجازی مورد بررسی قرار دهیم.

(1-1-2) فناوری نانو چیست؟[1]

نانوتکنولوژی ، فناوری جدید است که تمام دنیا را فراگرفته است و به تعبیر دقیقتر «نانوتکنولو‍ژی بخشی از آینده نیست، بلکه همه آینده است.»

نانوتکنولو‍ژی، توانمندی تولید مواد، ابزارها و سیستمهای جدید با در دست گرفتن کنترل در سطوح مولکولی و اتمی و استفاده از خواص است که در آن سطوح ظاهر می شود. از همین تعریف ساده برمی آید که نانوتکنولو‍ژی یک رشته جدید نیست، بلکه رویکردی جدید در تمام رشته هاست. برای نانوتکنولو‍ژی کاربردهایی را در حوزه های مختلف از غذا، دارو، تشخیص پزشکی و بیوتکنولو‍ژی تا الکترونیک،کامپیوتر، ارتباطات، حمل و نقل انر‍ژی محیط زیست، مواد، هوا فضا و امنیت ملی برشمرده اند. کاربردهای وسیع این عرصه به همراه پیامدهای اجتماعی، سیاسی، حقوقی آن ، این فناوری را به عنوان یک زمینه فرا رشته ای و فرابخش مطرح نموده است.

هرچند آزمایشها و تحقیقات پیرامون نانوتکنولو‍ژی از ابتدای دهه 80 قرن بیستم بطور جدی پیگیری شد، اما اثرات تحول آفرین، معجزه آسا و باورنکردنی نانوتکنولو‍ژی در روند تحقیق و توسعه باعث گردید که نظر تمامی کشورهای بزرگ به این موضوع جلب گردد و فناوری نانو را به عنوان یکی از مهمترین اولویتهای تحقیقاتی خویش طی دهه ی اول قرن بیست و یکم محسوب نمایند.

استفاده از این فناوری در کلیه علوم پزشکی، پتروشیمی، علوم مواد، صنایع دفاع، الکترونیک، کامپیوترهای کوانتومی و غیره باعث شده که تحقیقات در زمینه نانو به عنوان یک پالش اصلی علمی و صنعتی پیش روی جهانیان باشد، لذا محققین، اساتید و صنعتگران باید در یک بسیج همگانی، جایگاه موقعیت و وضعیت خویش را در خصوص این موضوع مشخص نمایند و با یک برنامه ریزی علمی دقیق و کارشناسانه به حضوری فعال و حتی رقابتی سالم در این جایگاه عرض اندام و ابراز وجود نمایند و برای چنین کاری طراحی یک برنامه منسجم، فراگیر همه جانبه اجتناب ناپذیر است.

(2-1-2) نانو چیست؟

پیشوند نانو به معنی یک میلیاردیم است. یک نانومتر ( که به اختصار آن را با nm 1 نشان
می دهیم) برابر است با 1000000000/1 متر. برای درک مقیاس نانو می توان به این مثالها اشاره کرد: قطر موی سر انسان 75000 نانومتر، قطر یک سلول باکتریایی چندصد نانومتر و کوچکترین چیزهایی تا امروز روی مدار ریزپردازنده حک می کنند. در حدود بیش از 130 نانومتر است. کوچکترین چیزهای قابل دید برای انسان با چشم غیرمسلح می توانند حداقل 10000 نانومتر پهنا داشته باشند، ده اتم هیدروژن در یک خط پشت سرهم تنها یک نانومتر طول دارند. اختلاف بین یک نانومتر و یک انسان تقریباً برابر با اختلاف یک انسان و مدار ماه است.

نانو معادل واژه یونانی "dwraf"، به معنای مقیای یک بیلیونیم متر است. همچنین این کلمه به معنای کوتوله و بسیار ریز و کوچک می باشد و معادل 9-10 در زبان علمی است.

در ساده ترین حالت، دانش نانو عبارت است از مطالعه اصول بنیادین مولکول ها و ساختارهای با حداقل ابعاد بین 1 تا 100 نانومتر. شاید کمی غیرابتکاری این ساختارها به نانوساختارها معروفند. نانو فناوری عبارت از کاربرد این ساختارهای نانویی در ادوات نانو مقیاس است. البته مقیاس نانو تنها کوچک نیست، بلکه نوع خاصی از کوچک است.

هرچیزی که اندازه آن کوچکتر از یک نانومتر باشد تنها می تواند یک اتم آزاد یا یک مولکول کوچک باشد که در فضا معلق است، مانند ذره رقیق بسیار کوچک بخارآب. در واقع نانوساختارها کوچکترین جامداتی هستند که می توان آنها را ساخت.

به علاوه، مقیاس نانو منحصربفرد است از آن روی که بنیادی ترین خصوصیات مواد نانومتر ماشین ها طوری به اندازه شان وابسته است که در هیچ مقیاس دیگری نیست.

مایک روکو (Mike Roco) در تعریف دانش نانومتر فناوری نانو می گوید:

«یک نانومتر (یک میلیاردیم متر) نقطه ای جادویی در مقیاس ابعادی است. نانوساختارها در محل تلاقی کوچکترین ادوات ساخت انسان نانومتر بزرگترین مولکولهای جانداران قرار دارند. دانش و مهندسی مقیاس نانو به درک نانومتر استنباط بنیادین دستگاههای تکنولوژیکی برمی گردد که ناشی از استفاده نانومتر بهره گیری از خصوصیات فیزیکی، شیمیایی نانومتر زیستی سامانه هایی است که دارای اندازه بینابینی می باشند. یعنی در اندازه بین اتم و مولکولهای منزوی و مواد کپه ای قرار دارند، جایی که ویژگیهای انتقالی بین دوحد را می توان کنترل کرد.»

(3-1-2) تاریخچه فناوری نانو در جهان:

چهل و هشت سال پیش (Richard Feynman) ریچارد فاینمن، متخصص کوانتوم نظری و دارنده جایزه نوبل، در سخنرانی معروف خود در سال 1959 با عنوان « آن پایین فضایی بسیاری هست‌ (Ther is plenty of room in the bottom) » به بررسی بعد رشد نیافته علم مواد پرداخت. وی در آن زمان اظهار داشت: « اصول فیزیک، تا آنجایی که من توانایی فهمش را دارم، برخلاف امکان ساختن اتم به اتم چیزها حرفی نمی زنند.» او فرض را بر این قرار داد که اگر دانشمندان فراگرفته اند که چگونه ترانزیستورها و دیگر سازه ها را با مقیاسهای کوچک بسازند، سپس ما خواهیم توانست که آنها را کوچک و کوچکتر کنیم. در واقع آنها به مرزهای حقیقی شان در لبه های نامعلوم کوانتوم نزدیک خواهند بود، به طوری که یک اتم را در مقابل دیگری به گونه ای قرار دهیم که بتوانیم کوچکترین محصول مصنوعی و ساختگی ممکن را ایجاد کنیم. با استفاده از این فرمهای بسیار کوچک چه وسایلی می توانیم ایجاد کنیم؟ (Feynman) فاینمن در ذهن خود یک «دکتر مولکولی» تصور کرد که صدها بار از یک سلول منحصربفرد کوچکتر است و می تواند به بدن انسان تزریق شود و درون بدن برای انجام کاری یا مطالعه و تأیید سلامتی سلولها و یا انجام اعمال ترمیمی و به طور کلی برای نگهدای بدن در سلامت کامل به مسیر بپردازد. در بحبوحه سالهای صنعتی کلمه «بزرگ» از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. مثل علوم بزرگ ، پروژه های مهندسی بزرگ و غیره، حتی کامپیوترها در دهه 1950 تمام طبقات ساختمان را اشغال می کردند. ولی از وقتی فاینمن نظرات و منطق خود را بازگو کرد، جهان روندی بسوی کوچک شدن در پیش گرفت.

ماروین مینسکی (Marviv Minsky) تفکرات بسیار باروری داشت که می توانست به
اندیشه های فاینمن قوت ببخشد، مینسکی پدر یابنده هوش های مصنوعی دهه 70-1960 جهان را در تفکراتی که مربوط به آینده می شد، رهبری می کرد. در اواسط دهه 70 (Eric Drexler) اریک درکسلر که یک دانشجوی فارغ التحصیل بود، مینسکی را به عنوان استاد راهنما جهت تکمیل پایان نامه اش انتخاب کرد و او نیز این مسئولیت را برعهده گرفت. درکسلر نسبت به وسایل بسیار کوچک فاینمن علاقمند شده بود و قصد داشت تا در مورد تواناییهای آنها به کاوش بپردازد. مینسکی نیز با وی موافقت کرد.

درکسلر در اوایل دهه 80، درجه استادی خود را در رشته علوم کامپیوتر دریافت کرده بود و گروهی از دانشجویان را به صورت انجمنی به دور خود جمع نموده بود او افکار جوانترها را با یک سری ایده ها که خودش، «نانوتکنولوژی نامگذاری کرده، مشغول می داشت. درکسلر اولین مقاله علمی خود را در مورد نانوتکنولوژی مولکولی (MNT) در سال 1981 ارائه داد. او کتاب موتورهای خودساز : آینده و مرزهای فناوری نانو (Engine of creation : The coming eva of nanotechnology) رادر سال 1986 به چاپ رساند. درکسلر تنها درجه ی دکتری در نانوتکنولوژی را در سال 1991 از دانشگاه MIT دریافت داشت. او یک پیشرو در طرح نانوتکنولوژی است و هم اکنون رئیس انستیتو Foresight (سازمان مرتبط با نانو برای آموزش عمومی فناوری نانو) و Research Fellow می باشد.

البته به بیان دیگر علوم نانو جدید نیستند، چراکه شیمیدانها صدها سال است که از علم نانو درکار خود استفاده می کنند. پنجره های رنگارنگ شیشه ای کلیساهای قرون وسطی دارای نانوذرات طلا در اندازه های مختلف بوده اند. برخی از ظروف سفالی جلادار و صیقل یافته مربوط به دوران سفالی باستان به این واقعیت متکی بوده اند. Einstein به عنوان بخشی از رساله دکترای خود، اندازه یک مولکول شکر را یک نانومتر برآورد کرده است.

بنابراین شیشه گران قرون وسطی و Einstein همگی به عنوان دانشمندان نانو بوده اند. آنچه در خصوص علم نانو جدید می باشد، تمرکز بیش از حد آن بر توسعه فناوری نانوی کاربردی و ظهور ابزارهای مناسب برای فعالیت در این حیطه است. البته شیشه کاران و جام اندازان قدیم به وضوح نمی دانستند که چرا کاری که با طلا می کنند این رنگها را به بار می آورد. در حالی که ما امروزه می دانیم.

لازم به ذکر است که اولین بار کلمه نانوتکنولوژی در سال 1974 میلادی توسط ناریو تانیگوچی (Nario Taniguchi) ارائه گردید تا کار ماشینی با تلورانس کمتر از یک میکرون را شرح دهد.

(4-1-2) کاربردهای نانوتکنولو‍ژی :[2]

علوم و فناوری نانو ، عنصری اساسی در درک بهتر طبیعت در دهه های آتی خواهد بود. برخی از تأثیرات و کاربردهای نانو به شرح زیر می باشد:

تولید مواد و محصولات صنعتی:

نانوتکنولو‍ژی تغییر بینابینی مسیری است که در آینده، موجب ساخت مواد و ابزارها خواهد شد. امکان سنتز بلوک های ساختمانی نانو با اندازه و ترکیب به دقت کنترل شده و سپس چیدن آنها در ساختارهای بزرگتر، که دارای خواص و کارکرد منحصربفرد باشند، انقلابی در مواد و آینده ی تولید آنها ایجاد می کند. محققین قادر به ایجاد ساختارهایی از مواد خواهند شد که در طبیعت نبوده و شیمی مرسوم نیز قادر به ایجادشان نبوده است. برخی از مزایای نانوساختارها عبارت است از: مواد سبک تر، قوی تر و قابل برنامه ریزی به کاهش هزینه عمر کاری از طریق کاهش دفعات نقص فنی، ابزارهای نوین بر پایه اصول و معماری جدید، بکارگیری کارخانجات مولکولی یا خوشه ای که مزیت مونتاژ مواد در سطح نانو را دارند.

بسیاری از شرکت ها از فناوری نانو استفاده کنند تا مواد بهتری درست کنند، مثلاً از لاستیک برای تایرها گرفته تا پارچه های مقاوم در برابر لک شدن. شرکت Zyvex از شرکت های فعال در زمینه فناوری نانو است که در سال 1997 تأسیس شد. این شرکت از نانو تیوب های کربنی جهت افزایش استحکام مواد کامپوزیتی استفاده می کند. بسیاری از شرکت های هواپیمایی، الکترونیک، مخابراتی و بهداشتی در شمار مشتریان Zyvex به حساب می آیند.

شرکت Gero-Tea ژاکتی عرضه می کند که از مواد پلیمری ضدآب (ذرات کربنی در حد نانو) درست شده است که از ایجاد الکتریسیته ساکن ممانعت می کند. که چنین محافظی می تواند برای مثال در لباس های آتش نشانان استفاد شود. شرکت Nano-Tea از فناوری نانو در تولید پوشاک مقاوم در برابر لک شدن استفاده می کند که حتی بعد از چندین بار شسته شدن باز هم لباس در برابر لک شدن مقاوم است. برای مثال یک شرکت فرانسوی سازنده راکت های تنیس به نام Bablet راکتی تولید می کند که در آن از نانو تیوب های کربنی استفاده می شود تا انعطاف پذیری سیم های راکت افزایش یابد. سایر شرکت ها در حال ساخت توپ های گلف و تنیس هستند که به هنگام پرتاب مستقیم تر حرکت می کنند.

Inmat از فناوری نانو برای هر چیزی از بسته بندی مواد غذایی گرفته تا ساخت تایرهایی که هوا را به مدت طولانی تر نگه می دارند، استفاده می کند. و حتی Inmat ساخت توپهای فوتبال و تنیس فعالیت می کندتا توپهایی بسازد که دوام و کارکرد بیشتر و بهتری داشته باشد و شرکت General Electric در مورد عملکرد مواد کار می کند و این شرکت وسعت زیادی از محصولات (از کوره ها، موتورهای هواپیما و اسکنرهای تصویربرداری) الکتریکی دارد. و چندین شرکت از انواع نانوتیوبها قابل استفاده در صفحات گرافیکی فعالیت می کنند. و محصولی به نام Nano Carbon Ball که یک کره میان تهی است که آنها آن را با یک لایه نازک از کربن متخلخل نانو پوشانده اند. این توپ ها به مواد خوشبو آغشته می شوند و به صورت بوگیر در یخچال مورد استفاده قرار
می گیرند.

هوا و فضا:

محدودیت های شدید سوخت برای حمل بار به مدار زمین و ماورای آن، و علاقه به فرستادن فضاپیما برای مأموریتهای طولانی به مناطق دور از خورشید، کاهش مدام اندازه، وزن و توان مصرفی را اجتناب ناپذیر می سازد. مواد و ابزارآلات نانو ساخترای، امید حل این مشکل را بوجود آورده است.

«نانو ساختن (Nano Fabrication)» همچنین در طراحی و ساخت مواد سبک وزن، پرقدرت و مقاوم در برابر حرارت، مورد نیاز برای هواپیماها، راکت ها، ایستگاههای فضایی و سکوهای اکتشافی سیاره ای یا خورشیدی، تعیین کننده است. همچنین استفاده روزافزون از سیستمهای کوچک شده تمام خودکار، منجر به پیشرفتهای شگرفی در فناوری ساخت و تولید خواهد شد. این مسأله با توجه به اینکه محیط فضا، نیروی جاذبه کم و خلأ بالا دارد، موجب توسعه نانو ساختارها و سیستمهای نانو (که ساخت آنها در زمین ممکن نیست) درفضا خواهد شد.

امنیت ملی:

برخی کاربردهای دفاعی نانوتکنولوژی عبارتند از: تسلط اطلاعاتی از طریق نانو الکترونیک پیشرفته به عنوان یک قابلیت مهم نظامی، امکان آموزش مؤثرتر نیرو، به کمک سیستمهای واقعیت مجازی پیچیده تر حاصله از الکترونیک نانوساختاری، استفاه بیشتر از اتوماسیون ورباتیک پیشرفته برای جبران کاهش نیروی انسانی نظامی، کاهش خطر برای سربازان و بهبود کارآیی خودروهای نظامی، دستیابی به کارآیی بالاتر (وزن کمتر و قدرت بیشتر) مورد نیاز در صحنه های نظامی و در عین حال تعداد دفعات نقص فنّی کمتر و هزینه کمتر در عمر کاری تجهیزات نظامی، پیشرفت در امر شناسایی و در نتیجه مراقبت عوامل شیمیایی، زیستی و هسته ای، بهبود طراحی در سیستمهای مورد استفاده در کنترل و مدیریت علوم تکثیر سلاحهای هسته ای،تلفیق ابزارهای نانو و میکرومکانیکی جهت کنترل سیستمهای دفاع هسته ای، در بسیاری موارد فرصت های اقتصادی و نظامی مکمّل هم هستند. کاربردهای عملی درازمدت نانوتکنولوژی در زمینه های دیگر پشتیبانی کننده امنیت ملی است و بالعکس.

دوام پذیری منابع: کشاورزی، آب، انرژی، مواد و محیط زیست

نانوتکنولوژی چنانچه ذکر شد منجر به تغییرات شگرفی در استفاده از منابع طبیعی، انرژی و آب خواهد شد و سپس آب و آلودگی را کاهش خواهد داد. همچنین فناوری های جدید،امکان بازیافت و استفاده مجدد از مواد، انرژی و آب را فراهم خواهند کرد. در زمینه محیط زیست، علوم مهندسی نانو می تواند تأثیر قابل ملاحظه ای، در درک مولکولی فرآیندهای مقیاس نانو که در طبیعت رخ می دهد، در ایجاد و درمان مسائل زیست محیطی از طریق کنترل انتشار آلاینده ها، در توسعه فناوری های «سبز» جدید که محصولات جانبی ناخواسته کمتری دارند، و یا در جریانات و مناطق حاوی فاضلاب، داشته باشد. لازم به ذکر است، نانوتکنولوژی می توان حذف آلودگی های کوچک از منابع آبی (کمتر از 200 نانومتر) و هوا (زیر 20 نانومتر) و اندازه گیری و تخفیف مداوم آلودگی در مناطق بزرگتر ار دارد. در زمینه انرژی ، نانوتکنولوژی می تواند به طور قابل ملاحظه ای کارآیی، ذخیره سازی و تولید انرژی را تحت تأثیر قرار داده و مصرف انرژی را پایین بیاورد. به عنوان مثال، شرکت های مواد شیمیایی، مواد پلیمری تقویت شده با نانو ذرات را ساخته اند که می تواند جایگزین اجزای فلزی بدنه اتومبیلها شود. استفاده گسترده از این نانوکامپوزیتها می تواند سالیانه 5/1 میلیارد لیتر صرفه جویی مصرف بنزین به همراه داشته باشد.

انتظار می رود تغییرات عمده ای در فناوری روشنایی در 10 سال آینده رخ دهد. میتوان نیمه هادی های مورد استفاه در دیودهای نورانی (LED) ها را به مقدار زیاد در ابعاد نانو تولید کرد. در آمریکا تقریباً 20 درصد کل برق تولیدی، صرف روشنایی(چه لامپ های التهابی معمولی و چه فلوئورسنت) می شود. مطابق پیش بینی ها در 10 تا 15 سال آینده پیشرفتهایی از این دست می تواند مصرف جهانی را بیش از 10 درصد کاهش دهدکه 100 میلیارد دلار در سال صرفه جویی و 200 میلیون تن کاهش انتشار کربن را به همراه خواهد داشت.

PaloAlto- based Nanosys سلولهای سوختی را با استفاده از فناوری نانو می سازد که در وسایل الکترونیکی قابل حمل استفاده می شوند و می توانند انرژی لازم برای گوشی های همراه یا دوربی ها را فراهم نمایند. این شرکت به دنبال راهی برای ساخت سلولهای سوختی با چگالی انرژی بالاتر است تا بر محدودیت های باتری های مرسوم غلبه کند تا طول عمر انرژی برای وسایل الکتریکی قابل حمل افزایش یابد. همچنین در زمینه ساخت سلول خورشیدی با ایالات متحده آمریکا همکاری می کنند.

شرکت Kanaarka Technologyes پنل های خورشیدی می سازد که بخش فعال کننده نور »Pawer Plastic« است و تولید آن ارزان تر و سبک تر از پنل های خورشیدی مرسوم است و می توانند انرژی یک منبع نور و نه تنها خورشید را ذخیره کند.

آنها از »Pawer Plastic« در مواردی مانند گوشی های تلفن همراه و laptops استفاده
می کنند.

کاربرد نانوتکنولوژی در صنعت الکترونیک: [3]

ذخیره سازی اطلاعات در مقیاس فوق العاده کوچک، با استفاده از این فناوری می توان ظرفیت ذخیره سازی اطلاعات را در حدود 1000 برابر یا بیشتر افزایش دهد و نهایتاً به ساخت ابزارهای ابرمحاسباتی به کوچکی ساعت مچی منتهی شود.

ظرفیت نهایی ذخیره اطلاعات به حدود یک تترابیت در هر اینچ مربع برسد، و این امر موجب می شود که ذخیره سازی 50 عدد DVD یا بیشتر در یک هارددیسک با ابعاد یک کارت اعتباری شود. ساخت تراشه ها در اندازه های فوق العاده کوچک به عنوان مثال 32 تا 90 نانومتر، تولید دیسکهای نوری 100 گیگابایتی در اندازه های کوچک نیز می باشند. نرخ انتقال در شبکه های کامپیوتری به صورت بیت در ثانیه شرح داده می شود: با کمک سیستم هولوگرافیک ذخیره داده ها یک کریستال به اندازه یک حبه قند می توند یک تترابایت اطلاعات داشته باشد که معادل 1000 گیگابایت معادل یک میلیون بایت و معادل 1000 سی دی و 200 عدد DVD است. و سرعت انتقال بسیار سریع یک گیگابایت اطلاعات در هر ثانیه الکترونیک معادل انتقال یک فیلم DVD در زمان 30 ثانیه است.

بیت : یک رقم باینری یک یا صفر است.

مگا بیت: یک میلیون بیت

گیگا بیت: یک بیلیون بیت

بایت : معادل هشت بیت است که واحد ذخیره اطلاعات در کامپیوتر است.

مگا بایت: یک میلیون بایت یا 8 میلیون بیت

گیگا بایت: یک بیلیون بایت.

تترابایت: یک تریلیون بایت.

یک مگا بیت= 220 = 1048476 بیت.

ساخت ترانزیستورهایی به کوچکی عرض 90 نانومتر وجود دارد که واقعاً کوچک است. در ابعاد نانو قانونی وجود دارد: با کاهش اندازه، سرعت و عملکرد وسایل میکروالکتریک به سرعت افزایش می یابد. البته امروزه به ساخت ترانزیستوری در محدوده ی 45-30 نانومتر نیز رسیده اند که درساخت کامپیوترها از آنها استفاده می شود. با ساخت تراشه ها می توان لیتوگرافی با اشعه x – لیتوگرافی با پرتو یونی – رایت کردن با AFM (میکروسکوپ الکترونی) لیتوگرافی نانو چاپ و مدارهای پرینت است که کاربردهای آتی شامل بافت پارچه به صورت کامپیوتری گوشی هیا همراه یک بار مصرف، دوربین های دیجیتالی به اندازه یک کارت اعتباری و کاغذ دیواری هایی به شکل صفحه تلویزیون است که همگی روی فیلم پرینت شده اند.

MEMS: ماشینهای میکروالکترومکانیکیMicro – electromechanical machines

سیستم میکروالکترو مکانیکی یا Mems یک سیستم مکانیکی در حد میکرو است. این واحد اغلب به عنوان میکرون بیان می شود که معادل یک میلیونیوم متر است(حدود یک صدم ضحامت یک تار موی انسان)؛ با استفاده از سیستمهای میکرو می توانیم اجزای کوچک و کوچکتری به ابعاد نانو بسازیم.

تراشه Mems دارای جزء پردازش اطلاعات و جزء مکانیکی می باشد و در انواع حسگرها از آن استفاده می شود. از Mems به عنوان سوئیچ های اپتیکی در تلویزیونهای صفحه بزرگ برای ایجاد تصویر استفاده می شود.

DVD:

فناوری کنونی DVD از لیزرهای قرمز (طول موج قرمز حدود 650 نانومتر) استفاده می کند که ظرفیت آن را تا 7/4 گیگا بایت در هر لایه محدود می کند و سرعت انتقال حدود هشت ساعت ضبط ویدیوئی است. با استفاده از طول موج آبی لیزر (حدود 475 نانومتر) ظرفیت افزایش می یابد و ذخیره اطلاعات به 27 گیگا بایت در هر لایه می رسد در حالیکه HD-DVD تنها 20 گیگا بایت اطلاعات در هر لایه ذخیره می کند.

باطری های لیتیومی: باطری هایی که ذخیره انرژی آنها هیچگاه پایان نمی پذیرد.

نانو ماشین ها: ابزاری که ساخت دست بشر هستند و با کارایی بالا و از یک باکتری بزرگتر نخواهند بود و به کوچکی یک ویروس هستند و ترکیبی از بیوتکنولوژی در نانوتکنولوژی می باشد.

نمایشگرها:

LCD: نمایشگرهای کریستال مایع صفحه تخت(LCD) که بازدهی انرژی بالایی دارند، باعث خستگی کمتر چشم می شود و جمع و جورتر از CRT ها (لامپ های اشعه کاتدی) هستند. اما باید مستقیم به آنها نگریست نه از پهلو و تمایل، بازآرایی تصاویری دارند که به آهستگی نمایش می دهند. ویژگی که می تواند باعث ظاهر نامناسب پویانمایی و تصاویر ویدئویی شود.

LED : نمایشگرهای LED برمبنای نانو در اندازه LCD ها هستند اما حتی درخشان تر ازCRT ها بوده و پویانمایی صاف و همواری را بدست می دهند و نیازی به تبدیل آنالوگ به دیجیتال تصاویر ندارند. فرآیندی که هماندهی تصویر را کاهش می دهد.

نانو کرومیک : دیگر فناوری صفحه نمایش است که یک از بوجود آورندگانش شرکت ایرلندی (Ntera) آن را نانو کرومیک نامیده و دیگر شرکت (Eink) جوهرالکترونیکی نام گرفته از سال 1990 حیات نوینی را به ایده ای دمیده که با کاغذ دیجیتالی عملی نبود.

صفحه نمایش دیجیتالی کاغذی جدید کمک می کند تا شما یک کامپیوتر را به مانند یک کتاب در دست بگیرید.

تحولات کلان: الکترونیک و اطلاعات:[4]

هاروی بروکنس و دانیل بل معتقدند: تکنولوژی استفاده از دانش علمی است برای تعیین روشهای انجام امور به شیوه ای تکرار شونده«.

مانوئل کاستلز معتقد است: »مجموعه همگرای تکنولوژیها در میکرو الکترونیک ، کاربرد کامپیوتر(سخت افزار و نرم افزار)، مخابرات، رادیو و تلویزیون و الکترونیک نوری را در زمره تکنولوژی اطلاعات به شمار می آورد».

در دو دهه آخر قرن بیست مکانیکی مجموعه از پیشرفتهای عمده تکنولوژیک استفاده مواد پیشرفته، منابع انرژی و کاربردهای پزشکی، تکنیکهای تولید(موجود یا بالقوه نظیر نانو تکنولوژی و فیزیک کوانتوم) و تکنولوژی حمل و نقل استفاده درکنار دیگر پیشرفتها در حال شکل گیری بوده است. افزون بر این، روند کنونی تحول تکنولوژیک به دلیل توانایی اش در ایجاد فصل مشترک بین عرصه های تکنولوژی از طریق زبان مشترک دیجیتال که در آن اطلاعات ، تولید، ذخیره، بازیابی، پردازش و منتقل می شود، با شتاب فراوان گسترش می یابد. ما در جهانی زندگی می کنیم که به تعبیر نیکولاس نگروپونته ( Nicholas Negroponte،1995) هوچی گری پیشگویانه و فریب ایدئولوژیک که ویژگی اکثر گفتمانهای مربوط به انقلاب تکنولوژی اطلاعات است نمی باید سبب شود که اهمیت حقیقتاً بنیادین آن را دست کم بگیریم. این انقلاب دست کم به اندازه انقلاب صنعتی قرن هجدهم یک رویداد تاریخی عمده است که یک الگوی گسستگی را در بنیان مادی اقتصادی ، جامعه و فرهنگ القا می کند.

سابقه تارخی انقلاب های تکنولوژیک به گونه ای که ملوین کرانزبرگ (Melvin Kranzberg ،1967) و کرول پرسل (Corrol Pursell،1967)گردآوری کرده اند، نشان می دهد که همه این انقلاب ها با ویژگی فراگیری، یعنی با نفوذ در همه قلمروهای فعالیت انسانی، نه به عنوان یک منبع تأثیر بیرونی بلکه به مثابه تاروپودی که چنین فعالیتی در آن تنیده شده است، مشخص
می شوند. ویژگی بارز انقلاب تکنولوژیک پردازش، انتقال اطلاعات در یک چرخه بازخورد فزاینده میان نوآوری و کاربردهای نوآوری است.

کاربردهای تکنولوژی های جدید مخابراتی در دو دهه گذشته سه مرحله متمایز را پشت سر گذاشته است: اتوماسیون کارها، آزمایش کاربریها و صورت بندی مجدد کاربردها.

آر. جی . نوربیس مورخ کلاسیک تکنولوژی تأیید می کند که »اختراع ماشین بخار واقعیت اساسی انقلاب صنعتی است.« برق نیریو اصلی انقالب دوم است. گرچه اسلاف علمی و صنعتی تکنولوژیهای اطلاعاتی مبنی بر الکترونیک را می توان دهها سال پیش از دهه 1940 سراغ گرفت (بویژه اختراع تلفن توسط بل در 1876، رادیوتوسط مارکونی در 1898 و اختراع لامپ خلأ توسط دی فرست در 1906)، اما طی جنگ جهانی دوم و پس از آن بود که پیشرفتهای تکنولوژیک عمده رخ داد: یعنی اولین کامپیوتر قابل برنامه ریزی و ترانزیستور که منشأ میکرو الکترونیک و هسته حقیقی انقلاب تکنولوژی اطلاعات در قرن بیستم بود. اما به عقیده کاستلر تنهادر دهه 1970 بود که تکنولوژی های جدید اطلاعاتی در سطحی گسترده انتشار یافتند.

مراحل نوآوری در سه عرصه مهم تکنولوژی مبتنی بر الکترونیک عبارتند از: میکرو الکترونیک ، کامپیوتر ، مخابرات. اختراع ترانزیستور در 1947 به دست سه فیزیکدن به نام های باردین، براتن و شاکلی (که بابت این اختراع نوبل گرفتند)، در آزمایشگاه های بل در وری هیل نیوجرسی، پردازش تکانه های الکتریکی در سرعت بالا و در حالت دوگانه وقفه و تقویت را امکان پذیر ساخت، به این ترتیب کدگذاری منطق و ارتباط با ماشینها و ارتباط ماشینها با یکدیگر عملی شد: این وسایل پردازش را نیمه رسانا (Semi conductor) می نامیم و مردم عموماً به آنها تراشه (chip) می گویند(که امروزه در واقع از میلیونها ترانزیستور تشکیل دشه است). نخستین گام در رواج ترانزیستور با اختراع ترانزیستور پیوندی توسط شاکلی در 1951 برداشته شد. ولی ساخت و کاربرد گسترده آن نیازمند تکنولوژیهای جدید تولید و از مواد مناسب بود. گذار به سیلیکن، که به معنای واقعی کلمه بنیان گذاشتن انقلاب جدید روی شین بود، نخستین بار توسط شرکت تگزاس اینسترومنتس (Texas Instruments) در دالاس تحقق یافت (حرکتی که استخدام گوردون تیل (Gordon Teal)، یکی دیگر از دانشمندان پیشروی آزمایشگاه بل آن را تسهیل کرد. ابداع فرایند تولید ترانزیستور تخت در 1959 توسط شرکت فرچایلد سمیکانداکتورز (Fairchild Semicoundactors) (در دره سیلیکین) امکان ترکیب اجزای میناتوری با تولید دقیق را فراهم کرد.

با این همه، گام تعیین کننده در میکروالکترونیک در 1957 برداشته شده بود: مدار یکپارچه IC توسط جک کیلبی(Jack kilby)، مهندس شرکت تگزاس اینسترومنتس (که اختراع را به ثبت رساند) و باب نویس (Bob Noyce) یکی از بنیانگذاران شرکت فرچایلد اختراع شد. اما نویس بود که برای نخستی بار IC را با استفاده از فرایند تولید ترانزیستور تخت ساخت.

این اختراع انفجاری پدید آورد:

تنها در مدت سه سال، بین 1959 تا 1962، بهای نیمه رساناها 85 درصد کاهش یافت و در ده سال بعد تولید آن به بیست برابر افزایش یافت که 50 درصد آن کاربرد نظامی داشت. درمقام مقایسته تاریخی، هفتاد سال (1850-1780) طول کشید تا قیمت پارچه نخی طی یک انقلاب صنعتی در بریتانیا 85 درصد کاهش یابد. این حرکت سپس طی دهه 1960 شتاب گرفت: با پیشرفت تکنولوژی تولید در بهبود طراحی تراشه ها، به کمک کامپیوترهایی که از وسایل میکروالکترونیک سریع تر و قدرتمندتر می کردند، میانگین قیمت یک مدار یکپارچه از 50 دلار در 1962 به یک دلار در 1971 رسید.

جهش بزرگ در بهره گیری از میکروالکترونیک در همه دستگاهها در 1971 با اختراع میکروپروسسور یعنی کامپیوتری روی یک تراشه، توسط تد هاف (Ted Hoff) مهندس شرکت اینتل (باز هم در دوره سیلیکن) به وقوع پیوست.با استفاده به این ترتیب، نیروی پردازشگر اطلاعات راهی شد که در همه جا به کار رود.

مسابقه برای دستیابی به ظرفیت یکپارچه سازی هرچه بیشتر مدارهای روی یک تراشه آغاز شد و تکنولوژی طراحی و تولید، به نحومستمر مرزهای یکپارچه سازی را که پیش از آن بدون کنارگذاشتن کاربرد مواد سیلیکن غیرممکن تلقی می شد، در نوردید.

در نیمه دهه 1990، ارزیابی های فنی هنوز عمر مفید مدارهای اسخته شده از سیلیکن را بین 20-10 سال در نظر می گیرند. گرچه تحقیقات در مورد مواد دیگر افزایش یافته است، سطح یکپارچه سازی در دو دهه گذشته بسیار پیشرفت کرده است.

امروزه با استفاده از فناوری نانو ساخت مدارهای مجتمع امکان قراردادن میلیونها ترانزیستور را روی یک تراشه قرار داد و طبق قانون اول مور، مقدار فضای لازم برای نصب یک ترانزیستور روی یک تراشه به طور تقریبی هر 18 ماه به نصف کاهش می یابد. این بدان معنی است که نقطه ای که 15 سال پیش می توانست یک ترانزیستور را نگه دارد، اکنون می تواند هزار ترانزیستور را نگه دارد.

اما قانون دوم مور پیش بینی می کند هزینه ساخت یک کارخانه تولید تراشه با بروز هر نسل از تراشه ها حدوداً هر 36 ماه و برابر می شود.

طی چند سال آینده (طبق نظر بسیاری از کارشناسان تا سال 20109 تمام اصول اساسی درگیر در ساخت تراشه ها، به دلیل انتقال از ریزتراشه ها به نانوتراشه ها، نیازمند بازاندیشی خواهند بود.

می دانیم که قدرت تراشه ها را می توان بر اساس سه ویژگی ارزیابی کرد:

1- ظرفیت یکپارچگی آنهاکه استفاده مشخصه آن کمترین عرض در تراشه است که برحسب میکرون (یک میکرون برابر با یک میلیونیم متر) اندازه گیری می شود.

2- ظرفیت حافظه آنهاکه برحسب بایت محاسبه می شود.(هزارکیلوو میلیون مگا بایت.

3- سرعت میکروپروسسور که برحسب مگاهرتز محاسبه می شود.

اولین پردازشگر 1971 در خطور تقریباً 5/6 میکرونی قرار داده شد. در 1999 به 0.25 میکرون و پیش بینی می شود. بنابرانی در حالی که در 1971، 2300 ترانزیستور روی تراشه ای به اندازه یک پونز قرار داده شده بود، این رقم در 1993 به 35 میلیون ترانزیستور رسید و پیش بینی یک میلیارد ترانزیستور روی یک تراشه تا 10 الی 15 سال آینده می شود.

ظرفیت حافظه که بر اساس ظرفیت DRAM نشان داده می شود.(حافظه فعال با دسترسی دلخواه "Dynamic Random Access Memory"

در 1971،1024 بایت،در 1980، 64هزار بایت، در 1999، 256 میلیون بایت و اما در مورد سرعت میکروپروسسورهای 64 بایتی کنونی 550 بار سریعتر از اولین تراشه ساخت اینتل در 1972 هستند. و MPU ها (یعنی واحدهای پردازش حافظه) هر 18 ماه دو برابر می شود.

تا سال 2002 تکنولوژی میکروالکترونیک از لحاظ یکپارچگی (تراشه های 0.18 میکرونی)، از لحاظ ظرفیت DRAM (1024 مگابایت) و سرعت میکروپروسسور (بالاتر از 500 مگاهرتز در مقایسه با 150 مگاهرتز در سال 1993) تقویت شده است.

به دلیل تحولات چشمگیر در پردازش موازی با استفاده از میکروپروسسورهای چندگانه شامل اتصال چند میکروالکترونیک روی یک تراشه به نظر می رسد که توان بالقوه میکروالکترونیک همچنان در حال فزونی یافتن و به همین دلیل علاوه بر این، مینیاتوری شدن بیشتر، تخصصی تر شدن و کاسته شدن مستمر از قیمت تراشه هایی که قدرتشان هر روز بیشتر می شود، امکان آن را فراهم کرد تا آنها را در همه دستگاههای مورد استفاده در زندگی روزمره استفاده کرد.

اولین کامپیوتر ENIAC در 1946، در فیلادلفیا ساخته شد، توسط ماوکلی(Mavchly) و راکرت (Echert) در دانشگاه پنسیلوانیا، اولین کامپیوتر الکترونیک 30 تن وزن داشت و روی رولهای فلزی به بلندی 9 پا ساخته شده بود، 70 هزار مقاومت و 18 هزارلامپ خلأ (Vacume Tube) داشت و فضایی به اندازه یک سالن ورزش اشغال می کرد. وقتی دستگاه روشن می شد، مصرف برق آن به حدی زیاد بود که چراغهای برق در فیلادلفیا سوسو می زد. میکروالکترونیک انقلابی درون انقلاب برپا کرد.

پیدایش میکروپروسسورها در 1971 با توانایی قرار دادن کامپیوتر روی یک تراشه، جهان الکترونیک و در سال واقع خود جهان را زیروروکرد.

در 1975 اد رابرتس (Ed Raberts) یک جعبه محاسباتی اختراع کرد،این دستگاه یک شیئی ابتدایی بود،اما به عنوان کامپیوتر در مقیاسی کوچک با استفاده از میکروالکترونیک ساخته شده بود. در 1981 نسخه میکروکامپیوتر با نام درخشان کامپیوتر شخصی(pc)[5] به بازار عرضه کرد، که در حقیقت نام عمومی میکروکامپیوترها شد.

در واقع جهشهای عمده در توانائیهای شبکه سازی را باید به پیشرفتی که در میکروالکترونیک و نرم افزار صورت گرفته اضافه کرد. از نیمه دهه 1980 تصور میکروکامپیوترهایی غیرممکن شده است، این کامپیوترها در شبکه هایی فعالیت می کنند که بر اساس (استفاده از) کامپیوترهای قابل حمل بر تحرک آنها هرروز افزوده می شود.

این چندگانگی فوق العاده و توانایی افزودن به حافظه و ظرفیت پردازش از طریق اشتراک قدرت کامپیوترها در یک شبکه الکترونیک ، به نحوتعیین کننده ای عصر کامپیوتر ار در دهه 1990 از (سیستم قدیمی) ذخیره و پردازش داده ها به صورت متمرکز به اشتراک قدرت کامپیوترهای متعامل در یک شبکه متحول ساخته است.

نه تنها تمامی سیستم تکنولوژی بلکه ارتباطات اجتماعی و سازمانی آن نیز تغییر کرد. به این ترتیب میانگین هزینه پردازش اطلاعات از حدود 75 دلار به ازای هریک میلیون عملیات در 1960 به کمتر از یک صدم سنت در 1990 سقوط کرد.

مخابرات نیز تسلیم ترکیب تکنولوژیهای گروه (node)[6] و پیوندهای جدید (تکنولوژی انتقال) دستخوش انقلاب شده. اولین سوئیچ الکترونیکی تولید شده ESS-1، در 1969 توسط آزمایشگاه بل عرضه شد. تا نیمه دهه 19710 پیشرفت در تکنولوژیهای مدار یکپارچه، تولید کلید دیجیتال را امکان پذیر ساخته بود که در مقایسه با دستگاههای آنالوگ، افزایش سرعت، قدرت و انعطاف پذیری را در عین صرفه جویی در فضا، انرژی و کار به همراه می آورد.

پیشرفتهای عمده در الکترونیک نوری(فیبرهای نوری و انتقال لیزری) و تکنولوژی انتقال بسته های دیجیتال به طور چشمگیری ظرفیت خطوط انتقال را گسترش داد.

شبکه های یکپارچه (انتعال اطلاعات با باند وسیع(IBN)[7] که فکر آن در دهه 1990 شکل گرفته بود، توانست به نحوی چشمگیر از طرحهای انقلابی دهه 1970 در مورد شبکه دیجیتالی خدمات یکپارچه (ISDN)[8] پیشی گیرد، در حالیکه ظرفیت مدل ISDN روی سیم مسی 144 هزاربایت برآورد شده بود. در IBN 1990 روی فیبرهای نوری می تواند یک کوادریلیون[9] بایت حمل کند.

شکلهای مختلف کاربرد طیف رادیویی (پخش سنتی، پخش مستقیم ماهواره ای، مایکروویو، ارتباط تلفنی دیجیتال سلولی) و کابلهای دو محوری و فیبرهای نوری، تکنولوژیهای انتقال متنوع و چندکاربردی را عرضه می کنند که با تمام کاربردها سازگار شده و ارتباط فراگیر بین کاربران متحرک را ممکن می سازد.

تلفن همراه در دهه 90 با قدرت تمام در سراسر جهان انتشار یافت و پیجر (Peger)(نداگر) های ابتدایی را در آسیا و تلفنهای سلولی را در آمریکای لاتین رواج داد. و امروزه تلفن همراه که قدرت کامپیوتر برای تعیین مسیر پیام ها متکی است، در عین حال شالوده کاربرد کامپیوترهای فراگیر و ارتباط الکترونیکی در زمان واقعی را (به صورت) بدون سیم، نامحدود و دو سویه فراهم می کند.


بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر

در این تحقیق به بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر پرداخته ایم و از آنجایی که موضوع اعتیاد یکی از دغدعه های ذهنی محقق بود و در طی دوره کارورزی بطور عمیق با فضای زندگی افراد معتاد آشنا شده است پس نیاز به بررسی همه جانبه فضای اجتماعی پیرامون شخص معتاد مطرح شد از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلات اصلی رو به گسترش در جامعه ما است به طور ملمو
دسته بندی علوم اجتماعی
فرمت فایل doc
حجم فایل 215 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 278
بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه :

الف - بیان مسئله

ب - طرح مسئله

پ – سوالات تحقیق

ت – اهداف تحقیق

ث – اهمیت موضوع

ج – بیان مفاهیم

مقدمه :

در این تحقیق به بررسی ویژگیهای اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر پرداخته ایم . و از آنجایی که موضوع اعتیاد یکی از دغدعه های ذهنی محقق بود و در طی دوره کارورزی بطور عمیق با فضای زندگی افراد معتاد آشنا شده است پس نیاز به بررسی همه جانبه فضای اجتماعی پیرامون شخص معتاد مطرح شد . از آنجایی که اعتیاد یکی از معضلات اصلی رو به گسترش در جامعه ما است به طور ملموس همه روزه با پی آمدها ، عوارض ، ناهنجاریهای ناشی از آن روبرو هستیم پس بر آن شدم تا به طور علمی این مشکلات را بررسی کنم . در این تحقیق جامعه آماری ، شامل افراد معتاد ترک اعتیاد کرده در تهران می باشد و در آن از روش مشاهده ، مصاحبه ، بررسی اسناد و مشارکت استفاده شده است . اطلاعات حاصل از این روشهای گردآوری شده و این اطلاعات را در فصل چهارم به طور مسبوط ملاحظه می کنید . این پژوهش در اسفند ماه 1385 تا پایان مرداد 1386 در تهران انجام شد .

الف ) بیان مسئله :

- ایده آغازین :

یک روز بعد از تعطیلات نوروز استاد در سر کلاس این موضوع را مطرح کرد که شما درباره ی گروه Na چه می دانید ، چه گروهی هستند چه اقداماتی را انجام می دهند من در آن زمان کارورزی کار با گروه را انتخاب کرده بودم ولی هنوز محل کارورزی ام مشخص نبود وقتی استاد بیشتر راجع به این گروه توضیح داد و گفت که چه کارایی را انجام می دهند راغب شدم که کارورزی کار با گروه را به مطالعه و بررسی این گروه اختصاص دهم .

و در جلسات گروه شرکت کردم و کلاً با این گروه آشنا شدم . (NA گروه معتادان گمنام است ) طی این جلسات با گروه بیشتر آشنا شد و راجع به آنها اطلاعات کسب کردم و به شیوه عمل گروهی به قوانین کار با گروه آنان اشراف پیدا کردم روابط ما آنقدر گسترده شد .

که استاد قرار ملاقات را با چندین تن از اعضای گروه NA را تنظیم کردند و ما رو در رو با آن افراد ترک اعتیاد کرده بودند مصاحبه کردیم و اطلاعات بیشتری کسب کردیم و این آشنایی باعث شد که من کارورزی کار با جامعه خود را نیز با آن گروه ادامه دهم و بعد از آن هم به دلیل علاقه مندی به مشکلات معتادان و شناخت تأثیر آنان در زندگی اجتماعی موضوع پایان نامه خود را نیز درباره ی افراد معتاد انتخاب کردم چون امروزه در خانه ای نیست که حداقل یک فرد معتاد نباشد و یا آمار و ارقامی که راجع به اعتیاد جوانان و نوجوانان چاپ می‌شد و تصویر دردناکی از مشکلات اجتماعی را نشان می دهد.

در کشور رو به توسعه ایران که هنوز از صنعتی شدن و رفاه و آسایش اجتماعی چیزی ندیده است و دچارگذار و بی هنجاری ناشی از تغییر جامعه سنتی به شکل در هم ریخته کنونی است ، اضافه شدن مشکلاتی مانند اعتیاد ، ایدز ناشی از آن و سایر مسایل اجتماعی ضرورت این پرسش بیشتر مطرح شد.

چه ویژگی های اجتماعی مصرف کنندگان مواد مخدر دارند .

ب ) طرح مسئله :

امروزه مشکل اعتیاد به عنوان پدیده مهلک و مخرب که نتایجش می‌تواند اثرات بسیار سویی در زمینه های اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه داشته باشد . و معمولاً‌ گروهی که در برابر این پدیده مهلک و خطرناک بیش از سایر گروهها آسیب پذیر است همانا در گروه جوانان یک جامعه می باشد . علل گرایش جوانان به مصرف نا به جای مواد مخدر و داروهای اعتیاد آور ممکن است انگیزه‌های گوناگونی داشته باشد و از فرهنگ دیگر و از کشوری به کشور دیگر تفاوت کند . در حال حاضر نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر معتاد در کشور وجود دارد ( نشریه مبارزه با مواد مخدر 1376 ) که به صورت دائمی مصرف کننده مواد مخدر می باشند و هشتصد هزار نفر به صورت تفننی مصرف کننده موادمخدری می باشند

اگر به طور متوسط هر خانواده را 5 نفر در نظر بگیریم و در دو میلیون نفر معتاد ضرب کنیم حدود ده میلیون نفر در جامعه ما درگیر با مواد مخدر و اعتیاد می باشند.

میدانیم که چگونه یک فرد تحت تأثیر عوامل محیطی ، ویژگیهای خاصی پیدا می‌کند و تغییر رفتار ، گفتار و اعمال فرد اگر نگوئیم نا ممکن بسیار مشکل است و حتی در اثر ترک آن شرایط و محیط پس از گذشت سالهای آن ویژگی و اثرات محیط در فرد تداوم دارد و اهمیت توجه به جوان و اعتیاد و خطاهایی که از او صادر می گردد تا حدودی روشن می شود .

اگر ما به خطای یک جوان که چندان مهم هم نباشد با دقت و تأمل توجه نکنیم و بگونه ای او را نسبت به خطایی که مرتکب شده آگاه نگردانیم راه را برای ارتکاب خطاهای بزرگتر و اعتیاد هولناک تری باز کرده ایم البته بسیاری از رفتارهای اعتیادزا که اکنون از ناحیه جوان صادر می گردد بعلت ناآگاهی و عدم شناخت صحیح جوان از عواقب و نتایج انحراف پدید می‌آید که منجر به استفاده از مواد مخدر که عدم آگاهی عمومی محیط این امر را تقویت می کند اهمیت توجه به اعتیاد جوانان از این جهت نیز قابل بررسی است جوانی که امروزه مرتکب استفاده از مواد مخدر می شود .

بی شک در سنین بالاتر بی باکانه مرتکب جنایتهای بزرگتر می شود و با تجاربی که در ا ین زمینه مرتکب کرده و آلوده تر شده ، شرایط خطرناک می شود و ضرورت آن نیز از آن جهت است که جوانان در حال گذر از این مرحله هستند و در آینده نزدیک دیگر انرژی و توان را ندارند تا در جهت پویایی زندگی خویش و بقا و پویایی جامعه قابل استفاده و بهربرداری قرار دهند بنابر این با توجه به اهمیت گذر زمان و بزرگی و پیشرفت مسئله اعتیاد پیشگیری از این امر مهم و بسیار ضروری به نظر می رسد .

برخی از شواهد تربیتی و روانشناسی حاکی از آن است که تربیت خانوادگی و فقدان نظام اجتماعی نهاد خانواده و ناکارآمدی برخی والدین اجتماع ‌پذیریهای ناشایسته از سوی دوستان و همسالان و عوامل نامطلوب دیگر جلو ارتقاء ، سطح کیفی ، تعلیم و تربیت فرزندان جوامع اجتماع را گرفته و گاهی چنان سد راه کرده که این جوان نو پا از حرکت مطلوب بازداشته است و به سوی انحراف و کجروی روی آورده در پی افراد در سوء استفاده از مواد در برآید مواد مخدر بر اندام نیروی انسانی پویا و فعال جامعه اثر نامطلوب دارد که نهایتاً استفاده مستمر علاوه بر نابود شخص ، به تخریب اقتصاد ، اجتماع ، اضمحلال فرهنگ و توسعه سقوط و انقراض هویت ملت و مملکت خواهد انجامید. معایب و مضرات اعتیاد علی الخصوص در جوانان بر کسی پوشیده نیست شیوع و گسترش مواد مخدر در میان نسل جوان و جوانی که سرمایه انسانی کشور را تشکیل می دهد مانع رشد و یا پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور گشته و دور باطل توسعه نیافتگی را پدید می آورد

به طور کلی مسئله اعتیاد به قدری گسترده است که نه فقط تمامی جنبه های زندگی بشر بلکه ارکان هستی و شخصیت خانوادگی ، اجتماعی اقتصادی و فرهنگی را تحت شعاع قرار داده آسیب های بسیار جدی اعم از طلاق ، متواری شدن کودکان از خانواده ، افسردگی ، انواع بیماریهای به ویژه ایدز و دهها نوع آسیب دیگر را پدید آورده از طرف دیگر انسان همیشه نوع گرا بوده و ذاتاً طالب تنوع ترقی و بدیع گرایی است این خصوصیات اساس پیشرفت انسان را تشکیل داده و به توسعه و تکامل در نهایت به زندگی سعادتمندانه خواهد انجامید اما اعتیاد به عنوان مهم ترین مانع و آفت و عامل انحطاط در مقابل این ترقی و پیشرفت قرار داد جامعه را از داخل میان پوچ و ساکن در نهایت ساقط می نماید این جامعه نه اینکه به توسعه پیشرفت نمی‌رسد بلکه نابود نیز خواهد شد .

فقر پدیده اجتماعی و رابطه آن با اعتیاد :

با کمال تأسف دیده شده که بیشترین معتادان هر جامعه را افراد فقیر تشکیل می دهند مثلاً افرادی که در مرحله های شلوغ و پر جمعیت شهرهای صنعتی و تجاری زندگی می کنند .

بیشترین درصد معتادان در شهر تهران هستند . البته نمی توان گفت بین فقر و اعتیاد رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه عده زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند علتهایی که این افراد را به این راه می کشانند یکی محرومیت های ناشی از فقر است که تنها راه فرار از این ناراحتی ها را مصرف مواد مخدر می داند عامل دیگر اینکه تولید کنندگان سعی می کنند عوامل توزیع را از اینگونه افراد انتخاب کنند.

چون اولاً علت فقر ، تخصص و حرفه ای ندارند و در نتیجه بازارکارشان بی رونق است . عوامل تولید سعی می کند اول آنان را معتاد می کنند و بعد از آنان برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند چون کاری از بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عین حال به تخصص هم نیاز ندارند . و بعد از مدتی فروش و توزیع برای شناخت ناشی از فقر آموزشی که خود از فقر خانوادگی ناشی می شود علت دیگری برای کشش در این راه است چون خوشبختانه بین میزان آگاهی و شناخت یا حدود تحصیلات و اعتیاد مردم رابطه معکوس وجود دارد . هنوز هم درصد افراد تحصیل کرده معتاد به قدری پایین است که از لحاظ آماری چشمگیر نیست میزان آموزش در مورد دیگر انحراف اجتماعی هم همین نتیجه را دارد .

عوامل اجتماعی و رابطه آن با اعتیاد :

1 – در دسترس بودن مواد مخدر :

یکی از مهم ترین عوامل اعتیاد است چون چیزی به آسانی در اختیار دارد گرایش به آن آسان تر صورت می پذیرد .

2– نابرابریهایی اقتصادی و اجتماعی :

اختلافات طبقاتی در هر جامعه بی ایمانی بیشترین افراد آن جامعه نسبت به شرایط موجود منتهی می شود و همین بی ایمانی نسبت به شناخت اجتماعی در گرایش به اعتیاد تأثیر بسزایی دارد . تا شکاف و فاصله طبقاتی کم شود اعتیاد در جامعه کاهش نخواهد یافت .

3 – تسلط گروههای اقلیت نژادی :

در جامعه ای که اقلیت حاکم بر اکثریت افراد جامعه به صورت یک پدیده اجتماعی درآمده باشد و گروه اکثریت قدرت مقابله با آنان را نداشته باشند در مقابله با این بی عدالتی نمی توانند بی تفاوت بنشیند و اگر مردم ایمان قوی نداشته و یا ایدئولوژی خاصی در آن جامعه ، برای تغییر وضع موجود نباشد برای رهایی از این محرومیت های اقتصادی و اجتماعی ممکن است به مواد مخدر روی آورد و تا مدتی خود را از واقعیت های تلخ این جهان دور نگه دارد بدیهی است تکرار این عمل به اعتیاد منجر می شود .

4 – بیکاری :

به عنوان یک پدیده اجتماعی زمینه مسائدی برای انحراف به ویژه اعتیاد است افراد بیکار چون بیشترین اوقات خود را در قهوه خانه ها یا تریا ها می گذرانند و این گونه اماکن بهترین و مناسب ترین جا برای فروش و مصرف مواد مخدر است .

در نتیجه برای گرایش و کشش به طرف اعتیاد عامل مساعدی به شمار می آیند که در اصل از بیکاری مردم ناشی می شود زیرا یکی از مواردی که در هنگام تحقیق ، نظر مرا جلب کرد وجود این قبیل اماکن عمومی برای مصرف مواد مخدر بود .

عوامل متعددی در اتیولوژی سوء مصرف و اعتیاد مؤثر هستند که در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف و سپس اعتیاد می شود این عوامل دارای تقسیمات است به شرح زیر :

عواملی که مربوط به خود فرد است :

عبارتند از : کمبود اعتماد به نفس ، تمایل به اعمال زشت و خلاف ، ناراحتی های روانی ( اسکیزوفرنیا ، فوبی ، مانیا ، افسردگی اساسی ، اختلالات شخصیت اجتماعی ) درد یا بیماریهای جسمی ، نظر مثبت به مصرف مواد داشتن ، زمینه ارثی ، مورد خشونت قرا رگرفتن و وضعیت بد تحصیلی و ....

- عواملی که مربوط به خانواده فرد و اطرافیان است :

عبارتند از : مصرف مواد توسط افراد خانواده ، رها کردن فرزند به حال خود ، تشنج و درگیری در خانواده دوستان معتاد ، طرد شدن از سوی معلمین ، دسترسی آسان به مواد و فشارهای ناشی از محیط .

حال برای آنکه بخواهیم رابطه نوع ماده مخدر و گرایش به آن را بدانیم باید انواع مواد را بشناسیم یا که در اینجا فقط اشاره ای به انواع مواد می شود و در فصلهای بعدی به طور مفصل به شرح آن خواهم پرداخت 0

مواد توان افزا : که به نام محرک زا نیز معروفند :

آمفتامین ، کوکائین ، خات ، گیاه کوکا ، کراک .

مواد سستی زا یا مخدر :

گیاه خشخاش ، تریاک ، سوخته تریاک ، شیوه تریاک ، مرفین ، هروئین

مواد توهم زا :

گیاه شاهدانه ، کراس ، بنگ ، چرس ، حشیش ، ماری جوانا ، ال اس ری

داروه های مسکن ، خواب آور و آرام بخشها :

پاربیتوراتها ، بنزودیازپام

حال که انواع مواد مخدر را شناختیم به این نکته نیز اشاره می کنم که نحوه مصرف هر یک از این مواد متفاوت است .

به طور کلی چند روش مصرف وجود دارد که عبارتند از :

تزریق ، خوردن ، تدخین ، استنشاق . حال که انواع مواد را شناختیم می توانیم بگویم که مواد مخدر تنها مربوط یک قشر خاصی نمی باشد بلکه همه افراد چه در قشر بالای اجتماعی چه در قشر متوسط اجتماع و چه در قشر پایین اجتماع احتمال می رود که گرایش به مواد مخدر را داشته باشد.

یعنی در این سه طبقه افراد می توانند به صورت دائمی یا تفننی از ماده استفاده کنند ، اگر از مصرف کنندگان ماده مخدر بپرسیم که شد گرایش به مواد مخدر پیدا کردید هر کدام عاملهای مختلفی را در زندگی مؤثر به گرایش به اعتیاد می دانند . امروز با توجه به گستردگی مواد مخدر جوانان اکثر گرایش به این دارند که بیشتر از مواد صنعتی استفاده کنند چون نحوه ی مصرف کردن آن نیز راحت است و ابزار زیادی نیاز ندارد .

پ ) سوالات تحقیق :

1- انواع مواد مخدر چیست ؟

2 – مشکلات اقتصادی افراد درگیر با مواد مخدر چیست ؟

3 – مشکلات اجتماعی افراد درگیر با مواد مخدر چیست ؟

4 – مشکلات فرهنگی افراد درگیر با مواد مخدر چیست ؟

ت) اهداف تحقیق :

1- بررسی و شناخت انواع مواد مخدر .

2- بررسی مشکلات اقتصادی افراد درگیر با مواد مخدر.

3- بررسی مشکلات اجتمادی افراد درگیر با مواد مخدر .

4 - بررسی مشکلات فرهنگی افراد درگیر با مواد مخدر .

ث) اهمیت موضوع :

در بررسی تاریخ بشری شاید کمتر کشوری را بتوان یافت که با مسائل مربوط به مواد مخدر دست به گریبان نبوده و شاید بتوان گفت مواد مخدر همزاد بشر در این جهان یافت شده و امروزه غالب کشوری جهان بنحوی از آنجا با این آفت اجتماعی مواجه می باشند در زمان ما مسئله مواد مخدر مشکل مخاطره آمیز و کاملاً پیچیده به خود گرفته و در عین حال گسترش جهانی یافته است .

مشکلات اجتماعی ناشی از آن ، گریبانگیر همه افراد جامعه می شود بطوریکه اعتیاد به مواد مخدر علاوه بر زیان های جدی و خطرناک جسمی از قبیل ابتلاء به بیماریهای عفونی واگیر دار همچون ایدز ، هپاتیت ، سل عوارض و مشکلات عدیده ی اجتماعی و اقتصادی از قبیل افزایش جرمهای مرتبط با مواد مخدر همچون جنایت و سرقت ، فقر تکدی گری و .... هدر رفتن سرمایه های کلان مادی کشور را به دنبال داشته است کشور ما دارای جمعیتی جوان است . موقعیت استراتژیک ایران و قرارگیری آن در کنار کشورهایی همچون افغانستان و پاکستان که جزء و تولیدکنندگان عمده مواد مخدر بوده و از طرفی دیگر مسئله ی ترانزیت و عبور مواد مخدر به جهت ویژگی های خاص منطقه ای از کشور ما یک مسیر مناسب جهت قاچاق مواد مخدر فراهم ساخته که این باعث رشد روز افزون مصرف داخلی آن شده است پس از پیروزی انقلاب اسلامی علی رغم تلاش بی وقفه نظام مقدس اسلامی کشورمان و تقدیم بیش از 2700 نفر شهید از نیروی انتظامی و نظامی این روند رو به رشد بوده و در نتیجه آمار معتادیان و نیز عوارض ناشی از اعتیاد فراوان افزایش داشته است .

ج) بیان مفاهیم :

اعتیاد : عبارت است از وابستگی به موادی که تکرار مصرف آن با کمیت مشخص و در زمانهای معین از نظر مصرف کننده ضروری بوده دارای ویژگیهای زیر است :

- ایجاد وابستگی جسمی : حالتی است که پس از مصرف مکرر در شخص ایجاد می شود در صورت عدم مصرف یا خنثی شدن اثر آن ماده ، شخص دچار اختلالات شدید جسمی نظیر پا درد آب ریزش بینی ، درد های شدید استخوانی ، بیقراری ، دل پیچه و نظایر آن می شود . این وابستگی پایه ی اساسی برای وابستگی فکری است . به عبارت شرطی شدن به مصرف آن ماده نیز محسوب می شود .

ایجاد وابستگی فکری :

ایجاد حالتی است که شخص پس از مصرف ماده ی ماده مورد مورد نظر احساس رضایت و نوعی اقناع شدن می کند ، علاوه بر آن ، این حالت میل فراوانی نسبت به مصرف مجدد در شخص به وجود می آورد . در واقع این حالت به گونه ای شرطی شدن است که فرد عملاً در می یابد که در موقع ناراحتی ، مصرف آن ماده همراه با رفع ناراحتی بوده است در این نوع وابستگی مصرف کننده علاوه بر ماده مصرفی به شرایط محیط و آدابی که ویژه افراد مزبور است نیز وابسته می شود .

این آداب و رفتارهای خاص در شکل بخشیدن بر حالتهای مصرف کننده اثر می گذارد . برای تعلق داشتن به گروه و این پاره فرهنگ ، مصرف کننده فقط ماده مزبور را مصرف نمی کند ، بلکه باید درک خود را از مصرف آن ماده طبق فرهنگ موجود منطبق سازد .

- پیدایش پدیده ی تحمل در بدن نسبت به مواد مصرفی :

نشانه آن ایجاد جریان تخفیف و کاهش در واکنشهای جسمی خود نسبت به مقدار معینی از آن ماده است .

در نتیجه اگر مصرف کننده بخواهد همان اثرات قلبی را داشته باشد ، باید مقدار بیشتری از آن ماده مصرف کند .

- بدست آوردن ماده مورد نیاز به هر شکل و از هر طریق .

- تأثیر مخرب بر مصرف کننده ، خانواده ، و جامعه .[1]

اعتیاد طبق تعریف W.h.o :

اعتیاد از نظر لغوی به معنی عادت کردن و احساس نیاز است و امروز در منابع علمی به جای اعتیاد از واژه وابستگی استفاده می شود که این واژه در سال 1964 توسط سازمان بهداشت جهانی جایگزین واژه اعتیاد شده است . وابستگی یک ماده جنبه های روانی ، جسمی و رفتاری را شامل می شود ، هنگام وابستگی به یک ماده فرد میل شدید و اجتناب ناپذیری برای مصرف آن پیدا می کند . (مجله بهورز سال 12/ بهار80)

ماده مخدر طبق تعریف w.h.o :

هر ماده ای که پس از وارد شدن به درون ارگانیم بتواند بر یک یا چند عملگر آن تأثیر بگذارد .

( مجله بهورز سال 10 / شماره 3 / پائیز 78 صفحه 22 )

سن شروع : سن فعلی منهای سالهای اعتیاد .

معتاد :

به انسانی گفته می شود که راههای گوناگون خوردن مواد مخدر تزریق آن ، دود کردن استنشاق ، یا از راه مقعد یک نوع ماده یا چند ماده را با هم به صورت مداوم مصرف می کند که در صورت قطع آن مسائل جسمانی ، رفتاری ، یا هر دو مشکل با هم مواجه می شود . علاوه بر این معتاد با تداوم مصرف ، از نظر ظاهری و رفتاری ، به تعریف صوری معتاد در جامعه شبیه شده به تدریج هنجارهای جامعه ی معتادان و خرده فرهنگ متعلق به ایشان را می پذیرد ، در نتیجه مصداق انگ یا بر چسبی می شود که (( معتاد )) نام دارد . پس معتاد ، از یک سو محصول کنش و واکنش مداوم و مرتب بین ارگانیم انسان و مواد طبیعی و شیمایی یاد شده و از سوی دیگر محصول یک وفاق جمعی است .[2]

مشکلات عاطفی و روانی : اختلالات ناشی از فشار روانی غم و غصه که ممکن است منجر به ناتوانی در سازگاری و کنترل رفتار معمولی بشود .

اختلافات خانوادگی :

عدم تفاهم زوج و زوجه و این دو با فرزندان یا بستگان درجه یک بر سر ارزشها ، هنجارها یا توقعات بیولوژیک .

شکست های اجتماعی :

شامل عدم موفقیتی که فرد معتاد در محیط و خانواده به طور کلی در اجتماع با آن مواجه می شود مثل از دست دادن شغل یا مقام اداری ، موفق نشدن در رسیدن به پاره ای از اهداف مثل ورشکستگی در کار ، شکست در عشق و ....

مشکلات اقتصادی :

شامل نداشتن شغل ، مهارت حرفه ای خاص ، پول کافی در اختیار نداشتن ، مشکل تهیه مسکن ، خوراک ، پوشاک ، ماشین و سایر لوازم زندگی .

مشکلات اجتماعی :

شامل شکست در عشق ، شکست شغل ، شکست در تحصیل ، داشتن ناپدری ، داشتن نامادری ، نداشتن سرپرست ، خودزنی ، فوت همسر ، مشکلات عاطفی و روانی در دسترس بودن مواد ، یا نابرابریهای ، اقتصادی و اجتماعی .

مشکلات فرهنگی :

شامل نبودن ارتباطات مناسب بین اعضای خانواده ، دوستان و فامیل ، آشنایان ، همکاران ، هم محلیها ، همشهریها ، واکنش والدین نسبت به خطاهای بزرگ فرزندان ، مرد سالاری و تحمل زندگی توسط زن .


کودک عقب مانده ذهنی

وجود یک کودک عقب مانده ذهنی مسائل فراوانی را در خانواده و اعضای آن بوجود می آورد و تأثیر آن بر رفتار و واکنشهای والدین موضوعی نیست که قابل اغماض و انکار باشد این تأثیر تنها بر روی نحوه ارتباط والدین با یکدیگر و یا ارتباط بین کودک معلول با سایرین نیست، بلکه ارتباط متقابل و تعاملات افراد خانواده را نیز تحت تأثیر قرار می دهد (تیم چاک1، به نقل از نظام
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 96 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 159
کودک عقب مانده ذهنی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فصل اول

وجود یک کودک عقب مانده ذهنی مسائل فراوانی را در خانواده و اعضای آن بوجود می آورد و تأثیر آن بر رفتار و واکنشهای والدین موضوعی نیست که قابل اغماض و انکار باشد. این تأثیر تنها بر روی نحوه ارتباط والدین با یکدیگر و یا ارتباط بین کودک معلول با سایرین نیست، بلکه ارتباط متقابل و تعاملات افراد خانواده را نیز تحت تأثیر قرار می دهد (تیم چاک[1]، به نقل از نظامی 1366).

وجود کودک عقب مانده ذهنی معمولاً منجر به تغییر رفتار اعضای خانواده می شود. والدینی که با هزاران امید و آرزو منتظر تولد طفل طبیعی و سالم و زیبا می باشند، با تولد کودک عقب مانده با مرگ آرزوها و امیدها و افول انتظارات خود مواجه می شوند و آینده ای مبهم و تاریک را برای خود ترسیم می نمایند.

وقتی کودک از لحاظ بدنی طبیعی بدنیا می آید، انتظارات والدین تا اندازه ای برآورده می شود. اما بعدها اگر در جریان رشد کودک مشکلی رخ دهد ممکن است که این توقعات تغییر کند و درست در همین زمان است که برچسب هایی از قبیل کندآموز، کندذهن و عقب مانده ذهنی از طرفین والدین مورد استفاده قرار می گیرند (الکساندر و تیم چاک[2]، به نقل از نظامی 1366).

در نگاهی گذرا به مسئله عقب ماندگی ذهنی و تأثیری که این پدیده بر روابط والدین با یکدیگر و با کودک و از طرفی با دیگران می گذارد، می توان والدینی را مشاهده کرد که تا مرز نابودی و از بین بردن فرزند خویش پیش رفته و یا درصدد طرد کامل او برآمده اند. از سویی دیگر، والدینی را نیز می توان یافت که تمام هم و غم و نیز تلاش خود را صرف رشد و شکوفایی و درمان و تربیت فرزند عقب مانده ذهنی خود کرده اند. شاید این برخوردها و واکنش های متضاد از طرف والدین بیانگر این باشد که آنها در هنگام برخورد با فرد عقب مانده ذهنی دچار نوعی ابهام می شوند و این باهام شاید به دلیل عدم شناخت موضوع عقب ماندگی ذهنی، انواع و عوامل بوجود آورنده آن باشد. بنابراین قبل از هر چیز با توجه به مسائل متعدد کودکان عقب مانده ذهنی ضروری به نظر می رسد که درک روشنی از تعاریف، طبقه بندی و علل و عوامل مؤثر در بروز عقب ماندگی ذهنی ارائه گردد. چرا که در هر مقطع زمانی تعریفی خاص با توجه به نگرش های حاکم بر جوامع از پدیده عقب ماندگی ذهنی ارائه می شود و در نتیجه وظایف والدین نیز بر اساس این تعاریف و نگرشها، تعیین و مشخص می شوند (تیم چاک[3]، به نقل از نظامی 1366). والدین نه تنها نسبت به فرزند عقب مانده ذهنی خود واکنش عاطفی نشان می دهند. فشار گروهها خواه واقعی باشد یا غیرواقعی، اغلب والدین را به کناره گیری از تماس های عادی اجتماعی شان وادار می سازد. خانواده بی اختیار گوشه گیر می شود و به دلیل افزایش این طرد اجتماعی و گوشه گیری، والدین تمایل به تمرکز دائمی و بیش از حد بر فعالیت های کودک پیدا می کنند. این افزایش توجه و تمرکز به ناتوانائی های کودک، موجب بروز اختلالات شخصیتی و روانی بیشتر والدین می گردد (داور منش، 1370).

وجود کودک عقب مانده ذهنی اثرات عمیقی بر روی نحوه ارتباط اعضای خانواده با هم و هر یک از آنان با کودک می گذارد و همین اثرات، چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جویانه حل نشود، ضایعات جبران ناپذیری بر والدین و سایر اعضای خانواده و خصوصاً کودک عقب مانده وارد می کند. عامل هرگونه تفاهم و پذیرش یا عدم تفاهم در اصل خود والدین می باشند. بنابراین نوع عکس العملی که پدر و مادر در مقابل عقب ماندگی ذهنی فرزندشان از خود بروز می دهند در ایجاد جوی مساعد هم برای خود کودک و هم برای سایر افراد خانواده نقش بسیار حساسی را دارد (میلانی فر، 1370).

تعریف عقب ماندگی ذهنی[4]:

تاکنون تعاریف متعددی از عقب ماندگی ذهنی توسط دست اندرکاران و متخصصان مختلف ارائه گردیده است. اما باید اذعان نمود که تعریف دقیق و روشن عقب ماندگی ذهنی چندان آسان نیست، زیرا که عقب ماندگی ذهنی با شرایط یکسان و به یک میزان و با علل مشابه و آثار همانند در همه افراد عقب مانده ذهنی مشاهده نمی شود. عقب ماندگی ذهنی یک پدیده تک بعدی نمی باشد، بلکه یک شرایط مرکب و پیچیده ذهنی است. به همین جهت بسیاری از متخصصین امور تربیتی، روان شناسی و روان پزشکی و پزشکی علاقمند به بررسی ابعاد مختلف عقب ماندگی ذهنی می باشند. بدیهی است که در این میان، پزشکان در تعریف عقب ماندگی ذهنی عمدتاً توجه خاصی به ضایعات مغزی معطوف داشته و روان شناسان بیشتر به چگونگی رفتار در افراد عقب مانده ذهنی توجه می نمایند. در هر حال آنچه که مورد نظر غالب متخصصان آموزش و پرورش کودکان عقب ماندگی ذهنی می باشد، ارائه یک تعریف جامع از عقب ماندگی ذهنی و نمایان نمودن تمامی ویژگی های مربوط به تأخیر در رشد ذهنی و روانی و عاطفی و اجتماعی افراد عقب مانده است (افروز، 1370).

انجمن عقب ماندگی امریکا[5] تعریفی بدین قرار ارائه می دهد، عقب مانده ذهنی به شرایطی اطلاق می شود که در آن عملکرد کلی ذهن به طور مشخصی پایین تر از میانگین است و همزمان با آن در رفتارهای انطباقی نارسایی هایی دیده می شود که این وضعیت در دوران رشد پیش می آید (گروسمن، به نقل از منشی طوسی، 1369). عملکرد کلی ذهن بر اساس نتیجه آزمونهای هوشی استاندارد سنجیده می شود. زمانی که گفته می شود عملکرد ذهنی فرد پایین تر از میانگین است یعنی دو انحراف معیار نمره هوشی او از حد متوسط پایین تر است و رفتار سازگارانه عبارتست از درجه رسیدن فرد به معیارهای مناسب سن و گروه اجتماعی در استقلال فردی و مسئولیت اجتماعی می باشد (منشی طوسی، 1369).

کـانـر[6] دو طبقه از اشخاص مبتلا به نقص ذهنی را برحسب موقع و منزلت بزرگسالیشان تعریف کرد. تعاریف او میزان معلولیت را با توجه به شرایط محیطی که فرد معلول باید خود را با آن منطبق سازد مورد توجه قرار می داد و کندذهنی نسبی و مطلق را با توجه به تعابیر ذیل مورد تمیز و تفکیک قرار می داد.

نوع اول عقب ماندگی ذهنی شامل افرادی که در تمام جوامع دچار مشکل هستند یعنی نارسایی های آنها به گونه ای است که هم در جوامع پیشرفته و هم در جوامع غیر پیشرفته، عقب مانده ذهنی تلقی می شوند. و نوع دوم شامل افرادی می شود که محدودیت های هوشی آنها به طور قطع مرتبط با معیارهای فرهنگی خاص است که آنها را احاطه کرده که در جوامع ساده ترف آنها هیچ مشکلی در باب نایل شدن و برخورداری از برابری در برآورد آرزوهای قابل درک و عملی خود ندارند (رابینسون به نقل از ماهر 1366).

اینهلدر[7] شاگرد و همکار پیاژه تعریف هوش و عقب ماندگی را اینطور بیان می کند. هوش نتیجه تأثیر دائمی و متقابل فرد با محیط است و اگر این رابطه متقابل به طور متعادل صورت گیرد موجب توانایی سازگاری با محیط و پیشرفت هوش می شود. کودک در مراحل مختلف رشد تصاویر ذهنی مختلفی دارد که از تصاویر ذهنی ساده شروع می شود و به تصاویر پیچیده تری می رسد. گذشتن از این مراحل یعنی از مراحل پایین به مراحل بالاتر بستگی به رشد هوش، ساختمان عصبی و بدنی، تجارب اجتماعی و تجارب زندگی او دارد.

اهمیت نظریه اینهلدر در هوش این است که پدیده های روانی و بخصوص هوش دارای الگوی مخصوص و از یک نظام کلی که اساس آن تجارب اولیه و عکس العملهای کودک از بدو تولد حتی قبل از اینکه قادر به تکلم باشد شروع می شود. این عکس العملها حسی و حرکتی هستند که کودک روابط محسوس عینی و عملی بین اشیاء و حوادث را بطور منظم یکی بعد از دیگری کشف کرده و پاسخهای عملی و درست به وضعیت های مختلف می دهد. از همین جا اینهلدر عقب مانده را افرادی از جامعه می داند که در مراحل پایین رشدی متوقف می شوند و در آنها کششهای نهاد قوی و زیاد است (به نقل از میلانی فر 1370).

طبقه بندی کودکان عقب مانده ذهنی

افراد عقب مانده ذهنی را بنابر ملاکها و ضوابط مختلفی تقسیم کرده اند و علت تقسیم بندیهای متعدد این است که عقب ماندگی ذهنی یک بیماری یا سندرم واحدی نیست بلکه حالاتی است که بر اثر عوامل متعدد و متفاوتی بوجود می آید. از تقسیم بندیهایی که توسط متخصصین مختلف ارائه شده است می توان به طبقه بندیهای زیر اشاره نمود(میلانی فر 1370):

1-روان شناسان

2-روان پزشکان

3-متخصصین تعلیم و تربیت.

1- گروه دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر [8]

این گروه دارای بهره هوشی بین 70-50 می باشند. بدلیل آنکه شناسایی و تشخیص کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر در سنین پایین بویژه قبل از دبستان و دوره های اول دبستان بسیار مشکل می باشد. تعداد قابل توجهی از آنان در مدارس معمولی ثبت نام می کنند. البته بتدریج همزمان با پیچیدگی نسبی محتوای دروس و بویژه در اواخر کلاس و از کلاس دوم به بعد عقب مانده ذهنی این قبیل دانش آموزان بیشتر آشکار گشته و شناسایی و تشخیص آنان آسانتر می شود. دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر نمی توانند بهره لازم و کافی را از برنامه های آموزشی کلاسهای معمولی ببرند. این کودکان در هر حال آموزش پذیر بوده و قادر به فراگیری اطلاعات عمومی و درسها رسمی کلاس از قبیل خواندن و حساب کردن و مهارت های مناسب شغلی بوده و می توانند در اداره زندگی خود از تحصیل خویش بهره مند شوند. این دانش آموزان می توانند با حداقل مشاوره در زندگی خود کفایی اقتصادی و اجتماعی داشته باشند (افروز، 1369).

تشخیص افراد عقب مانده ذهنی آموزش پذیر بر اساس آزمایشهای عمومی و رشد بدنی به دلیل آنکه غالباً مشابهت فراوان با افراد عادی دارند تقریباً غیر ممکن می نماید. اما در راه رفتن و بویژه صحبت کردن، به طور کلی دچار کندی محسوس هستند. در این گروه افرادی پیدا می شوند که از لحاظ یادگیری در کارهای عملی و غیر کلامی به حد متوسط کودکان عادی می رسند. در مورد آموزش نیز اگر برنامه ها مناسب به اجرا گذاشته شوند، می توانند در زمینه درسی موفق باشند (نلسون[9] و ایزرائیل [10]1980 به نقل از منشی طوسی 1369). این افراد با رسیدن به سن بلوغ در جمعیت وسیع جامعه گم می شوند زیرا توانایی سازگاری شغلی و اجتماعی را دارا هستند. (میلانی فر 1370).

2- گروه کودکان عقب مانده ذهنی تربیت پذیر[11]

این گروه از کودکان دارای بهره هوشی بین 25 تا 50 می باشند. معمولاً تعدادی از کودکان عقب مانده ذهنی تربیت ÷ذیر در سنین دبستان در سازمان ها و مؤسسات مختلف و عده ای نیز در منزل نگهداری می شوند (افروز 1365). این کودکان و نوجوانان می توانند انجام امور ساده و آسان را فراگیرند و قادرند خود را از خطرات عادی حفظ نموده و از عهده کارهای شخصی خود برآیند. قوه تعمیم و تمیز آنها محدود است. امور و کارهای ساده را به آهستگی و با تأخیر می آموزند ولی برای یادگیری مسائل پیچیده استعداد کافی و تمرکز فکری لازم را ندارند. از لحاظ عاطفی وضع متغیری دارند. خیلی زود تحت تأثیر قرار می گیرند و در برابر مخالفت دیگران عصبانیت و حملات تهاجمی از خود نشان می دهند (میلانی فر، 1370). در حد بالای این گروه افرادی هستند که بهره هوشی آنها به سطح کودکان آموزش پذیر می رسد بنابراین از توانایی بیشتری برای یادگیری برخوردار هستند. و می توان با اصولی که در آموزش آنها لازم و ضروری به نظر می رسد به آنها درجهت یادگیری کمک کرد (مک کویین و پاترسون[12] 1983).

3- گروه کودکان عقب مانده ذهنی حمایت پذیر [13]

این کودکان که دارای بهره هوشی کمتر از 25 دارند به علت عقب ماندگی شدید ذهنی و بدنی قادر به یادگیری و تربیت پذیری در حد مطلوب نبوده و توانایی انطباق با محیط و سازگاری اجتماعی را ندارند. از نظر اقتصادی کارایی لازم را نداشته و نیاز به کمک مستمر در انجام کارهای شخصی دارند. تکلم و رشد گویایی در درجات پایینی است. قضاوت و استدلال در آنها کم و یا وجود ندارد. دقت و حافظه در آنها بسیار ضعف است. درجات پایین این گروه را افرادی تشکیل می دهند که به هیچ وجه فعالیت ذهنی نداشته و یا فعالیت ذهنی بسیار محدودی دارند. ولی درجات بالاتر را کسانی می دهند که قادر به تکلم کلماتی محدود هستند (میلانی فر، 1370) .

کودکان حمایت پذیر به کمک بسیار نیازمندند و حتی خیلی از آنها توانایی خودیاری ندارند. این کودکان اغلب در مؤسسه های ویژه نگهداری می شوند زیرا نگهداری آنها در خانه برای دیگر افراد خانواده مشکلاتی را ایجاد می کند و ممکن است بر روی سایر افراد خانوادو و کارکرد آن اثر بگذارد (نلسون و ایزرائیل[14]، به نقل از منشی طوسی، 1369).

لازم به ذکر است که در سالهای اخیر تنها، نگهداری این افراد مورد توجه نبوده بلکه به آموزش و پرورش این گروه از افراد نیز توجه زیادی مبذول شده است.

واکنشهای والدین نسبت به کودک عقب مانده ذهنی

تولد یک کودک عقب مانده ذهنی می تواند برای خانواده واقعه ای ناگوار باشد هاگامن به نقل از منشی طوسی (1369) برخی مسائل مربوط به واکشنها و سازگاری در برابر کودک عقب مانده ذهنی را مورد بحث قرار داده است. بی تردید در باتدا واکنشها به انتظاراتی معطوف می شود که از کودک بدنیا آمده انتظار می رفته است. اکثر والدین انتظار دارند که کودکانی جذاب، تیز هوش، تندرست، شاد و دوست داشتنی داشته باشند. والدین کودک عقب مانده ذهنی نه تنها برای انتظارات بر باد رفته خود افسوس می خورند، بلکه اغلب با فشارهای روانی و اقتصادی بسیاری نیز روبرو هستند.

وجود کودک عقب مانده ذهنی می تواند گوناگونی را برای والدین به همراه داشته باشد. ایجاد و تشدید اختلافات خانوادگی، تحمل بار سنگین اقتصادی، تحمل صحبت های دیگران در رابطه با کودک و بسیاری از مسائل دیگر می تواند از تظاهرات خانواده هایی باشد که کودک عقب مانده ذهنی دارند. والدین کودکان عقب مانده ذهنی در شرایط دشواری قرار دارند، زیرا از لحاظ اجتماعی ممکن است به خاطر فرزندشان احساس شرم کنند و این احساس شرم ممکن است به طور آشکار یا پنهانی موجب طرد کودکان شود. بسیاری از خانواده ها به شدت روش زندگی خود را تغییر می دهند. زیرا وجود کودک دارای عقب مانده ذهنی خانواده را درگیر کرده و فعالیت اجتماعی شان را تقریباً محدود می سازد (بکمان[15] 1991).

تأخیر در راه رفتن، تأخیر درحرف زدن، عدم استقرار و سکون، عدم توانایی کودک در انجام امور، زنگهای خطری هستند که وجود کودک غیر طبیعی را اعلام می دارند. خانواده در آغاز مسئله را جدی تلقی نمی کند. ولی بعد از مدتی که اختلالات کودک بارزتر می شود، خانواده دیگر قدرت توجیه را از دست می دهد. کندی رشد ذهنی کودکش را حس می کند. نگران می شود و به هر حال بنا به توصیه دیگران یا به میل خود به متخصص مراجعه می کند (داورمنش ، 1370).

معلولیت کودک، کندی رشد و امکانات سرپرستی ویژه ای که برای مراقبت جسمی و آموزشی کودک لازم است، بعلاوه سرخوردگی و رؤیاهای بربادرفته، همگی بر والدین فشارهایی وارد می کند که موجب برهم خوردن نظم و آرامش و تعادل خانواده می شود. تنش هایی که بخاطر مراقبت از کودک بوجود می آید، اشکال در ایجاد ارتباط با کودک بعلت عدم توجه از جمله مشکلات دیگری هستند که بر والدین تأثیر می گذارند. دالتون و اپشتاین[16] به نقل از ملک پور (1369) بیان می کنند که والدین ممکن است همزمان در مورد ناامیدی خود، غمگین بوده، در مورد مسئولیت و احساسات متضاد خود، احساس گناه کرده و در مورد آینده کودک نیز نگران باشند. والدین ممکن است خود را در زمینه بهبود وضعیت کودک ناکان ببینند گرابلر[17] می گوید: هنگامی که امید والدین برای بهتر شدن وضع کودک به نتیجه نمی رسد، خشمگین می گردند و این خشم، به نوبه خود، ایجاد احساس ناامیدی و گناه می کند ( به نقل از ملک پور، 1369).

واکنش همه والدین در مقابل معلولیت ذهنی فرزندشان یکسان نیست. ولی به طور کلی می توان پذیرفت که اکثریت قریب به اتفاق والدین اینگونه کودکان در مقابل معلولیت ذهنی فرزندشان به نحوی واکنشی نامطلوب از خود بروز می دهند که نوع و میزان این واکنش و عکس العملها، با توجه به جنبه های شخصیتی آنها و زمان بروز واکنش، با یکدیگر متفاوت می باشد. (ملک پور، 1369).

بسیاری از والدین اینگونه فرزندان خود را تا حد امکان از برخورد با دیگران منع نموده، تا آنجا که بتواند آنان را در محیطی دور از سایرین نگه می دارند. تأکید درجداسازی کودک معلول از اقوام، همسایگان و نزدیکان کم کم موجب انزواگرایی کل خانواده می گردد که این خود لطمات جبران ناپذیری برای خانواده به همراه دارد. زیرا انسان موجودی اجتماعی است و برای جبران نیازهای عاطفی و اجتماعی خود، احتیاج به برخورد متقابل با همنوعان خود دارد. پدر و مادر از داشتن چنین کودکی به شدت رنج می برند. گاهی خود را سرزنش می کنند و با نهایت ملاطفت، حداکثر کوشش خود را به پای کودک می ریزند و زمانی نیز دیگران را مقصر قلمداد می کنند. (سعیدی، 1369).

واکنشهای والدین به تشخیص اینکه کودک آنها عقب مانده است تا حد زیادی یک امر فردی است. نوع و شدت پاسخها به طور متنوعی گسترده است. اما یک دسته از واکنش ها به طور مشترک در میان اکثریت والدین با کودک عقب مانده ذهنی دیده می شود که عبارتند از :

1- واکنش های اضطرابی:

والدینی که به سبب داشتن فرزندان دچار نقص در ماتم از دست دادن یک رؤیا بسر می برند. احساسات تعمیم یافته اضطراب را نشان می دهند. اضطراب بخاطر این سؤال که چگونه باید بین مسئولیت تأمین رفاه یک انسان دیگر و حق فرد برای داشتن یک زندگی مستقل تعادل برقرار کرد ارتباط دارد. ایجاد این تعادل به یک سازگاری شخصی و درونی نیازمند است. (کرنیک[18] و همکاران 1985).

از آنجا که کودک عقب مانده ذهنی احتیاج به اتکاء زیاد و حمایت مستمر والدین دارد، چنین افرادی با داشتن کودک عقب مانده ذهنی دچار تضاد و درگیریهای بسیار می گردند. واکنشهای عاطفی پیچیده، واکنشهای ناسازگارانه شدید از جانب والدین آشکار می گردد. اینگونه والدین همواره این ترس را دارند که کودک عقب مانده همیشه با آنها خواهد بود. اگر چنین ترسی عمیق و دائمی باشد در والدین ایجاد اضطراب می کند (داورمنش، 1370).

گروهی از والدین که بسیار مضطرب و نگران هستند در برابر اولین اعلام خطری که به آنها می شود، دچار نگرانی شده و به متخصصین مختلف مراجعه می کنند تا هر چه سریعتر درمان کودک را آغاز کنند. این دسته از والدین نیز مشکلات خاص خود را دارند. معمولاً مایل نیستند که کودکشان همراه با سایر کودکان عقب مانده ذهنی در مدارس مخصوص اینگونه کودکان تحصیل کنند و گاه برنامه هایی را به کودک خود تحمیل می کنند که بیشتر از توانایی های او است و موجبات خستگی شدید او را فراهم می کند (رابینسون به نقل از ماهر 1366).

2- تمایل به طرد کودک

ناسازگاری عاطفی والدین بر روی رفتار آنها با کودک عقب مانده ذهنی تأثیر می گذارد. در بیشتر موارد این رفتار به شکل طرد کودک، آشکار می شود. فرید[19](به نقل از راتن و اسمیت[20] 1991) معتقد است که اینگونه والدین تصور می کنند که با تحت فشار گذاشتن کودک در خانه و سختگیری نسبت به کودک به او کمک می کنند. در حالیکه چنین محیط ناآرام و سختی کودک را به جانب بسیاری از اختلالات سوق می دهد. معمولاً چنین والدینی توجه زیاد به رشد چنین کودکی از خود نشان می دهند. اما این توجه اساساً انعکاسی از ترس و وحشت و اختلالات خود والدطن می باشد زیرا که پدر و مادر معمولاً به طور ناخودآگاه کودک را طرد می کنند و چون از چگونگی احساس خود نسبت به کودک بی اطلاع می باشند بنابراین دچار تضاد می گردند.

3- احساس گناه والدین :

اغلب اتفاق می افتد که والدین کودکان عقب مانده ذهنی به اشکال مختلف خود را مسئول یا مقصر وضعیت کودک بدانند و آن را ناشی ازعملی تلقی کنند که قبلاً انجام داده اند. ممکن است والدین به صورت یکی از سه شکل کلی ذیل احساس گناه خود را آشکار سازند. اولین شق مشتمل بر والدینی است که در سابقه زندگی یشان سندی مبنی بر انکه در واقع آنان نقس فرزندشان را موجب شده اند وجود دارد. چنین سوابقی استفاده از داروهایی در طول دوران بارداری، دارا بودن اختلالات ژنتیکی نهفته در خانواده، دچار شدن به بیماری قابل پیشگیری یا درگیر رخدادهای مشابه، که والدین معتقدند می توانسته اند از آنها پیشگیری کنند. دومین طریقی که والدین کودکان با عقب ماندگی ذهنی توسط آن احساس گناه را آشکار می سازند کمتر منطقی به نظر می رسد. این طریق در اعتقاد والدین به اینکه نقص کودک تنبیه عادلانه و عقوبت اعمالی خاص و ناپسند است که آنان در گذشته مرتکب شده اند. انعکاس می یابد نیازی نیست که بین ماهیت گناه گذشته و ماهیت نقص ارتباط وجود داشته باشد. سومین تظاهر احساس گناه برداشتی است که والدین نسبت به پیش آمدن چیزهای خوب و بد زندگی دارند. آنان اساساً اظهار می دارند چیزهای خوب برای افراد خوش اقبال و چیزهای بد هم برای افراد بد اقبال اتفاق می افتد. چنین اعتقاد کلی صرفاً به این سبب که نقص وجود دارد پدر و مادر را در احساس گناه باقی می گذارد (ویلککس[21] ، 1979).

بکمان[22] (1983) اظهار می دارد که احساس گناه و تقصیر در والدین بر اثر تولد فرزند معلول ذهنی بوجود می آید. این نوع فرزند تهدیدی بر علیه خود والدین است که موجب می گردد والدین نتواند از زندگی خود لذت ببرند. والدینی که چنین تفکری را دارند، برای آنها بی نهایت مشکل است تا کودک را بپذیرند. اینگونه والدین عقب ماندگی ذهنی فرزند خود را انکار می کنند و تمایل به دریافت کمک از دیگران برای بهبود وضعیت کودک را ندارند.

احساس گناه شکل خاصی از اضطراب است که از عوامل خود برتر بسیار قوی سرچشمه می گیرد. این احساس معمولاً در مقابل برخی از اعمال گذشته فرد بروز می کند. شخصی که بطور دائم احساس گناه می کند دارای یک درک شخصی ضعیف از موقعیت می باشد که خود را در مسیری بسیار ناخوشایند می بیند. وقتی احساس گناه بسیار قوی باشد. فرد احساس ناامنی و عدم حماطت می کند و به همین نسبت میزان احساس رضایت شخصی این افراد بسیار پایین می آید. هر قدر احساس گناه والدین بیشتر باشد تمایل آنها به متهم یا مقصر دانستن خودشان برای وضعیت کودک بیشتر می شود. نیکسون و سینگر به نقل از بلاچر[23] و دیگران (1980) اظهار می دارند که تعداد زیادی از والدین کودکان عقب مانده ذهنی خود شرمی و تقصیر افراطی را تجربه می کنند. والدین اینگونه کودکان نسبت به فرزند عقب مانده خود احساس گناه و مسئولیت می کنند، حتی زمانی که کودک آنها به طور روشنی دارای نقیصه نیست.

برکویتز[24] (1960) ابراز می دارد که مادران افسرده ای که دارای فرزند عقب مانده ذهنی هستند به طور معنی داری نسبت به مادران با کودک عادی احساس گناه و تقصیر بیشتری می کردند هم چنین در پژوهش او نشان داده شد که همانند جمعیت عادی احساس گناه و خود شرمی والدین با کودک عقب مانده ذهنی با افسردگی، ناامیدی، بی یاوری، و خودپنداره پایین ارتباط دارد. و نیز اعتقاد بر این است که احساس گناه که بوسیله والدین کودکان عقب مانده تجربه می شود به وابستگی والدین به کودکان خود، کارآمد بودن والدین، سیستم های سلامت خانواده، ارتباط سالم بین والدین ارتباط دارد (مایرسون[25] به نقل از بیلی[26] و دیگران 1992) .

ژاک [27](1979) عنوان می کند اینکه والدین با کودک عقب مانده ذهنی بین دو احساس عشق و نفرت از کودک قرار می گیرند حقیقت دارد. تضاد میان این دو احساس موجب بوجود آمدن واکنش احساس گناه و تقصیر می گردد و چون والدین نمی توانند به وجود این تقصیر اعتراف کنند، بنابراین احساس تقصیر به شکل واکنش طرد، حمایت بیش از حد، تحت فشار گذاشتن کودک انعکاس پیدا می کند.

والدین کودکان عقب مانده ذهنی ممکن است احساس گناه کنند. والدین ممکن است به دلیل آنکه حس می کنند نسبت به کودک خود خشم و خشونتی نشان داده اند. این احساس گناه برایشان پیش می آید و اینکه، انگیزه های غیرارادی برای طرد کودک و احتمال نابود کردن او در خود احساس می کنند. (ولفنزبرگر[28]، به نقل از ملک پور 1369).

بعضی از والدین به کودک به عنوان یک عامل تنبیه کننده که از جانب خدا، برای کیفر گناهی که در گذشته مرتکب شده اند، می نگرند. احساس گناه به خصوص هنگامی واقعی است که والدین انگیزه از بین بردن کودک خود را داشته باشد (ملک پور 1369).


بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان متوسطه نظری منطقه 11 تهران

هوش هیجانی از سازه هایی ا ست که از طریق تظاهرا ت هیجانی و با درک وا نسجام بخشیدن به هیجا نها جلوه گر می شود به نظر مایر وسا لووی1 (1993) هوش هیجانی گونه ای هوش اجتماعی ا ست که توانایی برخورد با عواطف در خود و دیگران را در بر می گیردهمچنین آ نان بر این باورند که هوش هیجانی قابلیتی ا ست که تفکر و اقدامات هر فرد را هدایت می کند چنین برداشتی از هوش ه
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 158 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 181
بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان متوسطه نظری منطقه 11 تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

بیا ن مسأ له

هوش هیجانی از سازه هایی ا ست که از طریق تظاهرا ت هیجانی و با درک وا نسجام بخشیدن به هیجا نها جلوه گر می شود . به نظر مایر وسا لووی[1] (1993) هوش هیجانی گونه ای هوش اجتماعی ا ست که توانایی برخورد با عواطف در خود و دیگران را در بر می گیرد.همچنین آ نان بر این باورند که هوش هیجانی قابلیتی ا ست که تفکر و اقدامات هر فرد را هدایت می کند .چنین برداشتی از هوش هیجانی این سوال را پیش می آورد که آیا هوش هیجانی با خلاقیت که یکی از انواع تفکر بوده و رفتاری است که از فرد سر می زند دارای همبستگی است یا خیر ؟

همچنین مساله دیگر آن ا ست که بسیاری از نظریه پردازان هوش هیجانی نظریه های خود را با ارزشیابی که از بزرگسالان به عمل آورده اند عملیاتی کرده اند و از ابزارهایی در این خصوص از آنها بهره گیری شده است مقیاس چند عاملی هوش هیجانی مایر و همکاران،(2000) مقیاس درک عاطفی بارنت[2] (1996) آزمون EQMAPکوپروساواف[3] (1997) و مقیاس هوش هیجانی شوتی[4] و دیگران (1998) بوده است . با این همه بیشتر ابزا رها یی که برای بر آورد هوش هیجانی با جنبه های مختلف آ ن ساخته ا ست عمومأ برای گروه سنی بزرگسالان و گاهی برای کودکان مورد استفاده قرار می گیرد (سالیوان 1999)[5].

در میان ابزارهای که برای گروه جوانان قابل استفاده ا ست سیاهه هوش هیجانی بارآن[6](2000) می باشد. به هر حال هوش هیجانی به دلیل مزایایی چون ارتقا سطح اعتماد به نفس انعطاف پذیری همدلی همسازی با دیگرا ن و تأ ثیر آ ن بر عملکرد خلاقانه افراد مورد تأ یید ا ست. چرنیس[7] (2000) و عاملی سازنده در حیات اجتماعی شخص تلقی می شود . لازاروی و فولکمن[8] (1984). در ایران در خصوص همبستگی و اثر گذاری هوش هیجانی و خلاقیت پژوهش چندانی انجام شده است . و با در نظر گرفتن اینکه هوش هیجانی زمینه ای برای ارتقا عملکرد خلاقانه است و نسل جوا ن برای سازندگی بیشتر نیازمندآن هستند کوشش زیادی صورت نگرفته است. ولذا پژوهش حاضر به دنبا ل پاسخگویی به ا ین سوا ل ا ست که آیا در بین دا نش آموزان دوره متوسطه همبستگی بین هوش هیجانی و خلاقیت آنان مشاهده می شود یا نه ؟

اهمیت و ضرورت موضوع پژوهش

از آنجا که توجه به هوش هیجانی و خلاقیت نقش مهمی در تعلیم و تربیت دارد لازم ا ست دست اندرکاران نظام آموزشی توجه به پرورش و رشد و شکوفایی خلاقیت را در نظر دا شته باشند.

بایستی به معلمان خاطر نشان ساخت که رفتار خلاق و عوامل درونی و بیرونی مرتبط با آن رفتار را می توان تغییر داد و در بهبود آن تلاش کرد. بار آن،(1999)،لذا شناخت خصوصیات افراد خلاق و ویژگیهای شخصیتی آنها امری ضروری است.

نلر[9] (1960) یک مانع بر سر راه خلاقیت را نحوه تفکر دانش آموزان درباره خودشان می داند که آنها ارزیابی های منفی از خود داشته ونیز عدم باور دا شتن خود می تواند خلاقیت را پایین بیاورد.

گلمن[10] (1995) معتقد است می توانیم با شناسایی پایه های هوش هیجانی و آموزش به افراد، توانایی درک خود، مقاومت و کنترل احسا سات خود را افزایش دهیم و در ابعاد مختلف رشد در بعد شناختی هیجانی اخلاقی و اجتماعی تغییرات زیادی ایجاد کنیم .

گمان بسیاری از محققان مانند گیلفورد و تورنس[11] (1985) این است که خلاقیت را باید مجموعه یکپارچه از عناصری مانند (سیالی، ابتکار، انعطاف پذیری و بسط ) دانست که در کنار هم صفتی وحدت یافته را به نام خلاقیت می سازند.

در مورد هوش عمومی و خلاقیت همواره این سوال مطرح است که آیا خلاقیت یکی از عوامل هوش است.یا اینکه بین این دو استقلالی وجود دارد ؟ عده ای معتقدند بین این دو ارتباطی قوی وجود دارد و آنها شبیه بهم هستند و خلاقیت بدون هوش بی معنی ا ست .

عده ای دیگر معتقدند بین این دو ارتباطی وجود ندارد و آنها مستقل از هم عمل می کنند . در این دیدگاه اظهار می شود خلاقیت ترکیبی یکپارچه از عناصر مختلف سیالی ابتکار انعطاف پذیری و بسط ا ست. که بعدی خاص تحت عنوان خلاقیت را می سازند و این عناصر با هم در تعامل و ارتباط هستند.

این گمان نیز هست که اگر پیوستگی بین هوش و خلاقیت وجود دارد تا حد معینی از ارتباط است (سطح آستانه ای ) . و پس از این حد دو حوزه عملکردی مستقل خواهند داشت. علاوه بر اینها ادعا می شود لزومأ هر فرد باهوشی خلاق نیست و هر فرد خلاقی نیز کم هوش نیست . چنین مساله ای بر این عقیده استوار ا ست که خلاقیت ویژه افرادی خاص (با ضریب هوشی معین )ا ست. که تنها آنها قادرند قدرت آفرینندگی را دارا باشند و بعبارت ساده تر خلاقیت دارای توزیعی غیر نرمال است . گیلفورد[12] (1967) اعتقاد دارد ارتباط بین دو مفهوم در زیر سطح آستانه ای 120 بسیار قوی تر از سطوح بالای آ ستا نه ای است .

نظریه آ ستانه ای در حقیقت به میزانی معین از هوش برای خلاقیت اشاره دارد. تورنس (1967) نیر این میزان را با حداقل ممکن بین 115 تا 120 فرض می کند . (دادستان 1372 ).

یکی از کارکردهای اصلی آموزش و پرورش این است که دانش آموزان را نسبت به شخصیت خودشان آگاه سازد. دانش آموزان باید از همان سالهای ابتدا یی مدرسه بی همتا بودن خود و دیگران را بطور عمیق و کامل احساس کنند. فرد برای رسیدن به خلاقیت و خود شکوفایی نیازمند اعتماد به خود است .شخص باید به ارزش فردی خود اطمینان داشته باشد . اسبورن (1370).

از جنبه کاربردی اهمیت موضوع پژوهش را باید بطور عمده به نفع نظام آموزشی تفسیر کرد. اگرچه در سیستم آموزشی ما کمتر به شناسایی و پرورش خلاقیت توجه شده اما لازم است به شناخت دقیق فرایند های هوش هیجانی و خلاقیت پرداخته شود و عوامل موثر بر آنها بررسی گردد.نتیجه ای که از پژوهش حاضر حاصل خواهد شد این است که آیا بین هوش هیجانی و خلاقیت رابطه وجود دارد یا خیر ؟

اهداف پژوهش

هدف اصلی در این تحقیق

بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان متوسطه نظری منطقه 11 تهران می باشد.

اهداف فرعی

1- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان دختر و پسر.

2- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان دختر رشته های ریاضی و تجربی وانسانی .

3- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان پسر رشته های ریاضی و تجربی وانسانی.

4- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان دختر سال اول عمومی

5- بررسی رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در بین دانش آموزان پسر سال اول عمومی.


فرضیه های تحقیق:

الف : فرضیه اصلی

بین هوش هیجانی و خلاقیت در دانش آموزان دوره متوسطه منطقه 11 تهران همبستگی وجود دارد .

ب : فرضیه های فرعی

1- بین میانگین هوش هیجانی دختران و پسران تفاوت وجود دارد.

2- بین میانگین خلاقیت دختران و پسران تفاوت وجود دارد.

3- بین میانگین هوش هیجانی دانش آموزان علوم انسانی با علوم ریاضی و تجربی تفاوت وجود دارد.

4- بین میانگین خلاقیت دانش آموزان علوم انسانی با علوم ریاضی و تجربی تفاوت وجود دارد.

5- بین میانگین هوش هیجانی دانش آموزان پایه اول با پایه دوم و سوم تفاوت وجود دارد.

6- بین میانگین خلاقیت دانش آموزان پایه اول با پایه دوم و سوم تفاوت وجود دارد.

متغیرها

اصطلاح متغیر[13] به خصوصیتی اشاره می کند که بوسیله آن اعضای یک گروه یا مجموعه از یکدیگر متمایز می شوند. اعضای گروه ممکن است افرادی باشند که از لحاظ جنسیت، سن، رنگ چشم، هوش، افت شنیداری، زمان واکنش به محرکها، نگرش نسبت به یک موضوع سیاسی و بسیاری از جنبه های دیگر با هم تفاوت دارند. چنین ویژگیهایی را می توان متغیر نامید (فرگوسن[14]، 1989)

متغیر مستقل: متغیری است که پژوهش گر می تواند در آن دخل و تصرف کند و در پژوهش حاضر هوش هیجانی به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده است.

متغیر وابسته: متغیری که پژوهشگر نمی تواند در آن دخل و تصرف کند و در پژوهش حاضر خلاقیت بعنوان متغیر وابسته می باشد.

متغیر کنترل: متغیری که حضورش در پژوهش ملموس است و پژوهشگر آن را کنترل می کند در این پژوهش، سن، پایه تحصیلی، جنسیت و رشته تحصیلی متغیر کنترل می باشند.

تعاریف نظری وعملیاتی

الف) تعاریف نظری

هوش هیجانی[15]

مایر و سالوی هوش هیجانی را به عنوان مجموعه ای از توانایی های مرتبط به هم که دارای چهار بُعد اساسی می باشند، تعریف می کنند که این ابعاد عبارتند از:

1- شناسایی و بیان عواطف

2- استفاده صحیح از عواطف

3- فهم و درک عواطف

4- مدیریت و تنظیم عواطف (سیاروجی و همکاران- 2000)

گلمن هوش هیجانی را مهارتی می داند که دارنده آن می تواند از طریق خودآگاهی روحیات خود را کنترل کند، از طریق خودمدیریتی آن را بهبود بخشد، از طریق همدلی تاثیر آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه‌ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد. (مقصودی، 1383)

خلاقیت:

ازنظر تورنس[16] ( 1998) ، : خلاقیت عبارت است از فرآیند حل کردن مشکلات، مسائل، و اطلاعات، عناصر گم شده، چیزهای ناجور، حدس زدن و فرضیه‌سازی درباره این نواقص و ارزیابی و آزمودن این حدس ها و فرضیه ها، تجدیدنظرکردن و دوباره آزمودن آنها و بالاخره انتقال نتایج. (سیف 1379)

ابراهام مزلو[17] خلاقیت را چنین تعریف کرده است:

خلاقیت در ابتدا از روان ناهشیار سرچشمه می گیرد. ایده های تازه (و یا نوآوریهای واقعی) است که با آن چه در حال حاضر وجود دارد،‌متفاوت است.

به عقیده برآن[18] (1989) مقدماتی ایجاد می شود. در این وسط معجزه ای رخ می دهد و چیزی به اسم خلاقیت حاصل می شود.

گیلفورد[19] (1971) خلاقیت را این گونه تعریف می کند:

تفکر واگرا در حل مسئله. به نظر او تفکر واگرا تفکری است که در جهات مختلف سیر می کند.

مک[20] کینون( 1985) خلاقیت را حل مسئله به نحوی که ماهیتی «بدیع و نو داشته باشد» تعریف می کند.

ویلیامز[21]( 1985) ، می گوید: «خلاقیت مهارتی است که می تواند اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد».

استین[22] (1975) خلاقیت را به عنوان : یک فرایندی که منجر به ایده ای تازه شده و توسط گروه زیادی در زمانهای مختلف، مفید قانع کننده و تابع دفاع باشد» تعریف می کند.

گیلفورد ( 1971) ،در مدل «ساختار عقل» خود،‌خلاقیت را متشکل از 8 بُعد اساسی زیر می داند:‌

1- حساسیت به مسئله [23]

2- سیالی[24]

3- ایده های نوین[25]

4- انعطاف پذیری [26]

5- هم نهادی[27]

6- تحلیل گری[28]

7- پیچیدگی [29]

8- ارزشیابی[30]

به نظر او زیر هرکدام از این بعدهای اساسی چند بعد فرعی قراردارد. برپایه این مدل گیلفورد یک مجموعه ای از آزمون برای اندازه گیری خلاقیت ساخته که این مجموعه شامل 13 آزمون است. 9 آزمون کلاسی و آزمون شکلی تورنس[31] (1989) خلاقیت را بطور خلاصه مرکب از چهار عامل اصلی می داند:

1- سیالی: یعنی استعداد تولید ایده های فراوان

2- ابتکار: یعنی استعداد تولید ایده های بدیع، غیرمادی و تازه.

3- انعطاف پذیری: یعنی استعداد تولید ایده های متنوع و یا روشهای بسیار گوناگون.

4- بسط: یعنی استعداد توجه به جزئیات.

ب) تعاریف عملیاتی

هوش هیجانی

منظور از هوش هیجانی در این تحقیق نمره ای است که آزمودنیها از آزمون هوش هیجانی بار-آن بدست می آورند.

خلاقیت :

خلاقیت آفرینش فرآورده های پیچیده از مواد اولیه ساده می باشد که در این پژوهش منظور از خلاقیت نمره حاصل از اجرای آزمون سنجش خلاقیت عابدی در بین آزمودنیها می باشد.



پیشینه موضوع پژوهش

بعد از این که برای اولین بار سالووی و مایر در سالهای 1990 تئوری مدونی به نام هوش هیجانی ارائه کردند، از آن زمان تاکنون مطالعات زیادی در مورد این سازه در زمینه های مختلف صورت گرفته است. در این جا برخی از این مطالعات را ذکر می کنیم.

الف : درایران

زارع 1380 رابطه بین هوش هیجانی و موفقیت تحصیلی را مورد ارزیابی قرارداد. وی در این تحقیق از پرسشنامه بار-آن به منظور پیش‌بینی موفقیت تحصیلی به وسیله هوش هیجانی استفاده نمود و دریافت که بین هوش هیجانی و موفقیت تحصیلی همبستگی معناداری وجود دارد ولی بین هوش شناختی و هوش هیجانی همبستگی معنادار وجود ندارد.

بنکداری در سال 1384 به بررسی رابطه هوش هیجانی والدین با سازگاریهای اجتماعی فرزندان پرداخت . بدین منظور 252 دانش آموز دختر و پسر پایه چهارم دبستان شهر تهران بررسی شدند. در نتایج تحقیق وجود رابطه مثبت و معنادار بین هوش هیجانی والدین و سازگاری اجتماعی فرزندان داشت. مادران از طریق سه مولفه خودکنترلی- هوشیار اجتماعی و خودانگیزی توانایی پیش‌بینی سازگاری اجتماعی فرزندان دختر خود را دارند. و این امر نزد پدران به مولفه‌های هوشیاری اجتماعی – توانایی پیش بینی سازگاری اجتماعی فرزندان پسر را دارا می باشند. نتایج نشان می دهد که بین هوش هیجانی پدران و مادران تفاوتی وجود ندارد. تنها در مولفه خودکنترلی نمرات پدران بیشتر از مادران می باشد.

سازگاری اجتماعی دختران از پسران بیشتر است. اما از دیدگاه مادران تفاوتی در سازگاری اجتماعی فرزند دختر و پسر دیده نمی شود.

عباسی (1384) به بررسی و مقایسه هوش هیجانی دانش‌آموزان پسر کم توان ذهنی آموزش پذیر 12-10 ساله با و بدون اختلالهای عاطفی رفتاری در شهر تهران پرداخت. نتایج تحقیق بین دو گروه مادران فاقد و واجد اختلالات عاطفی رفتاری نشان داد که آنها در زمینه هوش هیجانی کلی و زیر مجموعه ای آنها که عبارتند از: خودآگاهی – خودکنترلی- خودانگیزی – همدلی و مهارتهای اجتماعی می باشند. تفاوت معناداری با یکدیگر دارند.

مقصودی (1384) به بررسی و مقایسه ویژگیهای شخصیتی و روانشناختی(هوش هیجانی – خلاقیت – خودپنداری- خودکارآمدی – منبع کنترل) کارآفرینان تهرانی با افرادی عادی می پردازد که نتایج حاصل از داده های هوش هیجانی نشان می دهد که بین میانگین دو گروه کارآفرینان و افراد عادی تفاوت معناداری وجوددارد. بدین معنی که میانگین هوش هیجانی افراد کارآفرینی به نسبت افراد عادی بالاتر است. این تفاوت علاوه بر میانگین هوش هیجانی کلی در هر پنج مولفه ترکیبی هوش هیجانی نیز معنادار است یعنی میانگین گروه کارآفرینان در مولفه‌های درون فردی، میان فردی، سازگاری، کنترل تنش و خلق عمومی به نسبت افراد عادی بالاتر است.

پیرخائفی (1372) :

به بررسی رابطه بین هوش عمومی وخلاقیت در بین دانش آموزان پسر دوم نظری دبیرستانهای شهر تهران پرداخته است .نتیجه ارزیابی نشان می دهد که بین هوش عمومی و خلاقیت کلی نمونه تحقیق همبستگی ناچیزی وجود دارد .

ب : در جهان:

براکت[32] (2004) هوش هیجانی 330 مردو زن را با استفاده از مقیاس مایر و همکاران مورد ارزیابی قرارداد . در این تحقیق هوش هیجانی زنان به طور معنی داری بیش از مردان بود. همچنین هوش هیجانی همبستگی منفی و معنی داری با ناسازگاری و رفتارهای منفی اجتماعی داشت. نمرات پایین هوش هیجانی در مردان مربوط به درک هیجانات و استفاده از هیجانات (بهبود تفکر) بود و هوش هیجانی پایین در مردان با مصرف مواد و استفاده از الکل همبستگی داشت. همچنین این افراد دارای رفتارهای انحرافی بیشتر و ارتباطات اجتماعی ضعیف بودند.

سیاروچی[33] و همکاران (2002) در مقاله ای به عنوان «هوش هیجانی رابطه بین استرس و سلامت روانی را تعدیل می کند» مطالعه ای را شرح می دهند که برروی 302 نفر از دانشجویان به روش مقطعی انجام گرفت. 3 شاخه هوش هیجانی در این تحقیق مدنظر بودند که عبارتند از:‌ادراک و ارزیابی هیجانی،‌فهم و استدلال در مورد هیجانها و مدیریت و نظم‌بخشی در خود و دیگران.

استرس نیز در دو بُعد جر و بحث وگفتگوی مشاجره سر میز و وقایع منفی و ناگوار زندگی مورد توجه قرارگرفت. نتایج پژوهش حاکی از این بود که برخی از اشکال هوش هیجانی ممکن است افراد را از استرس محافظت کند و منجر به سازگاری و تطابق بهتری در آنان شود . این امر تلویحات روشنی برای پیشگیری از حالات افسردگی دارد. افرادی که در مدیریت و کنترل هیجانهای دیگران عملکرد خوبی دارند، از حمایت اجتماعی برخوردار بوده و احساس رضامندی بیشتری در زندگی دارند. این حساسیت روزافزون می تواند آنان را در مقابل افسردگی و افکار خودکشی محافظت کند. همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که هوش هیجانی رابطه میان استرس و متغیرهای سلامت روان را تعدیل می کند در مواردی افراد باهوش هیجانی بالا تاثیرات بیشتری از استرس داشته و سطح بالایی از افسردگی را نشان می دهند که آنها دو فرضیه را مطرح کردند.

فرضیه گم‌گشتگی[34]

که پیشنهاد می کند افرادی که در ادراک هیجان در سطح پایین قراردارند در واقع به استرس حساس هستند اما به آسانی تشخیص نمی دهند که استرس بر آنها چه اثری دارد. براین اساس افراد با ادراک هیجانی پایین درباره آن چه احساس می کنند، بیشتر سردرگم می شوند و درک پایین‌تری از چگونگی تاثیر آن بر زندگی ازخود نشان می دهند .

فرضیه عدم حساسیت[35]

پیشنهاد می کند که افرادی که ادراک هیجانی ندارند با موفقیت تفکرات استرس زا را سرکوب می کنند و یا در کل به آنها توجهی نمی کنند.

هانت و ایوان[36] (2004) در پاسخ به این سوال که آیا هوش هیجانی می تواند پیش بینی کند که افراد چگونه بر تجربیات تکانشی و ناگهانی پاسخ می دهند، مطالعه ای برروی 181 مرد و 233 زن اجرا کردند .نتایج نشان دادند که افرادی که نمرات هوش هیجانی بالایی داشتند نشانه های روانی کمتری در رابطه با تجربیات تکانشی نشان دادند علاوه براین مشخص شد که وقایع ضربه ای تاثیرات منفی بیشتری بر زنها داشت و مردها سازگاری بهتری با این تجربیات از خود نشان دادند.

در پژوهشی که توسط مایر و همکاران (2000) به عمل آمد، مشخص شد که افرادی که نمرات بیشتری در همدلی دارند، انطباق عاطفی بهتری داشته و معاشرتی هستند و در میان مردم محبوبیت بیشتری دارند. این افراد در پاسخدهی به محیط اجتماعی و ایجاد یک شبکه اجتماعی پشتیبان برای خود موفق‌ترند.

شات[37] (2001) در هفت مطالعه جداگانه به بررسی رابطه هوش هیجانی و روابط بین شخصی پرداخت. و دریافت که افراد باهوش هیجانی بالا از قدرت خودکنترلی بالایی برخوردار بوده و نگاه همدلانه بیشتری نسبت به دیگران دارند . آنها همچنین دریافتند که بین هوش هیجانی و مهارتهای اجتماعی رابطه مثبتی وجود دارد به این معنی که افراد باهوش هیجانی بالا قادر به مدیریت صحیح روابط خود بوده و توانایی رهبری بالایی داشته و در حال تعارضات بین شخصی تواناترند. آنها دارای روحیه همکارانه صمیمانه تری بوده که به حفظ و تداوم ارتباطها کمک می کند این افراد از رضامندی زناشویی بهتری نیز برخوردار می باشند.

لوپز[38] (2003) پژوهشی را برای 103 دانشجو به منظور بررسی رابطه هوش هیجانی و کیفیت ارتباطات اجتماعی صورت داد. نتایج حاکی از وجود همبستگی مثبت بین هوش هیجانی و رضایت از روابط اجتماعی بود. افرادی که در مقیاس مدیریت هیجانی نمرات بالاتری گرفته بودند به احتمال بیشتری روابط خود را با دیگران مثبت ارزیابی کردند. همچنین این افراد حمایت بیشتری از والدین دریافت کرده و از تعاملات منفی کمتری با دوستان نزدیک خود برخوردار بودند.


نیازهای انسانی

نقش پرستار در جامعه جدید گستردگی بسیار یافته است و همانند گذشته در چارچوب فعالیتهای درمانی خلاصه نمی‌شود این تحول سبب می‌شود که پرستار وظایف خود را در ابعادی «عمومی» ارائه نماید نقش پرستار نقشی چند بعدی است و متکی به در نظر گرفتن بیمار به عنوان یک مجموعه زیستی – اجتماعی در شرایط ویژه می‌باشد که مستلزم بهره گیری از آموزش های گوناگون است امروزه اهم
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 88 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 125
نیازهای انسانی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

مقدمه:

نقش پرستار در جامعه جدید گستردگی بسیار یافته است و همانند گذشته در چارچوب فعالیتهای درمانی خلاصه نمی‌شود. این تحول سبب می‌شود که پرستار وظایف خود را در ابعادی «عمومی» ارائه نماید. نقش پرستار نقشی چند بعدی است و متکی به در نظر گرفتن بیمار به عنوان یک مجموعه زیستی – اجتماعی در شرایط ویژه می‌باشد که مستلزم بهره گیری از آموزش های گوناگون است. امروزه اهمیت آموزش پرستاران در زمینه های گوناگون و نقش حیاتی آن در پیشبرد و سلامت جامعه امری انکار ناپذیراست و از طرفی لازمه موفقیت برای برنامه ریزی صحیح و منطقی آموزش پرستاران استفاده از نیازسنجی آموزشی می باشد که به همین منظور در تحقیق حاضر به بررسی نیازهای آموزشی پرستاران بیمارستان پارسیان از دیدگاه مدیران و پرستاران پرداخته شده است. در این فصل به منظور راهیابی به بنیانهای عملی پیرامون موضوع مورد مطالعه و برای دستیابی به چارچوب نظری جهت تدوین فرضیه های تحقیق وپیشینه پژوهش در دو قالب مورد بررسی قرار گرفته است.

1- در بخش اول سعی شده است اصطلاحات و مفاهیم کلیدی در ارتباطات با نیاز و نیازسنجی آموزشی و الگوهای نیاز سنجی آموزشی در مرتبط با پرستاران ارائه گردد.

2- در بخش د وم پاره ای از مطالب در خصوص آموزش، آموزش های ضمن خدمت، اصول و مبانی حاکم در نظام آموزش پرستاران و موارد دیگری از این قبیل مطرح شده است.

3- زمینه های تاریخی حرفه پرستاری، خدمات پرستاری و جامعه، پرستاری در جامعه نوین، تکامل تاریخی تحقیق پرستاری و .... در بخش سوم مورد بررسی قرار گرفته شده است.

4- در بخش چهارم سوابق مطالعات موردی انجام شده در زمینه تحقیق پرداخته شده است.

بخش اول : نیاز و نیازسنجی آموزشی

مفهوم نیاز

مفهوم نیاز یکی از وسیعترین و پرکاربردترین واژه‌هایی است که در حوزه‌های مختلف آموزشی وخدمات اجتماعی متداول است. در واقع نیاز مفهومی است پیچیده و دارای ابعاد گوناگون که درباره‌ آن هیچگونه تعریف منحصر به فردی که مورد پذیرش همگان باشد وجود ندارد و فهم آن بستگی به این دارد که این امر را در کدام یک از شاخه‌های علوم بشری و برای چه تحقیقی مورد بررسی قرار داده و از آن چه استفاده‌ای می‌کنیم هر کدام از علوم مختلف از دیدگاه خود به نیازها پرداخته‌اند به عنوان مثال فیزیولوژیست‌ها به بعد فیزیولوژیکی، روانشناسان به بعد روانی، جامعه شناسان به بعد اجتماعی نیازها پرداخته و اقتصاد دانان در چارچوب تقاضای مشتریان نیازها را مورد مطالعه قرار می‌دهند (مختاری آبکناری ، 1382ص43).

با توجه به مفاهیم نیاز تعاریف متعددی نیز در این زمینه وجود دارد که در ذیل به تعدادی از آنها می‌پردازیم.

بر اساس تعریف ارائه شده توسط آتکینسون و همکاران (1996ص 201) نیاز عبارت است از هرگونه فقدان یا کمبود احساس شده توسط فرد که مغایر با رفاه او باشد به عبارت دیگر نیاز اشاره به فقدانها و کمبودهای احساس شده توسط فرد دارد که اگر برطرف شود موجب افزایش رفاه و آسایش او می‌گردد (شعبانعلی فمی ، 1380 ص83). از دیدگاه ری( 1991، ص 80) نیاز بر فاصله بین آنچه که هست، وضع موجود و آنچه که باید باشد، وضع مطلوب دلالت دارد. در مطالعه وضع موجود داده‌ها وحقایق پیرامون مانند نگرشها، دانش، وضع زندگی مردم، سطح تولیدات آنها و سایر عوامل فیزیکی، گردآوری و تجزیه و تحلیل می‌گردند. همچنین «آنچه که می‌تواند باشد» معمولادر نتایج کارهای تحقیقاتی منعکس می‌گردد. در بسیاری از حالتها این یک وضعیت ایده آل و آرمانی را ترسیم می‌کند که ممکن است توسط بسیاری از مردم قابل دستیابی نباشد (همان منبع).

سیف (1376ص60)معتقد است که نیاز احساس کمبود یا نیاز در یک موجود زنده است .حجازی (1375ص60) نیاز را اطلاعاتی می داند که از گروه های مختلف از یک موفقیت آموزشی جمع آوری شده تا اختلاف وفاصله میان آنچه که موجود است وآنچه که مطلوب است را معین می کند .

وراب ودیگران (به نقل از سیف،1376ص56) معتقدند که نیاز حقیقتی است میان آنچه که هست وآنچه که باید باشد اختلافی وجود دارد که می تواند ناشی از تفاوت احاطه در دانش ومهارت ونگرشها باشد که کارآموزان برای انجام دادن بهتر ومطلوب تر وظایف خود آن را انجام می دهند. لذا بنابر آنچه که گفته شد می‌توان مفهوم نیاز را در مجموع به تلاش جهت کاهش اختلاف بین وضع موجود فعلی و وضع مطلوب آینده اطلاق کرد (فهیمی ، 1383ص43).

ویژگیهای نیازهای انسانی

برخی از ویژگیهای ابتدایی نیازهای انسانی عبارتند از :

1- تمام مردم نیازهایی دارند .

2- نیازها بیانگر فاصله بین وضع موجود و وضع مطلوب است .

3- مردم باید تفاوت بین وضع موجود واقعی و وضع مطلوب را تشخیص داده و قبل از آنکه برای هرگونه تغییری آماده شوند باید بتوانند ارزش وضع مطلوب را درک کنند.

4- وسعت فاصله بین دو وضعیت موجود و مطلوب نشان دهنده میزان نیاز فرد است .

5- نیازها در یک طبقه‌بندی معمولی به سه دسته فیزیکی ، اجتماعی و ادغامی تقسیم می‌شوند.

6- از نظر روان شناسی نیازها در دو گروه احساس شده و احساس نشده طبقه‌بندی می‌شوند.

7- نیازها می‌تواند در ماهیت انفرادی باشند یا در بین اعضای گروهها مشترک باشند.

8- نیازها به مرور زمان تغییر می‌کنند.

9- نیازهای مردم با افزایش سن و رشد و تغییرات اقتصادی و اجتماعی تغییر می‌کنند.

10- اهمیت نسبی نیازها از شرایط فیزیکی و هنجارهای فرهنگی تأثیر می‌پذیرد (شعبانعلی فمی،1380ص43).

طبقه بندی نیازها

کلاً نیازها را براساس معیارهای گوناگونی طبقه بندی می کنند که هر کدام بخشی از وجود وانواع نیازها را نشان می دهد ولی در کل نیاز بر پایه تمایلات وخواسته های هر فرد استوار است ولی این تمایلات وخواسته ها را باید مورد ارزیابی قرار داد وآنها را از نظر عقلانی طبقه بندی کرد در کل به نظر می رسد که طبق تعریف دو نوع نیاز کلی را می توان طبقه بندی نمود (عباسی، 1375ص75 )

1- نیازهای محسوس وآشکار که به سادگی قابل شناسایی هستند و نیازی به تحقیق در مورد آنها نیست. مانند نیاز به غذا یا نیاز به آموزش

2- نیازهای غیر آشکار (غیر محسوس ) : این نیازها که به آن نیازهای پنهان هم گفته می شود با وجود مشخص شدن آن معلوم نیست که چه کسانی به آن نیازمندند مانند تقلیل در کیفیت یا کمیت تولید که کمبود باید تحلیل شده وعلت آن بدست آید ومشخص گردد.

با توجه به آنچه که گفته شد می توان دریافت که نیازی که پنهان وغیر آشکار است باید ابتدا توسط اندیشمندان جامعه طرح وآنگاه بصورت یک نیاز محسوس به مردم آن جامعه ارائه گردد مثلا درک پدیده فقر برای تلاش در فقر زدایی عامل مهمی است چون تا فرد فقر خویش را درک نکند نمی تواند به رفع آن بپردازد .همچنین رفیع پور (1374ص25) معتقد به پوشاندن ومخفی کردن نیازهای پنهانی توسط نیازهای آشکار می گردد و می گوید که جامعه موجب اجتناب از برخی نیازها شده وآنها را به عنوان ناهنجاری طرد می کنند در ضمن هر چه سطح نیازها بالاتر می رود میزان آشکار بودن نیاز هم کاهش می یابد و در صورت ارضاء موجب بروز نیاز بعدی می گردد.

بنابر آنچه که گفته شد می توان گفت که از نظراندیشمندان وجامعه شناسان ومتخصصان علوم تربیتی که در زمینه نیاز مطالعه کرده اند تعریف واحدی از مفهوم نیاز وجود ندارد ولی در مجموع به تلاشهائی برای پوشاندن اختلاف بین وضع موجود فعلی و وضع مطلوب آینده اطلاق می گردد.

نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو

یکی از معروفترین نظریه های انگیزش درکار، نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو است از زمان معرفی آن در سالهای مبانی دهه 1940 تاسالهای پایانی دهه 1950 این نظریه در درجه نخست در قلمرو روانشناسی بالینی بود که مازلو بیشتر کارهای پیشرفته خود را در آن زمینه به انجام رساند. با توجه بیشتری که به نقش انگیزش در کار بعمل آمد، در دهه 1960 نظریه سلسله مراتب نیاز که به عنوان یک الگوی مطلوب رفتار انسانی در سازمان پدیدار شد تا اندازه زیادی به سبب معروف شدن الگو از سویً داگلاس مک گرگورً [1] درباره این نظریه بطور گسترده بحث شد و از سوی روانشناسان سازمان و مدیران مورد بهره گیری قرارگرفت .

الگوی مازلو از دو مرحله اساسی تشکیل شده است. مرحله نخست اظهار می دارد که افراد در ابتدا مخلوقاتی نیازمندند که از سوی آرزویی برای بر آورده کردن نیازهای نوع خاص برانگیخته می شوند. بر پایه مشاهدات بالینی، مازلو ثابت کرد که بیشتر افراد با شدت و ضعف مختلف، نیازهای زیر را دنبال می کنند:

1 ـ نیازهای فیزیولوژیکی

این نیازها ، اساسی ترین نیازهای انسان را تشکیل می دهد و نیاز به غذا ، آب و نیازهای جنسی را شامل می شود.

2 ـ نیازهای ایمنی

دومین دسته نیازها ، در زمینه فراهم کردن محیطی فیزیکی امن و مطمئن می باشد، محیطی که خالی از تهدید برای ادامه زیست باشد.

3 ـ نیازهای تعلق داشتن

این نیازها مربوط به آرزوی شخص برای پذیرفته شدن از سوی دیگران و برقراری دوستی است

4 ـ نیازهای احترام

نیازهای احترام بر پایه اشتیاق فرد به داشتن تصویر ذهنی مثبتی از خود و برخوردار شدن از شناخت، توجه و تشویق از سوی دیگران در قبال کمکهائی که فرد می کند تمرکز دارد.

5 ـ نیازهای خود شکوفایی

بالاترین دسته نیازها، خود شکوفایی است در اینجا شخص در درجه نخست با پرورش نیروی بالقوه خود به عنوان یک فرد می خواهد تا جایی که ممکن است، پیش برود.

بنابر نظر مازلو، نیازهایی که تا اندازه زیادی برآورده نشده اند در افراد ایجاد تنش می کنند، که این امر سبب می شود تا آنان به گونه ای رفتار کنند که این تنش کاهش یابد و وضع درونی آنان به حال تعادل بازگردد. وقتی یک نیاز معین با دسته ای از نیازها ارضاء شود توانایی خود را به عنوان یک نیروی انگیزش دهنده از دست می دهد تا دوباره آشکار شود یا به فعالیت در آید. به سخن دیگر بسیاری از نیازها دوره ای است. از این نظر الگوی مازلو همانند دیگر نظریه های انگیزش و شخصیت و مانند نظریه مورای است. دومین توضیح اساسی مازلو درباره نیازها، منحصر به خود او و بی سابقه است. به طور مشخص، وی استدلال می کند، نیازهایی را که انسان دنبال می کند، در همه جهان و میان ملتها، همانند یکدیگر است و اینکه این نیازها از نظر توالی به شکل سلسله مراتب تنظیم یافته اند به این معنی که هر گاه نیازهای رده پایین برآورده شوند. فرد در یک زمان در نردبان نیازها یک پله بالاتر می رود و کوشش می کند که نیازهای رده بالاتر را ارضاء نماید.

نظریه سلسله مراتب نیازهای تعدیل شده از سوی آلدرفر

در پاسخ به انتقادهایی که به طرح اولیه نیازها شد ، کلی تن آلدرفر [2]یک نظریه تعدیل شده را در زمینه نیازها پیشنهاد کرده است که اساسأ سطوح سلسله مراتب نیازهای مازلو را در سه سطح خلاصه می کند ، این الگو به نام نظریه وجود ـ ارتباط ـ رشد معروف شده است.

آلدرفر به طور مشخص سه سطح نیاز به صورت ذیل را مشخص می نماید:

1 ـ نیازهای وجود یا موجودیت

این نیازها شامل آن دسته از نیازهایی است که برای ادامه وجود انسان لازم است بنابراین این طبقه در

برگیرنده نیازهای فیزیولوژیک و امنیت می شود .

2 ـ نیازهای بستگی و ارتباط

این طبقه بستگی به این دارد که مردم چگونه با محیط اجتماعی اطراف خود ارتباط دارند و شامل نیازهای اساسی اجتماعی و ارتباطها و پیوندهای میان اشخاص می شود.

3 ـ نیازهای رشد

این دسته که بالاترین طبقه نیازها به شمار می آیند، شامل نیازهای خود محترم داشتن و خود شکوفایی است.

رویهم رفته، نظر آلدرفر این است که افراد در سلسله مراتب نیازها از نیازهای موجودیت به سوی نیازهای بستگی و ارتباط و نیازهای رشد، در حالی که هر یک از نیازهای رده پایین تر ارضاء شوند، به بالا می روند. الگوی آلدرفر درست مشابه الگوی پیشنهاد شده از سوی مازلو است. ولی نظریه آلدرفر به هر صورت از دو جهت اساسی با نظریه اولیه مازلو فرق دارد نخست، مازلو معتقد بود پیشرفت از یک سطح به سطح بالاتر، بستگی به برآورده شدن نیازهای رده پایین تر دارد، بدین سان افراد در نتیجه ارضاء نیاز در سلسله مراتب نیازها به پیش می روند. نظریه وجود ـ ارتباط ـ رشد آلدرفر ، برعکس مبتنی بر این است که علاوه بر فرآیند ارضاء ـ پیشرفت فرآیند ناکافی ـ برگشت وجود دارد. دومین تفاوت عمده با نظریه اصلی مازلو در این است که الگوی آلدرفر اظهار می کند که ممکن است بیش از یک نیاز، در یک زمان فعال یا عامل باشد. این فرضیه یک الگوی انگیزش با نرمش بیشتر را پیشنهاد می کند و از این نظر این الگو با الگوی نیازهای آشکار مورای مشابه است.

نیاز آموزشی

نیاز آموزشی عبارت از مجموعه یادگیری‌های لازم (در سه حیطه دانش، توانایی و نگرش) برای انجام صحیح و مؤثروظایف شغلی است. این نیاز زمانی پدید می‌آید که فاصله و شکافی میان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب وجود داشته باشد (ابطحی،63ص)

نمودار (2-1) : مفهوم نیاز آموزشی

منبع : (ابطحی ، 1368ص97)

در واقع نیاز آموزشی چیزی است که فرد یا افراد به سود خود و سازمان وجامعه لازم است بیاموزند تا عملکرد، ‌مهارت، دانش محدود و یا نگرشهای نامطلوب آنان اصلاح گردد (خیری، 1383ص13)

همچنین نیازهای آموزشی به نیازهایی اطلاق می‌گردد که در حوزه‌های معرفتی، مهارتی و نگرشی مطرح می‌شوند و از طریق آموزش قابل رفع است.( چیزاری ، 1998ص 100)

نیاز آموزشی عبارت است از تفاوت بین آموزشی که در حال حاضر برای تواناسازی فراگیر جهت حصول به انتظارات اجرایی فراگیر صورت می گیرد و آن آموزشی که مورد نیاز است. بنابراین نیاز آموزشی را می توان تغییراتی دانست که در فرد یا افراد، از نظر دانش، بینش و مهارت باید به وجود آید تا افراد مزبور بتوانند مسئولیتها و وظایف مربوط به حرفه خود را در حد مطلوب و قابل قبول انجام دهند بر همین اساس برای بررسی نیاز های آموزشی سه سئوال مطرح است :

1- کدام اثرات آموزشی برای افزایش توانایی های فراگیر برای اجرای مهارتهای حرکتی ضروری است؟

2- کدام اثرات آموزشی برای گسترش ظرفیت فراگیر برای بدست آوردن دانش یا توسعه توانایی های ذهنی ضروری است؟

3- کدام اثرات آموزشی برای هدایت الگو های رفتاری فراگیر جهت طبقه بندی علائق، نگرشها و ارزشها و تنظیم آن برای یک نظام ارزشی ضروری است؟

اهمیت نیاز و نیاز سنجی در آموزش

در عصر حاضر با توجه به رشد سریع و همه جانبه دانش بشری، علم و هنر مدیریت روز به روز فنی تر و پیچیده تر می شوند به همین خاطر پرستاران برای موفقیت شغلی خود با نیازهای گوناگونی مواجه اند که می توان دانش فنی، مهارتهای شغلی و درک عمومی از حرفه پرستاری را از آن جمله دانست، ولی علاوه بر این نیازها، هر روزه نیازهای آموزشی جدیدی هم در زمینه علم پرستاری پدیدار می گردند که باید ارضاء شوند.

نیاز شالوده و اساس برنامه ریزی آموزشی است و برای تدوین هدفهای مطلوب در یک برنامه ریزی ابتدا باید نیازها را بررسی کنیم از طرف دیگر یکی از مهمترین عوامل و محرکهای مشوق برای شرکت پرستاران در برنامه های آموزشی برآوردن نیازها و خواسته های آنان می باشد. مطالعه در خصوص خواستها و نیازهای پرستاران از اساسی ترین ضروریات در تهیه و تدارک برنامه های آموزشی برای آنها است و از طرف دیگر برنامه های آموزشی پرستاران تنها زمانی برای آنان جذاب خواهد بود که با مشکلات و نیازهای واقعی آنان در ارتباط باشد بنابراین هرگاه محتوای برنامه های آموزشی بر اساس نیاز پرستاران تدوین شده باشد و پرستار از جمیع جهات احساس کند، آنچه او نیاز دارد همان است که به او عرضه می شود آن برنامه می تواند موفقیت چشمگیری داشته باشد اما بر عکس اگر آنچه به پرستار عرضه می شود با نیازهای او منطبق نباشد بدون تردید آن تاثیری نخواهد داشت.

در اهمیت نیاز اینکه اگر برنامه های آموزشی منطبق بر نیاز پرستاران باشد از اتلاف منابع و هزینه به نحوه چشمگیری جلوگیری به عمل خواهد آمد و منجر به ارتقای سطح دانش ، بینش و نهایتاً مهارت آنان می گردد. دلایل متعددی برای نیازسنجی آموزشی پرستاران وجود دارد که به برخی از آنان در ذیل اشاره می گردد :

1- نیاز سنجی آموزشی دقیقاً معلوم می کند که چه پرستارانی نیازبه آموزش دارند و به چه آموزش های نیاز دارند. برای پاسخ به این سئوالات نمی توان به حدس و گمان مسئولان و سلیقه های شخصی و یا فقط به علاقه توجه داشت بلکه باید اهداف، نیازهای اجتماعی و از همه مهمتر، نیازهای رشد و تعالی پرستاران را مد نظرقرار دارد.

2- مطالب آموزشی باید تاثیر به جای گذارد و تغییر وتحول ایجاد کند. انجام چنین اموری بدون نیاز سنجی آموزشی همراه با برنامه های دقیق و محتوای مناسب امکان پذیر نخواهد بود.

3- موفقیت هر موسسه و یا سازمانی از جمله بخش بهداشت و درمان ایجاب می کند که پرسنل آن سازمان در حد مطلوب فعالیت نمایند، فعالیت درحد مطلوب ایجاب میکند که نیازسنجی آموزشی صورت پذیرد.

4- نیاز سنجی آموزشی در حقیقت توجیه کننده دوره های مختلف آموزشی است.

5- یکی از دلایلی که نیاز سنجی آموزشی را توجیه می کند آن است که تا سرحد امکان اطمینان حاصل شود که هم محتوا و روش های آموزشی و هم سطحی که برای تدریس موضوع انتخاب شده، مناسب ترین است.

6- نیاز سنجی آموزشی از دیدگاه انسانی و بشردوستانه می تواند گامی در جهت کاهش فقر، بیکاری و نابرابری ملل محروم و از نظر بهداشتی می تواند منجر به سلامت جامعه و درنتیجه پویایی جامعه و از نظر اقتصادی می تواند منجر به افزایش تولید و در نتیجه افزایش درآمد و از نظر سیاسی می تواند باعث ثبات یک جامعه، تعین آزادیهای مشروع و از نظر زیست محیطی می تواند موجب حفظ، احیاء، توسعه و بهره برداری صحیح از منابع طبیعی گردد. ( شریعتی، 1378 ص56)

انواع نیاز آموزشی

نیازهای آموزشی بر اساس ماهیت عمدتاً به چهار گروه تقسیم می‌‌شوند:

1- نیاز هنجاری [1]: این نیاز زمانی مطرح است که دانش و آگاهی فرد متصدی شغل، پایین تر از استاندارد یا فرمهای تعیین شده برای آن شغل باشد .

2-نیاز احساس شده[2] : ‌این نوع نیاز معمولاً از طریق پرسش ساده از فرد مسئول یا متصدی یک مؤسسه، در مورد اینکه چه چیزی آنها نیاز دارند تا آموزش ببینند، مشخص می‌شود. که این نیاز مترادف خواستن است.

3- نیاز ارائه شده یا مورد تقاضا[3] : در شرایطی که فرد یا مؤسسه، خود جهت برطرف کردن نیاز حس شده اقدام کند، به آن نیاز مورد تقاضا گویند.

4-نیاز مقایسه‌ای[4] : این نیاز زمانی ایجاد می‌شود که فرد خصوصیت ، تواناییها ،‌مهارتهای علمی و تخصصی خود را با افراد هم سطح و هم شغل خود مقایسه کند و تفاوتهایی را مشاهده کند که به آن تفاوتها، نیاز آموزشی مقایسه‌ای می‌گویند (چرمچیان لنگرودی ، 1382ص78).

اولویت بندی نیازهای آموزشی

محدودیتهای زمان، بودجه و الزامات اثر بخشی اقتضا می‌کند که نیازهای آموزش پس ازشناسایی، اولویت بندی شوند . اهمیت اولویت بندی از آن جهت است که نیازهایی را که برای شغل ارزشمند است مشخص می‌کند و داده‌هایی را که برنامه آموزشی بر آن بنا خواهد شد تعیین می‌کند و از این رو در خدمت اثر بخشی و کارآیی آموزش قرار می‌گیرد.

ترک زاده (1378ص35) معتقد است که اولویتهای آموزشی را می‌توان به طرق گوناگون و با توجه به معیارهای مختلفی تعیین کرد. از جمله اینها می‌توان به مواردی مانند: اهداف، استراتژیها و خط‌مشی‌های سازمان، هزینه اثر بخش رفع نیازها (نسبت ستانده به داده محاسبه و نیازهای آموزشی بر حسب نسبت‌های به دست آمده به ترتیب نزولی اولویت بندی می‌شوند)، هزینه فرصت از دست رفته در صورت عدم رفع نیازها، طول مدت و زمان منابع لازم و موجود برای رفع نیازها، مقایسه هزینه‌های رفع و عدم رفع نیازهای آموزشی و تعداد افرادی که درگیر یک نیاز هستند اشاره کرد.

همچنین نیازهای آموزشی را می‌توان به جویهای کوچکی تشبیه کرد که از به هم پیوستن آنها، رود بزرگی تشکیل می‌شود به نام نیازهای آموزشی، با بزرگ شدن حجم نیازها، ممکن است که مسئولان و برنامه‌ریزان از اتخاذ تصمیمات صحیح باز بمانند و آنها نتوانند که رشته فعالیتها را می‌باید از کجا شروع کنند و به کجا خاتمه دهند.از این رو جهت رفع مشکل فوق ضرورت دارد که نیازهای آموزشی مطابق نمودار (2-2)، از میان صافیهایی عبور داده شوند تا ضمن تقلیل نیازها، امکان تعیین اولویت آنها هم میسر شود. اولین فیلتری که نیازها باید از آن عبور داده شوند، «اهداف سازمان » است. هماهنگ نمودن نیازهای آموزشی با اهداف سازمان باعث خواهد شد که بسیاری از نیازهای آموزشی که در اولویت نیستند، شناخته شوند و به آینده موکول گردند. دومین فیلتر «امکانات سازمان» است و شامل بودجه آموزشی، پرسنل آموزش ، امکانات و مواد کمک آموزشی و ... می‌شود که در مقابل نیازهای آموزشی، محدودیتهایی را به وجود خواهند آورد .

سومین فیلتر «شرایط فراگیران» است. این محدودیتها باعث ایجاد فیلتر اولویتها شده و اولویتها معمولاً به برطرف کردن آن دسته از نیازهای آموزشی داده می‌شود که اساسی‌ترین مشکلات را برطرف نمایند. سپس آموزشهای ضروری به دو دسته آموزشهای کوتاه مدت و آموزشهای بلند مدت تقسیم شده و اقدامات لازم جهت رفع نیازها به عمل می آید (ابطحی ، 1368 ص46) .